######OpenITI# #META# Creator: escriptorium #META# Created: 2025-02-14T14:38:00.687041+00:00 #META# LastChange: 2025-02-14T14:38:00.687075+00:00 #META# transcription layer pk: 12799 #META# transcription layer name: kraken:all_arabic_scripts #META# avg transcription confidence: 0.9596996691548894 #META# Creator: escriptorium #META# Created: 2025-02-14T14:39:51.204916+00:00 #META# LastChange: 2025-02-14T14:39:51.204943+00:00 #META# transcription layer pk: 12800 #META# transcription layer name: kraken:all_arabic_scripts #META# avg transcription confidence: 0.9547011692745154 #META#Header#End# # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0030.jpg) # فصیحتر عبارتی که در گردن جان تعویذ[و]. وشاح(1) اقبالتواند بود وملیح # ~~تر روایتی که خواطر عواطر را ماده سعادت واجلال شاید دانست محامد بی ~~انقضاء # ~~مالک الملکیست که ملکت بردوامش از وصمت تبدیل و تحویل مقدس ومبراست # ~~و مدایح بی انتهاء واجب الوجودیست که وجود با جودش از نقص بدایت و ~~نهایت # ~~منزه و معرا کان الله ولم یکن معه شیء معبودی که سلاطین ذی شو کة و ~~شکوه تاج # ~~افتخار از آمتان عبودیتش مسألت نمایند و مسجودی که خواقین صاحب مکنت و # ~~مکان سریر مسرت پاد شاهی از خاک بوسی بار کاه جلالش یابند ### | بیت # # شهان آنزمان پادشایی کنند %~% که بر آستانش گدایی کنند # # سر پادشاهان گردن فراز %~% بخاک درش بر زمین نیاز # # هر آنکس که ازدر گهش سربتافت %~% بهر در که شد هیچ عزت نیافت # ~~له ملک السموات والارض وهو علی کل شیء قدبر # وصلات صلوات نامیات بر پیغمبری که منشور میسور نبوتش بتوقیع وقیع ~~PageV01P002 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0031.jpg) # ~~دیباچه »- # ~~رفیع وما ارسلناک الارحمة للعالمین معنون وموشح است . # و تحف تحیات متوالیات بر رسولی که مثال جلال رسالتش بطغراء غرای # ~~کنت نبیا و آدم بین الماء والطین مدون و موقع وموشح ### | بیت # وقتی کادم در آب و گل بود %~% احمد همگی جان و دل بود (کذا) # بشیر نذیر هاشمی مکرم %~% فصیح بلیغ من یسمی باجمد # مقصود جهان و اصل کونین %~% سلطان سر یر قاب قوسین # (مکسورازوست طاق کسری %~% شاداب بدوست باغدنیی) 1) # ~~حدنعت و ثنای تو چنانچه سزای کبریاء توباشد بدست همچومن بی بضاعتی ~~کجابر آید ### | بیت # # من بنده گرچه حمدو ثنای تو میکنم %~% حمد و ثنای تو نه سزای تو میکنم # # خودرا بزرک میکنم اندر میان خلق %~% نی آنک خدمتی ز برای تو میکنم # ~~ثنای تو حضرت لایزال و مکرم بی زوال جلت قدرته فرموده ما خود کییم ~~تازتنای # ~~تو دم ز نیم درمعرض لعمرک و لولاک ووالضحی - وعلی آله الطاهرین ~~واصحابه- # ~~العلیبین اجمعین ### | اما بعد : # بررای رزین اهل ms001 بینش %~% اشراف سرای آفرینش # کالنورفی السواد سمت ظهور ووضوح یافته که علم تاریخ بواسطه تجارب # ~~در امور جمهور و رعایت عواقب در قضایاء برایا اشرف قوانین افانین علوم ~~است و # ~~علوشان این فن شریف و علم منیف(2) همین بس که کتب سماوی که عبارت از # ~~توریة وانجیل وفرقان استمشحون و مملو از تواریخ وقصص است اماتوریة ~~مشتمل PageV01P003 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0032.jpg) # ~~است برذ کر ابتدای آفرینش وتاریخ عهد آدم تا زمان یوسف صدیق علیهما ~~وعلی # ~~جمیع الانبیاء الصلوة والسلام وحالاتی که میان قبطیهوبنی اسرائیل واقع ~~شده از # ~~قصص و حکایات اماانجیل اکثر آن بیان سیرت وطریقه و شرح احوال مسیح است # ~~علی نبیناو علیه السلام # اماقر آن مذکور و مسطورست باخبار انبیا و آثار امم از سعدا و اشقیا چه # ~~درمتن کتاب کریم مجید و نص خطاب رحیم حمید حکایات اخبار و روایات آثار # ~~مکررا شرف ورود یافته نحن نقص علیک احسن القصص و غیر آن از قصص اخبار و # ~~روایات اخیار بسیار آمده و بنابراین بوده که علماءدانشور وفضلاء هر ~~کشوربا وجود # ~~تعمق در بحار فروع و اصول و ارتقا بمعارج معقول و منقول درین قسم شریف ~~وفن # ~~منیف مصنفات و تالیفات در حیز ضبط و مقام ربط آوردهاند ان فی ذلک لذ ~~کری لمن # ~~کان له قلب اوالقی السمع وهوشهید و چون بر صغیر وکبیر و غنی و فقیر ~~ایضااین # ~~معنی واضع ولایح است که هیچ انیسی خلوات اصحاب ذوق و ندیمی مجالس ارباب # ~~شوق را چون نوادر حکایات و غرایب مقالات نیست ### | بیت # سخنان گذشته خاطر را %~% گه نصیحت شمارو گاه ندیم # نیک آنرا مفام دل میساز %~% وز بدان طبع دور دارمقیم # ~~درین ولا که از نوایب ایام نافرجام و حوادث سپهر می مهر بدرام (1) مقرر ~~این # ~~تقریر و محرر این تحریر را اضعف عبادالله الوافی احمدینهحهدین یحیی ~~المدعو # ~~والملقب بفصیح ااخوافی احسر الله تعالی حاله وطیب باله انواع ملال و ~~اصناف نکال # ~~روی نموده بود و رفیقانی که ms002 متابع سهولت و رخابودند از مرافقت و مصاحبت ~~انقباض # ~~نموده و تفاعد جسته و موافقانی که بسبب امور دنیاوی متفق اللفط والکلمه ~~بودند PageV01P004 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0033.jpg) # ~~* دیباچه » # ~~مخالفت و مناقشت ظاهر گردانیده دوستانی که وفاداری ایشان موجب جذب ~~منفعت # ~~و دفع مضرت بود جفاکاری گزیده دل و خاطر از اندیشه روز گار جفا پیشه ~~وخلان # ~~بی اندیشه مالامال شده و از مصاحبت رفقا و اخوانو موانست احبا و اقران ~~مایوس # ~~گشته فرید و وحید بی یارومونس و غمگسار مانده و گوشهآ از فضاء عالم و ~~کنارهآ # ~~از زمره بنی آدم احتیار کرده این ابیات بر زبان میراند و قال عای کرم ~~الله وجهه ### | شع # جزی الله النوایب کل خیر %~% فمازالت تنغصنی(1) بریق # و ما شکری لها الا لانی %~% عرفت بها عدوی من صدیق ### | بیت # # دوست مشمر آنک در نعمت زند %~% لاف یاری و برادر خواند گی # # دوست اورا دان که گیرددست دوست %~% در پریشان حالی و در ماندکی # ~~درین شداید اصعبواتعب این ناملایماتواقعهآ صاقعه(2) کردارو نازلهآ ~~هایله گفتار # ~~حضرت شاهزادهٔ‌ مبرور مسرور و سلطان زادهآ مرحوم مغفور ### | بیت # # آنک پیوسته باخلاص زجان میخواند %~% بر سر ررضه او آیت رحمت رضوان # # وانکدر باغ جنان طوطی روحش شب وروز %~% دارد از نغمهآ المنة لله الحان # ~~الواصل الی جواررحمة الله الملک المنان غیاث السلطنه والدنیاوالدین ~~پایستغر بها درخان # ~~انارالله تعالی برهانه و ثقل بالحسنات والمکرمات میزانه که این بنده ~~ربیب دولت # ~~وصنیع تربیت آن حضرت بود بحکم نص مبین فرقانی و فرمودهآ احکام متین ~~سبحانی # ~~که کل شیء ها لک الاو جهه داعی یاایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ~~ربکراضیة PageV01P005 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0034.jpg) # ~~مرضیه را لبیک اجابت فرمود ### | فیت # یارب که بهشت مسکنش باد %~% وز کلشن عدن روزنش باد # ~~بوقوع پیوسته بود در زاویهآ خمول منزویشدن و پای عجزدر دامن مسکنت ~~کشیدن # # اصوب حالات واقرب جهات نمود %~% شعو # فطوبی لنفس وطنت قعردار ها %~% مغلقة الا بواب مرخا حجا بها # و ماهی الا جیفة مستحیلة %~% علیها کلاب ms003 همهن اجتذابها # فان تجتنبها کنت سلما لاهلها %~% وان تجتذبها نازعتک کلابها # و در اثناء این حال انیسی که خاطر فاتررا از ملال باز دارد وضمیر کسیررا # ~~مفرح ومروح باشد یافت نمیشد فلاجرم از تمام مهام دامن اختیار در چیده و ~~ازجاده # ~~تردد و آمد شد منحرف ومنصرف شده میکفت ### | بیت # # کیست کز مرحمة ولطف تو گوید سخنی %~% یا کشاید بمن از گفت و شنیدت دهنی # ~~تالحظه بدان خاطر فاتر را روحی و ضمیر کسیررا فتحی روی نماید که مبشر ~~بشارت # ~~سزمدی و منهی سعادت ابدی خبر روحفزای دلگشای لاتیاسوا من روح الله بگوش # ~~هوش وکاخ صماخ رسانیده گفت اگر چند بواسطهآ این قضیه عالم ارواح در ~~تزلزل و # ~~جهان اشباح درتخلخل است اما بدین حکایت تمامی خواطر با ترویح و جمیع ~~ضمایر # ~~با تشریح است که ### | بیت # # ایرج اگر برفت فریدون بکام هست %~% موسی اگر نماند خضر مستدام هست # # تاج ولوا اگربسیاوش وفا نکرد %~% کاووس با سریر بقا بردوام هست ~~PageV01P006 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0035.jpg) # ~~« دییاچه » # ~~اعنی السلطان الاعظم والخاقان المعظم طراز کسوت جهانبانی مشید مراسم ~~مسلمانی # ~~خسرو ناهید بزمورزم فریدون عطارد حزم وعزم دارای سلیمان حشمت کریم ~~اخلاق ### | بهت # # بعمد خلق کریمش همی شود معلوم %~% که چیست معنی لفظ مکارم اخلاق # ~~قهرمان اکاسرة العرب والعجم اعدل سلاطین زمان مرجع خواقین دوران مربی ~~ارباب # ~~العلم والتقی مظهر کلمات الله العلیا ### | بیت # شهنشاه جهان دارای عالم %~% چراغ دودمان نسل آدم # خجسته گوهر دریای شاهی %~% و جودش مهبط نور الهی # ضمیرش نقطهآپر گارمعنی %~% درونش مظهر انوار معنی # ~~هعین السلطنه والدنیا والدین شاهرخ یهادرخان خلدالله تعالی ملکه و ~~سلطانه # ~~واعلی فی الخافقین امره وشانه ### | بیت # # خدایا تا جهانرا آب و رنگ است %~% فلک را دور و کیتی راد رنک است # # جهان محکوم سلطان جهان باد %~% فلک مامور شاه کامران باد # ~~و فرزندان کامکار آن حضردت، را که هر یک در دریای شاهی و فروزندهآ تخت ~~و دیهیم # ~~پادشاهی انداز عمر و دولت ممتع و بر خوردار ms004 گردان و در سایه اقبال و ~~دولتاین # ~~پادشاه کامکار بمنتهای عمر و امیدو هر روزدولتی تازه و حشمتی بی اندازه ~~کرامت فرمای # ~~ویزحم الله عبدآقال آمنا # سیاق این کتاب برمقدمه ودو مقاله وخاتمه نهاده ترتیب آن برین موجب است # ~~مقدمه از هبوط آدم صفی صلوات الله علیه تا زمان ولادت حضرت نبی علیه ~~الصلوة # ~~والتحیه که بعام الفیل موسوم است PageV01P007 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0036.jpg) ### | مقاله [ول: # از ولاهت حضرت نبی تازمان هجرت که مبناء تاریخ بر آن است و آن # ~~پنجاه وسه سال است : ### | مقاله دوم: # از هجرت آن حضرت علیه الصاوة والتحیه الی یومنا هذا ### | وخاقمه: # در ذکر بعضی از احوال هرات که مولد و منشأ این ضعیف است از آنچه # ~~در هرات پیش از هجرت نبوی بوقوع پیوسته و چون در این مجمل بحکم # ~~خیرالکلام ما قل ودل از اطناب احتراز واجب شمرده از مفصل وزواید اجتناب # ~~نموده و از هرنسخه و تاریخ که خبری نقل افتاده بواسطهآ اختلاف ناقلان ~~از هرجا # ~~نکتهآ که مناسب تموده اضافهآ آن خبر شده اگر متعرض اسامی کتب میشد از # ~~مقصود باز میماند . # و این کتاب مور خان را فایده بیشثر میدهد چه هرگاه که خواهند که # ~~لمری از امور یاخبری از اخبار معلوم کنند که در چه زمان و مکان بوده هر ~~آینه # ~~ازین کتاب زودتر بر مقصود ظفر یا بند واین نسخه را بسالهای دراز از ~~مطالعهآ تواریخ # ~~و جراید بزرگان و کتب متقدمان جمع آورده و از فارسی بفارسی و از تازی # ~~بتازی نقل افتاده و بعدالا بتخاره والاستشاره این کتاب به (مجمل فصیحو ~~%~% # ~~موسوم شد انشاءالله در نظر بزر گان دانشور مستحسن و مرغوب افتد واگر ~~برسهوی # ~~یا خطایی وقوف یابند اصلاح فرموده ذیل عفو برآن پوشانند و مؤلف را ~~بدعای # ~~خیر مدد فرمایند. # وصلی الله علی النبی الهاشمی القرشی التتهامی کلما ذکره الذاکرون وعلی # ~~آله و اصحابه اجمعین والحمدلله رب العالمپن. PageV01P008 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0037.jpg) ### | مفلمه # ز زمان هبوط آدم صفی ms005 صلوات الرحفن علیه تازمان ولادت حضرت نبیع # ~~که بعام الفیل موسوم است و از آدم صفی تازمان ملوک فرس دوطبقهاند # طبقه اول أدم صفی صلواتالله عللیه # و حوا و فرزندان ایشان تا نوح و ایشان ده تتند مدت اعمار ایشان # ~~دو هزار و سیصد و شصت سال و گویند دوهزار و پانصد و نود و دو سال # آدم نهصد و سی و هفت ساله شدوفات کرد وحوا بعد از او # ~~سی سال دیگر بزیست و گویند هفت سال و هردورا در کوه ابوقبیس دفن کردند ~~و # ~~گریند بهند در سراندیب و گویند در نجف و گویند که نوح جلا استخوان ~~ایشان # ~~در طوفان باخود برداشت و بعد از طوفان در بیت المقدس دفن کرد. # شیث بن آدم (6) # بعضی گویند فرزند فرزند آدم ا بود و پدر او را صلحا نام بود واصح # ~~آنست که فرزند آدم بود و بقول یهود مولد او در صد و سی سالگی آدم بود و # ~~بقول نصاری در دویست و سی سالگی و آدم شیث (ع) را ولیعهد کرد و خانهآ ~~کعبه # ~~را بسنگ و گل او بنا کرد و پنجاه صحیفه در مدت چهل سال بدو نازل شد و # ~~دویست و هشتادسال خلق را دعوت کرد و چون صد و پنچ ساله شد انوش دروجود ~~آمد # ~~وچون عمرش به نهصد و دوازده سالرسید وفاتیافت و اورا درجوار پدرش دفن ~~کردند # وشبن شیثبن أدم (6] # ولیعهد پدر بود و اول کسیکه درخت خرما نشاند او بود و چون نود ساله ~~PageV01P009 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0038.jpg) # ~~بنیاه بت پرستیدن کردند عمراو نهصدو پنج سال بود و بقول یهود و نصاری ~~باتفاق # ~~نهصد و شصت و پنج سال مدفن اودر چند جای میگویند اماحقیقت آن معلوم ~~نیست # قینان بن انوش بن شیث بن آدم (6) # ولیعهد پدر بود چون هفتاد ساله شد مهلائیل در وجود آمد مدت عمر او # ~~نهصد و ده سال بود و بقول یهود و نصاری باتفاق نهصد و ms006 شصت و پنج سال # مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم (ع) # قائم مقام پدر شد و در زمان او بنی آدم بسیار شدند وچون او شصت و ینج # ~~ساله شد پیرد در وجود آمد و باتفاق عمر او هشتصدو و نود و پنج سال بود # بیردبن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم (ع) # قائم مقام پدر شد چون صد وشصت و دوساله شد اخنوخ در وجود آمد # ~~باتفاق مدت عمر او نهصد وشصت و دوسال بود . # اخنوخ بن بیردبن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم (6) # که ادریس عبارت ازوست و بامر حق جل و علا مردم را از پرستیدنبت # ~~منع فرمود واورا المثلث بالنعمه خواندندی بواسطهآ آنکه سیم پیغمبر و ~~سیم حکیم # ~~وسیم پادشاه بود سی صحیفه بدو نازلشد و زعم یونانیان هرمس حکیم اوست ~~واصح # ~~آنست که از عهد او تازمان نوح لبلا چهار صد و سی و چهار سال بود و چون # ~~شصت و پنج ساله شد متوشلخ در وجودآمد و وفات ادریس کس ندید و حق تعالی # ~~او را ببهشت برد و بوقت ارتفاع مدت عمر او سیصد وشصت و پنج سال بود و # ~~بقول نصاری و یهود سیصد سال # متوشلخ بن اخنوخین بیردبن مهلائیل بن قینان بن انوشپن شیث # عمر او بصد و هشتاد و هفت سال رسید لمک از او در وجود آمد و گویند # ~~بعد از نهصد سال لمک متولد شد و او عمر دراز داشت و نهصد و شصت و نه ~~سال # ~~عمر او بود و کویند هزار و صد و نوزده سال و بقول یهود و نصاری نهسد و ~~PageV01P010 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0039.jpg) # ~~« مقدمه » # ~~شصت و دو سال # لمکین متو شلخ بن اخنوخ بن بیرد بن مهلائیل بن قینان # مردی متوحد بود و بسیاری بواسطهآ او از بت پرستی باز آمدند و یک پسر # ~~او صایی بود و جماعهآ صابیان بدو منسوبند چون صد و ms007 هشتاد و دو ساله شد ~~نوح # ~~در وجود آمد و لمک پیش از پدر وفات یافت و مدت عمر او هفتصد و هفتاد ~~وهفت # ~~سال بود و بقول نصاری و یهود هفصد و هفتاد و سه سال ### | نوح بن لمک (ع) # چون نوح چهار صد و هشتاد ساله شد وحی بدو نازل شد صد و بیست سال # ~~دعوت کرد هشتاد تن ایمان آوردند حق تعالی طوفان فرستاد نوح (ع) بااین ~~هشتاد # ~~تن در کشتی نشستند از آدم (ع) تاطوفان دوهزار و دویست و چهل و دو سال و ~~از # ~~طوفان تاوفات نوح سیصد و پنجاه سال و از نوح تا ابراهیم (ع) دوهزار و ~~دویست و # ~~چهل و شش سال و از ابراهیم تا هموسی هفتصد شال و از موسی تا داوود (6) # ~~پانص. سال و ازداوود تا عیسی (ع) یک هزار و صد سال و از عیسی تامبعث ~~حضرت # ~~محمد المصطفی صلوات الرحمن علیهما ششصد و بیست سال و ازمبعث حضرت # ~~رسالت وایلله والی یومنا هذا (که شهور سنه اثنتین واربعین و ثمانمائه ~~است) # ~~هشتصد و بنجاه و پنج سال پس از ابتدای عهد آدم صلوات الله علیه الی ~~یومنا هذا # ~~هشت هزار و ششصد و سیزده سال باشد و در تاریخ یهود آورده که از آدم ~~تانوح # ~~یک هزار و پنجاه سال و ار نوح تا ابراهیم هشتصد و نود و چهار سال و از ~~لبراهیم # ~~تاموسی (ع) پانصد سال و از موسی تا سلیمان (ع) چهار صد وهشتاد سال واز ~~سلیمان # ~~تا اسکندر پانصد و بیست و چهار سال و از اسکندر الی یومنا هذا که شهور ~~سنه # ~~اثنتین و اربعین و ثمانمائه است یک هزار و هفتصد و پنجاه و سه سال. # ~~و پکسال باشد . PageV01P011 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0040.jpg) # ~~و بروایت مسعودی از هبوط آدم صلوات الله علیه تامبعث حضرت نبوت # ~~علیه الصلواة والتجیه شش هزار وصد و دوسال وشش ماه و ده روز باند و از ~~مبعث # ~~حضرت ms008 نبی (ع) الی یومنا هذا هشتصد و پنجاه وپنج سال پس ازهبوط آدم الی ~~یومنا # ~~هذا شش هزار و نهصد و پنجاه و هفت سال باشد ### | اطبقهٔ‌ دوم # ~~از سام ان نوح تا ابراهیم خلیل الله (ع) و ایشآن ده تنند # ~~مدت اعمار ایشان دوهزار و چهار صد و هفتاد و هشت سال و گویند دوهزار # ~~و دویست وچهل وهشت و گویند دوهزار و نهصد و نود و شش (سال)1 # ~~حام بن نوح (ع) # ~~چون دویست ساله شد ارفحشد در وجود آمد و بقول یهود چون صد ساله # ~~شه بعد از طوفان بدوسال و مدت عمر سام ششصد سال بود # ~~«ارفحشد بن سام بن نوح (ع) # ~~بقول یهود چون سی و پنج ساله شد شالخ در وجود آمد ومدت عمر اوچهار # ~~صد و شصت و پنج سال بود و بقول نصاری چهار صد و سی و هشت # ~~شالخ بن ارفحشد بن سام بن نوح (ع) # ~~شالخ بن ارفحشد که بعبری شواخ گویند چون سی ساله شد عابر دروجود # ~~آمد مدت عمر او چهار صد و سی سال بود و بقول یهود چهار صد و سی و سه # ~~عابرین شالخ بن ارفحشد بن سام بز نوح (ع2 # ~~که هود پیغمبر عبارت ازوست بروایتی و بعبری نام او عبور است وعبری # ~~از عابر مشتق است و بعضی گفتهاند که هود از فرزندان عاد است و هو هود ~~بن # ~~عبدالله بن رماح بن حلو دبن عاد و عمر او چهارصد و شصت و چهار سال بود ~~و بعد # ~~ازاو صالح پیغمبر شد و میان او وصالح پانصد سال بود و صالح از قوم ثمود ~~است PageV01P012 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0041.jpg) # ~~* مقدمه * # ~~و هو صالح بن عبید بن عاد و اورا بقوم ثمود فرستادند و عمر او دویست و ~~هشتاد سال # ~~بود ودر مکه مدفون است و بقول یهود چون عابر سی وچهار ساله شد فالع ~~دروجود # ~~آمد و مدت عمر او چهارصد و شصت وچهار سال ms009 شد . # فالع بن عابر بن شالخ # عمر او سیصدو چهل و سه سال بود و بقول یهود(1) چون سی ساله شد ارعو # ~~ازاو دروجود آمد و عمر او دویست و سی و نه سال بود ### | ارعوبن فالع # در زمان او نفر ود بن کوش بن جام پادشامشد مدت عمر ارعو سیصدونه سال # ~~بود وبقول یهود چون سی ودو ساله شد ساروع بوجود آمد و بقول نصاری و ~~یهود # ~~مدت عمر ارعودویست وسی ودوسال بود . ### | ساروع بن ادهو # در عهد اوسکه بردنیا رو درم نهادند و وزن درم و دینار مقرر کردند و در # ~~زمان اوفرعون بن سالس از فراعنهآ مصر مستولی شد بر مملکت مصر و شام و ~~چون # ~~صد وبیست ساله شد تاخور از وی بوجود آمد عمرساروع سیصدوسی سال بود. # قاخوربن ساروعبن ادهو # او را پسری بود تارخ نام که آزرعبارت ازوستومدت عمر تاخور دویست # ~~ویکسال و بقول یهود چون بیست ونه ساله شدتارخ در وجود آمد و عمر تاخور # ~~صد وسی وهشت سال بود . # تارخ بن تاخور # چون هفتاد ساله شد ابر اهیم صلوات الله علیه از و بوجود آمد و مدت عمر # ~~دویست و پنج سال عمر داشت . PageV01P013 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0042.jpg) # ابراهیم بن تارخ عللیه السلام # اسماعیل و اسحاق از و بوجود آمدند علیهما السلام و بیست صحیفه بابراهیم # ~~علیه السلام نازل شد و او را بنمرود بن کوش فرستادند در هفده سالگی او ~~را در # ~~آتش انداختند اول فرزند ابراهیم اسماعیل علیهما السلام بودمادرش هاجر ~~قبطیه # ~~کنیزک ساره که با براهیم علیه السلام بخشیده بود و اسماعیل سیزده سال ~~از اسحاق # ~~علیهما السلام بزر گتر بود و بوقت ولادت اسحاق ابراهیم بیست سال دیگر ~~بزیست # ~~و گویند هفتاد و پنج سال ودر وقت ولادت اسحاق ابراهیم صد ساله بود و ~~گویند # ~~یعقوب در حیات ابراهیم متولد شد و یعقوب صد و چهل و هفت سال بزیست و # ~~یوسف بعد از یعقوب پنجاه و چهار سال بزیست ms010 عمر یوسفصد وده سال بودوفات # ~~ابرامیم نماز دیگر روز پنجشنبه دوم محرم بود بیست و پنج روز رنجور ~~بوداسحاق # ~~را بشام و اسماعیل را بحجاز خلیفه کرد و بعد از ایراهیم اسماعیل چهل ~~سال بزیست # ~~و عمر اسماعیل صد وسی وهفت سال بود واسحاق ینجاه ودو سال بعد از ~~ابراهیم # ~~بزیست و گویند عمر ابراهیم دویست سال بود و بعضی گفته اند صدوهفتاد و ~~پنج سال # ~~واین موافق تاریخ یهود و نصاری است واز عهد ابراهیم الی یومناهذا که ~~شهور سنه # ~~اثنتین واربعین و ثما نمائه است سه هزار وهفتصد و شصت و دوسال است و ~~گویند سه هزار # ~~و نهصد وچهل وچهار سال و گویند سه هزار وششصد وبیست ودو سال و بقول ~~یهود # ~~سه هزار ودویست وپنجاه وهشت سال. ### | هلوک فرس # وایشان چهار طبقهاند : طبقه اول : # پیشدادیانند وایشان دوازده تنند مدت ملک ایشان دو هزار و چهار صد و # ~~هشتاد وینج سال. PageV01P014 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0043.jpg) # گیوهرث بن یافث # اول کسی که پادشاهی کرد او بود ومغان گویند او آدم است و بعضی # ~~گویند کیومرث بن اشکهدبن ارم بن سام بن نوح و گویند از اسباط مهلائیل ~~بود # ~~وامام محمدپن محمدبن محمد الغزالی آورده که او برادر شیثاست واصح آنست ~~که # ~~پسر یافث بن نوح لیلااست واو اصطخر ودماوند ساخت وپیشتر از و کسی شهر # ~~نساخته بود سیامک پسر اوست و پادشاهی نکرد ودیوان او را بکشتند و ~~کیومرث # ~~دیوان را هلاک کرد و در آن محل شهری ساخت و گویند آن شهر بلخ است و مدت # ~~پادشاهی کیومرث چهل سال بود. # هو شنج بن سیامک بن گیومرث # پادشاهی عادل بود و جاویدان خرد در حکمت عملی او ساخته و # ~~حسر بنسهل وزیر مامون خلیفه ترجمه آن بعری نوشته و عجم گویند پینمبر ~~بود # ~~آهن از سنگ بیرون آورد و سلاح ساخت ومدت پادشاهی او چهل سال بودو گویند # ~~ابتدای عمارت در عالم هوشنج کرد و فوشنج او ساخت وخط ms011 نبشتن و علم نجوم # ~~خواندن در عالم بزمان او پیدا شدکاریز کندن ودهقانی و کشاورزی کردن ~~وسلاح # ~~ساختن و شکار ددودام کردز وجواهر از معادن بیرون آوردن درزمان او شد ~~وچون # ~~بسیار از داد و عدل سخن گفت او را پیشداد گفتند و پیشدادیان را بذو باز ~~میخوانند # ~~و وزیراو ارزو نام داشت. # طهمورث بن هو شنج بن سیاهک # در زمان او قحطی پیدا شد متنعمان را فرمود که چاشت خود بدرویشان # ~~دهند و شام خود خورند سنت روزه داشتن از آن روز پیدا شد و وزیر او ~~آذریارنام PageV01P015 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0044.jpg) ### | # # چو روز کیومرث و هوشنگشد %~% مزین بطهمورث اورنگ شد # در اصفهان بر کوه آتشگاه بر کنارهآ زرینه رود عباد تخانهآ ساخت و ~~تاروزگار # ~~گشتاسب آن خانه را معظم میداشتند اسفندیار بفرمان پدر آن خانه را ~~آتشگاه # ~~ساخت و اسکندر رومی آنرا خراب کرد قهندز مرو و قلعهآ قاین ودرطبرستان # ~~شهر آمل از بناهاء طهمورث است. # جمشید بن طهمورکث بن هوشنج # وبیشتری اهل تواریخ بر آنند که او برادر زادهآ طهمورث است بغد ازهزار # ~~سال شمسی از هبوط آدم پادشاه شد و سرای اصطخر که ستونهاء او تاغایت ~~مانده # ~~است او بنا کرد و آنرا چهل منار خوانند بعد از هفتصد سال پادشاهی متکبز ~~شد # ~~و دعوی خدایی کرد علیه المعنه خدبی تعالی شدادبن عاد را برانگیخت تا ~~برادر # ~~زادهآ خود ضحاک بن عاد انرا بفرستاد و عجم عادان را هرداس خوانند تا او # ~~را هلاک کرد و مدت پادشاهی جمشید هفتصدوشانزده سال بود وزیر جمشید ~~کماسب # ~~نام داشت وجمشید در روز نوروز بر تختپادشاهی نشست و از آن وقت رسم ~~نوروز # ~~پیدا شد گرمابه و کشتی او ساخت و کرم قز و ابریشم و جامهآ ابریشم و ~~انگور # ~~و شراب و انواع اشجار در زمان او پیداشد و فیثاغورث حکیم در زمان او ~~بود و # ~~واضع موسیقی فیثاغورث است و گویند که دراول قدم او بر عالم چنان مبارک ms012 ~~بود # ~~که چهل سالدر کل جهان هیج آدمی شربتفنا نچشید و ضربت زوال زند کی نیافت # ~~وبآخر بواسطهآ نخوت تکبر شآمت او بدو وهمه عالم رسید . # ضحالک بن مرداس الخمیری # پادشاه شد و او تابع شدادوشدید پسران عاد بودوظلم میکردند حق تعالی # ~~هود پیغمبر را بدیشان فرستاد تا ایشان را دعوت کرد قبول نکرد ندو ~~قصدهود PageV01P016 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0045.jpg) # ~~کردند حق عز و علا ایشان را بریح العقیم هلاک گردانید ومرثدبن شداه ~~پادشاه # ~~شد و بهود علیه السلام بگروید بعداز ریح العقیم هود بیست و هفت سال ~~بزیست # ~~وضحاک را دو وزیر بود یکی از وان نام ودیگری زاهر در زمان او ظلم یکمال # ~~رسیدغمدان بیمن وطبس کیلکی بخراسان و مدینه خزر و مدینه صور او ~~بنانهاده # ~~است و بسبب دو لسعه217 که بر دو شهاء او بر آمده بود و درد آن جز ~~بمغزسر # ~~آدمی تسکین نمی یافت در مدت دویست سال خلایق بسیار بقتل آورد یکی از # ~~اولیاء الله تعبیهآ ساخت و از قتل او یک کس خلاص میکرد و مغز سر کوسفند ~~عوص # ~~آن میداد و ایشانرا بجائی میفرستاد که کسی بر آن وقوف نیابد و کرد و ~~بلوچ # ~~از آن طایفهاند بآخر آهنگری از اصفهان کاوه نام را دو پسر بود نام یکی # ~~قارن و دیگری قباد نوبت بدیشان رسید که مغز سر ایشان را جهت سلعه(2» او # ~~اییرون آورند کاوه مذکور جهت فرزندان خود اضطراب و قلق بسیار نموده ~~پوستی # ~~که آهنگران در پیش خود میگیرند بر سر نیزهآ کرد و فریاد بر آورد وهمچون # ~~دادخواهان گرد مردم بر آمد و مردم را بر خود راست کرد و از اطراف و ~~جوانب # ~~لشگر بر اوجمع شد اوبا ضحاک حرب کرد وفایق آمد وایشان خبر فرید ون بن # ~~اثفیان شنیده بودند که خروج کرده بر او جمع شدند او آن چرم آهنگران را # ~~که بر سر چوب کرده بودند بفال گرفت و آنرا درفش کاویان خواندند و ms013 آن # ~~شهرتی دارد و آنرا بجواهر بیاراستند و تا زمان خلافت امیر المؤمنین ~~عمررضی الله # ~~درفش کاویان بود و ضحاک راقهر کرد ### | فریدون بنایفیان # از فرزندان جمشید بود و گویند پسر آتبین از فرزندان طهمورث بود ~~PageV01P017 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0046.jpg) # ~~و از ودو پسر شد بغایت کج طبع و بد خلق یکی تور ودیگری سلم ### | بیت # دو خسرو زاده از نسل خدیوی %~% غلط گفتم دوغول از صلب دیوی # و بآخر از ایران دخت دخترشاههرد پارسیایرج بوجود آمد حوری از # ~~لطافت وکمال و در صورت وسیرت زیباتر از آب زلال ### | بیت # # پری روئی که خورشیدهل افروز %~% جهان بر روی او میدید هر روز # و این هر سه پسر را یدین موجب مملکت داد روم و مغرب به سلم داد و # ~~ترکستان به تور ،15» و معمورهآ عالم به ایرج تور و سلم اتفاق کردند ~~وایرج را # ~~بکشتند ومنوچهر خون جد خود از ایشان باز خواست وایشان را بقتل آورد و # ~~فریدون بعداز آن وفات یافت ومدت پادشاهی او پانصد سال بود و منوچهر ~~ازدختر # ~~ایرج ماه آفرید نام در وجود آمد # منوچهربن مشحوریار # قایم مقام فریدون شد و پهاوان لشگر او سام نریمان بود و در زمان او # ~~خدای تعالی عز شانه شعیب را پیغمبری دادوظهور کردو بعد از او موسی ~~وهأرون # ~~مبعوث شدند بفرعون ولیدین مصعب که ازاولاد (لادان سام بود) 627 ~~(ومنوچهر # ~~هشتم ملوک فرس بود) «3 و گویند حفرنهرفرات او کرد و آب فرات بعراق آورد # ~~و افراسیاب بن پشنگ پن تور«21 آمد وبامنوچهر حرب کرد و منوچهر ازو # ~~بگریخت و پناه بقلعه آمل برد و افراسیاب محاصرهٔ‌ قلعهآ آمل کرد وآخر ~~میان # ~~ایشان بصلح مقرر شد که از کنار آب آمویه آن طرف افراسیاب را باشد و ~~PageV01P018 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0047.jpg) # ~~5 مقدمه * # ~~ایران زمین منوچهر را مدت پادشاهی منوچهر صدوبر مت سال بود بعضی ~~گفتهاند # ~~پسر زادهآ ایرج بود # نوذر بن منوچهر بن مشجور یار19 # بعد از پدر پادشاه شد باز ms014 افراسیاب بروی نیز خروج کرد و نوذر را با # ~~هزار کس از اعیان وارکان دولت اسیر کرد ونوذررا بکشت و بزر گان ایران ~~زمین # ~~را بابند برادر خود اغریرث سپرد که بساری برد و آنجامحبوس باشند زال و ~~کشواد # ~~ولشگرهای ایران زمین بر عقبرفتند آغریرث آمدن ایشان را بهانه کرد وترحم # ~~نموده بزر گان ایران را بگذاشت وخود بجانب آفراسیاب رفت افراسیاب غغب ~~کرد # ~~و میان براد. یدو نیم کرد # مدت پادشاهی نوذر چهار مال بود # افراسیاب بن پشنگ بن تور «2 # در دیوان النسب آورده که افراسیاب پسر تورک بن ترک بن کیومرثاست # ~~و اویفارس آمد و بخرایی مشغول شد مدت پادشاهی او در ایران دوازده سال ~~بود # زو طهماسب # ~~زو طهماسب از فرزندان منو چهر بود زال سام نریمان و کشواد و پهلوانان ~~ایران # ~~زمین مثل قارنوقباد پسران کاوه آهنگر اتفاق کردند و او را پادشاهی ~~دادند # ~~بر افراسیابخروج کردند و افراسیاب از ویگریخت و بحدود خود رفت و زودو # ~~رودخانه بعراق آورد که آنرا زابین کویند و بدان واسطه او را زاب ~~خواندند و # ~~مدت پادشاهی او پنج سال بود # حر شاسف بن رشتاسف # برادر زادهآ زاب بود بحکم وصایت قایم مقام او شد و رستم بن زال سام از ~~PageV01P019 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0048.jpg) # ~~نسل اوست و مدت پادشاهی او بیست سال بود ### | طبقةآدوم # کیانیانند و ایشان ده تنند اسکندر رومی بعد ازیشان بوده ومدت پادشاهی # ~~هفتصد وهفت سال بود # کیقباد # اول ملوک کیان است از فرزندان نوذر بن منوچهر اول محاربهٔ‌ رستم # ~~با افراسیاب در زمان او بود وصلحی که میان کیقباد وافراسیاب واقع شد ~~بواسطه # ~~جرب رستم بود که از آن بترسید و بصلح انجامیده باز بردستوری که بزمان # ~~منوچهر صاح کرده بودند مقرر کردند و افراسیاب مراجعت نموده بتوران زمین # ~~شدو کیقباد رستم را تربیت گرده چیز بسیار بخشیدلقمان حکیم و شموایل ~~پیغمبر # ~~و خضر والیاس بن الیسع علیهم السلام بر سالت درزمان او مبعوث شدند ms015 و او ~~ملت ایشان قبول # ~~کرد و بعضی گویند که حز قیل پیغمبر علیه السلام نیز در زمان او مبعوث ~~شد # ~~وطالوت که پادشاه بنی اسرائیل بود معاصر او بود و مدت پادشاهی او ~~صدوبیست # ~~سال بود # کیکاووس بن کیقباد # ولی عهد پدر بود و او بمازندران رفت و مازندران بگرفت و مراجعت نمود # ~~و قسد پادشاه یمن ذوالا عار کردو بصلح انجامید و دختراو سوداوه نام ~~رابخواست # ~~و ذوالاعار حمیری مذکور بحیله کیکاووس وارکان دولت اورااسیر کرد # رستم زال از ایران بیمن رفت ذوالاعار بمصالحه پیش آمدو کیگاووس وحشم # ~~اورا اطلاق کرد وسوداوه را باهزار کنیزک در صحبت او روانه کرد و ~~کیکاووس # ~~را پسری بود سیاووش نام از زنی دیگر و از رستم تربیت یافته بود باسود ~~اوه # ~~متهم شد او وا انواع شدت و زحمت رسید و بدین واسطه از پدر تمرد نموده ~~پیش # ~~افراسیاب رفت ودختر افرامیاب فرنگیس نام بخواست وبسعایت کرشیوز برادر ~~PageV01P020 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0049.jpg) # ~~افرا سیاب کشته شد وزنش حامله بوه پسری آورد کیخسرو نام کردند و درتر ~~کستان # ~~بود تا بالغ شد گیو پسر گودرزاورابامادرش بفارس آورد و کویند موی ~~گذاشتن # ~~از عزای سیاووش مانده است # از حکیمان و پیغ مبریان داودو سلیها وپروثو،. و کان و زاثان ولقهان حکیم ~~معاصن # ~~او بود، اندواز آثار او آنست که ببلخ آب آورد وسدی در بابل ببست و مدت ~~پادشاهی # ~~او صد وبیست سال ود # کمیخسرو بن سیاووش ین کیکاووس # چون بایران آمد کیکاووس پیربود پادشاهی بوی داه ودر اول لشکر که # ~~نامزد مملکت توران کرد سر آن لشگر طوس نودر بود هم خود فریبرز کاووس را # ~~با او شریک کرد وایشان را وصیت کرد که برادرم فرود که پدرم اورا از ~~دختر # ~~پیران دارد در سرحد توران است باید که بااو حرب نکنند واز آن جانب که ~~او # ~~باشد نگذرند طوس خلاف آن کرد با برادر اوحرب کرد و فرود بقتل آمدچون # ~~خبر قتل او ms016 بکیخسرورسید بغایت متالم وغمگین شد وبعم خوه نوشت که ~~اوسرلشکر # ~~باشد و طوس را بند کرده بفرستد و خود بتوران شود و باافراسیاب حرب کند ~~و # ~~بالتماس بزر گان ایران طوس را در موضعی که حالا شهر طوس است چهار سال # ~~موقوف کردندو آنجا شهر طوس ساخت و فریبرز باپیران ویسه که لشکر کش ~~افراسیاب # ~~بود حرب کرد و از او گریزان شد و پسران گودرز کشواد زرین کلاء در آن # ~~حرب بقتل آمدندواو با افر اسیاب مصافها داه بآخرافر اسیاب از و گریخته ~~بآذربایجان # ~~شد و گرفتار گشت و بقتل آمد کیخسرو لهراسب را ولی عهد کرد و خود ناپدید # ~~شد و گویند از سلیمان علیه السلام بگریخت و ببلخ شد و آنجا هلاک شد و ~~از انبیا PageV01P021 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0050.jpg) # الهراسب # لهراسب نبیرهآ براهر کیکاووس بود وهو لهر اسب بن اروند بن کییشین بن # ~~کیقباد چون پادشاه شد ترتیبها نهاد ودیوان نصب کرد و سرا پرده وضع اوست ~~واو # ~~را دو پسر بود کشتاحب وزریر کشتاسب از پدر آزرده شد و بروم رفت وداماد # ~~وقیصر شد وچون لهراسب از وخبر یافت ولی عهدی خود بدو داد # و از انبیاء دانیال وعزیرو ارمیا واز ملوک بخت نصر معاصر او بودند # ~~و گویند لهر اسب بعزیر ودانیال علیهما السلام بگروید ودر دین و ملت و ~~شریعت ایشان # ~~مرتبهٔ‌ بزرگ ودرجتی یلند یافت وعلم نجوم وتسخیر جن وهیأت افلاک ~~بواسطهٔ‌ # ~~رپاضت ملکه نفس او شدند ومدت پادشاهی اوصد وبیست سال بود # حشتاسب بن لهراسب # پادشاهی عالی رای بود لیکن اورا خطایی افتاد که زردشت حکیم درعهد # ~~وی پدید آمد و او از نجوم بهره داشت و شاگرد ارمیاء پیغمبر بود و بعضی ~~از # ~~کلمات او بتلقف «1» یاد گرفته بود و معلوم کرده بود که درین زمان کسی ~~پیداشود # ~~که اورا بسبب نور آتش تجلی روی نماید و آن سبب دعوت او شود و او بریاضت # ~~مشغول شد و روشنائی بسبب خلوت و ms017 ریاضت بر و ظاهر شد و آن روشنائی سبب ~~فتح # ~~باب دخول شیطان شد و آن را بصورت آتش بدو نمود و از میان آتش خطابها ~~میشنود # ~~آن خطابها را جمع کردند و کتاب زند نام نهادند و خودرا پیغمبر پنداشت ~~ومردم # ~~را از دین صابی بازداشت و بدین مجوس دعوت کرد کشتاسب مجوسی شد و در # ~~0 شهر پسا نا گاه شغصی زردشترا بکشت و آن شخص را گرفته پیش کشتاسب ~~آوردند # ~~و گشتاسب آن شخص را باز کشت و جاماس را بجای او نصب کرن و باصطخر # ~~آمد و پدرش لهر اسب در بلخ بود ارجاسب پادشاهتر کستان قصد بلخ کرد ولهر ~~اسب PageV01P022 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0051.jpg) # ~~* مقد # ~~را بکشت و دختران گشتاسبرا اسیر کرد گشتاسب پسرخود اسفئدیا ر را ~~بفرستاد # ~~تا ارجاسب را هلاک کرد و خواهران خود باز آورد بعد از آن او را بجنگ ~~رستم # ~~فرستاد ومیان او ورستم . حاربات عظیم رفت و رستم اور1بحیلمه هلرک کرد ~~ولی عهدی # ~~بپسر او بهمن داد و گویند ابوکرب شمر تبع دوم که هشتم پادشاه بنی حمیر ~~بود # ~~اورا هلاک کرد واز آثار گشتاسب بیضاء شیرازست واز حکما سقراط و طیماووس # ~~و جاماسب معاصر او بودند و قبر جاماسب در قصبه خفر است از اعمال شیراز # ~~ودرزمان او تبع بر ملک یمن استیلا یافت و کنعان بدست فرو گرفت و مدت ~~پادشامی # ~~کشتاسب صد و بیست و یکسال بود . # بهمن بن اسفندیار بن گشتاسب # مادر او از فرزندان طالوت بود بحکم وصیت ولیعهد شد و دین زره شتزا # ~~قوت داد و اطراف جهان را بگرفت و قصد سیستان کرد و سیستان را بگرفت و # ~~خراب گردانید و فراهرز پسر رستم را بردار کرد و زال پدر رستم را بگرفت ~~ودر # ~~قفص آهنین کرد و گویند عمر او هزار سال و کسری بود . ### | ت # چنین گفت بهمن که ای زال پیر %~% ترا گفت یزدان که هر گز ممیر # واز آثار او ms018 در فارس بند کوارست و شهر پسا15» و جهرم و پوشنگان # ~~دیمقراطیس حکیم و بقراط طبیب معاصر او بودند و از او فرزندان ماندند ~~اززنی # ~~که از قبایل رجعیم ین سلیمان تلیل بود و اورا دو پسر بود ساسان و داراب ~~و # ~~سه دختر فرنکیس و بهمن دخت و خمانی که او را بعضی همای گفتهاند و او # ~~ملکی شام بدانیالعی داد چون او در گذشت دختری که داشت با کفایت و عقل # ~~ورای نام او همای ولیعهد کرد و مدت پادشاهی او پنجاه سال و بعضی ~~گفتهاند صب PageV01P023 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0052.jpg) # همای بنت بهمن بن اسفندیار # بحکم وصایت ولیعهد پدر شد و او از پدر حامله بود چون وضع حمل شد # ~~پسری آورد ترسید که سلطنت ازو بستاند او را در صندوقی نهاد و زر وجواهر # ~~پسیار در آن صندوق نهاده در آب برودی ازرود های اصطخر یابلخ انداختند ~~اتفاقا # ~~اورا گازری یا آسیابانی بیافت که در آن چند روز اورا بچه طفل نمانده ~~بود گازر # ~~و زن اورا بپروردند و داراب نام نهادند چون بزرک شد گازر را گفت مرا ~~گمان # ~~می آید که تو پسز من نیستی و مرا پدر از تو بزر گتر بوده باشد از بهر ~~آنکه من # ~~در خود همتی می بینم که مناسب منصب تو نیست بعد از مبالغهآ بسیار حقیقت ~~حال # ~~معلوم کرد و آن جواهر و زر پیش او آوردند بخرج خود کرد و ملازم یکی از ~~امرا # ~~شد پس بوقت عرض لشگر همای را چشم برو افتاد آتش شفقت در دل همای شعله # ~~زد اورا بخواند واز نسب او بپرسید و اورا بازشناخت و گویند که او ملازم ~~رشنواد # ~~نام امیری که سرلشگر همای بود شد و در حریی که واقع شد جلادت بسیار ~~نمود # ~~رشنواد اورا پیش همای آورد که عنایتی نماید همای اورا بشناخت و بااعیان ~~دولت # ~~خود باز گفت که او پسر من است و تاج برسر او ms019 نهاد و مدت پادشاهی همای ~~سی # ~~سال بود . # داراب بن بهمن بن اسفندیار # پادشاه عاقل بود و بیشتر ملوک او را مطیع و منقاد بودند و فیلاقوس (1) # ~~قیصر روم را بگرفت و دختر اورا بخواست و هزار بیضهآ زرین باار مقرر کرد ~~که # ~~هرسال بدهد هربیضهآ چهن مثقال شهردار ابجرد از فارس او ساخته است و ~~افلاطون # ~~حکیم در زمان او پود و از انبیا جرجیس (ع) معاصر او بود # و مدت پادشاهی او شصت سال بود و گویند دوازده سال PageV01P024 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0053.jpg) # ~~: مقدمه »............. # داراءبن داراب # قایم مقام پدر شد لیکن ظالم بود و رسوم بدنهاد و بزرگان مملکت خود # ~~را بر نجانید تا با اسکندر متفق شدند و داراءبن داراب بطلب بیضهآ زرین ~~که # ~~فیلاقوس بداراب اکبر میداد فرستاداسکندر جواب فرستاد که مرغی که بیضهآ ~~زرین # ~~می نهاد و آنکس که بر میگرفت مردند و او و اسکندر بایکدیگر مصاف دادند ~~و # ~~دارا هلاک شد بردست دو ک از لشگر خود و گویند که اسکندر نیز پسر داراب # ~~بود چه او دختر فیلاقوس را خواسته بود و شبی از دهان او بوی بد شنید ~~اورا پیش # ~~پدراو فرستاد فیلاقوس بوی دهان اورا بداروئی که آنرا اسکندروس خوانند ~~معالجه # ~~کرد و او از داراب حامله بود پسری آورد اورا اسکندر نام نهاد و گفت که ~~اورا # ~~اسکندر فیلاقوس گویند و پادشاهی از کیانیان برومیان افتاد و مدت ~~پادشاهی دارا # ~~چهارده سال بود . # اسکیدر بن فیلاقوس # که ذوالقرنین عبارت ازوست، ودرو اختلاف کردهاند گویند او هر مس پسر # ~~لنطی بن یونان بن تارخ بن یافث بن نوح (ع) است و عمر او هزار و ششصد ~~سال بود # ~~ودر آن زمان هزار سال قرنی بود اورا ذوالقرنین خواندند و گویند که ~~داراب دختر # ~~فیلاقوس بخواست و پسر اوست و گویند پسر فیلقوس یونانی بود نبیرهآ عیص ~~ان # ~~اسحاق نبی (ع) واو سی وشش سال بزیست وسیزدء سال جهانگیری کرد وتمامت # ~~رمع مسکون ms020 در تصرف آورد و از آثار او شهر هرات و شهر مرو و اصفهان و # ~~سد یاجوج است واو بوقت مراجعت درشهز زورو گویند در بابل و گویند ~~دردامغان # ~~وفات گرد پسرش پادشاهی قبول نکرد بطلیموس قایم مقام او شد ومدت پادشاهی # ~~یطلیموس چهارده سال یود . ### | طبقه سیوم # ~~اشکانپان عدد ایشان شانزده تن مدت پادشاهی ایشان سیصد و چهل سال و ~~کویند سیصد PageV01P025 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0054.jpg) # ~~و شصت و دو سال ### | عگایت # گوینداسکندر ذوالقرنین جهان بگرفت پادشاه زاد گان را جمع کردو از # ~~ارسطاطالیس در باب ایشان مشورت خواست ارسطاطالیس فرمود که هر یک از # ~~ایشانرا بطرفی گمار تا بیکدیگر مشغول باشند اسکندر چنان کرد و ایشان را # ~~ملوک طوایف خواندند و فارس و عراق تا جزیره با بطیحن رومی داد و ~~چهارصدسال # ~~برایشان بماند و در مدت ملوک طوایف اختلافست بعضی گفتهاند پانصدو بیست ~~و سه # ~~سال بود و درین مدت هیچ کس با ایشان قهر نتوانست کرد تا نویت جهانداری # باردشیر بابک رسید همه مطیع او شدند # اشک ینداراء بن داراب # کویند بعداز اسکندر ازدار اوبن داراب پسری مانده بود اشک نام از لب دجله # ~~تاری ملک او بود اگر چه ملوک طوایف او را فرمان بردار نبودند لیکن او ~~را # ~~حرمت داشتندی و این اشک در آن زمان که اسکندر پدر او را کشت طفل بود # ~~چون بزرک شد برابطیحن خروج کرد و ملوک طوایف او را مدد کردند تا ابطیحن # ~~را هلاک کرد و مملکت از رومیان بپرداخت # ~~و مدت پادشاهی او سه سال بود # شاپور بن اشک # عیسی علیه السلام در زمان او مبعوث شدوز کریا و یحیی و جرجیس علیهم # ~~السلام در آن عهد بودند گویند عیسی علیه السلام روز عاشورا بوجود آمد و ~~گویند # ~~بعد از اسکندربدویست و هشتاد و دوسالو گویند سیصدو سی ویکسال وچون چهل # ~~و دو سال و شش ماهه شد مرتفع شد و مدتنبوت او سی سال بود و مدت ms021 پادشاهی # ~~شاپوربن اشک بن داراءبن داراب بپست و یکسال بود PageV01P026 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0055.jpg) # # مقدمه .. %~% ) # ~~بهرام بن شاپور # ~~قایم مقام پدر شدیازده سال پادشاهی کرد # ~~پلا ش بن بهرام بن شاپور # ~~قایم مقام پدر شد مدت پادشاهی او پانزده سال بود # ~~هرمز بن پلاش # ~~ولی عهد پدر شد بحکم وصایت نوزده سال پادشاهی کرد # ~~نوشه بن بلاش # ~~ده سال پادشاهی کرد # ~~کودرز بن ثقور # ~~از فرزندان اشک پادشاه شد بربنی اسرائیل لشکر کشید و با ایشان بدتراز # ~~آن کرد که بخت نصر کرده بود و در شکار گاه شکار تیراجل شد و مدت ~~پادشاهی او # ~~پنجاه و هفت سال بود # ~~ایران بن یلاش # ~~برادر زاده کودرزبود پادشاه شد قواعد بدبر انداخت ورسوم نیک نهادومدت # ~~پادشاهی او چهل و هفت سال بود # ~~گودرز بن ایران # ~~قایم مقام پدر شد بشام رفت و بواسطه قتل یحیی پیغمبر علیه السلام ~~جهودان را # ~~بکشت و مدت پادشاهی او سی سال بود # ~~نرسی بن گودرز # ~~بعضی گفتهاند پسر ایران بن پلاش بود پادشاه شد و رسوم نیک نهاه چهار # ~~زن داشت از اولاد ملوک یکی از زنان او را زهر داد و سپری شد مدت ~~پادشاهی # ~~او نه سال بود PageV01P027 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0056.jpg) # ~~هرمز بن پلاش # ~~قایم مقام او شد مدت پادشاهی او هفت سال بود # ~~فیروز بن هرمز # ~~پادشاه شد و سی سال پادشاهی کرد # ~~خرو بن فیروز # ~~یادشاه شد مدت پاد شاهی او چهل سال بود # ~~پلاش بن فیروز # ~~بعد از برادر پادشاه شد مدت پادشاهی او پتج سال بود # ~~اردوان بن پلاش # ~~بعد از و پادشاه شد و بسطت ملک او از همه بگذشت وبیشتری از ملوک # ~~طوایف را قهر کرد و بآخر نوبتا شکانیان در گذشت و اردشیر بابک او را ~~هلاک # ~~کرد و مدت پاد شاهی او سی و یکسال بود # طبقه چهارم - ساسافیان # و ایشان بیست و هشت تنند مدت پادشاهی ایشان پانصد وسی و یکسال و # ~~چهار ماه و سه روز ms022 بود # اردشیر بابک # نبیرئساسان بن بهمن بود و او پسر ساسان بن ساسان بن بهمن بن اسفندیار # ~~بن کشتاسب ین لهر اسب است و او را وصایا و عهود است گ یند چون بهمن بن # ~~اسفندیار دختر خودهمای را ولی عهد کرد و زمام ملک بدست تصرف او داداورا # ~~پسری بود ساسان نام چون دید که پدر او را محروم گردانید از بیم جان ~~بگریخت # ~~و سیاحت پیشه کرد ساسان را پسری بود ساسان بن ساسان بعداز وفات پدر ~~بفارس افتادو # ~~در خیل بابک منتظم شد و بابک از عمال اردوان بود و مکنتی عظیم داشت ~~دختر PageV01P028 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0057.jpg) # ~~خود بساسان داد و از ساسان حامله شد پیشتر از ولادت پسر پدر وفات کرد ~~چون # ~~پسر متولد شد بابک او رااردشیر نام نهاد و باردشیر بابک موسوم و مشهور ~~شدچون # ~~اردشیر بزرک شد بملازمت اردوان رفت اردوان او رابا فرزندان خود ~~بپروردوچون # ~~آثار نجابت و پهلوانی از و مشاهده کرد با او بد شد اردشیر از اردوان ~~بگریخت # ~~و باصطخر فارس رسید جمعی برخود راست کرد و خروج کرد پسر اردوان با ~~اوحرب # ~~کرد و بقتل آمد اردوان با او مصاف داد اردوان نیز بقتل آمد و گویند ~~اردشیر # ~~پسر ساسان است و ساسان خوابی دید با با ک معبر بگفت بابک گفت تعبیر ~~خواب # ~~تو نگویم تا پسری که ترا متولد شود بمن منسوب نکردانی او شرط کرد گفت ~~پسر # ~~تو پادشاه روی زمین گردد چون متولدشد او بموجبی که شرط کرده بود او ~~رااردشیر # ~~بابک خواند و ببابک منسوب کرد و بعد از قتل اردوان ملوک طوایف راقهر ~~کرد # ~~و از جمله پادشاهان که جملهآ جهان گرفت یکی او بود و اردشیر را دو وزیر ~~بود یکی # ~~هر دخای از بنی اسرائیل از سبط بنیامین کوچکتر اسباط از فرزندان یعقوب ~~بن # ~~اسحاق و دیگریهامان بن نهر آسا از فرزندان عیص بناسحاق که یعد از بیست # ~~و یک بطن ms023 بعیص میرسد و اوقصد مردخای کرد حق تعالی سببی ساخت که اردشیر # ~~او را بردار کرد و مرتبهآ او نیز بمردخای داد و کورهآ اردشیر از اعمال ~~فارس و # ~~بردشیر از کرمان واهواز از خوزستان و جزیره از موصل و خطهاز بحرین از ~~بناهای # ~~اوست و کورهآ اردشیردر جوار جوراست که پیشتر بشهر جور مشهور ~~بودوشهرستانی # ~~بود و حالا بفیروز آباد مشهور است و او سو گند خورده بود # ~~که هیچکس را از ماوک طوایف زنده نگذارد و مو کداین معنی آنست کهدختری # ~~در حرم او بود و او نعیدانست که دختر کیست روزی نظر او بر آن دخترافتاد ~~و # ~~عاشق او شدو با او خلوتی جست و دختراز و حامله شد اردشیر را از و ساعتی ~~شکیب # ~~تبود روزی از وسؤال کرد که تو از نسل کیستی که مارا از تو فرزندی ~~خواهدبود PageV01P029 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0058.jpg) # ~~دختر شاه اردوان است که او یکی از ملوک طوایف بود وزیر را فرمود که این ~~رآ ببر # ~~و بکش وزیر او را بیرون آورد و جائی نیکو بسپرد و نگاه بانان برو گماشت ~~او # ~~را پسری آمدشاپور نام نهاد و بزرک شدو انواع هنروادب بیاموخت روزی ~~اردشیر # ~~با وزیر در تاسف آنک فرزندی ندارد که قایم مقام او باشد سخن میگفت وزیر # ~~قضیه شاپور بعرض رسانید اردشیر را بسیار خوش آمد و اورا آورد ودید وولی ~~عهد # ~~خود گردانید # و فتح رود مسرقان نیز اردشیر کرد و مدت پادشاهی او چهارده سال بود و # ~~گویند چهل ودو سال ودو ماه # ~~شاپور بن اردشیر # قایم مقام پدر شد پادشاء عادل جوانمرد بود کارها بر قرار اصل نگاهداشت # ~~بدو رسانیدند که قسطتطین ملک الروم از حد خود تجاوز نموده قاصد او شد و ~~شهر # ~~نصیبین بگرفت وخز این قیصر که آنجا بود بر گرفت از شوکت او شکوهی # ~~در دل قیصر افتادو خراج قبول کرد و شاپور مظفرو منصور مراجعت نمود و از ~~آثار # ~~او ms024 بلاد شاپور است از خیل جیلویه از اعمال # ~~فارس و جند شاپور و شاد شاپور از سجستان و مدت پادشاهی او سی سال و ~~دوماه بود # هرهز بن شاپور # کویند هرمز را قطیع گفتندی بدان سبب که یک دست خود را بریده و آن # ~~چنان بود که پدر او را امارت خراسان داد و او خراسان را نیکو ضبط کرد ~~پدر # ~~ازین معنی متوهم شد و او را طلب فرمود او دانست که مزاج پدر برو ~~متغیرست # ~~در حال دست خود ببرید و پیش پدر فرستاد و عادت ملوک عجم آن بود که ~~ناقصان # ~~را پادشاهی ندادندی گفت من خود را معیوب ساختم تامعلوم شود که سرسری ~~ندارم # ~~شاپور را دل بروی بسوخت و گفت این نقصان چون بواسطه رضای ما بود نتیجه # ~~کمال است و او را ولی عهد گردانید و مدت پادشاهی او سی سال بود ~~PageV01P030 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0059.jpg) # ~~« مقدمه » # بهر41 بن هرمز # قایم مقام پدر شد و مانی زندیق در عهد او پیدا شد و او نقاشی نیکو بود # ~~بتزویر خلق را بفریفت و مذهب زندقه اظهار کرد و تا غایت آن مذهب باطل ~~در # ~~میان خلق مانده بهرام او را بر دار کرد و بکشت وماده شراو منطفی ~~گردانید # ~~مدت پادشاهی بهر امسه سال وسه ماه وسه روز بود # بهر51 بن بهرام # قایم مقام پدر شد مدت پادشاهی او بیست سال بود # بهراه بن بهرام بن بهرام # بادشاه شد اورا شاهنشاه گفتندی گویند که مدت عمراو چون ایام گل کوتاه # ~~بود و پادشاهی اوچهار ماه بود مدت ایام پادشاهی اوبداد و عدل گذشت جون ~~اورا پسری # ~~نبود پادشاهی ببرادر او دادند # نرسی بن بهرام بن بهرام # پادشاه کریم بود و خلق از و بسیار آسوده بودند مدت پادشاهی او سی و # ~~شش سال بود # هرهز بن نرسی بن بهرام بن بهرام # بادشاه شد مدت پادشاهی او نه سال بود و گویند هفتسال و اورافرزندنبود # ~~زنش حامله بود ms025 تاج از بالای سرش می آویختند و او حکم میکرد تاشاپور ~~متولدشد # شا پور بن هرمز بن نرسی بن بهرام # وهوشاپور ذوالا کتاف طفل چهل روزه بود که اورا برتخت نشاندند درشهر # ~~طیفسون که عرب آنراطیسوان گوبند وچون پنج ساله شد اول حکمی که کرد آن # ~~بود که برجسریکپل بود آواز غلبه شنود پرسید که چه فریاد و غلوست ~~گنتندمردم # ~~بر سر پل غلومیکنند وشغب واقع میشود فرمود که بر جسر پل دیگر ببندند # ~~و چون هشت ساله شد باصظحر آمد وبدک ودن مون دشت و بثا شتاحت برضم ~~PageV01P031 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0060.jpg) # ~~تجارت بروم رفت آنجا اورا بشناختند قسطنطین قیصر اورا بگرفت و در چرم ~~دوخت # ~~وقسطنطین قصد ایران کرد و مملکت شاپور خراب کرد و مراجعت نمود درین ~~اثنا # ~~دختری از نگاه بانان شاپور را از چرم بیرون آورد شاپور بایران آمد و ~~بالشکر # ~~بروم رفت وقیصر رابگرفت و گوشهاء قیصر ببرید واورا مهار در بینی کرد و ~~اضعاف # ~~آن که قیصر درایران کرده بود در روم مکافات کرد و بفارس آمد و قیصر در ~~حبس # ~~بود تا بمرد و اورا شاپور ذو الا کتاف جهت آن میگویند که خوابی دیده ~~بود و معبران # ~~تعبیر کرده بودند که در عرب کسی پیدا شود که مملکت از فرزندان تو ~~بستاند # ~~او کتف اعراب بیرون می آورد تا یمکه مبارک رسید و مکه را حصار داد قصی ~~کلاب # ~~که از آباء حضرت نبی علمیه السلام و بزرگ وحاکم مکه بود از وسؤال کرد ~~که # ~~چرا کتف مردم عرب ییرون میکنی او بواسطه «1» تقریر کرد قصی گفت یحتمل # ~~که خواب تو اضغاث احلام بوده باشد چرا مردم را زحمت میدهی و اگر تقدیری # ~~رفته تغییز نتوانی کرد شاپور گفت تو مردی عاقلی بگوی تا چکنم گفت عربرا # ~~رعایت کن و چیزده اگر واقع باشدایشان نیز فرزندان ترا رعایت کنند و اگر # ~~واقع نباشد عرب را رعایتی بمحل کرده باشی او را ترک کرد ms026 و او را بدین ~~واسطه # ~~ذوالاکتاف کفتند # و از آثار او شهر مداین و ایوان وفیروز شاپور و طیسوان و عکه از حدود # ~~بغداد وشادروان تستر و نیشا بور خراسانست و چون عمر او بهفتادواند رسید ~~دو پسر # ~~داشت شاپور وبهرام هر دو طفل بودند برادر را ولی عهد گردانید بشرط آنک ~~چون # ~~شاپور بحد بلوغ رسد ملک بدو دهد و پادشاهی او هفتاد و پنج سال بود # اردشیر بن هرمز بن نرسی # بحکم وصایت قایم مقام او شد و خواست که کسان برادر را براندازد و آثار ~~PageV01P032 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0061.jpg) # ~~« مقدمه » # ~~شاپور محو. کرداندوجمعی را بکشت دیگران بترسیدند و جمعیت کرده پادشاهی # ~~بشاپور دادند و مدت ملک او ده سال بود # شا پور بن شاپوربن هرمز # پادشاه شد ومهمات ملک را ضبط کرد و داد وعدل نهاد و عم را بطاعت خود # ~~آورد بآخر دست بظلم و تغلب و تعدی بر آورد حق تعالی او را زمان نداد و ~~در # ~~شکار گاه شب بادی عظیم برخاست(1 و چوب بار گاه بر سر او آمد و هلاکشد و ~~بعضی # ~~گویند که بر دست یکی از خویشان خود کشته شد مدت پادشاهی او پنج سالو # ~~چهار ماه بود # بهرام بن شاپور بن شاپور # قایم مقام برادر شد و آثار پسندیده و اعمال نیک پیش کرفت و شهر # ~~کرمان بنا کرد بعد از آن ظلم آغاز کرد رعیت برو غوعا کردند و در ~~غوغاهلاک شدو # ~~مدت ملک او دوازده سال بود # یزدجرد بن بهرام بن شاپور # یادشاهی ظالم بود واو را یزد جرداثیم(12 خواندند بعد از هشت سال او را # ~~پسری متولد شد بهرام نام نهاد او را بتعمان منذر سپردند که پادشاه عرب ~~بود # ~~و در حیره مقام داشت نزدیک کوفه بهرام آنجا بزرگ شد و یزدجرد را بر ~~کنار # ~~چشمهآ سو که معروفست بچشمه سبز در ولایت طوس اسبی لگد زدو بکشت مدت # ~~پادشاهی او بیست ویکسال بود # بهر41 بن یزدجرد ms027 بن بهرام # که او را بهرام گور گفتندی واو را پدر در زمان چهار سالگی بنعمان # ~~منذر که پادشاه عرب بود سپود و از قبل یزدجرد سواد وحیره وآن نواحی را ~~PageV01P033 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0062.jpg) # ~~حاکم بود و او از روم مهندسی آورد نام او سنمار و قصر خورنق ساخت و ~~کویند # ~~آن دو عمارت بود یکی سدیر ودیگری خورنق و هردو قصر در غایت رفعت و ~~بلندی # ~~و محکمی همچون دو کوه را سخ بود و خورنق بزبان پارسی خوردن گاه باشد # ~~یعنی جای طعام خوردن و سدیر سهدیر بود اعنی سه گنبد و بپارمی آنرا سدیر # ~~خواندند و چون سنتار هر دو قصر تمام کرد نعمان منذر از او سؤال کرد که ~~مثل # ~~این قسرها دیگر توانی ساخت گفت بعد از آنکه تجربها حاصل شده اگر بسازم # ~~بهتر ازین باشد نعمان ازین حکایت متو هم شد و بفرمود که سنمار رااز سر ~~قصر # ~~بینداختند وهلاک شد و بعضی گویند که دست او ببریدند و در جزای سنمار ~~مثلشد # و بعد از یزدجرد کسری نامی از نژاد اردشیر پادشاهشد بهرام و نعمان منذر # ~~آمدند و بعد از مصالحه تاج در میان دو شیر گرسنه نهادند کسری از ~~سرسلطنت # ~~گذشت بهرام هر دو شیر را بکشت و تاج از میان ایشان برداشت و پادشاه شد ~~و # ~~خاقان ترک پیامد بهرام خراسان بگذاشت ایرانیان او را بصلح باز ~~گردانیدند بهرام # ~~سر راه گرفته بریشان شبیخون زد و خاقان ترک را بکشت و مالها که ~~ازخراسان # ~~:گرفته بود و آنچه باخود آورده بتمام باز گرفت و بشکرانه سه سال خراج ~~از # ~~رعیت برداشت # و کویند اول کسی که شعر پارسی گفت بهرام گور بود ### | بیت # منم آن پیلدمان و منم آن شیریله %~% نام من بهرام کورو کنیتم بوجبله # و گویند که زیاد بن زردشت حکیم که از نضلاء عمر او بود و حکیم # ~~روز گار او را از شعر گفتن نهی کرد و بهرام ms028 دیگر شعر نگفت و بعد از آن # ~~قصد حبشه ویمن کرد ونرسی برادر خودرا بروم فرستاد و هر دو مظفر و منصور ~~باز # ~~آمدند روزی در شکار بر پی گوری میدوانید که صید گور کند خود صید گورشد ~~PageV01P034 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0063.jpg) # ~~«مقدمه » ### | بیت # شاه از آن کور برنتافت ستور %~% چون توان تافتن عنان از کور # و درین تاختن در شوره زاری اسب او بگل فرو شد و او و اسب ناپدیدشدند # ~~و مدت پادشاهی او شصت و سه سال بود. # یز دجرد بز بهرام بن یزدجرد # پادشاه شد واورا دو پسر بود ومدت ملک او ده سال بود و او پادشاهی باداد # ~~و عدل و بخشنده بود مال پاشیدی و گنج بخشیدی و از فقر نیندیشیدی . # هرهز بن یزدجرد . # برادر کوچک بود و وصیت پدر ولیعهد بود و فیروزبن یزدجرد که برادر # ~~بزرگ بود او را بسیستان فرستاده بود و او بمدد خوشنواز پادشاه هیاطله ~~خروج # ~~کرد و برادر را بکشت و پادشاه شد . # فیروزبن یزدجردبن بهرام # درزمان او هفت سال قحط بود خراج از مردم برداشت و چنان خبیر و آگاه # ~~بود که یک رعیت درتمام مملکت اوشب گرسنه نخسبیدی بواسطهآ عدل او حق ~~تعالی # ~~آن تنگی بفراخی مبدل کرد و خوشنواز با او غدر کرد و بوقتیکه قصد او ~~کرده # ~~بود و ژیر خود را فرستاد تااو را سر گردان کرد و لشکر او خراب شد و چون # ~~خواست که انتقام کشد خوشنواز فرمود تادر راه خندقی عمیق کردند(1) و سر ~~آن # ~~را پوشانید(2) چون لشکرها مقابل شد خوشنواز بگریخت ایشان درعقب تاختند # ~~و جمله بیک حمله در خندق افتادند و هلاک شدند مذت پادشاهی فیروز بیست و ~~هشت # ~~سال بود. PageV01P035 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0064.jpg) # یلاش بن فیروز # در سواد عراق شهری ساخت نام آن پلاشاباد و برادر او ازو بگریخت و # ~~بخاقان ترک پیوست و یوقت رفتن در اسفراین یا در اصفهان زنی خواست و آن ~~زن # ~~در غیبت او ms029 پسری آورده بود و نوش روان نام کرده و چون قباد بالشکری که # ~~بمدد او خاقان ترک فرستاده بود با سفر این رسید و پسر را دید همان ساعت ~~خبر # ~~مرگ برادر بدو رسید و تهنیت تاج و تخت رسانیدند پسر را بفال (نیکو)(1) # ~~گرفت و مدت پادشاهی پلاش چهار سال و یک ماه بود . # قباد بن فیروز # چون پادشاه شد مزدک در زمان او پیدا شد واباحت ظاهر کرد و قباد مذهب # ~~او گرفت نوشیروان مذهب او قبول نکرد و با او مناظره کرد و او را ملزم ~~ساخت # ~~قباد ازمذهب او بگردید واو را بنوشروان سیرد انوشروان اورا وامتان اورا ~~بقتل # ~~آورده او را سرنگون تا بمیان در خاک گرفت و مزدک را بردار کرد که در ~~امتان # ~~خود نگاه میکن وشمر ذوالجناح(2) از ملوک یمن برو خزوج کرد قباد از ~~مقاومت # ~~او عاجز آمد و بااو صلح کرد و از آثار او شهر کازرون از فارس و حلوان ~~ازعراق # ~~و حانوت از موصل است و در آخر عمر بروم رفت و مظفر باز آمد و چون هشتاد # ~~ساله شد پادشاهی بانوشروان گذاشت و مدت سلطنت او چهل سال بود. # انوشروان العادل کسری ین قباد # پادشاهی عالم عاقد عادل بود در روزگار او خلق آسوده و مرفه الحال و # ~~فارغ البال بودند چنانکه مردم آسوده بروز گار او مثل زنند ویکی از آثار ~~اوطاق # ~~میدان مداین است و در امثال گفتهاند . PageV01P036 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0065.jpg) # # ل مقدمه »....... %~% 37) ### | بیت # ~~جزای حسن عمل بین که روز گار هنوز خراب می نکند بار کاه کسری را (1 # و بزرجمهر(2) حکیم در زمان او بود و انوشروان اورا وزارت داد وچون # ~~چهل بال از سلطنت انوشروان گذشت حضرت نبی علیه افضل الصلوات متولد شد # ~~کما قال : # و لدت فی ز من الملک العادل انوشروان(3) و چون هشتاد و چهار سالهشد # ~~هرمز را ولیعهد گردانید مدت پادشاهی او چهل و چهار سال و کسری بود ms030 # هرهز بن کسری انوشروان العادل بن قباد # چون پاد شاه شد باندک گناهی عقوبت بسیار کردی مردم از ونفور شدند وبا # ~~پرویز بیعت کردند هرمز خبر شد(4) پرویز از و بگریخت و بآذربایجان رفت ~~اکابر # ~~فرس هرمز را بگرفتند و مسمار در چشم کوفتند و بعضی گویند میل کشیدند و ~~مدت # ~~پادشاهی آو یازده سال بود . # خسرو برویزین هرمزبن انوشروان العادل # کسری بن قبادبن فیروزبن یزدجردبن بهرام بن یزدجرد بن بهرام بن شاپور- # ~~ابن شاپور بن هر مزبن نرسی بن نهرام بن بهرام بن بهر ام بن هرمزبن ~~شاپوربن ارد شیر- # ~~ابن با بک بن ساسان بن ساسان بن بهمن ین اسفندیارین گشتاسب بن لهر اسب ~~بن اروند- # ~~این کی پشین بن کیقباد که اول ملوک کیانست پادشاه شد و بیامد و از پدر ~~عذرها # ~~خواست بهرام چوبین برو خروج کرد و او از یهرام چوبین بگریخت و بروم رفت # ~~و دختر قیصر را یخواست و بعراق آمد و یا بهرام چوبین محاربه کرد یهرام ~~از او # ~~بگریخت و بتر کستان رفت آنجا زن خاقان ترک او را بزهر هلاک کره و گویند ~~PageV01P037 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0066.jpg) # ~~ملوک شروان و اصپهبدان(1) گیلان از نسل بهرام چوبینند و پرویز در ~~پادشاهی # ~~بغایتی رسید که برهمه یادشاهان جهان تفوق داشت و او چند چیز داشت که ~~هیچ # ~~پادشاه را نبود. # یکی قدری طلاء محلول که همچون موم بودی و هرچیز که خواستی از آن # ~~ساختی و یکی گنج باد آورد که گویند که در کنار دریا بصید مشغول بود د. ~~دریا # ~~کشتیها نمود کس فرستاد گنجی بود از پادشاه هند که چون در آن کشتیها در ~~آورده # ~~بودند باد آورده پیش او رسانید و او آنرا گنج باد آورد نام نهاد . # و یکی ایوان کسری که گویند که اتمام آن او کرد و تمتع نیز از آن او # ~~گرفت و تاجی داشت شصت من زر طلا مکال بجواهری که درهیچ زمان هیچ پادشاه # ~~نداشته و آنرا بشفشهاء ms031 طلا چنان ترتیب داده که هر گاه که او بنشستی آن ~~تاج # ~~برسر او بودی. # و تختی از عاج و ساج مرصع بجواهر و صورتهاء لطیف ازو انگیخته و # ~~صور افلاک و بروج و شکل زمین و جملگی افالیم در آن ثبت کرده . # و سرمهآ خاک ین که هر گاه که در چشم کشیدی یک کز زمین در عمق بدان # ~~سرمه میدید تایکسال625 و شاهدی چون شیرین که مشهور جهان و افسانهآ ~~کیهان # ~~بود داشت و چون بحد کمال رسید حضرت رسالت للجلا بدو نامه نوشت و او آن ~~نامه # ~~بدرید و حضرت نبی (ع) فرمود مز ق الله ملکه کما مزق کسابی ### | فیت # درید آن نامهآ گردن شکن را %~% نه نامه بلک نام خویشتن را # و دعاء حضرت رسالت (ع) مستجاپشد واو چون نامهآ حضرت نبی (ع) بدرید # ~~بپسرساسان کهملک ملا یمن بود بادان نام حکم فرستاد که این مرد که ~~درتهامه PageV01P038 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0067.jpg) # ~~دعوی پیغمبری میکند بگو تابدین آبای خود باز گرهد و الا اورا پیش من ~~فرست # باذان فیروز دیلمی را بفرستاد چون بحضرت رسالت (ع) رسید وسخن عرض # ~~کرد آن حضرت فرمود که پرویز را دی روز کشتند ایشان تاریخ نوشتند موافق # ~~آمد جمله مسلمان شدند و یرویز را پسر او شیرویه هم د. آن شب کشته بود ~~مدت # ~~پادشاهی او سی وشش سال بود. # شیرویه ین خسرو پرویز # مادرش دختر قیصر روم بود پدرش زهر ملاهل در ظرفی کرده بود و بر آن # ~~نوشته که داروی باه است آزموده و مجرب و آنرا در خزینه نهاده شیرویه ~~رانظر # ~~بر آن افتاد چون بزنان مولع بود از آن تناول نموده در حال جان بداد و ~~جزای # ~~قصد پدر بدو رسید مدت شش ماه پادشاهی کرد . # اردشیر بن شیرویه بن خسرو پرویز بن هرمز # هفت ساله بود اورا در شهر طیسفون برتخت نشاندند گراز از روم بفیروز # ~~خسرو نامه فرستاد و گفت اردشیر را هلاک کن تاملک ms032 میان من و تو مشترک ~~باشد # ~~فیروزخسرو بزهر کار اردشیر بپرداخت و گراز پادمماه شد بوران دخت بنت ~~پرویز # ~~جماءتی بر گراز گمانت تا نا گاه او را هلاک کردند مدت پادشاهی اردشیر ~~یک # ~~سال و نیم بود. # بوران دخت بنت پرویز # بزر گان فارر با او بیعت کردند بپادشاهی و ازو همان خواستند که ازهمای # ~~بنت بهمن آمده بود بوران دخت فیروز خسرورا بگرفت و بردنبال اسب بسته ~~بزاری # ~~بکشت و در زمان او لشگر اسلام خروج کردند و پادشاهی او شش ماه بود # اورمی دخت بنت پرویز # خواهر او بعد ازو پادشاه شد فرخ زاد نام از فرزندان پروبز را وزارت داد # ~~فرخ زاد بر او عاشق شد و اورا از عشق خود خبر کرد او گفت پادشاهان را ~~شرط PageV01P039 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0068.jpg) ### | مهد م4* # ~~نباشد که آشکارا شوهر کنند در خفیه بیاید چون شب در آمد پوشیده بدر گاه ~~رفت # ~~اورمی دخت فرمود تاسر او برداشتندچون پسر او (را)(1) خبر شد لشکر کشید # ~~و بمداین آمد و فرمود تا اورمی دخت را ار تخت فرو کشیدند و بخون پدر ~~خود # ~~بقتل رسانید(2) و گویند که او را بزهر هلاک کردند مدت پادشاهی اوچهار ~~ماه بود # یزدجرد شهریار # از فرزندان نوشروان(13 عادل بود و از بیم شیرویه پنهان شده بود او را # ~~طلب داشته پادشاهی نشاندند واورا شهریار خواندندی چون هشتسال از ~~پادشاهی # ~~او بگذشت امیرالمؤمنین(4) عمر رضی الله عنه لشکری فرستاد که سرآن لشکر # ~~سعدبن ابی وقاص بود و امیر المؤمنین عمر رضی الله عنه وفات کرد # ~~در زمان امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه51) قادسیه را بگرفت یزدجرد ~~شهریار # ~~رستم پسر فرخ زاد (را) بمحاربهآ او فرستاد رستم بن فرخ زاد بر دست سعد ~~وقاص # ~~و لشکر اسلام کشتهشد و لشکر او منهزم شد یزدجرد راامیری بود ماهوی سوری # ~~نام تمرد نمود و با لشکر ترک یکی5د میان ایشان محار به افتاد یزدجرد ~~بگریخت # ~~و بآسیابی پناه کرفت ms033 آسیابان ماهوی سوری راخبر کرد و ماهو بفرستاد تایز ~~دجرد # ~~را هلا کردند و پادشاهی ساسانیان بآخر رسید و ملک بدست لشکر اسلام ~~افتاد # ~~والله اعلم بالصواب # مقالهآ اول از ولادت حضرت رسالتعلیه الصلوة والتحیه که در اول عام الفیل # ~~واقع است و آن پنجاه و سه سال است PageV01P040 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0069.jpg) # # * مجمل فصیحی».... %~% 41 ### | فمیل # درین سال ابرههآ صباح که او را ابرهة الاشرم گفتهاند واو حبشی الاصل بود # ~~و بوقتی که مملکت یمن بر ملک نجاشی مقررشد از حبشه اریاط نامی را ~~بحکومت # ~~بیمن فرستاد و لشکری همراه او کرد که یکی از ایشان ابرههآ صباح بود و ~~او باجمعی # ~~از لشکریان خروج کرده بااریاط محاربه کرد اریاط نیزهآ بر ابرهه زد ولب ~~بالا و # ~~بینی او بر گرفت و غلام ابرهه اریاط را بقتل آورد چون ابرهه را لب بالا ~~و بینی # ~~او بر گرفتند اورا اشرم خواندند و او ملک ملک یمن چون ملک نجاشی این ~~خبر # ~~معلوم کرد سو گند خورد که پای برخاک یمن نهد و استره برموی سر وریش ~~ابرهه # ~~براند چون ابرهه این حال معلوم کرد تحف و هدایاءبیشمار پیش ملک نجاشی ~~فرستاد # ~~و عرضه داشت که اریاطبندهآ بود ازان ملک و نیزبندهآ ملک ام او بارعایا ~~ظلم وتعدی # ~~میکرد و بواسطهآ ظلم او مملکت از دست میرفت من بنده # ~~مملکت ملک را معمور کردهام و آبادان داشته فرمان راست ویک انبان ~~خاکوقدری # ~~مری سروریش خود فزستاد چون احوال و تحف بعرض ملک نجاشی رسانیدند فرمود # ~~که من سو گند خوردهام که پای برخاک بمن نهم و استره برموی سروریش ابرهه # ~~برانم گفتند که قدری اک یمن و موی سروریش خود فرستاده که خاک ~~فروریزند(1 # ~~و ملک پای خود بر آن نهاده استره برموی سر وریش او براند ملک را از ~~تدبیر # ~~او خوش آمد و آن ملک بر او مقرر فرمود و چون مهم ابرهه سر انجام ~~یافتوملک # ~~بروقرار گرفت در صنعاءیمن ms034 موضعی ساخت و آنرا قیس «2» بام نهادو ~~آنرابفرشها، # ~~ملون و قندیلها و حجاب و سدنه و تزیینهاء «3» نیکو بیار است و گفت که ~~بعداز # ~~این حج اینجا گذارند نفیل خثعمی که یکیاز اعراب بود اهانتی بقیس که ~~اوساخته PageV01P041 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0070.jpg) # ~~بوه و حج باز آنجا افکنده رسانید او گفت کهاین حرکت از اعراب صادر شده ~~و # ~~سو گند خورد که برود و کعبه را خراب کند واز یمن فیل بمکه مبارک آورد و # ~~خواست که خانه کعبه راخراب کند حق تعالی طیر ابابیل را بفرستاد تا ~~ایشانر اهلاک # ~~گردانید و در کلام مجید از آن خبر داد 15» قوله تعالی بسم الله الرحمن ~~الرحیم # ~~الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل الی آخرالسوره وازین واقعه تا زمان ~~هجرت # ~~حضرت رسالت علیه السلام پنجاه وسه سال است ولادت نبی ع بعد پنجاء و هفت ~~روز # ~~عام الفیل بوده در روز دو شنبه حادی عشرربیع الاول و بروایتی روز آدینه ~~وقت # ~~طلوع آفتاب هفتم ربیع الاول در وجود آمد وبقول ابومعشر و بتانی روز دو ~~شنبه # ~~بیستم ماه نیسان سنهاتنی وثمانمائه اسکندری بعد از واقعه فیل بدوماه ~~بطالع جدی # ~~و گویند بعد ازقدوم فیل بمکه پپنجاه روز و آمدن فیل بمکه مبارک روز دو ~~شنبه # ~~هفدهم ماه محرم سنه اثنی و ثمانمائه اسکندری بوده چهل سال از پادشامی ~~انوشروان # ~~گذشته و در شب ولادت آن حضرت علیه السلام چهارده برج از ایوان کسری در # ~~افتاد و آتش مجوس درفارس بمرد و دریا چه ساوه خشک شد و تمامی اصنام ~~بروی در افتادند # ~~واز کعبهآ معظم آواز آمد که کفر بپژءرد و دین بر افروخت ### | بیث # آن شب که رسید سوی دنیی %~% از سهم شکست طاق کسری # هم آتش تیز پارس بنشست %~% هم آب بحیر ساوه شد پست # ~~ارضاع آن حضرت علیه السلام اول تازمان قدوم حلیمه ثویبیه که کنیزک! ~~بولهب یود # ~~بعد از آن حلیمه ارضاع آن حضرت نمود واوبنت اوذویب عبدالله بن ms035 حارث ین # ~~شجنه بن جابربن زرام بن ناضره بن سعدبن بکربن هوازن بن منصوربن عکرمه ~~بن # ~~حفصه بن قیس بن غیلان بن مضر بود # شوهر حلیمه حارث من عبد العزی بود وحلیمه ارضاع امیر المؤمنین(3) حمزه ~~PageV01P042 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0071.jpg) # ~~«مجمل فصیحی». # ~~عبد المطلب (1) نیز کرده است و اختلاف کردهاند که چند سال حضرت نبیعلیه ~~السلام # ~~پیش حلیمه در بنی سعد بوده بعضی سه و بعضی چهار وبعضی پنج سال گفتهاند # نسب مطهر آن حضرت برین هوجب است # محمدین عبدالله بن عبدالمطلب برهاشم بن عبدعنافین قصی بن کلابین مرة بن # ~~کعبین لوی بنغالب بن فهرین مالک بن نضربن(2، کنانة بن خذیمة بن(3) مدر ~~که بن # ~~الیاس بن مضرین نزار ین معد بن عدنان و از عدنان تا ابوالبشر آدم ~~صفی(ع) # ~~اختلاف در طرق آن یسیارست و ما آن بیاوردیم که شیخ سعید کازرونی محدث ~~در مولود # ~~حضرت نبی علیه السلامنوشته وعدنان پسر ادبن ادد بن الیسع من همیسع بن ~~سلامان # ~~بن خمل (4) بن نبت بن قیذر بن (5) اسمعیل بن ابراهیم بن تارخ بن تاخور ~~بن # ~~ساروع بن ارعو بن فالع بن عابر بن شالح بن ارفخشد بن سام بن نوح بن لمک # ~~بن متوشلخ بن اخنوخ بن بیرد بن مهلاییل(1) بن قینان بن انوش ین شیث بن # ~~ابوالبشر آدم صفی صلوات الله و سلامه علیه # عبدالله پدر حضرت نبی علیه السلام هم درین سال پیش از ولادت آن حضرت # ~~علیه السلام وفات کرد و بروابتی میگویند که بعد از ولادت بدوسال و ~~چهارده روز # ~~والآول اصح و آنچه پیغمبر علیه السلام فرموده که انا ین الذ بیحین یک ~~ذیح # ~~اسماعیل علیه للام است ویک ذبح عبد الله که حق جل وعلا چون عبد المطلب ~~رافرزندان # ~~داد نذر کرد که اگر او را ده پسر آید و همه بحد بلوغرسند یک پسر را در ~~راه # ~~خدای تعالی قربان کند حق عز شانه او را ده پسر داد و همه بحد بلوغ ~~رسیدند # ~~ایشان ms036 را در کعبه حاضر گردانید و قرعه انداخت قرعه بر عبدالله افتاد ~~خواست که PageV01P043 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0072.jpg) ### | «مجمل فصیحی» # ~~او را قربان کند اهل حزم مانع شدند و گفتند که تو مهترمائی آنچه ازتر # ~~صادر شود ما را یدان قیام باید نمود و این رسمی شود آخر بر آن مقرر ~~کردند # ~~که باکاهنی که در آن نزدیک بود فکر کنند آنچه او گوید چنان کنند چون # ~~بکاهن رجوع کردند پرسید که در میان شما دیت مردی چند سر اشتر میباشد # ~~گفتند ده شتر گفت ده شتر حاضر کنید و میان شتر و عبدالله قرعه اندازید ~~اگر # ~~بر اشتر افتد قربان کنید و الآده ده اضافه میکنید تا بر شتر افتد چنان ~~کردند # ~~و ده ده اضافه میکردند و قرعه می انداختند چون شتر بصد رسید قرعه بر ~~شتر # ~~افتاد عبدالله را بگذا شتندوشتران قربان کرهند و آنچه حضرت رسالت (ع) ~~فرمود # ~~که انابن الذبیحین این بود # سنه اثنی من عام الفیل # شق صدر حضرت رسالت (ع) بروایتی درین سال بود # ولادت ( امیر المؤمنین) (1) حمزه رضی الله عنه و بعضی گویند که بچهار # ~~سال پیش ازین تاریخ بوده ولادت عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه از عشره ~~مبشره # ~~واسامی عشره مبشره این است ### | بیت # آنانکه بشارت بهشت آمدشان (2) %~% بوبکر وعمر بود وعلی وعثمان # پس سعد و سعیدپس زبیر رطاجه (3) %~% و انگاه ابوعبیده عبدالرحمن # سنه ثلاث من عام الفیل # ولادت امیر المؤمنین ابابکر الصدیق رضی الله عنه درین سال (4) غایب شدن ~~PageV01P044 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0073.jpg) # ~~«مجمل فصیحی: # ~~حضرت نبی (ع) از حلیمه (1) در نزدیک مکه و یافتن عبدالمطلب وورقة بن ~~نوفل # ~~آن حضرت را (ع) در وادی تهامه که در پای درخت مغیلان نشسته بود و روی # ~~مبارک در آسمان کرده نگاه میفرمود ودر مولود حضرت نبی (6) نوشته که ~~دریای # ~~درخت موز نشسته بود و بر گ موز میچید وابو مسعود تقفی و عمرو بن نوفل ~~بدو # ~~رسیدند و ابومسعود از و پرسید که تو ms037 کیستی گفت من محمد بن عبدالله بن # ~~عبدالمطلب ام و چون عبدالمطلب آن حضرت را (ع) بیافت هزار سر شتر و ~~پنجاه # ~~رطل طلا فرمود که بصدقه دادند وقیل سنه اثنی من عام الفیل ### | سنه اربع من عام الفیل # در این سال حلیمه ابر پاره سفید دید که بر سر نبی (ع) سایه کرده بهر # ~~طرف که آن حضرت میرفت سایه با او میگردید و اگر آن حضرت می ایستاد سایه # ~~نیز می ایستاد و بروایتی شق صدر درین سال بوده که حلیمه و هم کرده آن ~~حضرت # ~~را باز سپرد و بعضی گفته اند21) که درین سال غایب شد و او را باز ~~یافتند ### | سنه خمس من عام الفیل # درین سال کاهنی بمکه مبارک آمده یود عبدالمسیح نام خواهر زاده سطیح # ~~کاهن چون نظر او بر حضرت نبی (ع) افتاد قریش را گفت این کودکرا قتل کنی # ~~که چون بحد خود رسد شما را بکشد یا متفرق گرداند # زید بن ابراهیم بن عمرو بن نفیل را گویند که بطلب دین ابراهیم (ع) # ~~رفته بود گفت راهبی در بلقاء (3) شام مرااز مبعث حضرت نبی (ع) خبر داد ~~و گفت # ~~درین نزدیک پیغمبریدر تهامه پیدا خواهد شد برو و دین او قبول کن که ~~دین(4 PageV01P045 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0074.jpg) # ~~حنیفاست و او آمد و بعد از بعثت مسلمان شد # سنهست من عام الفیل # وفات آمنه بنت وهب مادر حضرت رسالت علیه الصلوة والتحیه در راه مکه # ~~مبارک که بمدینه رفته بود و مراجعت مینمود در موضعی که آنرا ابوا ~~گمتندی و # ~~ابوا دیهی است از اعمال فرع از مدینه میان او وجحفه از جانب مدینه بیست ~~وسه # ~~میل است و بعضی (1) گویند که آمنه را از ابوانقل بمکه مبارک کردند ~~ودلیل بر # ~~آن آنک حسین بن جابر از مکه پیغام بمامون خلیفه کرد که آب در قبر مادر # ~~حضرت رسالت افتاده و مامون فرستاد و آب (2) سیل از آنجا بگردانیدند و ~~آن # ~~قبر ms038 را محکم کردند و ابن برا گفته که مرا در مکه آن موضع نمودند # و آمنه بوقت وفات سی ساله بود یا بیست وپنج وبروایتی شق صدر حضرت # ~~نبی (ع) درین سال بود هم در ابوا # سنه سبع من عام الفیل # تربیت فرمودن عبد المطلب حضرت نبی را (ع) بعد از وفات آمنه مادر آن ~~حضرت(ع) # درین سال از بنی مدلج جمعی پیش عبدالم طلب آمدند و گفتند که (3) این کودک # ~~را یعنی حضرت رسالت نیکودار کهپی او بدان پای میماند که اثرش در مقام # ~~ابراهیم (ع) است # ~~سیف (4) ذی یزن پادشاه یمن باعبدالمطلب گفت که پیغمبر آخر الزمان از ~~نسل توخواهد # ~~بود ونعت وصفت آن حضرت (ع) با عبدالمطلب گفت وعبدالمطلب زیادت در ~~بند(5) # ~~کار سید شد # وفات سیفذی یزن مذکور هم درین سال PageV01P046 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0075.jpg) # ~~«مجمل فصیح # سنارش نه ودن عبد المطلب حضرت نبی (ع) را بام ایمن که دایهآ آن حفرت (6) # ~~بود که محمد را نیکو دار که اهل کتاب میگویند که او پیغمبر این اقت ~~خواهد # ~~بود و پیغمبر (ع) ام ایمن را دوست میداشت و در حق او فرمود که او از ~~اهل # ~~بهشت است # بردن عبدالمطلب حضرت نبی را بدعاء باران و هم درزمان باران باریدن ### | اسنه ثمان من عام الفیل # وفات عبدالمطلب در ثانی عشرین جمادی الاولی واو صدوبیست ساله بود و # ~~بعضی گویند هشتاد ساله بود و در زمان هرمز بن انو شروان وفات یافت # کفالت ابوطالب سید را علیه السلام و درین کفالتسه وجه گفتهاند اول آنک # ~~عبدالله با ابوطالب از یک مادر بود دوم آیک عبدالمطلب قرعه انداخت بر ~~ابوطالب # ~~افتاد سیوم آنک سید علیه السلام ابوطالب را اختیار فرمود # ولادت امیر المؤمنین عثمان رضی الله عنه(1) وفات حاتم طایی وهوحاتم ین ~~عبد # ~~اللهین سعدبن حشرج بن امرءالقیس الطایی که درجود و سخاوت و کرم ضرب ~~المثل # ~~بود وفات انوشروان العادل که او نیز در عدل وداد ضرب المثل است ms039 # جلوس کسری هرمز بن نوشروان العادل بر جای پدرخود روایت کند # ~~امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه «2» از پدر خود ابوطالب که درذی المجاز ~~تشنه # ~~بودم محمد علیه لسلام پاشنه مبارک بر زمین مالید چشمهآ آب پیدا شد و من ~~از آن # ~~چشمه آب خوردم ### | سنه تسع من عام الفیل # بردن ابوطالب سید علیه السلام را ببصری و بروایتی نقل مکنند که بسخن ~~بحیراء # ~~راهب که باابوطالب گفت که این کس پیغمبر آخرالزمان خواهد بود و یهود ~~قصد او # ~~دارنداورا باز گردان و بدین و اسطه او را بسخن بحیراء راهب از بصرا باز ~~گردانید PageV01P047 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0076.jpg) ### | 9 مجمل فصیحی* # سنه عشر من عام الفیل # ولادت سعیدبن زید از عشرهآ مبشره درین سال حرب فجار که درین سالواقع # ~~شد و سه شبا روز 1» متصل جنک بود # سنه احدی عشر من عام الفیل # شق صدر حضرت رسالت علیه السلام بار دوم که ابوهریره رضی الله عنه(3) # ~~روایت میکند که سید صلوات الله علیهآ فرمود که من در صحرا بود دو کس که ~~چون # ~~صورت و جامهای ایشان ندیده بودم بیکدیگر گفتند که این اوست وهر یکی یک # ~~بازوی من یگرفتند و شق صدر بکردند ودل مرا بیرون آوردند و ~~بشکافتندوچیزی # ~~(3) از آن بیرون آوردند و گفتند که این کینه و حسد است (4) و چیزی سفید # ~~- جای آن نهادند و گفتند که این رحمت ورافت است واین شق صدر دوم بروایت # ~~ابوهریره است رضی اللهعنه (2) # سنه اثنی عثر منعام الفیل # نقل میکنند بروایت بعضی که ابوطالب حضرت نبی ع را درین سال ببصری # ~~برد و بنصیحت بحیرا که از پیش گذشت باز گردانید # سنه ثلاث عشر من عام الفیل # ولادت ابو عبیدهآ جراح از عشرهآ مبشره رفتن ابوطالب بشام وحضرت رسالت # ~~ع را باخود بردن بعضی گفتهاند که درین سال بود و بسخن بحیرااو را باز ~~گردانیدن # شناختن یهود حضرت رسالت را ع وفکر قصد او کردن واز بحیرادرین باب # ~~مشورة طلمب داشتند ms040 و او ایشان را منع کرد و گفت که اگر اوست شما قصد او # ~~نتوانید کرد PageV01P048 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0077.jpg) # ~~مجمل ~~فصیحی»......................................................................... ~~%~% 49 # سنه اربع عشر من عام الفیل # حرب فجار ثانی که در میان هوازن و قریش واقع شد وحضرت رسالت ع # ~~فرمود که من درین حرب تیر بر می چیدم و بخویشان خود میدادم # خبر دادن عموریه سلمان فارسی را از مبغث حضرت رسالت (ع) و آن چنان # ~~بود که سلمان ملازم کسی بود که قایم مقام عیسی (ع) بود # و بوقت ارتفاع عیسی او را برجای خود نصب کرده بود(1) وبروایتی ملازم # ~~کسی بود که قایم مقام قایم مقام(2) عیسی (ع) بود و چون او (در) (3) ~~گذشت # ~~ملازم کسی شد که برجای او نصب کردند و چون او وفاث یافت کبسی دیگر که # ~~بر جای او معین کردند ملازم او شد و از ایشان دین عیسی می آموخت و بعد # ~~از آنکه او وفات میکرد گهت مرا بکه نشان میدهی که ازو علم نصاری آموزم ~~او # ~~را بعموریه نشان داد و سلمان رفت و ملازم او شد چون اورا وفات نزدیک ~~رسید # ~~سؤال کرد که مرا بکه نشان میدهی فرمود که پیغمبر آخرالزمان درین نزدیک ~~هر # ~~تهامه مبعوث خواهدشد و بجایی که نخل باشد هجرة خواهد کرد صلمان ~~باکاروانی # ~~متوجه مدینه شد و دراز دنبالی چند (14 داشت بدیشان داد که او را ~~بمدینهآ مبارک # ~~رسانند وایشان با او غدر کردندودر راه بیابان او را بفروختند (در دشت ~~ارژن(5) # ~~جمعی از یهود از مدینه آمده بودند اورا خریده یمدینه بردند و در مدینه ~~بود تا PageV01P049 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0078.jpg) # ~~حضرت نبی (ع) بمدینه مبارک هجرت فرمود # سنه خمس عشرا من عام الفیل # ~~ولادت زبیر بن العوام ازعشرهآ مبشره یراد رزادهآ خدیجة الکبری رضی الله ~~عنهما # ~~وهو زبیربن عوام بن خویلد بن اسدبن عبد العزی بن قصی بن کلاب القرشی ~~المکی(1) # ~~درین سال حضرت نبی (ع) خرج خود از ابوطالب برداشت و ms041 از کسب خود # ~~معاش کرد. # سنه ست عشر من عام الفیل # ~~درین سال سنگی در یمن پیدا شد چند سطر بزبان سریانی بر آن سنگ # ~~نوشته که در گذشته یمن کرا یود و بعد از این کرا خواهد بود و در آخر ~~نوشته # ~~که حضرت رسالت (ع) و اصحاب اورا خواهد بود . # سنه سبع عشر من عام الفیل # ~~درین سال اکابر و اشراف مداین جمع شدند و کسری هرمزبن انوشروان را # ~~عزل کردند و اورا مسمار در چشم کوفتند و پسراو پرویز خسروبن هر مزرا ~~پپادشاهی # ~~نشاندند. # ولادت طلحه بن عبیدالله از عشره مبشره # سنه ثمان عشر من عام الفیل # ~~درین سال احبار یهود و کهنه عرب ازمبعث بنی (ع) خبر دادند . # سنه تسع عشر من عام الفیل # درین سال کسری هرمزبن انوشروان را، که عزل کرده مسمار در چشم # ~~کوفته بودند قتل کردند و گویند که پرویز را درین سال بپادشاهی نشاندند ~~و پرویز # ~~لفظ فرس است ومعنی او بعربی مظفرا است . # سنه عشرین من عام الفیل # ~~ولادت سعدبن ابی وقاص از عشره مبشره بروایتی چرب فجار درین سال ~~PageV01P050 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0079.jpg) # ~~«مجمل ~~فسیحی»...........................................................................................(51) # ~~واقع شد که نقل میکنند که حضرت نبی (ع) فرمود که من درین حرب تیر ~~انداختم # حلف فضول درین سال واقع شد وآن چنان بود که اهل مکه بر یکدیگر # ~~ظام میکردند عبدالله بن جذعان و زبیربن عبد المطلب قریش را بر آن ~~داشتند که هم # ~~سو گند شدند که نگذارند که در مکه کسی بر کسی ظلم کند و مضرت رسالت(ع) # ~~فرمود که من آن روز در آن مجلس بودم و ایشان تتبع فضیل و فضال و مفضل و # ~~فضل کردند که ایشان دفع ظلم قوم جرهم ازاهل مکه مبارک برین موجب ~~میکردند # ~~و بدین جهت این را حلف فضول خواندند . # درین سال سید (ع) یاعم خود گفت که سه شخص برمن منکشف میشوند و # ~~تیز در من نگاه میکنند و میگویند که این آنست. ms042 # هم درین سال فرمود که شخصی دست بردوش من نهاد و باندرون دل من # ~~برد و گفت خوش در جسد خود زیست کن. # هم درین سال فرمود که درخواب دیدم که نردبانی از نقره بنهادند ودوشخص # ~~فرود آمدند یکی دور بنشست و دیگری پهلوی من بشکافت ودل من بیرون آورد # ~~و گفت خوش دلیست دل مرد صالح و پیغمبر مبلغ19. # ولادت جعفر بن ابیطالب رضی الله عنه(2) # سنه احدی عشرین من عام الفیل (3) # درین سال لقب امین برحضرت رسالت صلوات الله علیه اطلاق کردند حلف. # ~~فضول بروایتی گویند درین سال بود. PageV01P051 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0080.jpg) ### | «مجمل فصیحی* # سنه اثنتین وعشرین من عام الفیل # ولادث امیر المومنین ابوحفص عمر خطاب رضی الله عنه412 # سنه ثلاث وعشرین من عام الفیل # ~~درین سال کعبه معظم عظتم الله قدره خراب شد و در خرابی او اقوال است # ~~و این مختصر احتمال آن نکند . # سنه اربع وعشرین من عام الفیل # ~~خلوت حضرت نبی علیه السلام اول بار25 در غار حرا # سنه خمس و عشر ین من عام الفیل # ~~سفر کردن حضرت نبیع برسم تجارت با خزیمه بن حکیم سلمی و میسره # ~~غلام خدیجه الکبری ببازرگانی بشام و سود بسیار آوردن ودر راه میسره ~~معجزات # ~~مشاهده کرده و باخدیجه الکبری حکایت کرد و او زیاده در بندکار اسید ع ~~شد # ~~تزویج حضرت رسالت ع با خدیجه الکبری (رضی الله عنها) *43 بنت خویلد بن # ~~اسد بن عبدالعزی *44 بن قصی ن کلاب القرشی المکی 52» # سنه ست وعشرین من عام الفیل (6) # ~~زفاق حضرث رسالتع با خدیجه الکبری (رضی الله عنها)(3) وبعضی گویند(7) # ~~که هم در سال تزویج زفاف واقع شد # سنه سبع وعشرین من عام الفیل (6) # ~~ولادت زینب اکبر بنات النبی (ع) ازخدیجه الکپری (رضی الله عنها) و قیل ~~سنه ثلاثین # ~~عام الفیل (8) PageV01P052 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0081.jpg) # ~~لا مجمل فصیحی ~~»......................................س............(53 # سنه ثمان وعشرین من عام الفیل # ولادت قاسم بن رسول الله صلی الله علیهما ازخدیجه الکبری رضی الله عنها ~~(1) # سنه ms043 تسع وعشرین من عام الفیل (2) # وفات قاسم بن رسول الله صلی الله علیهما (3) درین سال ### | سنه ثلشین من عام الفیل # ولادت امیر المومنین اسدالله الغالب علی بن ابی طالب کرم الله وجهه(4» ~~روز # ~~آدینه «45 سیزدهم شهر الله الاصم رجب المرجب در درون حرم کعبه که پیش ~~از # ~~و بعد ازو کسی در حرم متولد نشد # سنه احدی وثلمثین من عام الفیل # ~~ولادت رقیه بنت رسول الله صلی الله علیه از خدیجه الکبری رضی الله عنها # سنه اثنتین و ثلاثین من عام الفیل # ~~درین سال اژدهائی بزرک از خزانه خانه کعبه بیرون می آمد و بر دیوارها ~~خانه # ~~کعبه میگردید و از وهم او عمارت خانهآ کعبه در توقف افتاد ونیز گفتهاند ~~که آن # ~~اژدها نبود هذاجن الاکبر # سنه ثلث وثثین من عام الفیل (6) # ~~ولادت ام کلثوم بنت حضرت نبی ع و قیل سنه ارع و تلاثین من عام الفیل ~~بروایت # ~~بعضی اژدها در کعبه درین سال پیدا شد # سنه اربع وثاث ن من عام الیل # ~~درین سال مرغی بیامد و اژد ما را از دیوار خانه کعبه بر بود و ناپدید ~~شد (17 PageV01P053 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0082.jpg) ### | «امجمل فصیحی* # ننه خمس وثلاثین من عام الفیل # ~~بخال عمارت آوردن کعبه معظم عظم الله حر مته بر دست اهل مکه که قسمت ~~کعبه # ~~و جهت عمارت در جهات اربعه برین موجب کردند والتفصین هذا از رکن حجرالا # ~~سود تار کن عراقی ببنی عبد مناف و بنی زهره افتاد و از رکن عراقی تا ~~رکن شامی # ~~یبنی اسدبن عبدالعزی و عبدالدار افتاد و از رکن شامی تار کن یمانی ببنی ~~تیم # ~~افتاد و از رکن یمانی تار کن حجرالاسود بجمح و بنی سهم و عامربن لوی ~~افتاد باز # ~~چای نهادن حضرت رسالت ع حجر الاسود را # ~~وفات زیدبن عمروبن نفیل که در آن روزگار بردین ابراهیم خلیل الله ع در ~~روی # ~~زمین غیر او کسی نبوده است # ولادت فاطمه زهرا از خدیجه الکبری رضی ms044 الله عنهما (1) # ~~قصد ازار بیرون آوردن حضرت بنی ع بمواققت قریش واهل مکه که ایشان بازار # ~~سنک میکشیدند و از غیب ادب یافتن وترک کردن # سئه ست وثلثین من عام الفیل # اتمام عمارت کعبهآ معظم عظم الله قدره بر دست اهالی مکهآ مبارک و آن چنان # ~~بود «42 که کشتی از روم می آمد که والی آن شخصی بود باقوم نام واو ~~معمارنیکو # ~~بود کشتی او در دریا بشکت ولی، بن مغیره و متوطنهآ مکه آن چو بهاء کشتی # ~~شکسته را بخریدند و بمعرفة با قوم معمار در عمارت خانه کعبه بکار بردند # سنه سبع وثثین من عام الفیل # تزویج زینب اکبر بنات النبی ع ا بوالعاص بن الربیع (رضی الله عنهما)39» # سنه ثمان وثلثین من عام الفیل # درین سال حضرت رسالت (ع) از غیب آوازها می شنید و روشنائیها میدید ~~PageV01P054 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0083.jpg) # # 5 مجمل فصیحی »- %~% # ~~وفات ابن هیبان که از علماء بزرک یهود بود در شام و اومستجاب الدعوه ~~بود # ~~و از شام رحلت یمدینه کرده بود و انتظار مبعث حضرت رسالت (ع) می برد که # ~~مگر شرف اسلام در یابد و چون عمر وفا نکرد و وفات اونزدیک شد جماعت ~~یهود # ~~را طلب داشت وصیت کرد که چون حضرت نبی (ع) مبعوث شود و بمدینه هجرت # ~~کند سلام من بدو رسانید و بدو ایمان آورید و در زمان مبعث ثعلبه بن ~~سعید واسید # ~~بن سعید واسد بن عبید و گروهی از بنی ذهل بموجبی که ابن هیبان ایشان را # ~~وصیت کرده بود مسلمان شدند # سفه تسع وثلثین من عام الفیل # منع دیوان از عروج بر آسمان درین سال واقع شد و قیل سنه اربعین ### | سئه ار بعین من عام الفیل # قتل نعمان بن المنذر بر دست خسرو پرویز بن هرمزین انوشروان العادل # ~~بواسطه انکه گفته بودند که درین سال از عرب کسی ظهور کند که ملک عجم # ~~بدو منتقل شود وچون در عرب کسی ازو ذوشوکت تر نبود ms045 بدان سبب ازووهم # ~~کرده او را هلاک کرد ابوهریره ( رضی الله عنه) (1) روایت می کند که ~~درین # ~~سال پیش از خبربعثت بسه روز آوازها تفی شنودم که گفت که از تهامه نبی ~~بزرک # ~~هوشمند که پیغمبر آخرالزمانست مبعوث گشت # سنه احدی واربعین من عام الفیل # ابتدای نزول وحی چون حضرت نبی (ع) (را) (2) چهل سال تمام شد # ~~روز اول از چهل و یکم او را پیغمبری دادند و شب شنبه و یکشنبه جبرئیل ~~بوی # ~~آمد پس روز دوشنبه سابع عشر رمضان المبارک و بروایتی دوشنبه بیست و ~~چهارم # ~~رمضان و گفتهاند که دوشنبه هژدهم رمضان و ابوهریره گوید که دو شنبه ~~هفدهم # ~~ماه رجب بود که بر آن حضرت ظاهر شد برسالت در کوه حراو لول موضعی که ~~PageV01P055 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0084.jpg) # ~~در آن نزول قرآن بود حرا بود واقرأ درین روز فرود آمد بروایت اصح و ~~درین # ~~روز جبرئیل (ع) آن حضرت را تعلیم وضو و نماز کرد و قولی دیگر آنست که # ~~در دوشتبه دوازد هم ربیع الاول پوده اسلام خدیجة الکبری رضی الله عنها ~~در روزسه شنبه # ~~روزدوم بعثت ( اسلام مرتضی علی کرم الله و جهه) (1) هم درین روز ~~وموابوالحسن # ~~علی بن ابیطالب بن عبدالمطلب وکنا النبی (ع) بابا تراب # اسلام زیدبن حارثه هم درین روز اسلام امیرالمؤمنین ابا بکر(الصدیق مختار # ~~الجبارمعدن الحلم والوقار صاحب النبی فی الغار # سید المهاجرین والانمارالعتیق من النار) 2) و هوعبدالله ابی بکر بن # ~~ابی قحافه عثمان بن عامر بن کعب بن سعد بن تیم بن مره # اسلام عمر وبن عنبسه بن عامر السلمی و بروایتی گفته اند که حضرت رسالت ~~(ع) # ~~شش ماه بخواب میدید که او را برسالت برانگیختهاند و بعد از شش ماه ~~جبرئیل # ~~علیه السلام بدان حضرت فرود آمد وبیست وسه سال بعدازین در حیات بود و ~~کفته اند # ~~که خواب راست از چهل وشش جز و نبوت یک جزو است چه بیست و سه سال را # ~~که برشش ماه قسمت ms046 کنند از چهل وشش جز وجز وی باشد # تصدیق کردن ورقه بن نوفل و عداس راءب حضرت نبی را (ع) و گفتند اگر # ~~جوان بود یمی هراینه ترا نصرت کردیمی # ولادت عبدالله بن النبی (ع) که بطیب وطاهر ملقب شد و بعضی گویند که # ~~طیب و طاهر نیز فرزندان نبی اند(ع) # سنه اثمتین واربعین من عام الفیل # د.ین سال کسری بخواب دید که اورا از آسمان هفتم بگذرانیدند و بحضرت # ~~عزت عز شانه بردند شخصی ایستاده بود و رد او از ار برخود راست کرده حق ~~PageV01P056 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0085.jpg) # # دمجمل فصیحی* %~% (57 # ~~عت شانه فرمود که کلید خز این دنیا باین شعص بسیار و صاحب ردا و از ار ~~حضرت نبی # ~~بود(ع) وفات عبدالله بن محمد رسول الله که بطیب و طاهر ملقب بود # روایت کند ابوسلمه بن عبدالرحمن که کسری نیم روزی در حجره خلوت # ~~بود حق عز شانه فرشتهرا بفرستاد تا بر بالین او باعصائی بایستاد و گفت ~~یا کسری # ~~مسلمان میشوی یا عصا بشکنم کسری بترسید و گفت بهل بهل فرشته باز گردید # ~~کسری در بانان خود را بطلبید و ایشان را بر نجانید که این شخص از کجا ~~در # ~~آمد سالد یگرهم در همین وقت بیامدوهمین حکایت مکرر کردو اوهمان جوابداد ~~ودر # ~~سال سیم فرشته بیامد و همان سخن گفت و کسری همان جواب داد فرشته عصا # ~~بشکست و یرفت و کسری هلاک شد # سنه ثلاث و اربعین من عام الفیل # اسلام امیر المؤمنین عثمان (رضی الله عنه) و هوابوعبدالله عثمان بن عفان # ~~بن ابی العاص امیه بن عبدالشمس بن عبدمناف بن قصی القرشی یتصل نسبه فی # ~~عبد مناف اسلام طلحه بن عبیدالله بن عثمان بن عمر و بن کعب بن سعد بن ~~تیم # ~~بن مره از عشره مبشره ، اسلام زبیربن (1) العوام رضی اللهعنه ، اسلام ~~سعدبن # ~~ابی وقاص رضی الله عنه اسلام عثمان بن مطعون رضی الله عنه ، اسلام ابی ~~عبیده جراح # ~~رضی الله عنه ، اسلام عبد ms047 الرحمن بن عوف بن (عبدعوف)3) عبدالحارثن زهرة ~~بن # ~~کلاب از عشره مبشره اسلام ابوسلمه بن عبدالاسد وارقم ین الارقم و عمیر ~~بن ابی وقاص # ~~رضی الله عنهم # سنه اربغ واربعین منعام الفیل # آشکارا فرمودن حضرت نبی (ع) دعوت کردن خلایقرا و بنزول آیت فاصدع ~~PageV01P057 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0086.jpg) ### | «مجمل فصیطق» # ~~بماتومر واعرض عن المشر کین انا کفیناک المستهزئین ( وانذرعشیرتک ~~الاقربین و # ~~قل انی انا النذیر المبین مخاطب شد ویدعوت خلق واظهار نبوت مکلف شد)(1) # رفتن مشرکان قریش بخانه ابوطالب والتماس نمودن که محمد را بگوی که # ~~دشنام بخدایان ما ندهد تا ما او را بخدای او رها کنیم # وفات ورقه بن نوفل بن اسد بن عبدالعزی که او ترک بت پرستی کرده بود # ~~و دین نصاری گرفته و تصدیق حضرت نبی (ع) کرده # سنه خمس و اربغین هن عام الفیل # هجرت کردن مسلمانان بحبشه اول وهی هجرة الاولی و مجموع مهاجران # ~~حبشه هشتاد و چند نفر مرد بردند ییرون یازده زن واولاد صغار # فرستان قریش عمر وبن (2) عاص و عبدالله بن ربیعه را پیش ملک نجاشی # ~~وادیم بسیار جهت رشوه فرستادن که مهاجران را باز آورند و ملک نجاشی ~~یعداز # ~~تفحص احوال مهاجران به پیغمبر(3) (6) بگروید و عمر وعاص و عبدالله بن ~~ربیعهرا # ~~ناامید باز گردانید و مسلمانانرا تربیت بسیار فرمود . # وللادت قاطمهآ ذهرأ رضی الله عنهاء # بعضی گفتهاند درین سال بود وقیل سنه احدی واربعین وقیل سنه خمس ثلاثین # غضب فرمودن ملک نجاشی برعماره بموجب تحریک عمر و عاص که یوقت # ~~آمدن بحبشه در کشتی بودند و خاتون عمر و عاص بااو بود او باعمر وعاص ~~گفت # ~~که زن خود را بگوی که مرا بوسه دهد عمرو عاص او را گفت که بی شرهی مکن # ~~عماره در خشم شد و عمرورا بر گرفت تا بدریا اندازد عمر و شفاعت کرد ~~تاخلاص # ~~یافت و آن کینه در دل گرفت چون بحبشه رفتند عماره را گفت ترا حسنی هست ~~PageV01P058 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0087.jpg) # # 1مجمل فصیحی* ms048 %~% (56 # ~~برو و بازن نجاشی آشنائی کن که او مدد ماباشد عماره همچنان کرد عمرو ~~بانجاشی # ~~آگفت رفیق من مردی است که زنان را عظیم دوست میدارد و هرروز بحانه تو ~~میرود # ~~و اهل خانهآ تورا میخواهدپس نجاشی بخانه رفت غماره را در خانهآخود دید ~~بفرمود # ~~تا باد در احلیل 15» او کردند و در جزیره اورا بینداختند و در آنجا ~~دیوانه شد و # ~~باحیوانات در آن جزیره میبود «2» تابمرد # سنه ست و اربعین من عام الفیل # اسلام حمزه بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی القرشی اسدالله و ~~اسد # ~~رسوله اسلاعمربن الخطاب و هوابوحفص عمر بن الخطاب بن نفیل بن عبد العزی ~~بن ریاح بن # ~~عبدالله بن قرط بن زراح بن عدی بن کعب بن لوی بن غالب و هوالفاروق الذی ~~یفرق # ~~بین الحق والباطل . # ایذا کردن و رنجانیدن کفار حضرت نبی (ع) و مسلمانان را بتخصیص # ~~( امیر المؤمنین ابابکر صدیق را رضی الله عنه)439 # اسلام مادر ابی بکر رضی الله عنهااسمها ام الخیر درین وقت که ایذا بحضرت # ~~رسالت (ع) رسانیدند جبرئیل (ع) در کوه حرا فرود آمد و بساطی مرصع مکلل # ~~بجواهر بینداخت که جمیع کوههای تهامه پوشیده شد و حضرت نبی را (ع) بر ~~آن # ~~میان فرش نشاند و فرشتگان مقرب یکیک در آمدند و سلام کردند و گفتند که # ~~ما ملایکه عذابیم حق عز شانه مارا در فرمان تو کرده که هرچه تو مارا ~~فرمائی # ~~چنان کنیم و این طایفه م شرکان را حرق و غرق ورجم کنیم حضرت رسالت (ع) ~~فرمود که # ~~حق جل وعلامراجهت رحمت عالمیان فرستاده شرم دارم که واسطهآزحمتایشان ~~شوم. # سنه سیع و اربعین من عام القیل # حرب بغاث(4) درین سال میان اوس و خزر ج در مدینه واقع شد و قولی آنست ~~PageV01P059 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0088.jpg) # ~~که حضرت رسالت (ع) بعد ازبغاث بشش سال و قولی آنکه بعد از بغاث بپنج ~~سال # ~~هجرت فرمود سنه ثمان و اربعین من عام ms049 الفیل # غلبه کردن فارسیان بررومیان و شاد شدن مشرکان که رومیان اهل کتاب # ~~بودند مقهور شدند و غیر اهل کتاب برایشان غلبه کرد # کروبست ( امیر المؤمنین امی بکر رضی الله عنه)15» باابی بن خلف که رومیان # ~~برفارسیان غلبه خواهند کرد بصد سرشتر بشثر سال و این گرو پیش از آن بود ~~که # ~~گرو حرام شود و یعداز گرو بستن الم غلبت الروم وارد شد . # عهدنامه نوشتن قریش که بابنی هاشم وبنی، طلب معامله ومنا کحه و اختلاط # ~~نکنند. # سنه تسع و اربعین من عام الفیل # خبر دادن حضرت رسالت (ع) که عهدنامه که قریش از کعبه معظم آویختهاند # ~~بیو«2» آنراخورده ونام حق عز شانه گذاشته وبروایتی نام حق تعالی خورده ~~وظلم # ~~و قطیعة رحم کذاشته و چون این خبرداد ایوطالب بمسجدالحرام پیش قریش # ~~آمد و با ایشان شرط کرد که اگر آنچه محمد میگوید چنان نباشد من بعد ~~حمایت # ~~او نکند و اگر چنان باشد که آن حضرت (ع) گفته عهد نامه بدرند و چرن # ~~عنهد نامه حاضر کردند چنان بود که جضرت نبی (ع) فرموده بود پس عهد نامه ~~را # ~~بدریدند # ولادت الامام عبد الله بن عباس (رضی الله عنهما)3) در شعب ویوم مات النبی ~~(ع) # ~~ابن ثلاث عشره سنه و قیل قال ابن عباس توفی النبی (ع) و انا بن خمس ~~عشره سنه PageV01P060 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0089.jpg) # ~~« جمل فصیحی» . ### | سنه خمحین من عام الفیل # وفات ام المؤمنین خدیجة الکبری بنت خویلد رضی الله عنها (ودفن ~~بالحجون)11) # ~~واو چهل ساله بود که حضرت نبی (ع) اورا بعقد خود در آورد و در آن ~~روزحضرت # ~~و مادام که خدیجه در حیات بود هیچ نکاح دیگر نفرمود و جمیع اولاد نبی ~~(ع) از # ~~خدیجه بودند الا ابراهیم (ع) که از ماریه بود # وفات ابی طالب بن عبدالمطلب پیش از وفات خدیجه بسه روز یا بیک ماه و # ~~پنج روز نقل است که در حال نزع ابوطالب حضرت رسالت برسر بالین او حاضر # ~~بود ms050 ( و عبدالله بن ابوامته و ابوجهل حاضر بودند)(2) حضرت نبی (ع) گفت ~~ای عم # ~~بگوی که اشهدان لااله الا الله تاروز قیامت در حضرت عز ت حجت سازم و ~~بدوزخ نروی # ~~و ایشان هردو میگفتند که ای ابوطالب ترک ملت پدر خود عبدالمطلب خواهی # ~~کرد و این سخنان مکرر میشد بآخر ابوطالب گفت که بردین و ملت عبدالمطلب # ~~میمیرم و وفات کرد(3) # خروج بنی هاشم من الشعب در حمایت آوردن ابی لهب حضرت بنی ع را و # ~~باز قریش بدشمنی پیغمبر ع اتفاق کردن # رفتن حضرت سید ع بطایف و اهل طایف ایمان قبول نکردند و سفهای قوم # ~~را برایکیختند تا ایذای حضرت نبوی نمودند و (هم)41) درین شب جمعی ازجن # ~~ایمان آوردند و آیت اذصرفنا الیک نفرامن الجن نازل شد PageV01P061 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0090.jpg) ### | « مجمل فصیحی 4 # مراجعت سید ع و بجوار مطعم بن عدی درمکه رفت # ~~تزویج حضرت رسالت ع باسوده بنت زمعة بنقیس بن عبدشمس بن عبدودبن نصربن # ~~مالک بن حنبل بن عامر بن لوی بنغالب بعضی تزویج عایشهآ (صدیقه رضی الله ~~عنها) # ~~(1) درین سال گفتهاند وزفاف در مدینه مبارک # سنه احدی وخهسین من عام الفیل # ابتداء اسلام انصار رضی الله عنهم که درین سال بر این موجب در اسلام ~~آمدند # ~~اول اسعد بن ز راره دوم عون بن حارث بن عفراسیم رافع بن مالک بن عجلان ~~چهارم # ~~قطبه بن عامر بن جدیده425 پنجم عتبه بن عامر بن نانی ششم جابر بن عبد ~~الله (بن) ریاب39» # ~~و ایشان چون بمدینه رفتند هم درین سال اسلام در مدینه فاش شد # سته اثنتین وخمسین منعام (4) # معراج جضرت رسالت ع در شب دوشنبه سابع عشر رمضان و قیل سابع عشرین # ~~رجب الاصم بهژده ماه پیش از هجرت و بعضی گفتهاند که درسال پنجاه وسیم ~~فیل # ~~بودشق صدر دوم وسیتم بعضی گفتهاند که درین سال بوده هم در شب معراج پیش ~~از رفتن # ~~بمعراج سدره المنتهی درختی است در آسمان هفتم در پای ms051 عرش که هبچ فرشته ~~مقرب # ~~و هیچ پیغمبر از آن تجاوز نکرده است و آسمانها و بهشت در سایهآ آنست و ~~بعضی # ~~گفتهاند که در رقتن بر براق رفت تا کرامت او ظاهر شود و در آمدن بی ~~براق تا # ~~قدرت حق ظاهر شود و بعضی بر آنند که در رفتن و آمدن بر براق بود # بیعت عقبهآ اولی بعضی گفتهاند که درین سال بود بصورتی که از پیش بیان # ~~رفته55» فرض شدن نماز پنجگانه هم در شب معراج - اسلام اسیدبن حصیر - ~~اسلام PageV01P062 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0091.jpg) # ~~مجمل فصیحی ...... # ~~سعدبن معاذ و قوم بنی اشهل بر دست مصعب بن عمیر که حضرت رسالت ع او را # ~~همراه اسعدبن زراره و جمعی که در بیعت عقبه اولی بودند فرستاده بود ~~بمدینه # ~~مبارک که قرآن و احکام شرع در ایشان آموزد واسلام ییان کند # سنه ثلاث وخمسین منعام الفیل # بیعت عقبه ثانیه که هفتاد و دو کس از مدینه مبارک آمدند و مسلمان شدند # ~~و با حضرت رسالت (ع) (1) در لیلة العقبه (2) بحضور امیرالمؤمنین عباس ~~بیعت # ~~کردند و حضرت نبی (ع) دوازده نقیب با ایشان مقرر کرد شش تن جماعتی # ~~که درسنه احدی خمسین مفصل شده که ایمان آورده اند و شش تن دیگر # اول ذ کوان بن قیس بن خلده دوم عباده بن الصامت سیم یزیدبن الثعلبه چهارم # ~~عباس بن فضله پنجم ابوالهیثم بن الشیحان ششم عوده بن ساعده # بنیاد کردن هجرت صحابه (رضوان الله علیهم اجمعین)(3) بمدینه بعد ازین # ~~بتفاریق والله اعلم وصلی الله علی سید نامحمد وآله اجمعین # مقاله دوم ازهجرت حضرت نبی علیه الصلوة والتحیه که مبداء تاریخ بر آنست # ~~الی یومنا هذا # بعد ازین تاریخ ازه جرت حضرت نبوی ع خواهد بود و ده سال بموجبی که # ~~درین قطعه مذ کور شده که سید ع هرسالی را نامی نهاده و درین سال دو قول # ~~کفتهاند (اول هجری گفتهاند) (13 و سنة الاذن بالرحیل نیز گفتهاند ### | مؤلفه(4) # # سال اول هجری ms052 آمد در دوم امرقتال %~% درسوم ته حیص وجچارم هست از ان تر ~~فیهحال PageV01P063 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0092.jpg) # # شدزلازل پنج واستیناس شش گاه شمار %~% همچو استغلاب هفت واستوا هشتم ~~مقال # # نه برائت در دهم حج وداع مصطفی %~% یازده چون شد زعالم کرد سید انتقال # سنه الهجریه وهی سنه الاذن باار حیل # هجرت فرمودن سید ع در غره ربیع الاول و رفتن بغار با ابوبکر (الصدیق # ~~رضی الله عنه) «21 و قیل روز دو شنبه یازدهم ربیع الاول و خروج آن حضرت ~~ع از # ~~غار در چهارم ربیع الاول # آمدن سراقه بن مالک از عقب حضرت سید ع که ایشان را گرفته پیش قریش # ~~برد و بریشان دست نیافته خط امان خود از آن حضرت گرفت و مراجعت نمود # ~~اسلام بریده که در راه بحضرت نبی ع رسید و هفتاد کس با او بودند مسلمان ~~شده # ~~با سید ع مراجعت نمودند بمدینه مبارک # رسیدن سید ع بقبا روز دو شنبه هشتم ربیع الاول مذکور در آمدن حضرت # ~~سیدع در مدینه مبارک روز جمعه یازدهم ربیع الاول (مذ کور)225 و بخانه ~~ابوایوب # ~~انصاری رضی الله عنه نزول فرمودن # برادری گرفتن حضرت نبی ع و جماعت مهاجر و انصار با یکدیگر که ازهم # ~~مبراث گیرند و برذوی الارحام مقدم باشند # وقوع غزو اول که آنراغزو ابوا گویند غزو دوم که آنرا غزو ابواط گویند # ~~غزوه بطن النخله رفتن عبدالله بن اریقط از مدینه بمکه مبارک وخبر ~~بعبدالله بن # ~~امیرالمومنین ابی بکرالصدیق داد که پدر او پیش سیدع چگونه مقربست ~~اوعیال پدر بر # ~~داشت و باطلحه بن عبیدالله وام رومان مادر عایشه و عبدالرحمن بن ایوبکر ~~بمدینه رفتند # درین سال در شوال بهفت ماه بعد از هجرت عایشه (صدیقه را رضی الله # ~~عنها)1» عروس کردند و قولی آنست که زفاف در سال دوم بود ونکاح در مکه # ~~بود پیش ازسه سال هجرت وآن حضرت ع بغیر عایشه (صدیقه رضی الله عنها) # ~~(1) هیج بکر زن نکرده و در ms053 زمان زفاف نه ساله بود و بزمان وفات آن حضرت ~~PageV01P064 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0093.jpg) # ~~« مجمل فصیحی » # ~~ع عایشه صدیقه هژده ساله بود # بنیاد مسجد وحجرهای حضرت نبی ع اسلام سلمان فارسی رضی الله عنه و # ~~باز گفتن حکایت خود از ابتدا در حضرت سید ع # ~~فرستادن حضرت رسالت (6) زیدبن حارثه و ابورافع را بمکه تا دختران آن ~~حضرت # ~~را و سوده بنت زمعه که زوجه سید (ع) بود بمدینه آوردند (1) # سخن گفتن گرک و کوامی داهن برسالت سید (ع) باشبان یهودی در بیرون # ~~مکه وشبان آمد ومسلمان شد (2) # زیاده فرمودن نماز حضر (3) عایشهآ صدیقه رضی الله عنها روایت میکند که در # ~~اول فریضهاء نماز دو دو یود الآ نماز شام کهسه ر کعت بود بعد ازیک ماه ~~عجرت در حضر # ~~چهار رکعت شد و نماز بامداد و شام برقرار یماند # اسلام عبدالله بن سلام یهودی که از علماء بزرک یهود بود چون مسلمان # ~~شد سید علیه السلام را گفت یا رسول الله یهود قومی بهتان گوی اند تو ~~ایشان راپیش # ~~از آنکه از اسلام من خبر یا بند طلب فرمای و از ایشان استفمار احوال من ~~بکن # ~~حضرت رسالت عبدالله بن سلام را در خانه بنشاند و جماعت یهود را طلب ~~داشت و # ~~گف عبدالله سلام درمیان شما(4) کیست گفتند او بهترماست و پسر بهتر ما ~~ومهتر # ~~ماست و پسر مهترما وحبر ماست و پسر حبر مافرمود که اگر او مسلمان شود ~~شماچه # ~~میگوئید ایشان گفتند خدای تعالی او را نگاه دارد پس عبدالله سلام از ~~خانه بیرون # ~~آمد و گفت اشهدان لااله الاالله واشهدان محمدا رسولالله و بایهود گفت ~~مسلمان # ~~شوید که این همان م حمدست که نعت و صفت او از تورات باشما گفته ام یهود ~~کفتند PageV01P065 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0094.jpg) # ~~این شرو شرزاده و جاهل وجاهلزاده است و مسلمان نشدند # وفات براء بن معرور از نقباء دوازده گانهلیلة العقبه # وفات اسعد بن زراره هم از نقباء دوازده گانه # ولادت نعمان بن ms054 بشیر الانصاری # وقوع نماز جمعه و خطبه جمعه در ثامن عشر ربیع الاول مذکور داشتن # ~~حضرت سید (ع) روزهآ روز عاشورا وامر فرمودن تا لمت درین روز روزه دارد # ولادت زیاد بن سمیة # ویقال زیاد بن ابی سفیان بن حرب از کنیزک وفات کلثوم بن هدم ین امرء # ~~القیس و او ازاکابر بود و پیش از هجرت مسلمان شده بودهلاک عاصم بن وایل ~~سهمی # ~~و ولیدبن مغیره از مشرکان بمکه مبارک و ایشان چند تنند که ایشان را از ~~ز نادقه # ~~شمردهاند این دو کس و عقبه بن ابی معیط (1) و ابی بن خاف الجمحی و نصر # ~~بن (2) حارث بن کلده ومنیه و بنیه ابناء ااحجاج السهمیان ولادت عبدالله ~~بن زبیر # ~~بن (3) العوام درین سال # سنه الاهر بالقتال وهی الثانیه من الهجره # تزویج امیر المؤمنین علی بن ابی طالب کرم الله وجهه (4) با فاطمه زهرا # ~~رضی الله عنهما در او اخر صفر # تعیین قبله بکعبه روز دو شنبه پانزدهم شعبان که در مسجد قبلتین سید(ع) # ~~نماز میکرد قبله بگردانید و باجانب کعبه کرد # نزول آیت رمغان و فرض شدن روزه أمر بنماز عیدین وقربان و قوع غزو # ~~سوم که آنرا غزوعشیره خوانند PageV01P066 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0095.jpg) # ~~دمجمل فصیحی» # ~~کنیت فرمودن حضرت رسالت (ع) امیرالمؤمنین عای مرتضی کرم الله وجهه (1) ~~را # ~~با بوتراب در راه که بغز و عشیره میرفتند # زفاف امیر المؤمنین علی بن ابی طالب کرم الله وجهه بافاطمهآ زهرا رضی ~~الله عنها # ~~در ذی حجه # وقوع غزای چهارم که آنرا بدر الاولی خوانند - غزو پنجم که آنرا بدر # ~~الکبری گویند در هفدهم رمضان و حضرت نبی (ع) درین غزو بنفس مبارک حرب # ~~فرموده (2) وفرود آمدن جبرئیل و ملائکه رضوان الله علیهم اجمعین (3) و ~~مدد # ~~بن مغیره که چون سر او پیش حضرت نبی علیه السلام آوردند فرمود که این ~~فرعون # ~~این امت بود و قتل امیه بن خلف و پسر اوو هفتاد کس از سران قریش که ~~ایشان # ~~را در ms055 چاه بدر انداختند (4) واول کسیکه در اسلام شهید شد عمیر بن ~~حمام(5) # ~~الانصاری بودوازاصحاب رسول الله چهار نفر شهیذ شدند و گویند شانزده ~~نفرشش # ~~نفر از مهاجر و ده نفر از انصار رضی الله عنهم # اسلام امیرالمؤمتین عباس و عقیل بن ابی طالب - قسمت غنایم که مسلمانان # ~~گرفته بودند بحکم سید (ع) از آنجمله شمشیری که از آن منیه بن حجاج بود # ~~و بآخر نام او ذوالفقار شد و شتری که از آن ابی جهل بود جهت خود قبول ~~کرد # ~~و چون از بدر باز گشتند هفتاد اسیر با ایشان بود در راه حضرت نبی (ع) ~~فرمود # ~~که نضر بن الحارث وعتبه بن ابی معیظ را قتل کردند (2) PageV01P067 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0096.jpg) # غالب کشتن روم بر فارس و این نیز مسلمانان رافتحی بود (1) چه پیشتر # ~~امیر المؤمنین (2) ابابکر رضی الله عنه باابی بن خلف کرو بسته بود که ~~روم برفارس # ~~غالب خواهد شدو همچنان شد # خریدن حضرت نبی (ع) سلمان فارسی را و آزاد فرمودن # غزو ششم که بغزوبنی سلیم مشهور ست - غزو هفتم که غزو سویق است # ~~هم درین سال واقع شد # وفات رقیه بنت سید (ع) که در حباله عثمان بود - تزویج ام کلثوم دیگر # ~~دختر حضرت رسالت با امیرالمؤمنین (2) عثمان رضی الله عنه و بعد از ین ~~وصلت بذی # ~~النورین ملقب شد # نزول آیت خمس غنایم - اتمام مسجد و حجرهاء حضرت رسالت (ع) در # ~~آخر صفر سنه المذکوره # رفع مواخات که از یکدیگر میراث نگیرند و نزول آیت و اولو الارحام # ~~بعضهم اولی ببعض # وقوع اذان الحاق الصلوة خیر من النوم (در بانگ نماز بامداد) (3) حکم # ~~صدقه فطر هم در ین سال - شهادت عبیدة بن حارث بن عبداامطلب که در مکه # ~~دولت اسلام دریافته بود # هلاک ابولهب علیه اللعنه و ابورافع مولی سید (ع) روایت میکند که من # ~~وام الفضل در خانه زمزم حکایت اصحاب بدر میکردیم و ازخبر فتح ~~پیغمبرخوشدل # ~~بودیم ابی لهب بیامد و از ابی سفیان ms056 بن الحارث قصه اصحاب بدرمیپرسید او ~~گفت # ~~والله که ما خود را ملامت نمیکنیم بواسطه آنکه چون ما بهم رسیدیم هزیمت ~~بر PageV01P068 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0097.jpg) # ~~اصحاب ما افتاد و ما جمعی دیدیم که بر اسبان نشسته جامههای سفید داشتند ~~ودر # ~~میان هوا با ما جنک میکردند ابورافع میکوید من گفتم فرشته بوده باشد ~~ابولهب # ~~برخاست«1» و طپانچهآ سخت بر روی من زد و مرا بینداخت و برسینه من نشست # ~~ام الفضل چوبی برو زد و سر او بشکست و گفت عباس حاضر نیست تو بدین جهت # ~~غلام او را میزنی او منفعل بیرون رفت و بعد از یک هفته بمرد # اسلام عمیر بن وهب که از مکه بقصد حضرت نبی (ع) بیرون آمد و چون # ~~بمدینه رسید سید ع» برو ظاهر کرد که بچه کار آمده است او مسلمان شد # بنیاد عمارت مسجد قبا که سید «ع» بنفس مبارک طرح آن فرمود وفات # ~~عثمان بن مظمون بن خبیب بن وهب بن حدافه بن 1 جمح بن عمرو بن مصیص # ~~بن کعب القرشی اسلم بعد ثلاثه عشر رجلا وها جرالهجرتین وصلی القبلتین و # ~~شهد بدرا و هواول رجل مات با لمدینه من المهاجرین بعد ما رجع من بدر ~~وقبله # ~~رسول الله بعد مامات # درین سال عمیر بن عدی بن خرشه باجعی بقصد عصمابنت مروان یهودیه # ~~رفتند که او شعر میگفت و عیب مسلمانان میکردواذیت بسیدهع» میرسانید ~~عمیر باندرون # ~~خانه او رفت در حوالی او اطفال نشسته بودند و طغلی بر سینه گرفته بود و ~~شیر # ~~میداد آن طنل را از سینه او دور کرد و شمشیر در میان هر دو پستان او ~~فروبرد # ~~چنانچه از پشتش بیرون آمد و هلاک شد و عمیر مذکور نماز صبح با سید «ع» # ~~بکرد و آن حضرت فرمود که دختر مروان را کشتی گفت آری فرمود که دو # ~~گوسفند از بهر وی سر و بر هم نزنند و این تمثیل را اول از حضررة نبی ~~«ع، ms057 # ~~شنیدند # وفات امیه بن ابی الصلت وابی الصلت را عبدالله بن ربیعه بن عوف نام بود ~~وامیه کتب PageV01P069 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0098.jpg) ### | « مجمل فصیحی » # ~~متقدمان بسیار خوانده بود و از بت پزستی اعراض نموده و خبر میداد که ~~وقت # ~~آن رسیده که پیغبری مبعوث گرده و تصور میکرد که خود خواهد بود چون # ~~خبر بعثت حضرت رسالت «ع» بدو رسید حسد بردوایمان نیاورد و چون اشعار # ~~او بر سید هع، میخواندند میفرمود که زبان او ایمان آورده و دل اوکافر ~~مانده # سنه التمحیص وهی الثالثه من الهجره النبویه # ولادت امیر المؤمنین حسن بن امیر المؤمنین علی المرتضی رضی الله عنهما 10 # ~~روز سه شنبه پانزدهم رمضان المبارک وچون فاطمه زهرا رضی الله عنها را ~~این فرزند # ~~متولد شد بعد از پنجاه روز بامیر المؤمنین حسین رضی الله عنه حامله شد # و گفتهاند که غزای25» سویق درین سال واقع شد که بعداز غزای بدر ابی- # ~~سنیان بن حرب سو گند خورد . # که تا انتقام از حضرت سید (ع) نکشد و اصحاب او3" خود را تدهین # ~~نکند (4) و از مکه بادویست سوار بیرون آمد ومتوجه مدینه شد و میرفت تا ~~آنجا # ~~که میان او و مدینه سه میل راه بیش نماند یکی از انصار واجیر در آنجا ~~بکشت # ~~و بعضی خانهمارا خراب کرد و بنداشت که سو گند خود راست کرده است و باز ~~- # ~~گشت واین خبر بسید (ع) رسید در پنجم ذیحجه بادویست سوار از مهاجر ~~وانصار # ~~روان شد و در عقب وی بشتافتند و ابوابایة بن المنذر را در مدینه خلیفه ~~ساخت # ~~ابوسفیان چون خبر آمدن حضرت نبی(5) (ع) بشنید انبانهای سویق را می ~~انداختند # ~~از برای تخفیف و آن گندم وجو بریان کرره بود که آرد کرده بودند و قوت ~~ایشان # ~~آن بود و مسلمانان که در عقب میرفتند برمیداشتند و سید (ع) بعد از پنج ~~روز که PageV01P070 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0099.jpg) # «مجمل فضیحی* # ~~در عقب ایشان رفته بود مراجعت فرمود و آنرا غزای ms058 سویق نام کردند. # غزو هشتم که غزای بنی غطفانست15» غزو نهم که غزای نجرانست غزو # ~~بنی قینقاع غزو دهم که غزو احد است در رابع عشر رجب الاصم25» که درین ~~غزو # ~~حضرت سید بنفس خود حرب فرمود و درین حرب دندان مبارک حضرت نبی (6) # ~~شکسته شد (3، و بعضی گفتهاند که این حرب در سابع شوال واقع شد . # شهادت عبد الله بن جبیر رضی الله عنه - شهادت امیر المؤمنین اسدالله ~~واسدرسوله # ~~حمزة بن عبدالمطلب که او را هفتاد پاره کردند رضی الله عنه - شهادت ~~عبداللهین # ~~جحش که اورا باحمزه رضی الله عنهما در یک قبر دفن کردند - شهادت انس بن # ~~نضربن45» ضمضم بن زیدبن حزام عم (5] انس بن مالک رضی الله عنهما - ~~شهادت مصعب بن # ~~عمیر بن هاشم بن عبد مناف بن عبدالداربن قصی که علم بزرگ در دست او بود ~~وچون # ~~اورا(6) قتل کردند فرشتهآ بصورت او علم نگاه داشت تا بآخر حرب. # شهادت ثابت بن الدحداح بن نعیم ین غنم بن ایاس - شهادت مجذرین زیاد که # ~~در روز احد حارث بن سوید بن صامت بن خالدبن عطیه اورا در حرب احد بخون ~~پدر # ~~خود که در جاهلیت کشته بود قتل کرد و حارث مذکور مسلمان شده بود و درین # ~~حرب بامسلمانان بود و کس ندانست که او مجذر را قتل کرده تاجبرئیل (ع) ~~سید # ~~(ع) را خبر کرد و آن حضرت فرمود که حارث مذکور را قتل کردند # شهادت سعدبن الربیع هم در احد انصاری خزرجی عقبی بدری شهادت # ~~وهب بن قابوس المزنی - شهادت حنظله بن ابی عامر غسیل الملایکه واو ~~بوقثی که حرب PageV01P071 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0100.jpg) ### | «مجمل فصیحی* # ~~احد شد اورا جنابت رسیده بود مجال غسل نیافته بغزو رفت و شهید شد اورا ~~ملایکه # ~~غسل دادند و بدین واسطه اورا غسیل الملائکه خواندند(1) # اسلام و شهادت محریق که از علماء بزرگ یهود بود درین حرب با یهود # ~~گفت درتوراة نعت وصفت این مرد شنیدهاید اکنون مسلماز شوید و بحرب ms059 ~~مشرکان # ~~روید ایشان قبول نکردند او در ساعت مسلمان شد و بحرب آمد و شهادت یافت # ~~رضی الله عنه. # قتل ابی بن خلف21) بردست حضرت رسالت (ع) که این نیز یکی از معجزات # ~~سید (ع) است که او در مکه مبارک اسبی بسته بود و هر گاه که با آن حضرت ~~ملاقات # ~~کردی گهتی که این اسب جهت آن بستهام که بحرب تو آیم و ترا بکشم سید (6) # ~~فرمودی والله (که)(2) من ترا بکشم درین غز و برهمان اسب سوار شده بوقتی ~~که # ~~حضرت رسالت (6) پناه با کوه میبرد و مسلمانان شکسته شده بودند41) او ~~بقصد # ~~حضرت نبی (ع) آمد جمعی خواستند که با او حرب کنند آن حضرت فرمود که # ~~اورا بگدارید که بیاید چون نزدیک حضرت سید(5) رسید تیری بی پیکان در ~~دست # ~~آن حضرت بود برمقتل او زد او فریاد کرد که محمد مرا بکشت گفتند هیچ # ~~جراحتی نتو نرسیده است گفت او مرا وعده کرده است که ترا بکشم و در ~~وعدهآ # ~~او دروغ و خلاف نباشد و بمرد # غزوهآ حمراء اسد415 موضعی که از آنجا تامدینه ده میل است و بوقنی که ~~PageV01P072 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0101.jpg) # ~~لمجمل فصیحی .............. # ~~مشرکان از احد مراجعت کردند سید (ع) تا آنجا در عقب کفار رفت # قیل ابوعزهٔ‌ شاعر که اسم او عمیر بود415 بفرموده سید (ع) 25» که دربدر # ~~اورا منت نهاده بود و آزاد کرده و باز بحرب احد آمده یود و بوقتی که ~~حضرت # ~~رسالت (ع) برعقب مشرکان میرفت دردست لشکر اسلام افتاد اورا بحضرت ~~نبی(ع) # ~~آوردند فرمود تا اورا قتل کردند و در حرب احد مسلمانان بسیار شهید ~~شدند36» # غزواثمار - غز والرجیع - زفاف حضرت سید(ع) باعایشه صدیقه رضی الله عنها # قتل کعب اشرف یهودی بردست محمدین اسلم و محمدبن مسلمه و ابو - # ~~نایله وقیل سنه اربع تزویج حضرت نبی (ع) باحفصه بنتعمر بن الخطاب رضی ~~الله عنهما # تزویج حضرت سید (ع) با زینب بنت خزیمه4» که اورا در جاهلیت ms060 # ~~ام المساکین گفتندی و قیل سنة الرابعه من الهجره # سنة الترفیه وهی الرابعه من الهجره # ولادت امیر المؤمنین حسین بن علی المرتضی رضی الله عنهمادرسیم شعبان ~~المعظم # ~~در مدینه مبارک . # فرو، آمدن آیت تحریم خمر ومنع شرب خمر و قیل سنه انثانیه من الهجره # ~~قتل عمر و عنتر بردست اسدالله الغالب علی بن ابی طالب کرم الله وجهه # واقعهآ بیر معونه(5) که عامربن الطفیل واصحاب او چهلتن از صحابه را ~~PageV01P073 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0102.jpg) ### | «مجمل فصیحی» # ~~بردند که ایشان را اسلام آموزد و تمامی را بقتل آوردند . # ~~وعمرو امیه ضمری شتران ایشان را میچرانید از انجا گریخته حضرت نبیع را # ~~خبر آورد # و در مولود نبی ع آورده که نود کس بودند که ایشان را قرا میگفتندهمه # ~~جوانان بودند که منذربن عمروساعدی را بر ایشان امیر کرد(1) واز ~~قبیلههاءبنی # ~~سلیم عنصیه ورغلو ذکوان وبنی احیان را برایشان525 عامربن الطفیل جمع ~~کرد # ~~و پیرامن ایشان در آمدند و ایشان را شهید کردند و عمروامیه ضمری را که ~~خویش # ~~مادر عامربن الطفیل بود موی پیشانی بریده آزاد کرد و بعداز آن که ~~جبرئیل ع # ~~سید را خبر کرده بود عمرو مذکور خبر آورد35» # غزودوازدهم # و آن غزای بنی النضیر است و منازل ایشان بناحیت فرع بود(4) بقریهآ که # ~~آنرا زهره میگویند و ایشان را حضرت سید ع از مدینه بیرون کرد بعضی بشام ~~و # ~~بعضی بخیبر وحیره رفتند و نگذاشتند که هیچ سلاح با خود ببرند و از مال ~~ایشان # ~~آن قدر که شتری بردارد بهر کس دادند و باقی غنیمت گرفتند # غزو سیزدهم # و آن غزای ذات الرقاع است دردهم محرم و درین غز و حضرت نبی ع # ~~نماز خوف گذارد # دادن حضرت رسالت ع ذوالفقار را با میر المؤمنین علی المرتضی کرم الله ~~وجهه # ~~وقیل سنه ثلاث من الهجره PageV01P074 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0103.jpg) # ~~«مجمل فصیحی»- # تزویج حضرت سید ع (1) با ام سلمه رضی الله عنهادرشهر شوال وفات ابوسامه # ~~عبدالله بن عبدالا سدبن هلال # وفات فاطمه ms061 بنت اسدبن هاشم بن عبدمناف مادر امیر المؤمنین علی المرتضی # ~~رضی الله عنها (وپیراهن مبارک حضرت نبی ع کفن او کردن، و اومسلمان شده ~~بود21) # قتل عامربن الطفیل(3) که در واقعه بئر معونه اصحاب سید ع را بقتل # ~~آورده بود بر دست ابوبراء ملاعب الاسنه # حکم رجم دراین سال واقع شد و زنی و مردی را از یهود رجم کردند # وقوع غز و چهاردهم # ~~و آن غز و بدر الاخره است الموسوم ببدر الموعد # وفات عبدالله بن عثمان بن عفان که از رقیه بنت رسول الله پوجود آمده بوذ # ~~در اسلام خروس منقاردر چشم او زد درسن شش سالگی و بدان در گذثت در ~~جمادی # ~~الاولی وسید ع (4) برو نماز کرد«5» (و امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه ~~او را # ~~در قبر نهاد) (6) # شهادت عاصمین ثابت ونه کس دیگر که حضرت رسالت ع ایشانرا بجاسوسی # ~~فرستاد، بود هشت نفراز ایشان را شهید کردند و خبیب و زیدبن الدثنه را ~~اسیر کردند # ~~و هردو را بمکه بردند و زیدبن الدثنه را قتل کردند و خبیب را بند کردند ~~و بعد # ~~از چند روز بردار کردند و همچنان بگذاشتند و ازمدینه زبیربن عوام و ~~مقدادبن # ~~اسود رفتند واو را از دار فرود آوردند و بمدینه می بردند مشرکان قریش ~~درعقب PageV01P075 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0104.jpg) ### | « مجمل فصیحی » # ~~آمدند که او را باز گیرند زبیر ومقداد او را بر زمین نهادند که با ~~مشرکان حرب # ~~کنند زمین او را فرو بره او را بلیع الارض گفتند وزبیر و مقداه حرب را ~~آماده # ~~بودند مشرکان حرب ناکرده باز گشتند # سنه الزلازل وهی الخامسهمن الهجره # ~~وقوع غزو پانزدهم که آنرا غزو دومة الجندل گویند(1) غزو شانزدهم که غزو # ~~خندق است و آنرا غزای احزاب نیز گویند و خندق را بتعلیم سلمان فارسی ~~حفر # ~~کردند که او باحضرت نبی ع گفت که چون لشکری که بسیار باشد متوجه شهری # ~~شوند در عجم ایشان خندق می کنند تااز هجوم لشکر بیگانه ms062 ایمن میشوند سید # ~~ع قرمود که خندق کردند ولشکرها رسیدند امیر لشکر قریش ابی سفیان بن حرب # ~~بود وامیر لشکر غطفان(2) و قبیله ایشان وفزاره (3) عیینه بن حضر(4) بن ~~حذیفه # ~~بن بدریود و پیشوای بنی مزه حارث بن عون(5) ین ابی حارثه بودواکابر بنی ~~النضیر که # ~~حضرت بنی ع ایشان راجلا فرموده بودوحیی اخطب1) ببنی قریظه رفتو کعب بن # ~~اسد وقوم بنی قریطه را که هم عهدحضرت رسلت بودند # ~~با خودراست کرد ونقض [7) عهد حضرت مید ع کردند و با قریش و لشکر بیرون # ~~متفق شدند PageV01P076 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0105.jpg) # ~~« مجمل فصیحی» # قتل عمروین عبدودین نضر بن مالک ب حنبل بن عامرین لوی که پهلو ان عرب # ~~بود اسب خود از خندق جهانیده با امیر المؤمنین علی المرتضی«41 حرب کرد ~~وبر # ~~دست او بقتل آمد و درین غزوحضرت سید ع بنفس خود جنک کرد # وجوب حج بیت الله درین سال - قتل نوفل بن عبدالله بن مغیره که خود را # ~~در خندق انداخت ومسلمانان او راسنک باران کردند و امیر المؤمنین علی ~~المرتضی # ~~کرم الله وجهه رفت واو را بقتل آورد و جسد او را مشرکان خواستند که ~~یازخرند # ~~حضرت رسالت ع فرمود که مارا با جسد اوکار نیست و بثمن آن احتیاج نه و # ~~بدیشان دادند # مراجعت ابوسفیان و لشکرها که بمدد او آمده بودند ### | غزوهفدهم # ~~حصار دادن بنی قریظه التماس نمودن قوم بنی قریظه که سید ع ابولبابه ~~عبدالمنذر # ~~برادر بنی عمرو بن عوف «2» راپیش ایشان فرستد تا با او مشورت کنند آن ~~حضرت # ~~او را فرستاد وبنی قریظه از جملهآ # ~~هم سو گندان اوس بودند چون ابولبایه بدیشان رسید مردان و زنان و اطفال ~~ایشان # ~~همه بر خاستند 235 وپیش او بگریستند و گفتند اگر ما فرود آئیم سید ع یا ~~ما # ~~چه کند او اشارت یگردن کردیعنی شمارا بکشد و دانست که با خدا و رسول # ~~خیانت کرد پشیمان شدو از آنجا بیرون آمد و پیش حضرت رسالتع نرفت ms063 و ~~بمسجد # ~~زسول رفت و خود را برستون مسجدبست و گفت تا توبهآ من قبول نشود من ~~خودرا # ~~نگشایم حضرت رسالت ع فرمود که اگرپیش من می آمد من جهت او استغفار ~~کردمی # ~~تا توبهآ او قبول شدی بعداز آن حضرت نبی ع در خایهآ ام سلمه رضی الله ~~عنهابود که PageV01P077 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0106.jpg) ### | «مجمل فصیحی» # ~~توبهآ او قبول شد خواستند که او را باز کنند رأضی نشد تا حضرت رسالت ع ~~بمسجد # ~~رفت و او را بدست مبارک خود باز کرد # بیرون آمدن قوم بنی قریظه از قلعه بشرط آنکه سعدبن معاذ بریشان حکم # ~~کند و سعد مذکور درین وقت در مدینه بود بواسطهآ آنک او را درحرب خندق ~~تیر # ~~بر مقتل رسیده بود و او دعا کرد که الهی مرا چندان زمان (1) ده که بنی ~~قریظه # ~~که عهد خدا ورسول شکستهاند بجزای خودرسند او رااز مدینه آوردند اوحکم # ~~کرد که مردان ایشانرا قتل کنند وزنان وفرزندان ایشانرا برده کنند ومال ~~ایشانرا # ~~غنیمت گیرند بعد از آن که این حکم بنفاذ پیوست سید ع فرمود که خدای ~~تعالی # ~~ورسول او همچنین حکم کردهاند وحیی بن اخطب که در حرب خندق رفته بودوبنی # ~~قریظه را از عهد خد اور سول منحرف گردانیده درین میان آوردند که او را ~~گردن بزنند # ~~گفت خدای تعالی ماحمه بر بنی اسرائیل فرستاد یعنی واقعهآ بزرک و او راو ~~کعب # ~~بن اسد که مهتر بنی قریظه بود نیز گردن زدند (2) با نهصد مرد که در بنی # ~~قریظه یودند # وفات سعد بن معاذ که چون دید که بابنی قریظه چه کردند خون از مقتل او # ~~که پیشتر تر رسیده بود روان شد و وفات کرد فقال رسول الله صلی الله ~~علیه وسلم # ~~لقداهتز العرش بموت سعدبن معاذ وابوبکر وعمر رضی الله عنهما در یالین ~~سعد # ~~بحضور حضرت رسالت ع گریه میکردند سؤال کردند گه حضرت نبی (ع) در آن # ~~زمان که ایشان میگریستند چه میکرد گفتهاند که ms064 سید ع در هیچ ماتم گریه ~~نمیکرد # ~~اما چون ملالت آن حضرت بغایت میرسید محاسن مبارک خود بدست میگرفت # تزوچ حضرت رسالت ع با زینب بنت جحش بن ریاب که مادر او امیمه بنت # ~~عبدالمطاب بود و نزول آیه حجاب بواسطهآ زینب واقع شد تزویج سید ع ~~باجویریه PageV01P078 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0107.jpg) # ~~«مجمل فسبا # ~~رضی الله عنها و او در سهم ثابت بن قیس افتاده بود واو را مکاتب ~~کرده(1) جضرت # ~~نبی ع وجه مکاتب او بداد و او را(2) بخاص خود گرفت # نزول آیة تیمم درین سال بود- از اسب خطاشدن حضرت رسالت ع وخراشیده # ~~شدن ران راست آن حضرت که پنج روز بیرون نفرمودند و نشسته در خانه نماز ~~گزاردند # سنة إلاستیناس وهی السادسه من الهجر4300.5 # وقوع غزو هژدهم که غزو بنی(4) لحیانست درربیع الاول و چون ایشان # ~~آگاهی ازلشکر اسلام یافتند بکوه رفتند و قله کوه(5) پناه ساختند وحضرت ~~نبی # ~~«ع» مراجعت فرمود و چون بجانب عسفان (6) رسید قبر مادر خود رازیارت کرد ~~. ### | خازونوذذهم # که غزو ذی قرد (7) گویند هم در ربیع الاول مذکور (که در غابهواقع # ~~شده) (8) و از غابه (9) تا مدینه یک برید است و بریدی دوازده میل است ~~که # ~~امسن اورلرایک آک # ~~3- استیناس - آرام گرفتن وانس گرفتن # ~~4- نسخه ن غزبنی # ~~5- در نسخه ل ون قلعه کوه # ~~6 - عسفان بضم اوله وسکون ثانیه . . . قیل منهلة من مناهل (بصفحه80 ~~حاشیه # ~~رجوع سود)] لطریق بین الجحقه و مکه وقیل عسقان بین المسبدین وهی من مکه ~~علی # ~~مرحلتین و قیل هو قریه جامعه علی ستة و ثلاثین میلا من مکه وهی حد ~~تهامه PageV01P079 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0108.jpg) # ~~غطفان (1) آمده بودند و شتران حضرت نبی «ع، رانده سلمة بن الاکوع تنها ~~بر # ~~عقب رفته بود و در کنار آب شتر از یشان بازستده و حضرت رسالت «ع، ~~بالشکر # ~~آنجا رسید چون شتران از یشان یاز گرفته بود مراجعت فرمود ### | غزوبیسثم # که غزای بنی المصطلق است و معروف است بغزو مریسیع (2) و درین # ~~غزو حضرت ms065 نبی «ع» بنفس مبارک حرب فرموده # غزوبیستویگم # صلح حدیبیه وبیعة الرضوان است - غزو غابه در ربیع الاول # افک عایشه (3) صدیقه رضی الله عنها که هفده آیت در پاکی و برائت ساحت # ~~او نازل شدو از جملهآ آنها که باین افک قایل شده بودند عبدالله بن ابی ~~سلول منافق # ~~و حسان بن ثابت ومسطح و حمنه بنت جحش هر یک را هشتاد تازیانه حد زدند # فرض شدن حج در شوال - صلوة استسقا که حضرت نبی «ع» گزارد وردای # ~~مبارک منقلب گردانید و هم در ساعت باران بسیار بارید چنانچه بعد از یک ~~هفته # ~~اهل مدینه بشکایت بحضرت نبی دع، آمدند و آن حضرت تبسم فرمود و دعا ~~فرمود # ~~و گفت اللهم حوالیناولا علینا بعد از آن در حوالی مدینه باران بارید # اسلام عمر و عاص بعد از آنکه ملک نجاشی اورا نسیحت کرد و گفت برو و # 4- منهل بفتح اول چشمه در چرا کاه وصحر باشد که مردم و بهاءم از آن آب ~~PageV01P080 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0109.jpg) # ~~مسلمان شو گفت تو باسلام با من بیعت میکنی ملک نجاشی دست در دست عمر « # ~~عاص نهاد و با او بیعت کرد # درین سال هشت نفر از عرینیه (1) پیثر سید (ع) آمدند و مسلمان شدند # ~~و مدینه ایشان را ساز گار نبود ایشانرامرض استسقا پیداشد حضرت نبی (ع) ~~ایشانرا # ~~بمیان شتران خاصه خود فرستاد تا شیر آشامند و صحت یابند چون صحت یافتند # ~~راعی را دست و پای ببریدند و در چشم و زبان او میخ کوفتند تا بمرد و ~~کله شتر # ~~را براندند چون خبر بسید (ع) رسید کرز ین جابر فهری را با بیست سوار ~~ازعقب # ~~ایشان بفرستاد ایشانرا گرفته پیش سید (ع) آوردند فرمود که دست و پای ~~ایشانرا # ~~ببریدند و ایشان رامیخ در چشم کوفته بردار کردند واز پانزده سرشتر که ~~رانده # ~~بودند یکی را کشته بودند و چهارده سر شتر دیگر را باز آوردند # قتل ابورافع عبدالله بن ابی الحقیق وقیل ms066 سلام بن ابی الحقیق یهودی که # ~~بزرک و حبر و دانشمند یهود بود و با حضرت رسالت (ع) عداوت مینمود بر ~~دست # ~~عبداللهین عتیک ( و چهار کس از صحابه از قوم خزرج وعبد الله مذکور بعد ~~از قتل # ~~او چون بیرون می آمد تصور کرد که از نردبان بزمین رسیده پای بنهاد و ~~بیفتاد # ~~و پای او بشکست او را پیش حضرت نبی (ع) بردند چیزها بر پای خود پیچیده # ~~بود فرمود که باز کردند و آن حضرت دست مبارک بپای او فرود آورد گهییا ~~که # ~~هیچ زحمت بدو نرسیده بود # گریختن ابو بصیراز مشر کان قریش و بکنار دریا رفت و راه مکه و کاروان # ~~بند کرد و ابوجندل نیز که او هم مسلمان بود از کفار گریخته بدو ملحق شد ~~PageV01P081 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0110.jpg) ### | د مجمل فصیحی » # ~~و جمعی از مسلمانان که در دست کفار گرفتار بودند میگریختند و چون پیش # ~~حضرت نبی (ع) می آمدند بموجب شرط ایشان را پیش کفار میفرستادند باابو ~~بصیر # ~~ملحق میشدند قریش پیغام بحضرت رسالت فرستادند که این جماعت راه تجارو ~~آمد # ~~شد بند کرده اند اگر آن حضرت (ع) ایشان را پیش خود طلبد ما را با ایشان ~~کاری # ~~نیست و سید (ع) فرستاد و ایشان را پیش خود آورد # ساختن انگشتری حضرت رسالت «ع، جهت آنکه رسل بملوک اطراف فرستد # فرستادن جضرت نبی «ع» رسل هشتگانة بملوک اطراف بدعوت اسلام بعضی # ~~گفته اند شش نفر بشش ملک فرستاد # حاطب بن ابی بلتعه را بمقوقس و دحیه بن خلیفه الکلبی را بقیصر وعبدالله # ~~بن حدافه بکسری و عمرو بن امیه ضمری را بنجاشی اصحمه (1) و شجاع بن وهب # ~~بحارث بن ابی شمرالغسانی وسلیط بن عمرو بن عامری بهوده بن علمی الحنفی ~~اما # ~~مقوقس چون حاطب بوی رسید اورا گرامی داشت و مکتوب فرا گرفت و جواب # ~~نوشت و ماریه قبطیه و همشیرهٔ‌ او شیرین نام و استری سفید که بدلدل ~~موسوم شد # ~~و ms067 یکنفر خصی که برادرماریه و شیرین بود و یکسر در از کوش یعفورنام ~~بهدیه فریتاد # ~~اما مسلمان نشد و حاطب بن ابی بلتعه که برسالت رفته بود با کرام باز ~~فرستاد # و قیصر و او هرقل ملکالروم بود چون دحیه ن خلیفه الکلبی بدو رسید او # ~~احوال حضرت نبی (ع) از ابوسفیان بن حرب که بتجارت رفته بود معلوم کرد و # ~~تصدیق حضرت سید (ع) نمود وعبدالله بن حذافه چون مکتوبحضرت نبی بکسری # ~~رسانید مکتوب آن حضرت بدرید و بغضب رفت وچون خبر بحضرت (ع) رسیدفرمود # ~~که مزق الله ملکه کما مزق کتابی25» و بعد از آن کسری ببادان35» ملک یمن ~~PageV01P082 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0111.jpg) # ~~«مجمل فصیحی» # ~~نوشت که پیغمبر را بگیرد و بفرستد بادان کسی بحضرت نبی (ع) فرستاد ~~درجواب # ~~فرمود که حق عز شانه مرا خبر کرده که شیرویه پسر پرویز در فلان وقت او ~~را # ~~بقتل آورد و چون پیغام سید (ع) ببادان رسید خبر قتل پرویر نیز رسید ~~وشیرویه # ~~نوشته بود که متعرض حضرت نبی (ع) نشود و باذان مسلمان شد # و عمرو42 امیه ضمری چون مکتوب بنجاشی رسانید در حال مسلمان شد # ~~و جواب مکتوب حضرت نبی (ع) بفرستاد و پسر خود را باجمعی پیش حضرت سید # ~~فرستاد ایشان در دریا غرق شدند و شجاع بن وهب مکتوب بحارث بن ابی ~~شمرغسانی # ~~رسانید و او مکتوب(2) حضرت رسالت (ع) بینداخت و بقیصر نوشت که بحرب او # ~~میروم و او منع کرد و او شجاع را صد مثقال طلا داده باز گردانید و ~~حارثین # ~~ابی شمر مذکور در سال فتح مکه وفات کرد و سلیطبن عمر و عامری مکتوب # ~~بهوذه بن علی الحنفی داد و او در جواب کفت که من شاعر و خطیب قوم خودم ~~اگر # ~~بعضی از مملکت خود بمن دهد متابعت او کنم و سلیط را جامه و چیز داد و ~~باز # ~~گردانید و بعد از فتح مکه هوذه بن علی نماند و وفات کرد ms068 . # اسلام خالدین ولیدبن مغیرة بن عبدالله بن عفربن مخزومةین(3) یقضه بن مره # ~~وفات ام رومان بنت عامربن عویم445 مادر عایشه صدیقه رضی الله عنهما # اسلام ابوهریره رضی الله عنه و قیل سنه سبع # سنة الاستغلاب وهی السابعه من الهجره«47 # وقوع غزو بیست و دوم و آن غزای خیبر است و حضرت نبی (ع) درین غزو # ~~بنفس مبارک حرب فرمود و فتح حصنهای آن بردست امیر المؤمنین علی المرتضی # ~~کرم الله وجهه که درین وقت چشم مبارک مرتضی علی درد میکرد سید (ع) اورا ~~PageV01P083 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0112.jpg) # 6) %~% ..«مجمل فصیحی* # ~~طلب فرموده آب دهان مبارک در چشم او کشید دیگر هر گز درد نکرد و صحت # ~~یافت و آن پنج حصن بود اول ناعم دوم قموص سیم صعب معاذ213 چهارم وطیح # ~~ینجم سالم و ابونصر فراهی هفت گفته(2» # کتیبه بدو ناعم وشق وانگه موص34» ونطاط وسطیح وسلالم # قتل کنانه بن الریع مهتر یهود که شوهر صفیه بود # رد شمس در آخر روز جهت علی المرتضی کرم الله وجهه بدعای سید (ع) و # ~~نود و سه مرد از اهل خیبر کشته شدند و باقی پناه بقصرها بردند و گنج آل ~~ابی - # ~~الحقیق در خرابهآ پنهان بود و حق عز شانه برآن دلالت فرمود و فرا ~~گرفتند و # ~~پیغمبر (ع) برزمین و نخل(4) ایشان غالب شد وصلح بر آن کردند که خون ~~ایشان # ~~مصون ماند و هرچه براشتر بار کننداز آن ایشان بود و دیگر نقره و زره و ~~سلاح # ~~و دیگر چیرها از آن سید (ع) باشد و شرط کردند که هیچ چیز از آن حضرت # ~~پنهان ندارند که اگر خلاف کنند ایشانرا امان نباشد و زنان ایشان را ~~سبی(5) # ~~کردند وزمین ونخل را با ایشان مناصفه کردند وعبدالله بن روا ه میرفت ~~وخرص(6) # ~~ایشان میکرد و نیمه فرا میگرفت . # تزویج سید (ع] باصفیه بنت حیی بن اخطب که پیشتر زن کنانه بن الربیع # ~~بود ودر زمان رسیدن بخیبر نوعروس بود. PageV01P084 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0113.jpg) # ~~«مجمل ms069 فصیح # وفات ام کلثوم بنت حضرت نبی (ع) که در حبالهآ عثمان بود رضی الله عنه # ~~استخلاص فدک بصلح # و قوع غزو بیست و سیم که غزو ذی القری است - غزو بیست و چهارم که # ~~غزو عمرة القضاست که حضرت نبی (ع) گزارد # تزویج حضرت رسالت (ع) با ام حبیبه بنت ابوسفیان بن حرب که حضرت نبی # ~~بملک نجاشی بحبشه نامه نوشت که اورا باحضرت رسالت (ع) عقد کند و یفرستد # ~~و ملک نجاشی بموجب فرمودهآ حضرت رسالت (ع) اورا عقد کرد پیش حضرت سید # ~~(ع) فرستاد و او پیشتر در حباله عبدالله بن جحش بود وعبدالله مذکور اول ~~نصرانی # ~~بود مسلمان شده بود و بحبشه هجت کرده باز نصرانی و مرتد گشت و هم بردین # ~~نصاری بمرد و چون این خبر بابوسفیان رسید گفت محمد فحلیست که کس بینی # ~~او نتواند شکافت # تزویج حضرت رسالت (ع) بامیمونه بنت حارث که خواهرام ولد امیر المؤمنین # ~~عباس بود و آخر ازواج سید (ع) و از مکه بیرون فرموده درسرف212 زفاف ~~ساخت # وقوع بزغاله زهر آلود که حضرت نبی (ع) از آن لفمهآ در دهان نهاد و ~~میخایید # ~~تا فرو برد ذراع«2» آن با او در سخن آمد و گفت یارسول الله از من مخور ~~که زهر # ~~آلودم آنچه در دمان داشت بینداخت و بشرین البراء آنرا بخورد و بمرد و ~~آنرا # ~~زینب بنت الحارث زوجهآ سلام بن مشکم آورده بود و حضرت نبی (ع) از و ~~سؤال کرد # ~~که چرا چنین کردی گفت تو با.ا آن کردی که میدانی من کفتم اگر ملکیست ~~PageV01P085 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0114.jpg) # ~~(86)............................................................. ~~«مجمل فصیحی» # ~~خلاص یابیم و اگر پیغمبرست خود بداند و این واقعه بعد از فتح خیبر بود # فوت شدن نماز صبح که آن حضرت فرمود که بجماعت قضا گزاردند«1» # اسلام اسود راعی که شبان یهود خیبر بود و شهادت اوهم در حرب خیبر # قتل شیرویه پدر خود خسرو پرویز و هفده برادر پدری خود را در ms070 دهم # ~~جمادی الاخره جلوس شیرویه بن خسروبرویز برجای پدرخود . # رفتن (امیرالمؤمنین) (3) ابوکر الصدیق رضی الله عنه بفرمودهآ سید (ع) # ~~بعزیمت حج که قرآن خواند و در کعبه امامت کند # فرود آمدن سورهآ برائت و فرستادن حضرت نبی (ع) امیرالمؤمنین علی بن # ~~ابی طالب کرم الله و جهه را در عقب ابابکرالصدیق رضی الله عنه که سورهآ ~~برائت # ~~(مرتضی علی) (2) بر اهل موسم (3) خواند و نگذارد که من بعد کفار حج ~~کنند # ~~ونگذارد که هیچ آفریده در مسجدحرام برهنه طواف کند و هر کس را باپیغ ~~مبر (ع) # ~~عهدی بود آن عهد منقضی شد و قیل سنه ثمان من الهجره # قدوم جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه و مهاجران از حبشه وجعفر از علی ~~مرتضی # ~~بده سال بزر گترست # سنة الاستوا وهی الثامنه من الهجرة النبویه (سالهشتم) # ولادت اراهیم بن محمد رسول الله صلی لله علیهما در ذی حجة # حرب اولاه تفاثه از بنی بکر ( بمدد) (2) صفوان بن امیه وحویطب ومکرز # ~~از قریش (4) با بنی خزاعه که هم عهد حضرت سید (ع) بودند و پشیمان شدن # ~~قریش که نقض عهد سید (6) کردند PageV01P086 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0115.jpg) # مجمل فصیحی...... # آمدن ابوسفیان بن حرب بمدینه مبارک و در آمدن بخانهام جیبه دختر خود # ~~که زوجه نبی (6) بود و نشستن برو ساده حضرت نبی ع وام حبیبه او را منع ~~فرموده # ~~از و ساده آن حضرت برخیزانید و او آمده بود که طلب تجدید عهد کند وقبول # ~~نا فرمودن سید (ع) # جابر بن عبدالله روایت کند که سید (ع) سیصد سوار فرستاد تا کاروان قریش # ~~را غارت کنیم و ابوعبیده بن الجراح را بر ما امیر کرد و این لشکر را ~~لشکر # ~~خبط کفتند و خبط برک درختاست و در ساحل نزول کردیم و زوادهآ ما (1] ~~بآخر # ~~رسید و برک درخت میخوردیم ناگاه دریا ماهیی بر کنارانداخت که نام آن ~~عنبرست # ~~و بعضی گویند عبیرست و پانزده روز آن ماهی میخوردیم تا باز حال خرد ms071 ~~آمدیم # ~~و آن ماهی چنان بزرک بود که ابوعبیده یک پهلوی آن بر گرفت، و بزر کترین # ~~اشتری طلب داشت و بلندتر مردی بر آن نشاند و آن را کب از زیر آن بگذشت # ساختن منبر حضرت رسالت (ع) که زنی از انصار عایشه نام غلام رومیی # ~~نجار داشت با قوم نام اجازت از حضرت نبی «ع، طلب کرد و منبری ساخت که # ~~سه پایه بود و چون حضرت رسالت «ع» (2) بر آن منبر فرمود حنانه که پیشتر # ~~در وقت خطبه فرمودن بر آن تکیه میفرمود ناله کرد و حضرت سید «ع» از ~~منبر # ~~فرود آمد و بر آن تکیه کرد و آن چوبرا در کنار گرفت تا آرام یافت # شهادت زیدبن حارثه و جعفر بن ایی طالب وعبدالله بن رواحه رضی الله عنهم # ~~در غزو روم که آنرا غزو موته خواننه (3) و بعد از آن مسلمانان علم ~~بخالد بن PageV01P087 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0116.jpg) # ~~الولید دادند و در آن روز در حرب نه شمشیر خالد ولید شکسته شد و حضرت # ~~رسالت «ع، ازین واقعه پیشتر از رسیدن خبر خبرداد و ازوفات زید و جعفر ~~وعبدالله # ~~ملول شد واشک از چشمهای مبارک آن حضرت ریزان شد و فرمود که علم بدست # ~~شیری از شیرهای خدای تعالی دادند و بر دست او فتحشد و حضرت نبی «ع» ~~اورا # ~~سیف الله خواند غزوپپستوپنجم # که غزو فتح مکه است وحضرت نبی «ع» درین غزو بنفس مبارک حرب # ~~فرمود و در دهم رمضان المبارک از مدینه بامهاجر و انصار بیرون فرمود و ~~درروز # ~~جمعه عشرین رمضان فتح مکه واقع شد و حضرت رسالت پانزده روز در مکه مقام # ~~فرمود و نماز قصر میکرد بعد از آن متوجه حنین شد و روز دیگر کسر اصنام ~~فرمود # اسلام عثمان بن طلحه که کلید کعبه او داشت وحضرت رسالت «ع» امیر المؤمنین # ~~علی را فریتاد و از وکلید خانه طلب فرمود او گفت اگر دانستمی که او ~~رسول # ~~است کلید ms072 هر آینه بداد می علی المرتضی کرم الله وجهه کلید از و قهر ~~بستاند و # ~~پیش آن حضرت برد و امیر المومنین عباس رضی الله عنه کلید از سید «ع طلب ~~داشت # ~~در حال آیت ان الله یامرکم ان تود الامانات الی اعلها نازلشد وکلید ~~امیر المؤمنین # ~~علی کرم الله و جهه پیش عثمان مذکور برد و او گفت کلید بقهر ستدی و ~~بلطف # ~~باز آوردی گفت این کلید تا قیامت در دست تو واولاد تو ماند و آیت برو ~~خواداو # ~~کلید بستاند و ببرادر خود شیبه داد و هنوز کلید در دت بنی شیبه است و ~~او # ~~مسلمان شد # حکم فرمودن حضرت رسالت «ع، که جمعی مخصوص را هر کس که بیابد # ~~بکشد و این حکم در روز فتح مکه واقع شده و از آن جمله مقیس بن ضبابه ~~را(1) PageV01P088 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0117.jpg) # ~~( مجمل فص # ~~تمیله بن عبد الله لیثی قتل کرد و حویرث بن نعید (1) بن قصی را علی ~~المرتضی # ~~کرم الله وجهه قتل کرد و عبد الله بن هلال بن حنظل را (2) ابوبرزه او ~~را قتل کرد # ~~و گویند سعد بن حرث و ساره مولی عمرو بن هاشم را قریبه بکشت و از راهی # ~~که خالد بن ولید در مکه (3) می آمد صفوان بن امیه و سهیل بن عمرو ~~وعکرمة بن # ~~ابی جهل باجمعی از قریش حرب کردند و بیست و چهار کس از قریش و چهار # ~~کس از هذیل بر دست خالد و لشکراو بقتل آمدند پیغمبر (ع) با خالد ولید ~~فرمود # ~~که نگفته بودم که کسی را قنل نکنند خالد گفت بدان خدای، که ترا یراستی # ~~بخلق فرستاد که از حمیت اسلام کردم که با مسلمانان مشرکان حرب کردند و # ~~بقتل آمدند و از مسلمانان دو کس راه گم کرده بودند بقتل آمدند یکی ~~کرزبن # ~~جا برودیگری خالداشقر، بتان که حضرت سید (ع) کسر فرمود سیصد و شتبت بود ~~و # ~~اول هبل (4) که بت بزرک بود ms073 در مقام ابراهیم بشکستند # بانک نماز گفتن بلال بر بام کعبه - نماز چاشت گز اردن حضرت نبی 65» # ~~درین روز در خانه ام هانی و آن هشت رکعت بود # اسلام طلحه بن عثمان پن ابی طلحه در فتح مکه ### | غزو بیستوششم # ~~غزو حنین است که درین غز و حضرت نبیع بنفس مبارک حب فرمود با مالک ین ~~عرف # ~~وقوم هوازن ودر اول لشکر اسلام بگریخت و حضرت سیدع باامیر المؤمنین ~~عباس رضی الله # ~~عنه مانده بودند و آن حضرت حمله میکرد و میخواست که تنها بحرب رود و # ~~امیر المؤمنین عباس رضی الله عنه عنان استر سیدهع، گرفته بود وطلب ~~مهاجر وانصار PageV01P089 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0118.jpg) # # (90)................. %~% ........« مجمل [فصیحی» # ~~کرد ونعره زد تا جمعی بهم پیوستند عنان استر نبی ع بگذاشت هیچکس پیشتر # ~~از آن حضرت بکفار نرسیدو تمام لشکرمالکبن عوف متفرق شدند ولشکر اسلام # ~~مظفر گردید وبروایتی گویند که چندین هزار فرشته بر اسبان ابلق بمدد ~~لشکر # ~~اسلام آمده بودند وچون کفار بگریختند غنیمت و اسیران بتمام برمهاجر ~~قسمت # ~~کردند وچون قوم هوازن باسلام آمدند حضرت نبی ع اسیران ایشان را باز ~~فرمود # ~~و حنین وادییست در میان مکه و طایف و از آنجا تامکه سه شب راه است ~~ولشکر # ~~حضرت نبی ع درین حرب دوازده هزار بود # قتل دریدبن صمه اعمی که حامی مالک بن عوف بود واو صدوهفتاد ساله بود # ~~گریختن مالک بن عوف از حرب مذکور ورفتن بطایف # غزو بیستوهفتم # ~~غزای طایف است که حضرتنبی ع بنفس خود درین عرب حرب فرمود و چون مالک # ~~بن عوف بطایف رفت سید ع درعقب رفت و در بقیه شوال ایشانرا محاصره ~~دادچون # ~~ذی قعده در آمد مرلجعت فرمود و پنجم ذی قعده بجعرانه(1) نزول فرمود و ~~چند # ~~روز آنجا بود و چهار شنبه هژدهم ذی قعده احرام بعمره بست و بمکه رفت ~~وطواف # ~~وسعی وحلق(2) کرد و باز جعرانه گردید وغنایم حنین گویند که اینجاقسمت ~~کرد و # ~~جمعی که نوباسلام در آمده ms074 بودند ابوسفیان بن حرب وحارث بن هشام وسهل(3) # ~~بن عمرو واقرع بن حابس را رعایت بیش فرمود وایشان مؤلفه قلوب بودند # آمدن مالک بن عوف پیش حضرت نبی ع واسلام آوردن و سید ع فرمود که # ~~تمامی مال واسیران او باز دادند وصد سر شتر دیگر اورا انعام فرمود و ~~برسر PageV01P090 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0119.jpg) # ~~مسلمانان قوم او وطایف او را امیر فرمود # اظهار دعوی پیغمبری مسیلمه کذاب وجمع کردن مردم برخود # ~~اسلام ابوقحافه پدر (امیر المؤمنین) (1) ایا بکر (الصدیق) (1) رضی الله ~~عنهما در # ~~فتح مکه # اسلام ولیدبن عتبه بن ابی معیط برادر مادری (امیر المؤمنین)11) عثمان بن # ~~عفان رضی الله عنهما در فتح مکه - اسلام هشام بن حکیم بن حزام در ~~روزیکهسید # ~~ع بمکه در آمد # اسلام جبیر بن مطعم بن نوفل بن عبدمناف - اسلام ابوسفیان بن حرب بروایتی # ~~بیک روز پیشتر از فتح مکه - اسلام حکیم بن حزام برادر زادهآ خدیجه ~~الکبری و # ~~هو ابو خالد حکیم بن حزام بن خویلد بن اسد بن العزی بن قصی بن کلاب ~~القرشی # ~~الاسدی المکی در فتح (مکه)(1) # شهادت ابوعامراشعری در حرب حنین - شهادتعبدالله بن (امیرالمؤمنین)15» # ~~ابوبکر الصدیق رضی الله عنهما در حرب طایف # وفات زینب بنت رسول الله ص وکانت اکبربناته # اسلام صفوان بن امیه بعد ازغزو طایف - تزویج حضرت رسالت ع بافاطمه # ~~بنت ضحاک و او وقت زفاف گفت اعوذ بالله منک آن حضرت از واعراض کرده ~~اورا # ~~ترک فرمود # اسلام عکرمة بن ابوجهل عمروبن هشام بن مغیره بن عبدالله (بن)41 عمروبن # ~~مخزوم بعد از فتح مکه # ~~فرستادن حضرت رسالت ع خالدبن ولید را که عزی را خراب کند در خامس عشرین # ~~رمضان و او رفت وعزی را خراب کرد و چون پیش حضرت رسالت آمد و گفت خراب # ~~کردم سید ع فرمود که نکردی باز گرد چون مراجعت نمود زنی سیاه برهنه ~~کالبد PageV01P091 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0120.jpg) # # 92) %~% ..........مجمل فصیهی» # ~~و موی دیداو را قتل کرد وباز رفت آن حضرت فرمود که بعدازین ms075 درین زمین ~~عزیرا # ~~نپرستند و عزی . زر گترین بتی بود که جمیع قریش و بنی کنانه آنرا می ~~پرستیدند # ~~و در نخله(1) بوه وسدنهآ (2) ان بنی شیبان بودند وقولی آنست که عزی ~~درختی # ~~بود که غطفان 935 آنرا می پرستیدند و الاول اصح # فرستادن سید ع عمرو عاص را که سواع که بت هذیل بود خراب کندوچون # ~~یدانجا رسید شاذن بت یعنی خادم«4» گفت چه خواهی کرد گفت پیغ مبر ع مرا # ~~فرستاده که این بت را ویران کنم گفت ترا این قدرت نباشد که ممنوع شوی ~~آنرا # ~~بشکستم و بتکده را خراب کردم و بساذن گفتم چگونه ویران کردم در حال # ~~مسلمان شد # فرستادن حضرت نبی ع سغدبن زیدالاشهلی را که مناة را خراب کندومناة # ~~بت اوس وخزرج و غسان بود و آن بت در مسلل پوه وزنی سیاه کالیده موی51) # ~~برهنه «1» از آنجا بیرون آمد او را قتل کردند بعد از آن مناة راخراب ~~کردند # تزویج ملیکهآ کندیه 975 باسید ع و پدرملیکه مذکور در فتح مکه بقتل # ~~آمده بود بعضی از ازواج آن حضرت او را گفتند شرم نداری که کسی که پدر ~~ترا # 1- تخله منزل من منازل بنی ثعلبه من اقممیه * لی مرحلتین وقیل موضع بنجد ~~من ارض PageV01P092 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0121.jpg) # ~~کشته است زن او میشوی # ~~بدین و اسطه چون آن حضرت بنزدیک او رفت گفت اعوذ بالله منک آن حضرت او ~~را # ~~ترک فرمود # غزوه ذات السلاسل (1) ولادت مهلب بن ابی صفره وهوا بوسعید مهلب بن # ~~ابی صفره ظالم بن سراق بن صبیح بن کند بربن(2) عمروبن عدنان بن وابل بن ~~حارث # ~~بن عسکر بن عمران بن عمرو بن عام گویند ابی صفره پیش (امیر ~~المؤمنین)(3) عمرخطاب # ~~رضی الله عنه در آمد باده پسر وخرد تر مهلب بود (امیر المؤمنین) »43 ~~عمر # ~~ابوصفره را گفت مهلب بهترین فرزندان تست و نام او و پدر او پرسید گفت ~~ظالم بن # ~~سراق گفت نام تو ظالم و نام ms076 پدر تو دزد والله که من هیچکار بتو نفرمایم # ستة البراء ة وهی التا سعه من الهجره وقیل سنه الوفود # ~~وقوع غزو بیست وهشتم که غزو تبوک است وحضرت رسالت ع درین غزو بنفس ~~مبارک # ~~حرب فرمود وو اسطه آن بود که خبر رسانیدند که هرقل ملک الروم قصد دیار ~~اسلام # ~~دارد آن حضرت پیشتر بیرون فرمودو چون بتبوک رسید دو ماه توقف فرمود وهر ~~قل # ~~ملک الروم در خفیه مردی از بنی غسان بفرستاد که معلوم کند که نشانها که ~~اهل # ~~کتاب گفتهاند در آن حضرت موجود هست واو آمد و معلوم کرد و مراجعت نمود # ~~و هرقل را معلوم شد که او پیغمبری بحق است واسلام برقوم خود عرض ~~کردایشان # ~~را از آزدور دیدخود وهم کرد که اگر بظاهر مسلمان شود ملک از دست ~~اوپیرون PageV01P093 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0122.jpg) # ~~قصد دیار اسلام ندارند و آن خبر دروغ بوده مراجعت ورمود # تخلف نمودن کعب بن مالک رضی الله عنه از غزو بتوک که درین غرو بعضی # ~~از مسلمانان و بعضی ازمنافقان تخلف نموده بودند و شرح آن در مولود ~~النبی نوشته # ~~از آنجا معلوم شود و آیت لقد تاب الله علی النبی والمهاجرین- الایه ~~نازلشد درباب # ~~توبه کعب بن مالک و مراره بن الربیع و هلال بن امیه ومسلمانان که در ~~غزو # ~~تبوک مخالفت کرده بودند رضی الله عنهم # وفات ابراهیم بن محمد رسول الله صلی الله علیهما وقیل روز سه شنبهآ عاشز # ~~ربیع الاول سنه عشر اسلام نعیم بن اویس الدارانی - واقعه تمیم # ذکر واقعات وخرق عادات ومعجزات حضرت نبی «ع» # معجزات که در حزب تبوک و غیره از حضرت رسالت «ع، واقع شد و آن # ~~معجزههای بسیارست بعضی اینجا یاد گردیم # وهذا المعجزات # اول چون حضرت سید «ع» بوادی ذی قری رسید فرمود که امشب بادسخت # ~~خواهدرفت باید که تنها از لشکربیرون نروند شخصی تنها بیرون رفت او را ~~خناق # ~~شد در ساعت اورا پیش آن حضرت آوردند دعا نرمودونیک ms077 شد # دیگر شخصی از لشکر اسلام بطلب شتر رفته بود هم درین شب او راباد # ~~برد و بکوه طی انداخت در مراجعت آن حضرت بنی طی او را یهدیه پیش آن # ~~حضرت آوردند دیگر چون جضرت نبی «ع» از حجر (1) رحله فرمود آب نداشتند # ~~و اصحاب شکایت از عطش کردند آن حضرت دعا فرموه در آسمان صاقی ابرپیدا # ~~شد و چندان باران بارید که مشکها پر کردند # دیگرهم درین سفر ناقهآ قصوی ازسید «ع» غایب شد منافقان زبان طعن گشاده # ~~که محمد از آسمان خبر میدهد و بر زمین نمیداند که ناقه او کجاست آن ~~حضرت PageV01P094 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0123.jpg) # مج # ~~بیرون فرمود و گفت که منافقان میگویند که از آسمان خبر میدهد و یر زمین # ~~نمیداند که ناقه او کجاست خبر از غیب تا نمیدهند نمیدانم حالا مرا خبر ~~دادند # ~~که نافه من در فلان وادی بردرخت محکم شده کس رفت وناقه را آورد # دیگر جضرت رسالت «ع» فرمود که فردا چاشتگاه بغین شوک خواهند # ~~رسید و آنجا آب کم است باید که هیجکس از آن چشمه آب بر ندارد تا من # ~~برسم دو کس پیشتر رسیده و آب بر گرفته و در چشمه قدری گل و آب مانده آن # ~~حضرت فرمود که دست بدین آب رسانیدهاند و آن کس را زجر فرمود و اند کی # ~~آب برداشت و دست وروی مبارک منور بدان آببشست و فرمود تا در چشمهریختند # ~~آب افزون گشت و مجموع خلایق را کفایت کرد # دیگر عبد الله ذوالبجا دین التماس نمود که حضرت نبی «ع» دعا کند که ~~اورادر # ~~جربتبوک شهادت روزی شود آن حضرت دعا کرد که الهی خون عبدالله بر کفار # ~~حرام گرد ان عبد الله مذ کور گفت یا رسول الله من غیراین خواستم آن ~~حضرت فرمود # ~~که چون در تب بمیری شهید باشی و هم در آن چند روز در مراجعت در راه ~~اورا # ~~تب گرفت و وفات کرد # ~~دیگر بلال را ms078 درین سفر اندک قدری15» از طعام و خرما مانده بود مختصری ~~پیش # ~~آن حضرت می آورد25» هرروزوسید دست مبارک درآن میکرد چندانچه38» ~~میخوردند # ~~زیادت از آنچه آورده بود«4» باز میماند # دیگر پانزده کس از منافقان باهم اتفاق کردند و در محلی تنگ بایستادند # ~~که چون سید (6) در کذار آید آن حضرت را قتل کنند جبرئیل (ع) خبر کره ~~PageV01P095 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0124.jpg) # # 92)........ %~% .مجمل فصیحی # ~~جمعی از پیش بفرستادند و ایشان را دور کردند # درین غزو تبوک معجزات بسیار از آن حضرت ظاهر شد حالا تبر گا این # ~~مقدار در اینجا ثبت افتاد (وبعضی از معجزات که وقوع یافته (نه) «41 ~~درین سال # ~~بوده بعضی پیشتر ثبت و بعضی پس از این سال بود هم درین ذیل ثبت شد25 # معجزات متفرقه # که سلطان المحدثین شیخ سعید الکازرونی دره ولودالنبی نوشته # انشقاق«3» قمر یعضی گفتهاند که دونویت بود و چون اهل مکه معجز # ~~خواستند حضرت رسالت (ع) اشاره بماه بدر کرد دونیم شد بروایت عبدالله بن ~~عباس # ~~و ابن مسعود و انس رضی الله عنهم # دیگر عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت کند که پیغمبر (ع) در سفری از # ~~اسفار در راه باعرابی رسید گفت کجا میروی ؟ گفت یخانه خود گفت بهتر # ~~ازین نمیکنی کفت آن چیست گفت یگوی که لااله الاالله محمد رسول الله ~~اعرابی # ~~گفت یرصدق این دعوی گواه کیست گفت آن درخت که یر کنار وادیست و # ~~درخت را طلب فرمود زمین را شکافته پیش آن حضرت آمد و گواهی بررسالت آن # ~~جضرت داد. # اعرابی گفت بگوی که باز پس رود باز گشت و بجای خود رفت اعرابی # ~~کفت مرا اذن فرمای تاترا سجده کنم آن حضرت فرمود که اگر رخصت سجده # ~~کردن بودی زن را فرمودمی که سجدهآ شوهر کردی اعرایی رخصت طلبید که دست # ~~و پای مبارک آن حضرت ببوسد رخصت یافت # دیگر ابن مسغود و انس و ابوذر رضی الله عنهم روایت کردهاند که سنگ # ~~ریزه در ms079 دست حضرت نبی (ع) تسبیح میکرد در دست ابایکر ریخت همچنان تسبیح ~~PageV01P096 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0125.jpg) # ~~«مجمل فصیحی» # ~~میکرد و او بدست عمر ریخت همچنان تسبیح میکرد و انس گوید در دست من # ~~ریختند تسببح نکرد . # دیگر ابن عمر رضی الله عنهما روایت کند که سید علیه السلام نشسته بود در # ~~مجمع صحابه اعرابی آمد و سوسماری صید کرده باخود داشت گفت این کیست # ~~گفتند محمد رسول الله است گفت بلات و عزی سو گند که تا این سوسمار ~~ایمان نیاورد # ~~من نیاورم و سوسمار را برزمین نهاد سید (ع) فرمود که ای سوسمار سوسمار ~~بزبان # ~~فصیح جواب داد چنانک همه شنودند که لبیک و سعدیک ای زیبا ترین اهل ~~قیامت # ~~فرمود که تو که را میپرستی گفت آنکس را که عرش او در آسمان است وحکم # ~~او در زمین و راه او در دریا و رحمت او در بهشت و عذاب او در دوزخ ~~فرمود که # ~~من کیستم گفت تو رسول خدا و خاتم پیغمبرانی اعرابی ایمان آورد . # دیگر انس روایت کند که باحضرت نبی (ع) و ابوبکر و عمر و مردی # ~~انصاری ببستان شخصی از انصار رفتیم و در آنجا گوسفندی بود سجده آن حضرت # ~~کرد ابو پکر گفت ماسز اوارتریم بانک سجده کنیم ازین گوسفند آن حضرت ~~همان # ~~جواب فرمود که بااعرابی کفته بود. # دیگر ابو مریرء رضی اله عته روایت کند که حضرت رسالت ع ببستانی رفت # ~~اشتری در آتجا یود آن حضرت راسیته کر- تعلیه ین مالک وجابربن عبد الله ~~و بعلی # ~~ین مرء و عید له بن جعقر کفته اقد که میچکس پآن یستان نمیرفت ناکه آن ~~اشتر # ~~قسه او مسکرد جون سید صلی اله علیهولم دورقتقی الحال گمرتن برزمین ~~تهانو آن # ~~حقرت حت م در سروتی کرد وقرمود ک دبر میات آسمان منمین هیچ تباش ا که # ~~د تدد من بیغ مبرم 6لاک عاعبت اسر وجت وخی له بن وقی منب لین معتی # ~~دیوین دید # دیکر ms080 حن مریحة ت عیمیویح کک شخصی یحضرت یسحش # ~~وگفت مخت خودم در قلاذ ودتی خت هو مرنه جعرة ویج رقت PageV01P097 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0126.jpg) # ~~و کفت یافلانه بقدرت خدای تعالی برخیز و زنده گرد بر خاست و گفت لبیک و # ~~سعد یک فرمود که مادر و پدرت مسلمان شدهاند اگر خواهی ترا باز باایشان ~~دهم # ~~گفت مرا هیچ حاجت بایشان نیست که خدای تعالی را بهتر ازیشان یافتم ~~(اگرچه # ~~معجزات حضرت نبویزیادت از آنست که در حدحصر آید درین مختصر جهت تبرک # ~~وتیمن نبذی (1) در قلم آمد والله اعلم)(2) ### | ذکروفود (3) # ذکر وفود عرب که درین سال قوم قوم در آمدند و مسلمان شدندا سلام طایفهآ # ~~فرازه (4) کمابیش هفده مرد باخارجه بن حصن وجدبن قیس و گروه تجیب(5) # ~~سیزده مرد باصدقات اموال و مواشی رفتند و مسلمان شدند و سیدع ~~ترحیبایشان # ~~فرمود آمدن گروه بنی اسد واسلام آوردن # آهدن گروه کلاب بالبید بن ربیعة بن حیان بن سلمی و اظهار اسلام خود کردن # ~~آمدن گروه بلی در ربیع الاول و بررویفع بن ثابت بلوی نزول کردند و ~~مسلمان # ~~شدند کروه داربین17» از لخم آمدند # و مسامان شدند گروه طایف در رمضان رفتند و مسلمان شدند # ~~و کروه بهراء و کروه بنی بکا و کروه طی و گروه سعد هذیم و ایشان ازیمن ~~بودند # ~~بمدینه رفتند ومسلمان شدند . PageV01P098 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0127.jpg) # ~~« جل فصیحی» # ویران کردن مسجد ضرار که مناففان ساخته بودند و جبرئیل سیدراع خبرداد # ~~و آن حضرت فرمود که آنرا ویران کردند و آتش در زدند # هجرت فمرمودن حضرت نبی ع از ازواج یک ماه وواسطه آن بود که حضرت # ~~نبی ع بخانه حفصه بود و او از آن حضرت رخصت طلبیده بخانه پدر خود رفتو ~~آن # ~~حضرت ماریه را بخانه اوطلب فرمود وبل او جمع شد و حفصه باز آمد ودید که ~~ماریه # ~~پیش آن حضرت بود بگریست و گفت معلوم کردم که پیش تو که بود حضرت نبی # ~~چون غیرت اودید ماریه ms081 را بر خود حرام کرد وفرمود که این سخن با کسی ~~نگویی # ~~و حفصه این قصه باعایشه باز گفت و آن حضرت باز شنید و برنجید ویک ماه ~~از ازواج # ~~هجرة فرمود وآیه یاایها النبی لم تحرم ما احل الله لک نازل شد # هلاک عبد الله بن ابی سلول منافق علیه اللعنه و حضرت نبی ع بر و نماز کرد ~~1 وجامهآ # ~~خود جهت کفن او بداد و آیت ولاتصل علی احد منهم مات ابدا تاوهم فاسقون ~~نازل شد # ~~گشادن دومة «41 الجندل بر دست خالد بن الولیدرضی الله عنه و گرفتار شدن ~~پادشاه # ~~ایشان اکیدم وبعضی از محدثان اکیدر تصحیح کردهاند وهوا کیدم بن ~~عبدالملک # ~~واین نیزیکی از معجزات، آن حضرت عبود که بوقت فرستادن خالدولید چهار ~~صدو # ~~بیست مرد با او بفرستاد خالدبن الولید گفت یارسول الله این لشکر کم است ~~آن حضرت # ~~فرمود که چون بدانجارسی اکیدم در صید گاو کوهی باشد وتو اورا اسیر کنی ~~وچون # ~~خالد نزدیک رسید او بربام قصر خود نشسته بود و شب ماهتاب بود و گاو ~~کوهی آمده # ~~بود و سروی 235 خود پر در قصر میمالید او ازجهت صید از قصر بزیر ~~آمدوصید را PageV01P099 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0128.jpg) # ~~~~100)....................................................................................... ~~امجمل فصیحی # ~~دنیال کرده بود ناگاه بخالد بن الولید رسید و خالداو را اسیر کرد و ~~برادر اورآدر حرب # ~~قتل کردند واکیدم را پش حضرت رسالت ع آوردند آن حضرت بااو جزیه مقرر # ~~قرمود واو را اجازت مراجعت داد # اسلام عروة بن مسعود الثففی رضی الله عنه که او کلانتر قوم ثقیف بود واز # ~~حضرت نبی ع اجازت طلبیده بمیان قوم خود رفتوایشان را باسلام دعوت کرد # ~~او را بقتل آوردند بعد از آن ایشان راوهم آن شد که مبادا که آن حضرت ~~لشکر # ~~فرستد خود رفتند و مسلمان شدند و آن حضرت کس فرستاد ولات که بت ایشان ~~بود # ~~خراب کردند وقرض عروة بن هسعود الثقفی از آن ادا کردند # فرستادن حضرت نبی ms082 ع ولیدبن عقبه بن ابی معیط را به بلمصطلق ازخزاعه # ~~تا صدقه ایشان بستاند # ~~و ایشان مسلمان بودند و مسجد بنا کرده بودند ومیان ولیدوایشان در ~~جاهلیت عداوت # ~~بود ایشان چون خبر آمدن او شنیدند استقبال کردند ولید چون خبر آمدن ~~ایشان # ~~شنید تصور کرد که ایشان باسلاح آمده اند وجنک خواهند کرد مراجمت بمدینه ~~نموده # ~~با آن حضرت گفت که ایشان نیت محاربه دارند آن حضرت خواست که لشکر فرستد # ~~آن قوم چون معلوم کردند که او مراجعت نمود پیش آن حضرت رفتند و گفتند ~~یا # ~~رسول الله ما رسول ترا شنیدیم و استقبال کردیم تا او را گرامی داریم او ~~باز گشت و # ~~ما آمدیم تا حضرت رسالت ع چه فرماید آن حضرت ایشانرا موقوف فرمود و ~~خالد بن # ~~الوثید را بفرستاد که حقیقت حال ایشان معلوم کتد خالد رفت واز میان ~~ایشان # ~~بانک نماز شام و نماز خفتن شنید و بغیر از اطاعت وخیر چیزی دیگر ~~مشاهدهنکرد # ~~با آن حضرت پیغام فرستاد وزکوة ایشان فرا گرفت وآیت یا ایها الذین ~~آمنوا ان # ~~جائکم فاسق بنبا فتبینوا درین باب فرو آمد (1) PageV01P100 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0129.jpg) # # مجمل فصیحی %~% ......12 # اسلام کعب بن زهیر الشاعر - اسلام مالک بن نمط که رئیس قبیله همدان # ~~بود واسلام قبیلهآ او # وفات ملک نجاشی ملک حبشه که مسلمان شده بود وحمایت مهاجران کرده # ~~ونام او اصحمه بود و در روز وفات او حضرت نبیع در مدینه از وفات او ~~خبردادو # ~~جهت او استغفار فر مود و بمصلی رفت و بامهاجر وانصار براو نماز بجماعت ~~گزارد # ~~بچهار تکبیر نماز غایب # اسلام ضمان بن ثعلبه ازقوم بنی سعد - اجازت خواستن ابوخثیمه از حضرت # ~~نبی ع بوقتی که بغزوتبوک میفرمود نه ابو خثیمه میگوید که رخصت یافته ~~مراجعت # ~~نمودم و چون بخانه در آمدم دیدم که زنان خودرا آراسته کردهاند و ثمار ~~بسیار آورده و # ~~کوزهها آب سرد نهاده وطعامهای الوان میپزند پشیمان شدم گفتم روا باشد ~~که آن ms083 # ~~حضرت در گرما سفر کند و من بعشرت و تنعم در سایه بنشینم همچنان که در ~~آمده # ~~بودم بیرون رفتم وبر راحله سوار شدم ودر عقب حضرت رسالت ع برفتم ودر ~~تبوک # ~~بدان حضرت پیوستم ومرا دعای خیر فرمود # هم بوقت رفتن بغزو تبوک حضرت نبی ع با میر المؤمنین علی المرتضی کرم # ~~الله وجهه فرمود که تودر مدینه باش تا ما مراجعت نمائیم منافقان گفتند ~~که آن # ~~حضرت ازعلی رنجیده که اورا باخود نبرد علی المرتضی چون این سخن ~~بشنیدسلاح بر # ~~خودراست کرده در عقب آن حضرت فرمودا فلا ترضی ان تکون منی بمنزلة هارون ~~من موسی # ~~هم درین حرب 11) ابو ذر غفاری از لشکر جامانده بود و از عقب لشکرتنها ~~می آمد # ~~حضرت پنیع فرمود که کیست که می آید گفتند اباذرست که تنها می آید آن ~~حضرت # ~~فرمود که اباذر تنها رود و تنها یرد واوراتنها بر ابگیزند و درزمان ~~(امیر المؤمنین25» PageV01P101 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0130.jpg) ### | «مجسل فصیحی» # ~~عثمان رضی الله عنه تنها در ربذه(1) (در سنه اثنی وثلثین (2) وفات کرد) # توبه کردن محبس بن حمیر از نفاق و مسلمان صادق شدن وحضرت رسالت # ~~(ع) او را بالتماس او عبد الرحمن نام نهاد و من بعد او را عبدالرحمن ~~گفتند. # وفات ام کلثو4 بنت سید (ع) که درحبالهآ عثمان ذی النورین بود رضی الله ~~عنهما # سنة حجة الوداع وهی العاشره من الهجرة «10» # درین سال حضرت رسالتله حجة الوداع کرد و آن چنان بود که در بیست # ~~و پنجم ذی قعده از مدینه بیرون فرمودند و حج گزارده بامدینه فرمود . # وفات یزیدبن ابوسفیان بن حرب در مکه مبارک - وفات حارثین هشام # ~~رضی الله عنه برادر ابوجهل لعین # غزو نجران و کشادن آن بردست خالد بن الولید و اسلام اهل نجران وبنی # ~~حارشهم بردست خالدمذ کور ### | ذکر وفود # که کروه سلامان در شوال بمدینه رفتند و حبیب سلامانی پیشوای ایشان # ~~بود ومسلمان شدند و گروه محارب در حجة الوداع بمدینه رفتند ms084 و سواعبن ~~الحارث # ~~و پسر او خزیمه باایشان بودند و هیچ طایفه سختتر و غلیظتر از آن قوم ~~بررسول # ~~نبود و شخصی در آن میان بود که پیغمبر اورا شناخت واو گفت الحمدلله که ~~نمردم # ~~تاترا تصدیق کردم آن حضرت فرمود که داها در دست خدایست و دست مبارک بر # ~~روی خزیمه مالید روی او منور شد وایشان را گرامی داشت و تفضل فرمود و ~~گروه # ~~ازد بمدینه رفتند (3) و صرد بن عبدالله پبشوای ایشان بود و مسلمان شدند ~~و گروه PageV01P102 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0131.jpg) # ~~«مجمل فصیحی» # ~~غسان و کروه عامر در رمضان بمدینه رفتند و مسلمان شدند و کروه زبید ~~بحضرت # ~~نبی (ع) رفتند و عمروین معدی کرب باایشان بود مسلمان شد و بعد از وفات ~~آن # ~~حفرت مرتد شد و باز باسلام آمد و کروه عبدالقیس و اشعث بن قیس و گروه ~~کنده # ~~و گروه ینی حنیفه بامسیلمه کذاب بمدینه رفتند و مسلمان شدند و چون ~~مراجعت # ~~کردند مسیلمه مرتد شد و قوم بجیله صد و پنجاه نفر بمدینه رفتند و جریر ~~بن # ~~عبدالله بجلی پیشوای ایشان بود حضرت رسالتع فرموده بود که از پس این ~~گروه # ~~بهترین آهل یمن خواهد آمد و بر روی او داغیست که ملکی کرده است پس # ~~جریربن عبدالله بر راحله سوار بود باقوم خود آمدند و مسلمان شدند و ~~جریر # ~~ذوالخصله(1) را که بت ایشان بود خراب کرد و سوزانید و کروه رهاویین(2) ~~و # ~~گروه تغلب (3) و گروه عاقب وسیدان نجران بمدینه رفتند ومسلمان شدند و ~~گروه # ~~عیس (24 و خولان یمدینه رفتند و مسلمان شدند و گروه علمربن صعصعه ~~بمدینه # ~~رفتند و مسلمان شدند . # حرق اربدین ربیعه که قصد حضرت نبی «ع» کرده بود بدعای آن حضرت # ~~مردن عامر بن الطفیل که پیغمبرهع» اورا دعا فرمود و گفت که الهی شر او ~~از من # ~~کفایت کن و غده از حلق او بر آمد و هم در ساعت بر بالای اسب هلاک شد # سخن ms085 گفتن مبارک یمامه در روز ولادت و گواهی دادن بر رسالت حضرت # ~~نبی «ع» خروج اسو5 عنسی که دعوی پیغمبری کرد علیه اللعنه PageV01P103 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0132.jpg) ### | «مجمل فصیحی» # دعوی پیغمبری هسیلمهآ کذاب و خروج او که برین منوال نامه بحضرت نبی # ~~نوشت که من مسیلمهآ رسول الله الی محمد رسول الله السلام علیک اما بعد ~~فانی قد # ~~اشرکت فی الامر معک وان لنا نصف الارض ولقریش نصف الارض ولکن قریش ~~یتعدون # جواب بسم الله الر حمن الر حیم # من محمد رسول الله الی مسیلمة الکذاب السلام علی من اتبع الهدی لما # ~~بعد فان الارض لله یور ثها من یشاء من عباده والعاقبة للمتقین وفرمود ~~که خدای # ~~تعالی اورا باء تابعان او هلاک گرداند . # اسلام ملوک حمیراول حارث(1) بن عبد کلاب دویم نعیم بن عبد کلاب کلال(2) # ~~سیم نعهان قیل ذی رعین چهارم معارف معافر(3) پنجم همدان ششم ذرعه49آ» ~~ذییزن # ~~که پیشتر مسلمان شده بود ومکنوبات آوردند که پادشاهان مذکور و قوم ~~ایشان # ~~مسلمان شده اند . # قتل خالدبن سفیان بردست عبدالله انیس - اسلام ثمامهآ یمامه # فرستادن حضرت نبی (ع) جریر بن عبدالله البجلی را پیش ذوالکلاع«5» # ~~سمینع بن تا کوربن حبیب بن مالک بن حسان بن تبع واو باصریبیه بنت ابرهة ~~بن # ~~صباح که زن او بود مسلمان شدند . # اسلام فروة بن عمرو حزامی(1) که عامل روم بود و اسبی و استری سپید ~~PageV01P104 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0133.jpg) # ~~مجمل فصیحی*... # ~~و چند قد جامه بدست قرابت خود(1) پیش سید (ع) فرستاد و از اسلام خود ~~خبر # ~~داد آن حضرت بدو نوشت که از اسلام تو خبر یافتم حق تعالی ترا هدایت ~~بخشید # ~~پادشاه روم ازاسلام اوخبر یافت گفت از دین محمد بکرد ترا ملکی دهم او ~~نشنود # ~~و در جواب او کفت بدان که این محمد است که عیسی (ع) بمقدم او مژده داد # ~~یعد از آن اورا بند کرد مفید نیامد قتل و صلب کرد و از دین نگشت جزاک ~~الله # ~~خیرآ فی الدارین ms086 . # وفات لبید بن ربیعه العامری الشاعر و فدو اسلم و مات و هو ابن مائه وسبع # ~~و خ سین سنه. # ~~وفات باذان حاکم یمن رحمة الله علیه و بعد ازوی حضرت رسالت (6) حکومت ~~یمز # ~~برچند کس مقرر فرمود که هریک در یمن حاکم موضعی باشند وهم شهر بن ~~باذان(2. # ~~عامربن شهر همدانی - ابوموسی اشعری(3) خالدبن سعیدبن عاص - یعلی بن ~~امیه # ~~عمر وبن حزم - زیادبن لبید - عکاشهبن ثور - معاذ بن جبل رضی الله عنهم ### | سنه احدی عشر هجری (11) # درین سال دویست مرد ازیمن که بردست هعاذبن جبل مسلمان شده بودند # ~~آمدند و از اسلام خود حضرت نبی را (ع) آگاه کردند هویهبه مولای رسول ~~(ع) # ~~روایت کند که درماه محرم شبی آن حضرت مرا گفت که مارا فره وده اند که ~~استغفار # ~~اهل بقیع کنیم من با آن حضرت برفتم بعد اززمانی دراز که استغنار فرمود ~~و مراجعت # ~~کرد فرمود یامویهبه مرا مخیر کردهاند میان عمر جاوید و خزاین دنیا و ~~بعد از # ~~آن بهشت و میان عمر اندک و لقای حق تعالی و بهشت من گفتم یا رسول الله ~~عمر # ~~جاوید و خزاین دنیا و بهشت اختیار کن فرمود نی بللقاء حق تعالی و بهشت # ~~اختیار کردم. PageV01P105 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0134.jpg) ### | «مجمل فصیحی، # قتل آسو دعنسی کذاب که دعوی پیغمبری کرده بود و هو عیهلة بن کعب # ~~لعنه الله بر دست فیروز دیلمی وفیروز مذکور خواهر زاده ملک نجاشی است و ~~کنیة # ~~او ابوعبدالله یا ابوعبدالرحمن است رضی الله عنه # تعیین فرمودن حضرت رسالت (ع) اسامة بن زیدبن حارثه را با مارت لشکر # ~~و مقرر فرمود که ساختگی غزو شام کند درروز دو شنبه سادس عشرین صفر (1) # ~~( امیر المؤمنین) () ابابکر الصدیق وعمر الفاروق وعثمان بن عفان وتمامی # ~~بزرگان مهاجرو انصار رضی الله عنهم درین فرصت (3) مقرر بود که با اسامة ~~برزید # ~~بروند و کسی گفته باشد که آن حضرت کود کی را بر سر مهاجر وانصار امیر # ~~ساخته است آن حضرت ازین ms087 سخن بغضب رقته بر متبر فرمود و فرمود که بمن # ~~رسانیدهاند که بعضی از شما در امارت اسامة بن زیدبن حارثه طعن کردهاید ~~در # ~~امارت پدر او نیز طعن کردید و اوسزاوار امارت بود و این نیز سزاوار ~~امارت # ~~است و من او را ردوست میدارم # ابتدای مرض حضرت نبی (ع) ودرین مرض آن حضرت چهل بنده آزاد فرمود # ~~در روز چهار شنبه ثامن عشرین صفر در مدینه مبارک و اجازت خواستن از ~~ازواج # ~~و بخانه ( ام المومنین) (2) عایشه صدیقه رضی الله عنها آمدن الطامة ~~الکبری(4) # ~~والقیامة انعظ ی وفات حضرت رسالت میانهآ روز دو شنبه ثانی عشر ربیع ~~الاول # ~~مدت عمر آن حضرت (ع) شصت و سه سال بو، و آن حضرت (ع) روز دوشنبه ~~متولدشد # ~~و روز دو شنبه رفع حجرا سودفرمودوروز دو شنبه وحی بدو نارلشد و روز ~~دوشنبه PageV01P106 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0135.jpg) # # مجمل فصیحی.......... %~% * *** # ~~معراج آن حضرت بود و روز دو شنبه از مکه هجرت بمدینه کرد و روز دوشنبه # ~~بقبا (1، فرود آمد و روز دو شنبه تعیین قبله یکعبه شد و روز دو شنبه ~~وفات کرد # ~~صلی الله علیه وآله واصحایه اجمعین وسلم تسلیما کثیرا # عبد الله بن ابی اوفی رضی الله عنه روایت کند که سید علیه الصلوة والتحیه # ~~ذ کر حق تعالی بسیار کردی و سخن بی فایده نگفتی و نماز در از گزاردی و ~~خطبه # ~~کوتاه فرمودی و یابند گان و بیوه زنان: رفتی تا کار ایشان بسازد وازین ~~استنکاف # ~~ننمودی و در صفت اخلاق آن حضرت آمده که شرم بسیار داشت و فراخ دل ورحیم # ~~بود ودائماند وهنالو کریان بودی و امیدواری بحضرت عزت عز شانه داشتی و ~~کریم # ~~الوفا بود ومنت نمی نهاد و همیشه ذکر حق تعالی کردی امین وعاای همت ~~وستار و بی # ~~آزار بودی و خوش خلق و نور دیدهآ عالم و عالمیان بود و فاوحلم وموانست ~~و ترحم وسخاوت # ~~خوی او بود و اوحکیم وداناو قایم بامر حق ms088 بودی و برعهدوفا کردی ودر ~~عبادت خدای # ~~تعالی مجد بودی و طلب رضاء حق کردی و قاطع شهوات بودی و عفو کننده # ~~بودی مصیبات را ینهان داشتی و اکثر ایام صایم بودی و دایم در خشوع ~~وانابت # ~~بودی و شبها را زنده داشتی ومنصف و نزدیک بدلها یودی و در خیر راغب ~~بودی # ~~و بزرگ همت و مراقب احوال همه بودی و ازبدی دور بودی دربدی زاهد ودی # ~~در خانه چون غریبان معاش کردی درویشان را دوست داشتی ساز گاری و کمال # ~~فطانت خوی او بود طبیب توانگران و پرهیز گارترین خلایق بوه دلیل درماند ~~گان # ~~و صلاح جوی امت بود بزرگان را معظم داشتی کوچکان رامقرب ساختی برفقرا # ~~ترحم کردی باندک چیزی شاکر بودی در وقت صحبت سهل بودی در قسمت عدل # ~~کردی در معامله پیشی گرفتی در مقاتله شجاع بودی باوقار و عظیم و کم کوی # ~~و مهیب بود اندک خندیدی بز، ک قدر و کف کشاده وتازه روی و بسیار ~~ذکروشیرین PageV01P107 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0136.jpg) # ~~زبان و کثیر التبسم و نمکین قول بودی سخی نفس و اندک تنعم بود زود در ~~خشم # ~~نشدی و حلم را بزودی در عمل آوردی عاقل تمام و پا کیزه سخن بودی عفت ~~نفس # ~~بکمال داشت و پیش سلام ولطیف طبع و چاره جوی خلایق بود و آن حضرت (ع) ~~درشت # ~~خوی وعیب کننده و سخت دل و فحش گوینده نبود دشنام دادن و طیش(1) و حرص # ~~و بخل و مکر و فریب در وی نبود مال جمع نمیکرد و مانع خیر نمیشد و طمع # ~~بکس نمیداشت و کم گوی و کم خوربود و متکبر نبودومنت بر کس نمی نهاد واز ~~کسل # ~~و ملال و طعن زدن و تعجیل در کارها و گزند رسانیدن و حسد و بیوفائی ~~مبرا ود # ~~بیهوده نگفتی و جزع نکردی (و بد گوئی مردم نکردی) (2) # هر کز گنج ننهاد و احتکار غله نکرد و مذمت مردم روا نداشت و ms089 افتخار # ~~نیاورد و محتال نبود هیچ عادت بد دروی نبود صلوات الله علیه فی الاولین ~~مبعوثا # ~~و برکانه علیه فی الاخرین موروثا # صفت خاتم نبوت # در صحیحین ثابت بن زید روایت کرده که مراخالهآ من بحضرت نبی «ع» # ~~برد و گفت یا رسول الله خواهر زادهآ من دردنا کست پس دست مبارک بر سر ~~من نهاد # ~~و دعاء برکت فرمود پس وضو ساخت و من آب وضوء آن حضرت بیاشامیدم و بر ~~خاستم # ~~از پس پشت اوخاتم نبوت را دیدم مثل جوز گرهی بزرک که در پرده حجله عروس # ~~میباشد و جابربن سمره در صحیح مسلم روایت کند که د. میان دو شانه مبارک # ~~حضرت رسالت«ع» خاتم نبوت را دیدم همچو غده سرخ مانند بیضه کبوتر عبد ~~الله # ~~سرجس (3) هم در آنجا روایت کند که بحضرت سید رفتم و از طعام او بخوردم # ~~و از آب او بیاشامیدم و در کنار شابه مبارک او خاتم نبوت را دیدم و ~~خالهای سیاه PageV01P108 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0137.jpg) # ~~بر آن بود # نقل است که چون انصار دیدند که مرض حضرت رسالت سنگین شد بتر سیدند # ~~و در مسجد آمدشد میکردند و عباس و علی و فضل رضی الله عنهم بحضرت نبی ~~«ع» # ~~رفتند و حال انصار را عرضه داشتند فرمود که چه میگویند گفتند خوف ~~ازوفات # ~~تو میکنند و زنان فریاد کردند پس آن حضرت عصابه (1) بر سر بسته تکیه بر # ~~علی و فضل فرمود وعباس از پیش وی میرفت و هردو پای مبارک رادر زمین ~~میکشید # ~~تا بر پای منبر نشست و خلایق جمله متوجه شدند حمد و ثنای حق عز شانه ~~گفت # ~~و بعد از آن فرمود که ای خلایق بمن رسیده است که شما از مرک من میترسید # ~~انکار مرک من مکنید چگونه انکار مرک من کنید چون میدانید که خبر مرک من # ~~بشما رسیده است و هیچ3 پیغمبر پیش از ما جاوید نماند و ما جمله ملحق ~~بخدای # ~~خواهیم شد شما ms090 را وصیت میکنم که درشان مهاجران اولین نیکی کنید و ایشان # ~~را وصیت میکنم « خود » بخود «2» نیک باشند و سورهآ و العصر تا بآخر فرو ~~خواند # ~~و فرمود که جریان امور بر قضا و قدر است و در استعجال کاری که مؤجل ~~باشد # ~~کوشش منمایید که بتعجیل کردن شما آنرا معجل نخواهند کرد و هر کسی که ~~خواهد # ~~که برقضا غالب شود خدای تعالی او را قهر کند و هر کس که حق عزشانه را ~~فریب دهد # ~~او را منکوب کرداند # فهل عسیتم إن تولیتم آن تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم # و شما را وصیت میکنم که درشان انصار نیکوئی کنید که پیش از آنکه # ~~شما بجای ایشان احسان کنید شماراجای داد ندوایمان آوردند و ثمار ~~وارتفاعات(3) PageV01P109 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0138.jpg) ### | دمجمل فصیحی» # ~~باشما مناصفه کردند و شمارا بر خود مقدمداشتند و اگر چه خود در تنگی ~~بودند # ~~و هر کس که برایشان حاکم خواهد بود باید که از نیکو کاران ایشان قبول ~~کنند # ~~و از بدکاران ایشان تجاوز نمایند و کس را بر ایشان اختیار نکنند و من ~~پیش از شما # ~~رحلت ازدنیا خواهم کرد و شما بمن ملحق خواهیدشد و موعد حوض است ازمیان ~~بصرای # ~~شام وصنعاء یمن عریضتر و اززاودان کعبه آبی در آنجا ریزان باشد و اززبد ~~515 نرمتر # ~~و از عسل شیرین تر بود هر کس که جرعهآ از آن آشامد هر گز تشنه نشود سنگ # ~~ریزهآ آن مروارید بود ورمل آن مشک اذفر «2» خالص و هر کس که از آن ~~محروم # ~~ماند از همه نیکی محروم باشد وهر کس که دوست میدارد که در آن موعد بمن # ~~رسه باید که دست وزبان نگاه دارد # فضل بن عباس روایت کند که حضرت نبی ع برمنبر نشست وحمد وثنای # ~~حق عز شانه بگفت ویعد از آن فرمود که ای جماعت خلایق من از میان ~~شماغایب # ~~خواهم شد پس هر کس را که زده باشم باید که ازمن ms091 قصاص خواهد و هر کس که ~~مال # ~~وی را گرفته باشم باید که از مال من (3) باز ستاند وهر کس که اورا ~~دشنام داده # ~~باشم باید که تدارک کند و نگوید که ترسنا کم واز خدای شرم دارم و ~~بدانید که # ~~کینه ولجاج در طبیعت من نیست و دوست ترین من بشما آن کس است که حق خود # ~~را فرا گیرد ویا مرا حلال کند تا خوش بخدای رسم و چنان دانم که این یک ~~نوبت # ~~که گفتم کافی است وچند نوبت بگویم پس فرو آمد و نماز پیشین گزارد و ~~دیگربار # ~~برمنبر رفت وهمان کلمات اعاده فرمود شخصی برخاست و گفت یارسول الله مرا ~~بر # ~~توسه درهم است آن حضرت فرمود که ماتکذیب کس نمیکنیم گفت در فلان روز # ~~مسکینی آمد فرمودی که سه درهم بوی ده پس گفت یا فضل آن سه در هم بازده ~~و PageV01P110 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0139.jpg) # ~~مجمل فصیحی3........ # ~~بنشست و بعداز آن گفت که ای خلایق هر کس که حق کسی بروی هست باید که # ~~بگزارد و از فضیحت دنیا نترسد که فضیحت دنیااز فضیحت آخرت اهون است ~~مردی # ~~بر خاست و گفت یا رسول الله من سه درم درسبیل الله دزدیدهام که محتاج ~~بودم # ~~فرمود که یا فضل ازوی فرا گیر بعد از آن فرمود که هر کس که خوف از ~~تقصیر خود # ~~دارد بر خیزد تا دعا از بهروی کنم شخصی بر خاست و گفت یا رسول الله ~~دروغ # ~~بسیار میگویم وخواب بسیار میکنم فرمود کمه الهی اورا صدق روزی کن وچون # ~~نخواهد خواب ازوی دور دار # دیگری برخاست و گفت یارسول الله من دروغگوی و منافقم و همه بدیها کردم # ~~عمر گفت ای مرد خود را رسوا کردی سید ع فرمود که (ای) (1) عمر فضیحت ~~دنیا # ~~از فضیحت عقبی (ایشان)(3) به است و بعد از آن گفت الهی اورا صدق وایمان ~~روزی # ~~گردان و عاقبت وی بخیر پس عمرسخنی گفت آن حضرت از ms092 آن تبسم فرمودو گفت # ~~عمر بامن است و من بااو و حق باعمرست هر کجایاشد بعضی از علما گفته اند ~~که غرض سید # ~~ع ازین حدیث تعلیم امت بود والااو از ظلم وتعدی معصوم ومبرا بود صلی ~~الله علیه وعلی # ~~آله و اصحابه اجمعین # نقل است که عبدالله بن زیدالانصاری رحمة الله علیه که صاحب اذان بود و ~~بانک # ~~نماز ازو منقول است که بخواب دیده بود و او مستجاب الدعوه بود چون شنید ~~که # ~~آن حضرت وفات یافت در بستان بود گفت خدایا مرا نابینا گردان فی الحال ~~نابیناشد # ~~کفتند چرا این دعا کردی گفت لذت چشم در نظرست و بعداز محمد ع چشم من از # ~~دید. ار هیچکس لذت نیاید # عای المرتضی کرم الله وجهه روایت کند که پیغمبر ع را دفن کردیم اعرابی # ~~آمد و خودرا بر تربت مقدسه انداخت و از آن خاک پاک بر سر میریخت و کفت ~~یارسول PageV01P111 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0140.jpg) # # 11).... %~% ......... هجمل فصحی» # ~~الله امر کردی وشنیدیم وقر آن از خدای تعالی فرا گرفتی وما از تو فرا ~~گرفتیم واز # ~~آن جمله آنست که فرموده قوله تعالی ولوانهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک ~~فاستغفروا # ~~الله واستغفرلهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیماومن(1) بر نفس خود ظلم ~~کرده ام # ~~و آمدم که از بهر من استغفار کنی فی الحال ازقبرسه بار21) آواز آمد که ~~ترا آمرزیدند # و در وقت وفات آن حضرت (ع) از واج نبی(3) نه تن در حیات بودند # هن (4) عایشه صدیقه رضی الله عنه حفصه بنت عمر الخطاب (5) # اهحبیبه بنت ابوسفیان بن حرب 41 سلمه بنت امیة بن مغیره 19» # سوده بنت زمعة بن قیس %~% زینب بنت جحش من ریاب # میمونه بنت حارث بن حرب %~% صفیه بنت حیی بن اخطب # جویریه ینت حارث بن ابی ضرار رضوان الله علیهم اجمعین # و چهاردیگراند اول خدیجة الکبری ام المؤمنین که وفات کرده بود «رضی- # ~~الله عنها، 475 دوم زینب بنت خزیمه که او نیز وفات کرده بود سیم اسما ms093 ~~بنت نعمان # ~~که برو بیاضی بود اورا مهر داده بخانه پدر فرستاد چهارم عهره بنت ~~یزیدالکلابیه # ~~که بار سول الله در وقت زفاف گفت اعوذ بالله منک حضرت نبی (ع) اورا رد ~~فرمود و # ~~بروایتی گفتهاند که برو نیز بیاضی بود(8) و بروایتی ملیکه کندیه ~~أولیثیه بود # ~~که او نیز اعوذ بالله منک گفت وجمعی دیگر بودهاند که سید «ع» هریک را ~~بچیزی # ~~ره کرده که شرح آن داده میشود غزیه بنت دودان بالدالین المهملتین ابن ~~عوفی بن جابر PageV01P112 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0141.jpg) # ~~*مجمل فصر # ~~و او ام شریک است که نفس خود .حضرت نبی (ع) بخشید و او را پیش از حفصه # ~~قبول فرمود قتیله بنت قیس خواهر اشعث بن قیس الکندی و پیش از دخول حضرت # ~~رسالت (ع) وفات فرمود و بعضی گویند که پیش از دخول طلاق. فرمود - 6هر5 ~~بنت # ~~قرطا که حضرت نبی (ع) اورا نکلح فرمود پدرش وصف او در آن حضرت میکرد # ~~از جمله گفت که هر گز خسته15» نشده آن حضرت فرمود که پس در و خیری ~~نباشد # ~~اورا پیش از دخول ترک فرمود خوله بنت هذیل بعضی گفتهاند که اوست که نفس # ~~خودرا بحضرت رسالت بخشید - لیلی بنت حطیم انصاریه که اودست بریشت حضرت # ~~نبی (ع) زد آن حضرت فرمود که ترا اسد بخورد و اورا ترک فرمود و اورا ~~گرگ # ~~بخورد - برصا که پدرش نخواست که اورا بحضرت رسالت دهد دروغ گفت که برص # ~~دارد و چون بخانه رفت مبروص شده بود - صبا بنت صلت و او پیش از دخول ~~بمرد # ~~اساف خواهر دحیة الکلبی و او (نیز)(2) پیش از دخول بمرد عالیه بنت ~~طبیان # ~~آن حضرت (ع) او را زن کرد و اندک زمانی با آن حضرت (ع) بود بعد از آن ~~او را # ~~طلاق داد - ماریه بنت شمعون قبطیه که سریه بود و اورا مقوقس ~~بهدیه(پیش)(3) # ~~سید (ع) فرستاده بود و ابراهیم بن النبی (ع) ازو متولد شد و بدین واسطه ms094 ~~آزاد شد # ~~ریحانه بنت عمرو بن خنافه از زنان بنی عمروبن قریظه که آن حضرت (ع) از ~~بهر # ~~خود اختیار فرمود و سریه ساخت و بعد از آن خواست که او را آزلد کند و ~~زن # ~~کند او گفت یارسول الله مرا در ملک خود بگذار که سبکباری من و تو در ~~آنست و # ~~تاروز وفات آن حضرت (ع) در تصرف آن حضرت بود . # خلافت امیرالمؤمنین ابوبکر الصدیق رضی الله عنه # عزیمت اسامة بن زید بغزو شام بموجبی که حضرت نبی (ع) تعیین فرموده ~~PageV01P113 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0142.jpg) # 6:.،..،4..،...،،............،....................................... ( ~~مجمل فصیحی * # ~~بود واز آن لشکر دو کس تحلف نمودند امیرالمؤمنین ابا بکر رضی الله عنه ~~بواسطهآ # ~~خلافت و امیرالمؤمنین عمر را امیرالمؤمنین ابابکر از اسامه التماس نمود ~~وباقی # ~~بصورتی که سید (ع) تعیین فرموده بود بااسامه رفتند . # خواستن مسیلمهآ کذ اب زن سجاج نام که او نیز دعوی پیغمبری میکرد # ~~و او ملکهآ متموله بود بتت منذرالتمیمیه در بنی یربوع # لشکر کشیدن (امیرالمؤمنین) (1) ابابکر رضی الله عنه بحرب مسیلمه کذاب # ~~و قتل مسیلمه بردست وحشی قاتل حمزه و بروایتی ابا بکر خالد ولید را ~~فرستاد و # ~~در قتل مسیلمه کذاب ابودجانه سماک بن خرشه با وحشی شریک بود و هردو ~~حربه # ~~برو زدند # شهادت طفیل بن عمر والدوسی درحرب مذکور - شهادت زید بن خطاب برادر # ~~امیر المؤمنین عمر رضی الله عنهما درحرب مذکور - شهادت ثابت بن قیس بن ~~شماس (2) # ~~که ضربی برپای او زدند و پای او بریده شد آن پای بریده را برقاتل خود ~~زد و # ~~او را هلاک کرد هم در حرب مسیلمه کذاب - شهادت ابوحذیفه هاشم بن عتبة ~~بن # ~~ربیعه بن عبد شمس بن عبد مناف القرشی العبشمی و او از فضلاء صحابه بود ~~و از مهاجران # ~~اول بود و شرف وفضل بایکدیگر جمع داشت صلی القبلتین و هاجرالهجرتین ~~اسلام # ~~او پیش از آن بود که سید (ع) بدارالارقم در آید و او بحبشه هجرت کرد و ~~پسر او ms095 # ~~محمدبن ایی حذیفه در حبشه متولد شد و از حبشه پیش آن حضرت بمکه آمد و # ~~آنجا بود تاهجرت بمدینه واقع شد و در مشاهدات بدر واحد و خندق و حدیبیه ~~و # ~~جمیع حروب حاضر بود ودر حرب یمامه شهید شد رضی الله عنه هند خاتون ~~ابوسفیان # ~~خواهر او بود و از مسلمانان در حرب یمامه یکهزار و دویست کس درجه شهادت # ~~یافتند و از کفار از جمله چهل هزار که عده لشکر ایشان بود بیست هزار ~~بقتل PageV01P114 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0143.jpg) # ~~مجمل فصیحی»............................................... # ~~آمدند و بامسیلمه بدوزخ رفتند و در مولود حضرتنبی (ع) گفته که خالدبن ~~الولید # ~~را بحرب مسیلمه کذاب فرستاده بودند و همچنانچه سید (ع) فرموده بود که ~~حق # ~~تعالی ترا بامتابعان تو هلاک گرداند همچنان شد. # قتل مالک بن نویره حاکم بر عرب بردست خالدبن الولید و آن چنان بود # ~~که خبر رسید که مالک مذ کور و اعراب بر مرتد شدند امیرالم ؤمنین ابابکر ~~رضی- # ~~الله عنه فرمود که خالدبنالولید برود و باایشان حرب کند چون خالذ ~~بدیشان # ~~نزدیک شد مالکنویره بامیرالمؤ منین عمر رضی الله عنه نامه نوشت ومال ~~زکوة فرستاد # ~~و باز نمود که ما مرتد نشدهایم و مسلمانیم و امیرالمؤمنین عمر این سخن ~~بسمع # ~~امیرالمؤمنین ابابکر رسانید وچون خالدبن الولید بمالک نویره رسید آمدند ~~و # ~~گفتند ما مسلمانیم در اثاء سخن برزبان مالک نویره گذشت که این مرد ~~شمایعنی # ~~محمد رسول الله (ع) خالد گفت پس مرد شما نیست و فی الفور گردن مالکبن ~~نویره # ~~را بزد و قوم او را غارت کرد وزن اورا جهت خود تصرف کرد امیر المؤمنین ~~عمر # ~~رضی الله عنه باامیر المؤمنین ابوبکر رضی الله عنه گفت که مالک مسلمان ~~بود و مال # ~~فرستاد و خالد او را بقتل رسانید وزن اورا تصرف کرد اورا ببابد طلبید ~~کس بطلب # ~~خالدرقت خالد در شب آمد و بلال مؤذن را رشوة داد و بلال هم در شب خالد ~~را # ~~پیش امیرالمؤمنین ابابکر ms096 رضی الله عنه برد واول رشوة که در اسلام ~~کرفتند این # ~~بود خالد گفت یاامیر المؤمنین مرا بچه مهم طلب فرمودهآ گفت مالک نویره ~~واعراب # ~~بر مسلمان بودند و تو ایشان را قتل کردهآ خالد گفت یا امیرالمؤمنین تو ~~نشنودهآ که # ~~سید (ع) مرا سیفالله خوانده گفت بلی گفت شمشیر خدای تعالی چیزی که ~~نباید # ~~برید برد گفت نه گفت پس مراچرا طلب فرمودهآ گفت باز گردهم درشب باز ~~گشته با # ~~سرلشکر(1) رفت # وفات خاتون قیامت فاطمهآ زهرا رضی الله عنها که در شب اورا بگورستان ~~PageV01P115 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0144.jpg) # # 6.......... %~% «سجمل فصیحی» # ~~بقیع بردند یک پایهآ تابوت او امیر المؤمنین علی المرتضی و یک پایهآ ~~امیرالنؤمنین # ~~حسن و یک پایه امیر المؤمنین حسین و یک پایه ابوذر غفاری رضی الله عنهم ~~گرفته # ~~بسر قبر آوردند ابوذر در قبر آواز داه که ای قبر تو چه مبارک زمینی ~~بودهآ که # ~~دختر حضرت رسالت (ع) زوج علی مرتضی مادر شبیر و شبر خاتون قیامت دختر # ~~خدیجة الکبری در تو درمی آید از قبر آواز آمد که ای أباذر اینها که ~~برشمردی # ~~همه نسب(1) است اگر بااین جسب همراه باشد مبار کش باد و وفات او بعد ~~ازشش # ~~ماء وفات حضرت نبی (ع) بود(2) # وزیر امیر المؤمنین ابا بکرالصدیق امیرالمؤمنین عثمان بوده رضی الله ~~عنهما # ~~شهادت عکرمة بن ابی جهل عمروبن هشام بن مغیرة بن عبدالله بن عمروبن ~~محروم 35. # قتل عکاشه بن محصن - وفات عبدالله بن ابی بکرالصدیق فی اوایل خلافت ابیه # سنه اثنی عشر145» # قتل هرهزد(4) پادشاه عجم بردست خالدبن الولید رضی الله عنه - قتل هزار # ~~سوار که پهلوان عجم بود هم از لشکر عجم بردست خالد بن الولید . # وفات !بومرثد کناربن حمین - وفات ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه داماد # ~~حضرت رسالت (ع). # عنه ثلث عشر «13» # وفات امیرالمؤمنین ابا بکر الصدیق رضی الله عنه سابع جمادی الاخره و قیل # ~~شب سه شنبه بیست و دوم جمادی الاخره و هو ای بکر عبدالله بن ms097 ابی قحافه ~~عثمان بن # ~~عمروبن کعب بن سعدین تیم ین مره و در مزه بنسب حضرت نبی (ع) میرسد45 و ~~PageV01P116 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0145.jpg) # ~~مجمل فصبا # ~~اسم ابی بکر عبدالکعبه بود حضرت رسالت اورا عبدالله نام نهاد وعتیق لقب ~~دادلحسن # ~~وجهه واو را شش فرزند بود پسران عبدالله - عبدالرحمن - محمد . دختران ~~اسما # ~~اسماء ذات النطاقین(1) عایشه مادرش سالمه کنیت اوام الخیر وحضرت نبی ~~اوراعتیق # ~~خواندی یعنی عتیق من النار و هو اول من اسلم فی الرجال فبذل نفسه وانفق ~~ماله # ~~و اسلم ابواه بعده و مدت خلافت او دو سال و سه ماه و بیست و دوروز بود ~~و او # ~~هفتاد و سه سال عمر داشت و گویند شصت و سه # وفات عتاب بن اسید بن ابی العیص بن امیه ومات عتاب یوم مات ابی بکر ~~الصدیق # ~~رضی الله عنهما . # خلافت امیرالمؤمنین الفاروق الذی یفرق بین الحق والباطل # و هو ابوحفص عمربن الخطاب بن نفیل بن عبدالعزی بن ریاح بن عبدالله بن # ~~قرط بن زراح ین عدی بن کعبین مره و در کعب نسب عمر بحضرت رسالت925 (6) # ~~میرسد رضی الله عنه وزدوشنبه ثانی عشرین جمادی الاخره و قیل سابع جمادی ~~الاخره # ~~بموجب وصیت امیر المؤمنین ابابکر رضی الله عنه . # لشکر فرستادن امیرالؤمنین عمر رضی الله عنه بمملکت فارس و کشادن # ~~آن مملکت بردست لشکر اسلام و زیرامی المؤمنین عمر رصی الله عنه عبد ~~الله ن ارقم بوده ### | سته اربع عشر 141 # وفات ابوقحافه عثمان بن عامربن کعب بن سعدبن تیم ین مرء رضی الله عنه و # ~~او نود و هفت سال عمر داشت و قیل نود و نه و هو والد ابی بکرالصدیق. # حد زدن امیر المؤمنین عمر رضی الله عنه پسر خود ابوشحمه ر231 جهت ~~PageV01P117 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0146.jpg) # # 118)...................... %~% ............« مجمل فیتی» # ~~شرب خمر فتح کرمان و کشودن بعضی ازقلاع آن بردست عبید الله بن عبدالله ~~بنغسان # ~~وابن عدی (1) # سنه خمس عشر «415 # بتاء شهر بصره بحکم امیرالمؤمنین عمررضی الله عنه بردست عتبه بن ms098 عمران # ~~المازنی کشادن شهر حمص ومصر وبیت المقدس وقادسیه وباقی شهرهای حوالی آن # ~~بردست ابوعبیدهآ جراح # مقرر فرمودن امیر المؤمنین عمررضی الله عنه عبدالله بن25» خلف الخزاعیرا # ~~بشر کت عبدالله بن ارقم که وزیر بود تا قسمت غنایم نمایند # تزویج امیرالمؤمنین عمررضی الله عنه باام کلثوم ینت امیر المؤمنین علی بن # ~~ابی طالب کرم الله وجهه از فاطهه زهرا رضی الله عنها # وفات ابوثابت سعد ن عباده بن ولیم از بنی ساعده از خزرج و آوازی شنیدند ~~که # ~~شخصی میگفت : شعر # قدقتلنا سید الخزرج سعدبن عباده ورمیناه بسهمین (3) ولم تحط فواده # ~~در شام عقبی بدری شهد المشاهد کلهاتوفی بجوزان«1» من ارض الشام و قیل ~~سنه # ~~تسع عشر (و گویند که در سوراخی بول کرد واز انجابد واثری رسید که در ~~زمان # ~~اعضاء او سبز گشت وبدان در گذشت # ~~و این بیت درهمان روز که او در شام فوت شده بوددر مکه از جن استماع ~~کردند و PageV01P118 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0147.jpg) # # مجمل فصیحی»............ %~% 5،،1،،،،،،،،،،،، # ~~چون تاریخ آنروز نوشتند چون خبر آوردند در همان روز نقل کرده بود) «1، ### | سنهست عشر (16) # حرب سعد بن ابی و قاص رضی الله عنه بایز دجرد شهریار وفرار نمودن یزدجرد # ~~در ماه صفر وفنح مداین و تصرف گجهای ملوک عجم که بچهار هزار سال نهاده # ~~بودند درفش کاویان که جواهر خزاین پاد ثاهان در چهارهزار سال بر آنجا ~~ترصیع # ~~کرده بودند بدست لشکر اسلام افتاد # وفات شیخ آویس القرنی قال النبی ع اویس الفرنی خیر التابعین باحسان # ~~وعطف ستایش کسیکه ستایندهآ اورحمة للعالمین بودبزبان من کجا راست آید ~~گاه # ~~گاه خواجه عالم علیه الصلوة والتحیه روی سوی یمن کردی وگفنی - انی ~~لاجدنفس # ~~الرحمن من قبل الیمن ونیز خواجه ع فرمود که فردای قیامت حق عز شانه ~~هفتاد # ~~هزارفرشته بیافریند برصورت اویس قرنی تا اورا در میان ایشان بعرصات بر ~~آرند (2) # ~~و ببهشت رود که تاهیچ آفریده الاماشاءالله واقف نگردد که در آن میان ~~اویس کدام # ~~است که درسرای دنیا ms099 حق را درزیر قبه تواری عبادت میکرد وخویشتن را از ~~خاق # ~~دور میداشت تادر آخرت نیز از چشم اغیار محفوظ ماند که اولیائی تحت ~~قبابی # ~~لایعرفهم غیری سید عالم ع کفت که درامت من مردی است که بعددموی ~~کوسفندان # ~~ربیعه ومضر اورا در قیامت شفاعت خواهد بود و چنین گویند که در عرب هیچ ~~قبیله # ~~زا چندان گوسفند نباشد که ایندو قبیله را صحابه گفتند این که با د ~~فرمود بندهآ # ~~از بند گان خدای عزو علا گفتند نامش چیست فرمود اویس گعتند کجا بود ~~فرموذ # ~~بقرن گفتند اوتو را دیده گفت بدیدهآ ظاهرنه گنتند چون بخدمت نیامده گفت ~~زدو # ~~سبب یکی غلبه حال دوم مادری دارد که ایمان آورده و عاجزء وبچشم باحلل ~~است # ~~بروز شتر بانی کند ومزد آن برمادر وخود نفقه کند گفتند مااورا بینیم ~~صدیق را # ~~گفت تو اورا نه بینی اما عمر و علی اورا بینند بعداز آن کفت چون اورا ~~در یا بیدسلام PageV01P119 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0148.jpg) # # 120)....................... %~% ..................... «مجمل فصیحی» # ~~من بدو رسانید و بگوئید تاامت مرا دعا گوید باز خواجه انبیا صلوات الله ~~و سلامه # ~~علیه کفت احب الی اولیاء الی الله الاتقیاء الاخفیاء بعضی گفتند یارسول ~~الله ما این در # ~~خویشتن نمی یابیم گفت شتربانیست دریمن او را او بس گویند قدم برقدم وی ~~نهید # نقل است که خواجهآ انبیا ع راچون وفات نزدیک رسید گفتندیار سول الله این # ~~مرقع ترابکه دهیم گفت باویس قرنی چون فاروق و مرتضی رضی الله عنهما بعد ~~از وفات # ~~آن حضرت ع بکوفه آمدند عمررضی الله عنه درمیان خطبه بگفت یااهل ~~نجدقوموا # ~~بر خاستند گفت از قرن در میان شما کسی هست گفتند بلی فاروق خبر اویس ~~ازیشان # ~~پرسید کفتتد نمیدانیم کفت صاحب شرع مراخبر داده است و او از گزاف نگوید ~~مگر # ~~نمیدانید یکی گفت او از آن حقیر ترست که امیرالمؤمنین اورا طلب کند # ~~دیوانه احمقد. ویش است و ازخلق وحشتی دارد گفت اورا طلب کنید که ms100 کجاست ~~گفت # ~~دروادی عرفه شتربانی میکند تا شبانگاه نانش دهیم شوریده ایست در آباد ~~انیها نیاید # ~~و با کس صحبت ندارد و آنچه مردم خورند نخورد15» غم وشادی نداند چون ~~مردمان # ~~بخندند او بگزید 20) وچون بگریند او بخندد گفت اورا می طلبم عمر و علی ~~رضی الله # ~~عنهما آنجا رفتند اورا دیدند درنماز حق عزشانه فرشتهآ رابر گماشته تا ~~شتران را # ~~نگاه میدارد چون حس آدمی یافت نماز کوتاه کرد عمر رضی الله عنه او ~~راسلام کرداو # ~~جواب داد عمر کفت ما اسمک کفت عبدالله کفت همه پند گانیم خدایر اترااسم ~~خاص چیست # ~~گفت اویس گفت دست راست بنمای بنمود آن سپیدی که رسولع نشان داده ود ~~بدیدفقبل # ~~یده و گنت رسولع تر اسلام گفته است و مرقع خود بتو فرستاده و فرموده ~~است که امتان # ~~مرا دعا کن گفت تواولی تری بدعا گردن مسلمانان که برروی زمین بندهآ ~~ارتوعزیز # ~~تر نیست 5هر گفت من خوه این کار میکنم تووصیت رسول ع را بجای آور گفت ~~نیکوتر # ~~بنگر نباید«43 که آن دیگری بود عمر گفت رضی الله عنه که سیدع ترا نشان ~~داده گفت PageV01P120 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0149.jpg) # ~~«مجمل فصیحی» # ~~مرقع آن حضرت بمن دهید تادعا کنم ایشان مرقع یا او (1) دادند و ~~گفتنددرپوشن # ~~ودعا کن گفت صبر کنید تاحاجت خواهم و ازایشان دور ترشد و آن مرقع ~~بنهادوروی # ~~یر خاک نهاد و میگفت الهی این مرقع در نپوشم تاهمهامت محمدرابمن نبخشی ~~که پیغمبر # ~~تو اینجا حواله کرده است و رسول اوفاروق و مرتضی اند همه کار خویش ~~کردند # ~~اکنون کار تو مانده است هاتفی آواز داد که چندینی بتو بخشیدیم مرقع در ~~پوش # ~~گفت نی همه را خواهم باز آواز آمد که چندین هزار دیگر بتو بخشیدیم مرقع ~~در # ~~پوش میکفت همه راخواهم در مناجات میگفت و میشنود تا صحابه را طاقت ~~برسید (2) # ~~برفتند تا او در چه کار است اویس ایشانرا بدید گفت آه چرا آمدید که اگر ~~آمدن # ~~شما ms101 نبودی مرقع نپوشید می تا همه امت محمد را بخواستمی صبریمیبایست # ~~کردن (3) # نقلست که امیر المؤمنین عمر رضی الله عنه گفت یا اویس مرا نصیحتی کن # ~~گفت یا عمر خدای را شناسی گفت شناسم گفت اگر غیر او را نشناسی ترا به # کفت زیادت کن گفت یا عمر خدا ترا میهاند گفت بلی گفت بجزخدای # ~~کسی دیگر ترا نداند ترا به # نقلست که امیر المؤمنین عمر رضی اللهه نه خواست که چیزی بدود هد اویس دست # ~~در جیب کرد و دو درم پبرون آورد و کفت این از شتربانی کسب کردهام اگر # ~~ضامنی که من چندان بزیم که این بخورم آنگاه دیگر بگیرم پس کفت رنجه # ~~شدید باز کردید که قیامت نزدیک است ( آنگاه آنجا دیداری بود که باز ~~گشتن # ~~نبود)(4) که بساختن زاد (5) راه قیامت مشغولم چون باز گشتند اویس ~~راحرمتی PageV01P121 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0150.jpg) ### | منفضیحی» # ~~پدید آمد از آنجا بگریخت و بکوفه آمد بعد از آن کس او را ندید الآمرم # ~~بن حیان # نقلست که هرم بن حیان گفت چون این حدیث بشنیدم که درجه شفاعت # ~~اویس تا چه حدست آرزومند او شدم بکوفه رفتم و او را طلب کردم تا روزی ~~بر # ~~کرانه فرات جامه می شست او را بشناختم گفت صفت او شنیده بودم سلام کردم # ~~جواب دادودر من نگریست خواستم که دست او بگیرم (نداد) (1) گفتم رحمک ~~الله # ~~بروی آمد پس او نیز در من نگریست و گفت حیاک الله یا هرم بن حیان ~~چگونهآ # ~~و ترا که راه نمون کرد بمن کفتم نام من و پدر من چه دانستی (3) گفت ~~نبانی # ~~العلیم الخبیر گفت آنک هیچ چیز از علم او بیرون نیست مرا خبر داد و روح ~~من # ~~روح ترا بشناخت که روح مؤمنان بایکدیگر آشنا باشند گفتم مرا چیزی (2) # ~~روایت کن از حضرت رسول (ع) گفت من او را در نیافتم اما اخبار او از ~~دیگران # ~~شنیدم اما نخواهم (4) که محدث و مذکر و مفتی ms102 باشم مرا خود شغلی هست که # ~~بدین نمی پردازم گفتم آیتی بر خوان که از تو بشنوم گفت اعوذ بالله من ~~الشیطان # ~~الرجیم وزار زاربگریست و گفت (5) حق تعالی چنین میفرماید و ما خلقت ~~الجن و # ~~الانس الا لیعبدون وما خلقنا السماوات والارض وما بینهما لاعبین ما ~~خلقناهما # ~~الا بالحق تا اینجا که هوا لعزیرالرحیم () بر خواند آنگاه نعرهآ بزد که ~~گفتم # ~~عقل از وی برفت پس کفت ای پسر حتان چه آورد ترا اینجایگاه کفتم تا باتو ~~PageV01P122 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0151.jpg) # ~~*مجمل فصیحی»..... # ~~انس کیرم و بتو بیاسایم کفت هر گزندانستم که کسی خدای را شناسد با ~~غیراو انس # ~~گیرد هرم گفت مرا و صیتی کن گفتچون بخسبی مرک را زیر بالین داروچون # ~~بر خیزی پیش چشم دار و در خردی گناه منگر در بزرگی آن نگر که در وعاصی # ~~گشتی که اگر گناه خوار داری تعظیم حق فرو گذاشته باشی هرم گفت کجا # ~~فرمائی که مقام کنم گفت بشام گفتم آنجا معیشت چون بود اویس گفت اف # ~~برین داها که پند نپذیرد و او را نصیحت بسیار کرد # تقل است که سه شبانروز چیزی نخورده بود روز چهارم دیناری در راه دید # ~~گفت از کسی افتاده باشد (بر) نگرفت (1) نا گاه گوسفندی دید نان گرم ~~دردهن # ~~گرفته پیش او آورد نگرفت گفت از کسی ربوده باشد گوسیند با او بسخن آمد ~~گفت من # ~~بندهآ آنم که تو بندهآ اویی بستان روزی حلال از بندهآ خدای گفت دست ~~دراز کردم # ~~که گرده بگیرم گرده دردست خویش دیدم و گوسپند را ندیدم و ناپدید شد ~~محامد او # ~~بسیار است و فضایل او بیشمار برین (2) اختصاررفت # یک روایت در وفات او آنست که در حرب صفین بمدد مرتضی علی کرم الله # ~~وجهه آمدو شهید شد در سنه (3) ست و ثلثین هجری # وفات ماریه قبطیه کنیزک رسول الله (ع) که ابراهیم بن النبی علیهنا السلام # ~~ازومتولدشد واو بدین و اسطه آزاد شد # عزیمت ( امیر ms103 المؤمنین) (8) عمر رضی الله عنه بشام - فتح حلب # نزول ( امیر المؤمنین) 41) عمر رضی الله عنه ببیت المقدس بالهیئة ~~المشهوره # ~~وانفتاحه له بدون القتال PageV01P123 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0152.jpg) # # 12)....................... %~% ....................مجمل فصیحی* # ولادت امام ابوالقاسم محمدبن علی بن ابی طالب رضی الله عنهما لمعروف ~~بامام(1) # ~~محمد بن حنفیه بمدینه مبارک (2) # سنه سبع عشر (17) # عزل خالدبن الولید از امارت شام بحکم امیر المومنین عمر رضی الله عنه # وضع تاریخ هجری بفرمودهآ (امی المؤمنین(3) عمر رضی الله عنه # فتح حلوان و فراریزد جرد شهریار بطرف ری - فتح قصر و اسکندریه بر # ~~دست عمر وعاص # سنه ثمان عشر181) # وفات ابوعبیده جراح رضی الله عنه در حمص بطاعون و هوابوعبیدهعامر # ~~بنعبدالله بن جراح بن هلال بن اومیت بن ضبة بن 41) حارث بن فهر بن مالک ~~و او # ~~در زمان امیر المؤمنین ابا بکر (5) رضی الله عنه فتح شام کرد # عزیهت( امیر المؤمنین) (4) عمر رضی الله عنه باردوم بشام وواسطه طاعون # ~~در توقف داشت و چون طاعون کم شد برفت و تمامی قلاع شام بگشود و قاعده # ~~عدل و داد نهاد و مراجعت فرمود 61) # وفات معاذبن جبل (7) در یمن که او آنجا حاکم بود و هوابوعبدالرحمن # ~~معاذ بن جبل بن عمرو بن اوس بن عاند بن عدی الخزرجی و قیل سنه سبع عشر # ~~فی عمواس و هو موضع بالیمن PageV01P124 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0153.jpg) # # مجمل سیحی %~% ........92) # ~~وفات فضل بن عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه # ~~فتح حران و موصل و سوس و تستر - وفات ابوعبد الرحمن جارث بن هشام # ~~المخزوسی در شام ### | ستهآ تسع عشر«19» # ~~اهارت معاویة ان ابی سفیان در شام بحکم (امیرالمومنین) (1) عمر رضی ~~الله # ~~عنه بعد از آنکه در شهرهاء شام حکام مقرر کرده بود او را بر سر ایشان ~~بگذاشت # ~~وفات خباب بن الارت 2» تمیمی النسب خزاعی الولاء 435 زهری الخلف # ~~وقیل سنه سبع وثلثین # ~~فتح تکریت و موصل وقیساریه بردست لشکر اسلام ### | سنه عشرین 2 420 # ~~وفات ابوعبد الله بلال بن ریاح الحبشی الموذن رضی الله عنه دردمشق ms104 # ~~عزل سعد بن ابی وقاص از امارت لشکربحکم امیر المومنین عمر رضی الله # ~~عنهما «4» فتح نهاوند بر دست نعمان المزنی 59» ( وحذیفه یمانی) 19» و ~~عمرو # ~~بن معدی کرب ( شهادت نغمان المزنی و عمرو بن معدی کرب) 215 مذکور هم # ~~در حرب نهاوند # ~~فتح همدان بردست حذیفه یمانی ولشکر اسلام-شهادت 479 طلحه بن خویلد # ~~هم در حرب نهاوند وفات زیغب بنت جحش بن زیاب زوجة النبی (ع) و قیل سنه ~~PageV01P125 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0154.jpg) # # (126)............. %~% ...................... «مجمل فصیحی» # ~~احدی و عشرین و او را در آسمان با حضرت نبی (ع) عقد کردند و او را بره ~~نام # ~~بود سید (ع) او را زینب نام نهاد و او را پیشتر حضرت نبی «ع» بزید ~~حارثهداده بود # ~~واو اوراطلاق کرده و چون عدت منقضی شد جبرئیل «ع» خبر کرد که او را در # ~~آسمان با تو عقده کرده اند و هم بآن عقد حضرت سید «ع» پیش او در آمد ~~واو # ~~بر سایر ازواج تفاخر بآن میکرد که حق عز شانه مرابربالای هفت آسمان ~~بحضرت # ~~نبی «ع» داده و او دختر عمه آن حضرت بود # وفات صفیه بنت عبدالمطلب رضی الله عنها عمهآ رسول الله صلی الله علیه ~~وسلم # ~~وفات ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب پسر عم و برادر رضاعی حضرت سید «6» # ~~او را حلیمه شیر داده بود و در فتح مکه مسلممان شد وسید «ع» او را دوست ~~میداشت # ~~و اوباحضرت رسالت «ع» شبیه بود و قیل سنه خمس وعشرین مدفونا ببقیع # وفات نوفل بن حارث بن عبدالمطلب بسه روز پیش از برادر خود ابوسفیان # ~~المذکور # وفات هرقل ملک الروم که او در خفیه مسلمان شده بود # سنه احدی وعشرین «21» # فنح یلدة الموحدین قزوین بر دست ابوعبد الرحمن الحارثی- فتح اصفهان # ~~بردستهر مزین عبدالله بن عبیدالله # وفات خالدبن ولیدبن مغیرة بن عمرو بن مخزوم القرشی المحرومی درحمص # ~~قتل یزد جرد شهریار در آسیا بر دست ماهوی سوری # شهادت طلیحة بن خویلدالاسدی که مسلمان شده بود و باز مرتدشد ms105 ودعوی # ~~پیغمبری کرد وباز مسامان شد و در مسلمانی عظیم صلب 15» شده بود در حرب # سنه اثنتین وعشرین «422 # فتح شهر هرات بردست احنف بن قیس که امیرالمومنین عمر رضی الله عنه ~~PageV01P126 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0155.jpg) # ~~«مج.ل فصیحی» # ~~او را با لشکر اسلام فرستاده بود ومت بن ابوایوب انصاری رضی الله عنهما ~~که جد # ~~شیخ الا سلام خواجه عبدالله انصاری است همراه او بهرات آمد و اینجا ~~ساکنشد # فتح همدان وری و نهاوند و دماوند و قومس و گرگان و طبرستان بردست # ~~نعیم بن مقرن فتح مکران و زمین سند بردست حارث بن عمروالثعلبی # ~~ولادت عبد الملک بن مروان الجکم ولادت یزیدبن معاویة بن ابی سفیان بن ~~حرب # فتح آذربایجان بردست مغیرة بن شعبه - فتح مدینه طرابلس المغرب بردست # ~~عمرو بن العاص - وفات ابومنذر ابی ن کعب الانصاری که در حق او ~~امیرالمومنین # ~~عمر رضی الله عنه فرمود الیوم مات سید المسلمین واو کاتب وحی بود وقیل ~~سنه # ~~ثلاثین وهوابی بن کعب بن قیس بن عبید بن زید بن معاویه بن عمرو بن مالک ~~بن النجار # ~~والنجارهوتیم بن ثعلبة بن عمرو بن خزرج الاکبر الانصاری ### | سئه ثلاث وعشرین (23) # ~~فتح کرمان بردست عبدالله بن عبیدالله وسهل ین عدی رضی الله عنهما - # ~~فتح سیستان یردست عاصم بن عمر والتمیمی وعبد الله ین عمر # فتح فسا وداراجرد در عراق بردست ساریه و درین واقعه بود که امیرالمؤمنین # ~~عمررضی الله عنه ازمدینه مبارک آواز داد که یاساریه الجبل الجبل واو ~~درداراجرد # ~~آواز امیر المؤمنین عمررضی الله عنه شنید # ضربت (1) زدن ابولؤلؤ ترسا غلام هغیرة بن شعبه در مسجد امیرالمومنین # ~~عمر (را) (2» رضی الله عنه .خنجر در روز چهار شنبه تاسع «3) عشرذی حجه ~~وشهادت # ~~او روز چهار شنبه سادس عشرین ذیحجه مذکور وهوعمر بن خطاببن نفیل بن # ~~عبدالعزی بن ریاح من عبدالله بن قرطبن: راح بن عدی بن کعب بن لوی مادرش ~~جشیمه # ~~بنت ها شم بن عمروبن مخزوم وقیل سادس عشر محرمسنه اربع وعشرین مدت ~~خلافت ms106 PageV01P127 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0156.jpg) ### | زمجمل فصیحی» # ~~اوده سال وهشت ماه بود مدت عمراو شمت سال واورا شش پسر بود وهم ~~عبدالله- عبید الله # ~~عاصم - زید-مجیر - ابوشحمه # و او خلافت بشوری افکند میان علی المرتضی وعثمان بن عفان وعبدالرحمن # ~~بن عوف وسعدبن ابی وقاص وطلحه بن عبدالله - وزبیربن العوام # ~~(و درخلافت چند روز سخن گفتند میان علی المرتضی وعثمانین عفان) «1» ~~بآخر # ~~برامیر المومنین عثمان قرار گرفت چه امیر المؤمنین علی المرتضی قبول ~~نفرمود # سنه اربع وعشرین (44) # ~~جلوس امیر المومنین25» ابوعبدالله عثمان بن عفان من ابی العاص بن امیه ~~الاکبر بن عبدا # ~~لشمس بن عبد مناف رضی الله عنه 25» نهم ربیع الاول یا غره محرم یا ~~آخرذی حجه # ~~ودر عبدمناف نسب او (4) با نسب مطهرحضرت نبی ع متصل میشود # درین سال جماعت کارداران امیر المومنین عمررضی الله عنه یرکار بودند و ~~تغییر # ~~ایشان نکردند # وزارت دادن امیر المومنین عثمان رضی الله عنه یهروان الحکم که پسرعم او ~~بود # سنه خمس وعشرین«45» # ~~عزلکار داران امیرالمومنین عمررصی الله عنه ونصب اقربای امیر المومنین ~~عثمان # ~~رضی الله عنه # نابینا شدن ابوسفیان بن حرب - انقباض اهل الری فغزاهم ابوموسی الاشعری # ~~انقباض اهل الاسکندریه فغزاهم عهر وبن العاص ### | سنه ست وعشرین (26) # عمارت کردن .- جد حرام که امیراله ومنین عثمان رضی الله عنه سرایی چند # ~~خریده اضافهآ آن کرد و مسجد را گشاده گردانید PageV01P128 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0157.jpg) # ~~دمجمل فصیحی، # ~~قتل قیصز روم بردست عبدالله بن زبیربن العوام و عبدالله بن ابی سرح(1) ~~فتحتمامی # ~~قلاع کرمان بحکم امیر المؤمنین عثمان بردست عبدالله بن عامر بن کریز ~~(او بکیر)«2، # سئلهسبع و عشرین # وفات ریحانه سریه حضرت نبی ع بنت زیدبن عمروبن بنی النضیر او 35، # ~~بنی قریظه فتح أندلس وشهرها مغرب مثل افریقیه وغیرها بردست لشکر اسلام ~~که # ~~امیر المؤمنین عثمان رضی الله عنه فرستاده بود # شکایت فرستادن معاویه بن ابی سفیان پیش امیر المومنین عثمان رضی الله # ~~از ابوذر غفاری و واسطهآ شکایت آن بود که درزمان پیشتر بیت المال را ~~بیت المال # ~~مسلمین ms107 میخواندند اوامر کرد که بیت مال الله گوینداباذر رضی الله عنه ~~گفت که تو # ~~بیت مال المسلمین را بیت مال الله جهت آن نام میکنی که حساب آن باالله ~~تعالی جواب # ~~گویی وسید ع وصحابه بیت مال المسلمین خواندهاند وترا بایکیک از ~~مسلمانان # ~~حساب آن جواب میباید گفت او ازین سخن برنجید و شکایت فرستاد امیر ~~المومنین # ~~عثمان رضی الله عنه 849 جواب نوشت که اباذر را ازپیت المال شتری ~~دهندتابمدینه # ~~مبارک توجه نماید اوشتر نگرفت وپیاده بمدینه آمد از شام # سنلهثمان وعشرین81 # ~~جمع کردن امیرالمومنین عثمان رضی الله عنه قرآن راوسوختن مصاحف که پرا ~~کنده # ~~در دست هر کس بود # گشادن قدس وارم «5» بر دست معاویه بن ابی سفیان بن حرب - وفات ام ~~PageV01P129 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0158.jpg) # ~~حزام زوجهآ عبادة الصامت رضی الله عنهما # سنه تسع و عشرین* # درین سال فتنهآ در خراسان واقع شد وامیرالمومنین عثمان رضی الله عنه # ~~سعید بن عاص را بفرستاد تا تسکین فتنه کرد # عمارت فرمودن امیرالمومنین عثمان رضی الله عنه روضهآ مطهر منور حضرت # ~~نبوی ص که فرمود که روضه را باز کردند ودیوار آن بسنک و گچ بر آورده ~~منقش # ~~کردند # دادن امیر المومنین عثمان رضی الله عنه عمل خراسان را بعبدالله بن عامربن # ~~بکیر وآمدن او بخراسان ودر خبرست که حضرت رسالت ع آب دهان مبارک در # ~~دهان عبدالله بن عامر انداخت ودرحق او فرمود هو اشبههم بنا # سنله قلا ثین«60 # «ر چاه افتاهن انگشتری حضرت رسالت ع از دست امیر المومنین عثمان # ~~رضی الله عنه بیرون کردن امیرالمومنین عثماز رضی الله عنه ابوذر غفاری ~~رضی الله عنه را # ~~از مدینه مبارک که مروان الحکم اورا بربذه که موضعی است بردو فرسخی ~~مدینه # ~~برد و بگذارد که آنجا باشد # رفتن امیرالمومنین علی کرم الله وجهه وامیرالمومنین حسن وامیرالمومنین # ~~حسین را باخود ردیف گردانیده برد که وداع ابوذر غفاری کنندو چون بتزدیک ~~ابوذر # ~~رسیدند مروان الحکم ایشانرا از ملاقات اباذر منع کرد امیر المومنین ms108 علی ~~فرمود # ~~که لعنت برمادر وپدر تونمیگذاری که اباذر را وداع کنم مروان چوبی پیش ~~ناقه # ~~امیرالمومئین علی کرم الله وجهه داشت او چوبی بر سراشتر مروان زدوابوذر ~~را # ~~وداع کرد مروان مراجمت نموده شکایت بامیرالمومنین عثمان رضی اللهعنه ~~کرد # ~~امیر المومنین علی کرم الله وجهه از آنجا مراجعت فرموده بمسجد آمد امیر ~~المومتین PageV01P130 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0159.jpg) # ~~*جمل فصیضی» # ~~عثمان رضی الله عنه با امیرالمومنین علی کرم الله وجهه از شکایت مروان ~~سخنی # ~~غضب آمیز گفت مرتضی بغضب از مسجد بیرون فرموده از مدینه بدر رفت برامیر ~~المومنین # ~~عثمان خروج کردند و گرد مسجد امیر المومنین غثمان کرفتند عثمان بعلی ~~هرتضی # ~~رضی الله عنهما 41 برین موجب کته بتی فرمود # اما بعد فقد بلخ السیل الزنی وجاوز الحرام الطبیین وتجاوز الامربی قدره # ~~وطمع فی من لایدفع عن نفسه وانک لم یفخر علیک کفاخر ضعیف ولم یعلبک مثل # ~~مغلب ورایت القوم لایقصرون دون دمی ### | شعر # فان کنت ما کولافکن انت آ کلی والا فادر کنی ولما امزق # ~~مراجعت نمودن مرتضی علی کرم الله وجهه و تسکین فتنه دادن # وفات حاطب بن آبی بلتعه الخمی (2) رضی الله عنه در مدینه مبارک و او # ~~شصت وینج ساله بود وامیر المومنین عتمان رضی الله عنه بر او نماز کرد ~~واوراحضرت # ~~رسالتع درسنه ست هجری برسالت به هقوقس ملک مصر و اسکندریه فرستاد ~~وماریه # ~~قبطیه و آنچه مقوقس بردست او فرستاده بود بجای خود آمده وحضرت نبیع # ~~(او را)31) دعاء غنی فرمود وچون غنی شد ز کوة نداد # رسیدن عبدالله بن عامر بنیشابور واز آنجا حاطب (4) ین النعمان را بمرو # ~~شاهجان فرستاد واحنف بن قیس رابمر والرود و عبدالله حازمة البلخی(5) ~~رابسرخس # ~~وبعضی گویند احنف بنقیس را بهرات فرستاد و گویند خلید (6) بن عبدالله ~~الحنفی PageV01P131 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0160.jpg) ### | ««مجمل فصیحی» # ~~و کویند اوس بن ثعلبه اللیشی را بهرات فرستاد وبادان والی هرات بود پیش ~~از آنکه # ~~لشکر بهرات رسد پیش عبدالله عامر رفتوبا اوصلح کرد وعبدالله عامر(رضی ms109 ~~الله # ~~عنه) 415 جهت بادان بر این موجب نامه نوشت # سواد نامه عبد الله بن عامر # این نامه ایست ازعبد الله عامربن بکیر مرباذان را بهرات و بادغیس و فوشنج # ~~او رابتقوی و پرهیز گاری فرموده آمد (2) و بامسلمانان یعدل بودن و ~~باصلاح آوردن # ~~زیر دستان خود ازین زمینها وبا اوصلح کرد کوه وهامون هرات راصد و پنجاه ~~بلده # ~~که قسمت عدل کند واین نامه نوشته شد دربیست(3) رمضان سنه مذکوره وقیل # ~~سنه احدی وثلاثین # سنهاحدی ثلاثین(41) # وفات دحیة بن خلیفه الکلبی الغزرجی که جبرئید ع بصورت او آمدی # ~~وفات ابوعبدالرحمن (4) عبدالله ین مسعود بن عاقل بن حبیب بن سمخ بن ~~ثاربن # ~~مخزوم «45 بن صاهله 465 بن کاهل بن الحارث بن سعدبن تمیم بن هذیل بن ~~مدر که # ~~بن الیاس بن مضر الهذلی حلیف بنیزهره برادر عتبه بن مسعود شهد ~~بدراوالحدیبة # ~~وهاجرالهجرتین وصلی القبلتین واول کسیکه درمکه قرآن فاش خواند و آوازی # ~~خوش داشت او بود و سرابوجهل درروز بدراو پرید و پیش سید ع آورد و ~~بمدینه وفات # ~~یافت ودر بقیعش دفن کردند و او شعت و هفت ساله بود وقیل سنهاثنی و ~~ثلاثین PageV01P132 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0161.jpg) # ~~* مجمل فصیحی».. ### | سنة اثنتین وثلاثین # وفات عبد الرحمن بن عوف ازعشرهآ مبشره رضی الله عنه وهو عبدالرحمن بن # ~~عوف بن حارث بن مره کان اسمه فی الجا هلیة غبد الحارث فسماه رسول الله ~~عبدالرحمن # ~~ویکنی ابامحمدو اوراشش پسربود محمد_ زید - ابراهیم - حمید - عثمان - ~~مسور # وفات ابوذر غفاری در ربذه رضی الله عنه وهو اباذر جندب بن جنادة بن سفیان # ~~ین عینیة بن ربیعة بن الحزام بن غفار بن ملیکین ضمرة بن بکربن عبد مناة ~~بن کنانة # ~~بن خذیمة الغفاری واو پنجم کس بود که باسلام در آمده بود و براو ابن ~~مسعود نماز # ~~کرد و آن چنان بود که او وصیت کرد که چون مراوفات رسد تجهیز کرده او ~~رابر # ~~سرراه آورند و کسیکه در گذار آید گویند که این اباذر صاحب ms110 رسول الله ~~است هم چنان # ~~کردند و کاروانی بدانجا رسید عبدالله بن مسعود در آن کاروان بود براو ~~نماز کرد # ~~واو را دفن کردند و گفت صدق رسول الله که فرموده بود که اباذر تنها ~~رودو تنها # ~~معاش کند وتنها میرد واو را تنها حشر کنند و بعضی کفتهاند که وفات ~~عبدالله بن # ~~مسعود مذ کور درین سال بوده # وفات امیر المومنین عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه سدفونا ببقیع وقیل # ~~سنه اربع وثلائین وامیر المومنین عثمان برونماز کرد15، # وفات بودردا عویم بن زیدبن قیس بن عایشه بن امیهو گویند عویم بن ثعلبة # ~~بنزیدبن قیس بن عایشة بن امیةبن مالک بن عامربن غدی بن کعب از بنی حارث # ~~الخزرجی انصاری بشام اوبدمشق # وفات ابوسفیان صخربن حرب بن امیة بن عبدالشمس القرشی که درحبنین هردو # ~~چشم او کورشده بود و مولد او بد، سال پیش ازعام فیل بود و از مولفه ~~قلوب قریش یکی # ~~اوست ودیگری حویطب بن عبدالعزی وهنادبن الاسود والحارث بنهشام وحکیم ~~PageV01P133 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0162.jpg) # # 134)............................ %~% ......«مجمل فصحی» # ~~بن حزام و صفوان بن امیه و قیس بن عدی و از فزاره عیینه بن حصن و از ~~تیم اقرع بن حابس # ~~واز بنی النضیر مالک بنغوف واز بنی مالک عبدالرحمنین یربوع وازبنی سلیم ~~عباس # ~~این مرداس واز ثقیف غلاء ین الحضرمی # وفات سلمان ین رییعه - وفات کعب الاحبار وهوابواسحاق کعببن ماتع من # ~~حمیر من آل دیرعین قدم المدینه ثم خرج الی الشام فسکن حمص ومات ~~بهاواوپیشتر # ~~بردین یهود یود مسلمان شد اماسید ع راندید # وفات غبدالله ین عمروین عاص که پیشتر از پدرخود مسلمان شده بود # سنه ثلاث و ثلاثینالهجری41 # ولادت امام زین العابدین علی بن امیرالمؤمنین حسین بن علی المرتضی رضی ~~الله # ~~عنهم در ثامن شعبان و قیل سنه ست و اربعین(1) # درین سال فتنهآ در کوفه واقع شد و جمعی که تهبیج فتنه کرده بودند # ~~(امیر المؤمنین) 21) عثمان (رضی الله عنه) ایشانرا از کوفه اخراج فرمود ~~و هم مالک # ~~ابن ms111 اشترالنخعی - ثابت بن قیس النخعی - کهل ن زیاد النخعی - صعصعة بن ~~صوجان # ~~العدوی - عروة الجمد عمرومن جموع الحزاعی و ایشانرا بشام فرستاد . # وفات مقدادبن اسود که از شیعهآ مرتضی علی کرم الله وجهه بود و در روز # ~~بدر فارس مصطفی صلی الله علیه و سلم بود و مقداد مذکور پسر عمروبن ~~ثعلبه از # ~~یمن ود و او را اسودبن عبد یغوثین عبد منافبن زهره که با پدرش هم سو گد # ~~بود پرورد وبدو منسوب شد و درجرف(3) وفات کرد مردم اورا بر گردن بمدینه # 1- ولادت امام هلی بن الحسین ع دوروایت است یکرروایت ثقه لاسلام مخمد بن # ~~یعقوب کلینی در کتاب اصون کالی سمه8 هجری ودیدری نیمه جمادی الاولی سنه ~~36 # 3 الجرف بالضمثم السکول توطع *لی ولثه آمیان من البدینه نحوالشام «مراصد ~~الاطلایع» PageV01P134 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0163.jpg) # ~~«مجمل فصیحی» # ~~آوردند و ببقیع دفن کردند و او هفتاد ساله بود . # وفات ابوعبد الله حذیفة الیمانی وهو حذیفه بن حنبل بن حابر العنسی # ~~و حنبل را لقب یمان بود وفاته بمداین وقیل بعد زمقتل (امیرالمو منین) ~~(2) عثمان # ~~(رضی الله عنه) 2) بچهل روز بکوفه . # سنه اوبع وثلاثین1 # اسارت ابوموسی الاشعری بکوفه بحکم (امیر المو منین) (2) عثمان (رضی. # ~~الله عنه)«2» گشاده شدن فتنهها بر (امیرالمؤ منین) «1» عثمان رضی الله ~~عنه (1) و # ~~غوغاء عام که واقع شد و صحابه رضوان الله علیهم در میان آمدند و تسکین # ~~فتنه نمودند. # وفات مسطح بن اثاثه بن عباد بن المطلب بن عبد مناف بن قصی هو ابن خاله # ~~ابی بکر الصدیق رضی الله عنه 425 شهد بدرا ثم خاض فی الافک علی عایشه ~~رضی الله عنهما # ~~فجلده رسول الله فیمن جلدهم فی ذلک وکان ابوبکر ینفق علیه فتانی ان لا ~~ینفق علیه # ~~فنزلت ولا یاتل اولوا الفضل منکم والسعة الایه ویقال مسطح لقب و اسمه ~~عوف بن # ~~اثاثه و قیل شهد مسطح صفین و هو ابن ست و خمسین سنه. # وفات ابوعبدالرحمن یزیدبن ثعلبه الخز رجی بمدینه مبارک. # وفات ms112 عباده بن الصامت الخزرجی رضی الله عنه15» در رمله بشام وهوابوالولید # ~~عباده بن الصامت ن قیس بن اصرم بن فهربن ثعلبهبن غیم ین سالم بن عوف بن ~~عمروبن # ~~عوف و او از نقباء دوازده گانه لیلة العقبه بود و اول کسیکه طهارت کرد ~~در اسلام # ~~اوبود و قیل سنه خمس عشر و قیل سنه ست عشر و قیل سنهتسع عشر. # وفات عثمان بن عبدالمطلب عم رسول الله وع، ورضی الله عنه1 بمدینه مبارک ~~PageV01P135 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0164.jpg) ### | «مجمل فصیحی». # ~~و او هشتاد و نه ساله بود. # وفات ابوطلحه زیدبن سهل بن اسوه بن حزامالانصاری در مدینه که در روز # ~~حنین بیست کافر را بقتل آورد و در مصاف گفتی ### | شعر # انا ابو طلحة زید %~% و کل یوم فی سلاحی کید # و قال النبی «ع، لصوت ابی طلحه فی الجیش خیر من الف رجل # سنه خمس و ثالاثین35 # وفات حکم ین ابی العاص بن امیة بن عبدالشمس بن عبد مناف عم عتمان بن عفان # ~~پدر مروان اورا حضرت رسالت (ع) از مدینه بیرون کرده بود و او بطایف ~~رفته بود # ~~و مروان بااو بود وبعضی گفتهاند که در طایف متولد شد واصح آنست که با ~~اوبود # ~~و در طایف بودند تازمان خلاقت عثمان بن عفان بمدینه آمدند و در ذیقعده ~~سنة # ~~مذکوره وفات اوست. # شهادت امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه وهو ابا عمرو او اباعبد الله # ~~عثمان بن ابی العاص بن امیته بن عبدالشمس بن عبد مناف بن قصی بن کلاب و ~~اورا ده # ~~پسر بود # والتفصیل هذا # عبدالله الاکبر - عبدالله الاصضر - خالد - ابان - عمرو - سعید - مغیره - # ~~عبدالملک- ولید - عمر واورا سه دخثر نیز بود هن (1) ام ابان - ام عمرو ~~- ام - # ~~سعید و یلقب بذی النورین لانه جمع بین ابنتی النبی (ع) (2) رقیه و ام ~~کلثوم و در # ~~بیست و هشتم ذیحجة الحرام عوام بر و غلو کردند و کنانه تحوبی او را زخم ~~زد PageV01P136 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0165.jpg) # ~~و او مصحف پیش داشت خون او ms113 برفسیکفیکهم الله یا صبغة الله ریخت بمر او ~~هشتاد و # ~~یکسال و قیل هشتاد و دوسال بود مدت خلافت او ده سال و یازده ماه و هژده ~~روز # ~~بود مدفونا بمدینه ببقیع . # جلوس امیر المو منین ابوالحسن علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب کرم الله ~~وجهه # ~~و نسب او در عبدالمطلب بحضرت سید (ع) متصل میشود بخلافت ### | بیت # ~~لحمک لحمی نبیش کفت و در تصدیق آن ### | قل تعالوا اتل از حق منزل اندر شأن اوست # و اورا حضرت رسالت (ع) بابوتراب کنیت فرمود و اورا چند لقب دیگر بود # ~~وکنیة امیر المو منین اسدالله ابوالحسن - مرتضی - ولی - وصی - حیدر - ~~وزیر # عزل معاویه از شام بحکم امیر المومنین علی1) # تعیین فرمودن مرتضی علی کرم الله وجهه عبدالله بن امیرالمو منین عباس # ~~رضی الله عنه بامارت شام . # قتل ملک الروم در گرمابه بردست مردم روم # دادن امیرالمو منین علی کرم الله وجهه وزارت بعبدالله بن ابورافع # بیعت کردن طلحه و زبیر از عشره مبشره با امیرالمو منین علی المرتضی # ~~رضی الله عنهم(2) وفات ابوعبدالله سلمان فارسی رضی الله عنه اصل او از ~~فارس است # ~~و بعضی گفتهاند از اصفهان است و سید (ع) بعد از آنکه باسلام آمده بود ~~اوراخرید # ~~و آزاد فرمود و در روز حفر خندق که سلمان تعلیم خندق میکرد انصار گفتند ~~که # ~~السلمان منا و مهاجر گفتند که السلمان منا از حضرت نبی (ع) در حق او ~~وارد شد PageV01P137 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0166.jpg) # ~~که السلمان منا اهل البیت و او سیصد وپنجاه سال عمر یافت و قیل دویست و ~~پنجاه # ~~و الاول اصح و او کسی را که عیسی هع، دیده بود * وپسندیده، (1) و برجای ~~خود # ~~نصب کرده ، دریافته و ازو تعلیم گرفته و بعضی از حواریان و اصحاب عیسی ~~را # ~~دریافته و گفتهاند که قایم مقام عیسی را «ع» دریافته. # رفتن طلحه وزبیر و باام المو منین عایشه صدیقه رضی الله عنهم بر خلاف # ~~علی مرتضی کرم الله وجهه ms114 بیعت کرهن رفتن ام المو منین عایشهآ صدیقه و ~~طلحه و # ~~زبیرین عوام ببصره و گرفتن بصره . # حرب مرتضی علی کرم الله وجهه باام المو منین عایشه صدیقه وطلحه و زبیز # ~~رضی الله عنهم المعروف بحرب جمن و مقهور شدن لشکر عایشه صدیقه و شهادت # ~~طلحه و زبیر از عشره مبشره و محمدبن طلحه مذکور رضی الله عنهم # و تا هودج ام المومنین عایشه رضی الله عنها قایم بود حرب وقتال قایم بود # ~~مرتضی علی کرم الله وجهه فرمود که شتری که هودج عایشه صدیقه بر آن بود ~~پی # ~~کردند و هودج بیفتاد لشکر بصره فرار نمودند مرتضی غلی کرم الله وجهه ~~محمد # ~~ابن ابی بکرر ارضی الله عنه 21) فرستاد تاهودج رابار کند چون دست ~~برهودج نهاد پرسید # ~~که تو کیستی که دست بر هودج حرم رسول خدامیکنی گفت برادرتو محدابا بکر ~~است. # گرفتن امیرالمومنین علی کرم الله وجهه شهر یصره را # فرستادن امیر المومنین علی بن ابی طالب کرم الله وجهه عایشه صدیقه رضی ~~الله # ~~عنهارا یمدینه(3) وچهدزن ار زنان بزر گان بصره را با او بفرستاد و خود ~~یک منزل # ~~بود بوقت مراجعت ام المومنین عایشه رضی الله عنها فرمود که ای مسلمانان ~~بدانید # ~~که میان من و مرتضی علی هیچ نبوده جز آنک زنان را با کسان شوهر باشد ~~35» # ~~وفات صفوان بن امیه «از جملهآ مؤلفه قلوب قریش » «3» PageV01P138 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0167.jpg) # ~~مجمل ~~فصیحی*......................................................................................................239) # سنه ست وثلاثین # حرب صفین که میان امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه ومعاویة بن ابی # ~~سفیان واقع شد و چهل حرب میان مرتضی علی کرم الله و جهه و معاویه رفت ~~در # ~~مدت صد و ده روز هفتاد هزار مرد از اهل شام و چهل و پنج هزار و گویند ~~بیست # ~~و پنجهزار از اهل عراق بقتل آمدند # و ابتدای این حرب در ذی حجه بود نقل است که ابو هریره رضی اللهعنه # ~~درین حرب بوقت نماز با امیرالمو منین علی رضی الله عنه ms115 بود و در نان ~~خوردن بامعاویه # ~~و در زمان حرب بر تلی (1) میرفت گفتند چرا چنین میکنی گفت : الصلوة # ~~خلف علی اتم و حلم المعاویه وسم (2) والتفرج علی التل اسلم # شهاهت (3) حازم بن ابی حازم برادر قیس الاخمسی البجلی بسفین که # ~~با مرتضی علی کرم الله وجهه بود # شهادت ابوالیقظان عمار بنیا سر در حرب صفین # ~~1- در نسخه ل ون باطاء نوشته شده و نسخه پ با1ت) واصح است زیرا تل # ~~بمعنی پشته و تپه مرتفع است و طل بمعنی آثار ورسوم عمارات خراب شده # ~~2_ در نسخه ل و ن چنین است و معنی مناسبی ندارد ودر نسخه چ حلیم ~~المعاویه # ~~7- نسخه پ فتل PageV01P139 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0168.jpg) ### | «مجمل فصیحی، # ~~وفات ابوقتاده حارث بن ربعی (1) بن رافع الانصاری السلمی # ~~وفات جهجاه الغفاری وله صحبة - شهادت ایناء حذیفة بن الیمان صفوان و # ~~سعید مع علی بصقین بوصیة ابیها رضی الله عنهم # سنه سبع و ثلائین(7 # ~~قتل محمد بن ابی بکر الصدق (رضی الله عنهما) (2) بر دست لشکرعمرو # ~~عاص که اورأدرشکم شتر مرده نهاده سوختند وکان ربیبا(3) للمرتضی کرم ~~الله وجهه # ~~من اسماینت عمیس منها ابن اسمه یحیی # ~~وفات مالک بن اشتر در راه مص در وقتی که بفرمان مرتضی علی کرم الله # ~~وجهه بحکومت مصر میرفت در قریه قرزم(4) # ~~فرستادن مرتضی علی کرم الله وجهه (5) زیاد پن سمیه را که بعضی گویند # ~~برادر معاویه بود از کنیزک و درنسب او اقوال است و بعد ازین شرح آن ~~پیاید # ~~بحکومت فارس # ~~فرستادن معاویه عمرزو عاص را بحکومت مصر # ~~وفات سهل بن حنیف الانصاری و هو بدری و شهد مع علی حروبه و مرتضی # ~~علی کرم الله وجهه برو نماز کرد بشش تکبیر و قیل سنه ثمان و تلثین ~~بکوفه واو # ~~از بنی عمرو عوف بود # ~~وفات صهیب بن سنان - وفات صفوان بن بیضا وهو بدری شهد الحروب ~~PageV01P140 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0169.jpg) # # مجمل فصیح*. %~% س(14 # سنه ثماان و ثلائین(1 # اغرا کردن عمرو عاص معاویة بن ابی ms116 سفیان را که طلب خون امیر المؤ منین # ~~عثمان کند از مرتضی علی کرم الله و جهه # واقعه حکمین که دو کس مقرر کردندازجانب امیرالمو منین علی کرم الله # ~~وجهه ابوموسی اشعری و از جانب معاویه عمرو عاص که درین قضیه نظر بر # ~~صلاح امت سخن کویند یا میان ایشان بصلاح آورند یا هر نوع دیگر که مقرر ~~کنند # ~~بر آن قرار دهند عمرو عاص مکر کرده گفت که صلاح مسلمانان در آنست که # ~~هر دو را عزل کنیم و هر کس را که مسلمانان اختیار کنند نصب شود بعد از ~~آنکه # ~~در خلوت همچنین مقرر کردند برملا عمروعاص با ابوموسی گفت که در باب # ~~امیرالمو منین علی کرم الله وجهه که ترا حکم کره چگوئی ابوموسی گفت من # ~~مرتضی علی را عزل کردم از خلافت عمروعاص کفت من معاویه را نصب کردم # ~~بخلافت و این واقعه در ارض بلقا از حدود دمشق بود # سنه تسع و ثلائین # شروع معاویه در عراق کویند معاویه خواست که بداند که وفات او پیشتر # ~~خواهد بود یاوفات مرتضی علی کرم الله وجهه کسی را فرستاد که خبر مرک ~~معاویه # ~~بدروغ پیش امیرالمو منین علی کرم الله وجهه برد مرتضی علی فرمود کهاو ~~نمرده # ~~گفت من آنجا بودم که او را دقن کردند فرمود کیف تموت معاویه ولم تخضب # ~~هذه عن هذه و اشارت بسر و محاسن مبارک فرمود معاویه را معلوم شد که ~~امیر المو منین # ~~علی در حال حیات او شهید خواهد شد ودل بر آن نهاد # وفات خباببن الارت و اواز حاضران بدراست و جمیع غزوات دریافته و در # ~~حرب صفین بامرتضی علی کرم الله وجهه بود عمره ثلاثا وستین سته # وفات هیه ونه زوجة النبی صلی الله علیه وسلم PageV01P141 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0170.jpg) ### | .....«مجمل فصیحی* # سغه اربعین # ضربت زدن عبد الرحمن ماجم مرادی بشمشیر زهر آلود بر فرق مبارک # ~~اسدالله الغالب امیرالمو منین علی بن ابیطالب کرم الله وجهه شب نوزدهم ~~رمضان ms117 در # ~~کوفه بمسجد جامع و وفات آن جضرت در شب بیست ویکم اوبیست و سیم رمضان # ~~ختم الله عزوجل به الخلافه کما ختم النبوة بمحمد صلی الله علیه وسلم ~~باب العلم و # ~~معدن الفضل و منبع الجود والسخایعسوب الدین مبید 1، المشرکین قامع ~~الکفره # ~~و الضلاله کرم الله وجهه و واسطه آن یود که جمعی از اهل نهروان که از ~~جمله # ~~خوارج بودند اتفاق کردند و سه کس فرستادند که امیرالمو منین علی مرتضی ~~و # ~~معاویه و عمروعاص را بقتل آورند (2) عبدالرحمن بن ملجم مرادی مرتضی علی # ~~کرم الله وجهه را و حجاج بن برک بن عبدالله التمیمی الصزیمی معاویه را ~~وعمروبن # ~~بکرالتمیمی السعدی عمرو بن العاص را عبدالرحمن مرتضی علی را قتل ~~کردوبرک # ~~بن عبدالله ضربتی که بر معاویه زد کار گر نیفتاد او را گرفتند و از و ~~معلوم کردند # ~~که مرتضی علی کرم الله وجهه را قتل کردهاند و شخصی که جهت قتل عمروعاص # ~~رفته بود بگریخت و حجاج برک مذکور را قتل کردندو مرتضی علی کرم الله ~~وجهه # ~~را بیست پسر و هفده دختربود اما پسران حسن - حسین - محسن - محمدحنفیه - # ~~عباس- ابوبکر - عمر - محمدالاوسطمحمدالاصغر - عثمان الاکبر - عمر ~~الاصغر # ~~جعفر الاکبر - صالح - عبدالله - عبیدالله - عثمان الاصغر ، عباس الاصغر ~~، جعفر الاصغر # ~~عون ، یحیی # دختران ، زینب الکبری ، زینب الصغری ، رقیه ، ام کلثوم الکبری، ام الحسن # ~~رمله، حمامه ، نفیسه ، رقیة الصغری، ام هانی ام کلثوم تضعری ، ام ~~الکرام ، اهامه # ~~ام سلمه، میمونه، خدیجه فاطمه PageV01P142 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0171.jpg) # مدت خلافت او چهار سال ونه ماه بود و عمراو شصت و چهارسال # حلیهآ آن حضرت کرم الله وجهه آدم شدید الادمة ، عظیم العینین ، اقربمن # ~~القصرالی الطول ، ابطن ، کثیرالشعر ، عریض اللحیه ، اصلع ، ابیض الراس ~~واللحیه # ~~لم یصفه احد بالخضاب الا نادرا # جلوس امیرالمؤمنین حسن بن عای المرتضی کرم الله وجهه و رضی الله عنه ~~بخلافت # ~~رفتن امیرالمو منین حسن رضی الله عنه در شوال بحرب معاویه و در مد این ~~در # ~~ساباطی شخصی امیر المو منین ms118 حسن را رضی الله عنه کلرد زد با مرمعاویه ~~اماکار گر # ~~نیامد در ذی حجه همین سال ومراجعت امیر المو منین حسن از حرب # ولادت امام ابو الحسین علی من امام عبدالله بن امیر المو منین عباس رضی ~~الله # ~~عنهم که در شبوفات مرتضی علی کرم الله وجهه مولود اوست و اسم و کنیه ~~مرتضی # ~~برو اطلاق کردند و عبدالملک بن مروان تغییر کنیت او کرده او راابا محمد # ~~کنیت کرد # وفات معدی کرب اشعث بن قیس الکندی که در اسلام حضرت نبی (ع) # ~~او را نام محمد فرمود والکند موضع من الیمن وفدواسلم ثم ارتد ثم اسلم ~~وفات او بعد # ~~از قتل امیر المؤمنین علی المرتضی کرم الله وجهه بچهل روز بود امیرالمو ~~منین # ~~حسن رضی الله عنه برو نماز کرد و پسز او عبدالرحمن محمد بن اشعث بر ~~حجاج # ~~یوسف خروج کرد و شرح آن بمحل خود خواهد آمد # وفات حسان بن ثابث شاعر مداح النبی صلی الله علیه وسلم واو را صدوبیست # ~~سال عمر بود در اسلام شصت سال و در جاهلیت شصت و قیل سنه اربع و خمسین ~~و # ~~قیل سنه خمسین وهوخسان بن ثابت بن منذر بن حزام بن عمرو بن زید مناة بن ~~عدی # ~~بن مالک بن النجار الانصاری واز جمله انصار سه تن بود ندحسان بن ثابت ~~مذ کور # ~~کعب بن مالک، عبدالله بن الرواحه که هجو مشرکان میگفتند و حسان و پدر ~~او PageV01P143 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0172.jpg) ### | «مجمل فصیحی» # ~~ثابت و جداو منذر و جد پدر او حزام هریک صدو بیست سال عمر یافتند نی کم # ~~و نی زیاده و این معنی از جمله غرایب است # وفات ابورافع غلام حضرت سید(ع) واو ازضحابه است و پیش از اسلام قبطی بود # بخلافت نشستن ابوعبدالرحمن معاویة بن ابی سفیان صخربن حرب بن امیة # ~~الاکبر بن عبدالشمس بن عبد مناف درربیع الاول ودر عبد مناف بنسب حضرت # ~~رسالت (ع) متصل میشود واومردی حازم ومدیر بود # وفات حارث ms119 بن حزمة الانصاری رضی الله عنهشهد بدرا واحدا وغیر هماواو # ~~اول خلفاء بنی امیه است و بنی امیه برین موجباند # # بودند از سران امیه چارده %~% «قطعه» %~% بکرفته ملک عرصهآ أفاق سربسر # # اول معاویه پسر هند بی وفا %~% وز بعد او یزید جفا کار بدسیر # # آنگه معاویه بدو مروان زبعداو %~% عبدالملک ولید وسلیمان و پس عمر # # وانگه یزید و بازهشام است وپس ولید %~% بغد از یزید بود براهیم بر اثر # # مروان بن محمد آنکش لقب حمار %~% بود آخرین و نیست جزین چارده دگر # وفات خوات بن جبیر«41 الانصاری رضی الله عنه بالمدینة وهو صاحب ذات- # ~~النحیین425 فی الجاهلیة وکان قدخرج مع النبی الی بدر فرجع لغدر فضرب له ~~رسول الله PageV01P144 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0173.jpg) # ~~مجمل ~~فصیحی»............................................................................ی14) # ~~بسهمه وهو ابن اربع و تسعین سنه وهو خوات بن جبیربن (1) نعمان بن امیه ~~بن # ~~امراء القیس برک (بن) ثعلبة بن عمروبن عوف بن مالک بن الاوس رضی الله ~~عنه # ~~کان احد فرسان رسول الله صلی الله علیه وسلم # سنه احدی و اربعین # وفات عمروبن عاص در غره شوال وقیل سنه ثلاث واربعین وهو ابو عبدالله # ~~عمروبن العاص بن وابل بن هشام بن سعیدبن سهم بن عمروبن هصیص بن کعب بن # ~~لوی القرشی السهمی واو نود وسه ساله بود وحکومت او در مصر ده سال و ~~چهار # ~~ماه بود . # باز گذاشتن امیر المؤمنین حسن و امیر المؤمنین حسین رضی الله عنهما خلافت # ~~بمعاویه که بکوفه رفتند و با او بیعت کردند در ربیع الاول و کویند که ~~امیر المؤمنین # ~~حسین رضی الله عنه بیعت نکرد . # وزیر معاویه ویزید سرخور[2) بن منصور الرومی بوده . # وفات لبیدبن ربیعة بن مالک بن جعفربن کلاب بن ربیعة بن عامر العامری # ~~الشاعروکان من فحول الشعراء الجاهلیة شریفا فی الاسلام والجاهلیة # وکان عاش مائة وسبعا وخمسین سنه # وفات رفاعة الازرقی الانصاری المعروف بابنعفرا رضی الله عنه عقبی بدری # سنهآ اثنتین واربعین) # جمع شدن لشکر امیر المؤمنین حسن رضی الله عنه بعد از آنکه خلافت ms120 باز # ~~گذاشت پیش قیس بن سعدین عباده رضی الله عنه # وفات ایو برده هانی بن نیار البلوی خلیف الانصار وهو عقبی بدری احدی ~~PageV01P145 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0174.jpg) # # 6 %~% «سال 41» # ~~وبا امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه بود درجمیع حروب ب # ~~وفات حبیب بن مسلم الفهری بارمنیه وکان امیرا علیها لمعاویه وکان قدشهد ~~معه # ~~حروبه کلها # ~~وفات رکانه بن عیدبن یزیدبن هاشم بن مطلب وهو الذی صارع النبی (ع) # ~~قتل حارث بن مرة العبدی که درغرا (1) در زمین قیقانبود (2) با مرتضی ~~علی # ~~کرم الله وجهه و گویند که درین سال یقتل آمدوشهید شد و اومردی زاهد ~~عابدبود # ~~وفات ابو مسعود عتبة بن عمروبن ثعلبه ساکن کوفه من البدریین # ~~وفات ابووهب صفوان بن امیه بن خلف الجمحی واصحبة # ~~وفات ابوهند وابل بن حجر الکندی الحضرمی واوملک حضرموت پود (3) # سنه ثلاث واربعین43 # ~~بیعت کردن قیس بن سعد بن عباده برمعاویه # ~~وفات قنبر مولاء امیر المومنین علی بن ابیطالب کرم الله وجهه بنیشابور # ~~ودفن فی جوار مسجد هانی وهانی از احفاد قنبر است و قنبر را مرتضی علی ~~کرم # ~~الله وجهه آزاه کرده و آزاد نامه بدین صورت نوشته # صورت آزاد نامه قنبر # یا قنبر بالامس کنت لی %~% فالیوم صرت مثلی # فوهبتک لمن وهبک بی %~% کتبه ابن ابی طالبعلی # ~~و فات محمدبن مسلمة بن خالد العدوی الانصاری بالمدینه فی صفر وعمراو # ~~1- الغرا تانیث الاغر موضع فی دیار بنی اسد بنجد (مراضد) PageV01P146 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0175.jpg) # # «مجمل نصیحی» %~% 1477 # ~~هفتاه وهفت سال بود ومروان الحکم برو نماز کرد(1) ومروان بن الحکم بحکم # ~~معاویه درین وقت والی مدینه بود . # وفات عبدالله بن السلام بن الحارث من بنی اسرائیل بالمدینه ثم الانصاری # ~~یکنی ابایوسف وهو من ولدیوسف بن یعقوب ع وکان حلیفا للانصار وکان اسمه ~~فی # ~~الجاهلیة الحصین فلما اسلم سماه رسول الله صلی الله علیه عبدالله وهو ~~احدالاحبار # سنه اریع و اربعین4 # وفات عتبة بن ابوسفیان بن الحرب برادر معاویه که بعد از(2) وفات عمر # ~~وبن العاص بحکم معاویه والی ms121 مصر شد وبعد از یکسال ونیم آنجا وفات ~~کردوهم # ~~آنجا مدفون شد # قتل رفاعه بن عدی بن عبدمناة العدوی و او از بصره بود وبصحبت حضرت # ~~رسالت علیه الصلوة والتحیه رسیده بود # وفات ام المؤمنین ام حبیبه بنت ابوسفیان بن حرب زوجة النبی ع و از # ~~مهاجران حبشه بود واو را در حبشه ملک نجاشی در غییت سید ع با آن حضرت ~~عقد # ~~کرده بمدینه فرستاد # سنه خمس و اربعین5 # وفات زیدبن ثایت بن ضحاک بن خلیفة الکلای الانصاری وهو کاتب الوحی # ~~ومن اصحاب الشجره رضی الله عنه وقیل سنه خمس وخمسین. # وفات ام المؤمنین حفصه بنت عمربن (3) الخطاب رضی الله عنهما زوجة ~~PageV01P147 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0176.jpg) # ~~النبی علیه السلام که حضرت سید ع خواست که او را طلاق کند جبرئیل ع امد ~~و # ~~گفت که حفصسه صوامة قوامة وانها زوجتک فی الجنه وقیل سنه احدی و اربعین # ~~وفات عاصم بن عدی الانصاری البلوی وکان عمره مائة وعشرین سنه # سنه ست وااربعین # ~~وفات عبادة بن الصامت وهو عقبی بدری شجری احدی فی رمله و در وفات # ~~او اختلاف بسیارست و در چند جای نوشته # ~~وفات عبدالرحمن بن خالدبن الولید که او از بلاد روم یحمص می آمد در راه # ~~ابن آثال(1) النعرانی اورا بامر معاویه زهرداد # ~~وفات صالح بن کیسان وهو مولی بنی غفار وقیل مولی بنی عامر # سنة سبع واربعین) # ~~وفات محمدبن مسلمه الاوسی الانساری بمدینه # ~~وفات ابواسید الساعدی وهو بدری وقیل سنه خمسین و قیل سنه ثلاثین # ~~والاول اصح . # سنة ثمان واربعین48 # ~~فرستاهن معاویه مغیره بن شعبه را بطلب زیاه بن سمیه بفارس و آوردن زیاه # ~~مذکور که کویند که او براهر معاویه بود از کنیزک وبصره وعمان و بحرین ~~بدوداد # ~~باز گشادن مغاویة بن ابی سفیان منبر که جهت حضرت سید ع ساخته بودند # ~~و بر آن چوبها افزون کرده بزر گتر ساخت . PageV01P148 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0177.jpg) # ~~*مجمل فصیحی # سنه تسغ واریعین # وفات امیرالمؤمنین حسن رضی الله عنه در روز دوشنبه ms122 رابع صفر بزهرمدفونا # ~~ببقیع (1) و مدت خلافت او شش ماه وسه روزبود و گویند که معاویة بن ابی ~~سفیان # ~~اسما بنت جعده بن معدی کرب اشعث بن قیس الکندی را که جرم امیرالمؤمنین # ~~حسن رضی الله عنه بود صد هزار درم قبول کرد تا امیر المؤمنین حسن رازهر ~~داد # ~~واز جمله چند کس که با سید ع شبیه بودند یکی امیر المومنین حسن بود کما ~~قال # ~~ع اشبه خلقه خلقی وخلقه خلقی وجعفر بن ابی طالب وقثم بن العباس الشهید ~~المدفون # ~~بسمرقند و ابوسفیان بن الحارث بن عبدالمطلب ومسلم بن مغاویة هن ابی لهب ~~وکاس # ~~بن ربیعه بن عدی بود ### | سنه خمسین # دادن امارت کوفه نیز بحکم معاویة بن ابی سفیان بزیادبن سمیه که # ~~بعضی گویند برادر معاویه بود از پدر که اورا زیادبن ابی سفیان نیز ~~گویند و یقال زیاد # ~~بن امیه وزیادبن ابیه وزیاد بن امه وزیادبن سمیه وهی جاریه للحارث بن ~~کلده و # ~~اختلف فی وقت مولده فقیل ولد عام الهجرت وقیل عام الفتح وقیل قبل ~~الهجرة و قیل # ~~یوم البدر ولیست له صحبة ولاروایة ویکنی ابوالمغیرة وکان یقال له قبل ~~الاستلحاق # ~~زیاد بن عبیدالثقفی اشتری اباه عبیدا بالف درهم فاعتقه # وفات الحکم بن عمروالغفاری بمرووله صحبة # وفات مغیره بن شعبه وهو ابو عبدالله مغیره بن شعبه بن ابو عامر بن مسعود # ~~بن معتب بن مالک بن کعب بن عمر و بن سعد بن عوف بن قیس بن منیة الثقفی ~~بکوفه # ~~که دربیعة الرضوان مسلمان شده بود PageV01P149 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0178.jpg) # ~~150...............................................سال ا35 # ~~و او مدتی حکومت بصره وکوفه کرد و هفتاد ساله بود وکان الطاعون قدوقع # ~~بالکوفه فهرب المغیره منهوکان والیا علیها وکان المغیره یلعن علیا علی ~~المنبر فی # ~~خطبة اعورذهبت عینه یوم یرموک(1) فلمامات المغیرة استعمل معاویة زیادا ~~علی الکوفه # وقات صفیه بنت حیی بن اخطب من سبط هارون ن عمران من بنی اسرائیل # ~~زوجة النبیال.. # وفات امامه بنت ابی العاص بن الربیع که اززینب بنت سید ms123 علیه السلام داشت # وفات ابوالا عور سعیدین زید بن عمرو بن نفیل بن عبدالعزی بن قرط بن بن # ~~ریاح بن عبدالله بن رواح بن عدی بن کعب بن لوی و عمر بن الخطاب ابن عم ~~ابیه وکان # ~~عمرو والخطاب ولدی نفیل و او هفتاد واند ساله بود . # وفات ابوبکرة الثقفی بالبصرة . # وقات حجر بن عدی الکندی قتله معاویه او زیاد بن سمیه علی اختلاف # ~~القولین: # وفات عمران بن حصین کان (2) من فضلاء الصحابه. # وفات میمونه بنت الحارث زوجة النبی علیه السلام وقیل سنه ست وستین # ~~بسرف و زفاف تیز در سرف واقع شده بود. # سنة اثنتین و خمسین # فرستادن مغاویة بن ابی سفیان یزید پسر خود را بحرب روم. # شهادت ابوایوب خالد الانصاری در حرب روم که بایزید بن معاویه رفته بود # ~~مدفونا بمیان باروی قسطنطنیه وهو ابو ایوب خالد بن زید بن کلیب بن ~~تعلبة بن PageV01P150 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0179.jpg) # ~~مجمل فصیحی*........................(256) # ~~عبد عوف بن غنم بن مالک بن النجار البدری الخزرجی الذی حین هاجر رسول ~~الله # ~~کان نزیله . # وفات ابوموسی الاشعری وهو عبدالله بن قیس بن سلیم بن حسار الیمانی # ~~الا شعری و او شصت واند سال عمر یافت و بدیهی (1) که نزدیک کوفه ~~بودنماند # قتل عبدالعزیز بنزرارة الکلابی در قسطنطنیه که بایزید بن معاویه رفته پود # وفات ابونجید عمران بن حصین بن عبید بن عبد بهیم بن سالم بن عاضره # ~~بن سلول بن حبشه بن سلول بن کعب بن غمرو الخزاعی الکعبی واو از فضلاء # ~~صحابه است . # وفات کعب بن عجره رضی الله عنه. # سناه ثلاث و خمشین4 # ونات زیاد بن سمیه در بصره و از جمله دهات بود و دهات عرب این جماعتند # ~~و هم معاویة بن،ابی سفیان - عمروبن العاص - مغیرة بن شعبه - قیس بن ~~سعدبن عباده # ~~رضی الله عنه عبدالله بن بذیل بن ورقاء الخزاعی - زیاد بن سمیه مذ کور ~~. # حکومت عبیدالله بن زیادین سمیه در بصره بر جای پدر خود بحکم معاویة بن # ~~ابی سفیان . # ~~وفات ms124 ابو محمدفضاله بن عبیدین نافدبن قیس بن صهیب بن اصرم بن جحجناء بن ~~کلفه بن # ~~عوف بن عمرو بن عوف بن مالک بن هوف الانصاری بدمشق. # وفات ربیع بن زیاد الحارثی پیش از پدر خود زیاد سمیه مذکور و ربیع # ~~مذکور عامل خراسان بود از قبل پدر خود . # سنة اربع وخمسین # حکومت عبدالله بن عمرو عاص بمصر بحکم معاویة بن ابی سفپان PageV01P151 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0180.jpg) ### | سسسسسسسسسهسال 55 # ~~وفات سعد بن ابی وقاص وهو ابو اسحاق سغد بن ابی وقاس مالک بن هیت # ~~بن عبد مناف بن زهرة بن کلاب بن مره واو هفتاد واند ساله بود واول ~~کسیکه در راه # ~~خدا خون کافری یریخت او بود و حضرت نبی ع او را گفت فداک ابی و امی و ~~پیش # ~~از وهیچکس را نگمته بود . # ~~وقیل سنه ثمان و خمسین واو را دوبرادر بود یکی عتبه که در حرب احد # ~~حضرت نبی (ع) اوزا ضربی بر مقتلزد و بر آن هلاکشد ودیگری عمیر بود که ~~در بدر # ~~شهید شد. # ~~وفات جریر بن عبدالله البجلی وهوابوعمروجریر بن عبدالله بن جابر البجلی # ~~وقیل سنه احدی وخمسین # ~~وفات ابوعبدالرحمنمسوربن مخزمه بن نوفل واو صد و پانزده ساله بود . # ~~وفات کعب بن مالک وهو ابومحمد کعب بن مالک بن أبی بن کعب الانصاری # ~~السلمی رحمة الله علیه و او هفتاد وهفت ساله بود . # ~~وفات حویطب بن عبدالعزی رحمة الله علیه و او در روز فتح مکه مسلمان # ~~شده بود و اورا صد و بیست سال عمر بود. # ~~وفات ثوبان مولی رسول الله صلی الله علیه وسلم. # ~~وفات بعید بن یربوع بن عنکثه وله مائة و اربع وعشرون سنه وله صحبة # سنه خمس و خمسین # ~~داهن حکومت خراسان بحکم معاویه بعبدالله بن زیاد بن سمیه . # ~~وفات ارقم بن ابی الا رقم المخزومی وکان رسول الله یختفی فی داره بمکه ~~وکان # ~~عمره ثمانین سنه وقیل مات یوم مات ابوبکر الصدیق رضی الله عنه. # ~~ستاندن معاویه حکومت خراسان از ms125 عبیدالله بن زیاه و دادن بسعید بن امیر- ~~PageV01P152 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0181.jpg) # ~~مجمل فصیحی*. # ~~المؤمنین عثمان رضی الله عنهماو او لشکر کشیده بماورء النهر رفت وسغد ~~وسمرقند # ~~بر دست او کشاده شد و قثم بن العباس رضی الله عنهما که در سمرقند ~~مدفونست همراه # ~~او بسمرقند رفت واسحاق بن طلحه بن عبدالله نیز که ابن خاله معاویه است ~~، # وفات ابوقتاده الانصاری رضی الله عنه . # سهآ ست و خمسینا # بیعت ستدن معاویه از اهل عالم جهت (1) حکومت یزید الا از پنج کس اول # ~~امیرالمؤمنین حسین رضی الله عنه دوم عبدالله بن العباس رضی الله عنه ~~سیم عبدالله بن # ~~الزبیربن العوام رضی الله عنهما چهارم عبدالله بن امیرالمومنین عمر رضی ~~الله عنهما # ~~پنجم عبدالرحمن بن ابی بکر الصدیق رضی الله عنهما # وفات جویریه بنت الحارث زوجة النبی (ع) که در غزومریسیع وهو غزوبنی # ~~الممطلق اسیرافتاده بود و اودرسهم ثابت بن قیس بن شماس بود و اورا ~~مکاتب کرده بود # ~~و او پیش حضرت رسالت (ع) آمد و گفت که ثایت مرا مکاتب کرده است و ~~اوملیح # ~~و شیرین بود حضرت نبی (ع) فرمود که جهت تو ازین بهتر کاری کنم گفت آن # ~~چه باشد گفت وجه مکاتب تو بگذارم و ترا بخواهم او بدان خشنود شد و چون # ~~صحابه رضوان الله معلوم کردند که او را سید (ع) قبول فرمود قرابتان او ~~را آزاد # ~~کردند قرب صد زن ببرکت او آزاد شدند و از قید اسر و بند گی خلاص شدند و # ~~از هیجکس این نفع بخویشان او نرسید وقیل سنه خمسین و قیل سنه خمس وستین # ~~و پنجاءوشش سال عمر یافت. # سنه سبع وشمسین # آمدن معاویه بمدینه و درسر ازامیر المؤمنین حسین بن علی المرتضی رضی الله # ~~عنهما جهت یزید بیعت طلبید و امیر المؤمنین حسین رضی الله عنه قبول ~~نکرد و PageV01P153 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0182.jpg) ### | وسال458 # ~~بیعت نفرمود. # وفات ام سلمه رضی الله عنها زوجة النبی (6) # وفات عبدالله بن عامربه که مدفونا بعرفات وهو عبدالله ms126 بن عامر بن بکیر بن # ~~حبیب بن ربیعة بن عبدالشمس القرشی # وفات ام المؤمنین عایشه صدیقه رضی الله عنهما مدفونا ببقیع وأوشصت وشش # ~~ساله بود و قیل سنه ثمان وخمسین وحضرت رسالت (ع) او را در هفت سالگی # ~~عقد فرموددرمکه و در نه سالگی در مدینه زفافساخت و بعد ازین نه سال ~~باحضرت # ~~نبی (ع) بود چنانچه در وقت وفات آن حضرت علیه السلام هژده ساله بود و ~~او # ~~عالم با یام و اشعار عرب بود و عالمهآ فاضله بود و بسیار حدیث از حضرت ~~نبی (ع) # ~~نقل کرد . # وفات جبیر بن مطعم بن نوفل القرشی رضی الله عنه له صخبة . # وفات عثمان بن شیبة بن ابی طلحه وهوجد بنی شیبه سدنة الکعبه وصاحب # ~~مفتاحها اسلم یوم الفتح وقیلیوم حنین # سنه ثمان وخمسین8ه # وفات مسلم عقیل بن ابی طالب رضی الله عنه وقیل شهادت مسلم بن عقیل # ~~بر دست عبیدالله بن زیاد و قتل ابراهیم و محمد پسران او هم بکوفه وقیل ~~سنه # ~~ستین (1) # وفات اسامة بنزید بن حارثه بن شراحیل بن کعب بن عبدالعزی بن یزید # ~~1- نسخه پ نوشته است شهادت عقیل بن ابی طالب وظاهرا اسم مسلم از قلم ~~کاتب آن PageV01P154 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0183.jpg) # ~~2 مجمل فصیحی # ~~بن امرء القیس رضی لله عنهما وکان اسامه من موالی رسول الله من اأطرفین ~~اعتق # ~~رسول الله اباه زیدا وامه ام ایمن اعتقهارسول الله وقیل اعتقها ابو ~~رسول الله عبدالله # ~~بن عبدالمطلب . # ~~وفات عبدالرحمن بن ابی بکر الصدیق رضی الله عنه وقیل سنه ثلاث وخمسین ~~وفات سعید بن # ~~العاص بن سعید بن العاص رضی الله عنه وکان مولده عام الهجره وقتل ابوه ~~یوم البدر کافرا . # ولادت محمد بن مسلم بن شهاب ابوبکر الز هری احد الاعلام من ایمة # ~~الا سلام جمع بین علم الادب والفقه والحدیث والزهد والعبادة وهو من ~~اعیان تابعی # ~~المدینه المشار الیهم فی فنون علوم الشریعة. # سنه تسع و خمسین # وفات ابوهریره رضی الله عنه و قیل سنه احدی ms127 وقیل سنه سبع و قیل سنه # ~~ثمان و خمسین فحمل جنازته ولد عثمان بن العفان وهو ابوهریره عبدالله بن ~~عمرو # ~~و قیل عمربن عامرالدوسی لهواه کان فی عثمان وقال ابوهریره حین قتل ~~عثمان و # ~~سرق جرابه . ### | شعر # للناس فی الیوم هم ولی همان %~% هم الجراب وهم الشیخ عثمان # در کیفیت انبان ابوهریره رضی الله غنه اقوال است واصح آنکه او قدری # ~~خرما بحضرت رسالت (ع) برد و گفت دعاء برکت براین خوان سید (ع) دست # ~~مبارک در میان خرما کرد و در انبان کرد و فرمود که هرگاه که خرما خواهی # ~~دست در انبان کن و بیرون آور و انبان را سر زیر مکن و از آن زمان ~~تازمان # ~~قتل امیرالمؤمنین عثمان بود ودرین غوغا ضایع شد و نیز از ابوهریره رضی ~~الله عنه # ~~روایت کنند که گفت باحضرت نبی (ع) درغزا بودیم و چیزی نبود سید (ع) ~~فرمود # ~~که یا اباهریره هیچ چیز خوردنی داری کفتم بلی یا رسول الله و در انبان ~~قدری PageV01P155 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0184.jpg) ### | هسال 20، # ~~خرما داشتم پیش بردم در پیش خود بریخت ورداء مبارک بر آن یوشید و فرمود ~~که # ~~دو کس را بطلب طلب داشتم و سیر خوردند و دو دو طلب میفرمودند تاتمام ~~سیر # ~~خوردند بعد از آن فرمود که بیا و خرماء خود بستان انبان پیش بردم و ~~بدست # ~~مبارک خرما در انبان ریخت و زیادت از آن بود که پیشتر داشتم و فرمود که # ~~انبان را سر زیر مکن و چندانک خواهی دست در آنجا کن و ییرون آور تا ~~بروز # ~~قتل امیرالمؤمنین عثمان بود درین روز گم شد . # وفات مرة بن کعب البهزی(1) السلمی وله صحبة . # وفات ابومحذورة الجمحی مؤذن(3) رسول الله صلی الله علیه و سلم مات بمکه # ~~و قیل سنه تسع و ستین. # وفات ابومحمد جبیربن مطعم بن عدی بن نوفل بن عبد مناف وقیل سنه سبع # ~~و خمسین و در روز وفات او وفات رافع بن حدیج بود ms128 . # وفات شیبة بن عثمان بن ابی طلحه که جد بنی شیبه که سدنه کعبهاند اوست # ~~درین سال شخصی از معاویه سؤال کرد که در حق امیرالمؤمنین علی کرم الله ~~وجهه # ~~اعتقاد تو چیست معاویه گفت کان علی کاللیث اذا عدا وکالبدر اذا یداو ~~کالقطره # ~~اذا غدا حاضران مجلس گفتند تو فاضل تری یا علی گفت خطوة من آل ابی طالب # ~~خیر من آل ابی سفیان گفتند حق باتو بود یا باعلی گفت باعلی کفتند چرا ~~بااو # ~~حرب کردی گفت الملک عقیم. # وفات قیس بن سعدبن عباده الانصاری بالمدینه و کان قدشهد مع علی مشاهده # ~~کلها وابن سیدالخزرج ومن دهات العرب . ### | سنه ستین # وفات معاویة بن ابی سفیان بن حرب بن امیه بن عبدالشمس بن عبد مناف در ~~PageV01P156 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0185.jpg) # ~~منتصف رجب بدمشق پمرض لقوه و اوهشتاد و دوسال عمر یافت گویند در ~~وقتوفات او # ~~یزید حاضر نبود ضحاک بن قیس و مسلمین عقبه المری را وصیت کرد که وصایاء # ~~او بیزید رسانند و هروصیت که داشت باایشان گفت و دبیر او غبیدبن اوس ~~بود # ~~مدت خلافت او نوزده سال و هشت ماه و نیم بود و درمکه متولد شد و قیل ~~سنه # ~~تسع وخمسین . # جلوس یزیدبن معاویه برجای پدر خود # وفات ابوعبد الرحمن بلال بن حارثالمزنی واو هشتاد و یکساله یود . # وفات ابوسعید سمرةبن جندب - وفات ابو حامد عتبةبن عامر الجهنی # ~~والی مصر . # وفات ابوخالد حکیم بن حزام برادرزادهآ خدیجة الکبری شصت سال دراسلام # ~~بود و شصت در جاهلیة وقیل سنه اربع و خمسین . # وفات صفوان بن المعطل السلمی بسمیساط رضی الله عنه وقیل انه قتل شهیدا # ~~قبل هذا ولادت کمیتبن زیدالشاعر # وفات عورت کلابیه که حضرت سید (ع) او را نکاح فرموده بود و یوقت # ~~زفاف گفت اعوذ بالله منک حضرت نبی (ع) او را ترک فرمود و او را جنون ~~طاری # ~~شده بود . # وفات عبدالله بن انیس رضی الله عنه . # وفات مسلم بن مخلد الانصاری رضی الله عنه. ms129 # سنهآ احدی وستین1 # شهاهت امیر المؤمنین حسین بن علی المرتضی رضی اله عنهما روز دو شنبه عاشر # ~~محرم الحرام بکر بلا و در آن حال امیر المؤمنین حسین رضی الله عنه ~~شمشیر دردست # ~~مبارک کرفته این شعر میخواند. PageV01P157 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0186.jpg) # # 158). %~% سال 12 # # انابن علی الخیر من آل هاشم %~% شه %~% کفانی بهذا مفخرا حین افخر # # و جدی رسول الله اکرم من مشی %~% و نحن سراج الله فی الخلق یزهر # # وفاطمة امی سلالة احمد %~% و عمی یدعی ذاالجناحین جعفر # # و فیتا کتاب الله انزل صادقا %~% وفینا الهدی والوحی والخیریذ کر # # (و نحن امان الله للناس کلهم %~% نسر بهذا فی الانام ونجهر) (21 # # ونحن ولاة الحوض نسقی ولاتنا %~% بکاس رسولالله مالیس ینکر # # و شیعتنا فی الناس اکرم شیعة %~% و مبغضنا یوم ا لقیامة یخسر # و بعضی گفتهاند که قاتل امیرالم ؤمنین حسین رضی الله عنه سنان بن اسد422 # ~~النخعی وبعض کفتهاند سنان بن سنان التخعی وهو جد شریح القاضی (3) و ~~بعضی # ~~گویند شمربن ذی الجوشن بود وشمر مذکور سر مبارک آن حضرت جدا کرد # و شهادت عباس بن علی المرتضی امه ام البنین بنت حزام # و شهادت جعفر بن علی امه ایضا ام البنین و شهادت عبدالله بن علی # ~~امه ایضا ام البنین و شهادت عثمان بن علی امه ایضا ام البنین و شهادت ~~محمدبن علی # ~~امه ام ولد - شهادت ابوبکربن علمی امه لیلی بنت مسعود - و شهادت علی ~~الاکبر بن # ~~حسین بن علی - و شهادت علی الاصغربن حمسین بن علی در حال رضاع وعلی هذا # ~~1- بیت میان پرانتز از نسخ مجمل ساقط شده و از کتاپ منتهی الامال مرحوم # ~~حاج سیح عبالل لمی نقل شد # ~~2- چنین است درهرسه نسخه مجمل وظاهر] مؤلف اشتباه کرده زیرا مورخین # ~~3- درنسخه ل و ن شریح اوسه سده و نسخه شریک و همین صحیح است ~~PageV01P158 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0187.jpg) # ~~غیر زین العابدین علی بن حسین بن علی - و شهادت عبدالله بن حسین بن علی ~~- و # ~~شهادت ابیبکر بن حسن ms130 بن علی - و شهادت عبدالله بن حسن من علی و شهادت ~~قاسم # ~~ابن حسن بن غلی . # ~~وشهادت عون بن عبد الله بن جعفر بن1 ابی طالب و شهادت محمد بن عبد الله ~~بن جعفر بن ابیطالب # ~~و شهادت جعفر بن عقیل بن ابی طالب - و شهادت غبدالرحمن بن عقیل بن ابی ~~طالب # ~~و شهادت عبدالله بن عقیل بن ابی طالب - وشهادت عبدالله بن مسلم بن عقیل ~~بن ابیطالب # ~~و شهادت محمدبن ابی سعیدبن عقیل بن ابی طالب # و این بیست کس از اهل بیت باامیرالمؤمنین حسین و حر یزید و هفتاد و # ~~هفت کس از اصحاب ایشان شهید شدند رضوان الله علیهم اجمعین بالطف کربلا ~~و # ~~صلی الله محمد وآله واصحابه. ### | بلیت # # هر چه ازین ابتلاست از طرف ما بلاست %~% ورنه بریشان عطاست از طرف ~~ذوالمنن # # روح پیمبر کشیدعترت خودرا بخلد %~% در خور ایشان نبود سجن سرای سجن # وفات جابر بن عتیک الانصاری رضی الله عنه # وفات منذر بن الجارودرضی الله عنه - وفات ابوشبل علقمة ینقیس بن عبدالله # ~~النخعی فقیه الکوفه # وفات ابوزیاد عبدالله بن مغفل المزنی - وفات ابواسید مالک بن ربیعة ~~الساعدی # ~~که اعمی شده بود . # وفات حدزة بن عمرو الاسلمی غمره ثمانون سنه وله صحبة. # فرستادن پزید لشکر بمدینه مبارک که اهل مدینه باامیر المؤمنین حسین بن # ~~علی رضی الله عنهما بیعت کرده بودند و ایشان مدینه را غارت کرهندو ~~بسیاری از # ~~صحابه وغیره شهید کردند PageV01P159 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0188.jpg) # # 16) %~% ...... سال 62 # سنه اثنتین و ستین3 # ولادت عمربن عبدالعزیز امه ام عاصم بنت عاصم بن عمر بن الخطاب رضی # ~~الله عنهم شهادت زیدبن عبدالرحمن ین عوف در حرب حره که میان لشکر یزید # ~~که از شام آورده بود واهل مدینه واقع شد وقیل سنه ثلث وستین . # وفات عبدالمطلب بن ربیعة بن حارث بن عبدالمطلب بن هاشنم الهاشمی وله # ~~صحبة وفات ابوعبدالله بریدة بن الحصیب الاسلمی بمرو # وفات مسلمة بن مخلد الانصاری مات بمصر وکان عمره لمامات النبی (ع) # ~~عشرسنین. # سنه ms131 ثلاث وستین13 # ~~مخالفت کرهن عبدالله بن زبیر بن عوام بر یزیدبن معاویه درمکه # ولادت امام محمد بن علی بن عبدالله بن عباس رضی الله عنهم # حرب حصین بن نمیز در مکه مبارک باعبدالله بن زبیر بن عوام وحصین مذکور # ~~منجنیق بر کعبه معظم انداخت # وفات عبیدة بن مغیث الضبی المحدث . # ~~وفات عبدالله بن عمر الخطاب رضی الله عنهما وعبدالله مذکور نمرد تاهزار ~~بنده آزاد # ~~نکرد واو آخرین صحابه بود که در مکه وفات کرد و هر گاه صدقه دادی کم از # ~~سی هزار درم نبودی . # وفات عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه بن ابی عامریوم الحره وهو حرب # ~~جرت بین اهل المدینه و بین جیش لیزیدبن معاویه فیهم بنو امیه المتوطنون # ~~بالمدینه بحرة قریبة من المدینه # وفات یزید بن معاویه دررابع عشر ربیع الاول بوقتی که خمر خورده بود و ~~PageV01P160 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0189.jpg) # ~~(مجمل فصیحی؟....................... # ~~در مستی رقص میکرد بیفتاد و سرش بز زمین آمد و مغزش بیرون آمد و گویند # ~~که بمستی در شکار از اسب در افتاد در قریه حواریم از حوالی مصر از زمین ~~دمشق # ~~و مدت امارت او سه سال وشش ماه و بیست و دو روز بود و عمرش سی و نه ~~سال. # حکومت ابی لیلی معاویة بن یزید بن معاویة بن ابی سفیان چهلروز و او # ~~بر منبر رفت و گفت که پدرانمن بر اولاد حضرت نبی(ع) ظلم کردند ومن خود # ~~را خلع کردم وگفت لیس للطلقاء فی الخلافة حق و انا الطلیق بن الطلیق بن # ~~الطلیق و او مردی زاهدوعابد و خدا ترس بود و درجمادی الاولی در گذشت ~~مدفونا # ~~بدمشق جزاک الله خیرا و در آن وقت که او خود را خلع میکرد مروان الحکم # ~~مردم بر خود جمع کرده و شمشیر کشیده میگفت. # انی اری فتنه تغلی مراجلها %~% شعر %~% والملک بعد ابی لیلی لمن غلبا # و نماز برابی لیلی ولید بن عتبة بن ابی سفیان بن حرب کرد و در تکبیر # ~~دوم او ms132 را بنیزه هلاک کردند و در دمشق دفن کردند و مدت عمر ابی لیلی ~~بیست # ~~و سه سال بود. # جلوس مروان بن الحکم بن عاص بن امیة الاکبر بن عبد الشمس بن عبدمناف و # ~~حضرت نبی (ع) متصل میشود . # وفات نعمان بن بشیر الانصاری - وفات حبیب بن عبدالله البجلی. # وفات ابوبرزة الا سلمی - وفات ضحاک الفهری - خروج عبدالله بن زبیر # ~~ین عوام در حجاز و بیعت اهل عراق بااو # ~~وزیر مروان بن الحکم وعبدالملک بن مروان وولیدبن عبد الملک قعقاع من ~~عیسی بود . # سنله خمس و ستین # ولادت امام ابو جعفر محمد الباقربن امام زین العابدین علی بن امیر ~~المؤمنین PageV01P161 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0190.jpg) ### | عصال 9 # ~~حسین بن علی المرتضی رضی الله عنهم روز جمعه سیم صفر (1) # ~~ظهور طاعون و وبا در بصره و شام . # ~~خروج سلیمان بن صرد و بیعت اهل عراق با او . # ~~حرب عین الورد که میان سلیمان بن صرد وعبیدالله بن زیاد و لشکرشام # ~~واقع شد. # ~~قتل سلیمان بنصرد و مسیب وعبدالله بن سعد درحرب عین الوردمذ کور . # ~~گریختن عبدالله بن وال بادو هزار مرد از حرب عین الورد واز جمله دههزار # ~~مرد که باسلیمان صرد بحرب آمده بودند همین دو هزار مانده بودند که ~~باعبدالله # ~~بن وال مذکور مراجعت نمودند و باقی هشت هزار بقتل آمدند . # ~~حرب مهلب بن ابی صفره با خوأرج بفرموده عبدالله بن الزبیر و فرار # ~~جماعهآ خوارج وقتل نافع بن ازرق الخارجی که از ارقه (2) را بدو نسبت ~~کنند . # ~~وفات عبدالله بن عمرو بن العاص # ~~قتل ابوسعید ضحاک بن قیس بن خالد بن وهب بن ثعلبةبن وابلة بن عمرو # ~~بن شیبان بن محارب بن فهر و او زن یزید را خواسته بود. # ~~1- سال ولادت امام ممدبقرع ضامرم اختلاف ندارددراصول کافی و همچنین ~~PageV01P162 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0191.jpg) # ~~مجمل فصیحی» # خروج مختار بن ابوعبید الثقفی که بر کوفه مستولی شد و طلب تار # ~~امیر المؤمنین حسین کرد وقاتلان حسین رضی الله عنه بر دست ار بقتل ~~آمدند ms133 # سنه ست و ستین # وفات مروان بن الحکم بن عاص بن امیه در رمضان بزهر که زن یزیدین # ~~معاویه بدو داد و مدت امارت او نه ماه بود. # جلوس ابو الولیدعبدالملک بن مروان بن الحکم که او را اب الذباب (2) # ~~گفتندی بدان و اسطه که دهان او گندیده بود بمرتبهآ که مگس از نزدیک ~~دهان او # ~~بپریدی بیفتادی و بسیار بخیل بودو خست بروغالب # وفات عدی بن حاتم الطایی بمکه که صد و بیست سال عمر داشت و در # ~~حرب جمل بامرتضی علی کرم الله وجههیود وقیل سنه ثمان و ستین. # بازداشتن عبدالله بن الزبیر امام محمد حیفیه را درخانهآ زمزم تا با او ~~بیعت کند # ~~و مختار بن ابی عبید از کوفه هزار مرد فرستاد وامام محمد حنفیهرا اطلاق ~~کرد # ~~و امام محمد حنفیه و عبدالله بن عباس رضی الله عنهما بطایف رفتند ~~بواسطه تشدد # ~~وتکلیفی که عبدالله بن زبیر بن عوام با ایشان میکرد که با او بیعت کنند ~~. # حرب مختاربن ابی عبید باعبد الله مطیع و فرار عبدالله مذکور و گرفتن ~~مختار # ~~کوفه و عراق را در ربیع الاول. # وفات اسماء بن حارته الانصاری الاسلمی از اصحاب صفه وله صحبة وقیل # ~~مات بالبصره فی امارت عبیدالله بن الزیاد. # سنه سبع وستین # قتل عبید الله بن زیاد بر دست ابراهیم بن مالک اشتر و سوختن جثه او وقیل. PageV01P163 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0192.jpg) ### | نن428 # ~~بر دست قتله امیر المؤمنین حسین رضی الله عنه در کوفه و سر او پیش ~~مختار # ~~فرستاه در حدوه موصل. # ~~وفات جنادة بن ابی امیه ادرک الجاهلیة ولیست له صحبة. # ~~حرب مصعب ین زبیر بن العوام بامختار بن ابی عبید و قتل مختار و کرفتن # ~~مصعب مذکور عراق را . # ~~وفات ابوبحر احنف ین قیس در کوفه و اواعقل زمانخود بود ومصعب بن # ~~الزبیر برو نماز کرد و پیاده بیردا در عقب جنازهآ او رفت . # سنه ثمان و ستین68 # ~~حرب مهلب بن ابی صفره با قطری بن الفجاه ms134 مهتر خوارج علیه اللعنه . # ~~وفات ابو العباس الامام عبد الله بن العباس که او را شاگرد امیر ~~المؤمنین # ~~علی (ع) خواندهاند (1) و امام محمدبن حنفیه برو نماز کرد . # ~~در ین سال چهارلوا بمکه مبارک آوردند در موسم حج اول لوای عیدالله بن # ~~زبیرین عوام دوم لوای محمدبن حنفیه از مدینه سیم لوای عبد الملک بن ~~مروان از شام # ~~چهارم لوای نجده . # ~~وفات ابو داوود اللیثی - وفات زید بن ارقم بن زید الانصساری الخزرجی # ~~که نفاق عبدالله بن ابی سلول منافق در حضرت نبی (ع) او ظاهر کرد دروقتی ~~که # ~~عبدالله گفت چون بمدینه رویم لیخر جن الا عزمنها الاذل. # سنه تشع وستین19 # ~~عزیمت عبدالملک بن مروان از دمشق بعراق و بوقت رفتن عمرو بن سعید # ~~را از قبل خود در دمشق بگذاشت و چون بعین القرب رسید خبر آورهند که عمر ~~و PageV01P164 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0193.jpg) # ~~مجمل فصیحی3 # ~~بن سعید در عبدالملک عاصی شدعبدالملک مراجغت نمود چون بدمشق رسید عمرو # ~~بن سعید بعهد و بیعت بیرون آمد. # وفات ابو الاسود الدئلی (1) شاکره امیر المؤمنین علی رضی الله عنه که # ~~علم نحو از آن حضرت تعلیم گرفته بود و تدوین کرده (و او هشتاد و پنج ~~ساله # ~~بود) (2) ### | صنه سبعین* # آمدن عبدالملک بن مروان بکوفه و قتل مصعب بن زبیر و قیل سنه # ~~احدی و سبعین . ### | حکایت # ابو مسلم نخعی گوید در دار الاماره بکوفه عبدالملک بن مروان نشسته بود # ~~و سر مصعب بن الزبیردر طشتی پیش او نهاده بودندبا عبدالملک گفتم درین ~~سرای # ~~سر امیر المؤمنین حسین بن علی المرتضی رضی الله عنهما پیش عبید الله بن ~~زیاد # ~~دیدم در طشتی نهاده بعد از آن هم در این سرای سر عبیدالله زیاد را دیدم ~~پیش # ~~مختار بن ابی عبید در طشتی نهاده وهم درین سرای سر مختار را پیش مصعب ~~دیدم # ~~در طشتی نهاده واینک هم درین سرای سر مصعبرا پیش تو که عبدااملکی نهاده # ~~دیدم عبدالملک را این سخن نیکو نیامد ms135 و فرمود که دار الامارهرا خراب ~~کردند . # قتل عمرو بن سعید بن العاص بن سعید بن العاص بن امیه بر دست عبد # ~~الملک بن مروان واورا باعبدالملک بن مروان بن الحکم بن ابی العاص بن ~~امیه # ~~قرابت بود و در امیه نسب ایشان بیکدیگر میرسد وام البنین ام عمرو بن ~~عاص PageV01P165 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0194.jpg) # # 16) بد بد ده ** %~% 0،،،0،،،002،00،0.،0،.......... سال 21 # ~~ابنة الحکم عمة عبدالملک بود ( وحبس برادر او یحیی بن سعید المذکور)11) # وفات عاصم بن عمر بن الخطاب رضی الله عنهماوهو جد عمر بن عبد العزیز # ~~(لامه وقیل قدولد قبل وفات النبی (ع) بسنتین) (1) # سنه احدی وسبعیل # فتح خراسان بر دست عبدالملک بن مروان . # وفات ابو عماره او ابوالطفیل البراء بن عازب بن الحارث بن عدی بن جشم # ~~بن مخدعه بن حارثة بن الحارث بن عمرو بن مالک بن اوس الانصاری الحارثی ~~. # سنه ائنتین و سبعین # لشکر کشیدن حجاج بن یوسف بحکم عبدالملک بن مروان بحربعبدالله # ~~بن زبیر بن العوام بمکه و منجنیق بر کعبه راست کرده یک گوشه کعبه معظم # ~~بسنگ منجنیق خراب کرد : # وفات عبیدة السلمانی وهو من اصحاب علی المرتضی علیه السلام . # سنه قلاث وشبعین3 # قتل عبدالله بن زبیر بن العوام بردست حجاج بن یوسف در روز شنبه سیزدهم # ~~جمادی الاولی در مکه که او را بردار کرد و حجاج سو گند خورد که مادام ~~که # ~~مادر او اسماء ذات التطاقین بنت ابی بکر الصدیق رضی الله عنهما او را ~~التماس # ~~تنماید از دار فرو نیاورد و او التماس نکرد بعد ازمدتی که او بردار بود ~~و مادر # ~~او اسماء را چشمهاپوشیده شده بود و هرروز او را بطواف کعبه میبردند ~~بجانب دار # ~~- عبدالله بردند دست . او بچوبی باز خورد پرسید که این چه چوبست گفتند ~~دار # ~~عبدالله پسرتست گفت وقت نشد که این راکب را فروه آورند این سخن ~~PageV01P166 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0195.jpg) # ~~« مجمل فصیحی # ~~با حجاج گفتند گفت این التماس است و او را از دار فرود آورد ms136 # ~~و نقل دیگر هست که چون حجاج عبدالله بن زبیر را بردار کرد عروة بن ~~الزبیر # ~~که برادر عبدالله مذکور ویکی از فقهاء سبعه است برناقهآ سوارشد و بیش ~~از رسولان # ~~حجاج بشام فت پیش عبدالملک بن مروان و عبدالملک اورا ترحیب و تعظیم ~~بسیار # ~~کرد وبا او معانقه نمود واو را باخود بر سریر نشاند واز و از عبدالله ~~زبیر سؤال # ~~کرد گفت بقتل آمد در حال سجده کرد عروه گفت که حجاج اورا صلب کرده است # ~~اگر فرماید که جثه او راتسلیم مادر او کند عبدالملک بحجاج نوشت که ~~ماعروه # ~~را ایمن کردیم تو اورا تعرض نرسانی وجثه برادر او را تسلیم او کنی و ~~عروه از # ~~شام بازگشت و بمکه آمد ویک ماه را از مکه بشام رفته بود و باز بمکه ~~آمدهپس # ~~حجاج جثه عبدالله را از دارفرو گرفت و بمادر او تسلیم کرد و عروه بر ~~برادرنماز # ~~کرد واو در وقت شستن عضوعضو شد قطعه قطعه اورا علیحده غسل دادند ~~ومادراوهم # ~~درین چند روز نماند . # وفات عوف بن مالک الاشجعی که قاید جیوش المسلمین بود ودر خلافت # ~~ابویکر الصدیق رضی الله عنه بشام رفت و آنجا بود وهم در آنجا درین ~~سالدر گذشت # ~~و در حمص مدفونست ودر اول غزو که حاضر شد خیبر پود # وفات اسماء ذات النطاقین مادر عبدالله بن الزبیر بنت ابابکر الصدیق رضی # ~~الله عنهم واو صد ساله بود ودیگر پسراو عروةبن زبیر بر او نماز کرد # قتل عبدالرحمن بن عثمان بن عبید الله براد رزاده طلحة بن عبیدالله باعبد ~~الله # ~~ابن الزبیر وله صحبة # سنه اربع و سبعین4 # خروج قطری بن الفجاء مهتر خوارج باهواز # وفات ابوسعید خدری وهو، بوسعید سعدبن مالک بن عدن بن عبیدین ثعلبه ~~PageV01P167 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0196.jpg) # # 168) %~% ..................سال 42 # ~~بن عبیدبن خدره و اسم خدره البحربن عوف بن المالک الحارث بن الخزرج # ~~الخدری الیمنی. # ~~وفات ابوسعید بن معلی الانصاری - وفات عمروبن میمون الفقیه الاوسی # ~~وفات سلمة الاکوع السلمی ms137 و او هشتاد ساله بود - وفات موسی بن محمد # ~~بن علی بن عبدالله بن العباس والد عیسی ببلاد الروم غازیا # سنة خمس وسبعین5 # ~~حکومت حجاج بن یوسف بحکم عبدالملک بن مروان بر عراقین وفارس و # ~~اهواز و سایر ممالک شرقی # ~~وفات ابوعمر و اسودبن یزید النخعی برادر زاده علقمه بن قیس وکان فقیها # ~~زاهدا وکان صواما واو چهل وینج حج() وعمره کرده بود # ~~فرستادن عبدالملک بن مروان محمدبن یوسف برادر حجاج را بحکومت # ~~فارس وعمارت شهر شیراز بر دست او # ~~فرستادن عبدالملک بن مروان مسلمة بن حجاج یوسف را بروم و فتح شهر # ~~قسطنطنیه بر دست او # ~~وفات ابونجیج العرباض بن الساریة السلمی در شام که از اهل صفه بود و # ~~ساکن شام وقیل فی فتنه ابن الزبیر # ~~فرستادن عبدالملک بن مروان بن الحکم موسی بن نصر را ببلاد مغرب و # ~~او شهراندلس گرفته آنجا مقیم شد # سنه ست وسبعین" # ~~درین سال عبدالملک بن مروان فرمود که نقش زر و درم کردند که پیشتر ~~PageV01P168 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0197.jpg) # # «مجمل فسیحی»- %~% سل16) # ~~ازین در اسلام نکرده بودند . # ~~وفات حارث بن الاعور صاحب امیر المؤمنین علی المرتضی کرم الله وجهه # سنه سبع و سبعین7 # ~~وفات جابر بن عبدالله بن عمرو الانصاری که او از کبار محدثان بود وهو # ~~ابو عبدالله جابربن عبدالله بن عمروبن حزام بن ثعلبة بن حزام بن کعب بن ~~غنم بن # ~~سلمة بکسر اللام الانصاری العقبی بمدینه واو نود و چهار سال عمریافت # سنه ثمان وسبعین8 # ~~هلاک قطری بن فجاه الخارجی # ~~وفات زیدبن خالد بمدینه # ~~دادن عبدالملک بن مروان حکومت خراسان بمهلب بن ابی صفره # ~~فرستادن عبدالملک بن مروان عبدالرحمن بن محمد اشعث را بحکومتسیستان # ~~ومقر رکردن که از آنجا بحرب زنبیل ملک کابل رود # ~~وفات ابو امیه قاضی شریح بن حارثالکندی وعمر او صد وده سال بود11) # ~~وفات ابومسلم نخعی که در آخر عمر اعمی شده بود بمدینه و او هفتاد # ~~واند ساله بود # ~~وفات عبدالرحمن بن غنم الاشعری ادرک الجاهلیة ms138 ولیستله صحبة PageV01P169 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0198.jpg) # ~~170) سسسمسسسب هسسسه سسسسسسسسسسسسسال 72 # سنهآ قسغ وسبعین4 # ~~واقعهآ دیر جماجم (1) که عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بن قیس بنیزید # ~~بن معدی کرب باحجاج بن یوسف حرب کرده فرار نمود وحجاج بن یوسف کمیل # ~~بن زیاد و بسیاری از بزرگان را بقتل رسانید وقیل سنه اثنی وثمانین # ~~وفات عطیة الکوفی که عاهل ترین قضاة بود ودر زمان سید علیه السلام بود # ~~اما آن حضرت را ندید # ~~وفات عبدالرحمن بن عبدالله بن مسعود رضی الله عنه ### | سنه ثطافین80 # ~~ولادت امام اعظم ابوحنیفه کوفی رحمة الله علیه واسمه نعمان بن ثابت بن ~~نیکبخت # ~~بن هرمز بن شاد بخت بن شاه میربن کنارنک بن قباد بن فیروز و کنارنک ~~برادر # ~~نوشروان عادل است ### | بیت (2) # # سال هشتاد بوحنیفه بزاد %~% داد هز علم و داد فقه بداد # # در صدو پنجهش وفات رسید %~% سال عمرش کشیدتاهفتاه (3) # ~~ولادت حفص بن سلیمان بن المغیره یروی قراءة عاصم عنه # ~~ولادت ابوحذیفه واصل بن عطاء الغزال # ~~وفات عبدالله بن جعفر الطیار ومولدا و در حبشه بود در زمان هجرت اولی ~~PageV01P170 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0199.jpg) # ~~ذمجمل فصیحی ...........1،،،،،،،،،.،،1،،211،،،،،1،2،،0،1 # ~~و عمر او هفتاد و دو سال بود # ~~وفات اسلم مولی عمر بن الخطاب رضی الله عنهما # ~~(وفات جبیر بن نفیر بن مالک الخضر می ادرک الجاهلیة ولیس له صحبة) (1) # سنه احدی و ثمافین81 # حرب یزیدبن مهلببن ابی صفره با عبدالرحمن بن محمدبن اشعث الکندی # ~~و فرار نمودن عبدالرحمن مذکور ورفتن پیش رنبیل ملک کابل # ~~وقات امام ابوالقاسم محمد حنفیه رضی الله عنه وقیل سنه ثلاث وسبعین وهو # ~~امام محمدبن علی المرتضی کان من افاضل اهل بیتة امه خوله بنت جعفر ~~الحنفیه و قیل # ~~بل کانت امه من سبی الیمامه وهو من سادات التابعین # ~~ولادت محمد بن ابی ذیب وهو محمد بن عبدالرحمن بن ابی ذیب الفقیه ~~وهومدنی # سنه اثنتین وقمافین83 # ~~وفات مغیرة بن مهلب بن ابی صفره بخراسان # ~~فرستادن زنتبیل ملک کابل عبدالرحمن بن محمد بن اشعث را باهژده کس # ~~از ms139 اقربای او پیش حجاج بن یوسف وقتل ایشان بردست حجاج مذکور # ~~وفات ابوالجوزاء اوس بن عبدالله الربعی ### | سنه ثلاث وثمافآین3 # ~~ولادت امام جعفر الصادق بن امام محمدالباقربن امام زین العابدین علی بن ~~امیر المؤمنین # ~~حسین بن علی المرتضی رضی الله عنهم رو: دو شنبه نهم ربیع الاول(2) ~~بمدینه مبارک # ~~بناء شهر واسط بر دست حجاج بن یوسف # ~~وفات مهلب بن ابی صفره بخراسان بمروالرود بدیهی که آن موضع را ~~PageV01P171 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0200.jpg) ### | *سال 484 # ~~زاغول کهتندی (1) # ~~جلوس یزیدبن مهلب بن ابی صفره در خراسان برجای پدر خود # ~~وفات ابو برده بن ابو موسی الاشعری - وفات زرین حبیش وهو ابن مائه # ~~واثنتین و عشرین سنه # ~~وقات عبدالرحمن بن ابی لیلی ابو عیسی الانصاری الکوفی ومن اکابر # ~~التابعی حدث عن عمر وعثمان وعلی وسعد ومعاذ وحذیفة وابی وقیل فقدعبد ~~الرحمن # ~~المذکور بدیر الجماجم فی وقعت ابن الاشعث # سنه اربع و ثمانین84 # ~~بیعت گرفتن عبدالملک بن مروان جهت پسر خود ولید ازمردم # ~~وفات عبدالله بن حارث بن نوفل الملقب بببة بعمان واو ساکن بصره بود # ~~وکان ولادته علی عهد رسول الله صلی الله علیه وسلم # ~~وفات عبدالرحمن بن عوف از عشره مبشره وقیل سته ثمان وسبقین # ~~قتل ایوب بن القریه قتله الحجاج و سبب ذلک انه مع ابن الاشعث بدیر # ~~الجماجم # سنه خم وثمافینهه # ~~عزل یزیدبن مهلب بن ابی صفره بحکم حجاج بن یوسف از خراسان # ~~داهن حکومت خرأسان هم بحکم حجاج بن یوسف یقتیبة بن مسلم الباهلی # ~~و پیشتر از نصب قتیبه بن مسلم بن وهب الباهلی مفضل نام بحکم حجاج بن ~~یوسف # ~~نه ماه امیر بود # ~~وفات جوری وکی عمر بن الرالمخزومی ناقل احادیث نبوی (ع) PageV01P172 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0201.jpg) # ~~وفات عبدالعزیز بن مروان فی جمادی الاولی . # ~~وفات عبدالله بنعامربن ربیعه حلیف بنی عدی ### | سنه ست وثمافین8 # ~~وفات ابو امامه صدی بن عجلان بن وهب الباهلی بمکه که در حرب صفین # ~~بامرتضی علی کرم الله وجهه بود و عمر او نود و یکسال بود ms140 وقیل سنه ~~اثنتین وثمانین # ~~وقیل سنه احدی و تسعین وکان ابوامامة الباهلی یسکن مصرثم انتقل عنها ~~فسکن فی # ~~حمص وهو آخر من مات بالشام من اصحاب النبی (ع) # ~~وفات عبدالملک بن مروان در نیمه شوال بدمشق عمره ثلاثا وستین سنة و # ~~کانت خلافته ثلاث عشرة سنه واربعة اشهر کنیته ابوالولید. # ~~جلوس ولید بن عبدالملک بن مروان در شانزدهم شوال واو ظالم بود و در # ~~زمان او ظلم بسیار واقع شد ودر ایام او اکثر بلاد ماوراء النهر قتیبة ~~بن مسلم بن # ~~وهب الباهلی فتح کرد و مسجد بنی امیه که جامع دمشق است او عمارت کرد # ~~وفات ابو ابراهیم عبدالله بن ابی او فی بمکه مبارک # ~~حبس کردن حجاج بن یوسف یزیدبن مهلب بن ابی صفره را # ~~عزل کردن حجاج بن یوسف حبیب بن مهلب بن ابن صفره را که والی # ~~کرمان بود # ~~وفات ولید بن عبادة الصامت الانصاری ولد فی آخر الزمان النبی (ع) # ~~وفات ابو سعید قبیصة بن ذویب الفقیه # ~~وفات عمر بن ابی سلمه وهو ابن ام سلمه زوجة النبی (ع) ### | سنه سبغ وثمانین7 # ~~فتح ماوراء النهر و خوارزم بردست قتیبة بن مسلم الباهلی . عزل هشام # ~~بن اسماعیل بحکم ولیدبن عبد الملک بن مروان از امارت مدینه و مدت امارت ~~او PageV01P173 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0202.jpg) # # 7 %~% سسسسسسسدسال88ه # ~~در مدینه چهار سال بود. # ~~دادن امارت مدینه بغمر بن عبدالعزیز بن مروان الحکم # ~~وفات ابو صالح مقدام بن معدیکرب الکندی وله صحبة و مدت عمر اونود # ~~و یکسال بون # ~~وفات شریح بن حارث القاضی وهو أبن مائة سنة وعشر سنین # ~~وفات عبیدالله بن العباس بن عبدالمطلب بالمدینه وقیل بالیمن وکان اصغر # ~~من عبدالله بسنة # سنه ثمان وثمانین8 # ~~اتمام عمارت جامع دمشق بر دست ولید بن عبدالملک بن مروان # ~~فتح بخارا و قصبه نخشب بر دستقتیبة بن مسلم الباهلی # ~~وفات ابو صفوان عبدالله بن بشر المازنی فقیه الشام واو نوه وچهار ساله # ~~بود وهو آخر من الصحابه بالشام وکان ممن صلی الی ms141 القبلتین # ~~وفات ابراهیم بن سعید بن ابراهیم المحدث # ~~وفات ابو العباس سهل بن سعدبن مالک الخزرجی الانساری یمدینه و اوصد # ~~ساله بود ویقال انه آخر من بقی فی المدینه من اصحاه رسول الله ودرزمان ~~وفات آن # ~~حضرت (ع) پانزده ساله یود. # سنه تسع وثمانین4 # ~~رفتن ولید بن عبدالملک ین مروان یکعبه معظم و مراجغت او یا مدینه مبارک # ~~و ملاقات او باسعید ین مسیب که فقیه و بزرک مدینه یود و او با ولید ~~تکبر و تجبر # ~~یسیار کره پاولید گفتند که او را چرامنز جر نکردی ولید گفت که او ذلیل ~~یود # ~~حق عز شانه او را سعید گره انید PageV01P174 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0203.jpg) # # مجمل فصیحی» . %~% (25» # ~~قتل تبرک والی ماوراء النهر با هفتصد کس که با او یودند بر دست قتیبه # ~~این مسلم الباهلی ومراجعت قتیبه بخراسان . # ~~وفات عبدالله بن تعلبة بن صغیر العذری حلیف بنی زهره ولد قبل الهجره # ~~باربع سنین . ### | سنه تسعین # ~~عزیمت قتیبه بن مسلم از خراسان کرت دوم بر حرب بلاد ماوراء النهر و آن # ~~نواحی و گرفتن سمرقند بصلحی که باغورک ملک سمرقند کرد و کسر اصنام # ~~آنجاو بر جای اصنام مساجد بنا نهاد . # ~~وفات ابو عالیه الریاحی. # سنه احدی وتسغین1 # ~~وفات سعید ین سعد الساعدی بمدینه مبارک . # ~~وهات خالد بن عبدالله القسری (1) والی مکه سنه تسع وثمانین. # ~~وفات ابو خثیمة الانصاری وقیل وفاته فی زمان زیاد بکوفه. # ~~وفات ابو یزید السایب بن یزید الکندی مدت عمر او هشتاد وهشت سال # ~~بود وقیل سنه اثنتین وثمانین . # سنه اثنتین وتسعین # ~~وفات ابو حمزه انس بن مالک رضی الله عنه ببصره وهو انس بن مالک بن # ~~ضمغم بن زید بن حزام بن جندب بن عامر بن غنم بن عدی بن نجار بن زید بن # ~~کهلان الا نصاری خادم رسول الله صلی الله علیه وسلم که آخرترین صحابه ~~بود وعمر # ~~او صد و شش یا صد و هفت سال بود انس بن مالک پنجاند و ازین دو صحابیاند ~~PageV01P175 # ![image ms142 filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0204.jpg) # ~~اول ابو حمزة الانصاری العحابی دوم ابوامیه الکعبی المحابی سیم ابومالک ~~العقبه # ~~چهارم کوفی پنجم حمصی. # سنه ثلاث وقسعین # وفات الامام ابو محمد یا ابوالحسن زین العابدین علی بن الحسین بن علی # ~~المرتضی رضی الله عنهم فی سابع عشر ذی حجه مدفونا ببقیع وقیل هژدهم ~~محرم # ~~سنه خمس و تسعین وقیل هفتم ذی حجه سنه اربع و تسعین و او پنجاء و شش ~~سال # ~~و شش ماه و سه روز عمر یافت (1) # زیادت کردن ولید بن عبدالملک عمارت مسجدحرام بمکه و مسجد حضرت # ~~نبی (ع) بمدینه. # وفات أبراهیم بن یزید بنشریک التیمی من اهل الکوفه کنیته ابواسماکان # ~~عابدا صایما صابرآعلی الجوع الدایم مات فی حبس حجاج بن یوسف بواسط . # سنه اربع وتسعین4 # گریختن یزید بنمهلب بنابی صفره و برادران او از حبس حجاج بن یوسف # ~~ورفتن پیش سلیمان بن عبدالملک بن مروان . # قتح چاچ و فرغانه بر دست قتیبة بن مسلم الباهلی . # وفات بعضی از فقها درین سال منهم عمروبن زبیر بن العوام و این سالرا سنة # ~~الفقها خوانند وعروه برادر عبد الله بن الزبیراست و مادر ایشان اسماء ~~ذات النطاقین # ~~بنت ابی بکر العدیق وکان عروه من افاضل اهل المدینه واحد فقهاء السبعه ~~و امیر # ~~المؤمنین عمر بن عبدالعزیز از جملهآ شاگردان اوست. # وفات ابوبکر بن عبدالرحمن بن راهب القرشی الفقیه . PageV01P176 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0205.jpg) # ~~«مجمل فصیحی». # وفات سعید بن المسیب که بزرگ وفقیه مدینه مبارک بود گویند که عمر # ~~او صد و بیست سال و دویست و هشتاد سال نیز گفته اند و گویند که عمر او # ~~بهشتاد رسیده بود وکان من سادات التابعین فقها ودینا وورعا و علما و ~~عبادة وفضلا. # سئاء تحمس و قسعین # ~~شهادت سعیدبن جبیز رضی الله عنه بحکم حجاج بن یوسف دردهم رمضان قال ~~المسعودی # ~~الماظفر الحجاج بسعید بن جبیر واوصل الیه فقال ما اسمک قال سعید بن ~~جبیر قال بل # ~~شقی بن کسیر قال انی کانه اغلم باسمی منک قال لقد شقیت و ms143 یشقی ابوک قال ~~له # ~~الغیب یعلمه غیرک قال لابد لنک بالدنیا نارا تلظی قال لوعلمت ان ذلک ~~بیدک ما # ~~اتخذت الها غیرک قال ما قولک فی الخلفا فقال لست علیهم بو کیل قال ~~فاختر ای # ~~قتلة اقتلک قال اختر یا شقی لنفسک والله ما قتلنی الیوم قتلة الا قتلتک ~~فی الاخره # ~~بمثلها فامربه فاخرج لیقتل فلما ولی ضحک فامر الحجاج برده وسالهآ عن ~~ضحکه # ~~فقال عجبت من جرء تک علی الله وحلم الله عنک فامر یه بالذبح فلما کبت ~~لوجهه # ~~قال اشهدان لااله الا الله و حده لا شریک له واشهدان محمدا عبدهآ ~~ورسوله وان # ~~الحجاج غیر مؤمن بالله ثم قال اللهم لاتسلطه علی قتل احد بعدی فلم یعش ~~الحجاج # ~~یعده الا خمسة عشر یوما حتی وقعت فی جوفه الا کله فمات فی ذلک فی سنة ~~خمس # ~~و تسعین وهو ابن اربع وخمسین سنه بواسط وکان یا مره علی الناس عشرین ~~سنه # ~~واحصی من قتل سوی من قتل فی حروبه وعساکره فوجد مایة الفو عشرین الفأ ~~ومات # ~~فی حبسه خمسون الف رجل و ثلثون الف امرءة وقدکان محبس الرجال و النساء ~~فی # ~~موضع واحد ولم یکن لحبسه سقف ومات حجاج بن یوسف بن حکم بن ابی عقیل # ~~بن عامر ین مسعود بن معتب بن مالک بن عمرو بن سعدبن عوف بن ثقیف ابو ~~محمد # ~~الثقفی فی الخامس والعشرین من رمضان المبارک. PageV01P177 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0206.jpg) # *** *ة قاه # ~~ولادت انس بن مالک بن انس بن مالک بن ابی عامر الا صبحی من ینی # ~~حمیر بن سباء الاکبر وهو آمام اهل الحجاز بل الناس کلهم فی الفقه ~~والحدیث و # ~~الورع والدین والزهد والعبادة والصلاح . # ~~وبای بصره که درین سال در یک ماه سیصدهز ارمردم مردند بعد از آن یک ماه # ~~متصل زلزله بود . # ~~وفات جعفر بن عمروبن امیه الضمری برادر رضاعی عبدالملک بن مروان # ~~وفات قرة بن شریک بعصر که در آنجا از قبل ولید بن عبدالملک حاکم # ~~بودواز حجاج بن یوسف بسیار ظالمتر ms144 بود هم در رمضان سنه مذکوره. # ~~وفات ابو عثمان عبدالرحمن بن مل وله مأیة و ثلاثون سنه . # ~~وفات ابو عمران یزید بن الاسود النخعی الفقیه وقیل بعد موت حجاج بن # ~~یوسف باربعة اشهر. # ~~وفات ابوعمر والشیبانی واسمه سعد بن ایاس وعمره مائة وسبع وعشرون سنه # سنة ست وقسعین6 # ~~وفات ولید بن عبدالملک بن مروان در منتصف جمادی الاخره و او چهل # ~~و شش ساله بود و مدت امارت او نه سال و نه ماه بود . # ~~جلوس ابو ایوب سلیمان بن عبدالملک بن مروان . # ~~قرار امارت عراق بحکم سلیمان بن عبدالملک بر یزید بن مهلب بن ابی صفره # ~~وفات ابو عمران ابراهیم بن یزیدالنخعی الفقیه . # ~~وفات ابراهیم بن عبدالرحمن بن عوف وزیر سلیمان بن عبدالملک ابن نعیم # ~~الحمیری بوده : # ~~وفات محمد الاسهلی التابعی - وفات عبد الرحمن بن ابی بکر - وفات عبد ~~الله # ~~بن روبن کمان ین عفان. PageV01P178 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0207.jpg) # ~~مجهل فصیحی # سنه سبع وتسعین # دادن سلیمان بن عبدالملک وزارت بجعقر برمکی . # فتح کاشغر بر دست قتیبه بن مسلمم الباهلی - رفتن قتیبه بن مسلم چین # ~~وشهری از شهرهای چین گرفت و مراجعت نمود # عاصی شدن قتیبة بن مسلم الباهلی بر سلیمان بن عبدالملک. # وفات الفقیه عبدالرحمن ین کعب بن المالک . # ولادت شیخ سفیان الثوری وهوابوعبد الله سفیان بن سعید بن مسروق الثوری # وقات قیس بن ابی حازم البجلی وقدجاوز مائة سنه وجاء الی النبی لیسلم # ~~قدتوفی و ذهب عقله فی آخر عمره . # وفات محمد بن القاسم بن محمد بن الحکم بن ابی عقیل الثقفی یجتمع # ~~هوو الحجاج بن یوسف بن الحکم فی الحکم وکان قدولاه الحجاج السند من ~~جهته # ~~ووجهه الیها فلمامات الحجاج کان محمدبن القاسم بالملمان فاتاه خبره ثم ~~مات # ~~الولید بن عبدالملک وولی سلیمان بن عبدالملک فولی یزید بن ابی کبشة # ~~السکسکی السند فاخذ محمدا وقیده و حمله الی العراق فلما وصل الی العراق # ~~حبسه صالح بن عبدالرحمن وکان الحجاج قتل آدم اخاصالح وکان یری رای ~~الخوارج # ~~فعذب صالح محمدا ms145 فی رحال من آل ابی عقیل فقیل فیه. ### | شهر # # ان المروة والسماحة والندی %~% لمحمد بن القاسم بن محمدا # سنه ثمان وتسعیق # وفات ابوالحسن محمد بن احمد الثوری که اصل او از خراسانست ومولد # ~~ودر بفداه. PageV01P179 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0208.jpg) # قتل قتیبة بن مسلم الباهلی و پانزده پسر بر دست و کیع که هم از لشکر # ~~آو بود و چون معلوم کرد که او بر سلیمان بن عبدالملک عاصی شده با جمعی # ~~اتفاق کرد و او را بقتل آوره وو کیع خودحا کم شد. # فرستادن سلیمان بن عبدالملک کس پیش یزید بن مهلب بن ابی صفره # ~~که در عراق از قبل خود کسی نصب کرده خود بخراسان رود . # گرفتاری عمرو بن مسلم برادر قتیبة بن مسلم الباهلی و حبس کردن او # ~~و هم در آن حبس وفات او . # وفات ایوب بن سلیمان بن عبدالملک بن مروان. # فتح قسطنطتیه بر دست مسلم بن عبدالملک بن مروان . # وفات عبیدالله بن عبدالکریم ابوروعة الرازی بالمدینه احدالایمة الاعلام # ~~و الحفاظ المتقین جمع بین العلم والتقوی وکان ثقة ورعا صادقا عارفا ~~بالمشایخ # ~~والجرح والتعدیل . # وفات عبیدالله بن عبدالله بن عتبة بن مسعود - وفات عبدالرحمن بن یزید بن # ~~خارجه الانصاری . # سنه تسع و تسعین19 # وفات ابو ایوب سلیمان بن عبدالملک بن مروان روز آدینه بیستم صفر # ~~مدت امارت او دو سال و نه ماه و هژده روز بود بمرج دابق از اعمال دمشق ~~. # خلافت ابوحفص عمر بق عبدالعزیز بن مروان الحکم رحمة الله علیه . # رفع لعنت از ابوتراب بحکم عمر بن عبدالعزیز که از ابتدای دولت ینی # ~~آمیه که معاویه است تا غایت بر منابر لعنتمیکردند و فرمود که در خطبه ~~برجای # ~~لعنت این آیت درج کردند وتا غایت در خطبهامیخوانند قوله تعالی ان الله ~~یامر بالعدل و # ~~الاحسان وایتاء ذی القربی وینهی هن الفحشاء والمنکر والبغی یعظکم لعلکم ~~PageV01P180 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0209.jpg) # # «مجمل فصیحی*.. %~% 181 # ~~تذکرون (1) # ~~و از عمال هر کس که بدر از دستی مشهور بود او را عزل ms146 فرمود # ~~درین سال در روم قحط شد پنجهزار شتر وار غله بمسیلمه نام داد که بروم # ~~برد و برفقرا قسمت کرده مراجعت نماید. # ~~ولادت ابو مسلم صاحب الدعوه بدیه باوانه (2) که ازاعمال اصفهان است : # ~~ولادت محمد بن علی بن عبدالله بن عباس رضی الله عنهم پدر ابوالعباس ~~السفاح # ~~وفات ابو هاشم عبد الله بن محمد بن علی بن ابیطالب توفی من السم با ~~لشام. # ~~وزیر امیر المؤمنین عمر بن عبدالعزیز جراح بن عبدالله الحکمی بود . # ~~فرستادن عمر بن عبد العزیز فضل بن عروه را بایالت هرات . # ~~وفات ابوظبیان حصین بن جندب الحبنی والدقایوس . # ~~وفات نافع بن جبیر بن مطعم بن عدیمات بالمدینه : # سنه مائة الهجریه النبویه # ~~باز خواندن عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنهیزید بن مهلب بن ابی صفرهرا # ~~از خراسان و بزندان فرستادن با بند بواسطه آنک او نوشته بود بسلیمان بن ~~عبدالملک # ~~بن مروان که از مال غنایم مبلغی جمع کردهام و باعتمادی که بر سلیمان ~~مذکور # ~~داشت آن مبلغ را بر لشکریان قسمت کرده بود و حصه بیت المال نگاه نداشته # ~~چون خلافت بعمر بن عبدالعزیز رسید او را حصه بیت المال طلب داشت وخط او ~~که PageV01P181 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0210.jpg) # # 18).... %~% ...................سال # ~~بسلیمان نوشته بود بیرون آوردند و چندانک عذر گفت مسلم نداشتند . # ~~وفات ایوطفیل عامربن قاتل الکیسانی در یمن . # ~~دادن عمر بن عبدالعزیز خراسان را بجراح بن عبدالله و باز هم در ین سال # ~~عمل خراسان از اوباز گرفت . # ~~فرستادن عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه نعیم بن عبدالرحمن را بایالت # ~~خراسان : # ~~دادن عمر بن عبد العزیز مملکت عراق را بعدی بن ارطاه . # ~~فرستاهن علی بن عبدالله بن عباس رضی الله عتهم داعیان با طراف ممالک # ~~تاجهت خلافت او دعوت کنند . # ~~وفات احنس بن عبدالله الصنعانی(1) از اصحاب امیر المؤمنین علی بن ابی - # ~~طالب کرم الله وجهه که بوقت شهادت مرتضی علی بشام نقل کرده بود وهم در # ~~شام نماند . # ~~وفات عیسی بن طلحة بن عبیدالله التیمی - وفات ms147 محمدبن جبیر بن مطعم . # ~~وفات ابوامامه سهل بن حنیف - وفات ابوزید جارحة بن زید بن ثابت . # ~~دادن ایالت هرات بعلی بن عامر الضبی (2) - وفات ابو الطفیل عامر بن # ~~واثله بمکه وهو آخر من مات من الصحابه بمکه . # سنه احدی ومائه1. # ~~مرض امیرالمؤمنین عمربن عبدالعزیز رضی الله عنه . PageV01P182 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0211.jpg) # ~~هجمل فصیحی*. # فرارنمودن یزید بن مهلب بن ابی صفره اززندان درمرض عمر بن عبدالعزبز # ~~و فرستادن اعتذار پیش عمر هن عبدالعزیز که وهم کردم که اکرامیر ~~المؤمنین # ~~را درین مرض وفات رسد. # یزید بن عبدالملک بن مروان قعدمن نماید بدان واسطه گریختم عمر بن # ~~عبدالعزیز عذر او را قبول نفرموده او را دعای بد کرد . # وفات امیر المؤمنین عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه در روز جمعه خامس # ~~عشرین رجب الاصم بدیر سمعان (1) از اعمال حمص و او خلیفه با عدل و ~~دادبود # ~~و مدت خلافت او دو سال و پنج ماه و پنج روز بود و عمر او سی و نه سال . # نقلست که جنازهٔ‌ او میبردند ژاله میبارید یک ژاله بزرگ بر سر نعش # ~~او آمد و دو نیم شد و کاغذی ییرون آمد بخط سبز بر آن نوشته که هذا براة ~~من # ~~الملک العزیز الی عمر بن عبدالعزیز . # جلوس ابو خالد یزید بن عبدالملک بن مروان بخلافت وهو یزید الناقص . # وزیر یزید بن عبدالملک مذکور بکیر ین سماخ اللخمی بود (2) PageV01P183 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0212.jpg) # ~~وفات ابو صالح الثمان المحدث - وفات صدقة بن خالد المحدث ثقة . # ~~وفات محمد بن مروان بن حکم من ابی العاص. # سنه اثنی وهائه 102 # ~~قتل یزید ین مهلب بن ابی صفره و برادر او سمیدع محمد بن مهلب بن ابی # ~~صفره که یزید بن عبدالملک بن مروان برادر خود مسلمة ین عبدالملک را ~~فرستاد # ~~تا ایشان را بقتل آوره. # ~~وفات ضحاک بن مراحم از ینی عبد مناف در خراسان . # ~~گریختن مفضل بن مهلب بن ایی صفره و رفتن پیش معاویة بن زید # ~~بن مهلب. # ~~قتل عدی ms148 بن ارطاه و پسر او محمد ین عدی بن ارطاه بر دست معاویة ین # ~~یزید بن مهلب بن ابی صفره . # ~~حرب مسلمة بن عبدالملک بن مروان در بصره با آل مهلب و قتل تمام آل # ~~مهلب و برانداختن ایشان و غارت و اسر زنان و فرزندان ایشان و برده کرده # ~~فروختن تمام ایشان وسپری شدن کارآل مهلب . # سنه ثلاث ومائة03 # ~~وفات بشیر بن سعید بن سعد بن ابی وقاص . # ~~وفات جابر بن یزید - وفات ابو محمد عطاء بن یسار مولیزادهآ میمونه حرم # ~~رسول الله صلی الله علیه وسلم و او هشتاد و چهار ساله بود . # ~~وفات امام شعبی قیل سنه اربع ومائه وقیل سنه خمس وقیل سنه سبع ومائه ~~وهوعامر # ~~الشعبی هو ابو عمروعامربن شراحیل بن عبدالله الشعبی الکوفی وهو من حمیر ~~او(1) PageV01P184 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0213.jpg) # ~~ومجمل ~~فصیحی*.............................ه.....،،،.،.................3.ر285 # ~~من شعب همدان و او چهار صد کس از صحابه رادر یافته و از ایشان روایت ~~کرده # ~~و او از تا بعین است در کوفه و از علماء بزرگ و اکابر عصر و مشهوران ~~ایشان # ~~وهو مجاب الدعوه 11) # وفات ابو یزید بن ابو مسلم الاشعری - وفات مصعب بن سعدبن ابی وقاص - # ~~وفاتابو برده عامر بن أبی موسی عبدالله بن قیس الاشعری الکوفی : # وفات زیدبن الاصم از اهل رقه واو پسر خواهرمیمونه حرم رسول الله (ص) بود # دادن ایالت هرات بعباس بن اوس و محصن بن خزیمه. # ~~وفات عبد العزیزبن حاتم بن النعمان الباهلی وکان عامل عمر بن عبدالعزیز ~~رضی الله عنه # سنه اربع و مائه # وقات ابوالیسر کعب ین عمرو الا نصاری که در حرب بدر امیر المؤمنین # ~~عباس رضی الله عنه را اسیر کرده بود و در غزوخیبر بوقتی که سید (ع) ~~بنزدیک # ~~خیبر رسید و سوآران خیبر ایستاده مالهای خود بقلاع نقل میکردند او از ~~پیش # ~~ایشان دو گوسفند گرفته چنان بدوید که ازسواران خیبر هیچکس بدو نرسید و # ~~سید (ع) در حق او دعا فرمود و گفت اللهم متعناه یه ms149 و بدعاء حضرت نبی ~~(ع) عمر # ~~دراز یافت . # آغاز دعوت که ابو عبدالله محمد بن علی بن عبدالله بن عباس رضی الله عنهم ~~کرد # وفات خالد بن معدان بن ابی کربالکلاعی در شام که در آنجاسا کن بود # عزل کردن عبد الرحمن بن الضحاک بحکم یزید بن عبدالملک بن مروان عن # ~~المدینه و مکه وکان عامله علیهما وولا هما عبد الواحد النصری وکان سبب ~~ذلک ان PageV01P185 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0214.jpg) # ~~عبدالرحمن خطب فاطمه بنت الحسین بن علی بن ابیطالب رضی الله عنهم # ~~وفات موسی بن طلحة بن عبید الله او عبدالله. # ~~وفات یونس بن عبیدالمحدث - وفات عامر بن سعدبن ابی وقاص. # ~~وفات عمر مولی ابن عباس. # ~~ولادت عبدالله بن محمد بن علی بن عبداللهبن عباس وهو ابوالعباس السفاح ~~فی # ~~ربیع الثانی. # ~~وفات عبدالاعلی بن علی المحدث - وفات عبدالرحمن بن حسان بن ثابت. # سنه خمس ومائهه # ~~وفات یزید بن عبدالملک بن مروان لیلة الجمعه حادی عشرین شعبان المعظم # ~~باربد از زمین بلقا من اعمال الدمشق واو سی و نه ساله بود و چهار سال ~~ویک # ~~ماه امارت کرد . # ~~حکومت ابو الولید هشام بن عبدالملک بن مروان بن الحکم و او فرمود که # ~~در مملکت او همه کس را عطا دادند از شرق تا بغرب هر کس که در ممالک او # ~~بودند از ده دینار تا بیست دینار. # ~~وفات حمید بن عبدالرحمن بن عوف وهو ابن ثلاث و سبعین سنه . # ~~وفات ابوعبدالرحمن عبد الله بن حبیب بن ربیعه المعروف بابوعبدالرحمن ~~السلمی # ~~وفات عبدالله بن عبدالله بن عمر الخطاب امه صفیه اخت المختار # ~~وفات عبیدالله بن عبدالله بن عمر الخطاب امه ام ولد # ~~وفات مغیرة بن عبدالرحمن بن الحارث بن هشام المخزومی. # ~~حرب جراح بن عبدالله بااهل خزر و قتل جراح مذکور و هزیمت لشکر که # ~~باو بودند. PageV01P186 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0215.jpg) # ~~مجمل فصفیحی # ~~درین سال غیلان قدری پیدا آمد و خلق را بمذهب قدریه دعوت کرد و او # ~~را ابوالولید هشام بن عبدالملک طلب کرد و ms150 با او بحث کرد و او را ملزم ~~ساخت # ~~و فرمود تا او را مثله کردند . # ~~وفات ابان بن عثمان بن عفان که او را افلاج رسیده بود . # ~~وفات عکرمة مولی ابن عباس وکان عکرمه زوج ام سعید بن جبیر . # ~~دادن ایالت هرات بفضل بن هناد و او از قبل خود ابراهیم بن عبدالرحمن # ~~الحنفی را بفرستاد . # سناه ست وماقآه6 # ~~وفات طاووس بن کیسان الیمانی که از تابعین است و کیسان پسر ابو # ~~عبدالرحمن الهمدانی مولی أمیر المؤمنین عثمان است والخولانی من ابناء ~~الفرس # ~~و هشام بن الولید بروی نماز گزارد بمکه و او ینجاه کس از صحابه را ~~دریافته بود # ~~و چهل حج کرده. # ~~وقات ایورجاء العطاردی. # ~~ولادت عبد الصمد بن علی بن عبدالله بن عباس- وفات سلام بن عبدالله بن ~~عمر الخطاب # ~~وفات ابو العالیه و کیع بن مهران الفقیه - وفات ابوقلابه فقیه بصری . # سنه سبع ومائة # ~~فرستادن هشام بن عبدالملک بن مروان اسید بن عبدالله را بخراسان بامارت # ~~وقات عطاء بن یزید اللیثی - وفات ابو ایوب سلیمان بن یسار غلام میمونه # ~~حرم رسول الله علیه السلام براهر عطاء بن یسار واو هفتاد و سه ساله بود ~~بمدینه . # ~~من محسر بن خراحم السلمی وشجاع بن تیهان القرشی بایالت هرات . PageV01P187 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0216.jpg) # ~~1 # سنه ثمان ومائه8. # ~~عزل اسیدبن عبدالله از حکومت خراسان . # ~~فرستادن هشام بن عبد الملک بن مروان جنید بن عبد الرحمن را بایالت ~~خراسان # ~~وفات بکربن عبدالله المازنی - وفات بکربن قیس ابو الصدیق الناخی # ~~از عباد اهل یصره. # ~~وفات قاسم بن محمد بن ابابکر الصدیق احد فقهاء السبعة المشهورین # ~~بالمدینه ومن اکابر التابعین وکان من افضل اهل زمانه مات بین مکه ~~والمدینه حاجا # ~~او معتمرا # ~~وفات محمد بن کعب القرظی. # سنه قشعو هائه109 # ~~وفات جنید بن عبدالرحمن والی خراسان # ~~ایالت خالد بن عبدالله در خراسان بحکم هشام بن عبدالملک بن مروان # ~~فرستادن خالد بن عبدالله از قبل خود برادر خود اسید را بخراسان و او # ~~پیشتر والی خراسان ms151 بود # ~~وفات فرزدق الشاعر وهو فرزدق بن غالب بن صعصعةبن عقال بن محمدبن # ~~سفیان بن مجاشع بن دارم بن مالک بن حنظله بن مالک بن زید مناة بن تمیم ~~و او را # ~~نود و یکسال عمر بود # آمدن فضال بن زیاد السلمی بایالت هرات # سنه عشرومائه10 # وقات امام ابوجعفر محمد باقربن امام زین العابدین علی بن امپرالمؤمنین ~~PageV01P188 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0217.jpg) # ~~حسین بن علی المزتضی رضی الله عتهم روزدو شنبه پانزدهم رجب الاصم ~~مدفونا یبقیع و # ~~قیل سابع ذی حجه سنه اربع عشر ومائه و عمراو شصت و هفتسال و یازده ماه ~~بود(1) # وفات امام حسن البصری رحمة الله علیه ببصره وهوابوسعید حسن بن ابی الحسن # ~~یسار البصری و او صد ویکساله بود و گویند هشتاد ونه و او از کوزهآ حضرت ~~نبی # ~~(ع) آب خورد سید ع فرمود که علم من بدو سرایت کند و چون او متولد شد او # ~~را پیش امیر المؤمنین عمر الخطاب رضی الله عنه آوردند فرمود که او را ~~حسن نام # ~~کنید وام سلمه حرم سید (ع) او را پرورد و صدو سی کس از صحابه را در ~~یافت # ~~که از آنجمله هفتاد یدری بودند وارادت او بامیرالمؤمنین علی المرتضی ~~کرم الله # ~~وجهه بود وبعد از وبحسن بن مرتضی علی # نقل کنند که جماعتی یا حسن بودند بجائی رسیدند و دلو نداشتند حسن # ~~گفت چون در نمازایستم شما آب خورید چون در نماز ایستاد آب بسر چاه آمد # ~~همه کس آب خوردند درویشی پنهان مطهرهآ آب بر گرفت آب بقرارخود رفت حسن # ~~گفت که خدای را استوار نداشتید آب بچاه فروشد # جمعی حکایت کنند که با حسن همراه بودیم گرسنگی برما غلبه کرد حسن # ~~قدری خرما بیافت و برما قسمت کرد و ما بخوردیم دانههای او طلا بود ~~بفروختیم # ~~و خرج کردیم و صدقه دادیم و درین زمان هشت کس بودند که ایشان راعباد ~~التابعین # ~~خواندند وهم اول امام حسن البصری دویم شیخ اویس القرنی سیم ms152 عامر بن ~~عبدالله # ~~بن عبد قیس چهارم هرم بن حیان پنجم ربیع بن خثیم ششم مسروق بن الاجدع # ~~هفتم اسود بن یزید النخعی هشتم ابی مسلم الخولانی # ~~وفات ابو بکر محمد بن سیرین المعروف بابن سیرین معبر مالک دینار و محمد ~~و اسع بااو # ~~معاصر بودند و صحبت داشته و هومن جمله تابعی البصره سمع عمران بن حصین ~~واباهریره # ~~وانس بن مالکو ابن عمر و این الزبیر وغیرهم کان اماما کثیر العلم ~~فقیهازاهداورعآثقة و PageV01P189 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0218.jpg) # # 190) %~% ......مهم.مم.سال 112 # ~~کان یراد علی القضاء فیفر الی الشام مرة والی الیمامة اخری ادرک من ~~الصحابه ثلثین # ~~نفرا وفاته بعد حسن البصری خمسین یوما آمدن قاید بن منیع السعیدی ~~بایالت هرات # ~~وعبدالله بن سلیمان الغنوی با او شریک بوه # ولادت امام ابوخالد زفربن هذیل العنبری الفقیه - وفات جریر بن الخطفی # ~~الشاعر # سنه احدی هشرومائه11 # عزل خالد بن عبدالله از خراسان بحکم هشام بن عبدالملک بن مروان. # دادن حکومت خراسان بیوسف بن عمروبن هبیره وهم درین سال عزل او # ~~از حکومت خراسان داهن ایالت خراسان بنصربن سیار بن رافع بن خزی بن ~~ربیعة # ~~بن عامر بن هلال بن عون بن خندع بن لیث بن بکر بن عبد مناة بن کنانه و ~~برو # ~~قرار گرفت تازمان خروج ابومسلم # ~~رفتن اسید بن عبدالله که از قبل برادر خود خالد والی خراسان بوه ببلخ و # ~~اسد آباد در بلخ او ساخته وهم آنجا متوطن شد # وفات عبدالرحمن بن ابی سعد الخدری - آمدن یحیی بن ضبه بایالت هرات. # سنه اثنی عشر ومائه112 # وفات شیخ حبیب عجمی رحمة الله علیه وقیل سنه تسع عشر ومائه # نقلست که او را در خانة تاریک سوزن ازدست بیفتاد در حال خانه روشنشد # ~~دست بر چشم نهاد گفت نینی سوزن جز بچراغ نیارم جست # وفات رجاء بن حیات الکندی - وفات ابوالشعثا جایربن زید # وفات شهر بن حوشب - وفات ابامحمد عبدالرحمن بن سلمة الاکوع السلمی # ~~بمدینه مبارک PageV01P190 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0219.jpg) # ~~مجمل فصیح # ~~وفأت ابو عبد الله ms153 رافع بن خدیح عمر او هشتاه سال بود # سنه ثلاث عشرو مطائه13 # ~~ولادت امام ابو یوسف القاضی یعقوب بن ابراهیم بن حنیف # ~~وفات رابعهآ عدویه رحمة الله علیها - وفات طلحة بن معرف الامامی # ~~آمدن ولید بن قعقاع العنسی و حاتم بن معاویه و یزید بن عماه الازدی ~~بایالت هرات # ~~وفات حزام بن سعد بن محیصه ایو سعید عمره سبعین سنه # ~~وفات عدی بن ثابت الانصاری - وفات عبدالله بن عبید بن عمیر اللیثی # ~~(وفمات ابا جعفر عبدالرحمن بن ابی سعید الخدری) (1) # سنه اربع عشرة ومائه14 # ~~وفات محمد بن مسلم بن عبدالله الزهری فی رمضان # ~~وفات الامام عطاء بن ابی ریاح ابو محمد و او از تابعین است وعالم و # ~~بزرک مکه # ~~وفات حکم بن عتبه فقیه - وفات محمد بن علی بن الحسن # سنه خمس هشره وعائه* # ~~وفات شیخ ابو حازم مکی ومدنی نیز کفتهاند آن مخلص متقی و آن متقدای ~~مقتدی # ~~آن شمع سابقان آن صبح صادقان در مشاهده و مجاهده بی بدل بود و پیشوای ~~مشایخ # ~~بود وعمر و بن عثمان مکی درشان او مبالغتی تمام دارد و سخن او مقبول ~~همه # ~~دلهاست و کلید همه مشکلها و شرف او همین بس که از بزر گان تابعین است و # ~~بسیار کس را از اصحاب دیده چون انس بن مالک و ابوهریره و غیر ایشان ~~رضوان PageV01P191 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0220.jpg) ### | سال116 # ~~الله علیهم اجمعین # ~~بزرگی گفت عزیمت حج داشتم و مادرم راضی نبود پیش ابو حازم در آمدم # ~~وی را خفته یافتم زمانی صبر کودم تا از خواب در آمد گفت درین ساعت ~~پیغمبر را # ~~در واقعه دیدم و مرا پیغام داه و گفت حق مادر نگاه داشتن ترا بسی بهتر ~~از حج # ~~کرهن باز گرد ورضاء مادر طلب کن من از آنجا باز گشتم و بمکه نرفتم رحمة # ~~الله علیه. # ~~ولادت عبدالله بن اهریس ابو محمد الازدی الکوفی # ~~وفات نمیربن اوس واو از تابعین است و در شام ساکن - وقات ابو عبدالله ms154 # ~~الفقیه المکحول. # ~~آمدن قاید بن منیع السعیدی باردوم بایالت هرات # سنه ست عشره ومائه116 # ~~وفات عبدالرحمن بن عمرو الاوزاعی - وفات عمروبن مره الغمیلی المراهی # ~~و او از کبار تابعین است وقیل سنه ثمان عشر ومائه # ~~آمدن آبراهیم الحنفی بایالت هرات # سنه سبغ عشره وماقآه117 # ~~وفات ابو عبدالله وهب بن منبه مورخ وقیل سنه عشر وقیل سنه ثلاث عشر و # ~~قیل سنه اربع عشر ومائه . # ~~وفات قتاده - وفات سعید بن یسار - وفات ابو شاکر مسلمة بن هشام بن # ~~عبدالملک بن مروان . # ~~وفاث نافع مولی ابن عمر - وفات ابویحیی حبیب بن ابی ثابت الکوفی # ~~وفات اخمد بن عبدالله بن یونس المحدث - وفات میمون بن مهران الفقیه # ~~ولادت حفص بن غیاث بن الحسین النخعی قاضی الکوفه PageV01P192 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0221.jpg) # # *همجمل قصیحی»............،،،.........،. %~% ه... # سنة ثمان عشره و مائه118 # وفات ابومحمد علی بن عبدالله بن عباس رضی الله عنهم که او راسجاد گفتندی # ~~که در هر شبانروزی هزار ر کعت نماز کردی و او در سرات یا در حمیمه (1] ~~از # ~~زمین شام (3) نماند و هشتاد سال عمر داشت واو در شب وفات مرتضی علی کرم # ~~الله وجهه متولد شد پدر او را بنام و کنیت او ابوالحسن علی نام نهاد و ~~او روزی # ~~پیش عبدالملک بن مروان در آمد او را تعظیم بسیار نمود و بر سریر خود ~~نشاندو # ~~از کنیت او پرسید و بالتماس تغییر کنیت او کرد # وفات عبدالله بن عامر الیحصبی از مدینه از جملهآ قراء سبعه # وقات ابو صخره جامع بن شداد - وفات معاویة بن هشام بن عبدالملک # وفات طلحة بن مضر الیمانی - وفات عمرو بن شعیب بن مجمد بن عبدالله # ~~بن عمروبن العاص بطایف. # سنه تسع عشرهومائه8 # وفات ایو عبدالله احمد بن یخیی الجلا از کبار مشایخ شام ابو تراب نخشبی # ~~وذا النون مصری را در یافت و با جنید و نوری صحبت داشته کفت بمدینه ~~مبارک # ~~رسیدم و زیارت حضرت نبی (ع) در یافتم گفتم یارسول الله بمهمان تو ~~آمدهام ms155 ودر # ~~خواب شدم بخواب دیدم که آن حضرت ع یک قرص نان بمن داد و یک نیم از آن # ~~بخوردم بیدار شدم نیم قرص نان در دست من بود و نیم قرص خورده بودم. # ولادت یزیدبن هارون الواسطی - وفات ایوب بن نمیر القاری PageV01P193 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0222.jpg) # ~~ولادت عبدالله بن المبارک ابو عبدالرحمن الحنظلی امام عصره من تلامده # ~~ابی حنیفه الکوفی رحمة الله علیهما . # ~~وفات ابو ایوب الاشدق . # ~~وفات عبدالله بن عیاش بن ربیعة المخزومی من بار القراء و أو از بسیاری # ~~آز صحابه قرائت اخذ کرد # سنهآ هشرین ومائه # ~~وفات شیخ محمد بن واسع رحمة الله علیه که او از کبار مشایخ است گویند # ~~نان خشک در آب میزد و میخورد و گفت هر که بدین قناعت کند از خلق بی ~~نیاز # ~~شود گفت هبچ چیز ندیدم که نه خدای تعالی را در آن دیدم # ~~وفات عمروبن قتاده بن نعمان صاحب سیرو مغازی # ~~وفات امام ابو اسماعیل حمادبن ابی سلیم استاد و خسر امام اعظم ابی ~~حنیفه # ~~وفات الامام فی حرم الله الملک العلام ابوسعید عبدالله بن کثیر از قراء ~~المعروف # ~~بابن کثیر و او قرآن برعبدالله بن عباس رضی الله عنهما و بسیاری از ~~صحابه خوانده # ~~وقیل سنه ستو عشرین # ~~وفات اسید بن عبدالله که القسیری برادر خالد که پیشترامیرخراسان بود # ~~و اسد آباد بلخ واسد آباد بیهق او کرده و یبلخ نماند و گویند که بعد ~~ازوفات او نصر # ~~سیار کنانی والی خراسان شد . # ~~وفات ابوبکر محمد بن عمر بن حذم # ~~آمدن حارث بن حشرم العامری وزیاه بن عبدالرحمن العامری بایالت هرات # سنة احدی وعشرین ومائه121 # ~~وفات مجمع بن سمعان ابوحمزه التیمی من اعیان الکوفه روی عن ماهان ~~PageV01P194 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0223.jpg) # ~~3 مجمل فصیحی*...................................سس............ (195 # ~~الزاهد و روی عنه ابوحیان التیمی و سفیان الثوری قال ابو حاتم الرآزی ~~دعا مجمع # ~~ربه عزوجل ان یمیته قبل الفتنه فمات من لیلته وخرج زیدبن امام زین ~~العابدین # ~~علی فی الغد . # خروج زیدبن امام ms156 زین العابدین علی بن امیر المؤمنین حسین بن علی المرتضی # ~~رضی الله عنهم بکوفه . # ولادت المهدی ابو عبدالله محمد بن منصور ابراهیم بن محمد بن علی بن # ~~عبدالله بن عباس . # وفات اخفش مجاشعی ابوالحسن سعیدبن معده # وفات ابو قیس عبدالرحمن بن ثروان الفقیه - فرستادن هشام بن عبدالملک # ~~یوسف بن عمرو الثقفی را تابازیدبن امام زین العابدین حرب کند و محاربهآ ~~عظیم # ~~میان ایشان واقع شد و أصحاب زید بن امام زین العابدین گریختند و او در ~~اثناء # ~~مصاف میخواند . ### | شهر # و ذل الحیات وعز الممات %~% وکلا اراه طعاما وبیلا # وآن کان لابد من واحد %~% فسیری الی الموتسیر اجمیلا # آمدن بشر بن بسطام الحنظلی بایالت هرات # سنه اثنتین وعشرین ومائة # شهادث زیدبن امام زین العابدین علی بن امیر المؤمنین حسین بن علی # ~~المرتضی رضی الله عنهم در کوفه بر دست یوسف بن عمرو الثققی که از قبل ~~هشام بن # ~~عبدالملک بن مروان حاکم عراق بود و سراو را بدمشق فرستادند و از آنجا ~~بمدینه # ~~آوردند و بنزد قبر رسول (ع) یک روز و یکشب نصب کردند و جثه او را در ~~کوفه # ~~چهار سال صلب کردند و بعد از آن فرود آوردند و سوختند PageV01P195 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0224.jpg) # ~~وفات ایاس بن معاویة بن قرة القاضی ببصره الموصوف بالذکاء والکیاسة. # ~~فرار نمودن یحیی بززیدبن امام زین العابدین بعد از شهادت پدرخود # ~~آمدن مغلس بن زیاد العامری بایالت هرات # سنه قلاث وعشریق ومائه24 # ~~دعوی کردن هشام بن عبدالملک بن مروان بر محمد بن علی بن عبدالله بن # ~~عباس رضی الله عنهم که معاویه زمینی از عباس خریده بصد هزار درم و زمین ~~خود # ~~متصرف بوده و بتصرف او نداده ووجه مذکور از وی بستد # ~~وقات شیخ عتبة بن الغلام رحمة الله علیه # ~~نقلت که شیخعتبة بن الغلام شبی حوری بخواب دید که گفت یاعتبه برتو # ~~عاشقم هشدار تاکاری نکنی که میان من و تومفارقت افتد عتبه گفت دنیارا ~~طلاق داده ام # ~~طلاقی که هر گز ms157 رجوع نکنم تا آن زمان که ترا بینم # ~~وفات ابوبکر محمد بن مسلم بن عبدالله بن عبدالله الزهری # ~~آمدن خطاب بن محمد السلمی بایالت هرات - وفات جعفر بن ایاس # سنه اربع وعشرینومائه134 # ~~خروج یحیی بن زیدبن امام زین العابدین علی بن امیر المؤمنین حسین بن # ~~علی المرتضی رضی الله عنهم و هم درین سال شهادت اودر جوز جانان خراسان ~~بر # ~~دست نصر سیار که او را برادر کرد و بگذاشت تا زمانی که ابو مسلم صاحب ~~الدعوه # ~~او را از دار فرود آورد و بجوز جانان دفن کرد و هفت روز در تمام بلاد ~~خراسان # ~~جهت او نوحه کردند و تعزیه داشتند . # ~~وفات محمد بن مسلم بن عبیدالله بن عبدالله بن شهاب بن ابوبکر القرشی # ~~مشهور بابن الشهاب الزهری مات بالشام یدفن علی قارعة الطریق ~~PageV01P196 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0225.jpg) # ~~آمدن بشر بن بسطام الحنظلی باردوم بایالت هرات # ~~وفات عامر بن عبدالله بن الزبیر بن العوام القرشی الاسدی من تابعی ~~المدینه # ~~وزهادها وعبادها روی عن ابیه و غیره من الصحابه کعایشه وغیرها # سنله خمس و عشرین ومائه25 # ~~وفات هشام بن عبدالملک بن مروان در سادس ربیع الاول مدفونا بر صافه # ~~مدت امارت او نوزده سال و هفت ماء و یازد، روز بود و ینجاه وسه سال ~~عمرداشت # ~~حکومت ایوالعباس ولید بن یزید بن عبد الملک بن مروان # ~~وفات امام محمد بن علی بن عبدالله بن عباس رضی الله عنهم # ~~آمدن مرارة بن شهاب بایالت هرات - ولادت ابراهیم بن میمون الموصلی # سنةآ ست وعشرین ومائه36 # ~~قتل ابو العباس ولیدبن یزیدبن عبدالملک بن مروان که برو نماز نکردند # ~~بواسطه آنک ملحد بود وبد اعتقاد و مدت امارت او یکسال ودو ماه بود # ~~حکومت ابوالولید یزید بن ولید بن یزیدبن عبدالملک بن مروان # ~~وفات یزید مذکور بعد از پنج ماه بعلت طاعون و او را بسه وجه یزید # ~~ناقص گفتهاند اول آنکه اعرج بود دوم آنک پنج ماه بیش حکومت نکرد سیم ~~آنک # ~~زیادات که در ms158 عطاء مردم ولیدبن یزیدبن عبدالملک کرده بود نقص آن کرد و # ~~آنرا بر انداخت . # ~~جلوس ابو اسحاق ابراهیم بن ولید بن یزیدبن عبدالملک بن مروان # ~~وفات کمیت بن زید الشاعر - آمدن ابراهیم بن عبدالرحمن بایالت هرات # ~~وقات عبدالرحمن بن قاسم بن محمد بن ابی بکر الصدیق # ~~توفی قاسم بن ابی بزء و اسم ابی بزء یسار وهومن المشهورین بالقراءة ~~PageV01P197 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0226.jpg) ### | سال 4127 # سنه سبع وعشرین ومائه37 # ~~قتل ابو اسحاق ابراهیم بن ولید بن یزید بن عبدالملک ین مروان بن الحکم ~~بن ابی # ~~العاص مدت امارت أو سه ماه بود و اومفاخرت کردی واین بیت خواندی. ### | بیت # # آنا بن کسری و ابی مروان %~% و قیصر جدی و جدی خاقان # ~~عمر او سی وهشت سال بود. # ~~حکومت ابو عبدالملک مروان الحمار بن محمدبن مروان بن الحکم بدمشق # ~~قتل عبدالعزیزبن حجاج بن یوسف و یزیدبن خالد القشیری بر دست مروان # ~~الحمار بن محمد بن مروان # ~~وفات ثابت بن اسلم البصری- وفات منصور بن رادان # ~~وفات ابو اسحاق السبیعی الداعی (1) # ~~آمدن هیصم بن مسلم العبدی بایالت هرات و او از جملهآ هاشمیان بود هم # ~~درین سال مقداد بن شرجیل العنسی بایالت هرات آمد وعزل هیصم مذکور # سنه ثمان وعشرین ومائه128 # ~~ولادت امام ابو ابراهیم موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقربن ~~امام زین- # ~~العابدین بن علی بن حسین بن علی المرتضی رضی الله عنهم روز یکشنبه نهم ~~صفر # ~~بمدینه مبارک و گویند در ابوا که موضعی است میان مکه و مدینه مبارک و ~~مدفن # ~~ما در حضرت نبی ع آنجاست . # ~~قرستادن ابراهیم بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس رضی الله عنهم ~~ابومسلم # ~~صاحب الدعوه را بخراسان و ابتدای دعوت آل عباس که ابومسلم صاحب الدعوه ~~کرد # ~~اا تسبیی مدنه لسبیج بفتچ اوله وکسرثانیه ثم باوعین مهمله بالکوفه ~~(0راجد) PageV01P198 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0227.jpg) # ~~مصل صیتشی # وفات ابابکر عاصم بن بهدلة ابی النجود الکوفی از قراء وهو بهرام بن # ~~ابی حنیفة بن المالک قراء علی عبدالرحمن ms159 السلمی و قراء هوعلی علی بن ~~ابیط الب # ~~کرم الله وجهه وقراء هوعلی النبی (ع) . # وفات جابر بن یزید الخثعمی الجعفی وکان من غلاة الشیعه یقول بالرجعه # گرفتار شدن ابراهیم بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بر دست مروان # ~~الحمار بن محمدبن مروان وحبس کردن او . # آمدن حازم بن عبدالله بایالت هرات و بعد از آن هم درین سال علی بن # ~~معقل الحنفی و عمار بن علی هردو حازم بن عبدالله را بکشتند وعلی بن ~~معقل از # ~~هرات برفت و غسان بن علی را نایب خود بهرات بگذاشت . # وفات جامع بن شداد . # اول امیر که بهرات آمد از قبل هاشمیان عثمان الکرمانی الازدی و بسام # ~~بن ابرآهیم بودند و ایشان از عمال ابومسلم اند. # سنه قسع وعشرین ومائه9 # ~~نامه فرستادن ابراهیم بنه حمدبن علی بن عبدالله بن عباس رضی الله عنهم ~~که شیعهما # ~~را بگویند که جامهآ سیاه پوشند. # اظهار کردن ابومسلم دعوت بنی عباس در خراسان و نو رایت یکی نام آن # ~~ظل و دیگری سحاب برپای کرد وظلرا بر نیزه چهارده گزبست وسحاب را بر # ~~نیزه سیزده گز و معنی این دو اسم آنست که چنانک میغ همه زمین را بپوشد # ~~دولت بنی العباس بهمه عالم بخواهد رسید و چنانک زمین هر گز از سایه ~~خالی # ~~نباشد عالم از خلیفهٔ‌ عباسی خالی نخواهد بود. # قتل جدیع کرمانی بر دست نصر سیاد. # بست پافتن عبدالله بن معاویة بن جعفربن ابی طالب بر مملکت فارس و عراق . PageV01P199 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0228.jpg) # حرب ابومسلم و علی بن جدیع الکرمانی بانصر سیار و فرار نصرمذ گور. # وفات ابراهیم بن محمد بن علی بن عبدالله عباس که دعوی امامت و اظهار # ~~دعوت مردم کرد و پیشتر بر دست مروان الحمار محبوس گشته بود و درین حین # ~~وفات کرد و گویند که چون حقیقت دعوت و خروج سفاح مروان الحمار بن # ~~محمد بن مروان را معلوم شد او را هلاک کرد و گویند که ms160 در آن حبس که # ~~ابراهیم بود عبدالله بن عمر بن عبدالعزیژ و شراحیل بودند و ایشان ~~بایکدیگر متردد # ~~بودند روزی شخصی پیش ابراهیم آمد و قدری شیر آورد و گفت که شراحیل # ~~میگوید که از این شیر قدری آشامیدم مرا خوش آمد خواستم که ترانصیبی کنم # ~~او قدری از آن شیر بیاشامید و خسته شد و مقرر بود که امروز ابراهیم پیش # ~~شراحیل رود شراحیل کسی فرستاد که مقرر بود که تشریف آوری چون نیامدی # ~~و گفت که از آن شیر که فرستاده بودی خوردم و خسته شدم در ساعت شراحیل # ~~پیش ابراهیم آمد وگفت والله الذی لااله الا هو که من امروز شیر نخوردم ~~و بتو # ~~نفرستادم ترا بازی دادند روزدیگر وفات کرد و گویند که در وقت ولادت ~~جداو # ~~را پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه آوردند او را علی نام نهاد و ~~کنیت # ~~ابوالحسن کره و او را ابا الخلفا خواند. # وفات ابواسحاق سلمان بن خاقان الشیبانی . # وفات یحبی بن ابی بکر المحدث مولی علی بن ابیطالب کرم الله وجهه. # سنه ثلاثین ومائه: # ولادت امام ابوعبد الله محمد بن حسن الشیبانی رحمة الله علیه. # وفات الامام ابو یحیی الشیخ مالک بن دینار رحمة الله علیه در بصره احد # ~~تابعی البصره واعیان علمائها و عبادها وزهادها جمع بین العلم والورع ~~والعمل # ~~وقپل سنه سبع و عشرین و مائه گویند روزی مالک دینار در سایه دیواری ~~خفته PageV01P200 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0229.jpg) # # «مجمل فصیحی»....... %~% 201 # ~~بود ماری آمده بودو شاخ نرکس در دهان کرفته او را باد میکرد (1) # فتح ری و جرجان و نهروان و همدان و طبرستان و حلوان بر دست قحطبه # ~~از لشکر ا ومسلم قتل عامر بن ضباره هم درین حرب بردست قحطبه . # در آمدن ابومسلم باتفاق علی جدیع الکرمانی که پدر او را نصر سیار یقتل # ~~آورده بود و جثه او را آویخته بمرو و ضبط آنجا نمودن . # قتل شیبان الحروری بر دست لشکر ابو مسلم . # ققل ms161 علمی بن جدیع الکرمانی الیمانی بر دست ابومسلم # قتل عثمان کرمانی یمانی برادرعلی مذکور بردست ابود اودهم ازلشکرابومسلم # قتل نباته بن الحنظله الکلابی که بالشکر شام بمدد نصر سیار آمده بود # ~~بر دست قحطبه و لشکری که ابومسلم با او فرستاده بود و قتل ده هزار مرد ~~از # ~~الشکر شام. # حرب ابو حمزهآ خارجی با اهل مدینه و در آمدن در مدینه مبارک . # فرستادن مروان الحمار بن محمد مروان ابن عطیه را بحرب ابوحمزه # ~~خارجی و چون حرب کردند ابو حمزه بگریخت وروی بمدینه آوردند اهل مدینه # ~~ایشان را بقتل آوردند . # خروج سفاح ابوالعباس عبدالله بن محمد الکامل بن علی بن عبدالله بنعباس # ~~که روز جمعه بر منبر شد و دعوت ظاهر کرد و مردم هم در مجلس با او بیعت # ~~کردند و این ابتدای دولت آل عباس است و حاجب سفاح عبدالله بن بسام بود ~~و # ~~خلیفت او در کوفه و ناحیت داوود بن علی و جمعی که تفصیل می یابد هر کس ~~را # ~~بجایی فرستاد و عبدالله بن علی را پیش بوعون فرستاد و عیسی بن موسی را ~~نزدیک # ~~حسن ین قحطبه فرستاد بواسط که او ابن هبیره را حصار میداد و یحیی بن ~~جعفر # ~~بن تمام را بحمید ین قحطبه فرستاد که بمد این بود و بوالیقظان عثمان بن ~~عروة PageV01P201 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0230.jpg) # # 202)...1.00،،،،،9،،،،،،،2،،،2،،12،2 %~% .....................سال 0ا2 # ~~بن محمد بن عمار بن یا سر را ببسام بن ابراهیم بسام باهو ازفرستاد وسلم ~~بن عمرو # ~~بن عثمان را بمالک بن طواف فرستاد . # حرب اسید بن عبدالله الخزاعی از لشکرابومسلم باتمیم بن نصر و بانی وتمیم # ~~مذکور در حرب بقتل آمد و بانی پناه باقلعه برد او را نیز بقتل آوردند . # حرب قجطبه در جرجان با نباته بن حنظله وقتل نباته بن حنظله درذی # ~~حجه و فرار لشکر شام که با او بودند و از جمله لشکر نباته سالم بن ~~روایه # ~~التمیمی در جنگ تنها اقدام نمود و بسیاری بقتل رسانید ms162 و زخمهای گران زد # ~~آخر او را در مسجدی افکندند و او در آن مسجد بسیاری را بقتل آورد و بر ~~او # ~~دست نیافتند آخر مسجد را بر سر او انداختند بعد از آن احتیاط کردند ~~برتمام # ~~اعضاء او هیچ درست نمانده بود . # عزیمت نمودن مردم جرجان که بر قحطبه خروج کنند و این صورت # ~~قحطبه را معلوم شد سی هزار نفراز مردم جرجان بقتل آورد . # باز گرفتن ابو مسلم نیشابور را از نصر سیارودادن بزیاد بن زرارة القشیری # وفات ابو الزیاد یزید ین رومان - وفات محمد بن المنکدر ابو عبدالله # ~~التیمی و هو من بنی سعد بن تیم تابعی کبیر من کبار التایعین وجلتهم ~~مدنی جمع # ~~بین العلم والزهد والعبادة بالمدینه . # وفات یزید بن ابی مالک الهمدانی الفقیه. # وفات عطاء بن ابی مسلم الخراسانی - وفات حفص بن سلیمان بن المغیره # وفات ایوب بن ابی تمیمه إلسجستانی - وفات اسحاق ین عبدالله بن ابی # ~~طلحة الانصاری نصب فرمودن ابومسلم عثمان الکرمانی بسام بن ابراهیم ~~ومالک بن # ~~الهیثم وابوعلی الشیبانی را بایالت هرات و هم درین سال ابوعلی شبل بن ~~طهمان # ~~الشیبانی بایالت هرات آمد وهم در ین سال ابونصر موسی بن حسان بر عمل ~~خراج PageV01P202 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0231.jpg) # ~~مجمل ~~فصیحی».......................................................................................................2،2) # ~~وفات ابو جعفر یزید بن قعقاع القاری در سدینه و او مولی عبدالله بنعباس # ~~المحزومی القاری وه. # سنه احدی و ثلاثین وعائه # ~~وفات این الا عرابی ابو عبدالله محمد بن زیاد الا عرابی عمر او هشتاد و # ~~یکسال و چهار ماه و سه رور بود. # ~~خروج عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب از کوفه: # ~~امر فرمودن ابو مسلم بقحطبه که بری رود و رفتن و گرفتن قومس وری . # ~~وفات نصر بن سیار که در ری بیمار شد و او را بهمدان میبردند درراه # ~~در محفه بمرد . # ~~رفتن قحطبه بری و قتل عامر بن ضباره و غارت لشکر او ودرین حرب # ~~با عامر بن ضباره صد و پنجاه هزار ms163 مرد بود و باقحطبه بیست هزار . # ~~رفتن قحطبه بکوفه و حرب او در کنار آب فرات بامعن بن زایده و قتل # ~~قحطبه مذ کور که بعضی گفته اند در آب غرق شدوبعضی گوینداورا در جویی ~~کشته # ~~یافتند و بعضی گفتهاند که درحرب بقتل آمد . # ~~قایم مقام شدن حسن بن قحطبه بر جای پدر خود - وقوع طاعون در بصره. # ~~وفات ابو حذیفه واصل بن عطاء العزال شیخ المعتزله - وفات ابراهیم بن # ~~عبدالملک . # ~~وفات فرقد بن یعقوب السنجی - وفات ابی بکر بن ابی تمیمه السجستانی # ~~ولادت سلطان العارفین ابو یزید البسطامی وهو ابو یزید طیفور بن عیسی # ~~بن سروشان البسطامی و سروشان والی قومس بود # ~~قتل داود بن یزید بن عمر بز هبپره در جنگ بر دست حسن بن قحطبه و ~~PageV01P203 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0232.jpg) ### | سال 412 # ~~اشکر او واقعه نهاوند که خسن بن قحطبه نهاوند گرفت وجماعتی را از لشکر # ~~مروان الحمار که پناه بدانجا برده بودند وهم بوکامل - حاتم بن حارث ن ~~شریح # ~~و پسر نصر بن سیار. عاصم بن عمیر - علی بن عقیل - بیهس بن یدیل - بحتری # ~~از فرزندان عمر الخطاب را بکشت . # عریختن زیاه بن زرارة القشیری که ابومسلم او را ایالت نیشابور داده بود # ~~و بوقتی که قحطبه را بری میفرستاد او را بالشکری همراه او بفرستاد او ~~در ری # ~~از قحطبه بگریخت و قحطبه جمعی را بز عقب او بفرستاد بعضی از لشکریان ~~اورا # ~~قتل کردند و بدو نرسیدند0 # خروج محمد بن خالد بن یزید القسری که سیاه پوشید و پیش از رسیدن # ~~حسن بن قحطبه کوفه و بصره را بگرفت . # قتل ابراهیم بن میمون الصایغ از اهل مرو بر دست ایومسلم . # سنه اثنتین وثلاثین و مائه33 # خلافت السفاح ابوالعباس عبدالله بن محمد الکامل بن علی بن عبد الله بن # ~~امیر المؤمنین عباس رضی الله عنهم واو را سفاح از آن گفتند که خون بنی ~~امیه # ~~بسیار ریختتا خلافت یدو منتقل شد . # حرب السفاح ابو العباس خلیفه از ms164 خلفای عباسی بامروان الحمار بن محمد # ~~بن مروان و فرار نمودن و رفتن بعصر و رفتن صالح باده هزار مرد بطلب ~~مروان تا # ~~بدمشق واز آنجا صالح مذکور عامر بن اسماعیل جرجانی را یطلب او فرستاد # ~~با چهار صد کس و در عین الشمس که جای فرعون بود (1) بمروان رسید و بعد ~~PageV01P204 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0233.jpg) # ~~از جنگ مروان را بقتل آورد و قاتل او محمد بن شهاب بود از یاران عامر ~~بن # ~~اسماعیل در ذیقعده مدت امارت اوپنج سال و نه ماه بود و گویند قتل او در ~~یوم # ~~الا حد سابع عشرین ذی حجه یود. # مادر مروان الحمار کنیز کی بود از آن ابراهیم بن الاشتر که آن روز که # ~~ابراهیم مذ کور بقتل آمدبدست محمد بن مروان افتاداو را از میان غنایم ~~بر گرفت # ~~و مروان از اومتولد شد و چون بر سفاح ابوالعباس بیعت کردند ابن عیاش ~~المنتوف # ~~در پیش او شد و گفت سپاس آن خدای را که ما را از حمار جزیره و بنده ~~زاده # ~~بنو نخع پسر عم رسول الله (ع) و پسر عبدالمطلب بدل داد . # و او را مروان الحمار بدان جهت. گفتند که در عرب رسم چنان رفته است # ~~که سر هر صد سال را سنة الحمار گویند چون ملک بنی امیه در عهد او بصد ~~رسید # ~~او را حمار نام نهادند ولادت او بنجران بود و اورا بمصر دفن کردند و ~~دولت # ~~مروانیان سپری شد و شعار عباسیان ظاهر کشت . # قتل یحیی بن معاویة بن هشام بن عبدالملک. # وفات یزید بن ولید ین عبدالملک - وفآت ابویسار بن انی یحیی مکی. # وقات القاضی منصور بن المعتمر . # حصار دادن عبدالله بن علی بن عبدالله بن عباس دمشق را و مردم شهر دمشق # ~~ولید بن معاویه را که از قبل مروان الحمار والی بود بقتل آوردند و ~~درهای شهر # ~~یگشادند وعبدالله بن علی مذ کور هژده روز در دمشق مقام کرد. # قتل ابوسلمهآ خلال که ms165 او را وزیر آل محمد میگفتند بر دست مرار بن انس # ~~الضبی بفرمان ابوالغباس السفاح و رضاء ایومسلم که هم درین ولا که فکر ~~قتل او # ~~میکردند بواسطهآ آنک ایشان راوهم آن شده بود که یکی از سادات را بر ~~ایشان # ~~اختیار کند ابو العباس برادر خود ابوجعفر المنضور بالله را بخراسان ~~فرستاد تا با # ~~ابو مسلم درین یاب مشورت نموده آید ابو مسلم ایشان رأ رخمت داد و ~~ابوجعفر PageV01P205 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0234.jpg) # ~~المنصور بالله مراجعت نمود و او را بقتل آوردند و در قتل او ملال تمام ~~بسادات # ~~رسید و سلیمان بن مهاجر گفته. ### | شعر # # ان الو زیر وزیر آل محمد %~% اودی فمن یشناک کان وزیرا # ~~وقیل سنه ثلاث وثلاثین ومائه . # ~~ابتدای عمارت مسجد جامع نیشابور که ابومسلم صاحب الدعوة ساخته . # ~~خلع کرهن ابو الوره مجراه بن الکوثر ین زفر بن الحارث الکلابی عبد الله # ~~بن علی را و اعمال قنسرین بدست فرو گرفت و او از اصحاب و سرهنگان مروان # ~~الحمار بودو رفتن عبدالله بن علی بحرب او و در حرب ابوالورد با ~~پانصدنفر از اقرباء # ~~او بقتل آمدند. # سنه ثلاث وثلاثین وهائه123 # دادن ابوالعباس السفاح عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن العباس # ~~وزارت بخالد بن جعفر البرمکی . # ~~تزویج حسن بن قحطبه شیبانی باجمیله بنت نصربن سیاردر هرات. # ~~ولادت ابو داوود سلیمان بن داوود الطیالسی صاحب المسند . # ~~رفتن المنصور بالله ابوجعفر عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس # ~~بحرب یزید بن عمروبنهبیره بواسط و قتل ابن هبیره بر دست المنصور بالله ~~ابو جعفر # ~~بحکم ابوالعباس سفاح. # ~~خلع کردن بسام بن ابراهیم بن بسام درین سأل ابو العباس سفاح را : # فرستادن ابو العباس السفاح خازم بن خزیمه را بحرب بسام بن ابراهیمبن # ~~بسام و بسام مذکور هزیمبت شد و خازم لشکر او را غارت کرده در عقب ایشان # ~~برفت و بیشتری ازیشان را بکشت و مراجعت نمود . PageV01P206 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0235.jpg) # رفتن خازم بن خزیمه بعمان بجزیرهآ ابن ms166 کاوان و حرب او باشیبان وخوارج # ~~و قتل شیبان خارجی وده هزار از خوارج و خازم مذکور تمامی شهرهای # ~~عمان یگرفت . # سنه اربع و ثلاثین ومائه4 # شهادت عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعقر بن ابی طالب رضی اللهعنهم # ~~بهرات مدفونا یمصرخ (وجدته زینب بنت العابده البتول وابنة الرسول فاطمة # ~~الزهرا)(1) و گویند بعد از قتل او آواز در قهندز پیچید و بدان آواز ~~خراب شد # ~~و بعد از آن اسم قهندز از ودور و بمصرخ شهرت یافت چه صرخ آواز است. # وفات ابوهذیل العلاف من رؤساء المعتزلهواسمه محمد بن هذیل العبدی ویلقب # ~~بالعلاف . # دادن ایالت هرات بابومنصور بن طلحة الخزاعی . # ولادت نضر بن شمیل المازنی یمروالرود اصله من البصره و بمر والرود آمدند # ~~یاپدر و در مروالرود علم وادب آموخت: # سنه خمس وثلاثین وهائة # درین سال در میان مکه و کوفه میلهاو منارها ساختند # وفات عطاء بن ابی مسلم میسرة الخراسانی و او ازاهل سمرقند بود واز # ~~تابعین است و در شام ساکن بود و گویند که از اهل بلخ بود و کنیت او ~~ابوعثمان # ~~بود المعروف بعطاء الخراسانی . # وفات عروة رویم المحدث- وفات یحیی بن ابی یحیی الغسانی الاوزاعی الفقیه # ~~و او از کبار فقها و علما بود . # ~~1- سخر میان پرانتز . فقط در نسخه پ است PageV01P207 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0236.jpg) # # 18. **995 %~% سسسسسسس«سال 136» # سنهست وثلاثآین و مائه6 # اجازت طلبیدن ابومسلم که ببغداد آید و ابو العباس سفاح خلیفه را به بیند # ~~و رخصت یافته بحج رود با او هشت هزار کس بودند ابوالعباس پیغام فرستاد ~~که با # ~~یانصد کس بیاید او باز پیغام فرستاد که من خلق عالم را جهت شما دشمن ~~خون # ~~کردهام حالا با پانصد کس چگونه مترده توانم بود خلیفه اجازت داد که با ~~هزار # ~~کس متوجه شود اوبا هزار کس آمد و خلیفه رادید فرمود که منصور برادرم ~~عزم حج # ~~دارد والا ترا امیر قافله ساختمی ومنصور با ابومسلم بدشده بود و در قصد ~~او سعیها نمود # ~~ابوالعباس ms167 السفاح از وقبول نکرد # قتل سلیمان کثیر بر دست ابو مسلم بحضور المنصور بالله ابوجعفر برادرخلیفه # رفتن المنصور بالله ابو جعفر و ابومسلم بکعبه و باتفاق حج کرده مراجعت # ~~نمودند و درین سقر رنجش ابو جعفر منصور از ابو مسلم زیاده شد # وفات السفاح ایوالعباس عبدالله بن محمدبن علی بن عبدالله بن عباس ~~درثالثعشر # ~~ذی حجه از زحمت آبله سن او سی وسه سال بود و گویند بیست ونه واز قتل ~~مروان # ~~تا وفات او چهار سال بود و از بیعت که با او کردند تا زمان وفات او ~~چهاز سال و # ~~هشت ماه بود. # خلافت المنصور بالله ابوجعفر عبد الله بن محمد بن علی بن عبدالله عباس # ~~المعروف بابو منصور الدوانقی و او را دوانقی بدو وجه گفتند یکی آنک ~~بغایت # ~~بخیل و متدنق بود ودیگری آنک بزمانی که حفر خندق کوفه میکرد برهر فردی # ~~دانگی حواله کرد و بستد ودر حفر خندق صرف کرد و ابومسلم با او بیعت کرد # ~~و بدان واسطه او را استظهاری تمام شد. # وفات عطء بن السایب زید الثقفی وقیل سنه سبع و ثلاثین ومائه PageV01P208 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0237.jpg) # # «مجمل فصیحی» %~% 209 # سنه سبف وثلثین ومائه37 # دادن وزارت ابو جعفر المنصور بالله عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله # ~~بن عباس بخالد برمکی . # آمدن عیسی بن موسی و ابوالجهم جهت بیعتپیش عبدالله بن علی عم منصور # ~~و او ولشکری که با او بودند بیعت اپوجعفر منصور قبول نکردند و تمامی ~~لشکر # ~~باعبدالله بن علی مذکور بیعت کردند . # قتل مقاتل عکی بر دست عبدالله بن علی عم ابوجعفر منصور خلیفه که بعد # ~~از وفات ابوالعباس السفاح عبدالله بن علی مذ کوردعوی خلافت کرد و گفت ~~که بوقتی # ~~که مرا سفاح برعقب مروان الحمار فرستاد ولی عهد کرده بود ومقاتل مذکور ~~با # ~~او بیعت نکرد بدان واسطه او را قتل کرد # رفتن ابومسلم بحرب عبدالله بن علی و چون عبدالله مذکور معلوم کره که # ~~ابو مسلم بجنک ms168 او می آید بر مردم خراسان که در لشکر او بودند اعتماه ~~نکرده # ~~هفده هزار ازمردم خراسان بقتل آورد . # سنه ثمان وثلاثین ومائه8 # فرستادن ابومسلم مالک بن هیثم الخزاعی را بر مقدمه لشکر بحرب عبدالله # ~~بن علی بن عبدالله ین عباس . # گریختن حسن بن قحطبه وحمید برادر او از عبدالله بن علی که ایشان را # ~~تهدید بقتد کرده بیعت ستانده بود وبالشکر ابومسلم ملحق شدند . # حرب ابومسلم با عبدالله بن علی عم سفاح و منصور وفرار عبدالله مذکورو # ~~مخفی شدن در بصره . # وفات یونس بن عبیدالبصری. PageV01P209 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0238.jpg) # قتل ملید خارجی بعد از حربی که میان او وخازم خزیمه رفته بود # مراجعت ابومسلم از حرب عبدالله بن علی و آمدن بری برعزیمت خراسان # ~~وچون بری رسید منصور خلیفه او را طلب فرمود او ابا می نمود بعد از گفت ~~و شنید # ~~بسیار او را بر آن راضی کردند که پیش منصور خلیفه رود # سنه قسع وثلائین ومائه149 # مراجعت ابومسلم از ری و آمدن ببغداد و ملاقات او باابوجعفر منصورخلیفه # ~~وچون از پیش خلیفه بیرون آمد با کسی از نزدیکان خلیفه مشورت کرد که رای # ~~بیندیش او در جواب گفت تر کت الرای بالری و این مثل مشهور شد . # قتل ابومسلم در خامس عشرین شعبان المعظم وهو ابا اسحاق ابراهیم بن # ~~عثمان بن پشاربن سید وس بن جود رز منولد بزرجمهر ولد باصفهان و ~~نشاءبالکوفه # ~~فلما اتصل الامام ابراهیم بن محمد بن عای بن عبدالله بن العباس وامام ~~ابراهیم # ~~مذکور تغییر کنیت او فرموده او را ابومسلم کنیت داه و قیل سنه ثمان و ~~ثلاثین # ~~ومائه(1) # چهار کس اند در زمان اسلام که بر دست هر چهار هزار هزار مردم زیادت # بقتل آمدهاند وهم اول ابومسلم مذکور دوم حجاج بن یوسف سیم بابک الخرمی # ~~چهارم برقعی: # وفات داوو دبن ابی مهند در راه کوفه # عسیان نمودن جمهور بن مرار العجلی با ابوجعفر منصور خلیفه وواسطهآ # ~~نومیدی جمهور آن بود که او ms169 را بعد از قتل ابومسلم بحرب سنباد فرستادند ~~و او PageV01P210 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0239.jpg) # ~~لزن: # ~~سنباه را هزیمت کرد و خزانههای ابومسلم بدست او آمد بترسید که ابوجعفر ~~منصور # ~~خلیفه او را بآن مال مؤاخذت کند و اظهار هصیان کرد چون منصور خلیفه ~~معلوم # ~~کرد محمد بن اشعث الخزاعی را بحرب او فرستادو میان ایشان مقاتلتی سخت ~~رفت # ~~و باخر جمهور هزیمت شد و بسیاری ازیشان بکشتند و جمهور بآذربایجان ~~افتاد # ~~و پس از آن او را باسفید رود گرفته بقتل آوردند. # وفات ابو عبدالله یونس بن عبیدفقیه . # کرفتن عبد الرحمن بن معاویة بن هشام بن عبدالملک بن مروان شهراندلس # ~~را واو وفرزندان در آنجا مدتها پادشاهی کردند # محبوس داشتن ابوجعفر منصور خلیفه عبدالله بن علی بن عبدالله بن عباس را # ~~که عم او بود وقتل برادر او عبدالملک بن علی واصحاب او در زندان بحکم # ~~منصور خلیفه - # عزل ابونصر موسی بن حمسان از عمل خراج هرات بعد ازو ابوسهل هیثم بن # ~~سلیمان السغدی وعبدالله بن اسحاق وهشام بن یزیدبن الفضل با یکدیگر دو ~~ماء # ~~در هرات عمل کردند. # سنة اربعین وهائه4 # وفات عبدالله بن عامر الدمشقی از قراء # رفتن ابو جعفر منصور خلیفه بکعبه و کشاهه گردانیدن مسجد الحرام3 # وفات صالح بن کیسان - وفات القاضی شریک بن عبدالله # وفات سلیمان ین علی ین عبدالله بن عباس . # وفات ابان بن الصامت . # وقات ابو داوود عامل خراسان که در موضعی از حوالی مرو فرود آمد که ~~PageV01P211 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0240.jpg) # ~~آنرا باب کشماهن (1) گفتندی جماعتی بدر خانه او رفتند که او را بکشند ~~او بر # ~~بام رفت که لشکر خود را آواز دهدپای بر کنار بام نهاد خشتی از زیر پای ~~او بشکست # ~~واز بام بیفتاد و بمرد و عصام که صاحب شرطه او بود برجای او ینشست ~~تاازدار الخلافه # ~~عبدالجبار بن عبدالرحمن الازدی را بایالت خراسان فرستادند # وفات ابو جعفر محمد بن عبدالله الاسکافی وهو من متکلمی الممرله وایمتهم # ~~وله طایفة ینسب الیه. # سنه ms170 احدی و اربعین ومائه41 # وفات ابی رافع نافع بن عبدالرحمن بن ابی نعیم المدنی که اول قراء است # ~~و بر هفتاد کس از تابعین خوانده قیل سنه سبع وستین وقیل سنه ست وستین # وفات سعدبن سعید الانصاری . # ولادت ابو عبدالله امام احمد بن حتبل بن هلال - وفات ابوثور الکندی # وفات عاصم بن سلیمان الاحول . # خروج جماعت روندیه که ایشان مذهب تناسخ داشتند و قتل ایشان پردست # ~~لشکر منصور خلیفه که معن بن زایده درین حرب جلادت بسیار نمود واز خلیفه # ~~تربیت یافت و جمعی که از روندیه بقتل آمدند ششصد تن بودند . # وفات عثمان بن نهیک که از روندیه او را زخم رسیده بود # سنه اثثثین واربعین ومائه42 # مخالفت کردن عبدالجبار بن عبدالرحمن الازدی امیر خراسان بر ابو جعفز # ~~منصور خلیفه وقتل عبدالجبار بر دست مهدی ولد منصور خلیفه که چون اصحاب ~~مرو # ~~شنیدند که او خلیفه را خلع گرده با او حرب کردند و او ازیشان بگریخت او ~~را PageV01P212 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0241.jpg) # ~~ذمجملفصیحی»............................................سسسس (213) # ~~گرفته پیش خلیفه آورهند فرمود تا او را انواع تعذیب کردند ومالی که ~~داشت بشتدند. # ~~و او را دست وپا بریده کردن زدندو مردم و فرزندان اورا بجزیرهآ فرستاد ~~که بناحیت # ~~یمن است و آنرا دهلک گویتد (1) # آمدن ا وکامل الخباز بایالت هرات # حرب خازم بن خزیمه با اصپهبد طبرستان و کریختن اصپهبد و رفتن بقلعه # ~~و گرفتن خازم مذکور طبرستان را و بآخر خازم بااصپهبد صلح کرد بر آنک ~~قلعه # ~~مذکور باهر ذخیره که در آنجا هست بسپارد و خود بیرون رود و او قلعه را ~~بسپرد # ~~و با گیلان شد. # ولادت یحیی بن یحیی بن بکر بن عبدالرحمن التمیمی ابو زکریا # ~~المنقری (42 # وفات حسن بن عبیدالله - وفات ابوالقاسم سلمأن بن الطهمان التمیمی # سنه ثلاث واربعین ومائة 43 # وفات یحیی بن سعید الانصاری بکوفه وهو ابوسعید یحیی بن سعید بنقیس # ~~الانصاری # وفات ابو عمرو عثمان بن سلمان الفقیه # آمدن خبر بمنصور خلیفه که چون مراجعت ms171 خازم بن خزیمه از طبرستان # ~~شد اصفهبد نقض عهد کرده مسلمانان را بکشت # فرستادن منصور خلیفه خازم بن خزیمه و روح بن حاتم وابوالخضیب را که ~~PageV01P213 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0242.jpg) # ~~را که با اصپهبد حرب کرهند و او را بقتل رسانیدند # و گویند که اوزه راز انگشثری خود مکید و بمرد و سا کنان قلعه را بکشتند # ~~و زنان و فرزندان ایشان را برده گرفتند و دختر اصفهبد و شنکله دختر ~~دبیر # ~~مصمغان که مادر ابراهیم بن المهدی بود بیاوردند و بار دیگر فتح طبرستان ~~کردند # وفات سلیمان بن طرخانالتیمی تا بعی بصری کان ینزل فی بنی تیم فنسب الیهم # سنذاربع واربعین ومائه4 # خروج محمد و ابراهیم پسران عبدالله بن حسن بن علی المرتضی ومنصور # ~~مکتوب نوشت واوجواب درشت نوشت و باز مکتوب دیگردر جواب جواب مکتوب # ~~آو فرستاد وعیسی بن موسی را بالشکری بمدینه بحرب او فرستاد و میان ~~ایشان # ~~محاربات سخت رفت و چند کرت لشکر عیسی ین موسی شکسته شد و بآخر درحرب # ~~شهادت محمد و فرار ابراهیم واقع شد پر دست عیسی بن موسی بن علی بن عبد ~~الله # ~~ین عباس عم منصور خلیفه . # شکستن ذوالفقار (1) امین المؤمنین علی بن ابی طالب کرم الله وجهه که # ~~درین حرب در دست محمد بود و بدان حرب میکرد عیسی بن موسی بوقت گرفتن # ~~محمد بن عبدالله از دست او بستد و برسنک زد و بشکست بوقتی که ~~محمدوابراهیم # ~~خروج کردند ابوجعفر منصور دوانقی که خلیفه یود این جماعت را گرفته حبس # ~~کرد وهم عبدالله بن حسن بن حسن بن علی المرتضی - حسن و ابراهیم پسران ~~حسن # ~~بن حسن بن علی المرتضی - حسن بن جعفر بن حسن بن علی - سلیمان و عبدالله # ~~پسران داوود بن حسن بن حسن بن علی محمد و اسماعیل پسران ابراهیم بن حسن # ~~بن حسن بن علی - عباس بن حسن بن حسن بن حسن بن علی موسی ین عبد اللهین # ~~حسن بن حسن بن علی - علی بن ms172 محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی ~~المرتضی PageV01P214 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0243.jpg) # ~~مجمل فصیحی* # ~~قتل محمد بن عبدالله بن عمروبن عثمان که سر او را بخراسان فرستادند و ~~آنجا. # ~~سو کند میخورد که این سر محمد بن عبدالله است و بآن سرمحمدبن عبدالله ~~بن حسن بن # ~~حسن بن علی المرتضی میخواستند . # وفات ابو عثمان عمروبن عبیدبن باب مولی بنی تمیم و او شیخ معتزله بود # وفات سلیمان بن دینار المحدث. # وفات هشام بن عروة بن الزبیر و او هشتاد وپنج ساله بود # آمدن شیخ عمده از عراق بایالتهرات درربیع الاول هم درین سال داوودبن # ~~کراد الباهلی بایالت هرات آمد وچهار سال واند روز والی هرات بود # سنه خمس واربعین ومائه45 # ~~عمارت شهر بغداد برنست ابوجعفر منصور خلیقه و تخریب نصف قصر مداین وچون ~~در # ~~کشادن آن صرفهآ نبود ترک کردند و بوقت طلوع برج قوس بناء بغداد نهادند ~~. # وفات حکم بن عقبه بکوفه - وفات عمرو بن میمون بن مهران . # وفات عبدالملک بن یسار - وفات اسماعیل بن ابی خالد التابعی . # خروج ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن حسن بنعلی المرتضی بر منصورخلیفه # ~~در اول رمضان. # وفات حسن بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب و هوعم محمدوابراهیم ابنی # ~~عبدالله بن الحسن وکان موته فی حبس المنصور لانه اخذه من المدینه. # شهادت ابراهیم بن عبد الله بن حسن بن حسن بن علی المرتضی که پیشتر از حرب # ~~عیسی بنموسی گریخته بود هم بر دست عیسی بن موسی عم منصور خلیفه ولشکری # ~~که منصور خلیفه با او فرستاده بود در اول ذیقعده بغد از آن فرزندان ~~محمد بن # ~~بن به الله مد دور بمصر رفت و دعوی امامت کرد و آنجا پقتل آمد و پسرش ~~دریمن در PageV01P215 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0244.jpg) # # 26 %~% ...................... «سال 3146 # ~~حبس هلاک شد وبرادرش موسی الخون(کذا) بجزیره رفت ودیگر برادرش یحیی بری # ~~وطبرستان رفت ودیگر برادرش ادریس بن عبدالله بمغرب خلیفه شد و بعدازو ~~پسرش # ~~ادریس بن ادریس ین ms173 عبدالله قایم مقام پدر شد و شهری در مغرب یتا نهاد و # ~~مهدیه نام کره. # وفات ابونصر محمد بن السایب الکلبی النسابه . # فرستادن ابوجعفر منصور خلیفه ابن الربیع را بمدینه مبارک که در آنجا # ~~والی باشد و او لشکریان خود را ازظلم منع نمیکرد و با مردم ظلم و بیداد ~~بسیار # ~~میکردند تا روزی لشکریی جامهآ خرید وچون ازووجه طلب داشتند شمشیر کشید # ~~شخصی که جامه فروخته بود کاردی یروزد و او از اسب در افتاد جمعی ~~ازسپاهیان # ~~حاضر بودند بوق زدند و حرب بنیاد کردند و ابن الربیع را بگریزانیدند ~~بعد # ~~از آن که این واقعه دست داد غلامان ینیاد خرابی کردندخواجگان غلامان ~~خودزا # ~~بالتماس تسکین دادند و ببظن نخله پنزدیک ابن الربیع رفتند که او را باز ~~آورند # ~~او اپانمود بالتماس بسیار او را باز آوردند و تسکین این فتنه نمودند . # سنةآ ست واربعین و مائه146 # ولادت الهادی بالله ابو محمد موسی بن مهدی بن منصور بن محمد بن علی # ~~بن عبدالله بن عباس . # وفات ابوحافی اشعث بن عبدالله الفقیه . # وفات عثمان البستی - اتمامعمارت معموره و شهر و مدینه دار السلام بغداد # ~~بر دست ابوجعفر منصور خلیفه . # داهن امارت هرات بداوود بن کرار الباهلی بحکم ابوجعفر منصور الخلیفه . # سنه صبغ واربعین ومائه47 # وفات عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریح وقیل سنه خمسین و مائه . PageV01P216 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0245.jpg) # ~~«مجمل فصیحی 4.6. # خلع کردن عیسی بن موسی خود را بالتماس منصور خلیفه از خلافت و # ~~بیعث باپسر ابومنصور محمد کردن مقرر بر آن که بعد از محمد عیسی بن موسی # ~~خلیفه باشد و ده بار هزار هزار درم جهت خود و سیصد هزار درم جهت ~~فرزندان و # ~~هفتصد هزار درم جهت زنان خود بستد. # فرمودن ابوجعفر منصور خلیفه عیسی بن موسی را که عم خلیفه عبدالله بن # ~~علی بن عبدالله بن عباس را بقتل آورد و آن چنان بود که منصور خلیفه بحج ~~میرفت # ~~بوقت رفتن عیسی بن مه سی را طلب ms174 داشت و بخلوت با او گفت که عبدالله بن ~~علی # ~~را بتو میسیارم او رابکش وخود برفت و از راه چند کرت بعیسی بن موسی ~~نوشت # ~~که مهمی که در عهده تو کردهام باتمام رسان عیسی بن موسی وهم کرده او را # ~~نکشت وعبدالله بن علی را پنهان گرد تا منصور از حج مراجعت نمود قرابتان # ~~عبدالله بن علی از منصور التماس کردند و عبدالله بن علی را طلب داشتند ~~منصور # ~~گفت من از خون او گذشتم و بشما بخشیدم او را پیش عیسی بن موسی سپردهام # ~~طلب دارید عیسی بن موسی گفت که تو او را بمن سپردی و فرمودی که او را # ~~بکش من کشتم منصور گفت من نفرموده ام عیسی گفت تو فرمودی منصور گفت # ~~من نفرمودهام و او اقرار کرد که من کشتهام یا عبدالله بن علی را بشما ~~بسپارد یا # ~~بخون او کشته گردد خویشان عبدالله بن علی عیسی بن موسی را گرفتند و طلب # ~~عبدالله مذ کور کردند و بدان رسانیدند که بخون عبدالله او را قتل کنند ~~عیسی گفت # ~~عبد الله زنده است مرا پیش خلیفه برید چون اوراپیش خلیفه آوردند گفت ~~مقصود آن بوده # ~~که من عبد الله بن علی را بکشم تامرانیز بخون او باز کشند عبدالله زنده ~~است و عبدالله # ~~بن علی را حاضر کرد اوراستانیده بحبس فرستاد ودرحبس خانه برسر او ~~انداختند # سنه ثمان واربعین ومایه8 PageV01P217 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0246.jpg) # ~~امیر المؤمنین حسین بن علی المرتضی رضوان الله علیهم در روز شنبه بیست ~~وسیم # ~~رجب الاصم (1) مدفونا ببقیع واو شصت و پنج ساله بود در خبرست که منصور # ~~خلیفه امام جعفر الصادق رضی الله عنه را طلب کرد که بقتل رساند چون پیش ~~او # ~~آمد او را تعظیم نمود و گفت حاجت توچیست گفت آنکه مراپیش خود نطلبی او ~~را # ~~باز گردانید چون امام از چشم خلیفه ناپدیدشد خلیفه بیهوش شدچون بهوش ~~باز آمد # ~~ازوسؤال کردند که او را آورده بودی ms175 که قتل کنی چون بود که تعظیم نموده ~~اورا # ~~باز گردانیدی و بیهوش شدی گفت چون او در آمداژدهائی دیدم دهان باز کرده # ~~مرا گفت اگر قسد او کنی ترا با این صفه فرو برم ترسیدم و ترک او کردم. # امام جعفر الصادق رضی الله عنه عزلت اختیار فرموده بودشیخ سفیان الثوری # ~~از و سؤال کرد که مردم از فواید انفاس متبرک تو محرومند چرا عزلت ~~گرفتهای # ~~کفت فسدالزمان و تغیر الا خوان و قبره بالمدینه و هوو ابوه وجده وحسن ~~بن علی # ~~المرتضی رضی الله عنهم فی قبر واحد. # نقلحت که امام جعفر روزی نشسته بود و ایشان را گفت بیایید تا بیعت # ~~کنیم که هر که از میان ما در قیامت رستگاری یابد همه را شفاعت کند ~~گفتند # ~~یا بن رسول الله ترا بشفاعت چه حاجت که جد تو شفیع همه خلایق است او ~~گفت # ~~من با این افعال خودشرم دارم که در روی جد خود نگرم . # وقات ابوزرعه یحیی بن عمرو - وفاتزکریابن زاید المحدث . # وفات ابوالهذیل محمد بن الولید - وفات ابو محمد سلیمان الاعمش وهو # ~~سلیمان بن مهران الباهلی مولی لهم # ولادت دعبل بن علی الخزاعی الشاعر وکان یتشیع. # سنة تسع واربعین و هائه9 # ولادت شیخ ابو یعقوب یوسف بن الحسین و او مریدشیخ ذوالنون المصری ~~PageV01P218 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0247.jpg) # ~~مجمل ~~فصیحی*........................................،.............219) # ~~بود رحمة الله علیهما . # وفات عیسی بن عمر النحوی - وفات ثابت عماره - وفات موسی بن نافع . # سنةآ خمسین وهائه # وقات الا مام اعظم مجتهد مکرم امام ابو حنیفه کوفی رحمة الله علیه در # ~~ماه رجب در سجدء نماز و او هفتاد ساله بود و اسمه نعمان بن ثابت بن ~~نیکبخت بن # ~~هرمز بن شاه بخت بن شاه میر بن کنارنگ بن قباد بن فیروز و کنارنگ برادر # ~~انوشروان العادل است ومدفونا یمقابر الخیزران ببغداد. # نقلست که ابو جعفر منصور خلیفه ملکی بغلام خود داد وتمسکی نوشت # ~~غلام تمسک پیش شعبی آورد که گواهی بنویس او گواهی بنوشت ms176 پس پیش امام # ~~ابو حنیفه آورد که گواهی خود بنویس که خلیفه فرموده است اسام گفت که # ~~خلینه را کجا شاید دید غلام گفت بنویس فضولی مکن که استاد تو شعبی ~~نوشته # ~~گفت مادام که از خلیفه نشنوم ننویسم غلام شکایت بخلیفه برد خلیفه شعبی ~~راطلب # ~~فرمود و گفت در گواهی رؤیت شرط است گفت بلی گفت پس تو چرا نوشتی # ~~گفت من دانستم که خلیفه را نتوانم دید و نیژدانستم که بفرمودهآ خلیفه ~~آوردهاند # ~~خلیفه فرمهد که این معنی از احتیاط دور است آن جوان نیکو احتیاط # ~~کرده است . # نقلست که امام ابو حنیفه رضی الله عنه بسر روضهآ نبی (ع) رفت و گفت # ~~السلام علیکیا سید المرسلین از روضه آواز آمد کهوعلیک السلام یاامام ~~المسلمین # نقلست که امام ابو حنیفه رضی الله عنه بحمام رفت شخصی کشف عورت # ~~کرده در آمد امام پرسید که این کیست گفتند دهریست امام چشم برهم نهاه # ~~دعری گفت ای امام روشنائی چشم تو کی باز گرفتند امام گفت آنگاه که ~~ستراز # ~~تو بر داشتند. PageV01P219 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0248.jpg) # # 220) %~% ...........................«سال 150 # فقلست که جهت قضاء از فحول علما امام ابو حنیفه نعمان بن ثابت وسفیان # ~~الثوری ومشعر بن الحرام وشریک را طلب فرمودند امام ابو حنیفه در راه ~~گفت # ~~سفیان بگریزه و مشعر خود را دیوانه سازد و من عذری آورم و شریک قضا ~~قبول # ~~کند و آن چنان شد سفیان در راه بگریخت و مشعر چون در آمد دست خلیفه # ~~بگرفت گفت چونی و فرزندان و اهل تو چونند خلیفه فرمود که این دیوانه را # ~~بیرون کنید پس قضا پر امام عرض کرهند گفت که من از عرب نیستم بلی مولی # ~~عربم وقضارانشایم جعفر برمکی کفت این کار بعلم است بنسب نیست امام کفت ~~من گفتم # ~~که این کار را نشایم اگرراست گفتم خود نشایم و اگر دروغ گفتم دروغ گوی # ~~قضا را نشاید بحسب ضرورت شریک قاضی شد من بعدامام با او مخالطت ms177 نکرد و ~~او # ~~را مهجور گردانید. # ولادت امام ابو عبدالله محمد بن ادریس الشافعی بن عباس بن عثمان بن # ~~شافع بن سایب بن عبید بن عبدیزید ین هاشم بن مطلب بن هبد مناف بن قصی ~~وهو # ~~الشافعی المطلبی رضی الله عنه بناحیت شام علی ساحل بحر الروم بمدینة ~~یقال # ~~لهاغزه من ارض فلسطین بقرب ارض المقدسه ومات عنه ابوه وهوابن سنتین ~~فحملته # ~~امه الی مکه ومنشاوه بذی طوی بفتح الطاء موضع بمکه فی الحرم . # ولادت امام ابوحفص کبیر البخاری در روز ولادت امام شافعی - : # ولادتهارون بن مهدی بن منصور خلیفه # وفات ابو الولید ضحاک بن مراحم المحدث. # ساکن شدن ابو جعفر منصور خلیفه و مردم در شهر بغداد که نو باتمام # ~~رسیده بود # حرب خازم بن خزیمه بااشتادسیس و گرفتاری اشتادسیس و بند کردن او # ~~و فرزندان او . # ولادت اسحاق بن ابراهیم الموصلی وکان من اهل ارجان لیکن سمی بالموصلی ~~PageV01P220 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0249.jpg) # # مجمل فصیحی4.... %~% ............................221) # ~~وفات بی بی ستی و او عیاره بود و با ابومسلم صاحب الدعوه بود و بآخر # ~~توبه کردو زاهدهآ زمان شد و در اندرون شهر هرات در میان بازار خوش ~~مدفون است. # سنة لاحدی وخمسین ومایها # ~~ولادت الرضا امام علی بن امام موسی الکاظم بن امام جعفر الصادق بن # ~~امام محمد الباقر بن امام زین العابدین علی بن امیر المؤمنین حسین بن ~~علی # ~~المرتضی رضی الله عنهم روز سه شنبه یازدهم ذی قعده بمدینه و قیل منه ~~ثمان و # ~~اربعین و مائه : # ~~وفات ایو عبدالله محمد بن اسحاق بن یسارالمطلبی و او صاحب سیر النبی # ~~والمغازی بود . # ~~وفات ابو عمرو عبدالرحمن بن عمرو الاوزاعی . # ~~بناء رصافه بحکم منصور خلیفه در جانب شرقی بغداد جهت پسر خود مهدی # ~~آمدن تمیم بن عمرو بایالت هرات در ماه رجب و در هرات دو سال و نیم # ~~والی بود پس ار آن بسیستان شد و اسد بن شعیب الازدی الهناوی را نایب ~~کرد # ~~و او پنجاه وسه روز بنیابت او ms178 در هرات بود . # سنة اثنتین و خمشین و مائها # ~~دادن حکومت سیستان بمعن بن زایده المضروب به المثل فی الجوه بحکم # ~~منهور خلیفه . # ~~وفات ابراهیم ین ابی عبله شمر بن یقظان بن عامر العقیلی . # ~~وفات طلحة بن عمرو الخضرمی - وفات محمد بن عبدالله بن مسلم من عبیدالله ~~PageV01P221 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0250.jpg) ### | .........................*سا ا2 # سنه ثلاث و خمسین ومائة53 # ~~وفات هشام بن ابی عبدالله الدستوانی من علماء البصره وزهادها وعباه ها # ~~محدثها. # ~~وفات اشعث الطماع و قیل أشعب (1) بالبا بنقطه نقلاعن المقامات ~~الاسکندری # ~~فلاتکن کاشعب فتتعب وتتغب (2) واو در طمع ضرب المثل است و روایات طمع ~~او # ~~مشهور و معروف است وقیل سنه اربع و خمسین و مائه. # سنه اربع و خمشین ومائه # ~~خروج عبدالله بن الاشتر از نسل امیر المؤمنین علی بن ابی طالب کرم الله ~~وجهه # ~~در هندوستان . # ~~وفات حکم بن ابان. # ~~وفات امام القراء ابو عمرو بن العلاء بن عمار بن عبدالله بن الحسین بن # ~~الحارث بن جهلم بن خزاع ن مالک بن غمرو بن تمیم نامش بروایتی ریان بن ~~حصین # ~~و بروایتی یحیی است و او یکی از قراء سبعه است عمره ست و ثمانون سنه ~~وقیل # ~~سنه سبع او ثمان و اربعین ومائه . # ~~آمدن حماه بن عمرو الذهلی درصفر بایالت هرات چهار سال و نیموالی بود # سنه خمس وخمسین ومایه # ~~دادن منصور خلیفه حکومت خراسان بپسر خود مهدی. # ~~وفات عمرو بن ذر ابوذر الهمدانی : PageV01P222 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0251.jpg) # ~~*مجمل فصیحی # بناء رافقه بر دست مهدی بحکم پدر خود منصور خلیفه و درها وفصیلها و # ~~شوارع آن هم بر شکل بغداد تمام کردند. # ~~چه در آن کار صرف شود از اهل آن دو شهر بستانند . # عزل فرمودن منصور خلیفه یزید بن اسید را از جزیره و آن ولایت را ببرادر # ~~خود عباس ین هحمد داد یزید مذکور مراجعت نموده پیش خلیفه آمد و شکایت # ~~کرد که امیر المؤمنین برادر تو با من بد کرد و مرا ببی حرمتی معزول کرد # ~~و ms179 مرا دشنام داد منصور گفت احسان که من کردهام و بی حرمتی که او کرده # ~~«رهم کش تا دل تنگ نباشی گفت یا امیرالمؤمنین چون احسان و بدی برابرشود # ~~پس خدمت من فضای بوده باشد از من برشما . # سنة ست وخمسین ومائها # وفات ابو عمار حمزة بن حبیب بن عمارة بن اسماعیل زیات الکوفی ازقراء # ~~مدفونا بحلوان احد قرات السبعه وکان فقیها . # وفات مجمد بن جابر بن عبدالله وقیل سنه اربع وخمسین ومائه. # توفی عبدالرجمن بن یزید بن جابر المحدث - وفات علی بن ابی جمیله # ~~المحدث . # وفات عثمان بن عطاء المحدث . # سنهسبع وخمسین ومائه # خلع کردن عیسی بن موسی خود را از خلافت و بز مهدی بن منصور خلیفه # ~~بیعت کردن وفات خالد برمکی . # وفا او رالی القلیه واسمه ابوعمر وعبدالرحمن بنعمرو شامی عمره سبعین ~~PageV01P223 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0252.jpg) # ~~سنه والاوزاع من حمیر امام اهل الشام فی الحدیث والفقه والعباده والزهد ~~والورع # ~~وکان یسکن بمحلة الاوزاع خارج باب الفرادیس من دمشق والاوزاع بطن من # ~~همدان وقیل انه منسوب الی الاوزاع قریة بدمشق # وفات مصعب بن ثابت بن عبدالله بن الزبیر القرشی المدنی # سنه ثمان وخمسیث وعائة8 # فرستادن منصور خلیفه پیش منصور بن محمد بن ابراهیم بن محمد بن علی که # ~~امیر مکه بوه که مردی را از آل ابوطالب وسفیان ثوری وابن جریح و عباد ~~بن کثیر # ~~را در زندان کند محمد بن ابراهیم مذکور این جماعت را در زندان کرد و ~~چون # ~~شب در آمدپشیمان شد و بدین و اسطه ملول نشسته بود شخصی پرسید که ~~چراملولی # ~~گفت ازین بدتر چه باشد که مرا فرمودهاند که خویشاوند رسول صلی الله و ~~آله وسلم # ~~واعیان مسلمانان را در زندان کنم تاچون منصور خلیفه برسد ایشان را بکشد ~~و # ~~پادشاهی خود بدین مستحکم گرداند و دین من بزیان آید اکنون برو و راحلهآ # ~~از شتران من و پنجاه دینار زر ببرو بنزدیک طالبی بروبگوی برود و مارا ~~باین که # ~~واقع شد بحل کند ms180 بدر زندان شدم و طالبی را وجه دادم و راحله فرستادم ~~وپیش # ~~سفیان و پسر جریح و عباه رفتم و سلام محمد ابراهیم بدیشان رسانیدم و ~~کفتم امیر # ~~میگوید مرا بحل کنید و از زندان بیرون شوید و مادام که منصور خلیفه ~~اینجا # ~~باشد بیرون میائید و ظاهر مشوید و چون منصور نزدیک مکه رسید محمد بن # ~~ابراهیم استقبال کرد او را پیش خود نگذاشت و محمد ین ابراهیم عظیم ~~متوهم شد # ~~طبیبی که با محمد بن ابراهیم بود از علامات منصور خلیفه معلوم کرد که ~~او را # ~~عمری نمانده و محمد بن ابراهیم را از آن خبر داه . # وفات ابوجعفر المنصور بالله عبدالله بن محمد بن عای بن عبدالله بن عباس # ~~در راء مکه که بحج میرفت و بنزدیک مکه در بئرمیمون در ساهس ذی حجه وفات ~~PageV01P224 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0253.jpg) # # لمجمل فصیحی « %~% 225) # ~~یافت و او خلیفه دوم بود از آل عباس و شصت و سه سال عمر یافت مدت خلافت ~~او # ~~بیست و یکسال و یازده ماه و بیست و چهار روز بود یکی از سیرتهای او آن ~~بود # ~~که لشکر او مدتی باخارجی حرب کردند و هر کرت خارجی مذکور لشکر او # ~~منهزم کرد و بآخر خارجی را گرفته پیش خلیفه آوردند بجلاد فرمود که ~~یحضور # ~~خلیفه او را گردن زند جلاد دست او گرفت خلیفه از سر غضب فرمود که یابن # ~~الفاعله تو لشکر مرا هزیمت کنی خارجی گفت وای بر تو دیروز میان من و تو # ~~شمشیر بودو امروز مرافحش ودشنام میدهی و من این ساعت طمع از جان وزند ~~گانی # ~~خود ببریده ام اگر جواب تو باز دهم تو چه خواهی کرد منصور ازو خجل شد ~~واو # ~~را بگذاشت و تا یکسال از خجالت با اوملاقات نکرد واو را ندید و باز ~~تربیت # ~~او فرمود. # خلافت المهدی بالله ابو عبدالله محمد بن عبدالله بن محمد بن علی بن ~~عبدالله # ~~بن عباس که اوهمراه پدر بحج رفته ms181 بود درمکه مبارک بز خلافت او بیعت ~~کردند # ~~و او خلیفه سیم است وزیر او معاویة بن عبدالله الاشعری بود . # وفات اسرائیل یونس المحدث ببغداد . # وفات الا مام ابو خالد زفر بن هذیل العنبری الفقیه صاحب ابی حنیفه # ~~در بصرم # وفات ابو الحارث بن ابو ذیب الفقیه القرشی وهومحمد بن عبدالرحمن بن # ~~ابی ذیب الفقیه المدنی بالکوفه همره تسع و سبعون سنه و قیل سنه تسع و # ~~خمسین و مائه . # درین سال در نیمهآ شعبان یحیی بن عمرو رسول مهدی خلیفه بهرات آمدبعد # ~~از آن بو جعفر و تمیم بعد از آن عبدالله بن حمید بن قحطبة الطابی ~~بایالت # ~~مرات آمدند . PageV01P225 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0254.jpg) # سنه تسع وخمسین ومایه59 # ~~وفات مغن بن زایدة ین مطر ین شریک بن عمروبنقیس بن شراحیل بن مرة بن ~~همام # ~~بن مرة بن ذهل بن شیبان بن ذهل بن ثعلبة بن عکابة بن صعب بن علی بن بکر ~~بن وابل ین # ~~قاسط بن هنب بن اقصی بن دعمی بن جدیکه بن اسد بن رییعة بن نزار و او ~~مدتی # ~~ملک ملک یمن بود بعد از آن ببغداد آمد و مدتی ملک سیستان شد و در ~~سیستان # ~~در گذشت بغایت سخی وشجاع بود و او در جود و سخاوت ضرب المثل بود وقحطبه # ~~شیبانی در حرب او بقتل آمد . # وفات حسین بن واقد مولی ابن عامروکان حسین هذا علی قضاء مرو وکان # ~~یشتری الشیء من السوق فیحمله علی عیاله وکان عالما زاهدا عابدا . # وفات ابوالحارث محمدبن عبدالرحمن بن المغیره بکوفه # وفات حمید بن قحطبه که امیر خراسان بود از قبل مهدی خلیفه. # فرستادن مهدی خلیفه اباعون عبدالملک بن یزید را بامارت خراسان . # وفات عبدالعزیز بن ابی ورد ابوعبدالرحمن من اعیان المکیین و علمائهم # ~~من کبار التابعین خلاص فرمودن مهدی جماعت زندانیان را که پدر او حبس ~~کرده # ~~بود الاحسن بن ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی المرتضی رضوان ~~الله علیهم # ~~که اورا در حبس بگذاشت ms182 و یعقوب بن داود بن الطهمان را که باحسن بن ~~ابراهیم # ~~در حبس بود بیرون آورد و تربیت تمام فرمود و او را نیابت داه و در ~~کارها با او # ~~مشورت میکرد و حسن بن ابراهیم مذکور خواست که از حبس بگریزد یعقوب # ~~بن داوود الطهمان با مهدی خلیفه گفت و او را در جای دیگر حبس کردند # ~~بعد از چند گاه از آن حبس بگریخت و این صورت موجب زیادتی مرتبهآ یعقوب # ~~بن داوود الطهمان شد. # وفات عبدالملک بن عمر المحدث - آمدن ایورجاء الجنظلی بهرات ویک # ~~ماه هامل بود بعد از آن تمیم بن عم روبار دوم والی هرات شد بعد از آن ~~هم درین سال PageV01P226 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0255.jpg) # # مجمل فصیحی»............................. %~% ~~................................................12) # ~~مصعب بن زریق الخزاعی سه ماه والی هرات بود . # فرستادن مهدی خلیفه خزیمة بن خازم الحنظای را بایالت هرات و دو سال # ~~و هفت ماه در هرات بود. ### | سنه ستین ومائة60 # وفات حسن بن قحطبه الشیبانی بخراسان. # وفات خلیل بن احمد البصری الفرهودی (1) الامام الاستاه المشهور فی # ~~النحو استاد سیبویه النحوی . # وفات شیخ داوود الطایی وهو داوود بن نصیر الطایی الشیخ الزاهد کان من # ~~اصحاب ابی حنیفه . # نقلست که مادرش او را روزی بدید در آفتاب نشسته و عرق از وروان شده # ~~گفت جان مادر گرمای عظیم است و تو صایمی اگر در سایه نشینی چه باشد # ~~گفت ای مادر ازخدای شرم دارم که قدم برای نفس و خوشامد خویش بردارم و ~~من خود # ~~روایی ندارم مادر گفت این چه سخن است گفت چون در بغدادناشایستها بدیدم ~~دعا # ~~کردم تا حق تعالی روایی از من باز گرفت تامعذور باشم و بنماز جماعت ~~نروم تا # ~~آنها نباید دید اکنون شانژده سال است تا روایی ندارم و بتو نگفته ام. # وفات عبدالعزیز بن ابی سلمة الماجشون (2) # وفات ابوبسطام شعبه بن الحجاج من الازد. # وفات عبدالرحمن بن عبدالله المسعودی . PageV01P227 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0256.jpg) # # خلع کردن عیسی بن موسی باز خود را از خلافت همچنانک ms183 در زمان منصور # ~~خلیفه خود را خلع کرده بود و ده بار هزار هزار درم و بزاب اعلی وکسکر و # ~~قدری دیگر املاک مهدی خلیفه بدو داد، # رفتن المهدی بالله خلیفه بحج و کسوت کعبه نو فرمودن و درین سفر # ~~هارون پسر خود را یاخود داشت . # آوردن یعقوب بن داوود الطهمان حسن بن ابراهیم بن حسن بن علی المرتضی # ~~را پیش المهدی بالله خلیفه و او پیشتر از حبس مهدی گریخته بود و مهدی ~~اورا # ~~صلتی و جایزتی وافر فرمود و از ضیعت خاص اقطاعی نیکو جهت او هم در مکه # ~~مبارک مقرر فرمود . # گشاده گردانیدن المهدی بالله خلیفه مسجد رسول (ع) را ومقصورهآ او # ~~را بالا کشید. # تصدق فرمودن المهدی بالله سی بار هزار هزار درم که باخود داشت و سیمد # ~~هزار دینار که از مصر آوردند و دویست هزار دینار که از یمن آوردند و صد ~~و # ~~پنجاه هزار تا جامه بانعام بداد و خواست که منبر حضرت سید (ع) را ~~بگشاید # ~~و چوبها که معاویه در آن اضافه کرده بیرون آورد گفتند که چوبها را ~~بمسمارها # ~~بر هم بسته اند چون بگشایند از یکدیگر بریزه و نگذاشتند که بگشاید . # ولادت ایوبکر محمد بن بشاربن عثمان بن بندار البصری وهو من مشایخ بخاری # ~~ومسلم المعروف ببندار. # سنهاحدی وستین ومائه 161 # وفات شیخ سفیان الثوری و هو ابو عبدالله سفیان بن سعید بن مسروق # ~~الثوری قدس الله سره. # نقلت که سفیان خسته شد خلیفه را طبیبی ترسا بوه پیش او فرستاه ~~PageV01P228 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0257.jpg) # ~~طبیب قارورهآ او بدید کفت که این مردیست که از خوف حق تعالی جگر اوخون # ~~شده است و بتدریج از مثانه بیرون میاید و در دینی که چنین مردی باشد ~~آندین # ~~باطل نباشد و در حال مسلمانشد و المهدی بالله خلیفه چون بشنید گفت من ~~بیمار # ~~پیش طبیب فرستاده بودم نهطبیب پیش بیمار . # وفات سلطان ابراهیم بن آدم بن منصور بن ابواسحاق الزاهد مولده ببلخ و ms184 ~~انتقل # ~~الی الشام طلبا للحلال فمات بالروم وقیل سنه ثلثین و مائه در شام وقیل ~~سنه نیف و # ~~ثمانین ومائه گویند ابراهیم بچهارده سال بادیه را قطع کرد چون نزدیک ~~رسید # ~~اهل حرم استقبال او کردند و خادمان در پیش بودندبا براهیم رسیدند و از ~~ایراهیم # ~~پرسیدند گفت چه میکنید از آن پیرزندیق خادمان سیلی بر کردن او میزدند و # ~~میگفتند توئی زندیق او گفت من همین میگویم و از و در گذشتند ابرآهیم ~~بانفس # ~~خود گفت جزای خود دیدی چون او را شناختند عذرها خواستند گویند شبی در # ~~زمستان در غاری شد که آنجا بسر برد سرمائی عظیم یافت و بیم بود که هلاک # ~~شود در خاطرش آمد که پوستینی بایستی در حال از چیزیپشت او گرم شدچنانک # ~~در خواب رفت چون از خواب باز آمد اژدهائی شگرف دید که او را گرم میدارد # ~~گفت الهی تو او را در صفت لطف بمن فرستادی اما من اورا درصفت قهرمی ~~بینم # ~~طاقت نمیدارم فی الحال اژدها سر بر زمین نهاد و برفت . # نقلست که یکشباروز چیزی نیافت که بخورد گفت شکرانه را چهارصد # ~~رکعت نماز کنم هفت شب همچنین طعام نرسید ضعفی در وی پدید آمد گفت الهی # ~~اگر بدهی شاید در حال جوانی بیامد و گفت بقوت حاجثی هست گفت هست اورا # ~~بخانه برد چون در روی او نگریست نعرهآ بزد گفت چه بود گفت من غلام توام # ~~و هر چه دارم از آن تست گفت آزادت کردم وهر چه در دست تست بتو یخشیدم # ~~مرا دستوری بده تا بروم و گفت بعد از ین عهد کردم الهی که بجزاز تو ~~ازهیچ # ~~کس چیزی نخواهم که یک لب نان از غپری خواستم دنیا را پیش من آوردی. PageV01P229 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0258.jpg) # وهات زایدة بن قدامة بن ای الصلت الثقفی الکوفی . # گرفتن عبدالله بن مروان الحمار بن محمد بن مروان را در شام و آوردن # ~~پیش المهدی بالله خلیغه و ترحم نمودن ms185 مهدی و گذاشتن او . # دعوی کردن عمروبن سهل الا شعری بر عبد الله بن مروان الحمار بن محمد # ~~بن مروان که پدر مرا کشته و بحضور قاضی روشن کرد و قاضی خواست که بر # ~~قصاص حکم کند عبدالعزیز بن مسلم العقیلی گفت که دعوی دروغ کردندیدر ~~اورا # ~~من کشتم بحکم مروان الحمار بن محمدین مروان پدر عبد الله مذ کور و عبد ~~الله بدین و اسطه # ~~خلاص شد و عبدالعزیز مسلمرا نیز چیزی نگفتند چون او را بحکم کشته بود . # اسین فرمودن المهدی بالله یعقوب بن داوود الطهمان را درجمیع ممالک خود # ~~که در حکم او بود و یعقوب بتمام ممالک مهدی خلیفه امینان فرستاد از قبل # ~~خود و حکمی که از مهدی بنفاذ پیوستی مادام که امضاء یعقوب ین داوود با ~~منای # ~~خود نبودی آن حکم مجری و ممضی نشدی . # آمدن عبد العزیز الهندلی بایالتهرات . # ~~ولادت ابویعةوب اسحاق ن را هویه وهواسحاق بن ابراهیم بن مخلدبن ابراهیم ~~من # ~~مطر الحتظلی امام عصره فی الحفظ والفثوی سکن نیسابور ومات یها وقیل ان ~~اصله # ~~من مروحج ابوه بامه وهی به حامل فولد ابراهیم من مخلد فی الطریق وقیل ~~راهویه # ~~وقیل ان اصله من هرات فقدمات نیسابور. # سنة اثنتین وستین ومائه64 # ولادت خلیع الشاعر وهو حسین بن ضحاک وهو مشهور الاخبار والاشعار # وفات بکاربن شریح قاضی الموصل وقیل سنه ثلاث وستین ومائه وکان فاضلا # ~~وولی القضاء بعده ابومکر ز الفهری واسمه یحیی بن عبدالله کرز # ابتدای خروج خرم دینان در اصفهانو باطنپان با ایشان پکی شدند وازین ~~PageV01P230 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0259.jpg) # ~~*مجمل فصیحی # ~~تاریخ تا سنه ثلثمائه بسیار مردم بقتل آوردند # ~~وفات عبدالرحمن بن زیاد بز یعمر قاضی افریقیه و عمره ستین سنهو سبب # ~~موته اکل سمکا وشرب لبنا وکان یحیی بن ماسویه حاضرا فقال ان کان الطب ~~صحیحا # ~~مات هذا الشیخ لیلة فتوفی من لیلة # سنه ثلاثو ستین ومائه164 # ~~وفات ابوسعید ابراهیم بن الطهمان الهروی و او مردی عالم فاضل بود از # ~~اهل ms186 نیشابور و در مکه مبارک وفات کرد وکان فقیها من اتباع التابعین # ~~وفات ابو الاشهب جابر بن حیان ببصره فن تلامذه امام جعفر الصادق رضی # ~~الله عنه در حکمت عملی ونظری . # ~~وفات بکیر المعروف ابو معاذ النیسابوری القاضی صاحب التفاسی # ~~آمدن مطرف بن نعمان السعدی بایالت هرات واو اول عامل بود از آن مسیب # سنه اربع وستین ومائه4 # ~~ولادت امام احمد بن حنبل بن هلال بن اسد الشیبانی # ~~آمدن عبدالرحمن بن عبدالعزیز الضبی در غزه محرم بایالت هرات # ~~دادن ایالت هرات هم درین سال بمشمرح بن شمر الضبی در شوال و اویک # ~~سال وپنج ماه وللی هرات بود. # ~~وفات اسرائیل بن یونس بن ابی اسحاق السبیعی وقیل سنه ستین ومائه # ~~وفات عیسی بن علیبن عبدالله بن العباس وهو عم المنصور وعمره ثمانین سنه # سنةخمس وستین ومائه # ~~تزویج هارون الرشید با دخترعم خودزبیده بنت جعفر بن ابو جعفر عبدالله # ~~المنصور بالله عبد الله بن محمدبن علی بن عبدالله بن عباس . وفات لیث ~~بن السعد # سنة ست و ستین و مائه16 # ~~خروج مقنع اسمه حکم بن هشام که دعوی خدائی کرد علیه اللعنه و بواسطه ~~PageV01P231 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0260.jpg) # ~~27......................................... # ~~آنک یک چشم او کور بود برقع میگذاشت اورا برقعی کفتندی و سازنده چاه ~~نخشب # ~~او بوه و تعبیهآ ماه که از چاه برمی آمد وره او کرده بود وقیل سنه احدی ~~وستین و # ~~مائه وسوزنی شاعر درحق او گفته. # # سود افتاد خیره سری راهم از خری %~% لع %~% تا آفتاب و ماه برآرد ز چاه ~~کش # # دعوی کند خدایی ومر هیچ خلق را %~% نتوان که دست گیرد از جوع و از عطش # خشم گرفتن مهدی خلیفه بریعقون بنهاوود الطهمان واو را بحبس فرستادن # ~~و بعد از آن فرمود که او را در چاه کردند و درچاه بود تا اعمی شد و تا ~~زمان وفات # ~~مادی در چاه بود و واسطه آن بود که روزی یعقوب ین داوود مذ کور پیش ~~مهدی # ~~خلیفه در آمدواو در ms187 خلوتی نشسته بود وفرش و اوانی بغایت خوب انداخته و ~~کنیز کی # ~~خوب روی که هر کز بحسن وجمال او مشاهده نکرده بود پیش او نشسته خلیفه # ~~بیعةوب گفت یا یعقوب چون مجلسی است گفت چشم بد دور ازین مجلس و از ~~خداوند # ~~و ازین کنیزک که گویی خوریست که از بهشت عذن رضوان آورده والا در دنیا # ~~مثل این مشاهده نرفته گفت اینها و این کنیزک بتو بخشیدم و ترا صد هزار ~~دینار # ~~انعام کرهم امامرا بتو حاجتی است اگر چنان کنی منت دارم و شکر تمام بر ~~منداشته # ~~باشی گفتم هرچه مزا خلیفه فرماید چنان کنم گفت والله چنان کنی گفتم و ~~الله # ~~چنان کنم و تا سه کرت لفظ سو گند بر زبان راند و من اعاده کردم بعد از ~~آن گفت # ~~بسر من که چنان کنی باز سه کرت بسر خود مرا سو کند داد و خوردم بآخر ~~گفت # ~~بر خیر ودشت بر شزمن نه وسو گند بخور چنان کردم گفت دل مرا از فلان ~~علوی # ~~ایمن کن و او را بمن شپزدند من بر خاستم و تمامی فرش و آلات و کنیزک را ~~گرفتم # ~~وبخانه خود آمدم واز غایت شعف که بر کنیزک داشتم او را در پس پرده ~~نشاندم و # ~~علوی را طلب کردم مرا خاطز نداد که او را بقتل رسانم او را خرجی دادم و ~~دو # ~~کس بااو فرمتاهم که او را بفلان موضع رسانند و بگذارند چون چنین کردم ~~کنیزک PageV01P232 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0261.jpg) # ~~مجمل فصیحی، # ~~از پس پرده استراق سمع کرده و آنچه شنیده بود پیغام بمجلس خلیفه کرد ~~وهم در # ~~شب خلیفه فرستاده وعلوی و آن دو کس و خرجی که داده بودم گرفته آورد ~~ندصباح # ~~مرا طلب فرمود و گفت با آن علوی چکردی گفتم خاطر خلیفه را از و ایمن ~~کردم # ~~گفت بالله گعتم بالله گفت بسر من گفتم بسر خلیفه گفت بیا ودست بر سر من ~~نه رفتم ms188 # ~~ودست بر سر خلیفه نهادم وسو گند خوردم فرمود تا علوی ودو نو کر که با ~~او # ~~فرستاده بودم و خرجی آوردند بعد از آن گفت که خون توریختنی است اما او ~~را # ~~بحبس مطبق (1) برید وبازدارید . # وفات ابومحمدسعید بن عبدالعزیز فقیه- وفات حماد بن سلمة البصری مساحت # ~~کردن زمینهای هرات بر دست حنان بن نعمان السعدی که او ازدیه شوان بود # ~~بحکم فضل بن سلیمان واو در نیمهآ ربیع الاول بهرات رسید . # دادن ایالت هرات بیزیدبن جریر البجلی (2) و بازار بزرک حمله (3) # ~~فروشان بهرات او ساخت وقیل سنه ست وقیل غره رمضان سنه ثمان وسبعین ~~ومائه. # وفات بشاربن برد الشاعر الاعمی وقیل فی سنة المذکوره وکان خلق ممسوح # ~~العینین # وفات جراح بنملمیح الرواسی والدوکیع. # ولادت حرمله صاحب الشافعی وهو حرملة بن یحیی بن عبدالله بن حرملة المعری # ~~التجیبی (4). PageV01P233 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0262.jpg) ### | «سال 7 # سنه سبغ وستین ومائة67 # وفات علی بن صالح بن حی وایشان دو برأدر بودند توامان علی مذکور و # ~~حسن و علی بیک ساعت بزر گتر از حسن بود وحسن بواسطه یزرگتری علی را # ~~تعظیم بسیار نمودی و کنیت علی ابا محمد بود و کنیت حسن اباعبد الله و ~~ایشان # ~~علماء وفقهاء کوفه بودند تا مادر ایشان زنده بود هر یک ثلثی از شب زنده ~~داشتندی # ~~و بعبادت گذرانیدندی وچون مادر ایشان نماند هر یک نصف شب زنده داشتی و ~~چون # ~~علی مذکور درین سال وفات یافت تا حسن زنده بود تمام شب زنده داشت و حسن ~~در # ~~سنه تسع وستین ومائه وفات یافت # وفات عبدالله بن حسین بن حصین العنبری # آمدن هارون بن حمید الایادی بایالت هرات و دو سال والی هرات بود # ~~بعد از آن صاحب شرطه شد # سنة ثمان وستین ومائه68 # سوختن مقنع حکم بن هشام برقعی خود را که دعوی خدایی کرده بود علیه # ~~اللعنه کویند مهدی خلیفه معاذبن مسلم را که امیر خراسان بود گفت برود ~~وحکم # ~~بن هشام برقعی را بقتل آورد معاذ ms189 مذکور او را بدست آورده قتل کرد # وقات حسن بن زیدبن حسن بن علی المرتضی که منصور خلیفه او را بر # ~~مدینه عامل ساخته بود و بعد از آن بعزل او مثال داده او راحبس فرمود ~~ومال او # ~~را تصرف نمود چون مهدی بعد از پدر خلیفه شد او را از حبس اطلاق فرموده ~~مال # ~~او را باز فرموه # ولادت الامام ابو عبدالله محمد بن الکرام بفتح الکاف وتخفیف الراء وپدر # ~~او از رستاق سجستانست و پدر و مادر او بمکهآ مبارک رفتند و ابو عبدالله ~~محمدبن # ~~الکرام آنجا متولد شد. PageV01P234 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0263.jpg) # ~~ومجمل فصوحی 245) # سنه قسع وستین وعائه19 # وفات مهدی خلیفه وهو ابو عبدالله محمد بن المنصور عبدالله بن محمد بن # ~~علی بن عبدالله بن عباس روزپنجشنبه ثانی عشرین محرم مدت خلافت او ده ~~سال و # ~~یک ماه و شانزده روز بود و چهل وسه سال عمر داشت وجهت او عزایی عظیم ~~داشتند # ~~و کنیزکان او گلیم پوشیدند و تا زنده بودندازخود دورنکردندو او خلیفه ~~سیتم بود # ~~بعضی گویند در شکار و بعضی گویند بزهر وفات کرد # خلافت الهادی بالله ابو محمد موسی بن مهدی بن المنصور بالله ابوجعفرعبد ~~الله # ~~بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس و او خلیفه چهارم بود # مسلم شدن مملکت عراق عجم طاهربن حسین بن مصعب را که آخر بطاهر # ~~ذوالیمینین مشهور شد . # وزیر الهادی بالله فضل بن سلمیمان الطوسی بوده وزارت از وبستد و عبدالله ~~بن # ~~زیاد بن ابی لیلی وزیر شد وهم درین سال او را عزل کرد و وزآرت را بربیع ~~داد. # غضب فرمودنهادی با مادر خود خیز ران وحکم کردن که من بعدا گر کسی # ~~بدر خانهآ مادر او رود یا او راحمایت آورد یا در مال و ملک بااو سخن ~~گوید آنکس # ~~را بقتل رسانند و بحضور مادر خود خیزران این سخن بر زبان راند # طلب فرمودن هادی قواد لشکر خود را و گفت شما اصیل ترید یامن ms190 کفتند # ~~امیرالمؤمنین گهت مادر من بهتر است یا مادر شما گفتند مادر امیر ~~المؤمنین گفت # ~~شما را خوش آید که کسی پیش مادر شما رود گفتند نه گفت پس چرا شما پیش # ~~مادر من میروید بعد از آن هیچکس ملتفت مادر او خیزران نمیشد # ~~وفات امام نافع ازقراء وهوابورویم یا ابوالحسن یا ابوعبدالله یا ابوعبد ~~الرحمن نافع # ~~بن عبدالرحمن بن ابی نعیم المدنی القاری واو اصفهانی الاصل بود بمدینه ~~وفات یافت # خروج حسین بن علی بن حسن بن حسن بن علی المرتضی بمدپنه و هادی ~~PageV01P235 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0264.jpg) # ~~خلیفه عیسی بن موسی را بفرستاد تا اورا شهید کرد و سرش ببغداد فرستاد و ~~سلمیمان # ~~بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی و حسن بن محمدبن عبدالله بن حسن بن ~~حسن # ~~بن علی المرتضی رضی الله عنهم که با اوبودند نیز بقتل آورد # آمدن قطن بن حارث الطایی بهرات و او سه سال عامل بودواواولعامل بود # ~~از آن جعفر بن محمد # سنه سبعین ومائه: # وفات هادی ابو محمد موسی بن مهدی در شب عاشر ربیع الاول در عیساباد # ~~و او خلیفه چهارم بود و سن او بیست وشش سال بود و وزیر او ربیع بود هم ~~درین # ~~سال وفات کرده بود و عمربن الربیع وزیر شده بود مدت خلافت او یکسال ویک ~~ماه # ~~و بیست و پنج روز بود و در وفات هادی بعضی گویند کنیزکان خیزران مادراو ~~او # ~~را خبه کردند و ابو غانم هرثمهروایت کند که هادی مرا طلب کرد و گفت ~~یحیی بن # ~~خالد نمیکذارد که هارون خود را خلع کند تامن پسرخودرا ولی عهد کنم ~~اکنون برو # ~~ویحیی را بکش هم در ساعت که من میفرستم که هارون را بکشم من گفتم یا # ~~امیر المؤمنین هارون برادر پدر مادری تست در باب او تامل کن کفت ترا ~~بافضولی # ~~چکار برو والا بفرمایم تا سر تو بردارند و آب طلب کرد چون آب خورد ~~قطرهآ در # ~~حلق او ms191 دوید وسرفه میکرد تا بمرد وشراو دفع شد و ایشان زنده ماندند بعد ~~از # ~~آن ابو غانم هرثمه گفت یحیی بن خالد را دیدم و بربقاء او شکر کردم و ~~رفتیم و # ~~هارون را تهنیت خلافت گفتیم و با او بیعت کردیم. # خلع کردن جعفر بن هادی خود را از خلافت بواسطه آنکخزیمة بن خازم # ~~بن خزیمه در همین شب او را از جامهآ خواب برانگیخت و کفت خود را خلع کن # ~~والاگردن تو بزنم ازوهم خودرا خلع کرد و خلافت بعم خود باز گذاشت # چلوس الرشید بالله ابوجعفر هارون بن مهدی بن منصور عبدالله بن محمد ~~PageV01P236 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0265.jpg) # ~~بن علی بن عبدالله بن عباس خلیفه پنجم بنی العباس . # ولادت مامون بن هارون الرشید هم درین شب والعجب درین شب خلیفه مرد # ~~و خلیفه خلع شد وخلیفه زاد و خلیفه نصب شد و این معنی از غرایب است # قتل بوعصمه بحکم هارون الرشید بواسطهآ آنک روزی هارون الرشید و # ~~جعفر ین هادی بر نشسته بودند چون بقنطرهآ عیساباد رسیدند بوعصمه ~~باهارون # ~~الرشید گفت بایست و اسب خود بدار تا ولی عهد یگذرد هارون الرشید اسب ~~بداشت # ~~تاجعفر بگذشت وچون خلیفه شد قتل بوعصمه بر همه کاری مقدم داشت # بیرون آوردن یعقوب بن داوودبن الطهمان از حبس وچاه واو نا بینا شده # ~~بود چون او را بمجلس هارون آوردند گفتند خلیفه را سلام کن گفت السلام ~~علیک # ~~یا امیر المؤمنین گفتند کدام امیرالمؤمنین را سلام میکنی گفت مهدی ~~گفتندوفات # ~~کرد گفت هادی گفتند وفات کره گفت رشید گفتند بلی گفتند چه حاجت داری # ~~گفت میخواهم که در مکه مبارک باشم او را رخصت دادند # سنه احدی و سبعین ومائه71 # ولادت محمد امین بن هارون الرشید. # وفات یزید بن حاتم بن قبیصة بن مهلب بن ابی صفره که لزقبل خلیفه امیر # ~~مصر بود وقیل سنه سبعین ومائه . # وقات عبدالرحمن بن القایم از یقیه خلفاء بنی امیه که در اندلس حاکم بود # وفات ms192 یعقوب بن داوود بن الطهمان که یحکم هارون الرشید از حبس # ~~بیرون آوردند و اجازت یافته بمکه مبارک رفت وهم آنجا وفات یافت . # سنه اثنتین و سبعین ومائه2 # وزارت دادن هارون الرشید بیحیی بن خالد برمکی . PageV01P237 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0266.jpg) # وفات محمدبن مسلمهآ محدث. # وفات محمد بن سلیمان والی بصره و هارون الرشید مال او بخاص خود # ~~گرفت و مال او را پنج کس تحویلدار شده در کشتیهانهادند و پیش هارون ~~الرشید # ~~آوردند از جمله شصت هزار هزار درم نقد بود آنرا بفرمود تا بندیمان و ~~سرود گویان # ~~دادند و باقی اموال او را بخزانه سپردند و ضیاع او بدیوان گرفتند. # آمدن مهدی بن حماد الذهلی بایالت هرات در نیمهآ جمادی الاولی . # وفات ریاح بن یزید اللخمی ابویزید الزاهد بمدینه القیروان وکان مجاب # ~~الدعوه. # سنه ثلاث و سبعین و مائه4 # نصب فرمودن هارون الرشید خلیفه امام ابو یوسف القاضی را بقضاء بغداد. # ~~وهو ابو یوسف یعقوب بن ابراهیم الحنیغه . # وفات عبدالله بن لهیعه الفقیه بمصر . # وفات خبزران مادر هارون الرشید و چون خبر موت او بسمع رشید رسید # ~~اضطراب و قاق بسیار در آن روز در بغداد وحل بود و پای برهنه و میان در ~~بسته # ~~پایهآ تابوتمادر بر گردن نهاد و پایهادر وحل نهاده تا بگورستان قریش ~~برد و آنجا # ~~پایها بشست و در موزه کرد و برونماز کرد و خود در قبر نهاد و عزای ~~سنگینداشت # دادن هارون الرشید خلیفه عمل نفضات عامه و عمل کوفه و غیره را بفضل # ~~بن الربیع و گفت که پیشترمیخواستم که ترا عملی دهم اما مادرمن راضی ~~نمیشد # ~~و مانع می آمد و تا سنه سبع و ثمانین و مائه کار فضل در تزاید بود. # سنه ازبع وسبعین ومائه74 # منصب وزارت دادن هارون الرشید خلیفه درین سال بجعفر بن یحیی بن خالد # ~~بر مکی بعد از آنکه پیش هارون الرشید راه ندمت داشت. PageV01P238 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0267.jpg) # # مجمل فصیحی». %~% 29 # ~~وفات بکر بن مضر از اهل ms193 مصر وکان عابدا یوم عرفه # ~~وفات عبدالرحمن بن ابی زیاد. # ~~ولادت ربیع بن سلیمان بن عبدالجبار المرادی صاحب الامام الشافعی # ~~رضی الله عنه یمصر . # سنه خمس وسبعین ومائه5 # ~~ولادت المعتصم (1) بالله ابو اسحاق محمد بن هارون الرشید بن مهدی # ~~ابن منصور عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس : # ~~ولی عهد فرمودن هارون الرشید پسر خود محمدامین را و باطراف وجوانب # ~~عالم نامهها فرستاد تا بر محمد امین بیعت کنند . # ~~ولادت علی بن حرب بن محمد الطایی الموصلی . # ~~آمدن منذر بن اسد بن شعیب الازدی درروزعاشورا بایالت هرات و یکسال # ~~عامل هرات بود. # ~~ولادت ادریس بن ادریس بن عبدالله ین حسن بن حسن بن علی المرتضی # ~~رضوان الله علیهم وقیل سنه خمس وستین ومائه . # ~~وفات خلیل بن احمدالعروضی النحوی اللغوی احد الفضلاء المعروفین . # سنة ست و سبعین و مائه6 # ~~خروج یحبی بن عبذالله ین حسن بن حسن بن علی المرتضی یطبرستان . # ~~فرستادن هارون الرشید فضل بن یحیی بن خالدالبرمکی را بحربیحیی # ~~بن عبدالله مذکور و عهد نامه بخط هارون الرشید بدوداد و او اعتماد بر ~~عهدنامهآ # ~~که بدست خط هارون الرشید دید کرده ببغداد آمد و هارون او را بسعایت ~~بکار PageV01P239 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0268.jpg) # ~~ابن مصعب بن ثابت بن عبدالله بن الزبیر بن العوام بحبس فرستاد . # از مشایخ بنو نوفل شخصی حکایت کرد که جمعی پیشهارون الرشید غمز # ~~یحیی بن عبدالله کردند و او را بحبس فرستادند روزی او را پیش رشید ~~آوردند # ~~رشید بتبسم دزو نگاه کرد و گفت این نیز دعوی میکند که مرا زهر دادند ~~یحیی # ~~گفت دعوی چهاینک زبان من گواه است وزبان از دهان بیرون کرد همچون برگ # ~~چغندر سبز بود اثر خشم در بشرهٔ‌ رشید ظاهر شد یحیی گقت یا امیر ~~المؤمنین # ~~میان ما حق قرابت است بخدای و بحق قرابت رسول (ع) بر تو سو گند میدهم ~~که # ~~بکویی که مرا بچه سبب باز میداری و بچه جرم عذاب میکنی هارون الرشید ~~برو ms194 # ~~رقت آورد بکار زبیری گفت یا امیر المؤمنین زنهار بسخن او غره نشوی که ~~دروغ # ~~میگوید و این آنست که شهر ما یعنی مدینه بر ما بزیان آورده و عصیان ~~آشکارا # ~~کرد یحیی روی ببکار زبیری کره که شما کهاید مدینه هجرت گاه بود بکار # ~~کفت یا امیر المؤمنین بحضور شما چه میگوید یحیی گفت آری میگویم مدینه # ~~هجرت خانه محمد رسول الله بود تو کهآ که گویی شهر ما و پدر تو یسبب ~~پدران ما # ~~و این یعنی رشید بمدینه هجرت کردپس گفت یا امیر المؤمنین مردم ماییم و ~~شما # ~~اگر بر شما خروج کنیم گوییم که شما سیر میخورید و ما را گرسته میدارید # ~~و خود را می پوشانید و ما را برهنه میدارید و شما پرمینشینید و ما را ~~پیاده # ~~میدارید و شما با ما عتاب کنید که بر ما خروج میکنید هر قوم بایکدیگر ~~سخن # ~~خویش میکنیم بکار زبیری و امشال او بر اهل بیت تو چرا دلیری کنند و ~~هرزها # ~~کویند بخدای که وقتی که براهرم محمد بن عبدالله بقتل آمد بکار بنزدیک ~~من # ~~آمد و گفت لعنت بر کشندهآ .حمد بن عبدالله پادا گرنویای پیش نهی و بخون ~~برادر # ~~خروج کنی اول کسی که با تو بیعت کند من باشم و مرثیتی بیست بیت گفته ~~بود # ~~رشید از زبیری پرسید که چیست اینکه میگوید زبیری بخدای تعالی سو گند ~~خورد # ~~که دروغ میگوید رشید ازیحیی پرسید که تو این قصیده یاه داری کفت بلی و ~~تمام PageV01P240 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0269.jpg) # # « مجمل فصیحی»................................. %~% ~~.........0.........141 # ~~قصیده بخواند زبیری باز سو گندخورد که دروغ میگوید رشید. گفت چه میگوئی # ~~یحیی گفت سو گندی که من بدهم بخورد بگوید که از حول و قوه خدای تعالی # ~~بیزارم و با حول و قوت خویشتن افتادهام که این مرثیه من نگفتهام واو ~~برین موجب # ~~سو گند خورد و از پیش رشید بیرون آمد و در ساعت او را افلاج رسید و در ms195 # ~~حال بمرد . # درین سال میان نزاریه و یمانیته شام عصبیت بر خاست و خلقی بسیار از # ~~جانبین بقتل آمدند و هارون الرشید حکم آن بیحیی بن خالد برمکی ~~فرمودیحیی # ~~مذ کور آن گناه از ایشان عفو فرمود. # عزل فرمودن هارون الرشید موسی بن عیسی بن موسی رااز عمل مصر . # نصب فرمودن هارون الرشید جعفربن یحیی بن خالدالبر مکی را بحکومت مصر # ~~واوعمر بن مهرانرا بنیابت خود بمصر فرستاد. # آمدن عبدالله بن الربیع بایالت هرات در روز عاشوراء در ربیع الاول همین # ~~سال عبدالله بن حمید بن زریق الخزاعی بایالت هرات آمد و پنج ماه ونیم ~~والی بود # وفات میسرة الکوفی النحوی . # سناة سبع و سبغین ومائه7 # وفات یحیی بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی المرتضی که بطبرستان # ~~خروج کرده بود و او را بعهد و میثاق آورده بودند و رشید او را حبس ~~فرمود # ~~ودرحبس بزهر شهید شد . # وفات عبدالواحدبن زیدابوعبیده من اعیان المحدثین و عبادها و علمائها و # ~~زهادها ببصره . # وفات شریک بن عبد الله الحنفی - وفات وکیع بن جراح المحدث. PageV01P241 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0270.jpg) # سنه ثمان و سبعین ومائه8! # فرستادن هارون الرشید فضل بن یحیی بن خالد البرمکی را بحکومت خراسان # ~~مضاف با دیگر اعمال که او داشت از ولایت کوهستان و جرجان و طبرستان و # ~~غیرذلک. # رفتن فضل بن یحیی ین خالد البرمکی بماوراء النهر و آمدن خارا خره ملک # ~~اسروشنه که هر گز پیش هیچکس نرفته بود ودر طاعت نیامده پیش فضل مذکور . # ~~فرستادن فضل بن یحیی بن خالد البرمکی ابراهیم بن جبرئیل را بسیستان که ~~مال # ~~آنجا بیاورد و او برفت و مال سیستان ستانده بیاورد فضل مذکور آن مال ~~بتمام # ~~با براهیم بن جبرئیل یخشید و پانصدهزار درم اضافه آن بدو دادو او را ~~بکابل قرستاد # ~~و هفت بار هزار هزار درم بدو رسید و چهار بار هزار هزار درم از مال و ~~خراج # ~~نزدیک او بود فضل بن یحیی را مهمانی کرد و ms196 مالها که بدو داده بود و ~~آنچهاز # ~~کابل آورده بود و هر چه داشت بتمام پیش او کشید گفت من بخانهآ تو جهت ~~آن # ~~نیامدهام که مال تو بستانم او گفت که این چهار بار هزار هزار درم از ~~خراج ومال # ~~کابل آورده ام گفت آن نیز بتو بخشیدم و هیچ چیز بغیر یک تازیانه نگرفت ~~. # دادن ایالت هرات باسماعیل بن عزوان الکلبی . # سنه تسع وسبعین ومائه9 # وفات مالک بن انس بن مالک الاصبحی رضی الله عنه بالمدینه . # وفات سیبویه النحوی واسمه عمرو بن هثمان بن قنبر ویکنی ابا بشر ومعنی # ~~سیبویه بتازی رایحة التفاح وقیل سنه ثلاث و ثمانین ومائه وقیل سنه اربع ~~وتسعینومائه PageV01P242 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0271.jpg) # ~~مجمل ~~فصیحی؟........................................................................................(242) # درین سال ولیدین طریف الشاری باجزیره(1) شد و کار اوبالا گرفت وهارون # ~~الرشید مزید بن یزید الشیبانی را بحرب او فرستاد و ناگاه برولید بن ~~طریف زد # ~~و ولید مذکور و جمعی که با او بودند بتمام بقتل رسانید و هارون الرشید ~~شکرانهآ # ~~آنرا که حق تعالی او را بر ولید ظفر داد در رمضان عمره کرد و بامدینه ~~شد و تا # ~~بوقت حج آنجا مقام کرد و بکعبه آمد و پیاده بهمه مشاهد و مشاعر و مقام ~~برسید # ~~و حج و عمره کرد # دادن ایالت هرات بمحمد بن عبدالله بن هشام البحتری السعدی در نیمه صفر # ~~و دو ماه در هرات بود . # دادن ایالت هرات بهشام بن ابی الهیثم و او عزلشد بعد از آن حسن بن ثابت # ~~نه ماه عامل هرات شدمردم هرات با اونیز نساختنداز ابن جریح نقل میکنند ~~قال ابن # ~~جریح خیر خراسان نیشابور و شر خراسان هرات. # سنه ثمانین وماائه8 # رفتن هارون الرشید برقه بحد موصل و محمد امین را در یغداد بر جای خود # ~~گذاشتن درین سال از میان اهل شام عصبیت ظاهر شد و هارون الرشید از آن ~~معنی # ~~متغیر شد جعفر بن یحیی بن خالد برمکی را بفرستاد و او را بر عهد ms197 شام ~~لوابست # ~~و او برفت و آن کار باصلاح آورد و جمعی را از اهل شام بکشت و عیسی بن ~~عکی # ~~را در شام خلیقه خود کرد و مراجعت نمود . # وفات بشر بن منصور السلیمی و سلیمه بطن من الازد بعد ماعمی وکان من # ~~خیار اهل البصره وعبادهم. # وفات هشام بن القایم بالاندلس بقیة من بنی امیه. # وفات قاسم بن محمدالفقیه. PageV01P243 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0272.jpg) # دادن هارون الرشید خراسان و سیستان را باز بجعفر بن یحبیبن خالد بعد # ~~از آنکه از شام مراجعت نمود و او از قبلخود محمد بن حسن بن قحطبه را ~~بفرستاد # آمدن عهرو بن یزید الازدی در غره ذی قعده بایالت هرات وحسن بن ثابت # ~~که پیشتر والی هرات بود صاحب شرط شد و او اول عامل بوداز آن علی بن ~~عیسی # سنه احدی وثمافین وطائه81 # وهات شیخ ابو عبد الرحمن عبدالله بن مبارک الحنظلی الفقیه من تلامذه ~~الامام # ~~ابو حنیفه رحمة الله علیهمابهیت (1) و او شصت و سه ساله بود وفاته فی ~~رمضان کان # ~~من الربانیین اما ما فقیها حافظا زاهدا ورعاجوادا ثقة ثبتا امه ~~خوارزمیه و ابوه ترکی # ~~وکان عبدا لرجل من التجار لهمدان من بنی حنظله . # نقلست که روزی سفیان ثوری و فضیل عیاض یک جا بودند عبدالله مبارک # ~~بدانجا آمد سفیان گفت تعال یارجل المشرق فضیلعیاض گفت والمغرب و ~~مابینهما # ~~کسی را که این دو بزرگ چنین گویند در مدح او چه توان گفت. # نقلست که روزی میگذشت نابینایی را گفتند عبدالله مبارک می آید هر چه # ~~میخواهی بخواه نابینا گفت ای عبدالله ساعتی بایست عبدالله ساعتی ~~بایستاد گفت # ~~دعا کن تا چشم باز دهئد عبدالله سر در پیش افکند و دعا کرد در حال ~~بیناشد او # ~~را شهنشاه علما گفتهاند در علم و در سخا نظیر نداشت واز محتشمان اصحاب # ~~طریقت بوه و از محترمان ارباب شریعت و در همه فنون احوال پسندیده داشت ~~و # ~~مشایخ بزرگ را در یافته بود و مقبول ms198 همه بوه و او را تصانیفمشهور و ~~کرامات # ~~مذکور است . PageV01P244 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0273.jpg) # ~~ذعجمل فصیحی # ~~نقلست که سفیان ثوری را بخواب دیدند پرسیدند خدای تعالی با تو چکرد # ~~گفت رحمت کرد گفتند حال عبدالله مبارک چیست گفت او از آن جمله است که # ~~روزی دو بار بحضرت میرود. # ~~وفات حسن بن قحطبة الشیبانی وهو وابوه من قواد المنصور وکان عمره # ~~اربعا و ثمانین سنه # ~~وفات اسماعیل بن عیاش الفقیه. # سنه ائنتین وثمانین ومائه 182 # ~~وفات قاضی ابو یوسف یعقوب بن ابراهیم صاحب ابی حنیفه و قیل سنه # ~~احدی و ثمانین ومائه و او شصت و نه ساله بود . # ~~وفات مروان بن سلیمان بن یحیی بن ابی حفصه الشاعر . # ~~وفات محمد بن ابراهیم بن دینار المالکی # ~~آمدن حسن بن علی بن عیسی بایالت هرات در غره جمادی الاولی. # سنه ثلاث وثمانین ومائه83 # ~~وفات امام ابو ابراهیم موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقربن ~~امام # ~~زین العابدین علی بن امیرالمومنین حسین بن علی المرتضی رضی الله عنهم ~~در روز آدینه # ~~چهارم صفر ببغداد (1) مدفونا بمحلهآ کرخ و او پنجاه و یکسال و پنج ماه ~~و هفده # ~~روز بزیست و شیعه بر آنند که بزهر در حبس هارون الرشید فوت شد # ~~وفات یونس بن الحبیب النحوی المشهور . # ~~آمدن جماعت خزر از باب الابواب وخلقی از مسلمان و ذمیان را بکشتند # ~~و ده هزار برده ببردند بواسطه آنک خاقان خزر رنجیده بود و صورت رنجش او ~~PageV01P245 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0274.jpg) ### | وسال8 # ~~آن بود که فضل بن یحیی بن خالد دخترخاقان مذ کور را خطبه کرد چون دختر # ~~را نزدیک او میبردند در راه بمرد جماعت تر کان که با او بودند باز ~~کشتند و # ~~باخاقان مذکور گفتند که دخترترا چیزی دادند و کشتند : # طلب داشتن هارون الرشید علی بن عیسی بن ماهان را از خراسان بواسطه # ~~غمزی که او را کرده بودند و او یحیی پسر خود را در خراسان بگذاشت و خود # ~~برفت و هارون ms199 الرشید باز او را تربیت کرده بخراسان فرستاد . # ~~دادن ایالت هرات بمشمرح بن شمر باردوم در غره صفر و او یکسال وهفت ماه # ~~عامل بود. # سنةاربع وثمافین ومائه4 # ~~وفات محمد بن خالد البرمکی وقیل بعدقتل جعغر بن یحیی بن خالد مذکور # ~~عمره ثلاث وخمسون سنه . # وقات یوسف بن یعقوب بن عبدالله بن ابی سلمه . # وقات عبدالله بن محمد بن ابی غیاث المحدث. # دادن ایالت هرات بابراهیم بن محمد الشیبانی . # سنه خمس وثمانین ومائه8 # عقد کردن عباسه خواهر هارون الرشید با جعفر بن یحیی بن خالد البرمکی # ~~بحکم هارون الرشید بشرط آنک بیکدیگر نرسند و مباشرت نکنند . # وفات الشیخ ابو اسحاق ابراهیم بن محمد الفزاری ولد بواسط وکان من # ~~العباد. PageV01P246 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0275.jpg) # ~~مجمل ~~فصیحی*..........................................................................................247 # سنه ست وثعافین وهائه86 # ~~و از سادات این طایفه و در موعظه کلماتی عالی چنانک در وعظ کسی نیکوتر ~~ازو # ~~سخن نگفت و بیانی شافی داشت و در انواع علوم کامل و در معامله و معرفت ~~تمام # ~~و بعضی متصوفه درکاراو مبالغه کنند و از اصحاب عراقیان ودم مقبول اهل ~~خراسان # ~~و از مرو بود و بعضی گویند از فوشنج بود و در بصره مقیم بود سیب توبه ~~او آن بود # ~~که در راه کاغذی افتاده دید بسم الله الرحمن الرحیم بر آن نوشته جایی ~~نیافت که # ~~آنرا بنهادی بخورد بخواب دید که گفتند بحرمتی که داشتی آن رقعه رادر ~~حکمت # ~~بر تو گشاده کردیم پس مدتی ریاضت کشید و مجلس گفت . # نقلست که چون منصور عمار وفات کرد او را بخواب دیدند و ابوالحسن # ~~شعرانی خواب بیننده بود پرسید که خدای تعالی با توچه کرد گفت توئی ~~منصور # ~~عمار گفتم بلی یارب گفت تو بودی که مردمان را بزهد میفرمودی وخود بدان ~~کار # ~~نمیکردی گفتم خداوند اچنین است که میفرمائی اما هر گز سخن نگفتم الاکه # ~~نخست ثبای پاک تو گفتم آنگاه بر پیغمبر تو صلوات دادم آنگاه خلق را ~~نصیحت # ~~کردم حق تعالی فرمود صدقت ms200 پس فرمود فرشتکان را . که او را کرسی نهید در # ~~آسمان که همچنانک در زمین میان آدمیان میگفت میان فرشتگان مرا ثنا گوید # وفات عباد الفقیه - وفات معتمدبن سلیمان التمیمی # حرب علی بن عیسی بن ماهان با ابن الخضیب درنسا وقتل ابن الخضیب هم # ~~در نسا وبرده کردن زنان و فرزندان او # دادن ایالت هرات بسیف بن کثیر القرشی وهم درین سال عزل او و دادن # ~~هرات بابراهیم بن محمد الشیبانی دوم باز PageV01P247 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0276.jpg) ### | سال 187 # سنه سبع وثمانین ومائه87 # وفات شیخ ابو علی فضیل بن عیاض بن مسعود الیربوعی التمیمی الخراسانی # ~~الابیوردی رحمة الله علیه ولد بخراسان ونشاء بها وقدم الکوفه وکان ~~شاطرأ یقطع # ~~الطریق بین ابیورد والسرخس وکان سبب توبته انه کان یعشق فبینا هو ذات ~~لیلة یرتقی # ~~الجدران سمع تالیا یتلواهذه الایه الم یان للذین آمنواان تخشع قلوبهم ~~لذکرالله(1) # ~~فقال بلی یارب و قیل مولده بسمرقند و انتقل بمکه و توفی بها # نقلت که در مکه روزی در طواف جوانی خوب صورت دید دانست که پسر # ~~اوست فرزند خود را در کنار گرفت و روی بر روی او نهاده کودک گفت ای پدر # ~~مرا دوست داری گفت دارم گفت خدای تعالی را دوست داری گفت دارم گفت دل # ~~چند داری گفت یکی گفت بیک دل دو دوست نتوان داشت آن کودک را بینداختو # ~~بحق پیوست ومیگفت نعم الولد اعظ انت یابنی # وفات عبدالله بن محمد بن حارث که او بخاری الاصل است ودر مکه مبارک # ~~حرسها الله تعالی مجاورت مینمود. # وفات ابراهیم بن سعد التابعی - رفتن هارون الرشید بری # دادن ایالت هرات بمشمرح بن شمر سوم بارو مشمرح مذکور ببلخ شد و # ~~محمد بن اسحاق بن شمررا خلیفه خود کرد و محمد مذکور از هرات بگریخت و # ~~مردم متفرق می شدند عبد الله بن ابی نصر مردم را جمع کرد و محمد بن ~~اسحاق بن # ~~شمر باز آمد # سنه ثمان وثمانین ومائه88 # ~~بر انداختن هارون الرشید ms201 آل برمک را و قتل جعفربن یحیی بن خالدالبرمکی ~~و # ~~قتل یحیی خالد وآل برمک بواسطه آنک همیشرهآ خود عباسه را بجعفر ~~مذکورعقد PageV01P248 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0277.jpg) # ~~مجمل فصیحی # ~~کرده بود بشرط آنک بیکدیگر نرسند و میان ایشان مباشرت نباشد و ایشان در # ~~پنهان بهم ساخته بودند و ایشان را دو پسرشده بود و بمکه مبارک پسران ~~رافرستاده # ~~بودند که کس اطلاع ووقوف برین سر نیابد و این معنی بر او روشن شد آل ~~برمک # ~~را بر انداخت و ازیشان هیچکس نگذاشت الا محمد بن خالد که او مردی زاهد ~~و # ~~عابد بود وهر گز در هیچ امر دنیاوی مدخل نکرد و انقطاعی داشت و بعضی بر ~~آنند # ~~که او را پیشتر ازین واقعه وفات رسیده بود و از اول دولت آل برمک تا ~~برانداختن # ~~ایشان نوزده سال و دوازده روز بود وایشان منبع فضل و کرم یودهاند . ### | شعر # # هوت انجم الجدوی وشلت یدالندی %~% و غاضت بحور الجود بعد البرامک # # هوت انجم کانت لآل برامک %~% بها یعرف الجادی قویم المسالک # # ولوکنت من بغداد فی الف فرسخ %~% تنسمت ریح الجود من آل برمک (1) # # ای طفل دهر کر توزیستان حرص و کام %~% بیت %~% روزی دوشیر دولت و اقبال ~~یرمکی # # در مهدعمر غره مشواز کمال خویش %~% یاد آور از زوال کریمان برمکی # حکم فرمودن هارون الرشید که هر کس که نام نیک آل برمک یر زبان # ~~راند او را قتل کنند و کسی را زهره نبود که نام ایشان بنیکی بر زبان ~~راند و نام # ~~ایشان خود جز بنیکی شهرت نیافته بود و سرای های ایشان را کوفته اطلال ~~ساخت # کس فرستادن رشید که همیشرهآ او عباسه را با پسران او بقتل آورند وچون # ~~آن شخص پیش عباسه آمد گفت که هارون الرشید ازتو بغایت رنجیده است وحکم # ~~بقتل تو و فرزندان خواهد کرد بهتر آنست که تو و فرزندان تو درین چاه ~~روید تا # ~~چون تسکین نایرهآ غضب او شود شما را بیرون آورم ms202 عباسه بسخن او در چاه ~~شد و # ~~پسران را پاخود ببرد آن شخص چاه را بینباشت PageV01P249 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0278.jpg) # ~~دادن وزارت هارون الرشید بفضل بن الربیع # ~~قتل ابراهیم بن عثمان بن نهیک بحکم هارون الرشید بر دست پسر او # ~~هتمان بن ابراهیم بن نهیک مذکور بواسطه آنک او در مستی سو گندان ~~میخورده # ~~که خون کشنده جعفر بن یحیی بریزد و این سخن ییش هارون الرشید روشن شد # ~~وعثمان پسر او را فرمود که پدر خود را قتد کرد. # ~~وفات ابراهیم بن محمد بن سمان الجارحه صاحب السیره # ~~وقات جریربن عبدالجمیل المحدث - وفات عیسی بن یونس المحدث # ~~وفات ابراهیم بن میمون الموصلی # سنه تسع وثمافین و مائف89 # ~~وفات امام ابوعبدالله محمد بن حسن الشیبانی القاضی وفاته بری # ~~وفات ابوالحسن علی بن حمزة الکسائی از قراء بری وقیل سنه ثلاث وقیل # ~~سنه اثنی وثمانین ومائه. # ~~شریک گردانیدن هارون الرشید مامون را در خلافت با محمد امین # ~~دادن خراسان و جانب مشرق بمامون و فرستادن بخر آسان و دادن بغداد و # ~~جانب مغرب بمحمد امین # ~~وفات عبدالا علی بن عبدالاعلی محدث # ~~وفات ابو عیسی سلیم بن عیسی الحنفی الکوفی القاری بکوفه # ~~آمدن حسین بن مصعب بن زریق الخزاعی بایالت هرات و او روزی چند در # ~~هرات بود پس طاهر را در هرات خلیفه خود ساخت و برفت . # سنه تسعین و ماقه90 # وقات شیخ شقیق بلخی رحمة الله علیه (1) PageV01P250 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0279.jpg) # ~~مجمل فصیحی # نقل است که شقیق روزی سجلس میگفت آوازه در شهر افتاد که لشکر # ~~کفار رسید شقیق از منبر فرود آمد واز دروازه بیرون شد و کافران را ~~هزیمت کردو # ~~باز آمد مگر مرید شیخ گلی چند چیده بود بر سر سجاده شیخ نهاد شیخ آن گل # ~~را می بوئید شخصی آن دید گفت زهی امام مسلمانان لشکر کافر بردر شهر واو ~~گل # ~~میبوید شیخ گفت منافقان گل بوئیدن بینند وصف شکستن نه بینند. # نقلست که پیری پیش شقیق آمد و گفت ms203 گناه بسیار دارم و میخواهم که # ~~توبه کنم شقیق گفت دیر آمدی پیر گفت زود آمدم شقیق گفت چگونه پیر گفت # ~~نه هر که پیش از مرک آمده باشد زود آمده باشد شقیق کفت نیک آمدی و نیک ~~گفتی # ~~گفت هر که او با سه چیز (1) بود از دوزخ نجات نیابد امن وخوف و اضطرار # گفت غبادت ده جزو است نه جزو گریختن است از خلق ویک جزوخاموشی # حاتم اصم گفت أز شقیق وصیت خواستم گفت اگر وصیت عام میخواهی زبان # ~~نگاه دار و سخن مگوی تا ثواب آن در تراز وی خود بینی واگر وصیت خاص # ~~میخواهی نگر تا سخن نگوئی مگر خود را چنان بینی که اگر نگوئی بسوزی. # درین سال پیش هارون الرشید خبر آوردند که هر شب پیری می آید و بر # ~~بالای تلی که خانه جعفر ین یحیی بن خالد برمکی است کرسی مینهد و بر آن # ~~کرسی می نشیند و خطبهآ درمحامد جعفر و آل برمک میگوید وایشان را دعای ~~خیر # ~~میکند وتکبیر میفرستد و مراجعت مینماید هارون الرشید گفت که من امشب # ~~خواب نکنم تا این شخص را بقتل نرسانم و جمعی را مقرر فرمود که او را ~~امشب # ~~حاضر گردانند وخود خواب نکرد چون مقداری از شب بگذشت این شخص آمد # ~~و بر بالای تل خانهآ جعفر کرسی بنهاد وخطبهآ دز محامد ایشان آغاز کرد ~~او را # ~~گرفتند و کفتند که امیر المؤمنین هارون الرشید ترا طلب کرده است التماس ~~نمود PageV01P251 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0280.jpg) # ~~که مرا چندان مجال دهید که اهل و عیال خود را وصیتی ووداعی کنم که ~~میدآنم # ~~که از باس وسخط امیرالمؤمنین ایمن نیستم گفتند که امیر المؤمنین انتظار ~~تو # ~~میبرد و بهیچ وجه ترا مجال ندهیم او وصیتی نوشت وپیش مردم خود فرستاد و ~~با # ~~ایشان پیش خلیفه آمد خلیفه پرسید که چراحلاف فرمان ما کردی و محامدد ~~شمنان # ~~ما بر زبان راندی در جواب گفت که میدانم که ms204 از غضب خلیفه ایمن نیستم و ~~از # ~~دست امیر المؤمنین خلاص نمیشوم حکایتی دارم اگر امیر المؤمنین اصغا ~~فرماید بعد # ~~از آن حکم امیرالمؤمنین راست فرمود که یگوی ### | حکایت # گفت مرامنذر مغیرهآ دم شقی میگویند و امیر المؤمنین مرا میشناسد بنده را # ~~قلت مالی روی نمود ودر وطن خود نتوانستم بودن بضرورت بااهل و عیال خود # ~~کربت غربت اختیار کردم و چون بدین شهر رسیدم اهل وعیال خود را در مسجدی # ~~گذاشتم وخود جهت طلب قوت ایشان متردد شدم جمعی سواران دیدم که بتجمل # ~~تمام یرفتند گفتم هرجا که این جماعت باشند دعوتی باشد جهت عیالان خوداز # ~~آنجا قوتی حاصل کنم چون بمقامی که میرفتندرسیدند سرای جعفر بن یحیی بود # ~~و کریمهآ از آن او بشوهر میدادند گفتم مرا درین مجلس راه ندهند خود کسی ~~مانع # ~~نشد وچون عقد منعقد گشت پیش هر کس طبقی طلا پر طلای مسکوک مینهادنددر # ~~خاطر گذرانیدم که مرا خود ندهند خود در مذهب مروت آن حلال زاده شاه و # ~~گدایکسان بودند پیش من نیز همچنان طبقی نهادند تصور چنان بود که جهت # ~~آرایش مجلس باشد چون روم باز ستانند و ثناری که بر سر داماد کردند ~~قبالات # ~~ضیاع و عقار بود مرا نیز از آن رسید چون خواستم که بروم مرا موقوف ~~کردند # ~~بادل خود اندیشه کردم که هر آینه طلاها و قبالات بازستانند اما مرا ~~بلغه «41 # ~~بدهند که پیش عیالان خود پرم چون مردم رفتند و خلوت شد جعفر مرا پیش ~~خود PageV01P252 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0281.jpg) # ~~*مجمل فصیحی # ~~خواند واحوال بپرسید شرح حال خود بگفتم گفت که امشب پیش ما باش و فردا # ~~بعیالان خود ملحق شو مبالغه کردم که بروم گفت عیالان تو کجااند کفتم که ~~در فلان # ~~مسجد گفت ایشان را جائی نگذاشته که ضایع مانند چون روز شد فرمود که ده # ~~بدره زر با ده نفر غلام همراه من کردند و گفت که اورا بااهل و عیال ~~اورسانید چون # ~~بیرون آمدم ms205 بطرف مسجد که ایشان را گذاشته بودم روان شدم گفتند خانه تو ~~از # ~~آن طرف است من با ایشان متوجه شدم مرا بخانهآ رسانیدند ایوانی بغایت ~~عالی و # ~~چاووشان (1) ایستاده گفتند در آی چون خواستم که در روم خوآجه سرایان # ~~دیدم ایستاده و عورات با جامههای فاخر درین خانه محجوب شدم گفتند در آی ~~که # ~~ایشها اهل تواند چون در آمدم اهل و عیال خود را دیدم جامههای فاخر ~~پوشیده # ~~کنیز کان خوب روی بخدمت ایشان باز داشته یدرههای زر از آن جماعت که ~~بامن # ~~آورده بودند بستده و خواستم که ایشان را عذر خواهی کنم گفتند ما بند ~~گان # ~~توایم و ما را جهت خدمت تو مهیا کردهاند آن حلالزاده را دعای خیر گفتم ~~و # ~~بعد از روز دیکر پیش جعفر رفتم جهت من و فرزندان و خدمتکاران من مواجب ~~نیکو # ~~مقرر کرد و املاک و اقطاع مسلم داشته اکنون او یا امیز المؤمنین بد ~~کرده # ~~امیر المؤمنین بر خود واجب میداند مکافات او کردن و من بنده را واجب آن ~~کند # ~~که شکر نعمت ایشان بگذارم و کفران نورزم امیر المؤمنین هارون درین اثنا # ~~میگریست چون سخن باتمام رسانیدم گفت کهترا بخشیدم و هزار دینار انعام ~~کردم # ~~کفتم هذا من بر کة البرامکه و این مثل مشهور و معروف گشت. # حرب هارون الرشید باقیصر روم و بآخر صلح کردن . # وفات اسد بن عمرو بن عامر ابومنذر البجلی الکوفی صاحب ابی حنیفه # ~~رحمة الله علیهما. # وفات ابوعمرو حفص بن سلیمان بن مغیرة الاسدی البزاز الکوفی القاری ~~PageV01P253 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0282.jpg) # خروج رافع بنلیثبن نصربن سیار بسمرقند و سراز اطاعت هارون الرشید # ~~کشیدن و عیسی بن علی بن عیسی بن ماهان را بقتل آوردن که او از قبل ~~هارون # ~~الرشید آنجاحاکم بود . # باز آمدن حسین بن مصعب بنزدیک هرثمهآ اعین که والی خراسان بود و # ~~عمل هرات از دست او بستد و بعد از یکسال عبدالله بن ابی نصر را از قبل ms206 ~~خود # ~~نایب کرد بهرات و خود بطوس رفت ینزدیک هارون الرشید آنگاه از قبل خود # ~~احمد بن مصعب را بایالت هرات فرستاد . # عزیمت هارون الرشید بروم و رسیدن بهر قله و فتح هر قله و تخریب # ~~آن و برده گرفتن اهالی هر قله . # فتح قبرس بر دست لشکر هارون الرشید و ویران کردن قبرس و قتل اهالی # ~~آنجا و شانزده هزاربرده گرفتن . # صلح کردن هارون الرشید باملک الروم نقفور (1) بر آنکه هر قله را که # ~~خراب کرده اند عمارت نکند و همچنان بگذارد و هرسال سیصد هزار دینار ~~بدهد # سنة احدی وقسعین ومائة19 # رفتن هارون الرشید بکعبه معظم عظم الله حرمتها و پسران خود محمدامین # ~~و مامون را باخود بردن و ایشان را بایکدیگر عهد دادن که خلاف نکنند و ~~عهد # ~~نامهها نوشتند و بخطوط اکابر از اهل حرم و غیره موشح گردانیدند و از ~~درخانه # ~~کعبه بیاویختند . # عزلعلی بن عیسی بن ماهان از عمل خراسان بحکم هارون الرشید و نصب هرثمهآ # ~~اهین بر جای اوبحکومت خراسان. # ستاندن مال علی بن عیسی بن ماهان که مبلغ نقد آن هشتاد بار هزارهزار ~~PageV01P254 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0283.jpg) # # * مجمل فصیحی،. %~% 155 # ~~درم بود و خزانهای اواز نقد و جنس بر هزار و پانصد شتر بار کرده پیش ~~هارون # ~~الرشید آوردند . # استیلاء رافع بن لیث السیار پسر نسر السیار در سمرقند و خلع هارون # ~~الرشید و فرستادن هرثمهآ اعین را بحکم هارون الرشید وهرثمه ازموالی ~~منصوربود و # ~~هر ثمه رافع را گرفته بعد ازوفات هارون الرشید پیش مامون خلیفه آوره. # سنة اثنتین وقسعین وماقه92 # بنای شهر علیاباد بلخ بر دست علی بن عیسی بن ماهان که پیشتر والی # ~~خراسان بود. # وفات عبدالله بن ادریس ابومحمد الازدی الکوفی . # فرستادن هرثمه علی بن عیسی بن ماهان را بعد از آنکه در خراسان رد # ~~مظالم کرده بود واو را معادره کرده بودند که او را بر پالانی بار کرده ~~بودند که # ~~جز پالان خشک بر او چیزی دیگر نبود ms207 و ببغداد پیش هارون الرشید فرستادند ~~و # ~~هر چه علی بن عیسی داشت بتمام بستدند مگر مبلغی که پیش علاء بن ماهیار ~~نهاده # ~~بوه و او ظاهر نکرد و نگاه داشت و بغیر آن علی بن عیسی را هیچ چیز ~~دیگرنماند # سنه ثلاث وتسعین و مائة3 # آمدن هارون الرشید بخراسان بر عزیمت آنک بحرب رافع بن اللیث بن # ~~نصر السیار که بسمرقند عصیان نموده بود شود . # اجازت طلبیدن مامون خلیفه از یدر خود که درین سفر ملازم باشد ورخصت # ~~یافته ملازم بخراسان آمد . # خواب دیدن هارون الرشید در رقه که دستی از دیوار بیرون آمد و قدری # ~~خاک در آن دست باهارون گفت که در طوس بمیری و درین خاک دفن شوی ~~PageV01P255 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0284.jpg) # ~~1.... # ~~هارون الرشید این خواب را باجبرئیل طبیب گفتاو درجواب گفت که این خواب # ~~اضغاث احلام بوده باشد و چون بطوس رسید هرثمه اعین خبر فرستاد که بخارا # ~~را گرفتم و بشیر بن اللیث که در آنجا بود کرفته فرستادم هارون الرشید ~~فرمود # ~~که بشیر برادر رافع بن اللیث را بحضور او چهارده بر کاله کردند بعد از ~~ساعتی در # ~~زمین نظر کرد و بیهوش شد چون بهوش باز آمد خواب که دیده بود باز گفت و ~~گفت # ~~که این خاک است که من دیدهام و مسرور خادمرا گفت که قدری ازین خاک ~~بیاور # ~~مسرور خاک بر دست کرد و پیش او برد گفت همان خاک وهمان دست است که من # ~~دیده آم و اضطراب بسیار نمود وخستهشد و بعداز سهروز در شبشنبه ثالث ~~جمادی # ~~الاخره بطوس یسرای حمید بن عبدالحمید الطوسی وفات کرد و مدت خلافت او # ~~بیست و سه سال و دو ماه و هفده روز بوده و چهل و چهار سال عمر یافت و ~~کویند # ~~چهل و هفت سال و پنج ماه و چند روز و صالح بن بشیر پروی نماز کرد و او ~~خلیفه # ~~پنجم بود و یقریه استاباد که حالا به مشهد ms208 معروف است و در جنب امام ~~هشتم افتاده # ~~او را دفن کردند . # خلافت محمد امین بن هارون الزشید از عقبه حلوان تا آنجا که اسلام # ~~رسیده پود و او خلیفه ششم بود از آل عباس مادر او زبیده خاتون بود شهر ~~تبریز # ~~و شهر قزوین او بنا نهاد و او خاتونی خیره بود و در راه کعبه معظم ~~حوضها و # ~~چاهها ساخت. # خلافت مامون بن هارون الرشید در خراسان و ممالک شرقیتا آنجا که اسلام # ~~رسیده بود و او درمرو ساکن شد. # خلافت مؤتمن در روم و آذربایجان و دیار بکر تا آنجا که اسلام رسیده پود # ~~بموجبی که هارون الرشید وصیت کرده بود . # ~~بیرون آوردن محمدامین علی بن عیسی بن ماهان را از حبس که پیشتر هارون ~~الرشید # ~~او را جبس کرهه بود PageV01P256 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0285.jpg) # # مجمل قصیحی4........... %~% ..............(157) # ~~وفات ابوبکر بن عباس - وفات وکیع بن الجراح. # ~~ولادت اسماعیل بن ابراهیم بن علیه (1) محث. # ~~وفات فضل بن یحیی بن خالد البرمکی فی الحبس بالرقه قبل وفات هارون # ~~الرشید بخمسة اشهر فی محرم او ذی حجة الحرام سنه المذکوره . # ~~آمدن حسین بن مصعب بهرات و درین کرت هارون بن حسین بن مصعب را # ~~خلیفه خود ساخت و جملگی ولایت حسین بن مصعب بهرات ده سال وده ماه ~~بود(2) # ~~وفات صقلاب ین زیاد اندلسی وهو من اصحاب مالک وکان فقیها زاهدا # سنهآ اوبع وتسعین ومائه94 # ~~وزارت دادن محمد امین بفضل بن الربیع. # ~~حرب مامون خلیفه بارافع بن اللیث بن هاشم بن نصر بن السیار که در # ~~سمرقند عاصی شده بود و او را باطاعت آورهن. # ~~ولادت ابو عبدالله محمد بن اسماعیل البخاری صاحب الصحیح فی یوم # ~~الجمعه ثالث عشر شوال . # ~~وزارت دادن مامون خلیفه بفضل بن سهل واو مجوسی بوده بر دست مامون # ~~مسلمان شد و میل او بتشیع بود . # ~~عزل کردن محمد امین خلیفه برادر خود مؤتمن قاسم را ازحکومت وخلافت # ~~مملکت مصر و شام و قنسرین و عواصم که هارون الرشید ms209 بدو داده بود. # ~~دادن محمد امین خلیفه ایالت ولایت مصر و ولایات که تعلق به ؤتمن قاسم # ~~داشت و ازوانتزاع کرد بخزیمة بن خازم. # ~~آوردن مؤتمن قاسم بن هارون الرشیدرا ازشام و قنسرین و عواصم پیش امین ~~PageV01P257 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0286.jpg) # ~~که أو را از حکومت آن ممالک عزل کرده بود . # وفات القاضی ابو عمروحفص النحوی - وفات خلف الاحمر الراویه . # وفات ابوبکر شعبة بن عباس بن سالم الاسیدی الکوفی . # مکتوب محمد امین بن هارون الرشید ببرادر خود مامون مضمون آنکه # ~~بیاید که بحضور او احتیاج داریم و میخواهیم که در کارها با اومشورت ~~کنیم و # ~~مهمات با او گذاریم و برسالت عباس بن موسی بن عیسی بن موسی بن محمد بن # ~~علی بن عبدالله بن عباس وعیسی بن جعفر بن ابی جعفر بن ابی جعفر و محمد ~~ین # ~~عیسی بن نهیک و صالح صاحب المصای را بفرستاد جواب که یاز فرستاد مضمون # ~~آنک من یکی از عمال امیر المؤمنین ام و مرا بر آنک فرماید اعتراضی ~~نباشد اما # ~~هارون الرشید مرا وصیت کرده که درین ثغر ساکن باشم خلاف وصیت او صلاح # ~~ندیدم بدان واسطه نیامدم و این ابتدای نزاع محمد امین بامامون شد- # فرستادن محمد امین که صحیفه ها که در عهدایشان هارون الرشید فرموده # ~~پود و بزرگان حرم محترم بر آن نوشته واز در کعبه آویخته بودند ببردند و ~~پاره # ~~پاره کردند وعهد باطل کردند . # وفات حفص بن غیاث بن الحسین النخغی قاضی الکوفه. # وفات یحیی بن سعید بن ابان بن سعیدبن العاص عمره اربع وسبعون سنه . # سنه خمس وتسعین وما فهه # ولادت الجواه امام محمد التقی بن امام علی الرضابن امام موسی الکاظم بن # ~~امام جعفر العادق بن امام محمد الباقر بن أمام زین العابدین علی بن ~~امیر المؤمنین # ~~حسین بن امیر المؤمنین علی المرتضی رضوان الله علیهم روز جمعه نیمه ~~رمضان # ~~المیارک بمدینه # ولادت موسی بن محمد امین بن هارون الرشید PageV01P258 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0287.jpg) # وفات ابو نواس حسن بن هانی ms210 الشاعر ببغداد مدفونا بالشونیزیه وکانعمره # ~~تسعا و خمسین سنه. # وفات ابوسعیدورش القاری وهو ابوسعید ورش عثمان بن ورش سعید المقری بمصر # وفات اسحاق بن یوسف الازرق المحدث. # حکم فرمودن محمد امین که نام برادران او مامون و قاسم از خطبه وسکه # ~~بیرون کردند و نام موسی پسر اورابانام اودرخطبه ضم کردند و ولایت ~~عهدبموسی # ~~یسر خود داد و او را الناطق بالحق لقب داد و او را بر آن عهد نوشت و ~~علی من # ~~عیسی بن ماهانرا متولی کار او کرد وچون این خبر بمامون رسید نام ~~محمدامین در # ~~خراسان ازخطبه وسکه بینداخت ، # آمدن علی بن عیسی بن ماعان بری بحرب مامون خلیفه و حرب او باطاهر # ~~بن حسین بن مصعب و قتل علی بن عیسی بن ماهان بر دست داوود سیاه در ری و # ~~سر او را بمرو پیش مامون بردندو باین فتح بخلافت بر مامون سلام کردند . # حکم شدن از مامون خلیفه که طاهر بن الحسین راذوالیمینین خوانند و # ~~درین حکم دو وجه گفتهاند اول آنک نوشته بود که سر علی بن عیسی در دست # ~~راست من است وانگشتری او در انگشتچپ من و دوم آنک بوقتی که برولیعهدی # ~~امام علی بن موسی الرضا بیعت میکردند طاهر بن حسین دست چپ خود بدست # ~~امام داد گفتند چرا دستراست ندادی گفت دست راست من در بیعت امیر ~~المؤمنین # ~~مامون است گفتند که این نیز راست است که بدست امام رسید و چون این سخن # ~~بمامون خلیفه گفتند او را ذوالیمینین خواند. # سنه ست و قسعین ومائه6 PageV01P259 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0288.jpg) # درین سال محمد امین اسد بن یزید بن مزید را بخواند که بجنگ طاهر # ~~ذوالیمینین فرستد اسدمذ کور بر محمد امین تحکمها کرد و او اسد مذکور را # ~~باز داشت و عم او احمد بن مزید و عبدالله بن حمید بن قحطبه را بفرستاد ~~و احمد # ~~بن مزید بوقت عزیت التماس اسد برادر زاده خود کرد و بجهت خاطر او اسد ms211 # ~~مذ کور را از حبس اطلاق کردند و ایشانتا بحلوان شدند و طاهرذوالیمینین ~~کسان # ~~فرستاد تا میان ایشان مخالفت انکیختند وایشان حرب ناکرده مراجعت نمودند ~~، # خلع کرهن در بغداد محمد امین را از خلافت ومامون را بیعت کردن و محمد # ~~امین را با مادرش زبیده بقصر بو جعفر باز داشتن و هم درین روزها باز با ~~محمد # ~~امین بیعت کردن و او را بیرون آوردن ، # قتل حسین بن علی بن عیسیبن ماهان که باعث بر خلع محمدامین بود : # حب هرثمه اعین باعلی بن محمدبن علی بن نهیک و گرفتار شدن علی بن # ~~نهیک بر دست هرثمهآ مذکور و او را پیش مامون فرستادن. # رفتن طاهر ذوالیمینین باهواز بحکم مامون خلیفه و محمد بن یزید بن # ~~حاتم المهلبی را که از قبل محمد امین عامل آنجا بود بکشت . # فرستادن طاهر بن الحسین قایدی را که نام او احمد بن المهلب بود بالشکری # ~~بکوفه و چون عباس بن محمد الهادی که والی کوفه بود ازقبل محمد امین خبر # ~~وصول احمد بن المهلب بشنید محمد امین را خلع کرد و بر خلافت مامون بیعت # ~~کرده کس پیش طاهر بن الحسین فرستاد ومنور بن المهلبی که ببصره حا کم # ~~بود از قبل محمد امین او یر خلافت مامون بیعت کرد و مطلب بن عبدالله که ~~حاکم # ~~موصل بود همچنین محمد امین را خلع کرده بر مامون بیعت کرد و کس پیش # ~~طاهر فرستاهند و طاهر هر سه را همچنان بحکومت آن مواضع بگذاشت و تغییر # ~~ایشان نکرد . PageV01P260 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0289.jpg) # رفتن طاهر بن الحسین بنهر صرصر وپل بستن ورفتن بمداین وچون # ~~بمداین رسید برمکی نامی از قواد محمد امین آنجا بود بالشکر بسیار چون ~~صف # ~~جدال راست شد و آواز طبل طاهر بر آمد بگریختند و روی در بغداد نهادند و # ~~طاهر بمداین نزول کرد . # خلع کردن داوود بن عیسی بن موسی که حاکم مکه و مدینه مبارک بود # ~~محمد امین را و مامون را ms212 بر مردم بیعت گرفت و درین باب با طاهر بن ~~الحسین # ~~نامه نوشت و خود بجانب مرو پیش مامون خلیفه رفت و واسطه آن بود که چون # ~~محمد امین خلع مامون بکرد و بر پسر خود موسی بیعت ستانید داوود مذکور # ~~در مسجد حرام منبری بنهاد و خطبه کرد و مردم را گفت که شما را یاه هست # ~~که هارون الرشید محمد امین ومامون را خلیفه کرد و قاسم را حصهآ یداد از ~~مملکت # ~~و شما را بر آن گواه گرفت و از شما بر آن بیعت ستانید و برین موجب خطها # ~~نوشتند و از در کعبه بیاویخت محمد امین خلاف آن معانی کرد و حمهآ قاسم ~~از و # ~~باز گرفت و بیکی از قوادخود داد ومامون را خلع کرد و فرستاد که خطها ~~بزور و # ~~عنف از کعبه پردندو بدرید و التماس رشید آن بود که هر کس که بریکدیگر ~~ظلم کنند # ~~شماممد مظلوم باشید اکنون شما را معلوم شد که محمد امین ظلم کرد من ~~محمد # ~~امین را خلع کردم و بر مامون بیعت کردم شما چه میگوئید ایشان نیزهمچنین # ~~کردند و چون در مکه مبارک بیعت درست شد پیش پسرخود بمدینه فرستاد تا او ~~نیز در # ~~مدینه یرین موجب بتقدیم رسایند وداوودمذ کور چون بمرورسید و کسی پیش ~~مامون # ~~فرستاد مامون او را طلب داشت و او بیعت نامه بعرض رسانید او را رعایت ~~بسیار # ~~فرمود سه لوا جهت او ببست یکی در مکه و یکی در مدینه که اوپیشتر داشت و # ~~یکی دز ولایت عک و او را باز گردانید و در ولایت ری جهت انعام او پانصد ~~هزار # ~~دزم برات فرمود . PageV01P261 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0290.jpg) # ~~مذکور پیشتر بحکم هارون الرشید محبوس بود بعد از وفات رشید محمد امین ~~او # ~~را اطلاق کره. # لشکر جمع کردن عبدالملک بن صالح که بحرب طاهر شود وچون لشکر # ~~فراوان پیش او جمع شد بر سرا-بی میان لشکریان خراسان که پیش عبدالملک ms213 # ~~بودند و لشکر شام حرب واقع شد گفتند شامیان که عبدالملک جانب مامرعی ~~نداشت # ~~و مراحعت باشام نمودند وعبدالملک مذکور درین ولاخسته بود هم درین ~~چندروز # ~~او را وفات رسید وآن لشکر که با او بود متفرق شدند # وفات شریح بن الحارث القاضی استعفی الحجاج بن یوسف فی سنه تسع و # ~~سبعین من القضاء بکوفه فاعفاه الحجاج و استعمل علی القضاءابابرده بن ~~ابی موسی # ~~ومات الشریح فی هذه السنهوله مائة وعشرون سنه . # فرستادن محمد امین علی بن محمد بن عیسی بن نهیک را بحرب هرثمهآ # ~~اعین وقریب چهار صد لوا جهت لشکزیان خود ببست و ایشان برفتند و ~~بجلولا11) # ~~اتفاق ملاقات فریقین دست داد و هرثمه ایشان را هزیمت کرد وعلی بن محمد ~~بن # ~~عیسی بن نهیک را بگرفت و بمامون خلیفه فرستاد0 # گریختن ینج هزار مرد از لشکر طاهر ذوالیمینین و ببغداد پیش محمد # ~~امین رفتند واو مالوافر، برایشان تفرقه کرد وریشهای ایشان را بغالیه ~~طلا کرد # ~~و ایشان را قواد الغالیه نام نهاه # سنه سبع وتسعین ومائه97 # وفات شیخ حاتم اصم رحمة الله علیه حاتم کفت چون بغزو رفتم ترکی مرا # ~~بگرفت و بینداخت تا بکشد من نترسیدم و منتظر بودم تا چه حکم کردهاند ~~PageV01P262 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0291.jpg) # # امجمل فصیحی »س %~% .................(263) # ~~ناگاه تیری بروی آمد و از من دور افتاد گفتم تو مرا میکشتی یا من ترا ~~بکشتم # گفت مردم را از همگان احتمال باید کرد مکر از نفس خود - کفت اول # ~~زهد اعتمادست بر خدای تعالی و میانهآ آن صبرست و آخر آن اخلاص - گفت ~~اگر # ~~خواهی که دوست خدای تعالی باشی راضی باش بهرچه خدای تعالی کند و اگر # ~~خواهی که ترا در آسمانها بستایند برتو باد بصدق وعده . # حرب عبدالرحمن بن جبلة الانباری باطاهر ذوالیمینین و فرار عبدالرحمن # ~~مذکور و رفتن بحصار همدان و بعد ازدو ماه محاصره بزنهار طاهر بیرون آمد ~~و # ~~از واجازت خواست که بلشکر خود پیوندد و لشکر خود را نیز باطاعت ms214 آورد و # ~~چون بلشکر خود پیوست غدر کرد و بر طاهر شبیخون زد ومردم بسیار بقتل ~~آورد # ~~و روز دیگر باطاهر حرب کرد و کشته گشت . # محاصره کردن بغداد بر دست طاهر ذوالیمینین وهرثمه و زهیر بن المسیب # ~~وزهیر مذکور بنهر کلو اذا «1» فرود آمد و هرثمه بنهرس (کذا) فرود آمد و ~~آنجا # ~~دیواری و خندقی ساختو طاهر عبید الله بن الوضاح را بشماسیه فرستاد و ~~خود ببستانی # ~~که بباب الانبارست فرود آمد و در دروازههای بغداد حرب انداختند # آمدن محمد بن عیسی بن ماهان که صاحب شرطه بود بزنهار پیش طاهر # ~~ذوالیمینین . # وفات سفیان بن عیینه . # سنه ثمان وتسعینومائه # قتل محمد امین بن هارون الرشید در بغداد بر دست فردوس نام غلامطاهر # ~~ذوالیمینین در خامس محرم الحرام مدت خلافت او چهار سال و دوماه بود و ~~سن او PageV01P263 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0292.jpg) ### | هسال 228 # ~~بیست وهشت سال و او خلیفه ششم بودو موسی وعبدالله پسران محمد امین ~~راپیش # ~~مامون خلیفه بخراسان فرستاد. # خلافت مامون خلیفه ببغداه و خراسان و عراق و تمام ممالک که در حوزهآ # ~~تصرف هارون الرشید بود ### | حکایت # در خبر آمده که مامون خلیفه خاک میخورد چندانچه اطبا معالجه کردند مفید # ~~نیامد بختیشوع طبیب را نیز جهت این معالجه طلب کردند بختیشوع از اطبا # ~~سؤال کرد که چه معالجه کرده اید وایشان تقریر کردند هر معالجه که در طب # ~~گفتهاند کرده بودند چون بختیشوع با خلیفه ملاقات نمود گفت یا امیر ~~المؤمنین # ~~این عزمة من عزمات الملوک مامون فرمود که بمقام خود مراجعت کن که ترک # ~~کردم ودیگر هر گز خاک نخورد وبختیشوع را مرحمت بسیار فرمود # فرستادن مامون حسن بن سهل راببغداد و جانب غربی بحکومت # ابتدای حکومت طاهر ذوالیمینین بخراسان # خروج ابونصر شبیب بن ربیعی الخارجی # رسیدن مکتوب مامون خلیفه بطاهر ذوالیمینین که ممالک که او گرفته و # ~~در تصرف دارد بگماشتگان حسن بن سهل سپارد وخود برقه شود و ترتیب حرب # ~~ابونصر شبیب بن ربیعی ms215 الخارجی کند و بدین مهم علی بن ابی سعید بنیابت ~~حسن # ~~بن سهل بعراق آمد و موصل و جزیره و شام و مغرب بطاهر داد # نوشتن مامون خلیفه بهرثمه اعین که از بغداد بخراسان شود # رفتن طاهر ذوالیمینین بحرب ابونصر خارجی وفرار نمودن ایونصر خارجی # ~~مذکور # ~~مهدی العنبری . PageV01P264 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0293.jpg) # # *مجمل فصیحی3 %~% 1265 # سنه قسع وتسعین ومائه99 # خروج محمد بن ابراهیم پن حسن بن علی بن حسن بن علی بن ابی طالب # ~~المعروف بطباطبا بمدد ابوالسرایا سری بن المنصور بکوفه # رفتن زهیر بن مسیب باده هزار مرد بحرب طباطبا بفرمان حسن بن سهل # ~~وحرب کردن با ابوالسرایا و هزیمت زهیر بن مسیب وغنیمت طلبیدن طباطبا # ~~از ابو سرایا وهم در آن دوسه روز هلاک شدن طباطبا بزهر و بعد از هلاک ~~شدن # ~~طباطبا محمد بن محمدبن زید بن علی بن حسین بن علی المرتضی بر جای او ~~نشست # ~~واین محمد هنوز کودک بود واختیاراو پیش ابوسرایا بود . # رفتن فضل بن سهل بن عبدوس بحرب محمد بن محمد بن زیدبن علی بن # ~~الحسین و قتل فضل ین سهل مذکور و بعدازین علویان از هر جانب سربر ~~آوردند # ~~و بصره وکوفه بگرفتند. # وفات امام مالک بمدینه. # وفات کسائی ابوالحسن علی ین حمزة بنعبدالله بن فیروز اصله اعجمی # ~~ومات بقریة من قری الری یقال لهاز نبویه وهومن القراء السبعه من اهل ~~الکوفه # ~~و منشاءه بها وکان الکسائی منقراء البغداد # خروج زیدبن موسی الکاظم برادر علی بن موسی الرضا ببصره # وفات حسین بن مصعب بن زریق پدرطاهر ذوالیمینین بهرات خراسان وطاهر # ~~در رقه بود مامون خلیفه بجنازه او حاضر شد وبر او نماز کرد وفضل بن سهل ~~اورا # ~~در قبر نهاد . # دادن ایالت خراسان بهارون بن حسین ب مصعب واو عبدالله بن مطرف را # ~~بعاملی هرات فرستاه و بعد از وعثمان بن زیادر اعامل کرد و روز جمعه در ~~هرات # ~~مردمان بر عثمان مذکور خروج کردلد و او را بسنک کرفتند هارون بن الحسپن ms216 ~~PageV01P265 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0294.jpg) # ~~بنفس خود سوار شد وتسکین آن فتنه کرد وعبدالرحمن بن عمار المطوعی راعمل # ~~هرات دارد # فرستادن حسن بن سهل جمعی را بحرب محمد بن محمد بن زید و ابو # ~~السرایا اول هرثمه بشد و بنهر صرصر لشکر گاه زد دوم علی بن ابی سعدرا ~~بفرمود # ~~تا بناحیت مداین وواسط و بصره شود # سیم منصور بن المهلبی را بباصریه فرستاد وهرثمه با ابوالسرایا و محمدبن # ~~محمد بن زید حرب کرد وایشان رابشکست و خلقی بسیارازیشان بکشتو سرهای # ~~ایشان بحسن بن سهل فرستاد و علی بن سعید از راه کلواذا روی بمداین ~~نهادو اصحاب # ~~ابو سرایا را بکشت ومداین وواسط بگرفت # وفات عبدالله بن نمیر الهمدانی الکوفی ابوهاشم وهو والد محمد بن عبدالله # ~~بن نمیر شیخ البخاری ومسلم . # وفات ابو یعقوب یوسف بن الاسباط من عباد الثغور والعواصم ادرک حبیب بن # ~~حسان والسری بن اسماعیل والثوری وامثالهم وقیل سنه خمس وتسعین ومائه ### | سنله هایین: # آمدن حسین بن حسن الافطس بکعبه از قبل ابو سرایا و در یس سقام بر # ~~بالشی بنشست و بفرمود تا جامههای کعبه بر کشیدند و هیچ نگذاشتند ~~چنانکسنک # ~~برهنه ماند پس از آن دوجامه ازقزتک که ابو سرایا فرستاده بود بر کعبه ~~معظم عظم # ~~الله حرمتها پوشیدندوبر آن جامهها نوشته بود که مماامربه الاصغربن ~~الاصغر ابوالسرایا # ~~داعی آل محمد لکسوة بیت الله لان یطرح عنه کسوة الظلمه من ولد العباس ~~لتطهر # ~~من کسوتهم وکتب فی سنة المذکوره . # درین سال مامون خلیفه فرمود که فرزندان آل عباس را بنام شماره کردند # ~~من الذکور والاناث سیی وسه هزار برآمدند. PageV01P266 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0295.jpg) # ~~خروج ابراهیم بن موسی بن جعفر بن محمدبن علی بن الحسین بن علی المرتضی ~~بیمن # ~~و او را ابراهیم جرار خواندند و فرار نمودن اسحاق بن موسی بن غیسی ~~العباسی # ~~که از قبل مامون خلیفه والی یمن بود . # رفتن هرثمه و منصور بن المهلبو باز بحرب ابو سرایا وعلویان و هزیمت # ~~ابوسرایا وعلویان بکوفه وبصره، # گرفتن علی ms217 بن ابی سعید بصره را # گرفتن زید بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی المرتضی # ~~را که در بصره حاکم بود واو را پیش حسن بن سهل فرستادند واو را ~~زیدالنار # ~~میگفتند که بیشتر عقوبت او بآتش بود و در بصره سرایهای مردم سوخته بود ~~و # ~~باندک گناهی مردم را میسوخت # گرفتاری ابو سرایا و او را پیش حسن بن سهل بردند واوفرمود که اورا # ~~قنل کردند . # وفات شیخ ابو محفوظ معروف بن فیروز الکرخی رحمة الله علیه که اورا # ~~میفرستادند که علم ترسائی آموزد چه مادر و پذراو ترسا بودند او ملازم ~~امام علی # ~~ین موسی الرضا شد وشیخ محمد سماک وشیخ ابوبکر احمد بن نصر الدقاق معاصر # ~~او بودند . # نقلست که خال معروف که والی شهر کرح بود روزی بخرابه میگذشت معروف # ~~را دید که نان میخورد و لقمه بسک میداد کفت چرا بازن و فرزند خود نخوری ~~شرم # ~~نداری معروف گفت از شرم نان بدو میدهم پس سر بر آورد و مرغی را از هوا # ~~بخواند مرغ بیامدو بردست او نشست و بپر سر و چشم خود بپوشید معروف گفت ~~هر که # ~~از حق شرم دارد همه چیز از وشرم دارند کفت علامت جوانمردی سه چیز بود # اول وفای بی خلاف دوم ستایشی بیجود سیم عطایی بیسؤال. # کفت علامت اولیای خدا سه چیز بوداول اندیشه ایشان از خدای بوه دویمقرار ~~PageV01P267 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0296.jpg) # ~~ایشان باخدای سیوم شغل ایشان در خدای بود # گفت چون خدای تعالی بکسی خیر خواهد بگشاید برویدر عسل و در بندد # ~~بروی در کسل از معروف سؤال کردند که تصوف چیست گفت گرفتن حقایق و # ~~گفتن بدقایق و نومید شدن از آنچه هست در دست خلایق. # کفت من راهی میدانم بخدای تعالی و آن آنست که از کسی چیزی نخواهی # ~~وهیچ چیزت نباشد که بکسی دهی . # شیخ سری کفت که چون ترا بخدای تعالی حاجتی باشد یگویارب بحق # ~~معروف کرخی ms218 که حاجت من رواکن در حال اجابت افتد : # ~~وفات ابو نواس - وفات اسباط بن محمدالمحدث - وفات ابوالبحتری وهب بن ~~وهب # ~~درین سال محمدبن شداد عامل هرات شد وشش ماه عامل بود بعداز آن هارون بن # ~~الحسین هفت ماه در هرات والی بود # ~~ولادت ابوسلیمان داوودبن حسن بن عقیل بن سعیدالذهلی الباهلی بخسروجرد ~~بیهق # وقات عمربن عبدالواحد محدث . # ولادت سهل بن عبدالله التستری رحمة الله علیه . # وقات محمد بن یحیی بن خالد بن برمک فی جمادی الاولی وکان عمره # ~~خمسین سنه ودفن ببغداه فی مقبرة البرامکه بباب البردان. # خروج امام محمد بن امام جعفر الصادق بمکه مبارک بمدد حسین بن حسن # ~~الافطس و او مردی پیر عالم متدین بود واز هد زمان خود بود اورا با کراه ~~حسین # ~~بن حسن المذکور وعلی پسر امام محمد مذکور بر آن آوردند و با او خلقی ~~بیعت # ~~کردند و او علم از پدر خود روایت کرهی و بنشر علوم مشغول بودی # ~~و افطس پسر حسین بن حسن افطس روزی زن شخسی که جمیله بود از # ~~سرای او بکشید و با او فساد کره و علی ین امام محمد المذ کور پسر قاضی ~~مکه # ~~که پدر او را اسحاق بن محمد مپگفتند واو بعایت نپکو روی بود در روز ~~بکشید PageV01P268 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0297.jpg) # ~~و او را بر پیش اسب خود نشاند واز میان بازار بخانه خود برد ومردم ~~بشوریدند # ~~ودوکانها ببستند و غوغا بدر خانه امام محمد بن جعفر آوردند و او ازیشان ~~امان # ~~طلبید وپیش پسر رفت وپسر قاضی را باز ستانید # آمدن اسحاق بن موسی بن عیسی العباسی بمکه مبارک بحرب امام محمدبن # ~~امام جعفر الصادق رضی الله عنهما ومردم مکه باتفاق امام محمدبن جعفر ~~دربیرون مکه # ~~خندق کردند و با اسحاق حربها سخت کردند و اسحاق باز کشت ورقاء بن جمیلو # ~~جمعی که با او بودند از اصحاب جلودی او را مددکار شدند واصحاب محمد بن ~~امام # ~~جعفر باز جمع شدند ویکروز در ms219 بئرمیمون جنک کردند وروز دیگر هزیمتشدند # ~~ومحمد بن امام جعفر از اسحاق وورقا امان خواست که ازمکه برود وایشان ~~اورا # ~~سه روز مهلت دادند وامام محمد و اصحاب او پراکنده شدند . # سنآه احدی وماقین # قتل هرثمه اعین که پیش مامون خلیفه می آمدحسن بن سهل مکتوب فرستاد # ~~که بی دستوری من مراجعت نمود و فضل بن سهل که وزیر بوداورا پیش خلیفه ~~غمز # ~~کرد ومامون حکم بقتل او فرمود وقیل سنه ماتین . # بیعت کردن مامون خلیفه باستصواب فضل بن سهل برامام علی الرضاءبن # ~~امام موسی الکاظم ین امام جعفر الصادق بن امام محمدالباقربن امام زین ~~العابدین علی # ~~ابن امیر المؤمنین حسین بن علی المرتضی رضی الله عنهم که بعد از مامون ~~او خلیفه # ~~باشد و اورا الرضا من آل محمد لقب فرمود در رمضان ومردم را بفرمود تا ~~جامهآ # ~~سیاه بنهند و جامهآ سبز بپوشند و درین باب بهمهآ ممالک نامه نوشت بعد ~~از آن # ~~جمعی با مامون خلیفه گفتند که فضلبن سهل گفت که ابو مسلم سالها شمشیر # ~~زد تا دولت از خاندانی بخاندانی نقل کرد و من بیک تدبیر این کار را ~~پکردم # متغیر شدن مامون برفضل بن سهل اما ظاهر نکره. PageV01P269 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0298.jpg) # وهات علی بن عاصم المحدث . # وفات عبدالرحمن بن زیدین اسلم المحدث # اتفاق نمودن اهل بغداد بر آنکه منصورین مهدی را خلافت دهند منصور ابا # ~~کرد گفتید پس امارت بتو دهیم تا در خطبه مامون را بخلافت یاد می کنی و ~~تو # ~~امیر باشی منصور بدین طریق راضی شد و اجابت نمود . # حرب محمدبن ابی خالد با حسن بن سهل و شکسته شدن محمد بن ابی خالد # ~~و مراجعت او ببعداد و وفات او بواسطهآ زخمها که در حرب حسن بن سهل بدو # ~~رسیده بود # قتل زهیربن المسیب که نزدیک جعفر بن محمد بن ابی خالد محبوس بود باشارت # ~~خزیمة بن خازم بن خزیمه . # درین سال مطوعه خراسان بخصومت متهتکان و مفسدان بغداد برخاستند # و ms220 مهتر ایشان خالد در پوش و سهل بن سلامة الانصاری بود و این مفسدان و # ~~متهتکان لشکر جعفربن محمدین خالد بودند ومردم بیرون بغدادرا غارت ~~میکردند # ~~و مال ایشان ببغداد می آوردند و می فروختند و هیچ کس منع ایشان نمیکرد ~~تاخالد # ~~درپوش و سهل بن سلامة الانصاری و اهل خراسان اتفاق کردند و ایشانرا ~~منزجر # ~~گردانیدند و این قضیه موجب مدد حسن بن سهل شد . # خروج بابکالخرمی در جاوندانیه وجاوندانیه را بجاوندان بن سهل باز # ~~خوانند که صاحب بابک یود و بابک دعوی میکرد که روح جاوندان در وی ظهور # ~~کرده است و در اطراف ممالک دست بفساد برآورد. # سنه ائنی و هاقین # رسیدن خبر ببغداد که بر امام علی بن موسی الرضا بیعت کردند که بعد # ~~از مأمون خلیفه باشد و بدین واسطه مامون را در بغداه خلع کردند ~~PageV01P270 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0299.jpg) # خلافت المنصور ابراهیم بن مهدی بن منصور عم مامون خلیفه در بغداه بعد # ~~از خلع مامون و قیل سنه ثلاث و ماتین # دادن مامون خلیفه دختر خودام حبیب را بامام علی بن موسی الرضا ودیگر # ~~دختر حود را ام الفضل به محمدالجواد بن امام علی بن موسی الرضا # قتل فضل بن سهل بر دست جمعی در حمام بسرخس سورت خط فضل بن سهل # ~~مادر فضل بن سهل طوماری بخط او پیش مامون خلیفه آورد که نوشته بود ~~هذاما # ~~قضی فضل بن سهل علی نفسهقضی انه یعیش ثمانیاو اربعین سنه ثم یقتل مابین ~~الماء والنار # ~~قتل جماعتی که فضلبن سهل را در حمام کشته بودند و ایشان گفتند که مارا # ~~مامون فرموده بود . # دادن وزارت مامون خلیفه بذوالریاستین حسن بن سهل برادر فضل وزیر # وفات حمزة بن ربیعة المحدث # وفات ابوشعیب صالح ین تیماد بن عبدالله بن اسماعیل اازیدی ثم الرسبی - # ~~السوسنی بخراسان. # وفات خواجه قطب الدین محمد رخبند صاحب خواجه احمد ابوالولید واورا # ~~در اندرون شهر هرأت در خانه اودفن کردند و خانه او حالا مزار اوست ms221 ~~وخواجه # ~~احمد ابوالولید بعد ازو سی سال پزیست و گویند هیچ کس سواره از زیادت او # ~~نمیتوانست گذشت شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه ~~بزیارت او آمد # ~~و برسر قبر او توجه کرد دیگر مردم از آنجا سواره گذشتند. # ولادت ابوسلیمان داوودبن علی الاصفهانی الفقیة امام اصحاب الظاهر . # سنه قلاث وماقین # وفات امام علی الرضاء بن امام موسی الکاظم بن امام جعفر الصادق بن امام ~~محمد PageV01P271 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0300.jpg) # دادن امارت بغداد بطاهر ذوالیمینین . # وفات ابو داوود سلیمان بن داووه الطیالسی صاحبالمسند و او هفتاد و # ~~یکساله بود. # وفات حسن بن زیاه اللؤلؤی الحنفی - وفات امام ابوبکر الحنفی . # درین سال مامون بالتماس طاهر بن الحسین وهو ذوالیمینین جامهآ سبزبیرون # ~~کرد و همان جامهآ سیاه پوشید که شعار عباسیان است وطاهر مذکور وجمیع ~~قواد # ~~را خلعت سیاه بخشید و همه کس جامهآ سیاه پوشیدند # وفات امام نضر بن شمیل المازنی اصله ببصره ومولده بمرو الرود وخرج # ~~به ابوه زمن الفتنه هاربا من مروالرود الی البصره مات بمرووبها قبره ~~وکان من # ~~علماء الناس وفصحائهم وخیارهم. # دادن مامون حلیفه ایالت خراسان بغسان بن غباد و غسان بن عباد نوح بن # ~~اسد را سمرقند و احمد ین اسد را فرغانه و یحیی بن اسد را شاش واسروشنه ~~و # ~~الیاس بن اسد رأ هرات داد و بعد ازین تاریخ طاهر بن الحسین والی خراسان ~~میشود # ~~ونوح بن اسد وفات یافت: # طاهر عمل او را بر برادران او یحیی و احمد مقرر داشت و امیر الیاس بن # ~~أسد که والی هرات بود هم وفات کرد و هرات را بعبدالله بن طاهر دادند و ~~نسب # ~~اسد وابناء او برین موجب است اسد بن سامان خداه بن حنمان بن طغاث بن ~~نوشرد # ~~بن بهرام چوبین بن بهرام جشنش وکان بهرام جشنش من الری و او از قبل ~~کسری # ~~هرمز بن انوشروان والی آذربایحان بود و مامون خلیفه ایالت خراسان و ~~ماوره # ~~النهربر اولاد اسدبن سامان مقرر داشت ms222 و بعد ازین آل سامان خواهد آمد و ~~حکومت # ~~خراسان وماوراء النهر PageV01P272 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0301.jpg) # ~~* مجمل فصیحی*2 # سنه خمس وماقین # دادن مامون خلیفه حکومت خراسان باسرها تاباقصی بلاد مشرق بطاهر # ~~ذوالیمینین که بآخر عاصی شد و مامون را خلع کرد و نام او از خطبه ~~بینداخت # ~~و بآخر کفران نعمت در و رسید و واسطه آن بود که روزی طاهر پیش مامون # ~~در آمد مامون شراب میخورد او را دید و بسیاری بگریست طاهر مذکور از ~~موجب # ~~گریه پرسید مامون هیچ نگفت طاهر بعضی از خواص مامون را تقبلات نمود که # ~~کیفیت گریه او را معلوم کنند ایشان معلوم کردند گفت هرگاه که # ~~طاهر در نظر من می آید مرا از قتل برادرم محمد امین یاد می آید و بی # ~~تحمل میشوم این کرت سر خوش بودم خود را ضبط نتوانستم کرد بدان واسطه # ~~گریستم چون طاهر این معنی معلوم کرد انگیز آن کرد که از درگاه دور شود # ~~وبخراسان آمد و عاصی شد. ### | بیت # سر تاجداران نبرد کسی %~% که بی تاج وبی تختماندبسی # فرستادن مامون خلیفه عیسی بن محمد بنابی خالد را بارمنیه و آذرهایجان # ~~بحرب بابک خرمی مباحی . # وفات شیخ ابو علی احمد بن عاصم الانطاکی آن مقدس عالم پاکی و او از # ~~کبار اولیاء بود بعلوم ظاهر و باطن آراسته مجاهده تمام داشت و عمری در ~~ازیافت # ~~اتباع تا بعین را دریافته مرید محاسبی بودو بشر و سری را دیده بودو ~~فضیل را دریافته # ~~و ابو سلیمان دارائی او را جاسوس القلوب خواندی از تیزی فراست او . # ازو پرسیدند که تو مشتاق حق عزشانه هستی کفت نه گفتند چرا گفت بجهت ~~PageV01P273 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0302.jpg) ### | «سال 206 # ~~اخلاص برای خدای تعالی چهارم احتمال ظلم از جهت کرامت دین. # ~~کفت هر که بخدای تعالی عارف تر از خدای ترسان تر گفت چون صلاح # ~~دل خواهی یاری خواه بروی بنگاه داشت زیان . # ~~گفت نافع ترین عقلی آن بود که ترا شناسا گرداند ms223 تا نعمت خدای تعالی # ~~یر خود بینی و یاری دهد ترا بر شکر آن و برخیزد بخلاف هوا . # ~~وفات ایو محمد یعقوب بن اسحاق الخضرمی النحوی . # ~~وفات یزید بن هارون بن زادان الواسطی و او هشتاد و نه ساله بود و از # ~~عظماء اصحاب حدیث بود . # ~~وفات روح بن عباده محدث : # ~~وقات جریر بن حازم المدنی - وفات حجاج بن محمد الاعور الفقیه. # ~~وقاتعبدالله بن النافع الصانع المدنی - وفات ابویحیی ابراهیم بن موسی ~~الزیات # ~~الموصلی وکان قدسمع الحدیث من هشام بن عروة بن الزبیر وغیره. # سنهآ ست وهاقین6 # ~~وفات یحیی بن معاذ که والی جزیره و بصره بود . # ~~وفات عبدالله بن عمر بن عثمان بن ابی امیه الموصلی وهو من اصحاب # ~~سفیان الثوری. # ~~وفات ابو عمر و اسحاق بن مرار الشیبانی اللغوی . # ~~تعیین عبدالله بن طاهر بحکم مامون خلیفه که از جزیره تا بمسر والی # ~~باشد و او را بر آن لوابستند و مامون بفرمود تاچوبهاو رسنها گازران ~~وسایبانهای # ~~باز ارها بکشادند تالواء او بگذرد و عبدالله بن طاهراه حاق بن ابراهیم ~~را برهرچه # ~~پدر او را خلیفه کرهه بود از شرطه و اهمال بغداد او را قایم مقام خود ~~ساخت ودر PageV01P274 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0303.jpg) # ~~«مجمل فصیحی*..............-سسسسسسسسسسسسسسسسسس.(277) # ~~خراسان از قبل خود کسان مقرر کرده بود و خود برقه شد بحرب ابو نصر بن # ~~شیث (1) خارجی # ~~وفات هشام بن محمد بن سایب بن بشیر الکلبی عالم بالنسب و اخبارایامها # ~~و مثالبها و معایبها و وقایعها . # ~~ولادت بحتری شاعر وهو ابوعباده ولید ین عباده بحلب. # ~~وفات شبابة بن سوار المدنی - وفات وهب بن جرةر . # ~~وفات مؤیل بن اسماعیل - وفات هشیم بن عدی . # ~~ولادت شیخ ابوالحسن الاشعری - وفات حجاج بن صواف المحدث . # ~~وفات ابو جعفر محمدبن جعفر المداینی ألمحدث . # ~~باز طلبیدن هارون بن حسین بن مصعب از هرات و فرستادن سکن بن # ~~ابراهیم البخاری الاسدی بایالت هرات و در ذی حجه همین سال نصر بن ایوب # ~~الحنفی بایالت هرات آمد . # سنة سبغ وماقین # ~~وفات شیخ ms224 محمدبن اسلم الطوسی واو از عربست در طیس ساکن شد و او # ~~را آنجا مسجدی است سخت بابر کت در سربازار بمحله اسفلقان و گاهی به ~~نیشابور # ~~میبود و مدفن او در نیشابور است . # ~~نقلست که از اکابر طریقت یکی گفت من در روم بودم ناگاه ابلیس را # ~~دیدم که از هوا در آمد و نزدیک بود که از پای در آید کفتم ای ملعون این ~~چه # ~~حالت است گفت این ساعت محمد اسلم تنحنحی کرد من از بیم در افتادم0 # ~~نقلست که او وام کردی و بدرویشان دادی جهودی بیامد و گفت فرضی بر # ~~تو دأرم بده محمد اسلم قلم تراشیده بود و تراشه قلم آنجا بود گفت این ~~بردار # ~~چون پرداشت زر شد جهود گفت این دین که بنفس این عزیز چوب زر شد حقاست ~~PageV01P275 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0304.jpg) # ~~ودر زمان مسلمان شد. # نقلست که عبدالله بن طاهر که والی خراسان بود به نیشا بور بدیدن محمد # ~~بن اسلم طوسی رفت او را در خانه نگذاشت روز جمعه بود صبر کرد تا محمد ~~بن # ~~اسلم بنماز بیرون آمد چون نظر عبدالله بر محمد بن اسلم افتاد خود را از ~~اسب # ~~در انداخت و بوسه بر پای او داد وهمچنان سر بر قدم او نهاده گفت الهی ~~او مرا # ~~از آنک مردی بدم دشمن میدارد و من او رااز آنک مردی نیک است دوست ~~میدارم # ~~بفضل خود این بدرا درکار آن نیک کن # وفات طاهر ذوالیمینین در جمادی الاولی که خطبه بنام قاسم بن علی کرده # ~~یود و مامون را خلع کرده کفران نعمت درو رسید و هم درین هفته نماند هفت # ~~سال در خراسان بحکم مامون حاکم بود و در وفات او دو روایت گفته اند یکی # ~~آنک او را دیجامهآخواب مرده یافتند و دیگری آنک همان جمعه که در خطبه ~~نام # ~~مامون نبرد ابو سعید کلثوم بن ثابت حکایت کرد که نماز دیگر مرا طاهر ~~طلب # ~~داشت بشدم چیزی ms225 بر چشم خانه و پلک او بر آمده بود همان ساعت بمرد طلحه # ~~مرا گفت آنچه پدرم در خطبه نگفت بنوشتی گفتم آری گفتوفات پدرم هم بنویس # ~~رفتم و بنوشتم و بمامون فرستامم و چون خبر خلع بمامون رسیده بود احمد ~~بن # ~~ابی خالد که بوقت فرستادن خراسان ضمان کرده بوه که اوترا خلع نکند طلب ~~داشته # ~~بود و گمته که توضمان کردهآ برووطاهررا بیاوروهم امشب برو احمد مذکور ~~التماس # ~~ک. ده بود که امشب کایخود بسازد و فردا برود خودخبر مرک طاهر در شب ~~برسید : # جلوس طلحة بن طاهرذوالیمینین در خراسان برجای پدرخود بحکم مامون # ~~سبیفه و احمد بن ابی خالد راهم جهت کار طاهر بخراسان فرستاد و احمد از ~~آنجا # ~~بماوراء النهر رفت و اسروشنه بگشاد و کاووس و پسر را بگرفت و ایشان را ~~بمامون # ~~خلیفه فرستاد و طلحة بن طاهر احمد بن ابی خالد را سه بار هزار هزار درم ~~نقد # ~~و دو بار هزار هزار درم اجناس بخشید PageV01P276 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0305.jpg) # # لا مجمل فصیحی*.................... %~% 226) # ~~ولادت شیخ ابوسعید خراز وهو ابوسعید احمد بن عیسی الخرازدر یغداد # ~~وفات یحیی بن حسین بن یحیی بن زیدبن غلی بزحسین بنعلی المرتضی رضی الله ~~عنهم # ~~در بغداد که مامون خلیفه بروی نماز کرد . # ~~وقات از هرین سغد السمان المحدث . # ~~وفات ابویحیی محمدین عبدالاعلی - وفات جعفر بن عون بن جعفر بن # ~~لمرو بن حریث المخزومی الفقیه . # ~~وفات محمد بن عمروبن واقد مولی لبنی هاشم المعروف بو اقدی واو هفتاد # ~~وهفت ساله بود . # ~~وفات بشربن عمر الزاهد الفقیه - وفات عمربن حبیب العدوی القاضی # ~~وفات عبدالعزیز بن ابان القرشی قاضی الواسط. # ~~وفات الفراء النحوی ابوز کریا یحیی بن زیاد الفرا مولی بنی منقر وتوفی # ~~بطریق مکه # سنه ثمان وماقین # ~~گرفتن ابراهیم بن مهدی عم مامون خلیفه که از و گریخته بوه باچاهر و # ~~موزه وهم در آن لباس او را پیش مامون آوردند و چون مامون او را بآن وضع ~~دید # ~~برو ترحم کرد ms226 و رقت فرمود و او را خلعت داد وقیل شب شنبه سیزدهم ربیع ~~الاول # ~~سنه عشر وماتین و مامون او را راه ندمت ارزانی داشت و او آواز خوش داشت ~~و در # ~~مجلس مامون عود نواختی . # ~~وفات علی بن مبارک الاحمر النحوی صاحب الکسایی. # ~~وفات فضل بن الربیع بن یونس بن محمد بن ابی فروه ابوالعباس وزرللرشپم # ~~بعد البرامکه. # ~~وفات سعید بن عامر المحدث . PageV01P277 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0306.jpg) # وفات حسن بن موسی الاشیب المحدث قاضی طبرستان ومات بالری . # وفات ابو عمرونشیل بن محمد بن عبدالرحمن بن محمد بن خالد بن سقید # ~~بن جرحه المکی المخرومی القاری بمکه . # آمدن خالد بن جنید الحنظلی بایالت هرات در ربیع الاخر # دادن قضاء بغداد باسماعیل بن حمادبن ابی حفصه . # سنهآ قسع و هائین8 # خلعت ومتال فرستادن مامون خلیفه بطلحة بن طاهر ذوالیمینین، # تزویج مامون خلیفه با بوران دخت بنت حسن بن سهل وقیل سنه اثنی و # ~~ماتین ودر شب زفاف جدهآ بوران دخت طبق طلا بر آنجا هزار دانه در نهاده ~~بهرنثار # ~~آورده بود وبر سر مامون و بوران دخت نثار کرد ودر زیر مامون وبوران ~~حصیری # ~~از شفشهاء طلا بافته انداخته بودند مامون از شعر ابونواس خواند مصراع. # حصباء در علی ارض من الذهب . # مامون فرمود تا درها را جمع کردند و از جدة بوران پرسید که چند در # ~~بود گفت هزار بشمردند ده دانه کم بود مامون گفت ده دانه هر کس که دارد ~~بدهد # ~~حسین خادم گفت یا امیرالمؤمنین این نثار جهت آن کرد، اند که ما برچینیم ~~فرمود # ~~که ترا عوض دهیم آن ده دانه را بیاورد مامون در همان طبق ریخت ودر ~~کناربوران # ~~نهاد و گفت این عطاء جده تست حاجتی که داری بخواه او سخن نمیگفت او را # ~~مبالغه کردند گفت آن میخواهم که از ابراهیم بن مهدی راضی شوی وام ~~جعفررا # ~~دستوری دهی تابحج رود گفت هرد و حاجتترا بر آوردم از ابراهیم راضی شدم ~~وام # ~~جعفررا دستوری دادم ms227 ام جعفر پیراهنی مرصح که از آن بنوامیه بوده ~~ببوران(1) فرستاد PageV01P278 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0307.jpg) # ~~*ل مجل ضیدق # دادن امارت هرات بیعقوب بن عبدالله بن صاحب (1) الحایط وعبدالله بن # ~~زیاد بن مرثد . # وفات فضل بن غبدالحمید الموصلی المحدث ؛ # حصار داهن عبدالله بن طاهر نصربن شیث الخارجی را وکار بر او تنک گرفت # ~~تا امان خواست و درکار او بهمه غایتی بر سید و چون از قلعه پیرون آمد ~~عبدالله # ~~او را بنزدیک مامون خلیفه فرستاد . # وفات شیخ ابو حمزهآ بغدادی - وفات یحیی ین عبید الطیافسی الفقیه # سنه عشر و ماثآین # دعوت کردن حسن بن سهل مامون خلیفه را که مثل آن ضیافت و مهمانی # ~~نشان ندادهاند او را با جملهآ لشکر او مهمان کرد وقایدان را بر قدر ~~مراتب ایشان # ~~چندان خلعت و صلت داد که قیمت آن پنجاه بار هزار هزار درم بر آمد بیرون ~~از # ~~آنکه نثار کرده بود ورقعهها نوشته و بر هررقعهآ اسم ضیاعی ثبت کرده که ~~ملک او # ~~بود وبر بنی هاشم و قایدان نثار کرده که هر کس رقعهآ بدو افتد آنچه از ~~ضیاع # ~~که در آن رقعه باشد براو مسلم باشد تظلم نمودن اهل قم که خراج ایشان ~~دوبار # ~~هزار هزار درم بود واز آن مبلغ تخفیفی طلب میکردند مامون ابا نمود ~~ایشان از # ~~گزاردن خراج تخلف نمودند مامون علی بن هشام را بحرب ایشان فرستاد و در # ~~حرب ظفر علی بن هشام را بود ویحیی بن عمران را بکشت و دیوار قم خراب ~~کرد # ~~و ایشان از دو بارهزار هزار درم مینالیدند ازیشان هفتبار هزار هزار درم ~~بستاندند # فرستادن مامون خلیقه عبدالله بن طاهر ذوالیمینین را بمدد برادر اوطلحة # ~~بن طاهر که باتفاق بماوراء النهز بحرب رافع بن هاشم روند PageV01P279 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0308.jpg) # ~~وفات ابوسعید حسن بن حسن البصری # ~~وفات یحیی بن غیلان المحدث « # ~~درین سال عبدالله بن محمد بن یزید بن مزید عامل هرات شد # ~~آمدن احمد بن مصعب بن زریق الخزاعی بایالت هرات ms228 ومردم ولشکر بروی # ~~خروج کردند. # ~~قتل ابراهیم بن محمد بن عبدالوهاب بن ابراهیم الامام المعروف بابن # ~~عایشه ومحمد بن ابراهیم الافریقی ومالک بن شاهی که با ابراهیم بن ~~المهدی بیعت # ~~کرده بودند بحکم مامون خلیفه وقتل جمعی کثیز که درین بیعت بودند بتحریک # ~~عمران القرابلی # سنه احدی هشروماقین # ~~خروج عبدالله بن السری بن الحکم الخارجی وگرقتن مصر . # ~~حرب عبدالله بن طاهر ذوالیمینین باعبدالله ین السری بن الحکم الخارجی # ~~المذکور و گریختن عبدالله خارجی مذکور وپناه بقلعه از قلاع بردن ~~ومحاصزه # ~~کرهن عبدالله بن طاهر قلعهآ عبدالله خارجی را وطلب صلح کردن عبدالله ~~خارجی از # ~~عبدالله طاهر وبا یکدیگر عهد و بیعت کردن و عبدالله خارجی مذکور هزار ~~غلام # ~~بر دست هر یکی هزار دینار بدل صلح بداد و از حصار بیرون آمد . # ~~فرستادن عبدالله طاهر عبدالله خارجی را پیش مامون خلیفه . # ~~گرفتن عبدالله بن طاهر مصررا - وفات ابو حذیفه موسی بن مسغود الزهری # ~~منادی فرمودن مامون خلیفه که ذمت از آنکس بر خاسته باشد که او # ~~معاویه را بخیریاه کند اعتراف نمودن مامون خلیفه بفضل غلی المرتضی کرم # ~~الله وجهه. # آشکا را گفتن مامون که قر آن مغلوق است PageV01P280 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0309.jpg) # ~~جمل فصیحی # ~~وفات احمد بن اسحاق الخضرمی المحدث - وفات طالق بن غنام بن # ~~طالق المحدث . # ~~وفات ابو العاصم النبیل وهو ضحاک بن مخلد بن سنان الشیبانی . # ~~وفات محمد بن یوسف الفارابی : # سنه اثنی عشر وماقین # ~~ولی عهد کردن مامون خلیفه المعتصم بالله برادر خود را در خلافت # ~~وفات عبدالر زاق بن همام الصنعانی المحدث وهومن مشایخ احمد بن الحنبل # ~~وکان یتشیع # ~~وفات اسماعیل بن حماد بن امام اعظم ابی جنیفه. # ~~وفات زکریا بن عدی المحدث - وفات طلحة بن طاهر ذوالیمینین بخراسان # ~~آمدن علی بن طاهر بایالت هرات ودر غره ربیع الاول همین سال احمدبن # ~~خالد الذهلی وحسان بن حبیب بهرات آمدند و سرهنگان که بر احمد بن مصعب # ~~فتنه کرده بودند بند کرده بمرو بردند و دفترها بسوختند # سنة ms229 ثلاث هشر وماقیق # ~~فرستادن مامون خلیفه محمد بن حمید الطوسی را بحرب بابک خرمیمباحی # ~~وشکسته شدن محمد بن حمید و مراجعت او با بغداد . # ~~فرستاهن مامون خلیفه محمد بن حمید را باز بحرب خرمی مباحی # ~~وقتل محمد بن حمید مذکور در حرب بابک و بابک مذگور زندیق بود وحق جل # ~~وعلا را انکار میکرد ویحلال و حرام ایمان نداشت و مادر او از دیهی بود ~~ازاعمال PageV01P281 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0310.jpg) # ~~آفربایجان) غبطیی (1) بسفاح باوی نزدیکی کرد بابک از وی متولد شد و چون # ~~بزرک شد از زنادقه و بددینان بیست هزار بزوی جمع شدند وهزار هزار ~~مسلمان را # ~~یقتل آوردند ولشکر محمد بن حمید طوسی بیشتری در هزیمت بقتل آمدند و کار # ~~بابک مذکور بلند گشت . # ودلات عبدالله بن امام احمد بن حنبل . # وفات عبدالله بن موسی بن العبسی الفقیه وهو من مشایخ البخاری وکان شیعیا # وفات ابو مروآن عبدالملک ین عبدالعزیز - وفات ابو محمدبن # ~~عبدالسلام المالکی . # ~~فرستادن مامون خلیفه براد رخود ابواسحاق را بمصروشام واورا در آنجا ~~والی گردانید # قرستادن مامون پسرخود عباس را بجزیره که او نیز آنجا والی باشد # دادن خراسان بمحمد بن طاهر که آنجا والی باشد و بوقت عزیمت # ~~ایشان ابو اسحاق وعباس و محند بن طاهر هریک را پانصد هزار دینار بخشید ~~و # ~~هیچکس این قدر مال در یکساعت نبخشیده # آمدن محمد بن خالد بن جنید الحنظلی بایالت هرات در غره محرم الحرام # وفات ابراهیم الموصلی المغنی وهو ایراهیم بن ماهان والد اسحاق بن # ~~ابراهیم وکان ابراهیم هذا کوفیا وسافرالی الموصل فلما عادقیل له ~~الموصلی ولزمه # سنه اوبخ عشر وماقی # ولادت امام ابوالحسن علی النقی بن محمد الجواد بن علی الرضاء بن موسی # ~~الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زین العابدین علی بن امیر ~~المؤمنین حسین PageV01P282 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0311.jpg) # ~~مجمل قصیحی # ~~بن اهیر المؤمنین علی بن ابی طالب کرم الله وجهه ورضی الله عنهم در روز ~~سهشنبه # ~~پانزدهم رجب الاصم (1) وقیل سنه اثنی عشر وماتین ms230 . # وفات ادریس بن ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی المرتضی رضوان # ~~الله علیهم عمره تسعا و اربعین سنه بالمغرب وقام بعده ابنه محمدبن ~~ادریس المذ کور # فرستادن مامون خلیفه اسحاق بن ابراهیم ویحیی بن اکثم را نزدیک عبدالله # ~~بن طاهر و اورا مخیر کردن میان عمل خراسان واعمال جبال و ارمنیه و ~~آذربایجان # ~~و عبدالله بن طاهر عمل خراسان اختیار کرد و باخراسان آمد # وفات شیخ ایو عبدالرحمن حاتم اصم رحمة الله علیه وقیل سته سبع وثلاثین # ~~و ماتین آن زاهد زمانه آن عابد یکانه آن معرض دنیا آن مقبل عقبی از ~~بزرکان # ~~مشایخ بود ودر همه خراسان بر سر آمده ومرید شقیق بود و پیر خضرویه ودر ~~زهد # ~~و ریاضت وورع و ادب وصدق و احتیاط بی بدل بود توان گفت که بعد از بلوغ ~~یک # ~~نفس بی مراقبه ومحاسبه ازوبر نیامده یود ویک قدم بی صدق واخلاص بر ~~نگرفتهتا # ~~بحدی که جنید گفت صدیق زماننا حاتم الاصم # نقلست که زنی پیش او آمد تا مسئلة پرسد مگر بادی ازورها شد زن خجل # ~~شد حاتم کفت آواز بلند کن که گوش من کراست زن آواز بلند کره گفت بلند # ~~ترکن که نشنودم تازن راهعاوم شد که نشنوده است و تا آن زن درحیات ~~بودخود # ~~را کر ساخته بود واو را از آن جهت اصم گویند # نقلست که روزی مجلس میگفت در مناجات گفت الهی هر که درین مجلس # ~~گناه کارتر است او را بیامرز نباشی حاضر بود چون شب در آمد بنباشی رفت ~~چون # ~~سر گوری باز کرد آوازی شنید که شرم نداری که امروزدر مجلس حاتم آمرزیده # ~~شدی باز با سرکار میروی نباش توبه کرد . # 4 محمد رازی گفت چندین سال در خدمت حاتم بودم هر گز ندیدم که درخشم ~~PageV01P283 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0312.jpg) ### | ........... سال 215» # ~~شد مگر یکبار و آن چنان بود که در میان بازار میگذشت بقالی شا گرد خود ~~را # ~~بگرفته بود و میگفت کالای ms231 من گرفتهآ بده حاتم چون آن بدید گفت ای عژیز # ~~مواسا کن گفت نمیکنم حاتم درخشم شد و ردا از دوش برداشت و برزمین زد ~~میان # ~~یازار پرسیم شد گفت آنچه حق تست بردار و زیادت مگیر که دستت خشک شود # ~~بقال آنچه حق او بود برداشت و حرص او را بر آن داشت که دست بزیادتی ~~دراز # ~~کرد در حال دستش خشک شد . # نقلست که چون حاتم اصم ببغداد رسید خلیفه را خبر کردند که زامد # ~~خراسان آمد او را بخواند چون در آمد گفت زاهد خراسان توئی حاتم گفت من # ~~زاهد نیم بلک تو زاهدی خلیفه گفت چگونه حاتم گفت حق جل جلاله میفرماید ~~قل # ~~متاع الدنیا قلیل و توباندک قناعت کردهآ زاهد تو باشی نه من که سر ~~بدنیا وعقبی # ~~فرو نمی آرم. # سنهٔ‌ خمس عشروماتین* # وفات شیخ ابو سایمان عبدالرحمن بن احمد بن عطیه الدارانی الداران # ~~قریة من غوطة الدمشق شیخ احمد حواری فرید او بود شیخ ابو سلیمان گفت ~~وقتی # ~~خفته ماندم ورد من فوت شد حوری دیدم . که مرا میگفت خوش می خسبی و ~~پانصد # ~~سال است که مرا در پرهه از بهر تو می آرایند. # یک روز ابوسلیمان احمد حواری را گفت بترس از خدای تعالی ترسیدنی # ~~که درو نومید نشوی از رحمت او و امیدوار بخدای تعالی امید داشتنی که در # ~~آن ایمن نباشی از مکر او گفت مادر رضا بجائی رسیدیم که اگر هفت طبقه # ~~دوزخ در چشم راست ما نهند در خاطر ما یگذرد که چرا در چشم چپ تنهاد . # وفات اخفش المجاشعی ابوالحسن سعیدبن مسعده مولی لبنی مجاشع هن ~~PageV01P284 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0313.jpg) # ~~دارم وقیل سنه احدی عشر وماتین وکان بصریا وهو الاخفش الا وسط وهو من ~~اهل # ~~بلخ وکان اجلع والاجلع هو الذی لاینطبق شفتاه وهو القصر الشفة العلیا ~~وکان معتزلیا # ~~وهو من اکابر ایمة النحویین البصریین. # وفات ابو زید اللغوی النحوی وهو سعید بن اوس الانصاری من الخزرج وکان ms232 # ~~عالما باللغه والنحو .! # وفات قبیصة بن عقبه الفقیه إلکوفی - وفات یعقوب الطباخ. # وفات سوده بن خلیفه بن عبدالله بن عبیدالله بن ابی بکره: # رفتن مامون خلیفه بغزو روم و چند حصن گشاده بادمشق آمد . # در وقت رفتن ملمون بروم امام الجواد محمدتقی بن امام علی الرضا در تکریت # ~~بمامون خلیفه ملحق شد و آنجا با ام الفضل دختر مامون که پیشتر نکاح ~~فرموده # ~~بود زفاف ساخت و در ایام حج با اهل خود بمدینهآ مبارک فرمود و آنجا ~~مدتی مقام # ~~فرمود و باز با کوچ خود ببغداد آمد . # وفات محمد بن عبدالله المثنی بن عبدالله بن انس بن مالک الانساری . # وفات ابی عمرو معاویة ین عمرو - وفات اسحاق بن الطباع # سنه ست عشر و ماقین6 # باز عزیمت مامون خلیفه بروم ورسیدن بلب روه جریدون در زمین روم و تا # ~~سی حصن بگشاد و بر اهل طوانه (1) غارت کرد و بهری را یکشت و بهری را # ~~اسیر کرد و بهری را بسوخت و از آنجا مراجعت نمود و بادمشق آمد. PageV01P285 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0314.jpg) # ~~وفات زبیده ام جعفر والدهآ محمد امین زوجهآ هارون الرشید . # ~~زیارت کردن مامون خلیفه أنوشروان عادل را و در ین زیارت کردن در # ~~تاریخ فناکتی سخنان نقل کرده چون معقول نمی نمود نقل آن نکرد اکر کسی # ~~خواهد که معلوم کند از تاریخ فناکتی پاز طلبد . # ~~دادن عمل هرات بخلف بن محمد بن الجنید . # ~~درین سال مامون خلیفه در خلق قرآن سخن کفت. # ~~داهن ایالت هرات در محرم بالیاس بن اسد پس لشکر کشی خراسان بدو # ~~دادند و سرهنگان و دهاقین را بدو سپزدند و او بیست و شش سال والی بود . # سنه سبع عشر وماقین # ~~وفات اصمعی وهو عبدالملک ین قریب بن عبدالملک بن علی بن اصمع بن # ~~مطهر بن عمزو بن عبدالله الباهلی یکنی اباسعد واسمه قریب عاصم. ، # ~~رفتن مامون خلیفه بمصر وقتل عبدوس . # ~~وفات امام ابو حفص الکبیر البخاری رحمة الله علیه. # ~~عزیمت مامون خلیفه بغزو ms233 روم دیگر بار و لشگرهای اطراف جمع کرد و # ~~پسز خود را یطوانه بگذاشت و کار کنان را با او مسمی کرد تا بر سه ~~فرسنگی طوانه # ~~قلعه بزرک بر چهار در بساختند و اسلحه و آلات حرب بسیار در آنجا نهادند # ~~و در آنجا معتمدان نشاندند . # وفات شریح النعمان. # ~~امتحان فرمودن مامون خلیفه قضاة وفقها و بزرگان ممالک خود را وبدین # ~~مهم اسحاق بن ابراهیم را یفرستاد کدهر. که بنفی تشبیه و خلق قرآن نگوید ~~اوراپند # ~~کرده پیش او فرستند و درین باب نامههای بلیغ نوشت و تهدید و وعید بسیار ~~در # ~~آنجا ثبت کره PageV01P286 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0315.jpg) # ~~بر مل فصحمیتشی # سنه ثمان عشرو مایین # وفات مامون خلیفه درسابع عشر رجب الاصم بموضع بذندون (1) که رودی # ~~است از زمین روم و در خستگی فرمود که بر این موجب نامهها نوشتند من ~~عبدالله # ~~عبدالله مامون امیر المؤمنین عباس بن مامون واسحاق بن ابراهیم وعبدالله ~~بن طاهر # ~~بدانند که اگر مارا درین بیماری وفات رسد بعد از من خلیفه برادرم ~~ابواسحاق # ~~پن الرشید باشد ومهر کردند و فرسةادند و ابواسحاق بعمال برین موجب نامه ~~نوشت من # ~~ای اسحاق اخی امیرالمؤمنین والخلیفه بعد امیرال ؤمنین و ایشانرا بحسن ~~سیرت و # ~~تخفیف مؤنت وصیت کرد و ابو اسحاق المعتصم بالله برادر مامون که او را ~~ولی عهد # ~~کرده بود بر او نماز کرد و مامون چهل و نه ساله بود ومرقد او را بطرطوس ~~بردند # ~~و آنجا دفن کردند و مدت خلافت او بیست وپنج سال وپنج ماء وبیست و دو ~~روز # ~~بود واز خلفا کسی که هزار هزار درم بیک کس بخشید او بود واو خلیفه هفتم ~~ود # خلافت المعتصم بالله ابو اسحاق محمد بن هارون الرشید که اورا خلیفه مثمن # ~~خواندند بواسطه آنکه بطن هشتم است از امیر المؤمنین عباس رضی الله عنه ~~وخلیفه # ~~هشتم وهشت سال وهشت ماه وهشت روز خلافت کرد ومولد اودر سنه ثمان وسبعین # ~~ومایة بود وهشت هزار ms234 غلام خرید وعمراو چهل وهشت سال بود وهشت پسروهشت # ~~دختر داشت و اول کسی که ترکان را تربیت کرد او بود وعظیم شجاع ~~ودلاوربود # ~~مامون را آورد و عباس بر معتصم بیعت کرد و بیرون آمد و آواز داه که این ~~چه PageV01P287 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0316.jpg) # ~~شفقت بار دست و محبت ناخوش من باعم خود بیعت کردم و خلافت بدو سپردم ~~مردم # ~~آرام گرفتند . # فرمودن معتصم خلیفه تا عمارتی که مامون در طوانه ساخته بود خراب # ~~کردند و آنچه آنجا نهاده بودند از آلات حرب نقل کردندو آنچه نقل آن ~~میسر نشد # ~~بسوختند و جمغی که آنجا مقیم کرده بودند بگذاشتند تا بخانههای خودروند # وزراء المعتصم بالله اول فضل بن مروان بوده واو بسیار متکبر بود ومحمد # ~~بن عبدالملمک زیات پیش نضل بن مروان در آمد او را تکریم نکرد وجهت او ~~بر # ~~نخاست گفت. ### | شعر # # تفرعنت یافضل بن مروان فاعتبر %~% وقبلک کان الفضل والفغل والفضل # ~~وپیشتر از وزارت فضل بن مروان فضل برمکی وفضل ربیع وفضل سهل وزیر بودند # ~~و چون فضل بن مروان را عزل کردند وزارت بمحمد بن عبدالملک زیات مذکور # ~~دادند دویم احمد بن عمار سیم محمد بن عبدالملک زیات . # وفات بشر المریسی وهو بشر بن غیاث وهو یقول بخلق القرآن والارحاء # ~~وغیرهما من البدع . # درین سال مردم بسیار در مذهب خرمیه در آمدند و اجتماع کرده پاهمدان # ~~شدند و معتصم اسحاق بن ابراهیم بن مصعب را بحرب ایشان فرستاد و اسحاق # ~~شصت هزار نفر ازیشان بقتل آورد ودیگران بگریختند و با بلاد روم شدند # دادن ایالت هرات بعبدالله بن محمد المعیدی و در زمان ایالت او در هرات # قحطی عظیم شد و او چهار سال در هرات والی بود # سنةتسع هشر و مائین19 # ابتدای عمارت سرمن رآبر دست معتصم خلیفه . PageV01P288 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0317.jpg) # وقات عبدالله بن الزبیر الحمیدی صاحب الشافعی رحمة الله علیه # وفات العالم بالحق عبدالله بن محمد امین بن هارون الرشید که بوقت # قتل محمد امین ms235 او را زنده در گور کرد، بودند وروستائی برو مطلع شده او # ~~را بیرون آورد و تااین غایت که نماند مخفی بود خشم گرفتن معتصم با فضل ~~بن # ~~مروان که وزیر بود واو را در خانه نشاند # دادن وزارت المعتصم بالله بمحمد بن عبدالملک زیات # درین سال معتصم خلیفه امام احمد بن حنبل را سی و هشت تازیانه بزد که # ~~قرآن را مخلوق گوید و نگفت و دستهای بر بسته برهنه او را بر عقابین ~~کشیده # ~~بودند در اثناء این حال بند از ارش گشاده شد دو دست از غیب پدید آمد و ~~بندازار # ~~او ببست چون این خرق عادت مشاهده کردند او را بگذاشتند # خروج محمد بن القاسم بن محمد بنعمربن علی بن حسین بن علی المرتضی # ~~بطالقان خراسان و از طالقان جمعی بر او گرد آمدند وقایدان غبدالله طاهر ~~با او # ~~حرب کردند و او هزیمة شد و چون بنسا رسید عامل نسا او را گرفته با بند ~~پیش عبدالله # ~~بن طاهر فرستاد وعبدالله مذ کوراور ابمعتصم فرستاد معتصم اوراحبس کرد و ~~او از حبس # ~~بگریخت و هیچ کس از و نشانی نداد . # وفات ابونعیم الفضل بن رکین مولی طلحة بن عبدالله بکوفه # وفات عبدالرحمن بن رجاء البغدادی . # فر ستادن المعتصم بالله عجیفبن عنبسهرا بحرب زط که در راه بصره قطع # ~~طریق میکرد و جمعی بر خود گرد کرده بود و بر آن ذاحیت استیلا یافته و ~~عجیف # ~~جمعی از ایشان گرفته بقثل آورد وسرهاء ایشان پیش معتصم فرستاد و بازط ~~نهماه # ~~حرب کرد # وفات ابوبکر عبدالله بن زبیر بن هیسی القرشی الاسدی الزبیری المکی ~~PageV01P289 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0318.jpg) # 4 # ~~المعروف بالحمیدی بضم الحاء رجل مع الشافعی من مکه الی مصر ویلزمه حتی ~~مات # ~~فرفع الی مکه یفتی الی ان توفی بها کذاذ کره البخاری فی تاریخه # سنه عشرین وهاقین # وفات الجواد امام محمد التقی بن امام علی الرضاء ین امام موسی الکاظم # ~~ین امام جعفر الصادق بن محمد الباقر ms236 بن امام زین العابدین علی بن امیر ~~المؤمنین # ~~حسین بن علی المرتضی رضوان الله علیهم روز سهشنبه سیم رجب الاصم (1) ~~یبغداد # ~~مدفونا بمحله کرخ عند موسی الکاظم مدت عمر او بیست و پنج سال و سه ماه ~~بود # ~~و او داماد مامون خلیفه بود . # وقات عثمان بن المسلم ابو عثمان الصفار البصری ببغداد وهو من مشایخ # ~~البخاری وله خمس وثمانون سنه . # وفات عفان بن مسلمه الفقیه - وفات ابوهصعب مطرف ین یسار الاصم . # وفات ابوعیسی خلاد بن خلید الکوفی القاری. # حرب بغاءالکبیر بابابک خرم دین بناحیت هشتاد سر وهزیمت بغاء الکبیرو # ~~تاراج لشکر او وقیل سنه احدی وعشرین و ماتین . # آوردن عجیف زط را بابیست وهفت هزارهزار از زنان و مردان و کودکان # ~~و ایشانرا در کشتیهانشانده ببغداد آوردند و معتصم خلیفه در کشتی که ~~آنرا زو # ~~میگفتند نشست و زط واصحاب او بر خلیفه بگذشتند وایشان را سه روزدر کشتی # ~~موقوف کردند بعداز آن ببشر بن السمیدع سپردند تا بروم برد وچون بروم ~~رسیدند # ~~رومیان برایشان غارت کردند و تمامت را بکشتند چنانک یک تن ازیشان خلاص ~~نشد # وفات شیخ ابوالفتح الموصلی وهو ابو الفتح بن سعید الموصلی وهو ابو ~~PageV01P290 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0319.jpg) # ~~ممل فصیحی # ~~محمد وقیل ابو نصر ویعرف بفتح الکاری نسبة له الی القریة الکار وهی ~~قریة علی # ~~شاطی دجلة الشرقی . # سنه احلدی وعشرین وماقین # فرستادن المعتصم بالله حیدربن کاووس المعروف بافشین را بحرب بابک خرم دین # ~~مباحی در جمادی الاخره و حرب افشین با بابک در برزند و هزیمت بابک ~~مذکور . # وفات عبدالله بن مسلمة بن قعنب الحارثی صاحب امام مالک. # وفات احمد بن محرز قاضی القیروان واو از علماء عامل زاهد بود. # وفات آدمبن ابی ایاس العسقلانی وهو من مشایخ البخاری فیصحیحه # وفات عیسی بن ابان بن صدقه ابوموسی قاضی البصره وهو من اصحاب محمد # ~~بن حسن الشیبانی صاحب ابی حنیفه. # سنه اثنتین وعشرین وماتین # فرستادن معتصم خلیفه جعفر بن دینار الخیاط را بمدد افشین و ایتاخ ms237 رایاسی # ~~هزار هزار درم جهت ارزاق لشکر بفرستاد و چون بافشین رسیدند ایتاخ مال ~~بدیشان # ~~داد و مراجعت نمود و جعفر بن دینار به برزند باافشین حیدر بن الکاووس ~~مقام # ~~کرد ومدینه بذ (1) را یگشادند و آن شهر را غارت کردند و بابک خرمی ~~بگریخت # ~~و بقلعه سهل بن سنباط رفت . # سهل بن سنباط بافشین پیغام کرد که بابک پیش من است کس بفرستید # ~~تا او را بفرستم افشین جمعی را پیش سهل بن سنباط فرستاد و او بابک را ~~برسم PageV01P291 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0320.jpg) # ~~شکار بیرون آورد تا کسان افشین او را در شکار بگرفتند و بند کرده پیش # ~~افشین بردند . # ~~باز داشتن معتصم عباس بن مامون را و بفرمود تا بر او لعنت کردند بواسطه # ~~آنکه خود را خلع کرده بود و باز از آن بگشت و جمعی را آورده بر خلافت ~~خود و # ~~خلع معتصم بیعت گرفته ، # ~~گرقتن لشکریان افشین عبدالله برادر بابک را . # ~~ولادت ابن درید و هو ابوالحسن الدریدی به بصره ، # ~~دادن ایالت هرات با براهیم بن الحصین بحکم عبدالله بن طاهر و ترجمه # ~~حکم او این بود . ### | اما بعد : # ~~بدانید که ولایترا دوام نباشد واگر دوام بودی بهیچکس نرسیدی پس # ~~چون چنین است آنچه در دست تست از کارمسلممانان بابراهبم الحصین تسلمیم ~~کن : # ~~درین سال در آسمان ستاره بزرک دم در از پیدا شد در جانب مشرق که هر کز # ~~کسی چنان ندیده بود (1) # سنذثلث وعشرین و ماثین23 # ولادت عبدالله من عد الله بن ط هر بن حسین مصعب . # ~~آوردن افشین - حیدر بن الکاووس 21) بابک خرم دین و برادر او عبد الله # ~~راپیش معتصم خلیفه و معتصم بفرمود تا با بکرا برفیل نشانده در میدان ~~بگردانیدند # ~~تامردم اورا بدیدند . # ~~بدار آن مفنضم دز سر من را بگرهود. گود. کسیاک با بک بود ومسلمانانر ~~PageV01P292 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0321.jpg) # ~~مجعمل وصیضی # ~~او میکشت بیاوردند و - نودرا بفرمود تا اول دستهاو پاهای بابک ببرید و ~~شکمش # ~~بشکافت و سرش ببرید و ms238 جثهآ او را در سامره بردار کردند و سر او را در ~~جسر # ~~بیاویختند و عبدالله برادر او را بغداد هم برین منوالقتل کردند و جثهآ ~~او را بردار # ~~کردند و خلیفه بفرمود تا جهة سهل بن سنباط هزار هزار درم و کمری مرصع # ~~بجواهر الوان و تاجی فرستادند وافشیر را تاج دادند و دو وشاح مکلل در ~~بر او # ~~افکندند و ده بار هزار هزار درم انعام کردند و لشکریان او را ده بار ~~هزار هزار # ~~درم برسم صله انعام فرمود . # (قتل عباس بن مامون و امرای او و جمعی کثیر که با او بیعت کرده # ~~بودند بر قصد معتصم و اسامی امراء او که بقتل رسیدند برین موجب است : ~~وهم: # ~~شاه بن سهل ، عمر فرخا ، عجیف بنعنبسه ، احمد بن الخلیل و دیگر ~~امراواعیان # ~~و مردم که در بیعت ایشان بودند بقتل آمدند که شرح آن بسیار است. # از جمله دو کس خلاص شدند یکی حارث سمرقندی که این صورت اوظاهر # ~~کرد و دیگری هرثمة بن النضرالختلی که او.ا افشین - حیدر بن الکاووس ~~التماس # ~~کردو او را در دینور حکومت داد . # وفات عمرو بن مرزوق الباهان - وفات جماعه محدثان وهم . # ابو نعمان حازم بن محمد بن فضل السدوسی ، ابو ایوب سلیمان بن جریر # ~~الراسبی الازدی البصری . سعید بن الحکم بن ابی مریم البصری ، محمدبن ~~عبدالله # ~~العرابی. # آمدن توقیل بن میخائیل ملک الروم به - زبطره - واز انجا به - ملطیه- # ~~و بچند حصن دیگر واز ایشان اسیر بسیار گرفت و آنچه مردان بودند بعضی را # ~~چشم بکند و بعضی را گوش و بینی ببرید و بعضی را بکشت و زنان و فرزندان # ~~اپشانرا برده کرد و مراجعت نمود. PageV01P293 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0322.jpg) # 2) %~% سال 4223 # و سبب آمدن توقیل آن بود که بابک خرمی بدو نامه نوشته بود که تمام # ~~لشکر خود راخلیفه بحرب من فرستاده و مملکت خالی است اگر او قصد مملکت # ~~خلیفه خواهد کرد بهتر از این محل نخواهد یافت # چون مغتصم ms239 از کار بابک خرمی دل فارغ کرد برقصد مملکت روم برشکلی # ~~وهیئتی که میچ خلیفه نرفته بود از بسیاری سلاح وعدت و آلت و آلات نفط و ~~آتش # ~~وغیر ذلک. و از - طرطوس - و - انقره - گذشته افشین (حیدر بن کاووس) که # ~~چند منزل در پیش لشکر بود په - ارمیثاق نزول کرد و در لامس (نام موضعی) # ~~ملک الروم لشکر گاء زده بود . خبر افشین بدو رسید در ساعت او روق خود ~~بیکی # ~~از اقرباء خودپرده متوجه افشین شد و لشکر افشین را بشکست و پیاد کان ~~اورا # ~~بقتل آورد و بتاراج مشغول شدند افشین مراجعت نموده عطفهٔ‌ کرد (1) و ~~ملک # ~~الروم را بکریزایند. # و چون ملک الروم باوروق خود پیوست مردم خود را متفرق دید شخصی را # ~~که بر سر لشکر گذاشته بود بقتل آورد و مراجعت نمود. # چون این خبر بمعتصم رسید شادمان شد و لشکر خود را بسه قسم کرده # ~~متوجه عموریه شد و در عموریه بیکدیگر ملحق شدند ومحاصره عموریه نمودند ~~و # ~~عموریه را بگشادند . # کرفتاری ناطس که ار قبل ملک الروم والی آنجا بود . و اسیر و برده # ~~گرفتن مردم عموریه و قروختن ایشان. # ~~وفات سلیمان الشاد کونی وعلی المدنی که از نقله اخبار و عظ ماءاصحاب ~~حدیث ودند PageV01P294 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0323.jpg) # ~~مجمل فصیحی*.................................................... # سنه اربع وعشریق وماتین4 # ~~وفات ابراهیم بن المهدی ببغداد و او یکسال و یازده ماه و دوازده روز # ~~خلافت کرده بود . بزمانی که مامون را در بغداد خلع کرده بودند و معتصم ~~خلیفه # ~~بر او نماز کرد . # ~~وفات ابوعبید القاسم السلام . # ~~مخالفت کردن مازیار بن قارن بن و نداهر مز که ملک طبرستان بوه بامعتصم # ~~خلیفه و گرفتاری او بر دست عبدالله بن طاهر ذوالیمینین . # ~~عاصی شدن منکجور اسروشنی که قرابت افشین حیدر بن کاووس بود # ~~بآذربایجان و فرستادن لشکر بحرب او و گرفتاری منکجور مذکور. # ~~ولادت محمد بن جریر الطبری المورخ صاحب تاریخ الطبری. # سئه خمس وعشرین وماتین # ~~کشادن المعتصم بالله خلیفه ms240 قسطنطنیه را براسبان ابلق وخلاص عورتی ~~مسلمان # ~~که او را اسیر کرده بودند و کفار با او ظلم و تعدی مینمودند. و گفته ~~بودند # ~~خلیفه را بکوی که او و لشکر او بر اسبان ابلق نشینند و بیایند و ترا ~~خلاص # ~~دهند . و چون این خبر بخلیفه رسید در حال برفت. # ~~سوختن غنام مرتد را بحکم خلیفه ، # ~~تربیت فرمودن معتصم خلیفه - اشناس - را که او را بر کرسی نشاند و # ~~تاج و وشاح داد # ~~وفات علی بن محمد بن عبدالله المداینی - ابوالحسن - وله ثلث وتسعون ~~PageV01P295 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0324.jpg) # ~~298)...... # درین سال مازیار بن قارن بن ونداهر مز را بسامره آوردند و بر پیل نشانده # ~~بگردانیدند و معتصم خلیفه بفرمود تا مازیار و افشین حیدر بن کاووس را ~~باهم # ~~پنشاندند و مکتوبات که افشین بمازیار ومنکجور اسروشنی نوشته بود ~~ایشانرایر # ~~عصیان اغرا کرده مواجهه کردند و معتصم بفرمود تا مازیار را چهار صد چوب # ~~بزدند و او آب طلبید . آبش ندادند تا بمرد . # باز داشتن حیدر بن کاروس المعروف بافشین و جمعی را بر او اغراکردند # ~~تا روشن کردند که او گبر است و ختنه ندارد . # گرفتن حسن بن افشین و او را نیز بند کردند و بحبس فرستادند. # خروج ابو حرب برقعی . # وفات شیخ ابوتراب عسکربن محمد بن حصین النخشبی رحمة الله علیه وقیل # ~~سنه خمس و اربعین و ماتین . # گفت : مدت بیست سال است از هیچکس چیزی نگرفنم و بهیچ کس چیزی # ~~ندادم . کفتند چگونه؟ # گفت : اگر میگرفتم ازو میگرفتم و اگر میدادم بدو میدادم . # گفت : تو کل آن است که خود را در دریای عبودیت افکنی و دل درخدای # ~~تعالی بسته داری اگر دهد شکر کنی و اگر باز گیرد صبر کنی . # گفت : حقیقت غنا آن است که مستغنی باشی از هر که مثل تست و حقیقت # ~~فقر آن است که محتاج نباشی بهر که مثل تست. # نقلت که از ابو تراب پسیدند که ترا هیچ حاجتی هست گفت مرا ms241 بتو # ~~و مثل تو هیچ حاجت نباشد از آنکه مرا بخدای تعالی هیچ حاجت نیست یعنی ~~در # ~~مقام رضایم راضی را باحاجت چکار # گفت : فقیر آن بود که قوت او آن آست که بیابد و لباس او آنکه عورت # ~~بوشد و مسکن او آنکه در انجا پباشد . PageV01P296 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0325.jpg) # او در بادیه باسباع انس گرفته بود و صحبت حاتم الاصم در یافته وبا ابو # ~~حاتم البصری صحبت داشته . # ابو العباس سیاری گفت با ابوتراب در بادیه بودیم یکی از اصحاب گفت # ~~تشنه ام ابو تراب پای در زمین زد چشمه آب پدید آمد. درویش گفت مرا ~~آرزوست # ~~که این آب بقدح خورم - دست بر زمین زد و قدحی آبگینه سفید بوی داد و آن # ~~قدح تا مکه باما بود : # پس با من گفت اصحاب تو چگویند دزین کار که خدای تعالی با اولیای # ~~خویش میکند از کرامات. گفتم - هیچکس ندیدم که بدین ایمان دارد مگر # ~~اندکی - شیخ ابوتراب گفت هر که بدین ایمان ندارد کافر گردد، # آمدن شجاع من صبیح الابرسی بایالت هرات و او دو سال و دو ماه والی بود # ~~او را عزل کرده بند کردند و بر او اصحاب او استخفافها کردند. # سیة ست وعشرین وماثین # فرستادن المعتصم بالله سپاه بحرب ابو حرب یرقعی و هزیمة ابو حرب مذکور # ~~و گفتهاند که ابو حرب مذ کور کرفتار شد بر دست رجا نام و او را پیش ~~خلیفه # ~~برد و واسطهآ خروج ابو حرب مذکور آن بود که یکی از لشکریان بخانه او در # ~~می آمده خواهر یا عورت او مانع شده چه ابو حرب مذکور در خانه نبوده چون # ~~ابو حرب بیامد آن عورت ازلشگری شکایت کرد و دست خود که بدان تازیانه # ~~رسیده یود بدو نمود برقعی بر بست و برفت ولشکری را بقتل آورد و خود ~~بکوه # ~~رفت وبا هر کس که ملاقات کردی او را بخود خواندی تا جمعی را بر خود # ~~راست کرد ms242 # قتل افشین حیدر بن کاووس بحکم المعتصم بالله و گویند که او در حبس ~~PageV01P297 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0326.jpg) # ~~بگریست و افشین را بباب عامه بیاویختند تا مردم او را بدیدند و بعداز ~~آن او را # ~~بسوختند و خاکستر او در دجله ریختند و چون متاع او احتیاط کردند بتدر ~~میان # ~~آن یافتند و او راختنه نکرده:ودند و در میان متاع او کتابهای صنم ~~پرستان یافتند # وفات محمد بن عبدالله بن طاهر ذوالیمینین و معتصم خلیفه بر او نماز کرد # وفات ابوالهیثم الرازی النحوی # نقل فرمودن المعتصم بالله از بغداد بسرمنرآ بواسطهآ آنک غلامان ونو کران # ~~او زحمت مردم بغداد میدادند مردم بفغان آمدند جهت تخفیف زحمت بغدادیان # ~~بدانجا فرمود. # وفات ابو دلف القاسم بن عیسی العجلی # وفات قالون عیسی بن مینا المدنی القاری. # سنهآ سبع وعشرین وماقین # وفات معتصم بالله ابو اسحاق محمد بن هارون الرشید بن محمد المهدی بن # ~~عبدالله المنصور بن محمد بن علی بن عبدالله بن العباس و قیل سنه ثمان و ~~عشرین و # ~~ماتین ومدت خلافت او هشت سال و هشت ماه و هشت روز بود و او خلیفه هشتم ~~بود # ~~و چهل وهشت سال عمر داشت وهشت پسر و هشت دختر ازو ماندند # ~~جلوس الواثق بالله ابوجعفر هارون بن المعتصم بالله محمدبن هارون الرشید ~~خلیفهآ نهم # وفات عبدالرحمن بن عبیدالله بن محمد بن حفص بن عمر بن موسی بن # ~~عبیدالله بن معمر التیمی المعروف بابن عایشه البصری و انما قیل لابن ~~عایشه بنت # ~~طلحه وتوفی ابوه عبیدالله بعده بسنة # وفات ابراهیم بن بشار المیعادی الرمادی # وفاث ابو الهذیل المتکلم # وفات ابو الولپد هشام بن عبدالملک الطیالسی و او نود و سه ساله بود ~~PageV01P298 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0327.jpg) # ~~لامجمل فصیحی»...............................92 2) # ~~وفات ابو عبدالله اسماعیل بن ابو أویس المالکی # ~~وفات عبدالله بن عبدالوهاب الحجتی - وفات احمد بن عبدالله بن یونس # ~~رسیدن ایالت هرات بعباس بن عبدالله ین طاهر # سنه ثعان وعشرین وهاتین # ~~خروج قوم بنی سلیم بر حاج وآمدن ابو الوفا ms243 بوقاء الکبیر که غلام ~~المعتصم # ~~بالله بود و با بنی سلیم حرب کرد وقتل وپرا کندگی قوم بنی سلیم # ~~رفتن بغاء الکبیر بحج و حج گزارده مراجعت کرد # ~~وفات عبدالملک بن عبد العزیز ابونصر التمار الزاهد وکان عمره احد، ~~وتسعین سنه # ~~خروج احمد بن نصربن مالک بن الهیثم الخزاعی الخارجی # سیه تسع وعشرینو ماقین # ~~گرفتن ابراهیم امیر بغداد احمد بن نمرین مالک بن الهیثم الخزاعی را و # ~~پیش الواثق بالله فرستاد و او بدست خود احمد بن نصر مذ کور را بکشت ~~بدان واسطه # ~~که بر او خروج کرده بود و نیز گفتهاند خارجی بود و گفتهاند که بخاققرآن # ~~قایلنبود . # ~~وفات ابو محمد خلف بن هشام الکوفی از قراء ببغداد # ~~باز داشتن الواثق بالله دبیران خود را وازیشان بر این موجب وجه ستانید # ~~از سلیمان بن وهب که وزیر ایتاخ بود چهار صد هزار دینار بستد و از # ~~احمد بن اسرائیل هشتاد هزار دینار بعد از آن که اورا هرروزده تازیانه ~~میزد تا # ~~هزار تازیانه بزد واز احمد بن الخضیب و دبیران او هزار هزار دینار بستد ~~و از # ~~ابراهیم بن ریاح و دبیران او صدهزار دینار واز نجاح شمت هزار دینار ~~وازحسن # ~~بنوهب و بوالوزیر دویست هزار دینارو این بیرون مبلغی است که از عمال ~~گرفتند # ~~دادن الواثق بالله وزارت بمحمد بن عبدالملک زیات واو احمد بن ابی داوود ~~PageV01P299 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0328.jpg) # و دیگر اصحاب مظالم را بگرفت # وفات خلف بن هشام البزار المقری فیجمادی الاوای البزار بالزاء المعجمه # ~~والراء المهمله. # سنهآ ثلاثین وهاتین0 # وفات ابوالعباس غبدالله بن طاهر ذوالیمینین بخراسان که حاکم خراسان # ~~وسواد عراق و شرطه و ری و طبرستان و کرمان و هرچه بدین ولایات مضاف بود # ~~او داشت : # جلوس پسر او طاهر بن عبدالله بن طاهر برجای پدر خود بحکم الواثق بالله # وفات شیخ ابو الحسین احمد بن ابی میعون الخواری من اهل الدمشق # ~~مرید شیخ سلیمان الدارانی . # نقلست که میان سلیمان الدارانی واحمد خواری عهدی ms244 بود که احمد بهمچ # ~~چیز او رآ مخالفت نکند یک روز سلیمان در حال بود احمد گفت تنور تافته ~~است # ~~چه میفرمائی جواب نداد باز گفت هم جواب نداد بار سیوم گفت برو و در ~~آنجانشین # ~~احمد برفت و در تنورنشست چون سلیمان از حال باز آمد احمد را طلب کرد ~~گفتند # ~~نمیدانیم که کجاست کفت در تنور طلب کنید که او بامن عهد دارد که خلاف # ~~نکند چون نگاه کردند در تنور بود که موئی از ونسوخته بود # گفت هر که بدنیا نظر کند بدوستی وارادت حق تعاای نور فقر و زهد از # ~~دلاو بیرون کند. # گفت هر که عاقلتر بود بخدای عارفتر بود و هر که عارفتر بود زود تر # ~~یمنزل رسد. # درین سال والی هرات جبرئیل بن عبدالله بود و او را دردیه باشان خطه ایست ~~PageV01P300 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0329.jpg) # ~~و از وی فرزندان اند . # وفات علی بن الجعد ابوالجو هری وکان عمره ستأو تسغین سنه وهومن مشایخ # ~~البخاری وکان شیعیا . # سناة احدی وثلاثین وماقینا # حبس امام احمد بن محمد بن حنبل و عباس بن مسلویه همدانی که الواثق # ~~بالله فرهود که قرآن مخلوق گویند و نگفتند وپدین واسطه چهاردندان عباس ~~بن # ~~مسلویه را کندند . # وفات حسن بن حسین بن مصعب برادر طاهر ذوالیمینین بطبرستان فی رمضان # وفات أی عبدالله النحوی الاعرابی الراویه سن او هشتاد سال بود # وفات واصل بن عطا ویکنی ابی حذیفه شیخ و مقدم معتزله که گفت فاسق # ~~از اهل ملت نهمؤمن است ونه کافر . # درین سال میان مسلمانان و رومیان مفادات تمام واقع شد و یک مسلمان که # ~~در دست رومیان اسیر بود میدادند ویک اسیر رومی باز میگرفتند و اسیران ~~مسلمان # ~~بیشتر ازاسیران رومی بودند بعضی از اسیران مسلمانان در دست رومیان ~~ماندند # ~~الواثق بالله فرمود که ایشان را باز خریدند در بغداد و خلاص فرمود # سنهآ اثنثین وثلاثین و ماتین3 # ولادت امام حسن العسکری بن امام علی النقی بن امام الجواد محمد ms245 # ~~التقی بن امام علی الرضاء بن امام موسی الکاظم بن امام جعفر العادق بن ~~امام معمد # ~~الباقر بن أمام زین العابدین علی بن امیرالمؤمنین حسین بن علی المرتضی ~~رضی الله # ~~فنهم فی عاشر ربیع الثانی بسر من رآ PageV01P301 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0330.jpg) # وفات الواثق بالله أبو جعفر هارون بن المعتصم بالله محمد بن هارون الرشید # ~~در آخر ذیحجه بسامره بعلت استسقا عمر او سی وشش سال بود و مدت خلافت او # ~~پنج سال و نه ماه و سیزده روز و او نهم خلفاء بنی العباس بود # جلوس المتوکل علی الله جعفر بن المعتصم بالله مجمدبن هارون الرشید بن # ~~محمدین عبدالله بن محمد بن علی بن عبد الله بن عباس # وفات ابو یعقوب یوسف بن یحیی القرشی النویطی من نویط وهی قریة # ~~من صعید معر الادنی وکان خلینمة الشافعی فی حلقته بعده و قال الشافعی ~~لیس احد # ~~احق بمجلسی من ای یعقوب ولیس احد من اصحابی اعلم منه وکان کثیر الصیام ~~و # ~~القراءة واعمال الخیر کان ابن ابی اللیث الحنفی قاضی مصر یحسدفسعی به ~~الی # ~~الوائق بالله ایام المحنة بالقول بخلق القر آن فامر بحمله الی بغداد مع ~~جماعة آخرین # ~~من العلماء فحمل الیها علی بغل مغلولا مقیدا مسلسلا فی اربعین رطلا من ~~حدید # ~~واز یدمنه القول بذلک فامتنع فجلس ببغداد علی تلک الحالة الی ان مات . # وفات یحیی بن معین المحدث. # سوختن محمد بن عبدالملک زیات و زیر رادرتنور آهنین که در ایام المعتصم # ~~بالله جهت هلاک مردم ساخته بود و اموال او باتصرف کرفت . # حرب بغاء الکبیر بابنی نمیر وبنی نمیر بغاءالکبیر را بشکستند و هزیمت شد # ~~بغادویست مرد نگاه داشته بود که از عقب برسند دویست مرد رسیدند و بنی ~~نمیر # ~~چون مدهرسیدن بوقا و مراجعت او مشاهده کردند روی بگریز نهادند و بغا ~~قرب # ~~هزار و پانصد کس از بنی نمیر قتل کرد و بعضی ازیشان با خود ببصره آورد ~~. # وفات ابوالرجا احمدبن ابوالولید محمدالهروی الحنفی از شاگردان امام ms246 # ~~احمدبن حنبا و او از مشایخ بخاری است وسی هزار مردم بروی نماز کردند ~~المعروف # ~~بخواجه احمد ابوالولید روز چهار شنبه بار اوست واهالی هرات هر چهار ~~شنبه # ~~بریوات او روند. PageV01P302 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0331.jpg) # ~~مجمل فصیحی» # سئله قلاث وثالاثین وماتین # وفات امام احمد بن محمدبن حنبل بن هلال بن ادریس بن اسد بن عبدالله # ~~بن حیان بن عبدالله بن انس بن غوف بن قاسط بن مازن بن شیبانین ذمل بن ~~ثعلبة بن # ~~عکابة بن صعب از بنی ربیعه که او را حبس کرده بودند که قرآن را مخلوق ~~گوید # ~~و نگفت و هم در حبس وفات او وقیل فی ربیع الاول سنه احدی و اربعین ~~وماتین . # نقلست که امام را میبردند پیش خلیفه که قر آن را مخلوق گوید چون # ~~بدر سرای خلیفه رسید سرهنگی پیش او آمد و گفت یا امام مسلمانان مردانه # ~~باشی که من دزدی کرده بودم مرا پانصد چوب بزدند اقرار نکردم و خلاص شدم # ~~تو خود بر حقی امام گفت مرا آن سخن مددی تمام شد و چون قرآن مخلوق نگفت # ~~او را بر عقابین کشیدند و تازیانه میزدند و اورا برهنه کرده بودند درین ~~حال # ~~بندازارش گشاده شد از غیب دو دست پیدا شد و بندازارش ببست چون این خرق # ~~عادت مشاهده کردند او را ترک کرده بحبس فرستادند و هم ازین زخم وفات ~~کرد # نقلست که در آخر عمر از و سؤال کردند که چه گوئی در حق آن قوم # ~~که ترا بزدند گفت ایشان پنداشتند که من بر باطلم و ایشان برحق از ~~برایخدا # ~~مرا میزدند بمجرد آن قصور بقیامت با ایشان هیچ خصومت ندارم. # نقلست که جوانی مادری داشت زمن (1) شده باپسر گفت ای فرزنداگر # ~~میخواهی که ترا بحل کنم و از تو خشنود شوم پیش احمد حنبل شو و بگو تا # ~~مرا دعا کند باشد که حق تعالی مرا ازین رنج خلاص دهد آن جوان بدر خانه # ~~احمد آمد و آواز ms247 داد گفت کیست گفت محتاج است احمد گفت چه میخواهی # ~~جوان حال بگفت برخاست و طهارت کرد و بنماز مشغول شد خادمهآ بیامد و گفت ~~PageV01P303 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0332.jpg) # # 309 %~% «سال 4234 # ~~تو برو که امام بکار تو مشغول است جوان باز گشت چون بدر خانه رسید و در # ~~بزد مادر او آمد ودر باز کردصحت یافته بود. # بیرون آوردن المتو کل علی الله عباس بن مسلویه را از حبس که او نیز # ~~قرآن را مخلوق نگفت و بدین جهت چهار دندان او را کنده و حبس کرده یودند # وقات قاضی محمه سماعه صاحب امام محمد بن حسن الشیبانی و او صد # ~~ساله بود . # آمدن امیر عباس بن عبدالله بایالت هرات . # مفلوج شدن اباعبدالله قاضی احمد بن ابی دواد القاضی یبغداد فی جمادی # ~~الاخره. # وفاتیحیی بن معین البغدادی فی المدینه وهو صاحب الجرح والتعدیل مولده # ~~سنه ثمان و خمسین و مائه . # سنةآ اربع وثلاثین وماتینع # وفات سلطان العارفین سلطان بایزید بسطامی قدس الله سره العزیز وقیل # ~~سنه احدی و ستین و ماتین و قیل سنهاحدی و ثمانین وماتین وقیل سنه اربع ~~وماتین # ~~وهو ابو یزید طیفور بن عیسی بن سروشان بن موبد البسطامی عمر او صد و ~~سهسال # ~~بود و جد او مجوسی بود محمدبن عای السعاو کی در کتاب نور آورده که ابو ~~یزید # ~~چهارند اول سلطان العارفین ابویزید طیفور بن عیسی بن سروشان که سروشان ~~مذ کور # ~~والی قومس بود دوم القاضی ابو یزید طیفوربن ابیموسی یعقوب بن آدم بن ~~هیسی بن # ~~سروشان سیم ابو یزید طیفور بن علی بن آدم بن عیسی بن سروشان چهارم از ~~قبیله # ~~دیگر ابو یزید طیفور بن حسن بن عامر البسطامی رحمة الله علیهم و نیز ~~گفتهاند # ~~که ولادت سلطان العارفین ابو یزید قدس الله سره در سنه احدی و ثلاثین ~~ومائه در PageV01P304 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0333.jpg) # ~~بسطام بود و وفات او در سنه اربع و ماتین بود و هفتاد و سه سال بزیست. # در خبرست ms248 که بایزید قدس سره صد و سیزده پیر را خدمت کرد آخرایشان # ~~امام جعفر صادق بود (ع) و رضی الله عنه که جهت او سقائی کردی روزی صادق ~~او # ~~را گفت آن کتاب از طاق فرو گیر گفت کدام طاق صادق گفت مدتیست که درین # ~~خانهآ طاق ندیدهآ گفت که من بنظاره نیامده ام مرا باطاق چه کارامام گفت ~~ببسطام رو که # ~~که کارتو تمام شد بعضی نقل میکنند که سلطان العارفین را با امام ملاقات ~~صوری # ~~دست نداد چه ولادت سلطان العارفین ابو یزید در سنه احدی و ثلاثین و ~~مائه بود # ~~و وفات امام جعفر الصادق در سنه ثمان و اربعین و مائه و او در زمان ~~وفات امام # ~~هفده ساله بوده باشد و بعضی گفتهاند که بتحقیق پیوسته که در وقت وفات ~~امام # ~~سلطان العارفین بایزید سیزده ساله بوده اما امام الهمام قدوة المشایخ ~~خواجه محمد # ~~پارسا قدس الله سره در رساله قدسیه آورده که بنقل صحیح ثابت شده که ~~ولادت # ~~سلطان العارفین بعد از وفات امام جعفر الصادق است رضی الله عنهما وابو ~~یزید # ~~تربیت از روحانیت امام جعفر الصادق یافته . # نقاست که در همسایگی سلطان العارفین گبری ود کود کی داشت شب # ~~این کودک میگریست که چراغ نداشتند بایزید برخاست و چراغ بدست گرفت و # ~~بخانه ایشان آورد کورک خاموش شد گفتندچون روشنائی با یزید در آمد دریغ ~~بود # ~~که مابا سر تاریکی خود بازشویم در حال مسلمان شدند. # نقلست که جمعی بیامدند که ای شیخ باران نمیاید و بیم قحط است شیخ سر # ~~فرو برد و سر بر آورد و گفتهلا ناوهانها راست کنید که باران امد در حال ~~باران # ~~گرفت چنانک یک شباروز برداشت . # نقلست که سلطان العارفین بامامی اقتدا کرد چون سلام داد امام از شیخ # ~~سؤال کرد که باید که بدانم که تو کسبی نمیکتی وچیزی نداری چیزی از کجا ~~PageV01P305 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0334.jpg) ### | سال243 # ~~میخوری سلطان بایزید گفت باش تا این نماز ms249 که از پس تو گزاردم قضا کنم ~~گفت # ~~چرا گفت امامی که اورازق را نداند از پس او نماز روا نبود . # نةالست که وقتی در روم لشکر اسلام ضعیف شدند و نزدیک بود که شکسته # ~~شوند آوازی شنیدند که یا بایزید در یاب درحال از جانب خراسان آتشی ~~بیامد # ~~چنانک هراسی در لشکر کفار افتاد و هزیمت شدند و لشکر اسلام نصرت یافتند # نقلست که کسی . گوش میداشت تا سحر گاه که ببیند که با یزید چکند # ~~یکبار گفت الله و بیفتاد و خون از وی روان شد گفتند این چه حالت بود ~~گفت # ~~ندا آمد که تو کیستی که حدیث ماکنی . # نقلست که سلطان العارفین را بخواب دیدند گفتند تصوف چیست گفت در # ~~آسایش برخود بستن و در پس زانوی محنت نشستن. # نقلت که سلطان طریقة ابو سعید ابو الخیر بزیارت سلطان العارفین ابو # ~~یزید آمد ساعتی یایستاه چون باز می گشت گفت این جاییست که هر که درعالم # ~~چیزی کم کرده باشد اینجا باز تواند یافت . # کریختن محمد بن البغیث از حبس خلیفه که از آذربایجان او را اسیر کرده # ~~آورده بودند و حبس کرده و محمد مذکور را در آذربایجان دو قلعه در تصرف # ~~کسان او مانده بود که یکی را شاها و دیگری را یکدر و شاها در میان ~~بحیره ایست # ~~که طول این بحیره بیست فرسنک است و یکدر در بیرون بحیره است و والی # ~~آذربایجان درین وقت محمدبن حاتم بن هرثمه بوده است والمتو کل علی الله ~~جمعی # ~~را بالشکری بحرب محمد بن البغیث فرستاد و بآخربغاء شرابی را نیز ~~بفرستاد # ~~و قلعهآ مرند بگشادند و محمد مذکور گرفتار شد و او را پیش المتوکل های ~~الله # ~~فرستادند اورا حکم قنل کرد واورا معتز التماس کره بدو بخشیدند . PageV01P306 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0335.jpg) # ~~وفات أبن مقلاص وهو ابو فلی عبدالعزیز بن عمران بن ایوب بن مقلاص # ~~الخزاعی مولاهم المصری قال ابن یونس فی تاریخ المصریین کان فقیها ms250 زاهدا ~~فاضلاثقة # ~~فی شهر ربیع الاول . # ~~وفات ابوبکر شیبه - وفات یحیی بن ایوب - وفات علی بن جعفرالمقری # ~~حج کردن ایتاخ و حکم شدن از خلیفه که والی مکه و مدینه باشد. # ~~دادن المتوکل علی الله راه حجابت که پیشترایتاخ داشت بوصیف . # ~~وفات ابوایوب سلیمان بنداوود بن بشر المقری البصری المعروف بالشاد کونی # ~~مات باصفهان . # ~~وفات ابو خثیمه زهیر بن حرب فی شعبان وکان حافظأللحدیث : # ~~وفات احمد بن اسماعیل الطالقانی . # ~~وفات جعقر بن مبشر بن احمد بن محمد الثقفی المتکلم احدایمة المعتزله # ~~البغداد یین وله مقالة ینفردبها . # سناه خمس وقلاثین وماقین # ~~ولی عهد کردن المتو کل علی الله پسران خود را اول المنتصر بالله دوم ~~المعتزهالله # ~~سیم المؤید بالله . # ~~قتل محمود بن فرج نیشابوری بظاهر سامره که دعوی نبوت کرده بود و # ~~بابیست و هفت کس بیعت کرده او را گرفته پیش متو کل آوردند فرمود که او # ~~را زدند تاهلاک شد و اصحاب او را حبس کردند تاتوبه کردند و خلاص شدند 0 # ~~عزل کردن المتوکل علی الله قاضی احمد بن ابی دواد و پسرش ابوالولید # ~~محمد بن احمد بن ابی دواد را از قضاء بغداد و از ابو الولید مذکور صد و ~~بیست # ~~هزار دپنار زر وجوهری که قپمت آن چهل هزار دینار بود بستد. PageV01P307 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0336.jpg) ### | .......سا423 # دامن قضاء ممالک خود المتوکل علی الله بابو احمد یحیی بن اگثم و اورا # ~~قاضی القضاة گردانید. # مراجغت ایثاخ از حکومت مکه ومدینه مبارک و چون بدار الخلافه رسید # ~~او را یحکم متو کل قتل کردند و دو پشر او منصور و مظفررا محبوس کردند و ~~تا # ~~متو کل زنده بود در حبس بودند و چون منتصر خلیفه شد ایشان را اطلاق کرد ~~. # وفات اسماعیل بن علیه المحدث. # وفات اسحاق بن ابراهیم بن حسن بن حسین بن مصعب برادر زادهآ طاهر # ~~ذوالیمینین و او صاحب شرطهآ بغداد بود در زمان مامون و معتصم و واثو ~~ومتوکل # ~~و دروفات او متو کل ms251 جزع بسیار نمود . # وفات اسحاق بن ایراهیم الموصلی صاحب الا لحان والغناء وکا فیه علم و # ~~ادب و له شعر جید . # وفات حسن بن سهل الملقب بذی الریاستین لابه کان صاحب السیف و # ~~القلم وکان وزیر المامون وصاحب جیشه وقیل سنه ست و ثلاثین وماتین و ~~مامون # ~~خلیفه دختر او را بخواست و او برادر فضل بن سهل بود که وزیر مامون ~~خلیفه # ~~بود ووزارت ازو پحسن مذکور منتقل شد # درین سال المتو کل علی الله ترسایان و اهل ذت را الزام کرد تازنار بر # ~~بندند و ایشان را از کمر بستن منع فرمود وفرمود که رکا بهای اسبان ~~ایشان چوبین # ~~کنند و دو گوی بر پس زین بندند و کلاه بر گونهآ دیگر بر سر نهند و زنان # ~~ایشان زی خویش بگردانند و ممالیک ایشان را هم چنین فرمود تا مردم ~~ایشانرا # ~~بشناسند و فرمود که چون بحمام روند زنک بر خود بندند و بفرمود تا از ~~منازل # ~~و خانههای ایشان ده یکی بگیرند اگر جایی فراخ باشد آنجا مسجدی بنا کنند # ~~و اگر تنگ باشد بکوبند و فضا بگذارند و بفرمود تا از چوب صورتهای دپوان ~~PageV01P308 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0337.jpg) # # مجمل فصیحی، %~% # ~~بکنند و بمسمار بردر سرایهای ایشان دوزند تا میان منزلایشان و منزل ~~مسلمانان # ~~فرقی باشد و نهی فرمود که ایشان را شغل دیوانی فرمایند و ایشان مرجع ~~مردم # ~~باشند بچگان ایشان را بمکتب نگذارند و همچنین بتمام ممالک نوشتند که ~~درهر # ~~جا ذمی باشد همچنین کنند. # سنه ستوثلاثینواثین # خراب کردن المتو کل علی الله قبر منور و مرقد معطر و مشهد معنبر # ~~امیرالمؤمنین حسین رضی الله عنه و نا پذید کردن و آب در آن زمین ~~انداختن و # ~~منازل و مساکن مجاوران و غیر ذلک که در حوالی مرقد بود نیز خراب کردند ~~و # ~~مردم را از زیارت منع کردند و باز داشتند و در موضع قبر منور آن حضرت ~~حرث # ~~وزرع کردند. # وفات مصعب ین عبدالله بن ms252 مصعب بن ثابت بن عبدالله بن الزبیر بن العوام. # وفات جریر بن شربح الففال . # و جاهت یافتن فتح بن خاقان پیش المتو کل علی الله و اعمال بزرک بدو # ~~مفوض شد از جمله مقرر شد که اخبار خاصه و عامه او بخلیفه رساند . # وفات ابو سعید بن محمد که والی آذربایجان بود که یک پای موزه در پای # ~~کرد و دیگری خواست که در یای کند بفجاء بمرد # مقرر فرمودن المتوکل علی الله پسر او یوسف بن ابوسعید بن محمد را بز # ~~جای پدر او بحکومت آذربایجان. # وفأت جعقر بن حر الهمدانی الحدایمة المعره ابم لیین والذالکلام # ~~عن ابی هذیل العلاف البصری PageV01P309 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0338.jpg) # سنه سبع وثلاثین وماتین # خروج یعقوب بن اللیث الصفار بسجستان. # وفات عبیدالله بن عمربن میسرة الجشمی (1) القواریری وقیل سنه خمس # ~~و ثلاثین وماتین. # وفات عبدالرحمن بن الحکم بقیة بنی امیه بالاندلس # باز داشتن المتو کل علی الله احمد بن ابی دواد و برادران و فرزندان او را # ~~و باز صد و بیست هزار دینار و جواهر بسیار ازیشان بستد و بعد از آن بر ~~شانزده # ~~بار هزار هزار درم صلح کردند و تمامی ضیاع او بگرفتند و احمد بن ابی ~~دواد # ~~مذکور مفلوج شدء بود. # ~~وفات احمد بن حاج من القاسم بن قطبة العامری ابو غبدالله الفقیه صاحب ~~امام محمد # ~~بن حسن الشیبانی. # ~~درین سال اهل ارمنیه بریوسف بن ابو سعید بزمحمد بن یوسف که والی ~~آذربایجان # ~~یود خروج کردند و یوسف را بکشتند و بسیاری از لشکریان او بقتل آوردند # ~~چون خبر بمتو کلرسید بغاء الکبیر را بفرستاد که طلب خون ایشان کند ~~موسیبن # ~~زرار. با کشندکان یوسف هم زبان بود موسی مذ کور و برادر او را بگرفت و ~~پیش # ~~متو کل فرستاد و بارمنیه حرب کرد در حویبیه و قرب سی هزار ازیشان یکشت ~~و # ~~خلقی برده گرفت و بفروخت و از آنجا ببلاد الناق (2) شد و ابو العباس ~~اشوطبن # ~~قرة را بگرفت ms253 و از آنجا بدبیل شد و از دبیل (3) بتفلیس و خلقی دیگررا ~~بکشت PageV01P310 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0339.jpg) # سنله ثمان وثلاثین وماقین28 # راه نیابت دادن المتو کل علی الله بوصیف و فتح بن خافان # وفات عبدالله بن محمد الثوری الراویه النحوی ابو محمد و او با ابوعبیده # ~~واصمعی صحبت داشته . # ولادت الطحاوی بمصر وهو ابوجعفر احمد بن محمد بن سلامة الطحاوی # وفات ابو محمد یحیی بن الاکثم القاضی ببغداد . # وفات ابن راهویه وهو ابو یعةوب اسحاق بن ابراهیم بن مخلد بن ابراهیم # ~~بن مطر الحنظلی فی لیلة النصف من شعبان المعظم وکان اماما عالما وجرت ~~له مع # ~~الشافعی مناظره فی بیوت مکه وکان عمره سبعا وسبعین سنه # حرب بغاء الکبیر با اسحاق ین اسماعیل مولاء بنی امیه بشهر تفلیس و # ~~گریختن اسحاق مذ کورو بشهر در آمدن و بغاء الکبیر محاصرهآ شهر تفلیس ~~کرد # ~~و در آنجا درختان بسیار بود بغا نفاطان را بفرمود تا آتش در آن درختها ~~زدند و # ~~آتش درقصر اسحاق مذ کور و کنیزکان او افتاد وترکان اسحاق و پسر ~~اورابگرفتند # ~~و بنزدیک بغا آوردند و بغا فرمود تا اسحاق را قنل کردند و سر او را ~~ببغداد # ~~فرستاد و جثه او را در شهر بیاویختند و قرب پنجاه هزار آدمی سوخته شدند # حرب بغاء الکبیر باعیسی بن یوسف که خواه زاده اصطفانوس بود بسلقان # ~~و گرفتاری عیسی مذکور که گریخته بقله کیقش شد و بغا آنرا بکشاد و او ~~راو # ~~پسر او را وسنباط بن اشوط بطریق اران را و آذر نرسی پسر اسحاق بن ~~اسماعیل # ~~را گرفته با خود ببرد # سنه قسع وثلاثآینوماتین # بیعت کردن وصیف وبغا و موسی بن بغاء و مهتبان بر قتل المتوکل علی ~~PageV01P311 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0340.jpg) # ~~الله وخلافت پسر أو المنتصر بالله. # وفات ابو احمد محمود بن غیلان المروزی واو از مشایخ بخاری و مسلم و # ~~ترمدی است و احادیث غیلانیات ازو منقول است # سنه اربعین وماقین # وفات ابو حامد شیخ احمدبن خضرویه البلخی ms254 رحمة الله علیه وکنیت ابوحاتم # ~~نیز گفتهاند و او نودوپنج ساله بود و شیخ احمد را زنی بود فاطمه نام ~~دختر امیر # ~~بلخ در طریقت آیتی بود باشیخ احمد بزیارت سلطان العارفین با یزید رفت و ~~نقاب # ~~از روی بر داشت و کستاخ وار سخن می گفت و چون احمد در می آمد روی ~~میپوشید # ~~احمد گفت بر عکس این می باید فاطمه گفت چنین می بایداز آنک تو محرم ~~طبیعت # ~~منی وبا یزید محرم طریقت از تو بهوا رسم واز وبخدا # از شیخ ابو حفص حداد پرسیدند که ازین طایفه کرادیدی گفت هبچ کس # ~~را ندیدم بلند همت تر وصادق احوال تر از احمد خضرویه که اگر احمد نبودی # ~~فتوت و مروت ظاهر نشدی و احمد جامه برسم لشکریان داشتی یکی از بزرگان # ~~گفت احمد را دیدم بر گردونی نشسته بز نجیر زرین فرشتگانش میکشیدند این # ~~گردون را در هواگفتم یا شیخ چنین کجا میروی گفت بزیارت دوستی گفتم ترا # ~~با چنین مقام چه حاجت زیارت کسی گفت اگر من نروم او بیاید درجه ز ایران ~~او # ~~را باشد نه مرا. # نقلست که چون شیخ احمد را وفات نزدیک رسید هفتصد دینار وام داشت و # ~~همه بمساکین و درویشان و مسافران داده بود در حال نزع غرما (1) جمع ~~شدند # ~~احمد در آن ساعت در مناجات آمد و گفت الهی مرا میبری و گرو ایشان جان ~~من PageV01P312 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0341.jpg) # ~~«مجمل ~~فصیحی..................................................سسسسسسسسر215) # ~~است چون و ثیقت ایشان میستانی یکی را بر گمار تابحق ایشانقیام نماید ~~آنگاء جان # ~~من بستان در حال یکی بیامد وغرما را بیرون برد وزر ایشان تمام بداد ~~چونوام # ~~گزارده شد جان تسلیم کرد . # نقلست که یکبار در خانقاه می آمد با جامهآ خلق و از رسم صوفیان فارغ # ~~بوظایف عبادت مشغول شد اصحاب آن خانقاه او را بباطن انکار کردند و با ~~شیخ # ~~گفتند که او اهل خانقاه نیستتا روزی احمد بسر چاه رفت تا آب بر ms255 کشد ~~دلوخانقاه # ~~در چاه افتاد خادم او را برنجانید احمد پیش شیخ آمد و گفت فاتحهآ بخوان ~~تا دلو # ~~از چاه بر آید شیخ توقف کرد و گفت این چه التماس است احمد کفت اگر تو # ~~نمیخوانی اجازت ده تامن بخوانم شیخ اجازت داد احمد فاتحه بخواند دلو بر ~~آمد # ~~شیخ چون آن بدید کلاه بنهاد و گفت ای جوان تو کیستی که خرمن جاه مادر ~~برابردانهآ # ~~توکاه شد احمد گفت یاران را بگوی تا بچشم حقارت در مسافران ننگرند من ~~خود رفتم # وفات قتیبه بن سعید بن جمیل ابو رجا الثقتی واو از خراسان بود # ~~ومشایخ بخاری ومسلم و احمد بن حنبل وتمام ایمة خراسان او بود که در ~~زمان # ~~او بودند . # وفات ایوثور ابراهیم بن خالد الکلبی البغدادی من رواة القدیم قال الامام # ~~احمد بن حنبل وهو عندی کسفیان الثوری # وفات قاضی ابا عبد الله احمد بن ابی دواد قاضی قضاة بغداه بعد از پسرش # ~~ابوالولید به بیست روز و ایشان قضاة بغداد بودند ایشانرا پیشتر عزل ~~کرده بودند # ~~وقاضی احمد بن ابی دواد المذکورمعتزلی بود وبخلق قرآن قائل بود # وفات ابوشعیب احمد بن عوف الزهری المالکی # وفات ابوجعفر محمد بن عبدالله الاسکافی # وفات ابوالحسن احمد بن محمد بن عبد الله بن القایم بن نافع بن ابی برزه ~~PageV01P313 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0342.jpg) # ~~المؤذن القاری # سنه احدی و اربعین وهاقین # وفات شیخ ابو عبدالله احمد بن یحیی بن حرب وقیل نهم رجب الاصم سنه # ~~اربع وثلاثین و قیل سنه تسع و خمسین وماتین وهو احمد بن حرب بن عبدالله ~~بن # ~~سهل الزاهد النیسابوری الفقیه المحدث. # بزرگی گفت بر مجلس احمدین حرب بگذشتم کلمهآ گفت که دل منروشن # ~~شد چهل سال است تا در آن ذوق ماندهام واز دل من محو نمیشود # ~~نقلست که شبی بصومعهآ خود رفت بعبادت و بارانی عظیم می آمد خاطرش با آن # ~~افتاد که مبادا که باران در خانه افتد و کتاب تر شود درحال آوازی شنود ms256 ~~که احمد # ~~بر خیز و بخانه شو که آنچه از تو بکار می آید بخانه فرستادی احمد از آن ~~خاطر # ~~توبه کرد # نقلست که احمد حرب در شب هیچ نخفتی شبی گفتند اکر دمی بیاسایی # ~~چه باشد گفت کسی را که بهشت از بالای سر می آرایند و دوزخ در زیر ~~میتابند و # ~~او نداند که اهل کدام است چگونه خوابش آید # گفت کاشکی بدانمی ک، مرا که دشمن میدارد و که عیب میکندتا اورازر و # ~~سیم فرستم تاچون کارمن میکنند ازمال من خرج کنند # کفت از خدای تعالی بتر سید چندانکه توانید و طاعت دارید چندانک توانید # ~~و گوش دارید تا شما را دنیا فریفته نکند وچنانک گذشتگان ببلا مبتلا ~~شدند # ~~شمانشوید. # فرستادن المتوکل علی الله محمدبن عبدالله القمی را بحرب بجه کهجنسی # ~~مردم انداز حبشه که درمملکت اپشان معدنهای زر باشد وهر سال خراجی مقرر ~~PageV01P314 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0343.jpg) # ~~باعمال هصر گزاردندی ودر زمان المتو کل علی الله درادای خراج مقرر ~~درنیامدند # ~~وترک انقیاد کرده بعضی مسلمانان که در بلاد ایشان بودند بقتل آوردند در ~~جرش # ~~واهل صعید مصر ازیشان استغاثه نمودند و خمسی که از معدن میدادند منقطع ~~شده # ~~بود و پادشاه ایشان علی بابا نام بود با محمد قمی حرب کرد محمد قمی ~~فرموده بود # ~~تاجرس بسیار بر اسبان بسته بودند و با ایشان حرب پیوستند شتران ایشان ~~از آواز # ~~جرس بگریختند وبر یی رفته خلقی پی حساب ازیشان بقتل آوردند و علی بابا ~~باقمی # ~~صلح کرد بر آنک هرچه از خراج مقرر که درین چند سال باز گرفته بدهد وبا ~~اوپیش # ~~العتو کل عای الله آید بشرط آنکه اورا امان دهند وبرین موجب قرار دادند ~~واورا # ~~پیش المتو کل علی الله آوردند و مملکت او که بجه است وما بین مصر ومکه ~~بسعد # ~~خادم داد و سعد محمد بن عبدالله القمی المذکور را از قبل خود بفرستاه ~~وقمی علی # ~~بابارا باخود ببرد # آمدن عبدالله بن علی بایالت ms257 هرات بوکالت امیر عباس برعبدالله # سنه ائنتین و اربعین و هائین3 # وفات ابوعبدالله شیخ محمد الترمدی # وفات محمد بن مقاتل الرازی - وفات ابوالحسین سلیم الرازی المحدث # وقات زیدبن بشر المالکی، # وفات ابوعمر و عبدالرحمن بن احمد بن ذکوان القرشی الدمشقی # وفات الیاس بن اسد السامانی بهرات در شب جمعه هفدهم رجب و اوبیست وشش # ~~سال والی هرات بود . # آمدن عزیز بن السری بن هناد الشیبانی بایالت هرات ، # درین سال در قومس زازله عظیم واقع شد و درین واقعه داووه قصیدهآ گفته ~~PageV01P315 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0344.jpg) # ~~است چند بیت اینجا ثبت افتاد ### | شع # # تتابعت الانباء عن ارض قومس %~% یحدث عنها طول لیلی سمیرها # # بان مبانیها (1) تداعت و زلزلت %~% وطحطح منها بالقبیل دنیرها # # واضحت بقیعا صفصفا بعدانسها %~% وصارت خرابا دورها وقصورها # # واهلک فیها ساوها و رعاوها %~% ودمدم فیها خیلها وحمیرها # سنه ثلاث واربعین وماقین # وفات شیخ حارث المحاسبی در بغداد وهو حارث بن اسد المحاسبی کنیته # ~~ابو عبدالله اصل او از بسره بود وشیخ المشایخ بغداد در خبرست از شیخ ~~ابو عبد الله # ~~الخفیف که گفت از پیران ما افتدا بپنج کس کنید و بحال ایشان متابعت ~~نمایید # ~~و دیگران را تسلیم کنید زیرا که ایشان اعتقادرا شایند واین ینج هم ~~اعتقاد را # ~~شایند و هم اقتدارا که ایشان جمع کردند میان علم و حقایق ی # اول شیخ حارث محاسبی دوم شیخ جنید بغدادی سیم شیخ رویم بن احمد # ~~چهارم شیخ عباس بن عطا پنجم شیخ عمرو بن عثمان المکی حارث گفت مراقیه # ~~علم دل است در حضرت الله تعالی و رضا آرام گرفتن است در تحت مجاری ~~احکام # ~~و صبر نشانهآ تیر بلاها شدنست و تفکر اسباب را بحق قایم دیدنست و تسلیم ~~ثابت # ~~بودنست در وقت نزول بلابی تغیری در ظاهر وپاطن و علامت انس بحق وحشت از # ~~خاق وکریز از هر چه دون حق است. # و متفرد شدن بحلاوت ذکر و او را محاسبی جهت آن گفتند که بانفس # ~~دایم در ms258 محاسبه بود کفت اگر کسی او را در نماز بیند و او بدان شاد شود ~~متوقف PageV01P316 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0345.jpg) # # مجمل فصیحی»..................... %~% مسسسسل319 # ~~بودم تا نمازم او باطل شود یا نه اکنون غالب ظن من آنست که باطل شود. # گفت علامت انس بحق آنست که و حشت جوید از خلق و گریزان بود از هرچه # ~~خاق در آنست و متفرد شدن بحلاوت ذکر حق تعالی بر قدر آنک انس حق در دل # ~~جای میگیرد بعد از آن انس بمخلوقات از دل رخت برمی بنده. # گفت صادق آن بود که او را باک نبود اگرش ینزدیک خاق هیچ مقدار نماند # ~~و جهت صلاح خویش بداند و دوستندارد که مردمان ذره اعمال او بینند # وفات یعقوب بن اسحاقابی یوسف اللغوی المعروف بابن السکیت النحوی # ~~اللغوی و سبب موت او آن بود که او پیش المتو کل علی الله آمد از وسؤال ~~کرد # ~~که معتز ومؤید پسران من دوسترداری یا حسن و حسین را او نقص پسران او ~~گفت # ~~واجلال حسن و حسین کرد متو کل در غضب شد چه در دشمنی علی مرتضی واولاد # ~~او رضوان الله علیهم غلو داشت و ترکان را بفرمود که او را بزدند و او ~~بخانهرفت # ~~و وفات کرد. # وفات حرمله صاحب الشافعی فی شوال وهو حرملة بن یحیی بن عبدالله بن # ~~حرملة المصری التجیبی الی تجیب بتاء مثناة من فوقه مضمومه وقیل مفتوحه ~~ثم جیم # ~~بعدهایاء بنقطتین من تحت ثم باء موحده وهی قبیلة تزاتمصر و اصلها اسم ~~امرة کان # ~~حرمله اماما حافظا للحدیث والفقه صنف المبسوط والمختصر المعروف. # وفات ابراهیم بن العباس بن محمد بن صول الموای وکان ادیبأ شاهرآ. # سنه اربع واربعین وماقین # وفات اسحاق بن موسی بن عبدالله ابوموسی الانساری وهو امام فی الحدیث # ~~وفیل سنه ثلاث واربعین و ماتین. PageV01P317 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0346.jpg) # وفات امام ابراهیم بن یعقوب الجوزجانی سا گن دمشق. # ولادت ابوسعید الحسن بن احمد الاصطخری . # وفات علی بن حجر السعدی المروزی وهو امام ms259 فی الحدیث. # وفات عمرو بن عبید شیخ معتزله. # فرمودن المتوکل علی الله تاجهت او در دمشق عمارات عالی ساختند بر # ~~عزیمت آنک آنجا ساکن شود و بدانجا نقل فرمودهوائی دید سرد و با، و ~~بآونم بسیار # ~~و آبی گران و کیک انبوه و برفهای سنگین افتاد و بواسطهآ بودن متو کل ~~ولشکرها # ~~گرانی شد ومردم بتنگ آمدند متو کل مراجعت نموده بسامره نزول فرمود و ~~بودن # ~~او بدمشق دو ماه وچند روز بیش نبود . # ولادت امام ابو علی الثقفی وهو محمد بن عبدالوهاب الامام المقدم # ~~المقتدی به فی الفقه والکلام والوعظ والورع ونسبه هکذا محمد بن عبد ~~الوهاب # ~~بن عبدالرحمن بن عبدالوهاب بن عبدالاحد بن ابی کعب محعد بن الحجاج بن # ~~یوسف بن حکم بن ابی عقیل عمرو بن مسعود بن سعد بن عمرو بن عوف بن نفیل # ~~بن منبه بن بکر بن هوازن بن منصور بن عکرمة بن حفصة بن قیس غیلان بن ~~مصر # ~~بقهستان فی امارت والده بقهستان. # سنه خمس واربعین وماتین4 # وفات شیخ ذوالغون الممری وهو ابو الفیض ثوبان بن ابراهیم وقیل سنه # ~~خمسین و ماتین و او را جهت آن ذاالنون گویند که در کشتی بود در آن کشتی # ~~از بازرگانی دانهآ گم شد مردم کشتی را خلاقت دادند باخر اتفاق بر ذا ~~النون کردند # ~~و اورا در خلاقت(1) گرفتند او صبر میکرد در آخر گفت الهی تو دانا تری ~~در PageV01P318 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0347.jpg) # # «مجمل فصیحی، %~% 321 # ~~حال صد هزار ماهی از دریا سر بر آوردند هر یک دانهآ در دهان کرفنه یک ~~دانه # ~~از ماهی بگرفت و بدان یازرگان داد مردم کشتی همهدر پای او افتادندو ازو ~~عذرها # ~~خواستند و بعد ازین او را ذا النون خواندند . # نقلست که وقنی شخصی پیش او آمد و گفت وام دارم و هیچ ندارم کهوام # ~~بگذارم سنگی از زمین برداشت و بدو داد آن مرد آن سنگ را ببازار برد ~~زمرد # ~~گشته بود بچهار صد درم بقروخت و بوام ms260 داد . # آوردهاند که جوانی بود که پیوسته برصوفیان انکار کردی یک روزذاالنون # ~~انگشتری خود بدو داد و گفت این را بنزدیک نا بینا برو بیک دینار گرو کن ~~آن # ~~جوان برفت و انگشتری بنا بینا داد بدر می زیادت نعیگرفت باز آوره ~~ذاالنون اورا # ~~گفت بجوهریان برو بنگر که چه میخواهند برد بهز اردینار خواستندخبرباز ~~آورد # ~~ذوالنون گفت علم تو بحال صوفیان چنان است که علم نابینا بدین انگشتری0 # آن شب که از دنیا میرفت هفتاد کس حضرت رسالت را(ع) بخواب دیدند # ~~که میفرمود دوست خدای عزوجل ذوالنون بخواهد آمدن باستقبال او آمدهام . # نهلست که چون ذوالنون وفات کرد برپیشانی او نوشته دیدند بخط سبز # ~~که هذا حبیب الله مات فی حب الله قنیل الله. # چون جنازهاش بر گرفتند آفتاب عظیم گرم بود مرغان هوا بیامدند و پر # ~~در پر بافتند از خانه تا سر خاک او را سایه میداشتند در راه که او را ~~بقبر میبردند # ~~مؤذنی بانک نماز میگفت چون بکلمه شهادت رسیدانگشت بر آورد فریاد از ~~مردم # ~~بر آمد که او زنده است چون جنازه بنهادند و وی را در قبر نهادند انگشت ~~او # ~~همچنان بود هر چند کردند فراز نشد . # گفت علامت خشم خدای تعالی بربنده ترسیدن بود از درویشی # ~~بناء متوکلیه در بغداد که آخر بجعفریه موسوم شد و المتوکل عای الله هر ~~موضعی PageV01P319 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0348.jpg) # ~~یکی ازقایدان بازیست ودر بناء آن اجتهاه تمام نمود ودو بار هزار هزار ~~دینار بران # ~~خرج کرد تا باتمام رسید. # قتل کردن نجاح بن سلمة الکاتب که او بر جمعی تقریر کرد و بامتوکل # ~~گفت که چهل بار هزار هزار درم از حسن بن مخلد و موسی بن عبدالملک ~~بستانم # ~~و عبید الله بن یحیی بن خاقان وزیر بود و همه کارها بدو مفوض و حسن بن ~~مخلد # ~~دیوان ضیاع داشت و موسی بن عبدالملک دیوان خراج خلیفه باعبید الله وزیر ~~مشورت # ~~کرد عبدالله منع این معنی ننمود و ms261 نجاح بامداد خواست که با ایشان سخن ~~گوید # ~~عبیدالله وزیر او را طلب کرد و گفت من کار تو باحسن بن مخلد و موسی بن # ~~عبدالملک بسازم تو بخلیفه بنویس که من مست بودم مرا سخنی افتاد و ~~تقریری # ~~ندآرم نجاح بنوشت عبیدالله وزیر حسن بن مخلد و موسی بن عبدالملک را ~~بخواند # ~~و گفت نجاح بر شما تقریر دارد شما نیز چیزی بنویسید که دو بار هزار ~~هزار # ~~دینار از نجاح و اصحاب او حاصل کنیم و ایشان ینوشتند عبیدالله وزیر ~~بزدیک # ~~المتو کل علی الله رفت و گفت که نجاح پشیمان شده و برین موجب رقعه ~~نوشته متو کل # ~~از نجاح بغضب رفت و گفت وظیفه چیست عبیدالله گفت که حسن بن مخلد و # ~~موسی بن عبدالملک دو بار هزار هزار دینار خط دادهاند که از و حاصل کنیم # ~~چون حسن بن مخلد و موسی بن عبدالملک از وزر حاصل کنند او را نیز ضرورت # ~~شود در باب ایشان سخن گفتن متو کل گفت همچنین کنند نجاح را گرفتند ودر # ~~یکروز صد و چهل هزار دینار از وبستدند که پسر او بدان معترف شد . # بیرون قیمت ضیاعها و قمرها و فرشها و مستغلات و آلات او و مردم او و # ~~چون وجه ازو بزیاده حاصل شد خصیه او بیفشاردند و بکشتند. # وفات !بو الولید هشام بن عمار بن نعر بن ابان بن میسره السلمی القاضی ~~PageV01P320 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0349.jpg) # وفات بوعلی الحسین بن علی بن یزید البغدادی المعروف بالگرابیسی # ~~صاحب الشافعی کان من الایمة الجامعیر بین الفقه والحدیث وله مصنفات ~~کثیرة # ~~وسمی بالکرا بیسی لانه کان یبیع الکرابیس وهی الثیاب الغلیظ: # سنه ست و اربعین و ماقآین # وفات شیخ ابوبکر وراق الترمدی : # انقلست که شیخ ابو بکر وراق کفت عمردراز در آر زوی خضر هلیه السلام بودم # ~~و او هر روز بگورستان رفتی و در رفتن و باز آمدن جزوی از قر آن بخواندی ~~یک # ~~روز چون از دروازه بیرون ms262 شدپیر نورانی پیش آمد و سلام کرد جواب داد پیر ~~گفت # ~~صحبت خواهی؟ گفت خواهم پیر با او روان شد تا یگورستان و در راه با او ~~سخن # ~~میگفت و همچنان سخن گویان آمد تا بدر وازه رسید چون بازخواست گشت گفت # ~~عمری میخواستی تا مرا ببینی من خضرم امروز که بامن صحبت داشتی از ~~خواندن # ~~یک جزو قر آن محروم ماندی چون صحبت خضر چنین است صحبت دیگران چون # ~~خواهد بود تابدانی که عزلت و تجرد و تنهائی بر همه کارهاشرف دارد. # نقلحت که فرزندی داشت او را بدبیرستان فرستاد یکروز او را دید که # ~~میلرزید کفت ترا چه بوده است که رنک روی تو زرد شده و میارزی گفت استاد ~~آیتی بمن # ~~آموخت که حق عز شانه میفرماید یوم یجعل الولدان شیبا آن روز که کودکان ~~را # ~~پیر گرداند از بیم این آیت چنین شدم و هم در آن وفات کرد پدرش بر سر ~~خاک # ~~او میگریست و میگفت ای ابوبکر فرزند تو بیک آیت چنین شد که جان بداد # ~~توچندین سال خواندی و ختم کردی و در تو اثر نمیکند. # وفات احمد بن ابراهیم الدورقی ببغداه . # وفات محمد بن داوود الاصفهانی. PageV01P321 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0350.jpg) # ~~وفات دعبل بن علی الخزاعی الشاعر وکان یتشیع . # ~~وفات ابو محمد الربیع الجیزی وهو ربیع سلیمان بن داوود الازدی انه توفی # ~~بالجیزه و دفن بها والجیزه بجیم مکسوره ثم یاء ساکنه بنقطتین من تحت ~~یعدها زاء # ~~معجمههی البلدة المعروفه المقابله لمدینه مصر وکان اماما فی الحدیث ~~والفقه : # سندسبع واربعین وماقین47 # ~~قتل المتوکل علی الله در منتصف شوال مدت خلافت او چهارده سال و نه # ~~ماء و نه روز بود واو چهل و چهار ساله بود وخلیفه دهم بود وکان ناصبیا ~~فی غایة # ~~البغض لعلی المرتضی . # ~~قتل فتح ین خاقان بز دست غلامان او بارشاد پسرش بجمفری سامره و # ~~گویند بوقتی که متو کل را میکشتند خود را بر بالای اوانداخت واو را ~~ومتو کل ms263 # ~~را پاره پاره کردند چنانچه گوشت ایشان بایکدیگر پیامیخت. # ~~جلوس المنتصر بالله بن المتوکل علی الله جعفر بن المعتصم بالله محمد بن # ~~هارون الرشید یخلافت . # ~~دادن وزارت باحمد بن الخضیب بن ضحاک القاضی . # ~~خلع کرهن معتز و مؤید پسران المتو کل علی الله خود را بعد از چهل روز # ~~قتل پدر پرملا وخلافت ببرادر خود منتصر گذاشت . # ~~وفات ایو عیسی محمد بن هارون الوراق ببغداد . # ~~فرستادن المنتصر بالله وصیف را بغزو روم وحکم کرد که احمد بن # ~~الخضیب او را ساخته گرداند و مصااحاو و لشکر او داده او را روان گرداند ~~. # سنه ثمان واربعین وماتین48 # ~~وفات المنتصر بالله در منتصف ربیع الاخر وعمر او بیست و پنج سال و ~~PageV01P322 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0351.jpg) # ~~شش ماه بود و مدت خلافت او شش ماه بود و او خلیفه یازدهم بود چون پدر ~~را # ~~بکشت شش ماه بیش خلیفه نبود و شیرویه پدر را بکشت و اونیز زیادت از شش # ~~ماه نزیست منتصر گفت پدر خودرا بخواب دیدم گفت ویلک یا محمد مرا بکشتی # ~~و بر من ظلم کردی بخدای که ازین خلافت الا روز چند اندک تمتع نیابی و # ~~بدوزخ شوی و مادر منتصر فرمود که گور او آشکارا کردند و پیشتر گور خلفا # ~~آشکا را نبود و اول گور که آشکارا شد از آن او بود. # گویند که محمد بن هارون را کشتهیافتند تفحص کردند غلامی اقرار # ~~کرد که من کشتم منتصر گفت چرا کشتی گفت تو پدر خود را کشتی بفرمود # ~~تا غلام را کشتند و نیز هم در آن نزدیک او را وفات رسید و مردود و زبان ~~زدهآ # ~~خلایق شد و کار او باخالق جل وعلا افتاد که من قنل مومنا متعمدا فقد ~~کفر. # جلوس المستعین بالله پسر عم منتصر مذکور وهو ابوالعباس احمد بن محمد # ~~بن المعتصم بالله برادر زادهآ متوکل در اول وزیر او ابوموسی او تامیش ~~وکاتب # ~~شجاع بن الةاسم بود هر دو را بکشت ووزارت ms264 باحمد بن صالح بن شیرزاد داد ~~و او # ~~خلیفهآ نیکو اخلاق کریم بود # وفات ابو هشام محمد بن یزید الرقاشی وفات ایوببن محمد الوراق . # وفات احمد بن خالد الدمشقی وفات محمد بن سلیمان الجهنی بمصیصه . # وفات ابو کریب، حمدبن علاء الهمدانی بکرفه وهو من مشایخ البخاری ومسلم # وفات ابوموسی احمد بن صالح المصری بمصر. # وفات ابو جعفر بن سواد الکوفی وقات حسن بن صباح البزاز از کبار # ~~محدثان . # وفات بغاء الکبیر الترکی از غلامان معتصم و او نوه و اند ساله بود: # لوابستن مستعین خلیفه موسی بن بغارا برجمیع اعمال پدر او و او را قایم # ~~مقام پدر کردن خریدن مستعین جملهآ آنچه معتز و موید پسران المتو کل غلی ~~الله PageV01P323 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0352.jpg) ### | سال 29 # ~~را بود از سرایها و منزلها و قسرها و فرشها و آلتها و غیر ذلک از ضیاع ~~وعقار # ~~وصامت و ناطق بغیر آیک معتز را بقیمت بیست هزار دینار و مؤید را بقیمت ~~پانزده # ~~هزار دینار چیزی بگذاشت و بهاء آنچه ازمصر خریده ده بار هزار هزار ~~دینار وده # ~~دانه مروارید بر آمد و از آن مؤید سه بار هزار هزار دینار و سه دانه ~~مروارید # ~~و قباله خریدن بر نام حسن بن مخلد نوشتند بوکالت مستعین و مو کلان پس ~~از آن # ~~بر معتز و مؤید گماشتند و کار ایشان ببغاء صغیر مفوض کردند و ایشانرا ~~بحبس # ~~فرستادند و احمد بن صالح بن شیرزاد حامی ایشان بود . # وفات عبدالرحمن بن عبدویه ابومحمد الرافعی الزاهد وکان مجاب الدعوة # ~~وهو من اهل افریقیه. # سنهآ قسع واربعین وماتیز # وفات طاهر بن عیدالله من طاهر بخراسان . # جلوس محمد بن طاهر بن عبدالله بن طاهر ذوالیمینین بخراسان یحکم # ~~المستعین بالله که جهت او لوایسته فرستاد و عم او محمد بن عبدالله بن ~~طاهر را # ~~نیز فرستاد که بعراق رود و جرس و شرطه 11) ومعونت سواه خاص برسم او ~~کرد. # گرفتن یعقوب بن اللیث الصفار سیستان را # شغب کردن موالی ms265 و متجنده و شا کریه در بغداد و سر مزر آوفتنه عوام که # ~~درهای زندانها شکستند و زندانیان را بیرون آوردند و دیوانها غارت کردند ~~و # ~~دفترها بسوختند و بعضی گویند او تامیش ود بیر او شجاع بن القاسم را که ~~بکشتند # ~~درین واقعه بود و درین غوغا وصیف و بغاء صغیر متفق بودند. # آمدن حسین بن عبدالله بن طاعر بایالت هرات. PageV01P324 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0353.jpg) # # مجمل فصیحی».................... %~% ~~.....................،،.،،.......327) # سنه خمسین وماتین. # خروج الداعی الی الحق حسن بن زید بن احمد الباقر و قیل حسن بنزید # ~~بن محمد بن اسماعیل بنزید بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب بطبرستان # ~~و گرفتن جرجان و گیلان و آمل و ساری و ری . # وفات خلیع الشاعر حسن بن الضحاک وهو مشهور الاخبار والاشعار وله # ~~نظم صریحونثرملمیح . # وفات ابو عمرو حفص بن عمر ین عبد العزیز بن صهبان الازدی الدوری # ~~القاری النحوی . # وفات ابوالحسین احمد بن یحیی بن اسحاق الراوندی وله من الکتب المصنفه # ~~مائة واربع عشر کتابا . # وفات ابونعیم ابراهیم العباس الصولی الکاتب الشاعر . # وفات ابراهیم بن محمد التیمی القاضی ببصره . # خروج ابو الحسین یحیی بن عمر بن یحیی بن حسین بن زید بن علی بن # ~~حسین بن علی المرتضی از کوفه مادرش فاطمه از نسل جعفر الطیار بود و ~~مستعین # ~~خلیفه لشکری بحرب او فرستاد و در حرن اوراقتل کردند و سر او ببغداد ~~فرستادند # ~~و آنجا بیاویختند و او مردی عادل وجوانمرد بود و متورع مردم او را دوست # ~~میداشتند و شعرا در واقیهآ او مراثآی بسیار گفتهاند # سنه احدی و خمسین وماقین # وفات شیخ ذوالکفل برادر شیخ ذرالنون المصری . # وفات اسحاق بن منصور بن بهرام ابو یعقوب الکوسج النیسابوری که مسند # ~~از ومرویست فی جماهی الاولی. PageV01P325 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0354.jpg) # ~~328) سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسدسال 202* # وفات ایوب بن الحسن الفقیه النیسابوری تلمیذ الامام محمد بن الحسن # ~~الشییانی فی ذی قعده بمیدان زیاد وکان ایوب صاحب المقامات والکرامات . # خروج أسماعیل بن یوسف بن ابراهیم بن عبد الله بن ms266 حسن بن حسن بن علی # ~~المرتضی بمکه. # قتل باغر ترکی که یکی از کشند گان المتوکل علی الله .- ود و چون # ~~متو کل را قتل کردند او را در میان تر کان وجودی و راه و رسمیپیدا شد ~~وخود # ~~وا در صدد امارت آورد و او باجمعی اتفاق کرده بود که بغا و وصیف و ~~مستعین را # ~~بکشند ایشان خبر یافتند و او را بقتل آوردند و تر کان ازین معنی متوهم ~~شدند و # ~~با معتز بیعت کرده بسر من رآ رفتند و خواستند که اهل بغداد نیز بر معتز # ~~بیعت کنند و ایشان بڑ بیعت مستمین تغییر نکردند. # خروج حسین بن محمد ن حمزة بن عبدالله بن حسین بن علی ین حسین # ~~بن علی المرتضی و خلاف کردن با او محمد بن جعفربن حسن بن جعفر بن حسن # ~~بن حسن بن علی المرتضی در کوفه . # خروج حسین بن احمد بن اسماعیل بن محمد بنا ماعیل ارقط بن هحمدبن عای # ~~بن حسین ین علی ق ابی طالب رضی الله عنهم المعروف بکو کبی در ناحیت ~~زنجان # ~~و قزوین و عمال آل طاهر اورا منهزم گردانیدند . # سننه اثآنتین و خمسین وما # خلع کرهن المستعین بالله از خلافت در او اخر محرم الحرام بر دست # ~~غلامان او. # جلوس المعتز بالله ابو عبدالله محمد اوجعفر بن ألمتو کل علی الله. # ققل المستعین بالله درراء سامره درنماز بعد از خلع او بنه ماه و او سی ~~وپنج PageV01P326 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0355.jpg) # ~~ساله بود و مدت خلافت او سه سال و نه ماه بود و او خلیفه دوازدهم بود . # وزارت دادن المعتز بالله محمد بن المتوکل علی الله بعبدالله بن محمود # ~~و بعد از وهم درین سال وزارت بمحمد بن شوارب البغدادی داد وبعد ازو ~~همدرین # ~~سال وزارت باحمد بن اسرائیل داد والمعتز بالله فرمود که او را خلعت ~~پوشانیده # ~~تاج بر سر اونهادند. # ~~وفات شیخ ابوبکر محمد بن بشاربن عثمآن بن بندار البصری المعروف ~~ببنداروهو # ~~من ms267 مشایخ البخاری ومسلم فی الصحیحین . # قتل وصیف ترکی در غوغاء لشکریان ترک وفرغانیان # تعیین بغاء الشرابی بعملی که وصیف داشت # وفات محمد بن عبدالله بن طاهر ذوالیمینین لیلة خسوف القمر اثلاث عشرة # ~~خلت من ذی قعد، آن شب ماه تمام بگرفت و محمد مذکور در آخر خسوف بمرد # وفات ابو موسی محمد بن مثنی الزمن البصری وهو من مشایخ البخاری و # ~~مسلم فی الصحیحین . # مقرر کردن المعتز بالله عبیدالله بن عبدالله بن طاهررا بر جای محمد بن # ~~عبدالله مذکور. # وفات اسماعیل بن یوسف بن ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی # ~~المرتضی که بمکه خروج کرد. بود. # سنله ثلاث وخحمشین وماتآین # استیلاء یعقوب بن لیث الصفار بر تمام سیستان وحوالی آن. # فرستادن المعتز بالله موسی بن بغاء الکبیر را بحرب الداعی الی الحق # ~~ن بن ریدبن احمد بن الباقر المدروف بدوحبی وحرب ایشان دز پک فبسنگی ~~PageV01P327 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0356.jpg) # 20 %~% «سال 4254 # ~~قزوین واقع شد و هاعی هزیمت نموده پناء با دیلم برد وموسی بن بغا ~~باقزوین شد # وفات صفوان العقیلی صاحب دیار مصر در حبس سامره # فرستادن المعتز بالله موسی بن بغاء الکبیر را بحرب عبدالعزیز بن ابی داف # ~~و اورا برجبال لوابست واز ترکان و غیر ذلک دوهزار و چهار صد وچهل و سه ~~مرد با # ~~موسی بود ندموسی مفلح را با هزار وصد وسی مرد در مقدمه بفرستاد و مفلح ~~در اواخر # ~~رجب بر عبدالعزیز زد و با او بیست هزار مرد پودند مفلح با او جنک سخت ~~بکرد # ~~بظاهر همدان و فبدالعزیز بگریخت و ازیشان بسیار بکشتند و بگرفتند و ~~غنیمت # ~~و افر یافتند و فتح نامه بخلیفه فرستادند و در ماه رمضان موسی لشکر را ~~تعبیه # ~~کرد وروی در گرجیان نهاد و عبدالعزیز بن ابی دلف چهار هزار مرد بفرستاد ~~و # ~~بیشتری ازین چهار هزار مرد او را بکشتند و عبدالعزیز خود بحرب می ~~آمدچون # ~~بلشکر شکسته خود رسید مراجعت نمود و کرج را ms268 باز گذاشت و موسی بکرج فرو # ~~آمد وهفتاه خروار سربا علمهای ایشان پیش خلیفه فرستاد # سن اربع وشیسین و ماتین4 # خلع کردن المعتز بالله برادر خود المؤید بالله را بروز و بشب او رادر برف # ~~گرفت تا بمرد # گرفتن ترکل بی اذن و رخصت المعتز بالله احمد بن اسرائیل وحسن بن مخلد # ~~وعیسی که وزراء معتز بودندومال تحمیل کردن # وقات ابو الولید عبدالملک بن قطر النحوی القیروانی کان اماما بالنحو # ~~واللغه بقیروان # قتل بغاء الشرابی که او را بغاء الصغیر کفتندی وعمل وصیف او داشت و ~~PageV01P328 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0357.jpg) # فرستادن ایراهیم بن نصر السجستانی یعقوب بن لیث الصفار را بمحاربه عمار # ~~بن یاسر که در هرات بود و ظفر یافتن یعقوب بن اللیف ودرهرات ساکن شد و ~~بعد # ~~ازین شو کتی عظیم یافت سجستان و کرمان وخراسان و فارس و خوزستان بکرفت # ~~ودر نیشا بور ساکن شد # رفتن دلف بن عبدالعزیز بن ابی دلف بفرمان پدر خویش باهواز و خراج # ~~اهواز وجند سابور و تستر دویست هزار دینار بستد و باز گشت. # آمدن سلیمان بن عبدالله بن طاهر از خراسان و معتز اورا خلعت پوشانیده # ~~عمل شرطه و سواد بغداد بدو داد . # سنه خمس وخمسین وماتین # وفات امام ابوالحسن علی النقی بن امام الجواد محمد التقی بن امام علی # ~~الرضاء بن امام موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن امام زین ~~العابدین # ~~علی بزامیر المؤمنین حسین بن علی المرتضی رضی الله عنهم وز دو شنبهسیم ~~رجب الاصم # ~~و او چهل ویکسال وهفت ماه عمر یافت وقیل سنه اربع وخمسین وماتین ~~وابواحمد # ~~بن المتوکل علی الله برو نماز کرد . # ولادت امام محمد المهدی شب پنجشنبه منتصف شعبان المعظم بسامره وهو # ~~ابوالقاسم محمد بن امام حسن العسکری بن امام ابوالحسن علی البقی بن ~~امام # ~~الجواد محمد التقی بن امام علی الرضاء بن امام موسی الکاظم بن امام ~~جعفرالصادق # ~~بن امام محمد الباقر بن امام زین العابدین علی بن امیر المؤمنین حسین ms269 ~~بن امیر المؤمنین # ~~علی المرتضی رضوان الله علیهم اجمعین ویلقبه الامامیه الحجه والقایم ~~والمهدی # ~~والمنتظر وصاحب الزمان وهو عندهم خاتم ایمة اثنی عشر وانهم یزعمون ~~انهدخل PageV01P329 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0358.jpg) # ~~332).........................................................سال 5ق # ~~السرداب الذی بسرمن رآفاختفی الی الآن علی زعمهم(1) # گرفتن صالح بن وصیف احمد بن اسرائیل وحسن بن مخلد وبو نوح عیسی # ~~بن ابراهیم راو احمد بن صالح بن شیرزاد بگریخت و در بغداد در خانه ابن ~~واضح # ~~پنهان شد وصالح این سه کس را بند نهاده مطالبه مال فرمود # خلع کردن المعتز بالله محمد زبیر بن المتوکل در اول رجب وقتل المعتز # ~~بالله در سابع عشر رجب که بزهرش هلاک کردند در حمام و او خلیفه سیزدهم ~~بود و # ~~بیست وچهار ساله بودو مدت خلافتاو سه سال و سه ماه بود و اوراپسری بود ~~المنتصف # ~~بالله ابوالعباس با او بیعت کردند و از نماز پیشین تا نماز دیگر خلیفه ~~یود او را # ~~نیز هلاک کردند # ~~جلوس عمزادهٔ‌ او المهتدی بالله بن الوائق بالله ابوعبدالله محمدبن ~~هارون و او مردی # ~~عظیم زاهد و عابد بوه جبه پشمینه پوشیدی و شب زنده داشتی و نماز کردی و ~~او خلیفه # ~~چهاردهم یود # خروج علوی برقمی صاحب الزنج وهو علی بن محمد بن احمد بن علی بن # ~~عیسی بن زیدبن علی بن حسین بن علی المرتضی وخروج زنگیان در بصره ~~برخواجگان # ~~خود باتفاق علوی برقعی مذکور که چهارده سال در بصره حاکم بود # قتل صالح ترک درحمام # وفات ابو عثمان الجاحظ وهو عمروین بحر عمره ست و تسعین سنه وهومن # ~~المتکلمی المعتزله المعروف بجوحی (2) PageV01P330 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0359.jpg) # وفات ابو حاتم السجستانی اسمه سهل بن محمد بن عثمان امام جامع بصره # حرب یعقوب ین اللیث الصفار باطوق بن مقلس در کرمان وگرفتاری # ~~طوق مذکور. # گرفتن یعقوب اللیث فارس را و گرفتاری علی بن حسین بن قریش که حاکم # ~~فارس بود وطوق کهدر کرمان با یعقوب مذکور حرب کرد ازقبل او لشکر بکرمان # ~~آورده بود وعلی بن ms270 حسین را یند کرده با خود بسیستان برد # پیدا شدن قبیحه مادر معتز که در حین خلع معتز گریخته بود و بر مال و # ~~جواهر و چیزهائی که داشت ایشان را دلالت کرد . # رفتن قبیحه مذ کور که او را برعکس قبیحه گفتهاند که در هبچ زمانزنی # ~~بصورت او نبوده بکعبه معظم و آنجا مقیم شدن # قتل احمد بن اسرائیل وبو نوح که وزراء معتز بودند بر دست صالح بن # ~~وصیف باز گشتن مفاح و موسی بن بغاء الکبیر از طبرستان وری بعد از آنکه ~~حسن # ~~بن زید را بیرون کرده بودند و طبرستان بگرفته وری موسی بن بغاء ~~الکبیرداشت # وفات ابو عبدالله محمد بن کرام یفتح الکاف وتخفیف الراء هکذا صححه الامام # ~~النواوی و او از رستاق سجستان است بجانب باب الطعام از قریه ختک کرام ~~که پدر # ~~اوبود با کوچ بهم بمکه مبارک رفت و آنجا مجاور شد ودر مکه ابو عبدالله ~~محمدبن # ~~کرام متولد شد و پدر او را در خرقهآ پیچید و در کعبه طواف داد و پیش ~~زهادوعباه # ~~و معتکفان مسجد حرام برد و ایشان او را دعایخیر کردند و کرام با کوچ ~~بهم # ~~مراجعت نمود بسجستان آمد و ابو عبدالله محمد بن کرام را آنجا بتحصیل ~~مشغول # ~~گرد و ابوعبدالله از آتجا بهرات آمد ودر هرات نیز تحصیل کرد واز هرات # ~~بنیشابور رفت و آنجا مدتی بود و منجمان طاهر بن عبدالله طاهر را گفتند ~~که شخمی # ~~از سیستان خروج کند و خراسان و مملکت او از وبستاند وبا او کفتند که ~~ابو # ~~عبدالله غلبهآ برخود جمع کرده و از سیستان است طاهر بن غبدالله بن طاهر ~~که PageV01P331 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0360.jpg) ### | هرسال256 # ~~والی خراسان بود او را حبس کرد بعد از آن که او را زهد وورع او معلوم ~~شد اورا # ~~از حبس اطلاق فرمود باز مردم برو غلبه عظیم کردند حاسدان مجال طمن ~~یافتند واو # ~~را غمز کردند باز طاهر مذکور او را حبس ms271 کرد و از و شرطی ستانید که ~~درخراسان # ~~نباشد او از حبس بیرون آمد ویراق خود راست کرد و متوجه قدس وبیت المقدس # ~~شد وهم آنجا ساکن بود تاروز وفات و وفات او درعشرین صفر سنه مذ کور بود # ~~و او امام کرامیه است و کرامیه را بدو باز خوانند و کان عمره سبعا و ~~ثمانین سنه # ~~ووفاته ببیت المقدس. # سناه ست وخمسین وماتین6 # قتل صالح بن وصیففی اواخر صفر # آمدن موسی بن بغاء الکبیر الترکی وسلام کردن المهتدی بالله وهم درین # ~~مجلس مهتدی را گرفتند و باز با او بیعت کردند # قتل المهتدی بالله بر دست غلامان ترک بعد از آنکه او را خلع کرده بودند # ~~در ثامن عشر رجب الاصم و او خلیفه چهاردهم بود و مدت خلافت او یازده ~~ماه بود # ~~وسی وهشت سال عمر یافت. # جلوس المعتمد علی الله ابو العباس احمد بن المتوکل علی الله واوخلیفه # ~~پانزدهم بود وزبر او عبدالله بن یحبی بن خاقان بود بعد از و حسن بن ~~مخلد بعد # ~~از وسلیمان بن وهب بعداز وصاعد # وفات الامام ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیرة بن الاحنف # ~~الحنفی البخاری المحدث صاحب صحبح فی لیلة الفطر یسمرقند واو شصت ودو # ~~ساله بود و او گفت صد هزار حدیث صحیح یاد گرفتم و دویست هزار غیر صحیح ~~و # ~~کتاب صحیح را یشانزده سال استخراج کردم از سیصد هیزار حدیث و بده هزار ~~PageV01P332 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0361.jpg) # ~~«مجمل فصیحی4 # ~~نمیرسد حدیثی که اختیار بخاری است وفاته بقریه خرتنک (1) من قری سرقند. # فتح کابل بر دست یعقوب بن اللیث الصفار # وفات حسن بن الصباح الز عفرانی الشافعی وقیل سنه ستین وماتین # گرفتن علوی صاحب الزنج ابله را وچون ابله از چوب ساج بود آتش در # ~~آن زود عمل کرد و از شهر ابله بعضی بسوخت و بعضی را غارت کرد واز مردم ~~آنجا # ~~اند کی ماندند بعضی بسوختندو بعضی غرقه شدند وبعضی را قتل کردند # منقاد ms272 شدن اهل عبادان علوی صاحب الزنج را وشهر وحصن خود بدو دادن # ~~گرفتن علوی صاحب الزنج اهواز را # خروج عای بن زید الطالبی بکوفه و آمدن شاء بن میکال بالشکر جراربحرب # ~~علی بن زید المذ کور وهزیمت شاه بن میکال # آمدن یعقوب بن اللیث الصفار بهرات وحسین بن عبدالله بن طاهر رابگرفت # ~~که او حاکم هرات بود با جمله معارف ومعتبران او و مال بسیار از و بر ~~داشت و # ~~ایشان را بسیستان برد وخود بکمابل رفت وچون ازکابل باز کشت حسین بن ~~عبدالله ن # ~~طاهررا باخود بیاورد و در هرات و فوشنج میبود بعداز آن بطرف بلخ رفت و ~~عزیزبن # ~~عامر را درهرات خلیفت خود کرد بعداز آن داوود بن منصور العادل بروی ~~اودر آمد. # وفات زبیربن ای بکر بکار بن عبد الله بن مصعب بن ثابت بن عبدالله بن # ~~زبیر بن العوام ابو غبدالله من اهل المدینه اخباری واحد النسابین وکان ~~شاعرا # ~~صدوقا . # آمدن سعیدین صالح الحاجب ببصره در رجب که باصاحب الزنج مقاتله کند # خروج محمد بن واصل بن اهراهیم التمیمی ازاهل فارس بایکی ازکرهان # ~~فارس که اورا احمدبن اللیث میگفتند بر حارث بن سیماء الشاریانی که والی ~~فارس PageV01P333 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0362.jpg) # ~~بود ضربی زد و اورا قتل کردند و محمد بن واصل مذکور فارس بکرفت # سنه سبع وخمسین و ماتین # وفات ابو دا وودسلیمان بن اسحاق الازدی السجستانی المحدث صاحب السنن # ~~فی سابع عشر شوال ببصره وقیل مدفونا بقریة ازد من اعمال فراه که گفت ~~پانصد # ~~هزار حدیث بنوشتم و چهار هزار و هشتصد جمع کردم . # وفات شیخ سری سقطی وهو سری بن مغلس السقطی خال الجنید و استاده # ~~بیغداد واو نودو هشت ساله بود . # کفت عارفان آفتاب صفتند که بر همه بتابند و زمین شکلند که بار کش # ~~همه موجودات اند و آب نهادند که حیات همه دلها بدیشان باشد و آتش رنگید # ~~که خامان را پخته گردانند : # نقلت که یک بار یعقوب پیغمبر را (ع) ms273 بخواب دید گفتای پیغمبر خدای # ~~این چه شور است که در جهان انداختهآ چون ترا از حضرت محبت بر کمال است ~~حدیث # ~~یوسف بباد برده ندایی شنید که یا سری دل نگاه دار و یوسف را بوی ~~نمودندنعرهآ # ~~بزه و بیهوش شد و سیزده شباروز بی عقل افتاده بود چون بهوش باز آمد ~~ندائی # ~~شنود که این جزاء آنکس است که عاشقان در گاه ماراملامت کند . # گفت هر که خواهد که دین او بسلامت بود و دل او براحت رسد و تن او # ~~و اندک شود غم او گو از خلق عزلت کن که اکنون زمان عزلت است و روزگار # ~~تنهائی. # نقلست که جنید گفت چون بیمار شد بعیادت رفتم باه بیزنی برداشتم و باد # ~~میکردم گفت ای جنید بنه که آتش از باد تیزتر میشود. # کفتم چگونهآ کفت عبدا مملو کا لا یقدر علی شی و وفات کرد PageV01P334 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0363.jpg) # ~~مرغاب بود که بنهر معقل کشد حرب کرد و آن لشکر را بشکست و زنان که # ~~در دست ایشان اسیر بود بستد و سعیدرا در آن حرب جراحتها رسید و از آنجا # ~~بمنزلی شد که بعسکر یوجعفر معروف است و آن لشکررا نیز بشکست وعمران # ~~نامی که یکی از قواد صاحب الزنج بود وقرابت او نیز بود بامان نزدیک ~~ابوسعید # ~~رفت و بآخر صاحب الزنج شبیخونی بر ابوسعید زد و لشکر او را خراب کرد ~~واو # ~~را ضعیف ساخت . # تعیین فرمودن معتمد خلیفه برادر خود بواحمد را بر کوفه و طریق مکه و # ~~او را بر آن لوابست و بعد از آن او را بر بغداد و سواد و واسط و شهرهای ~~دجله # ~~و بصره و اهواز و فارس لوابست و او هر جا از قبل خود خلیفة بفرستاد . # گرفتن علی بن ابان از قبل صاحب الزنج بصره را وقتل عام و خرابی که # ~~علی بن ابان در بصره کرد . # حرب بو احمد الموفق بالله باعلوی صاحب الزنج وفرار ms274 نمودن الموفق بالله # ~~و رفتن بابله. # قتل مفلح بردست زنکیان بتیر و او از قواه معتمد بود. # قتل یحیی بن محمدالبحرانی قاید الزنج که او را اسیر کرده پیش الموفق # ~~بالله آوردند و موفق او را پیش المعتمد فرستاد و آنجا بصورت شنیع بقتل ~~آمد . # افتادن آتش بریک طرف لشکر ابو احمد الموفق بالله و بعضی از لشکریان # ~~او بسوختند. # وفات عبدالله بن عبدالوهاب الحجتی . # وفات ابراهیم بن یشار الرمادی وفات محمد بن کثیر العبدی . # آمدن داوود بن منصور العادل بایالت هرات و باد غیس و فوشنج و حرب # ~~او باخوارج و هم درین سال وفات او وبرادر او عباس خلیفه او شد، ~~PageV01P335 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0364.jpg) # هم درین سال عزیز بن السری بایالت هرات آمد بر جمله اعمال داوود بن # ~~منصور العادل. # وقات شیخ ابو نصر یشر الحافی واو مرید خال خود ایوعلی (1) حشرم # ~~بود و در علم اصول و فروع عالم بود ومولد او از مرو بود و ببغداد بودی ~~ابتدای # ~~توبهآ او آن بود که یک روز مست میرنت کغذی یانت بر آنجا نوشته که بسم ~~الله الرحمن # ~~الرحیم عطری خرید ومر آن کاغذرا معطر کرد و بتعظیم جایی بنهاد بزرگی # ~~بخواب دید که گفتند برو وبشر را بشارت ده و بگوی طیبت اسمنا فطیبناک و # ~~بجلت اسمنا فبجلناک وطهرت اسمنا فطهرناک فبعزتی لاطیبن اسمک فی ~~الدنیاوالاخرة # ~~آن بزرک برخاست و اورا طلب کرد گفتند در مجاس شرابست رفت بخانهآ که وی # ~~در آنجا بود و او مست بیخبر بود گفت بگوئید که بتو پیغامی دارم بشر گفت # ~~پیغام که داری گفت پیغام خدای عزوجل گریان شد گفت آه عتابی دارد ~~یاعنایتی # ~~کند (2) گفت نی گفت باش تابایاران بگویم بریاران در آمد و گفت ای یاران # ~~ما را خواندند رفتیم و شما را بدرود کردیم که بیش هر گز مرا درین کارنه ~~بینید و # ~~بدین سبب توبه کرد و چنان شد که کس نام او نشنید الا که راحتی ms275 بدل # ~~وی رسید. # نقلست که ابو عبدالله جلا گوید ذوالنون را دیدم او را عبادت بود سهل را # ~~دیدم او را اشارت بود بشر را دیدم او را ورع بود مرا گفتند بکدام مایل ~~تری # ~~گفتم ببشر بن الحارث که استاد ماست . # نقلت که هفت صندوق از کتبحدیث سماع داشت در خاک دفن کرد و # ~~حدیث روایت نکرد و کفت از آن روایت نمیکنم که در خود شهوت روایت حدیث # ~~می بینم اگر شهوت درخاموشی بینم روایت کنم. PageV01P336 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0365.jpg) # نقلست که مدت چهل سال بود تا او را آرزوی بریان میکرد و سالها بود # ~~تا دلش باقلا میطلبید و هیچ یک را نخورده بود گفت یک شب مرتضی را بخواب ~~دیدم # ~~کفنم یاامیر المؤمنین مرا پندی بده کفت چه نیکوست شفقت توانگران ~~بردرویشان # ~~برای طلب رضای رحمن و از ان نکوتر تکبر درویشان بر توانگران از اعتماد # ~~بر کرم کرد گار جهان - # نقلست که تا بشر زنده بود هیج ستور در بغداد روث نینداخته بود حزمت # ~~بدید فریاد بر آورد که بشر نماند و چنان بود . # سنه ثمان وخمسین وماقین # وفات یحیی بن معاذ الرازی رحمة الله علیه وهو یحیی بن ابوز کریا جعفر # ~~الرازی او ازری ببلخ شد و آنجا مدتی مقام کره واز آنجا بنیشا بورشد ~~وفاته بنیشابور # گفت هر که شرم دارد از خدای تعالی در وقت طاعت حق تعالی شرمداره # ~~که ویرا عذاب کند از بهر گاه . # نقلست که یکبار نامهآ نوشت بدوستی که دنیا چون خوابیست و آخرت # ~~چون بیداری هر که در خواب بیند که میگرید در بیداری شاد گرهد و بخندد ~~تو # ~~در خواب دنیا بگری تا در بیداری آخرت شاد یاشی و بخندی گفت تکبر کردن # ~~بر آنکس که بر تو بمال تکبر کند تواضع بود و گفت مرید را از سه چیز ~~گزیر # ~~نیست اول خانهآ که در آنجا متواری بود دوم کفافی از تو کل سیم خریف # ~~او عبادت ms276 . # گفت چون مرید مبتلا کرهه ببسیار خوردن ملایکه بروی بگریند و هر کرا # ~~بحرص و خوردن مبتلا کردند زود باشد که باتش شهوت سوخته کرده. PageV01P337 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0366.jpg) ### | ن # وفات محمد بن یحیی بن خالد الذهلی ابو عبدالله النیشا بوری کان امام اهل # ~~عصرء ولادت الشیخ امام الزاهد صاحب کرامات المشهوره ایو محمد عبدالله ~~بن # ~~محمد بن یعقوب بن حارث الجلیل الحارثی الکلابادی الفقیه من کلا باد ~~البخاری # ابتدای عمارت شهر مهدیه در زمین قیروان بردست عبدالله المهدی که گویند # ~~از فرزندان عبدالله بن میمون القداح الاهوازی بود و خود را از فرزندان ~~اسماعیل # ~~بن جعفر الصادق گفت و مذهب الحاد او در مغرب و قیروان ظاهر کرد و بعضی # ~~گفتهاند که او از فرزندان عبدالله بن سلام البصری است. # خروج محمدبن واصل بن ابراهیم التمیمی از اهل فارس و احمد بن اللیث # ~~از جمع کردان آن مملکت ومملکت فارس بگرفتند و حارث ین سیماء الشاریانی # ~~که عامل فارس بود بکشتند وقیل سنه ست و خمسین وماتین . # باز گشتن یعقوب بن اللیث الصفار از باخ و آمدن بنزدیک هرات. # ولادت امام ابوبکر احمد بن اسحاق بن ایوب بن یزید بن عبدالرحمن # ~~بن نوح الفقیه الامام المفتی المتکلم. # سناه تسع وخمسین و ماتین59. # وفات احمد ین طاهر بنعبدالله بن طاهر ذوالیمینین بخراسان . # وفات حسن بن علی بن حرب الموصلی الطایی وکان محدثا . # آمدن یعقوب بن اللیث بنیشابور و گرفتن محمد بن طاهر بن محمد بن # ~~طاهر ذوالیمینین وکس پیش المعتمد علی الله فرستاد که محمد ین طاهر از ~~مملکت # ~~باخبر نبود و خارجیان سر بر آورده بودند من با آنجا شدم خلیفه فرمود که ~~باید # ~~که او باسر عمل خود شوه که او را فرموده ایم والا حال او حال دیگر ~~مخالفان # ~~تواند بود. PageV01P338 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0367.jpg) # حرب عبدالرحیم ماوقی باعزیز بن السری و جمله مردم هرات بسر پل # ~~انجیل رفتن یعقوب بن اللیت بکوه عبدالرحیم بقلعة کالیون واز آنجا ~~بسیستان شد # ~~و ms277 اصرم بن سیف را در هرات خلیفه خود ساخت . # ~~الاسفر اینی المعروف بابن حسنویه . ### | سنه ستین وهاتین. # وفات امام ابو محمد حسن العسکری بن امام علی النقی بن امام الجواد # ~~محمد التقی بن امام علی الرضاء بن امام موسی الکاظم بن امام جعفر ~~الصادق بن امام # ~~محمد الباقر بن امام زین العابدین علی بن امیر المؤمنین حسین بن ~~امیرالمؤمنین # ~~علی المرتضی رضوان الله علیهم در هشتم ربیع الاول بسامره و مدت عمر او ~~بیست و # ~~هشت سال بود . # وفات شیخ محمد بن اسماعیل النساج . # ولادت ابوالحسن علی بن اسماعیل بن ابی بشر الاشعری المتکلم صاحب # ~~مذهب المشهور وهو من ولد ابوموسی الاشعری وهو ابوالحسن علی بن اسماعیل # ~~بن اسحاق بن سالم بن اسماعیل بن عبدالله بن موسی من بلال بن ابی برده ~~بن ابی موسی # ~~الاشعری فی تاسع ذی حجه . # وفات محمد بن مسلما. و بکر القنطری من اهل بغداد کان ینزل قنطره بردان(1) # ~~وکان یشبه فی الزهد والورع والشغل عن الدنیا واهلها ببشر بن الحارث فی ~~PageV01P339 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0368.jpg) # ~~ذی حجه . # قتل علی بن زید العلوی صاحب الکوفه بردست علوی برقعی صاحب الزنج # وفات حنین بن اسحاق الحکیم ناقل کتب حکماء یونانیه از لفظ یونان # ~~بعربی داهن المعتمد علی الله وزارت بعبد الله بن یحیی بن خاقان. # ولادت ابن کامل وهو ابوبکر بن احمد بن کامل بن خلف بن شجره احد # ~~المشهورین فی علم القرآن مولده بسر من رآ. # وفات محمد بن سعید الصانع الاندلسی المحدث . # آمدن یعقوب بن اللیث الصفار بطلب عبدالله السجزی بری و عبدالله را # ~~از صلابی که از قبل موسی بن بغاء تر کی والی ری بود طلب کرد که باز ~~گردد # ~~صلابی عبدالله سجزی را بدوداد و یعقوب عبدالله السجزی را بکشت و مراجعت ~~نمود # سنهآ احدی وستین وماقین11 # جلوس نصر ین احمد السامانی بحکومت ماوراء النهر بحکم المعتمد # ~~علی الله خلیفه . # وقات ابو الحسینمسلم من الحجاج ابی مسلم القشیری النیسابوری صاحب # ~~صحاح مسلم در ms278 حدیث عمره خمس و خمسین سنه قال صنفت هذا المسند الصحیح # ~~من ثلاث مائة الف حدیث مسموعه وجمیع مارواها مسلم من شیوخه احد عشر # ~~الف حدیث وله مصنفات کثیره هذا تفصیلها کناب مسند الکبیر علی الرجال ~~کتاب # ~~جامع الکبیر علی الاموات کتاب الاسامی والکنی کتاب التمییز کتاب العدل # ~~کتاب الوجدآن کناب الافراد کتاب الا قرآن کتاب ؤالات احمد بن الحنبل # ~~کتاب الانتفاع باهب السباع کتاب عمرو بن شعیب وفیه ذکر من لم یحتج ~~بحدیثه # ~~کتاب ذکر من لیس له الاراو واحد کتاب مشایخ السفیان الثوری کتاب مشایخ ~~PageV01P340 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0369.jpg) # ~~«مجمل فصیحی»......... # ~~تالک بن انس کتاب طبة ات التابعین کتاب اقراد السامیین فی الحدیث کناب ~~المعرفه # ~~کتاب تفصیل السنن کتاب اولاد السحابه و من بعد هم من المحدثین کتاب ذکر # ~~اوهام المحدثین کتاب المخضرمین . # وفات محمد بن عبدالله بن حنون الاندلسی - وفات ابو عبدالله محمد بن # ~~عبدوس المالکی . # نامه نوشتن المعتمد علی الله بتمام ممالک که یعقوب بن اللیث بی اجازت # ~~ما بخراسان شد و درنامهها برو لعنت کرد . # والی کردن معتمد خلیفه نصر بن احمد را بر ماوراء النهر و بلخ و درین. # ~~باب عهد نامه از زبان معتمد نوشتند . # رفتن یمقوب بن اللیث الصفار بفارس وابن واصل از اهواز برفت و با او # ~~حرب کرد و ابن و اصل شکسته شد وقلمه ابن واصل بخرمه (1) یگرفت و هرچه # ~~در قلعه بود بدست یعقوب افتاد و قیمت آن چهل بارهزار هزار درم بود و ~~مرداسارا # ~~که خال ابن واصل بود اسیر کرد. # ولی عهد کردن معتمد پسرش را جعفر و او را المفوض الی الله لقب هاه # ~~واعمال مغرب بدو داد و موسی بن بغاء الکبیررا بااو ضم کره و او را ~~برافریقیه # ~~و مصر و شام و جزبره و موصل و ارمنیه و طریق خراسان و حلوان لوابست و ~~برادر # ~~خویش ابو احمد الموفق بالله را پس از جعفر ولایت عهد داد و او را ببلاد ~~شرق # ~~والی کرد ms279 و مسرور بلخی را با او ملحق ساخت و اعمال بغداد و سواد و کوفه ~~و PageV01P341 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0370.jpg) # ~~طریق مکه ومدینه ویمن و کسکر و شهرهای دجله و اهواز و فارس و قم ~~واصفهان # ~~و کرخ و دینور وری وزنجان و قزوین و خراسان و طبرستان و کرمان و سیستان # ~~و سند بدو داد و بر آن لوابست # ~~آمدن طاهر بن حفص جد محمد بن ابو القاسم الکالیونی بهرات وخالد بن احمد # ~~در هرات بود بکریخت و طاهر مذکور بر هرات استیلا یافت . # خروج احمد بن عبدالله الخجستانی در نیشابور بوقتی که یعقوب بن اللیث # ~~از نیشابور بسیستان رفت و خجستان از اعمال باد غیس است از جبال هرات ~~واحمد # ~~بن عبدالله الخجستانی از اصحاب محمد بن طاهر بن عبدالله ین طاهر بود: # سنه اثنتین وستین وماقین # عزیمت المعتمد علی الله بنفس خود بحرب یعقوب بن اللیث و حرب الموفق # ~~بالله ابو احمد با یعقوب بن للیه بدیر عاقول بر کنار دجله میان واسط و ~~بغداد # ~~روز پنجشنبه پنجم رجب و هزیمت یعقوب بن اللیث الصفار . # خلاص شدن محمد بن طاهر بن عبدالله بن طاهر ذوالیمینین از بند یعقوب # ~~بن اللیث و رفتن بسر مهم بغداد و عملی که داشت- # کرفتن ابو احمد الموفق بالله مال ابو الساج را از خان و مان وضیعت و # ~~باقطاع بمسرور بلخی داد و مسرور را تربیت فرمود . # وقات حسن بن محمد بن عبدالملک بن ای الشوارب قاضی القضاة فی # ~~رمضان وقیل سنه احدی و ستین و ماتین. # وفات علی بن حسین بن عبدویة البیهقی فی خامس جمادی الاولی # فرستادن علوی صاحب الزنج لشکرعای خویش را ببطیحه ودشت میپسان PageV01P342 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0371.jpg) # درین سال طاهر بن حفص الکالیونی بحرب معمر بن مسلمشد و بقتل آمد و # ~~یعقوب بن اللیث بفارس رفته بود در غیبت او معمر بن مسلم بر هرات استیلا ~~یافت # سیه ثلاث و ستین ومائین13 # ~~وفات ابو عصمه عاصم بن عصام بن منیع بن ms280 ثعلبة القشیری البیهقی الملقب ~~بغزان # ~~وکان مجاب الدعوة وقیل سنه احدی وستین و ماتین . # وفات عبیدالله بن یحیی بن خاقان که وزیر بود و الموفق بالله برو نماز کرد # ~~و باجنازهآ او پیاده برفت : # دادن وزارت بحسن ین مخلد بحکم المعتمده لی الله وچون موسی بن بغاء الکبیز # ~~الترکی در رسید حسن مخلد که وزیر شده بود بگریخت و سلیمان بن وهب را # ~~وزیر کرد . # سنهآ اربع و ستین و ماقین4 # غایب شدن امام محمد المهدی بسامره گویند که او را پنهان میداشتند # ~~هفتاد و چهار سال بعد از آن متوفی شد نقل از تاریخ فناکتی اما شیعه بر ~~آنند که # ~~هنوز زنده است وظهور خواهد کرد وهو ابوالقاسم محمد بن حسن المنتظر . # ~~وفات ابو ایراهیم بن اسماعیل بن یحیی المزنی المصری صاحب الشافعی ~~رحمهما الله بمصر # ~~وکان ورعازاهدا. جاب الدعوة متقلملامن الدنیا و کان معظما بین اصحاب ~~الشافعی وقال # ~~الشافعی فی حقه لوناظر الشیطان لغلبه والمزنی صاحب مذهبمستقل وصنف ~~المبسوط # ~~والمختصر و المنثور و المسایل المعتبره والترغیب فی العلم وکتاب ~~الوثایق و # ~~العقارب سمی بذلک لصعوبته وصنف کتابا مفردا علی مذهبه لاعلی مذهب # ~~الشافعی ودفن بالقرافه بالقرب من قبر الامام شافعی وجعل علیه بناء دار ~~قصیرضیق PageV01P343 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0372.jpg) # # 346) %~% 11305،2 # ~~و المزنی منسوب الی مزینه وهی قبیلة معروفه. # وفات ابو موسی یونس بنعبدا لاعلی الصدفی المصری صاحب الشافعی فی # ~~رییع الثانی # وفات موسی بن بغاء الکبیر النرکی غلام خلفاء العباسی مدفونا بسر من رآ # وفات ابوعبدالله احمد بن عبدالرحمن بن وهب بن اخی عبدالله بن وهب # ~~بمصر و او صاحب العلامه مالک بن انس ویونس بن عبدالا علی بود و او نود ~~ودو # ~~ساله بود. # وفات خالدبن یزیدبن سنان بمصر # دادن معتمد خلیفه واسط را بمحمد بن المولد و آمدن سلیمان بن حاج و # ~~حرب او با محمد المولد وهزیمت محمد المولد و گرفتن سلیمان بن حاج واسط ~~را # یند کردن معتمد خلیفه سلیمان بن وهب و برادرش حسن را ms281 بسرمن رآ و # ~~سرایها او وابتاع او را غارت فرمود و وزارت بحسن بن مخلد داد بعد از آن ~~هم # ~~درین سال حسن بن مخلد و احمد بن صالح بن شیرزاد را بگرفتند و سلیمان بن # ~~وهب را بگذاشتند وبا جوسق شد وبا حسن بن مخلد واحمد بن صالح بن شیرزاد # ~~بقبض اموال و اسباب ایشان و متصلان ایشان نامهها روان شد و میان حسن بن ~~مخلد # ~~و سلیمان بن وهب کار باصلاح آوردند و عبیدالله بن سلمیمان بن وهب که ~~دبیر موفق # ~~بود میان ایشان صلح داد # سنه خمس وسئین و عاقیر # وفات یعقوب بن اللیث الصفار در رابع عشر شوال بعلت قولج بجندی شایور # ~~از کورهآ اهواز و مدت ملک اویازده سال و پنج ماه بود و در عهد او احمد ~~بن عبدالله # ~~خجستانی با او عصپان نموه و خراسان را بکرفت و کاراو بدرچهآ رسپد که در ~~نپشابور PageV01P344 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0373.jpg) # ~~مجمل فصیحی *.. # ~~یکشب سیصد هزار دینار و پانصد اسب و هزار جامه ببخشید و از ملوک قاهره ~~یکی # ~~اوست . # جلوس عمرو بن اللیث الصفار بعد از یعقوب وکار او بمرتبهآ رسید که در # ~~بغداد بعد از خلیفه خطبه بنام او کردند و او تمام ممالک در تصرف آورد و ~~مسجد # ~~عتیق در شیراز او بنا کرد . # وفات علی بن موفق الزاهد ابوالحسن العابد حدث عن ابن منصور عمار # وفات ابوبکر احمد ین منصور الرمادی غمره ثلاث و ثمانین سنه # وفات ابو الفضل صالح بن احمد بن حنبل # حرب احمد بن لیثویه با سلیمان بن جامع قاید الزنج و درین حرب چهل # ~~وهفت قاید از اصحاب سلیمان جامع با خلقی بسیار از لشکریان که عده ایشان # ~~کس نداند کشته شدند و اصحاب احمد بن لیثویه لشکر سلیمان جأمع را غارت # ~~کردند و کشتیهای او بسوختند وسلیمان بهزیمت با طمیثا (1) شد # دادن ابو احمد الموفق بالله خراسان وفارس و اصفهان وسیستان و کرمان و # ~~سند بعمر وبن اللیث و ms282 او را عهد وخلع کرانمایه فرستاد. # گرفتن الموفق بالله عبد الله بن سلیمان بن وهب و پدرش را وضیاع و اسباب # ~~ایشان بستد و بعد از آن بر مبلغ نهمد هزار دینار صلح کردند که بدهند ~~والموفق # ~~بالله صاعد بن مخلد را دبیری خود فرمود و اسماعیل بن بلبل را وزارت داد # آمدن عباس بن احمد الطولون صاحب دیار مصر ببرقه[2] بمخالفت پدرش ~~PageV01P345 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0374.jpg) # ~~و آن چنان بود که احمد بن طولون بشام میرفت پسر را بمصر خلیفت خود ساخت # ~~وچون از شام باز گشت عباس هرچه در بیت المال بود باهرچه پدرش را بمصر ~~بوداز # ~~مال و متاع وغیر ذلک بر گرفت و ببرقه آمد واحمد لشکری ببرقه ~~فرستادتااورا # ~~بگرفتند و با نزدیک پدر بردند و پدر او را باز داشت وخلقی که با او ~~متفق شده # ~~بودند بکشت 0 # رفتر زنگیان بعمانیه و جیل وخلقی را برده گرفتند و خان ومان ایشان # ~~بسوختند واز آنجا بجر جرایا (1) شدند و اهل سواد ببغداد گریختند # خلاف کردن عبدالله بن لیتویه بنیل (2) و فرستادن خلیفه مسرور بلخی را # ~~بنیل تا او را باطاعت آورد وچون مسرور بنیل نزدیک رسید عبدالله و ~~متابعان پیش # ~~یاز آمدند و عبدالله شمشیر و کمر یاز کرد و در گردن انداخته پیاده شد ~~وپیش # ~~مسرور عذر واست مسرور عذر او قبول کرده اوراو چند کس از قایدان ~~اوراخلعت داد # وفات ابراهیم بن هانی ابو اسحاق النیسابوری وکان من الابدال قدصحب # ~~امام احمد بن حنبل # وفات عبدالله بن عبدالرحمن الدارمی صاحب المسند توفی فی ذی حجه عمره # ~~خمس وسبعون سنه. # سنهست وستین وماقین # وفات شیخ ابوحفص حداد وهوابو حفص ملم الحداد النیسابوری عثمان حیری # ~~مرید او بود وشاه بن شجاع از کرمان بزیارت او آمد ودر صحبت او بغداد ~~رفت . PageV01P346 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0375.jpg) # گویند ابوحنص روزی در دو کان نشسته بود نابینائی در بازار میگذشت و # ~~این آیت میخواند و بدالهم من الله مالم یکونو ایحتسبون 415 ms283 چیزی بوی ~~فرود آمد # ~~و بجای انبر دست در آتش کرد و شوشه آهن تافته بگرفت و بیرون آورد و بر # ~~سندان نهاد شا گردان نگاه کردند بانک بریشان زد که پتک زنید شاگردان ~~گفتند # ~~بر کجا زنیم پس یوحفص با خود آمد آهن تافته در دست خود دید بینداخت و ~~دکان # ~~بغارت داد و کفت ما چندین گام خواستیم که بتکاف این کاررها کنیم نکردیم ~~تا # ~~آنگاه که این حدیث حمله آورد و ما را از مابستد و اگر چه من دست از کار ~~میداشتم # ~~تا کار دست از من نداشت فایده نبود پس روی بریاضت سخت نهاد و عزلت و ~~مراقبت # ~~پیش گرفت # نقلست که هر وقت که در خشم شدی سخن از خلق نیکو گفتی تا خشم او # ~~ساکن شدی در خبرست که شیخ ابوحنص روزی پایاران بصحرا رفته بود وشیخ ~~راوقت # ~~خوش بود ناگاه آهویی بیامد و سردر کنارشیخ نهاد شیخ قلق نمود وطپانچه ~~برروی # ~~خود زد از موجب قلق و اضطراب (2) برسیدند گفت مرا در خاطر گذشت که اکر # ~~گوسفندی بود نیکو بودی فی الفور آهو برسید از موجب ملالت پرسیدند گفت # ~~مراد در کنار نهادن از در بیرون راندن است همچون نیل که در حکم فرعون # ~~کرده بودند # ~~نقلت که یکروز میگذشت یکی را دید متحیر وسر گزدان و کریان کفت خان تو # ~~چیست وترا چه بوده گفت خری داشتم و بعیر ان هیچ نداشتم کم شده است شیخ # شیخ عبدالله سلمی وصیت کره که چون وقات کند سراو بر پای شیخ نهند # ~~گفت در وقت نزع شکسته دل باید بود . PageV01P347 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0376.jpg) # ~~کس فرستاهن عمرولیث الصفار پیش المعتمد علی الله باطاعت وآو قبول # ~~نکرد و بر منبر او را لعنت کرد # ~~وفات محمد بن طاهر بن عبدالله بن طاهر ذوالیمینین وسپری شدن دولت # ~~آل طاهر فی هذه السنه او قریبا من هذه السنه ### | بیت # # در خراسان زآل مصعب شاه %~% طاهر وطلحه بود وعبدالله ms284 # # باز طاهر دگر محمد آنک %~% کو بیعةوب داد تخت و کلاه # ~~مقرر کردن عمرو بن اللیث عبیدالله بن عبدالله بن طاعر ذوالیمینین را بر # ~~شرطه بغداد و سرمن رآ بخلیفتی خود و موفق بالله او راخلعت دادوبا خلعت ~~بسرمن # ~~رآ شد و عمرو بن اللیث نیز او را خلعت باعمود زرین فرستاد # ~~دست یافتن اساتکین برری و عامل ری را بیرون کرد و با پسرش اید کو تکین # ~~بقزوین شد وبایرون که والبی قزوین بود نیژ بعد از محاربات بیرون کردو ~~قزوین # ~~را بپسر خود اید کوتکین داه واساتکین باری شد # قتل ابو الساج در راه که از لشکر عمرو بن اللیث ببغدآد میرفت # ~~والی کردانیدن عمروبن اللیث احمدبن عبدالعزیز بن بود لف رادراصفهان # ~~دادن طریق مکه وحرمین شریفین بمحمد بن ابوالساج # ~~درین سال مسرور اغرتمش و مطربن جامع و ابارابحرب علی بن ابان فرستادند # ~~و علی بکمین بر ایشان دست یافت و خلةی را بکشت و مطربن جامع را گرفته ~~پیش # ~~علی بن ابان بردند و او بدست خود گردن او بزد # ~~حرب کردان با علی بن ابان وجماعت کردان بسیاری از زنگیان را بقتل # ~~آوردند رفتن علی بن ابان که یکی از قایدان علوی صاحب الزذ ج بود که ~~قلعه # ~~متوث بگیرد(1) و نردبانها و آلات گرفتن حصار یا خود ببرد و مسرور خبر ~~شد و PageV01P348 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0377.jpg) # ~~پیشتر بسر او رفت و خلقی از علی بن ابان کشته شد وهرچه داشتند غارت ~~شدهرین # ~~حال خبر متواتر شد که الموفق بالله یسوق الخمیس وطمیسا رسید وآن را ~~بستد # ~~صاحب الزنج بعلی بن ابان نامه نوشت تا بتعجیل بالشگر بنزدیک او شود # ~~درین سال بو عمر و حفص ن اللمیث پایالت هرات آمد # رفتن عمروبن اللیث از هرات به نیشابور بحرباحمدبن عبدالله الخجستانی # ~~و علی بن حسن الدر همی را بنیابت خود در هرات بگذاشت و از احمد بن ~~عبدالله # ~~الخجستانی عمروبن اللیث هزیمت کرد و بقهندزهرات آمد و ms285 چندروز آنجا مقام ~~کرد # سنه سبع وستینو هاقین # ولادت البتکین مولی نعزبن احمد السامانی . # کرفتن ایو العباس بن ابو احمد الموفق بالله جملگی دیهها دجله را که # ~~سلیمان بن جامع قاید علوی صاحب الزنج داشت # حرب ابو العباس بن ابو احمد الموفق بالله باسلیمان بن جامع قاید علوی # ~~صاحب الزنج وشکستن سلیمان جامع و لشکر علوی صاحب الزنج وفرار ایشان # ~~که بعنی در آب غرقه شدند و بعضی بشمشیر و تیر هلاک شدند و بعضی که ~~ماندند # ~~بزنهار پیش الموفق بالله آمدند وبعد ازین واقعه یا اصحاب صاحب الزنج ~~ابو العباس # ~~بن الموفق بالله و پدر را چند حرب اتفاق افتاد و در همه ظفر ابوالعباس ~~را بوده # آمدن ابواحمد الموفق بالله بمدد پسر خود ابوالعباس # گرفتن شهر منیعه بر دست ابوالعباس که از اصحاب صاحب الزنج شعرانی # ~~نام قایدی آنجا بود و شعرانی هزیمت شد و منیعه را قتل و اسر و غارت ~~کردند # قتل جبایی از قواد لشکر صاحب الزنج رسیدن اله وفق بالله بشهری کسه # ~~علوی صاحب الزنج در نهر الخضیب ساخته بود PageV01P349 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0378.jpg) ### | «سال 118 # ~~رفتن عمرو بن اللیت از قهند زهرات یسیستان # سنه ثمان وستین وماقین68 # ~~وفات امام ابوالحسن احمدبن سیار المروزی در اواسط ربیع الاول امام اهل # ~~الحدیث الحافظ الادیب الزاهد الفقیه الشافعی # ~~قتل فرمودن عمرو بن اللمیث الصفار بعضی از غلامان خود را در شوال # ~~ولادت ملک اعظم آخشبج (1) ابوبکر محمد بن طفج صاحب مملکت و # ~~دیار مصر. # ~~رفتن ابو احمد الموفق بالله در ماه صفر بمحارهآ صاحب الزنج و بشیر را ~~در # ~~مقدمه بفرستاد وحرب بسیار کردند # ~~گریختن جعفر السجان و ریحان بن صالح المغربی از صاحب الزنج و با # ~~نزدیک الموفق بالله آمدندو تربیت بسیار یافتند # ~~قتل بهبود از قواد لشکر صاحب الزنج وتربیت فرمودن الموفق بالله آن # ~~جماعت را که قتل بهبود کرده بودند وصلات و عطایاء بسیار داد و صاحب ~~الزنج # ~~طمع در مال بهبود کرد و سرایها ms286 و خانهای او را بشکافت و کسان او را ~~شکنجه و # ~~عقوبت کرد و مال و افرا زیشان بستد و المونق بالله کسان بهبود را امان ~~داد وهمه # ~~بنزدیک او شدند- # ~~قتل احمد بن عبدالله الغجستانی بر دست غلامان او در شوال ولشکر او # ~~پیش رافع بن هرثمه رفتند # سنة تسع وستین وماقین269 # ~~کرفتن رافع بن هرثمه نیشابور راردر آمدن درنیشا بورو بیرون کردن اصحاب ~~PageV01P350 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0379.jpg) # ~~عمرو بن اللیث از نیشابور . # وفات سلیمان بن جفص بن ابی عصفور الفراء الافریقی و او معتزلی بود # ~~وبخلق قرآن قایل و ارادهآ اهل قیروان آیبک او کشتنی است. # وفات محمد بن عبدالله بن عبدالسلام الشافعی درین سال از قلعه صاحب الزنج # ~~رومیی قرطاس نام تیری برسینهآ الموفق بالله زد و مدتی آنجا یماند تا آن ~~جراحت # ~~مندملشد . # غرقه شدن نصیر از قایدان واصحاب الموفق بالله. # کرفتن الموفق بالله قلعه علوی صاحب الزنج و فرار نمودن او وخزاین و # ~~اموال خود کذاشتن . # ~~آمدن شعرانی از قواد صاحب الزنج بزنهار الموفق بالله وتربیت یافته بجنک ~~اوشد # آمدن صاعدین مخلد وزیر که دبیر الموفق بالله بود پا ده هزار سواروپیاهه # ~~نزدیک موفق از سرمن رآ درذی حجه # آمدن لؤلؤ غلام احمدبن الطولون صاحبدیار مصر بالشکری که ازابنطولون # ~~خشم گرفته آمده بود و الموفق بالله اورا تربیت بسیار نمود وبا لشکر در ~~برابرنهر # ~~بوالخضیب قرود آوردند و او را وصد و پنجاه کس از قایدان او را جامههای ~~فاخر # ~~پوشانیدند و اسبان بازین واجام زر و سیم پیش کشیدند و از اصناف مال و ~~جامه # ~~چندابک صد غلام بر دارد با او بفرستاد و بسوی او واخراجات اصحاب او ~~اقطاعات # ~~و علوفات مقرر فرمود # گرفتن زنان و فرزندان صاحب الزنج وببغداد آوردن # لقب دادن الموفق بالله صاعدین مخلد را بذوالوز ارتین . # رفتن المعتمد علی الله بر جانب مصر # وقات احمد ین مجالدمولی المعتسم وهو من دهاة المعتزله وقد اخذالکلام # ~~هن جعفر بن مبشر . PageV01P351 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0380.jpg) # سنهآ سبعین ms287 وماقین. # ~~وفات الداعی الی الحق حسن بن زیدبن احمد الباقر بطبرستان # ~~جلوس برادرش محمد بن زیدبن احمد الباقر بطبرستان # ~~قتل علوی برقعی صاحب الزنج وهو علی بن احمد بن علی ان عیسی بن # ~~زیدبن علی بن حسن بن عای المرتضی یبصره بزدست الموفق بالله ومدت ایام ~~صاحب # ~~الزنج پانزده سال بود و از قایدان صاحب الزنج انکلایی و علی بن ابان را ~~گرفته # ~~بند برنهادند . # ~~جلوس الموقق بالله در بصره وحجاز # ~~وفات ربیع بن سلیمان بن عبدالجبار المرادی صاحب الشافعی فی شوال # ~~وفات ابو سلیمان داوود بنعلی الاصفهانی الفقیه ببغداد امام اصحاب ~~الظاهر # ~~وفات ابو ایوب سلیمان بن وهب الکاتب # ~~وفات احمد ین طولون صاحب مسر فی یوم السبت عاشرذی قعده و او شعت # ~~و پنج ساله بود ومدت پاه شاهی او هفدهسال . # ~~امان خواستن در مویهآ زنگی که یکی از ابطال زنگبار پود و بنهر الفرج # ~~که از بصره بر غربی دجله است مدتها حاکم بود چون امان نامه بدو رسید ~~باعددی # ~~بسیار و تجمل وعدتی بیشمار پیش الموفق بالله آمد و اورا الموفق بالله ~~رعایت تمام فرمود # ~~و اعتبار بسیار یافت. # ~~فرستادن الموفق بالله سر صاحب الزنج را بردست پسرخود ابوالعباس ببغداد # ~~و گرد شهر گردانیدن وخروج صاحب الزنج در سنه خمس و خمسین و ماتین بوده # ~~وهلا کش درین سال. PageV01P352 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0381.jpg) # وفات ابوالهیثم الرازی واو خال یزید بن ابی سوء الرازی بود و او درشیوهآ # ~~صلابت در راه سنت و در علم لغت بی نظیر یودوقبر او بمزار بیرون درب خوش ~~است # ~~و آنرا تریاق آزموده خوانند واو را امیر الیاس بن اسد جهت تادیب ~~فرزندان خود # ~~آورده بود # سنه احدی و سبعین و ماتین # وفات امیر نصربن احمد السامانی حاکم ماوراء النهر ببخارا # جلوس امیر اسماعیل بن احمد السامانی بماوراء النهر # وفات احمد بن عبدالجبار بن محمد بن عطار دالعطاردی وهو یروی مغازی # ~~ابن اسحاق عن یونس عن ابن اسحاق وقیل سنه اثنتین و سبعین ms288 و ماتین # وفات عبدالله بن اسحاق بن سلام # حرب ابو العباس بن الموفق بالله با خمارویه بن الطولون حاکم مصر و # ~~هزیمت خمارویه که برخری نشسته با مصر شد و اصحاب ابوالعباس دست بغارت # ~~بردند و ابو العباس بمضرب خمارویه شد ناگاه لشکر خمارویه از کمین بیرون # ~~آمدند وبر ابو العباس زدند وابو العباس را هزیمت کردند وابو العباس ~~باطرطوس # ~~شده وهرچه در لشکر ابو العباس و خمارویه بود غارت کردند # وفات شیخ ابو صالح حمدون بن احمد بن عماره القسار النیسابوری ببصرهو # ~~اوصحبت شیخ سلم بارویی وشیخ ابوتراب نخشبی دریافته بودوقیل ~~سنهاحدیوستین # ~~وماتین و شیخ ابو صااح حمدون مذهب سفیان ثوری داشت و مرید ابو ~~ترابنخشبی # ~~بود وپیر عبدالله مبارک بود و بملامت خلق مبتلا بود و مذهب ملامتیان در ~~نیشابور # ~~از و مسسر سد و جمعی ار طایفه متصوفه که بدو تولا میکنند ایشانرا ~~قماریان # ~~میخوانند . PageV01P353 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0382.jpg) # ~~356)........................،......... حیمسیمییه سمسمههم..........« ~~سال 272 # کفت تو کل دستدر خدا زدن است اگر توانی که کار خود بخدا باز گذاری # ~~بهتر از آنکه بحیله و تدبیر مشغول شوی. # گفت جزع نکند در مصیبت مگر کسی که خدای تعالی را متهم داشته بود # ~~عبدالله بن مبارک نقل کند که چون حمدون بیمار شد او را گفتند فرزندان ~~را # ~~وصیتی کن گفت من بر ایشان از توانگری بیش میترسم که از درویشی. # در آمدن محمد وعلی ابناء حسین بن جعفر بن موسی بن جعفر بن محمدبن # ~~علی بن حسین بن علی المرتضی در مدینه مبارک و جمعی را ازمردم مدینه ~~بقتل رسانیدند # ~~و از جمعی مال بسیار بستدند و در مسجد رسول صلی الله علیه و سلم تا ~~چهار جمعه # ~~نماز نکردند نه جمعهونه جماعت # سنه اثنثین وسبعین وهاتین 73 # ولی عهد کرهن المعتمد علی الله پسر خود المعتضد بالله را وبیعت کرهن # ~~بند کان الموفق بالله براو # وفات سلیمان بن وهب در حبس الموفق بالله فی شهر صفر # خلاف کردن مازیار واهل ms289 طرطوس با ابو العباس و او را از طرطوس بیرون # ~~کردند وبا بغداد شد # آمدن صاعد بن مخلد از فارس بواسط و استقبال کردن قایدان لشکر او را # ~~و دست و آستین او بوسه دادند . # گرفتن الموفق بالله صاعد بن مخلد را واسباب و تعلقات او را در بغداه و # ~~سر من رآمتصرف شدند . # دادن الموفق بالله کدخدایی خویش ببوالصغر اسماعیل بن بلبل PageV01P354 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0383.jpg) # سنة ثلاث وسبعین وهاقین # وفات ابو محمد سهل بن عبدالله التستری و قیل سنه ثلاث وثمانین و ماتین # ~~و او از علماء مشایخ بود وامام عهدو معتبر و در ریاضت و کرامت و معاملت ~~و # ~~اشارت بی نظیر و در حقایق و دقایق ی همتا و علماء ظاهر چنین گویند که ~~میان # ~~شریعت و طریقت او جمع کزد مرید ذاالنون مصری بود در آن سال که بحج ~~میرفت # ~~او رادر یافت وهیچ شیخی را از طفلی این واقعه نبود که اورا چنانچه نقل ~~کنند که # ~~گفت یاد دارم که حق عزشانه گفت الست بربکم و من گفتم بلی و گفت خود ~~رادر # ~~شکم مادر یاد دارم و گفت سه ساله بودم که مرا قیام شب بود تاچنان شدم ~~که خال # ~~خود را گفتم که مرا حالتی میباشد صعب چنانک می بینم که سر من در سجودست # ~~پیش عرش گفت تا کی گفتم تا ابد گفت ای کودک نگاه دار این حالت را وبا # ~~کسمگوی # نقلست که چون سماع شنیدی او را وجدی پدید آمدی بیست و پنج روز در # ~~آن وجد بماندی که طعام نخوردی واگر سرما بود عرق کردی در آن حال چون # ~~علما از وی سؤال کردندی گفتی این ساعت شما را از من و کلام من هیچفایده ~~نباشد # نقلست که روزی در مسجد کبوتری از هوا در افتاد سهل گفت این ساعت # ~~شاه بن شجاع کرمانی وفات کرد حاضران تاریخ نوشتند چون احتیاط کردند # ~~پنان بود # بزرگی گفت روز آدینه پیش سهل ms290 رفتم ماری دیدم عظیم سهمناک در خانه او ~~PageV01P355 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0384.jpg) # ~~کزاردم و بیرون آمدیم من در خلق نگاه میکردم سهل کفت اهل لااله الاالله # ~~بسیارند اما مخلصان اندکاند . # در خبرست که عمروبن اللیث الصفار رابیماری طاری شد که اطبا ازمعالجه # ~~آن عاجز شدند. گفتند که این کار سهل است که او مستجاب الدعوه است سهل ~~را # ~~حاضر کردند گفت دعا در حق کسی مستجاب شود که او توبه کند و بخدای باز # ~~گردد و ترا مظلومان در بنداند اول ایشان را رها باید کرد عمرو گفت تا ~~چنان # ~~کردند و توبه نصوح کرد سهل گفت خداوندا چنانک ذل معصیت او بمن نمودی # ~~عز طاعت مرا بدو نمای و چنانک باطنش را لباس انابت پوشانیدی ظاهرش لباس # ~~عافیت پوشان در حال عمرو صحت یافت مال بسیار بر و عرض کردند نگرفت چون # ~~بیرون آمد خادم گفت اگر چیزی قبول کردی دروصلهآ نشستی [1] شیخ گفتترا # ~~زر میباید بنگر نگاه کرد تمام صحرا پراز زر دید شیخ گفت کسی را که با ~~خالق # ~~این حال باشد چرا از مخلوق چیزی قبول کند # نقلست که روزی سهل نشسته بود بایاران مردی بگذشت سهل گفت # ~~این مرد سری دارد چون نگاه کردند آن مرد را ندیدند بعد از آنکه سهل # ~~وفات کرد مردی برسر خاک او مقیم بود روزی همان مرد بگذشت مرید سهل # ~~گفت ای خواجه این شیخ که اینجا مدفونست گفته است که ترا باحق عزاسمه # ~~سریست بحق آنک ترا این سر داده است که چیزی از اسرار او بماینمای آن ~~مرد # ~~یگور شیخ اشارت کرد و کفت ای سهل بگوی سهل بآواز آمد و کفت لااله ~~الالله # ~~و حده لاشریک له گفت میگویند که اهل لااله الالله را تاریگی گور نبود ~~راست است # ~~ایانه گفت راست است . PageV01P356 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0385.jpg) # ~~وفات احمد بن عبدالله بن عبدالرحیم ابی بکر البرقی الفقیه . # ~~وفات محمد بن یزید ماجة القزوینی المحدث المعروف بابن الماجه صاحب # ~~السنن وکان ms291 اماما عالما # ~~وفات امیر خراسان وهو خالد بن احمد بن خالد السدوسی الذهای واو # ~~قصد حج کرده بود چون ببغداد رسید المعتمد علی الله أو را یگرفت و در ~~بغداد حبس # ~~کرد و او درین حبس متوفی شد . # ~~وفات مشام بن حاتم ابوحاتم الفقیه بمدینه قسطنطنیه وکان من الصالحین ~~العلماء # ~~المجاب الدعوه . # ~~وفات محمد الامویی القایم بالاندلس . # ~~کرفتن ابوالعباس بن الموفق بالله اؤاؤ را که از مصر آمده بود ومبلغ ~~چهار # ~~صده زار دینار از و بستد لؤلؤ گفت هیچ گیاه نداشتم الاآنکمال بسیار ~~داشتم طمعدر # ~~مال من کردند . # سنه اربع و سبعین و ماقین # ~~درین سال در بغداد قحطی عظیم وافع شد . # ~~وفات عبدالله بن یعقوب بن اسحاق العطار الموصلی التمیمی وکان کثیر # ~~الحدیث والروایة وقیل سنه خمس و سبعین وماتین . # ~~وفات ابو العباس بن عبدالاعلی المالکی . # ~~باز داشتن الموفق بالله ابو العباس پسر خود را و اصحاب او در شغب آمدند # ~~ب انعبی را گفت من پسر خود را کادیبی میفرمایم شما چه کارهاید. PageV01P357 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0386.jpg) # سنهآ خمس وسبعین لوه # ~~وفات شیخ ابواسحاق ابراهیم بن یحیی کدایان (1) التبریزی . # ~~وفات ابوبکر محمد بن حجاج المزورودی وهو صاحب احمد بن حنبل # ~~رفتن الموفق بالله از بغداد پجبال و از آنجا بکرج و خواست که باصفهان ~~شود # ~~و قصداحمدبن عبدالعزیز کنداحمدبن عبدالعزیز عمال و لشکر خود را از ~~اصفهان # ~~ببرد و سرای خود بافرش همچنان بگذاشت تا الموفق بالله آنجا فرود آمد : # سنهست وسبعین وماقین6 # ~~وفات شیخ ربیع بن سلیمان المرادی من مشایخ فارس . # ~~وفات ابو قلابه عبدالملک بن محمد الرقاشی الیصری ساکن بغداد . # ~~وفات صاعد بن مخلد الوزیر در حبس بغداد . # ~~وفات عبدالله بن مسلم بن قتیبه ابومحمد الدینوری صاحب کتاب ادب الکاتب # ~~و کتاب المعارف وهو کوفی وانما قیل له الدینوری لانه کان قاضیها . # ~~وفات ابو جعفر محمد بن علی ابوجعفر القصاب الصوفی وهومن اقران السری # ~~وجد صحیت الجنید کثیرا. # ~~درین سال بتل القبله که بتل بنی شقیق معروف ms292 است هفت قبر پدید آمد # ~~و هفت شخص درست در آن قبرها بودند با کفنهای تازه و ریشهای کفن بجای و # ~~بوی مشک اذفراز آن میدمید یکی جوانی بود که گیسوان درست داشت و لبش # ~~تری داشت چنانک همان ساعت آب خورده باشد وموی یکی از ایشان یکشیدند # ~~محکم بود چنانک موی زند گان باشد و هم برین تل حوضی پدید آمد در سنگی ~~PageV01P358 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0387.jpg) # # مجمل فصیحی. %~% 6) # ~~بلون سنگ افسان خطی بر آن نوشته که معلوم نبود که چه زبان است اصحاب # ~~ادیان را بیاوردند هیچ کس ندانست که این چه زبانست . # سنآه سبغ وسبعین وهاقین # وفات شیخ مرشد ابوالقاسم جنیدین محمدبن جنیدالبغدادی اصل او از نهاوند # ~~بود و مولد و منشاء او در بغداد فقیه بود در مذهب سفیان ثوری صحبت ~~سری # ~~سقطی و حارث محاسبی و محمد بن علی القماب دریافته بود وقیل سنه سبع ~~وتسعین # ~~و ماتین مدفونا بشونیزیه . # سخن او در طریقت حجت است و بهمه زبانها ستوده و هیج کس بر ظاهر و # ~~باطن او انگشت نتوانست نهاد بخلاف سنت و اعتراض نتوانست کرد ومقتدای ~~اهل # ~~تصوف بود و او را سید الطایفه گفتند ولسان القوم خواندند و اعبدالمشایخ ~~نوشتند # ~~و طاووس العلما و سلطان المحققین در شریعت و حقیقت باقصی الغایه بود ~~درزهد # ~~و عشق بی نظیر در طریقت مجتهد و بیشتر مشایخ بغداد در عصر او و بعد ازو # ~~مذهب او داشتند معروف ترین طریقی در طریقت و مشهور ترین مذهبی مذهب ~~جنید # ~~است و او را تصانیف بسیارست عالی در اشارات و حقایق و معانی و اول کسی ~~که # ~~علم اشارت منتشر کرد او بود و خواهر زادهآ سری سقطی بود و مرید او # روزی از سری پرسیدند که هیچ مرید را درجه از درجه پیر بلندتر باشد # ~~گفت باشد درجه جنید از درجه من بلمندتر است. PageV01P359 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0388.jpg) # ~~از دوستان خدای تعالی را نمیشاید جنید گفت بمن ده تا بدو ms293 دهم ببرد و در ~~خانه # ~~خال خود بزد گفت کیست گفتم منم جنید در بگشای و این قراضه بستان سری # ~~گفت نمیستانم گفت بدان خدای که باتو این فضل کرد و بایدرم این عدل که # ~~بستانی سری گفت ای جنید بامن چه فضل کرد و با او چه عدل جنید گفت با تو ~~این # ~~فضل کرد که درویشی دادو باپدرم آن عدل کرد که بدنیا مشغول گردانید تو ~~اگر # ~~خواهی قبول کنی واگر خواهیرد او اگرخواهد ونی زکوة مال بمستحق ~~بایدرسانید # ~~سری گفت ای پسر پیش از آنکه این ز کوة را قبول کنم ترا قبول کردم ~~دربگشاد # ~~و آن قراضه بستد و او را در دل خود جای داد و او هفت ساله بود که سری ~~اورا # ~~بحج برد در مسجد حرام مسئله شکر میرفت در میاز چهار صد پیر در شرح بیان # ~~شکر چهار صد قول گفتند سری باجنید گفت تو نیز چیزی بگوی گفت شکر # ~~آنست که نعمتی که خدای تعالی ترا داده است بدان نعمت در وی عاصی نشوی و # ~~نعمت او را مایهآ معصیتنسازی چون جنیداین بگفت هر چهار صد پیر نعره ~~احسنت # ~~یا قره العین للصدیقین بر آوردند و همه اتفاق کردند که به ازین نتوان ~~گفت # ~~یا غلام زود باشد که حظ تو از حق عز شانه زبان تو باشد # گفت ما تصوف از قیل و قال نکرفتیم از کرسنگی و ترک دنیا و قطعمالوف # ~~گرفتیم گفت جمله راهها برخلایق بسته است الا انک بر متابعت حضرت # ~~رسول است. # گفت اگر سالکی هزار سال روی بحق آورد پس از آنک یک احظ، روی بگرداند # ~~آنچه از وفوت شده باشد بیشتر بود از آنچه دریافته باشد # نقلست که جنیدییوسته روزه داشتی چون یاران در آمدندی و طعام خوردی # ~~با ایشان روزه گشادی و گفتی فضل مساعدت بایاران و برادران کم از فضل ~~روزه نبود # نقلسبت که مپان چنید و ابوبکر کتانی هزار مراسله بود ms294 چون کتانی وفات ~~PageV01P360 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0389.jpg) # ~~کرد فرفود که مسایل را بامن در خاک نهید جنید گفت من چنان میخواستم که # ~~آن مسایل بدست خلق نیفتد . # نقلست که گفت یک روز دلم کم شده بوه گفتم الهی دل من باز ده ندائی # ~~شنیدم که یا جنید ما دل بدان ربوده ایم که تا باما بمانی تو باز ~~میخوأهی تا باغیر # ~~ما بمانی . # نقلست که کسییک روز پیش جنید آمد و کفت ساعتی حاضرباش تا سخن # ~~گویم گفت ای عزیز تو از من چیزی می طلبی که مدتی است تا من میطلبم و # ~~میخواهم که یک نفس بحق تعالی حاضر شوم نیافتهام این زمان بتو چون حاضر # ~~توانم شد . # نقلست که یکبار بعیادت درویشی رفت درویش مینالید جنید گفت از که # ~~مینالی درویش دم در کشید گفت این صبربا که میکنی درویش فریاه بر آورد ~~گفت # ~~نه سامان نالیدنست ونی قوت صبر کردن، # نقلست که جنید را پای درد کرد فاتحهآ خواند و بر پای خود دمیدهاتفی # ~~آواز داد که شرم نداری که کلام ما در حق نفس خویش صرف کنی. # نقلست که شریح بمجلس جنید بگذشت گفتند آنچه جنید میگوید بعلم # ~~باز میخواند گفت نمیدانم ولیکن آن میدانم که سخن او را صولت است که ~~گوئی # ~~حق جل و علا بر زبان او میراند گفت هر که قرآن حفظ نکند و حدیث ننویسد # ~~پیشوائی را نشاید از بهر آنک علم ما محکم بکناب و سنت است # ذقلست که پیرزنی پیش جنید آمد و گفتپسرم غایب است دعائی کن تابیاید # ~~جنید گفت صبر کن روزی چند صبر کرد و باز آمد شیخ گفت صبر کن و تاچند # ~~وبت صبر رهود روری زن بپامد و کفت هیچ صبرم لمانآده است له امن یجیب ~~المضطر PageV01P361 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0390.jpg) # # (394)سسسهمهه %~% ....سال 277 # ~~اذاهعاه پس دعا کرد پیر زن چون بخانه آمد پسرش آمده بود . # نقلست که جنیدرادیدند که میگفتیارب فرداء قیامت مرا نابینا یرانگیز(1) # ~~گفتند این ms295 چه دعاست گفت آنک تا کسی که ترا نباید دید نبیند (2) # نقلست که چون وفاتش نزدیک رسید گفت خوان را (3) بکشید و سفره # ~~بنهید تا بجمجمهآ خوردن دهن اصحاب جان بدهم چون کار تنگ در آمد گفت مرا # ~~وضو دهید مگر در وضو تخلیل فراموش کردند (14 فرمود تا تخلیل بجای ~~آوردند # ~~پس در سجود افتاد ومیگریست گفتند ای سید طریقت یا این همه طاعت و عبادت # ~~که از پیش فرستادهآ چه وقت سجوداست گفت هیج وقت جنید محتاجتر ازین ساعت # ~~نیست وحالی قرآن آغاز کرد و میخواند مریدی گفت قر آن میخوانی گفت ~~اولیتر # ~~ازین بمن که خواهد بود که این ساعت صحیفه عمرمن خوامند در نوردید # و هفتاد ساله طاعت و عبادت خود را می بیتم از هوا بیک موی آویخته وبادی # ~~در آمده و آنرا می جنباند نمیدانم که باد قطیعت است یا باد و صلت بریک ~~جانب # ~~صراط و دیگر جانب ملک الموت و قاضیی که عدل صفت اوست میل نکند و دو # ~~راه پیش نهاده و نمیدانم که بکدام راه خواهند برد پس قرآن ختم کرد و از ~~سورهآ # ~~البقره هفتاد آیت بر خواند و کار تنک در آمد گفتند بگوی الله گفت ~~فراموش # ~~نکردهام پس در تسبیح انگشت عقد میکرد تا چهار انگشت عقد کرد وانگشت # ~~مسبحه رافرو گذاشت و گفت بسم الله الرحمن الرحیم ودیده فراز کرد و جان ~~تسلیم PageV01P362 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0391.jpg) # ~~«مجمل فصیحی». # ~~کرد غسال خواست تا آبی بچشم او رساند هاتفی آواز داه که دست از دو دید ~~دوست # ~~مابدار که چشمی که بنام ما بسته است جز بلقاء ما باز نگشاید پس خواست ~~که # ~~انگشت که عقد کرده بود باز گشاید آوازی آمد که انگشتی که بنام ماهقدشد # ~~جز بفرمان ما گشاده نگردد و چون جنازه او برداشتند کبوتری سفید بر ~~گوشهآ # ~~جنازه نشست او را میراندند آواز آمد خود را و مرا رنجه مدارید که چنک ~~من # ~~بمسمار عشق ms296 بر گوشهآ جنازه بسته است من از بهر آن نشستهام شما رنج ~~مبرید # ~~که امروز قالب او نصیب کروبیان است اگر غوغاء شما نبودی کالبد او چون ~~باز # ~~سفید در هوا پریدی با ماو کسی او را بخواب دید گفت جواب منکر ونکیرچون # ~~دادی گفت چون مقربان در گاه عزت با آن هیبت بیامدند و گفتند من ربک من # ~~دریشان نگریستم و خندیدم و گفتم آنروز که پرسنده او بود از من که الست # ~~بربکم من بودم که جواب دادم که بلی کسی که جواب سلطان داده باشد ازغلام # ~~کی اندیشد هم امروز بزبان او میگویم الذی خلقنی فهویهدین (1) بحرمت از # ~~پیش من برفتند و گفتند او هنوز در سکر محبت است . # دیگری بخواب دید گفت کار خود را چون دیدی گفت کار غیر آن بود # ~~که ما دانستیم که صد واند هزار نقطه نبوت سر افکنده و خاموش شدمانیز ~~خاموش # ~~شدیم تا کار چگونه شود . # جریری گنت جنید را بخواب دیدم گفتم خدای تعالی با تو چه کره گفت # ~~رحمت کرد و آنهمه اشارات و عبارات باد بود (2) # وفات احمدبن محمد بن ابو المثنی ابوجعفر الموصای وکان کثیر الحدیث # ~~وهو من اهل الصدق . # وفات ابو حاتم الرازی المحدث وهو من کبار المحدثین واسمه محمد بن ~~PageV01P363 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0392.jpg) # ~~ادریس بن المنذرو من اقران البخاری ومسلم . # سنه ثمانوسبعینوماتین8 # غالب شدن امیر اسماعیل السامانی بر عمرو بن اللیث الصفار . # وفات لبو طلحه محمد الموفق بالله وقیل کنیته ابو احمدببصره و اورابرصافه # ~~دفن کردند و غلامان او بر ابو العباس بعد از المفوض بالله بیعت کردند و ~~او را # ~~المعتضد بالله لقب دادند : # آمدن قرمط و قوم او بسواه کوفه که قرامطه را نسبت بدو میکنند و پیشتر # ~~نام او کرمیته بوداو را معرب و مخفف کردند و ظهور قرامطه درین وقت شد و # ~~گویند که در اصل نام اوقرمطه بود وهو حمدان بن محمدو گویند سبب پیداشدن # ~~مذهب قرامطه آن بود که ms297 امام جعفر الصادق رضی الله عنه را پسری بود نام ~~او اسماعیل # ~~و او پیش از پدر وفات کرد واسماعیل را پسری بود محمد نام واین بزیست تا # ~~روز گار هارون الرشید بهارون رسانیدند که محمد سر خروج دارد هارون ~~الرشید # ~~محمد را از مدینه ببغداد آورد وحبس کزد و اودر آن حبس سپری شددر ~~گورستان # ~~قزیشش دفن کردنه و این محمد را غلامی بود حجازی نام او مبارک بینی ~~باریک # ~~داشت که آنرا قرموط خوانند و مردی از شهر اهواز با این مبارک بود و ~~دوستدار # ~~محمد بن اسماعیل بود و نام او عبدالله بن میمون قداح بود روزی عبدالله ~~مذکور با # ~~مبارک قرموط نشسته یوداو را گفت این خداوند تو بامن دوست بود و اسر ~~ارخویشتن # ~~با من پگفت و مبارک را سو گندها داه که آنچه من با تو بگویم باهیچ کس ~~نگوئی # ~~الا یاید که با کسی گوئی که اهل باشد پس سخنی چند برو عرضه کرد از حروف # ~~معجم از زبان ایمه آمیخته با کلام اهل طبایع والفاظ فلاسفه وبیشتر از ~~ذکر رسول # ~~و ملایکه ولوح و قلم و عرش و کرسی آنگاه از و مفارقت کره و مبارک قرموط ~~PageV01P364 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0393.jpg) # ~~سوی کوفه شد و عبدالله میمون قداح سوی کوهستان و عراق و درین حالت شیعه ~~را # ~~طلب میکردند و حضرت موسی بن جعفر رضی الله عنه محبوس بود و مبارک قرموط # ~~پنهان دعوتی میکرد تا در سواد کوفه دعوت او پرا کنده شد وهر که دعوت او # ~~قبول میکرد اهل سنت بعضی را مبار کی خواندند و بعضی را قرمطی گفتند و ~~عبدالله # ~~بن میمون قداح نیز در کوهستان بپنهان بدین مذهب دعوت میکرد پس عبدالله ~~بن # ~~میمون نیابت خود در دعوت مذ کور بمردی داد خلف نام و اورا بری فرستاد و # ~~گفت آنجا دعوت کن که اهالی ری و قم و کاشان همه رافضی باشند و سخن ~~توزودا- # ~~زود قبول کنند وخود ms298 بجانب بصره شدو خلف بری آمد و باکس اظهار مافی ~~الضمیر # ~~خود نمیتوانست کرد عاقبت در دیهی کلی نام یکی را بدست آورد واین مذهب ~~او # ~~را در آموخت وچنان نمود با او که این مذهب اهل بیت است و پنهان داشتنی ~~است # ~~که چون مهدی بیرون آمد این مذهب آشکارا شود و بیرون آمدن او نزدیک است # ~~باید که ازین مذهب بوقت ظهور او بی خبر نباشند ومهترده را خبر شد و منع ~~وزجر # ~~خلف کرد آخر این مذهب در آن ده بر دو کس ماند یکی بر عبدالملک کو کبی و # ~~دیگری اسحاق نامی که در ری مقیم بود وعبدالملمک بگرد کوه بود و عبدالله ~~بن # ~~میمون القداح را پسری بود بشام رفت و از شام بمغرب و نام خود بگردانید ~~وخودرا # ~~عبدالله بن الحسین نام کرد و تمام حکام اسماعیلیه ازنسل اویند و خلقی ~~بسیار # ~~بکشتند تا همه را در آن ممالک طوعا او کرها بمذهب خود آورهند و الحاد # ~~آشکارا شد. # فرستادن وصیف غلام ابو الساج را بفرمان ابوالصغر وزیر بواسط # ~~گرفتن ابو الصغر وزیر - گریختن ابن الفرات. # دادن وزارت بعبدالله بن سلیمان بن وهب و خلعت وزارت پوشانیدن. # فرستادن احمد بن ابی الساج رابواسط تاغلام خود وصیف را بیاورد و چون ~~PageV01P365 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0394.jpg) # # (368)س %~% .......«سال 279» # ~~احمد بواسط شد وصیف با هواز رفت و یسوس مردم را برنجانید و طیب (1) را # ~~غارت کرد: # سنة تسع وسبعین وماقین9 # وفات المعتمد علی الله خلیفه در اواسط رجب الاصم در شط در جشنی که # ~~شراب خورده بود و طعام بسیار در شب خناق شد و در گذشت و او خلیفه ~~پانزدهم # ~~بود وزیر اوعبدالله بن یحیی بن خاقان که وزیر پدرش نیز بود بعد ازو حسن ~~بن مخلد # ~~بعد ازو سلیمان بن وهب بعد ازو صاعد بن مخلد واو چهل وهشت ساله بود ~~ومدت # ~~خلافت او بیست و سه سال و یازده ماه بود . # خلافت المعتند بالله احمد بن ms299 ابو احمد طلحة بن المتو کل علی الله وزیر او # ~~عبیدالله بن سلیمان بن وهب و چون او وفات یافت قاسمبق عبدالله وزیر شد ~~وچون # ~~خلافت با ابوالعباس المعتضد بالله رسید در خزانه دوازده درم بیش نبود و ~~پیش ازو # ~~قحطی عظیم بود و حروب و فتنهآ بسیار در غهد او خزانه مملو شد و ولایت ~~مغمور و # ~~رعایا آسوده . # خواب دیدن المعتضد بالله امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب کرم الله وجهه را ~~که # ~~بریلندیی نماز کردی و اواژ آنجا میگذشت او راطلب کرد و گفت مرا میشناسی ~~گفت # ~~نی کفت منم علی وپیش او بیلی افتاده بود گفت آن بیل یردار و برزمین زن ~~من چند # ~~بار آن بیل بر زمین زدم حضرت مرتضی علی گفتی بهر یکبار که تو این بیل ~~بر PageV01P366 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0395.jpg) # ~~زمین زدی فرزندی از ان تو برین کار خلافت والی خواهد شد باید که ~~ایشانرا در # ~~حق فرزندان من بخیر وصیت کنی . # دادن المعتضد بالله شرطه با بوالنجم غلام خود و حرس بمحمد بن شاه میکال # ~~و حماجبی خاص وعام بصالح الامین وصالح خلیغه خود خفیف سمرقندی را # ~~مقرر کرد . # وهات ابو عیسی محمد بن عیسی بن سورة السلمی الترمدی المحدث # ~~بترمدفی رجب الاصم وکان اماماحافظا له تصانیف حسنه منها الجامع الکبیر ~~الترمدی # ~~فی الحدیث وهو من احسن الکتب وکان ضریرا . # لوایستن المعتضد بالله خلیفه عمرو بن اللیث را بالتماس أو بر عمل خراسان # ~~و عمرو بن اللیث لوارا سه روز در سرای خویش بر پای کرد و خلیفه رسول ~~عمرو # ~~بن اللیث را که بالتماس وطلب لوا آمده بود خلعت وصلت فرمود . ### | سنه قانین ومائین10 # وفات شیخ ربانی شیخ علی سهل اصفهانی وقیل سنه سبع و ثلاثمائه اوبس # ~~بزرک بود و معتبر و از کبار مشایخ و جنید را بوی مکاتبات لطیف است و ~~صاحب # ~~ابو تراب بود و سخن او در حقایق عظیم بلنداست و معاملات و ریاضات او ~~کامل و # ~~بیانی شافی ms300 داشت در طریقت . # کفت عاقلان بر حکم خدای تعالی و ذاکران در رحمت الله تعالی وعارفان # ~~در قرب حق تعالی زند گانی کنند . # کفت حرام است کسی را که میخواندو میداند او با چیزیدیگر آرام گیرد. # گفت شما می پندارید که مرک من چون مرک شما خواهد بود که بیمارشوید # ~~و مردمان بعیادت شما آیند نی مرا بخوانند اجابت کنم روزی میرفت گفت ~~لبیک PageV01P367 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0396.jpg) # ~~و سر بنهاد. # شیخ ابوالحسن مزین کفت من میگفتم او را که بگوی لا اله الا الله تبسمی # ~~کرد و مرا گفت میگوئی بامن که کلمه بگوی بعزت او که میان من و او نیست ~~الا # ~~حجاب عزت و جان بداه ابوالحسن مزین بعد آز آن محاسن خود بگرفتی و گفتی # ~~چون من حجامی اولیای خدای تعالی را شهادت تلقین کند و اخجلتا . # وفات احمد بن سیار بن ایوب الفقیه المروزی وکان عمالما زاهدا : # وفات احمد بن ابی عمران الفقیه الحنفی ابو جعقر توفی بمصر . # رسیدن حسین بن عبدالله المعروف با بن الجصاص رسول خمارویه بن احمد # ~~الطولون صاحب دیار مصر باهدایا وتحف بسیار بالتماس آنک دختر ابوالجیش ~~بن # ~~خمارویه را بعلی المکتفی پسر معتضد دهند و ده استز و ارزروده خادم خصی ~~و دو # ~~پلنک در دو صندوق و پیست غلام بر بیستاشتر نجیب بزینهای مغرق بسیم بر ~~هر # ~~یکی انیانی نقره و با هر یک قبائی دیبا و کمری بسیم و هفده اسب بازین ~~ولجام # ~~زر و سیم از آن جمله پنج بزر وباقی بسیم وبیست و هفت اسب بجلها مشهر ~~وپنج # ~~استر با زین و لگام بزر و زرافهآ هدیه آورد و ابن الجصاص جهت تزویج ~~دختر # ~~خمارویه با علی بن المعتضد سفارت کرد معتضد فرمود که این تزویج جهت خود # ~~بکنم و دختر خمارویه را بزنی کرد و ابن الجصاص وهفت نو کر ایشان را # ~~خلعت داد. # مثال فرستادن معتضد خلیفه باحمد بن عبدالعزیز بن ایی دلف که بحرب رافع ms301 # ~~بری شود احمد مذکور بری شد و بارافع حرب کرد و رافع هزیمت شد . # گرفتن المعتضد خلیفه عبد الله بن المهتدی را ومحمد بن حسن بن سهل المعروف # ~~بشبلمه و شبلمه مذکور بیشتر با صاحب الزنج بوده و سبب گرفتن ایشان آن ~~بود # ~~که معتند را گفتند که شبلمه دعوت با کسی میکند و نامش نعیگوید از شبلمه ~~PageV01P368 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0397.jpg) # ~~تفحص کردند بهیچ وجه مقر نیامد او را گفتند که توجهت عبدالله بن ~~المهتدی # ~~بیعت میگرفتی گفت که جهت علوی بیعت میگرفتم برادر زادهآ او مقر شد که ~~جهت # ~~عبدالله بیعت میستد با او گفتند که برادر زاده تو مقرشد او گفت ~~برادرزادهآمن بچه # ~~است واز ترس کشتن کفته است او را برستون خیمه بستندو آتش در و زدند ~~چنانک # ~~پوست او بسوخت و اواقرارنکرد بعد از آن گردن او بزدند و نزدیک جسر بیا ~~ویختند # ~~و عبدالله بن مهتدی را بازداشتند و بآخر بگذاشتند و برادر زاده شبلمه ~~رانیز بگذاشتند # وفات محمد ین اسماعیل بن یوسف ابو اسماعیل الترمدی فی رمضان وله # ~~تصانیف حسنه رسیدن خبر که محمد بن ایی الساج مراغه را بعد از حصار در ~~از # ~~بگشاد و عبدالله بن حسین را بعد از آن که امان داده بود مال بستد ~~وبکشت. # وفات احمد بن عبدالعزیز بن ابی دلف در اصفهان که در آنجا والی بود # جلوس ءمرو برادر او بقایم مقامی او دراصفهان و بکربرادراو بااودرحکومت # ~~نزاع کره . # وفات المفوض بالله جعفر بن المعتمد علی الله. # آمدن خبر که اسماعیل بن احمد السامانی بغزو ترک شد وشهر ملک ایشان # ~~بگشاد و اسیر و مال بی حد غنیمت گرفت و از غنیمت هر سواری را قیمت هزار # ~~درم داد و ملک ترک وزنش را اسیر کره و بیاوره # وفات امام عثمان بن سعید بن خالد ابو سید الدارمی که بهرات آمد در # ~~سنه ثلاث و اربعین و ماتین بوقتی که فتنه خوارج در سیستان واقع شد و ms302 او ~~هفت # ~~سال در هرات در خانهآ بنشست و کتب بسیار تصنیف کرد و مشایخ هرات براه # ~~استفادت بدو تقرب نمودند و ازو حدیث شنودند و مذهب امام شافعی در هرات # ~~پواسطه او منتشر شد و درین سال فوت شد و او در خیابان هرات مدفون است. # رفتن معتضد خلیفه بسر جماعتی از بنو شیبان که بناحیتی از جزیره شده ~~PageV01P369 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0398.jpg) # ~~بودند و آنرا پناه خود ساخته و معتضد در شب بر ایشان زد و خلقی از ~~ایشان یگشت # ~~و بهری در زابین غرقه شرند و معتضد زنان و فرزندان ایشان را بیاورد و ~~بر # ~~ایشان مو کلان گماشت و اهل لشکر از مالهای ایشان چندان غنیمت گرفتند و # ~~براندند که از حمل آن عاجز شدند و شتری بپنجدرم و گوسفندی بیک درم ~~میفروختند # ~~و جماعتی از بنوشیبان آمدند و آمان خواستند و رهینه قبول کردند و معتضد # ~~پانصد مرد بنوا ازیشان بگرفت : # سنة احدی وثمافین وماتین28 # والی کردانیدن المعتضد بالله در خراسان عمرو بن اللیث الصفار را . # وفات عبدالله بن محمد بنعبید بن ابی الدنیاصاحب تصانیف الکبیره المشهوره # ~~الکثیره کنیته ابی بکر. # وفات ابو عبدالله محمد بن ابراهیم المواز المالکی . # رفتن المعتضد بالله بجبال و از آنجا بدینور فرود آمد . # دادن المعتضد بالله ری وقزوین و ابهر و زنجان وقم بپسرش علی بن المعتضد # ~~واحمدبن ابی الاصبع رامتولی نفقات لشکر و دبیر پسر کرد. # دادن المعتضد بالله اصفهان و نهاوند وکرج (1) را بعمر بن عبدالعزیز بن # ~~ابی دلف و او بواسطهآ گرانی نرخ و عسرت زود مراجعت نمود و ببغداد آمد . PageV01P370 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0399.jpg) # رفتن المعتضد بالله بر قصد حمدان بن حمدون بموصل که شنیده بود که او # ~~بهارون بن شاری میل کرده ودر خطبه نام او در آورده و در راه با اعراب ~~واکراد جنک # ~~کرد و خلقی ازیشان بکشت وغارت کرد و مالی که داشتند ازیشان براندو بعد ~~ازین # ~~قصد قلعه ماردین کرد که در دست حمدان ms303 بن حمدون بود و حمدان از آن قلعه ~~بگریخت # ~~و پسراو را از آن قلعه بیرون آوردند و او را نیز بدست آورده بگرفتند و ~~از آنجا # ~~قصد مدینهآ حسنیه (1) کرد که شداد نام والی آنجا بود و ده هزار مرد ~~داشت. # ~~برو دست یافته او را بگرفت و قلاع ایشان خراب کرد . # درین سال محمد بن زید العلوی از طبرسنان سی و دوهزار دینار بمحمد # ~~بن برورد العطار فرستاد تا یر علویان بغداد و کوفه و مدینه مبارک تفرقه ~~کند و # ~~محمد عطاررا سعایت کردند و بسرای پدر صاحبشرطه آوردند از و پرسید محمد # ~~عطار معترف شد و گفت او هرسال این مبلغ بمن میفرستد و من آن بعلویان ~~میدهم # ~~پدر خبر بامعتضد داد و گفت مرد ومال در دست من است معتضد خواب که دیده ~~بود # ~~با یاد آورد و گفت بمحمد بن زید پیغام کنید که بعد ازین وجه آشکارا ~~بفرستدو # ~~بهر کس که خواهد بدهد و محمد مذکور را بگذارند که آن وجه بهر کس که # ~~فرستاده بدهند # ~~وفات شیخ عمرو بن عثمان المکی واواز اهل علم بود واز ایمه مشایخ صاحب ~~مقام # ~~و کلام بود وباجنید وشبلی معاصر بود واو سالها پیرحرم محترم بود و روز ~~گار # ~~ستوده داشت وهر کز سکر رابر خود دست نداد ودر صحو رفت و درین طریق ~~تصانیف # ~~لطیف دارد و کلمات عالی صحبت وارادت او باجنید بود # نقلست که حسین منصور حلاج را دید که چیزی می نوشت او را کفت چه # ~~می نویسی کفت چیزی می نویسم که با قرآن مقابله و موازنه کنم عمرو او را ~~دعاء PageV01P371 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0400.jpg) # ~~بد کرد و اورا مهجور کرد پیران گفتند هرچه برحسین آمد از اثر دعای او ~~بود و # ~~اوهر بغداد وفات کرد. # سنة اثآنتین و ثمافین وماقآین 13 # رفتن عبدالعزیز بن بود لف العجلی بحرب رافع بن هرثمه و او را از ری # ~~بیرون کردن. # ولادت المقتدر بالله ابوالفضل ms304 جعفربن معتضد بن موفق بن متوکل بن # ~~معتصم بن هارون الرشید در رمضان . # وفات ابوالعینا محمد بن القاسم - وفات القاضی اسماعیل ین اسحاق # وفات ابوسهل الرازی . # رسم نوروزی نهادن معتضد خلیفه . # آوردن دختر خمارویه بحرم المعتضد بالله که پیشتر نکاح کرد، بود بوکالت # ~~ابن الجصاص. # آوردن خبر قتل خمارویه بن احمد الطولون صاحب دیار مصر که او را در # ~~جامهآ خواب کشته یافتهاند وچند کس که بریشان تهمت بود کشتند و گویند بر # ~~دست ابوالجیش پسرخود بقتل آمد در دمشق و او را بمصر بردند # جلوس ابوالجیش بن خمارویه بن احمد بن الطولون بمصر. # طلب فرموهن معتضد خلیفه در زمانیکه در موصل بود اسحاق بن ایوب و # ~~حمدان بن حمدون را و آمدن اسحاق ین ایوب در ساعت که بدوخبر رسیدو ~~نیامدن # ~~وعاصی شدن حمدان بن حمدون وبناه باقلاع خود بردن . # ~~رفتن لشکر بطلب حمدان بن حمدون و او از اشکر گریخته پناه باسحاق بن ~~ایوب # ~~آدره واسحاقی اورا پیش خلپفه آوره وخلپفه اوراسپرده و بطلمب مال أو ~~مشغول شد PageV01P372 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0401.jpg) # ~~مجمل فصیحی # وقات ابوحنیفه احمدبن داوود الدینوری اللغوی صاحب کناب السات وغیره # ولادت ابومنصور الازهری وهوابومنصور احمد بن الازهر المعروف بالازهری # ~~بهرات. # وفات حارث بن ابی اسامه وله مسند یروی عالیا # سنه ثلاث وثمافین وماتین3 # وفات ابواسماعیل العسکری الفقیه # قتل ابوالجیش بن خمارویه بن احمد بن الطولون صاحب دیار مصر که # ~~لشکر اواو را بکشتند و آن چنان بود که لشکر اواو راخلع میکرهند که عم ~~او را # ~~مقرر کنند آو درشب عم خود وعمال خود را بکشت ولشکراواورا با مادرش ~~بکشتند # ~~بخون عم او ومیگویند که پدر خود رانیز او کشته بودو یکسال پادشاهی نکره ~~و # ~~جزای فعل بد او بدو رسید. # جلوس هارون بن خمارویه بن احمد الطولون بحکومت معر # آمدن معتضد خلیفه بموصل بحرب هارون الشاری و از آنجا فرستادن معتضد # ~~خلیفه حسین بن حمدان بن حمدون را بحرب هارون الشاری و اوحرب کرد وهارون ms305 # ~~را بگرفت و پیش معتضد آورد و معتضد حسین بن حمدان ن حمدون را خلعت و # ~~طوق زرین داد و کسان او را خلعت فرمود و پدر اورا که در بند بود خلاص ~~فرمود و # ~~خلعت رضا داد وهارون الشاری را بر پیل نشانده در شهر بگردانیدند، # حرب ملک الروم باصغالبه و اول صغالبه که بروم آمده بودند نصرت یافتند # ~~وملک الروم باقسططنیه شد واز مسلمانان که در مملکت او بودند نمرت طلبید ~~و # ~~اپشانرا سلاح داد و باصغالبه حرب کردند و اپشان هزیمت شدند ملک الروم ~~از PageV01P373 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0402.jpg) # ~~مسلمانان بترسید و سلاح ازیشان بازستد و ایشانوا در شهرهای روم پرا ~~کنده گرد # ~~تا ازیشان خرابی واقع نشود. # رسیدن نامهآ بدر و عبید الله بن سلیمان پیش معتضد خلیفه که عمر بن عبد ~~العزیز # ~~بن بود لف بامان بنزدیک ما آمد و برادرش بکربن عبدالعزیز بگریخت و چون ~~مقرر # ~~کرده پودیم که عمربن عبد العزیزرا بگیریم جای او بتو دهیم و چون عمر بن ~~عبد العزیز # ~~بامان بیامد گفتیم که هر دو برادر پیش خلیفه آیند تاچه حکم فرماید او ~~بگریخت و # ~~خلیفه فرمود تاوصیف موشکیررا بطلب او فرستادند که هرجا که بکررا بیابد ~~بدر گاه # ~~آورد وچون عمربن عبدالعزیز پنزدیک بغداد رسید معتضد بفرمود تااو را ~~استقبال # ~~کردند و بدر گاه آمد او را بار داد وبا خلعت واسب ساخت زرو دو پسر اوو ~~پسر # ~~برادر او احمد بن عبدالعزیز و جمعی آز قایدان اوراخلعت فرمود و بسرای ~~عبیدالله # ~~ین عبد الله بسرپل نزول کرد . # رسیدن نامه (1) عمروبن اللیث الصفار که بارافع بن هرتمه جنک کردم # ~~و اورا بشکستم و بخوارزم گریخت و آنجا بقتل آمد وسر او ببغداد فرستاد # وفات بحتری شاعروهوالولیدبن عباده ابوعباده بحلب او بمنج # ولادت ثابت من ابراهیم الحرانی المتطبب الصابی بالرقه وکان حان قآفی الطب # سنه اربع و ثمانین وماقین4 # وفات اسحاق بن موسی بن عمران ابو یعقوب الاسفراینی الفقیه الشافعی. # وفات ابوالحسن ms306 علی بن عباس بن جریح الشاعر المعروف بابن الرومی و # ~~قیل سنه ثلاث وثمانین وماتین ودیوانه مشهور # وفت شیخ ابو اسحاق ابراهیم بن احمد بن خواص الزاهد فی جامع الری ~~PageV01P374 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0403.jpg) # ~~و او در تو کل یگانه بود وباریک فرا گرفتی وبا این هر گز سوزن و ریسمان ~~و # ~~مقراض ورکوه از وی غایب نبودی و کفتی که از دنیا این مقدار تو کل را # ~~زیان نکند # کفت وقتی در سقر خضر از من صحبت خواست من نخواستم که یک ماءت # ~~بغیر ازحق کسی را دردام حظ ویا مقدار باشد # نقلست که بامریدی وقتی در بیابانی میرفت آواز غریدن شیر بر خاست # ~~درختی :ود مرید بر آنجا جست واز بیم میلرزید ابراهیم سجاده بیفکند و در ~~نماز # ~~ایستاه شیر قرارسید و چشم در او نهاد و میدید دانست که توقیع خاص داره ~~پس چون # ~~از آنجا برفتتد پشه او را بگزید فریاد در گرفت مرید گفت دوش از شیر ~~نترسیدی # ~~و امروز از پشه فریاد میکنی گفت زیرا که دوش مرا ازمن ربوده بودند و ~~امروز # ~~بخودم باز دادهاند . # حامد اسود گفت که باخواص در سفر بودم بجائی رسیدم که آنجا ماران # ~~بسیار بودند ر کوه بنهاد و بنشست چون شب در آمد ماران روی در ما نهادند ~~شبخ را # ~~آواز دادم گفتم خدا را یاد کن همچنان کرد ماران همه بز گشتند چون روز ~~شد # ~~نگاه کردم (1) ماری بروطای شیخ حلقه کرده بود فروافتاد گفتم یاشیخ ~~تودانستی # ~~گفت هر گزمرا شبی خوشترازدوش نبود یکی ازمشایخ ابراهیم را بخوابدید گفت ~~با # ~~توچه کردند گفت چون ازدنیا برفتم باطهارت ووضو رفتم بواسطه آنک در ~~زمانی که # ~~غسل میکرد در میان آب فوت شد بهر عبادتی که کرده و دم ثوابی میدادند ~~اما بسبب طهارت # ~~مرا بمنزلی فرود آوردند که ورای همه درجات بهشت بود پس ندا کردند که ~~یاابراهیم # ~~این زیادتی مکرمت که با تو کردیم از آن بود که ms307 پاک بحضرت ما آمدی پاکان ~~رابراین PageV01P375 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0404.jpg) # ~~378)ه ،3،همممههمهممسال 85 1 # ~~در گاء محل ومرتبهآ عظیم است. # گفت دوای هل پنج چیز استاول خواندن قرآن بتانی دوم تهی داشتن شکم # ~~سیم برخاستن بشب چهارم زاری کردن نزدیک سحر پنجم صحبت باصالحان . # آوردن سر رافع بن هر ثمه را ببغداد و آویختن . # حکم کردن معتضد که بر معاویه لعنت کنند یوسف بن یعقوب القاضی او # ~~را منع کره. # قتل شفیع خاهم بر دست ابو لیلی حارث بن عبدالعزیز بن بودلف که در # ~~بند بود در قلعه که بودلف ساخته بود و شفیع مذکور مو کد او بود شفیع را # ~~بقتل آورده مردم بر خود جمع کرد و بحرب اصفهان شد و در حرب تیری بر # ~~حلق او آمد و بقتل رسید و گویند در حرب شمشیری برهنه بر گردن نهاد، ~~اسبش # ~~بسر در آمد و بشمشیرخود کشته شدو سراو را ببغداد فرستادند و عمر بن عبد ~~العزیز # ~~بن بودلف که در بغداد بود از خلیفه التماس سر او نمود و ستانید و دفن ~~کرد و # ~~عمر بن عبدالعزیز بن بودلف را خلعت رضا پوشیدند : # وفات ابو عمرو المستملی وهو احمد بن المبارک الزاهد النیشا وری فی # ~~الحادی عشر من جمادی الاخره بنیشابور و دفن فیمقبرة حسین بن معاذ . # آمدن بکر بن عبدالعزیز بن ابیدلف بطبرستان پیش محمد بن زید علوی # ~~و ابوالنجم بدر در انتظار کار بکرایستاد درین اثنا خبر وفات بکر رسید . # سنه خمس وثمافین وماقین # دادن المعتضد بالله همدان و نواحی آن براشد و هم درین سال راشد وفات # ~~پافت بشهر دینور. PageV01P376 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0405.jpg) # ~~وفات ابراهیم بن اسحاق بن محمد الحربی روز پنجشنبه سیم ذی حجه وهو # ~~من اعیان المحدثین و او هشتاد واند ساله بود . # ~~وفا ت احمد بن عییسی بن شیخ و او عامل آمد بود و پسر او آمد را فرو # ~~گرفت و عاصی شد. # ~~عزیمت المعتضد بالله بآمد (1) # ~~آمدن رسولان پسر خمارویه هارون که ms308 والی مسر بود تا مصر را مقاطعه # ~~کند از معتضد خلیفه : # ~~فرستادن المعتضد بالله از قبل خود رسولان بمصر باهر گونه شروط و ~~مشافهات # ~~درباب مقاطعه مصر باهارون بن خمارویه # ~~خلعت فرستادن المعتضد بالله جهت محمد بن ابی الساج که حکومت آذیبایجان # ~~بتغلب فرو گرفته بود # ~~وقات ابوالعباس محمد بن یزید النحوی المعروف بالمبره ببغداد و اوهقتاد # ~~و نه ساله بوه . # ~~وفات اسحاق بن ابراهیم الدیری صاحب عبدالرزاق مات بصنعاء الیمن حدث # ~~بنیسابور ابراهیم بن محمدبن عبدالله بن موسی بن جعفر بن حهد بن علی بن ~~حسین # ~~بن علی بن ابی طالب رضی الله عنهم المعروف بابی اسحاق الاشج # ~~وفات ابو عبدالله شریک لمحدث ببغداد. # ~~وفات ابو محمد حسن بن جنید. # سنهست وثمافین وماقین # ~~محاصره نمودن المعتضد بالله آمد را وحرب او بامحمد بن احمد بن عیسی ~~PageV01P377 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0406.jpg) # # 38........ %~% سال 4272 # ~~بن شیخ که بآخر بصلح نیرون آمد در آخر ربیع الاول . # رسیدن مکتوب هارون بن خمارویه بن احمد الطولون بمعتضد خلیفه بالتماس # ~~آنک اعمال قنسرین و عواصم بذل کند و هر سال مبلغ چهار صد و پنجاه ~~هزاردینار # ~~ببیت المال فرستد و عهد ولایت مصر و شام جهت او بنویسند معتمد او را ~~بدین # ~~ملتمسات اجابت فرمود واعمال قنسرین وعواصم بگرفت و مراجعت نمود . # لشگر دادن معتضد خلیفه پسر خود علی و او را بآمد بگذاشت که ضبط # ~~آن ناحیت و اعمال قنسرین و عواصم و دیار ربیعه و مضربکند و بفرمود تا ~~یاروی # ~~آمد خراب کند . # دبیرعلی بن المعتضد حسین بن عمرو النصرانی بود . # هدیه فرستادن عمرو بن اللیث از نیسابور پقیمت چهار بار هزار هزاردرم # ~~بابیست اسب با زین و لجام مغرق وپنجاه اسب باجلهای مشهر و جامهای ~~رنگارنک # ~~و چند انبان مشک و چند دست باز . # ظهور ابو سعید جبایی ببحرین برمذهب قرامطه وجمعی از اعراب وقرامطه # ~~بر او جمع شدند و قصد بصره کردند و معتضد فرمود تا گرد بصره بارویی ~~کشیدند # ~~و چهارده هزار ms309 دینار خرج آن شد و وجه آن بحکم المعتضد بالله از بیت ~~المال # ~~بدادند و بر عمال و بزر گان بصره کار آنرا قسمت کردند و معماران و ~~معتمدان بر # ~~سر آن کار گماشتند و بجد وقدغر تمام بدان قیام نمودند . # وفات عبد العزیز بن ابی دلف بطرستان. # وفات ابو سیعد یحیی بن منصور الزاهد العابد الهروی امام جامع البلدة # ~~توفی بهرات وقیل فی شعبان سنه سع و ثمانین و ماتین . # وفات ابو العباس محمد بن یوسف الکریمی المحدث ببغداد روز پنجشنبه # ~~شانزدهم جمادی الاخره و او صد و شجت و شش ساله بود. PageV01P378 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0407.jpg) # ~~مجمل فصیحی # فرستادن محمد بن ابی الساج ابو المسافر را ببغداد باتحف وهدایا درغیبت # ~~خلیفه بوقتی که او عزیمت آمد کرده بود . # رسیدن نامه عامل بصره بمعتضد خلیفه که جبائی که خروج کرده یبصره خواهد # ~~آمد و بر باروئی که ساختهاند چهارده هزار دینار خرج آن شد و اکنون ~~باتمام # ~~رسیده اما جهت محافظت بصره مددی میباید : # سنة سبع وثمانین وماقین # ابتدای دولت سامانیان و خروج اسماعیل بن احمد السامانی و ایشان نه # ~~تن بودند مدت پادشاهی ایشان صد و سه سال و نهماه ویازده روز بود وهم ~~درین سال # ~~ماوراء النهر وخراسان و فارس وکرمان و عراق و سیستان وبعضی از هندوستان # ~~فتح کرد . ### | بیت # # نه تن بودند آل سامان بظهور %~% گشته با مارت خراسان مشهور # # اسماعیلی و احمدی ونصری %~% دو نوح و دو عبدالملک ود ومنصور # گرفتار شدن عمرو بن اللیث الصفار بر دست اسماعیل بن احمد السامانی # ~~واورا بالتماس او ببغداد فرستاد و اورا در بغداد بر شتر نشانده گرد شهر ~~بگردانیدند # ~~و بحبس فرستاد . # جلوس طاهر بن عمرو بن اللیث بسیستان و بعد از مدتی بشیراز رفت و # ~~معتضد خلیفه بدر را که امیر الا مراء بغداد بود بفرستاه بالشکری طاهر ~~بن عمرو # ~~ازو بگریخت و بسیستان رفت . # فرستادن المعتضد بالله منشور خراسان و طبرستان وجرجان باسرها باسماعیل # ~~بن احمد ms310 السامانی و خلع فاخره و ده بار هزار هزار درم جهت او فرستاه و ~~کار PageV01P379 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0408.jpg) # ~~اسماعیل بالا . گرفت. # وفات شیخ ابو حمزه محمد بن ابراهیم البزاز البغدادی و أو از اولاد عیسی # ~~بن ایان بود واو ازطایفه کبار بود و از اجله ابرار و در کلام خطی تمام ~~داشت ودر # ~~علم تفسیر و روایات حدیث، بکمال بود و شیخ او حارث محاسبی بود و صحبت # ~~سری یافته بود وبا نوری وخیر نساج قرین بود و بسیاری از مشایخ ~~بزرکرادیده بود # ~~امام احمد بن حنبل ازو مسایل سؤال کردی . # ~~سخن نیکو گفتی اگر خاموش باشی نیکوتر گویند که تا بوقت وفات دیگر سخن # ~~نگفت و خود پس از آن بهفته نکشید که وفات یافت و نیز گویند که در جامع # ~~سخن میگفت او را واردی رسید (1) از منبر در افتاد و وفات کرد . # دادن وزارت امیر اسماعیل بن احمدالسامانی بوزیر الفاضل ابوالفضل البلعمی # ~~و او وزیری فاضل بزر گوار باوجود بوده است و تا زمان امیر نوح السامانی ~~وزارت # ~~کرد و امیر نوح اورابقتل آورد و صاحب ترجمه تاریخ طبری او بود # مقرر فرمودن معتضد خلیفه عباس بن عمر والغنوی را که والی یمامه بحرین # ~~باشد و باقرامطه حرب کند . # حرب عباس بن عمرو الغنوی با ابو سعید جبایی و گرفتار شدن غباس بن # ~~عمرو المذکور باهفتصد کس و حبس عباس مذکور و قتل هفتصد کس که با او # ~~گرفته بودند و بغد از چندروزعباس را گفت میخواهی که خلاص شوی گفت ~~میخواهم # ~~گفت با معتضد بگوی که مملکتی از آن تو نگرفتهام و پادشاهی تو از شهری # ~~نگردأنیده ام در بیابانی نشستهام وتو برمن دست نیابی و بامن حرب کردن ~~ناموس # ~~ترا زیان دارد وهر کس که بحرب من فرستی بکشم وموجب بی ناموسی تو شودو # ~~اگر مقاومت نتوانم کرد در بیایان روم و کس از عقب من نتواند آمد ~~PageV01P380 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0409.jpg) # رفتن معتضد خلیفه بشام در طلب ms311 وصیف خادم و او را اسیر کرد. # دادن عمل ضیاع وخراج فارس که عمروبن اللیث الصفار داشت بحامد بن # ~~ابو العباس و اورا بر آن عهدنوشتند. # آمدن ابو علی حسین بن علی المرو رودی که عامل آن سامان بود بهرات # ~~و سیمجور دواتی بیامد بر عمل خراج و ضیاع و حسین بن علی المذکور ~~اسماعیل # ~~بن محمد الدهستانی را بهرات خلیفت خود کرد و خود بنیشابور رفت. # سنه ثمان و ثمانین وماقین # قتل محمد بن زیدبن احمد الباقر والی طبرستان بجرجان بر دست محمد # ~~بن هارون که خلیفت رافع بود واسماعیل السامانی او را بحرب محمد مذکور # ~~فرستاد و محمد بن هارون پسر او زیدبن محمد بن زید مذکور را پیش اسماعیل # ~~السامانی فرستاد و خود بطبرستان شد ، # رفتن عباس بحکم معتضد خلیفه ببحرین بحرب ابن القواس که بعضی او را # ~~ابن ابی الفوارس گفتهاند وجماعت قرامطه که برحاج غلبه کرده بودند و ~~گرفتار # ~~شدن ابن القواس مهتر قرامطه و بردن پیش المعتضد بالله و معتضد فرمود که ~~او را # ~~قطعه قطعه کردند # وفات ابوالقاسم عثمان بن سعدبن بشار وقیل هو عبدالله بن احمد بن بشار # ~~البغدادی الانماطی صاحب الشافعی. # وفات ابو علی بشربن موسی بن صالح بن عمیرة المحدث الاسدی ببغداهو # ~~او نود وهفت ساله بود . # وفات محمد بن ابی الساج والی آذربایجان. # جلوس دیو داه بن محمدبن ابی الساج المذکور بقایم مقامی پدر PageV01P381 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0410.jpg) # خلاف کرهن یوسف بن ابی الساج با برادر زاده خود دیو داد المذ گور و # ~~حرب ایشان وشکستن دیو داد و یوسف بن ابی الساج دیو داد مذ کور را گفت ~~که # ~~با من مقام کن اوابا نمود وقبول نکرد و بجانب معتضد روان شد و یوسف ~~مذکور # ~~قدری راه با او بیامد و مبالغه تمام کرد راضی نشد و ببغداد پیش معتضد ~~آمد. # سنة تسع وثمانین وماقین # وفات المعتضد بالله لیلة الاثنین آخر ربیع الاول از افراط مباشرت در ~~بغداد # ~~واو چهل ms312 ونه ساله بود ومدت خلافت او نه سال ونه ماء بود ویوسف بن یعقوب # ~~القاضی برو نماز کره وقاسم عبیدالله وزیر تعزیتداشت ومردم اورا پرسیدند ~~وجهت # ~~مکتفی از مردم بیعت ستانید تا مکتفی از رقه پیامد و عبدالله وزیر را ~~بلقب خواند # ~~واو اورا بکنیت خواند. # و از سیاستهای معتضد یکی آن بود که ابوالحسین محمدبن عبد الواحد الهاشمی # ~~در بغداد حکایت کرد که پیری از تجار گفت که بر یکی از قواد معتضد خلیفه # ~~مالی داشتم و نمیداد و هر کس را بحمایت آوردم نشنید پس جحود کرد کفتم ~~این # ~~حال یا خلیفه بگویم یکی از دوستان من گفت ترا بکسی نشان دهم که مال تو # ~~بستاند و مرا یخیاطی برد کیه مقام در سوق الثلثاء بغداد داشت بردر ~~مسجدی # ~~نشسته بود وجامهآ میدرخت و قرآن میغواند و احوال من با او بگفت خیاط با ~~ما # ~~بیامد تا قاید را یدید گفت شیخ بچه رنجه شده است سخن من با او بگفت او ~~گفت # ~~خدای را که من این وقت پیش از پنج هزاد درم ندارم یگوی تا این وجه از ~~من # ~~بستاند ویباقی گروی بدهم تا غاهمن در رسد وجه مذکور و گرو بمن داد و من ~~باز # ~~کشتم بعد از آن شیخ خیاط را گفتم حاجتی دیکر دارم گفت بگوی گفتم وزیر و # ~~هر کس که التماس قضیه من کردند با این قاید مفید نبود و سخن تو پیش ~~اوهمچون # ~~حکم بود واسطهآ این میخواهم که بدانم بعد از الحاح بسیار گفت من درین ~~مسجد PageV01P382 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0411.jpg) # ~~مجمل فصیحی، # ~~امامت میکنم نماز شامی از مسجد بیرون آمدم بمن گفتند که ترکی عورتی را # ~~بکشید ودرین خانه برد و او فریاد میکرد وهیچ کس بفریاد او نرسید من ~~رفتم و # ~~با آن ترک سخن گفةم گرزی بر سر من زد و سرم بشکست آمدم وسر بشستم و ~~ببستم # ~~وچون نماز خفتن بکردم باجماعتیان بدرخانه آن ترک رفتیم باز ms313 بیرون آمد ~~ومرا # ~~چندان بزد که بیهوش شدم و آن عورت میگفت که شوهر او سو گند خورده که ~~اگر # ~~شب بخانه او نرود طلاق باشد نیم شب بر مناره رفتم وبانک نماز گفتم که ~~تصور # ~~کند که مگر روز است و آن عورت بگذارد خود ساعتی را جمعی آمدند و مرا # ~~پیش معتضد آوردند او بامن غضب کرد که چرانیم شب پانک گفتی من احوال ~~بشرح # ~~باز نمودم فرستاد و آن ترک را بیاورد واز آن عورت سؤال کرد او هم برین ~~موجب # ~~تقریر کرد ترک را بقتل رسانید و آن عورت را بخانه او فرستاد وبشوهرش ~~سفارش # ~~نمود ومرا هزار درم داد و گفت هر گام که منکری بینی بانک بی وقت کن ~~وجثه # ~~آن ترک را فرمود که در شط انداختند و مال او بدیوان کرفتند 0 # قتل ایو النجم بدر غلام المعتضد بالله که امیرالامراء بغداه بود وجثه او ~~را # ~~بمکه مبارک بردند و سراو رادر خزانة الرؤس سپردند در یوم الجمعه سادس ~~رمضان # ~~المبارک قتل شبل (1) دیلمی مولی معتضد بناحیت رصافه در غربی فرات از ~~دیار # ~~معر و سوختن مساجد ومواضع رصافه وقتل اهالی آنجا # حرب اسماعیل بن احمد السامانی با محمد بن هارون بری وهزیمت محمد # ~~بنهارون. # جلوس المکتفی بالله ا بومحمد علی بن احمد # وفات عمرو بن اللیث الصفار در حبس که گفتهاند بحکم المعتضد بالله که # ~~در حالت نزع اشارت بقتل او فرمود و گویتد که او راه رحبس فراموش کردند # ~~وچیزی ندادند و از گرسنگی و تشنگی وفات کره و گویند که معتضد بالله در ~~وقت PageV01P383 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0412.jpg) # # (28 %~% ......وشتان 4182 # ~~وفات صافی را اشارت بقتل عمرو کرد واو در آن تعلل نمود وچون مکتفی ~~بیامد # ~~از وسؤال کرد که عمرو زنده است گفت آری گفت من بااو نیکوئی خواهم کرد # ~~چه او در زمان معتضد جهت من چیزها فرستاده و همیشه جانب من مرعی داشته ~~قاسم # ~~بن عبیدالله از عمرو ms314 میترسید چون این سخن بشنید بفرمود تا عمرو را در ~~حبس # ~~قتل کردند # عزل طاهر ین عمرو بن اللیث از حکومت سیستان بحکم وسعی اسماعیل # ~~بن احمد السامانی وزیر المکتفی بالله هم قاسم بن عبدالله که وزیر ~~المعتضد بالله بودبود # مرض امام ابوبکر الاسماعیلی وهو محمد بن اسماعیل بن مهر آن بن عبدالله # ~~النیسابوری واورا مرض متمادی شد وبا آن لقوهیار شد واو از کبار اصحاب ~~حدیث # ~~بود17) و بآخر بدان رسیده بود که لابزبان میگفت و نعم جز باشارت سر ~~نمیتوانست گفت # ~~ومرض او شش سال بماند تا وفات او # وفات ابراهیم بن محمد الصوفی وهو ابراهیم بن محمد بن ابراهیم الصوفی # ~~وهو من اقران السری سقطی . # مقیم شدن یحیی بن ز کرویه بمصر و او چند کرت باطفج حرب کرد وطغج # ~~را هزیمت کرد و بآخر طغج را درمدینهآ دمشق حصار داد واز مصر بدر الکبیر ~~غلام # ~~ابن طولون برفت وبا طغج پیوست و در نزدیک دمشق بر یحیی بن ز کرویه زدند ~~و # ~~او را بکشتند ولشکر او طغج و مصریان را هزیمت کره و حسین برادر یحیی بن # ~~ز کرویه بر جای او نصب شد ویحیی دعوی نبوت و کهانت میکرد علیه اللعنه # وفت امام علی المعرب الکسائی شیخ القراء # قتل وصیف خادم که او را بی سر صلب کرهند وهمچنان بود تازمان مقتدر ~~PageV01P384 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0413.jpg) # سنه قسعین و ماقین # وفات شیخ بزر گوار ابو الفوارس شاه بن شجاع الکرمانی قدس الله سره # ~~گفت علامت تقوی ورع است وعلامت ورع توقف است در شبهتها و اواز ~~اولادملوک # ~~بود و شانی بزرک داشت و او بسیاری از مشایخ را دیده بود واو قبا پوشیدی ~~چون # ~~بنیشابور آمد ابوحفص حداد با عظمت خود چون او رابدید برخاست و پیش او ~~آمد # ~~و گفت یافتم در قبا آنچه در عبا می طلبیدم # نقلست که چهل سال نخفت و نمک درچشم میکرد تا چشمهای او چون هون # ~~شده بود بعد ms315 از چهل سال شبی بخواب رفت حق عزشانهرا بخواب دید گفت ~~بارخدایا # ~~من ترا به بیداری می جستم در خواب یافتم خطاب آمد که ای شاه مارا د. ~~خواب # ~~از آن بیداریهایافتی اگر آن بیداریهانبودی تو چنین خوابی ندیدی بعد ~~ازین # ~~اورا دیدند که هر جا رفتی بالشی می نهادی و می خفتی و گفتی که باشد یک # ~~بار دیگر چنان بخواب بینم عاشق خواب خود شده بود و گفتی یکذره ازین ~~خواب # ~~به بیداری همه عالم ندهم # نقلست که خواجه علی سیرجانی بر سر تربت شاه نان میداد یک روز مهمان # ~~خواست سگی در آمد او را براندسک بیرون رفت هاتفی آواز داه که مهمان ~~خواهی # ~~چون بفرستیم برانی و باز گردانی در حال برخاست و گرد محلات بگشت نیافت ~~در # ~~بیرون شهر طلب کرد او رادید که در گوشهآ خفته ماحضری که داشت پیش ~~اونهاد # ~~التفات نکرد خواجه علی خجل شد ودر مقام استغفار بایستاه و بگریست و گفت ~~توبه # ~~کردم سک گفت احسنت ایخواجه علی مهمان خواهی چون بیاید برانی ترا چشم # ~~میباید اگر نه سبب شاه بودی دیدی آنچه دیدی # وفات شیخابوحمزه خر اسانی و هوشیخ ابوحمزه عبدالرحمن از نیشابورهفن ~~PageV01P385 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0414.jpg) # فی جوار شیخ ابوحفص حداد . # نقلست که در بادیه بتو کل میرفت بی دلوو رسن و نذر کرده بود که بهیج # ~~آفریده التفات نکند وچیزی نطلبد ناگاه در چاهی افتاد شخصی آمد که سر ~~چاه # ~~یگیرد نفس باوی گفت ولا تلقوا باید یکم الی التهلکه ابو حمزه گفت تو کل ~~از # ~~آن عالی تر است که بعجز وسالوس نفس باطل شود روی بقبله آورد وسر فرو ~~برد # ~~نا گاه شیری بیامد و سر چاء باز کرد وپایها بچاه فرو گذاشت ابو حمزه ~~گفت همراهی # ~~گربه نکنم الهامش دادند که دست در زن پای شیر بگرفت و بیرون آمد شیر ~~روی # ~~بر خاک مالید وبرفت شیخ آوازی شنید که نجیناک من النلف بالتلف # نقل است ms316 که روزی جنید میرفت ابلیس را دید که برهنه بر گردن مردم # ~~میجست کفت شرم نداری ای ملعون ازین مردم کفت کدام مردم مردمان آنها # ~~اند که در شونیزیهاند که جگر مرا سوختهاند جنید گفت بر خاستم و ~~بشونیزیه # ~~رفتم بوحمزه را دیدم سرفرو برده سر بر آورد و گفت دروغ گفت آن ملعون که # ~~اولیاء خدای تعالی از آن عزیز تراند که ابلیس را برایشان لطلاع باشد # یکی وصیت خواست کفت توشهآ بسیار ساز این سفر را که در پیش داری # خلع کردن المکتفی بالله احمدبن نصر را از وزارت. # وفات عبدالله بن احمد بن محمد بن حنبل فی جمادی الآخره. # وفات شیخ ابوالعباس احمد بن محمدبن مسروق الطوسی ببغداد واوصحبت # ~~حارث محاسبی وسری سقطی دریافته بود. # گفت هرگاه نگاه داشت حق تعالی کند در خطرات دل خوه حق تعالی وی # ~~را نگاه دارد در حرکات اعضاء وی و او از طوس بود اما در بغداد نشستی و ~~باتفاق. # ~~همهآ اولیا از جمله گزیدگان واولیای خدای تعالی بوه و او را باقطب ~~المدارصحبت # ~~بود واو خود از اقطاب بود از و پرسیدند که قطب کیست ظاهر نکرد اما بحکم # ~~اشارت چنان نمود که جنیداست واو چهد اهل تمکین را خدمت کرده بود و ~~فایدهها PageV01P386 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0415.jpg) # ~~*هجهل فصیحی # ~~گرفته و در علوم ظاهر وباطن بگمال و درمجاهده و تقوی بغایت # نقلست که پیری بنزدیک مسروق آمد و سخنی پاکیزه میگفت وخاطری # ~~نیکو داشت گفت هر خاطری که شما را در آید پامن بگویید مسروق کفت مرا در # ~~خاطر آمد که او جهود است با جریری گفتم او را موافق نیامد او را گفتم ~~گفتهآ که # ~~هر خاطر که شما را در آید با من بگویید اکنون مرا چنین در خاطر آمد که ~~تو # ~~جهودی ساعتی سردر پیش افکند و گفت راست گفتی شهادت آورد آنگاه گفت همه # ~~دینها و مذاهب نگاه کردم گفتم اگر باهیچقوم نیست با این قوم ms317 است بنزدیک # ~~شما آمدم تا بیازمایم شما را بر حق دیدم گفت زاهد آنست که جز خدای ~~تعالی هیچ # ~~سببی بروی پادشاه نگردد . # آمدن رسول طاهر بن محمد بن عمروین اللیث بالتماس مقاطعه کردن مال # ~~فارس ازقبل طاهر مذکور ومکتفی التماس او مبذول داشته طاهررا بر فارس ~~لوابست # ~~ورسول او را خلعت داد وجهت او خلع گرانمایه فرستاد # آمدن حسن بن زکرویه قرمطی المعروف بصاحب الشامه بدمشق وباایشان # ~~خراج مقرر کرده بصلح مراجعت نمود وحمص بگرفت وحماة و معرة النعمان بقهر # ~~بستد ودر حماة و معرة النعمان قتل عام کرد و زنان و کودکان را نیز بکشت ~~و # ~~بعلبک بگرفت واهل بعلبک را نیز بکشت و بسلمیه شدواهل سلمیه با اوحرب ~~کردند # ~~و بصلح در آنجا شد واز بنوهاشم ابتدا کره و تمامی مردم را بکشت وزنان ~~وچهار # ~~یایان و کودکان نیز بکشت و اطراف و نواحی سلمیه رابتمامی بکشت و اباحیت ~~ظاهر # ~~کرد و مکتفی بنفس خود بحرب قرامطه متوجه شد و ازشام خبررسید که قرامطه ~~را # ~~هزیمت کرده اند در شام و بعضی از ایشان را کشتند # سنه احدی وقسعین وماثین # فرستاهن رقاسم بن عبید الله وزیر محمد بن بسلیمان الکاتب که صاحب دیوان ~~PageV01P387 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0416.jpg) # ~~الجیش بود بالشکرها بحرب صاحب الشامه ومکتفی از رقه بدو نامه نوشت که ~~با # ~~همه لشکر بیکبار بزود و باصاحب الشامه حرب کند و حرب محمد بن سلیمان ~~باصاحب # ~~الشامه وهزیمت لشکرصاحب الشامه و اوو مدثر ومطوق گرفتارشدند بقریهآد ~~الیه«1» # ~~وصاحب ظفر حسین بن حمدان بود ومحمد بن سلیمان او را در نامه فتح بستود ~~و # ~~مکتفی از رقه باز گشت وصاحب الشامه ومدثر ومطوق را بابغداد برد وبر شتر ~~دو # ~~کوهان نشانده در بغداد بگرد انیدند و این فتح در اوایل صفر بود و بعد ~~ازین قرامطه # ~~ذلیل شدند # خلعت پوشیدن محمد بن سلیمان الکانب و تربیت یافتن و رفتن باده هزار # ~~مرد بحرب هارون بن خمارویه بن احمد الطولون صاحب ms318 دیار مصر : # وفات احمد بن یحیی بن ابوالعباس تعلب الشیبانی النحوی ببغداد و دفن فی # ~~جوار داره بنزدیک باب الشام. # ولادت ابوالحسین عبدالرحمن بن عمرالصوفی المنجم لعضدالدوله بالری # سنه اثنتین وقسعین ومائین3 # قتل بدر الکبیر بحکم المکتفی بالله بعد از آن که از حکومت ری # ~~آمده بود # وقات عبدالجمیل بن عبد العزیز بن ابو حازم عبدالحمید کان من افاضل # ~~الفضاة ببغداد و اونود واند ساله بود. # غالب شدن ابن الخلجی در مصر و سوختن مصر را . # جرب محمد ین سلیمان الکاتب بحدود مصر با هارون بن خمارویه بن احمد # ~~بن الطولون صاحب مصر وقتلهارون بن خمارویه مذکور بر دست یکی از لشکریان # ~~خود وفتح نامهآ بمکتفی فرستادند و از مکتفی حکم شد که هر کس که از آل ~~PageV01P388 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0417.jpg) # ~~طولون مانیه باشد و متعلقان ایشان بتمام ببغداد فرستند و بردن محمد بن ~~سلیمان # ~~الکانب متغلعان ابناء طولون را ببغداد # گریختن خلجی قاید مصر ازمحمد بن سلیمان و بمصر رفت و یاغی شد. # فرستادن مکتفی فاتک و بدر حمامی و لشکری بحرب خلجی . # ولادت محمد بن حسن بن عبدالله بن ابی الشوارب قاضی بغداد ببغداد. # وفات ابوبکر عبدالملک بن عبدالحلیم بن عبدالملک المعروف بعبدان # ~~الخسروجردی البیهقی فی خامس عشر شعبان . # سنة ثلاث وقسعین ومائین3 # ~~وفات شیخ ابو الحسین محمد بن احمد بن محمد النوری ببغداد شیخ الصوفیه ~~وقیل # ~~سنه خمس و تسعین و ماتین واو را نوری ازان میگفتند که چون در شب ~~تاریسخن # ~~گفتی نوری از دهان او بیرون آمدی که خانه روشن شدی و نیز بنور فراست از # ~~اسرار باطن خبر دادی و او را صومعهآ بود در صحرا که همه شب آنجا عبادت # ~~کردی و خلق آنجا بنظاره شدندی بشب نوری دیدندی که میدرفشیدی و از صومعه # ~~او پبالا برشدی گفت نو ی درفشان دیدم در غیب پیوسته در وی نظر میکردم ~~تا # ~~همه آن نور شدم . # نقلست که در بازار بغداد در نخاسی آتش افتاد و ms319 خلقی بسوختند بر یک # ~~دوکان دو غلامبچه رومی بودند سخت باجمال و آتش گره ایشان در گرفته بود # ~~خداوند غلامان کفتهر که ایشان را بیرون آورد هزاردینار مغری بدودهم ~~یچکس # ~~را یارای آن نبود که کرد آتش گردد نا گاه نوری برسید آن هو غلام را دید ~~که # ~~فریاد میکردند گفت بسم الله الرحمن الرحیم و پای در نهاه وهر هو را ~~بیرون آورد # ~~بسلامت خداوند غلامان هزار دینار مغربی پیش نوری نهاه گفت بردار و حق ~~تعالی PageV01P389 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0418.jpg) # ~~بآخرت داههایم (1) # نقلست که نوری میگذشت یکی را دید که بار افتاده و خرش مرده و او # ~~زار میگریست نوری پای بر خر زد و گفت برخیز چه جای خفتن است حالی خر # ~~برخاست مرد بار بز نهاه وبرفت . # ~~نقلست که نا بینائی الله الله میگفت ابوالحسین نوری پیش او رفت و گفت ~~تو اورا # ~~چه دانی و اکر بدانی زنده نمانی و ازان شوق بیهوش شد چون بهوش آمد ~~بصحرا # ~~افتاد در نیستانی در و ده چرخ میزد و آن نی در یای اومیرفت و خون روان ~~شد واز # ~~هر قطرهآ خون الله الله پدید می آمد ابونصر سراج گوید چون او را از ~~آنجا بخانه # ~~آوردند گفتند بگوی لااله الاالله گفت آخر آنجا میروم و وفات کرد هیچ کس # ~~در حقیقت صدق سخن نگفت که صدیق زمانه او بود . # ولادت المستکفی بالله ابوالقاسم عبدالله ین المکتفی بالله فی منتصفصفر . # وفات شیخ ابو اسحاق ابراهیم بن اسحاق بن عیسی بن سلمه بن سلیمان # ~~بن عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه بن عبدالله الانصاری توفی یفوشنج ~~مدفونآ # ~~بشارع شکیدبان. # وفات ابو علی حنبل بن اسحاق الحنبلی . # وفات طاهر بن محمد بن عمرو بن اللیث در سیستان مدت پادشاهی اوشش # ~~سال بود. # حرب خلجی بالشکری که سرایشان فاتک و بدر حمامی بود و خلیفه ایشان # ~~را بحرب او فرستاده بود و هزیمت فاتک و بدر مذکور وشکست لشکرایشان . # آمدن بوالقابوس که قاید ms320 طاهربن عمرو بن اللیث بود و از لشکر سجزیان # ~~خلقی بسیار بزنهار ببغداه آورد و طاهر مذکور بخلیفه نامه نوشت که ~~بوالقا بوس # ~~مال فارس گرفته متوجه شده یا او را بفرستند یا مال فارس که او دارد ما ~~رامجری PageV01P390 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0419.jpg) # ~~ی # ~~دارند خلیفه بدین سخن التفات نکرد ، # ظهور براد رحسین بن زکرویه قرمطی صاحب الشامه در طریق فرات وجمعی # ~~از اعراب بر او گرد آمدند و بادمشق و طبریه شد و بااهل طبریه حرب کرد و # ~~طبریه بستد و قتل عام کرد و دیگر شهرهای1 یمن بگرفت و شهرارهن را غارت # ~~کردند و مردان را بکشتند و زنان و کودکان را برده گرفتند . # حرب اسحاق بن عمران و اصحاب کوفه با پسر زکرویهآ مهرویهآ قرمطی و # ~~در اول هزیمت قرمطی مذکور و بعد ازهزیمت مراجعت کرده اهل کوفه را ~~بشکستند # گرفتن فاتک و بدروقایدان که بحرب خلجی رفته بودند بعصر و خلجی را واو # ~~را بموجب حکم مکتفی ببغداد بردند و بر سر نیزه بسته ببغداد در آوردند و ~~بر # ~~دو جانب بغداد بگردانیدند و بحبس فرستاد . # وفات ابو سلیمان داوود بنحسن بن عقیل بن سعید الذهلی الباهلی المحدث # ~~بخسروجردبیهق . # سنەاربع وتسعین وماقین # رسیدن پسر ز کرویه مهرویه قرمطی بمکه مبارک و بر عقب قافله خراسان # ~~که از مکه مراجعت نموده بودند برفت و ایشانرا قتل و غارت کرد و زنان ~~رااسی # ~~و برده گرفت و بقافله دوم رسید و همان عمل کرد و بقافله سیم رسید که ~~همان # ~~عمل کند ایشان با اهل فید در قلعه رفته بودند حرب بسیار کردو بریشان ~~دست نیافت # ~~و بنباج شد و از آنجا بحفر بوموسی ووصیف بن سوار تکین و جماعتی از ~~قایدان # ~~که مکتفی بحرب پسر زکرویه فرستاده بود روز شنبه بیست و دویم ربیع الاخر # ~~بهم رسیدند و همه روژ جنک کردند و وصیف و جماعت حرب کرده بر قرامطه # ~~دست یافتند و خلقی از ایشان بکشتند و ms321 شمشیری بر سر پسر زکرویه زدند که ~~تابدماغ # ~~او رسپد و اورا و خلیفهآ او را وپسر و دبپر و زن او را وجمعی ازاقرباء ~~او بکرفتند PageV01P391 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0420.jpg) # ~~و ز کرویه پنج روز بزیست و بعد از آن یمرد لاشه او را براشتران ببغداد ~~بردند و # ~~بیاویختند و پراکنده قرامطه را بکشتندو زکرویه کان من غلاة القرامطه و ~~کبار # ~~قواد جیوشهم . # وفات شیخ ابو اسحاق شیبان القومسی . # وفات ابو العباس عبدالله بن محمد الناشی الشاعر الکاتب الانباری. # وفات ابو عبدالله محمد بن نصر المرورودی الشافعی . # وفات ابو جعفر محمد بن احمد الضبی الترمدی الشافعی # قتل محمد بن اسحاق المعروف براهویه در راه مکه بر دست قرامطه بوقت # ~~تهب قافله حجاج در راه کعبه معظم . # سنه خمس و تسعین وماتین5 # خروج عبدالله بن ابراهیم المسمعی از اصفهان باده هزاد مرد از کردان و # ~~غیر ایشان و جمعی او را از خلاف کردن منع کردند وبترسانیدن دوعبد الله ~~بادر گاه # ~~مکتفی آمد و مکتفی از و راضی شد و او را خلعت وصلت فرمود . # درین سال والی هرات محمد بن هرثمه امیر اسماعیل بن احمد السامانی را # ~~خبر کرد که در کوه پایهآ غور و غرجه شخصی خروج کرده بلال نام و مذهب # ~~قرامطه آشکارا میکندو ازهر طبقه مردم بر اوجمع میشود و خویشتن را دار ~~العذاب # ~~نام نهاده و عدد اتباع او از ده هزار زیاد، گشته و میگویند که این ~~ابوبلال است # ~~که ندیمی یعقوب بن اللیث کردی امیر اسماعیل لشکری را متوجه او گردانید # ~~وتتش نامی را از حجاب خودامیر آن لشکر ساخت و تتش بنزدیک ایشان آمد و ~~حرب # ~~کرد وأیشانرا بالکلیه بقتل رسانید که هیچ یک ازیشان امان نیافتند # وفات امیر اسماعول بن احمد بن نصر السامانی در چهاردهم صفر و مدت ~~PageV01P392 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0421.jpg) # # امجمل فصیحی*.................................. %~% .. # ~~پادشاهی او هشت سال بود. # جلوس آبو نصر احمد بن اسماعیل ین اجمد السامانی در ماوراء النهر و # ~~خراسان . # وفات ms322 المکتفی بالله ابو محمد علی بن احمد در سیزدهم ذی قعده واو # ~~خلیفه هفدهم بود و سی و یکسال عمر داشت و مدت خلافتش شش سال و شش ماه # ~~و بیست روزبود . # جلوس المقتدر بالله أبو الفضل جعفر بن المعتضد بالله. # دادن وزارت المقتدر بالله بعلی بن محمد بن موسی بن الفرات . # وفات محمد بن المعتمد بالله. # ~~وفات ابو علی حسین بن عبدالله بن احمد الخرقی الفقیه الحنبلی فی یوم ~~عیدالفطر # وفات ابو الحسین از فرزندان المتوکل علی الله خلیفه. # وفات ابو جعفر محمد بن احمد بن نصربن احمد بن نصر الترمدی فی محرم # ~~وکان اولا حنفیا فحج فرای ما یقتضی انتقاله الی مذهب الشافعی فتفقه علی ~~الربیع و # ~~غیره من اصحاب الشافعی و سکن بغداد و کان و رعا زاهدا متقللا جدا کانت ~~نفقته # ~~فی الشهر اربعة دراهم وترمدمدینة علی طرف نهر جیحون. # فرستادن علی بن عیسی بحکم المقتدر بالله بجانب عراق عجم وخراسان # ~~ذکر وزراء المقتدر بالله اول عباس بن الحسن الوزیر دوم ابن الفرات که ~~از کبار # ~~وزراء بود سیم حامد بن ابوالعباس چهارم ابو عبدالله محمدبن داوود بن ~~الجراح پنجم # ~~ابوالحسن علی بن عیسی بن داوود الجراح ششم ابو الحسن محمدبن عبدون هفتم ~~ابوعلی # ~~علی بن مقله واضع الخط هشتم فضل بن جعفر بن موسی الفرات که آخرین وزراء ~~بود # وفات الامام ایوبکر الاسماعیلی وهو محمد بن اسماعیل بن مهران بن عبدالله # ~~النهشابوری اجد ارکان الحدیث بنپشایور کثرة ورحلة و اشتهارا. PageV01P393 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0422.jpg) # سنهست وتسعین وما # خروج المهدی محمد بن قاسم ین محمد بن اسماعیل بن جعفر الصادق که # ~~او سراسماعیلیانست و ایشان اورا مهدی میدانند در مصر ودر نسب اوطعن ~~کردهاند # حرب سبکری غلام عمرو بن اللیث با طاهر بن محمد و اسیر کردن طاهر # ~~بن محمد مذکور . # وفات ابو الحسن احمد بن ایوب ین عبدالرحمن المروزی کان من مشاهیر # ~~اهل مروو محدثیهم فی منتصف ربیع الاول. # وفات شیخ محمد ین جنید بن محمد القواریری ms323 الخراز والد شیخ جنید # ~~البغدادی قتل عباس بن الحسن الوزیر وفاتک معتضدی بر دست حسین بن حمدان # ~~بواسطهآ آنک میخواست که بعد از قتل ایشان خلافن بر عبدالله بن معتز ~~قرار دهد و # ~~این صورت او را میسر نشد . # مصادرهآ قاضی بوعمرو بن قاضی یوسف بن یعقوب که با عبدالله بن المعتز # ~~بیعت کرده بودبر مبلغ صد هزار دینار و بالتماس پدرش قاضی یوسف چون نود ~~هزار # ~~دینار بداد او را اطلاق کردند و بباقی خطابی با او نکردند و اینفتنهآ ~~بود که از # ~~عبدالله بن المعتزواقع شد وعباس بن حسن الوزیر وفاتک (1) را جهت این ~~وقعه # ~~که بوقوع پیوندد قتل کردند و بر عبدالله بن المعتز بیعت کردند و خلع ~~مقتدر # ~~کردند و غلامان مقتدر حرب کردند و حسین بن حمدان بن حمدون که این فتنه # ~~انگیخته بود بگریخت و وصیف (2) و صرطامش - ویمن و ایوالسثنی احمد بن # ~~یعقوب و محمد بن خلف بن وکیع و جمعی که در سرای ابن المعتز رفته بودند # ~~بکشتند خلاص شدن جمعی که در بیعتعبدالله بن المعتز بودند وهم علی ~~بنغیسی؛ PageV01P394 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0423.jpg) # ~~محمد بن عبدون وزیر - بو عمرو قاضی - محمد خلف قاضی . # دادن وزارت بابوالحسن علی بن محمد بن الفرات وخلعت وزارت پوشانیدن # وفات عبدالله بن المعتز در حبس و او را در زیلویی پیچیده باهل اوفرستارند # مصادرهآ بو عبدالله بن الجصاص که عبدالله بن المعتزرا در خانهآ خود پنهان # ~~کرده بود. # مصادرهآ علی بن عیسی و محمد بن عبدون که ایشان وزراء مقتدر بودند ودر # ~~سرای ابن معتز با او بیعت کرده بودند. # قتل ابو عبدالله محمد بن داوود بن الجراح که وزرات عبدالله بن المعتز # ~~قبول کرده بود . # قتل سوسن حاجب که با عیدالله المعتز بیعث کرده بوه وچون او را امارت # ~~ندادند باز باطرف مقتدر آمد و چون بر او روشن کردند که قصد کشتن ابن # ~~الفرات وزیر کرده بود و پیش مقتدر بظهور پیوست حکم بقتل او کرد. ms324 # درین سال ماجرایی میان سلیمان بن حسن بن المخلد وابن الفرات وافع # ~~شد و آن چنان بود که سلیمان مذ کور مکتوبات نوشته بود بمحمد بن داوود # ~~جراح وزیر عبدالله بن معتز و در آن باز نموده که ما بر خلاف عبدالله و ~~خلع مقتدر # ~~راضی ایم و بسیاری ازین مقوله قصهها ثبت کرده و این مکتوبات بدست ابن ~~الفرات # ~~افتاه و او رعایت جانب سلیمان مذ کور نموده از مقتدر پنهان داشت و بآخر ~~سلیمان # ~~رقعهآ بمقتدر نوشت و در وزارت ابوالحسن احمد بنعبدالحمید سعی پیوست ~~ودرکار # ~~ابن الفرات و مال او و کتاب او سعایت کره و این رقعه در سرای ابن ~~الفرات از # ~~آستین او بیفتاد و بابن الفرات رسانیدند و از سعایت او واقف شد و ~~سلیمان مذکور # ~~را بگرفت و بواسط فرستاد و بمصادره مالی از و بستد وبآخر اورا به بخشید ~~ورقم # ~~هفو بر گناه او کشید. PageV01P395 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0424.jpg) # سنه سبغ وتسعین وماقین # وفات شیخ ابو القاسم حیدر بن محمد النهاوندی . # حکومت لیث بن علی بسیستان : # ولادت الراضی بالله ابی العباس در رجب الاصم وهو محمد بن جعفر بن # ~~المقتدر. # وفات شیخ العالم الامام الفقیه محمد بن داوود بن علی الا خباری الطاهری # ~~که از کبار فقهاء وایمه حدیث است. # وفات القاضی یوسف بن یعقوب والدقاضی ابو عمرو ببغداد . # وفات ابو سعیداحمد بن عیسی الخراز البغدادی و اوصاحب ذا النون المصری # ~~و ابو عبدالله النباجی (1) و اباعبید بسری وسری سقطی و بشر حافی بود . # گفت ابلیس را بخواب دیدم دور از من میرفت گفتم بیا گفت یا شما چه # ~~کنم آنچه مزدم را بدان می فریبم شما از نفس خود انداخته اید گفتم آن ~~چیست گفت # ~~دنیا الا مرا باشما لطیفه دیکر هست که شما را بدان بفریبم گفتم آن چیست ~~گفت # ~~صحبت جوانان گفت شبی بخواب دیدم که دو فرشته از آسمان بیامدند و با من # ~~گفتند صدق چیست گفتم الوفا بالعهود گفتند ms325 صدقت و بر آسمان رفتند . # گویند که او را دو پسر بود یکی پیش ازو وفات کرد شبی او رایخواب # ~~دید گفت ای پسر خدای تعالی با تو چه کرد گفت مرا در جوار خود فرود آورد # ~~و گرامی کرد گفتم ای پسر مرا وصیتی کن گفت ای پدر بید دلی باخدای تعالی # ~~معاملت مکن گفتم زیادت کن گفت طاقت نداری گفتم از خدای تعالی یاری ~~خواهم # ~~گفت ای پدر میان خود و خدای تعالی یک پیراهن مگذار گویند سی سال دیگر ~~PageV01P396 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0425.jpg) # ~~مجمل فصیحی*. # ~~بزیست که هرگز پیراهن دیگر نیوشید . # گفت یک چندی هر روز طعامی خورد میدر بادیه شدم بسه روز هیچ نیافتم # ~~روز چهارم در من ضعفی پدید آمد طبع بر عادت خود طعام خواست بر جای ~~بنشستم # ~~هاتفی آواز داد که اختیار کن تا سببی خواهی دفع سستی را یا طعام سکونت ~~نفس # ~~را گفتم الهی سببی پس قوتی در من پدید آمد و دو منزل (1) دیگر برفتم. # گفت هر کرا معرفت در دل قرار گرفت درست آنست که در هر دو سرای # ~~نبیندجزاو ونشنود جزاو ومشغول نشود بجز او # اسیر کردن طاهر و یعقوب پسران محمد بن عمرو بن اللیث را و هر یک # ~~را در قبه بر اشتسری نشانده بشهردر آوردند ودر بغداد بگردانیدند و ~~ابوالفضل # ~~عبدالرحمن بن جعفر الشیرازی دنیر سبکری غلام عمرو بن اللیث که والی ~~فارس # ~~بود با ایشان بیامد و مقتدر را بدید و خلعت پوشیده تربیت یافت وطاهر ~~ویعقوب # ~~را بند بر کرفتند و سبکری مملکت فارس بتغلب داشت چون ابو الفضل دبیراو # ~~بیامد قرار مال فارس داده مراجعت نمود # آمدن لیث بن علی بفارساز سیستان وفرار سبکری . # فرستادن مقتدر خلیفه مونس خادم را تا بالیث بن علی باتفاق سبکری حرب کند # ~~و مونس باسبکری پیوست ولیث بن علی باوجان شد و آنجا حرب کردند ولیث # ~~مذکور گرفتار شد و اورا بابند ببغداد فرستاد ندو سبکری باشیر از ms326 آمد ~~وابو الفضل # ~~عبدالرحمن بن جعفررا که وزیراو بود بگرفت بتهمت آنک او باخلیفه یکی است ~~و # ~~قعد سبکری دارد و ابوالفضل مذکور این صورت بابن الفرات نوشت. # فرستادن مقتدر خایفه مونس خاهم را بحرب سبکری وچون مونس بشیراز # ~~نزدیک شد سبکری پیش او فرستاد ومال شیراز که چهار بار هزار هزار درم ~~بوه # ~~بده بار هزار هرار درم قبول کرد ومونس این معنی عرضه داشت خلیفه ~~نمودوزیر # ~~بدان راضی نشد و مونس بمیل سبکری متهم کره ومونس از حرب سبکری مراجعت ~~PageV01P397 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0426.jpg) # # %~% ان422 # ~~با بغداد نمود. # فرستادن محمد بن جعفر العبرتائی (1) را باوصیف کامه وچند قاید دیگر # ~~بحرب سبکری وبعد از حروب که بین الفریقین واقع شد فرار سبکری ورفتن ببم # ~~وبقلعهآ بم متحمن شدن ورفتن محمد ین جعفر العبرتائی ببم وفرار نمودن ~~سبکری # ~~و رفتن به بیابان خراسان تربیت فرمودن متقدر خلیفه ابن الفرات وزیر راو ~~خلعت # ~~فرمودن و نواخت یاقتن که اجتهاد وسعی تمام نمود تاشیراز را مستخلص کمرد ~~. # دادن محمد بن جعفر العبرتائی اعمال فارس و کرمان را بفتح خادم محمد # ~~بن ابی الساج ومحمد بن جعفر مذکور بسبب جمالی که فتح داشت بدو مایل ~~بودی # گرفتن اجمد بن اسماعیل بن احمد السامانی سیستان را و گرفتار شدن # ~~محمد بن علی بن اللیث وسبکری وحکم فرستادن خلیفه پیش احمد بن اسماعیل ~~بن # ~~احمد السامانی که محمد بن علی بن اللین وسبکری را بدارالخلافه فرستد و ~~در # ~~آوردن ایشان بدارالسلام بغداد بدوپیل مشهر نشانده در شوال و مقتدر ~~خلیفه فرمود # ~~که دیگر باره ابن الفرات را خلعت دادند # فرستادن مقتدر خلیفه جهت احمد بن اسماعیل السامانی همراه رسولان او # ~~که محمد بن علی بن اللیث و سبکری را آورده بودند خلعتهاوهدایا وعطرها ~~وجواهر # وفات محمد بن جعفر العبرتائی - وفات فتح والی فارس وکرمان # دادن ایالت فارس و کرمان بحکم مقتدر خلیفه بعبدالله ین ابراهیم المسمعی # ~~سنه ثمان وتسعین وماتین. # وفات شیخ ابوالقاسم او ابوالحسن سمنون بن ms327 حمزه بن محب واو را از # ~~غایت محبت سمنون المحب خواندندی و او خود را سمنون الکذاب گفتی صحبت # ~~سری یافته بود واز اقران جنیدبود و او را در محبت مذهب خاص است واو ~~تقدیم محبت # ~~کرده است بر معرفت و بیشتری از مشایخ معرفت را برمحبت تقدیم دادهاند ~~واو PageV01P398 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0427.jpg) # ~~مجمل فصیحی # ~~تقدیم محبت برمعرفت کرده است و اومی گوید که محبت اصل وقاعدهآ راه خدای ~~تعالی # ~~عزاسمه است # نقلست که چون بحجاز رفت اهل فید (1) گفتند که ما را سخنی بگوی # ~~برمنبر شد وسخن می گفت مستمع نیافت روی باقنادیل کرد و گفت سخن محبت # ~~باشما میگویم در حال آن قبادیل در حر کت آمده بریگدیگر میامدند وپاره ~~پاره # ~~می شدند . # نقلست که یکروز در محبت سخن میگفت مرغی ازهوا فرود آمد وبرسراو # ~~نشست پس بردست اونشست پس بر کنار اونشست پس چندان منقار در زمین زد که # ~~ازمنقار او خون آمد و بطپید و بمرد (2) # گفت تصوف آنست که هیچ چیز ملک تونباشد وتو ملک هیچ چیز نباشی # ~~وفات شیخ ابوعثمان سعید بن اسماعیل بن منصور الحیری(3) النیشابوری فی ~~ربیع الاول # ~~واو ازری بود صحبت شاه بن شجاع کرمانی در یافته و بصحبت یحیی ین معاذ ~~رازی # ~~رسیده ودختر ابوحفص حداد در خانه اوبود و بعد از ابوجفص سی سال زنده ~~بود # گفت مرد کامل نشود الاوقتی که در دل وی چهار چیز برابر بود - منع - # ~~عطا - عز- ذل - ودر زمان اواتفاق کردند که دردنیا سه مردند که دراین ~~زمان ایشان # ~~را چهارم نیست عثمان حیری در نیشابور وجنید در بغدادوابو عبدالله جلاد ~~رشام و عبدالله # ~~الرازی گفت # ~~جنید ورویم و یوسف بن الحسین و محمدفضل وأبوعلی جرجانی و غیر ایشان را ~~از مشایخ # ~~بسی دیدم وهیچ کس ازمشایخ شناساتر بخدای تعالی ازابوعثمان حیری نبود ~~واظهار PageV01P399 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0428.jpg) ### | ستان222* # ~~تصوف در خراشان ازو بود و باجنید ورویم ویوسف بن حسین ومحمد فضل صحبت # ~~داشته بود واو راسه ms328 پیر بزرگوار بود اول یحیی بن معاذ رازی دوم شاه ~~کرمانی سیم # ~~ابوحفص حداد # کفت هنوز جوان بودم که ابوعثمان مرا ازپیش خود براند و گفت نخواهم # ~~که دیگر . بنزدیک من آئی من هبچ نگفتم ودلم نداد که پشت بروی کنم ~~وهمچنان # ~~روی سوی او باز پس رفتم گریان تااز چشم اوغایب شدم ودر برایر اوجائی ~~ساختم # ~~و سوراخی بریدم و از آنجا اورا میدیدم عزم کردم که از آنجا بیرون نیایم ~~مگر بفرمان # ~~شیخ وچون مرا چنان دیدو آن حال مشاهده کرد مرابخواند و مقرب گرد ~~انیدودختر # ~~خود بمن داد. # وفات احمدبن سعیدبن مسعود بن عصام ابوالعباس # آمدن ابونصر احمد بن اسماعیلبن احمدالسامانی بهرات ازما وراء النهر # سنه تسع وقسعین و هأثین8 # وفات شیخ ممشاه الدینوری من کبار المشایخ صحبت یحیی بن الجلاء ومن # ~~فوقه من المشایخ دریافته # وقیل سنه تسع و سبعین وماتین گفت ادب مرید آنست که لازم گرداند بر # ~~نفس خویش احترام مشایخ وخدمت پرادران وبیرون آمدن از اسباب ونگاه داشتن # ~~ادبها شریعت گفت تا دانستم که کارهای درویشان همه حقیقت باشد دیگر ~~باهیچ # ~~درویش مزاح نکردم که وقتی درویشی نزد ماآمد و کفت ایها الشیخ میخواهم ~~که # ~~مرا عمیدهآ کنی ناگاه برزبانم برفت که ارادت وعصیده (1) آن درویش روی ~~در # ~~بادیه نهاد ومیکفت اراهت و عصیده تادرهمان وفات یافت PageV01P400 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0429.jpg) # وفات لیث بن علی بفارس - جلوین پرادرا ومعدلبنعای بفارس وفات معدلین # ~~علی مذکور هم درین سال # ولانت المتقی بالله ابواسحاق ابراهیم بن احمد # وفات الحکیم ابوعلی مسکویه صاحب تجارب الامم و غیره . # ظ هور ابی محمد عبدالله:ن محمدبن عبدالله بن میمون بن محمدبن اسماعیل بن # ~~جعفربن محمدبن علی من حسین بن علی المرتضی واو اول اسماغیلیانست که ~~درمصر # ~~وافریقیه ومغرب خروج کرد ومدینه مهدیه درافریقیه او بنا کرد و در نسب ~~ایشان # ~~طمن کرده اند ودر سنه ثمان وسبعین وماتین آمد. # وفات ابوعمرو الحافظ النیسابوری المعروف بالخفاف الرئیس وهواحمدبن # ~~نصربن ابراهیم وله جلالة وریاسة ms329 وزهدا وعبادة وسخاء نفس وموته بنیسابور ~~وکان # ~~الناس یقولون فی شانه زین الاشراف ابوعمر والخفاف # وفات ابوعلی حسن بن عبدالله الخوافی الحنبلی # وفات ابوعبدالله محمدبن اسماعیل المغربی من کبارالمشایخ واصحاب التوف # ~~والطریقه توفی علی جبل الطور ودفن الی جنب شیخه علی بن زرین وعاش کل ~~واحد # ~~منهما مائة وعشرین سنه # وفات ابراهیم شیبان واورا صوبیست سال عمر بود. # وفات شیخ ابوعلی احمدالانطاکی . # خلع کردن مقتدر خلیفه که اورا باستخفاف تمام ازه ارالخلافه بیرون آوردند # ~~ویحبس فرستادند و محمدبن معتضد رابدار الخلافه آوردند و با او بیعت ~~کردند واورا # ~~القاهر باللةه لقب دادند و بازوک حاجب اوشد و روزد و شنبه هفدهم محرم ~~معارف راجهت بیعت # ~~احضارا کردند دراثناء این حال جمعی ازپیاه گان حشم بدر کوشک آمدند وبا ~~بازوک # ~~در مکالمه بودند نا گاه بازوک وابوالهیجا زااز اسب در انداختند و ~~بکشتند و سر های # ~~اپشان برنیزه ها کردند وبدارالخلافه آمدند وقاهررا مقهور کرده بهمان ~~محبس او PageV01P401 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0430.jpg) ### | وسان4299 # ~~باز فرستادند و مقتدر را از حبس بیرون آوردند وباز بیعت اورا تجدید ~~کردند و # ~~اورأ سه روز نکبت یود ودولت او باز ازسرجوان شد . # وزارت دادن مقتدر خلیفه بابوعلی علی بن مقله واضع خط وفات ابو محمد # ~~داود بن علی بن خلف الاصفهانی الفقیه واو مصنف کتاب الوصول الی معرفة ~~الاصول # ~~و کتاب الانذار وکتاب الانتصاراست ونظم مرغوب دارد # وفات ابویعقوب اسحاق بن حنین الطبیب - وفات ابوعلی بن سیبویه # گرفتن مقتدر خلیفه ابن الفرات الوزیررا ومصادره کردن و بزشت ترین # ~~وجهی پرده حرمتیان او گرفتند و مو کلان درسرای او بنشاندند و مدت وزارت ~~اول # ~~ابن الفرات سهسال وهشت ماه و سیژده روزبود و ابن ثوابه بااو مناظره کرد ~~ودر اثناء # ~~مناظره اورا دشنام داد وجوابهای سخت گفت واین سخن باخلیفه گفتند ~~اجازتداد # ~~که باابن الفرات عقوبت کنند ابن ثوابه اورا بند کرد واز جمله عقوبات که ~~با او کرد # ~~چهار ساعت بابند اورا در آفتاب بداشتند بدر حرمی ms330 این صورت بامقتدر بگفت ~~مقتدر # ~~با ابن ثوابه بدشد و بفرمود تا ابن الفرات راسو گند دادند که چیزی دیگر ~~نذارد و # ~~اورا دیکر زحمت ندادند # دادن مقتدر خلیفه وزارت را با بوعلی خاقانی و اواز بسیاری تعظیم که ~~بامردم # ~~کردی ودست بزسینه نهادی اورا دق صدره لقب نهاده بودند و پیشتر حسین بن ~~ابی # ~~البغل وحسن برادر اوراجهت مناظره ابن الفرات طلب کرده بودند حسین تصور # ~~کرد که اوراجهت وزارت طلبیدهاند واین خبر بخاقانی رسید وبا خایفه گفت ~~که # ~~کارهانه برنهج استقامت میرود خلیفه پرسید که چرا شهرت وزارت ابن ایی ~~البغل را # ~~بعرض رسانید (8) حکم شد که حسین وحسن بن ابی البغل را از بغداه بیرون ~~کنند PageV01P402 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V01_0431.jpg) # # «مجمل فصیحی* %~% %~% (405) # ~~وام موسی القهرمانه حمایت ایشان پیش خاقانی بکردوخاقانی ازسخن ام موسی ~~تجاوز # ~~نتوانست کرد اعمال وضیاع اصفهان بحسین بن ابی البغل داد واعمال صلح ~~ومنازل # ~~برادرش حسن تاام موسی القهرمانه راضی شد . # ~~دادن دیوآن بریدواشراف وزیر واصحاب دوآوین وقضاة واصحاب شرطه بشفیع ~~لؤلؤ # وفات ابوبکر محمدبن داوود الاصفهانی امام اصحاب الظاهر وکان فقیها # ~~ادیبا شاعرا ظریفا . ### | پایان PageV01P403 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0002.jpg) # ~~ال ابونص احمدبن اسماعیل بن احمد السامانی برهست غلامان خودکار # ~~بیست وسیم جمادی الاخره مدت پادشاهی اوسه سالوسه ماه بود # ~~جلوس ابوالحسن نصربن احمدین اسماعیل بن احمد السامانی # ~~وفات شیخ ابومحمد بغداهی - وفات عبدالله بن عبدالله بن طاهر ذوالیمینین # ~~وفات عبدالله بن محمد القایم بالاندلس # ~~رستادن مقتدر بمکهآ مبارک که عای بن عیسی را بیاورند جهة وزارت # ~~ازل عبدالله بن ابراهیم المسمعی ازعمل فارس بحکم مقتدر خلیفه # ~~ادن عمل فارس بحکم مقتکار خلیفه بپدر حمامی که متقلد عمل اصفهان بود # # 4e *4 ### | 7655 PageV02P002 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0003.jpg) # ~~دادن مقتدر خلیفه عمل اصفهان را بعلی بن وهسوهان الدیلمی - ولادت محمد ~~بن # ~~احمدین اسماعیل بن عیسی ابوالحسن المعروف بابن السمعون الواعظ # وفات محمدبن هرمز المعروف بالمولی الصندلی کان شیخا کبیرا من اهل # ~~سجستان ولکن کان خارجی المذهب وکان قداقام ببخارا وکان اهل ms331 سجستان ~~یومئذ # ~~من المتقادین # طلب داشتن ابوالهیثم عباس بن ثوابه را که با ابن الفرات مناظره کند و او # ~~در موصل بحکم ابن الفرات در بندبوه اورا بحکم خاقانی وزیر آوردند ~~ودیوان # ~~مصادرات وضیاع فراتیه وعباسیه بدوداه و مناظرهآ ابن الفرات و کتاب ~~اوبکره و در # ~~عقوبت ایشان بهمه غایتی برسید و بندوغل برابن الفرات نهاد # مقرد کرهن توفیر عمل و اسط و نواحی برحامدین ابوالعباس که چهار سال آن # ~~عمل داشت برمبلغ دویست وچهل هزار هینار وچهار صد کسر (1) جوبوزن معدل # ~~بجهت قضیم چهار پایان الکر الفان وثمان مائه واربعین منا عنداهل العراق # سنه احدیو ثلشمائه # وقات شیخ یوسف بن اسباط واو از زهاد وعباد متصوفه بود # ~~و در آن زمان بزهداو کسی نبود ودر مراقبه و محاسبه کمالی داشت و معرفت ~~و حالت # ~~خود پنهان داشتی وریاضت بسیار کشیدی وازدنیا انقطاع کای داشت و اورا ~~کلمات # ~~شافی است وبسیار مشایخ کبار را دیده بود # نقلست که هفتاد هزار درم میراث یافت هیچ از آن نخورد و برک خرما میبافت # ~~واز مزد آن قوت میساخت گویند چهل سال برو بگذشت که اورا پیراهن نوی ~~نبود # شبلی کفت ازیوسف اسباط پرسیدند که غایت تواضع چیست گفت آنک از ~~PageV02P003 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0004.jpg) # ~~خانه بیرون آئی هر که را بینی چناندانی که بهتر ازتست # ~~کسی پرسید در جمع و تفرقه گفت جمع کردن دل است در معرفت و تفرقه متفرق ~~گردانیدن # ~~در احیوال - گفت نماز جماعت برتو فریضه نیست و طلب حلال بر توفریضه است # وفات شیخ ابوالخیراقطع مغربی از کبار مشایخ بودو اشرف اقران و ستودهآ # ~~همه بودواو را آیات و کرامات و ریاضات (1) بسیارست وصاحب فراستی عظیم ~~بوده # ~~است با ابن الجلا (2) صحبت داشته وسباع وهوام (3) باوی انس گرفته و ~~باشیر و # ~~اژدها هم قرینی کرد و یهایم بسیار پیش او آمدندی گفت در کوه لبنان بودم ~~شخصی می # ~~آمد وهر که را میدید(4) دیناری بر دستش می نهاد یکدینار بمن ms332 داد پشت ~~دست پیش # ~~او 51) داشتم ودر کنار رفیقی انداختم پس بشهر آمدم وچنان اتفاق افتاد ~~که بی # ~~وضو کراسهآ برد اشتم واز آن دو حر کت عظیم بیجان ولرزان بودم تاروزی ~~دربازار # ~~میگذشتم بااصحاب چون شوریدهآ مگر جماعتی دزدی کرده بودند ودرمیان بازار # ~~گریخته وهمهآ خاق بهم بر آمده مردم درصوفیان آویختند گفتم مهتر ایشان ~~منم ایشانرا # ~~خلاص دهید که ره ززمنم وبامریدان گفت که «21 هیچ مگوئید اورا ~~ببردندودستش # ~~ببریدند وچون معلوم شد که او کیست آن امیر که حکم کرده بود گفت آه آتش # ~~در مازدی گفتم با کی نیست که دستم خاین بود و مستحق قطع، گفت چه کرده ~~بودی # ~~گفت درم لشکری بدستم رسید و دستم از آن پا کتثر بود و یکباربی وضو ~~هصحفی گرفتم # ~~و آن ازدست من پاکتر بود و نیز گویند که آکله دردست اوافتاد اطبا گفتند ~~دست او # ~~بباید برید بدان رضا نداد مریدان گفتند وقتی که در نماز باشد بباید ~~برید که او # - هوام ع کشداد شیربیشه وبفتح اول وثانی وتشدید میم بمعتی خشرات الارض ~~مثل مار PageV02P004 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0005.jpg) # ~~راخبر نبوه چون نماز تمام کره دست خودبریده یافت و اورا بدین جهت اقطع ~~گفتند # ~~قتل ابوسعید حسن بن هرام الجبایی که اواز قرامطه بود و برهجر مستولی ~~شده بود # ~~خادم صقلابی داشت صقلابی اورا بکشت و یکیک از نواب اورا میخواند که ~~ابود عید ترا # ~~طلب میکند و میکشت تاچهار کس را بکشت و پنجم را طلب کره چون کشتگانرا # ~~بدید فریاد کرد مردم جمع شدند و صقلای را بکشتند و پسرا بوسعید سلیمان ~~بن الحسن # ~~کنیته ابوطاهر بر جای او بنشست # ارفتن مقتدر خلیفه ابوعلی خاقانی و دوپسر او عبدالله و عبد الواحد را # ~~و ابن ثوابه و یحیی بن ابراهیم المالکی واحمدو محمد پسران سعید وسعیدین ~~عثمان # ~~النفاط وهمه رابند کردند و ببدر حمامی سپردند در روز دوشنبه دهم حرم ~~الحرام # دادن مقتدر خلیفه وزارت بعلی بن ms333 عیسی که فرستاده اورا ازمکه مبارک آورده # ~~بود وخاقانی وجمعی را که گرفته بود بدرتسلیم کردند واو ایشانر ~~اتحمیلهای کران # ~~کرد فراخور حال هر کس و ازیشان بستاند # نامه نوشتن علی بن عیسی بعمال بعداز آنکه شغل وزارت بدومفوض شد # بسم الله الرحمن الرحیم # ~~سبیل تو آنست که هر متظلمی که پیش از نوروز نزدیک تو آید و رفع کند که ~~غله او # ~~را آفت رسیده در کشف حال اواعتماه بر استوار ترین ثقات و راست گوی ترین ~~کفات # ~~خود کنی تاکار او (ترا) (1) روشن شوه پس از آن ظلم ازو از داری وانماف ~~جای # ~~آوری و در مظ لم هرچه در آن حسبتی باشد احتسابدر آن و اجبدانی وخراج ~~بستانی # ~~چنانچه اقویارادرآن محابا نکنی وبر ضعفا حیف ننهی و آنچه درین ~~(معنی]11) کنی # ~~چنان کنی که ظاهر ومشهور باشد وعدل بررعیت بآن تمام شوه ان شاء الله # وفات علی بن محمد بن نعربن یسام الشاعر وقیل سنه اثنی و ثلثمائه ~~PageV02P005 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0006.jpg) # وفات عبدالله بن حیه المحدث ببغداد - شهاهت ابوالمغیث جسین بن منصور # ~~الحلاج ودر واقعهآ اوشیخ فریدالدین عطار در تذکرة الاولیا سخنان گفته ~~وابوعلی # ~~مسکویه درتجارب الامم بنوعی نقل کرده هردونقل را انتخابی کرده نوشته شد # شیخ فرید الدین عطار در تذکرة الاولیا (1) # ان قتیل الله فی سبیل الله آن شیر بیشه تحقیق آن شجاع صفدر صدیق آن # ~~غرقه دریای مواج شیخ ابومغیث حسین بن منصور حلاج رحمه الله کار او ~~کارعجب بود # ~~و نیز واقعات غریب خاص او را بود که هم در غایت سوز واشتیاق بود و در ~~شدت # ~~لهب فراق مست و بیقرار و شوریدهآ روزگار و عاشق صادق و پاک باز و جدی و # ~~وجدی و جهدی عظیم داشت وریاضت و کرامت عجب * عالی همت ورفیع قدر بود # ~~و او را تصانیف بسیارست بالفاظی مشکل و فصاحت و بلاغتی داشت که کس ~~نداشت # ~~و وقت و نظر و فراستی داشت که کس را نبوه ms334 و اغلب مشایخ کبار در کار او ~~ابا # ~~کردند و گفتند اورا در تصوف قدمی نیست مگر عبدالله خفیف و شبلی و ~~ابوالةاسم # ~~قشیری و جملهآ متاخران الا ماشاء الله که او را قبول کردند وسلطان ~~طریقت # ~~ابوسعیدابوالحیر وشیخ ابوالفاسم الگر گانی وشیخ ابوعلی فارمدی و امام ~~ابویوسف # ~~الهمدانی در کار اوسیری داشتند و بعضی در کار اومتوقفند چنانک استاد ~~ابوالقاسم # ~~قشیری میگوید که اکر مقبول بوه برد خلق مردوه نگردد و اکر مردود بود # ~~یقبول خلق مقبول نشود و باز بعضی او را بسحر نسبت کردند و بعضی ازاصحاب # ~~ظاهر او را بکفر منسوب کردند و بعضی گویند که او از اصحاب حلول بود و # ~~بعضی گویند توآی با لحاد داشت # اما هر که بوی توحید بوی رسیده است هرگز او را خیال حلول والحاد # ~~نتواند افتاه و هر که این سخن گوید (خود) (2) سرش از توحید خبر ندارد و # 1- سیاق مطلب و هم عبارت مانسخه تصحیح مرحوم علامه قزویی اختلافات دارد ~~PageV02P006 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0007.jpg) # ~~شرح این طولی دارد و این کتاب جای آن نیست اما جماعتی از زنادقه بوده ~~اند # ~~در بغداد چه در خیال حلول و چه در مذهب الحاد که خود را حلاجی گفتهاند ~~و # ~~نسبت بدو کرده و سخن او فهم ناکرده بکشتن و سوختن تقلید محض کردهاند # ~~چنانکه دو تن را در بلخ این واقعه افتاد که حلاج را ، اما تقلید درین ~~واقعه شرط # ~~نیست بعضی گویند حسین منصور حلاج دیگر ست و حسین منصور ملحد دیگر که # ~~استاد محمد ز کریا بود و رفیق ابوسعید قرمطی و آن حسین ساحر بوده اما ~~حسین # ~~منصور از بیضاء فارس بود و در واسط پروده شده بود عبدالله خفیف گفته ~~است که # ~~حسین منصور عالم ربا نیست و شبای گفته است من وحسین حلاج یک چیزیم ~~امامر # ~~بدیوانگی نسبت کردند خلاص یافتم و حسین را عقل او علاک کرد اگر مطعون # ~~بودی این دویزرک در حق او ms335 این نگفتندی و ما را چنین دو گواه تمام است و ~~پبوسته # ~~سنت بود که این سحمن ازو پیداشد اما بعضی مشایخ او را مهجور کردند نه ~~از جهت # ~~مذهب ودین بود از آن بود که ناخشنودی مشایخ از سر مستی او را این بار ~~آورد # ~~چنانکه اول بتستر آمد پیش سهل عبدالله و دو سال در خدمت و صحبت او ~~بودپس # ~~عزم بغداد کرد و اول سفراو در هژده سالگی بود پس ببصره شد و بعمر و بن ~~عثمان # ~~مکی پیوست و هژده ماه در صحبت او بود پس یعقوب اقطع دختر بدو داد بعد ~~از آن # ~~عمرو بن عثمان ازوی بر نجید از آنجا ببغداد آمد جنید او را بسکوت و ~~خلوت فرمود # ~~چند کاه بصحبت او صبر کرد پس قصد حجاز کرد یکسال آنجامی بود و باز ~~ببغدا # آمد از جنید مسایل پرسید جوابش نداد و گفت زود باشد که سر چوب پار # سرخ کنو # نقلست که یکی نزدیک او آمد عقری دید که کرد او میگردد قصد کشتن # او کره حلاج کفت که دست از وی بدار که دوازده سال است که او ندیم ماست ~~PageV02P007 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0008.jpg) # 8) # ~~و کره ما میگرده # نقلست که رشید خرد سمرقندی عزم کعبه کرد و در راه مجلس میگفت # ~~روایت کرد که حلاج با چهار صد صوفی روی ببادیه نهاه چون روزی چیزی ~~نیافتند # ~~حسین را گفتند که ما را سر بریان میباید گفت بنشینید دست در هوا میکره ~~وسر # ~~بریانی با دو قرص نان بیکی میداد چهار صد سر بریان و هشتصد قرص(نان) ~~(1) # ~~بداد بعد از آن گفتند ما را رطب میباید برخاست (2) و گفت مرابیفشانید ~~او را # ~~بیفشاندند رطب از وی میبارید تا سیر بخوردند پس در راه هر جا که پشت ~~بخاربنی # ~~باز نهاد رطب بار آورد # نقلمت که طایفهآ دربادیه او را گفتند ما را انجیر میباید دست در هوا کرد # ~~و طبقی انجیر تازه پیش ایشان ms336 نهاد # نقلست که یک باراورا در بادیه حلوا خواستندطبق حلواء شکر پیش ایشان نهاد # ~~و گفتند این حلواء باب الطاق بغداداست حسین گفت پیش ما چه بادیه چه ~~بغداد # ~~نقلست که در بادیه چهار هزار آدمی با وی بود (3) برفت تا کعبه و ~~یکسالدر # ~~آفتاب گرم برابر کعبه برهنه بایستاد (4) تا روغن از اعضاء اوبر آن ~~سنگها میرفت # ~~و پوست او بازشد و اواز آنجانجنبید و هر روز قرصی بیاوردندی و بدان ~~کنارها افطار # ~~کردی پس در عرفات گفت یا دلیل المتحیرین وچون دید که هر کس بدعا مشغول # ~~بودند او سر بر تل ریک نهاه و نظاره میکرد چون همه باز گشتند نفسی بزد ~~و # ~~گفت پارشاها عزیر اپا کت دانم و پاکت گویم از همه تسبیح مسبحان وازهمه ~~تهلیل # ~~مهللان و از همه پندار صاحب پنداران الهی تومیدانی که عاجزم ازمواضع ~~شکر توبجای # 1- کلمه میان پرانتز . از نسخه ل ساقط شده # 1- در نسخه ل ون برخواست # 3- بود از نسخه ن ساقط شده PageV02P008 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0009.jpg) # ~~من شکر کن که شکر آنست و بس # نقل است که یکروزدر بادیه ابراهیم خواص را گفت در چه کاری گفت # ~~در مقام تو کل تو کل درست میکنم گفت همه عمر در عمارت شکم کردی که در # ~~توحید فانی خواهی شد یعنی اهل تو کل درنا خوردن بوند از حلاج پرسیدند ~~از # ~~صبر گفت صبر آنست که دست و پای ببرند و ازدار در آویزند و عجب آنکه این # ~~همه با او گردند # نقلست که شب اول (1) که او را در زندان کردند او را طلب کردند در # ~~زندان نیافتند شب دوم زندان و اورا نیافتند شب سیم او را در زندان ~~دیدند گفتند شب # ~~اول کجابودی وشب دوم زندان و تو کجا بودید گفت شب اول من بحضرت بودم ~~وشب دوم # ~~حضرت اینجا بود از آن هر دو غایب بودیم شب سیم باز فرستادند مرا برای ~~حفظ # ~~شریعت بیایید و کار خود ms337 کنید # نقلست که در شبا روزی در زندان هزار رکعت نماز کردی گفتند میگوئی # ~~که من حقم این نماز کرا میکنی گفت ما دانیم قدر ما # نقلست که در زندان سیصد کس بودند چون شب در آمد گفت ای زندانیان # ~~شما را خلاص دهم گفتند چرا خود را خلاص ننیدهی گفت در بند خداوندیم جل # ~~جلاله و پاس[سلامت میداریم اکرخواهیم بندها را ازهم بیک اشارت بگشاییم ~~یس به # ~~انگشت اشارت کردهمه بندهاازهم (2) بگشاد و فروریخت ایشان کفتندا کنون ~~کجارویم # ~~که درزندان بسته است اشارتی کرد رخنها پدید آمد گفت سرخود گیرید گفتند ~~تو نمیآئی # ~~کفت مارا با اوسریست که جز بر سردار نمیتوان گفت(3) اوراد یگر روز ~~گفتند زندانیان # ~~کجارفتند گفت آزادشان کردم گفتند توچرا نرفتی کفت حق عزشانه را باماعتا ~~بیست PageV02P009 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0010.jpg) # ~~این سخن بخلیفه رسید گفت فتنهآ خواهد ساخت او را بکشید یاچوب زنید تا ~~ازاین # ~~سخن بر گرده سیعد چو بش زدند بهر چوبی آواز آمد بزبان فصیح که لاتخف یا ~~ابن منصور # ~~عبدالجلیل صفار گوید اعتقاد من درآن چوب زننده بیش بود که اعتقاد درحق ~~حسین # ~~منصور از آنک تا چه قوت داشته است در شریعت که چنان آواز صریح میشنید و # ~~دستش نمی لرزید و هم چنان میزد پس دیگر بار حسین را بردند که بردار ~~کنند صد # ~~هزار آدمی گرد آمده بودند او چشم گره میآورد و میگفت حقحق انا الحق . # نقلست که درویشی درین میان از حسین منصور پرسید که عشق چیست گفت # ~~امروز بینی و فردا بینی وپس فردابینی آن روزش بکشتند وروز دیگرش ~~بسوختند # ~~و سیم روزش بباد برداه ندیعنی عشق اینست . # پسرش گفت مرا وصیتی کن گفت چون جهانیان در اعمال کوشند تو در # ~~چیزی کوش که ذرهآ از آن به از مدار اعمال جن وانس و آن نیست الاعلم ~~حقیقت # ~~نقلست که در راه که بپای دار میرفت خرامنده و دست اندازان و عیار وار ~~میزفت # ~~باسیزهه بند ms338 گران گفتند این خرامیدن چیست گفتزیرا که بنحر گاه میروم و ~~نعره # ~~میزد و میگفت : # ~~ندیمی غیرمنسوب الی شیئی من الحیف سقانی مثل ما یشرب کفعل الضیف ~~بالضیف # ~~فلما دارت الکأس دعا بالنطع والسیف کذا من یشرب الراح مع التنین فی ~~الصیف (1) # گهت حریف من منسوب نیست بحیف بداه شرابی چنانک مهمان مهماندار # ~~را چون دوری چند بکشت شمشیر و نطع خواست چنین باشد سزای کسی که با # ~~اژدها در تموز خمر خورد و چون بزیر دارش بردند بباب الطاق قبله بزد و ~~پای بر # ~~نردبان نهاد گفتند حال چیست گفت معراج مردان داراست پس میزری بر میان # ~~داشت و طیلسانی بردوش دست بر آورد و روی بقبله مناجات کرد و گفت آنچه # - در ند گرها ونی بالصیف PageV02P010 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0011.jpg) # ~~خواست بیافت پس برسر دار شد. # نقلست که مریدان او گفتند چه گویی در حال ما که مریدانیم و آنها # ~~منکرند و ترا سنگ خواهند زد گفت ایشانرا دو ثوابست و شما را یکی از ~~آنکه # ~~شمارا بمن حسن ظنی بیش نیست و ایشان از قوت توحید بصلابت شریعت می ~~جنبند # ~~و توحید در شرع اصل بود و حسن ظن فرع # نقلست که گفت بجوانی بزنی که بر بامی بود نگریسته بودم هر که که # ~~چنان بر نگرد چین فرو نکرد # نقلست که شبلی در مقابله منصور بایستاد و آواز داد که اولم ننهک عن - # ~~العالمین و کة ما التصوف یا حلاج گفت کمترین اینست پسرهر کسی سنگی می ~~انداختند # ~~شبلی موافقت را گلی بینداخت حسین منصور آهی کرد گفتند از این همه سنگ # ~~هیچ آه نکردی از گلی آه کردی چه معنیست گفت آنها نمیدانند معذورند ازو # ~~سختم می آید پس دستش جدا کردند خندهآ زد گفتند چیست گفت از آدمی بسته ~~دست # ~~باز کردن آسان است مرد آنست که دست صفات که کلاه همت ازتا ک عرش بر ~~میکشد # ~~قطع کند پس پایهایش ببریدند تبسمی کرد و گفت ms339 بدین پای سفر حال میکردم # ~~قدمی دیگر دارم که هم اکنون سفر هردو عالم بکند گفت اکر توانید آن قدم # ~~بریدپس دودست بریده خون آلود با هردوساعد بر روی می مالید وروی خود خون # ~~آلود میکره گهتند چرا چنین کردی گفت خون بسیار از من رفته رنگ رویم زرد # ~~شده باشد خون در روی مالیدم تا در نظر شما سرخ روی باشم که گلغونه ~~مردان # ~~خون ایشان است گفتند اگر روی را بخون سرخ کردی ساعدرا چراکردی گفت # ~~وضو میسازم گفتند چه وضو گفت رکعتان فی العشق لایصح وضوهماالا پالدم پس # ~~چشمهایش بر کندند قیامتی از خلق برخاست خواستند که زبانش ببرند گفت ~~چندانی # ~~صبر کنید که سخنی بگویم پس روی سوی آسمان کردو گفت الهی بدبن رنج که ~~برای # ~~تو برمن میبرند مجرمشان مگردان و ازین دولتشان بی نعیب مکن الحمدالله ~~که PageV02P011 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0012.jpg) # ~~دست و پای من بریدند در راه تو و اگر سر آزتن باز کنند در مشاهده جلال ~~تو ب # ~~سر دار باز میکنند پس گوش و بینی ببریدند و سنگ روان کردند عجوزه # ~~بار کوه در دست می آمد چون حلاج را دید گفت محکم بزنید تا این حلاجک ~~رعنا را # ~~باسخن خدای تعالی چه کار پس آخرین سخن منصور این بود که حب الواحد ~~افراد # ~~الواحد پس این آیت بخواند یستعجل بها الذین لایومنون بها والذین آمنوا ~~مشفقون # ~~منها و یعلمون انها الحق واین آخر کلام او بود پس زیانش ببریدند ونماز ~~شام # ~~بود که سرش ببریدند درمیان سرریدن تبسمی بکره و جان بداد مردمان خروش # ~~کردند و حسین گوی قضا بپایان برد و از یک یک اندام او آواز اناالحق می ~~آمد # ~~روز دیگر گفتند که این فتنه بیش از آن خواهد بوه که در حیوة او بود پس # ~~اعضاء او بسوختند از خاکستر او آوازانا الحق می آمد چنانک در وقت قتل ~~او هرخون # ~~که میچکید نقش اللهظاهر میشد حسین منصور خادم ms340 را گفته بوه که چون ~~خاکستر # ~~من بدجله اندازند آب قوت گیرد چنانک بغداد را بیم غرق. بود باید کان ~~ساعت # ~~خرقه مرا بلب دجله بری تا آب بقرار رود پس روز سیم خاکستر حسین منصوررا # ~~در دجله بآب دادند همچنان آوازانا الحق می آمد و آب قوت گرفت خادم خرقه ~~شیخ # ~~را بلب دجله برد آب بقرار رفت وخاکستر خاموش شد پس آن خاکستر را جمع # ~~کردند و دفن کردند و کسی از اهل طریقت را این فتوح نبود یکی از بزرگان # ~~گفت که من شب در پای دار منصور بودم هاتفی آواز داد که اطلعناه علی سر ~~من # ~~اسرار نافافشی سر نافهذا جزاء من یفشی سرالملوک شبلی کفت حسین منصور را # ~~بخواب دیدم گفتم خدای تعالی با این قوم که ترا یکشتند چه کمرد گفت رحمت ~~کرد # ~~انک برمن شفقت کره و مرا بدانست از بهر حق تعالی کرد و انک عداوت کرد و # ~~مرا ندانست از بهر حقتعالی کرد برهردو قوم رحمت کره بزرگی بخوابش دید ~~در # ~~قیامت ایستاده جامی در دست و سر برتن نه کفت این چیست کفت او جام بدست # ~~سربرید کان مپدعد. PageV02P012 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0013.jpg) # نقلست که چون اورا بردار کردند ابلیس بیامد و گفت یک انا تو گفتی و # ~~بکی من چونست که از آن تو رحمت بار آورد و از آن من لعنت حسین منصور # ~~گفت از آنک تو بادرخود بردی و من از در خود دور کردم (مرا رحمت آمد و ~~ترا # ~~لعنت تابدانی که منی کردن نیکو نیست و منی از خود دور کردن) «1» بغایت # ~~نیکوست تا اینجا سخن شیخ عطار است ازینجا سخن حکیم ابوعلی مسکویه است # ~~که از تاریخ تجارب الامم که تصنیف اوست مجمل آن نقل افتاده از احوال ~~حسین منصور # ~~گرفتن ابو مغیث حسین بن مصنور الحلاج و خال فرزندان او را و ایشانرا بر ~~شتر # ~~نشاندند و بفضیحت در بغداد آوردند و او و خال ms341 فرزندان او را بره و ~~جانببغداد # ~~زنده بیاویختند که او دعوی الهیت کرده بود و گفته که لاهوت در اشراف ~~الناس # ~~حلول کند و قیل سنه سبع و تسعین و ماتین وقیل سنه تسع و ثلثمایه و بعد ~~از آن # ~~مقتدر خلیفه فرمود که با او مناظره کنند با او گفتند که گفتهآ که من ~~مرده # ~~زنده میکنم و پریان خدمت من میکنند و هر چه مرا آرزو باشد بمن می آورند ~~و # ~~من از معجزات انبیاء هر چه خواهم به کنم و جمعی برین سخنان گواهی دادند # ~~منصور برین معنی جحود کرد و ایشانرا دروغ زن داشت و گفت اعوذ بالله که ~~من # ~~دعوی ربوبیت و نبوت کنم اما من مردی ام که خدایرا پرستم عز ذکره وروزه ~~بسیار # ~~دارم و نماز بسیار کنم و بیرون افعال خیرچیزی دیگر ندانم حامد بن ~~ابوالعباس وزیر # ~~ابوعمر وقاضی را طلب کرد وابوجعفر بن بهلول القاضی و جماعتی از وجوه ~~فقها و شهود # ~~حاضر کرد وازیشان در کار او فتوی خواست همه گفتند تا انوقت که نزدیک ~~مابروچیزی # ~~درست نشود که موجب قتل او باشد ما حکم بقتل او نگنیم و فتوی بقتل ~~اوندهیم # ~~حلاج راه و نام بوه یکی ابوالمغیث حسین بن منصور دوم محمد بن احمد ~~الفارسی # ~~المقتدر بالله او را پیش وزیر علی بن عیسی فرستاه که با او مناظره کند ~~عای بن # ~~عیسی با اوخطای ازسره رشتی بکرد حلاج پیشترشد و علی بن عیسی را گفت هم ~~اینجا PageV02P013 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0014.jpg) # ~~که رسیدهآ بایست و برین میفزای والازمین را بگویم تاترا فروبرد علی بن ~~عیسی از مناظره # ~~او بترسید و از مناظره او استعفا کرد او را بنزدیک حامد بن ابوالعباس ~~وزیر آوردند # ~~و عورتی بنت سمری نام که زن پسر حلاج بود بیاوردند وحامد بن ابو العباس # ~~از و تفحص احوال و استفسار کار حلاج کرد گفت چون من نزدیک حلاج شدم مرا # ~~چیز بسیار بخشید و گفت ms342 پسر که (1) بنیشابور است ترا بدوخواهم داد و او ~~را # ~~وصیت کردهام که ترا نیگو دارد هر گاه که از و چیزی مکروه بتو رسد یکروز # ~~روزه دار و آخر روز بر بام شوو بر خاکستر و نمک بایست و روزه بکشای ~~وروی # ~~بجانب من کن و آنچه ترااز پسرم نه موافق آمده باشد یاد کن که من شنوا و ~~بیناام # ~~دیگر گفت روزی با دختر حلاج پیش او میرفتم چون بنزدیک رسیدیم دختر او # ~~مرا گفت سجده کن من گفتم بغیرالله تعالی کسی دیگر را سجده توان کرد ~~حلاج # ~~بشنید گفت نعم اله فی السماء واله فی الارض دیگر گفت روزی مرا بخواند و ~~اودر # ~~خانه بر سر بوریایی نشسته بود مرا گعت آن بوریا بر گیر وهر چه ترا باید ~~بردار # ~~من بوریا را بر گرفتم خانه پر درست زر بود (2) من از آن بهر اسیدم در ~~میان # ~~کتابهاء حلاج مکاتبات یافتند که با صحاب خود نوشته بود که مردم را دعوت ~~چون # ~~کنند و ایشان را چهفرمایند و از جایی بجایی و از مرتبهآ بمرتبهآ چون ~~رسانند تا آن # ~~غایت که بغایت قصوی رسند و جوابهائی که بدو نوشته بودند بلفظهائی که ~~ایشان # ~~دانند که چه بیکدیگر نوشته بودند. # دیگر موکلی که بر حلاج گماشته بودند که اورا محبوس میداشت هرروز # ~~طبقی آش میبرد که حلاج بخورد غلام خود را طبق آش داده فرستاد که پیش ~~حلاج # ~~برد غلام چون آش برددید که خانه ازحلاج چنان پرشده بود که مجال طبق ~~نهادن # 1- نسخدن که در نیشابور است # 2- درست بضم اول وثانی . ، . بمعنی درهم ودینار وزری باشد که باشر فو # اشتهار دارد «برهان قاطع » PageV02P014 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0015.jpg) # ~~غلام بترسید و او را تب گرفته و طبق بیفکند و مدتی بیمار بود # دیگر حامد بن ابوالعباس وزیر مکتو بی از حلاج بیافت که بیکی از مریدان # ~~نود نوشته بود که مردم چون خواهد که حج کند و اسباب آن اورا ms343 میسر نشود ~~باید # ~~که در سرای خود خانه مربع بکند و آنرا از همه نجاست پاک دارد و هیچ کس ~~ر # ~~ر آنجا نگذارد و چون ایام حج در آید گرد آن بنا طواف کند و مناسکی ک # ~~سمست و بمکه گذارند بگذاره و سی یتیم را بیاورد و نیکوترین طعامی که # ~~ادست دهد بسازد و ایشانرا بدان خانه برد و طعام پیش ایشان نهد و بنفس ~~خویش # ~~خدمت ایشان بکند و دست ایشان بشوید و هر یکی را پیراهنی در پوشدو هفت ~~درهم # ~~یاسهدرهم بدهد که چون چنین بکند او را بجای حج بایستد بوعمرو قاضی از ~~حلاج # ~~برسید که تو این از کجا نوشتهآ حلاج گفت از کتاب اخلاص که حسن بصری # ~~کرده است بوعمرو گفت دروغ میگوئی ای کشتنی که خون تو حلال است که م # ~~کتاب الاخلاص بمکه شنیدهایم و در ان این که تو نوشتهآ ندیده ایم چون ~~بوعمرو # ~~قاضی حلاج را کشتند کفت حامد بن العباس مبالغه کرد که تو حلاج را کشتنی # ~~گفتی همین صورة را بنویس بوعمرو مخالفت وزیر نتوانست کرد فتوی بنوشت # ~~وفقها که حاضر بودند بنوشته دحلاج گفت الله الله درخون من مشوید که ~~مذهب من مذهب # ~~سنت است و مرا در سنت کتابهاست و در دست و راقان یافت شود او این سخنان # ~~میگفت و بخون اوفتوی می نوشتند چون فتوی نوشته شد حامد بن ابوالعباس که ~~وزیر # ~~بود فتوی گرفته پیش مقتدر خلیفه برد خلیفه حکم کرد که حلاج را بمحمدبن ~~عبدالصمد # ~~صاحب شرطه بسپارند که هزار تازیانه بزند که بمیرد و الاکه نمیرد دو دست ~~و # ~~دو پای او بیرون کنند و مثله کرده گردنش بزنند و سر او را بیاویزند و ~~جث # ~~او را بسوزانند حامد بن ابوالعباس صاحب شرطهرا طلب کرد و توقیع مقتدر ~~برو # ~~خواند و بفرمود تا جلاج را ببرد و فرمان مقتدر در باب او بامضاء رساند ~~شرطه گفت # ترسم که اورا ms344 از من جماعة مریدان و معتقدان او باز ستانند بر آن اتفاق ~~گردند که PageV02P015 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0016.jpg) # ~~نماز خفتن در میان جمعی بنوعی که او را کسی نداند ببرندوحامد بن ~~ابوالعباسر # ~~وزیر صاحب شرطه را گفت که وصیت بکنم که بهیچ وجه سغن او نشنوی # در شب سهشنبه را بع عشر ذیحجه سنه مذکوره حلاج را برحبه 412 بردند و # ~~جلادر ابرحبه مجلس طلبیدندو صاحب شرطه 2، گفت تا اوراهزار تازیانه بزد ~~که نه آهی # ~~کردونه عفوی خواست چون تازیانه بششصد رسید صاحب شرطه را گفت مراپیش خود # ~~خوان که نصیحتی دارم صاحب شرطه گفت مرا گفته اند که سخن تونشنوم حلاج ~~خاموش # ~~شد تاهزار تازیانه بزدند و چهار دست وپای او ببریدند و بینی او ببریدند ~~و گردن او # ~~او بزدند و سراورا در جسر بیا ویختند وجثه اورا سوختند وخا کستر اودرشط ~~ریختند # ~~و بآخر سراو بغراسان فرستادند واصحاب او گفتند که آنرا که میزدند دشمن ~~حلاج # ~~بود وحلاج شبه خود برو انداخته بود و بعضی گویند که بعد ازین واقعه ~~حلاج رادیدند # ~~و ورافان راسو گند دادند که کتابهاء حلاج رانخرند و نفروشند # وفات علی بن احمد بدور الراسبی که مال اوجهت مقتدر خلیفه ضبط کردند # ~~هزار هزار دینار بر آمد که از تر که اوحاصل شد # خلاص ابوعلی خاقانی از حبس وموکلان اورا باز طلبیدند # قتل احمد بن اسمعیل والی هراة در هراة و پدر او را پنج سال پیش ازووفات # ~~رسیده بود # آوردن خبر ببغداد که غلامان احمدبن اسمعیل بن احمد السامانی او را # ~~بر کنار جیحون بلخ بکشتند و پسر او ابوالحسن نصر برجای او بنشست و مقتد ~~رعهد # ~~ولایت خراسان نیز اضانه ماوراء النهر نوشته بروه سلم داشت. # فروج حسن بن عای بن حسن بن عربن علی بن حسینبن علی المرتضی الملقب # ~~بناصرالحق الاطروش واستولی علی طبرستان. ### | فظپاد %~% «وقراول آنوفر هیک نفیسی» PageV02P016 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0017.jpg) # ~~علوس المهدی محمد بن الرضی از اسماعیلیه بافریقیه # ~~وفات شاه بن ms345 میکال # ~~وفات عمربن ایوب السقطی. # ~~وفات ابوعمران موسی بن قاسم بن حسن بن اشهب و او از کبار فقها شافعیین # ~~وعلماء محدثین بود # ~~خروج امیر عماه الدوله ابوالحسن علی بن بویه الدیلمی ورفتن بخراسان # ~~واز آنجا- گریخته باصفهان آمدودر اصفهان والی مظفر الدین بن یافوت بود ~~محاربه # ~~کردند و مظفر الدین اسیر شد وعماه الدوله اصفهان بگرفت. # ~~آمدن یاقوت پدر مظفر الدین از شیر از بقصد عماد الدوله و در حربی که ~~میان ایشان # ~~واقع شد هزیمت کرد و عماد الدوله از عقب یاقوت بقارس رفت و فارس و ~~خوزستان بگرفع. # کرفتن مقتدر خلیفه ابوعبد الله حسین بن عبدالله المعروف بابن الجصاص وکس # ~~بسوای اوفرستادند واورا بسرای سلطان آوردند واز مال وجواهر بقیمت ~~چهاربار # ~~هزار هزاردینار از و بستندند واو بیست بار هزار هزار دینار میگفت که از ~~خانه او بردهاند # ~~دادن مصر واعمال مغرب بامیر عباس بن المقتدرومونس خادم رابا اوروان ~~کردند # ~~دادن ری و دیناوند وقزوین وابهروزنجان وطرم(1) بامیرعلی بن المقتدر . # در تصرف آوردن عمادالدوله عای بن بویه مال بغداد راودر خطبه یعد از- # ~~خلینه اورا دعا کردند وقیل سنه احدی وعشرین وثلثمائه واواول دیالمه ~~استوایشان # ~~بانزده تن بودند مدت پادشاهی ایشان صدوهشتادوپنج سال وسهماه بود. # لشکر فرستادن برادر صعلوک بجنک حسن بن علی العلوی که خروج کرده # ~~طبرستان کرفته بود ولشکر براد رصعلوک پیش او بنه ایستاد وهزیمت شد و ~~علوی باطبر ستان # ~~- هارم ارنواحی زنجان است PageV02P017 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0018.jpg) # ~~رفتوفات ابو نبد الرحمن احمدبن شعیب نسایی المحدث صاحب سنن مات بمکه ~~ودفن مین # ~~صفا والمروه وقیل سنه ثمان و ثلثمایه برمله # وفات ابوبکر عبدالله بن طاهر الابهری # وفات امام عبدالکریم السمعانی وهومن اهل بیضاءفارس # وفات القاضی ابوعبدالله الحسین الحناطی . # وفات محفوظ بن محمود من اصحاب ابی حفص النیسابوری دفن بجنب ابی # ~~حفص المذکور. # وفات ابویعقوب شیخ اسحق بن محمد النهر جوری وقیل سنه ثلثین وثلثمائه # ~~واو ملازم مکه مبارک بود وهم درمکه وفات کردوهیچ پیراز مشایخ ازونورانی # ~~ترنبود صحبت ms346 عمروبن عثمان مکی وجنید یافته بود # نقلست که یکساعت از عبادت و مجاهده فارغ نبودی و یکدم خوشدل نبودی پس در # ~~مناجات باحق عزشانه بنالیه بسرش ندا کردند که یا با یعقوب توبندهٔ‌ ~~بنده را باراحت چه کار # نقلست که یکی از بزرگان با او گفت که در دل خود سختی می یابم و با فلان # ~~مشورة کردم مرا روزه فرمود وچنان کردم زایل نشد و بافلان گفتم مراسفر ~~فرمود # ~~رفتم زایل نشد گفت طریق تو آنست که در آن ساعت که خلق بخسبند بملتزم # ~~روی و تضرع کنی و بکوی خداوندا درکار خود متحیرم مرادست گیر آن مرد گفت # ~~چنان کردم زایل شد گفت زوال نیست نعمتی را که شکر کنی و پایداری نیست ~~آنرا # ~~که کفران آری کفت چون بنده از خودفانی شود بحق باقی باشد لا جرم بهیج ~~نامش # ~~نخوانند الابعبده فأوحی الی عبده ما اوحی # وفات اومحمد رویم بر احمد البغداهی استاد ابوعبداله خفیف واواز اکابر # ~~مشایخ بوه مقری درقر آن ودر علم شریعت فقیه و او از بنی شییان بوه ~~ایوعبد اله خفیف PageV02P018 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0019.jpg) # ~~گفت رویم را گفتم مرا وصیتی کن گفت این کارفدا کردن روح است اگر میسرت ~~هس # ~~5 آی واگرنه مشغول مشوبترهات صوفیان. # کفت دز بغداد «ر کوچه میرفتم تشنه شدم ازخانه آب طلبیدم دختری کوزه # ~~بیرون آو دچون مرابدید گفت صوفی بروزآب خوره بعداز آن هر گز بروز افطار # ~~نکرد گفت بیست سالاست تا دردل من ذکرهیچ طعام گذر نکرده که نه درحال # ~~حاضر شده است ازوپرسیدند که چیزی که حق تعالی بربنده فریضه کرده چیست ~~گفت # ~~معرقت (و ماخلقت الجن والانس الالیعبدون) گفت تصوف مبنی است برسه خصلت # ~~تعلق ساختن بفقراو افتقار و محققشدن ببذل و ایثارو ترک کردن اعتراض ~~واختیار # گفت تصوف ایستادنست بر افمال حسن # کفت توحید حقیقی آنست که فانی شوی درولاء اواز هواء خود و دروفای او # کفت انس آنست که وحشتی در تو پدید ms347 آید از ماهوی الله تعالی ونفس خود # گفت انس خلوت گرفتنست ازغیر الله تعالی # گفت توبه آن بود که توبه کنی از توبه. # گفت خایف آنست که از غیر خدای تعالی نترسد # مخالفت نمودن حسین بن حمدان بن حمدون با مقتدر خلیفه . # ~~رفتن رایق الکبیر از دارالخلافه بحرب حسین بن حمدان بن حمدون وحرب رایق # ~~الکبیر وحسین بن حمدان بن حعدون و هزیمت رایق الکبیر و بمونس پیوستر ~~واوومونس # ~~بحرب حسین بن حمدان آمدند و او را بگر فتند و بدار الخلافه بردند وقومی ~~را از اصحاب # ~~حسین بیاویختند و پسری از حسین حمدان باجماعتی بکریخت و بآمد شد و ~~سیمای # ~~خزری بریفان وفعتی کره و بسر حسین وبهعضی از ا صحاب او را بکفت وسرهاء ~~ایشان # ~~بخلیفه فرستاد . PageV02P019 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0020.jpg) # ولادت متنبی الشاعر بکوفه وهوابوالطیب احمد بن حسین بن حسن بن عبد الصمد # ~~الجعفی نشاء بالشام واقام بالبادیه وطلب الادب وعلم العربیه وفاق اهل ~~عصره فی # ~~قول الشعر # سنه اربعم و ثللثمائه(41. # دادن قضاء بغداد بحکم مقتدر خلیفه بامام زاده صالح بن امام احمد بن ~~الحنبل # گرفتن علی بن عیسی وزیررا یحکم مقتدر خلیفه بقصد ام موسی القهرمانه که # ~~چون بمهمی بخانه او رفت و یار نیافت او را غمز کرد ومدت وزارة او درین ~~کرت # ~~سه سال و ده ماه و بیست و هشت روز یود. # داهن وزارت دوم بار با بوالحسن علی بن محمدالفرات. # گرفتاری علی بن عیسی و عمال او و ایو علی خاقانی و عمار او را که # ~~پیشتر علی بن عیسی ایشازرامصادره نموده بود نیز پگرفتند و ازو و عمال ~~معزول # ~~او کفایتی عظیم بظهور رسانید . # نواب این الفرات ابوبشر عبدالله بن فرجونه و ابوعلی مقله واضع خط بوه # ~~و ایشان بسیار یکجهتی با ابن الفرات دروزارت اول او نموده بودند ~~وهروزارت دوم # ~~سعیها تقدیم نموده. # عصیان نمودن یوسف بن ابی الساج و گرفتاری او بردست مونس و اورا پیش # ~~مقتدر آوردند و اورا ms348 بحبس قهرمانیه فرستاه واز قایدان خلیفه درین حرب ~~سیمای # ~~خزری بقتل آمد. # ظاهر شدن نزاع میان ابن الفرات و ابن مقله. # وفات حسن بن علی بن حسن بن عمربن علی بن حسین بن علی المرتضی که بر- # ~~طبرستان مستولی شده بود الملقب یناصر الحق الاطروش عمره تسع و سبعون ~~سنه. # وفات الجبایی رئیس المعتزله. PageV02P020 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0021.jpg) # وفات ابویعقوب یوسف بن الحسین الرازی بری صحبت ذا النون المصری وابوتراب # ~~النخشبی(1) دریافته بود و رفیق ابا سعید خراز بود و عالم بود در علوم ~~دینی . # گفت چون مرید را بینی که برخصتها مشغول شد بدان که ازوی کاری نیاید # ~~بجنید رقعه نوشت و گفت که حق عز شانه ترا لذت نفس مچشاناه که چون چشید # ~~از هیچ چیز ذوق نیابی # نقلست که عبدالواحد زید مردی بود شطار و مادر و پدرش پیوسته در پی او # ~~دیدندی و بغایت ناخلف وه روزی بعجلس یوسف بن الحسین بگذشت او میگفت # ~~حق تعالی بنده عاصی را میخواند بلطف خویش چنانک کسی را بکسی حاجتباند # ~~عبدالواحد جاحه بینداخت و نعرهآ بزد و بگورستان شد سه شبانروز اول شب ~~یوسف # ~~ابن حسین او را بخواب دید که خطابی شنیدی که ادرک الشاب التایب یوسف # ~~میگردیدتادران کورستان بوی رسید سروی بر کنار نهاه او کفت سهشبانه ~~روزاست # ~~تا تورا فرستاده اند اکنون می آیی. # ابتدای حال یوسف بن الحسین آن بود که دختر امیر عرب اورا بدید از # ~~غایت جمالی که یوسف دانت فتنه او شد آن دختر فرصت جست و خود را پیش او # ~~انداخت او بلرزید و بقبیله دورتر گریخت و آن شب نخفت و سر برزانو نهاده ~~بود # ~~در خواب شد موضعی دید که مثل آن ندیده بود و جمعی سبز پوشان دید و یکی # ~~برتختی نشسته پادشاه وار یوسف را آرزو کرد که بداند که ایشان کیانند ~~گفتند # ~~فرشتگانند والک بر تحتست یوسف پیغمبر است بزیارت یوسف بن الحسین # ~~آمدهاند کفت مرا کریه آمد کفتم ms349 من که باشم که پیغمبر خدای تمالی نزیارت ~~من # ~~آید درین ودم که یوسف (ع) از تخت فرو آمد و مرا در کنار گرفت و ~~برتختنشاند # ~~گفتم یانبی الله من که باشم که بامن این لطف کنی گفت دران ساعت که آن ~~دختر # - تحسب بالفتح ثم السکون وشین معجمه مفتوحه من مدن ماوراء النهر بین # بیادون و سمرقند (مراصدالاطلاع PageV02P021 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0022.jpg) # ~~باغایت جمال خود را پیش تو انداخت تو خودرا بحق تعالی سپردی و پناه بدو # ~~اجستی حق تمالی ترا برمن و ملایکه جلوه فرمود و کفت بنگر ای یوسف تو ~~قصد # ~~کردی بزلیخا تا دفع کنی اورا و او آن یوسف است که قصد نکرد بدختر شاه # ~~عرب و بگریخت مرا بااین فرشتگان بزیارت تو فرستاد و بشارت داد که تو از # ~~گزیدکان حقی . # توفی یموت بن المزرع العبدی وهو ابن اخت الجاحظ. # عزل فرمودن مقتدر خلیفه علی بن و هسودان الدیلم را که متقلد ایالت اصفهان # ~~بوه وواسطه آن بود که غلام خود را بمهمی پیش احمد سیاه که عامل خراج ~~اصفهان # ~~بود فرستاده بود و او جوایی نه موافق گفته و غلام را مواجر گفته(1) ~~غلام شکایت # ~~پیش او آوره او گفت نیکو کره در آن زمان که او ترا مواجر گفت چرا ~~اورانکشتی # ~~غلام بازگشت و رفت و احمدبن سیاه را بقتل آورد چون خبر بخلیفه رسید ~~برعلی # ~~ابن وهسودان انکار کرد واورا عزل فرمود واحمدبن مسرور بلخی بجای او ~~فرستاه # ~~و علی با بلاد دیلم شد پس از آن مونس درکار او سخن گفت و مقتدر ازو ~~راضی شد. # ولادت ابو شجاع عضدالدوله بن رکن الدوله دیا می از آل ویه فی خامس ذیقعده # وفات ابومحمد الانباری و هوا و محمد قاسم بن محمد بن بشار من اهل الانبار # ~~فی بوم السبت غره نیقعده # ولادت ابواحمد حسین بن موسی الموسوی والدالرضی والمرتضی # درین سال عوام بغداه از حیوانی که آنرا زبزب میگفتند بترسیدند و گفتند ms350 # ~~که بها می آید و بچکان مردم میبرد و دست مردان و پشتان زنان میراید ~~وبدین # ~~و اسطه در بغداد مردم شب نمی خفتند و فریاد میکردند وطشت و صینی میزدند ~~و # ~~هاون میکوفتند تا آنرا برمانند و اضطراب در بغداد پدید آمد و خلیفه ~~فرمود که # ~~حیوانی غریب ابلق که بسگه میمانست گرفتند و گهتند که زبزب این است که # 1- مواجرة مباح کرد آن زن نفس خوددا بعزد (فرهک نفیسی) PageV02P022 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0023.jpg) # ~~کرفتیم و بفرمود که آنرا نزدیک جسر بر چوبی بیاویختند و بگذاشتند ~~تابمرد و # ~~میچ کونة تسکین مردم نشد تازمانی که قمر منبسط شد و ماهتاب پدید آمد ~~ومردم # ~~دیدند که در شبها جانوری متردد نیست تسکینی یافتند و در آن مشغولی مردم ~~دزدان # ~~و طراران فرصت یافتند و در خانها مردم نقبهازدند و چبزهای مردم در شبها ~~ربودند # ~~و بسیار نقصان بدین واسطه بمردم عاید شد # سنه خمس وثلشمایه # وفات ابوجعفر عنمان العسکری المعروف بالشمان وهورئیس الا مامیه. # وفات شیخ ابوعلی فارمدی الفارمد قریة من قری طوس از جمله خلفاءشیخ # ~~جنیدالبغدادی و اوعالم زمانه ودرعلم طریقت یگانه بودواز کبر اوقدما، ~~اصحاب جنید # ~~بودودر انواع علوم متبحرود راصناف حقایق متعین و اوراکلماتی عالیست که ~~اسناد آن # ~~بکسی دیگر کرد و گفته که صدوسیواند دیوان اهل تصوف پیش منست و اوشمت حج # ~~کرده بود # مریدی داشت که اورا حمزه علوی گفتندی شبی حمزه قصد کره که بخانه # ~~رود شیخ گفت امشب اینجا باش گفت مهمی دارم گفت تودانی حمزه بخانه آمد # ~~ومرغی داشت در تنور نهاه پس روز دیگر کنیزک را کفت آن طمام بیاور کنیزک # ~~آنرا از تنور برآورد و در راه که می آمد پایش بر سنک آمد و تابه بیفة ~~اه و # ~~بشکست و آن طعام بریخت و مرغ بر را. گذر بیفتاد حمزه گفت آن مرغ را ~~بشوی # ~~تا بکار بریماند رین بودند که نا گاه سکی بیامد از دور و آن مرغ را ms351 ~~ببرد حمزه # ~~کفت چون همه از دست برفت باری صحبت شیخ ازدست ندهم چون بخدمت شیخ آمد ~~شیخر # ~~چشم بر او افتاه کفت هر که بکوشت پارههل مشایخ کوش ندارد گوشت او بسائ # ~~دهند حمزه پشیمانشد و توبه کرد. # نقلمت که یکشب پیغمبر راه6، بخواب دید و از او پرسید که تصوف چیست ~~PageV02P023 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0024.jpg) # ~~فرمود که ترک دعوی و پنهان داشتن معنی . # نقلست که او را دعائی بوه آزموده وقتی او را نگینی اندر دجله افتاد دعارا ~~بر # ~~خواند نگاه کرد نگین رااندر میان کتاب بازیافت شیخ ابونصر سراج کوید که ~~آن # ~~دعا این وه وهذاالدعا یا جامع الناس لیوم لاریب فیه اجمع علی ضالتی # وفات او ببغداد بود و قبر او بشو نیزیه بنزدیک مدفن سری و جنید # ~~وفات اودر سنه نیف وسبعین واربعمائه نوشتهاند ودر سنه ثلث وسبعین ~~واربعمائه نیز # ~~گفتهاند و آنجا بسهو نوشته شده و اینجا میباید # وفات احمد بن محمد بن شریح وکان عالما بمذهب الشافعی # وفات ابوموسی الحامض اللغوی. # آمدن رسولان ملک الروم پیش مقتدر خلیفه ومقتدر ووزیر عظمت وجلالت # ~~تمام بدیشان نمود ندوایشان تحف وهدا یا که آورده بودند بعرض رسانیدند ~~ورسالة # ~~ایشان آن بود که اسیران روم را بدهند و عوض اسیران مسلمانان بستانند ~~وچنان # ~~کردند وایشان باخلعت مراجعت کردند. # اطلاق فرمودن مقتدر خلیفه ابوالهیجاعبدالله بن حمدان وبرادران او را که # ~~د. حبس بودند و ایشانرا همه خلمت رضا پوشانیدند. # وفات عباس برعمر و الغنوی که متقلد اعمال حرب و معونت دیار مصربود # مقرر کردن مفتدر جنی صفوانی را جای عباس بن عمرو مذکور بدیار مصر # ولادتای بکر احمد بن علی الرازی من اصحاب ابی حنیفة الکوفی # سناه ست وئلشمایه406) # قتل عبدالله المعتز که بر مفتدر خلیفه خروج کرده بوه # وفات شیخ الربانی ایوعبدالله الجلاء واسمه یحبی بن احمد الجلا صحیت # ~~اباتراب النخشبی و غیره دریافته و او از مشایخ کبار شام بود و محمود و ~~مقبول # ~~و مخصوص بکلمات رفیح ms352 واشارات بدیع ذا النون معری را دیده بوه و باجنید ~~ونوری # ~~صحبت داشته PageV02P024 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0025.jpg) # ~~ل # کفت در ابتدا مادر و پدر را گفتم مرا در کار خدای تعالی کنید گفتند # ~~کردیم پس از پیش ایشان برفتم مدتی چون باز آمدم بدر خاته رفتم ودر بزدم ~~پدرم # ~~گفت کیست گفتم فرزند تو گفت ما را فرزندی بود بخدای تعالی بخشیدیم باز # ~~نستانیم و در بر من نگشاد # نقلست که چون وفاتش نزدیک رسید میخندید اطبا گفتند مگر زنده است # ~~چون نگاه کردند مرده بود و میخندید # وفات ابوعبد الله محمد بن خلف بن حیان ابوبکر الضبی المعروف بو کیع # ~~وکان عالما باخبار الناس وغیرها وله تعانیف حسنه # کرفتن وزیر ابوالحسن علی بن محمد الفرات بحکم مقتدر خلیفه ومدت # ~~وزارت دوم او یکسال و پنج ماه و نوزده روز بود. # دادن وزارت بحکم مقتدر خلیفه بحامد بن ابوالعباس و کرفتاری محسن بن # ~~علی بن محمد الفرات . و موسی بن خلف. وعبدالله بن جبیر . وسعید بن ~~ابراهیم # ~~التستری بند نهادن ابن الفرات و بزندان قهرمانه سیردن و باقی را بنصر ~~حاجب # ~~سپدند واوایشانرا بند نهاه وکار حامد بن ابوالعباس بزودی انحطاطپذیرفت ~~و از # ~~عهده شغل وزارت بیرون نتوانست آمد و کار علی بن عیسی که پیشتر وزیر بود # ~~بنیابت او میرابدو حامدنشانهآ بیش نبودو همین اسم وزارت برو بود و گفته ~~اندشعر # هذا سواد بلا وزیر %~% وذا وزیر لا سواد # وابن الفرات را مقتدر خلیفه بسپرد که با او فصدی نکنند چون بوقت معارضه # ~~حامدبن اوالعباس ریش او بکشید و او را دشنام داه مقتدر قصدایشان معلوم ~~کرد واو # ~~را بسپرد و اوهزار هزار دینار و چهار صد هزار دینار بداد # آمدن احمد بن سهل بن هاشم بایالت هرات از قبل نصر بن احمد السامانی # ~~و شهر را یکماه در بندان داه و بصلح بگشاد در محرم. PageV02P025 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0026.jpg) # وفات ابن السریج وهوالقاضی ابوالعباس احمد بن عمر بن سریج البغدادی # ~~شیخ الشافعیه ms353 فی عصره وعنه انتشرفقه الشافعی فی اکثرالا فاق قال الشیخ ~~ابواسحق # ~~الشیرازی کان بن سریج تفضل علی جمیع اصحاب الشافعی حتی علی المزنی و ~~بلغت # ~~مصنفاته اربعمایه تصنیف توفی فی الخامس والعشر ین من جمادی الاولی ~~ببغداد # سنه سبع وثلثمائه(307 # وفات شیخ مظفر القومسی # ~~وفات ابویحیی زکریا بن یحیی بن عبدالرحمن الضفی بالضاد المعجمه البصری ~~المعروف # ~~بالساجی بالسین المهمله و بالجیم منسوبا الی الساج وهونوع من الخشب جید ~~کان # ~~احد الایمة الفقهاءالثقات الشافعی. # ~~وفات ابویعلی احمد بن علی بن المثنی الموصلی صاحب المسند بالموصل در هم ~~شکستن کار # ~~حامد بن ابوالعباس وزیر وخلیفه ملتفت اونمیشد و درکار ها باعلی بن عیسی ~~مشورة # ~~میفرمود و حامدبن ابوالعباس بدیر و اسطه انفعالی داشت و در زحمت بود ~~التماس نمود که # ~~باو اسط و سایرولایات بسر اعمال پیشترخودشود و اجازت یافته همین اسم ~~وزارت برو # ~~بود و مال می حدو قیاس حاصل کرد و در یکسال ششصدهزار دینار توفیر نمود # ~~آمدن ابوالفوارس بغراء کبیر مولاء امیر ابو ابراهیم بایالت هرات در غره ~~شعبان. # سنه ثمان وثلثمائه8. # خروج عوام در بغداد روز جمعه چهارم ذی قعده که منبرهاء جامع راشکستند # ~~بواسطه آنکه حامدبن ابوالعباس و: یرنرخ غله کران کرده بود و بآن رسید ~~که عوامرا # ~~گرفتنه ادب نمودند و بعضی راقتل کردند و بعضی رادست ببریدد وچون غوغاء ~~عوام # ~~بدین طریق تسکین دادند نرخ غله کم کردند و موجب تراجع کار حامدبن ابو ~~العباس # ~~شد و مقاطعه که او را بود باطل کردند و تمامی ولایات مقباطعه حامد بن # ~~ابو العبای تسلیمعلی بن عیسی کردند واو عمال خوه فرستاه PageV02P026 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0027.jpg) # آمدن خبر که علوی فاطمی اعنی المهدی بالله ابومحمد عبد لله علی ذ کره ~~السام # ~~قصد مصر دارد و مونس خادم را بجهت دفع او المقتدر بالله خلیفه فرستاه. # ~~خلعت فرمودن مقتدر خلیفه عبدالله بن حمدان بن حمدون را کنیته ابوالهیجا ~~و # ~~برادران او ابوالعلاء وابوالسرایار اوابوالهیجا را طریق خراسان ودینور ~~داد. # رسیدن ms354 رسول احمد الصعلوک بامال وهدایا ببغداد و اورا مقتدر خلعت فرمود # رفتن ابو الفوارس بغرای کبیر که والی هرات بوه از هرات بنیسابور و # ~~مردم هرات عبدالرحمن بن محمد بن سام را جهت امارت خود اختیار کردند در # ~~تاسع جمادی الثانی و امارت او یکسال و پنجاه روز بود. # وفات ابراهیم بن محفدبن سفیان ابواسحق النیسابوری الفقیه کان من اصحاب # ~~ایوب بن حسن الزاهد صاحب الرای وکان ابراهیم من العباه المجتهدین فی ~~یوم # ~~الاثنین من رجب الاصم. # سنه تسع وثلثمائه # جلوس احمد از بنی لیث الصفار بحکومت سیستان بحکم نصر بن احمد بن # ~~اسمعیل بن احمد السامانی. # وفات ابواسحق بن هرون الحرانی # وفات شیخ ابوبکر صاحب الاحوال السنیه و من افاضل المسلمین قدمخراسان # ~~واقام فی نیسیابور ثم سکن مرووتوفی فی مروواو از قدماء اصحاب جنید بود ~~و گویند # ~~از فرغانه بود و بواسط نشستی و بهمه دلها مقبول بود و او را اشارات ~~مشکل و # ~~معانی بدیع عجیب وکلمات بلند بود تا هر کسی را مجال نبودی گرد آن گشتن # ~~و در فنون علم بکمال بود و توجهی که بخدای تعالی داشت در همه احوال و ~~جمله # ~~امور کس را آن نبهد و سخن توحید رازیباتر از او کس بیان نکرد . # نقلست که از هفتاد شهرش بیرون کردند چون با بیورد آمد آنجاقرار گرفت # ~~و مردم ابیوره بروجمع شدند اما کلمات او را فهم نکرهند تا حادثه روی ~~نمود که PageV02P027 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0028.jpg) # ~~از آنجا برفت بمرو ومردم مرو را طبع او قبول کرد پس آنجا بود تا وفات ~~کرد. # نقلست که او را در وقت وفات گفتند که ما را وصیتی کن گفت ارادت # ~~خدای تعالی در خویش نگامدارید. # وفات ابوالهدی احمدبن محمدبن سهد بن عطا که از کبار مشایخ و اقران # ~~جنیدبود . ازوهرسیدند که هرروز چند قر آن می خوانی گفت پیش از این در # ~~شبانروزی ختمی میکردم اکنون چهارده سال است که قر آن میخوانم بسوره ~~انفعال # ~~رسیده ms355 ام یعنی پیش ازین بغفلت می خواندم . # گویند این عطا ده پسر داشت همه صاحب جمال در سفری با پدر میرفتند # ~~دزدان بریشان خوردند و یکیک پسر اورا گردن میزدند و او هیچ نمیگفت تا # ~~نه پسر اورا گردن زدند چون آن میگر را خواستند که بقتل آورند پدررا گفت ~~زهی # ~~بی شفةت پدری که تویی نه پسر تورا کردن بزدند وتو میخندی و چیزی ~~نمیگوئی # ~~گفت جان پدر آنکس که این میکند بااواهیچ نتوان گفت او خود میداند و می # ~~بیند و میتواند اگر خواهد نگاه داره دزد چون این بشنید حالتی بروی ظاهر ~~شد # ~~کفت ای پیر اگر این سخن بیش میگفتی هیچ پسرت کشته نمیشد # نقلست که ابن عطارا بزندقه منسوب کردند علی بن عیسی که وزیر خلیفه # ~~بود اورا بخواند و در سخن با او بسیار جفا کرد و ابن عطا با او سخن ~~درشت گفت # ~~وزب در خشم شد و فرمود که موزه ازپایش یکشیدند و برسرش میزدند تا بمرد ~~و # ~~او در آن میان میگفت قطع الله یدیک ورجلیک بعد از آن خلیفه بر علی بن ~~عیسی # ~~مذ کور متغیر شد و فرمود تا دست و پایش ببریدند بعضی از مشایخ این سخن ~~از # ~~ابن عطا نپسنسیدند و گفتند که بایستی که دعا کردی # # عظم اله حرمته وفات ابو محمد عبدالله بن محمد %~% حزارالرازی مجاور ~~حرم کعبه معظم # ارب هونس خادم با علوی فاطمی مفری وهزیمت عاوی مذ کور وفرستادن ~~PageV02P028 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0029.jpg) # ~~خبر ببغداد والمقتدر بالله بفرموه تافتح نامه بر منبرها بخواندند و ~~مونس را المظفر # ~~لقبدادند و بممالک نامهها نوشتند که بعد ازین مونس خادم را مونس المظفر ~~خواننه # ~~و اورا برحکومت مصر و شام لوا بستند. # آمدن رسول والی خراسان ببغداه و سر لیلی بن النعمان که بطبرستان خروج # ~~کرده بود پیش مقتدر خلیفه آوردن. # آمدن ابومنصور جیهانی بایالت هرات و فوشنج و بادغیس. # وفات ابواسحق ابراهیم بن هرون الحرانی الطبیب. # سنه ms356 عشر وثلثمائه # آمدن جماعة قرامطه ببصره و غارت کرهن و مطالبات عمال مقتدر خلیفه و # ~~مراجعت نمودن قرامطه ببحرین. # وفات شیخ حسن بن بتان الواسطی. # وفات محمدبن جریر المورخ صاحب تاریخ طبری و قیل سنه احدی عشرة # ~~و ثلثمائه کنیته ابوجعفر و اورا بشب دقرن کردند وقبر او ناپدید کردند ~~بواسطه انک # ~~عامه بغداه قصد او کرده بودند که او را فضی است و بالحاد نیز منسوب و ~~سن او # ~~به نود رسیده بود # عزل محمدین عبدالصمد از عمل شرطه بغداد . # دادن عمل شرطه بغداد ببازوک و اورا خلعت فرمودن. # فرستاهن ابوزنبور حسین بن احمدالماذرانی از مصر هدایا و تحف پیش مقتدر # ~~خلیفه و از جمله هدیها استری بود کره در دنبال و کره ازو شیر میخوره و ~~غلامی # ~~فرستاده بود که زبانی چنان دراز داشت که بکار بینی او میرسید . # خلعت منادمت زر کشیده دادن مقتدر خلیفه مونس المظفر راوشراب دادن # ~~بیرون آوردن یوسف بن ابی الساج از حبس بحکم مقتدر خلیفه و بشفاعت مونس # ~~المظفر تربیت اوفرمودن واو جامهای سیاه پوشیده بر خلیفه سلام کرد ودست ~~و آستین PageV02P029 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0030.jpg) # ~~و بساط مقتدر بوسه داد ومقتدر باز اورا خلعت رضاپوشید واسبی بساخت ~~زرداد و # ~~بعد از چند روز مقتدر در سرای عامه بارداد ویوسف بن ابی الساج را ~~براعمال ری # ~~وقزوین وابهرو زنجان و آذربایجان لوابست و دیگر بار اورا خلعت واسب ~~بساخت # ~~زر فرمود. # مقاطعه مقرر کرهن وزراءآ مقتدرولایات مذکوره را بمیلغ پانصد هزار دینار # ~~بریوسف بن ابی الساج مذکور ومحمد بن خلف النیرمانی(1) را دبیر خود ساخت ~~و # ~~وصیف بکتموری را بایوسف مذکور فرستادند و اورا نیز خلعت داد # خلعت دادن مقتدر خلیفه طاهر و یعقوب یسران عمر وبن اللیث را # گرفتن خلیفه المقتدر باله ام موسی قهرمانه وبرادر وخواهر اورا وایشانرا # ~~بثمل قهر مانه سپردند که او ببدی و قساوت قلب معروف و با سراف در عقوبت ~~مشهور بود # ~~و مصادره ایشان و مبلغ هزار ms357 هزار دینار ازیشان حاصل شدوام موسی مذکوره ~~برادرزاده # ~~خوه را بادوالعباس محمد بن اسحق بن المتوکل علی الله داده بوه والمقتدر ~~بالله ازین # ~~معنی وهم کرده مال اوبستد واورا ضعیف ساخت # وفات ابوبکر محمدین ایراهیم المنذر # عزل کردن ابن ابی البغل ازعمل فارس که اودر حمایت ام موسی بوهوچون # ~~ام موسی رااین واقعه بیفتاد اورا نیز عزل کردند ومصادره نمودند وچون ~~ابن الفرات # ~~بارسیوم وزیر شد بازابن ای البغل رامصادره کرد. # وفات ابومنصور جیهانی که والی هرات بود # قایم مقام شدن برادر اوحسن جیهانی بایالت هرات. # کرفتن ابوعلیمحمدبن علی بن عباس کرمانرا و اواز عیاران خراسان بود وتمامی # ~~مملکت کر مانر امسخر کسرد وسی و هفت سال بر کرمان مستولی بود وقلعه کوه ~~در # ~~کرمان ازعمارات اوست PageV02P030 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0031.jpg) # اسنهاحدی مشرقوثلشعمائ # درین سالهر آسمان سرخی پیدا شدوریکهاء سرخ خون آلود در بغداد ببارید # ~~چنانک بآب میرسید خون از آن جدامیشد. # وفات ابواسحق السری الزجاج النحوی صاحب کتاب معانی القران. # وفات الامام محمد بن اسحق ین خزیمة النیسابوری وقیل سنه اثنی عشره و # ~~اثلثمائه الملقب بامام الایمه وهومن ایمه الشافعی ولد فی صفرسنه ثلث ~~وعشرین وماتین # ~~وفات ابومحمد احمد بن محمد بن حسین الجویری11) که از کبار اصحاب جنید ~~بود و # ~~صحبت سهل عبدالله التستری دریافته بود و بعد از جنید قایم مقام او بود ~~والجریری # ~~بضم الجیم واویگانه وقت بود وبر گزیده زمانهدرمیان اقران وواقف بود بره ~~قایق طریةت # ~~و پسندیده و کامل درادب ودر انواع عاوم حظی وافیر داشت ود رفقه مفتی ~~وامام بود و # ~~جتید مریدان را گفت که ولی عهدمن اوست و آداب او چنان بود که گفت بیست ~~سالست # ~~تاپای در خلوت دراز نکردهام وحسن ادب باخدای تعالی اولیتر . # نقاست که پکسال درمکه مقام کرد که سخن نگفت و نخفت وپشت بازننهاه # ~~وپای دراز نکرد ابوبکر کتانی سیوال کرد که چنین بچه توانستی کره گفت # ~~صدق باطن مرابرین داشت تاظاهر مراقوت کرد. # آمدن شاهملک پسر یعقوب ms358 بن لیث العفاروجماعة سجزیان بربر دشتمالان # ~~هرات وازانجا بفوشتج رفتند وباز بمالان آمدند وایشانرا درهرات کاری ~~میسر نشد # ~~چهار ماههرات رادر بندان داهند ودرین ولاسیمجور بهرات بود و بآخر ~~سجزیان # ~~هزیمت رفتند # سنهاثنی عشرة والثمائه # درین سال جماعة قرامطه بر قافله حاج افتادند در بادیه رمل الهبیره و قتل # ~~کردند و مال غارت کرهند و عورات را اسیر کردند و ابوالهیجا و احمدبن ~~کشمره # 1- جریر بلنظ التصغیر هوجریر من محال البصره (مراصد) PageV02P031 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0032.jpg) # ~~و احمدبن بدر عم سیدء که مادر مقتدر بود نیز اسیر کردند و کلانتر ~~قرامطه طاه # ~~ابن ابوسعید الجبائی بود و مقتدر خلیفه ازین صورت سخت ملول شد. # عزل حامدبن ابوالعباس از وزارت و عزل علی بن عیسی از دواوین بحکم # ~~خلیفه المقتدر بالله. # دادن وزارت سیم بار بابن الفرات روز پنجشنبه بیست ویکم ربیع الثانی بحکم # ~~مقتدر خلیفه و او و پسر او محسن را خلعت پوشیدند. # وفات حامدبن ابوالعباس در واسط بعلت ذرب و چون وفات او نزدیک رسید # ~~غلام محسن اعیان واسط را آوره که بدانند که او بمرض وفات میکند و اورا # ~~چیزی ندادهاند چون حاضر شدندحامد گفت که هرابمحسن سپردند بعد از مصادره # ~~و او مرا بغلام خود سپرد که بواسط آورد و غلام او زهر در زرده تخم مرغ ~~بمن # ~~داه و ابن الفرات بامن عهد کرده بود که مرا بمحسن نسپاره و من هرچهد ~~اشتم و # ~~مدفون بوه بواسطهآ عهد ابن الفرات بدادم و اقرار کردم و آخر مرا بدو ~~سپرد # گرفتن علی بن معمدالجوازی و ابن مقله واضع خط را بحکم ابن الفرات # ~~و بعباس مرغانی سپرد و مصادره او بر هفتصد هزار دینارا مقرر کردند و ~~اورا بمحسن # ~~سپردند و سیلی بسیار برو زدند و بمقرعه بزدند و با مستخرجی باهواز ~~فرستادند # ~~و در اهواز همان مستخرج اورا بکشت و ابن مقله رقعه بابن الفرات نوشت و ~~نیکو # ~~خدمتی و یکجهتی خود دران باز نمود پس ابن ms359 الفرات بفرمود تا او را از ~~زندان # ~~بیرون آوردند وبند از اوبر گرفتند و بقدر طاقت او او را مسادره کردند و ~~پس از آن # ~~چیزی دیگرازو تغفیف کر دواورا بگذاشت. آمدن ابوطاهر سلیمان بن حسن ~~الجبایی # ~~القرمطی ببعره درروز دوشنبه خامس عشرین ربیع الاخر ونردبانها بر دیوار ~~بصره # ~~نهادند و بشهر در آمدندود. و ازه بان را بکشتند و هیچ آفریده خبرنداشت ~~تا بسحر وسبک # ~~مفلحی را کهوالی بصره بود خبرشد و حرب کردند و سبک مفلحی بقتل آمد و ~~ابوطاهر # ~~مذ کور پانزهه روز در بصره بود بآخر غارت کره وعورات اسیر کرد مسجدجامع ~~PageV02P032 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0033.jpg) # ~~بسوخت و باز دشت # شکر فرستادن ابن الفرات تابصره را بحال عمارت آورند و محمدبن عبدالله # ~~الفارقی را والی بصره مقرر کردند. # وبعضی از قرامطه را که گرفته فرستاده بودند تقریر کردند که علی بن # ~~عیسی تبرکات و تنسوقات با مکتوب پیش ابوطاهر فرستاده بود که ببصره آید ~~وابو # ~~طاهر بسخن علیبن عیسی آمد و گویند که از بصره مکتوی فرستاده بودند که ~~این # ~~بخن در آنجاثبت بود و این صورت بعرف مقتدر خلیفه رسانیدند فرمان فرمود ~~که ابن # ~~الفرات تحقیق این قضیه نماید و واسطه مصادره علی بن عیسی وزیر شد وابن ~~الفرات # ~~اورا بسیصد هزار دینار مصادره کرد وچون وجه مصادره بنزدیک رسانید او را ~~بمکه # ~~مبارک فرستادند و ازانجا حکم شد که بصنعاء یمن رود و وژیر و امین آنجا ~~باشد. # رفتن مونس المظفر بغزو روم و از آنجا بافتح و ظفر مراجعت نمود و از # ~~مقتدر خلیفه تربیت یافت # فرستادن بتدبیر و استصواب ابن الفرات مونس المظفر را برقه که آنجا پاشد # ~~اکر از جانبی خللی تصور کند یادراداء مالی تقصیری بیند بتدارک آن مشغول ~~شوه # ~~واین تدبیر ابن انفرات بود چه نمیخواست که مونس درهرگاه باشد که از ~~اووهمداشت # فتل احمدبن علی برادر صعلوک بردست یوسف بن ابی الساج در ری و سر و # ~~جثه اورا ببغداد ms360 فرستاد ب # درین سال در بنداه غلوی عام واقع شد و برابن الفرات تشنیع کردند و برو و # ~~پسر او غلو کردند و نازوک صاحب شرطه بشد بالشکر ونفت در عوام انداختند ~~و نفاطان # ~~را درکار کردند تا ایشان را ساکن گردانیدند و واسطه عوغای ایشان آن بود ~~ک # ~~ابوطاهر قرمطی در قافله حاج افتاده بود وقتل واسر کرده. # فرستادن یاقوت را بحکم خلیفه المقتدر بالله تا بکوفه رود و دفع ابوطاهربن # ~~ابوسعید قرمطی کند چون او روان شد خبر رسید که ابوطاهر مذکور باز گشت و ~~PageV02P033 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0034.jpg) # ~~باهجر شد ابن الفرات فرستاد تایا قوت مراجعت نمود # حکم شدن ازخلیفه المقتدر بالله که میان ابن الفرات و نصر رفع نزاع کنند و # ~~ایشان باتفاق بدفع قرامطه مشغول شوند. # آمدن مونس المظفر بحکم خلیفه ازرقه و استقبال نمودن قواه و بزرگان و # ~~باوجود که هر گز رسم نبوده که وزرا بچنین مهم قیام نمایند ابن الفرات ~~نین # ~~استقبال کرد. # قتل نعمان بن عبدالله و عبدالوهاب بن ماشاءالله و مونس که خاهم حامد وزیر # ~~بود بردست بصری نوکر بوجعفر محمدبن علی الشلمغانی المعروف بابن العراقر ~~که # ~~خلیفت محسن بوه و او دعوی کردی که لاهوت در وحلول میکند و ابن جماعهرا # ~~بشلتاق مطالبه باقی بفرموده محسن بقتل آورد. # گرفتاری ابنالفرات باقبح واشنع وجوه و گریختن محسن پسراو و گرفتن # ~~دیگر پسران او فضل و حسین و جمله دبیران او ومدت وزارت سیم ابن الفرات ~~ده # ~~ماه و هژده روز بود و او را بشفیع لولو سپردند. # ~~دادن خلیفه المقتدر بالله وزارت با بوالقاسم عبدالله بن ابوعلی محمد ~~الخاقانی وخلعت # ~~وزارت پوشانیدندومونس المظفر و هرون بن غریب با او بر نشستند و بسرای ~~اوشدند # مصادرات ابن الفرات وپسران ودبیران که ازیشان خطها ستانده بمحصلان # ~~سپردند و بمبالغه تمام بمطالبه مشغول شدند. # در زمانی که با ابن الفرات جمعی بحضورهرون بن الغریب وایوالقاسم الخاقانی # ~~مناظره میکردند درین اثتنا محسن پسر ابن الفرات را ms361 درزی زنان بادستهای # ~~خضابوریش چیده کسه شب درخانه میبوده و روز با زنان چادر پوشیده او # ~~را بگورستان می بردهاند گرفته بیاوردندو بهمین صورت بدیوان بردند و بسه ~~بارهزار # ~~هزار دینار از وخط مصادره گرفتند وابن الفرات خط نداد واو را وپسر او ~~را ببازوک # ~~صاحب شرطه سپردند واو باایشان خلرقت بسیار کره تاحدی که کرم ~~دراعضاءمحسن PageV02P034 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0035.jpg) # ~~افتاه وخلاقت بسیار با ابن الفرات کردند بعد از آن بخلیفه المقتدر ~~بالله رسانیدند که # ~~ازابن الفرات و پسر او محسن چیزی حاصل نمیشود یا نمیدهند یاندارند ~~خلیفه از بازوک # ~~سوال کرد گفت کرم در اعضاء محسن افتاده و ابن الفرات بر شرف هلاک است و ~~چندروز # ~~شد که محسن چیزی نغورده خلیفه فرمود که ایشان را بسرای سلطان آورند و ~~دیگر زحمت # ~~ندهند اصناف قواد و اشراف واکابر بغداد جمع شدند و گفتند که مانمی ~~سازیم تا ایشانرا # ~~نکشند وحکم شد که بازوک ایشانرا بقتل آورد وسرهاء ایشان پیش خلیفه آورد # ~~بازوک چنان کره وسرهاء ایشان درشط انداختند وجثه ایشانرا درتمارین ~~بغدادغرق # ~~کردند وسن ابن الفرات هفتاه ویکسال وچندماه بود وعمر محسن سی وسه سال و # ~~عاصی منجم در مولوه پدر و پسر همچنین که واقع شد حکم کرده بود ودر ~~مولود # ~~ایشان نوشته # کذاشتن ابوطاهربن ابوسعید قرمطی جماعتی را که ازقافله حاج اسیر کرده بود # ~~بالتماس ابوالهیجا که اونیز یکی از جمله اسیران بودوابوالهیجا و احمدبن ~~بدر عم # ~~سیده مادر مقتدر خلیفه بارسولان ابوطساهر پیش مقتدر رسیدند واوالتماس ~~بصره و # ~~اهواز کرده بوه که بدو گذارند و ملتمسات اومبذول نیفتاد وعده اسیران که ~~گذاشته # ~~بودند دوهزارو دویست و بیست مرد وپانصد زن بود # داهن خلیفه المقتدریالله ایالت اصفهان باخلع گرانمایه بنحج طولونی. # خلاص یافتن حسن بن مخلد وابوعلی بن مقله که ابن الفرات ایشانرا بدست # ~~ابوعبد الله جعفر بن قاسم الکرخیداده بود که بشیراز حبس کندوابن ابی ~~البغل احمدبن # ~~محمد بن یحیی را ابن الفرات حکم قتل کرده بود ms362 چون خبرهرک او بشنیدبر ~~کناره تقویم # ~~خود نوشت که فی هذا الیوم ولداحمد بن محمد بن یحیی وله احدی و ثمانین ~~سنه. # خلاص شدن علی بن عیسی که درصنعاء یمن بودواو رامونس المظفر باخاقانی # ~~سخن گهته خلاص کره وخاقانی با بو جعفر صاحب یمن توقیع فرستاد و بوجعفر ~~علی بن # ~~عیسی را دستوری داد و قرب پنجاه هز اردینار بدوداد تا بامکه شود و اورا ~~ابن الفرات PageV02P035 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0036.jpg) # ~~رانده بوده وعمل أشراف مصروشام هاده # پیدا کرهن ابوالعباس خصیبی زن محسن دختر خیزابه راو بخلیفه باز گفتن # ~~که ازووجهی حاصل کنم و خلیفه اورا رخصت داه و اواز آن زن نهسد هزار ~~دینارحاصل # ~~کرد و اورا پیش خایفه حرمتی عظیم شدو خاقانی وزیر از ووهم کره و بخلیفه ~~رسانید # ~~که غصیبی صدهزاردینار اززن محسن گرفته و خلیفه بدان سلتفت نشدو چون ~~خصیبی # ~~معلوم کرد که خاقانی اورا غمز کرده معایب خاقانی گفتن گرفت و باخلیفه ~~عرض کرد # ~~خلیفه بفرمود تاخاقانی را بگرفتند و پسر وبرادر واقرباء او بگریختند ~~ووزارت او # ~~یکسال وشش ماه بود. # دادن وزارت بحکم المقتدر بالله با بوالعباس احمد بن عبد الله الخصیبی درر ~~وز پنجشنبه # ~~نهم رمضان وخلعت وزارت پوشائیدن . # مقرر کسرهن مصادره خاقانی بالتماس مونس المظفر که عامی اوبود برمبلغ # ~~دویست وپنجاء هزار دینار. # آمدن ابوطاهر سلیعان قرمطی بکوفه و گرفتاری قایدان که انجابودندو بدین # ~~واسطه قافله حاج پراکنده شدند و مراجعت کردند و درین سال هیچکس حج ~~نتوانست # ~~کرد وابوطاهر مذکور تمام کوفه راغارت کرد وباز گشت. # فرستاهن مقتدر بالله خلیفه مونس المظفر را بحرب ابوطاهر قرمطی وچون مونس # ~~مذکور بکوفه رسید قرمطی رفته بود مونس یاقوت رادر کوفه بگذاشت و باواسط ~~شد. # آمدن رسولان ملک الروم باعمیر بن عبدالباقی ببغداه ومقتدر را بدید وهدیها # ~~تسلیم کرد والتماس مهاهنه و مفادات کرد والتماس مبذول داشته برمعادات ~~مقرر # ~~کردند وجواب نیکو دادند و رسول ملک الروم وعمیر را خلعت فرمودند ورسول # ~~ملک الروم را اجازت ms363 انعراف دادند. PageV02P036 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0037.jpg) # سنه ثلتعشرةوثلثمائ # ~~وقات علی بن محمدبن قشار ابوالحسن الزاهدمد فونابجا نب غربی بغداد ~~واوازایمه # ~~حنبلی بود # آمدن علی بن عیسی از مصر بحج و سلامه که حاجبش بود ببغداد فرستاد و # ~~تبرکات بعرض مقتدر خلیفه رسانید و بصدو چهل وهفت هزار دینار سفتها آورد ~~از # ~~استدراکاتی که انجا کرده بود وازهر گونه آثاری که نموده # مقرر داشتن خصیبی اشراف مصروشام برقرار ماتقدم بر علی بن عیسی # ~~کشاهن ابراهیم بن عبدالله المسمعی ناحیت قفص را و پنج هز ار ازیشان ~~اسیر کرده بفارس فرستاه # آمدن ابوعلی قمی خلیفت امیرابوجعفر صعلوکبن محمد بایالت هرات # آمدن نامه ملک الروم باهل ثغور که بطوع خراج بمن دهید والافصدشهرها # ~~شما کنم که مراضعف حالشما معلوم شده. # سنه اربع عشرةو ثلثمائه # ~~دزین سال جماعة قرامطه دربادیه برحاج افتادند وایشانرا پرا کنده کردند. # آمدن رومیان بملطیه وغارت کردن و برده گرفتن و شانزده روز در ملطیه مقام # ~~کردند وفات ابوالقاسم الخاقانی الوزیر که ازحبس خلاص شده بود ودرخانه ~~خود # ~~وفات یافت وچون ازخانه اوفریاد خواست ناگاه بخانه اورفتند و عبدالوهاب ~~پسراو # ~~اورا طلب کرهند واو فرار کرده بودونیافتند # آمدن اهل مکه وحرم با مال خود ببغداد که شنیدء بودند که قرامطه قصد # ~~ایشان دارند # دادن مقتدر خلیفه ممالک شرق را بهیوسف بن ابی الساج کهمالان تصرف # ~~کرده بر لشگر و حاشیه خوه تفرقه کند وجهت او خلع خاص و اسبان بساخت ~~زرفرستادند # ~~واورا ابوالوزیر کنیةهادنده و خلیفه فرمود که بحرب ابو طاهر سلیمان ~~قرمطی رود PageV02P037 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0038.jpg) # گرفتن وزیر ابوالعباس خصیبی وپسر ود بیران او را. # ~~فرستادن مقتدر خلیفه بمصر جهت طلب داشتن علی بن عیسی که او را # ~~وزارت دهند. # ~~مقرر فرمودن مقتدر خلیفه ابوالقاسم عبدالله بن محمد الکلو اذانی را که # ~~تا آمدن علی بن عیسی ازنیابت او بامروزارت قیام نماید. # ~~ظاهر شدن ابوعلی بن مقله وابوالفتح فضل بن جعفر که متواری بودند وبر # ~~کلواذانی سلام کردند. # ~~رفتن سلامه طولونی بدمشق ms364 که علی بن عیسی را بیاورد . # ~~آمدن صالح بن سیار بایالت هرات و او بدسیرت بود. # صنه خمس عشرة و ثلثمائه (214) # ~~خروج دیالمه در عراق عجم، # ~~وهات ابی بکربن ابیداوهالسجستانی المحدث. # ~~وفات اخفش الصغیر ابوالحسن علی بن سلیمان الاخفش فجاة فی شعبان المعظم. # ~~وفات ابوعبد الله حسن بن محمدبن عصر المحدث : # ~~رسیدن علی بن عینی باهردم بسیار وازد حام انبوه کهآ باستقبال اورفته ~~بودند # ~~و با مونس المظفر پیش مقتدر شد و نواخت بسیار یافت و روز دیگر ~~خلعتوزارت # ~~بوشید. # ~~و باخصیبی مناظره کره و مصادره او بچهل هزار دینار قرار کرد # ~~وفات ابراهیم بن سمعی بنوبند جان # ~~دادن اعمال فارس بحکم مقتدر خلیفه بیاقوت و او را بدین مهم لوابست . # ~~دادن اعمال کرمان با بوطاهر محمد بر عبد الصمد و مقتدر فرمودتا او را ~~بران لوا بستند. # ~~شفب کردن سواران لشکری ورفتن بمصلی و قصری که بثریا معروف است ~~PageV02P038 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0039.jpg) # ~~غارت کردند ومونس المظفر بیرون رفت وضامن ارزاق ایشان شد و با خانهاء # ~~فودشدند مدان ملک الروم بسمیسا طودر مسجد جامع سمیساط نافوس زدو نماز ~~رومیان کرد # فرمتادن المقتدر بالله مونس المظفر را بحرب ملک الروم ووهم کردن مونس # ~~المظفر از آن که بخانه مقتدر خلیفه رود وخلعت بپوشد و مةتدر بدو نامه ~~نوشت که # ~~آنچه با تو گفتهاند که من قصد تو کردهام و چاه کنده که تو در انجا افتی # ~~خلاف گفتهاند # وسیدن رسول ملک الروم و نامه طلب علح آورهن. # عزل صالح بن سیار ازایالت هرات و بواسطه بدیرتی و معاش بد که بامردم # ~~هرات کرده بود برو هجوم کردند واختیارامارت خود بر ابوعمرو سعید بن ~~عبدالله # ~~بن محمد بن عصم الضبی نهادند وامارت او نود وسه روزبود بعداز او ابوبکر ~~طعناء # ~~الجاجب مولاءامیرابوابر اهیم سامانی حا کم هرات شد # وفات الامام ابوالقاسم عبد الله بن محمدین جعفر القزوینی سکن مصر واخذعن # ~~یونس بن عبدالله الاعلی والربیع بن سلیهان المرادی وهومن اکابرایمة ~~الشافعی # سنه ست ms365 عشرة وثلثمائه # ~~قتل عام که جماعة قرامطه درمکه مبارک کردند چانکه چاه زمزم پر کشته ~~کشته بوه # ~~و سه هزار کشته در درون مسجد حرام پیرامن کعبه افتاده بود و هفتصد دختر # ~~دوشیزه باسیری برده بودند و کعبه معظم را خراب کرده و حجرالا سود را ~~باخود # ~~ببحرین بردند و دوازده سال در بحرین بماند و کلاترقرامطه وسر ایشان ~~ابوسعید # ~~حسن بن بهرام الجباتی بوده که پیشتر خروج کرده وبحرین و لحصا فرو گرفت. # و در ابتدا مردم را یمذهب شیعه و محبت اهل بیت دعوت کردند و بتدریج # ~~مذهب قرامطه اظهار کرد و کار بحاییی رسید که ابوطاهر بمکه مبارک آمد ~~واکثر # ~~اهل مکه و مجا وران کعبه را بکشتند و حجر الاسوه را از کعبه جدا کردند ~~واز PageV02P039 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0040.jpg) # ~~اهل مکه بیست واند هزار مردم بقتل آمدند بیرون انک در چاهها و سرهاء ~~گوهها # ~~و بیا بانهامرده بودند و مالی از مکه بغارت بردند که حساب آن جز خدای ~~تعالی # ~~نداندوابو سعید مذ کور پسر جهودی بود در مغربیکی از فرزندان عبد الله ~~بن میمون # ~~قداح احمد نام مادر او را بزنی کرد و ادب و فضلش بیاموخت و ولی عهد ~~خودش # ~~گردانید و بمغرب شد و شهر سلجماسه را فرو گرفت و گنت من علوی ام و مهدی # ~~ام وتبع بسیارش جمع شد و مذهب باطل را باطل نروددر گردن مردم کره رمی ~~حلال # ~~کره و دختر و خواهر و مادر مباح کردانید و هر یک ازین سکانراگر چه در ~~هر # ~~ولایت نامیست علیحده چنانچه در حلب و مصرش اسمعیلیه خواننده و ببغداد ~~وماور النهر # ~~قرمطی گویند و بکوفه مبار کیه و ببصره راوندی ورفعی و بری خلفی و ~~بجرجان # ~~مجمره و بشام مبیضه و بمغرب سعیدی و بلحصاو بحرین حبیی و باصفهان باطنی ~~و ایشان # ~~خویشتن را تعلیمی خوانند فاما بمعنی همه یکی اندو کلمه الحاد جامع ~~ایشانست و # ~~مقصود اینهاهمه آن باشد که مسلمانان ms366 و مسلمانی رابر اندازند لعن الله ~~اولیک المخاذیل # عزل کردن علی بن عیسی و گرفتاری او و برادراو. # وفات شیخ ابوالحسن بیان بن محمد الحمال الواسطی بمصرفی رمضان. # نقلست که او را بسته در پیش سبع اندا ختندسباع او را بوییدند و ~~ضررنرسانید # ~~چون میرونش آدردند گفتند در دل توچه بوههران زمان که سبع ترا می ~~بوییدند # ~~گفت نگاه میکردم در اختلاف علما درباز مانده سباع # قتل حسن بن قاسم العلوی الملقب بالداعی # وفات ابوبکر احمدبن عبدالله بن سیف السجستانی انه سئل المزنیهل یجوز # ~~النکاح علی تعلیم الشعر فقال یجوز مثل قول القایل شعر # یریدالمرءان یعطی مناه %~% ویابی الله الاما ارادا ### | وقوی اللها کرمما استفادا(1) PageV02P040 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0041.jpg) # سنهسبععشرةوثلثمائه # ~~وفات قاضی ابوجعفر احمدبن اسحق بن بهلول التنوخی قاضی القضاة ببغداد # ~~وکان فقیه الحنیقه وعالما بالادب ونحوا لکوفیین واشعر حسن # ~~وفات القاضی بیرز بن الهیثم. # ~~وفات ابوالحسن منصوربن اسععیل التمیمی العصری الضریر کان فقیها متصرفا # ~~فی علوم کثیره لم یکن فی زمانه فی مصر مثله وله مصنفات فی الفقه ملیحة ~~منها # ~~الهدایه والمسافرو الواجب والمستعمل وغیرها وله شعر ملیح وکان شاعر ~~خبیث # ~~اللسان فی الهجووقیل سنه ست و ثلثمائه. # سئاه ثمن عشرة وثلثمائه # ~~دادن قضاء شیراز بحکم مقتدر خلیفه بقاضی ابوالعباس بن قاضی شریح. # ~~قتل اسفاربن شیرویه بردست مرداویج بن زیار بطبرستان . # ~~وفات یحیی بن محمدبن صاعد المحدث # ~~وفات ابویحیی منصورالتمیمی الشافعی. # ~~وفات ابوعبد الله احمدین سلیمان البصری المعروف بالزمیری من ولدالز ~~بیربن # ~~العوام صاحب رسول الله صلی الله علیه و سلم ویعرف ایضا بصاحب الکافی و ~~هو مختصر # ~~فی الفقه وکان حافظا فی المذهب عارفا بالادب خبیرا بالانساب وهو فقیه ~~الشافعی . # ولاهت الشیخ الامام ابو سلیمان الخطابی حمدبن محمدبن ابراهیم فی صفر # ~~بمدینه بست # درین سال خبر بهرات رسید که امیر ابوز کریا یحیی بن احمدبن اسمعیل- # ~~السامانی ودو برادر او منصوربن احمد ولبراهیم بن احمد را در بخارا از ~~حبس # ~~بیرون آوردند # آمدن شباسی مولای امیر ابوابراهیم السامانی بایالت هرات . PageV02P041 # ![image ms367 filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0042.jpg) # ~~آمدن ابوبکر مظفر محتاجی بایالت هرات و گریختن شباسی از پیش او و # ~~بعد از آن ابوبکربن منصوربن عای بایالت هرات آمد از قبل نصر بن احمد ~~السامانی # ~~باز شباسی با بعضی از جوانان هرات بیعت کره و ابوبکربن منصوربن علی را ~~از # ~~هرات بیرون کردند . # سنه تسع عشرة وثلثمائه # ~~غارت کردن بغداد و سوختن دار الخلافه و هبوط کار عباسیان. # ~~وفات شیخ ابوعبد الله محمه بن فضل الله بلخی بسمرقند که اورا از بلخ ~~پرون # ~~کردند در سمرقند ساکن شد صحبة احمدبن خضرویه دریافته و ابو عتمان خیری # ~~بدو میل تمام داشت و باو نامه نوشت که علامت شقاوت چیست گفت سه چیز اول # ~~عملش روزی شوه واز عمل محروم ماند . دوم عملش روزی شوه و از اخلاص ~~محروم # ~~ماند . سوم صحبت صالحانش روزی شود و از احترامشان محروم ماند . # ~~گفت صوفی آنست که صافی شود از جملهآ عطاها. # ~~گفت راحت در خلاص است از آرزوهاء نفس . # ~~گفت چون مرید بگوشه خاطر بدنیا نگرد توبیش دروی منگر که اومرتد # ~~طریقت شده گفت اسلام بچهار چیز از شخص زایل شوه و مفارقت کند. # ~~اول بدانک عمل نکند بدانچه داند # ~~دوم آنک عمل کند پدانچه نداند # ~~سو4 آنک نداند و نجوید آنک نداند # ~~چهار4 آنک مردعانرا منع کند از آموختن # ~~ولادت المعزلدین الله ابو تمیم معزمن العنصور بالله اسمعیل بن القایم ~~بامرالله # ~~ابوالقاسم محمن بن المهدی ابومحمد عبید الله العلوی الحسینی از ~~اسمعیلیه بمصر # ~~آمدن امیرا بوز کر یا یحیی بن احمدین اسمعیل السامانی نهرات وبر صحر ~~اءنماز کاه فرو PageV02P042 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0043.jpg) # ~~آمد و شباسی را عزل کرد و از عیاران هرات که باشباسی بیعت کرده بودند # ~~چهار کس را بقتل آورد و درهاء شهر وقهند زرا بسوخت و بعضی از باره شهر ~~ویران # ~~کرد و ابومنصور فراتکین که مولاءامیرا بوابراهیم سامانی بود بامارت ~~هرات نعب # ~~کرد و در روز سه شنبه ابوز کریا یحیی بن احمدبن اسمعیل السامانی کوچ ms368 ~~کرده براه # ~~کروخ روانه سمرقند شد و روز چهارشنبه امیر ابوالحسن نصربن احمدبن ~~اسمعیل # ~~السامانی بهرات رسید وهم در نماز گاه بلشکر گاه امیر ابوز کریا فرود ~~آمد و یکروز # ~~انجا بود وبراثرابوز کریابراه کروخ روانشد و سیمجوررا بایالت هرات ~~بگذاشت. # سنه عشرین وثلثمایه # فتل المقتدر بالله در سابع عشرین شوال نماز دیگر در بغداد و او خلیفهآ # ~~هژدهم بود و مدت خلافت او بیست و چهار سال و عمر او سی و هشت سال بود. # جلوس القاهر بالله ابومنصور محمدین احمد المعتضد بالله نوزدهم خلفا # وفات ابوعمر والدمشقی شیخ الحفاظ هواحد مشایخ الشام وهومن قراء السبعه. # دادن وزارت القاهر بالله با بوعلی محمدبن غلی المشتهر با بن المقله ~~الخطاط، # وفات ابن کیسان النحوی # وفاعا بوعلی حسین بن صالح بن خیران الشافعی البغدادی وکان اما ماجایلا ~~ورعا # قتل وزیر ابوالحسین العتبی بردست فدائیان بوقتیکه او ازپیش نصربن احمد # ~~السامانی بمدد قا بوس و فایق وفخرالدوله بویه میرفت. # دادن وز ارت آل سامان با بوالحسین مزنی آمدن ابوز کریا یحیی بن احمد # ~~بن اسمعیل السامانی بهرات و بقریه مادم فرود آمد و او از سمرقند از ~~برادر خود # ~~نصر بن احمد بن اسمعیل السامانی گریخته بوه و اورا در هرات نگذاشتند و ~~بعداز قدوم # ~~او بدو روز میان مرهم هرات خصومتی شد و سیه جوره رقهند زرفت وابوز کریا ~~از آنجا # ~~برفع وابومنصور قراتکین بفوشنچ شد و هفتاه و دوروز آنجامقام کره آنکاه ~~ازفوشنج PageV02P043 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0044.jpg) # ~~باز گشت و بکنار رود فرود آمد و هرات را در بندان داد درین حال ~~ابوبکربن # ~~محمد بن المظفر صاحب الجیش بهرات رسید و ابومتصور محمدبن عبدالرزاق ~~وابو- # ~~اسحق ابراهیم بن فارس البیکندی باجمعی انبوه باایشان بودند و ابومنصور ~~قراتکین # ~~ترک محاصره هرات کره و برفت . # وفات عبدالملک محمد بن عدی الفقیه الشافعی الجرجانی المعروف بالاسترابادی # سنهاحدی وغشریقوثلثمائه1 # ~~ابتدای دوات آل بویه و بپادشاهی نشستن عماهالدوله علی ین بویه در عراق ~~وفارس # ~~وفات شیخ ابوبکر محمد ms369 بن علی الکتانی ببغداه. # وفات الطحاوی وهو ابو جعفر احمد بن محمد بن سلامه الطحاوی رئیس # ~~اصحاب ابی حنیفه بمصر. # وفات ابن الدرید وهو ابوالحسین او ابوبکر محمدبن حسن بن دریدالعمانی # ~~ببغداد واو در زمان خود در شعر ولغت نظیر نداشت مدفونا بمقابر الخیزران ~~ببغداه # وفات ابوهاشم الجبایی لمعتزلی المتکلم که بااین درید در یکروز وفات # ~~یافتند واو را نیز بمقابر خیزران دفن کردند . # عزلابوعلی محمدبن علی بن المقله ازوزارت القاهر بالله که او واضع خط بود # دادن القاهر بالله وزارت بابو جعفر محمدبن قاسم بن عبدالله بن سلیماز وهم # ~~درین سال عزل او. # دادن وزارت القاهر بالله با بوالعباس احمدبن عبدالله الخصیبی # عزل ابواسحق ابراهیم بن فارس البیکندی از ایالت هرات در رمضان . # ~~دادن ایالت هرات بمنصوربن علی بحکم ابوبکر محمدبن المظفر صاحب الجیش # وفات محمد بن یوسف بن مطر الفربری وهو الذی روی صحیح البخاری عنه # ~~وکان قدسمعه عشرات الوف من البحاری قلم ینتشر الاعنه وهو مشهور الی ~~فربر قریة PageV02P044 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0045.jpg) # ~~منقری بغار سنه اثنتین وعشوین وثلثمائ # ~~خلع کردن ومیل کشیدن القاهر باله ابو منصور محمد بن أحمد المعتضد برد ~~ست استیمام # ~~ترک در پنجم جمادی الاولی و او خلیفه نوزدهم بود واخلاق نا پسندیده ~~داشت و # ~~خونی بود ومدت خلافت اویکسال و ششماه و شش روزبوه. # جلوس الراضی بالله ایوالعباس محمد بن جعفر بن المقتدر. # وزراء القاهر بالله ابوعلی محمد بن علی المقله . ابوالعباس احمد بن ~~عبدالله # ~~الخصیبی # وزراءالراضی باله ابوعلی محمد بن علی المقله . ابوعلی عبدالرحمن بن عیسی # ~~بن داود الجراح . ابو جعفربن قاسم الکرخی . ابوالقاسم سلیمان بن حسن ~~المخلد # ~~ابوالفتح فضل بن جعفر بن الفرات . ابوعبدالله احمدبن محمد النردی # ~~وفات المهدی محمدبن الرضی القاسم ازاسمعیلیه بافریقیه # جلوس پسر اوالقائم بامرالله احمدبن المهدی محمد بن الرضی از اسمعیلیه # ~~بمصر # فتح غزنی بردست البتکین ترکه و کریعتن لویک والی غزنی # ~~وفات شیخ ابوعلی رود باری وهو شیخ ابوعلی احمد بن محمدبن قاسم بن ~~منصوربن # ~~شهریاربن مهر ms370 اقادر بن قرعده بن کسری انوشروان العادل مدفونا بمصر واو ~~از # ~~کاملان اهل طریقت و فتوت بود وظریفترین ایشان وعالمترین پیران بعلم ~~حقیقت # ~~ودر معامله وریاضت و کرامت و فراست بزر گوار بود و جملهأهن بغداد حضرت ~~او را # ~~خاضع بودند و صحبت جنید ونوری وابن الجلاء دریافته بوه واو را کلمات ~~بلیغ و # ~~اشارات عالی است: # نقلت که چون وقت وفاتش درآمد چشم باز کره و کفت در هاء PageV02P045 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0046.jpg) # ~~آسمان گشاده است و بهشترا بیار استهاند و برماجلوه میکنند و فرشتگان ~~ندامیکنند # ~~که یا باعلی ما ترا بجایی رسانیدیم که هر گزهر خاطر تونگذشته است ~~وحوران # ~~نثارها میکنند واشتیاق مینمایند واین دل ما میگوید بحقک لاانظر بغیرک ~~عمری # ~~دراز در انتظارکاری بسر بردیم برک آنم نیست که بر شوتی باز گردیم. # ولادت هلال بن محمدبن جعفر ابوالفتح الحفاروکان عالما بالحدیثعالی ~~الاسناه # خروج ابوزید ازاهل مغرب واو مردی متدین مسلمان بود و برالقایم بامرالله # ~~از اسمعیلیه خروج کره و حرب کردند وابوزید رامحصور کرد # سثه ثلث وعشرین وثلشمایه (323) # ~~بریدن دست ابوعلی محمدبن علی المقله وزیر واضع خط بحکم الراضی بالله که # ~~چندانک التماس کره که دست راست او نبرند مفید نیامد و آخر پدست چپ ~~خطنوشت # گشادن شیراز واصفهان وحلوان وری بردست عماه الدوله علی بن بویه . # وفات ابر اهیم بن محفد بن عرفه المعروف بنفطویه النحوی وله مصنفات وهومن # ~~اولاه المهلب بن ابی صفره. # وفات ابوالحسین علی بن محمدالمزین. # ~~قتل مرداویج بن زیار بردست غلامان خود درحمام باصفهان. # دادن وزارت الراضی بالله خلیفه بعبدالرحمن بن عیسی بن داوه الجزاح وهم # ~~ادرین سال عزل او. # ~~قزل او دادن وزارت الراضی بالله بابی جعفر محمد بن قاسم الکرخی وهم ~~درین سال # دادن وزارت با بوالفاسم سایمان بن حسن بن المغلد بحکم الراضی بالله # وفات ابراهیم بن الحةاد المحدث # ولادت احمدبن ابراعیم بن محمدبن اسحق ابوحلمد بن ای اسحق المزکی ~~PageV02P046 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0047.jpg) # ~~الغیشا بوزیی # سنهاربع وفشرین و ثلثمائه # ~~وفات شیخ ms371 ابوالحسنالاشعری . # ~~وفات احمدبن جعفربن موسی بن یحیی بن خالدالبرمکی وله شعر مطبوع # ~~و کان عارفا بفنون شتی] من العلوم. # ~~وفات ابوبکر محمدبن موسی بن العباس بن المجاهد و کان اما مافی القراءت # ~~ومعرفته. # ~~عزل سلیمان بن حسن بن مخلد از وزارت الراضی بالله. # ~~داهن وزارت الراضی بالله بابن رایق وزیر. # ~~وفات ابوبکر عبدالله بن زیاد بن سمون الشافعی . # ~~وفات منسوربن علی والی هرات و ایالت او در هرات سه سال بود. # ~~داهن ایالت هرات بمحمدبن حسن بن اسحق . # ~~آمدن ابوالعباس محمدبن الجراح بهرات و حرب او بامحمدبن حسن بن # ~~اسحق و گرفتاری محمد بر حسن مذ کور کهاورا بند کردند و بجرجان پیش ~~بلکاتکین # ~~فرستادند، # ~~وفات ابوالحسن عبلله بن احمدبن محمدبن المغلس الفقیه الطاهری صاحب - # ~~التسانیف المشهوره # سنه خمس و عشرین وثلشمایه # ~~وفات عبدالله بن محمدبن سفیان ابوالحسین الخرازالنحوی فی ربیع الاول ~~وله # ~~تصانیف حسنه فی علوم القرآن و غیره. # وفات ابوالحسن عبدالله بن احمدبن خالص الدوری . PageV02P047 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0048.jpg) # سنه ست وعشرین وفلثمافآه26 # آمدن رسول عماه الدوله علی بن بویه پیش خلیفه الراضی بالله ومنشور # ~~امارت گرفتن. # ولاهت الصاحب اسماعیل بن محمد بن عباه کنیته ابوالقاسم. # عرضه داشت نمودن ابوعلی محمدبن علی المقله واضع خط پیش الراضی بالله # ~~که برابن رایق وزیر سه بار هزار هزار دینار تقزیر دارم و از خلیفه حکم ~~شد که # ~~زبانش ببریدند ودرحبس کردند و درزندان بر آوردند و ازبام زندان نان ~~بدومیدادند # ~~و هر کاه که تشنه میشد بیک دست و دندان آب از چاه کشیده میخورد و هم در ~~آن # ~~حبس وفات یافت. # وفات شیخ ابواسحق ابراهیم بن داوه الرقی من کبار مشایخ الشام از اقران ~~جنید # ~~و ابن الجلا و او از اکابر علماء مشایخ بود و از قدماء طوایف ومحترم ~~وصاحب # ~~کرامات و کلماتی عالی داشت و از بزرگان شام بود و عمری هراز یافت و او # ~~صد و یکساله بود ، # نقلست که درویشی قصد سفری «اشت شیخ اورا برکاله از ms372 جامه خوده داه و # ~~گفت برجامه خوددوز و او چنان کرد در راه شیری بغرید و برقصد او متوجه ~~شد # ~~چون درونگاه کره روی برخاک نهاه و باز گشت و آن از برکت بر کاله جامه ~~شیخ رقی بود # ~~که برجامهآ خود دوخته بود. # کفت تو کل آرام کرفتن بوه برآنچه خدای تعالی ضمان کرده است. # عزل فرمودن امیر نصر بن احمد بن اسمعیل السامانی محمد بن عبدالله # ~~البلعمی وزیر را ازوزارت # دادن وزارت امیر نصر السامانی بمحمد بن محمد الجیهانی . PageV02P048 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0049.jpg) # سنهسبع وفشرینوثلثمائه # ~~وفات شیخ ابوعلی محمد بن عبدالوعاب الثقفی به نیشابور الامام فی الفقه. # ~~وفات عبدالرحمن ابی حاتم الرازی صاحب الجرح والتعدیل . # ~~وفات الخرابطی صاحب اعتلال القلوب. # ~~وفات ابو نعیم الحافظ. # ~~وفات ابراهیم بن محمد ابواسحق الرئیس البسطاهی الشیخ المتعصب لاهل # ~~السنه المفضل علی اهل الحدیث وکان من محدثی نیسایور فی هذه السنه او ~~قریبا # ~~من هذه السنه. # ~~ولاهت ابوعلی التنوخی وهوحسین بن علی بن محمد بن ابی الفهم القاضی. # سثه قآمن وعشرین وثلشمائه # ~~وفات ابومحمد شیخ عبد الله بن محمد المرتعش نیسا بوری به بغداد صحبت ~~اباحفص # ~~خداد وایاعثمان وجنیددر یافته بود. # ~~گفت هر که گمان برد که فعلاو اورا از دوزخ نجات دهدیا پبهشت برد # ~~بیقین خود را درخطر انداخته است توفی بمسجد الشونیزیه و او از معتبران ~~اهل # ~~تصوف بود و مقبول اکابر. # ~~نقلست که گفت سیزده حج کردم همه بر هوای نفس بود باوجود که بتو کل # ~~کرده بودم چه هر گاه که بحج میرفتم نفس را گران نمی آمد یکبار مادر مرا # ~~کفت سبویی آب بیاور برمن کران آمدهانستم که آن حجها برشره شهوت وهوای # ~~نفس بود # درویشی گفت در بغداد بودم و خاطر حج داشتم در دلم آمد که مرتعش # ~~می آید و پانزهه درم می آره تار کوهورسن ونعلین خرم ودر بادیه روم هر ~~حال یکی PageV02P049 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0050.jpg) # ~~در بزد یاز کردم مرتعش بود ورکوه بدست گفت بستان گفتم نگیرم ms373 گفت # ~~بگیر ومرا رنجه مدار چند درم خواستی گفت پانزهه درم گفت بگیر که پانزده # ~~درم است. # نقلست که او را گفتند که فلانکس بر آب میرود و در هوا میپره گفتانرا # ~~که مخالفت هوا نفس خود کند بزرگتر از آن بوه که در هوا پردوبر آب روه . # گفت هر که اعتماد بر فضل خدای تعالی کند او را ببهشت رساند و قیل # ~~سنه عشرین وثلثمائه # ~~وفات ابوعلی محمد بن علی المقله واضع خط در حبس و اوراوزیر المثلث ~~خواندهاند که # ~~سه بار وزارت کرد و وزیر سه خلیفه بود و سه نویت او را گرفتند و مصادره ~~کردند # ~~و سه نوبت او را محبوس کردند و سه بار هزار هزار درم تقریر کرد و در سر # ~~آن شد . # داهن وزارت امیر رکن الدوله بویه با با الفضل بن العمید. # وفات القاضی ابوعمرو قاضی القضاة ببغداد و حسین منصور حلاج را بحکم # ~~وفتوی او بقتل رسانیدند . # وفات ابوسعید الحسن بن احمد الاصطحری الشافعی ببفداد کان هوو ابن # ~~سریج شیخی الشافعیه ببغداد وصنف کتبأ کثیره منهاادب القضاء استحسنه ~~الایمه # ~~وکان زاهدامتقللامن الدنیادفن بباب حرب واصطخر بکسر الهمزه و فتح الطاء ~~وجوز # ~~بعضهم فتح الهمزه . # وفات الامام ابوالحسن علی بن احمد المزنی البغداهی بمکه واو مجاور کعبه # ~~معظم و ازاصحاب سهل بن عبدالله التسثری وجنید بوه # آمدن ابوجعفر عزیزی بایالت هرات. # وفات ابن الا نباری وهو ابوبکر محمد بن القاسم بن محمد بن بشاروهو ~~PageV02P050 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0051.jpg) # ~~صاحب کتاب الوقف والابتدا. # وفات ابوالحسن محمد بن احمد بن ایوب المقری البغدادی المعروف بابن شنبوذ # ~~فی صفر سنه تسع وغشرین و ثلثمائه # باز آورهن حجر الاسوه از بحرین بمکه مبارک که قرامطه از کعبه جدا # ~~کرده برده بودند. # وفات الراضی بالله ابوالعباس محمد بن جعفر بن المقتدر در سابع عشر ربیع # ~~الاول ببغداد واو خلیفه بیستم بود مدت خلافت او شش سال و یازده ماه و ~~هشت # ~~روز بود. # جلوس المتقی بالله ابواسحق ابراهیم المقتدر ms374 . وزراء او . سلیمان بن حسن # ~~بن مخلد . ابوالحسن احمد بن میمون . ابواسحق محمد بن احمد القواریطی . # ~~ابوالعباس احمد بن عبدالله الاصفهانی . ابوالحسن علی بن ابوعلی محمد بن ~~علی # ~~المقله . قاضی القضاة احمد بن عبدالله بن اسحق الحرقی . این جماعت ~~وزرای # ~~او بودند. # قتل ما کان کاکی دیلمی بر دست اسفهسالارامیر علی بن الیاس که ازامرای # ~~جیوش امیر نصر بن احمد بن اسمعیل بن احمد السامانی بود و امیر نصر ~~مذکور # ~~اسکافی دبیر را با او فرستاده بود که آنچه واقع شود بطریق ایجاز بنویسد ~~و بر # ~~کبوتر بندد که برساند و بعد از قتل ماکان اسکافی نوشت که اما ماکان ~~صارکاسمه. # وفات بختیشوع بن یحیی الطبیب الحکیم فی ذی حجه. # گذاشتن عمادالدوله علی بن بویه معزالدوله را ببغداه ورکن الدوله را # ~~بعراق فرستاد و خود بشیراز رفت و اقامت کرد. # وفات محمد بن عبد اله البلعمی وزیر نصر بن احمد السامانی. PageV02P051 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0052.jpg) # ~~عزل بلکاتکین از ایالت هرات و باز دادن ایالت هرات با بومنصورقراتکین # ~~ولادت قاضی القصاة احمدبن محمدبن ابی الشوارب کنیته ابوالحسن فی ذیقعده # ~~ببغداد # ~~وفات عبد الله بن محمدالمنازل ابومحمدالنیسا بوری شیخ الملامتیه ~~اوحدزمانه # ~~هومن کبار مشایخ النیشابور صحب حمدون القصارواخذ عنه طریقته مدفونا ~~بنیسابور # سنه ثلثین وثلثمائه(320 # ~~قتل امیر ابوالحسن نصر بن احمد بن اسمعیل بن احمد السامانی بر دست # ~~غلامان خود در ثانی عشر رمضان وقیل سنه احدی و ثلثین و ثلثمائه مدت ~~پادشاهی # ~~اوسی سال بود. # ~~جلوس الملک الحمید نوح بن نصر بن احمد بن اسمعیل بن احمد السامانی # ~~دادن وزارت امیر نوح بن نصر بحاکم ابوالفضل احمد بن محمد . # ~~وفات امیر عمادالدوله ابوالحسن علی بن بویه و گویند که ایشان از نژاه # ~~بهرام گورند و مدت پادشاهی او بیست وشش سال بود # ~~جلوسر برادراو امیر رکن الدوله ایوعلی حسن بن بویه واو خود بشیرازرفت # ~~ماندن معزالدوله ابوالحسین احمد بن بویه بموجبی که پیشتر برادر او # ~~عماد الدوله او را گذاشته بود در بغداد ms375 . # ~~عزیمت نمودن معز الدوله ابوالحسین احمد بن بویه از بغداد بجانب مصر ~~وشام. # ~~وفات ابوبکر محمد بن عبدالله الفقیه النیشابوری المعروف با لصیر فی وله # ~~تصانیف فی اصول الفقه # ~~وفات ابوالحسن الاشعری وهو علی بن اسمعیل بن ابی بشیر الاشعری # ~~صاحب مذهب الاشانره من اولاد ابی موسی الا شعری وکان نسبه فی سنة ~~ولاهته # ~~قثل وزیر ابوالفضل البلعمی بحکم ملک نوح بن نصر بن اجمد بن اسمعیل ~~PageV02P052 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0053.jpg) # ~~بن احمد السامانی بقصد امهر خمار تکین که بعضی گویند که رباط دره نمک ~~در # ~~راه عراق او عمارت کرده # ولادت الشیخ الکبیر ابوعبدالرحمن السلمی وهو محمد بن الحسین بن موسی # ~~الازهی السلمی شیخ الطریقه فی وقته وصاحب التصانیف المشهوره فی ااحقایق ~~والدقایق # ~~والتفاسیر. # وفات ابو یحیی البلخی وهوا بویحیی ز کر یابن احمد بن یحیی البلخی بدمشق ~~فی # ~~ربیع الاول اوربیع الثانی فارق وطنه لاجل الدین وفسخ عرض الارض ~~وسافرالی اقاص الدنیا # ~~فی طلب الفقه وکان حسن البیان فی النظر مرهف عذب اللسان فی الجدل وولاء ~~لمقتدر # ~~بالله قضاء الشام. # وفات الشیخ ابوالحسن علی بن محمد بن سهل العایغ الدینوری من مشایخ # ~~الجبل اقام بمصرومات بها واواز کبارمشایخ بود. # ابوعثمان مغربی گفت از مشایخ نورانی تر از ابویعقوب نهر جوری و بهببتتر # ~~از ابوالحسن صایغ ندیدم آن مشرف خواطر و اسرار آن مقبول اکابر وابرار ~~آن # ~~سفینه بحر عشق آن سکینه کوه صدق و او از جمله اهل تصرفیگانه وقت بوه . # وفات ابوبکر عبدالله بن طاهر الابهری از فرزندان عمی بن حاتم الطایی و # ~~اقران شبلی صاحب یوسف بن الحسین # وفات حسن ین محمد بن یاسین من النضرالباهای النیشا بوریا وعلین ابوبکو # ~~بن یاسین # وفات محمد ین محمد الجیها نی وزیرنصر بن احمد السامانی تحعالهدم. # وفات محمدبن یوسف بن نضر الهروی الفقیه الشافعی مولده سنه تسع وعشرین # ~~وماتبن واحن العلم عن ربیبم من سلیمان صاحب الشاف ع PageV02P053 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0054.jpg) # سنء احدی وثلثین وللثمائه261 # ~~وفات شیخ ابوالعباس نهاوندی آن محتشم روزکار ms376 و آن محترم پرهیز گار آن ~~کعبه # ~~مروت آن قبله فتوت یگانه روز گار بوه و معتبرا صحاب تصوف ودر تمکین ~~قدمی # ~~را سخ داشت ودرورع و معرفت شانی عظیم واز و نقل میکتند که گفت در ابتدا ~~که مرا # ~~در داین حدیث بگرفت دوازده سال علی الدوام سر بگریبان فرو بردم تا از ~~یک # ~~گوشه دلم بمن نمودند. # گفت همه عالم درآرزوی آنند که حق تعالی یکساعة ایشازرا بود ومن در # ~~آرزوی آنم که حق تعالی یکساعت مرابمن دهد ومرابا من باز گذارد تامن ~~خودچه # ~~چیزم واز کجاام این آرزوم برنمی آبد . # ~~نفلست که وقتی ترسایی در روم شنیده بوه که هرمیان مسلمانان صاحب فراسع ~~باشند # ~~بامتحان برخواست ومرقعی در پوشید وعصا در دست گرفت و بیامد و بخانقاه ~~شیخ # ~~ابوالعباس قصاب در آمد نخست که پای در خانقاه نهاد شیخ مردی تند بود ~~گفت # ~~ایبیگانه در کوی آشنایان چه کار داری ترساهم از آنجا که بود باز گشت و ~~با خود # ~~گفت این بکی معلوم شد پس روی بخانقاه شیخ ابوالعباس نهاوندی نهاد ~~وانجانزول # ~~کرد شیخ هیچ نگفت تا چهار ماه انجا مقام کرد باایشان وضو ساختی و بصورت # ~~نماز میکرد چون چهارماه چنین بگذشت روزی اجازت رفتن خواست شیخ بدو گفت # ~~جوانمردی وحق نان ونمک افتاده روابود که تو چنین بیگانه بیایی و بیگانه ~~بروی # ~~ترسا آن بدید درحال مسلمانشد وهم آنجامقام کرد تاچون شیخ راوفات ~~رسیدقایم # ~~مقام شیخ د وبسهادت ابدی پیوست راین رباعی از انشای شیخ ابوالعباس ~~نهاوندی است # دلا ار عاشقی یارت یکی وس %~% رباعیه %~% و گر هاه و کنی یارت نبو کس # نصیحت رایگان ارها پذیری %~% هرانکثردلیکی یارثر یکیوس PageV02P054 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0055.jpg) # ~~وفات ابو بکر محمدبن اسمعیل الفرغانی الصوفی الاستادابی بکر الدقاق وهو ~~مشهور بین # ~~المشایخ # وفات ابوعیسی محمد بن عیسی الحافظالترمدی وکان عالما زاهدا متقیا . # درین سال جنک بزرک واقع شد میان اهل قهند زواهل هرات درماه شوال و # ~~نه روز حرب بود ms377 . # ~~وابو منصور قراتکین را از شهر بیرون کردند واو بنزدیک پل رود فرود آمد ~~تا # ~~ایوالعباس محمدبن الجراح برسید ابومنصور قراتکین بفوشنج رفت وچند ~~روزانجا # ~~بود تاحکم عزل او آمد وایالت هرات بابراهیم ین سیمجور دادند ، # وفات محمدین عبدوس جهشیاری ابوعبداله وهو استاد ابی بکرالدقاق # سنه افتتین وثلثینوثلشمایة # ~~مخالفت کردن عبدالله بن انتکام باامیر نوحین نصرین احمدبن اسمعیل بن ~~احمد # ~~السامانی # فرستادن امیرابراهیم بن سیمجورپبش از آمدن خود بهرات ابوالفضل عزیزبن # ~~محمد السجزی را بنیابت خود بهرات # رسیدن امیر ابراهیم سیمجور بهات وحکم فرمود که دروازهاو هرات بر # ~~کندند وباره شهرویران کردند. # سنهقلث وثلثین وثلثمائه # ~~امیل کشیدن المتقی بالله در عشرین صفر ببغداه واو خلیفه بیست ویکم بود ~~و مردی # ~~زاهد وعالم ود و توزون بن ابوالوفاء الترکی امیر الامر اء لشکر بغداه ~~قصداو کرد # ~~واو را میل کشید مدت خلافت اوچهار سال بود . # ~~جلوس المستکهی بالله ابوالقاسم عبدالله المکتفی. # وزراء المستکفی بالله. PageV02P055 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0056.jpg) # ابوالفرج محمدبن علی السامری . محمدبن یحیی شیرزاد . ابوالحسن علی بن # ~~ابوعلی محمد بن علی المقله . ومستکفی خلیفه بیست ودوم بود # آمدن امیرنوح بن نصربن احمدبن اسمعیل بن احمد السامانی بنیشابور. # وفات ابوعلی حسین بن احمد الکاتب من کبار مشایخ المصر # رفتن ابراهیم بن سیمجوراز هرات بنیشابور پیش امیر نوح من نصربن احمد # ~~السامانی. # وفات عبید الله بن یعقوب بن یوسف الرازی ابوالقاسم الواعظ وکان ختن ابی # ~~العباس بن سریج الامام الشافعیین فی عصره # سنه اربع وثلثین وثللمائه (334) # ~~میل کشیدن المستکفی بالله دراول جمادی الاخره وهوابوا اقاسم عبدالله بن ~~المکنفی واو # ~~خلیفه بیست ودوم یود ومعزالدوله احمدبن بویه او را خلع کرد4 میل کشید ~~ومدت # ~~خلافت او یکسال وچهار ماه بود. # جلوس المطیع بالله ابوالقاسم الفضل بن جعفر المقتدر که او راولایت نبود # ~~بعلوفه راضی شده بود و معزالدوله احمدبن بویه حاکم مطلق بود # وفات القایم بامر الله احمد بن المهدی از اسمعیلیه بشام د شوال # جلوس المنصور بقوت الله اسمعیل بن القایم بامر الله ن ms378 مهدی از اسمعیلیه ~~بشام # ~~وفات شیخ ابوبکر دلف بن مجذرین شبلی خراسانی ببغداد صاحب الجنید و ~~اوهشتاد # ~~و هفت ساله بوه المدفون بجوار مزارابی حنیفه وهو ابوبکر الشبلی آن غرقه ~~بحر # ~~دولت آن باران ابرعزت آن گردن شکن مدعیان واو سید القوم و امام اهل ~~تصوف # ~~و یگانه عصر بود و نکته و اشارات و رموز و عبارات و ریاضت و کرامات او ~~بیش # ~~از آنست که در حیز ضبط و مقام ربط آید و فقیه بود در مذهب امام مالک و ~~او # ~~مالکی مذهب بوه و بعضی ازسخنان او طرفی باحسین منصور داشت و اورا ~~نیزبسیار PageV02P056 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0057.jpg) # ~~قعد کردند که هلاک کنند. ابتدا واقعه او آن بوه که امیر «ماوند بود از ~~بغداد اورا # ~~نامهر سید بامیریری او به بغدادرفت و خلعت یافت او راعطسه آمددهان ~~بآستین خلعت یاک # ~~کرد این سخن بخلیفه گهتند بفرمود تاخلعتش بر کشیدند و قفایش بزدند ~~ومعزول # ~~کردند شبلی از آن حال متهم شد اندیشه کرد که خلعت مغلوق را اینقدر عظم ~~است # ~~ما در خلعتهاء فالق استخفاف میکردهایم ازنجا بمجلس خیر نساج شد واقعه ~~بدوفرو # ~~آمد وخیر اورا نزد جنید فرستاد پس شبلی پیش جنید آمد و گفت گوهر آشنایی # ~~برتو نشان میدهند یاببخش یا بفروش جنید گفت اگر بفروشم ترا بهاء آن ~~نبود و # ~~اکر ببخشم آسان پدست تو آمده باشد قدرش ندانی همچون من قدم از فرق ساز ~~و # ~~خود را درین دریا درانداز تا بصبر و انتظار گوهرت بدست آید پس شبلی گفت # ~~اکنون چه کنم گفت برو یکسال کبریت فروشی کن چنان کرد گفت کار شهرتی # ~~و تجارتی درست شد اکنون برو و یکسال دیگر دریوزه کن چنانک بهیچ چیز # ~~دیگر مشغول نگردی چنان کرد تایکسال درهمه بغداد اورا کسی چیزی نداه # ~~پیش جنید آمد گفت اکنون قدر خود بدان که تو مر خلق را بهیچ نیرزی دله # ~~درویشان مبند و ایشان را بهیچ مگیر آنگاه گفت تو ms379 روزی چند امیری کردهآ ~~بدان # ~~ولایت شو و از ایشان بحلی خواه بیامد بدان جایگاه و یک بیک درخانه ~~یگردید و # ~~از همه بحلی خواحت تایک مظلمه ماندش و خداوند آنرا نیافت تا گفت بنیت ~~آن # ~~صرهزار درم بدرویشان دادم هنوز دلم قرار نمیگرفت و چهارسال درین روز ~~گار # ~~برفت پس بخدمت جنید باز آمد شیخ گفت هنوز در تو چیزی از جاه مانده است # ~~برو بکسال دیگر گدایی کن کفت هر روز گدایی میکردم و بخدمت شیخ میبردم # ~~شیخ آن همه بدرویشان میداد و مرا گرسنه میداشت چون سالی بر آمد گفت ~~اکنون # ~~ترا بعحبت راه دهم لیکن بیک شرط که خادم اصحاب تو باشی پس یکسال اصحاب # ~~اورا خدمت کردم امرا کفت یا ابا بکر تو خود را چون می ینی کفتم من خوه ~~ر PageV02P057 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0058.jpg) # ~~کمترین همه خلق خدا میبینم شیخ جنید گفت ایمانت درست شد تاحالش بدان # ~~رسید که آستین پرازشکر کردی و هر کجا کود کی همی دیدی شکر در دهانش # ~~مینهادی که بگو الله پس آستین پردرم و دینار کرد و گفت هر که یکبار ~~بگوید # ~~که الله دهانش پر از زر کنم بعد از آن غیرت درو بجنبید تیغی بر کشید و ~~گفت # ~~هر که نام الله برد بدین تیغ سرش بیندازم اورا گفتند پیش از این شکر و # ~~زر میدادی اکنون سر می اندازی گفت من پنداشتم مگر ایشان الله را ازسر ~~حقیقت # ~~میگویند اکنون معلوم شد که از سر غفلت میگویند و برعادت یاه میکنند ومن # ~~روا ندارم که بزبان آلوده اورا یاد کنند بعد از آن میرقت و برهرجا نام ~~الله ثبت # ~~میکرد ناگاه آوازی شنید که تا کی گره اسم گردی اگر مردی قدم در طلب ~~مسمی # ~~زن این سخن برجان او کار کرد و چندان عشق قوت گرفت و شور غالب گشت که # ~~برفت و خودرا درمیان دجله انداخت دجله موج برآورد واورا بر کنار انداخت ~~بعد ms380 # ~~از آن خودرا در آتش انداحت آتشر در و عمل نکرد جایی شیران گر سنه ~~بردندخودرادر # ~~دهان آن شیران داد همه از و بر میدند خود را از سر کوه بلمند فرو گرد ~~انید باد اورا بر گرفت # ~~و برزمین نشاند شبلی را بیقراری یکی هزارشد فرباه بر آورد که ویل لمن ~~لایقتله الماء # ~~ولاالنار ولاالسباع والجبال. هاتفی آواز داد که یاشبلی من کان مقبول ~~الحق لایقتله غیره # نقلست که بعلت جنون بند برو نهادند و او را اطبا بحکم خلیفه شربت # ~~میدادند و او فریاد میکرد که شما معالجه من نمیدانید اکنون معالجه من ~~عشقست # ~~و این نه از آن در دست که دارو پذیرد # فقلست که از جمعه تا بجمعه حصیری را بار داهی یک جمعه بدو کفت اکر # ~~چنانست که ازین جمعه تا بدان جمعه که برمن می آیی بیرون خدای تعالی ~~چیزی # ~~در خاطر تو میگذرد حرامست ترا بامن صحبت داشتن # مالست که پکروز در بادیه با اصحاب میرفتندکاسه سری دید برو نبشته که ~~PageV02P058 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0059.jpg) # ~~خسرالدنیا والاخره شبلی در شور شد و گفت بعزة الله که این سر و لیی ~~یانبیی است # ~~گفتند چرا میگویی گفت تا درین راه دنیا و آخرت زیان نکنی بدو نرسی. # ~~نقلست که وقتی شخصی زار زار میگریست گفت چرا میگریی گفت دوستی # ~~داشتم وفات کرد گفت ای نادان چرا دوستی گیری که بمیره. # ~~نقلست که بعد از مرگ اورا بخواب دیدند که کیف وجدت سوق الاخرة # ~~کفت بازاریست که رونق نداره درین بازار مگرجگرهاء سوختهآ ودلهاء شکسته ~~که # ~~اینجا سوخته را مرهم مینهند # ~~شکسته را باز می بندند و بهیچ دیگر التفات نمیکنند. # ~~ولادت عضدالدوله ین رکن الدوله بن بویه در ذیقغده. # ~~وفات الصیر فی الشافعی. # اسنه خمس وثلثین وثلثمائه # ~~مخالفت کردن ابوعلی سیمجور با امیر نوح بن نصر بن احمد بن اسمعیل ~~السامانی # ~~طلب داشتن لشکریان حا کم ابوالفضن احمدبن محمدبن وزیر را از امیر # ~~نوح بن نصر ms381 و اورا اگر خواست و اگر نه بدیشان بایست داه و ایشان او را ~~بقتل # ~~آوردند و مدت وزارت او چهار سال بود. # ~~وزارت دادن امیر نوح بن نصرین احمد بن اسمعیل بن احمد السامانی بشمس ~~الایمه. # وفات اخشید ابی بکر محمدبن طغج صاحب دیار مصرفی ذیحجه بدمشق . # جلوس ابوالقاسم انوجوزبن اخشید بحکومت دیار ممر واوخرد بود اتابک # ~~او کافور نام بکار او قیام نمود و اختیار تمام کافور مذکور داشت. # وفات علم الهدی شیخ ابومنصور محمدبن محمد بن محمود الماتریدی رئیس # ~~اهل السنه والجماعه دفن بجا کردیزه بسمرقند. # وفات ابوالقاسم عمربن الحسن صاحب المختصر. PageV02P059 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0060.jpg) # وفات ابوالعباس بن القاضی الطبری الشافعی . # حرب منصورین قایم از اسمعیلیه بشام با ابوزید که از اهل مغرب بود خروج # ~~کرده بود و فرار ابوزید مذکور و بآخر گرفتاری و قتل او و اتباع ~~اسمعیلیه او را # ~~دجال نام نهادند که برقایم مهدی خروج کرد و اومرد مسلمان باصلاح بود # وفات ابوبکر الصولی وهو محمدبن یحیی بن عبدالله بن العباس و کان عالما # ~~بفنونالادب والاخبار # آمدن ابوالعباس بین الجراح بایالت هرات در ذیقعده. # سنهست وثلثینوثلثمائه (36 # ~~وفات شیخ فتح موصلی آن ستوده رجال آن ربوده ذوالجلال از بزرگان مشایخ ~~بودو # ~~صاحب همت وعالی قدر ورفیع مقدار انقطاع اواز خلق تابحدی بود که دسته ~~کلید # ~~بر هم بسته بوه بر شکل بازرگانان هر کجا که رفتی پیش سجاده بنهادی تا ~~کس # ~~ندانستی که او کیست وقنی یکی از دوستان حق بدو رسید گفت بدین کلید ها ~~چه # ~~میگشایی که بر خود بستهآ گفت در دنیا میبندم ودر آخرت میگشایم # عبدالله جلا گوید درخانه سری بودم چون نیمی از شب گذشت جامه پا کیزه # ~~در پوشید ورد ابرافکند گفتم کجا می روی درین نیم شب گفت یعیادت فتح ~~موصلی # ~~چون بیرون امد عسسش بگرفت وبزندان برد چون روز شد گفتند کسانی که شب # ~~کرفتهاند بزنند چون جلاد دست براورد که او را بزند دستش درهوا ms382 بماند ~~گفتند # ~~چرا نمی زنی گفت پیری در برابر ایستاد، نمیگذارد نگاه کردند فتح موصلی ~~بود # ~~سری را پیش او فرستادند گفت وقتی در مسجدی بودم با یاران جوانی ~~درامدباژندهآ # ~~خلق گفت دانی که غریبان را حق بود فردا بمحلت فلان فلانجاخانه من نشان ~~خواه # ~~من مرده باشم این پیرهن را کفن من کن ومرا دفن کن دیگر روز رفتم چنان ~~بود # ~~که کفته بود اورادفن کردم چون خواستم که از کور برایم دامنم یگرفت و ~~کفت ای PageV02P060 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0061.jpg) # ~~فتح اگر مرا بنزدیک حق تعالی منزلتی بود ترا مکافات کنم بدین که در حق ~~من # ~~کردی پس گفت مرد بران میرد که زیسته باشداین بگفت و خاموش شد # نقلست که چون فتح وفات کرد او را بخواب دیدند گفتند که حق تعالی # ~~با تو چه کره گفت فرمود که چندین چرا گریستی گفتم الهی از شرم گناهان # ~~فرمود که یا فتح فرشتهآ را که موکل گناه است فرموده بودیم که چهل سال ~~بر # ~~تو هیچ گناه ننوشت از بهر گریه تو. # وفات امیر ابراهیم بن سیمجور بن ابواسحق بن عمران الادیب العالم الذی # ~~آثاره ببلاه خراسان من الری الی بلاد الترک ظاهرة فی شوال. # وفات قفال الشایی. # حرب کافورا تا بک انوجوزبن آخشید صاحبد یار مصر و سیف الدوله صاحب حلب # ~~وفرار سیف الدوله و رفتن بجزیره و بآخرمیان ایشان برین موجب قرار یافت ~~که # ~~سیف الدوله والی حلب باشد. # وکافور والی دمشق وانوجوزبن الاخشید در مصر حاکم باشد. # سنه سبع وقلثیق وثلثمائه # وفات المستکفی بالله مکحول وهو ابوالقاسم عبدالله بن المکتفی . # ~~ولادت ابوعلی الحسن بن احمد بن شادان المحدث الاشعری وهومن الا شاعره # ولادت تمیم بن معزبن منصور بن قایم بن المهدی بقاهره از اسمعیلیه. # وفات ابوموسی الغریر الحنفی. # وفات الامام ابوسهل الصعلو کی وهوابوسهل محمد بن سلیمان الحنفی نسبأثم # ~~العلی الا صفهانی ثم النیشابوری الامام فی الفقه والتفسیر والحدیث ~~والعلوم اللغویه # ~~کلها والتصوف الشاعر الکاتب خیرا قرانه ms383 وحبر زمانه ولد سنه ستوتسعین ~~وماتین PageV02P061 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0062.jpg) # سنله قمن و ثلثین وثلثمائه 228) # ~~ولادت ابوعبدالله حسین بن حسن بن محمد بن حلیم الحلیمی که رئیس # ~~اصحاب حدیث بود ببخارا ونواحیها. # ~~بیرون آوردن رکن الدوله ابوعلی حسن بن بویه آبر کناباه شیرازرا ~~ورکناباد # ~~بدو منسوب است . # ~~جلوس عضدالدوله ابوشجاع فنا خسروبن رکن الدوله در فارس ومضافات آن # ~~بحکم رکن الدوله. # ~~دادن عراق بموید الدوله ابو منصور بویه بن رکن الدوله. # ~~دادن خوزستان و همدان بفخرالدوله. # ~~وفات ابوحامد احمد بن محمد الفقیه الشعینی الکلابادی النیسا بوری فی ~~ذیقعده # ~~وفات ابی جعفر النحاس . # ~~درین سال طاقهای جنوبی پل رود هرات بشکست . # سنه تسع وثلثین وثلئمائه (344) # ~~وفات القاهر بالله محمدبن احمد المعتضد که بواسطه فلج خود راخلع کرده ~~بود # ~~وفات ابونصر محمد بن محمد الفارابی صاحب تصا نیف الحکمیه المشهوره # ~~وکان موته بدمشق وکان فاراب مشهور باترار و ابونصر مذکور شاگرد یوحناء ~~بن # ~~حیلان است و یوحناء مذکور در ایام المقتدر بالله خلیفه وفات کرد # سئهاربعین وثلثمائه(440 # ~~وفات شیخ ابوعلی کاتب بعمر وهومن کبار المشایخ بعصر وهو ابوعلی حسین بن ~~احمد # ~~الکاتب وقیل سنه ثلث وثاثیر وثلثمائه # ~~وفات شیخ ابوالعباس احمدبن محمد الدینوری واو مردی عالم وفاضل بوه ~~PageV02P062 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0063.jpg) # ~~صاحب یوسف بن الحسین وابن عطاوجریری. # ~~وفات ولد قراتکین که سپهد از آل سامان بوه وبا آل بویه حربها کرد. # ~~وفات ابوجعفر الفقیه ببخارا. # ~~وفات شیخ ایوبکر الطمسانی شیخ وقته بنیسابور. # ~~وفات الشیخ الامام الزاهد صاحب الکرامات المشهوره ابومحمد عبدالله بن # ~~محمد بن یعقوب بن الحارث بن الخلیل الحارثی الکلابادی البخاری الفقیه ~~فی شوال # ~~وفات ابواسحاق المروزی الشافعی . وفات ابوالحسن عبیدالله الکرخی ~~الشافعی # ~~وفات ابوعمر والطبری الحنفی. # سئه احدی واربعین وثلثمائه # ~~وفات المنصور بقوة الله اسمعیل بن قایم بن مهدی ازاسمعیلیه بشام # ~~جلوس المعزلدین اللهابوتمیم معدبن منصوربن قایم بن مهدی از اسمعیلیه ~~بشام # ~~وفات شیخ ابوسعید احمدبن محمدالبصری المعروف باعرابی اصل اواز بصره # ~~بود وشیخ المشایخ حرم بزر گوارمکه صحبت جنید وعمروین عثمان و ms384 نوری # ~~دریافته یود ودرمکه مبارک نماند. # ~~وفات ابومحمد جعضر الغداء الشیرازی من مشایخ الطبقات بفارس # ~~وفات ابومحمد جعفربن محمدبن نصیر البغدادی صاحب جنید و رویم و # ~~نوری و سمنون # ~~رفنن ابوالعباس بن الجراح و الی هرات بکوه و مشایخ شهر را با خوه ببره # ~~و جمعی ازاصحاب خود درشمیران هرات بگذاشت تا نگاه دارند و امیر ا بو ~~یحیی # ~~السامانی که لشکر کش بود بیامد وسه روز قهند زرا دربندان داه و باشحنه ~~شمیران # ~~حرب کرد و ایشان را بامان بیرون آورد و جمعی را بکشت و بعضی را بحضرت # ~~فرستاد و خواست که برعقب ابوالعباس بن الجراح برود از کثرت برف میسر ~~نشد و PageV02P063 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0064.jpg) # ~~امیر ابویحیی تابوقت ادراک غله در هرات بود براه اسفزار برفت و ~~ایوالعباس بر # ~~جراح ببخارا افتاد و آنجا اورا گرامی داشتند و بکجور حاکم هرات شد # غارت وتاراج کردن ابوعلی تولکی طخابرا و مساجد ایشانرا خراب کرد # ~~و مردان ایشانر ابکشت وبکجور لشکری از هرات بمده اصحاب طخاب فرستاد دفع # ~~تولکی ممکن نشد پس از آن تولکی امان خواست بهرات آمد مقدم اورا عز بز ~~داشتند. # سنه اثنتین واربعین وثلثمائه(242 # وفات محمدبن حکیم السمر قندی وهو ابوالقاسم محمد بن اسحق بن # ~~محمد بن اسمعیل بن ابراهیم بن زید الحکیم السمر قندی وکان شریک # ~~علم الهدی شیخ ایو منصور ما تریدی یوم عاشورا مدفونا بجا کرد یزه ~~المعروف # ~~بمحمدبن علی حکیم الزندی واو از محتشمان شیوخ بود واز محترمان اهل ~~ولایت # ~~و به همه زبانها ستوده و آیتی بود در شرح معانی و در احادیث و روایات و ~~اخبار # ~~ثقه بود ودر بیان معارف وحقایق اعجوبه بودقبولی بکمال وحلمی شکرف ~~وشفقتی # ~~و افرو خلقی عظیم و اورا کرامات و ریاضیات بسیارست و در فنون علم کامل ~~و در # ~~شریعت و طریقت مجتهد و او عالم ریانی بود و حکیم اسث و مقلد کسی نبود ~~که # ~~صاحب کشف و اسرار بود واو را حکیم ms385 الاولیا خوانند وصحبت ابوتراب ~~وخضرویه # ~~و ابن جلا دریافته وبایحیی معاذ رازی سخن گفته # نقلست که بادوسه طالب علم خواست که بسفری رود بطلمب علم اورا مادر # ~~بود پیری نورانی بیامدو گفت ای پسر چراملولی احوال باز گفت آن پیر گفت ~~خواهی # ~~که هر روز تراسبقی بگویم پس هرروز سبقی میگفت تا سه سال بر آمد بعد از ~~آن اورا # ~~معلوم شد که خضر بوده است واین دولت بسبب رضاء مادر یافت # قلست که گفت هرچند بانفس کوشیدم تا اورا برطاعت دارم باوی بر نیامدم ~~PageV02P064 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0065.jpg) # ~~از خود نومید شدم گفتم مگرحق تعالی این نفس مرا از برای دوزخ افریده ~~دوری # ~~اچه پرورم یکبار یجیحون رفتم # ~~ویکی را گفتم که دست و پای مرا ببست واو برفت من به پهلو غلطیدم وخود ~~را # ~~در آب انداختم تامگر غرقه شوم آبمرا برد و دو دست مرا بگشاد و موجی ~~بیامد # ~~و مرا بر کنار انداخت از خود نومید شدم گفتم سبحان الله نفسی آفریند که ~~نه او # ~~بهشت راشایدونه دوزخ رادران ساعت که نومید شدم سربر من گشاده شد بدیدم ~~انچه # ~~مرا می بایست وهمان ساعت از خود غایب شدم تا برستم ببر کة آن ساعت. # ابوبکروراق گفت که شیخ جزوی در دستداشت از تصانیف خود بمن داد که # ~~«رجیحون انداز دروی نگاه کردم همه لطایف و حقایق بود دلم نداد درخانه ~~نهاهم و # ~~گفتم انداختم گفت چه دیدی گفتم هیچ گفت نینداختی بر وو بینداز گفت ~~مشکلم دو # ~~شد یکی انک چرا دراب می انداخت دوم آنک تا چه برهان ظاهر خواهد شد باز ~~آمدم ودر # ~~جیحون انداختم جیحون را دیدم که ازهم باز شد و صندوقی سر گشاده پدید ~~آمدو # ~~این جزود روی افتاد پس سرباهم آوره و جیحون بقرار شد عجب داشتم از آن ~~چون # ~~بخدمت شیخ امدم گفت اکنون انداختی گفتم ایها الشیخ بعزت خدای تعالی که ~~این # ~~دربا من بگویی گفت چیزی تصنیف کرده یودم ms386 درعام این طایفه که کشف این ~~تحقیق # ~~بر عقول مشکل بوه برادرم خضر (ع) درخواست از من و آن صندوق ماهیی ~~بفرمان # ~~خدای تعالی آورده بود وحق تعالی آب را فرمان داد تا آنرا یوی رساند. # گفت یکبار جمله تصانیف خود را در آب انداختم خضر ع آن # ~~جمله را بگرفت و باز آورد و گفت خود را بدین مشغول میدار. گفت # ~~در غمر خوه هزار ویکبار حق عز شانه را بخواب دیدم گفت اسم اعظم # # هر گز متجلی نشد الا در عهد پیغمبر (ع) . %~% نقلحت که در عهد او زاهد # ~~بزرک بود پیوسته بر حکیم اعتراض کردی و حکیم در همه عالم کلبهآ داشت ~~PageV02P065 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0066.jpg) # ~~چون از سفر حجاز باز آمد سک دران کلبه بچه نهاده بود شیخ نخواست که او ~~را # ~~بیرون کند هشتاد بار میرفت و می آهد تاباشد که سکک باختیار خود آن ~~بچگانرا # ~~بیرون برد پس همان شب آن زاهد پیغمبر را (ع) بخواب دید که فرموه ای ~~فلان با # ~~کسی برابری میکنی که هشتاه بار برای سگی مساعدت کند برو اگر سعادت ابدی # ~~میخواهی ملازمت او کر و کمر خدمت او برمیان بند و آن زاهد ننک داشتی از ~~جواب # ~~سلام محمدبن علی حکیم بعداز آن همه عمر در خدمت شیخ بسر آورد # وفات شیخ ابو العباس القاسم بن القاسم محمدبن السیاری المعروف یایوالعباس # ~~السیارمن اهل مرو. # وفات احمدبن اسحقبن ایوب بن یزیدبن عبدالرحمن نوح الفقیه ابوبکر # ~~الامام المفتی المتکلم الغازی الرئیس الزکی واحد غصره. # وفات علی بن ابی الفهم داود ابوالقاسم جد الةاضی علی بن حسن بن علی ~~التنوخی # ~~وکان عالما باصول المعتزله والنجوموله شعرجید. # صنه ثلث واربعین وثلثمایه243 # وفات نوح بن نصر بن احمد بن اسمعیل بن احمد السامانی مدت پاد شاهی ~~اودوازهه # ~~سال بود # جلوس عبد الملک بن نوح بن احمد بن اسماعیل بن احمد السامانی بماوراءالنهز # ~~وزیر عبدالملک بن نوح السامانی ابوجعفر العتبی بود واو وزیر فاضل باعلو ~~نسب ms387 # ~~وخبرت بود. # وفات ابوجعفر محمدبن قاسم الکرخی المحدث # عزل بکجور از امارت هرات. # دادن ایالت هرات بابوالحسن محمدبن سیمجور وهم درین سال لشکر کشی # ~~بدو داهند واو بانیشا بور شد. PageV02P066 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0067.jpg) # ~~ولادت قاضی الامام صاعد بن محمدبن احمدین عبدالله ابوالعلاالامام عماد ~~الاسلام # ~~بناحیت استودر ربیع الاول # ~~ولادت امیرا بومحمد حسن بن عیسی من المقتدر بالهو کان من الصالحین ~~ورواة # ~~الحدیث # سیه اربع واربعین وثلثمائه # ~~ولادت الشیخ ابوطالب محمد بن غیلان البزار المحدث وهور اوی الاحادیث # ~~المشهورة بالغیلا نیات. # ~~وفات ابوعلی الشاشی الحنفی . # ~~ولادت الشیخ الامام ابو حامد الاسفراینی وهو احمدبن ابی طاهر محمد بن # ~~احمد الاسفراینی. # سنه خمس واربعین وللثمائه # ~~وفات احمد بن محمد بن اسمعیل بن نعیم الفقیه ابوحامد الطوسی الاسمعیلی # ~~صاحب ابوالعباس بن شریح . # ~~وفات ابن حداه صاحب الفروع وهو ابوبکر محمد بن احمد بن محمد بن # ~~جعفر الکتانی المسری المشتهربا بن الحداد و قیل فی محرم سنه اربع ~~واربعین # ~~و ثلثمائه وکاناماما مد ققافی علوم کتیره خصوصا الفقه وکان کثیر ~~العباده یصوم # ~~یوما ویفطریوما ویختم فی کل یوم ولیلة ختما ویختم فی یوم الجمعه فی ~~الجامع قبل # ~~العلوة « ختمة اخری فی رکمتین وصنف کتاب الباهر فی الفقه فی مسایة جزو ~~او # ~~کتاب الفروع المولدات وهو الذی اعتنی الایمه بشرحه . # ~~هادن ایالت هرات بابومنصوربن عبدالرزاق. # ~~ولالدت ابن الدفاق النحوی وهوا بو القاسم ین الدقاق. PageV02P067 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0068.jpg) # سنه ست واربعین وللثمائه # ~~ولادت شیخ المرشد شفیع حاجات الخلایق عن الله تعالی الشیخ ابواسحق ~~ابراهیم # ~~ابن شهریار بن زاد نفرخ بن فیروز الکازرونی قدس الله سره فی ثانی ~~ذیقعده و قیل سنه # ~~سبع و اربعین و ثلثمائه . # ~~وفات شیخ ابوعمر و محمدبن ابراهیم النیشابوری # ~~قتل امیر غیاث الدین علی بن محمدبن غیاث الیزدی بشیراز. # ~~مراجعت نمودن ابومنصوربن عبدالرزاق و الی هرات بطوس و باز گذاشتن # ~~هرات و اضطراب و فتنه که در هرات واقع شد و هرات را بالبتکین حاجب ~~دادند و # ~~او نایب خود بواسحق طاهری را بفرستاد و ms388 هم درین سال اورا بند کرده ~~ببردند # ~~آمدن حسن بن ریبال بنیابت البتکین بایالت هرات: # سنه سبع واربعین وثلئمائه 2471 # ~~وفات ابوالحسن بن محمدبن الحسن بن عبدلله بن ابی الشوارب قاضی بغداد. # ~~بناء شهر قاهره منصوره الموسوم بقاهرت المعزیه بمعماری جوهر . # ~~وفات ابواسحق ابراهیم بن محمدبن احمدبن اسحق الفقیه الامین البخاری و # ~~قیل سنه ست و اربعین وثلثمائه. # ~~وفات ابوالحسن الکرخی الفقیه الحنفی المشهوره . و قیل سنه اربعین ~~وثنثمائه # سنه ثمان واربعین و ثلثمائه (448) # ~~ولادت قاضی ابوالطیب الطبری وهو طاهربن عبدالله بن طاهر الطبری. # ~~وفات شیخ علی سهل فوشنجی ابوالحسن # ~~نقلست که ابوالحسن فوشنجی سالها از فوشنج برفت چون باز آمد بزندقه # ~~منسوب کرهندش یا نیشابور شد و عمر آنجا کذاشت # ~~ازو پرسیدند از تصوف کفت گوتاهی امل است ومداومت عمل و او از کبار ~~PageV02P068 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0069.jpg) # ~~ومجمل فصیی # ~~متقیان و شیخ احادیث نبوی بوه و از جمله فتوت داران خراسان ابوعثمان و ~~ابن # ~~عطا و جریری و ابوعمر الدمشقی را دریافته بود # ~~وفات شیخ ابوعمر والزجاجی بنیشابور وهو ابوعمرو احمدبن اسمعیل بن # ~~احمد لسامانی که در گوی باختن یاشکار از اسب درافتاه و قیل سنه احدی ~~وخفسین # ~~و ثلثمائه و مدت پادشاهی او هفت سال و شش ماه و یازده روز بود. # ~~وفات احمدبن محمد البستی الخار زنجی(1) کان امام اهل الادب به خراسان و # ~~شهدله ابوعمر والزاهد وصنف کتاب النکمله # ~~وفات ابوبکر احهدین سلیمان بن الحسن الفقیه الحنبلی المعروف بالنجاه و # ~~کان عمره خمسا و تسعین سنه # ~~وفات جعفر بن محمدین نصی الخلدی الصوفی وهو من اصحاب الجنید البغدادی # سنهآ تسع واربعین وثلثمائه (249 # جلوس منصور بن عبدالملک بن نوح بن نصرین احمدبن اسمعیل بن احمد السامانی # وفات ابوالحسن الاقطع التیناتی (3) فی هذه السنه او قریبا من هذه السنه ~~وکان # ~~عمره مائة وعشرین سنه و له کرامات مشهوره مسطورة النیناتی بالتاء ~~المکسوره # ~~المعجمه ثم الیا المعجمه ثم بالنونوالالف ثم بالتاء. # وفات ابوطاهر عبدالواحدین عمر بن محمد ابی الهاشم ms389 البزار از قرامن # ~~اهل بغداد وفات انوجوزبن(4) الاخشید صاحب دیار مصر. # ~~1- خار زنج .... ناحیة من نیسابور من پشت بالشین المعجمه والعجم ~~یقولونه # ~~بالکاف امراصد) # ~~2- تینات کانها جمع تینه من الفوا که فرضة علی بحرالشام قرب المصیصه ~~تجهز # ~~منها المرا دب با لحسب الی الدیار المصریه (مراصد) وفرضه جای در آمدن ~~بکشتی # ~~ازلب دریا (فرهنگ نفیسی) # ~~3- چنین است در نسخه ل و ن و نسخه پ ازقراء اهل بغداد # ~~4- چنین است درنسخه ل و» ودرنسخه ن ابوجوزان PageV02P069 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0070.jpg) # جلوس برادرا و علی بن الاخشید بعصر # وفات ابواسحق بن ثوابه کاتب الخلیفه ومعزالدوله صاحب دیوان الرساله. # دادن دیوان رسالة بابراهیم بن هلال الصابی # وفات ابوعبد الله البصری رئیس المعتزله فی عصره وهو حسین بن علی البصری و # ~~کان حنفی المذهب فی الفروع و کان یسمی فی مابین المعتزله بابی عبدالله ~~المرشد. # سنه خمسین وقلثماقآه (250) # ولادت الامام الشیخ الحافط ابوالعباس جعفرین محمد بن المعتزین محمدین # ~~المستغفر بن الفتح ین اهزیس المطوعی المستغفری النسفی وکان فقیها فاضلا ~~و محدثا # ~~مکثرا. # ~~وفات عبدالرحمن الناصر القایم بالاندلس. # ~~وفات قاضی القضاة ابوالساب عتبة الله بن عبد الله بن موسی الهمدانی و ~~تقلد قضاء # ~~آذربایجان بکمالها ثم انتقل الی بغداد و عظم شانه بها و تولی قضاء ~~القضاة لعراق # ~~و توفی فی ربیع الاخر . # ~~وفات ابن کامل و هو ابوبکر احمدبن کامل بن خلف بن شحره احدالمشهورین # ~~فی علوم القرآن توفی فی محرم. # ~~درین سال هرات بابوالحسن سیمجور داهند. # سنه احدی و خمسین وقلثمائه 201 # ~~عزیمت المعزلدین الله معدبن منسور اسمعیلی از مفرب با کوج و اتباع خود # ~~بجانب مصر . # ~~ولادت الشیخ الکامل الواصل المکمل ابوالحسن الخرقانی وهو علی بن جعفربن # ~~سلمان الخرقانی رحمة الله علیه . # ~~ولادت ابوعبدالله حسین بن علی بن محمد الضیمری شیخ اصحاب ابی حنیفه . PageV02P070 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0071.jpg) # ~~جمل فصیاعی» # ~~وفات ابو بکر محمدبنالحسنین زیاه النقاش العقری صاحب کتاب شفاء الصدور # ~~درین سال ابوالحسن سیمجور صاحب الجیش شد وبانیشابور رفت و حکومت # ~~هرات بابوالحسنین عمروالفاریابی ms390 دادند و بعد ازچهارماه ایالت هرات ~~بطلحة بن # ~~محمدالنسفی دادند . # سنهآ ائتتین و خمسین و ثلثمائه # ~~صلح کردن معزالدوله بویه باناصر الدوله بویه درری # ~~وفات البتکین ترک بغزنی . # ~~امارت اسحق بن البتکین المذکور بغزنی. # ~~رسیدن المعزلدین الله اسمعیلی از مغرب بمصر. # ~~وفات ابوالعباس الامانی المالکی # ~~وفات ابوعبدالله محمد بن محمد بن البروغندی من جمله مشایخ الطوس ~~وامیانهم # ~~و صاراوحد وقته فی طریقته فی هذه السنه اوقریبا من هذه السنه . # ~~وفات المهلبی ابومحمد حسن من محمد من ولدقبیمة بن المهلب وزیر ~~معزالدوله # ~~ویه شاعر یلیغ بقیة الزمان فی وقته . # ~~داهن وزارت معز الدوله بویه بجعفر الضیمری محمدبن احمدبن یعلی. # سنهآ ثلکث و خمسین و ثلثماقآه # ~~گریختن امیر اسحق بن البتکین باتفاق امیر سبکتکین از غزنی ورفتن بیخارا # ~~و منشور امارت غزنی گرفتن. # ~~وفات ابومحمد عبدالله بن محمدبن عبدالرحمن النوری. # ~~وفات ابومحمد عبدالله بن محمد ابومحمدالرازی وهو من کبارالمشایخ مولده # ~~و منشاه و مدفنه بنیشابور صحبت ابوعثمان و جنید ورویم و یوسف بن الحسین ~~و # ~~سمنون هرهافته. PageV02P071 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0072.jpg) # وفات ابوالحسین بنداربن الحسین الشیرازی عالم بود در اصول و بزر گوار # ~~در حال صحبت شبلی دریافته بود ودر زنجان نماند شیخ وقته و فایق اقرانه ~~ونظرائه # ~~غلما وفضلا وزهدا # سنه اربع وخمسین وثلثمائه(354 # مراجعة نمودن اسحق ین البتکین ترک مولاء آل سامان بغزنی # حرب اسحق بن البتکین ترک بالویک که پیشتر والی غزنی بود والبتکین # ~~اورا بیرون کرده بود و چون اسحقبن البتکین بسمرقند رفت او با غزنی آمده ~~بود # ~~و فرار لویک مذکور. # رفتن خلف بن احمد والی سیستان بحج و طاهر بن الحسین را قایم مقام خود # ~~گذاشتن و طمع کردن طاهر مذکور در ملک او وچون خلف مراجعت نمود راه # ~~وصول بمقر خود نیافت رجوع بامنصوربن نوح سامانی کرد منصور اورا بلشکر ~~مده # ~~کرد و طاهربن الحسین را بیرون کره و خلف بن احمد در سیستان رفت و لشکر # ~~امیر منصوربن نوح مراجعت کرد باز طاهر بن الحسین بیامد ms391 و خلفبن احمد را ~~از # ~~سیستان بیرون کرد و او باز پناه بامیر منصورین نوح برد و امیر منصور ~~باز او را # ~~مده کرد و باسر مملکة او رسانید ودرین ولا طاهر ین الحسین وفات یافته ~~بود و پسر # ~~او حسین بن طاهر برجای پدر نشسته بعد از محاربات بسیار حسین مذکور ~~بقلعهآ از # ~~قلاع سیستان متحصن شد و کسی پیش امیر منصور فرستاه وامیر منصور ~~باستحضار # ~~او مثال داد و او ببخارا رفت. # وفات ابی بکر محمدبن حسین بن یعقوب بن مقسم المقری المفسر النحوی و # ~~کان عالما بنحوالکوفیین وله تفسیر کبیر حسن # قتل متنبی شاعر وهو ابوالطیب احمدبن حسین بن حسن بن عبدالصمد الجعفی # ~~ثم الکندی و در قتل او سه قول گفتهاند اول انک او پیش عضد الدوله رفته ~~بوه به PageV02P072 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0073.jpg) # ~~شیراز و اورا زیاده از دویست هزار درم داده بوه حرامیان اورا بقتل ~~آوردند ومال # ~~او بردند و دوم کفتهاند که شخصی را که نام او ضبة الاسدی بودهجوی کرده ~~بود و # ~~گفته ما انصف القوم ضبا وامه طرطبه و این سخن بدورسیده بود و مقام او ~~درراه بود واو # ~~راه میزد او را و پسر او مجسد بقتل آورد و مال او بیرد و سوم گفته اند ~~که اودرهجلس # ~~عضدالدوله بویه سخنی گفت که عضدالدوله بغضب رفت و او و مجسد پسر اورا ~~بقتل # ~~آورد و بیکی ازین سه صورت او و پسر او بقتل آمدند در رمضان بنزدیک ~~نعمانیه. # درین سال واقعه قرامطه دست داد و والحسن داودی که زعیم ومهتر قراهطه # ~~بوه در هرات بقتل آمد . # ~~وفاتمحمدبن حیان بن محمدبن حیان ابوحاتم البستی صاحب التصانیف ~~المشهوره. # سنهخمس وخمسینوثلثمائه (3 # وفات اسحق بن البتکین بغزنی . # جلوس بلکاتکین غلام البتکین بحکومت غزنی . # وفات ابوحامد احمدبن محمدبنالحسین الغطیب البیهقی الخسر وجردی به - # ~~خسروجره وکان فقیها ادیبا . # وفات احمدین محمدبن شیرک(1) الفقیه ابوحامد الشافعی الهروی مفتی هرات # ~~فی عصره و او را احمد الشارک نیز ms392 گفتهاند و او از اعلام دین بود و امام ~~در انواع # ~~علوم و اورا تصانیف بسیارست در هرنوع علم مدفونا بگورستان درب خوش و ~~قیل # ~~سنه ثمان و خمسین و ثلثمائه . و یخرج الی الحج ومنعه السلطان عن الخروج ~~الی # ~~الحج فانصرف الی هرات وتوفی بها. # ولادت علی بن حسین بن موسی بن محمد بن ابراهیم بن موسی بن جعفر بن محمدبن # ~~علی بن حسین بن علی المرتشی وهو الشریف الموسوی العلقب بالمرتضی. PageV02P073 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0074.jpg) # وفات ابوالحسن المرورودی الداودی. # وفات محمدبن یحیی الاندلسی. # سنه ست و خمسین وثلثمائه (356) # وفات وشمگیرمن زیار بطبرستان. # جلوس یهفسون بن (1) وشمگیربن زیار بطبرستان وجرجائ. # ~~وفات ابوعلی محمدبن الیاس حاکم کرمان ومدت حکومت او در کرمان سی # ~~وهفت سال بود وباغ سیر جانی وقریه بعلی اباد وسرای اندرون شهر ازبناهاء ~~اوست # ~~وقلعه گواشیر میگویند که او ساخته وبدین بیت که برسقف آن نوشته استشهاد ~~میکنند # # بناک ابن الیاس وحلک غیره (2) %~% کذا الدهر یمضی تارة ویعود # ~~جلوس الیسع بن ابوعلی محمد بن الیاس بکرمان. # ~~وجلوس سلیمان بن ابوعلی محمد بن الیاس بسیرجان. # ~~حرب الیسع بن ابوعلی بن الیاس بابراهر خود سلیمان وفرار نمودن سلیمان # ~~مذکور ورفتن ببخارا و قرار ایالت کرمان وسیرجان برالیسع # ~~وفات معزالدوله ابوالحسین احمدبن بویه عم عضدالدوله ببغداد درغره ربیع # ~~الاول واو ازقبل عضد الدوله حاکم بغداه بود # ~~جلوس عزالدوله بختیار بن معز الدوله ابوالحسین احمد بن بویه بحکم # ~~عندالدوله. # ~~وفات ابوالفرج علی بن حسین بن محمدبن احمد الاصفهانی الاموی و هومن # ~~ولد محمدبن مروان الحکم وکان شیعیا صاحب کتاب الاغانی وغیره # ~~وفات کافور الاخشیدی ممدوح المتنبی بکافور یات دیوانه وکان کافور من ~~موالی # ~~1- چنین است درهر سه نسخه مجمل و سایر مورخین از آن جمله حبیب السیر ~~بیستون و تاریخ # ~~گزیده بهستون مینویسند # ~~1- حل یعنی نزل PageV02P074 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0075.jpg) # ~~الاخشید محمد بن طغج واستولی علی مصروه مشق بعدموت الاخشید لصغر اولاده # ~~وکان خصیااسود. # ~~وقات امام ابوعلی حامد بن محمدبن عبدالله میعاد الوفا واو امام ms393 عالی ~~الاسناد 1) # ~~بود ودر روایت موثوق به و بدرایت مشهور و بوعظ و نصیحت خلق مشغول واو ~~دراند # ~~رون شهر هرات مدفونست در محلهٔ‌ تهتئه قزوان. # توفی یوسف بن عمربن ابوعمرو القاضی و ولسی قضاء بغداد فی حیوة ابیه و # ~~مولده سنه خمس وثلثمائه. # سنه سیع وخمسینوثلشمائه # ~~ولاهت سلطان اصحاب السلوک والسیر المستعلی بالله عن الغیر الشیخ الکامل ~~ابوسعید # ~~ابی الغیر یوم الأحدغره محرم # وفات علی بن بندار بنحسین بن ابوالحسین النیسابوری المعروف بالصیرفی # ~~من جمله مشایخ النیشابور # گریختن الیسع بن ابوعلی بن الیاس حاکم کرمان از عضدالدوله ورفتن # ~~ببخار او استیلاء آل بویه در کرمان و عضدالدوله تا بخنات و راین (2) ~~آمد و کس # ~~کذاشته باز گشت وبکرمان نرسیدو بعد از چند وقت برزبان الیسع مذکور رفت # ~~که اکر دانستمی که آل سامان چنین بی غیرتند و برین موجب بی اهتمامی ~~خواهند # ~~کرد که در کارمن کردند پناه بغیری برد می یدین واسطه اورا گرفته ~~بخوارزم # ~~فرستادند و او را در آنجا رمدی (3) عظیم شد وتحمل نتوانست کرد حدقه خود ~~PageV02P075 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0076.jpg) # ~~بیرون آورد وهلاک شد # سنهثمانوخمسین وثلثماؤه358) # ~~وفات شیخ ابو عبدالله محمد الرازی # ~~وفات استاد ابوالفضل بن العمید وزیر امیرر کن الدوله بویه بهمدان وکانت ~~وزارته # ~~اربعا وعشرین سنه وقیل سنه تسع وخمسین وثلثمائه ووزارت پسر او ابوالفتح ~~العمید # فرستادن معزلدین الله اسمعیلی غلام خود جوهر را بمصر که دعوت کافور # ~~حاکم مصر کند کافور خود وفات کرده بوه ومعزلدین الله جوهر مذکور ~~رابوالحسن # ~~کنیت داد وحاکم مصر کرد # وفات ابوالفرج محمدبن ابراهیم الشنبوذی فی ثالث عشرصفر # ولادت ناصر خسرو حکیم ببدخشان واو سبعی بود و کتاب روشنائی نامه # ~~از مصنفات اوست (1) # سنه تسع وخمسین و ثلمائه (359) # ~~وفات شیخ ایوبکر محمدبن احمد بن جعفر البیهقی. # ~~وفات ابوعلی حسین بن احمد بن حسن بن موسی القاضی البیهقی الادیب الفقیه # ~~فی بیهق. # وفات ابوالحسن القطان صاحب ابوشریح (وهو من ایمة الشافعی وکان آخر # ~~اصحاب شریح وقداخذ عنه العلم ببغداد (2) # 1- یک ms394 سطر رآجع بناصر خسرو ارنسخه پ ساقط شده و چنانکه جناب آفای تقیزاده # ~~در مقدمه دیوان ناصر خسرو تحقیق کرده و نوشتهاند تولد ناصر خسرودر ~~قبادیان از توابع # ~~بلخ است ووفات او در بذخشان اتفاق افتاده وتاریخ تولد اورا نیزباین شعر ~~خودش استشهاد # ~~کرس9 9 لهة اتست # بکذشت زهجرت پس سیصد نودوچار # 2- پک سطرمیان پرانعز فقط در نسخه پ است PageV02P076 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0077.jpg) # دادن ایالت هرات بابوالحسن المزنی . # وفات أبوبکر الاشقر وهواحمد بن محمدن یحیی المتکلم شیخ اهل الکلام # ~~فی عصره بنیشابور و من اهل الصدق فی روایة الحدیث توفی فی یوم الاربعا ~~رابع # ~~عشرفی حجه سنه ستینوقلثمائه( # ~~ولادت سلطان یمین الدوله محمودبن امیر ناصرالدین سبکتکین در روز عاشورا # وفات ابوحارث محمد بن صالح بن علی بن یحیی بن عبدالله بن محمد بن عبید ~~الله بن # ~~عیسی بن موسی بن محمد بن علی من عبدالله بن عباس کان قاضی النسابخراسان ~~و توفی ببغداد # ولادت شیخ ابونصر احمد بن محمدبن الحسین الکلا بلهی البخاری الحافظ # ~~احد حفاظ المتقین # ولادت علی بن عمربن محمد ابوالحسن القزوینی المحدث الزاهد # آمدن ابوعلی سیمجور بنیابت پدر خود ابوالحسن بایالت هرات وقیل سنه # ~~احدی وستین وثلثمائه # دادن موئد الدوله بویه وزارت بصاحب ابوالقاسم اسمعیل بن محمد بن عباد # ~~المعروف بصاحب عباد # سنه احدی وستین وثلثمائه # ~~اتمام عمارت معزیه قاهر، بردست المعزلدین الله بن منصور بن قایم بن ~~مهدی اسمعیلی # ~~که انرا دارالملک خود ساخت # بتدای عمارت بندامیر که عضدالدوله بررودخانه کلبار (1) فارس ساخته # ~~در راه شیراز وقیل سنه ستین و ثلثمائه و بند امیر که نام شده وشهرت ~~یافته بنام امیر # ~~عضدالدوله شهرت یافته و بعضی میگویند که بنام امیر که معمار بندوده و ~~آن غیر # 1 چنین است در هر سه نسخه مجمل وشاید کر بال بوده باشد که امروز معروف ~~است PageV02P077 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0078.jpg) # ~~واقع است. # وفات ابوبکر شاهویه حنفی. # سنه ائنتین وستین وثلشمائه (362) # ~~وفات امیر بلکاتکین که بعداز اسحق بن البتکین والی غزنی شده بود ms395 بحکم ~~نوح # ~~بن نصر سامانی . # امارت یافتن بیری غلام البتکین برجای بلکاتکین مذکور # وفات ابوالعباس محمد بن حسن بن سغید المحزومی الصوفی صاحب شبلی # ~~امات ببغداد. # سنه ثلث وستین وثلشمائه (363) # ~~ولادت ابوالعلاء المعری وهواحمد بن عبدالله بن سلیمان فی ربیع الاول . # حرب بیری والی غزنی بمده امیر سبکتکین باجماعة کفار که از هند آمده # ~~بودند جهت گرفتن غزنی و هزیمت و نهب هندوان. # ولادت حسز بن علی بنمحمد ابومحمدالجوهری وکان من الایمة المکثرین(1) # سنه اربع وستین وثلثمائه (364) # خلع کرهن المطیعلله ابوالقاسم الفضل بن جعفر بن المقتدر که بیست و سیم # ~~خلفاء عباسی بود و بواسطه فلج خوه را در آخر محرم خلع کرد و در آخر ~~ربیع- # ~~الاول وفات کرد و بیسر خوه خلافت داد. # جلوس الطایع لله ابوبکر عبدالکریم بن المطیع لله در غره صفر وقیل سنه خمس # ~~و خمسین و ثلتمائه # ~~فتل امام ابراهیمین محمد ین السهل الشهید فی ذات الله تعالی واو از ~~ایمه اهل # ~~1- مکثر کمحسن مرد مالدار و توانکر و مکثر بتشدید آنکه می افزاید ~~(فرهنک # ~~آتدراع و تفیسی) PageV02P078 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0079.jpg) # ~~سفت بوه و از مشاهیر محدثان و براهل بدعت باصلابت بودی او را برمیان ~~شارع # ~~کشته یافتند در محل سر حوض با یزید درهرات بنزدیک موضعی که بمدرسه کمال # ~~مشهورست وقبر او معروف بخدایابست(1) # سنه خمس وستین وللثمائه* # وفات منصور بن عبدالعلک بن نوح(3) بن نعربن احمدبن اسمعیل بن احمد # ~~السامانی بماوراء النهر. # جلوس نوح بن منصوربن عبدالملک بن نوح ین نصربن احمدبن اسمعیل بن # ~~احمد السامانی بماوراوالنهر . # وفات المعزلدین الله بن منصوربن قایم بن المهدی الاسمعیلی بشام . # جلوس العزیز بالله ابومنصور نزاربن معزبن منصوربن قاین بن المهدی از # ~~اسمعیلیه بشام. # وزراء آل سامان برین موجب بودند اول ابوالحسینالعتبی بوه بعد از آن که # ~~ابوالحسین بردست ابوعلی سیمجور وفایق بقتل آمد. # دوم وزارت با بوالحسین مزنی داهند و او تکفل شغل وزارت نتوانست کرد # ~~اورا عزل کردند. # سوم وزارت عبدالهبن عزیز .که ازمشهوران وزراء و ms396 کره نکشان کبرا بوه # ~~دادند و اورا نیز عزل کردند . # چهارم وزارت با بونصربن ابی زید که صاجب هیوان انشا و رسالت بود داهند ~~PageV02P079 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0080.jpg) # ~~و بعد از شش ماه غلامان در گاه اورا بهقتل آوردند. # پنجم وزارت بر ابوالمظفر محمد بن ابراهیم البزغوشی تقریر داهند و او تا # ~~آخر عمر امیر رضی وزیر بود بعد از آن استعفا طلبیده تا آخر عمر در ~~نیشابور # ~~بمطالعه کتب مشغول بود . # ~~وفات ابوالعباس الجوهری المحدث. # ~~وفات ابواحمه بن عدی الجرجانی فی جمادی الاخره و هو امام مشهور # ~~وفات ثابت بن سنان بن ثابت بن قره ابوقرة الصابی # ~~وفات ثابت بن سنان بن ثابت بن قره ابوقرة الصابی فی ذیقعده صاحب ~~التاریخ # ~~صنفه التاریخ من ابتدای سنه خمس و تسعین و ماتین الی سنه ثلاث و ستین ~~وثلثمائه. # ~~وفات قفال الکبیر الشاشی وهو ابوبکر بن محمدبن علی بن اسمعیل القفال ~~احد # ~~ایمة الاسلام قال العباهی فی الطبقات هوافصح الاصحاب قلما و امکنهم فی ~~دقایق العلوم # ~~قدما و اسرعهم بیانا و ابینهم جنانا واعلاهم اسنادا و ارفعهم عمادا فی ~~مذهب الشافعی # سناه ست وسئین وقلثمائه(466) # ~~ولادت ابومنصور ابراهیم بن مافته وزیر الملک ابا کالنجار بکازرون. # ~~وفات رکن الدوله ابوعلی حسن ین بویه و قیل سنه ثمان و خمسین وثلثمائه # ~~و او مملکة برین موجب قسمت کرد والتفصیل هذا معزالدوله احمد را که ~~برادر # ~~یزد و اصفهان و قم وکاشان و نطنز و جربادقان بمؤیدالدوله ابونصر داد. # ~~و ری و همدان و قزوین و ابهر و زنجان و ساوه و بعضی از کردستان به # ~~فخر الدوله علی داد. # ~~و پسر مهتر عضد الدوله فناخسرورا همان که پیشتر عمش داهه بوه ومملکة # ~~فارس ارو مسلم داشت و او را برهمه حاکم گرهانید. PageV02P080 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0081.jpg) # ~~جلوس امیر عضدالدولهآ ابوشجاع فناخسروبن رکن الدوله بویه دیلمی . و از # ~~ثار عضدالدوله بویه. # ~~هار الشفاء بغداه و دارالشفاء شیراز و مشهد اعیر المؤمنین علی المرتضی ~~کرم له # ~~و بند کلبار ms397 که ببند امیر معروف است و پول که برودخانه گلبار فارس # ~~بسته در راه شیراز. # ~~وفات ابوالاحمد محمدبن سعدان البغدادی. # ~~وفات ابوعمر و اسمعیل بن نجیدبن احمدبن یوسف بن سالم صحبت با عثمان # ~~و جنید دریافته و آخر کسیکه از اصحاب جنید وفات یافت او بوده گفت آفت ~~بنده # ~~راضی شدن است از نفس خود بر آنچه او در آنست. # ~~وفات ابوالحسن علی المرزبان الشافعی. # ~~وفات احمدبن محمدبن حمدون الفقیه ابوالفضل الشرمغانی کان احد اعیان # ~~مشایخ خراسان فی الادب والفقه توفی فییوم الثلثاء خامس عشرجمادی الاخره ~~بالشرمغان. # ~~وفات ابوالحسن محمدبن عبدالله بن زکریاءبن حسنویة فی رجب. # ~~وفات ابوالحسین علی بن وصیف الناشی المعروف بالجلا صاحب المراثی ~~الکثیره # ~~فی اهل البیت. # ~~خلع کردن بیری از امارت غزنی. # ~~امارت امیر ناصرالدین سبکتکین بغزنی . # ~~وفات عزالدوله بختیار بویه ببغداد و گویند ابن عماو عضدالدوله اورا ~~بقتل # ~~آورد عمر او سی و شش سال بوه مدت حکومت او یازده سال و چند ماه بود . PageV02P081 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0082.jpg) # جلوس بهاءالدوله پویه در بغداد # وفات یهفسون بن و شمگیر بن زیار بطبرستان # جلوس برادر او و هو شمس المعالی قابوس ین و شمگیربن زیار بطبرستان # وفات شیخ ابوالقاسم نصر آبادی و هو ابراهیم بن محمدبن احمدبن محمویة # ~~الصوفی المارف مات بمکه فیذیحجه و دفن ببطحا عند قبر فضیل بن عیاض ~~خرجفی # ~~آخر عمره الی مکه فی سنه ست و ستین و ثلثمائه و او شیخ خراسان بود صحبت # ~~شبلی و ابوعلی رود باری و مرتعش د یافته بود و او مرید شبلی بود و ~~بسیاری از # ~~مشایخ را دیده بود و هیچ کس از متاخران آن زمان در تحقیق عبارت آن ~~مرتبه # ~~نداشت که او و در ورع و مجاهده و تقوی و مشاهده بی مثل بود و در مکه ~~مجاور # ~~بودی یکبارش از نیشابور بیرون کردند بسبب آنکه چندان شوق و محبت ~~بروغالب # ~~شده بود که یکروز ایزاری15» برمیان بست و دردرون آتشگاه گبران طوف ~~میکرد ms398 # ~~گفتند آخراین چه حالتست گفت درکار خویش کالیو(2» گشتهام نمیدانم که چه ~~کنم. # نقلست که یکروز پاره آتش و هیزم پیاورد گفتند چه خواهی کرد گفت کعبه # ~~را پخواهم سوخت تا این خلق غافل بخدای تعالی پردازند. # نقلست که یکروز در کعبه بادی میجست و شیخ نشسته پود و جامه کعبه در # ~~هوا از باد رقص میکرد شیخ را خوش آمد از جای جست و دامن جامه کعبه ~~بگرفت # ~~و کفت ای عروس رعناء سرفراز در میان مکه نشسته بناز و خویشتن چون ~~عروسان # ~~جلوه داده و صد جهان خلق را در زیر هرمغیلان از گشنگی و تشنگی کشته چند # ~~جلوه کنی اگر ترا یکبار بیتی گفت مرا هفتاد بار عبدی گفت # 1- ابزاری بمعنی دستمال ورومن وشاید ازار باشد بمعنی زیر جامه و هرچه که ### | سراسیمه و بیهوش و دیوانه PageV02P082 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0083.jpg) # نقلست که کفت وفتی در خلوت بودم بسرم نداکردند که ترا این دلیری # ~~که داده است و دستوری از کجاست که لافهاء شکرف میزنی از حضرت ماودعوی # ~~میکنی در کوی ما چندان بلا برتو بگماریم که رسوای جهان گردی من جواب # ~~دادم که خداوندا اگر بگویم تو درین دعوی باما مسامحت خواهی کرد ماباری # ~~ازاین لافزدن ودعوی کردن پای باز نخواهیم کشید از حضرت ندا آمد که این ~~سخن # ~~را از تو پسندیدم # نقلست که چون او را وفات رسید بخوابش دیدند گفتند حق تعالی با توچه # ~~کره گفت چون مرا درلحد نهادند باحد رسیدم. # وفات ابوعبد الله جنید بن محمدالمغربی . # دادن امیر سبکتکین وزارت با بوالعباس الفضل احمد بن محمد الاسفراینی # ~~که پیشتر وزیر فایق بود وچون او منهزم شد او را امیر سبکتکین تربیت ~~فرموده # ~~وزارت داد. سنهؤمان وستین وثلثمائه # ~~وفات ابن عبدالبر وهو ابوعهر ویوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر ~~النمری1. # وفات شیخ ابوالعباس احمدین محمدبن سهل بن عطاردی بشام # رفتن ابوعلی سیمجوراز هرات بسیستان و دادن هرات وممالک بفایق و او # ~~بنیابت خود ms399 بهرات طاهر بن الفضل را فرستاد وخود ازقبل ابوعلی در ~~نیشابوربود. # وفات ابوالحسن علی بن محمدین احمدالزاهدالجرجانی توفی بجرجان یوم # ~~الجمعه فی الجامع بعد صلوة الجمعه یوم عاشورا. # سنهآ تسع وستین وثلثمایة # ~~الشکر کشیدن جیبال پادشاء هند بغزنی بحرب امیر ناصرالدین سبکتکین وبصلح # 1 - نمر بالفتح ثم لکسر وراء بلفظ السبع ذو نمرواد بنجدفی دیار بنی کلاب ~~و نمر بالغم # والسکون جمع نعرموضع فودیار هذیل «مراصدالاطلاع» PageV02P083 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0084.jpg) # ~~باز گردیدن. # قتل وزیر ابوالحسین عتبی بردست فدائی . # وفات امام ابوسهل الصعلوکی وهو محمدبن سلیمان بن محمدبن سلیمان بن # ~~هرون صعلوکی الحنفی صاحب ابی اسحق المروزی. # وفات ابوعبد الله حسین البصری المعتزلی. # وفات ابوغبد الله احمدبن عطاء الروه باری واو پسر پسر خواهر شیخ ابوعلی ~~رود # ~~باری بود واو شیخ شام بود درصور نماند واو را از بغداد بشام نقل کردند ~~ودر شام # ~~مدفونست # وفات ثابت بن ابراهیم الحرانی المتطیب الصابی فی شوال. # وفات احمد بن زکریاء بن فارس اللغوی ابوالحسین صاحب کتاب المجمل و # ~~غیره وله شعر حسن ایضافمن ذالک قوله قبن وفاته بیومین . ### | لمعر # یارب ان ذنوبی قداحطت بها %~% علما وبی و باعلانی و با سراری. # ابا المو حدلکنی المقر بها %~% فهب ذنوبی لتوحیدی و اقراری # وفات محمد بن هیسی بن عمرویه ابواحمد الجلودی الزاهد راوی صحیح مسلم # ~~ودفن بالجیرة بنیشابور وله تمانون سنه الجلودی بفتح الجیم والجیره محلة # ~~بنیشابور 10 # سنه سبعین وثلثمائه470 # ~~وفات الامام ابوبکر الرازی وهو احمد بن علی من اصحاب ابی حنیفه واو ~~رئیس ایمه # ~~ابو حنیفه بود دریغداد و اورا جهت تولیت قضاء بغداد طلب کردند و او ~~قبول نکرد # ~~1- یافوت حموی مینویسد جیر آباد محلة بنیشابور و در فرهنک جغرافیائی ~~ایران # ~~مینویسد جیر آباد ده - از دهستان پائین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد ~~و جیرک # ~~ده کوچکی ازدهستان قس آباد بخش خوسف شهرسعان بیرجند PageV02P084 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0085.jpg) # وفات ابو منصور الازهری فی ربیع الاخر وهو ابومنصور محمدبن احمد ب # ~~الازهر المعروف بالازهری بهرات الامام فی ms400 اللغه وکان فقیها صااحا غلب ~~علیه علم # ~~اللفه وصنف فیها کتاب التهذیب الذی جمع فاعوی (1») وصنف ایضافی التفسیر ~~و # ~~شرح الفاظ مختصر المزنی # قتل طوغان امیربست که باامیر ناصر الدین سبکتکین حرب کرد ودر حرب # ~~بقتل آمد # سنهآ احدیو سبعینوتلثمایه # وفات شیخ ابوعبدالله محمدین خفیف ان مقرب احدیت آن مقدس صمدیت آن # ~~بر کشیده در گاه آن بر گزیده آله دربیست وسیم رمضان و او صدوچهار ده ~~ساله # ~~بود و خرقه خود حواله شیخ مرشد شیخ ابواسحق ابراهیم بن شهریار ~~الکازرونی # ~~کرده بود که آزرا خرقة ابراهیمی گفتندی و آن از پشم کبش 25» فدای ~~اسمعیل # ~~(6) بود واو شیخ الشیوخ ویگانه روزگار بود صحبت جنیدو رویم وجریری وابن # ~~عطادریافته و در علوم ظاهر وباطن مقتدابوه ورجوع اهل طریقت دران عهدبوی # ~~بوه بینایی عظیم داشت و بزرک موه در طریقت و درهر چهل روز تصنیفی از ~~غوامض # ~~حقایق میساخت ودرعلم ظاهر تصانیف او بسیارست همه مقبول و مشهور و ~~مجاهداتی # ~~که او کرد در وسع بشرنگنجد و آن نظر که او را بود در حقایق و اسرار کس ~~را # ~~نبود وبعد ازوی در فارس کسی نماند که نسبت بوی درست کردی و اواز ابنای ~~ملوک # ~~بود و بر تجرید سفرها کرده ودر اول که دردین دامن او بگرفت چنان شد که ~~درهر # ~~ار کعتی ده هزار بارقل هوالله بر خواندی و بسیار بودی که از بامداد تا ~~شب هزار # ~~رکعت نماز کردی و بیست سال پلاسی پوشیده بود هرسال چهارچهله بداشتی و ~~آن # ~~روز که وفات کرد چهل چهله پیاپی داشته بود که درین چهله آخر وفات کرد و ~~پلای PageV02P085 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0086.jpg) # ~~از خود دور نکردی و اوراخفیف از آن گفثند که هر شب غذای او بوفت افطار ~~هفت مویز بود # ~~و بیش نه سبکبار بود، است وسبک روح و سبک حساب شبی خادمش هشت مویز پیش ~~او # ~~برد ندانست بخورد حلاوت طاعت بقاعده هر شب نیافت خادم را بخواند و از ms401 ~~آن حال پرسید # ~~گفت که امشب هشت مویز دادم شیخ گفت چرا گفت تراضعیف دیدم دلم بدرد آمد ~~گفتم # ~~تاتراةوتی باشد شیخ گفت پس تو یار من نیستی بلک خصم منی که اگریارمن ~~بودی # ~~شش دادینه هشت پس شیخ اورا مهجور کرد و خادمی دیگر نصب کرد. گفت ~~درابتدا # ~~خواستم که بحج روم چون ببغداد رسیدم چندان پندار درسرم بود که بدیدن ~~جنید # ~~نرفتم چون ببادیه رفتم رسنی و دلوی داشتم تشنه شدم چاهی دبدم که آهوی ~~از # ~~وی آب میخورد چون بسر چاه رفتم آب بزیر چاه رفت گفتم خداوند اعبدالله ~~را # ~~قدر از آهوئی کمترست آوازی شنیدم که پا عبدالله ما ترا تجربه میکردیم ~~تاصبر # ~~کنی اکنون باز گرد و آب بخور باز گشتم آب بر لب چاه آمده بود وضو ساختم # ~~و آب خوردم ورفتم تا بمدینه هیچ حاجت بآب نبوه چون باز گشتم و ببغداد ~~آمدم # ~~روز آدینه بجامع رفتم جنید را چشم بر من افتاد گفت اگر صبر کردی آب از # ~~زیر قدمت بر آمدی. # نقلست که پیغمبر (ع) بر هر دو انگشت پای نماز کرده است خواست که # ~~او نیز چنان کند چون یک رکعت بگذارد دوم نتوانست پیغمبررا (ع) درخواب # ~~دید که از محراب در آمد و گفت این نماز خاص منست تو این نماز مکن # نقلست که مسافری پیش شیخ رسید خرقه سیاه پوشیده و شمله سیاه بر سر # ~~شیخ را در باطن غیرت آمد چون مسافر دو رکعت نماز بگزارد و شیخ را سلام # ~~کرد شیخ گفت یااخی چراجامهآ سیاه داری گفت از آنک خدایانم بمرده ~~اندیعنی نفس # ~~وهوا گفت افرایت من اتخذالهه هواه شیخ کفت او را بیرون کنید بخواری ~~بیرونش # ~~کردند پس فرمود که او را باز آورید همچنین چهل بار فرمود که او را ~~بخواری PageV02P086 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0087.jpg) # ~~بیرون کرهند و باز آوردند بعداز آن شیخ برخاست وقبله (1) برسر او زد ~~وعذر # ~~خواست و گفت ترا مسلم است سیاه ms402 پوشیدن که درین چهل بار خواری که باتو # ~~کردند متغیر نشدی # نقلست است که چون وفاتش نزدیک آمد خادم را گفت من بنده عاصی کریز # ~~پای بودم غل بر گردن و بند بر پای نهید و همچنان روی بقبله بنشانید ~~باشد # ~~که در پذیرند بعد از وفات خادم آن نصحیت شیخ آغاز کرد هاتفی آواز داد ~~که # ~~هان ای بیخبر مکن میخواهی که عزیز کرده مارا خوار کتی گفت ارادت همیشه # ~~رنج کشیدن و ترک راحت کردنست # کفت هیچ زیان کار تر نیست مرمرید را از آسان گرفنن با نفس خود در # ~~رقتن برخصتها وقبول تاویلها . # آوردهاند که دوصوفی ازشام بزیارت شیخ عبدالله خفیف آمدند کفتند شیخ # ~~در سرای عضدالدوله است درویشان انکار کرهند که شیخ را باسرای سلطان چه ~~کار # ~~و رفتند که در شهسر طوفی کنند در دوکان خیاطی ساعتی بنشستند مقراضی از # ~~خیاط کم شد ایشانرا پیش عضداادوله آورد حکم کرد که دست ایشان ببریدشیخ ~~حاضر # ~~بوه گفت صبر کنید که کار ایشان نیست و مقراض در فلان موضع است برفتند و ~~مقراص # ~~بیافتندوایشان خلاص شدند پس شیخ صوفیانرا گفت ای جوانمردان ظن شماراست # ~~بود اما آمدن من بسرای سلطان از بهر چنین کارهاست هردو صوفی مرید او ~~شدند # ~~و از صحبت او کار ایشان تمام شد تا معلوم شود که دست در دامن مردان ~~بایدزد ### | ایت # بدوده زمام وبرون شو زخود %~% نداری دگر کار با نیک و بد # بتسلیم او چون مسلم شوی %~% نمودار سر دو عالم شوی # بامارت رسیدن حسام الدوله ابوالعباس التاثآ الحاجب به نیشابور ~~PageV02P087 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0088.jpg) # حرب فایق که جهت مدد قابوس آمده بوه که او را با مملکت او رساند # ~~بحکم نوح بن منصور السامانی با مویدالدوله و عضدالدواله و فرار نمودن ~~فایق و # ~~قابوس ورفتن بنیشابور. # رفتن قاضی ابوبکر محمد بن طیب الاشعری السعروف با بن الباقلانی از # ~~پیش عضدالدوله نزد ملک الروم و هر کس پیش ملک الروم در می ms403 آمدزمین ~~میبوسید الا # ~~قاضی ابوبکر که چون پیش ملک الروم در آمد جهت او قیام نمود و او را ~~تعظیم # ~~و تکریم بسیار کرد . وفات الامام ابو زید المروزی الفقیه الشافعی ~~العالم الزاهد # ~~المحدث وهومحمد بن احمد بن عبدالله بن محمد فی رجب الاصم # وفات علی بن ابراهیم ابوالحسن الحصیری بعری الاصل سکن بغداد . # ولادة عثمان بن سعید بن عثمان بن سعید ابوعمر والدانی المقری المشهور # ~~صاحب تصانیف المشهوره. # وفات احمد بن ابراهیم بن اسمعیل بن العباس الا مام ایوبکر الا سمعیلی # ~~الجرجانی واحد عصره وشیخ الفقهاء المحد ثین توفی بجرجان فی یوم السبت ~~غره # ~~رجب الاصم وله اربع وسبعون سنه. # سنه اثنتین وسبعین وثلثمایه 372 # وفات عضدالدوله ابوشجاع فنا خسرو بن رکن الدوله بویه دیلمی در خامس # ~~عشر رمضان مدفونا بمشهد امیر المومنین علی کرم الله وجهه بنجف که از ~~جمله # ~~عمارات عضدالدوله مذ کور است. # جلوس امیر موید الدوله بویه بن الحسن که بعداز برادر پادشاه شد و بافایق # ~~و فخرالدوله و شم المعالی قابوس محاربات کره و در جمله مویدالدوله فایق ~~آمد # ~~واو در زمان پدردر عراق حاکم بوه. # وفات نقیب النقبا ابوتمام محمد بن علی الزیدی نقیب النقباء بغداه ببغداه ~~PageV02P088 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0089.jpg) # ~~وولی النقابه بعدهابنه ابوالحسن بن ابوتمام المذ کور او ابوعلی. # وفات ابوالحسن الغلال المحدث(1، # سنله ثلث وسبعین وثلثمایه # ولاوت شیخ الرئیس ابوعلی سینا وهو ابوعلی حسین بن علی السیناو این # # قطعه درباب او گفتهاند. %~% قطعه # # حجة الحق ابوعلی سینا %~% در شجع آمد از عدم بوجود # # درشصا(2) کسب کره کل علوم %~% در تکز کرد (3) این جهان بدرود # وفات ابواحمد الجرجانی وهومحمدبن احمد بن ابراهیم الصباغ الفقیه البغدادی # ~~صاحب ابی اسحق المروزی درس یبغداد ومات بها وکان اعلم الناس . # وفات مویدالدوله ابو منصور بویه بن رکن الدوله حسن بن بویه در ری. # وفات شیخ ابوعثمان سعید بن سلام المغر بی من ناحیت القیروان ورد نیشابور # ~~ومات بهاو اویگانه عصر بود صحبت ابن الکاتب وحبیب مغربی واباعمیر ms404 ~~الزجاجیدر # ~~یافت و ابن صابع (4) ونهر جوری را دیده گفت تقوی وقوفست مع الحدود و ~~آنک # ~~تقصیر نکند دران ودرنگذرد از آن . گفتهر که بر گزیند صحبت توانگران # ~~بردرویشان حق تعالی ویرا بمرک هل مبتلا گرداند. # آمدن ابوالحسن سیهجور از سیستان بهرات و فروه آمدن بقریه باشان # ~~دادن مملکت خراسان بتاش حاجب . # فرستادن ابوالعظفر بغوی بایالت هرات بحکم تاش حاجب. PageV02P089 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0090.jpg) # سنا اربع وسبعین وثلثمائه(4 # جلوس فخرالدوله ابوالحسن علی بن رکن الدوله بن بویه واو را سه پسر # ~~بود اول مجدالدوله ابوطالب رستم دوم شمس الدوله ابوطاهر محمد سوم ~~عزالدوله # ~~ابوشجاع علی . ودر ایام پدرفخر الدوله مذکور درهمدان بوه و بعد از ~~پدرعضد الدوله # ~~و مویدالدوله اتفاق کردند و او را از عاج (1) کرد واو التجابقابوس کرد ~~ودرین # ~~تاریخ بعد از برادران حاکم شد . # دادن فخر الدوله ابوالحسن علی وزارت بصاحب عباد. # وفات ولید بن احمدبن محمد بن ولید ابوالعباس الزوزنی الصوفی المحدث # ~~وقیل سنه خمس وخمسین وثلثمائه وله تصانیف حسنه . # وفات تمیم بن معر بن معر بن منصور بن قایم بن المهدی صاحب القاهره # ~~کان لطیفا ظریفا باهر أوله شعرجید. # ~~ولادت عبد الرحمن بن محمدبن مظفر بن محمد بن داود ابوالحسن ین ابی طلحه # ~~الداودی راوی صحیح البخاری. # ~~ولادت عبدالسلام بن محمد بن هیصم الکرامی فی ذیقعده بافشینه من قری ~~غرشستان # ~~هرات. # ~~توفی ابویعلی حسین بن ابی العباس محمد بن حسین بن علی بنمحمدبن یحیی بن # ~~عبد الله ین الزبیر بن العوام فی شهر صفر سنة المذکوره . # سنه خمس و سبعین و قلثمائه (475) # ~~آمدن سلجوق بن لقمان و فرزندان و اتباع جهت چرا کاه بماوراء النهر از # ~~قراخطای . # ~~درین سال درسه روز هرروز مرغی ازدریای عمان بر می آمد از پیلی بزرکتر # ~~1- ازعاچ بالکسر ازجای برکندن وبی آرام ساختن «فرهنک آنندراجه ~~PageV02P090 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0091.jpg) # ~~و بر بلندیی میرفت و هر روزسه نوبت میگفت قد قربت و بدریا باز میگشت ~~نقل از # ~~تاریخ گزیده ونیز اشارت بدان مینماید که بعد ms405 ازین جد چنگیزخان از ~~آلانقوابی # ~~پبدر متولد میشود # ~~وفات عبدالواحدبن علی السیاری وهو اوحدالمشایخ فی الفتوة. # ~~وفات ابوبکرالابهری المالکی. # ~~وفات ابوبکر الاسمعیلی الجرجانی الشافعی. # ~~وفات الامام ابوالقاسم عبد العزیز بن عبد الله بن محمدالدار کی الشافعی ~~ببغداد قال # ~~الشیخ ابوحامد الاسفراینی مارایت افقه منه وکان ابوه محدث اصفهان فی ~~وفته ودارک # ~~بفتح لاراء من قری اصفهان. # ~~گرفتن شهر بصره بردست ابوالفوارس شیرزیل بن عضدالدوله در رجب # ~~آمدن ابوالفوارس شیرزیل بن عضدالدوله به بغداد که جای پدر بگیرد و ~~صمصام # ~~الدوله بن عضدالدوله در بغداد بود پیش برادر باز شد و در اول ~~ابوالفوارس برادررا # ~~نواخت بسیار نمود و بآخر او را میل کشید و بقلعه عمان فرستاه. # ~~لقب دادن الطایع بالله خلیفه ابوالفوارس شیرزیلرا بشرف الدوله وزین ~~المله # ~~دادن مملکة باز بابوعلی سیمجور واو از قبل خود ابوعلی الحاجب رابایالت # ~~مرات فرستاد. # سنهستوسعینوثلثمائه1 # ~~زادن آلان قوابیک شکم سه پسربی پدر که نسل چنگیزخان بیک پسر او # ~~که بود نجرنام دارد میرسد ودر جلوس چنگیزخان ذکر آن خواهد رفت. # ~~غارت کردن امیر ناصرالدین سبکتکین سرحد هند را واسیر وبرده بسیار # ~~آآورهن # ~~در تصرف آوردن امیر ناصر الدین سبکتکین ولایت قصدار را ، PageV02P091 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0092.jpg) # وفات الفقیه ابواللیث السمرقندی . # ولاهت پیرا بونصر ایراوه «1» وهو ابونصر محمد بن احمد بن ابی جعفر ان # ~~ابی اسحق الهروی ولد بهرات المعروف بشیخ ابونصر الطبسی مدفونا بایراوه. # وفات اباعبدالله الفقیه البرقی وهو ابو عبدالله محمد بن احمد بن یوسف بن # ~~اسمعیل البرقی وکان احدالاوتاد وامامافی الفقه واللغه والشعرو النحو ~~وعلم المعرقه # وفات احمدبن الحسین بنعلی ابوحامد المروزی ویعرف بابن الطبری الفقیه # ~~الحنفی تفقه ببغداه علی ابوالحسن الکرخی وولی قضاء القضاة بخراسان وکان ~~عابدا # ~~محدثأثقة. # ~~توفی فی صفر. # وفات ابواحمد بن محمد بن احمد بن الحسین بن العطریف الجرجانی 25، # ~~فی رجب وهوعالی الاسنادفی الحدیث. # وفات ابومحمداسحق بن المقتدر بالله والدالقادر بالله. # وفات ابوالحسین عبد الرحمن بن عمر الصوفی المتجم لعضد الدوله. # وفات احمدبن محمدبن جعفرالمعدل ابوالحسن الکرابیسی الفقیه ms406 فی یوم # ~~الاثنین رابع جمادی الاولی بنیشابور دفن فی مقبرة سلیمان بن مطر (3) # سنه سبع وسبعین وثلثمائه 4771) # بریدن گوش الطایع بالله بحکم فغرالدوله بویه. # سکه کردن زرونقره بامر صاحب عباد وزیر فرالدوله بویه در خراسان. # ~~1- ایر آبادولفظ العجم بها ایراوه قریه بینها وبین طب خمسة عشر ~~فرسخاعلی راس # ~~جبل وله اقلعه حصینه وحولها مزارع وبسانین ونخل وغیره «مراصد الاطلاع» # ~~2- دردیوان رود کی بتصحیح آقای سعید نفیسی صفحه 71 - و72 غطریف باغین ~~معجمه # ~~ثبت است # ~~3- نسخه ن نظر PageV02P092 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0093.jpg) # مسلم داشتن فخر الدوله جرجان را برابوالعباس تاش حاجب # عزل عبدالله وزیر ازوزارت آل سیمجور ودادن منصب با بوعلی دامغانی # ~~بحکم فخرالدوله بویه. # ~~ولاهت ابوعلی حسین بن فخرالدوله بن رکن الدوله بویه # وفات ابواحمد الکبیر وهوابو احمدفضل بن محمد صاحب الشیخ ابوعبد الله # ~~محمدبن خفیف وخدمه وهفن فی جنب شیخ ابوعبدالله المذکور. # وفات الشیخ الامام الاجل ابوعلی الفسوی الفارسی وهو حسن بن احمد # ~~عبد الغفاربن سلیمان وهوالامام ایوعلی الفارسی النحوی المشهور بین ~~العالم اسمه # ~~المعروف تعنیفه ورسمه اوحدزمانه فی علم العربیه صاحب کتاب الایضاح ~~وغیره وقیل # ~~کان معتزلیا . # سنه ثمانوسبعین وثلثمائه # حرب امیر ناصرالدین سبکتکین باحیبال پادشاه هند و فرار نمودن جیبال # ~~و در عقب رفتن امیر ناصرالدین سبکتکین و صلح نمودن جیبال باامیر ~~ناصرالدین # ~~برانک چهار قلعه از قلاع هند بجانب غزنی گذاره و صد قلاده فیل بدهد و # ~~مراجعت نمودن امیر ناصر الدین سبکتکین . # وفات ابوالحسین احمد بن محمدبن جعفر بن محمدبن بحتربن نوح بن خباب # ~~بن مختار البحتری. # وفاتاحمدالحمامی القاری. # موافقت نمودن فخرالدوله بویه باحسام الدوله ابوالعباس تاش حاجب وبدین # ~~بوالحسین سیمجور مقرر کردند. PageV02P093 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0094.jpg) # رفع کردن ابوالعباس تاش قصه خوه ببخارا و بنزاع عبدالله وزیر که بااو # ~~داشت جواب نیکو نشنود و چون نومید شد با ابوالحسین سیمجور حرب کرد و # ~~شکست بر ابوالعباس تاش افتاد و بجرجان پیش فخر الدوله رفت و جمعی از ~~لشکریان # ~~ابوالعباس تاش که اسیر افتاده بودند ایشانرا در جوالها کرده ms407 ببخارا ~~فرستادند # ~~و انجامخنثان دو کها بدست ایشان داده بفضیحت در شهر آوردند ودر بازارها # ~~بگردانیدند. # رسیدن حسام الدوله ابوالعباس تاش بجرجان وفخرالدوله مقدم اورا عزیز # ~~شمرد و سرای امارت را بافرش و طرح و اوانی زر و نفره و آلات مطبخ ~~وشرابخانه # ~~و غیر آن بدو باز گذاشت وخود بری شد و پنجاه هزار دینار زر و دوبار ~~هزارهزار # ~~درم شاهی و پانصد تخت جامهآ گران بها وچند سر اسب تازی و چند سر استر ~~زینی # ~~بازین و سرافسار زر و انواع اسلحه ازسپر زرین وغیره بدو فرستاه وخراج ~~جرجان # ~~و دهستان و آبسکون و استراباد بجملگی در وجه اخراجات او نهاد # وفات ابومحمدین احمدبن اسحق الحابکم النیشابوری بجرجان فی ربیع الاول # ~~صاحب التصانیف المشهوره، # سنه تسع وسبعین و ثلثماؤه (379) # وفات شرف الدوله ابوالفوارس شیرزیل بن عضدالدوله بویه در جماهی الاخره # ~~بعلت استسقا واودر مشهد امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه مدفونست مدت ~~پادشاهی # ~~او هفت سال در کرمان و ششماه در بغداد پود. # جلوس صمصام الدوله ابو کالنجار برادرشرف الدوله مذکور که اورا میل کشیده # ~~بودند ومکحول بود بکر مان وصمصام الدوله مذ کور بمدد جماعة ترکان فارس ~~بگرفت # ~~و خزاین بدست فرو گرفت و بعد از آن همان جماعت ترکان بروخروج کردند و # ~~ابوعلی من شرف الدوله ابو لهوارس شیرزیل را برو بیرون آوردند و او را ~~شمس - PageV02P094 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0095.jpg) # ~~الدوله لقب دادند وصمصام الدوله با ایشان حرب کرده ظفر یافت و ایشان # ~~بیغداه گریختند و بهاء الدوله بمخالفت صمصام الدوله بیرون آمد ومصافها ~~داهند # ~~و جنگ قایم بود. # ~~وفات حسام الدوله ابوالعباس تاش حاجب هر جرجان در وبایی که وافع # ~~شده بود عزل ابوعلی دامغانی لزوزارت آل سیمجور. # ~~دادن وزارت آل سیمجور بابونصربن زید. # ~~حرب ابوعلی سیمجور بافایق و هزیمت شدن فایق. # سنه ثمانین وثلثمائه # ~~بند فرموهن امیر ناصرالدین سبکتکین پسر خوه امیر یمین الدوله محموه را # ~~و بقلعه غزنی فرسثادن. # ~~قتل صمصام الدوله با کالتجار ms408 مکحول بردست ابناءعز الدولة بن بختیاربن ~~بویه # ~~و هو ابونصرین بختیار. # ~~جلوس بهاءالدوله بویه بکرمان و قیل سنه ثمان و ثمانین و ثلثمائه . # ~~وفات شیخ ابوالقاسم بشر یاسین در نیشابور و قیل بمهنه گفت حقیقة العلم # ~~ما کشف علی السرایر. # ~~وفات الشیخ الامام العارف الربانی ابی بکر محمدبن ابی اسحق ابراهیم بن # ~~یعقوب الکلابادی الصوفی البخاری مصنف کتاب تعرف در تصوف یوم الجمعه ~~تاسع عشر # ~~جمادی الاولی اواربع اوخمس و ثمانین و ثلثمائه ببخارا . # ~~ولاوت الشیخ الکامل شیخ ابوالقاسم الگر گانی وهو عبد الله بن علی بن ~~عبدالله PageV02P095 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0096.jpg) # سنه احدی وثمافین وثلشمائه (281 # ~~خلع کرهن الطایع بالله ابوبکر عبدالکریم بن المطیع بالله بالزام بهاء ~~الدوله # ~~بویه مدت خلافت او بیست و شثر سال بود و او خلیفه بیست و چهارم بود . # ~~جلوس القادر بامرالله ابوالعباس احمدبن اسحق بن المقتدر بالله واو ~~خلیفه # ~~بیست وپنجم است و از خلفاء بنی العباس کسی پدرازی عمر او نبود ودو شنبه ~~و پنجشنبه # ~~در خانه خود بدیوان مظالم حاضر شدی. # ~~تربیت فرمودن امیر ناصرالدین سبکتکین امپر یمینالدوله محمود را و از # ~~بند و قلعه بیرون آوردن . # ~~وفات ابوالحسن الاره بیلی الشافعی. # ~~وفات ابن مهران مقری وهو أحمد بن حسین بن مهران المقری النیشابوری # ~~کان اوحد عصره فی القراءة وسایر العلوم وهو مجاب الدعوة مرضه فی اول ~~الرمضان # ~~وتوفی فی سابع عشرین شوال . # ~~وفات ابوالحسن جو هر القاید الرومی مولی المعزلدین الله بانی قاهره. # ~~آمدن بلمنکو بایالت هرات. # سنهآ اینتین وثمافین وثلثمائه (282) # ~~آمدن امیر نوح بن منصور السامانی وامیر ناصر الدین سبکتکین همراه # ~~او بود در هرات باایوعلی سیمجور حرب کردند و ابوعلی بهزیمة شد. # ~~وفات عبدالله بن محمد بن نافع من مکرم ابوالعباس البستی الزاهد به ~~نیسابور. # سنه ثلث وثمافین وثلثمائه (283) # ~~تزویج القادر بامر الله خلیفه باسکینه بنت یهاء الدوله بویه # ~~وفات اسحق بن ممشاد مقدم الکرامیه عشیة الجمعه بیعت و پنجم شهر اله # ~~الاصم رجب المرجب PageV02P096 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0097.jpg) # اتمام صحاح اللغه ms409 بردست جوهری وهو ابونصر اسمعیل بن حماد الجوهریی # ~~او از جمله فضلاست شاگرد ابوعلی الفارسی وخال خود ابونصر الفارابی صاحب # ~~دیوان الادب چون تاریخ وفات او یافت نشد تاریخ تصنیف او نوشته شد تا ~~معلوم شود # ~~که درچه زمان بوده # وفات ابوطالب عبدالسلام بن حسن المامونی وهو من اولاد المامون وکان # ~~فاضلا حسن الشعر # ~~عزیهت بغراخان الترکی وهوشهاب الدوله مرون بن سلیمان بن ایلک خان ~~المعروف # ~~ببغراخان الترکی ببخارا و گرفتن بخارا و گریختن نوح بن منصور السامانی ~~و # ~~مراجعة کردن بغراخان ببلاد خود و چون هوای بخارا بااو نساخته بود او را ~~درراه # ~~مرضی واقع شد وچون بمقام خود رسید وفات یافت و او پادشاه خیر عادل ~~مسلمان # ~~نیکوسیرت دین داربود وعلم و علما را دوست داشتی وچون او را مولی نبی ~~علیه السلم # ~~گفتندی اورا خوش آمدی واز کاشغر تا بچین در تصرف او بود.؟ # جلوس ایلک خان بن بغراخان الترکی بممالک پدر خود. # وفات ابوبکر الخو ارزمی وهو محمدبن العباس الطبری ابن اخت محمد # ~~بن جریر بن یزید الطبری المحدث المورخ فی منتصف رمضان المبارک. # سنهاربع وثمانین وثلثمائه # ~~دادن نوح بن منصور السامانی ایالت خراسان بامیر ناصرالدین سبکتکین. # وفات ابو الحسین سیمجور بنیشابور. # جلوس ابوعلی سیمجور بحکومت نیشابور. # حرب امیرنوح بن منصوربن عبدالملک بن نوح بن نصربن احمدبن اسمعیل # وفات شیخ ابواسحق کلا بادی در تاسععشر جماهی الاولی. PageV02P097 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0098.jpg) # ولادت امام شیخ السنه ابوبکر احمد بن الحسین بن علی بن موسی بن # ~~عبدالله البیهقی الفقیه الشافعی الحافظ فی شعبان وقیل سنه ثمان وثمانین ~~وثلثمائه # وفات ابواحمد الصغیراسمه الحسن بن علی الشیرازی صحب ابو غبدالله # ~~بن خفیف # وفات ابوعلی التنوخی القاضی وهوحسین بن علی بن محمدبن ابی الفهم # ~~وکان فاضلا. # ولادت قاضی ابو الحسین بن ابی جعفر السمنانی بسعنان و او را در مذهب # ~~اشاعره تصانیف بسیارست . # وفات علی ان حسین ن حمویة بن زید ابوالحسن الصوفی سمع الحدیث وحدث # ~~وصحب ابوالخیر الاقطع وغیره. # سنة خمس و ms410 ثمافین و ثلثهائه25 # وفات صاحب عباد وهو ابوالفاسم اسمعیل محمد بن محمد بن عباد بن عباس وزیر ~~فخر # ~~الدوله بویه ومات عباه الذی هووالد الصاحب فی سنه التی مات فیها الصاحب ~~وکانت # ~~وفات الصاحب فی لیلة الجمعه الرابعه والعشرین من صفر بالری ودفن بهاثم ~~نقل # ~~الی اصفهان وفی هذه السنه ایضاتوفی والدالصاحب عباد بن عباس بن عباد ~~ابوالحسن # ~~الطالقانی وطالقان بین قزوین وابهرو طالقان ایضا بلدة فی خراسان خرج ~~عنها جماعة # ~~من الکبار المحدثین وغیرهم. # عزل ابونصربن زید از وزارت ال سیمجور. # داهن وزارت ال سیمجور باز با: وعلی الدامغانی. # حرب ابوعلی سیمجور وفایق با امیر ناصرالدین سبکتکین وهزیمت ابوعلی # ~~وفایق بطوس واستیلاء امیر ناصر الدین سبکتکین # وفاعهار فطنی وه ارفطن محلة کبیره بیغداله وهو الامام ابو الحمن علی ین ~~عمد PageV02P098 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0099.jpg) # ~~ان احمدبن مهدی فی ذیقعده ببغداه . # وفات یوسف بن عهر بن مسروق الطوسی ابوالفتح القواس الزاهد. # وفات امام اصحاب الحدیث ابی بکر محمد بن عبدالله بن محمدبن نصیر # ~~الاودنی بمحله کلاباه ببخارافی ربیع الاول و کان شیخ الشافعیه بماور ~~النهر ومن ازهدالفقها # ~~واو رعهم واعبدهم وابکاهم علی تقصیر .واشد هم تواضعا واودنة قریة من ~~قری بخارا # ~~وهی بفتح الهمزه # وفات ابن ابی الشوارب. # سنهست وثمافین وثلثمائله # ~~وفات العزیز بالله ابومنصور ازار بن معزبن منصور اسمعیلی بشام در رمضان # جلوس الحاکم بامر الله ابوعلی بن منصوربن عزیز بن معزبن منصورین قایم # ~~بن المهدی بشام. # وفات الامام ابوعبد الله محمدین الحسن بن ابراهیم الفارسی ثم الاسترابادی # ~~بجرجان ودفن فی یوم الاضحی وهوالمعروف بالختن لانه کان ختن الامام ابو ~~بکر الاسه عیلی # ~~وهوابن خمس وسبعین سنه و کان امام زمانه فی الورع والادب ومعانی القرآن # ~~والقرأت وهومنائمة الشافعی . # وفات اسکافی دبیر اهیر نوح بن منصوربن عبدالملک بن نوح ن نصربن احمدبن # ~~اسمعیل بن احمدالسامانی واو دردیوان رسالة نوح ن منصور محرری کردی در ~~آنجا # ~~مگر قدر او ندانستند از بخارا هجرة کرد و بهرات آمد بنزدیک البتکین ~~واوتر کی # ~~بود ms411 خردمند و بانوح ن منصور خلاف کرده بود نوح بن منصور بدو رساله ~~نوشته بود # ~~مطول مشحون بانواع تهدید ووعید البتکین از آن معنی بغایت برنجید و با ~~اسکافی # ~~کفت جواب آن نامه بطریق ایجاز بنویس و هیچ فرو مگذار او نوشت که بسم ~~الله # ~~الرحمن الرحیم یا لوح قدجاد لتنا فا کثرت جدا لنافأتنا بما تعدنا ان ~~کنت من الصادقین PageV02P099 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0100.jpg) # (100)....................... %~% . # ~~همگنان از آن لطف طبع تعجبها کردند چون کار البتکین آخر شد باز نوح بن # ~~منصور اسکافی را تربیت بسیار فرمود و کار او بالا گرفت اتفاقا ماکان ~~کاکی ازجمله # ~~دیالمه که رقبهآ او در ربقهآ اطاعت نوح ن منصور بود متنرد شد و ولایت ~~قومس را # ~~از دست عمال نوح انتزاع کره نوح تاش حاجب را بحرب او فرستاه و اسکافی ~~را # ~~نیز با او بفرستاد و گفت هرقضیه که واقع شود مارا اعلام کن تاش برفت ~~وباماکان # ~~حرب کرد و اورا بقتل آوره و اسکافی درین واقعه بنوح بن منصور نوشت که ~~اما # ~~ماکان صارکاسمه. # وفات احهد بن طیب السرخسی یعرف بابن القرامقی أحد العلماء الفصحاء ~~البلغاء # ~~المتقین وله فی علوم الحکماء باع(1) طویل وذهن ثافب # گرفتار شدن ا وعلی سیمجور بردست لشکر عبدلله در هزار اسب وبردن # ~~پیش عبدالله خوارزمشاه مذکور و بند کردن او # لشکرفرستادن مأمون بن محمد صاحب جرجانیه خوارزم و عبدالله خوارزم # ~~شاه را گرفته بندی که برپای ابوعلی سیمجور بود برپای او نهادند و ~~ابوعلی را # ~~بتعظیم تمام بجرجانیه بردند و عبدالله خوارزمشاه بابند پیش مامون بن ~~محمد آوردند # ~~ودرین شب مامون بن محمد ابوعلی را که حج و عمره کرده بود واز شراب ~~اجتناب # ~~نموده شراب داد و عبد الله خوارزمشاه را در مجلس حاضر کردند و هرسؤال ~~که ازاو # ~~کردند جواب نداد هم در مجلس او را سر بریدند و خوارزم مامون بن محمد را # ~~مستخلص شد # وفات احمدین ایراعیم بن محمد بن اسحق ابوحامدین ابی اسحقالعز کی- # ~~النیشابوری ms412 فی شعبان و کان اماما. PageV02P100 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0101.jpg) # سنه سبع وثمانین وثلشمائه # ~~وفات شیخ مجدالدین ابوطالب مکی وهو محمد بن علی بن عطیه المکی صاحب # ~~قوت القلوب فی تصوف1 آخر یوم الجمعه سادس جمادی الاولی وقیل جمادی ~~الاخره # ~~سنه ست و ثمانین و ثلثمائه. # ~~وفات اهیرا ارضی نوح بن منصوربن عبدالملک بن نوح ن نصربن احمدبن # ~~اسمعیل السامانی در سیزدهم رجب بنیشابور مدت پادشاهی او بیست و یکسال ~~بود. # ~~جلوس ابوالحارث منصوربن نوح بن منصوربن عبدالملک بن نوح بن نصربن # ~~اسمعیل السامانی. # ~~وفابت امیر ناصر الدین سبکتکین مولی آل سامان . # ~~جلوس امیر اسمعیل بن سبکتکین بغزنی برجای پدر خود. # ~~وفات فخر الدوله ابوالحسین علی بن رکن الدوله بویه در طبرک ری . # ~~جلوس پسر او مجدالدوله ابو طالب رستم بن فخرالدوله واو در ری # ~~مقیم بوه # ~~قتل ابوالحسین سیمجور وابوعلی وبلمنکو. # ~~وفات الامام بن الامام ابوالطیب سهل بن الامام ابوسهل الصعلو کی ~~المتقدم ذکره # ~~کان فقیها ادیبا جمع ریاسة الدین والدنیا وبلغنی انه وضع فی مجلسه اکثر ~~من خمسمائه # ~~محبرة وقت املائه توفی فی عشیة الجمعه الثالث والعشرین من محرم. # ~~وفات مامون ن محمد الفریغونی و الی جرجانیه خوارزم. # ~~جلوس پسر او علی بن مامون بخوارزمشاهی. # ~~تزویج علی بن مامون بن محمدالفریغونی بابنت یمین الدوله محمود بن ~~سبکتکین # ~~درین سال طاقهاء شمالی پل رود هرات بشکست در ربیع الاول . # ولادت امام الحافظ ابوبکر احمدبن حسین بن علی بن عبدالله البیهقی ~~الخسروجرهی # ~~وکان اما ما فی الحدیث والفقه وله فیه مصنفات. PageV02P101 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0102.jpg) # وفات حسن بن عبدالله بن سعیدابواحمد العسکری الراویة العلامه صاحب # ~~التصانیف الکثیرة فی الادب واللغة والامثال وغیرهم فی تاسع ذی حجه # سنه ثمان و ثمانین و ثلثمائه (388) # رسیدن شمس المعالی قابوس من و شمگیرین زیار بعد از هیجده سال غیبت از # ~~خراسان باسرولایت خود بطبرستان. # وزارت دادن ابوالحارث منصوربن نوح بن منصوربن عبدالملمک بن نوح بن # ~~نصربن اجمدبن اسمعیل السامانی بابوالمظفر بزغشی وعزل ابوالمظفر مذکورهم # ~~درین سال بواسطهآ آنک بافایق ms413 مناقشه کرد فایق از سر تحکم بسرای امارت ~~فرستاد # ~~بطلب ابوالمظفر مذکور امیر ابو الحارث منصور جواب موحش فرستاه فایق # ~~رنجیده عزم دیار ترک کرد مشایخ بخارا باصلاح آن قیام نموده اورا عزل ~~کردند # ~~و بجوز چانان فرستاهند و وزارت بابوالقاسم برمکی دادند وهم درین سال ~~قتل او # ~~بردست غلامان ملکی. # دادن وزارت بابوالحسین حمولی که یمین الدوله محمود بن سبکتکین اورا # ~~برسالت پیش امیر منصوربن نوح فرستاده بود # حرب کردن بکتوزون با ابوالقاسم سیهجوری و هزیت ابوالقاسم مذکور و # ~~رفتن بفوشنج16» در ربیع الاول و گرفتاری ابوالقاسم فقیه که عمده لشکر ~~سیمجوری # ~~بود وباز لشکر کشیدن بکتوزون بفوشچ برسر ابوالقاسم سیمجوری وصلح کردن # ~~بران که او در قهستان که اقطاع اوست باشد و در خراسان مدخل نسازد و پسر # ~~خود ابوسهل را بنوایه(1) ببکتوزون فرستد. # ~~یحیی بن ابی طاهر احمد السجزی کان من صالحی اهل العلم والمناظرین علی ~~مذهب - # 1- چنین است در هرسه نسخه مجمل و کتب لغت نوا بمعنی کروکان ضبط میکنند ~~PageV02P102 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0103.jpg) # ~~الشافعی ودرس نیفا وثلثین سنه # ~~وفات الشیخ الامام سلطان المحدثین ابوسلیمان الخطابی حقد بن محمدبن # ~~ابراهیم بن خطاب البستی و اورا علم و ادب و زهد و ورع و تدریس و تالیف ~~و شعر # ~~خوب جمع بود و فاته بمدینه بست فی سادس عشر ربیع الاحر و هو من ایمة ~~الشافعی. # سنه تسع وثمانین وثلثمائه %~% 4 # ~~خلع اسهعیل بن امیر سبکنکین از امارت غزنی # جلوس یمین الدوله و امینالمله محمودبن سبکتکین برتخت غزنی. # فرستادن یمین الدوله محمود برادر خود اسمعیل را بقلعه کالنجر که حالا # ~~بتلواره موسوم است و گویند بقلعه جوز جانان و در فناکتی جلوس یمین ~~الدوله # ~~محمود در سنه ثمان و ثمانین و ثلثمائه بوه و حبس اسمعیل در این سال . # میل کشیدن امیر منصوربن نوح ن منصوربن عبد الملک بن نوح بن نصربن احمد # ~~ابن اسمعیل السامانی در ثامن صفر مدت پادشاهی او یکسال و نه ماه بود. # ~~جلوس برادر ms414 اوعبدالملک بن نوح وسپری شدن دولت آلسا مان # عرب یهین الدولهمحمود بن سبکتکین باهبد الملک بن نوح وسپری شدن دولت # ~~آل سامان و گریختن عبدالملک و فایق و بکتوزون که ساعیان میل کشیدن ابو ~~- # ~~الحارث منصور بودند عبدالملک و فایق ببخارا افتادند و بکتوزون بنیشابور ~~و ابو- # ~~القاسم سیمجور بقهستان و مسلم شدن خراسان بریمین الدوله محمود ، # عرب ابوالقاسم سیمجور باارسلان جانب و کریختن ابوالقاسم ورفتن # ~~به طبس # داون یمین الدوله به محمودراه لشکر کشی ببرادر خوه امیرنصر. # ساختن یمین الدوله محمود بلخ را دارالملک خود. # خلعت فرستادن القادر بالله به محمود واورا یمین الدوله وامین المله ~~لقبداد. PageV02P103 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0104.jpg) # ~~1 # گرفتن ایلک خان یغراخان الترکی بخارا را در دهم فیقعده. # گرفتار شدن منصوربن نوح که مکحول بوه وعبدالملک بن نوح وابوابراهیم # ابن نوح و ابو یعقوبین نوح بردست ایلک خان بن بغراخآن . # ~~خوارزم. فرار نمودن امیرابوابراهیم بن نوح بچاد ر از حبس ایلکخان و ~~رفتن به # وفات عبدالملک بن نوح باوز کند در حبس ایلک خان و مدت پادشاهی او # ~~ششماه بود. # گرفتن ایلکخان سمرقند را و بابخارا مضاف کردن # ~~وفات فایق در بخارا . # آمدن امیر ابو ابراهیم بن نوح من منصور ببخارا و از بخارا بابیورد واز # ~~ابیورد بنیشا بور و فرار نمودن امیر نصربن سبکتکین از نیشابور از پیش ~~ابو- # ~~ابراهیم مذکور ورفتن بهرات # ~~رفتن سلطان محمود بن سبکتکین بنیشابور و گریختن ابراهیم بن نوح # ~~السامانی # ~~ورفنن پیش شمس المعالی قابوس بن وشمگیر وتعظیم و توقیر نموهن شمس # ~~المعالی قابوس ابو ابراهیم مذکور راوپیشکشهاء سنگین کردن . # ~~مطاوعت نمودن شار ابو نصرین شاررا شد و پسر اوشار ابومحمد و خطبه وسکه # ~~در غرشستان بنام والقاب یمین الدوله محمود کردن # ~~وفات بوعلی زاهر(1لم بن احمدبن محمد بن عیسی ابومحمد السرخسی المقری # ~~الفقیه الشافعی وهومن اصحاب ابی اسحق المروزی فی سلخ ربیع الثانی وله ~~روایة # ~~الحدیث ایضاو کان شیخ خراسان فی زمانه وقراء القران علی ابن المجاهد ~~والادب # ~~علی ابن الانباری وعمره ms415 ست وتسعون سنه (وفاته فی سلخ ربیع الثانی). # ~~ولادت امام عبد القاهر الجرجانی فی رجب الاصم. # ~~1- نسخه چ زاهد PageV02P104 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0105.jpg) # وفات ابوتراب اجمد بن عیسی بن طاهر بنعبدالله بن الحسین بن علی بن الحسن # ~~بن علی بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب الزاهدا لبصری بنیشابور فی ~~سادس # ~~شعبان ودفن فی مشهد راس سکه خر کوش. # سناه تآسعینو ثلثمائه # تاخت کردن یمین الدوله محمود سبکتکین بخراسان و گرفتن نیشابور و # ~~گریختن بکتوزون غلام آل سامان. # قتل بغراجق عم یمینالدوله محمود بر دستطاهر بن خلف بن احمد در # ~~فوشنج # عزیمت سلطان یمین الدوله محمود یطرف سیستان بحرب خلف بن احمد و # ~~گریختن خاف بن احمد و او پناه بقلعه طاق برد و یمین الدوله محمودفرمود ~~که قلعه طاق # ~~را محاصره کردند : # وفات منصوربن نوح السامانی که مکحول بود ودر دست ایلک خان اسیرو # ~~مدت حکم وپادشاهی او یکسال و نه ماه بود # وفات الشریف ابوالحسن محمدبن عمرالعلوی دفن بالکرخ عمره خمس و # ~~سبعون سنه وهو مشهوربکثرة المال والعقار. # وفات القاضی ابوالحسین بن قاضی القضاة ابی محمدبن المعروف . # وفات علی بن مامون بن محمد والی جرجانیه خوارزم. # جلوس برادر او ابوالعباس مامون ین مامون بن محمد بخوارزهشاهی . # سئه احدی وتسعین وثلثمائه # ~~فرستاهن مامون بن مامون بن محمد خوارزمشاه رسل پیش یمین الدوله محمود ~~بن # ~~سبکتکین والتماس نمودن بران که کریمهآ که در خانه برادر او بود رخصت ~~یابدتا # ~~بعقد خود در آورد واجازت یافته اورا عقد کرد PageV02P105 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0106.jpg) # درین سال امیر ابو ابراهیم بن نوح که او را در خراسان وماور النهر کاری # ~~میسر نشد و پیشتر رفته بود وقابوس مقدم او را گرامی داشته و توقیر و ~~احترام # ~~بسیار نمیده واز جمله نفایس که بدو فرستاده بود ده سراسب تازی بازین ~~ولجام بزر # ~~و سی سربازین کوفت یسیم وسی سرباجل ابریشم وبیست سراستر بازین ز روسی # ~~استر پربارو هزار بار هزاردرم شاهی و سی هزاردینار طلا و ms416 صدو پنجاه تخت ~~جامه # ~~ملون ولشکر اورا علیحده اموال بی قیاس بذل کرده و پسران خود دارا و ~~منوچهر # ~~را در خدمت او بالشکری گران بفرستاد که ری را مستخلص گردانند و او را ~~بر # ~~تخت پادشاهی نشانند چون بری رسید بسخن مردم برتدبیری که جهت او قابوس # ~~کرده بوه تغییری کرد و مراجعت نموده باز با نیشابور آمدوامیر نصر بن ~~امیر سبکتکین # ~~باز از پیش اوبگریخت واو نیشابور را ضبط کرد باز امیر نصربن سبکتکین از # ~~هرات وارسلان جاذب از طوس بحرب امیر ابو ابراهیم منتصربن نوح رفتند ~~وامیر # ~~ابو ابراهیم مذکور ارسلان بالو وابوالقاسم سیمجور را بحرب ایشان فرستاد ~~و # ~~ارسلان بالو وابوالقاسم شکسته شدند وامیر ابو ابراهیم از نیشابور فرار ~~نمودو باز # ~~رجوع بشهس المعالی قابوس کرد بجرجان واو دوهزار کس پیش باز فرستاد که ~~او # ~~را از حوالی جرجان براندندواو از نجانومید شد و مراجعت نموده بسرخس رفت # ~~آمدن امیر نصربن سبکتکین بانیشابور # قتل ارسلان بالوبردست امیر ابو ابراهیم منتصر سامانی بجرم آنکه او را # ~~یحرب امیر نصر فرستاده بوه وفرار نموده # حرب امیر نصر با امیر ابو ابراهیم در سرخس ونصر رافتح روی نموده امیر # ~~ابو ابراهیم ازو بکریخت و بمیان غزان افتاه. # گرفتاری یوز تاش حاجب وابوالقاسم سیمجور که با امیر ابو ابراهیم سامانی # ~~بودند بردست امیر نصربن امیر سبکتکین واکثر سپاه ایشان اسیر شدند. # وفات القاضی ابوبکر الدقاق الشافعی PageV02P106 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0107.jpg) # ~~مجمل فصیصی # وفات ابوعبدالله حسین بن احمد بن محمد بن جعفر بن محمدین حجاج الشاعر # ~~المشهور محتسب بغداه صاحب الدیوان الکبیرفی عشر مجلدات یقال انه فی ~~درجة # ~~امرء القیس بطریق النیل. # وفات القاضی ابوالحسن الجزری وکان علی مذهب داوه الظاهری وکان # ~~یصحب عضدالدوله قدیما # سنه ائنثین وتسعینو ثلثمائه # حرب سلطان محمود غزنوی با جیپال هند و گرفتار شدن جییال بردست # ~~بمین الدوله محمود سبکتکیز واو را بدویست هزار دینار زرو صد و پنجاه ~~قلاده فیل # ~~بفروخت وقلاده که از گردن جیپال بیرون ms417 کردند دویست هزار دینار زرسرخ ~~قیمت آن # ~~شد(1) و این حرب در روز پنجشنبه هشتم محرم در ظاهر پرشور هند واقع شد. # سر تراشیدن و سوختن جیپال هند و خودرا و مملکت بپسرخود تند بالدادن # ~~چه رسم هندوان آنست که پادشاهی که دردست مسلمانان اسیر شد دیگر پادشاهی # ~~را نشاید. # وفات امام عبدالرحهن بن ابی شریح بن احمد بن محمد الانصاری بهرات # ~~و او امام وقت خویش بود و عالم وزاهد ومتورع وامام بود در حدیث وفقه ~~ووعظ و # ~~بر منبر سخن گمنی ومردم در حال حیوة بدوو بعد از وقات بزیارت او تقرب ~~وتبرک # ~~جستندی واستمداد همت کردی واز او بسیار کرامات مشاهده کردهاند واو اعلم # ~~و ازهدزمان خود بود. # ولادة احمدبن علی بن ثابت بن احمدبن مهدی الخطیب ابی بکر البغدادی # ~~الفقیه الحافظ احد ایمة المشهورین والمصنفین PageV02P107 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0108.jpg) # 108). # سنه قلث وتسعین وثلثمائه93 # ~~وفات الطایع لله ابوبکر عبدالکریم در روز عاشورا که او راپیشتر خلع ~~کرده بودند # ~~و بجای خود آمده. # منزوی شدن خلف بن احمد وباز کذاشتن حکومت سیستان پسر خود طاهر # ~~و پشیمان شدن خلف بن احمد از انزواو قتل طاهر پسر خود و بشولیدن کار ~~خلف بن # ~~احمد مذکور وبر گشتن امراء خلف مذکور بواسطهاین امر شنیع که ازو واقعشد # ~~وشهری که در سیستان دارالا ماره بود فرو گرفتند وخطبه و سکه بنام ~~والقاب یمین # ~~الدوله محمود کردند والتماس نمودند که رخصت یافته بدر گاه آیند و یمین ~~الدوله # ~~محمود ملتمس ایشان مبذولداشتو انواع اصطناع وانعام هرباره ایشان تقدیم ~~فرمود (1) # وفات عبدالله بن ادریس اودی الفقیه . # حرب امیر ابو ابراهیم منتصر سامانی باتفاق غزان با ایلک خان وبرایشان # ~~شبیخون زدند و مال واسیر بسیار کرفته مراجعت نمود. # ولادت شیخ ابواسحق صاحب المهذب والتفسیروهو ابواسحق ابراهیم بن علی # ~~بن یوسف بن عبدالله الفیروز ابادی ثم الشیرازی فقیه العراق شیخ الاسلام ~~علما وعملاو # ~~زهدا وتصنیفا واملاء وکان لایملک شیئامن الدنیا بلغ به الفقرحتی کان ~~لایجدفی بعض # ~~الاوقات ms418 قوتا ولالباسا وله شعر حسن ومنه ### | شع # سالت الناس عن خل وفی %~% فقالوا ماالی همذاسبیل # تمسک ان ظفرت یو دحر ولد بفیروزا بادوهی قریه من قری شیراز %~% فان ~~الحرفی الدنیا قلیل # وفات الشیخ السید ابوعلی محمد بن ابی عبدالله حسین بن داوه بن علی بن ~~PageV02P108 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0109.jpg) # ~~عیسی بن محمد بن القاسم بن حسین بن زیدبن حسن بن علی المرتضی الامام ~~الشیخ المدری # ~~المحدث فی یوم الثلثا سابع غشرین شعبان دفن بباب الطاق بغداه # سنه اربع وتسعین و ثلثمائه # رفتن یمین الدوله محمود بن سبکتکین بار دوم پسیستان بحرب خلف بن # ~~احمد وهزیمت خلف بن احمد مذکور ورفتن بقلعه طاق محاصره نمودن قلعه ~~مذکور # ~~و بیرون آوردن خلف بن احمد از قلعه بقهر و چون اورا پیش یمین الدوله ~~آوردند # ~~ایمین الدوله را سلطان خواند این لفظ اورا خوش آمد خلف بن احمد را أمان ~~داد و # ~~ازاین زمان اسم سلطانی برو اطلاق کردند که پیش ازین تاریخ هیچکس را ~~سلطان # ~~نگفته بودند و سلطان سیستان را بخاص خود گرفت و ناحیت جوز جانانرا بخلف # ~~ابن احمد داد و خلف با کوچ خود بجوز جانان رفت و سیستان را باز گذاشت . # آمدن امیر ابوابراهیم سامانی بزینهار سلطان محموه سبکتکین بابیورد # ~~بوقتی که از غزان جدا شده بود و سلطان محمود جهت او حملی گران بابیورد # ~~فرستاد ولاهت حکیم ناصر خسرو و اظن ولادته ببلخ وقیل سنه ثمان و ~~خمسین # ~~وثلثمائه. # دادن امیر یمین الدوله سلطان محمود سیستان را ببرادر خود امیر نصر و # ~~حکومت سیستان با امارت لشکر منضم شد. # رفتن امیر ابوابراهیم منتصر از ابیورد ببخارا و بممده غزان بخارا باتصرف # ~~گرفت و تمامی ماوراء النهر # آمدن ایلک خان بحرب امیر ابوابراهیم منتصر السامانی و شکسته شدن # ~~ایلکخان و هم درین سال ایلک خان لشکری فراهم آورد که از کثرت مور وعدد # ~~ملخ زیاده بود و غزان ازامیر ابوابراهیم منتصر جدا شده بودنه حرب کردند ~~وامیر PageV02P109 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0110.jpg) # ~~ابوابراهیم ms419 منتصر سامانی شکسته شد و گریخته پپول زاغول آمد و سلطان ~~محمود # ~~خبز یافته جهت تسکین این فته ببلخ آمد و ابوابراهیم گریخته بقهستان رفت ~~و از # ~~آنجا نیز بگریخت و بجانب جرجان رفت و اورا از آنجا راندند عود با ~~نیشابور # ~~کرد و از نیشابور نیز بگریخت و بجانب ماوراءالنهر رفت. # سنه خمس و تسعین و ثلثمائه ه49 # ولادت پیر هراة خواجه عبدالله انصاری المدفون بکازر گاه هرات و هو ابو # ~~اسمعیل عبدالله بن محمدبن علی بن محمدبن احمدبن علی بن جعفر بن منصوربن ~~مت # ~~ومت هذا الانصاری یکنی ابا منصور وکان قدقدم هرات مع احنف بن قیس فی ~~ایام عثمان # ~~و مت کان من اولاد ابوایوب خالدبن زیدبن کلیب بن ثعلبة بن عبد عوف«1) ~~ابن غنم # ~~ابن مالک بن النجار البدری وابوایوب الانصاری الخزرجی الذی کان رسول ~~الله صلی الله علیه # ~~و سلم حین ها جرالی المدینه نزیله # قتل ابوابراهیم منتصر السامانی وهو ابو ابر اهیم منتصر بن نوح بن منصورین ~~عبدالملک # ~~بن نوح بن نصرین احمدبن اسمعیل بن احمدبن نصربن احمد بن اسد بن سامان ~~خداه # ~~بن جنمان بن طغاثبن نوشرذبن بهرام چوبین بن بهرام جشنش وکان بهرام جشنش # ~~من الری واو از قبل کسری هرمزبن نونشروان والی آذربایجان بود و اتمام ~~آل # ~~سامان که کسی ازیشان نماند وسپری شدن کار سامانیه که بتهییچ ماه روی ~~نامی # ~~که از قبل سلطان محهود در حوالی اوز کند عامل بود اورا بکشتند و سلطان # ~~بران عامل که ساعی قتل او شده بود غضب فرموده اورا قتل کرد # و فات امام الحاقظ ابی عبدالله محمد بن اسحق بن محمد بن یحیی بن ضدة # ~~الحافظ الاصفهانی صاحب کتاب اسماء الصحابه رضی الله عنهم وغیره من ~~التصانیف - # ~~الکثیرة فی هذه السنة یکتب سب الصحابه رضی الله عفهم علی حیطان المساجد ~~و القیاسیر (2) # - نسخه پ عور %~% - قیاسه - بفارسی بآن معنی است که امروز پاساز # ~~میکویند آنرا بتعر یب قیسر په کرده وجمم مجعول ms420 آنرا هم قیاسیر کردهاند ~~PageV02P110 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0111.jpg) # ~~والشوارع وکتب الحاکم صاحب المصر الی سایر اعماله یامرهم بالسب ثم اقلع ~~عن # ~~ذالک ونهی عن فعله ثم تقدم بعد ذلک بمدة یسیره ماضرب من یسبالصحابه ~~وتادیبه # ~~و شهرته وفات معمد بن علی بن الحسین بن الحسن ابوالحسن بن اسمعیل ~~الهمدانی # ~~الفقیه الشافعی # سنأستوتسعین وثلثمافآ # رسول فرستادن سلطان محهود بایلک خان بغرا خان الترکی مبنی بن # ~~دوستی و اتحاد و نیز مقرر کردند که از آب آمویه این طرف سلطان محمود # ~~را باشد مع خوارزم و ایلث خان درین طرف وسلطان در آن طرف مدخل نسازند # عزیمت سلطان محموه بر غزو بهاطیه215 بهندوستان و حرب کردن با # ~~بحیراوقتل کرهن بحیرا مذ کوروامتغلاص بهاطیه ومراجعة بغزنه. # عزیمت سلطان محموه باز بجانب هندوستان وغزو کردن با ابوالفتح والی # ~~مولتان و گریختن ایوالفتح مذکور وبسراندیب رفتن # ولادت شیخ ابی طاهر سعید بن السلطان الطریقه ای سعید فضل الله بن ابی # ~~الخیر قدس الله سرهم. # ولدا احسن بن احمدبن عبد الله بن البناء المقری المحدث الحنبلی # وفات اسمعیل بن احمد بن ابراهیم بن اسمعیل ابوسعد الاسمعیلی الامام ~~الفقیه # ~~بجرجان فی ربیع الاخر # سنه سبع وتسعین وثلثمائه # شکستن ایلک خان عهد و دوستی که میان او و سلطان محموه بود و د # ~~غیبت سلطان محموه لشکر بخراسان فرستاد. PageV02P111 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0112.jpg) # مراجعت فرمودن ساطان محمود از غزو هندوستان و هزیمت نمودن لشکر # ~~ایلک خان که در خراسان در آمده بودند # وفات عبدالصمدبن عمربن محمد ابوالقاسم کان من اهل الزهد والعباده # ~~والصلاح فی ذیحجه وقبر او حالا ظاهرست در مقبرهآ احمدبن حنبل در بغداد ~~و # ~~مردم بدان تبرک میجویند. # آمدن لشکر ایلک خان در هرات بعد از آنک سه روز در بندان داده بودند # ~~بصلح در شهر آمدند و خرابی و فساه بسیار ازایشان واقع شد و مال بی حد و ~~قیاس # ~~جمع کردند و در رمضان از هرات برفتند و شیخ عدنان الضبی با ایشان از ~~هرات # ~~برفت ووزیر بهرات ms421 آمد وخزاین ودفاین شیخ عدنان الضبی بر گرفت و مراجعة ~~نمود # اتمام بناء قابوس بن و شمگیربن زیار بجرجان طبزستان # سنه ثمان و تسعین وثلثمایه 3981، # حرب سلطان یمین الدوله محهوه بن سبکتکین با ایلک خان بن بغراخان # ~~در بلخ و فرار نمودن ایلک خان المذ کور # وفات احمد بن ابراهیم الضبی وزیر مجدالدوله ببروجرد فحمل الی مشهد # ~~الحسین ودفن هنالک وتوفی بعده بیسیر ولده ابوالقاسم سعد. # وفات شیخ ابونصر ا حمد بن محمدبن الحسین الکلابادی البخاری الحافظ # ~~احد الحفاظ المتقین فی الثالث والعشرین من جماهی الاخره # فرستادن سلطان هحهود خلف بن احمد را که از سیستان بجوز جانان فرستاده # ~~بود و او مکتوبات بایلک خان نوشته و در عقب سلطان او را بر مخالفت ~~سلطان # ~~اغراکرده بود وظاهر شد وخلف بن احمد را یقلعهآ جر دیز قهستان فرستاد # ~~وفات بدیع الزمان همدانی وهوابوالفضل احمد بن الحسین الهمدانی # ~~وفات ابومحمد عبد الله ان محمدالبافی العوارزمی والبافی منسوب الی ~~PageV02P112 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0113.jpg) # ~~ل # ~~الباف بالباء الموحدة والفاء احدی قری خوارزم صاحبالدار کی کان فقیها ~~ادیبا # ~~شاءرا مترسلا کریما درس ببغداد بعدالدارکی ویقول الشعر من غیر کلفة ~~ویکتب # ~~الرساله الطویله رویه # سنه تسع وتسعین وثلثمائه # بیرون آمدن شام از تصرف اسمعیلیه و بتصرف بنی کلاب درآمدن. # عزل وزیر ابوالعباس احمدالاسفراینی که پیشتر وزیر امیرناصرالدین # ~~سبکتکین بود و بدستور وزیر سلطان محمود بود بعزل او مثال داده ازو ~~مطالبه # ~~مال نمود. # وفات خلف بن احمد که پیشتر والی سیستان بود و چون سلطان محمود # ~~سیستان با تصرف خود گرفت اورا بجوز جانان فرستاه و چون معلوم شد که از # ~~آنجا با یلکخان مراسلات و مکاتبات میفرستاده سلطان محمود اورا بقلعه ~~جردیز # ~~قهستان فرستاد و آنجا در گذشت و سلطان یمین الدوله محمود فرمود که مال ~~او # ~~تمام با بوحفص پسر او دادند. # وفات الامیر مؤید الدوله ابوهنصور بویه ن الحسن البویه و مدت پادشاهی أو # ~~هفت سال و ششماه بود . # جلوس امیر فخرالدوله ابوالحسن علی ms422 بنالحسن البویه. ### | سنهآ اربع مائه # دادن وزارت سلطان یمین الدوله محموه بوزیر الفاضل شمس الکفاة ابوالقاسم # ~~احمدبن حسن المیمندی # مردن پسر سوری ملک غور که «ر حری که سلطان محمود را در غور # ~~واقع شد گرفتار گشت و از نگین انگشتری خوه زهر مکید و خودرا هلاک کره ~~PageV02P113 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0114.jpg) # ~~وقیل سنه احدی واربع مائه . # وفات ابو الفتح البستی ببخارا وهو علی ین محمد الکاتب الشاعرصاحب الطریقه # ~~المشهوره فی التجنیس وله شعرجید ومن کلامه. ### | شعر # یا ایها السائل عن مذهبی %~% لتقتدی فیه بمنهاجی # منهاجی العدل وقمع الهوی %~% فهل لمنهاجی من هاجی # ~~وفات علی بن الحافظ ابی سعید عبدالرحمن المشتهر بابن عبدالاعلی صاحب # ~~کتاب زیج الحاکمی وابوه حافظ ابوسعید معنف التاریخ المص ومن جملة ~~الفضلاء # ~~درین سال در هرات قحطی عظیم واقع شد و یتمام خراسان برسید # ~~وفات ابواحمد حسینبن موسی الموسوی والدالرضی والمرتضی الموسویین # ~~فدفن بداره ثم نقل الی مشهدالحسین. # سنه احدی واربع مائه # ~~عزیمت سلطان محمود سبکتکین بغزو هندوستان ورسیدن بقلعه بهیم وفتح # ~~قلعه مذکوره و هفتاه هزاربار هزاردرم شاهی و هفتصد هزار و چهارصد من زر ~~وسیم # ~~غنیمت یافت بیرون مبلغی کثیر از جواهر و اجناس . # ~~وفات سید الاجل ابو الحس محمدبن ابی عبد الله حسیز بن داود بن علی بن ~~عیسی # ~~ابن محمدبن قاسم بن حسن بن زیدبن حسن بن علی المرتضی محدثا و شیخ الشرق ~~و # ~~عصره وکان تعد فی مجلس املایه الف محبره توفی فی یوم الخمیس عاشر جمادی ~~الاخره # ~~وفات امام اووعبید الهروی وهو احمدبن محمدبن محمدالهروی مصنف کتاب # ~~الغریبین فی شرح غریب القرآن والحدیث # ~~علاک وایر ابو العباس احمد الاسفراینی که سلطان یمین الدوله محمود اورا # ~~عزل کرده مطالبه مال می ندوه و او خط داهه بوه که مالی که داشت بتمام ~~داده PageV02P114 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0115.jpg) # ~~مجمل فصیحی* # ~~است و اگر چیزی دیگر پیدا شود کشتنی باشد و بازر گانیکه مال او داشت # ~~یافتند و باز ازو بتعنیف(1) مطالبه مال نمودند و او در ms423 آن مطالبه(2) ~~فوت شد . # درین سال در خراسان قحط و غلایی واقع شد و از نیشابور بنیاد قحط شد # ~~و بتمام خراسان سرایت کرد و بمرتبهآ رسید که درنیشابور زیادت از صدهزار ~~آدمی # ~~هلاک شدند که کس بغسل و دفن بیشتری از ایشان نپره اختند و در هیچ زمان ~~مثل # ~~آن تنگییدست نداده و سلطان محمود فرمود که تمامی انبارهاء ممالک بر ~~فقرا # # قسمت نمودند %~% حکایت # خبازی گفت که هرروز هزارمن نان میفروختم ومردم فغان میکره ند ونان # ~~وفا نمیکرد در آخر قحط بردستور نان پخته بودم چهارصدمن نان در دوکان ~~مانده # ~~بوه که کس نمیخرید و این روز آخر قحط بود و بعد از قحط وبایی عظیم در # ~~هرات واقع شد. # وفات الامام ابوذرمحمدبن (ابی الحسین محمدبز) (3) ابوالفاسم عبدالرحمن # ~~ابن محمدبن حسن بن طلحة بن علی بن رجب المطوعی برادر ابی الحسن ~~عبدالواحد # ~~ابن محمد المطوعی توفی ابوذر فی ثالث عشر شوال و ابوذر مذکور و اسلاف ~~او # ~~همهعلما بودهاند .4» # سنه اثنی و اربعهائه # وفات ابو نصربن ابوالحارث الفریغونی والی جوزجانان و ولایت جوزجانان # ~~را سلطان محمود باتصرف دیوان خود گرفت. # ولات عثمان الباقلاوی که اززهاه اهل بغداد از جمله کسانی بود که اعراض ~~PageV02P115 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0116.jpg) # ~~و انقطاع کلی از خلق نمودهاند هر ربیع الاخر دفن فی مقبره جامع المنصور ~~و گان # ~~مجاب الدعوه. # آمدن تاهرتی از مصر که ایلچی الحاکم بامر الله اسمعیلی بود ومناظرات # ~~او بااهل اسلام و سنت . # کتب فی هذه السنه ببغداه محاضر یتضقن الطعن والقدح فی نسب الغلفاء ~~المصریین # ~~الذین یزعمون انهم فاطمیون ولیسوا کذالک. # و ینسبهم الی دیسان بن سعید وکتب فی ذالک جماعة من الاشراف والعلماء # ~~کابن الا کفانی و ابن الجزری وابوالعباس الابیوردی وابوحامد الاسفراینی ~~والضیمری # ~~و ابوعبد الله البیضاوی وفقیه الشیعه ابوعبد الله بن النعمان شهد ~~وجمیعا ان الناجم بمسر # ~~هو منصورین نزارالملقب بالحاکم بن معزبن اسمعیل بن عبدالرحمن بن سعید ~~فانه لما # ~~صار بالمغرب یلقب بعبد الله المهدی و ms424 ان الناجم بمصر هو وسلفه کفار ~~فساق نجار و # ~~صنف القاضی ابوبکربن الباقلانی کتابا فی الرد علی هؤلاء. # رفتن قاضی ابو العلاء زاصحی ازغزنی بحج وازدار الخلافه اورا عزیز وگرامی # ~~داشتند و او دانشمندی بزرگ متقی بود (و در جمیع فنون برسر آمده ودرزمان ~~او # ~~متل او واعظی و ناصحی نبود)«1» # سنآه ثآلک و اربع مائه # وفات ایلک بغراخان الترکی بماوراء النهر. # جلوس برادرش شرف الدین طوغان خان بن بغراخان بماوراءالنهر # ~~ی الفقه وفات حمن ن حامدبن علی بن مروان الفقیه الحنبلی ابوعبه الله ~~وله تصانیف # وفات الامام ابوعبد الله حسین بن حسن بن محمدبن حلیم الحلیمی رئیس اصحاب ~~PageV02P116 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0117.jpg) # ~~الحدیث ببخارا و نواحیها. # ~~وفات الامام ابوبکر الباقلانی العالم الفقیه صاحب کرامات المشهوره و هو # ~~ابی بکر محمدبن طیبین محمدبن جعفرالبصری المتکام وکان علی مذهب الشیخ # ~~ابوالحسن الاشعری. # سنه اوبع و اربع مائه # ~~وفات بهاءالدوله بویه. # ~~جلوس سلطان الدوله ابوشجاع بن بهاءالدوله بویه. # ~~جلوس جلال الدوله اباطاهر بن بهاء الدوله ببصره # ~~جلوس ابوالفوارس بن بهاء الدوله بکرمان . # ~~وفات امیرشمس المعالی قابوس بن وشمگیرین زیار بطبرستان د رحبس # ~~و قیل قتله فی سنه ثاشواربه مائه # ~~جلوس فلک المعالی منوچهر بن شمس المعالی قابوس بن وشمگیر بن زیار # ~~بطبرستان # ~~وفات شیخ الامام العلامه ابوالطیب سهل بن ابوسهل محمد بن سلیمان # ~~الصعلوکی فی رجب بنیشابور. # ~~وفات القاضی ابوالحسن علی بن سعید الاصطحری وهوشیخ من شیوخ المعتزله # ~~ومشهوریهم وله تصانیف فی الرد علی الباطنیه . # ~~وفات الحاکم ابوعبد الله النیشا بوری المحدث فی صفر عمره اربع وثمانین ~~سنه # سنه خمسواربعمائلة # گرفتار شدن شار ابونصر غرجستانی بردست حجاب سلطان محمود وهو # ~~التونتاش حاجب وارسلان جاذب واورا بند کرهه پیش سلطان آورهند وپدر او ~~شار PageV02P117 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0118.jpg) # 118 # ~~واشد(1) پیشترامان طلبیده بود و پیش سلطان آمده سلطان رعایت جانب او ~~فرموده # ~~املاک او در غرجستان خرید و بهای آن نقد تسلیم اونمود. # قتل بدر بن حسنویه که اصحاب و ملازمان او اورا ققل کرد ندوپیش فخرالدوله ms425 # ~~بویه رفتند وملازم او شدند وهو ناصر الدوله ابوالنجم بدربن حسنویه بن ~~ابوالنجم # ~~حسین الکردی کان من خیار - الملوک له سیاسة وصدقه کثیرة # وفات عبدالله بن محمد بن محمد بن عبدالله بن ادریس ابو سعید الادریسی # ~~الاسترابادی الحافظ نزیل سمرقند وهو مصنف تاریخ السمرقند # وفات ا بوعلی حسن بن حسین بن حمکان الفقیه الهمدا نی الشافعی وکان # ~~اماما عالمأ. # سناهست والربع ماؤه الهلالیه # وفات شیخ ابوعلی الدقاق وهو ابوعلی الحسن بن علی الدقاق النیشابوری # ~~فیذی حجه آن استاد علم و بیان آن بنیاه کشف و عیان آن گم شده عشق ومودت ~~آن # ~~سوخته شوق و محبت امام عهد بود وشیخ وقت وسلطان طریقت و پادشاه حقیقت # ~~وزبان حق وه راحادیث و تفسیر وبیان و تقریر و وعط و تذ کیرشانی عظیم ~~داشت و درریاضت # ~~و کرامت آیتی بود وه ر لطایف و حقایق و مقام و حال متعین ومرید ~~نصرابادی بود و بسی # ~~مشایخ کبار را دیده بود وخدمت بزر گان کرده و آن شوق و سوزوذوق که او ~~رابود # ~~کسرا نشان ندهند ودر عمر خویش پشت بازننهاد و ابتدای حال او که واقعه ~~بدوفرو # ~~آمده در مرو بوده # نقلست که یکی از کبار مشایخ گفت که در مرو ابلمیس را دیدم که خاک برسر # 1 - در هر سه نسخه مجمل همچنین را شد نوشته اند وظاهرا سهوقلم کاتب ~~باشدزیرا # ~~صفحه بعد اسم این شخص اسد نوشته شده ونیز در تاریخ یمینی که مؤلف آن ~~عتبی خود PageV02P118 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0119.jpg) # ~~میکره گفتم ای لعین چه بوده است کفت خلعتی که هفتصد هزار سالست که ~~منتظر # ~~آن بودم در بر پسر آرد فروشی انداختند. # نقلست که او را در آخر سخن چنان عالی شده بوه که کس فهم آن نمیکرد # ~~وبمجلس او کم میرفتند چنانک پیر هرات گفته . # چون بوعلی را سخن عالیشد مجلس او از خلق خالی شد شیخ ابو القاسم # ~~قشیری حکایت کرد که جوانی بنزه من آمد و همی ms426 گریست کفتم چه بوده گفت ~~دوش # ~~بخواب دیدم که قیامت بودی و مرا بدوزخ فرستادندی من کفتمی که مرا به ~~دوزخ # ~~مفرستید که بمجلس بو علی دقاق رسیده ام مرا گفتند که توبمجلس او ~~رسیدهٔ‌ گفتم # ~~آری کفتندی که او را ببهشت برید # وفات شار ابونصر محمد بن اسد حاکم غرجستان در بند و حبس سلطان # ~~محمود بن سبکتکین بهرات # وفات بادیس بن منصوربن بلتکین الحمیری والدالمعز کان متولی افریقیه # ~~نیابة عن الحاکم العبیدی صاحب مصر. # وفات الامام ابوحامداحمد بن ابی طاهر محمدبن احمد الاسفراینی امام # ~~اصحاب الشافعی وکان یحضرفی درسه اربعمائه متفقه وکان یدرس بمسجد ~~عبدالله # ~~المبارک بقطیعة الفقهاء وعمره احدی وستین سنه . # وقات الشریف رضی الموسوی وهو محمد بن حسین بن موسی بن محمدین # ~~موسی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر الصادق ابوالحسن العلوی الحسینی ~~الموسوی # ~~صاحب الدیوان المشهور وله شعرجید. # وفات الامام ابن فورک وهو محمد بن حسن بن فورک الاصفهانی الامام فی # ~~اصول الدین المتبحر فی الفقه البارع فی الادب المقدم فی الوعظ والتذکیر ~~الفرد # ~~فی الورع والتصوف صنف فی اصول الدین والفقه و التفسیر ما یقارب مایة ~~تعنیف و # ~~«ری بالعراق مدة ثم عادالی الری ومات بالری فنقل الی نیشابور و دفن ~~بالجیره PageV02P119 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0120.jpg) # ~~120) # ~~وفات ابوطالب احمد بن بکر العبدی النحوی هصنف شرح الایضاح . # سنهسبع و اربع مائه # وفات رود کی (1) الشاعر وهو ابو عبدالله جعفر بن محمد الرودکی # ~~الرودکموضع من نسف. # قتل مامون بن مامون بن محمد والی جرجانیه خوارزم بانی قصر آخشیک # ~~داماد سلطان محمود بر دست جماعتی از مردم لشکر خود # رفتن سلطان محمود بن سبکتکین بنفس خوه بخوارزم وحرب فرمودن # ~~بالشکر و اهالی خوارزم وقتل ینالتکین وقتله مامون بن مامون بن محمد ~~مذکور. # دادن سلطان محمود خوارزم را بحاجب بزرگ التونتاش # ولادت خسرو فیروز بن جلال الدوله بویه. # وفات نصر بن حسن بن فیروزان که بواسطه تهمتی که اورابدان متهم کردند # ~~از مجدالدوله بن فخرالدوله ازری گریزان شد و دران ms427 حین فوت شد. # سنل ثمان و اربع مائه8 # خواستن سلطان یمین الدوله محمود جهت پسر خود سلطان مسعود دختر # ~~ایلک خان را از عم او طوغان خان وولی عهد کردن سلطان یمین الدوله محموه # ~~سلطان مسعود را . # آمدن لشکر گران از چبن که با ایشان صد هزار خر کاه بود و حرب ایشان # ~~باطوغان خان و بعد از محاربات بسیار فرار کفار چین وفتح طوغان خان ~~ولشکر # ~~2- رود کی از شعر ای دوره نصرین احمد سامانیست و این تاریخ برای وفات ~~رود کی # ~~کرده اند اصع روایات در وفات زود کی 229 است: PageV02P120 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0121.jpg) # ~~سلام و اسیر وبرده ومال بسیار بدست مسلمانان افتاه. # وفات طوغان خان هم درین سال # جلوس ارسلان خان الاصم ابومنصور بسرادر طوغان خان وهو ارسلان خان # ~~ان بغراخان # آوردن ملکهآ از ملکات حرم ایلک خان که پیشتر جهت سلطان مسعود خواسته # ~~بودند و آذین بستن شهر بلخ. # فرستادن سلطان یمین الدوله محه ود پسرخود سلطان مسعود را بعد از آن که # ~~ولی عهد کرده بود و تمامی الوس خود را بجهت او بیعت ستانده بخراسان واو ~~در # ~~هرات مقام کرد. # ولادت نظام الملک ابو علی حسن بن علی بن اسحق وزیر الطوسی # سنه تسع واربع مائ # عزیمت سلطان یمین الدوله محمود غزنوی برغزو دیار هند و فتح هردب(1 # ~~از مملکة هند که در آنجا قرب هزار قصر از سنگ بر آورده بود و بتخابهآ ~~که # ~~اگر صد بار هزار هزار دینار خرج کنند واستادان چابک دست بدان مشغول ~~باشند # ~~در دویست سال باتمام نرسد وهر آنجا پنج صنم اززرطلا بودو بالای ایشان ~~پنج کزو در # ~~چشم یکی دو پاره یاقوت بود که به پنجاه هزار دینار قیمت کردند و در چشم # ~~دیگری پارهآ ازرق آبدار بوزن چهار صد مثقال که قیمت آن جز حق عز شانه # ~~نداند و از پای یکصنم چهار هزار وچهار صد مثقال زرطلا بوزن در آمد و ~~دویست # ~~پارمصنم سیمین در ms428 انجابود و تمامرا درهم کوفتند و بتخانه را کندند و ~~آتش درزدند PageV02P121 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0122.jpg) # فتح قنوج که هفت قلعه بوه و گریختن جیپال واین قلاع بر کنارآب کنک # ~~بود و گذر کرهن جیپال از آب گنک که در زعم اهل هند آنست که منبع آن # ~~چشمه خلدست و پیش ایشان شرفی عظیم دارد و براهمه بدان تقرب جویند وخود # ~~را بسوزند و خاکستر ایشان در آب ریزند و ده هزار بتخانه دران هفت قلعه # ~~که بر کنار گنک نهاده بنا کردهاند و عقیدت فاسده هنود آن که سیصد هزار # ~~سالست که قلاع مذکور بنا کردهاند نعوذ بالله من الهذیانات # گرفتن سلطان محمود غازی قلعه براهمه که آنرا قلعه منج خوانند. # گرفتن قلعه آسی وقتل چندپال بهود(1] که پادشاه آن مواضع بود # وفار، فرخی شاعر (2) # وفات رجاءبن عیسی بن محمد ابوالعباس الانصناوی (2) وکان فقیها محدثا # ~~مالکیا وانصنا قریة من قری مصر # وفات عبدالله ین محمدبن ابی غیلان قاضی الاهوازابواحمدوکان معتزلیا . # وفات عبد الغیرین سیعدبن بشربن مروان الحافظ المصری صاحب الموتلف # ~~والمختلف. # فتح ناردین از مملکة هند بر دست سلطان یمین الدوله محمود و سنگی از # ~~بتخانه ناردین بیرون آوردند بر آنجا نوشته بودند که چهل هزار سالست تا ~~بنیاد # ~~این بتخانه کرده اندنعوذ بالله من ذلک # ~~1- ودر نسخه پ ون یهود # ~~2- در مجمع الفصحا وفات فرخیرا 429 مینویسد و این تاریخ اصح است زیرا # ~~فرخی بعد ازوفات محمود سال 421 مرثیه برای او کفته است و قصایدی بمدج # ~~سلطان مسعود دارد که دلالت میگند که سالها بعد از محمود حیات داشته # ~~3- نسخه ن الانصاری و بةول یاقوت حموی انصنا بالفتح ثم السکون و کسر ~~الصاد # ~~المهملة و النون مقصور مدینة از لیه من نواحی الصعید علی شرقی النیل ~~PageV02P122 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0123.jpg) # ~~وفات عبدالغنی بن سعید المصری الحافط المحدث عمرهست وسبعون سنه. # ~~وفات الامام ابو منصور الا زهری الهروی قال الامام هیصم بن محمد بن # ~~عبدالعزیز الناوی صاحب کتاب التهذیب فی اللغه وهو ms429 کتاب صنفه الامام ~~المذکور # ~~فی اللغة وفی تاریخ الکرامیه وهذا الامام هوابن بنت محمد بن هیصم ~~الکرامی # ~~الا مام المشهور الشار ابونصر محمد بن اسدکان فاضلا عالما ادیبا ~~بارعافی انواع العلوم # ~~وقد حمل الامام ابامنصور الازهری من هرات الی ماعنده بافشینه قصبة ~~الغرش فدرس # ~~علیه الادب سنین متوالیه ثم رده الی هرات مکرما وکذالک الاستدعی ابا ~~الربیع # ~~البلخی وکان نظیر الازهری فی علم الادبوغیره و درس علیه ایضا الادب ~~وغیره وکان # ~~وفات الامام محمد بن الهیصم الکرامی الناوی وهو نسبته الی ناوقریة من ~~هرا ترود # ~~وفاته بنیشابور فی التامن والعشران من شوال. # سنه عشرو اریع مائه # ~~وفات شرف الدوله بویه . # ~~عزیمت سلطان یمین الدوله محمود بار دیگر بغزو هندوستان و درین سفر # ~~او را در هندوستان چهار سال مکث واقع شد. # احرب ساطان محموده راقصی هند با بیدا و هزیمت پید) * # گرفتن سلطان یمین الدوله محمود بیشتری از دیار هند را. # وفات ابوالقاسم الشاعر عبدالصمد بن بابک. # وفات امام محیی السنه البیهقی بقریه خسروجرد # وفات ابوبکر محمد بن عبدالسلام الهاشمی القاضی ببصره # وفات الاستاد ابوطاهر الزیادی فی شعبان وهوا بوطاهر محمد بن محمد # ~~بن محمش بعیم مفتوحة وحاء مهمله ساکنه بعدهامیم مکسوره ثم شین معجمه ~~کان # ~~- سطر میالن پرانش از نسخهٔ‌ ن ساقط شده PageV02P123 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0124.jpg) # ~~امام المحدثین والفقها واماما فی العربیة والادب بنیشابور ولد سنه سبع ~~عشره # ~~وثلثمائه. # سنه احدی عشره واربم مائه # ~~قتل الحاکم بامر الله ابوعلی بن منصور بن عزیز ین معزبن منصور بن ~~القایم ازاسمعیلیه بشام. # جلوس پسر او الظاهر بامرالله ابوالحسین علی بن حاکم بن منصور بن # ~~عزیز بن معزبن منصور بن القایم بشام. # غضب فرمودن سلطان محمود بن سبکتکین بر براد رخود امیرنصر که در کار # ~~لشکر از تو تقصیرواقع میشود و پیوسته بشراب خورهن و عشرت مشغول میباشی ~~وکار # ~~لشکر نامضبوط میماند چون وقت سوارشدن لشکر شد نوکران تو در بازارها # ~~می افتند و هر چه از همه کس مانده و نخریده اند ms430 بگرانتربهایی میخر ~~ندوچون کسی # ~~لاشه خرابی16» بیند نباید پرسید که از آن کیستو بدین مهم خواجه عمیدا ~~بونصر # ~~مشکان الزوزنی را فرستاد امیر نصر جوابهاء نیکو گفت چنانک سلطانرا خوش # ~~آمد و امیر نصر را نیکویی گفت و فرمود که نصر برادرم سخت بخرد و عاقبت # اندیش است. # وفات ابوالحسن الطرسوسی الشافعی وطرسوس بطاء ورامفتوحتین وسینین # ~~مهملنین مدینة من عمل الروم علی ساحل البحر ممایلی حلب فی هذه السنة ~~وقریبا # ~~من هذه السنة # وفات ابواسحق الطوسی وهوابواسحق ابراهیم بن محد بن ابراهیم الطوسی # ~~احد اکابر الفقهاء الشافعیه توفی فی رجب الاصم . # سنه ائنی فشرة واربع هائه # وفات ابو بکرمحمد بن عمر العنبری الشاعروله دیوان حسن مشهور PageV02P124 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0125.jpg) # ~~وفات ابی بکر محمد بن عبدالسلام الهاشمی القاضی ببمرهو قیل سنه عس # ~~اما # ~~وفات ابوعبد الرحفن محمد بن حسین السلمی السوفی صاحب طبقات الصوفیه # ~~والتسانیف المشهوره والحقایق والد قایق والتفاسیر المعروف بشیخ ابوعبد ~~الرحمن # ~~حکم شدن از سلطان محموه غزنوی بسعی خواجه عمید ابونصر المشکان # ~~الزوزنی که ضیاع و عقار واملاک جماعة سیمجوریان کهآ دیوانی کرههاند ~~درنیشابور # ~~و باخرز و قهستان بوارثان ایشان باز گذارند تا دروجه معاش خود صرف ~~نمایند # ~~بغیر امالاک ابوعلی سیمجور که اواسلام را کذاشته بود وقرمطی شده # ~~قتل تسدر جیپال پادشاه هند در هند. # ~~جلوس بهیم بال بن تسدر جیپال درهند. # ~~وفات ابن بواب الخطاط وهوعلی بن هلال توفی ببغداد فی جمادی الاولی # ~~وقیل سنه ثلث عشره واربعمائه دفن بجوار احمد بن حنبل وکان یقص فی جامع ~~البغداد # ~~وفات علی بن عیسی السجزی شاعرالسنة ابوالحسن وکان قدقراء الکلام # ~~علی القاضی ابوبکر بن الباقلانی وانماسمی شاعر السنه لانه اکثر مدح ~~الصحابة # ~~ومناقضات شعراء الشیعة # سنه ثلثعشرهواربع # ~~وفات ابوعلی محمدین عمربن محمدبن عمرالعلوی # وفات ایوعبد الله بن المعلم فقیه الامامیه # وفات ابوعبدالله محمدبن محمدبن النعمان البغدادی الکرخی ویعرف ایضا # ~~بابن المعلم عالم الشیعه وهوالصاحب التصانیف المشهوره فی التشیع. # وفات امیر فخرالدوله ابوالحسن علی بن الحسن البویه مدت پادشاهی او ms431 ~~PageV02P125 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0126.jpg) # ~~سیزده سال ویازده ماه بود # جلوس امیر مجدالدوله ابوطالب رستم بن علی بن حسن البویه. # رفتن بهاء الدوله ابونصربن عضدالدوله بویه بکرمان وچند وقت آنجا بود # وهات الامام ابوالفضل محمدب احمد الجارودی (1» واو یسکی از # ~~معلمان شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری است وپیر هرات در مخاطبات # ~~او را امام الشرق خواندی و او در انواع علم ماهر بود ودر حفظ وروایت # ~~حدیث و شیوهآ زهد و ورع و تقوی نظیر نداشت و از دنیا بقوتی که یافتی ~~بسنده # ~~کرده (2) بود ویکی از بزرگان حضرت نبی (ع) را در واقعه دیده بود که ~~درحا # ~~جات بزیارت جا رودی فرموده بوه که بروند و آنجا استمداد از روح او کرده ~~رفع # ~~حاجات کنند. # وفات ابوجعفر «حمد بن احمد الفقیه الحنفی النسفی وکان زاهدا عابدا. # سنه اربع عشرواربع هائه614 # صلح کردن سلطان محمود بن سبکتکین در اقمی هند با بیدا و صدو پنجاه # ~~قلاده فیل بدل صلح ستانده مراجعة بغزنی نمود : # مستولی شدن علاء الدوله ابوجعفربن دشمنزیارکا کویه برهمدان و نواحی آن # ~~واو پسر خال مادر مجدالدوله امیر فخر الدوله بویه بود وایشان خال راکا ~~کویه گویند # وفات هلال بن محمدبن جعفر ابوالفتح الحفار المحدث. # وفات عبدالجباربن احمد القاضی ابوالحسن الهمدانی قاضی قضاة الری و ~~PageV02P126 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0127.jpg) # ~~شیخ الاعتزال زاهت سنته علی التسعین وهو الصاجب التصانیف المشهوره فی ~~الاعتزال. # وفات عبدالرحمن بن هشام بن عبدالجبار بن الناصر لدین الله برادرمحمد # ~~المهدی یلقب بالمستظهرا زاسمغیله بشام. # وفات القادر بالله ابوالعباس احمد بن اسحق بن المقتدرو او خلیفه پیست # ~~بنجم بود مدت خلافت او چهل و یکسال و چهار ماه بوه. # جلوس القابم باهرالله ابوجعفر عبد الله بن احمد و او بیست وششم خلفاء # ~~بنی العباس بود و قیل سنه اثنتین وعشرین و اربع مائه # وزیر او ابوالفضل حاجب بن النعمان بود # وفات امیر مجدالدوله ابوطالب رستم بن علی البویه مدت پادشاهی او # ~~یکسال پود # جلوس امیر شرف الدوله ابوالفوارس شیرزیل بنعضدالدوله بویه ms432 و او اول # ~~بکرمان بوه بشیراز آمد و از نجا ببغداد آمد وتمام مملکة پدر در تحت ~~تصرف # ~~آورد و هم درین سال وفات کرد مدت پادشاهی او ششماه بود # جلوس امیر صمصام الدوله ابوکالنجار المرزبان بن عضدالدوله بعد ازپدر # ~~چهار سال امیر بغداد بود بعد از آن که شرف الدوله ببغداد رفت او امارت # ~~باز گذاشت چون شرف الدوله در گذشت باز بااو بیعت کردند. # وفات الامام ایو محمد اسمعیل بن ابراهیم بن محمد بن عبدالرحمن بهرات # ~~در شعبان مدفونا بغربی عید گاه درجنب برادر خود تاخت کردن سلطان محمود ~~بن # ~~سبکتکین بر کوههای افغانیان و غارت کردن و قتل ایشان و ستاندن دفاین و # ~~خزاین آنجا ومراجعت نمودن. # سنه خحمس عشرة واربع مائه # عزل فرموهن (1) سلطان محمود غزنوی خواجه احهد بن حسن المیمندی ~~PageV02P127 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0128.jpg) # # (128)............... ..... %~% ~~........................................ سال 423* # ~~راوجس کردن و مطالبه مال نمودن و بعد از معاهره سو گند دادن که او را ~~چیزی # ~~نمانده و بعد از آن بقلعهآ از قلاع هند فرستاهن. # درین سال در مصر قحط شد و براثر آن وبا شد # وفات ابوطاهر محمد بن ابراهیم الحافی الفسوی «1» # وفات ابوجعفر احهد بن محمد الفسفی عالم الحنفیه وکان فقیها فقیر أمتزهدا # ~~مات فی شعبان . # وفات القاضی عبدالجبار المعتزلی # وفات ابوالحسین بن بشران المحدث. # قتل امیر صعصام الدوله اباکالنجار المر زبان بن عضدالدوله بویه بر دست # ~~ابوالفاسم وابو نصرا بناء عزالدوله بختیاربن معزالدوله بویه مدت ~~پاهشاهی او نه # ~~ماه بود. # ~~جلوس بهاء الدوله ابونصر خسرو فیروزبن عغدالدوله که القادر بالله غلیفه # ~~او را شهنشاه قوام الدین لقب داده بود. # ~~رفتن شیخ ابواسحق الشیرازی صاحب التفسیر والمهذب ببغداد # ~~وفات الشیخ الشیوخ ابو الحسن احمد بن محمدبن سالبه تلمذ علی الشیخ ~~الکبیرابی # ~~عبدالله محمد ین خفیف ولبس مرقعه وحج اربع حجات فی رمضان ودفن فی ~~البیضاء # ~~وفات ابوحیان علی بن محمد التوحیدی تکلم فی التوحیدوله مصنفات کثیرة # ~~جاور بیت الله الحرام. # ~~وفات ابن الدقاق النحوی هو ابوالفاسم بن الدقاق ms433 # سنهست عشردواربع مائه419 # ~~شبیخون زدن سلطان هحمود برجماعة افغانیان. # ~~وفات سلطان الدوله ابو شجاع خسرو بن بهاء الدوله بویه. PageV02P128 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0129.jpg) # ~~جلوس شرف الدوله ابوعلی الحسن بن بهاء الدوله بویه # ~~جلوس عماه لدین الله عین الملوک بویه در فارس. # ~~وفات ملک الحکماء والشعراء والفضلاء حکیم ابو القاسم فردوسی الطوسی # ~~ناظم شاهنامه وهو ایوالقاسم منصوربن احمدبن مولا نافرج الفردوسی چون ~~فردوسی # ~~متولد شد پدرش بخواب دید که فرهوسی ببامی برشد وروی بقبله نعرهآ زدو ~~آوازی # ~~شنید که جوابی آمد و همچنین از سه طرف دیگر نعره زد و همچنین جواب شنید # ~~بامداد با نجیب الدین معبر کفت کفت پسر توسخن گوئی شود که آوازهآ او ~~بچهار رکن # ~~عالم برسد ودر همه اطراف سخن او را بقبول تلقی و استقبال نمایند و او ~~نادره عصر # ~~و اعجوبه دهر بود وجمیع شعرا که شعر فارسی گفتهاند سربر خط او نهاده او ~~را # ~~مسلم داشته اندومدح گفته و درین تاریخ استدلالا علی علوشانه وارتفاع ~~قدره ذکر # آفرین بر روان فردوسی کرده میشوه للحکیم انوری (1) الخاورانی %~% آن ~~همایون نهاه فرخنده(1) # او نه استاد بوه وماشا گرد %~% او خداوند بود و ما بنده # لملک الفضلا افضل الدین خاقانی # ~~شمع جمع هوشمندانست در دیجورغم نکتهآ کز خاطر فردوسی طوسی بود # ~~زاد گان طبع پا کش جملگی حور اوشند زاده حوراوش چون بود مرد فردوسی ~~بود # لسلطان الفضلا امامی الهروی # # در خواب شب دوشین من با شعرا گفتم %~% کی یکسره معنیتان بالفظ بهم درسی # ~~1- نسخه پ ون حکیم او حدالدین انوری خاورانی کوید # ~~3- نسخه پ ون خاقانی حقایقی کوید # # 3- نسعه پ ون وممی الهروی ا- نسخه پ ون شد بقردوس خواجه فردوسی %~% ~~آن سزادار هاه فرخنده PageV02P129 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0130.jpg) # ~~شاعر ز شما بهتر شعر آن که نیکوتر از طایفه تازی وز انجمن فرسی # ~~آواز بر آوردند یکرویه همی گفتند فردوسی و شهنامه شهنامه و فردوسی # لامیرفخرالدین محمودیمین المستوفی # ~~سکهآ کاندر سخن فرد وسی طوسی نشاند تا نپنداری که کس از ms434 زمرهٔ‌ فرسی ~~نشاند # # اول از بالای کرسی بر زمین آمد سخن %~% اوه گربارش ببالابرد وبر کرسی ~~نشاند # خواجهظهیرالفاریابی # # ای تازه و محکم از تو بنیاد سخن %~% هر گز نکند چون تو کسی یادسخن # # فردوس مقام بادت ای فردوسی %~% انصاف که نیک دادهآ داد سخن(2) # النجیبالدینثریمان # # تا طبع ترانماند پروای سخن %~% نامد گهری برون زد ریای سخن # # زان کونه که بدرسول ما ختم رسل %~% بر طبع توختم گشت انشای سخن # الفردوسیدرحق خوداء # # همی خواهم از روشن «5 کره گار %~% که چندان امان یابم از روزگار # # کزین نامور نامهآ باستان %~% بگیتی بمانم یکی داستان # # که هر کس که اندر سخن داد داد %~% زمن جز بنیکی نگیرند یاه (9) # 3- دو بیت نجیب الدین لهم هط در نسخه لندن است # - نسدن و چمردوسی در حق خود کوید # 5- چنین است درهرسه نسعه مجمل ودر شاهنامه فمن احوال کیکاووس [فکایت # ~~فردوسی ازپری خود] همی خواهم از داور کرد کار PageV02P130 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0131.jpg) # وجمیع فضلاء دانشور و شعراء هر کشور در محامد او نظما و نثرا سخن # ~~کفتهاند درین مختصرزیادت ازین ثبت نکرد و بوقتی که بدیع الدین عبدالله ~~کاتب # ~~ر(1) سلطان محمود او را بدر گاه طلب داشته بود واو بهرات رسیده باز کس # ~~فرستاده بود واعلام گردانیده که عنصری بر درگاه است اگر خوه را در کفه # ~~ایشان می یابد و با ایشان برابری میتواند کره متوجه شود فردوسی درجواپ ~~اونوشث ### | مثنوی # ~~بگوش از سر و شم بسی مژدهاست چه سنجد بعیزان من عنعری هم از ابلهی # باشد و کود کی %~% دلم گنج گوهر زبان اژدهاست %~% گیا چون کند پیش گلبن سری ~~%~% بمن گر برابر شود رود کی # واز هرات بغزنی آمد و بوسیله ماهک که از ندماء سلطان بوه بملازمة سلطان # ~~رسید وهاستان رسته و سهراب که نظم کرده بود در پیش سلطان بعرض رسانید و # ~~شعرا که در ان زمان بر در گاه بودند مثل عنصری ورود کی وغیایشان همه سر ~~بر # ~~خط او نهاده ms435 اورا مسلم داشتند درین مجلس سلطان بشعرا اشارت فرمود که ~~رباعی # ~~در صفت خط وزلف ایاز بگویند ایشان اشارت بفردوسی کردند واو در بدیهه ~~کفت # # مست است بتا چشم تو وتیر بدست گر شد عارضت ز ره عذرش هست %~% ردباعیه # %~% بس کس که زتیر چشم مست توبممست %~% کزتیر بترسد همه کس خاصه زمست # سلطان فرموه که لله درک یا فردوسی که مجلس مارا چون قردوس گردانیدی # ~~و بعد از آن بفردوسی موسوم شد و هم درین مجلس # بفرمود سلطان مالک رقاب %~% که فره وسی آرد بنظم این کتاب # ~~ودرین که بنظم شاهنامه مشغول شد از سلطان حکم شد که هر هزار بیت که ~~سلطان # ~~الشعرا فردوسی بگوید اورا هزار متقال طلا بدهند وفرهوسی انرا موقوف ~~میداشت # 1- کذا وظاهرا دیر واین حکایت وسه بیتذیل آن واینکه رودکی از شعرای دوره ~~PageV02P131 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0132.jpg) # کفتهاند که شبی در پیش سلطان این ابیات میگفتند وذکر سخن پرهاختن # ~~فردوسی و دلاوری رستم میگذشت. ### | به # بمالید رستم کمان را بدست %~% بچرم گوزن اندرافکند شصت # ستون کرد چپ وخم آوردراست %~% خروش از خم چرخ چاچی بخاست # ببوسید پیکان سرانگشت او %~% گذر کرد برمهره پشت او # بزد بربر وسینه اشکبوس %~% سپهر آن زمان دست اوداد بوس # قضا کفت گیر و قدر گفت ده %~% فلک گفت احسنت ومه گفتزه # سلطان چند کرت برزبان گزرانید و گفت هرچه از کابلستان و زاولستان # ~~برستم میرسیده این چند بیت بدان میارزد و دران مجلس دروصف رستم ودلاوری ~~او # ~~سخن بسیار گذشت در آن شب فردوسی رستم را بخواب دید در دروازهآ تکیناباد # ~~که پیاده می آمد خود در سر و جوشن در بر هرچه مهیب تر کمانی در دست ~~مطلقا # ~~بهمان کیفیت که اورا در جنگ اشکبوس ستایش کرده بود فردوسی پیش اورفت و ~~سلام # ~~گفت بلطف و نوازش هرچه تمامترجوابداه و بگریست و گفت حق گذاری تو می # ~~خواهیم و لیکن قدرت آن نداریم اما وقتی طوقی از گرهن دشمن بیرون ms436 کردم و # ~~نخواستم که تصرف کنم بسر نیزء بر آنجانهادم و در زمین فروبرهم آنرا ~~برهار و # ~~بخاک تو ده اشارت کرد و تیری بر کمان پیوست و بدانجا افکند بعد از مدتی # ~~سلطانرا برصوب تکیناباه عبور افتاد فردوسی ملازم بود مواکب سلطانی ~~بیرون # ~~« روازه مخیم ساختند آن خواب فردوسی را بیاه آمد و با ایاز بعالم سر ~~بگفت واو # ~~گفت که در آنجا همارتی سازند و بعد از چند روز طوقی بزرگ از زر سرخ ~~یافتند # ~~ایا ز آن طوق را پیش سلطان برد و قصه خواب فردوسی باز گفت فرموه گه ~~آنرا PageV02P132 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0133.jpg) # ~~نفردوسی دهد آنرا پیش فردوسی آورد فردوسی گفت این صله سخن وری وعطیه # ~~هنرست برهمه سخن وران و هنرمندان قسمت باید کره سلطان از علوهمت فردوسی # ~~در شگفت افتاد ودانست که این حکایت بیان واقع بوهه و آنرا بزررایج ~~تبدیل کردند # ~~و چنانک فردوسی گفت قسمت کردند و یکدینار از آنجا تصرف نکرد و حکایت # ~~این خوابرا امیر فخر الدین محمود یمین المستوفی الفریومدی باسم خواجه ~~عبد العلی # ~~ای روز گار ازچه چنین بی مروتند نیشابوری انشاء کرده است و هذه # القطعه %~% این سروران دهر بدو روزمان ما # # رستم که در نبرد یگفتی که ازشرف %~% بهرام بوسه داد رکاب وعنان ما # # یکشب بخواب گفت بفردومی ایعزیز آماده ونهاده فلانجا دفینه ایست %~% # در بند حق کزارهن تست جان ما %~% ازسعی گرز وخنجر گیتی ستان ما # # بره اراز آنکه د سترس ماد گر نماند %~% هرچند شرمساربود زان روان ما # # ازمره گان حکایت احسان چنین کنند %~% بی التماس مادح و بی امتحان ما # # معلوم میشود که درین دوردون نواز %~% ازمره کان کمند بسی زند گان ما # وبعد از آن که نظم شاهنامه باتمام رسانید بسعی و قصد احمد حسن میمندی # ~~وزیر صله محقرید و انعام کردند و آن گویند که شت بدره سیم بود و او در ~~حمام # ~~بود سی بدره بحمامی وسی بدره بفقاعی بخشید و ms437 فقاعی ستانید چنانچه در ~~هجوی # ~~که سلطانرا کفته که این مختصر احتمال ان نکند مذکور ست # در کنج اعزاز بگشاده بوه %~% مثنوی %~% بهاء فقاعی فرستاده بود # فقاعی نیرزیدم آن گنج شاه %~% از آن من فقاعی خریدم براه # سلطان بر حسن خشم کرفت که من گفتم که یک پیلوارزر بدو دهند تو # ~~انعام مرا بی وزن کردی ومرا در زبان شعرا انداختی واودر جواب گفت که # ~~فردوسی در انعام سلطان بچشم حقارت نگاه کرد چه از آن رو که انعام ~~والتفات PageV02P133 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0134.jpg) # ~~134) # ~~سلطان است بایستی که بی ادبی نکردی سلطان فرمود که بامداد آن قرمطی را # ~~در پای پیل اندازم چون این خبر بفره و سی رسید از آن غضب عظیم ~~یترسیدوثاق # ~~فردوسی در حریم بارگاه سلطان بود بامداد که سلطان بر عزیمت طهارت ~~ازخانه # ~~بیرون فرمود فردوسی در قدمهای سلطان افتاده تضرع نمود و گفت که حاسدان # ~~در حضرت سلطان چنان نفودهاند که بنده از قرامطه است خلاف نمودهاند و بی # ~~ادبی که صله نستدم بعنایت سلطان باز بسته است و برتقدیر هر مذهب که ~~گویند # ~~چون در مملکة با بسطت سلطان ازهر طایفه کبر وجهود و ترسا و غیر هم ~~هستند # ~~و بجزیه از ایشان راضیاند و ایشان فارغ البال اند بنده را یکی از آن ~~طوایف # ~~شمارند و خطاب از هاق (1) روح ازین تن ناتوان او بردارند هثنوی # # چو در ملک سلطان که چرخش ستود %~% بسی هست تسر ساو گبر و جهود # # که ایشان بجزیه کفایت کنند %~% زر و مال و خویشان حمایت کنند # # چه باشد که سلطان گردون شکوه %~% رهی را شماره یکی زان گروه # از حیدیث فردوسی صورت تشویری در مرآت ضعیر سلطان مرتسم شد # ~~و التهاب نیران عنف برش زلال لطف او منطفی گشت مثنوی # ببوسید فردوسی آنگه زمین %~% بمالید بر خاک آنجا جبین # برون رفت ایمن زدر گامشاه %~% اولی کرد از آن خطه آهنگ راه # چون بمنزل خود معاودت نمود چند هزار بیت ms438 دیگر گفته بود اما بیاش # ~~نبرده مسودات را پاره پاره کرد و در آتش انداخت و بسوخت مثنوی # زلال روان بخش آن نظم پاک %~% در آتش فکند و نیاورد باک # اکر چه شوه کشته آتش ز آب %~% ولیکن شد آن آب از آتش خراب # چون فردوسی عازم شد که از غزنی بیرون رود بمسجد جامع در شد ودر # 1- ازهاق - جان برآوردن - کشتن - روحش ازهاق ربانس بر آورد # فرهنک تازی پپارسی قروزان فر) PageV02P134 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0135.jpg) # ~~موضعی که سلطان می نشست این دوبیت در برابر سلطان بردیوار نوش # # خجسته در گه محمود زاولی دریاست %~% طه %~% چگونه دریا کانرا کرانه ~~پیدانیست # # چه غوطها که در و خوردم وندیدمدر %~% گناه بخت منست این گناه دریانیست # و از غزنی مراجعت کرده بتون رسید ناصر الدین محتشم که از قبل سلطان # ~~والی قهستان بود او را صد هزار درم داد و او را طوی کره و انواع انعام ~~کرد و # ~~اعزاز تمام نمود و خود پیش فردوسی رفت والتماس کرد که شنیدهام که کتابی ~~در # ~~معایب و نکوهش سلطان مینویسی سلطان پادشاه بزرگ است و بسعی و قصد ~~وزیربی # ~~اهتماهی در باب توصادر شده توقع آنست که ترک کنی و آنچه نوشتهآ محو کنی # ~~التماس او را طوعا و کرها قبول کره و آنکه ساخته بوه با این ابیات ~~مثنوی # # بخدمت او فرستاد وهذا بغزنی مرا گر چه خون شد جگر %~% ز بیداه آن شاء ~~بیداه کر # # کز و هیچ شد رنج سی سالهام %~% شنید آسمان از زمین نالهام # # همی خواستم تا فغانها کنم %~% بگیتی از و داستانها کنم # # چو از نیکهای در و غم نخواست %~% در آیم ازین پس ببدهای راست # # بگویم ز مادش و نیز از پدرش %~% نترسم بغیر از خداوند عرش # # کنم آنچنان رو سیاه از نخست %~% که نتواند آنرا بهمچ آب شست ### | بتیغ زبانش کنم پوست باز # # ولیکن ز فرمودهٔ‌ محتشم %~% ندانم کزین بیش سر چون کشم # فرستادم ار گفتهٔ‌ داشتم اگر ms439 باشد آن گفتها ناصواب کذشتم ایا سرور # پاک رای %~% بنزدیک خوه هیچ نگذاشتم %~% بسوزان بآتش بشویان بآب %~% ازین ~~داوری تابدیگر سرای # # رسد لطف پزدان بفریاه من %~% ستاند بمحشر ازو داد من PageV02P135 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0136.jpg) # و ناصرالدین محتشم فردوسی رابا عزاز تمام روان کردو از غایت محرمیت # ~~که او را باسلطان بود عرضه داشت که فردوسی را بعد از سی سال بافساه هر # ~~کوته اندیش چرا نومید ازدر گاه باز باید گردانید # ~~وحکایت عجز ونیاز وسوز و گداز که مشاهده کرده بود باز نمود واین «و بیت ~~که # گذشتم ایا سر ور پاک رای %~% ازین داوری تا بدیگر سرای # رسد لطف یزدان بفریاد من %~% ستاند بمحشر از و داد من # در اثناء آن عریضه ذکر کرد و پیش سلطان فرستاه برسم اتفاق روز جمعه # ~~بود که عرضه داشت محتشم برسید و سلطان4 نیز از آن روز که ف ردوسی آن # ~~دوبیت بردیوار مسجد نوشته بود چنانچه ذکر آن گذشت بجامع نیامده بود چون # ~~درین جمغه این دو بیت را از دیوار بخواند بسیار متغیر شد و دران تفکر ~~ازجامع # ~~بیرون آمد چون ببار گاه رسید عرضه داشت محتشم از قهستان برسید پس ~~بیکبارگی # ~~متاثر گشت و ازین دو بیت که در عرضه داشت محتشم بود خوفی در دل سلطان # ~~افتاه جمعی از مقربان که معتقد فردوسی بودند فرصت یافته عرضه داشتند که # ~~از حسد این جماعت ظلمی عنیف و مکابره صریح بنسبت فردوسی واقع شد و ~~شکنیست # ~~که ذکر این تا انتهاء ایام باقی ماند و بعد الیوم دشمنان این حکایت ~~بداستانها # ~~باز گویند و حمل بر بخل وخست و دناءت همت کنند وسودند ارد و ابساتی که # ~~بایاز سپره و اول آن مثنوی مشهور این بیت بود ظاهر شد ### | مثنوی # # ایا شاه محموه کشور گشای %~% ز من گرنترسی بترس از خدای # # مراسهم دادی که در پای پیل %~% بسایم تنت را چو دریای نیل # و سلطان بر آن جماعت که این خباثت ms440 بنسبت فردوسی کرده بودند غضب # ~~بسیار فرمود بتخصیص با احمد حسن میمندی که او را بمخاطبات عنیف مخاطب ~~PageV02P136 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0137.jpg) # ~~ممل وصی # ~~داشت و فردوسی از خوف بمازندران رفت و در آنحا باصلاح شهنامه مشغول شد ~~و # ~~چند بیتی مشتمل برمدح والی آنجا بگفت و اضافت کتاب کرد و والی مازندران # ~~دران ایام پسر منوچهر بن قابوس عنصر المعالی بود و او متوسل بشخصی شد ~~که # ~~حکایت او بسمع والی آنجا رسانید و گفت شاعری از طوس آمده است از اهل # ~~شیعه و کتابی آورده که در غزنی نظم کرده و آنرا شاهنامه میخواند و ~~میخواهد # ~~که بعرض رساند والی قصهآ او بسلطان بتمام معلوم داشت واز سلطان میتر ~~سید گقت # ~~اقامت این شاعر درین دیار متعذر تواند بود و چون والی از غلات شیعه بود ~~گفت # ~~این شاعر دوستدار اهل بیت است چون کتاب بفرستدهر حق او انعام کنم ~~فردوسی # ~~کتاب پیش او فرستاد ووالی صیرفی نقود سخن وجوهری در ر کلام بود و ~~فردوسی # ~~پانصد بیت در وصف او در شاهنامه درج کرده بود و برعادت شعر انام و نسب ~~او # ~~را طول وعرض داده و برساحت مدح او اساس اطرایسی نهاده وچنانک شهرت دارد # ~~که ایشان از زمان نوشروان باز ملکان کیلان بودهاند و ابوالموید بلخی ~~ذکر # ~~نسب ایشان کرده که سیزدهم پدر ایشان کاووس بن قباه برادر نوشروان عادل # ~~بوه فردوسی بر آن سیاق اسامی پدران او را در نظم درج کرده بعرض ~~رسانیدوالی # ~~از آن معانی بغایت مبتهج و مسرور گشت و عزیمت بر توقیف او تصمیم داد ~~بازاز # ~~مؤاخذه ومعاتبه سلطان در اندیشه افتاد صله سنگین پیش او فرستاد و تمهید ~~عذری # ~~نمود و گفت چون سلطان از تو آزرده است مبادا که توقیف توبعضرت ما وتو ~~عاید # ~~کرهه اکنون این محقربرداروپنهان بموضع دیگر تحویل کن نظم # گرفت آن عطا را و بس شاد شد %~% وزان جایگه سوی بغداد شا # و باستصواب وزیر فخرالملک ms441 او را بنزدخلیفه آوردند هزار بیت در مدح # ~~خلیفه اضافه شهنامه کرد و بعرض رسانید خلیفه مثال فرمود که شمت هزار ~~دنیار # ~~و خلعتی بدو دادند و مفاتیح صلات و مقالید عطیات و عنایات ابواب فرحت ~~ومسره # بر چهرهآ احوال او بگشاد س آنگه علیفه گرامیش کرد %~% مشوی %~% به ~~الطاف شاهانه نامیش کره PageV02P137 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0138.jpg) # ~~(138)..... # # بخلوت بنزد خودش راه داه %~% همش پایه قدر وهم جاه داد # # بدو مژده برد از خلیفه وزیر %~% که با سلوت خاطر آرام گیر # # چو نعت علی کردهٔ‌ وره خویش که هر دال که دروی بوه حب شاه %~% تدارک # کند چرخت از کره خویش %~% نیابد درا وحزن واندوه راه چون فردوس # ~~«ربغداد رخت اقامت بینداخت و کتاب شاهنامه را خلیفه واهل بغداه بجهت ~~آنک مدح # ~~ملوک عجم بوه و ایشان مجوس بوده اند عیب میکردند فرد وسی قصه یوسف را ~~بنظم آورد ### | مثنوی # # حکایات این داستان بس خوش است %~% سخنهای او دلبر و دلکش است # # عجب نیست گرد لکش است این سخن %~% که قول خدایست سر تا ببن # # بیاقصه از قول داد ارخوان %~% که بستایدت مرد بسیار دان # آلر تلک آیات را %~% بخوان تا بدانی حکایات را # ~~وچون فصه یوسف بعرض خلیفه القاد ربالله رسید او را واهل بغداه را بس ~~خوش آمد # ~~ودر تربیت او بیفزودند و او آسوده در ظل حسایت خلیفه بسر برد نظ # # چو در ظل عالی ورا جای شد %~% چوطوطی بشکرش شکر خای شد # # ز بیداد سلطان وچور زمان %~% بر آسود در ظل امن وامان # ~~وچون سلطان محمود خبر یافت که فردوسید. پناه خلیفه استاو را از خلیفه ~~بتهدید # ~~طلب داشت که اگر آن قرمطی را پیش ما نفرستند مملکت بغداد را در پای ~~پیلان # ~~پی سپر کنم خلیفه در جواب اوالفولام ومیم نوشت و فرستاد ایشان متعجب ~~ماندند # ~~و دانایان را جمع کردند شخصی گفت که درنامه که بخلیفه فرستادند ذ کر ~~فیل رفته # ~~بود گفتند بلی گفت اشارت بالم ms442 ترکیف فعل ربک باصحاب الفیل است پس روزی # ~~سلطان بغزان مکتوبی مینوشت گفت بیتی تهدید آمیز بنویسند شخصی از حاضران # ~~مجاس گفت که اگر این بیت فردوسی بنویسند نیکو باشد ### | ای # اکرجز بکام من آید جواب م ن وکرزومیدان افراسیاب PageV02P138 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0139.jpg) # سلطان گفت آن بیچاره از انعام ما محروم ماند پس بفرمود که شمت هزار # ~~دینار زر سرخ با خلعتی بوی فرستند و فردوسی از آن حال متنبه شد واز ~~بغداد با # ~~طوس معاوهت نمود روزی در بازار طوس میگذشت کود کی این بیت میسرایید که ### | یت # چورستم پدر باشد ومن پسر %~% نماند بگیتی یکی تاج ور # ~~فردوسی از غایت حرمان که بدوعاید شده بود آهی بزد و غشی کرد وچون اورا # ~~بخانه نقل کرهند مرغ روحش از قفس قالب طیران نمود وچون اورا بمقبره ~~میبردند # ~~صله سلطان بشهر طوس در آوردند فرهوسی را دختری بود آن صله پیش او بردند # ~~از قبول آن امتناع نمود و التفات بدان نکرد آن وجه ببنای خانقاه و ~~موقوفات آن # ~~در مزا را وصرف کردند و بعضی گفتهاند که خواهرش گفت برادرم را همیشه ~~عزیمت # ~~آن بود که یندآب طوس بسنک و آهک ریخته کند و آن خیرازویاد گار بماندا ~~کنون # ~~ازین وجه آنرا ببستند و آن معروف ببند عایشه فرخ شد و هنوز آثار آن ~~باقیست # ~~و گویند رباط چاعه که برراه مرو و نیشا بورست از آن وجه ساختند بمعرفة ~~خواجه # ~~امام ابوبکر اسحق کرامی که چون وارث فردوسی قبول نکرد از سلطان حکم شد # ~~که بدود هند تا در آن عمارت صرف نمایدکاتب شاهنامه امیر علی دیلم و ~~بودلف # ~~راوی آن بود ### | یت # درین نامه از نامداران شهر %~% علی دیلم وبودلف راست بهر # نقلست که چون فردوسی وفات کره او را هم در باغ او دفن کردند وازوفات # ~~او همه مفهوم ومهموم شدند اماشیخ بزرگوار ابو القاسم کرگانی بنماز ~~جنازه حاض # ~~نگشت و گفت او بمدح کبران و آتش ms443 پرستان و اسمار بلا طایل عمر کزرانید ~~بر # ~~چنین کس نماز نکنم چون شبدر آمد شیخ بهشت را درخواب دید و قصری بعظمت # ~~در نظر او در آمد بانجادر شد سریری از یاقوت دید فردوسی بر انجا نشسته ~~تاجی PageV02P139 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0140.jpg) # ~~بر سرودواجی در برشیخ از خجالت خواست که باز گرده فرهوسی بر خاست و ~~سلام # ~~گرد و گفت ای شیخ اگر تو برمن نماز نکردی ایزه تعالی چندین هزار فرشته # ~~قرستاد تا برمن نماز کرهند واین مقام جزای یک بیت بمن داهند بیت # جهانرا بلندی وپستی تویی %~% ندانم چهآ هرچه هستی تویی ### | لعطار # خطم دادند بر فردوس اعلی %~% که فردوسی بفردوس است اولی # ~~چون شیخ از خواب بیدار شد پای برهنه و گریان بمرقد فردوسی شتافت وبرقبر # ~~او نماز کردو چندروز معتکف گشت و تادر حیات بوه هر روز بزیارت اورفتی ~~(1) # خروج چغربیک ابوسلیمان داوه بن طغرل (2) بیک بن میکائیل بن سلجوق # ~~بن لقمان ورفتن بخوارزم. # چون سلطان محمود سبکتکین از شبخونزدن افغانیان مراجعت با بلخ نمود # ~~التونتاش خوارزمشاه را طلب فرمود واو آمد وسه ماه بردر گاه بود بعد از ~~آن او # ~~را اجازت مراجعت فرموداو بحضور خواجه احمد حسن میمندی وزیر و حواجه ~~عمید # ~~ابونصر مشکان الزو زنی عهد کره وسو گند خوره که هر گز باسلطان خلاف ~~نکند # ~~ودو پسرخود سیبی ویوسف رابردر گاه بگذاشت و مراجعت با خوارزم کرد # وفات بهیم بال بن تسدر جیپال پادشاه هند # ولادت ایوالمعالی ثابت بن بنداربن ابراهیم البقال سمع ابابکر البرقانی و # ~~ابوعلی بن شادان. # سنه سبع عشرهواربع هائه 17ء # فتح سو منات بر دست سلطان محمود بن سبکنکین و تسخیر # ~~1-در نسخه پ ونسخه ن در احوال فردوسی نسبت به نسخه ل نواقص واختلافاتی ~~هست که # ~~چون نسخهل اقدم واصح است مندرجات آن عینا نقل شد و بهر حال با روایت ~~های دیگر # ~~از احوال فردوسی مغایر است وصحت آن مشکوک # ~~2 نسخه لو چ طفری و نسخه ms444 ن طغرا ومتن رامطابق املاء عموم مورخین اختیار ~~کردیم PageV02P140 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0141.jpg) # ~~ممالک هندبعضی بصلح وجزیه وبعضی بقهروغارت و اسر وبعضی باسلام ودادن ~~مال. # فع نزاعی که میان خواجه عمید ابونصر مشکان الزوزنی الخوافی وشیخ # ~~الخطیر حسنک که باخروزیر شده بود بحکم سلطان یمین الدوله محموه سبکتکین # ~~وشیخ الخطیر حسنک را بخانه ابونسر فرستاد ورفتن شیخ الخطیر بنیشابور . # وفات ابوالبرکات حسن بن علی بن عیسی الربعی النحوی وکان ینون عن # ~~الوزراء ببغداد. # وفات قاضی القضاة احمدبن محمدبن ابی الشوارب کنیته ابوالحسن وکان # ~~عفیفا زاهدا. # وفات ابوبکر عبدالله بن احمدین عبدالله القفال المروزی شیخ الشافعیه فقها # ~~وحفظا و زهدا وورها ومقدم اصحاب الحدیث وله تصانیف حسنه توفی فی جمادی ~~الاخره # ~~وکان عمره تسعین سنه. # وفات الوزیر ابو القاسم بن ما کولا وزیر جلال الدوله بویههر حبس واویکسال # ~~محبوس بود. # داهن وزارت بپسر عم او ابوعلی ما کولاء بحکم جلال الدوله بویه. # سنه ثمانهشرةواریع مائه # ~~وفات مشرف الدوله علی البویه. # جلوس جلال الدوله بن بهاء الدوله بویه. # وفات الاستاه ابواسحق الاسفراینی وهو ابراهیم بن محمدبن ابراهیم المتکلم # ~~الفقیه فی یوم عاشورا صاحب العلوم الشرعیه والعقلیه واللغویه والاجتهاد ~~فی العباده # ~~والورع اقام بالعراق مدة ثم اختاروطنه ورجع الی اسفراین فدخل علیه اهل ~~نیشابور # ~~فی الانتقال الیهم فاجابهم وبنواله مدرسة عظیمه لم یبین قبلها مثلها ~~فلزمها الی ان توفی # ~~یوم عاشورا وحمل منها الی بلدة فدفن بها # وفات علی بن عیس الربی. PageV02P141 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0142.jpg) # وفات ابو محمدبن ناتشاد # سنه تسع عشرةواربع عائه # رفتن سلطان یمین الدوله محمود بن سبکتکین بمملکت ماورالنهر وملا # ~~قات با قدرخان پادشاه ماورالنهر و عهدوشرط وه وستی که میان ایشان واقع ~~شد # ~~مقرر برانک بعضی از ما ورالنهر در تصرف سلطان باشد و بعضی داخل قدرخان ~~ودرین # ~~باب عهد ناعه موشح بخطوط اکابر نوشتند # خواجه عمید ابو نصر مشکان الزوزنی نقل میکند که بوقتی که سلطان محموه ~~ملاقات # ~~با قدرخان خواست کرد لشکر خودرا عرض کره که درهیچ زهان هیچ پادشاهرامثل ms445 ~~آن # ~~لشکر نبوده در اثناء این حال رقت فرمود خواجه عمید ابونصر مذکور صاحب ~~سر # ~~سلطان در خلوت پرسید که امروز حالی عجب مشاهده رفت لشکری بعرض در آمد ~~که در # ~~هیچ وقت ندیده اند و نشنیده و در هیچ تاریخ نخوانده پایستی که سلطان را # ~~مسرت و شادمانی روی نمودی بر عکس آن مشاهده رفت فرمود که مثل این لشکری # ~~بعرض در آمد مرا در خاطر گذشت که اگر میسر شدی که دران روز که حرب # ~~حنین بود وحضرت نبی علیه السلام و اصحاب راناکامی پیش آمد و در حرب احد ~~و # ~~دران روز که فرزندان حضرت نبی علیه السلام را در کربلا ناکامی پیش آمد ~~بااین # ~~لشکر مدد ایشان کرد می برفوات آن مرا رقت آمد چون از ماورالنهر مراجعة # ~~نمود فرمود که هزار هزار درم بعلویان و سادات در ممالک او بهدیه دهند ~~وصلت # ~~فرمود که نویسند که ایشان مستحق صدقه نیستند و انعامی چنین بزرک برسم # ~~هدیه وصلت ببزرگان رسانیدند. # هراجعت سلطان یمین الدوله محموه از ماورالنهر و بوقت مراجعة ملاقات # ~~با اسرائیل بن بیغو بن سلجوق بن لقمان و او را با خود آوردن و بعد از ~~چند گاه # ~~او را بند کرده بقلعه کالنجر فرستاد و هم هر آن قلعه وفات او # عرض کرهن منعب وزارت برخواجه عمید ابو نصر مشکان الزوزنی الغوافی ~~PageV02P142 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0143.jpg) # ~~واو قبول نکرد # دادن وزارت سلطان یمین الدوله محمود بشیخ النطیر حسنک که ازبزرگ # ~~زای کان نیشابوربود و هوابو علی حسین(1) بن محمد العباس که اوملازم ~~فرزندان # ~~سلطان بود و سلطان او را حسنک خواندی و در وزارت او را شیخ الخطیر لقب # ~~دادند نقل از مقامات عمید ابونصر که عمید ابوالفضل البیهقی تعنیف کره. # لادت الا مام الشیخ فضر الا سلام امام الحرمین الشریفین الامیام الهمام # ~~ابوالمعالی عبدالهلک بن شیخ العلامه خاتمة المجتهدین و امام المتقینابی ~~محمد # ~~عبدالله بن یوسف الحموی قدس الله روح الولد والوالد ولد فی ms446 ثامن عشر ~~محرم # سنه عشریق واربع هائه # یل ،جدالدوله بویه بر دستسلطان محمود واستیلاء او بعراق و برانداحتن # ~~آل بویه دادن سلطان محمود عراق را بسلطان مسعود پسر خود. # وفات شیخ ابوالخیر اقبال بن عبدالله الحبشی المعروف بطاووس الحرمین # ~~فی عشرین رمضان مدفونا با برقوه عمر او صد و بیست سال بود و او مجاور ~~روضه # ~~حضرت رسالة علیه السلام بود روزی گفت السلام علیک یا رسول الثقلین از ~~قبه مطهره # ~~آواز آمد که و علیک السلام یاطاووس الحرمین بعد از این باین اسم شهرت ~~یافت . # ولادت ابو تمیم معد الملقب بالمستنصر بالقاهره از اسمعیلیه . # وفات فلک المعالی منوچهر بن شمس المعالی قابوس بن وشمگیرن زیار # ~~که سیزدهم پدر او کاووس بن قباد برادر انوشیروان العادل است بطبرستان. # ولادت امیر ابو نصرعلی بن الوزیر ابوالقاسم هبة الله بن جعفر العجلی # ~~المعروف بابن الما کولا مصنف کناب الاکمال وکان فاضلا حافظا. # وفات محمد بن عبدالله بن احمدالمسیحی الا میر المختار عزالملک المورة # ~~احد الامراء المصریین وکتا بهم وفضلائهم بالمصر # 1- در نسخ سه کابه حسین نوشتهاند وباید حسن باشدا PageV02P143 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0144.jpg) # # 42 %~% سال 421 # سنه احدی وهشرین واربع مائه # وفات سلطان الغازی یمین الدوله والمله محمود بن سبکتکین انار الله برهانه # ~~روز پنجشنبه چهارههم (1) ربیع الثانی مدفونا بباغ فیروزی مدت پادشاهی ~~اوسی # ~~وسه سال بود وقین سنه عشرین و اربع مائه. # عهد وبیعت گردن حاجب علی خویشاوند که با سلطان محمود قرابت بود # ~~باحاجب بکتغدی که مهتر غلامان سرای بود در آن که متفق باشند و خلاف ~~یکدیگر # ~~نکنند و آنچه روی نماید باتفاق سازند و در گاه را مضبوط دارند تا زمانی ~~که یکی # ~~از فرزندان سلطان بسر تخت آیند و مملکة را بدو سپارند و بحضور ~~عمیدابونصر # ~~المشکان و اتفاق او واستصواب و تدبیر او این عهد کرهند # جلوس سلطان محمد بن سلطان محمود غزنوی بر تخت غزنی و هم درین # ~~سال بسعی حاجب علی خویشاوند و یوسف بن سبکتکین ms447 او را بقلعه تکیناباد ~~بند # ~~کردند و بانتظار سلطان مسعود بن محمود ایستادند. # ولادت سلطان الب ارسلان بن چغر بیک بن میکائیل بن سلجوق بن لقمان. # زلزله عظیم درین سالدر مصر واقع شد. # وفات ابوبکر محمد بن اسحق من ممشاه الواعظ رئیس اصحاب الکرامیه # ~~به نیشا بورفی شوال . # وفات المرزوقی صاحب شرح الحماسه و هوابوعلی احمد بن محمد بن الحسین # ~~الاصفهانی کان غایة فی الذکاء والفطنة وحسن التصنیف فی ذی حجه. # سنه اثنتین وعشرین واربع مائه441 # جلوس سلطان مسعود بن سلطان محمود بن امیر ناصر الدین سبکتکین # ~~بر تعت غزنی فی غره جمادی الاولی. # ~~- ابو اتفقمل بیهانی کو وین مهدوت ون رور دن نت راه ادنی الخر مینویسد ~~PageV02P144 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0145.jpg) # بل فرهوهن سلطان مسعود بن محمود حاجب علی خویشاوند و برادر # ~~بنکیراکرا و اموال ایشان جهت دیوان ضبط کردن # آمدن التوتانش خوارزم شاه پیش سلطان مسعود بن محمود و بعد از چند روز # ~~رخصت مراجعت یافته و بجانب خوارزم رفت و جمعی سلطانرا از رفتن او ~~پشیمان # ~~کردند و خواستند که او باز گردد و قصد او نمایند و کس فرستادند که ~~مراجعة # ~~نماید عذری گفت وباز نگشت دانستند که از غدری که نسبت یا او در خاطر ~~آورده # ~~بودند و قوف یافته بعد از آن بمکاتیپ مرغوباز زبان سلطان مسعود ~~بدوفرستادند # ~~خاطر او را بازدست آوردند. # تعیین فرمودن سلطان مسعود خواجه عمید ابونصر مشکان الزوزنی که با # ~~دستوری که پیش سلطان ماضی محمود انار الله برهانه صاحب سر و کاتب ~~بودهمچنان # ~~اشر فرموهن سلطان مسعود طاهر دبیر که پیشتر صاحب سر او بود # میل کشیدن سلطان مسعود برادر خود سلطان محمدبن سلطان محمودرا # ولات ابومحمد عبدالوهاب بن نصر المالکی. # ولادت قاضی ابوالحسین احمدبن محمدالثقفی قاضی الکوفه و او از فرزندان # ~~عروة بن مسعود است # اسنه ثآلث وهشرینواربع فاقأ # ابتدای خروج آل سلجوق. # بردار کردن سلطان مسعود حسفک را که اورا شیخ الخطیرلقب کرده وزارت # ~~سلطان ماضی محمود داده بودند ms448 و برقرار وزیر پسر او سلطان محمد نیز بود ~~ودر # ~~ناروایی کار سلطان مسعود سعی بسیار می نمود دراثناء نصیحت که اورا از ~~کارشکنی # ~~سلطان مسعود منع میکردند جواب کفته بود که هر چه گاه که سلطان مسعود # ~~پادشاه شوه حسنک را بردار باید کرد. PageV02P145 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0146.jpg) # وفمات قدر خان ملک الترک بماور النهر. # خراب شدن تبریز از زلزله که ابوطاهر منجم حکم کرده بود که درین # ~~شب نماز خفتن تبریز از زلزله خرابشود امیروهسو دان که والی تبریز بود ~~حکم # ~~کره که در تبریز منادی کنند که شب در تبریز هیچکس نباشد مردم از شهر # ~~بیرون آمدند و نظاره میکردند نماز خفتن تبریز خراب شد از زلزله و حکمی # ~~که کرده بودباز خواند. # سنه اربع وعشرین واربع مائة # وفات شیخ مرشد شیخ رکن الدین ابو اسحق ابراهیم بن شهریار بن # ~~زاد نفرخ بن فیروزالکازرونی قدس الله سرء العزیز وقیل یوم الاحد الثامن ~~من ذی فعده # ~~سنه ست وعشرین و اربع مائه صحب الشیخ اباعلی الحسین الأکار وفضایله ~~اکثرمن # ~~ان یعد ویحصی ولقد صنف فی کراماته و سیره کتب کثیره ومن فضایله انه ~~اسلم # ~~علی یده نیف وعشرون الفامن اهل الذمه وتاثیراته طاهره وکان یراعی ~~الحرمین مکه # ~~و المدینه حرسها الله والمجا ورین بهما وقبره التریاق الاکبر # قال الشیخ ابوعهر والکازرونی الزاهد لاصحابه یوم ولدالشیخ ابواسحق # ~~رایت البارحه نورا عظیمافلما انتبهت صعدت الی السطح فرایت نورا ساطعا ~~صاعد # ~~الی السما فلما اصبح الشیخ ابوعمرو اخبران شهریار ولدله ولد # ولادت سلطان ابراهیم ین سلطان مسعود بن سلطان الماضی محمود # ستاندن سلطان مسعود بن سلطان الماضی محمود بن امیر سبکتکین کرمان # ~~را از آل وبه و با حوزه تصرف خوه گرفتن # فرستادن سلطان مسعودبن محموه احمد بن علی بن نوشتکین را بایالب کرمان. # سنه خمس وفشوین واربع مائه5 # وفات شیخ ابوالحمن الخرقانی وهوابوالحسن علی بن جمفر بن سلمان ~~PageV02P146 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0147.jpg) # ~~ان احمد الخرقانی یوم الثلثایوم عاشوراء وکان له یوم وفاته ثلث و ms449 سبعون ~~سنة وقیل # ~~سنه اربع وعشرین و اربع مائه آن بحراند وه آن را سختر از کوه آن آفتاب # ~~الهی آن آسمان نامتناهی سلطان سلاطین مشایخ بود قطب عالم پادشاه اهل ~~حقیقت # ~~بود و طریقت و متمکن کوه صفت ومتعین معرفت دایم بدلدر حضور مشاهده ~~وبتندر # ~~خضوع ریاضت ومجاهده بود صاحب اسرار حقایق وعالی همت بود و بزرک مرتبه ~~ودر # ~~حضرت عزت آشنائی عظیم داشت و در گستاخی کرو فری داشت که صفت نتوان کرد # نقلست که شیخ ابوالحسن باغکی داشت یکبار بیل فرو برد نقره بر آما # ~~دوم یاربیل فرو برد زر بر آمد سیم باربیل فرو برد مروارید و جواهر بر ~~آم # ~~ابوالحسن گفت خدا وندا ابوالحسن بدین فریفته نگرهد که من بدنیا از چون ~~ته # ~~خداوندی بر نکردم # نقلست که شیخ ابوالحسن گاهی گاومی بستی در جفت چون وقت نمازدر # ~~آمدی شیخ در نماز شدی و گاو همچنان برکار کردی تا وقتی که شیخ باز ~~آمدی. # نقلست که مردی از وی در خواست بکوه لبنان رود و قطب را در یابد # ~~شیخ دستوری داد چون بلبنان رسید جنارهآ دید نهاده گفت برین جنازه ~~چرانماز نمیکنید # ~~گفتند قطب عالم بیاید کفت قطب عالم چه وقت آید کفتند نمازپیشین و هر ~~روز پنج # ~~وقت اینجا قطب عالم امامت کند یکزمان بود همه ازجای بجستند مرید گفت ~~شیخ # ~~را دیدم که در پیش ایستاد و نماز بکرد و مراد هشت افتاد چون بخود باز ~~آمدم # ~~مرده را دفن کرده بودند و شیخ رفته گفتم این شخص که بود کفتند ابوالحسن # ~~خرقانی گفتم باز آید گفتند نماز دیگر من زاری کردم که من مرید اویم و ~~چنین # ~~سخنی گفته ام شفیع شوید تا مرا باز بخرقان برد که مدتی شد که من در ~~سفرم چون # ~~وقت نماز درآمد دیگر باره شیخ را دیدم که در پیش شد چون سلام باز داد ~~من # ~~دست در دامن او زدم ومراد هشت افتاد چون ms450 بخود باز آمدم خود را بر سر ~~چهار # ~~سوی ری دیدم روی بخرقان آوردم چون نظر شیخ بر من افتاد گفت شرط آنست ~~PageV02P147 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0148.jpg) # ~~که آنچه دیدی اظهار نکنی که من از خدای درخواست کردهام تا بدین جهان و # ~~آن جهان مرا از خلق باز پوشیده دارد و از آفریده هیچ کس مرا ندید مگر ~~زندهآ # ~~و آن با یزید بود . # نهلست که امامی بسماع حدیت میرفت بعراق شیخ گفت اینجا کس هست # ~~که اسنادش عالی ترست گفت نه همانا شیخ گفت من مردی امیام هر چه حق # ~~سبحانه و تعالی مراداد منت ننهاد علم خود مراداد منت نهاد گفت تو سماع ~~از که # ~~داری گفت از رسول علیه السلم مرد را این مقبول نیامد شبانه مهتر و بهتر ~~هردو # ~~عالم علیه السلام بخواب دید که گفت یا شخص جوانمرد ان راست گویند هیگر # ~~اروز بیامد و آغاز حدیث خواندن کرد و جای بودی که شیخ گفتی که این حدیث # ~~پیغمبر نیست گفتی بچه دانستی شیخ گهت چون تو بنیاد کردی دوچشم من برابر ~~وی # ~~پیغمبر علیه السلام است که چون اوابرو درهم کشید مرا معلوم شد که ازین ~~حدیث # ~~تبرا میکند. # نقلست که خواجهعبدالله انصاری کوید که مرابند بر نهاهند و ببلخ میبردند # ~~در همهآ راه اندیشه میکردم که بهمه حال برین پای من ترک ادبی نرفته است ~~چون # ~~در میان شهر بلخ رسیدم گفتند مردمان سنگ بر بام آورده اند که بر تو ~~اندازند # ~~اندران ساعت مرا کشف افتاه که روزی سجاده شیخ ابوالحسن باز می انداختم ~~سرپای # ~~من بد آنجا باز آمد در حال دیدم که دستهای ایشان همچنان بماند. # سنگ نتوانستند انداخت . # نقلست که استاه ابوالقاسم قشیری کفت چون بولایت خرقان در آمدم # ~~فصاحتم یرسید و عبارتم نماند از حشمت آن پیر تا پنداشتم که از ولایت ~~خود # ~~معزول شدم. # نقلست که ابوعلی سینا بآوازه شیخ قصد خرقان کرد چون بوثاق شیخ آمد ~~PageV02P148 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0149.jpg) ms451 # ~~شیخ بهیمه رفته بود پرسید که شیخ کجاست زنش گفت آن زندیق کذاب راچه # ~~میکنی وشیخ را بسی جفا گفت که زنش منکر شیخبودی بوعلی عزم صحراکر # ~~شیخ را دید خرواری هیمه بر شیری نهاده می آورد بوعلی تعجب کرد گفت تاما ~~باو # ~~چنان گرگی نمیکشیم شیری بار ما نمی کشد # نقلست که شیخ ابوالحسن یاره کل درآب کرده بود و بر سر دیوار نشست # ~~بود وبا ابوعلی سینا سخن میگفت نا گاه تبر از دست او در افتاد بوعلی بر ~~خاست # ~~که تبر بدست شیخ دهد تبر خود بر خاست و باسر دیوار بدست شیخ باز شد # ~~بوعلی سینا بیکبار کی انجا از دست ند و تصدیقی عظیم بدین حدیثش پدید ~~آما # ~~تا بعد از آن از فلسفه در طریقت شد چنانچه معلوم است. # نقلت که روزی در انبساط سخنی چند میگفت بسرش ندا آمد که ابوالحسنا # ~~نمی ترسی ازمرگ گفتالهی برادری داشتم اواز مرگ میترسیداما من نمی ترسم # ~~گفت شب نخستین از منکر و نکیر ترسی گفت اشتر که چهار دندان شد از آواز # ~~جرس نهر اسد گفت از قیامت و صعوبات او ترسی گغت میاندیشم که فردا مرااز # ~~خاه برداری و خلق را در عرصات حاضر کنی من دران موقف پیراهن بوالحسن از # ~~سر بر کشم و در دریای واحدانیت غوطه بخورم تاهمه و احدبود و ابوالحسن ~~نبود # ~~چون بوالحسن نماند مو کن خوف و مبشرر جابربی باز نشینند. # نقلست که شبی نازهمی کرد آوازیشنید که هان بوالحسن خواهی # ~~که آنچه از تو میدانم باخلق بگویم تا سنگ سارت کنند شیخ گفت ای بارخدای # ~~خواهی که آنچه از رحمت تو میدانم و آنچه از کرم تو مشاهده میکنم باخلق # ~~بگویم تا هیچ کست سجده نکند دیگر آواز آمد که نه ازتو و نه از من ~~گفتبگره # ~~عرش رسیدم صف صف ملایکه پیش باز می آمدند و مباهات میکردند که ماکرو # ~~بیانیم و ما همه معصومانیم من گفتم ms452 ماهواللهیانیم ایشان همه خجل ~~کشتندومشایخ # ~~همه شاد شدند بجواب دادن من ایشان را و کفت بیست سالستتا کفن من از ~~آسمان PageV02P149 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0150.jpg) # ~~بیاورده اندواندر بر ماافکنده وما سر از کفن بیرون کرده وسغن میگوییم. # گفت من از هر چه دون حقست زاهد گردیدم آن وقت خویشتن را خواندم # ~~ازحق س بحانه و تعالی جواب شنیدم بدانستم که از خلق در گذشتم لبیک ~~اللهم لبیک زدم # ~~محرم گردیدم حج کردم در و حدانیت طواف کردم بیت المعمور مرا زیارت، کرد # ~~کعبه مرا تسبیح کرد ملائکه مرا ثنا گفتند . # گفت عالم بامداد بر خیزه طلب زیادتی علم کند زاهد زیادتی زهد طلبد و # ~~ابوالحسن در بند آن بود که سروری بدل برادری رساند. # نقلست که روزی این آیت میخواندند که ان بطس ربک لشدید گفت بطش # ~~من سخت تراز بطش او که او عالم و اهل عالم کیره من دامن کبریاء او ~~گیرم. # نقلست که محمدبن حسین گفت من بیمار بودم و می ترسیدم از نفس آخر # ~~شیخ مرا گفت هیچ مترس اگرمن بمیرم پبش از تو آن ساعت حاضر آیم نزد تودر # ~~وقت مردن تو پس شیخ فرمان یافت ومن بهتر شدم بعد از آن پسر محمد بن ~~حسین # ~~گفت که در وقت نزع پدرم راست بایستاد و گفت درای وعلیک السلام گفتم یا ~~پدر # ~~کرا بینی گفت شیخ ابوالحسن خرقانی است که وعده راست کرده بعد از سی سال # ~~و اینجا حاض آمده تا من نترسم وجاعة جوانمدان با او بهم این بگفت، و ~~تسلیم # ~~شد واین واقعه بعداز سی -ال وفات شیخ ابوالحسن بود # دادن خلیفه القایم بامرالله شحنگی بغداه ببساسیری ترک که از غلامان آل # ~~عباس بوه # بناء خانقاه شیخ بزر گواراخی ابو الفرج الزنجانی بزنجان. # وفات ابوالعباس الابیوردی الشافعی # وفات الامام المشهور ابویکر اجهدین محمدبن غالب البرقانی المحدث # سئه ست وفشرین واربع مائه36 # ~~خلاص فرموهن سلطان مسعود بن سلطان الماضی محمود خواجه فاضل احمد بن ~~PageV02P150 # ![image ms453 filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0151.jpg) # ~~حسن المیمندی (1) را از حبس پدرخود و اورا وزارت دادن و خواجه احمد مذ ~~کوریرین # ~~موجب مواضعه نوشت و هذه المواضعه مضمون آنک این مواضعه ایست که بنده ~~نوشته # ~~که فصول آن بررای عالی زاده الله علوا عرضه افند وزی هر فصلی جوابی ~~باشد تا # ~~بنده شفل وزارت بدلی قوی پیش گیره وچون امامی وهستوری بایشآد که بآن ~~رجوع # ~~میکند که بهر وقت ممکن نگردد بمزاحمة مجلس عالی تصدیع آورهن ### | فصل اول # ~~بررای خداوند عالم سلطان بزرک ولی النعم پوشیده نباند اختیار بنده آن ~~بود # ~~که باقی عمر زاویهآ گیرد و بدعوات خوب مشغول گرده دولت عالی را که بر ~~بتده حمت # ~~فرمود واز قبض زحمت و محنت بدان بزرگی باز خرید و بنده پیر و ضعیف گشته # ~~است و گاه توبه ودست از تصرف شغل دنیا بداشتن آمده اما چون فرمان عالی ~~زاده # ~~الله علوا ونفاذ أبران جملتست که ناچاره بشغل وزارت قیام باید نمود ~~جزفرمان برداری # ~~چاره نبود و بدین خدمت مشغول خواهد بوه و آنچه حدبند گی و نیکو خواهی ~~باشد # ~~درین ملک بجای خواهد آورد وبنده نوازی مجلس عالی که اسباب تمکین ساخته # ~~است واکر در بعضی از اشغال دیوانی تقصیری رود وبنده را اندران قصدی ~~نباشد # ~~عتابی نروه جواب ما خواجه فاضل را نه امروز می شناسیم که روزگار دراز ~~است # ~~که ماویرامی بینیم وسیرت نیکوی وی در منزلتی که بدان موسوم بوده ~~میدانیم و # ~~حقهاء وی بدین دولت پوشیده نیست دل را بچنین ابواب مشغول نباید داشت و ~~در # ~~تمشیت امور وزارت جهد خویش می باید کرد ودر جمله و تفصیل از وی جزامانت ~~و # ~~مناصحت متوقع نیست وبهیچ حال مارا باوی عتابی نباشد والکاری نرود د ~~رکاری که # ~~ویرادران تقصیری نبود والسلم PageV02P151 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0152.jpg) # 15)................. ### | فصلدوم # بر رای عالی پوشیده نباشد که وزیر خلیفت پادشاه باشد وهر چند فرمان دهنده # ~~خداوند جهانست اما کارها باشد اندرین که وزیررا بمحل آن دانند که بی ms454 ~~استطلاع # ~~رای اندران مهم ایستاد گی نماید وصلاح دولت نگاه دارد و چیزها دیگرست ~~که بر # ~~رای عالی پوشیده دارند ودر پوشیده داشتن آن فسادهای بزرک باشد و بربنده ~~واجب # ~~باشد باز ذمودن و کشف حالات کردن و ایمن نیست که حاسدان ودشمنان در ~~تغییر # ~~صورت بنده کوشند اندرین هردو حال اگررای عالی بیند بر آنچه اصحاب غرض ~~نمایند # ~~اعتماد نفرمایند وصلاح ملکورعیت اندران دانند که ینده گویدو نماید و ~~پیش گیرد # جواب از این ابواب دل فارغ بایدد اشت و خویشتن را اندرشغل وزارت و نیابت # ~~دیوان حضرت ممکن و محترم باید دانست و بدلی قوی و استظهاری تمام کار می ~~باید # ~~راند وپیوسته صواب وصلاح اعمال ممالک واولیاءحشم واصناف لشکر واموال ~~خزاین و # ~~آن قدر اسبابی که تعلق باعزه دارد و آنچه بفرزندان متعلق باشد باید ~~نمود چه آنچه # ~~وی گوید و بسمع ما رساند بران اعتمادها باشد و کس رازهره آن نیست که ~~درجنین # ~~ابواب مداخلتی کند وچیزی سازد تاهل فارغ دارد والسلم. ### | فصل سیم # بنده می بیند که چندین راه انبساط پیش تخت ملک یافتهاند ودر اعمال و # ~~اموال سخن میگویند وهر نا مستحقی را سلمها می سازند و مثالها و توقیعها ~~می ستانند # ~~ومحل خویش در تمکینی که دارند بدان محکم میگردانند که تو فیری نه از ~~وجه # ~~خویش بهر وقت خزانه را مینمایند وضرر آن سخت بزر گست چه اگر در حال # ~~از طریق ظاهر رای عالی را پسنده نماید و سودمند از راه حقیقت بباید ~~دانست سرتا # ~~بسر همه زشت نامی وزیانیست اگر رای عالی زاده الله علوااقتضا کند ~~فرمایدتا این # ~~در برهمکنان بستهد ارندوا کردرین باب حواهند که خزانه راتوفیری نمایند ~~فرمایند PageV02P152 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0153.jpg) # ~~امجمل لصیم # ~~تا بابنده اولا رجوع کنند ووجوه آن باز نمایند تا آن توفیر ازوجهی حاصل ~~گردد # ~~که ثانی الحال بفسادی وخللی ادا نکند والسلام. # چواب ما چون از اصفهان روی بدین دیار آوردیم وهنوز استقامتی وانتظام # ~~احوالی ms455 واعتماه ممالکرا پیدانیامده بود از شا گرد پیشگان و خدمتکاران ~~هرجنسی # ~~مردم پیش ما میرسیدند و کاری چنانسکه مقتضی وقت بود میگزاردند امروز ~~حالی # ~~دیگرست والحمدلله که کار ملک بر قاعده نظام گرفت وهمه دل مشغولیها ~~برخاست و # ~~فرمان یگرویه گشت پس از این هیچکس راتمکین آن نباشد که در پیش ما خارج # ~~حد خویش سخن گوید چه فرمان ماراست و ازما گدشته خواجه فاضل را ودیگران # ~~بند گان ما اندوشا گردان وی واگر کسی خواهد که از محل خود راستر شود # ~~بدان رضا داهه نیاید واو را بوجهی که حاجت افتد زجر فرموده شود وما ~~خواجه # ~~فاضل را رخصت دادیم تا آنچه و اجب آید در تلافی آن خللی که روی نماید ~~بجای آوره ### | الصل چهاره # ~~دیوان عرض ودیوان وکلتدو دیوان بزر گستباید که متولیاناین دو دیوان ~~کسانی # ~~باشند که خداوند عالم ادام الله سلطانه ایشانرا بشناسد و بنام ونان ~~وجاه و کفایتو # ~~مناصحة وامانت معروف باشند و محاسبات ایشان معلوم بنده میگردد بر ادوار # ~~روز گارچه اندرین دو شغل گزافها رود باید فرمود تا این هر دو دیوان # ~~پس از فرمان عالی اشارت ورای بنده را مقتدا دانند و بررای خویش مستقل و # ~~مستبد نباشند . جواب رسم چنان رفته است که سخن در چنین ابواب باوزرا ~~گویندو در # ~~روز گار پدرسلطان ماضی همچنین معهود بوده است و این دودیوانرا هنوزتر ~~تیی داده # ~~نیامدهاست و متو لیان نامزد نفرمودهایم و تااین غایت کاری میراندهاند ~~نه برقاهده # و میخواسته ایم که دیوان وزارت را رونقی وقراری دهیم دیگر ابواب خود تبع ~~آنس PageV02P153 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0154.jpg) # ~~اکنون چون این مهم از پیش برخاست و کا ر دیوانرا نظمی و ضبطی و نسقی ~~پیدا # ~~آمد باخواجه فاضل اندرین باب رای میزنیم و این دوشغل را دومرد بکار ~~آمده بانام # ~~باستصواب خواجه فاضل نامزد کنیم و فرماییم تابر مثالهای وی کار کنند و ~~در دخل # ~~و خرج و حل و عقد و خفض و ms456 رفع بادیوان وژارت رجوع کنند تاخللی نیوفتد و # ~~تضییعی نرود چه اگرنه برین جمله باشد و خواجه فاضل اغماضی کند و برسبیل # ~~مساهلت رود بهیچ حال رضاداده نیاید و باوی عتاب روه. ### | فصل پنجم # اولیاء وحشم نسرهم الله همگنانرا ولایت و نعمت ویسار وبیستکانی ومشاهره ~~هاء # ~~گران هست و از حسن رای عالی بهره مندند و آن انعام بدان سبب ارزانی ~~داشتهاند تا # ~~دست کوتاه باشند و حمایت نگیرند و بررعایا ستم نکنند و اندر اعمال ~~ولایتها که # ~~برسم مقطعان باشد نایبان ایشانرا تصرفی نباشد و دستها کوتاه ماند و در ~~آنچه # ~~دارند بحکم ومال باز ایستند و بدان قناعت کنند واگر روا داشته آید که ~~نایبان # ~~ایشان دستها بر گشایند و ولایت و رعیترا تعرض رسانند ودر چنین ابواب ~~توسطها # ~~کنند ضرر آن ببیت المال باز گرده و سخت بزرک خللی باشد و ولایت ویران ~~شود # ~~ورعیت مستاصل گردد . # جواب در حمایت با فرزندان ماپس برجمله اولیاء و حشم بسته است و هبچ # ~~حال رضا داده نیاید که یک بدست زمین حمایت گیرند خواچه فاضل باید که ~~درین # ~~باب اندیشهآ تمام دارد و همداستان نباشد که حمایت کنند و حمایت کیرند و ~~آنچه # ~~واجبست اندرین باب تقدیم باید کرد و نباید که هیچ ابقاء و مسامحت روه ~~ونخست # ~~از فرزندان ما درباید گرفت پس از دیگران واکر از جائی هیچ(1) تعذری ~~رودبی # ~~حشمت باز باید نمود تا آنچه رای واجب دارد فرموده شود. PageV02P154 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0155.jpg) ### | فصل ششم # یسم چنان رفته است که صاحب بریدیها و مشرفیها که خداوند عالم ارزانی # ~~دارد بند گان و خد تکارانرا فرمایند اما نایبان ایشان باید که از دیوان ~~بنده روند # ~~تا کسانی باشند امین و معتمد که بنده ایشان را بشناسد و باعمال مطابقت ~~نکنند در # ~~بردن اموال دیوان و متولیان این اشغال باید که برمشاهرهآ که مطلق باشد ~~اختصار # ~~کنند و زیادتی و منافع خویش اندران خدمت بکار میبرند. # جواب بر رسمی ms457 که رفته است درین باب زیادتی نثوان آورد هم بران جمله # ~~که در عهد سلطان ماضی بوده قرار می بایده اهواز رسم پیشتر تجاوز نباید ~~کرد. ### | فصل هفتم # مرچند بند گانرا اگر چه محل قربت دادند نرسد که از خداوند فراغت کلی # ~~خواهند و درتمشیت اعمال و مهماتوثیقت جویند اما در حق اصحاب دیوان ~~وزارت # ~~این رسم رفته است و نامعهود نیست اگر رایعالی بیند بنده را این تشریف ~~ارزانی # ~~دارند تابنده مستظهر گردد و بانواع بفراغ دل بدین خدمت مشغول باشد، # جواب ماخواجه فاضلرا بدین مسالت اجابت فرمودیم و آنچه رسمست نوشتیم # ~~همی گوید ابوسعید مسعودبن محمود که والله الطالب الغالب الرحمن الرحیم ~~که # ~~ابوالقاسم احمد ن الحسن را برین جمله نگاه داریم و تا ازوی در ملک ~~خیانت آشکار اپیدا # ~~نیایدرای نیکوی خویش را درباب وی نگرد انیم و سغن حاسدان ود شمنان ~~برابروی11. # ~~نشنویم و خدای عز وجل را برین جمله گواه گرفتیم و کفی بالله شهیدا و ~~کتبه # ~~بخطه نسخه سوگند خواجه ابوالقاءم احمد بن الحسن بسمالله الرحمن الرحیم ~~ان الذین # ~~یشترون بعهد الله وایمانهم ثمنا قلیلا اولیک لاخلاق لهم فی الاخرة ~~ولایکامهم الله ولا # ~~ینظر الپهم یوم القیمة ولایز کیهم ولهم عذاب الیم . بایزد وبزنهار ایزد ~~و بدان خدای # ~~که پیغمبر (ع) را براستی بخلق فرستاد وبدان خدای که نهان و آشکارا داند ~~که PageV02P155 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0156.jpg) # ~~من که ایوالقاسم احمدبن الحسن ام باخداوند عالم سلطان بزرگ ولی النعم ~~ابوسعید # ~~مسعود بن محمود راست باشم باعتقاد و نیت و وجوه معاملت و بادوستان او ~~دوستی # ~~کنم و بادشمنان دشمنی پیوندم و در هرچیزی که بصلاح تن و ملک و دولت وی # ~~و مصالح اسباب فرزندان و اولیاء حشم و اصناف لشکر و مال و ملک وی باز ~~گردد # ~~اندران سعی تمام کنم و درشغل وزارت که برمن اعتماد فرموده طریقهآ ~~امانتسپرم # ~~و خیانت نکنم وخویشتن را اندر تضییع مال آن خداوند هیچ گونه توفیر نکنم ~~و ms458 # ~~نگیرم و در جلب اموال و دخل ولایات وی آنچه جهد وجد است بجای آورم وبا # ~~فرزندان و سپاه سالاران و کافه حشم وی مطابقت نکنم در چیزی که ضرر آن ~~بوی # ~~و بملک و مال وی باز گردد و هم چنان بادشمنان و مخالفان وی چون خانیان ~~و با # ~~ناموافقان و معاندان از مجاوران و ملوک اطراف اگر سختی باید گفت ~~یامکاتبتی # ~~باید کرد بفرمان عالی کنم و برپوشید کی کاری نپیوندم که از آن فسادی ~~بملک و # ~~تن وی باز گردد و اگر این شرایط را یکان یکان بجای نیاورم از خدای ~~عزوجل وحول # ~~و قوه وی بیزار باشم و برقوت وحول خویش اعتماد کردم و هر نعمت و خواسته # ~~که دارم از صامت و ناطق و تا آخر عمر بسازم و بسبیل اگر این سو گند را ~~دروغ # ~~کتم هر برده که دارم و تا آخر عمر بسازم آزاد واگر این سو گند را دروغ ~~کنم هر # ~~زن که دارم و تا آخر عمر بخواهم بروی بسه طلاق باشند و اگر این سو گند ~~را # ~~دروغ کنم و یارخصتی جویم و یا استثنائی کنم این سو گندان از سرلازم آید # ~~ونیت من اندرین سو کندان که. خوردم نیت خداوند عالم سلطان اعظم ابوسعید # ~~مسعود بن محمود است و خدای عزوجل را برین سو گند که خوردم گواه گرفتم و # ~~کفی بالله شهیدا والسلام # وفات اسرائیل بیغوبن سلیمان بن سلجوق بن لقمان درحبس که سلطان الماضی # ~~محمود اورا حبس فرموده بود بقلعه کالنجر و از ماورا النهر پسر او ~~باجمعی آمدند # ~~که او را دزدپده ببرند و بعد از آن اورا کریزانیدند و راه غلط کردند و ~~از قلعه PageV02P156 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0157.jpg) # ~~ار عقب آمدند و اورا گرفتند درحین گرفتن باپسر گفت من خلاص نمیشوم شم # ~~طلب ملک کنید. # ~~وفات ابوعلی الحسین بن شعیب المروزی السنجی امام زمانه فی الفقه ~~الشافعی # ~~و سنج قریة من قری مرووهی بکسرالسین المهمله ms459 بعد هانون سا کنه ثم جیم. # ~~وفات ابوعلی حسن بن احمدبن شادان المحدث الاشعری. # ~~خروج امیرعماد الدوله جغری بیک بن ابوسلیمان داودبن میکائیل بن سلجوق # ~~ان لقمان واقامت او در مرو. # ~~وفات احمدبن عبدالملک بن احمد بن عبدالملک بن الشهید الادیب الاندلسی # ~~وفات ابوعلی حسین بن عبدالله بن احمد صحبت بسیاری از مشایخ دریافته و # ~~در تصوف شانی عظیم داشت ومستجاب الدعوة .ود. # سنه سپع و عشرین واربع مائا # ~~وفات شیخالرئیس ابوعلی سینا وهو ابوعلی حسین بن عبدالله السینا درجمعه # ~~اول رمضان بهمدان11) # ~~وفات الظاهر بامر الله بوالحسن علی بن حاکم بن عزیزبن معزین منصوربن # ~~قایم بن المهدی بقاهره. # ~~جلوس ابو تمیم معدالمستنصر بالله ابراهیم ین معدبن ظاهربن حاکم بن # ~~عزیز بن معزبن منصور بن قایم بن مهدی از اسمعیلیه بشام # ~~وفات امام ابی اسحاق الثعلبی المفسر فی المحرم # ~~وفات اخی ابوالفرج الزنجانی بزنجان وقیلسنه سبع و خمسین و اربع مائه # ~~دادن اشراف مملکة سلطان مسعودبن محمود برخواجه ابوسهل حمد و نی # ~~باشارت شمس الکفات خواجه ابوالقاسم احمد بن الحسن . PageV02P157 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0158.jpg) # # 158).. %~% ....،،،،،،،،،،،،،،،،،،.، %~% ....................... شال ~~41* # ولادت ابویکر محمد بن احمد بن حسین بن عمر الشاشی الا مام الفقیه # ~~الشافعی . # باز ستانیدن انعام وصلات که سلطان محمد بن محمود بمردم داهه بوه و بحکم # ~~سلطان مسعود بن محمود بازستانیدند و چندانچه خواجه احمدبن حسن درین باب # ~~مبالغه کره که نمی باید ستانید سودنداشت و سخن اونشنیدند و آن جمله ~~مبلغ هشتاه # ~~بار هزار هزار درم بود. # سئه ثآمان و عشرین واربع مائه8 # وفات امام قدوری و هوابوالحسین احمد بن محمد البغدادی صاحب کتاب # ~~القدوری فی فقه الحنفیه . # وفات مهیار شاهر که مجوسی بودهر اول ودر آخر مسلمان شد و اوه رصحبت # ~~رضی موسوی بود . # وفات شیخ ابوعبد الله محمد بن عبدالله بن عبدالله بنما کویه شیر ازی ~~الصوفی # ~~فی ذیقعده شیخ الصوفیه فی وقته العالم بطریقتهم لقی المشایخ الکبار ~~واخذ منهم # ~~واقام بنیشابور و سکن دویره(1) . # آمدن سلجوقیان بهرات و اهل هرات و ms460 قهند زبا ایشان حرب کردند وایشان # ~~را در هرات نگذاشتند ایشان از ولایت هرات مراجعت کردند و درین تاریخ ~~قهندز # ~~وربض هر دو معمور و مسکون بود . # سنه تسع وعشرین واربع مائه29 # ~~برتخت نشستن سلطان طغرل بیک بن میکائیل بن سلجوق در نیشابور و ابتدای ~~دولت # ~~سلاجقه و آل سلجوق سه طبقهاند . # 1- الدویره - بالضمتم الکسو ویا لریا حلی فرسخین من نیسابور (مراصد ~~الاطللاع) PageV02P158 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0159.jpg) # طبقه اول بعضی در تمام ملک ایران وبعضی در بعضی حکومت کرد ندوایشان # ~~ارده تننا # طبقه دوم که بکرمان حکومت کردند وایشان یازده تنند. # طیقه سوم که در ووم حکومت کردند و ایشان پانزده تنند. # وزیر سلطان رکن الدین طفرلبیک خواجه حسین بن علی میکال که هارض # ~~الشکر محمودیان بوه واو را اسیر کرده بودند. # بعد از آن سالارابو القاسم بوزجانی که عامل خراسان بوه وزیر شد # بعد از و عمید الملک ابونصر کندری که وزیر فاضل باستحقاق بود وزیرشد # درین سال باز آمدن سلجوقیان بهرات و محاصره هرات نمودن اهل سواد # ~~وربض پناه بقهند زو شهر آورده بودند وغلبه تمام جمع شده و عسرت شه ~~بالضروره # ~~بصلح راضی شدند وایشانرا در شهر آوردند وخطبه و سکه بنام سلطان طغرلبیک # ~~کردانه ولادت حمزة بن هبة الله بن محمدبن الحسن الشریف الحسینی ~~العلوی # ~~النیشابوری واورا علوم ظاهر وباطن باشرف نسب نفیس جمع بود ومتقی وپرهیز ~~کار # ~~بود و اوزیدی مذهب بود # وفات استاد ابومنصور النیشابوری. # وفات الامام اسحق بن ابراهیم بن محمد بن عبدالرحمن وقبراو و برادر # ~~بزر گتر او اسمعیل در غربی نماز گاه است بهرات و وفات برادر بزرگتر او ~~در # ~~سنه اربع عشره واربعمائه است و او را تصانیف بسیار است و امام اسحق ~~مذکور # ~~حافظ زمان خویش بود تا بحدی که از هزار ودویست پیر حدیث شنوده بود واو ~~را # ~~تصانیف معتبر مشهور است # وفات الشیخ اوعلی جامع بنعلی بن الحسین البیهقی من کبار المحدثین # ~~سافر الکثیرفی تحصیل الحدیث وعقدله مجلس املافه ms461 بنیشابور فی هذه السنه، ~~PageV02P159 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0160.jpg) # رفتن سلطان مسعود بن محمود بحرب آل سلجوق وچون گذارا و برهرات # ~~بود بواسطه آنکه در هرات خطبه بنام سلجوقیان کرده بودند انواع ظلم و ~~بیداد # ~~با مردم هرات بتقدیم رسانید . # رسیدن سلطان مسعود بمیهنه واهل میهنه در حصار رفتند وسلطان الطریقه # ~~ابو سعید ابوالخیر با ایشان بود او نیز موافقت کرده درحصار رفت وسلطان ~~مسعود # ~~در میهنه بایستاد وچهل روز محاصره قاعه میهنه کرد وحرب کرد و جماعت ~~مردم # ~~حکم انداز در قلعه بودند بسیماری از مردم ساطان مسعود را بقتل آوردند ~~سلطان # ~~الطریقه ابوسعید حسن، ودب را گفت که امشب پیاده ببایدشد و دهی است ~~بدوفر سنگی # ~~میهنه وفلان پیرزن را گفت که خمره روغن گاوجهت نذرشیخ نهادهآ بده و ~~آزروغن ستانده # ~~بیادر او از قاعه بزیر آمد و روغن ستانده بیاورده که کس او را ندید شیخ # ~~فرمود که پاتیله بیاور و روغن را بجوشان ناگاه صلح در انداختند و رئیس ~~مهنه # ~~پیرون شد او را تشریف دادند باز آمد و چهل ویک مرد را بیرون برد سلطان ~~مسعود # ~~بفرمود تا همه را دست راست یبریدند چون ایشان بیامدند دستهادران روغن ~~داغ # ~~کرده می زدند و سلطان الطریقه میگریست و میگفت مسعود دست مملکت # ~~خود ببرید # حرب سلطان رکن الدین ابوطالب طغرل بیک محمدبن میکائیل بن سلیمان # ~~بن سلجوق بن لقمان باسلطان مسمود بن محمود بن سبکتکین و هزیمت سلطان # ~~مسعود مذکورب # جاوس سلطان رکن الدین ابوطالب طفرل بیک محمد مذ کور در خراسان # ~~و او اول سلاطین سلاجقه است وایشان چهارده تند مدت پادشاهی ایشان صدوسی ~~وسه # ~~سال و هفت ماه بود PageV02P160 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0161.jpg) # ~~مجمل فصیحی* # ~~وفات ابومنصور الثعالبی وهوعبدالملک بن محمد بن اسمعیل النیشابوری # ~~صاحب التصانیف الجمه احدها کتاب التفسیر و یتیمة الدهر. # ~~وفات الوزیر ابوالقاسم بن الما کولاء درحبس بهیت وکان مقامه فی الحبس # ~~سنتین وخمسة اشهروهو وزیر جلال الدوله بن بهاء الدوله بن عضدالدوله ~~بویه. # وفات القاضی ms462 الامام الزاهد ابوزید عبیدالله بن عمر بن عیسی صاحب الاسرار # ~~والتقویم للادله والامد الاقصی وغیرها . # وفات ابوالقاسم بن بشران المحدث . # وفات ابوعمران العلاس. # وفات ابونعیم احهد بن عبدالله بن احمد بن اسحق الاصفهانی المحدث # ~~عمره ست و تسعین سنه. # سنه احدی وثلثین واربع مائه # وفات المرحوم ابوالقاسم احمد بن حسن المیمندی (1) وزیر سلطان یمین # ~~الدوله محمود وابنه مسعود بهرات. # دادن سلطان مسعود ین سلطان محمود وزارت بخواجه ابونصر احمد بن # ~~علی بن عبدالممد که او پیشتر وزیر خوارزمشاه هارون بن ابوسعید التونتاش # ~~بود واصل او از شیراز است. # داهن وزارت هرون بن التونتاش خوارزم شاه بپسر احمد بن علی بن عبدالعمد # ~~مذکور عبدالجبار نام. # وفات عمید ابونصرمشکان الزوزنی صاحب السروکاتب انشاءسلطان الغازی # ~~یمین الدوله محمود وابنه مسعود وکان من الکتاب المغلقین وعند هما انیس ~~جلیس # ~~امین وله نظم فصیح و نثر ملیح بعلت سکته ولغوه وفالج و او در خواف ~~درمزرعه PageV02P161 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0162.jpg) # ~~مشکین که در میان نیاز آباد و زوزن واقع است مدفونست و گویند درغزنی و ~~بعداز # ~~وفات او سلطان مسعود أسبان واشتران و استران او بخاص خود گرفت و آنچه # ~~ضیاع و عقارو اموال او بوه بتمام بابوالفتح پسر او ارزانی فرمود # ~~وفات القاضی الامام صاعد بن محمدبن احمد ین عبدالله ابوالعلاء الامام ~~عماد الاسلام # ~~احد افراد ایمة الدین فی ذی حجة. # سنه اثنتین وثلثین واربع مائه22 # حبس کردن سلطان مسعود بن محموه وفرستادن بقلعه غزنی، # خلاص شدن سلطان محمد بن سلطان محمود که مکحول بود ودر حبس . # وفات علاء الدوله ابو جعفر دشمیز المعروف بکا کویه(1) # وفات الشیخ الامام الخطیب الحافظ ابوالعباس جعفر بن محمد بن المعتز # ~~بن محمدبن المستغفر بن الفتح بن ادریس المطوعی المستغفری النسفی وکان ~~فقیها # ~~فاضلا و محد ثأمکثرافی سلخ جمادی الاولی وقبره بنسف علی طرف الوادی. # فی هذه السنه عظم شان السلجوقیه وارتفع شان ملو کهم طغرل بیک محمد # ~~و چغری بیک داود و هما ابناء میکائیل بن سلیمان بن سلجوق. ms463 # آمدن شیخ رئیس ابومحمد عصم بن ابوالعباس العصمی بریاست هرات و بی # ~~انک او را منشوری و مثالی باشد تغلب آغاز نهاد و شهر وولایت بدست فرو ~~گرفت # ~~و بحرب شمیرن آمد در ذوالحجه همین سال او را تیری از شمیرن رسید وهلاک ~~شد # ~~واو بیست و سه ساله بود. # وفات صاعد بن محمد ابوالعلاء النیشابوری الاستوایی قاضی نیشابور وکان # ~~عالما فقیها حنفیا انتهت الیه ریاسة الحنفیین بغمراسان # 1- در هرسه نسخا مبم نچین دمیر نوشتهاند وصحیح دشمنزیار است PageV02P162 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0163.jpg) # سئله ثلث و للتیا واو # رفتن احمد بن سلطان محمد بن سلطان محمود بقلعه و قتل عمخود سلطان # ~~مسعوه بن محمود در جمادی الاولی و مدت پادشاهی او سیزده سال بوه. # جلوس سلطان محمد بن یمین الدوله محمود که او را پراهر او سلطان # ~~مسعود مذکور میل کشیده بود. # چاوس عماد الدوله قراارسلان بیک قاورد بن چغربیک بن میکائیل بن سلیمان # ~~بن سلجوق از طبقه دوم سلاجقه در کرمان و ابتدای دولت ایشان از جمله ~~یازده # ~~تن که در کرمان بودند و حکومت کردند و مدت ملک ایشانصد و پنجاه سال بود # ~~واو کرمان از دست بهرام بن بهرام بن علی که از قبل باکالنجاربن سلطان ~~الدوله # ~~بن بهاء الدوله بن عضدالدوله بن رکن الدوله بویه داشت از و مستخلص کرد. # وفات بندار رازی شاعر مشهور. # عمارت کردن تبریز که در زلزله خراب شد چنانچه ذکر آن پیشقر گذشته # ~~و آن عمارت زبیده خاتون زوجه هارون الرشید خلیفه بود و آن بکلی در ~~زلزله # ~~خراب شد و این عمارت که اکنون کردند امیر وهسودان بن مملان که والی ~~تبریز # ~~بود درین سال عمارت کرد در جوار تبریز اول که خراب شده بود و حالا همان # ~~عمارت است. # وفات شیخ ابوالفضل عبدالله بن عبدان تثنیه عبد کان شیخ همدان و عالعها # ~~ومفتیها وصنف فی الفقه کتابا سماه شرایط الاجکام توفی فی صفر . # کرفتن سلطان طفرل بیک سلجوفی جرجان وطبرستان را و ms464 مراجعت اوموید # ~~منصورا با نیشابور. # وفات انوشتکین ابومنصور الترکی نایب دمشق. # استیلاه فین رافع بن ابی العباس العممی برهرات در محرم وه رین سال درهرات ~~PageV02P163 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0164.jpg) # ~~164..... # ~~قحطی عظیمشد واخبار آن شلیع استه # سنه الربع وثلثین واربع مائه4 # ~~قتل سلطان محمد بن سلطان محموه الغازی که مکحول بود بر دست مودوه # ~~بن سلطان مسعود بن محمود و تمام اولاد سلطان محمد مکحول را قتل کره و ~~مدت # ~~پادشاهی او یکسال بود . # ~~جلوس مودود بن مسعود بن سلطان محمود الغازی بغزنی . # ولادت ابوالقاسم هبة الله بن احمدبن عمر الحریری یوم العاشورا و قیل سنه # ~~خمس وثلثین واربعمائه . # ~~وفات فیخ الاسلام العارف ابوا براهیم اسمعیل بن محمد بن عبدالله المذکر # ~~المفسر البخاری المعروف بالمستملی فی سادس عشر ذی قعده ببخارا. # ~~استولی السلطان طغرل بیک علی اکثر البلاد الشرقیه من ذلک مدینه خوارزم # ~~و دهستان و الطبس والری وقزوین وعظم شانه. # سنه خمس و ثلثین واربع مائه # ~~وفات جلال الدوله بن بهاء الدوله بویه . # ~~وفات عبدالله بن احمد بن عثمان بن فرخ بن از هر ابوالقاسم بن ابی الفتح # ~~الازهری الصیر فی المعروف با بن السوادی وهو امام فی الحدیث. # ~~توفی جهور بن محمد بن جهورابو الحزم رئیس قرطبه وامیرها و صاحبهاسایس # ~~البلداحسن السیاسة وکان من رجال الدهر حزما وعزماودهاء ورایا. # ~~قتل شیخ رافع بن ای العباس العصمی بر دست نایب خود ابی منصور بن # ~~الاشعق در ذو القعده واوبیست و چمهار ساله بود و فرهان منصوره رهرات ~~یکرویه کشت PageV02P164 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0165.jpg) # ~~وسلجوقیان بر هرات دست نیافتند و بومنصور شهر را حصار کرده بود و مردم ~~هرات # ~~بعضی هلاک شدند و بعضی متفرق بواسطه قحط و تنگیی که درهرات واقع شد و # ~~قهندزوربض خراب شد. # فات الامام الهمام غزالی الکبیر احمد بن محمد الغزالی هو عم الاماء # ~~حجة الاسلام کنیته ا وحامد استادابوعلی الفارمدی وهوتفقه علی الزیادی ~~حتی ذعن له # ~~فقهالفریقین وافر بفضله علهاء المشرقین والمفرمین توفی بطابران طوس # سنهست وثلثین واربع ه ms465 # اولادت ابومنصور نزاربن مستنصر از اسمعیلیه بشام # وفات ابوالحسین عبدالوهاب بن المشیری القاضی بخوزستان وفارس. # وفات وزیر الفاضل احمدبن علی بن عبدالصمد الشیرازی که پیشتر وزیر # ~~التونتاش خوارزمشاه بود و بعد از آن وزیر سلطان مسغودبن محمود بود. # وزارت دادن سلطان مود ودبن مسعودبن محمود بوزیر طاهر المستوفی که # ~~بیشتر مالکدیوان استیفاءسلطان محمود الغازی بود و بواسطه آنک کار دیوان ~~ازدست # ~~او نیامد بعد از دوماء استعفاطلبید وزارت بغواجه عبد الرزاق بن خواجه ~~احمدبن # ~~خواجه حسن المیمندی دادند # توفی علی بن الحسین بن موسی بن محمدین ابراهیم ین موسی بن جعفربن # ~~محمدین علی بن حسین بن علی المرتضی الشریف الموسوی الملقب بالمرتضی ~~وکان # ~~اکبرمن اولاد اخیه الرضی فقیه الامامیه. # دخل الملک ابا کالنجار بغداد فی رمضان وضرب الطبل فی اوقات صلواة الخمس # ~~ولم یکن الملوک قبله تفعله انما کان لعضدالدوله ثلنه وما کان یضرب فی ~~الا وفات # ~~الخمسة الا لخلیفه. PageV02P165 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0166.jpg) # وفات ابوالحسین محمدبن علی البصری المتکلم المعتزلی صاحب التصانیف # ~~المشهوره فی الاعتزال . # سنهسبع وثلیین واربعمائه # ولادت شیخ سنایی الغزنوی الشاعر واسمهآ مجدود بن آدم . # وفات علی بن محمد بن نصربن محمد ابوالحسن الکاتب صاحب الرسایل # ~~المشهوره بواسط. # وفات ابوعبدالله بن حسین بن علی بن محمدالضیمری که او شیخ اصحاب # ~~امام ابو حنیفه بود در زمان خود . # توفی الوزیر ابونصر احمدبن یوسف المناری السلیلی الکاتب الشاعروزرلابی # ~~نصر احمد بن مرون صاحب میافارقین توفی عبد الواحدبن محمدبن المطرز ~~ابوالقاسم # ~~البغدادی الشاعر. # سنه ئمان وثلئین واربع مائه228 # وفات ابوالحسن محمدبن محمدبن عیسی النحوی الخیشی فی ذی حجه . # وفات امام ابومعمد الجوینی فی ذی قعده وهوعبد الله بن یوسف بن عبدالله بن # ~~یوسف بن محمدبن حسنویه(1) الجوینی والدامام الحر مین الشریفین ابی ~~المعالی الجوینی # ~~وکان اماما فی فقه الشافعیه والتفسیر وعالما بالادب وغیره من العلوم ~~مجتهدافی العبادة # ~~ورعامهیبا صاحب جد و وقار وصنف تفسیرا یشتمل علی عشرة انواع من العلوم ~~فی کل # ~~آیه وتعلیةا فی الفقه متوسطا ومن تصانیفه الفرق والجمع والسلسلة ms466 ~~والتبصمره ومختصر # ~~المختصر وتصنیفه فی موقف الامام والماموم توفی بنیشابور وجوین ناحیة ~~کبیرة من # ~~نواحی نیشابور. # 1- کذا ولیکن ابن خلکان تصریح دارد که حیویه است . PageV02P166 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0167.jpg) # ~~توفی معمد بن علی بن محمد ابوالخطاب البغدادی الشاعروایی علیه بععر # ~~لعربیه والشعر # ~~آمدن معزالدوله بیغوین موسی سلجوقی بهرات و ابو منصور اشعث وبرا در # ~~و ناصر را بدست آورده بقتل رسانید و شهر با تصرف خوده گرفت # سناه قسع وثلثینواربه # فات ابو الغطاب الحنبلی الشاعر ومضی الی الشام ولقی المعری وعاهضرین # مهادت فقیه الامام احمد الولوجی قتل بین المرووالسرخس و کان من اعیان ~~الایمه # ~~والفقهاءالحنفیه فی ذی حجة ،، توفی احمد بن محمدبن عبدالله ابوالفضل ~~القاضی # ~~الهاشمی الرشیدی من ولدالرشید ولی قضاء سجستان ، ، وفات الامام الهمام ~~استاد الایمه # ~~والفضلاء والعلمامن اکابرایمه الشافعی احمدبن محمد القصری توفی فی رجب ~~الاصم # سنهاربعین واربع مائ # فات سلطان الطریقه ابوسعید فضل الله بن ابوالغیر احمدبن محمد بن # ~~احمد الابیورهی الاصل مولده بقربة یقال لها میهنه و مدفنه ایضا یوم ~~الجمعه رابع # ~~شعبان المعظم وواقعات و کرامات او درین مختصر شرح آن ممکن نگرده و او # ~~مشرف قلوب بود و آنچه هر کس را در خاطر آمدی برو ظاهربودی واو باشیخ # ~~ابوالحسن الغرقانی معاصر بود و بایکدیگر صحبت داشتهاند. # نقلست که در روز عید اضحی پسر شیخ ابوسعید از بام بیفتاد وفرت ند # ~~شیخ کفتند ازوهیچ نوع اضطرابی فهم نشد و این رباعی فرموده وهذا ~~الرباعیه # # صد قرت عین دیگرم بایستی حاشا که من ازحکم توافغان کنمی %~% تاروز # چنین پیش تو قربان کنمی %~% یاخود نفسی خلاف فرمان کنمی # وفات عمادلدین الله عزالملوک بن سلطان الدوله بویه # جلوس الملک الرحیم ابونصربن عمادلدین الله عزالملوک بویه # ~~وفات ابوطالب محمد بن غیلان البزازو هوراوی الاحادیث المشهوره ~~بالغیلانیات فی شوال PageV02P167 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0168.jpg) # # 168).... %~% ......................................... سال 9441 # ~~ولادت مولا ناشرف الدین العقیلی البخاری الانصاری روح الله روحه واواز # ~~کبار علماست . # ~~توفی الملک ابا کالنجار صاحب بغداه وهوفی البریة ففصد فی یوم ثلث مراة ~~وحمل # ~~فی ms467 محفه فمات فی لیلة الخمیس من المحرم بطریق کرمان # ~~توفی علی بن الحسن ابوبکر العمید القهستانی الادیب المشهور فی بلاد # ~~خراسان اتصل ایام السلطان محمود الغازی بولده محمدفی ایام ابیه. # ~~وفات الامام الهمام ابی حاتم محمود بن الحسن بن محمد القزوینی ینسب الی # ~~انس بن المالک قال الشیخ ابواسحق تفقه بآمل ثم قدم بغداه وحضر مجلس ~~الشیخ # ~~ابی حامد ودرس الفرایض علی ابن اللبان واصول الفقه علی القاضی ابی بکر ~~وکان حافظا # ~~للمذهب والخلاف وصنف کتبا کثیره فی المذهب والخلاف والاصول والجدل وقیل # ~~سنه ستین و اربعمائه. # ~~وفات امیرا بومحمدحسن بن عیسی بن المقتدر بالله وکان من الصالحین ورواة # ~~الحدیث مدفونا بجوار امام احمدبن حنبل بوصیته. # سناه احدی واربعین واربع مائه441 # ~~وفات مودوه بن مسعودبن سلطان محمود الغازی در رجب مدت پادشاهی او # ~~هشت سال بود # ~~جلوس مسعودبن مودودبن مسعودمن محمود وخلع او بعد ازیکماه. # ~~جلوس علی بن مسعودبن محمود عم او. # ~~وفات شیخ ابوالعلا ناصر بن شیخ الجلیل ابی سعیدین ابی العیرفی غره # ~~رمضان بمهنه # ~~وفات ابوعلی الصوریی المحدث. PageV02P168 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0169.jpg) # ~~هل # وفات عمووهو شیخ ابواسمعیل احمد بن محمدبن حمزه الصوفی المغروف # ~~بعمویه وشیخ ابوالعباس النهاوندی او را عمولقب نهاده وبلفظ نهاوند ~~عموسالار را # ~~کویند اعنی سالارالصوفیه و او پیر فرشا و خواجه عبدالله انصاری است ~~ورسوم # ~~صوفیه خواجه عبدالله ازو گرفته و بیست واندسال مصاحب بودهاند وخانه شیخ ~~عهو # ~~حالا خانقاء قاضی جلال الدین است ودر رجب سنة المذکوره وفات یافت ~~مدفونا # ~~بکازر گاه دربیرون خانقاه خود # سنهائنتین واربعین واربع # وفات ابوالحسن علی بن عمر القزوینی الزاهد وکان من کبار الفضلاء و # ~~الصالحین فی شعبان یروی الحدیث والروایات والاشعار. # ~~بغداد نیز بوه وقین سنه سبع و اربعین واربعمائه # ~~توفی علی بن عمر بن محمد ابوالحسن القزوینی الزاهدوهو احد زهاه ~~المحدودین # وفات عبدالسلام بن محمدبن هیصم الکرامی فی ثانی عشر هحرم الحرام بهرات # صنهقآلاث واربعین واربع ما # مجدالدوله ابومنصور عبدالرشید بن محموه الغزنوی بابهاء الدوله # ~~علی بن مسعوه بن ms468 محمود و هزیمت بهاءالدوله مذکور ومدت پادشاهی او ~~درغزنی # ~~دو سال بوه و جلوس مجدالدوله مذکور بغزنی # توفی محمد بن احمد ابوالحسن الشاعر البصری # سنه اربع واربهین واربع # حبس مجدالدوله ابومنصورعبدالرشید بن سلطان محمود الغازی. PageV02P169 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0170.jpg) # جلوس طغرل کافر نعمت از جمله غلامان سلطان الغازی محمود وقتل اوهم # ~~درین سال . # جلوس جمال الدوله فرخ زاه بن عبدالرشید بن سلطان محموه بن سبکتکین # عزل کردن جمال السدوله فرخ زاه4 عبدالرزاق بن خواجه احمد بن حسن # ~~المیمندی را از وزارت : # دادن وزارت به خواجه حسن مهران که در زمان سلطان الماضی محمود نایب # ~~و کدخدای سلطان محمد بن محمود بود و چند وقت وزارت کرد و بعد از آن عزل # ~~شد و در حبس سپری شد و بعد از و خواجه ابویکر صالح که پیشتر در میمند # ~~حاکم و متصرف و وزیر بوه بحکم جمال الدوله فرخ زاد وزیر شد. # وفات أبوالفتح ناصر بن حسین بن محمد المعروف بالشریف العمری # ~~ولد عمربن الخطابرضی الله عنه صنف کتبا کثیره و کان فقیرا قانعا ~~بالیسیر متواضعا # ~~خیرا توفی بنیشابورفی ذیقعده. # ~~توفی عثمان بن سعید بن عثمان بن سعیدابوعمر والدانی المقری المشهور ~~صاحب التصانیف # وفات القاضی ابوجعفر السمنانی بالموصل فی ربیع الاول وکان اما مأفی # ~~الفقه علی مذهب ابی حنیفه وفی الاصول علی مذهب الاشعری وروی الحدیث # ~~عن الدارقطنی # سنه خمس و اریعین و اربع مائه *4 # وفات ابواسحق ابراهیم بن محمد بن احمد البرمکی لان سلفه سکنوامحلة # ~~ببغداد یعرف بالبرا مکه وقیل کانومن البرمکیه وهی قریة. # ولادت امام محیی السنه ابومحمد الحسین بن مسعود الفراء المحدث صاحب # ~~المصابیح فی الحدیث وشبخ السنة والتهذیب فی الفقه ومعالم التنزیل ~~وغیرها. PageV02P170 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0171.jpg) # ~~مجمل فضیطی4 # ~~تو فی ابوعاهر الفضل بن اسمعیل التمیمی الجرجانی الادیب الفاضل کالن # ~~علیح الخط صحیح الضبط حسن التالیف له نظم وشر # سنه ست واربعین واربع # ولادت القاسم بن محمدبنعلی البصری الحریری صاحب المقاماتعلی لسان زید # ~~السروجی و او ابریشم فروش بود. # ~~وفات ms469 احمد بن عمربن روح ابوالحسن النهروانی وله شعرجید. # ~~وفات القاضی التنوخی # وفات ابومحمد الاصفهانی المعروف با بن اللبان. # ~~وفات ابوبکر احهد بن اسحق بن ایوب النیشابوری المعروف بالصبغی # ~~بکسر الماه المهمله و اسکان الباء الموحده و بالغین المعجمه فی شعبان ~~وکان واسع # ~~العلم اما مافی الفقه والحدیث والاصول ذاتصانیف جلیله ولدفی شهر رجب ~~سنه ثمان # ~~وخمسین وماتین احد ایمة الشافعی . # سنهآ سبع واربعین و اربع # لادت سلطان ملکشاه بن سلطان الب ارسلان بن چغربیک بن میکائیل بن # ~~سلیمان بن سلجوق بن لقمان . # رفتن سلطان طفرلبیک بن میکائیل بن سلجوق بحکم خلیفة القایم بالله ببغداد # ~~و فرموهن خلیفه که نام سلطان طغرل بیک در خطبه و سکه در بغداه داخل ~~کردند # قرفتن سلطان طفرل بیک الملک الرحیم ابونصربن عمادلدین الله بن سلطان # ~~الدوله بویه را ودر طبرک ری محبوس داشتن وهم آنجا وفات او. # وفات ابوعبدالله حسین بن علی بن ما کولا القاضی علی القضاة ببغداد وبقی # ~~فی القضاء سبعا وعشرین سنه وکان شافعیا ورعانزها امینا. PageV02P171 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0172.jpg) # دادن قضاء بغداد بحکم القایم بالله با بوعبد الله محمدبن علی الدامغانی ~~الحنفی # وفات الامام تاج القراابو نصر الفضل بن حسن بن علی المقری الطوسی # ~~المعروف بحسنویه من تلامذه حجة الاسلام ورفیق حج حجت الاسلام وگفتهاند ~~که # ~~درین سال در بلخ در میان لشکر گم شد و کس از ونشانی نیافت ، # وفات ابوالفتح سلمان بن ایوب الرازی # وفات ابومحمد حسن بن رجاء الدهان المغوی فی جماهی الاولی . # وفات احمد بن محمدالثابتی الفقیه الشافعی ابومنصور وهومن شیوخ الامام # ~~ابوحامد الاسفراینی. # سنه ئمان واربعین واربع مائه48 # ولادت امام زین الدین ابوحامد محمدبن محمد بن محمد الغزالی الطوسی و این # # قطعه درباب او گفتهاند. %~% ب # ~~حجة الاسلام غز الی بسال چار صد باچل وهشت آمدازتاثیردوران در وجوه # ~~چون بسال پا نصد و پنج از جهان رحلت نمود سال عمرش هفت با پنجاه کم ~~ششر وز بود # حبس کردن ملک ابومنصور بن عماد لدین الله بن سلطان ms470 الدوله بویه # ~~بردست فضلویه شبانگاره در فارس وهم دران حبس وفات او. # گرفتن فضلویه شبانکاره تمام معلکت فارس را # ولادت ابوالعلا صاعد بن محمدبن عبدالرحمن البخاری القاضی باصفهان # ~~وهو جدالقضاة الصاعدیه باصفهان ونیشابور فی یوم الخمیس لثمان بقین من ~~المحرم # عقدعقد الخلیفه علی خدیجه بنت اخی السلطان طغرل بیک علی صداق مایة # ~~الف دینار وحضرة قاضی القضاة الدامغانی واقضی القضاة الماوردی ورئیس ~~الروسا ابن # ~~المسلمه وهوالذی خطب الخطبة وقبل الخلیفه العقدمنه ولمادخل بها افاض ~~علیها # ~~حلة سنیة وتا جامن الجواهر واعطاها مائة ثوب دیباجا وطاسه من ذعب ملاء ~~من # ~~الجوهر والفیروزج والزمره واقطعهافی کل سنة اثنی عشرالف دینار ~~PageV02P172 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0173.jpg) # توفی علی بن احمد بن علی ابوالحسن المودب الفالی بالفاء نسبته الی فاله # ~~الیدة قریبة من اندج بالبصره وهو الشاعر الفصیح البلیغ الفاضل الکامل . # توفی مسعوه بن المحسن بن عبد العزیز ابوجعفر البیاضی العباسی احد شعراء # ~~مداه # سنله تسع واربعین واربع ها # وفات ابوالنجم ایازبن %~% اویماق غلام سلطان الغازی محمودبن سبکتکین و # ~~هوا یاز مشهور فی ربیع الاول. # ولادت الامام ابوالفتح احمد ین علی بن برهان بفتح الباء ببغداد فی شوال # ~~صاحب التصانیف المشهوره. # فات ابوالعلاء المعری وهو احمد بن عبدالله بن سلیمان المعری التنوخی # ~~المعرة النعمان قریة من بلاد الشام فی ثالث ربیع الاول سنة المذکوره # وفات الامام ابوالفرج محمدبن عبد الواحد الدارمی الشافعی البغدادی وقیل # ~~سنه ثمان واربعین واربعمائه وولد سنه ثمان وخمسین وثلثمائه # ~~دری سال در مصر قحط وغلایی عظیم واقع شد چنانچه مردم مرهم خورد و جیفه # ~~و کلاب خوردند وبعد از آن وبایی شد واحصی من مات فی هذه الوباء الی آن ~~کتب # ~~هذالکتاب الف الف وستمائه الف وخمسین الفا. # آمدن سلطان ابوشجاع الب ارسلان بن چغربیک بهراتهرذی قعده وشهراز # ~~بیعوبستد وخطبه در هرات بنام خوه کرد. # سنه خمسین واربع مائه # وفات جمال الدوله فرخ زاه بن عبدالرشید بن سلطان الغازی محمودومدت # ~~یاه شاهی او هفت سال وه. PageV02P173 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0174.jpg) # جلوس ظهیر الدوله ابو المظفر ms471 ابراهیم بن مسعودبن محموهالغازی واو # ~~پادشاه عاقل بوه وایام دولت او چهل و دو سال بود بغیر مساجد و مدارس و ~~بناءخیر # ~~جهت خود هیچ عمارت نساخت # وفات القاضی ابوالطیب الطبری وهوطاهر بن غبد الله بن طاهر الطبری فی ربیع # ~~الاول ببغداد واو صد ودوساله بود واو را شعر خوب بود وهمید الملک وزیر ~~برجنازه # ~~او حاضر شد واو اعلم فقهاء شافعی بود دفن عندقبر احمد وولادت او در آمل ~~درسنه # ~~ثمان واربعین وثلثمائه بوه. # قتل ابوبکربن صالح وزیر بردست غلامان ظهیر الدوله ابراهیم بن مسعود # ~~بن محمود الغازی # نصب فرمودن ظهیر الدوله ابوسهل الجنیدی را بوزارت و آخر بروی متغیر # ~~شد و اورا میل کشید. # و بعد از اوسلطان ظهیرالدوله وزارن، بخواجه عبد الحمید بن خواجه احمد # ~~بن علی بن عبدالصمد الشیرازی داه که در حق او کفتهاند. # # بنیاد عدل وقاعده جوه و رسم داد %~% بیت %~% عبدالحمید احمد ~~عبدالصمدنهاه (1) # خروج بسا سیری در بغداد بر خلیفه القایم بالله وتغییر لباس عباسیان کرده ~~هر # ~~روز عیداضحی والقایم بامر الله را محبوس کره واواستغاثه بسلطان طغرل ~~بیک کرد # توفی ابراهیم بن محمد المرادی الشاعر عرف یابن السوسن وله شغر جید # توفی محمد بن علی بن حسول بالحاء والسین المهملتین واللام ابوالعلاء # ~~الکاتب الهمدانی له النظم والنثر وسمع من الصاحب العباه واحمدبن فارس ~~صاحب # ~~المجمل فی اللغة. # توفی احمدبن عبدالله بن احمدبن غالب بن زیدون المغزومی الاندلسی ~~PageV02P174 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0175.jpg) # ~~قرطبی ابوالولیدوله فاضلا منشیا # توهی اهریس بن الیمان العبدی الاندلسی الشاعرروی عن ابی صاهداللغوی # و مزة بن غاضرة بن محمدبن العباس ابوطالب الاسدی العانی الادیب # ~~الشاعر وفی سلمان بن خضر وقیل ابن خضیر الطایفی اوردله الباخرزی فی # ~~الدمیة قوله. # وفی عبدالله بن یوسف بن عبدالله بن عبدالبر الادیب البارع البلیغ کان # ~~مقدما فی العلم والذکاه. # وفی ابوالحسن علی بن محمدبن حبیب الماوردی مولف کتاب الحاوی الکبیر # ~~وله تصانیف عدة وکان عظیم القدر ببغداه فی سلخ ربیع الاول واو را خلیفه ~~القایم بامر # ~~الله ms472 برسالة پیش سلطان طغرل بیک سلجوقی فرستاه که میان خلیفه وجلال ~~الدوله # ~~بویه اصلاح کنند سلطان طغرل بیک چهار فرسخ استقبال او کره. # وفات قاضی ابوالحسن علی هندی قاضی جمص وکان وافرالعلم والادب. # سنه اخدی وخمسین واربع مائة # آمدن سلطان طقرل بیک ببغداه و گریختن بساسیری ترک که خلیفه راخلع # ~~کرده بود و حبس کرده و طلب کردن بساسیری و گرفتن وقتل او بردست سلطان ~~طغرل # ~~بیک وبعد از آن که خلیفه را از حبس بیرون آوردند طغرل بیک پیاده در ~~سراسب # ~~او روان شد خلیفه فرمود ارکب یار کن الدین بعد از آن القاب از الدوله ~~بالدین # ~~مبدل شد و بساسیری از بلده فسابود وفسابلده ایست از اعمال فارس. # وفات چغربیک داودبن میکائیل بن سلیمان بن سلجوق بن لقمان بسرخس # ~~واننقل الی مروفدفن بها وقیل سنه اثنتین وخمسین و اربعمائه . # وفات ابوالحسن علی بن محموه بن ابراهیم الزوزنی ببغداد ینسب الیه رباط ~~الزوزنی PageV02P175 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0176.jpg) # ~~ببغداد المقابل الجامع المنهور. # دخل السلطان طغرل بیک یمن معه بغداد من واسط بعدان قتل البساسیری # ~~فی یوم الخمیس سایع عشر صفرومدا لخلیفه سماطا عظیما وحضر طغرل بیک وقیل # ~~سنه اثنتین وخمسین واربعمائه. # سنه اثآنتین و خمسین واوبع مائه 452 # توفی احمدبن عبید الله بن فضال ابوالفتح الموازینی الشاعر عرف بابن ~~الماهر # توفی ابراهیم بن علی الخضری الشاعر القیروانی . # توفی احمدبن مرون بن دوسک الکردی الحمیدی نمیر الدوله صاحب # ~~میافارقین و دیار بکروتلک البلاهکان مسعوه اعالی الهمة حسن السیاسة ~~کثیر الحزم. # وفات الامام علی ین عبد الله النیشا بوری المعروف بابن ابی الطیب مولده # ~~نیشابور وموطنه سبزوار وکان فی الفقه تلمیذامام الافاق ابو سلیمان فندق ~~بن # ~~ایوب بن حسن البستی والامام علی هذا هیوان شعر و تصانیف کثیره فی ~~التفسیر # ~~و الفقه والتاریخ وله تفسیر کبیر ینتهی فی ثلثآین مجلدة وآخر متوسط ~~ینتهی فی خمس # ~~عشر دفتر آو آخرصغیر یتم فی خمسة دفاتر. # سنه ئلث وخمسین واربع ماقە52 # وفات شکر العلوی الحسنی امیر مکه ms473 و او شعر تازی نیکو گفته. # ولاهت سلطان علاءالدین مسعود بن ابراهیم الغزلوی. # سنآ اوبع وخمسین واربع مائه44آ # ~~وفات ابو ابراهیم اسحاق بن ابراهیم الفارابی صاحب دیوان الاوب خال ~~الجوهری # ~~صاحب صحاح اللغه . وفات القاضی ابو عبدالله محمدبن سلامة بن جعفر ~~القضاعی مصنف PageV02P176 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0177.jpg) # ~~کتاب شهاب الاخبارتوفی بعسر # دادن وزارت القایم بامر الله بوزیر فخر الدوله محمدبن محمدبن حمیر ~~الموصلمی در # ~~وز عرفه توفی الامام عبدالرحمن بن احمد بن حسن العجلی الرازی المقری ~~الزاهه # ~~کان فاضلا کبیراکثیر التصنیف عارفا بالقرائت والنحووالادب وله شعر جید # وفات حسن بن علی بن محمد ابو محمد الجوهری وکان من الایمة المکثرین # ~~من سماع الحدیث وروایته وهو آخر من حدث عن ابی بکرالقطیفی و الابهری ~~وابن # ~~شادان وغیرهم # سنه خمس وخمسین واربع مائ # فیها استقرالملک طغرل بیک ببغداد وارسل وزیره عمید الملک الی الخلیفه # ~~یطلب منه السیده من الدار النبوة الی دارالمملکة ویمنع الخلیفهآ من ذلک ~~وقال # ~~انکم انما سالتم ان یعقد العقید فقط لحمول التشریف والترهتم لنا # ~~بغدم المطالبه بها فترده الناس فی ذلک بین الخلیفه والملک وارسل الملک ~~زیادة # ~~علی النقد مایة الف دینار وخمسین الف درهم وتحفا واشیاء لطیفة فلماکان # ~~لیلة الاثنینخامس عشر صفر من هذه السنه زفت السیدة ابنة الخلیفه الی ~~دارالمملکة # ~~فضربت لها السراد قات من دجله الی دار المملکة وضربت الدبادب والبوقات ~~عند # ~~دخولها دار المملکة و کانت سانة عظیمه فاجلست علی سریر مکال بالذهب و ~~علی # ~~وجهها برقع ودخل الملک طغرل بیک یوقف بین یدیها وقبل الارض فلم یقم له ~~فلم یجلس # ~~و انصرف الی صحن الدار والحجاب والا تراک یرقصون هنالک فرحا وسرورافبعث # ~~لهامع الخاتون ابنة اختیه زوجة الخلیفه عقدین فاخرین وقطعة یاقوته ~~حمراء کبیرة # ~~هایلة ودخل من الغد تقبل الارمن وجلس علی کرسو مکال بالفضة بازائها ثم ~~خرج فارصل PageV02P177 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0178.jpg) # ~~لها جواهرمثمنة وفرحیه نسیج مکلملة بالحب ومازال کذالک کل یوم یدخل ~~وتقبل # ~~الارض و یجلس علی سر یر با زائها ثم یخرج فیبعث التحف ms474 والهدایاولم یکن ~~منه # ~~الیها شیئا و یمدفی کل یوم من هذه الایام السبعة سماطا عظیما وخلع فی ~~الیوم # ~~السابع علی جمیع الا مراء ثم عرض له سفر واعتراء مرض فاستاذن الغلیفه ~~فی # ~~الانصراف بالسیدة معه الی تلک البلاد مدة قریبة ثل یعوه بها فاذن له ~~بعد تمنع شدید # ~~و حزن عظیم فخرج بهامعه ولیس معها من دار الخلافة سوی ثلث نسوة وخرج # ~~السلطان وهو مریض مدنف ما یوس منه مثقل لایرجی منه العافیه فلما کانت ~~لیلة الا حدرابع # ~~عشرین رمضان مات سلطان رکن الدین طغرل بیک محمد بن میکائیل بن سلیمان # ~~بن سلجوق فی العراق ومدة ملکه عشرة سنه. # جلوس سلطان عزالدین ابوشجاع الب ارسلان محمد بن ابوداود چغربیک # ~~بن میکائیل بن سلیمان بن سلجوق در خراسان و عراق در رمضان و او بهمه ~~جهان # ~~تاختن کرد و او پادشاه مهیب دلاور بود و پیش از سلطنت بافضلویه بفارس ~~رفت و # ~~بگرفت مدت هشتاد و پنج سال از آخر ایام دیالمه تا ظهور دولت سلغریان ~~فارسدر تصرف # ~~سلاجقه بودو درین مدت هفتتن ازنیابت سلاجقه درفارس حاکم بودند اول ~~فضلویه # ~~شبانکاره دوم امیر رکن الدین خمار تکین که رباط دره نمک در میان ~~خواروری # ~~او ساخته . سو اتابک جلال الدین جاولی که قمع ولایت شبانکاره بر دست ~~اوشد. # ~~چهارم اتابکقراچه پنجم . اتابک منگو. ششم اتابک فوزابه هفتم ملکشام ~~سلجوقی # و دیگر کارها و رونق سلطنت او در محل خود خواهد آمد # وفات محمد بن عبدالواحد بن عبد العزیز بن الحارث را شدبناللیث ابوالفضن # ~~الادیب الفاضل التمیمی سافرالی بلاد المغربو دخل القیروان ثم خرج الی ~~الاندلس # ~~و حظی عند ملو کها واستوطن طیطله الی ان مات # کرفتن قاوردان چنر بیک بن سلجوق شیرازرا از دسعه یالمه و باکرمسان # ~~مفاف کردن. PageV02P178 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0179.jpg) # فیهادانت زلزله عظیمه بواسط و ارض الشام وهد مت قطعة من طر ابلس # فیهاوقع بعصر و باء شدید یخرج کل یوم منها لف جنازه # وفی محمد بن مظفر بن عبدالله ms475 هن العظفر الجر می الشاعر الرافضی # ~~بولی بنی فهد # سنهست و خمسین واربع مائ # شهادت وزیر عمیدالملک ابونصر الکندری بحکم سلطان آلب ارسلان وهو # ~~محمد بن منهوران محمد او نصرالکندری و او وزیر طغرل بیک بود ودر # ~~وزارت یافتن او دو قول گفتهاند یکی ایک سلطان طغرل بیک طلب فاضلی میکرد # ~~که وزارت بدو تفویض فرماید بنونشان دادند و او را وزارت داه و دیگر ~~گفتهاند # ~~که علی بن حسن البا خرزی او را هجوی کرد در قطعه واو بدان واسطههجرت # ~~کرده ملازم سلطان طغرل بیک شد و چون در اول قطعه که در هجو او گفته بود # ~~لفظ اقبال نوشته بود آنرا بفال گرفت واول آن قطعه این بوه. ### | شعر # اقبل من کند رمسیخره %~% للشوم فی وجهه علامات # وچون آنجا ملازم سلطان شد و بر فضل و کمال او وقوف بحاصل آمد او # ~~را وزارت دادند و چون کاروزارت او مقرر شد علی بن حسن وهم کرده جلا ~~نمود و # ~~در زی قلندران پیش عیمد الملک ابونصررفت و او بفراست علی من حسن را ~~بشناخت # ~~و او را رعایت بسیار فرمود و کفت من هجوترا بفال گرفتم چه در اول بر ~~جای # ~~اقبل اکراد بر کفته بودی بد بودی و بعد از وفات طغرل بیک سلطان الب ~~ارسلان # ~~بسعی خواجه نظام الملک او را درین سال بقتل آورد و او درحین قتل بخواجه ~~جهان # ~~نظام الملک پیغام فرستاد که رسم وزیر کشتن درین دولت نبود تو این رسم ~~نهادی # ~~بتو نیز سرایت کند و این قطعه گفت. PageV02P179 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0180.jpg) # ان کان بالناس ضیق من مناقشتی %~% فالموت قد وسع الدنیا علی الناس # مضیت والشامت المغبون یتبعنی %~% کل لکاس المنایاشارب جاسی # و کویند که عمیدالملک ابونصر را سلطان الب ارسلان گفت که جهت او # ~~کنیز کی بخرد او آن کنیزک را جهت خود خرید و اسطه غضب سلطان شدومال او # ~~بتمام بستاند بعد از آن فرمود که او را خصی کرهند ms476 و حجام اجرة طلب کرد ~~او # ~~گقت مرا از دنیایی چیزی نمانده آنچه داشتم سلطان مصرف فرمود بقیه که ~~مانده # ~~باجرة تصرف نمای چون این سخن بسمع سلطان رسانیدند حکم بهقتل او فرمود . # آمدن محمد بن یحیی که از نژاد اردشیر بابک است باجمعی که با اودر # ~~دشت ارزن می بودند بدارابجرد و محمد یحیی مذکور آن نواحی د تصرف آورد # ~~و پنج نوبت زد و تا نزدیک باین ایام آن کوره ازفارس ایشان داشتند وهنوز ~~بعضی # ~~از فرزندان ایشان ماندهاند. # وفات الملک الرحیم ابونصر خسرو قیروز بن عز الملوک که پیشتر سلطان # ~~طغرل بیک سلجوقی او را در طبرک ری محبوس کرده بوه و امارت او در بغداد # ~~هفت ماه بود . وفات ابوالقاسم اسدبن برهان إلنحوی # شهادت الشیخ ابو علی مطهر بن السلطان الطریقه ابوسعید فضل الله ین ابی # ~~الخیر بنهروان غریقا شهیداراجعا من سفر الحجاز و دفن بغداد فی مقبرة ~~الشونیزیه # ~~عندتربت الجنید . # توهی شرف السادة ابوالحسن محمد بن عبیدالله الحسینی البلخی صاحب # ~~النظم والشر قدم بغداد رسولا. # سنه سبع و خمسین واربع هائه # وزارت نظام الملک حسن بنعلی بن اسحق الطوسی بحکم سلطان الب ارسلان ~~PageV02P180 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0181.jpg) # ~~معمد و بعضی اسم نظام الملک را حسین گفتهاند و این قطعه که در جواب ~~سؤالا # ~~گفتهاند مشعراست بر آن که نام اوحسن است # ~~شرط وتعبییر وتعجب مدت و نفی وخبر جملهآ ما آت در یک بیت منظوم آمدست # %~% یت %~% بشنوای صاحب نظام الملک مولاباحسن %~% بحدوانکاروصله تفغیم ~~واستفهام و من # و او وزیر بزرگ فاضل پاک اعتقاد خیر باذل عاام عادل بود . # ~~وفات عبدالواحد بن علی بن برهان الاسدی النحوی المتکلم ابوالقاسم وکان ~~له اختیار # ~~فی الفقه وعالما بالنسب ویمشی فی الا سواق مکشوف الراس ولم یقبل من ~~احدشیا. # توفی حسن بن عبدالله بن احمدبن ابی حصینه الامیر ابوالفتح السلمی بحلب . # ~~توفی عبدالغنی بن احمد بن حسین بن احمد السماک ابومحمد الواعظ ولی ~~القضاء بواسط # ~~ومات ببغداد وله شعر لطیف ms477 جید. # سنآه ثمان وخمسین واربع # ضبط فرمودن سلطان الب ارسلان مملکت فارس را وقتل ملوک واشراف آنهم # ~~وحکام شبانکاره. # وفات بهمن یار بن مرزبان الحکیم شاگره شیخ الرئیس ابی علی سینا # توفی الشیخ الامام شیخ السنه ابوبکر احمد بن الحسین بن علی بن موسی # ~~بن عبد الله الفقیه الشافعی البیهقی الحافظ بنیشابور وله فیه مصنفات ~~وکان عفیفأزاهد # ~~عمره اربعوستین سنه . # وفات القایم بامر الله ابوجعفرعبد الله بن احمدخلیفه بیست وششم مدت خلافت # ~~او چهل و چهار سال و هشت ماه بود. # جلوس المقتدی بامرالله ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن القایم بامر اللهو ~~گویند # ~~که وفات و جلوس مذکور در سیزدهم شعبان سنه سبع و ستین واربعمائه بود. PageV02P181 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0182.jpg) # وفات القاضی ابوعاصم محمد بن احمد بن محمد بن عبدالله بن عباد الهروی # ~~بتشدید الباء الموحده المعروف بالعبادی عن ثلث وثمانین سنه کان اماما # ~~متفننا مناظرادقیق النظر سمع الکثیروتفقه وصنف اتهی وتصانیفه المبسوط ~~والهادی # ~~وکتاب الا طعمه والزیادات الزیادات الزیادات و طبقات الفقها وغیرها # وزیر المقتدی بامرالله که خلیفه بیست و هفتم است محمدبن احمد جریر ود # ~~و بعد از او ابوشجاع محمدبن الحسین وزیر شد. # قال ابن الجوزی فی ربیع الاول منها ولد بباب الارج ببغداه صبیته لها ~~راسان # ~~و وجهان و رقبتان واربع ایدی علی بدن کامل ثم مات. # ساختن سلطان هلکشاه بن الب ارسلان سلجوقی قص سلطان در بغداد # حرب الملک فولارستون ابومنصور و ابوسعد ملک خسرو شاه ابناء عزالملوک # ~~بختیار بویه وقتل ملک ابوسعید خسرو شاه و قرار ملک برفولاه ستون ~~ابومنصوربن # ~~عز الملوک بختیار بویه. # قصد کرهن فولادستون بتهییج مادر خود باصاحب عادل بهرام بن مافته که # ~~او راهلاک کند و بدین واسطه بشولیدن کار او و اتفاق بهرام مذکور بافضل ~~بن حسن # ~~المعروف بفضلویه ثبانگاره # سنه تسع وخمینواریع مائه # ~~بهرام بن مافنه بود و گرفتن ابومنصور فولاد ستون را در طویی که ساخته ~~بود # ~~و حبس کردن او و هم درین حبس وفات یافت و ms478 پادشاهی آل بویه برافتاه ~~وانتهاء # ~~دولت ایشان. # کرفتن فضل بن الحسن فغلویه شبانکاره فارس را # رفتن سلطان الب ارسلان بروم حرب ارمانوس ملک الروم وکرفتارشن ملک ~~PageV02P182 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0183.jpg) # ~~بروم و کرفتارشدن ملک الروم ارمانوس بدست غلامی رومی که بغایت ~~حقیروزبون بود # ~~چنانک عارض بوقت عرض لشکر نام اونمی نوشت سعد الدوله که شحنه بغداد بود ~~گفت بنویس # ~~شاید که ملک الرومرا او بگیرد وچنان واقع شد. # خلاص شدن ارمانوس ملک الروم از قید اسرسلطان الب ارسلان بشرط آنکه هر # ~~وز هزار دینار چنانک سالی سیصد و شصت هزار دینار باشد بخزانه الب ~~ارسلان رساند. # بنی ابوسعد المستوفی الملقب بشرف الملک مشهد الامام الاعظم ابوحنیفه # ~~تعمان بن الثابت الکوفی بغداد و عقد علیه قبة باز ائه مدرسة # سنه ستین واربع مائا # درین سال در مصر زلز له عظیم واقع شد چنانک درختهاء کهن از بیخ بر کند # ~~و این واقعه در روز شنبه دوازدهم ربیع الاول بعد از سه ساعت روز بود . # قتل الصلیحی امیرالیمن وصاحب الملکة قتله بعض امراءالیمن وخطب بها # ~~المقتدی بامرالله العباسی فی ذی قعده وقیل سنه تسع وخمسین و اربع مائه. # وفی شیخ ابومنصور عبدالملک بن محمد بن یوسف الملقب بالشیخ الاجل # ~~کان اوحد زمانه فی القیام بالمعروف والبادرته الی فعل الخیرات واصطناع ~~المعروف # ~~فی المحرم # وفی محمد بن سعید بن شرف القیروانی الجذامی احد فحول الشعراء # ~~بالمغرب کان اعوروله تصانیف # وفی مقاتل بن محمد ابونر الشیبانی الغراسانی قدم بغداد مع الوایر # ~~ابونصر الکندری وله شعرجید # توفی خلف ابو القاسم عرف بالشمیس کان باقعة عصره واعجوبة دهره . # وفات ابوجعفر الطوسی فقیه الامامیه فی محرم بمشهد امیر المومنین علی # ~~المرتضی کرم الله وجهه PageV02P183 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0184.jpg) # سنه احدی وستین واربع مائه6 # درین سال آتش در مسجد جامع دمشق افتاد و بسوخت. # وفات ابویعلی محمد بن حمزه الجعفری فقیه الامامیه وقیل سنه ثلاث # ~~وستین واربعمائه. # وفات الامام عبدالرحمن بن محمدالفوزانی العروزی تفقه علی القفال وبرع # ~~حتی صار شیخ الشافعیه بمرووصنف ms479 الابانة وهومعروف کثیرا لوجود فی رمضان. # وفات الامام ابوالحسن علی بن الحسن بن الحسین بن محمد السغدی ممن # ~~سکن بخاراکان اماما فاضلا مناظرا. # درین سال در بغداد آب دجله زیادت از دستور هر سال بیست کزبالا کرفت # ~~ومشهد امام اعظم ابوحغیفه نعمان بن الثابت الکوفی رحمة الله علیه بآب ~~درآمد. # فی هذه السنه کان غلاء شدید وقحط عظیم بدیار مصربحیث انهم اکلواالجیفه # ~~والمیتات والکلاب وکان یباع الکلب بخمسة دنا نیرولم یبق لصاحب المصر ~~سوی # ~~ثلاث دواب. # سنه اثنثین وسئین واربع مائه 463 # ~~درین سالدر مکه مبارک خطبه از نام هستنصر اسمعیلی باز کردند که در شام ~~خلیفه # ~~بود و نام خلیفه بغداد المقتدی بامر الله کردند جهت آنک مستنصر از شام ~~سی هزار # ~~دینار جهت الب ارسلان رشوة فرستاده بود # ضاقت یدامیر مکه فاخذا لذعب من استار الکعبه والمیزاب وباب الکعبة # ~~فضرب ذلک دنانیر ودر اهم وکذلک فعل صاحب المدینة بالقنادیل اللتی فی ~~العسجد # ~~النبوی علی صاحبه علیه السلام . PageV02P184 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0185.jpg) # ~~آمدن شمس الدوله طغانشاء بن البارسلان بحکم پدر خود بایالت هرات # ~~دادن وزارت بجمال الاسلام ابوالحسن نصربن المظفر بحکم شمس الدوله ~~طغانشام # ~~بهرات وبعد ازو وزارت بظهیر الملک ابونصر سعید بن محمدبن موید ~~النیشابوری # ~~داد وشمس الدوله والی هرات بود تا بوقتی که پدر او را وفات رسید # ولادت شیخ الامام نجم الدین عمر النسفی علیه الرحمه . # ولادت ابوالبرکات عبدالوهاب بن مبارک بن احمد الانماطی الحافظ. # فتل فضل الحسن المعروف بفضلویه شبانکاره بوقتی که او را در قلعه اصطخر # ~~فارس محبوس کرده بودند واو خوامت که بکریزد کوتوال قلعه او را بقتل ~~رسانید # ~~وقیل سنه اثنتین وخمسین واربعمائه # فات الامام القاضی الحسین فی محرم و هو الامام المحقق المدقق ابوعلی # ~~الحسین بن محمدین احمد المرورودی من اکبر اصحاب القفالکان فقیه خراسان ~~و # ~~کان عصره تاریخابه وکان کبیرا غواصافی الدقابق من الاصحاب الغرالمیامین ~~وکان # ~~ملقب بخیرالامه وله التعلیق الکبیر وما اجزل فوایده واکثر فروعه ~~المستفادة منا # ~~وله تصنیف آخر سماه ms480 اسرار الفقه وهومجلد قلیل الوجود واما فتاواه ~~فمعروفه. # سنله ثلث وستین واربع # وفات القاضی ابوجعفر البحاثی وهو محمدبن اسحق من علی بن داوه بن حام # ~~وکان من الفضلاء الشعراء المعروفین صاحب التصانیف العجیبه جدا وهزلا. # توفی محمد بن علی بن حیان الصوری وکان فصیحا بطرابلمس الشام. # وفات حسان بن سعیدبن حسان بن محمدین عبدالله المنیعی المخزومی من # ~~اهل مروالروه و اوصدقه بسیار دادی وعباهت بسیار کردی و قباعن تمام ~~داشتی و کم # ~~خوردی وهائم بعمارت مساجد وخوانق وقنعطره ومصالج مسلمانان فیام نعوهی ~~وسالطین PageV02P185 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0186.jpg) # ~~(181).. # ~~بدو تقرب جستندی و بزبارت او آمدندی و او از زینت دنیا محتر ز بودی و # ~~بهجت آن. # وفات الامام احمدن علی بن ثابت بن احمدبن مهدی الخطیب ابوبکر # ~~البغدادی الفقیه الحافظ احد ایمة المشهورین والمصنفین المکثرین الحفاظ ~~المبرزین # ~~حافظ المشرق ومن ختم به دیوان المحدثین توفی ببغداد فی جمادی الاخره. # توفی الحسن بن رشیق القیروانی احد البلغاء الافاضل والشعراء الاماثل # ولادت احمد بن محمدبن حسن بن علی بن احمد بن سلیمان ابوسعید بن # ~~ابی الفضل الاصفهانی . # سنه اربع وستین و اربع هائه # ولادت الشیخ صدرالدین شیخ شیوخ البغداد وهو اسمعیل بن ابی سعد الصوفی # وفات ابی طالب یحیی بن سعدبن زیاهه کاتب دیوان الانشاء ببغداد وکان کاتبا # ~~مغلقا وله شعر جیدا وهوکان رجلا عاقلا خیرا کثیر النفع # توفی عباد بن محمد بن اسمعیل بن عباد المعتضد ابوعمر و صاحب اشبیلة . # توفی الادیب ایوالحسن علی بن حص الاشبیلی من شعراء المعتضدبن عباد . # سنه خمس و سئین واربع مائه # قتل سلطان البارسلان عز الدین ابوشجاع محمد بن ابوداود چغربیک بن # ~~یوسف نام کوتوال قلعه را بیاوردند و سلطان ازوی سخنی پرسید راست نکفت ~~سلطان او # ~~را حکم سیاست کرد او کاره کشیده قصد سلطان کرد غلامان سلطان قصد او ~~کردند # ~~سلطان منع فرمود وخواست که او را بتیر بزند تیر خطا شد واو بسلطان رسید ~~و # ~~کاره بر سلطان زه و خواست که بهرون رود جامع ms481 فراش که مهتر فراشان سلطان ~~PageV02P186 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0187.jpg) # ~~ود دید که از درگاه بیرون جسته وهیچ کس او را تعرض نرسانیده میخ گوبی ~~بر # ~~لر اوزه واورا بقتل آورد # جلوس سلطان معزالدین ملکتاه بن الب ارسلان بن چفربیک بن میکائیل # ~~أن سلیمان بن سلجوق . # وفات الامام ابوالقاسم القشیری وهو ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن القشیری # ~~معنف الرساله وغیرهافی مدرسة استاد ابوعلی دقاق وکان اماما فقیها ~~اصولیا کانبا مفسر # ~~ذافضایل جمة وکان هومریدالشیخ ابی علی دقاق وهو مرید الشیخ ا بی القاس # ~~النصر آباهی وهو مرید الشبلی وهومرید الجنید . # توفی الحسین بن الحسن بن حسین الامیر ناصرالدین جنید الامیر ناصرالدوله # ~~بن حمدان توثت علی الدیار المصریه. # وفات ابوالربیع طا هر بن عبدالله الایلاقی الترکی وایلاق بهمزه مکسوره ~~بعده # ~~یاء بنقطتین من تحت وبالقاف هی ناحیة من بلاد الشاش المتصله بالثرک فی ~~غایة # ~~النزهة علی عشر فرامخ من الشاش تفقه المذکور بمرو علی القفال و ببخارا ~~عله # ~~الحلیمی واخذالاصول من الاستاد ابی اسحق الاسفراینی # وفات الشریف ابوالحسین محمدبن علی بن عبدالله بن عبد الصمدبن المهتدی # ~~بالله المعروف با بن الغریق وکان یسمی راهب بنی العباس وهو آخر من حدث ~~عز # ~~الدار قطنی وابن شاهین # سنهست و ستین و اربی # وفات عماهالدین قرا ارسلان بیک قاورد بن چغربیک بن میکائیل بن سلیمان # ~~بن سلجوق بکرمان. # لادت الحافظ لدین اله کان بغسلان فی منتصف یمغان المبارک. # ولادت شیخ الکبیر العارف شیخ ابو یعقوب یوسف بن ایوب بن یوسف PageV02P187 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0188.jpg) # ~~188).............. # ~~الهمدانی الفقیه الفاضل الکامل العالم شیخ الصوفیه یعروشاهجان. # توفی عبدالله بن محمدبن سعید بن سنان ابومحمد الحلبی الخفاجی الشاعر # ~~المشهورا خذا لادب عن ابی العلاء المعری وابی نصرالمناری # خلاف کردن شمس الدوله طغانشاه بن الب ارسلان بابرادر خود سلطان ملکشاه # ~~در هرات واو را گرفته در قلعه اصفهان محبوس کرد واز امراء خود بیرسق ~~نام را # ~~والی هرات کرد وهم درین سال عزل بیرسق مذکور . # دادن ایالت هرات بموید الملک بن نظام الملک واو والی هرات ms482 بود تا پدر # ~~او نظام الملک را شهید کردند # ولادت ابوبکر محمد بن منصور بن محمد بن عبد الجبار السمعانی رئیس # ~~الشافعیه بمرو شاهجان . # وفات القاضی ابوالحسین بن ابی جعفر السمنانی حموقاضی القضاة ابی عبدالله # ~~الدامغانی فی ربیع الاول. # دادن قضاء عراق وموصل بپسر او قاضی ابو الحسن بن قاضی ابوالحسین واو # ~~و پدر او از غلات مذهب اشعری بودند. # سنه سبع و ستینواربغ مانآه 67 # وادت المستعلی بالله ابوالقاسم احمد بن مستنصر بن طاهر بن حاکم درمصر # قتل ادیب الفاضل علی بن حسن الباخرزی وهو ابوالحسن علی بن الحسن # ~~بن علی بن ابی الطیب الباخرزی صاحب دمیة القصرو دیوان اشعار عربی ~~وفارسی و # ~~ذیل یتیمة الدهرفی ذی قعده واو بتهمت معاشقت بقتل آمد ومعشوق او هم ~~درشبقتل # ~~او اورا بخوابدید که این رباعی بروعرض کرد و هذا # # بس خیره کشی بتاوبس مستحلی %~% زردست رخت مگر که از من خجلی ~~PageV02P188 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0189.jpg) # # ندین خجلی چه باید و مستحلی %~% گر کشته منم تو صدره از من بحلی # ~~از دارالخلافه فرستادند و کمشتکین نام که قاتل او بوه بقتل رسانیدند # ~~لادت جار الله العلامه محمود بن عمرالز مخشری والزمخشر قریة من فری # ~~عوارزم فی یوم الاربعا الرایع والعشرین من رجب # ~~وفات القاضی بیضاوی ابوالحسن محمدبن محمد الفقیه الشافعی و قیل سنه # ~~سبعین واربعمائه # ~~وفات ابن عبدالبر وهو ابوعمر ویوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر # ~~النمری بشاطبة من بلاد الاندلس وکان اماما حافظا محدثا حافظ المغرب. # ~~وفات ابوالقاسم ابراهیم بن محمد النصر آبادی . # ~~توفی ابوالحسن عبدالرحمن بن محمد الداوودی جمال الاسلام راوی البخاری # ~~وکان شیخ خراسان ومن ایمة الکبار وله شعر فصیح بلیغ ملیح. # ~~توفی محمود بن نصربن صالح بن مرد اس الکلابی الامیرعز الدوله صاحب حلب # سنه ثمان وستینواربعم # ~~رفتن سلطان ملکشاه بن الب ارسلان بمملکتماوراء النهر وکشادن تمام آن # ~~مملکت و کرفتن خان سمرقند و او را پیاده باصفهان آوردن و باز او را ~~تربیت # ~~فرموده ماوراء النهرداه بار اول. ms483 # توفی اسمعیل بن علی بن محمد بن زرنی الشاعر نزیل دمشق الی حیزوفاته # وفات ابوبکر السفار النیشابوری الفقیه الشافعی واسمه محمد بن القاسم بن # ~~حبیب بن عبدوس تفقه علی ابی محمد الجوینی وسمع من الحاکم ابی عبدالله ~~وابی # ~~عبدالرحمن السلمی وغیرها. # وفات ابوجعفر البیاضی الشاعر واسمه مسعودبن محسن بن حسن بن عبدالرزاق ~~PageV02P189 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0190.jpg) # ~~اوله شعر مطبوع. # وفات عبدالرحمن بن محمدبن مظفربن محمدبن داوه ابوالحسن بن ابی # ~~طلحة الداودی را وی صحیح البخاری وکان عابدا خیرا وکان موته بفوشنج : # وفات ابوالفتح منصوربن احمدبن دارست وزیر القایم بامر الله العباسی مات # ~~بالاهواز. # سئه تسع وصتین واربع مائة # کرفتن سلطان ملکشاه بن البه ارسلان انطا کیهرا تا کنار دریای مغرب # وفات ابوطاهر سعید بن سلطان الطریقه ابوسعید فضل الله بن ابی الخیروهو # ~~سید القوم واکبر اولاه الشیخ المذ کور # توفی طاهر بن احمد بن بابشاه النحوی العصری سقط من سطح جامع المص # ~~وآن جامع را عمروبن العاص ساخته است وموته فی رجب. # وفات الشیخ الکامل المکمل الواصل الشیخ ابوالقاسم الکرکانی الکرکان # ~~نم الجرجان ثم طابران قریة من قری طوس. # ~~وفات ابومنصور السدیلمی الشاعر وهو ابومنصور اسپهدوست بن محمد بن # ~~الحسن بن اسفار بن الشیرویة الدیلمی وکان یتشیع وتر.که وقال فی ذلک ~~وهذا # و اذا سالت عن اعتقادی %~% قلت ماکانت علیه مذاهب الابرار # # و اقول خیر الناس بعد محمد %~% صدیقه و انیسه فی الغار # توفی احمد بن عبد العلک بن علی بن احمد بن عبدالصمد ابوصالح النیشا بوری # ~~الموذن الحافظ الصوفی المحدث # ~~وغیرها. ولادت محمد الشهرستانی صاحب کتاب المنا هج والبیانات والعلل ~~والنحل PageV02P190 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0191.jpg) # فات ملک نظام الدین حسن که اول ملوک شبانکاره است از فرزندان محمد # ~~ان یحیی که او از نسل اردشیر بابک بود واز دشت ارزن که مقام ایشان بود ~~بشبانکاره # ~~مده بود # جلوس سیف الدین هزار اسف بن ملک نظام الدین حسن مذکور بحکومت # ~~ثبانکاره # وفات ابو الفضل البیهةی وهو ابوالفضل محمدبن حسین البیهقی کاتبهیوان # ~~الانشاء السلطان محمود ms484 بن سبکتکین ولکن بنیابت ابونصر المشکان الزوزنی # ~~و من تلامذته صاحب مقامات العمید ابونصر المذکور وتاریخ آل سبکتکین فی # ~~ثلثین مجلدة . # توفی ابومرون بن غصن الحجازی قال ابن بسام لا یجاری فی میدان ولا یطاول # ~~بعنان ان نظم فبنیان مرصوص وان نثرفلالی و فصوص. # توفیت بنت میکائیل بن سلیمان بن سلجوق واسمه خدیجه المد عوبه ارسلان # ~~خاتون ابنة اخی السلطان طغرل بیک زوجها الامام القایم بامرالله کما قد ~~منافی # ~~کیفیت زواجها. # وفات ابوجعفر عبد الخالق بن موسی الهاشمی # وفی عبدالرحمن بن محمد بن اسحق بن محمد بن یحیی بن منده واسمه # ~~ابراهیم بن ولید بن الحافظا بوعبد الله العبدی الاصفهانی کان کبیر ~~الشان جلیل القدر # ~~حسن الغط واسع الریاسة له اصحاب واتباع وهواکبر الاخرته وله تصانیف ~~کثیره # ~~ور دود جمه غلی اهل البدع # وفات احمد بن محمد بن محمدبن احمد بن عبمد اله بو الحسین ابن النقور ~~البزاز # ~~فی رجب و کان مکثر امن الحدیث ثقه فی الروایة PageV02P191 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0192.jpg) # سنه احدی و سبعین و اربع مائه1 # گشادن سلطان ملکشاه بن الب ارسلان بار دوم ماوراء النهرر او گرفتار شدن # ~~سلیمان خان باردوم و فرستادن سلطان ملکشاه سلیمان خان را بقلعه اوز ~~کندبایند. # درین سال سلطان ابراهیم غزنوی پسز خود سیف الدوله محمود را حبس # ~~کرده بتهمت انک گفتند که او میگریزد و پخدمت سلطان ملکشاه میروه و اورا # ~~در قلعه غزنی بند کرهه نگاه داشت و نواب وندماء او هر یکرا بقلعهآ ~~فرستاه و # ~~یکی از آنجمله مسعود سعد سلمان بوه که او را بوجیرستان بقلعه نای بند ~~کرد واواین # ~~رباعی بعرض فرستاد و فایدهآ نداد. ### | هذه # # در بند توای شاه ملکشه باید %~% تابند تو پای تاجداری ساید # # آنکس که زپشت سعد سلمان زاید %~% گر زهر شود ملک ترا نگزاید # وفات شاهفور بن طاهرهن محمد بن محمد الاسفر اینی ابوالمظفر صنف تفسیر # ~~الکبیر المشهور وغیر ها. # توفی الحسن بن احمد بن عبدالله بن البناء المقری المحدث الحنبلی وقراء # ~~القرآن ms485 علی ابی الحسن الحمامی وسمع من ابن بشران و غیره من ~~العلماءوالهحدثین. # سنهآ اثنتین وسبعین واربع مائه472 # ولادت القاضی ابوالعباس القاضی باصفهان. # ~~وفات ابوالفتیان محمد بن سلطان بن محمد بن حبوش الشاعر الدمشقی # ~~المشهور احد فحول الشعراء وهو جندی الاصل وکان ابوم من امراء العرب . # ~~توفی مقبل الاسود الزاهد البغدادی المجاب الدعوه. PageV02P192 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0193.jpg) # ~~فات ابوالفتح عبدالسلام من شیخ الشیوخ ابی الحسین بن سالبه صحبتشیخ # ~~واسحق ان شهریار گازرونی و بسیاری از مشایخ دریافته. # سنه ثلث وسبعین واوبع ها # ~~ولادت سلطان بر کیارق ان سلطان ملکشاه بن الب ارسلان بن چغر بیک # ~~ان میکائیل بن سلیمان بن ساجوق3. # ~~آمدن حسر صباح علیه اللمعنه از بیش خلفاء اسمعیلیه از مصر باصفهان. # ~~توفی محمدین ،حمد بن احمدبن الحسین بن بهران ابونصر العکبری سمعه لالاء # ~~الخبازوابن زرقویة والحمال وغیرهم وکان فاضلا حسن الشعر وقیل سنه ~~اثنتین و # ~~سبعین واربعمائه. # ~~وفات شیخ ابوعلی فارمدی وهو الشیخ الفاضل العارف ابوعلمی الفضل بن ~~محمدبن # ~~علی الفارمدی الطوسی وفارمدقریة من قری طوس فی سنه نیف وسبعین ~~واربعمائه وقیل # ~~سنهآ خمر وثلثمائه ودر آنجاثبت شده اینجا مکررست ودر انجا می باید. # مناء اربع وسبعینوالربم # ولارت سلطان محهد بن ملکشاه بن الب ارسلان بن چفر بیک بن میکائیل بن # ~~سلجوق بنلقمان # وفات ابواسحق ابراهیم بن عقیل بن حبیش القرشی النحوی. # ~~فیها توفی اسعد بن مسعوه بن علی بن محمد العتبی حفید ابونصر العتبی . # ~~فیها توفی علی ان الوزیر ابی القاسم هبة الله بن علی ان جعفربن علکان ~~بن # ~~*حمد بزداف بن ابی دلف العجلی این ما کولا احدایمة الحدیث کان حافظا ~~فاضلا قتله PageV02P193 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0194.jpg) # # 194).. %~% .........سآل 75 # ~~ممالیک الاتراک بکر. اماله # سند خصس وسبعین واربع مائه # ~~حشادن سلطان ملعشاه بن الب ارسلان خوارزم را وبنوشتکین غرجه که # ~~پدر سلطان قطب الدینه حمد خوارز مشاه است دادن و ابتدای دولت ~~خوارزمشاهیه # ~~وفات ملک سیف الدین هزار اسف بن نظام الدین حسن صاحب شبانکاره # ~~جلوس نظام الدین حسن من سیف الدین ms486 هزار اسف بن نظام الدین حسن # ~~بشبانکاره. # ~~وفات ابن فوک . وفاتقاضی القضاة ابن الدامغانی بغداه # ~~وفات ابوعلی بن الولید. # ~~قرستاهن المقتدی بامرالله الشیخ للامام ابواسحق الشیرازی را پیش سلطان # ~~ملکشاه بن الب ارسلان ووزیر سلطان ملکشاه نظام الملک وجماعتی از کبار ~~اصحاب # ~~سلطان همراه او بودند مثل امام ابوبکر الشاشی ودر بسطام سهلو کی(1) پیش ~~شیخ # ~~ابواسحق آمد ورکاب او ببوسید ونظام الملک وجماعة استقبال کرده غایت ~~تعظیم و # ~~توقیر با او بنقدیم رسانیدند وسلطان ووزیر مهمات وملتمسات اوساخته کرده ~~اورا # ~~باجلال تمام ببغداد فرستادند . # ~~وفات امام العلامه عبدالقاهر السجرجانی فی رجب الاصم وکان عمره ستأ # ~~وثمانین سنه # منهست و سبعین واربع مائه26 # ~~وفات سلطاشاء هن قاوره ین چفر بیک بن میکائیل بن سلیمان بن سلجوق # ~~بکرمان. PageV02P194 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0195.jpg) # ~~مجمل میاحی # جلوس برادر اوتو رانشاه بن قاورد بحکومت کرمان وکان رجلاعاه لا زاهد # ~~متورعا بانیا للخیرات و من عمارانه المسجد الجامع بظاهر مدینة الکرمان ~~گویند # ~~که او بسر عمارتی رسید استاد بنا را پسری خوب صورت در پهلو ایستاده بوه ~~پرسید # ~~که این پسر از آن تست او گفت از تو و پدر تو می باید پرسید گفت چرا گفت # ~~بواسطه انک در خانه هر کدخدایی سپاهی را فرموده اید که همخانه باشد ~~وچون هر # ~~کس بکاری رفتند معلوم نیست که در خانه ایشان چه میرود چون استماع سخن ~~بنا # ~~کره در زمان سوار شد واز کرمان بیرون آمد وفرمود که هر کس از لشکریان # ~~که شب در کرمان باشد او را بکشند وجهت خود ولشکریان در ظاهر کرمان خانه # ~~ساخت وآن محل را داخل شهر کره وشهر بند را برانجا گرهانید و حالاداخل ~~شهر # ~~کهنه است # دادن المقتدی بامر الله وزارت بابو شجاع محمد بن حسین بن عبدالله وعزل # ~~ابوالفتح ابن الرئیس الرؤسا از نیابت دیوان . # خروج حسن بن صباح الحمیری وبنیاد الحاد نهادن علیه اللعنه . # وفات ابو حکم عبدالله بن ابراهیم بن عبدالله الخبری الفرضی تفقه علی # ~~الشیخ ms487 ابی اسحق وبرع فی الفرایض والحساب وکان وفاته ببغداد یوم الثلثا ~~الثانی # ~~والعشرین من ذی حجه ویحکی انه کان وقت وفاتهقاعد ایکتب المصحف بوضع ~~القلم # ~~من یده و استند وقال والله ان هذا موت هنی طیب وهو احدمن اصحاب ~~الشافعی. # سنه سبع وسبعین واربع مائه # وفات الشیخ الکامل والحبر العالم شیخ ابواسحق الشیرازی صاحب کتاب # ~~التفسیر والمهذب وهو ابواسحق ابراهیم بن علی بن یوسف بن عبدالله ~~الفیروزآباهی # ~~ثم الشیرازی فقیه العراق توفی فی حاهی عشر جمادی الاخره وقیل جمادی ~~الاولی PageV02P195 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0196.jpg) # # ~~متحصن شدن حسن صباح علیه العنه وهو علاء الدین حسن بن علی بن محمد بن ~~جعفر # ~~بن حسن بن جعفربن حسین بن محمد الصباح الحمیری بقلعه الموت که لفظ ~~الموت # ~~بحساب جمل تاریخ است پدر او از یمن بکوفه آمد واز کوفه بقم و از قم بری ~~و # ~~آنحا متوطن شد و حسن انجا متولد شد ودرین تاریخ خروج کردهاکثر ~~بلادقهستان # ~~بگرفت والمصطفی لدین الله نزار صاحب دنوت اسمعیلیان اورا نیابت داه ~~وابتدای # ~~«ولت ملاحده خدلهم الله درین سالست وایشان هشت تنند مدت ملک ایشان ~~صدوهفتاد # ~~وهفت سال بود. # وفات شیخ ابوالوفا مظفر بن سلطان الطریقه ابی سعید فضل الله بن ابی الغیر # ~~وقد توفی فی ایام التشریق مدفونا بمهنه # توفی ،حمدبن عمار شاعر الانهاس المعروف بذو الوزارتین # توفی عبدالله بن محمد قاضی میلة وهی بلدة من اعمال افریقیه وله شعر # ~~حسن وهو ادیب فاضل . # عنثآیان و سبعین واوبع مائه # وفات امام الحرمین وهو الامام فحر الاسلام ا والمعالی عبد العلک بن الشین # ~~العلامه خاتمة المجتهدین ابی محمد عبدالله بن یوسف الجوینی فمات لیلة ~~الاربعاء # ~~الخامسة والعشرین من ربیع الثانی بنیشا ور ودفن بداره ثم نقل بعد سنین ~~فدفن الی # ~~جانب والده وقراء الفقه علی والده والاصول علمی ابوالقاسم الاسکاف ~~تلمیذ الامفراینی # ~~وتوفی والدهوله نحو عشرین سنه فاعقده الایمه فی مکانه للتدریس وخرج من # ~~نیشابور لماظهرت الفتن ین المعتزله والاشاعره وظهرت المعتزلة وافام ~~ببغدادتارة # ~~وباسبهان تارة الی غیرهمامن ms488 الاما کن ثم خرج الی الحجاز فجاور بمه اربع ~~سنین # ~~یدرس ویفتی وجمع النهایة هناک ثم عادالی نیسابور عند استقامة الامور ~~فبنیت له PageV02P196 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0197.jpg) # ~~فظامیتها وفوض الیه التدریس بها والخطابة بالجامع المعروف بالمنیعی ~~ومجلس الوعظ # ~~وامور الا وقات وعظم شانه عفدالملوک واجتمعت المستفیدون علیه ~~وحررالنهایه و # ~~رتبها واملاها وعقد مجلساعند فراغها حضره الایمه والکباروکان رحمه الله ~~متواضعا # ~~جدا بحیث یتخیل جلیسهانه مستهزی به رقیق القلب بحیث یبکی اذاسمع بیتا ~~او # ~~تفکر فی نفسه سامة او خاض فی علوم الصوفیه وارباب الاحوال وکان له ~~نحوار بعمائه # ~~تلمیذ فکسر وامحابر هم واقلامهم واقاموا کذ لک حولاو کسرایفا منبره . # استولی فخر الدوله بن جهیرعلی بلاد کثیرة منها آمدومیافارقین و جزیره ابر ~~عمر # ~~وانقرضت دولة بنی مروان علی یده فی هذه السنه # وفات العقتدی به اعر الله ابوالفاسم عبدالله بن محمدین القایم بامر الله ~~حلیفه # ~~بیست وهفتم واو بمفا جا در گذشت مدت خلافت او نوزده سال و هشت ماه بود ~~وقیل # ~~رابع عشر محرم سنه سبع وثمانین واربعمائه. # حاوس المستظهر بالله ابوالعباس احمدین المقتدی بامرالله واو خلیفه یست # ~~وهستم بود و اومردی فاضل وهنرعند وصاحب خیرات بود وفقه دوست داشتی و ~~کتاب # ~~مستظهری در اصول فقه بنام او ساختند # سنه تسع وسبعین واربع مائه # ولادت سلطان سنجر بن ملکشاء بن الب ارسلان در بیست وپنجم رجب الاصم # ~~در سنجار که سنجار قصبهایست از زمین جزیره مقارن سوصل واو را احمد نام # ~~کردند و بقصبه که محل ولادت او بود باز خواندند. # وفات بها، الدوله ابوکامل منصور بن دبیس بن علی بن مزید الاسدی صاحب # ~~الحله والنیل(1) وغیرهما فارسل الحلیفه الی ولده سیف الدوله صدقه نقیب ~~العلویین # ~~ابوالغنایم لیغربه وکان بهاء الدوله هذا فاضلا قراعلی بن البرهان . # جلوس سیف الدوله صدقه مذکور بحله ونیل وغیرهما که پدر او داشت . # 1. السل . مواضع احدهاملیدة وی سواد البکوفه قرب حله (مراصد) PageV02P197 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0198.jpg) # ~~وفات شیخ الشیوخ ابو سعد الصوفی النیشابوری # ~~وفات ابوالحسن المضالة المخاشعی. # ~~(در حاشیه) ms489 وفات الشیخ الجلیل خواجه ابو طاهر سعید بن الشیخ الکامل ~~المکمل # ~~الواصل سلطان الطریقه ابوسعید فضل الله بن ابی الغیر وهو سید القوم ~~واکبر # ~~اولاده فی ثانی عشر شعبان المعظم : # سنةآ ثآمافین واربع مائه480 # ~~جلوس سلیمان بن الب ارسلان در روم از طبقه سیم که ایشان پانزهه تنند # ~~وابتداء دولت سلاجقه در روم. # ~~وفات عرس النعمه ابوالحسن محمدبن الصابی صاحب التاریخ . # ~~وفات طاهربن الحسین البندنیجی الهمدانی کان شاعرا ادیبا . # ~~وفات ابوعمروعبد الواحد بن احمدبن ابوالقاسم الملتحی الهروی وکان شیخا # ~~محدثا توفی فی سنه نیف و ثمانین و اربعمائه. # ~~توفی السیدالمرتضی ذوالشرفین ابوالمعاای هحمدین محمدبن زیدالعلوی- # ~~الحسینی قتله لحافان الترکی ماوراء النهر مظلوما شهبدا وله خمس و سبعین ~~سنه # سناه احدی وثمانین واربع مائه 4 # ~~وفات پیر هرات حواجه عبد الله الانصاری قدس الله سره # # زچار حرف وفات ارتوشش برون آری %~% ایت %~% وفات پیر هرات است شیخ ~~انصاری # ~~المدفون بگازر کاء هرات و هو ابواسمعیل عبدالله بن محمدبن علی بن محمد ~~PageV02P198 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0199.jpg) # ~~ابن احمدبن علی بن جعفرین منصوربن مت و مت هذا انماری یکنی ابومنصور و ~~کان # ~~قدقدم هرات مع الاحنف بن قیس فی ایام عثمان ومت کان من اولاد ابی ایوب ~~خالدبن # ~~زیدالخزرجی بن کلیب بن ثعلبة بن عبد عوف :ن غنم بن مالک بن نجارالبدری ~~الذی کان # ~~رسول الله حین هاجر الی المدینه نزیل ابوایوب المذکور. # رفتن سلطان ملکشاه بن الب ارسلان بکعبه معظم عظم الله قدره ومراجعة نموهن # جلوس آقسنغر معلوک سلطان ملکشاه سلجوقی بحکومت حلب. # توفی الادیب ابوالحسن عبدالکریم بن نضال القیروانی الشاعر وله شعرجید. # وفات محمود بن حمدبن فاسم بن علی الاردی المهلبی راوی جامع الترمدی # ~~عن ابی محمد الخزرجی # وفات احمدین ابی حاتم عبدالصمدبن ابی الفضل القورجی الهروی ابوبکر # ~~راوی جامع الترمدی عن ابی ءحمدالخزرجی. # سنه النتین و ثمانین واربع مائه # عزیمت سلطان ملکشاه بن الب ارسلان بروم بحرب قیسر و ناکاه در شکار # ~~گرفتار شدن او بردست لشکریان قیص ناشناخت و نظام الملک وزیر ms490 اورا بحیله # ~~خلاص کرد و روز دیگر حرب کردند و قیسر روم گرفتار شد و سلطان ملکشاه # ~~نیز با اوعنایت کرده اورا آزاد کره و امان داد. # وفات لشریف ابوالقاسم علی بن ابی یعلی الدبوسی مدرس مدرسة النظامیة # ~~ببغداد و کان الشریف هذا فاضلا فصیحا . # توفی ابو العباس الجرجانی قاضی البصره و هو احمدبن محمدبن احمد الفقیه - # ~~الشافعی قدم البغداد شابا وسمع الحدیث من محمدبن محمدبن غیلان و علی بن ~~محسن # ~~التنوخی والحسن بن الجوهری و هلال بن محسن الصابی وکان فقیها فاضلا ~~کاملا له - # ~~النظم والنثر وتفقه علی شیخ ابی اسحق وصنف فی الفقه التحریر والمقاماة ~~والبلغه PageV02P199 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0200.jpg) # # (200). %~% *سال 4483 # ~~والشافی و هو کبیر فی اربع مجلدات و هو نسخه قلیل الوجود. # توفی الحسن بن عبدا اصمد الشیخ المجید عرف بابن الشحناءالعقلانی صاحب # ~~الخطب المشهورة والرسایل اله حتاره احد فرسان النظم والنثر # سنده ثلث وثمافین واربع مائة3 # ولادت حسام الدین عمربن برهان الدین عبدالعزیزین عمربن عبدالعزیزین # ~~مازه البخاری # نوفی عاصم بن الحسن بنء حمدین علی بن عاصم بن مهران العاصعی العطار ~~البغدادی # ~~عرف بابن عاصم الرصاص توفی الوزیر فخر الدوله محمدبن محمدین جهیر ~~ابونصر الثملبی # ~~مویدالدین وزیر بنی مروان و کل من رحالات العالم حزما و دهاء وعزما # سنه اربع و ثمانین و اریع مائه4 # عزل فرمودن سلطان ملکشاه خواجه جهان نظام الملک حسن بن علی بن اسحق # ~~الطوسی ا و گرفتن او بسعی تاج الملک فارسی بود که نایب ترکان خاتون حرم ~~سلطان # ~~ملکشاه که دختر خان تر کستان بود. # در این سال دیواری ازحرم حضرت رسالة علیه الصلوة والتحیه بیفتاه وهم در # ~~این سال در مشهد امیر المؤمنین و امام المتةین حسین من علی آتتن افتاد # دادن وزارت خلیفه المستظهر بالله بعمید الدوله بن فعر الدوله محمدبن محمد # ~~ابن جهیر (1) الموصلی # فها تاج الدولهتش صاحب دمفق مدینه حمص وظعه عرةه وفامه اقامیه و # ~~معه نسیم الدوله آقسنغر PageV02P200 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0201.jpg) # فرستادن حسن صباح حسین قاینی را که ms491 یکی از داعیان او بوه بولایت # ~~فهستان بحکومت سنه خمس وثمافین واربعها # فرستادن سلطان ملکشاه امیری ارسلان نام را بحرب ملاحده وایشان اورا # ~~منهزم گردانیدند # شهادت خواجه جهان نظام الملک ابوعلی الحسن بن علی بن اسحق واسحق # ~~از جمله دهافین بود از اهل بیهق و اورا چهار پسر بود ابوالحسن علی بن ~~اسحق و # ~~احمد ومحمد و ابونصراما ابونصر در طفلی وفات کرد واما ابوالحسن علی که # ~~کلانتر فرزندان امحق بود اورا سه پسر بوه نظام الملک حسن والفقیه الاجل # ~~بود اما فرزند نبود اما محمد را سه پسر بود علی بن محمدبن اسحق ومنصورن # ~~محمدبن اسحق وشاه بن محمدبن اسحق اما نظام الملک حسن پسران او فخرالملک # ~~مظفر وجمال الملک ابوجعفر محمد وقوامالدین احمد واو مقیم بغداد بود ~~وعثمان # ~~ابن نظاء الملک وبهاء العلک ابوالفتح عبدالرحیم وعز الملک حسین ومؤید ~~الملک # ~~ابوبکر عبیدالله وعماه الملک ابوالقاسم که فرزندان او در طوس اند ~~ومنصوربن # ~~محمدین اسحق که برادرزاده نظم الملک است او وعقب او درری بودند ونظام ~~الملک # ~~بردست ملاحده خد لهم الله که کلانترایشان ابوطاهر اوانی است بقتل آمد ~~در دواز دهم # ~~رمضان بحدود نهاوند در منزلی که آنرا سحنه خوانند و اول کسیکه فدائیان ~~ملاحده # ~~کشتند او بود # وفات سلطان ملکشاه بن الب ارسلان در شانزههم شوال مدت پاهشاهی او # ~~بیست و سه سال بود و بعد ازوفات او درخر اسان چهار سال و چهار ماه ~~تشویش بود # ~~نا سلطان محمدبن سلطان ملکشاه خود بغراسان رفت و تسکین آن فتنه نمود. # ورده ادد کما لضان ملکشاه روزی دراثنای غضبی که باخواجه نظام الملک ~~PageV02P201 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0202.jpg) # ~~میکرد پیغام کرده باشد که بفرمایم تا عمامه از سر تو برهارند او در ~~جواب گفته # ~~باشد که ریشه عمامه من بر گوشه تاج سلطان بسته است اگر بردارند وچنان ~~واقع # ~~شد که فوت ایشان براثر یکدیگر بود للامیر معزی # فی هذا المعنی # # رفت دریکمه بفردوس برین دستور پیر %~% شاه برنا از پس ms492 او رفت در ماه ~~دگر # # کرهنا که قهریزدان عجز سلطان آشکار %~% قهر یزدانی ببین وعجز سلطانی ~~نگر # جلوس سلطان رکن الدین ابوالفوارس بر کیارق بن سلطان ملکشاه. # دادن و: ارت سلطان ر کیارق بن ملکشاه بةخر الملک بن نظام الملک و بواسطه # ~~آنک او شراب خواره و عشرت دوست بود و غفلت تمام داشت اورا عزل کردند و ~~منصب # ~~وزارت ببراد اومؤید الملک ایوبکر عبید الله دادند و بعد از چند گاه ~~اورا نیز عزل کردند # ~~و منصب وزارت ببرادر اوضیاء الملک احمد دادند و او را قوام الدین احمد ~~نام بود او را # ~~ضیاء الملک لقب دادند . # قدم بغداد ارد شیربن منصور العباهی من الحج فنزل بالمدرسة النظامیه ووعظا # ~~الناس فحضر مجلسه الغزالی مدرس المکان و ازدحم الناس فی مجلس وهظه یحضر ~~- # ~~المجلس فی عضی الاحیان قریب من ثلثین الفامن الرجال والنساء # رفتن ناصر خسرو بیش مستنصر اسماعیای بشام وهفت سال ملازمت او نمودن # سنهست وثیافین و اربع مائه 486 # وفات نظام الدین حسن بن هزار اسف من نظام الدین حسن بشبایکاره # جلوس قطب الدین مبارزبن نظام الدین حسن بن هزار اسف بن نظام الدین حسن # ~~بملکی شبانکاره. # حرب سلطان بر کیارق بن ملکشاه با امیر اسمعیل بن یاقوتی خان واسر و # ~~فتل امیر اسمعیل یاقوتی خان مذکور. PageV02P202 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0203.jpg) # ~~وزارت داهن المستظهر بالله بظهیر الدین موید الدوله ابوشجاع مجمدبن ~~الحسن # ~~ابی صفی و عزل او بالتماس سلطان بر کیارق بن ملکشاههم درین سال . # ~~وفات امیرا بوالفضل جعفر بن المقتدی بامرالله فی جماهی الاولی وامه بنت ~~السلطان # ~~ملکشاه و مولده ذی حجه سنه ثمانین و اربعمائه. # ~~توفی مضربن تمیم ابواحمدالسفاقسی. # ~~وفات القاضی یعقوب بن ابراهیم الحنبلی. # ~~آمدن ملک ارسلان ارغوبن سلطان الب ارسلان بایالت هرات در روز سهشنبه # ~~تامن جمادی الاخره . # ~~آمدن امیر غزل ساروق «ر روز ساشنبه بیست و یکم ذی قعده همین سال # ~~هرات و بیرون رفتن ارغولز هرات . # سنه سبع وثعانین واربع مائه # ~~جلوس سلطان سنجر ms493 بن ملکشاه درخراسان. # ~~وفات المستنصر بالله ابراهیم بن معدبن طاهربن حاکم بن عزیزین معزبن # ~~منصوربن قایم بن المهدی از اسمعیلیه بشام # ~~جلوس المستعلی بالله ابوالقاسم احمدبن مستنصربن معدبن طاهر بن حاکم # ~~ابن عزیز بن معزین منسوربن قایم ن المهدی از اسمعیلیه بشام # وزیر المستظهر بالله والمسترشد بالله العباسی صدرالاسلام شرف الدین ~~انوشروان # ~~ابن خالد بوده. # توفی آقستفر قسیم الدوله ابوالفتح مملوک السلطان ملک شاء بن الب ارسلان # وفات الملک ابوعلی کیخسرو بن عزالملوک بویه که از اکابرملوک دیالمه # ~~او مانده بود و از سلطان الب ارسلان بقریه نوبند کان که موضعی از ~~شولستان اسع PageV02P203 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0204.jpg) # (204) # ~~راضی شده بود و آنک هر گاه بمجلس سلطان آید جهت حرمت او قیام نماید . # آمدن ملک نوری توشی بن الب ارسلان بهرات در روز دو شنبه خامس # ~~عشرین رمضان المبارک وزیرا وعمدة الملک احمد بن نظام الملک بوده اورا ~~در هرات # ~~گذاشته ملک نوری بمرو رفت. # وفات محمد بن حسین بن محمد بن طلحة الاسفراینی الشیخ الرئیس # ~~ابوالحسن من محاسن العصراصلا و فضلا و علما وشعر اوکان ابوه من مشایخ ~~خراسان # ~~ومقدمیهم و روسائه ثم فاق اقرانه و اسلافه فضلا وعلما و شعرا توفی ~~باسفراین. # سنه ئمان وثمانینولوبع مازآه8 # فرار نمودن سلطان بر کیارق بن ملکشاه بمدد غلامان خواجه مرحوم # ~~شهید نظ م الملک از اصفهان پیش اتابک تکشتکین جاندار و تکشتکین او را ~~بری # ~~برد و برتخت نشاند و ابومسلم که رئیس ری ود جهت او ناجی مرصع بساخت و ~~بر # ~~سر او نهاد # توفی محمد بن عباد بن محمد بن اسمعیل بن قریش بن عباه بن عمر وبن # ~~اسام بن عمرو بن عطاف بن نعبم وعطاف الذکور واخیم هما الد اخلان با ~~لابدلس # ~~المعتمدبن العتضدملک الازدلس # توجه الامام حجة الاسلام ین الدین ابوحامد محمد بن محمد بن محمد # ~~الغزالی از بغداد بشام و زیارت قدس کردن وترک درس گفتن وجامه خشن ~~پوشیدن # وفات ظهیر الدین مویدالدواه ابوشجاع محمد ن الحسن ابی ms494 صفی وزیر # ~~مقتدی والمستظهر خلفاءعباسی و درمشهد ابراهیم ین محمد رسول الله صلی ~~الله علیهما # ~~مدفونست # النقی تنش وابن اخیه ارکیاروق بنواحی الری فانهزم عسکر النتش وقاتل ~~PageV02P204 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0205.jpg) # ~~هوحتی قنل والاسترسق الامر لبر کیارق وکان رضوان بن تتش قدسارالی بغداد # ~~لتنزل بها قدم الغزالی دمشق متزهدا علی طریق التجزید تارکالتدریس ~~النظامیه # ~~لابساخشن الثیاب بعد ناعمهاونزل بالخانةاه السمساطیة وصنف الاحیاء ~~واسمعه واقام # ~~بهاسنتین ثم حج ورجع الی وطنه # وفات ابویوسف القزوینی. # وفات القاضی ابویوسف الاسفراینی # رب ملک نوری بن الب ارسلان بابرادرخود ملک ارغووظفر یافتن ارغووقرار # ~~مه لمکة بر ملمک ارغو وزیراوقوام العلمک، حمدین علی النسوی که کریمتر ~~وجوانمردتر # ~~خلق بود وفات ابوشجاع محمد بن حسین بن عبدالله وزیر المقتدی بامرالله ~~وکانعالما # ~~بالفقه والعربیه وله تصانیف منهاذیل تجارب الامم وکان عفیفا عادلاحسن ~~السیره کثیر # ~~الخیر توفی بمدینةآ النبی صلی لله علیه وسلم وکان مجاورا فیها ولماحضره ~~الموت # ~~امرفحمل الی مسجد النبی علیه السام فوفف بالحضرة وبکی وقال یارسول الله ~~قال الله # ~~عزوجل ولوانهم اذظلموا انفسهم جاوک فاستغفر والله واستغفرلهم الرسول ~~لوجدوالله # ~~توابا رحیما ف # وقدجئت معتر فابذنوی وجرایمی ارجو شفاعتک وبکی فاکثر و توفی من # ~~یومه و دفن عندقبر ابراهیم بن النبی صلی الله علیه وعلی ابراهیم السلام # وفات الشیخ ابوالقاسم حمزه بن حسین البرزهی البیهقی له تصانیف کثیرة # ~~منها کشاب الفصول وکتاب المحامد من یقال له ابومحمد ذکره الباخرزی فی # ~~دمیة القصر # سنه تسع وثمانین واربع مائد PageV02P205 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0206.jpg) # جلوس سلطان محمود بن ملکشاه در عراق # وفات سلطان محمود بن ملکشاه هم درین سال و از بند بیرون آوردن سلطان # ~~بر کیارق بن ملکشاه وبازباسر سلطنت آمدن. # وفات ملک تورانشاه بن قاورد بکرمان. # جلوس ایرانشاه بن تورانشاه بن قاوره بکرمان و او ملحد بود و آن # ~~ملعون مطروه تمامی آل قاورد را بتیغ بگذرانیدیا بسم هلاک کرد چنانک کس ~~ازیشان # ~~نام ونشان نیافت. # کار دزدن ملاحده خذلهم الله سلطان برکیارق بن ملکشاه را اما کار گرنیامد # رفتن سلطان سنجر ms495 بن ملکشاه بخراسان که ارسلان ارغو بن الب ارسلان # ~~که والی خراسان بود وفات کرده بود و قرار ملک خراسان بر سلطان سنجر بن # ~~ملکشاه بن الب ارسلان. # درین سال منجمان حکم کردند که طوفان آب خواهد شد نزدیک بطوفان # ~~نوح علیه السلم و مستظهر خلیفه علی بن عیشون منجم راطلب کرد و از ~~اواستفسار # ~~فرمود او گفت که در طوفان نوح علیه السلم اجتماع اختران هفت کانه بوه ~~دربرج # ~~حوت و درین سال از اختران هفتگانه شش در برج حوت جمع است لابدست از آن # ~~که طوفان آب باشد و بغداه نزدیکترست بدان پس خایفه محلهاء بلند که از # ~~آب ایمن باشد طلب کرد خود هیچ وافع نشد جز آنک در نخله محمود سیلی آمد # ~~و زبعضی از حجاج را آب بره و خلیفه فرمود که علی من عیشون راز جر کرده # ~~وبیرون کردند. # وزراء سلطان سنجر بن ملکشاه برین موجب بودهاند. # اول مجیر الملک کیا ابوالفتح عبدالحمید الاردستانی # دوم فخرالملک بن نظام الملک. # سعیم صدرالدین محمدبن فخر الملک بن نظام الملک . PageV02P206 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0207.jpg) # ~~چهارم ناصرالدین طاهربن فعر الملک بن نظام الملک # ~~جم شهاب الاسلام برادر زاده نظام الملک. # ~~ذشم وجیه الملک شرف الدین ابوطاهر سعید بن غلی القمی. # ~~هفتم شهاب الدین محمد بن سلیمان الکاشغری که بازر گان بود وزارت را # ~~هزارهزاردرم بخرید. # ~~هشقم معین الدین مختص ابونصرین احمد الکاشی . # ~~هم نمیر الدین محمود بن المظفر بن ابی بویه الخوارزمی . # ~~هم امیر کمال الدین علی سمیرمی که اورافداییانم لاحده بکارد بقتل ~~آوردند. # ~~یازدهم قوام الدین ابوالقاسم بن حسن الدر کزینی . # ~~دوازدهم مجدالدین ابوالنجیب عمرانی که اورا در آخر بسعی و غمز جمعی # ~~بقتل رسانیدند . # ~~وفی یعقوب بن سلیمان خازن کتب فظامیه بغداهالفقیه الشافعی سافر العراق # ~~والشام و سکن بغداه وهو فقیه فاضل حسن المعرفه بالا صول علی مذهب ~~الاشاعرة . # ~~وفات القاضی ابوالفضل الهمدانی . # ~~وفات ابوبکر بن حاجب المحدث. # ~~وفات ابوالمظفر منصور بن محمد التمیمی السمعانی المروزی الحنفی ثم ms496 # ~~الشافعی کان والده امامامن ائمة الحنفیه فتفقه علیه ابنه ابوالمظفر هذا ~~وتوفی فی # ~~یوم الجمعه الثالث والعشرین من ربیع الاول سنه المذ کوره وکان مولده فی ~~ذیحجه # ~~سنه ست وعشرین واربع مائه. # سنه تسعین واربع هائة # ~~خروج سلطان محمد بن ملکشاء بن الب ارسلان بر برادر حوه سلطان ~~PageV02P207 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0208.jpg) # ~~بر کیارق بن ملکشاه وقیل سنه ثمان و تسعین واربعمائه # ~~ولادت الامر با حکام الله ابوعلی منصوراین مستعای بن مستنصر از ~~اسمعیلیه بشام # ~~ولادت الشیخ الکامل المحقق المدقق العالم ضیاء العمله والدین ابوالنجیب ~~شیظ # ~~عبد القاهر بن عبد الله الصوفی خال الشیخ ابوحفص شهاب العلمة والدین ~~عمر السهروردی # ~~وشیخه و استاده . # منه احدیوتسعیف وادیع مائه411 # ~~وفات نو شتکین غرجه خوارزمشاه بخوارزم. # جلوس سلطان قعلب الدبن محهد زنوشنکین بخوارزمشاهی وایتداء دولت # ~~خوارزمشاهیه موالی آل سلجوق. # ~~وفات آقسنغرمملوک آلسلجوق بحلب. # ~~جلوس زنگی بن اقسنفر بحکومت شام وحلب. # ~~توفی حامدبن عبد الله بن علمی بن محموه بن عبد الله المعروف باله بفتح ~~الهمزه # ~~وضم اللام. # ~~قتل ملک ارغوین سلطان الب ارسلان بردست یکی از بند گان خود # ~~آمدن سلطان برکیارق بن ملکشاء در روز جمعه هفدهم جمادی الاخر بهرات # ~~و امیر حبشی بن سابق را درهرات والی کره انید. # ~~آمدن سلطان سنجر بن ملکشاه بهرات . # سنه اثغتین و تسعین واریع مائه12 # ~~وفات ظهیر الدرله ابراهیم بن مسعوه بن محمود الغزنوی # ~~شهادت ابوعبدالله الحاکم محمدبن ابراهیمبن بهرام من فضلاء خواربیهق و # ~~فقهائها وله شعر کثیر فی رمفان فی خوار البیهق PageV02P208 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0209.jpg) # ~~گرفتن فرنکان بیت المقدس را وهفتاه هزار مسلمانرا بقتل آوردند. # ~~وفات ابوالبقا مفضل بن سلطان الطریقه ابوسعید فضل الله بن ابی الخیر # ~~مدفآونا بمهته در جنب براهران خود مظفرو ناصر. # ~~مراجعت ناصر خسرو ببدخشان از شام از پیش مستنصر و اسمعیلیان ورفتن # ~~بقریه یمکان وبنیاه الحاد و زندقه نهاهن (1) # ~~توفی یوم الاضحی اسعدبن علی بن احمد الزوزنی عرف بالبارع ابوالقاسم # ~~لادیب الشاعر الفاضل الکاتب المترسل . # ~~ولادت ابن الخشاب هو عبدالله بن احمدبن ms497 احمدبن احمدبن الخشاب ابو # ~~محمد النحوی ببغداد. # فات ابوالغنایم الفارقی الفقیه الشافعی وکان اماما فاضلا زاهدا ~~عالماعاملا # ~~وفات الامام ابوطاهر محمد بن عبدالله بن حسین بن عبدالله الفزاری قاضی ~~قضاة # ~~فارس صاجب علم وورع وزهد وفتوت المعروف بامام فزاری # سنه ثلث وتسعین واربع عائه # ~~امارت یافتن حمین بن سام در غور بحکم مسعوه بن ابراهیم بن مسعودبن ~~محمود # ~~الغازی # یرب سلطان محمدبن ملکشاه با براهر خودبر کیارق بن ملکشاه وانهزام # ~~بر کیارق مذکور. # وفات ابوالحسن علی بن سعید بن عبدالرحمن البغدادی ببغداد من بنی # ~~عبدالداروکان من ائمة الشافعی . PageV02P209 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0210.jpg) # ~~101 # خلاف کردن حبشی بن سابق با سلطان سنجربن ملکشاه ودر صحر # ~~بوزجان خواستند که حرب پیوندند درین حال سلطان بر کیارق بن ملکشاد که ~~از برادر # ~~خود محمد بن ملکشاه گریخته بود بحبشی پیوست وهرهو باسلطان سنجر حرب # ~~کردند و حیشی یقتل آمد وسلطان بر کیارق بگریخت ومراجعت باعراق نموه و # ~~این احوال در روز یکشنبه سیزدهم شعبان بود. # وفات ابوعلی بن یحیی بن جزلة الطبیب وکان نصرانیا فاسلم وهو مصنف # ~~کتاب المنهاج فی الطب . # سنه اربع وتسعین واوبع مائه4 # قتل ایرانشاه بن تورانشاه بن قاوره بکرمان بواسطه انک ملحد شده بود # ~~علیه اللعنه بفتوی امام همام قاضی ابوالعلاء یکویا وامام تاج القراء ~~رحعة الله علمیهما. # جلوس ازسلانشاه بن کرمانشاه بن قاورد در ثانی عشرین محرم که بعد # ~~از قتل ایرانشاه طلب حاکمی میکرهند نشان دادند که در محله کوی گبران در # ~~خانه کفشکری جوانیست ارسلانشاه نام پسر کرمانشاه بن قارود وچون اوحاکم # ~~شد بامردم معاش پسندیده کرد واوقیس وعمان اضافه کرمان کرد و مدت چهل # ~~و دو سال حکومت کرده. # حرب سلطان محمد بن ملکشاه باسلطان بر کیارق بن ملکشاء وانهزام # ~~سلطان محمد بن ملکشاه . # وفات ابوجعفر الحربی. # وفات ابو المظفر الخجندی # وفات عمید خراسان محمد بن منصور ابوسعید النسوی دخل خوارزم عاملا # ~~علیها بعدالامیربهاء الدوله خلف بن حسن مات فی عشرین شوال PageV02P210 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0211.jpg) # ~~وفات الامام ابوالفرج ms498 السزخسی وهو عبدالرحمن احمد السرخسی صاحب # ~~الامالی فی ربیع الثانی وکان احدایمه الاسلام ومن یضرب به إلمثل فی ~~الافاق فی حفظ # ~~مذهب الشافعی وکان مولده فی سنه احدی و ثلثین واربعمائه. # سنا خمس وتسعین واربع مائه # ~~فرستاهن حس صباح علیه اللعنه کیا بزرگ امید ملحد را بقلعه انیسر و # ~~گرفتن کیا بزرگامید قلعه مذکوررا. # حرب سلطان بر کیارق بن ملکشاه بابرادر خود سلطان محمد بن ملکشاه # ~~انهزام سلطان محمد مذکور و رفتن باصفهان. # آمدن سلطان بز کیارق بن ملکشاه بر عقب برادر خود باصفهان و حرب # ~~ایشان وبازفرار سلطان محمد مذ کور ازاصفهان. # قتل وزیر ابوالمحاسن عبدالجلیل بن علی الدهستانی قتله الباطنیه بر «ست # ~~شخصی از غلامان ابوسعید حداه که ابوسعید مذکور را بحکم وزیرقتل کرده ~~بودند # ~~دادن سلطان بر کیارق وزارت بوزیر الخطیر ابومنصور المیبدی الیزدی که # ~~پیشتر وزیر سلطان محمد بن ملکشاه بوه . # وفات القاضی البندنیجی(1) الغریر الفقیه الشافعی وهو ابونصر محمد بن # ~~هبةالله بن ثابت البندنیجی وکان قدانتقل الی مکه فجاور اربعین سنه و ~~کان یعتفرفی # ~~1- البندنیجین . . . هی بلدة مشهورة فی طرف النهروان من ناحیة الجبل # ~~من اعمال بقداد . . : و حدثنی العماد بن کامل البندنیجی الفقیه . قال # ~~البمد تیجین اسم یطلق علی عدة محال متفرقه غیر متصلة البنیان بل کل ~~واحدة منفردة # ~~لاتری الاخری لکن حل الجمیع متصله (جلد دویم معجم البلدان) (لحف) # ~~بمسر آونه وسمون نایه واک الجبل اصله . وهوصقع معروف من نواحی بغداد # ~~سمی بدلک لانه فی احف جبال همدان و نهاوند وتلک النواحی وهودونها ~~ممایای # ~~القراف وقه البسدیبیسن وفیرهاوفیه عدة قلاع حصینه ( جلد سابع معجم ~~البادان) PageV02P211 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0212.jpg) # ~~12 # ~~رمضان ثلثین عمرة ویدزس الفقه ویسمع الحدیث واشتغل العبادة وهو مشهور ~~فی # ~~الحجاز والیمن وکان من کبار اصحاب الشیخ ابواسحق # سنه ست وتسعین واربع مائه # ~~قتل مویدالملک بن خواجه نظام الملک بردست سلطان بر کیارق بن ملکشاه. # ~~صلح کرهن سلطان بر کیارق بن ملکشاه بابرادر خود سلطان محمد . # ~~وفات الامام سهلکی(1) البسطامی وهو ابوالفضل محمد ms499 بن محمد بن احمد # ~~السهلکی البسطامی کان من اکابر العلماء والمشابخ لقبه نخر الاسلام ~~الامام العالم العامل # ~~الربانی مصنف کتاب النور وغیرها . # ~~وفات ابوالمعالی الصالح ساکن باب الطاق من بغداه وکان مقلا من ~~الدنیاوله # ~~کرامات ظاهره . # سنه سبع و تسعین واربع مائه17 # ~~ولادت محمود بن سلطان محمد بن ملکشاه . # ~~وفات المستعلی بالله ابوالقاسم احمد بن مستنصر اسمعیلی بشام. # ~~جلوس الامر باحکام الله ابوعلی منصور بن مستعلیبن مستنصر اسمعیلی بشام. # ~~وفات القاضی ابوالحسین احمدبن محمد الثقفی قاضی الکوفه واو ازفرزندان # ~~عروةبن مسعوه است واواز شا کرهان قاضیهامفانی است وبعداز اوپسراو ~~ابوالبرکات # ~~فاضی کوفهشد وفاته فی رجب : # ~~وفات ابو بکر عبدالغفور بن محمد بن الفضل کنیته ابوالغیر الحبشی سافر # ~~خاور داراب( فرهنک جفرافیائی ایران) PageV02P212 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0213.jpg) # ~~الی الحجاز والعراق والشام ومصر توفی یوم المهر جان فی صباء # سنه ثمان و تسعین و اربع مائه # ~~وفات سلطان برکیاروق بن ملکشاه در دوازدهم ربیع الاول. # ~~قرار ملک برسلطان ابوشجاع محمد بن ملکشاه. # ~~وفات احعد بن محمد بن احمد ابوعلی البردانی الحافظ سمع ابن غیلان # ~~والبرمکی وغیره وزیر سلطان محمدن ملکشاه اول سعد الملک امی بود که ~~پیشتر # ~~در کنجه کانب او بوده بوقتی که سلطنت نداشت و باخر باملاحده در ساخته ~~قصد # ~~سلطان کره و بجای خود خواهد آمد. # قرب سلطان محمد بن ملکشاه با امیز صدقه بن دبیس الاسدی که ملک # ~~عرب بود و درحله مقام داشت وحبس امیر صدقه مذکور . # ~~قایم مقام شدن پسر اوامیر دبیس بن صدقه بر جای پدر خود بملکی اعراب # ~~وفات ابوالعوید عیسی بن عبدالله بن القاسم الغزنوی وکان واعظا شاعرا # ~~ادیبا کانبا قدم بغداد و وعظ بها ونصر مذهب الا شعری وکان له قبول عظیم ~~فخرج منها # ~~فمات بالا سفراین. # ~~وفات ثابت بن بندار بن ابراهیم البقال ابوالمعالی فی جماهی آلاخره. # وفات ابو جعفر بن المیاطکان یدرس بالری ویعظ الناس فلما ترک من کزسیه # ~~اتاء باطنی فقتله وکان ابوجعفر هذا من شیوخ الشافعیه وفی تلک السنین ~~کثرت ms500 # ~~الباطنیة وقتلاتهم فی الاسراف یضرب السکین وغیر ذلک لعنهمالله. # سنة تسع وتسعین واربع مائة # قروج صدقه وایازغلامان سلطان ملکشاه در بغداد . PageV02P213 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0214.jpg) # ~~214)....... # ~~عزیمت سلطان محفد بن ملکشاه ببغداه وقتل صدقه و اسرایاز. # ~~وفات شیخ سنایی غزنوی شاعر وهو مجدوه بن آدم و او مردی حکیم مزاج # ~~ناصح نیکو اعتقاد بود صاحب حدیقة الحقیقه وشریعة الطریقه مثنوی ودیوان # ~~اشعارمات بغزنه . # ~~دادن وزارت المستظهر بالله خلیفه بهجیر الدوله ابوالقاسم علی بن فخر ~~الدوله # ~~محمد بن محمد بن حمیرالموصلی. # سنله خمسماقه # ~~شهادت وزیر فخر الملک بن نظام الملک حسن الطوسی بردست ملاحده # ~~خذلهم الله . # ~~وفات سلطان سلیمان بن قتلمش در روم. # ~~جلوس داوه بن سلیمان بن قتلمش بایالت روم. # ~~وفات شیخ الاسلام شفیع حاجات الخلایق عن الله تعالی پیرابونصر ~~ایراوه(1) # ~~وهوابونسر محمد بن احمد بن ابی جعفر بن ابی اسحق الهروی وکان عمره مائة # ~~واربعا وعشرین سنه وهو الشیخ ابونصر الطبسی المدفون بایراوه وکانت خرقه ~~پیر # ~~ابونصر هذاینتهی الی الشیخ ابواسمعیل عبدالله الانصاری. # ~~وفات شیخ عبدالله بن الامام الهمام محمدبن محمدبن محمد الغزالی الطوسی. # ~~وفات ابومحمد جعفر بن احمدبن حسین السراج البغدادی فی صفر وهویکثر # ~~من الروایه وله تصانیف حسنه واشمار لطیفه وهو من اعیان الزمان . # سنه احدی وخمسمائه1 # ~~ولادت مسعود بن سلطان محمد بن ملکشاه # ~~1- ایراباد - ولفظ العجم بها ایراوه قریة بینها و بین طبس ه خمسة عشرفر ~~سخا # ~~علی راس جبل ولهاقلعة حصینه وحولها مزارع وبساتین ونخل وغیره (مراصد) ~~PageV02P214 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0215.jpg) # قال امیر سیف الدوله صدقه بن منصور بن دبیس بن مزیدالاسدی صاحب الحله # ~~که اورا در حرب سلطان محمد بن ملکشاه گرفته وحبس کرده بود و اوامیرعرب # ~~بود و در میان ایشان شانی عظیم داشت و قدر ومرتبهآ رفیع و جاهی عریض او ~~را # ~~سلطان محمد بن ملکشاه فرموه که بقتل رسانیدند عمراو نودو پنج سال بود و # ~~امارت اوبیست ویکسال. # وفات شیخ ابراهیم الجمزه بمدینه مبارک # حرب سلطان سنجر بن ملکشاه باملوک غور که ار نسل سوری بودند ms501 # ~~و گرفتاری حسین بن سام وحکم فرمودن سلطان سنجر بقتل او و # ~~بحمایه والتماس قطبالابدال سلطان المشایخ شیخ احمد الغزالی خلاص # ~~شد و گویند دو سال در لشکر سلطان آتش دیکدان آشپزان کره امیر # ~~لشکر خراسان عمادالدوله قیهاج بروبگذشت و ترحم نمود پیش سلطان احوال او # ~~بعرض رسانید سلطان باحضار او مثال داد اورا آوردند زمین بار گاه سلطان ~~ببوسید # ~~سلطان فرمود گرفتم که ترامال و قدرت نماند استطاعت انک سروروی پاکداری ~~هم # ~~نماند حسین جواب داد که آن روز که این سرسر من بود دویست هزار سر خدمت # ~~این سر میکرد امروز چون از آن تست چنین ذلیل وخوارمیداری. # سلطان بروی ببخشود و اورا باعدتی تمام بسر ولایت غور فرستاه و او تا # ~~آخر عمر مطاوءته سلطان نمود. # سنه اثنیی و خمسمائه # وفات ملک قطب الدین مبارزین ملک نظامالدین حسن بن هزار اسف بن # ابوسعپد محدث و هواسمعیل بن عمر بن محمدالنیشابوری. PageV02P215 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0216.jpg) # ~~216.............................................. # ثل ابوالعلا صاعدبن محمدبنعبدالرحمنالبخاری القاضی من اهل اصفهان # ~~و هو ممدوح کمال الدین اسمعیل الاصفهانی وجدالقضاة الصاعدیه باص فهان ~~الامام المقدم # ~~فی زمانه علی اقرانه فضلا وعلما ودیانتا وفقها علی مذهب ابی حتیفه و ~~قتل فی الجامع # ~~العثیق باصفهان . # تزویج المستظهر بالله بادختر سلطان ملکشاه برصداق صدهزار دینار ونثار # ~~چواهر ودینار در اصفهان. # سنه ثل و خمسمائه2 # وفات خطیب ابوزکریا یحیی بن علی التبریزی السانی (1) للغوی صاحب # ~~تصانیف المشهوره . # وفات الامام ابوالقاسم عبدالله بن احمد بن عبدالله بن محمد بن الامام ابی ~~یحیی # ~~البزاز وقیل سته اربع وخمسمائه . # وفات المستظهر بالله ابوالعباس محعد بن المقتدی و او خلیفه بیست وهشتم # ~~بود مدت خلافت او بیست و پنج سال بوه وقیل سنه عشر و خمسمائه # جلوس المسترشد بالله ابومنصور فضل بن المستظهر بالله خلیفه بیست ونهم # ~~بود و آو مردی فاضل و کریم و هنرمند و دلاور بود. # سنه اربع وخمسمائه4 # قتل و نهب ملاحده خذلهم الله بردست سلطان محمدبن ملکشاه و قتل عبد # ~~1- سان - بعدالالف ms502 نون من قری بلخ (مراصد) وظاهرا تحریف الشیبانی است # ~~چنانکه ابن خلکان نوشته و تاریخ وفات خطیب تبریزی را سنه 502 میداند ~~PageV02P216 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0217.jpg) # ~~مجمل لصیی* # ~~الملک بن عطاش که رئیس و پیشوای ایشان بود و اورا بخواری هلاک کردند. # ~~وفات ادریس بن حمزه بن علی الرملی فقیه الشافعی من اهل رمله بفلسطین و # ~~او بغراسان آمد و بسمرقند رفت و هر سمرقند بهتدریس مشغول شد. # ~~جلوس اتابک سنغربن مودود بحکومت فارس . # ~~کریختن ابوالعبای وقیل ابوالخسن برادرالمسترشد بالله که چون مسترشد # ~~خلیفه شد او بگریخت و پیش امیر دبیس بن صدقه که امیر جله بود رفت و ~~امیر # ~~دبیس سلک حله اورا تعظیم و اکرام و اعزاز بسیار نموه. # سنه خمس وخمسمائه # وفات امام زینالدین ابوحامد هحهدبن محمدبن محمدالغزالی روز دوشنبه # ~~شانزه هم جمادی الاخره و شیخ الکامل فریدالملة والدین عطار کفته فی ~~وفاته . ### | ابیت # # وفات حجت اسلام امام غزالی %~% کهبودافضل دنیی واکمل عقبی # # صباح روزد و شنبه بسال پانصدو پنج %~% بروزشانزههم ازجمادی الاخری # ~~وفات احمدبن قریح بن عمرالدینوری و او مردی زاهد نیکو سیرت بود و قیل # ~~سنه مت و خمسین. # ~~وفات حکیم ناسرخسرو(1) بقریه یمکان و هی قریة من جبال بدخشان علی # ~~فرسخین او ثلثه فراسخ فی هذه السنه او قریبا من هذه السنة و درین موضع ~~بنیاد # ~~دعوت الحاد کرد ازقبل مستنمر اسمعیلی وجماعة اسمعیلیه مصر که از پیش ~~ایشان # ~~اجازت یافته آمده بود. # 1- بیش از این دد ذمل منحه209 نوهته فد کهوفات ناصر خسرو درسنه 481 اتقاق ~~PageV02P217 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0218.jpg) # سنه ست و خمسائه # وفات وزیرا بوالقاسم علی بن محمدبن محمدبن جهیرالموصلی وزیر مستظهر # ~~و مسترشد خلیفه و بعد ازو وزارت بربیب ابومنصور بن الوزیر ابوشجاع ~~محمدبن # ~~الحسین وزیرالسلطان دادند . # وفات احمدبن القریح بن عمرالدینوری وکان یروی من ابی یعلی بن الفراء وابن # ~~المامون و ابن الهندی و غیره وکان زاهدا حسن السیره. # سنهآ سبع و خمسماقه # قتل سعدالملک امی وزیر سلطان محمدبن ملکشاه که پیشتر که ms503 سلطان محمد # ~~ابن ملکشاه سلطنت نداشت در کنجه کاتب ر صاحب سر اوبود باخر باهلحدان ~~اتفاق # ~~کرد و بافصادی مقرر کرده بود که قصد کرد، سلطان را بنیش زهر آلود فصد ~~کند # ~~و چون بتحقیق پیوست اورا در بازار اصفهان صلب کردند. # وفات اسمعیل بن احمد بن حسین من علی ابوعلی من ابوبکرالبیهقی الامامان # ~~الامام بمدینه بیهق عمره اثنی وسبعین سنه. # وفات ابوبکر الشاشی و هو ابوبکر محمدین احمدین حسین بن عمر الشاشی # ~~الامام الفقیه الشافعی فی شوال. # مراجعت امام ابوحفص عهر النسفی وهوالامام عمر بن محمد بن احمد بن اسمعیل # ~~ابن محمدالنسفی من اهل سمرقتد از کعبهٔ‌ معظم عظم الله حرمتها. # وفات الادیب ابوالمظفر محمدبن احمدبن محمدالابیوردی الشاعر المشهور # ~~وله دیوان حسن و هو من ولد عنبسه بن ابی سفیان بن حرب. PageV02P218 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0219.jpg) # سنله ثعاان و خمسهانه # وفات علاء الدوله مسهود بن ابراهیم بن مسعود بن محمود الغزنوی مدت ~~پادشاهی # ~~او شانزده سال بوه. # جلوس کمالالدوله شیرزادبن مسعوه بن ابراهیم الغزنوی بحکومت غزنی # ~~وولایات. # وفات ابوبکر احمدبن علی بن بدران الحلوانی الزاهد ببغداد فی منتصف # ~~جمادی الاولی و هو من ایمة الشافعی وراوی احادیث النبویه وقیل سنه ست و ~~خمسمائه # ~~و کان ولادته فی سنه عشرین و اربعمائه . # سنه تسع و خمسمائه # وفات کمادالدوله شیرزادین مسعودبن ابراهیم بن مسعود بن محمود الغزنوی # ~~مدت پادشاهی او یکسال بود . # جلوس سلطانالدوله ارسلان شاه بن مسعود بن ابراهیم بن مسعودالغزنوی و # ~~گریختن برادر او بهرامشاه والتجا بسلطان سنجربن ملکشاه کرد که پسر خال # ~~شاه ازیشان بگریخت و سلطان سنجر بهرامشاه را برتخت غزنی نشانده مراجعت # ~~نمود و هم درین سال باز سلطان الدوله ارسلانشاه مراجعت نمود و باز بهر ~~امشاه # ~~بگریخت و پیش سلطان سنجر رفت . # سنهآ عشر و خمسمائة # وفات سلطان محمدبن ملکشاه «ررابع غشر ذیحجة لحرام و قیل سنه اثنی # ~~هشره و خمسمائه. PageV02P219 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0220.jpg) # جلوس محمودبن سلطان محمدبن ملکشاه در عراق بحکم عم او سلطان # ~~سنجربن ملکشاه که ms504 بایکدیگر حرب کردند ومحمود شکست یافت و سلطان سنجر # ~~اورا در عراق بگذاشت و وفات اوهم درین سال. # جلوس سلطان طغرل بن سلطان محمدبن ملکشاه در غراق بحکم عم او # ~~سلطان سنجر و وفات طغرل مذکورهم درین سال. # قرار ممالک خراسان و عراق برسلطان سنجربن ملکشاه بن الب ارسلان بن # ~~چغر بیک بن میکائیل بن سلیمان بن سلجوق بن لقمان . # و زیر سلطان محمود بن محمد بن ملکشاه کمال الدین مجمدخازن بود که درری از # ~~قبل سنجر باسلطان محموه مذکور حرب کرد و گرفتار شد واو پیشترخازن سلطان # ~~سنجر بود و در زمان سلطان مسعود بقتل آمد. # ولادت المستنجدبالله ابوالمظفریوسف بن المقتفی. # درین سال بعد از وفات سلطان محمدبن ملکشاه اسم سلطانی بر سلطان # ~~سنجر بن ملکشاه اطلاق رفت وبی شریک ومنازع خطبه وسکه در تمام ممالکتری # ~~وخشکی بنام اوشد . # ~~وفات ابوبکر محمدبن منصور بن محمد بن عبدالجبار السمعانی رئیس الشافعیه ~~بمرو # ~~شاهجان سمع الحدیث الکثیر وصنف فیه وله فیه آمال حسنة وتکلم علی الحدیث ~~واحسن # ~~ما شاء المعروف بابوبکر السمعانی وکان مولده سنه ست وستین واربع مائه # سنه احدی عشرة وخمسمائه1 # ولادت سلطان سلیمانشاه بن سلطان محمدین ملکشاء در رجب الاصم # وفات ابومحمد السهرورهی. # الشکر آوردن بهرامشاء بن مسعوه بن ابراهیم بن مسعوه ین محموه الفزنوی ~~PageV02P220 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0221.jpg) # ~~بغزنی بمده سلطان سنجر بن ملکشاه وجرب او با براه رخوه سلطان الدوله ~~ارسلانشاه # ~~و کرفتاری ارسلان شاه وحبس او. # جلوس یمین الدوله بهرامشاه بن مسعود بن ابراهیم بن مسعود بن محمود # ~~غزنی که ترجمه کلیله وهمنه بنام او نوشتهاند. # سنهاثنی عشرةوخمسمائه # ایل سلطان الدوله ارسلانشاه بن مسعود بن ابراهیم بن مسعود بن محمود # ~~الغزنوی. # وفات نورالهدی الزیدی وهو ابوطالب حسین بن محمد بن علی بن حسن # ~~الزیدی نقیب النقباء ببغداه وکان مر اکاب رالفقهاء الحنفیه وروی الحدیث ~~الکثیر . # وفات بکربن محمد بن علی بن فضل الانصاری ابوالفضل من ولد جابربن # ~~عبدالله من بخاراوکان من اعیان فقهاء الحنفیه فی شعبان. # وفات ms505 ابو القاسم سلمان بن ناصر الانصاری النیشابوری فی جمادی الاخره # ~~تلعیذ امام الحرمین الشریفین کان فقیها امامافی علم الکلام والثفسی ~~زاهدا ورعا # ~~ذاقدم فی التصوف و الطریقة من نیت صلاح وتصوف وزهد شرح الارشاد الامام ~~الحرمین # ~~وله کتاب الغنیة فی الفقه اصابه فی آخر عمره ضعف فی بصره ویسیر وقرفی ~~اذنه. # سنه ثلثعشرهوخمسماقە # عرب سلطان مسعوه بن مبلطان محمدبن ملکشاء با عمخود سلمطان، نجربن # ~~ملکشاه بظاهر همدان وهزیمت سلطان مسعود مذکور ورفتن بجرجان. # وفات ابوالوفاعلی بن عقیل بن محمدبن عقیل شیخ الحنابله فی وقته ببغداد # وزارت دادن المستر شد باله بجلال الدوله شرف الاسلام ابوعلی صدقه فی # ~~اشوال. PageV02P221 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0222.jpg) # قتل کمال الدین محمد خازن وداین وزارت سلطان مسعود بن محمد بن # ~~ملکشاه بعز الملک مجدالدین البروجردی . # سنه اربع فشرة وخمسماقآه14 # ~~خروج محمد بن ابوفراس که از حجة الاسلام تربیت یافته بود در جانب مغرب # ~~عزل خواجه نظام الدین احمد ین خواجه نظام الملک حسن که وزیر خلیفه # ~~المستر شد بالله بود او را جمعی در بغداه خبث کردند وخلیفه حکم بعزل ~~اوفرمود # ~~مراجعت سلمظان مسعوه بن سلطان محمد بن ملکشاه که از عم خود سلطان # ~~سنجر گریخته بود از جرجانباری وقیل سنه خمس عشرة وخمسمائه . # ~~وفات مستعلی بن مستنمر بشام از اسمعیلیه و او پیشتر برادر خود نزاربن # ~~مستنصر را گرفته درحبس قاهره داشت تا اوودو پسراوهر حبس وفات یافتند ~~وتاریخ # ~~آن معلوم نشد . # ~~جلوس ابوعلی منصور بن مستعلی بن مستنصر از اسمغیلیه بشام. # ~~وفات الامام بن الامام ابونصر عبدالرحیم بن الشیخ الاستاه ابوالقاسم ~~عبد # ~~الکریم بن هوازن القشیری فی یوم الجمعه الثامن والعشرین من جمادی ~~الاخره کان # ~~ابونصر المذکور امام الایمة وحبرالامه فی الاصول والتفسیر والنظم ~~والنثر وغیرها # سنه خمس عشرة وخمسمائد5آه # ~~ولادت خسرو شاه بن بهرامشاه غزنوی- # ~~وقات والده سلطان سنجرین ملکشاه. # ~~وزیر سلطان مسعوه بن محعدبن ملکشاه امام العلامه شرف الدین نوشروان # ~~بن خالد الکاشی بوده. # ~~بعدازو بحکم سلطان سنجر وزیر او عماه الدین ابوالبرکات بوه و ms506 او وزیر ~~PageV02P222 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0223.jpg) # ~~اصیل بود اما پیش سلطان مسعود مذکور اختیاری نداشت بواسطه آنک ~~اوراسلطان # ~~سنجر فرستادهه بود و کمال الدین ثابت بن محمد القمی اختیار تمام پیش ~~سلطان # ~~مسعود دأشت # ~~بعداز او موید الدین مرزبان وزیر شدواو پیشتر منشی وطغرایی بود. # ~~بعد ازوتاج الملک ابوطالب الشیرازی وزیر بود که او را اتابک بوزابه ~~تعیین # ~~کرده بود و فرستاده چون اتابک بوزابه بقتل آمد او را بشیر از فزستادند ~~و عزلشد # ~~بعد از وشمس الدین ابوالنجیب در گزینی وزیرشد و او بغیر آنک قوام الدین # ~~وزیر خااش بوه هبچ عنر دیگر نداشت و بغایت عامی وجاهل بوه. # ~~وفات القاضی عماه الدین عبدالوهاب الاصفهانی . # ~~قتل استاد ابوسعید الطغرابی وهو حسین بن عای بن عبدالصمد الدیلی المغشی # ~~من اهل اصفهان صدر العراق وبدرالافاق غزیر الفضل لطیف الطبع وکان ~~کثیرالشان # ~~جلیل القدر قتله مسعودین سلطان محمدبن ماکشاه فی رایع عشر ذی حجه. # ثوفی هزار اسفبن عوض الهروی وکان قدسمع الحدیث کثیرا ونسخه # سناست عشرقوخمسمائه # ~~درین سال بازوزارت المستره بالله بامر سلطان ه سعوه بن محمد بن ملکشاه # ~~بخواجه نظام الدین ابونصر احمدبن نظام الملک دادند . # ~~وفات اتابک سنقربن مودود بفارس. # ~~جلوس اتابک مظفر الدین زنگی بن مودود بفارس. # ~~وفات الامام محیی السنه ابو محمد حسین بن مسعود البغوی المعروف بابن # ~~الفراء فی الثانی من شوال وصنف التهذیب الامام فی التفسیروالفقه علی ~~القاضی الحسین # ~~وکان دینا ورعا قانعا بالیسیر یا کل الغبزوحده وکان لایلقی الدری ~~الاعلی الطهارة # ~~توفی بمروالرود ودفن عند شیخه والبغوی منسوب الی بغا بفتح الباء اله ~~وحده وهی PageV02P223 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0224.jpg) # # (224) %~% سسسسسسسه سال 4517 # ~~قریه بخراسان بین هرات ومرو. # وفات ابومحمد قاسم بن محمدبن علی بن عثمان البمری الحریری صاحب # ~~المقامات الحریری المنشآة علی لسان زیدالسروجی وعاش سبعین سنه ونسب الی # ~~الحریر وهوالابریشم مطبق لانه کان یبیعه بالبصره . # سنء سبع عشرة وخمسمائه17 # وفات شیخ احمد الغزالی وهو ابوالفتح احمدین محمدبن محمد الغزالی الطوسی # ~~بقزوین وقیل سنه عشرین وخمسمائه . # وقال الرباعیه فی ms507 النزع # # برید وصل در آمد زپیش شهنا گاه %~% که خیز خیمه برون زن زپیش لشکر گاه # # مجره آی بحضرت که مجلسیست بزرک %~% همه حریفان باشاه دریکی خرگاه (1) # ~~وفات قاسم بن هاشم العلوی امیرمکه # جلوس قلیبة بن قاسم بن هاشم العلوی الحسینی یامارت مکه واو عادل تر و # ~~نیکوسیرت تراز پدر بوه # قتل شمس الملک عثمان بن نظام الملک بحکم سلطان مسعوه بن محمد بن # ~~ملکشاه که وزیر او بود # وفات عبد الهبمن حسن بن احمد بن حسن ابونعیم بن ابوعلی الحداه الاصفهانی # ~~وهو من اعیان المحدثین # وفات حکیم عمر الخیام # وفات الامام ملک الحکماء خواجه عمر خیام بنیشابور واو در حکمتیگانه # ~~واعلم زمان خود وده وخواجه نظامی عروضی سمرقندی که یکی از تلامذه اوست # ~~1 ودر نسخه ب - مقرمان الهنددر یکی خر کاء PageV02P224 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0225.jpg) # ~~حکایت میکند که در بلخ باخواجه امام الحکماعمر اتفاق ملاقاتی افتاه هر ~~اثناءسخن # ~~میگفت که قبرمن در موضعی باشد که هربهار باد شمال برو گلفشان کند مرااز # ~~آن سخن تعجب آمد ودانستم که او سخن کزاف نگوید تا بعد از آن بچند گاه # ~~در بهار بنیشابور بسر قبر او رفتمو آن «ر کنار دیوار باغی افتاده بوه ~~وهرختان میوه # ~~اسر از دیوار باغ بیرون آورده چندان شکوفه بر قبراو ریخته بود که قبراو ~~در آن # ~~میان نمینمود و اورا رباعی بسیارست بحکمت و مذهب حکیم آمیخته ودر شرع ~~سخنان # ~~او (خواندن) «1» ممنوع است اما یک رباعی او نوشتم که شاید که حق عز ~~شانه او # # را بدین رباعی آمرزیده باشد ای سوختهآ سوختهآ سوختنی %~% وی آتشرهوزخ ~~از تو افروحتنی # # تاکی گوئی که بر عمر رحمت کن %~% حق راتو که ای بر حمت آموختنی # سنه ثمان عشرة وخمسمائه # وفات حسن صباح حمیری ملحد روز چهار شنبه ششم ربیع الثانی بالموت # ~~مدت حکومت او سی وپنج سال وقیل اربعین سنه # جلوس کیا بزرک امید رودباری ملحد بقلعه الموت که پیشتر وزیر او بود # ~~وباسم داعی بودند از ms508 پیش اسمعیلیه و در زمان حسن صباح لشکر کش او بوه و # ~~قلعه لنبه سر یگرفت وبیست سال درآن قلعه بود . # وفات داودبن سلیمان قتلمش در روم # جلوس برادر او قلیج ارسلان در روم بحگومت. # وقات زین الاسلام الهروی # وفات امام احمد المیدانی وهو الام ابوالفضل احمد بن محمد بن لحمد بن ~~PageV02P225 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0226.jpg) # ~~ابراهیم صاحب کتاب الهادی للشادلی والادوات ونزهة الطرف فی غلم الصرف ~~وکتاب # ~~مجمع الامثال وکتاب السامی فی الاسامی وکتاب الانموذج فی النحو وکتاب ~~النحو # ~~المیدانی وکتاب المصادر وکتاب شرح المفضلات وغیرذلک # ولادت مولی العلامه الامام مجد الدین ابوسعید عبدالله الامام العلامه ~~الربانی # ~~عصام الدین ابوحفص عمر بن احمد بن منصور بن الامام العلامه قدوة فقهاء ~~الشافعیه # ~~فی زمانه ابی بکر محمدبن القاسم بن حبیب بن عبدوس الصفار النیشابوری ~~والد # ~~المولی العلامه النحریر شهاب الدین ابی بکر الصفار # سنهآ تسع عشرة وخمسمائه9 # وفات ابراهیم بن محمد بن ابراهیم النسوی وهو رجل فاضل شاعر به # ~~نیشابور واوبمفاجا در گذشت وفات ملک الفضلا خواجه نظامی عروضی سمرقندی # ~~الشاعر صاحب الدیوان ومقالات الاربع والرسالات وکان شاعر منشی فاضل و # ~~او ملازم سلطان علاءالدین حسین بن سام الغوری بود و هواحمدبن عمر بن ~~علی النظامی # ~~العروضی السمرقندی المشهوردیوانه وتالیفاته. # وقات مقدم الروسا منصورن محمدین اسحق البیهقی کان رئیسا کبیرأ # ~~ذاجلالة عالما باسباب الریاسه والسیاسة وکان من المحترمین عند السلاطین ~~والوزرآء # ~~وله عرق فی نظام الملک من جانب الام وکان له ابنان رئیسان عالمان ~~مشهوران # ~~احد هماشمس الروسا ابوالحسن علی وکان نایب الوزاره وتصوف فی اخر عمره ~~وانزوی # ~~هن الاعمال الساطانیه وابقطع من الاشغال الدیوانیه والثانی بدرالرؤسا ~~محمد وکان # ~~فرید عصره ووحید دهره فی الفضایل الکثیره والفواضل الجمه الغزیره ~~والامام احمد # ~~المیدانی قصاید کثیره فی مدحه . PageV02P226 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0227.jpg) # سنلة عشرین وخه سها # وزارت انوشروان شرف الدین خالدین ابومحمد بحکم سلطان مسعود بر # ~~محمد بن ملکشاه وبقی فیها نحو عشرة اشهرثم استعفی منه وعزل نفسه . # وفات الامام ابوالفتح احمد بن علی بن برهان ms509 بفتح الباء الحنبلی ثم ~~الشافعی # ~~وتفقه علی الغزالی والشاشی وبرع فی المذهب وفی الاصول وکان هوالغالب ~~علیهوله # ~~فیه التصانیف المشهورة البسیط والوسیط والوجیز وغیرهارحل الیه الطلبه ~~من البلاد # ~~واستغرق نهاره و بعض لیله فی اقرائهم و هرس بالنظامیه شهرا واجداثم عزل ~~ثم # ~~تولاها ثانیا یوما واحداثم عزل ایضاوکان ذکیا یضرب به المثل فی حل ~~الاشکال. # وفات هلال بن عبدالرحمن بن شریح بن عمربن احمد و او از فرزندان بلال # ~~بن ریاح الحبشی بوه موذن رسول الله صلی الله علیه وسلم وکنیت او ~~ابوسعید بود # ~~واو بلاه وشهرهاء خراسان وعراق وماوراءالنهرر اطواف کرده وهر سمرقند ~~فرمان # ~~یافت وقیل سنه تسع عشرة و خمسمائه. # رفتن المستر شد بالله خلیفه بحرب سلطان مسعود بن محمدبن ملکشاء و # ~~در مرافه حرب واقع شد و مستر شد را اسیر کردند ودر دست ملاحده خذلهم ~~الله # ~~افتاد واوراقتل کردند وهو المستر شد بالله ابومنصور فضل بن المستظهر ~~بالله مدت # ~~خلافة او هفده سال وهفت ماه بود وخلیفه بیست و نهم بود و او هم در ~~مراغه مدفونست # جلوس الراشد بالله ابو جعفر منسور بن المستر شد واو سی ام خلفاء بنی # ~~العباس بود. # سنه احدیو عشرین و خمسمائه # ~~وفات خوارزمشاه فطب الدین محمد بن نوشتکین بخوارزم مبت خوارز مشاهیل ~~PageV02P227 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0228.jpg) # # 228) %~% سوسال 9522 # ~~او سی و یک سال بود. # جلوس ابوالمظفر اتسزبن قطب الدین محمدبن نوشتکین بخوارزمشاهی # ~~واو باسلطان سنجربن ملکشاه یاغی شد وبر خلاف اباء خود سراز ربقه اطاعت ~~او # ~~بپیچید الرشید الوطواط # # چون ملک اتسز بتخت ملک بر آمد %~% دولت سلجوق وآل او بسر آمد # وفات زنگی بن آقسنغر در شام. # جلوس نورالدین زنگی بن آقسنغر درشام # جلوس موهودبن زنگی بن آقسنغر در دیاربکر. # حرب الراشد بالله پرهر اصفهان باملاحده که پدر او را بقتل آورهه بوهندو # ~~قثل الراشد بالله ابو جعفر منصوربن المستر شد خلیفه سی ام مدت خلافت او ~~دوماه # ~~ویازده روز بود ومدفن او در شهرستانه است از توابع اصفهان . # جلوس ms510 المقتفی لأمرالله ابو عبدالله محمدبن المستظهر بالله واو خلیفه می # ~~ویکم بود . # حرب علاء الدین جسین بن حسین بن سام الغوریهر تکنا باه با بهر امشاء (1) # ~~الغزنوی ونزاع میان ایشان جهت تکناباه بود وتکناباه شهری بوه در میان ~~غورو # ~~فزنی و علاءالدین جسین مذکور نامه نوشت ودر نامه یاه کره که ### | بیت # # هان تا ندهی زبهر یک تکناباه %~% سرتا سر ملک آل محمود بباد # و حرب ایشان وفرار بهر امشاه و گرفتن علاءالدین حسین تکناباهرا . # سنه اثنتین وعشرین وخمسمائه22 # ~~کرفتن سلطان علاء الدین حسین بن حسین بن سام الغوری غزئی را وهزیمة شدن ~~PageV02P228 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0229.jpg) # ~~بوامشاء النزنوی. # حکومت سیف الدین بن حسین بن سام براهر علاء الدین حسین المذکور # ~~غنزنی وفات انوشروان شرف الدین خالدوزیر مسعوه بن سلطان محمد بن ~~ملکشاه # ~~فی صفر # وفات جلال الدین ابوعلی بن صدقه وزیر مستر شدخلیفه فی شهر الله الاصم # ~~وجب وکان حسن السیرة جمیل الطریقة وله شعر حسن منه قوله فی الخلیفه . ### | شغر # # وجدت الوری کالماء طغما ورقة %~% وان امیر المؤمنین زلاله # # و صورت معنی العقل شخصا مسورا %~% وان امیرالمومنین مثاله # # ولولاطریق الدین والشرع والتقی %~% لقلت من الاعظام جل جلاله # ولادت الشیخ روزبهان الکبیر البغلی. # سنه ثلث و عشرین وخمسمافه # مراجعن بهرامشاء الغزنوی وحرب او باسیف الدین بن حسین بن سام و # ~~گرفتار شدن سیف الدین مذکور که اورابر گاو نشانده گره شهر غزنی ~~بگردانیدند # ~~و قتل کرد مراجعت علاهالدین حسین بن حسین بن السام بر عزیمت آمدن بنزنی # وفات بهرامشاء غزنوی پیش ازرسیدن سلطان علاءالدین حسین غوری وقتل # ~~عام و غارت وتاراج وسوختن غزنی بردست سلطان علاءالدین مذکور و او ~~رابدین # ~~واسطه جهان سوز گفتند . # جلوس سلطان غیاث الدین ابوالفتح محمد بن سام بن حسین بن سآم و برادر # ~~او سلطان شهاب الدین ابوالمظفر محمود بن سام بن حسین بن سام برادر زاد ~~گان # ~~سلطان علاء الدین مذکور بجکومت فزنی. PageV02P229 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0230.jpg) # ~~گرفتار شدن خسرو شاه بن بهرامشاه غزنوی و حبس او ms511 در قلعه غزنی و # ~~انقراض دولت آل محمود سبکتکین . # ~~وفات ابی نصرالمیهنی ابوالفتح الفقیه الشافعی مدرس النظامیته ببغداه # ~~وله طریقة مشهوره فی الخلاف وتفقه علی ابوالمظفر السمعانی وکان له قبول ~~عندالخلیفه # ~~والسلطان وغیره. # ~~وفات حمزة بن هبةالله بن محمد ین الحسن الشریف العلوی الحسینی # ~~النیشابوری و او را علوم ظاهر وباطن باشرف نسب جمع بوه و او متقی وزیدی # ~~مذهب بود. # سنه اربع وعشرین و خمسمائه # ~~قتل الاامر باحکام الله ابوعلیه نصور بن مستعلی بن مستنصر بشام از ~~اسمعیلیه بر # ~~دست جماعتی از نزاریان و او پسر نداشت پسر عم خود را ولیعهد کرده بوه . # ~~جلوس الحافظ لدین الله ابومیمون عبدالحمید بن مستنصر بن طاهر بن حاکم ~~بشام # ~~حرب سلطان سنجر بن ملکشاه با احمد خان بن سلیمان خان پادشاه # ~~ماوراء النهر وگرفتار شدن احمدخان مذکور. # ~~وفات محمد بن ابوفراس که در جانب مغرب خروج کرده بود. # ~~قیام نمودن عبدالمؤ من بن علی بکار محمد بن ابوفراس و تمامت مملکة # ~~مغرب بدست فرو گرفت و تانزدیک باین تاریخ در دست ایشان بماند . # ~~وفات نسیر الدین محموه بن مؤید الملک بن نظام الملک بغداد فی شعبان : # ~~حرب المقتفی لامرالله خلیفه با محمدشاه بن محمود بن محمدبن ملکشاء # ~~وفرار محمدشاه مذ کور وچون بهمدان رسید از فسه بیمار شد ووفات کره ~~PageV02P230 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0231.jpg) # ~~* مجمل فصیحی* # سنه خمس وفشرین وخمسمائه # وفات سلطان مسعودبن محمدبن ملکشاه در عراق در پانزدهم شوال # جلوس سلطان طغرلبن محمدین ملکشاه بر جای برادر خود در عراق # وفات هبة الله محمدبن حصین بن الشیبانی الکانب وهو راوی مسندالامام احمد # ~~ن الحنبل. # وزیر سلطان طفرلین محمدین ملکشاء شرف الدین علی بن رجا بوده بعد # ~~از قتل وزیر قوام الدین اموالقاسم ین حسن الدر گزینی. # وفات الحسن بن سلیمان بن عبدالله ابو علی الفقیه الشافعی الواعظ مدرس # ~~مدرسة النظامیه ببغداد واو نهروانی الاصل است. # فات حقاه بن مسلم الرحبی الدباس الزاهد المشهور المحدث صاحب کرامات # ~~والمقامات. سنهآ ست و عشرین وخمسمائة ms512 # ~~ابتدای عمارت مسجد الجامع بهرات بردست سلطان غیاث الدین محمدبن سام بن ~~حسین # ~~من سام الغوری . وفات عبدالله بن مظفر بن رئیس الرؤسا ابوالفضل وکان ~~ادیباوله شعز حسن # سنه سبع وفشرین و خمس هائه # عزیمت اتسزبن قطبالدین محمد بن نو شتکین غرجه از ملازمة سلطان # ~~سنجربن ملکشاه بخوارزم وچون از سلطان سنجر رخصت یافته باز گردید سلطان # ~~سنجر فرمود که این پشتیست که دیگر روی أورا مشکل توان دید حضار مجلس # ~~گفتند که چون در خاطر مبارک خطور کره اورا نگذاریم که برود سلطان فرمود # ~~که بمجرد ظن و کمان قصد کسی نتوان کرد و همان که سلطانرا در خاطر گذشته # ~~بود همان شد . # فات قاضی قضاة خراسان ابو سعیدا حمد بن محمد بن صاعد و کان خیرآ صالحا # وفات القاضی عبدالله الرطبی PageV02P231 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0232.jpg) # وفات علی بن یعلی بن عوض ابوالقاسم الهروی العلوی وکان واعظا وله # ~~بخراسان قبول عظیم و سمع الحدیث الکثیر وهو مشهور. # وفات ابو قلیبة امیر مکه و قایم مقامه فی الامارة بعده ابنه قاسم # سنهیمان وعشرین وخمسماقه # قتل خواجه قوام الدین ابوالقاسم بن حسن الدر کزینی وزیر بحکم سلطان # ~~طغرل بن محمدین ملکشاه . # اتمام کشاف بر دست جارالله العلامه بمکه فی ثالث عشزین رجب الاصم # وفا ت اسمعیل بن محمد بن الفضل الاصفهانی # وفات محمد بن علی بن عبد الواحد ابو رشید الفقیه الشا فعی من # ~~اهلب طرستان سمع الحدیث و رواه وکان زاهدا عابدا اقام بجزیره فی البحر ~~عدة سنین # ~~منفردا یعبد الله و عاه الی آمل فتوفی بها وقبره یزار ویتبرک به # وفا ت امام ابی بکر احمدبن امام ابی الفتح سهل بن احمد ین علی بن حسن # ~~البانی بالباءالموحدة والنون المعروف بابی بکرالارغیانی فی ذی قعده ~~وکان ابی بکر # ~~هذا مثل والده فی الفضل والسیره وکان فی عصرنا ولم القه قال و بان قریة ~~من قری # ~~ارغیان و دفن بظاهر نیشابور وارغیان بهمزه مفتوحه ثم راء ساکنه ~~بعدهاغین معجمة # ~~مکسوره ثم یاء ms513 بنقطتین من تحت فی آخرها نون اسم الناحیة من نواحی ~~نیشابور # یشتمل علی قری کثیره وله شعر ملیح جید وفضل وافر # # ایا جبلی نعمان با لله خلیا %~% نسیم المبانحلص (کذا الی نسیمها # # فان الصباریح علی ما تنفست %~% علی نفس مهموم یحلب همومها # وفات الامام ابوعلی حسن بن ابراهیم الفارقی الشافعی ولدعاشر ربیع الاخر # ~~سنه ثلاث وثلثین و اربعمائه وتفقه علی الکازرونی وکان اماما ورعاقایما ~~بالحق مشهورأ PageV02P232 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0233.jpg) # # ومجمل فصی %~% # ~~با لذکاء تولی قضاء الواسط وسکنها الی حین وفاته بهافی یومالاربعا ~~الثانی والعشرین # ~~من محرم # سنه تسع وهشرین وخمسمائه # ~~وفات سلطان طغرل بن محمد بن ملکشاء فی محرم بعراق. # ~~جلوس مسعوه بن مجمود بن محمدبن ملکشاه بحکومت عراق. # سنه قلثین و خمسمائه # ~~امارت احمد خان بن سلیمان خان بار دوم در سمرقند بحکم سلطان سنجر # ~~بعد از آن که مخالفت نموده بود و سلطان سنجر بنفس خود بسمرقند رفته و ~~او را # ~~در قلعه محصور گردانیده باز امارت داه وبند ازو بر گرفت. # ~~وفات محمدبن حمویه ابوعبدالله الجوینی وهومن مشایخ الصوفیه المشهورین # ~~وله کرامات کثیره وروایات الاحاهیث النبویه . # وفات محمدبن عبدالله بن احمدبن حبیب العامری الصوفی مصنف شرح # ~~الشهاب. # سنهاحدی وثلئین و خمسمائها # ~~وفات ابوالقاسم هبة الله بن احمدبن عمر الحریری . # ~~وزیر المقتفی بالله الوزیر الفاضل هون الدین که وزارت المستنجد بالله # ~~نیز نمود. # وفات ابو سعد احمدبن محمدبن ثابت الغجندی رئیس الفقها: الشافعیه # ~~باصفهان. وفات القاضی ابونصر شریح الرومانی فی رمضان بالشین المعجمه ~~والحاء المهمله PageV02P233 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0234.jpg) ### | سهسال 512 # ~~این القاضی ابوعمر وعبدالکریم بن الشیخ ابی العباس احمد جد صاحب البحر # ~~فیکون ابونعر شریح هذا ابن عم صاحب البحروکان امامافی الفقه وولی ~~القضاء بأمل # ~~طبرستان بساری. # سنهآ ائنتین وثلثین و خمسمائه # وفات بزرک امید رود باری ملحد هر بیست وششم جماهی الاخرء بالموت # ~~ومدت ملک او چهارده سال بود . # جلوس پسر او محمد بن بزرک امید وتشییع سنت او کرد وبر مذهب باطل # ~~حسن صباح وپدر بود . # ~~وفات احمدبن ms514 محمد بن ابی بکر احمد بن ابی الفتح الفقیه الحتبلی ~~الدینوری ببغداه # وفات بهاء الدین الشهر زوری (1) # وفات القاضی ابو العلاصاعدبن حسین بن اسمعیل بن صاعد وهو ابن عم # ~~القاضی ابی سعید الصاعدی وولی قضانیشابور بعد ابی سعید المذ کور. # سنه ثلث و ثلثین وخمسمائه 23 # ولادت مولانا نظام الدین قاسم بن ابی سعد الصفار بشاهیاخ نیشابور. # ولادت مولی العلامه شهاب الدین ابی بکربن الامام العلامه مجدالدین ابو- # ~~سعد عبدالله بن الامام العلامه الربانی عصام الدین ابی حفص همربن ~~احمدبن منصوربن # ~~الامام العلامه قدوة فقهاوالشافعیه فی زمانه ابی بکر محمدبن قاسم بن ~~حبیب بن عبدوس # ~~الصفار النیشابوری فی جمادی الاخره وکان صغر من ابیه بخمس عشره سنه ~~PageV02P234 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0235.jpg) # اسنه اربغ وثلیین وخمسه # رفتن سلطان سنجر بن ملکشاه بسمرقند و حرب او با آتخان(1) و هزیمت # ~~سلطان سنجر و رفتن بقلعه ترمد و گرفتار شدن ترکان خاتون حرم سلطان سنجر ~~و # ~~ملک نیمروز و بعد از یکسال گذاشتن ایشان. # شهادت صدرالشهید حسامالدین عمربن صدرالسعید حسامالدین عمربن # ~~برهان الدین عبدالعزیزین حسام الدین عمربن برهان الدین عبدالعزیز بن ~~مازه البخاری # ~~در حرب مذکور که میان سلطان سنجر و کفار خطای واقع شد قتله الکلفر التر ~~کی # ~~مدفونا بکلا باه بخارا فی جنب والده و کفار خطای و مغول درماوراء النهر ~~در آمدند # ~~و قتل واسر و نهب کردند و بسیاری از کبار علما و فقها و صدور بقتل ~~آمدند و # ~~لشکر خطای و مغول در ماوراء النهر بودند تا سلطان محمد خوارزمشاه ~~ایشانر # ~~بیرون کرد و ذکر آن در آن تاریخ خواهد آمد. # سنه خمس وثلثین و خمسمائه # عاصی شدن اتسزبن فطبالدین محمدین نوشتکین خوارزمشاه و خطبه و # ~~سکه از نام سلطان سنجر بگردانید و بنام خود کره در خوارزم . # رفتن سلطان سنجر بن ملکشاه بنفس خود بحزب خوارزم واتسز و هزار اسب # ~~را محاصره کرد انوری در حضرت سلطان سنجر این رباعی عرضه داشت . ### | رباعیه # # ای شاه همه ملک جهان حسب تراست ms515 %~% وز دولت و اقبال جهان کسب تراست # # امروز بیک حمله هزار اسب بگیر %~% فره اخوارزم و صدهزار اسب تراست # و رباعی مذکور برتیری نوشته بهز اراسب انداختند رشید الدین وطواطه رهزار # ~~اسب ملازم ملک اتسز خوارزمشاء بود این بیت کفت وبرتیز نوشته پیرون ~~انداختند PageV02P235 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0236.jpg) # ~~2 # # گر خصم تو ای شاه شود رستم گرد %~% یک خر زهزار اسب تو نتواند برد # و چون هزار اسب گرفتند سلطان خواست که رشید را بکشد انوری وجمعی # ~~سخنان نیکو گفته اورا خلاص کردند و در خلاص کردن او اقوالست. # وفات صاحب اعظم ناصر الدین المنشی الیزدی محتدا والکرمانی الذی منشا # ~~و مولدا مصنف تاریخ کرمان و تبریز مدفونا بسرخاب. # وفات مولانا شرف الدین العقیلی البخاری الانصاری و کان من کبارالعلما # ~~فی ربیع الاول. # وفات الامام الحاقظ ابوالقاسم اسمعیل بن الفضل الاصفهانی و له التصانیف- # ~~المشهورة. # وفات ابوالقاسم علی بن افلح الشاءر المشهور . # توفی یوسف بن ایوب بن یوسف بن الحسین ابویعقوب الهمدانی من اهل بروجره # ~~و سکن مرو و تفقه علی ابی اسحق الشیرازی و روی الحدیث و اشتغل بالر ~~یاضات # ~~والمجاهدات. # سنه ست وثلثین وخمسمائه46 # وفات ارسلانشاه بن کرمانشاه بن قاوره بکرمان و او پاهشاه عادل بوه واهل # ~~فضل را دوست داشتی و رعایت فرمودی و عمارات و بقاع خبر بسیار ساخت ومدت # ~~پاه شاهی او چهل و دوسال بود . # جلوس پسراو مغیث الدین محمدبن ارسلانشاه بن کرمانشاه بن قاوره بحکومت # ~~کرمان . # وفات الشیخ الکامل المحقق العدقق الرهانی زنده پیل حضرت الشیخ احمد ~~الجامی # ~~وهو ابونصر احمدبن ابی الحسن النامقی الجامی توفی بمعد اباد جام ~~واوراچهارهه پسر PageV02P236 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0237.jpg) # ~~د علماء عرفاءلهم تالیفات کثیرة و تصنیفات رایقة غزیرة و هم هولاءالاول ~~رشید # ~~ادین عبدالرشید الثانی جمال الدین ابوالفتح الثالث صفی الدین محموه ~~الرابع قطب - # ~~الدین محمدالخامس فخرالدین ابوالحسن السادس نجم الدین ابوبکر السابع ~~برهان. # ~~الدین نصر الثامن ضیاء الدین یوسف التاسع عماد الدین عبدالرحیم العاشر ~~شمس الدین # ~~مطهر الحادی عشر بدر الدین ms516 صاعد الثانی غشر حمید الدین عبدالله الثالث* ~~شر ظهیر الدین # ~~الاول وهو لبسها من یدالخواجه ابی طاهر بن سلطان المشایخ الطریقه شیخ ~~ابوسعیدبن # ~~ابیالغیر و هو لبسها من یدوالده وهو لبسها من یدالشیخ ابوعبدالرحمن ~~السلمی و # ~~هو لبسها من یدالشیخ ابوالقاسم النصراباهی وهو لبسها من ید الشبلی وهو ~~لبسها # ~~من یدالشیخ جنید البغدادی الثانی الشیخ ابوالفضل حسن السر خسی الشیخ ~~محمد المرتعش # ~~الشیخ جنید البغدادی الثالث الشیخ ابوالعباس القعاب الاملی وهو لبسها ~~من یدالشیخ # ~~محمدبن عبدالله الطبری و هو من یدابی محمدالجریری وهو من ~~یدالجنیدالبغدادی. # ولادت المستضی بنورالله من خلفاء العباسی ببغداه. # وفات ابو سعدالهروی و هو آدمبن احمدبن اسدالنحوی و او از اهل هرات # ~~بوه و در بلخ ساکن میبود و کان ادیبا فاضلا عالما بالاصول اللغه و او ~~بکعبه معظم # ~~رفت و در سنه عشرین و خمسمائه ببقداه آمد و در بغداد درس حدیث و آدب ~~گفت # ~~و رشیدالدین و طواط از جمله شا گردان اوست. # وفات الامام ابوسعد اسمعیل بن الامام عبدالواحدبن اسمعیل الفوشنجی نزیل # ~~هرات بهرات انه امام غواص متاخر فقیه مناظر مدرس زاهد و کان فاضلا غزیر ~~الفضل # ~~حسن المعرفه بالمذهب جمیل السیره مرضی الطریقه کثیر العباده ملازم ~~الذکر قانعا # ~~بالیسیر خشن العیش راغبا فی نشرالعلم ولد سنه احدی وستین واربعمائه و ~~توفی والده # ~~لی سنه ثمانین و اربعمائه. PageV02P237 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0238.jpg) # # 2) %~% س *سال 4537 # سنه سبع وثلثین وخمسمایه37 # ~~وفات امام العلامه نجم الدین ابوحفص عمر النسفی وهو همربن محمدین # ~~احمدبن اسمعیل بن محمد النسفی من اهل سمرقند کان اماما فاضلا مبرزا ~~متفننا. # ~~وفات کورخان که باتفاق آت خان باسلطان سنجر محاربه کرده ماوراءالنهر # ~~گرفت و سلطان ازو منهزم شد و سلطان محمد خوارزمشاه ماوراء النهر بعد ~~ازوفات # ~~او مستخلص کره. # سنه ثعان و ثلثین و خمسمائه # ~~وفات جارالله العلامه لیلة العرفه وهو محمود بن عمر الزمخشری ~~والزمخشرقریة # ~~من قری خوارزم و او هفتاد و یکسال و پنج ماه و بیست روز عمر داشت. # ~~ولدالشاطبی ناظم ms517 قصیدة المعروفة فی القرائت وهوا بوالقاسم بن فیره ~~والشاطبه # ~~قریة منقری اندلس . # ~~وفات ظهیرالدین ابوبکر الشهرزوری ببغداد . # ~~وفات ابوالبرکات عبدالوهاب بن مبارک بن احمد الانما طسی الحافظ فی محرم # ~~یه بغداد . # ~~ولادت ابو البقاء البغدادی العکبراوی الحنبلی النحوی اللغوی شیخ زمانه ~~و # ~~فریداوانه و اسمه عبدالله بن الحسین بن عبدالله بن الحسین و کان ضریرا ~~و کان اماما # ~~لمسجد ابن حمدی ببغداه بالریحانیین. # سنه تسع وثلیین وخمسمائه9 # ~~ولادت الشیخ الامام شهاب الملة والدین ابی حفص عمر السهرورهی صاحب # ~~کتاب عوارف المعارف در تصوف وغیرهافی رجب الاصم ونسبه ینتهی الی ابی ~~بکر الصدیق PageV02P238 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0239.jpg) # ~~هکذا ابوحفص عمربن محمدبن عبدالله بن محمدبن عبدالله بن سعدبن حسین بن ~~فاسم # ~~ابن نصیرمن قاسم بن محمد بن عبد الله بن عبد الرحمن بن قاسم بن محمدبن ~~ابی بکر الصدیق # ~~رضی الله عنهم # وفاث سلطان قلیج ارسلان سلجوقی هر روم . # جلوس پسر او سلطان مسغود در روم . # وفات عبداله بن احمدبن عبدالله بن حمدویه ابوالمعالی المروزی فی ذیحجه # ~~بمرو و کان من المحدثین سافر الکثیر و سمع الحدیث الکثیر وبنی بمرور ~~باطا ووقف # ~~فیه کتبا کثیرة و کان کثیرالصدقه والعباده. # وفات الشیخ ابومنصور سعیدبن محمدین عمر المعروف بابن الرزاز مدرس # ~~نظامیه بغداد و مولده سنه اثنتین و ستین و اربعمائه. # اتمام عمارت تغوز رباط که درسه فرسخی هرات برآه بادغیس و بلخ و سمرقند # ~~مودوه بن احمد العصمی ساخته و قریب چهار جریب هرات در زیر عمارت است ~~مشتمل # ~~برچهار صفه و اصطبلها و خانهای بسیار و صحن او چهار دانگ جریبی است و ~~در # ~~میان صحن او پایابی مشتمل برچهار صفه و چهارخانه در ده گز عمق شانزده ~~پایه # ~~و آب آن از کاریزی است که وقف ریاط مذکوراست معمار آن ابوالرضا ابن ~~محمد # ~~ابن موفق و بناء آن سعدبن علی بن ابوالحسین فی ربیع الاول. # سنه اربعین وخمسمائه # آمدن سلطان سنجرین هلکشاه از خراسان بعراق و تربیت فرموهن سلطان # ~~مسعودین محمودین محمدبن ماکشاه ms518 و مراجعت ساطان سنجر بخراسان و ترقی # ~~سلطان مسعود مذکور. # ولادت فین جمالدین الکبراء وهونجم الدین ابو الجناب عرین احمد الشیوقی # ~~و قیل سنه خمس و اربعین و خمسمائه. PageV02P239 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0240.jpg) # وفات الشیخ ابومنصور موهوب احمدبن خضر الجوالیقی اللغوی و اخذ اللغه عن # ~~ابی ز کریاء التبریزی وکان یؤم بالمقتفی خلیفة العباسی # وفات احمدبن محمدبن حسن بن علی بن احمدبن سلیمان ابوسغید بن ابی الفضل # ~~الاصفهانی روی الحدیث الکثیر و کان علی سیرة السلف کثیر الاتباع للمسنة ~~. # سنهآ اخدی واربعین وخمسمائه1 # حرب سلطان مسعوهبن محمودبن محمدبن ملکشاه بابراهر زاد گان خود # ~~محمد و ملکشاه و هزیمت ایشان . # وفات الشیخ صدرالدین شیخ الشیوخ ببغداد اسمعیل ابوسعید الصوفی دفن # ~~بظاهر رباطالزوزنی بباب البصره و پسر او شیخ صدرالدین عبدالرحیم قایم ~~مقام او # ~~شیخ الشیوخ بغداد شد . # سنه اثنتین واربعین و خمسما؟ه22 # آمدن سلطان مسعودبن محمودبن محمدبن ملکشاه پیش سلطان سنجر و # ~~تربیت و نواخت یافتن بحکومت غراق. # عصیان نمودن علی چتری والی هرات در غیبت سلطان سنجربن ملکشاه و # ~~اتقاق نمودن باملک غور علاء الدین حسین . # قتل ادیب صابر در خوارزم برهست ملک اتسز خوارز مشاء که فرمود که اورا # ~~ببستند و در جوال کردند و بجیحون انداخثند بواسطه آنکه سلطان سنجر اورا # ~~برسالة پیش اتسز فرستاده بود اورا در خوارزم موقوف کرد و جمعی فدائیان ~~مقرر # ~~کرده فرستاه که سلطان را بقتل رسانند ادیب شکل قدائیان وصورت واقعه ~~انها کرد # ~~و پیش سلطان سنجر فرستاد و فداعیان را نواب سلطان طلب کرده نیافتند و ~~کارهها # ~~زهر آلود از پای تا به ایشان بیرون آوردند و ایشانرا بهمان کاردها هلاک ~~کردند وچون # ~~این خبر باتسز رسید فرموه که اورا بدان کیفیت هلاک کردند. PageV02P240 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0241.jpg) # ~~وفات شیخ ابوالقاسم ابوالحسن البسطامی . # ~~وفات طاهر بن سعیدبن سلطان الطریقة شیخ ابوسعید بن ابوالخیر ابوالقاسم # ~~شیخ رباط البسطامی ببغداه توفی بها فی ربیع الاول . # ~~وفات الامام العالم قدوة الایمة الشافعیه المعروف بالقیصری وهومن ~~کبارایمة # ~~العراق وهو ms519 ابوعبدالله بن علی قدم الشام وتوفی بحلب. # سنه ثلثوار بعین و خمسمائه4 # ~~جلوس اتابک سنقر بن مودود بن زنکی آقسنغر بفارس و ابتدای دولت # ~~سنقریه بفارس و ایشان یازده تن بودند مدت حکومت ایشان صد وچهل وسه سال # ~~ازین تاریخ تا سنهست و ثمانین و ستمائه. # ~~وفات امام ابوالفضل الکرمانی الفقیه امام خراسان فی ذیقعده . # ~~ولادت امام الجن والانس العلامه امام فخرالدین عمر بن الحسین الخطیب # ~~الرازی مدفونا بخیابان هرات فی الخامس و العشرین من رمضان المبارک وقیل ~~سنه # ~~اربع و اربعین وخمسمائه بری . # ~~وفات فغرالدین قاضی القضاة الزیدی. # ~~(فرستاهن سلطان بهر امشاه الغزنوی سرسوری را که پادشاه زاده غوربود # ~~وهو سوری بن الحسین پیش سنجر بن ملکشاه بعراق و وفات سام بن الحسین که # ~~درین باب ادیب صابر گفته. ### | رباعیه # # آنها که بخدمتت نفاق آوردند %~% سرمایهآ عمر خویش طاق آوردند # # دور از سر تو سام بسر سام بمرد %~% و ینک سر سوری بعراق آوردند # ~~واین سر سوری بزر ک بوه و کویند که در زمان سلطان محمود PageV02P241 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0242.jpg) # ~~بقتل رسید) # سنه اربع واربعین و خمسمائه44 # ~~حاکم بشام. # حلوس الظافر بالله ابومنصور محمد بن حافظ بن عبدالحمید بن مستنصربن # ~~طاهر بن حاکم بشام. # وفات احمد بن نظام الملک که وزیر سلطان محند بن ملکشاه وخلیفه # ~~المستر شد بالله بوه. # ولادت امام محمد بن عبدالله بن علی الیافعی بالزی وقیل سنه ثلاث و # ~~اربعین وخمسمائه. # وفات الشیخ الکامل ابی بکر البصری. # وفات الشیخ الامام الاجل الزاهذ ابو جعفر احمد بن علی بن ابی جعفر # ~~محمد ابی صالح احمد بن جعفر البیهقی المقری اللغوی ویعرف ببو جعقرک فی # ~~رمضان صاحب کتاب تاج العصادر وکان اماما فی القرائت والتفسیروالنحو ~~واللغه. # اتمام کتاب تاریخ البیهق که ابوالحسن ین ابی القاسم البیهقی نوشته واو # ~~را تمانیف بسیار است وهم تاریخ المذکوره تتمهآ دیوان الحکمه و شرح ~~النجاة و # ~~عرایس النفایس وجامع اصحاب ابی حنیفه فی کتاب سماه تتمة المواهب ~~الشریفه # ~~و جامع اصحاب الشافعی ms520 فی کتاب آخر ومصنف غیرها من الکتب وله تصانیف ~~کثیره # ~~وکان حنفی المذهب فی محرم السنمة المذ کوره وهوابن ارع وخمسین سنه. PageV02P242 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0243.jpg) # سنه خمس واربعین وخمسمائه # وفات حسین بن سام الغوری بغور که یکی از اقرباء سوری که حا گم # ~~غور بود در وقت قتل او بهندوستان گریخته بود او را پسری آمد سام نام ~~نهاد و # ~~او مسلمان شد و او را پسری آمد حسین نام نهاد در آخر سام باحسین پسر ~~خود # ~~از دهلی براه در یا عزیمت غور کردند کشتی بشکست و غرق شدند سام بمرد # ~~و حسین بر تختهآ بکنار افتاد در حوالی غزنی حرامیان بودند او بدیشان ~~ملحق شد # ~~او را اسب و سلاح دادند درین اثنا لشکریان سلطان ابراهیم غزنوی بدیشان ~~باز # ~~خوردند و بریشان فرصت یافته بگرفتند و قتل کردند چون نوبت بحسین بن سام # ~~رسید احوال خود تقریر کره خبر پیش سلطان ابراهیم بردند او را طلب فرمود ~~و # ~~پیش خوه راه حجابت داه و یکی از اقارب خود در نکاح او آوره چون نوبت ~~سلطنت # ~~بسلطان مسعود بن ابراهیم رسید او را امارت غور داه و مدتی حاکم غور بود ~~و # ~~درین تاریخ وفات یافت و در مدت حکومت عدالت ورزید و بسیاری از مردم ~~جبال # ~~غور بودند که تا غایت اسلام نیاورده بودند بر دست او مسلمان شدند. # حکومت علاءالدین حسین بن حسین بن سام بغور. # سنه ست واربعین وخمسمائه # وفات یعقوب الکاتب وکان یسکن مدرسة النظامیة و مدرس المکان ایضأ # ~~لیکن ازقبل شیخ ابو النجیب عبدالقاهر السهروردی خالوشیخ ابوحض شهاب ~~المله # ~~والدین عمرالسهروردی وقیل سنه سبع واریعین وخمسمائه . # وفاث المقتفی لامرالله ابوعبدالله مجمد بن المستظهر خلیفه سی ویکم مدت # ~~خلافت او سی وپنج سال بود و قیل سنه خمس وخمسین وخمسمائه. # جلوس المستنجد بالله ابوالمظفر یوسف المقتفی خلیفه سی ودوم. PageV02P243 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0244.jpg) # وفات العبادی الواعظ واسمه مظفربن اردشیر وره ببغداد رسولا الی الخلیقه # ~~من السلطان سنجر فی ms521 سنه احدی و اربعین و خمسمائه و وعظ ببغداد و کان له ~~قبول بهاحضر # ~~مجلسه السلطان مسعود فمن دونه واما العامة فانهم کانوایتر کون اشغالهم ~~لحضور # ~~مجلسه والمسابقة الیه وکان الخلیفة المقتفی سیره فی رساله الی الملک ~~محمد بن # ~~السلطان محمود فتوفی هناک ونقل الی بغداد و دفن بالشونیزی و مولده سنه ~~احدی # ~~و تسعین واربع مائه وکان محدثا فقیها واعظافاضلا حسن الخط متکلم لطیف # سنه سبخ واربعین وخمسمائه الهلالیه # ~~وفات سلطان مسعود بن محموه بن سلطان محمد بن ملکشاه در غره رجب بهمدان # جلوس ملکشاه بن محمود بن ملکشاه بعراق. # حرب سلطان سنجر بن ملکشاه باسلطان المشرق علاء الدین حسین بن # ~~حسین بن سام بدراوبه و سلطان علاءالدین حسین و ملک زاده شمس الدین محمد # ~~بن مسعوه که او بزدستامیر اسپهسالار بر نقش هریوه گرفتار شد واو پنجاه ~~هزار # ~~دینار کفت که از بامیان بیاورد ندو با سپهسالار بر نقش دادند و ملک ~~زاده مذکور خلاص # ~~شد وعلی چتری که در هرات باسلطان سنجر خلاف کرده بود و باسلطان ~~علاءالدین # ~~حسین ملحق شده نیز گرفتار کشت و سلطان سنجر حکم بقتل او فرمود و سلطان # ~~حسین را حبس کرهند و باخر مرحمت فرموده او را اطلاق فرموده وراه ~~ندمتارزانی # ~~داشت و رعایت بسیار فرمود و در مجلس خلوت و شراب او را محرم داشت ویک ~~شب # ~~او را یک طبق پر جواهر ثمین بخشید او برخاست و در بدیهه گفت. ### | رباعیه # # بگرفت و نکشت شه مراهرصف کین %~% زان پس که بدم کشتنی ازروی یقین # # و اکنون بطبق میدهدم در ثمین %~% بخشایش و بخششش چنان بود وچنین # وسلطان سنجر را بااو بسیار طبع خوش بود واو رخست معاودت میطلبید # ~~بآخر در رخمت طلبیدن الحاح نمود سلطان او را رخعت فرمود اما سلطان این ~~PageV02P244 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0245.jpg) # ~~معنی را کاره بود و انوری این معنی معلوم کرد بدان واسطه او را هجو گفت ~~. ### | وباعیه # # چون بندگی شهت نهی آید خوش %~% با ملک ms522 چو آب و دولت چون آتش # # بر خیز و بسیج آن جهان کن خوش خوش %~% و آنجا علف گلخن دوزخ می کش # سلطان علاء الدین ازین معنی بغایت منفعل شد بعد از وفات سلطان سنجر # ~~فخرالدین خالد را که دوست انوری بود گفت از پیش من بنویس که انوری ~~بغزنی # ~~آید فخرالدین خالد از زبان سلطان بدو نامه نوشت که بیاید و در مکتوب ~~خود # ~~نوشت که # # ای آنکه در هنر بهمه جا رسیدهای %~% نیک و بد زمانهآ غدار دیدهای # # اصلت زقاینست ونشستت بکوشکک %~% وآن نیم بیت دیگر دانم شنیدهای # انوری معلوم کره که مصلحت رفتن او نیست این قطعه در اعتذار نوشت. ### | القطعة هذا # # کلبهای کاندرو بروز و بشب %~% جای آرام و خورد و خواب منست # # حالتی دارم اندرو که از آن %~% چرخ در غبن ورشک وتاب منست # # وان جهانم درو که گوی سپهر %~% ذره نور آفتا ب منست # # وان سپهرم درو که بحر محیط %~% واله لمعهآ سراب منست # # هر چه در مجلس ملوک بود %~% همه در کلبهآ خراب منست # # رحل اجز او نان خشک برو %~% گره خوان من وکباب منست # # شیشهٔ‌ صبر من که بادا پر %~% نزد من شیشهٔ‌ شراب منست # # قلم کوته و صریر خوشش %~% در کفم نغمهآ رباب منست # # جامهآ صوفیانهآ ازرق %~% بر هزار اطلس انتخاب منست # # هرچه بیرون ازین بود کم وبیش %~% حاش للسامغین عذاب منست # # گنده پیر جهان جنب نکند %~% همتی را که در جناب منست PageV02P245 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0246.jpg) # زین قدم راه رجعتم بسته است %~% آنک او مرجع ومآب منست # گر چه پیغام روح پرور او %~% همه تسکین اضطراب منست # نیست من بنده را زبان جواب %~% جامه و جای من جواب منست # # (1) خدمت پادشه که باقی باد %~% نه ببازوی خاک و آب منست # # گرچه این لفظ ازمن است خطا (2) %~% چکنم این خطا صواب منست # سلطان المشرق علاء الدین حسین از ملاقات او مایوس شد . # سنهآ ثمان واربعین وخمسمائه # رفتن سلطان سنجر بن ملکشاه بحرب غزان ms523 و چندانچه غزان تضرع نمودند و # ~~مال باضعاف قبول کردند مفید نیامد و حرب شد و در حرب سلطان سنجر ~~گرفتارشد وغزان # ~~تمامی خراسانرا غارت کردند فی محرم وقتل شیخ محمداکافهم بردست غزان ~~وقتل # ~~حسین بن محمد الارسابندی (3) والقاضی علی بن مسعود وقتل الزاهد ~~عبدالرحمن # ~~عبدالصمد الاکاف بنیشابور و ابوالحسن علی بن ابی القاسم البیهقی و اجمد ~~بن # ~~حسن الکانب القشیری وابوالبرکات الفراوی والامام علی بن الصباغ المتکلم ~~واحمد # ~~بن حامد و عبدالوهاب الملقابادی(،) والقاضی صاعدبن عبدالملک بن ~~صاغدوحسین # ~~بن عبدالحمید الرازی و امام محمد المارشکی ونقیب العلویین بها علی ~~الموسوی # ~~و خطیبها اسمعیل بن المحسن و شیخ شیوخها محمد بن محمد و بیشتری ازعلماء # ~~نیشابور وغیر هرات و دهستان که قلاع محکم داشت تمام خراسانرا غارت ~~کرهند # ~~و در طوس قتل مردان و سبی زنان کردند غیر مشهد امام علی بن موسی الرضا # ~~1 نسخه ل ون حضرت پادشه # رضوی - این طریق از نمایشست خط PageV02P246 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0247.jpg) # ~~تمام اهالی ولایت طوس را بقتل رسانیدند و در مراجعت در نیشابور قتل عام ~~کردند # ~~بمرتبه که در دو محله نیشاهور شمردند پانزده هزار مرد بیرون زنان و ~~کودکان # ~~قتل کرده بودند. # وفات طاهر بن فغر الملک بن نظام الملک وزیر سلیمانشاه بن سلطان # ~~محمد خان بسمرقند فاستوزر بعده ابنه نظام الملک اباعلی حسن بن طاهر بن # ~~فخر الملک بن نظام الملک . # وفات ملک بن عبدالله بن ابی سهل ابوالفتح بن ابی القاسم الکروخی # ~~الهروی را وی جامع التر مدی فی ذیقعده ببغداه مولده سنه اثنتین وستین ~~واربعمائه # وفات الامام مولی عماه الدین ابو سعد محمد بن ابی العباس احمد بن محمد # ~~الخلیلی الابیوردی النوقانی وهو محمد بن احمد بن محمد بن خلیل بن احمد ~~بن # ~~محمد بن ابی حامد بن اسد بن ابراهیم الامام المفتی البارع المحدث بن ~~المحدث # ~~والامام من الامام بن الامام . # سنه تسع واربعین وخمسمائه # قعل الظافر باله ابومنصور حاقظ بن مستنصر بشام از اسمعیلیه بر «ست وزیر ms524 # ~~خود عباس بن تمیم. # جلوس الفایز بالله ابو القاسم عیسی بن الظافر بالله حافظ بن هستنصر بالله # ~~شام # ولادت تموچین وهو چنگیزخان در عشرین ذی قعده. # ~~و اجتماع امراء سلطان سنجر پیش او وخطبه سلطنت خواندن بر منابر خراسان ~~بنام او. # وفات مولی العالم فعر الدین ابوالفتح محمد بن الفضل بن علی بن عبد الرحهن ~~PageV02P247 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0248.jpg) # ~~المارشکی کان من کبار علماء اسلام و من مفاخر خراسان وفاته بطابران ~~وهفن # ~~باسفالقان بجنب تربت هجة الاسلام الغزالی. # ~~وفات الامام محمد الشهرستانی وهو تاج الدین محمد بنعبدالکریم بن احمد # ~~ابوالفتح بن ابی القاسم بن ابی بکر الشهرستانی صاحب کتاب المناهج ~~والبیانیات # ~~و الملل والنحل و غیرهما توفی بشهرستانه فی هذه السنه او قریبا من هذه ~~اسنه. # سنذ خمسین وخمسعا # ~~وفات بدرالدین لولؤ سلطان قوصل در صفر بموصل و قیل سنه سبع و # ~~خمسین و خمسمائه. # ~~مراجعت غزان از محاصره هرات . # سنه اخدی و خمسین وخه سمائه 1ه # ~~وفات سلطان المشرق علاءالدین حسین بن حسین بن سام بهرات. (1) # ~~جلوس سیف الدین محمد بن علاء الدین حسین بن حسین بن سام. # ~~وفات اتسزبن سلطان قطب الدین محمد بن نوشتکین خوارزمشاه در تاسع # ~~جمادی الاخره ورشید الدین و طواط در عقب نعش اومیخواند # # شاها فلک از سیاستت میلرزید %~% رباعی %~% پیش تو بطبع بندگی میورزید # # صاحب نظری کجاست تادرنگرد %~% تا آن همه مغفلکت بدین می ارزید # ~~مدت پادشاهی او سی سال بود . PageV02P248 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0249.jpg) # ~~جلوس سلطان ایل ارسلان بن اتسز قطب الدین محمد بن نوشتکین بخوارزم ~~شاهی. # ~~وفات ترکان خاتون حرم سلطان سنجر بن ملکشاه. # ~~وفات واواء الجلبی الشاعر. # ~~وفات الحکیم ابو جعفر ین محمد البخاری فی رمضان باسفراین وکان عالما # ~~بعلوم الحکماء الاوایل. # ~~خلاص شدن سلطان سنجر از وست غزان وجمع شدن لشکرها پیش سلطان # ~~سنجر و آمدن بدارمملکت مرو. # ~~وفات شیخ الاسلام ابوالمعالی حسن بن غبید الله بن احمدبن محمد المعروف # ~~بابن الرزازمن اعیان الافاضل. # سنه اثثتین و خمسین و خمسمائه # وفات سیف الدوله ms525 ابو الحارث سلطان سنجر بن ملکشاه بن الب ارسلان در # ~~شانزههم ربیع الاول بمرووقیل سنه ثلاث وخمسین وخمسمائه . وهرحالت نزع ~~این # # قطعه انشاء فرمود وهذه 1» بزخم تیغ جهانگیرو گرز قلعه گشای %~% جهان ~~مسخر منشد چوتن مسخررای # # هزار قلعه گرفتم بیک نمودن دست %~% هزار صف بشکستم بیک فشردن پای # # اجل چوتاختن آورد هیچ سوده نداشت %~% بقا بقاء خدا بود و ملک ملک خدای # ~~جلوس سلطان محموه خان بن محمدخان بن بغراخان خواهرزاده سلطان سنجر # ~~بن ملکشاه. # وفات الفایز بالله ابوالقاسم عیسی بن ظافربن حافظ بن هستنصر بشام # جلوس العاضدلدین الله ابو عبدالله محمد بن فایزین ظافربن مستنصر از # ~~1) این قطیه در تواریخ بدوهنفر دیکر نسبت داده شده کوینده اصل معلوم ~~نیست کپست PageV02P249 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0250.jpg) # ~~25)....................،22222222252ال 9553 # ~~اسمعیلیه بشام. # ~~درین سال بیرون رفتن خراسان از دست آل سلجوق # ~~وقات شیخالکبیر العارف شیخ ابو یعقوب یوسف بن ایوب بن یوسف الهمدانی # ~~الفقیه الفاضل العالم شیخ الصوفیه بمروشاهجان فی سادس عشرین رمضان. # ~~وفات القاضی ابوالعباس احمدبن بغتیار بن علی المایدانی الواسطی وکان # ~~فقیها عالما. # ~~وفات القاضی برهان الدین ابوالقاسم منصور بن ابی سعد محمد بن ابی # ~~نصر الصاعدی قاضی نیشابور وکان من ایمة الفقها الحنفیه فی ربیع آلاخر . # سنه ثلث وخمسین وخمسهائه2 # ~~حرب سلطان محمد بن محموه بن محمدین ملکشاه در عراق با سلطان # ~~سلیمان شاه بن محمدبن ملکشاه وهزیمت سلمیمانشاه مذکور . # ~~وقات القاضی شهاب الدین ابوالعباس القاضی باصفهان . # ~~وفات ابن الوقت عبدالاول بن عیسی بن شعیب الصوفی السجزی اصلا والهروی # ~~منشا ویروی صحیح البخاری وکان عالی الاسناد . # ~~وزیر سلطان محمدبن محمود بن محمد بن ملکشاه شمس الملک عثمان بن # ~~نظام الملک بوه. # ~~غرق گشتن بغداد چنانچه اکثر محلات بغداد خراب شد # ~~ولادت الناصرلدین الله ابوالعباس احمد بن المستضی عباسی در رجب # سنه اربع و خمسین و خمسمائه54 # ~~کریختن سلطان محمدبن محمود بن محمدبن ملکشاء. PageV02P250 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0251.jpg) # جلوس سلطان سلیمان شاه بن محمدبن ملکشاه در عراق فی ذیحجه وقیل # ~~سنه اثنتین وخمسین و خمسمائه. ms526 # وفات شرف الدین علی بن ابوالقاسم منصوربن ابی سعد الصاعدی القاضی # ~~بنیشابور فی رمضان درری ودفن فی مقبره امام محمدبن حسن الشیبانی # وفات صدر الدین محمد العجندی. # سنهآ خمس وخمسین وخمسمائة # وقات مغیث الدین ابوالفتح ملکشاء بن محموه بن محمد بن ملکشاء. # جلوس محمد بن محمود بن محمد بن ملکشاه درعراق # حبس سلطان سلیمانشاه بن محمد بن ملکشاه وهم دران حبس وفات او # ~~ولادت شیخ ربانی شیخ برهان الدین الکوبنانی و الکوبنان قصبة من اعمال ~~الکرمان # ~~واو درنیشا بور تحصیل کرد. # وفات مغیث الدین محمد بن ارسلان شاه بن کرمانشاه بن کرمانشاه بن قاورد # ~~بکرمان پادشاه عالم دانای عادل عالم دوست علم پرور بوه واو در کرمان ~~صاحب # ~~خبران کماشته بود تا روز بروز احوال بلاد باوی نمودندی واگر ظلمی رفتی ~~دفع # ~~کردی ودرربض برد سیریک رسته بیمارستان و مدرسه ورباط و مسجدی ساخته وهم # ~~در انجا مدفن خویش فرموده ودر جیرفت وبم دارالکتب و مسجد جامع ساخته . # جلوس ملک محیی الدین طغرلشاه بن محمدبن ارسلان شاه بن کرمانشاء # ~~ابن قاورد بکرمان. # ولادت الشیخ العلامه امام النحریر الکبیر سراج العله والدین ابویعفوب # ~~یوسف بن ابی بکر محمد بن علی السکاکی صاحب کتاب مفتاح العلوم فی الثالث # ~~من جمادی الاولی PageV02P251 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0252.jpg) # ~~252) # ~~رفتن شیخ الکامل المکمل الفاضل ابوحفص شهاب المله والدین عمر السهروردی # ~~ببغداد وهم در بغداد ساکن شد . # سنةست وخمسین وخمسمائه # ~~وفات اتابک سنفربن موهوه بن زنگی بن آقسنغر در فارس مدت عمر آو # ~~پنجاه ویکسال بود مسجد جامع سنقری درشیر از او ساخت. # ~~جلوس برادر او زنگی بن مودود بن زنگی بن آفسنغر در فارس. # ~~وفات سلیمانشاه بن محمد بن ملکشاه درحبسا # ~~جلوس ارسلانشاه بن طغرل بن محمدبن ملکشاه در عراق. # ~~دادن سلطان ارسلان شاه وزارت بفخرالدین الکاشی الوزیر بن الوزیر وهو # ~~فخرالدین بن معین الدین محمدبن مختص الملوک الکاشی . # ~~بعد ازو کمال الدین ابوشجاع ارزنجانی وزیر باستحقاق شد و بعداز دوسال # ~~وفات کره # ~~بعد از او کمال الدین ms527 ابوعمر و لابهری تاسپری شدن دولت ارسلانشاه وپسر # ~~او طغرل وزیر پود . # ~~ولادت شیخ الشهید مجدالدین البغداه کی فی الحاهی والعشرین من جمادی # ~~الاخر والبغدادک قریة من قری خوارزم وهو مجدالدین شرف بن موید البغداه ~~کی. # ~~وفات قاضی تاج الدین الشهر زوری. # سنه سپع وخمسین وخمسمائه7 # ~~جلوس سلطان محمدبن محموه بن محمد بن ملکشاه در خراسان. # ~~میل کشپدن سلطان محمود خان بن محمد خان بن بغراخان که او خواهر ~~PageV02P252 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0253.jpg) # ~~زاده سلطان سنجربن ملکشاه ودر خراسان قایم مقام او بود . # وفات محمد بن بزرک امید ملحد واررود باری بود درثالث ربیع الاول مدت # ~~ملک او بیست وپنج سال بود. # ~~حکومت ابوعبدالله حسن بن محمدبن بزرک امید ملحد برجای پدر خود و # ~~اوبعلی ذکره السلام مشهورست و گویند کهاو از نسل المصطفی لدین الله ~~نزاراست. # ~~وفات اتابک زنگی بن مودوه بن زنگی بن اقسنغر بفارس. # جلوس اتابک تکله بن زنگی بن مودودبن زنگی بن آقسنغر بحکومت فارس. # درین سال سی هزار مرد از گرجیان بشهردوین آمدند از اعمال آذربایجان # ~~وزیادت ازده هزار مرد بقتل آوردند و اسیر بسیار بردند و شهر را خراب ~~کردند و # ~~جامع شهر را بسوختند چون این خبر باتابک شمسالدین ایلد گز رسید بتبریز # ~~لشکر بسیار جمع کردند و بمده شاه ارمن پسر سکمان قطبی والی اخلاط و پسر # ~~اقستغر صاحب مراغه بانتقام ایشان با پنجاه هزار سوار روان شدند. # سنه ثمان وخمسین وخمسمائه # فتل سیفالدین محمدبن حسین بن حسین بن سام درحرب غزببلخ # جلوس سلطان غیاث الدین ابوالفتح محمد بن سام بن حسین بن سام بعد # ~~از عم پادشاه شد وباغزان حرب کرده بسیاری از ایشان بقتل آوردوخراج ~~بریشان # ~~وفات محمود خان بن محهدخان بن بغراخان خواهر زاده سلطان سنجر که پیشتر # ~~او را میل کشیده بودند. # وفات سلطان مسعود بن قلیج ارسلان در روم. # جلوس عزالدیز قلیج ارسلان بن مسعود بن قلیج ارسلان درروم. # وفات ایل ارسلان بن اتسزهن محمد بن نوشتکین مدت پادشاهی ms528 او هشت ~~PageV02P253 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0254.jpg) # ~~سال بود. # جلوس سلطانشاه بن ایل ارسلان بن اتسزبن محمدبن نوشتکین بخوارزم شاهی # حرب اتابک شمس الدین ایلد گزوشاه ارمن و پسراقسنغر در ماه صفر # ~~با گرجیان که یکماه متصل حرب کردند در آخر لشکر اسلام ظفر یافت وقتل # ~~بسیار کردند و غنیمت بسیار گرفتند . # درین سال در اصفهانمیان قضاة جنگی بواسطة تعصب مذهب واقع شد وهفت # ~~روز مصاف بودو از جانبین مردم بسیار بقیل آمدند و خانها خراب کردند در ~~ماه # ~~صفر محاصره کردن ملاحده شهر قزوین را. # وفات ارسلانشاه بن طغرل بن محمد بن محمدبن ملکشاه. # جلوس پسر او طغرل بن ارسلانشاه . # سنآه تسع وخمسین وخمسمائه4 # قتل طغرل بن ارسلانشاه سلجوقی برصحت بردست تکشخان بن ایل ارسلان # ~~بن اتسزبن محسد بن نوشتکین خوارزمشاه و سپری شدن دولت سلاجقه در # ~~خراسان وعراق. # وزراء سلطان طغرل مذکور. # بعد از وفات کمال الدین عمر الابهری که وزیر پدر او بود و وزیر او # ~~عزالدین کاشی وزیر شد و او مردی خیر نیکواعتقاه بوه و مدرسه عربی در ~~کاشان # ~~او ساخته و او را طغرل مذکور بواسطه توهمی که از وداشت با پسر او بقتل ~~رسانید و # ~~بعد از ووزارت بمعین الدین وزیر و فخر الدینداد و ایشان نیز درزمان قتل ~~او بفتل آمدند # وفات مظفر الدین مبارزین نظام الدین حسن بن هزار اسف بن نظام الدین # ~~حسن بشبانکاره. PageV02P254 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0255.jpg) # ~~مجمل فصیحی # وفات القاضی ابویکر المحمود اظن انه قاضی حمیدالدین صاحب التصانیف # ~~الاشعا روله مقامات بالفارسیه علی نمط مقامات الحریری بالعربیة مقامات ~~الحمیدی . # سنهآ سثین وخمسمائه # عید القیام که در سابع عشررمغان حسن بن محمد بن بزرگ امیدمحلد # ~~نهاه علیه اللعنه و مردم را جمع کرد ونماز عید گزارده و بر منبر رفت و ~~مکتوبی # ~~بیرون آورده گفت که صاحب الزمان امام مخفی محمد بن الحسن نوشته و بمن # ~~فرستاده و رفع تکلیف کرده وبر منبر شراب طلبید و خورد و مردم قهستان ~~ورودبار # ~~اکثر بدو بگرویدند ms529 و چون کار این طایفه محض کفر والحاد وزندقه بوه در ~~روزی # ~~اتفاق عید ایشان افتاد که روزقتل مرتضی علی کر م الله وجهه است که زعم ~~ایشان آنست # ~~که امام بحق او بود بعد از حضرت نبی (ع) وقیل سنه اثنتین وستین و ~~خمسمائه . # وفات امام الحافظ ابوالعلا حسن بن احمدبن حسن بن احمدین حسن بن # ~~احمد بن سهل محمد عطارالهمدانی و او هشتاه و چهار ساله بود و خافانی در ~~حق # ~~او گفته. # پیرایهآ دین امام حافظ %~% مثنوی %~% تلقین ده اصمعی وجاحظ # پیشش زبرای درس تنزیل %~% طفلی متعلمست جبریل # این قصه بخلد باز گفتند %~% حوران ز سر نیاز گفتند # کاین حافظ کیست گفترضوان %~% پیریست خزانه دار قرآن # بالای چنان مدار جاهش %~% شهر همدان قرار گاهش # هرجا که نه اوست حارس دین %~% مدروس شمر مدارس دین # و او در قرائت امام قر است و در زهد وورع و تقوی برسر آمده روز گار # ~~معنف غایة الاختصار در قرائة عشره ومفرداتهم در قرائت عشره واو از ~~اعیان PageV02P255 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0256.jpg) # 259) %~% * م انا ا قنان # ~~محدثان روزگار و استاد و او امام در لغت بود و در زمان او اورا نظیر ~~نبود # سنه احدی وستین وخمسمائه # ولادت محمودبن فضل الابرقوهی المشهور یوم الجمعه عاشر محرم واو با # ~~متصوفه اختلاطی تمام داشت و باایشان سخنان کفر گفت و قمد او کردند و ~~بجای # ~~خود خواهد آمد. # وفات شیخ عبدالقادر الجیلی و هوالشیخ الحسیب النسیب محیی الدین # ~~عبدالقادربن موسی بن عبدالله بن یحیی بن محمدبن داودبن موسی بن عبدالله ~~بن حسن # ~~ابن علی المرتضی کر مالله وجهه و رضی الله عنهم ومدرسه و رباط او در ~~بغداه مشهور # ~~است و هو مدفون بقرب درب قنبر علی داخل السور من بغداد . # وفات الشیخ الامام تاج الاسلام والحفاظ امام ابوسعید عبدالکریم بن محمدبن # ~~منصور المروزی السمعانی محدث المشرق صاحب کتاب الانساب و غیره. # درین سال در برج ثور کسوفی تمام افتاد بغایت هایل و سهمناک چنانک ms530 # ~~هوا تاریک شد و در نیمروز ستارها بنمود. # سنهآ اثآنتین وستین وخمسمائه63 # وفات الامام زین المشایخ محمد بن ابوالقاسم بن تایجوله ابوالفضل البقالی ~~- # ~~النحوی الادمی کان بایع الادیم فی سلخ جمادی الاخره. # وفات محیی الدین طغر لشاء بن محمدبن ارسلانشاه بن کرمانشاء بن قاوره به # ~~کرمان و اورا برین موجب قرزندان ماندند و هم ارسلانشاه و بهرامشاه و ~~تورانشاه # ~~و براهران تامدت بیست سال بایکدیگر محاربه کرهند و برهیج یک قرار نگرفت ~~و # ~~بآخر از دست ایشان برفت و باغز افتاه. PageV02P256 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0257.jpg) # ~~وفات یسوکابها هر پدر چنگیزخان. # سنه ثلث وستین وخمسهائه # ~~جلوس ارسلان بن طغرل سلجوقی در عراق . # ~~فات الشیخ الکامل والحبر العالم العامل ضیاء المله والدین ابوالنجیب ~~عبد - # ~~القاهر بن عبدالله الصوفی الفقیه خال الشیخ ابوحفص شهاب الملة والدین ~~عمر السهروردی # ~~البکری و شیخه دفن ببغداد . # ~~النماس نمودن صاحب مراغه آقسنغر از دارالخلافه که خطبه سلطنت بنام # ~~بسر سلطان محمدشاه بن محمود بن محمدین ملکشاه کنند این خبر بهمدان ~~باتابک # ~~شمس الدین الد گز رسید ازاین خبر بغضب رفت پسر خود جهان پهلوانرا ~~بالشکری # ~~بحرب او فرستاد و چون حرب کردند آقسنغر بگریخت و بقلعه رویین دز متحصن # ~~شد وجهان پهلوان قلعه اورا محاصره کره و بآخر صلح کردند. # ~~وفات قاضی القضاة ابوالبرکات جعفربن عبه الواحد الثقفی فی جماهی ~~الاخره. # سنه اربع وستین و خمسمایه # ~~جلوس ملک قطب الدین محمد بن مبارز بحکومت شبایکاره. # ~~وفات قآضی ابوالحسن علی بن محمدبن یحیی القرشی الدمشقی . # ~~کرفتن اسدالدین شیر کوه که غلام زاده سلجوقیان بود مصر را و قتل شاوور # ~~وزیر و او دوماه و پنج روز حا کم بوه و در بیست و دوم جمادی الثانی سنه ~~مذ کور # ~~وفات یافت # ~~جلوس ملک صلاحالدین یوسف بن ایوب برادرزاده اسدالدین شیر کوه # ~~مذکور بمصر. PageV02P257 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0258.jpg) # ~~288........................ حصحهه**5*،.ه**ه # ~~فرستادن ملک صلاح الدین یوسفبن ایوب برادر بزرک خود شمس الدین # ~~تورانشاه را یبلاد نوبه تا آن بلاد را بگرفت و باز آمد. # ~~بازهم ms531 درین سال فرستادن شمس الدین مذکور تادیاریمن بگرفت. # سنه خمس وستآین وخمسمائه5 # ~~وفات مودوه بن زنگی بن آقسنغر بدیار بکر. # ~~جلوس سیف الدین غازی بن مودودین زنگیان آقسنغر بدیار بکر و شام. # ~~وفات العاضدلدین الله محمدبن فایزبن عیسی بن ظافربن حافظمن مستنصربن # ~~طاهر بن عزیز بن معزبن منصور ین قایم بن مهدی اسمعیلی بشام روز غاشورا ~~و سپری شین # ~~دولت در شام و قیل سنه ست و خمسین و خمسمائه والاول اصح و جمیع خلفاء ~~بنی # ~~فاطمه که در مسر بودند از اسمعیلیه منقطع شدند و ایشان درمصر و مغرب ~~چهارده # ~~نفر بودند و مدت خلافت ایشان دویست و هشتاد و دوسال پود . # سنه ست وستین وخمسمائه16 # ~~استیلاء ملک صلاح الدین یوسف بن ایوب برمصر و توابع برجای عم خوه # ~~اسدالدین شیر کوه و در اول جمعه که در مصر خطبه خواندند در حکومت او ~~نام - # ~~المستنجد بالله عباسی در خطبه ذکر کردند ونام خلفاء اسمعیلیه ازخطبه ~~بینداخت # ~~وفات المستنجد بالله ابوالمظفر یوسف بن المقتفی در اوایل ربیع الاول و ~~او # ~~خلیفه سی و دوم بود و مدت خلافت او ده سال بوه . # ~~جلوس پسراوالمستغی بنورالله ابومحمد الحسن بن المستنجد خلیفه سی وسیم # ~~استیلاء ملوک غور درغزنه وهند . استیلاء خوارزمشاه برخراسان و عراق # ~~هر آمدن شیخ شهاب الدین ابو حنص عهر السهروردی هر طریقهٔ‌ مشایخ رحمهم ~~اله PageV02P258 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0259.jpg) # سنه سبع وستآین وخمسمانه # وفات ابن الخشاب وهوعبدالله بن احمدبن احمد بن احمدبن الخشاب أبوه حمد # ~~النحوی فی ثالث رمضان اوحد زمانه و فرید اوانه مولده و منشاوه ببغداد و ~~کان # ~~یودب اولادالمستنجد ودفن خلف قبر بشرالحافی یبغداد . # وفات قرطبی الازدی بموصل وکان اماما فی القراءة والنحو وغیره من العلوم # ~~انتفع الناس . وفات اتابک شمس الدین الد کز درهمدان جلوس اتابک جهان ~~پهلوان # ~~محمد بن اتابک شس الدین الدگز ودرین زمان سلطان طغرل بن ارسلان به # ~~پاد شاهی نشسته بود و او حرد بود و اختیار تمام ممالک جهان پهلوان ~~محمدمذکور ms532 # ~~داشت و برسلطان اسم سکه و خطبه بیش نبود. # خروج سلطان علاءالدین تکشخان بن ایل ارسلان بن اتسزبن محمد بن زوشتکین # ~~خوارزمشاه بربراه رخوه سلطانشاه بمدد گورخان قراخطای و گریختن سلطانشاه # ~~مذ کور و مادرش ملکه ترکان و پیش ملک محمد والی خراسان رفتند پیدا کردن # ~~رسم کبوتر پرانیدن جهت اخبار برطریقه بغداد که اتابک نورالدین محمود بن ~~زنگی # ~~ابن اقسنغر صاحب شام نهاه و تااین غایت در شام این قاعده هست . # سنه ثمان وستین وخمسمائه8 # جلوس تکشخان ین ایل ارسلان ین اتسزبن محمدبن نوشتکین بخوارزم # ~~شاهی هر ثانی عشر ربیع الثانی و میان او و براه رش سلطانشاه محاربات ~~عظیم رفت # ~~و بعد از برادر کار او رونقی تمام گرفت و تمامت خراسان مستخلص کرد . # وفات اتابک نورالدین محمود بن زنگی بن آقسنغر بشام وقتی که عزیمت # ~~حرب ملک صلاح الهبن یوسف بن ایوب داشت و بهصر لشکر میکشید رنجور شد و ~~PageV02P259 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0260.jpg) # ~~در پانزههم شوال نماند. # ~~وملک صلاح ن اتا بک نورالدین محموه بن زنگی بن اقسنغر درشام حاکم شد # ~~وفات آقسنغر در مراغه. # ~~جلوس فلک الدین بن آقسنغر در آذربایجان بتبریز. # سنهآ تسع وستین وخمسمائه8 # ~~گرفتن سلطان غیاثالدین ابوالفتح محمدبن سام بن حسین بن سام غزنی را # ~~و ببرادر خود معزالدین دادن. # ~~حرب ملک مویدوالی خراسان باتفاق سلطانشاه بن ایل ارسلان با سلطان # ~~علاء الدیق تکشخان و اسر ملک موید وسلطان علاء الدین تگش خان فرمود که ~~ملک # ~~موید را بردر گاه بدونیم زدند در روز عرفه # ~~کریختن سلطانشاه و مادرش و بدهستان رفتند و علاءالدین تکش بر عقب # ~~رفت و علکه ترکان مادر سلطانشاه را بکشت و سلطانشاه بگورخان پناهید. # ~~وفات ابومحمد سعیدبن المبارک المعروف بابن الدهان النحوی البغدادی ~~بموصل # ~~و کان اماما فی التحوله التصانیف المشهوره منها الغرء وغیرها . # سنه سبعینو خمسمائه. # ~~ولادت الظاهر بالله ابونصر محمد بن ناصربن مستضی بن منتجب بن مقتفی . # ~~ولادت امام حافظ تفی الدین ابوموسی معمد بن ابوبکر بن ms533 عیسی المدنی # ~~صفهانی. # سنه احدی وسبعین وخمسهاقه # ~~فتح شام بر دست ملک صلاح الدین یوسف بن ایوب حابکم مصر . PageV02P260 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0261.jpg) # وفات ارسلانشاء بن طفرل ین محمدبن محمد بن ملکشاه در منتصف جمادی الاخ # جلوس سلطان طغرل بن ارسلان بن طفرل بن محمد بن محمد بن ملکشاه # ~~در عراق # ~~وفات امام ابومنصور محمد بن اسعد المعروف بحفدة العطاری الطوسی بتبریز ~~فی ربیع # ~~الثانی کان من اصحاب امام غزالی الطوسی وقراء الاحادیث علی محیی السنه ~~البغوی # ~~توجه من الخراسان الی العراق فی فتنة الغزو توطن بتبریز وتوفی بها . # حرب سلطان معزالدین محمدبن سام که والی غزنی بوه باجماعة سنقران # ~~که قومی از غزند و قتل بعضی ازیشان. # عرب صلاح الدین یوسف بن ایوب صاحب دیار مصر باسیف الدین غازی بن # ~~مودود بن زنگی بن اقسنفر و فرار سیف الدین غازی مذکور. # سنه اثنتین وسبعین وخمسمائه # قتل ملک قطب الدین محمدبن مبارز حاکم شبانکاره در میدان تبریز . # جلوس ملک نظام الدین حسن ین غیاث الدین بن محمد بن ملک مظفر الدین بملکی # ~~شبانکاره. # وفات ابوسعد محمدین سعدبن محمدبن الرزازفی ذی حجه و قیل سنه احدی # ~~و سبعین و خمسمائه و له شعر جید و من کبارالمحدثین. # ~~حرب انا بک جهان پهلوان محمد بن انابک شمس الدین الدکز بافلک الدین بن ~~آقسنغر # ~~وانهزام فلک الدین و رفتن بقلعه روئینهز و آمدن اتابک جهان پهلوان محمد ~~مذکور # ~~و محاصره نمودن قلعه رویین دزو آخر بران صلح کردند که مراغه فلک الدین ~~مذکور # ~~را باشد و تبریز را باتابک جهان پهلوان محمد گذارد و سپزهن جهان پهلوان # ~~محمد شهر تبریز را ببرادر خود قزل ارسلان و از دست فلک الدین مستخلص ~~کرهن PageV02P261 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0262.jpg) # # (262)................ %~% ،،،وومو وه د همم همو ههه هه مهم هه ممممه ~~بمبهین م بته تقان # بناء مدرسه که برسر قبر امام شافعی در مصر و بیمارستانی «رقاهره که ملک ~~اهظم # ~~صلاح الدین یوسف بن ایوب بن شادی صاحب المصر والشام والجزیره ساخت ms534 وهم ~~درین # ~~سال باتمام رسانید ووقفهاء بسیار کرد برین دوموضع که در مصر و قاهره ~~ساخت ، # سنه ثلث وسبعین و خمسعاقة3 # عزیمت سلطان تکشخان بن ایل ارسلان بن اتسز بن محمد بن نوشتکین خوارزم # ~~شاء بعراق و میان قتلغ بن اینانج و سلطان طغرل بن ارسلان بن طغرل بن ~~محمدبن # ~~محمدبن ملکشاه صلح داه و داروغه خود در عراق گذاشت بران که نصب کردهآ ~~از # ~~آن اودر عراق باشدو مراجعت نمود . # ولادت شیخ نجم الدین دایه صاحب مرصاد العباد و غیره در تصوف. # وفات اتابک جهان پهلوان محمدبن اتابک شمس الدین الدکز. # آمدن اتابک قزل ارسلان بن اتابک شمس الدین الد کز پیش سلطان طغرل به # ~~توقع آنک اورا راه اتابکی دهند و طغرل بزرگ شده بود و از جهان پهاوان ~~محمد # ~~ناملایمها دیده اورا وقعی ننهاد و او ناامید باز کردید و عاصی شد و ~~باسلطان حرب # ~~کرد و بگریخت و منکوب شد . # سنه اربع وسبعین و خمسعائه4 # وفات رشید و طواط شاعر صاحب حدایق السحر فی دقایق الشعر (1) و دیوان # ~~و غیره واو از فرزندان امیرالمؤمنین عمر خطا بست هکذا رشید الدین ~~محمدبن محمد # ~~ابن عبد الجلیل بن عبدالملک بن عبدالرحمنین محمدبن عبدالله بن محمدبن ~~یحبیان # ~~مردویة بن سالم ین عبدالله بن عمر الخطاب و هو کانب الانشاء بجرجانیه ~~خوارزم. PageV02P262 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0263.jpg) # سنهآ خیس وسبعین و خمسمائ # حرب سلطان معزالدین ملک دهلی با ملک نهرواله بهندوستان و هزیمت # ~~مغزالدین ملک دهلی. # وفات المستضئ بنورالله ابومحمد حسن بن المستنجد باله خلیفه سی وسیم # ~~مدت خلافت او چهارده سال بود . # حلوس الناصر لدین الله ابوالعباس احمد بن المستضی بنورالله ابومحمد حسن # ~~ابن المستنجد بالله بخلافت ببغداد. # داهن وزارت الناصر لدین الله بمویدالدین بن القطاب واو وزیر متهور ومدبر # ~~قوی نفس متلون الحال بود # وفات سیدی محیر الدین احمدبن الحسن الرفاعی و سیدی علی بن عثمان پسر # ~~خواهر او قائم مقام او شد. # سنة ست وسبعین وخمسمائة # ولادت شیخ شیوخ العالم ms535 شیخ سیف الدین الباخرزی وهوابو المعالی سعید # ~~بن مطهر بن سعید بن علی الصوفی الباخرزی مولد افی شعبان بباخرز . # مصاف دادن سلطانشاه بن ایل ارسلان خوارزمشاه بعد از آن که از پیش # ~~گور خان مراجعت نموده بود باطوغانشاه مهتر آغور در سرخس و فرار ~~طوفانشاه # ~~مذ کور و بسلطان علاءالدین تکش و پاهشاه غور پناه بره و فایده نداه ~~وسلطانشاه # ~~مذکور بر سرخس و طوس مستولی شد . # وفات سیف الدین غازی بن مودوه بن زنکی بن آقسنفر صاحب موصل # ~~ودیاربکر. PageV02P263 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0264.jpg) # ~~.........هم222،،2،،.................... سال 577 # ~~جلوس برادرش عزالدین مسعوه که قایم مقام او شد. # سنه سبخ وسبعین وخمسمائه # ~~رسالت شیخ شیوخ العالم ابوحفص شهاب الملة والدین عمر السهروردی ازپیش # ~~خلیفه الناصر لدین الله پیش سلطان تکشخان خوارزمشاه . # ~~وفات ابراهیم بن محمد بن مهران الفقیه الشافعی توفی بجزیره ابن عمر # ~~وکان فاضلا ورعا. # سنه ثمان وسبعین وخمسمائه1 # ~~وفات قلیج ارسلان بن سلطان مسعود در روم. # ~~جلوس رکن الدین سلیمانشاه بن قلیج ارسلان بن سلطان مسعود در روم. # سنه تسع و سبعین وخهسعانآه # ~~جلوس سلطان محمد شاه بن بهرامشاه بن طفرل شاه محمدبن ارسلانشاه بن # ~~کرمانشاه بن قاوره بکرمان و قیل سنه ثمان وخمسین و خمسمائه. # ~~وفات محمد بن بختیار بن عبد الله بن ابوعبد الله المولد الشاعر المعروف # ~~الا بله. # ~~رسیدن تهوچین بن ییسوکابها در وهو چنگیزخان بسرداری قوم خود . # سنهآ ثمانین و خمسمائه. # ~~گریختن سلطان محمدشاه بن بهرامشاء بن طفرلشاه محمد بن ارسلانشاء بن # ~~کرمانشاه بن قاورد از کرمان بواسطه مخالفت خویشان خوه و رفتن پیش سلطان ~~PageV02P264 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0265.jpg) # ~~رسلان طفرل # ~~اتاندن الناصرلدین الله بیت المقدس را از دست فرنگان والناصر لدین الله # ~~بردی عظیم فاضل وشجاع وصاحب رای بود. # ~~وفات شیخ صدرالدین شیخ شیوخ البغداد وهو صدر الدین عبدالرحیم بن شیخ # ~~الشیوخ اسمعیل بن شیخ الشیوخای سعد احمد که او را از پیش خلیفه برسالة ~~بشام # ~~میفرستادند پیش سلطان صلاح الدین یوسف بن ایوب وچون بر حبه رسید # ~~فوت ms536 شد واو را در مشهد النوق دفن کردند # ~~وفات الامام ابوالفضل محمد بن عبد الکریم بن الفضل والدالامام الرافعی ~~فی رمضان # سنهآ احدی وشمافین وخفسها # لإدت مولانا سیفالدین اسفرنگی الشاعر . (1. # عرب سلطان معزالدین محمد بن سام بن حسین بن سام صاحب غزنه باخسرو # ~~ملک در لو هور هند و گرفتار شدن خسرو ملک مذکور ونصب کردن سپسهالار # ~~علی کرماخ که والی ملتان بود درلو هور بحکومت وقیل سنه اثنتین و ثمانین ~~و خمسمائه. # وفات طوغانشاه مهتر آغز در دو ازدهم محرم و پسر او سنجر شاه قایم مقام او ~~شد # وفات مجدالدین قراارسلان بن داود ین سقمان بن ارتق صاحب حصن کیف # ~~و بلاد دیار بکر وبعد از و پسرش نورالدین محمد قایم مقام او شد. # وفات سیدی علی بن عثمان الرفاعی که بعداز و برادرش سیدی عبدالرحیم # ~~قایم مقام او شد # سنه اثنثین وثمائین و خمسمائه # درین سال سلطان ارسلان بن سلطان طغرل ساجوقی لشکری گران بسلطان # ~~اساسفرنج - بالکسرثم السکون وفتح فاء والراء . . : من قری صفد سمرقند ~~PageV02P265 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0266.jpg) # ~~محمد شاه بن بهرامشاه بن طغرلشاه داد و بحکومت کرمان فرستاه . # وفات افضل الدین خاقانی حقایقی شاعر الشیروانی ارانی صاحب الدیوان # ~~المشهور موفونافی حظیرة الشعرا بتبریزوان موضع را حظیرة القضاة نیز ~~گوینه # ~~و او شاگره ابوالعلاء گنجهآ است و ابوالعلاء در حق او گفته. ### | بیت # # مرا شصت سالست آز خاک اران %~% بوه شانزده تابشروان فتادم # # توای قرة العین فرزند مابی %~% منت هم پدر خوانده هم او ستادم # درین سال اجتماع اختران هفت گانه در ماه رجب در برج میزان واقع شد و # ~~مدتها در افواه افتاده بود که طوفان باه خواهدشد که سی گزیا بیست گز از ~~زمین بر گیرد # ~~و از ابتدای قرآن تا یکماه باد جنبید که برک درختی حرکت یابد یا چراغی # ~~بنشاند و درین واقعه شعرا بجد و هزل چیزی کفتهاند وجدظهیر فاریابی ~~نوشتهشد. ### | بیت # ~~اجتماع اختران دانی که در میزان چراست ### | خود نکود انی که ms537 این صنعت چه نیکو کرده اند # ~~از برای قیمت یک ذره خاک پای تو ### | نقد هفت اقلیم گرهون در ترازو گردهاند # وفات نورالدین محمد بن مجدالدین قراارسلان بن داوه بن سمقان بن ارتق # ~~صاحب حمن کیفا ودیاربکر . # جلوس پسرش قطب الدین سقمان بحکومت بر جای پدر خود. # سنلاثآلث وثمافین وخمسمائه2 # جلوس ملک دینار از قوم غزبایالت کرمان وانتهاء دولت آل سلجوق از # ~~طبقه دوم بکرمان و مدت ملک اپشان صدو پنجاه سال که آخر ایشان سلطان ~~محمد PageV02P266 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0267.jpg) ### | # ~~شاه بن بهر امشاه بن طغرل شاه بود و سپری شدن دولت قاوردیه بکرمان. # قوت یافتن قزل ارسلان بن اتابک شمس الدین ایلد گز و عزیمت حرب سلطان # ~~طغرل بن ارسلان سلجوقی. # سنه اربع وثمانین وخعسمائه # استیلاء ملک صلاح الدین یوسف بن ایوب حاکم مسربربیت المقدس و گریختن # ~~جماهة فرنکان. # کرفتن ترقوتای قریلتوق پاهشاه قوم تا یجیوت تموچینرا وهو چنگیزخان # ~~و دران زمان عاهت نبود که گرفتاران را زود کشند او را دو شاخه کرده # ~~نگاه میداشت. # آورهن الناصر لدین اله خلیفه ابوالفضل محمدبنعلی بن احمد المشهور بابن # ~~البیضا از شیراز و دیوان انشابد وحوالت فرموهن # وفات امام محمد بن موسی بن عثمان بن موسی بن عثمان بن حازم بالحاء # ~~المهمله الهمدانی العلقب بزین الدین کان فقیها حافظا زاهدا ورعآغلب ~~علیه علم الحدیث # ~~وسنف فیه تصانیف المشهوره وهواحد من ایمة الشافعیه ولد سنه ثمان ~~واربعین و # ~~خمسمائه ودفن بمقابر الجنید ببغداد # سنه خمسوثیانینوخمسمائه # ~~صلح کردن سلطانشاه بن ایل ارسلان بن اتسز خوارزم شاء با برادر خود ~~تکشخان # وفات ملک الحکما والشعر احکیم او حد الدین انوری الخاورانی کان من # ~~بادنه قریة (1) من قری خاوران مدفونا بحظیرة الشعرا بسرخاب تبریز بجنب ~~PageV02P267 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0268.jpg) # ~~فاقانی # وبزرگان که از خاوران خاسته انددرین قظعه مذ کورند والقطعةآ مذه # # برسپهز صیت پیدا شد ز خاک خاوران %~% تاشبانگاه ابد چار آفتاب خاوری # ~~خواجهآ چون بوعلی شادانی آن نیکوخصال زاهدی چون اسعد شوکانی ازهر ~~شربری # ~~صوفی صافی چو ms538 سلمطان طریقت : وسعید شاعری قادر چو مشهور خراسان انوری # ~~شاد باش ای آب وخاک خاوران کزروی لطف همچو آب بحر وخاک کان گهرمی پروری # ~~وفخرالدین خالد تورانی شاعر معاصر اوبوه ومیان ایشان دوستی بوه و ایشان ~~دو # ~~قطعه بیگدیگر نوشتهاند که از هر یک بیتی اینجاثبت افتاه لفخر الدین ~~خالد # # سلام علیک انوری کیف حالک %~% مراحال بی تو نه نیک است باری # لحکیم اوحد الدین انوری الخاورانی # وعلیک السلام فخر الدین %~% افتخار زمان و فخر زمین # ~~وهردو قطعه در دیوان انوری ثبت است وانوری ملازم سلطان سنجر بود ~~وفخرالدین # ~~خالد ملارم سلطان علاء الدین جهان سوز از آل سام غوری ومیان ایشان ~~مراسلات و مناظر # ~~اتست ودر واقعه سلطان سنجر وسلطان علاءالدین بعضی از آن ثبت افتاده # بز تخت پاهشاهی نشستن سلمطان علاءالدین تکشخان بن ایل ارسلان بن اتسزبن # ~~محمدبن نوشتکین خوارزمشاه در راد کان روز سه شنبه هژدهم جمادی الاولی # ~~وفات ابوطالب المبارک بن المبارک الکرخی مدرس النظامیه ببغداد وکان ~~صالحاخیرا له # ~~عند الخلیفه والعامه حرمة عظیمه وجاه عریض وکان حسن الخط یضرب بخطه # ~~المثل فی ذیقعدهسنة المذکوره # سنفست وثآمانین و خمسمائه # ولادت شیخ الربانی خاتمة المجتهدین شیخ سعدالحق والملة والدین محمد # ~~بن الشیخ معین الدین مؤید بن الشیخ معین الدین ابی بکرعبدالله بن الشیخ ~~المکرم PageV02P268 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0269.jpg) # ~~فجم الدین ابوالحسن غلی بن الشیخ الاسلام جعال السنه معین الملة والدین ~~محمد # ~~أن حمویه بن معین الدین محمدبن حمویة الجوینی فی الثالث والعشرین من ~~ذیحجه # گرفنمار شدن سلطان طغرل بن ارسلان السلجوقی بردست قزل ارسلان بن # ~~اتا بک شمس الدین ایلد گز بهمدان واودعوی سلطنت کره و پنج نوبت بنام ~~اومیزدند # در آوردن نام خلیفه الظاهر بالله در خطبه در مدینه مبارک در مسجد جامع. # ~~شهادت شیخ شهاب الدین ابوالفتوح یحیی بن ارکاء السهروردی المعروف بخالق # ~~البرایا شهاب الدین المقتول بحلب واوپنجاه ساله بود. # سنة سبع وثعانین وخمسمائه # قتل اتابک قزل ارسلان بن اتابک شمس الدین ایلد گز بره ست ms539 فدائیان # ~~ملاحده خذلهم الله بآذربایجان که شب او را کشته یافتند و بعضی گفتهاند ~~که بواسطه # ~~تعصب مذهب بوده باشد که جمعی از بزرگان اصحاب امام شافعی را برهار کرده # ~~بود وکفی الله المومنین القتال. # جلوس اتابک نعرة الدین ابوبکربن جهان پهلوان محمدبن شمس الدین # ~~ایلد کز بأذریایجان. # گریختن چنگیزخان از قوم بایحبیوت (1) وهر آب پنهان شدن وسرغان # ~~شیره (2) از قوم سلد وزاورا حمایت کرده مادیانی کرنک یال کبود داده دو ~~شاخه # ~~برداشت و بقوم او فرستاد واز آن وقت در میان ایشان اسب کرنک یال کبود # ~~عزیز است # سنهثماذوثمانینو خمسمائه # ~~فرار نمودن سلطان طفرل من ارسلان الساجوةی از حبس قزل ارسلان ورفتن ~~بعراة PageV02P269 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0270.jpg) # وفات قلیج ارسلان بن مسعودبن قلیج ارسلان بن سلیمان بن قتلمشر سلجوقی # ~~در روم بمدینه قونیه (1) فی منتصف شعبان و کان صاحب بلاهالروم کسیواس ~~وغیرها # حرب سلطان معز الدین محمدبن سام بن حسین بن سام صاحب غزنی بارای # ~~دهلی و کشته شدن رای دهلی وفتح دهلی. # نصب فرمودن سلطان معز الدین محمد بن سام بن حسین بن سام ملک قطب # ~~الدین ایبک را بقلعه کهرام و حکومت دهلی و مراجعة سلطان معز الدین محمد # ~~مذکور از هند . # وفات امیر السید علی بن المرتضی العلوی الحنفی مدرس مدرسه وجامع # ~~السلطان ببغداد فی رجب . # سنه تسع و ثمانین وخمسمائه519 # عزیعت ملک قطب الدین ایبک از قلعه کهرام بجانب دهلی و فتح دهلی و # ~~توابع ولواحق آن. # وفات سلطانشاه بن ایل ارسلان بن اتسزین محمد ین نوشتکین خوارزم # ~~شاء بعد از آن که بابرادر خود تکشخان مصساف داده بود درخراسان و کوتوال ~~قلعه # ~~سرخس جعفر نام باسلطان تکشخان یکی شد وسلطان تکشخان بسرخس رفت # ~~جعفر مذ کور که از قبل سلطانشاه بود قلعه وخزانه سلطان شاه بدو تسلیم ~~کرد بعد # ~~از دو روز در چهار شنبه سلخ رمضان سلطان شاه نماند ومدت پادشاهی او ~~بیست و # ~~«وسال ودو ماه بود . استقلال سلطان تکشخان بن ایل ارسلان در ms540 پادشاهی . # وفات مسعود بن مود ودبن زنگی بن آقسنغر در دیار بکر. # جلوس ارسلان شاهبن مسعودبن مودود بن آقسنغر بدیار بکر و شام # وفات الملک الناصر سلطان صلاح الدین یوسف بن ایوب حاکم مصر در ~~PageV02P270 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0271.jpg) # ~~مشق وکان ملکا کریما حلیما حسن الاخلاق متواضعاصبور أشکور امولده ~~بتگریت # جلوس الملک العزیز عثمان بن الملک الناصر سلطان صلاح الدین یوسف # ~~بن ایوب المذکور بعص # دوستی کردن چنگیزخان تموچین بن یسوکابها دربااونک خان. # ولادت ابن الخباز الموصلی وهو شمس الدین احمدبن حسن بن احمد در # ~~موصل وهر صغر چشم او خراب شد و او اند کی میدید حق عزشانه او را فتحی ~~داه # ~~که کتاب مفضل ز مخشری را بپنجاه و چهار روز حفظ کره و نحووعلم حساب یاد # ~~کرفت واکثر علوم بکره و بمرتبهآ رسید که کتابی ساخت وانرا طراز نام ~~نهاه و # ~~انواع علوم در آنجا درج کره # سنه قسعین وخمسمائه # قتل سلطان طغرل بن ارسلان بن طغرلین محمد بن محمد بن ملکشاه وعراق # ~~از طبقه اول سلاجقه که حکومت ایشان در خراسان وعراق صد وشمت و یکسال ~~بوه # ~~خالی شد و قتل او چنان بود که باقتلغ اینانج مصاف داه در اثنای مساف ~~کرزی # ~~بر دست اسب خود زه اسب او بیفتاه او را کشتند و سر اورا بدار الخلافه ~~بغداد پیش # ~~خلیفه برهند و جثه او پیش سلطان علاءالدین تکشخان بری بردند و در ری ~~روز # ~~پنجشنبه بیست و نهم ریمع الاول در بازار جثه او را بردار کردند # وفات اتا بلکتکله بن زنگی بن مودود بن زنگی بن آقستغر بفارس # جلوس اتابک طغرل بن سلغر بن موهوه بن زنگی بن آقسنغر بفارس . # آمدن ملک العزیز عثمان بن ملک صلاح الدین یوسف بن ایوب بدمشق که # ~~برادر او ملک افضل نورالدین علی بن ملک صلاح الدین یوسف بن ایوب در ~~آنجا # ~~بوه معاصره کرد او از عم خود ملک عادل مده خواست او وملک فازی ظاهرصاحب # ~~حلب و ms541 ناصر الدین ناصر بن محمد بن تقی الدین صاحب حما و اسدالدین شیر ~~کوم PageV02P271 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0272.jpg) # ~~نبیره اسدالدین شیر کوه بزرگ و صاحب حمص بااشگری تمام پمدد ملک افضل ~~آمدند # ~~ملک العزیز چون دید که کار افضل قوی شد بصلح رضا داه بران مقرر کرهند ~~که # ~~بیت المقدس و اعمال فلسطین مضاف مصر ملک العزیز را باشد وطبریه(1) ~~واعمال # ~~غوربا دمشق ازان ملک افضل باشد وجبلة(2) ولاذقیه وساحل از آن ملک طاهر ~~وهر # ~~یک باسرولایت خود روند و برین مقرر کرده هریک بسر حصه خود شدند. خلعت # ~~وزارت پو شانیدن الناصر لدین الله ابو العباس احمدبن المستضیآ خلیفه ~~ابوالفضل محمدبن # ~~علی بن احمدالمعروف بابن البیضارا در رجب واو را بعداز آن که فتح ~~خوزستان کرد # ~~بگرفتن بلاد عجم فرستاد چون بحلوان رسید قتلغ اینانج بن اتابک جها ~~زپهلوان محمدبن # ~~اتا بک شمس الدین الدکز پیش او آمدوزیر اورااحترام کرد و باتفاق عازم ~~همدان شدند لشکر # ~~خوارز مشاه آنجابوه مقدم ایشان میانجوق چون وزیر بالشکر برسید ایشان ~~بگریختندو # ~~همدان وزیررا مسلم شد و با نتلغ اینانج برعقب خوارزمیان برفتند و ایشان ~~تا جرجان # ~~منهزم شدند و لشکر خلیفه از بسطام باز گشت وری را بگرفتند و چون ولایت ~~از # ~~خوارزمیان خالی شد قتلغ اینانج و امراء عراق عزم مخالفت وزیر کردند و ~~در ری # ~~رفتند وزیر ری را محاصره کرده قتلغ اینانج عزیمت بغداد و کرج کره وزیر ~~درعقب # ~~او تاهمدان آمد و آنجا وفات یافت وزارت او دوسال بوه خوارزمشاه متعاقب ~~برسید # ~~اورا از گور بر آورده جثه اورا بسوخت و سرش بخوارزم فرستاد # سنهاحدی وتسعین وخمسمائة # ~~وفات امام شاطبی ناظم القصیده المشهوره فی القراءة وهو الشاطبی ~~ابوالقاسم بن نیره PageV02P272 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0273.jpg) # ~~الشاطبه قربة من قری اندلس وقیل سنه تسمین وخمسمائه. # وفات ابوالغنایم محمد بن علیبن معلم الشاعر الهرثی و الهرث قریة من # ~~اعمال الواسط وقیل سنه اثنتین وتسعین وخمسمائه. # وفات ملک دینار ازامراء غزوالی کرمان درذیقعده بمرض سر سام ms542 و پسرش # ~~علاء الدین فرخشاه که در زمان پدر حاکم بم بوه قایم مقام او شد بحکومت # ~~کرمان # اسنه اثنثین وقسعین وخمسمائه # وفات شیخ فقیه زاهد تبریزی . # وفات قاضی خان صاحب الفتاوی وهو فخرالدین خان حسین بن الشیخ الامام # ~~قاضی بدرالدین منصور بن الشیخ الامام قاضی شمس الدین ابی القاسم محمود ~~بن # ~~عبدالعزیز فی لیلة الاثنین الخامسة عشر من رمضان . # وفات علاءالدین فرخشاه بن ملک دینار غزحاکم کرمان. # جلوس برادرش شجاع الدین بن ملک دینار غز در کرمان و غزان درین # ~~ولا در کرمان خرابی بسیار کردند. # سنه قلث وقسعین وخمسمائه # ~~وفات شیخ لاسلام قطب الایام رکر الدین محمود سلطان سنجان که گویند که ~~جمعیاز # ~~اقطاب اوراخواجه سنجان و شیخ سنجان وشاه سنجان و سلطان سنجان خوانده ~~اند وحالا # ~~نیز به همین اسامی میخوانند واستادمردان نیز معاصر اوبوده در سنجان ~~زاوهآ خواف # ~~فی هذه السنه او قریبا من هذه السنه وساطان سنجان رارباعی بسیار است ~~اینجا # ~~دوسه رباعی او نوشته شد رباعی اول PageV02P273 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0274.jpg) # # کودک بودم هنوز با اندک سال %~% کان شاه دل افروز مراگفت تعال # # چون یافت دلم نور وصال ابدی %~% شاهی کردم نعره زدم آمد حال # بوقتی که خوه را تجرید فرمود گفت # # در کیسه ما ز زر پشیز (کذا) نماند %~% در مطبخ مادانهٔ‌ کشنیز نعان # # خلقان جهان غنی شوند از پی چیز %~% مانیر غنی شدیم چون چیز نماند # در حالت نزع گفت # # من بسپردم جان بجلال احدی %~% اینست شهیادت رجال صمدی # # گفتار زبان کار عوام الناس است %~% من بر گفتم سر کمال ابدی # وفات ملک شاه بن تکشخان خوارزم شاه که ولیعهد پدر بوه و بعد از وفات # ~~او قطب الدین محمدبن تکشخان ولی العهده شد # وفات سیدی عبدالرحیم الرفاعی. # آمدن ملک عزیز وملک عآهل ابناء ملک صلاح الدین یوسف بن ایوب باتفاق # ~~بالشکرها از مصر بشام و دمشق را محاصره کردند و برادر بزرک خود ملک ~~افضل را # ~~گرفته بقلعه فرستادند وملک مصر ملک عزیز ms543 را مسلم شد و دمشق ملک عادل را ~~و # ~~ملک افضل از مصر بناصر خلیفه عباسی استغاثه نمود. # وقات ابوبکر بن عبدالله بن منصور بن عمران الباقلانی المقری الواسطی من ~~اصحاب # ~~القلانسی فی ربیع الثانی وعمره ثلت و تسعین سنه وثلاثاشهر . # سنهآ اربغ وتشعین وخمسمائة4 # وفات ابوطالب یحیی بن سعیدبن زیاده که تولیت دیوان انشاء بغداد تعلق # ~~بدو داشته و کان رجلا عاقلا وکاتبا مغلقاوله شعر جید حسن # فرستادن سلطان علاءالدین تکشخان خوارزمشاه پسر خود قطبالدین محمد # ~~را بحربغایر بکوخان ایغور و غایر بکوخان و امراء اورا در حرب «ستگیر ~~کرده PageV02P274 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0275.jpg) # ~~یش پدر فرستاه وتکشخان ایشانرا بجان امان داد . # سنه خمس وتآسعین وخمسمائه # ~~وفات ارسلانشاه بن مسعود بن مود،د بن زنگی بن آقسنغر بدیارکر. # ~~جلوس مسعردشاء بن ارسلانشاءبن مسعود بن مودود بن زنگی بن آفسنغر # ~~بدیاربکر. # ~~وفات الملک العزیز عثمان بن الملک الناصر صلاح الدیز یوسف بن ایوب # ~~صاحب دیار مصرفی عشرین محرم. # ~~جلوس برادر او ملک افضل نورالدبن علی ان الملک الناصر صلاح الدین # ~~یوسف بن ایوب بعصر و او در حبس بود . # ~~شهادت وزیر نظام الملک مسعوه بن علی که ملاحده او را بکارد زهند و # ~~هلاک کوهند. # وفات یعقوب بن یوسف بن عبدالعؤمن صاحب المغرب و اوبافرنگان حربهاء # ~~سخت کرد ودر آن رنجورشد و در مدینهآ سلام11) نماند فی سایع او ثامن ~~عشرین2) # ~~ربیع الاخر. # جلوس پسر او محمود بن یعقوب مذکور برجای پدر خود بمغرب و اهل # ~~شهر مهدیه که بر پدر او عاصی بودند مطیع و منقاد او شدند. # شهادت صدر الدین محمد الوزان رئیس الشافعیه ببغدادقتله الباطنیه بالری # ~~و قیل سنه اربع و تسعین و خمسمائه. # وفات الامام العلامه مجدالدبن اوسعد عبدالله بن الابام العلامه عصام ~~الدین # ~~ابوحفص عمر بن احمدبن منصور بن الامام العلامه قدوة الفقهاء الشافعیده ~~فی زمانه # ~~1- سلام بالتشید قریة بالصعید قرب اسیوط فی غربی النیل (مراصد). # ~~ودر لسه ل ون عشر ربیع الثانی . PageV02P275 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0276.jpg) # ~~ابوبکر محمد بن ms544 القاسم بن حبیب بن عبدوس السفار النیشابوری # سنه ست وتسعین وخمسمائه # وقات سلطان علاء الدین تکثر، خان بن ایل ارسلان بن انسز بن قطب الدین # ~~محمد بن نوشتکین در نوزد هم رمضان و مدت پادشاهی او (1) سال بود و ~~وزراء او # ~~برین موجب بودند اول صدر الدین مسعود بن علی الهروی بود و او باقطب ~~الدین # ~~محمد بن تکش خان یحرب ملاحده رفته بود بقتل آمد در قهستان بر دست فدایی ~~و # ~~سلطان تکش خان جهت رعایت حقوق او وزارت بپسر او داه دوم نظام الملک # ~~صدر الدین علی بن صدر الدین مسعوه بن علی الهروی واو را بلقب پدر ~~اوملقب # ~~کردند و بعد از ده سال او را عزل کرد. # سیم دادن وزارت بنظام الملک محمد بن صالح و او از غلامزاه گان ترکان # ~~خاتون مادر سلطان قطب الدین محمد بن تکشخان بود و بعد از هفت سال سلطان # ~~براو متغیر شد او راپیش ماهرخود فرستاه و محمد صالح بوقتی که چنکیزخان ~~مادر # ~~سلطانرا پیش خوه بره از حصارلاک (2) همراه ثرکان خاتون بود و آنجا بقدر ~~اختیاری # ~~بمان امرمشغول بود (حبیب السیر، # 2- و نسخه پ اماک PageV02P276 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0277.jpg) # ~~فت و باخر اورا بیا سارسانیدند. # ~~2ه1 رم بعد از این قرعه وزارت بر پنج کس انداخت # ~~ول - تاج الدین کریم الشرق نیشابوری # ~~وم - امیر ضیاءالدین بیا بانکی سمنانی . # ~~- شریف محمد النسوی # ~~نجم الدین کلابادی. جدالدین حشمی و خلق عاام در تحیر ماندند بواسطه ~~اختلاف # ~~زاج وزرا وتا آخر عمرسلطان تکشخان ایشان وزیر بودند . # جاو سلطان علاءالدین محمد بن تکشخان بن ایل ارسلان بن اتسزبن # ~~قطب الدین محمد بن نوشتکین خوارزمشاه و او را تا این غایت قطب الدین ~~لقب بود # ~~در جلوس او لفب پدر او علاءالدین بدو دادند و بعد ازین بعلاء الدین ~~ملقب شد. # صنة سبع وتسعین وخمسمائة # ولادت افضل الحکماء خواجه نعیر الدین الطوسی وهو نصیر الدین محمد # ~~بن محمد بن محمد بن حسن الطوسی فی حادی ms545 عشر جمادی الاولی . # قرب سلطان علاءالدین محمد بن تکشخان بن ایل ارسلان بن اتسز بن # ~~محمدین نو شتکمین با ملوک غورو گرفتن غوروسیستان و غزنی و به پسر بزر ~~گنر خود # ~~سلطان جلال الدین منکبرنی (1) دادن. # کرفتن سلطان سلیمان بن قلیج ارسلان والی روم شهر ملطیه را ازبرادر # ~~خوه معزالدین قیصر شاه بعد از چند روز محاصره واز آنجا بارزن الروم رفت ~~وپسر # ~~محه د سلیق که از ملوک قدیم آنجابوهب استقبال بیرون آمد تا صلح کند ~~سلطان سلیمان PageV02P277 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0278.jpg) # 278) %~% ...... %~% سال 4569 # ~~او را بگرفت و درپند کشید و ارزن الروم را بزخم شمشهر بستد وهوات آن ~~قوم # ~~سپری شد. # سنه ثمان وقسعین وخمسماؤه98 # وفات سلطان غیاث الدین ابوالفتح محمد بن سام بن حسین بن سام بانی # ~~جامع هرات مدفونا بجامع المذ کور # جلوس برادراوسلطان شهاب الدین ابوالمظفر بن سام بن حسین بن سام غزنی # بعد از این تاریخ سلطان علاءالدین محمد بن تکشخان خوارزمشاه ممالک # ~~خراسان که در تصرف غوریان بود باتصرف گرفتو چند نوبت میان ایتان ~~محاربات # ~~رفت بآخر صلح بر آن کردند که بلخ و هرات غوریان را باشد و مرو و ~~نیشابور # ~~سلطان محمد خوارزم شاه را. # وفات ملک الشعرا خواجه ظهیر الدین الفاریابی الشاعر در ربیع الاول در # ~~تبریز مدفونأ بحظیرة الشعراء المعررف حظیرة القضاة در جنب افضل الدین ~~خاقانی # ~~الشاعر الحقایقی وحکیم اوحدالدین انوری الخاورانی در سرخاب ~~وهوظهیرالدین # ~~طاهر بن محمد و بعضی گویند که او را ومجیر بیلقانی را گرفتند مجیر خلاص # ~~شد و او را بقتل آوردند. # سنهآ قشع وتشعین وخمسمائه194 # استیلاء چنگیز خان براونک خان و قتل اونک خان پادشاه کرایت و # ~~منکقوت (1) و بعد ازین وافعه اسم تموچین ازوافتاره چنگیز خان موسوم شد # و هو چنگیز خان تموچین بن ییسوکا بهادر بن بوتان بهاهر بن # ~~قبل خان بن تو مینای خان بن بایسنفر بن قیسد وخان بن دو توم منن ~~PageV02P278 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0279.jpg) # ~~بن بوقای بن بود نجر بن آلان ms546 قواو آلان قواخاتونیست که میگویند که او ~~از # ~~نوری که از بالای خر گاه او در می آمد وبا او جمع میشد و همچون گر گی ~~بیرون # ~~میرفت حامله شده بود و سه پسر از او متولد شد و بود نجر که نسل چنگیز ~~خان بدو # ~~میرسد یک پسر اوست و چنگیزخان لفظ مغولی است معنی او پادشاه معظم و ~~درین # ~~ولاتوق نه پایه سفید بر پای کرده ودر موضعی که آنرا تمان کهره گویند ~~برتخت # ~~پادشاهی نشست # وفات اتابک طغرل بن سنفر بن مودوه بن زنگی بن آقسنغر بعداز آن که # ~~او را اسیر کرده بودند و در قلعه اصطخر میل کشیده. # جلوس اتابک سعد بن زنگی بن هودود بن زنگی بن آقسنغر درفارس. # وفات الشیخ وحیدالدین محمد بن محمود المرورودی الفقیه الشافعی بهرات # ~~که او را سلطان غیاث الدین ابوالفتح محمد بن سام بن حسین بن سام آورده ~~بود که او # # مذهب امام شافعی داشت توفی فی رجب الاصم. %~% عرب ملک الافضل # ~~نور الدین علی بن الملک الناصر صلاح الدین یوسف بن ایوب باهرادر خود ~~ملک # ~~العامل دل ابی بکرین الملک الناصر صلاح الدین یوسف وگرفتار شدن ملک ~~افضل # ~~نور الدین علی مذکور وباز صلح کرهن بر آن که سلطنت بنام ملک العادل ابی # ~~بکرین الملک الناصر صلاح الدین یوسف باشد در معر وشام. # وفات المستملی وهو ابوالفتوح عبیدالله بن ابی المعمر الفقیه الشافعی ~~ببغداه # ~~فی ربیع الاول. ### | سثةه ستمائه # درین سال در فارس قحطی عظیم واقعشد وبراثر آن وبا نیز بوقوع پیوست # ولادت المستعصم بالله در شوال. # وفات قاضی هرات عمدة الدین فضل بن محموه بن صاعد السیاری فی رمضان ~~PageV02P279 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0280.jpg) # دادن تولیت قضاء هرات بصاعد بن عمدة الدین فضل مذ کور که پسر اوسط # قتل کردن چنگیزخان تایانک خان پادشاه نایمان را. # سنه احدی و ستمائه # عزیعت سلطان ابوالعظفر شهاب الدین ان سام بن حسین بن سام بغزوهند و # ~~ستان وبایتی کو کو مصاف کردن ms547 وغلام سلطان غیاث الدین قطب الدین ایبک ~~نام # ~~بمده سلطان شهاب الدین رسید و بریشان زدندو بسیاری ازیشان بقتل آوردند ~~و باقی # ~~هنود کریخته بنزدیک کوهی بزرک رفتند و آتش بسیار برافروختند و خود ~~راهرآتش # ~~انداخته سوختند وریبال پسر کوکان چون براهران واهلش سوخته شدند بگریخت # ~~وپناه باقطب الدین برد ، # وفات مسعوه شاه بن ارسلانشاه بن مسعوه بن زنگی بن آفسنغر # ~~بدیار بکر. # جلوس ارسلانشاء بن مسعوه بن ارسلانشاه بن مسعوه بن مودودبن زنگی بن # ~~آقسنفر بدیار بکر. # وفات شیخ صدر الدین سجزی شیخ خانقاه سلطان بهرات. # سنه اینی وستمائه # شهات سلطان شهاب الدین ابوالمظفر بن سام بن حسین بن سام در هندبر # ~~«ت فدائیان بوقتی که از آب سند گذشته بر کنار معبر جیلی در موضع دامیل ~~بود # ~~ودر این ولاامرا جمع شده غلامی از آن سلطانرا که مردی عاقل بوه سلطان ~~شمس # ~~الدین لقب کردند و در اطراف واکناف هندوستان مشهور شد و سلطنت هند برو # ~~مقررکشع. PageV02P280 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0281.jpg) # ~~ولوس سلطان محمود بن محمدبن سام بن حسین بن سام که درحق او گفتهاند : ~~بیت # # سلطان مشرقین و شهنشاه مغربین %~% محمود بن معمد بن سام بن حسین # وقات رکن الدین سلیمان شاه صاحب الروم بروم. # جلوس قلیج ارسلان بن رکن الدین سلیمانشاه در روم. # وفات فخرالدین مبار کشاه بن حسین المرورودی فی شوال وکان حسر # ~~[شعر بالفارسیه والعربیه وکانت له منزلة عظیمه عند السلطان غیاث الدین ~~محمدان # ~~سام وکان امبار کشاه هذاد ارضیافة فیها کتب وشطر نج فالعلماء یطالعون ~~الکتب والجهال # ~~بلعبون بالشطرنج # سناه ثلث وستمایة # استعلاص کرمان بر دست سلطان علاهالدین محمد بن تکشفان خوارزمشاه # ~~وداهن حکومت کرمان بملک قوام الدین موید الملک ابی بکربن علی الزوزنی ~~واو # ~~بنفس خود بکرمان رفت ومهمات کرمان سرانجام نمود وخرابی که در کرمان ~~وافع # ~~شده بود تدارک کرد و بعد از آن بنیابت خود شجاع الدین ابوالفاسم را در ~~کرمان # ~~نعب کرد وشجاع الدین ابوالقاسم مذکور هم درین سال جزیره هرموز ms548 وجرون ر # ~~بگرفت وچون ملک مویدالملک قوام الدین ابوبکر بن علی الزوزنی را وفات ~~رسیه # ~~وپسر او عزالدین هر چند استحقاق فایم مقامی او نداشت. # کرمان وقیس وجزایر بر دستوری که پدر او داشت بدوتفویض کردند و او # ~~ظلم وستم بررعایا پیش کرفت وبر دستور شجاع الدین ابوالقاسم را قایم ~~مقام خود # ~~ساخت وبآخر عزالدین مذکور را گرفتند وبند کردند # دادن معلکة کرمان بحکم سلطان علاء الدین محمد خوارزمشاه بپسر او # ~~غیاث الدین بیرشاهواو هم برقرار شجاع الدین ابوالقاسم را بحکومت کرمان ~~بگذاشت # اسپر شدن اتابک سعد بن زنگی بفارس بردست سپاه سلطان علاء الدین محمد ~~PageV02P281 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0282.jpg) # ~~خوارزمشاه واو را بصلح گذاشتن که چهار دانک مال هملکة فارس و عراق ~~بخزانه # ~~سلطان فرستد وسلطان محمد خوارزم شاه اورا تربیت فرموده اطلاق فرمود و ~~مملکمة # ~~فارس وعراق برقراربرو مسلم فرموه . # ولادت شیخ صلاح الدین حسن البلغاری که او نخجوانی الاصل است واو # ~~را اسیر کرده ببلغار برده بودند . # رفتن برهان الدین صدر جهان بحج وهو محمد بن احمد بن عبدالعزیزبن # ~~بدخلقی او در زحمت بودند چنانچه زام اورا تغییر کرده او را صدر جهیم ~~خواندند # وفات مولی الامام النحریر العلامه شهاب الملة والدین ابی بکر القاسم بن # ~~المولی الاما العلامه. # ~~مجد الدین ابی سعد عبدالله بن المولی الامام العلامه عصام الدین ابی ~~حفص عمربن # ~~احمدبن منصور ن معمد وهو الامام الفقیه النبیه ابوبکر الصفار ~~النیشابوری # ~~الفقیه الشافعی. # سنه اربع وستمائه4. # ولادت الشیخ الکامل الواصل المکمل مولانا جلال الملة والدین بکوره # ~~بلخ المشهور بمولاناء روم در هشتم ربیع الاول . # وفات امام عالم فقیه مولانا ارشد الملة والدین محمدبن علی النیرزی ~~العتیقی # ~~امام جامع عتیق شیرازکان صاحب العلوم الشرعیه من الادب والنحووالفقه ~~والحدیث # ~~والنفسیر افتی للناس سبعین سنة بشیراز ووعظهم بابلغ المواعظ فی یوم ~~الاربعا الثالث # ~~والعشرین من شعبان المعظم ودفن فی رباط الذی بناه بقرب مصلی شیراز # سنه خمس وستمائه* # ~~زازله عظیم دزین سال در نیشابور واقع شد وسلطان محمد خوارزمشاه ms549 فرموه ~~که از PageV02P282 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0283.jpg) # ~~و عمارت نیشابور کردند. # ~~کرفتار شدن ملک علاء الدین غوری وهو ابوالمظفر محمد بن سام که ختم # ~~ملوک غور بود بردست # ~~لشکر تاج الدین یلدوز که از غزنی آورده بود وملک علاء الدین مذکوررا # ~~غزنی بردند واز آنجا باز خلعت داده اسم سلطانی برو اطلاق کردند و ~~مراجعت بغور نمود # ~~وفات الشیخ الامام شهاب الدین محمد بن الشیخ روزبهان واواز دنیاسخن # ~~نعیگفت مگر درچیزی که نفع مردم درآن بودی ودر رباطی که در بلده فسا ~~داشت # ~~بخدمت فقرا مشغول بود ودر شیراز بیست سال بوعظ و نصیحت خلق مشتغل بود # سنه ست وستهائة # وفات امام الجن والانس امام فضر الدین الرازی وهو ابو عبدالله محمد بن # ~~عمربن حسین القرشی التیمی البکری الطبری الاصل رازی المولد مدفونا ~~بخیابان هرات ### | اییت # # امام افضل غالم محمد رازی %~% که کس ندید و نبیند ورا نظیر ومثال # # بسال ششصدوشش در گذشت او بهرات %~% نماز دیگر اثنین غره شوال ### | للامام الهذکور # # درره گذرم هزار جا دام نهی %~% گویی کشمت اگردرو گام نهی # # یکذره زمین زدام تو خالی نیست %~% گیری و کشی وعاصیم نام نهی # بوقتی که امام بخوارزم فرموده بود در مجلس سلطان محمد خوارزمشاه گفته # ~~اند که امام را طبع نظم نیست در شب به مجلس خوارزمشاء رفت و ببدیهه این ~~بیت # # گفت وازو کرامتی بود: %~% بیت # ~~مراپروانهآ آمدازین شمعی که در جمعست بخوارزم آکه یک فاضل نشدهر عمر ~~خوارازما # واین صورت موجب زیادتی اعتقاد خوارزم شاء شد و امام در جمیع علوم ~~PageV02P283 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0284.jpg) # ~~284)................ # ~~ماهر بود و مرتبهآ که اورا بود در نشر علوم کسرا نبود. # وفات شیخ جمال الدین من ملک عزالدین حاکم شیراز وملک شمس الدین # ~~که حاکم شیراز بود برادر او بود درحادی عشرین ربیع الثانی . # وفات شیخ المشایخ شیخ روزبهان الکبیر البغلی الفارسی وهو ابومحمد روزم # ~~بهان ن ابی نصر الفسوی من بلدة الفسا و اومرید شیخ سراجالدین محمود بن ~~خلیفه # ~~بود و خرقه تصوف ms550 از دست او پوشیده و او از دست شیخ احمدبن عبدالکریم و ~~او # ~~از دست خطیب ابوالقاسم محمود بن احمد الکازرونی و اواز دست شیخ المرشد ~~ابواسحق # ~~ابراهیم بن شهریار الکازرونی و او از دست شیخ حسین الاکار واو ازدست ~~شیخ کبیر ابو # ~~عبدالله محمدین خفیف الشیرازی و او ازدست ابامحمد شیخ جعفر الخداء واو ~~ازشیخ ابا- # ~~عفر والاصطخری واو از ابا تراب النخشبی واو از شقیق الباخی واوازد اووه ~~الطابی # ~~واو از حبیب العجمی واو از موسی الراعی و او از اویس القرنی واواز ~~عمربن الخطاب # ~~وعلی المرتضی و ایشان از حضرت نبی (ع) و شیخ عبدالله خفیف را طرق ~~انتماء # ~~مشایخ بنوعی دیگرهست که این مختصر احتمال آن نکند. # وفات امام محمدبن عبد الله بن علی الیافعی توفی فی یوم الاثنین یوم ~~عیدالفطر # ~~به هرات. # وفات شیخ کمالالدین محمود بن محمد السر خسی المعروف بخواجه سرمه # ~~مدفونا بقریهآ هندوان(1) آبخور از نهر آلنجان و او شیخ بزرگ بوده وفاته ~~فی # ~~آخر یوم عاشورا. # درین سال سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه دختر خودرا بعثمان خان # ~~حاکم سمرقند داه که از نسل افراسیاب بود و باتفاق او روی بگورخان نهاه # چون بولایت طراز رسید تا ینکو امیر لشکر گورخان آنجا بود با او مماف # ~~دادند و تا ینکو اسیر شد ولشکراو بعضی بقتل آمد وبعضی غارت یافته پرا ~~کند PageV02P284 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0285.jpg) # ~~سلطان معاودت فرمود و چون ضعف گور خان معلوم شد کوشلوک خان پسر # ~~تایانگ خان که پادشاه نایمان بود برسر گورخان تاخت کرد و اورا بگرفت و # ~~خزاین و دفاین و اموال و لشکر اورا که در مدت نود و پنج سال مهیا کرده ~~بود # ~~در تصرف آورد و اردوی او را ضبط کرد. # وفات مجدالدین ابوالسعادات المبارک بن محمد بن عبد الکریم الجزری الکاتب # ~~فی سلخ ذی حجه و مولده فی سنه اربع و اربعین و خمسمائه وکان عالما فی ~~عدة علوم # ~~مبرزا فیها ومنها الفقه والاصولان والنحو والحدیث واللغة ms551 وله تصانیف ~~مشهوره # ~~فی التفسیر والحدیث والنحو والحساب وغریب الحدیث وله رسایل مدونه وکان # ~~کاتبا مغلقا # سنهآ سبع وستمائه # فات خداوند محمدین حسنین محمدین بزرگ امیدالی نارالله و سقرهم # ~~و مدت ملک او چهل و شش سال بوه. # جلوس پسر او خداوند جلال الدین حسن بن محمدبن حسن بن محمدبن # ~~بزرک امید ملحد. # وفات اتابک نصرة الدین ابوبکر بن جها نپهلوان محمد بن شمس الدین ایلد کز # جلوس برادر او اتابک بابک. # وفات الشهید المرحوم المبرورالشیخ فریدالحووالملة والدین عطاربه نیشابور # ~~و اومریدشیخ جمال الدین محمد بزهحمد النغندری الطوسی (1) المعروف ~~بالامام الربانی # ~~است و او از شیخ شرف الدین الرداد واواز خال خود شیخ صلاح الدین احمد ~~الاستاد # ~~و او از شیخ نورالدین منور و او از خواجه ابوالفتح ظاهر و او از جد خود ~~شیخ # 1_ نغندر ده ازدهستان شاندیر بخش طرقبه شهرستان مشهد 12 کیلومتری شمال ~~باختره PageV02P285 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0286.jpg) # # 286)..................... %~% .سس ه460 # ~~ابو سعید فضل الله بن ابوالخیر قدس الله سرهم. # وفات ضیاء الدین ابواحمد عبدالوهاب بن علی بن عبدالله الامین البغدادی و ~~هو # ~~من سبط صدرالدین اسمعیل شیخ الشیوخ وکان صوفیا فقیها محدثا و کان من ~~عباهالله # ~~الصالحین کثیر العبادة والصلاح فی ربیع الاخر ببغداد وعمره سبع وثمانین ~~سنه. # وفات سیدی شمس الدین محمدبن عبدالرحیم الرفاعی وبرادرش سیدی # ~~قطب الدین ابوالحسن بن عبدالرحیم الرفاعی قایم مقام او شد. # سنه ثمان وسثهائه608 # استیلاء ملک قطب الدین ایبک از غلامان ساطان شهای الدین ابوالمظفرین # ~~سام بن حسین بن سام برهندوستان . # وفات مولی نظام الدین قاسم ن ابی سعدالصفار بشاهیاخ نیشابور و قیل سنه # ~~تسع وستمائه . # وفات کور خان که بردست کو شلوکخان بن تایانکخان پادشاه نایمان اسیر # ~~شده بوه . # سنه تسع وستمائه4: # مسلمان شدن خداوند جلال الدین حسن ین محمدین حسن ین محمدبن بزرگ # ~~امید که ترک مذهب آبای خوه کرده از الحاه بیزار شد و او را حسن ~~نومسلمان # ~~گفتندی و در مسلمانی عظیم صاب بود و تازنده بود از ms552 جاده شریعت تجاوز ~~نکرد # ~~جزاک الله خیرا. # قتل ساطان محمود ن محمدبن سام که در حق او گفتهاند ### | ات # # سلطان مشرفین و شهنشاه مغربین %~% محموه بن محمدن سام بن حسین ~~PageV02P286 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0287.jpg) # و اورا در شب در خانه کشته یافتند و سبب معلوم نشد و سپری شدن دوات # ~~غوریان از آل سام # وفات قلیج ارسلان بن رکن الدین سلیمان شاه در روم . # جلوس عزالدین کیکاووس بن قلیج ارسلان بن رکن الدین سلیمانشاه برجای # ~~بدر خود در روم # وفات محمود بن فضل المشهور بالابرقوهی فی الثالث عشر من شوال و گویند # ~~او سخنی گفت در حق حضرت رسالت (ع) که طعن بود اورا حکم قتل کره ند او ~~از # ~~اصفهان بگریخت و چون بکمشه رسید بمرد. # سنه هشره وستمائه # اسر و غارت مردم قصبه نفجوان و اسر شیخ صلاحالدین حسن البلغاری که # ~~او نخجوانی الاصل است وچون اورا باسیری ببلغار برهند مدتی آنجا بماند ~~وچون # ~~معاودت نمود بشیخ حسن البلغاری مشهور شد. # وفات قطبالدین ایبک که والی هند بود از غلامان سلطان شهابالدین # ~~ابوالمظفرین محمدبن سام بن حسین که او در گوی باختن از آب خطا شد و در # ~~ساعت در گذشت . # وفات شیخ العلامه برهان الدین المطرزی الخوارزمی صاحب المعرب والمغرب # ~~والایضاح شرح المقامات الحریریه وغیرها من الکتب توفی بخوارزم فی یوم ~~الثلثاءالحادی # ~~والعشرین من جمادی الاولی وعمر او هفتاه و یکسال بود. # وفات ابوالبقاء البغدادی العکبر اوی الحنبلی النحوی اللغوی الفرضیم حب ~~الدین # ~~شیخ زمانه و فریداوانه و اسمه عبدالله بن الحسین من عبد الله بن الحسین ~~و کان ضریرا # ~~وکان امامالمسجد ابن حمدی بغداد بالریحانیین ومن مصنفاته شرح مقامات ~~الحریریله PageV02P287 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0288.jpg) ### | سسسسهسال 611 # ~~وفات ضیاء الدین احمدبن مسعوه اکثر کتبا فی الفقه الحنفی ببغداد وکان # ~~مدرس مشهد الامام الاعظم ابی حنیفه نعمان بن الثابت. # سنه احدی عشرة وستمائه1 # ~~قتل ملک نظام الدین حسن بن غیاث الدین محمد بن ملک مظفر الدین صاحب # ~~شبانکاره بشبانکاره. # ~~وفات رکن الدین ms553 ابومنصور عبد السلام بن عبد الوهاب بن عبدالقادر الجیلی # ~~البغدادی فی رجب الاصم . # سنه اثنی عشرة وستمائه12. # ~~جلوس ملک نصرةالدین ابراهیم بن محمد بحکومت شبانکاره . # ~~وفات ملک تاج الدین حسن بن عزالملوک ملک نیمروز. # ~~جلوس ملک ناصر الدین عثمان بن تاج الدین حسن بن عزالملوک به نیمروز. # ~~درین سال سلطان محمد خوارزمشاه برماوراء التهر استیلا یافته کفار خطای ~~ومغول # ~~را کهمملکة ماوراء النهر ازسلطان سنجر انتزاع کرده بوهند بیرون کرده ~~ضبط نمود. # سنه ثلث عشرة وسثمائة2 # ~~قتل شیخ مجدالدین بغداه کی بتهمت معاشقت بر دست سلطاان محمد # ~~خوارزمشاه و قیل سنه سبع وستمائه وقیل سنه ست عشره وقیلاحدی عشره ~~وستمائه. # ~~وفات الشیخ السالک المجذوب شیخ قطب الدین حیدرزاوهآ وهو قطب الدین حیدر # ~~بن تیعور بن ابو بکرین سلطان شاه بن سلطان خان السالوری درزاوه و او ~~صدوده ساله بود # سنه اربع عشرة وستمائه4 # ~~وفات ملک نصرة الدین ابراهیم بن محمد هر شبانکاره. PageV02P288 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0289.jpg) # فلوس ملک طیبشاه بن معمدبن محمد بملکی شبانکاره # فتوی کردن سلطان محمد خوارزمشاه که آل عباس مستحق خلافت نیستند # ~~و استحقاق خلافت سادات حسینی راست و تمام ایمة ممالک بتخصیص امام ~~فخرالدین # ~~الرازی برین فتوی نوشتند و سلطان محمد خوارزمشاه مرتضی اعظم سید علاء ~~الدین # ~~ترمدی را مقرر کرد که او از سادات بزرک بود بخلافت وعزیمت دار الخلافه # ~~کره که ناصر خلیفه را خلع کند هر کاه که عزیمت مصمم کره کاری روی نمود ~~که # ~~ان مهم در توقف افناه تا زمانی که چنگیز خان عزیمت مملکت او کرد و او ~~را # ~~دیگر محل نماند و تغییر عباسیان میسر نشد. # سنهآ خمس عشرة وستعائه # عزیمت چنگیز خان بایران زمین بقصد سلطان محمد خوارزمشاه وچون # ~~بحدوه قیالیق رسید مقدم امراء آنجا ارسلان خان بایلی آمد و سیور غامیشی ~~یافته # ~~در عداد لشکریان روان شد. # خرب لشکر چنگیز خان با کوشلک خان پادشاه ترکستان وشکست یافتن # ~~کوشلک خان فرار نمودن سلطان علاء الدین محمد خوارزمشاه از پیش ms554 چنگیزخان # ~~پیش از آن که ملاقات شود و رفتن یجزایر آب سکون در بحرخزر # وفات شیخ العالم ابوعبدالله یحیی بن الشیخ الربانی معین الدین الگیلی ابی # ~~ذر عبد الله بن جنید قیل سنه ست عشره وستمائه ومات فی حیات والدمشیخ ~~معین الدین # ~~المذکور # سنه ست هشرة و ستهائها # ~~رسیدن چنگیزخان بحاراه ر سلخ فی حجه وهر بخارا بیست هزار مره بودند ~~مقدم # ~~ایشان کوکخان و کشلی خان وسونج خان از حصار بیرون آمدند وهر کنار جیحون ~~PageV02P289 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0290.jpg) # ~~مصاف دادند وبیک حمله جمله فنا گشتند روز دیگر معارف شهر را جمع کردند ~~و # ~~خود در مسجد جامع رفت و سئوال کره که این سرای سلطان است گفتند خانه ~~خداست # ~~بر منبر بر آمد و گفت صحرا از علف تهی است اسبان ماراشکم پر کنید در ~~انبارها را # ~~بگشاهند و اسبانرا در جامع کشیدند و صنادیق مصاحف را آخر اسبان کردند ~~بعداز # ~~آن چنگیزخان غدری که سلطان محمد خوارزمشاه پیشتر کرده بوه و بازرگانان # ~~مرا برشما گماشته است و چنگیزخان از شهر بیرون رفت و بغیر مسجد جامع ~~تمام # ~~شهر را بسوختند وچنگیزخان در وقت آمدن چون بشهر اترار رسید سلطان محمد # ~~خوارزمشاه لشکر گران بغایرخان داده بود وقراجه حاجب خاص را باده هزار ~~مرد # ~~بمدد او فرستاده و حصار و باروی شهررا استحکام تمام داده چنگیزخان ~~فرمود تا جغتای # ~~واو کتای با چند تومان مرد شهر رامحاصره کنند وتولی خان را بالشکر گران # ~~بجانب جندوینکی کنت فرستاد وجمعی رابجانب خجند و بناکت فرستاد و خود # ~~متوجه بخارا شد بعد از پنج ماه اترار را بگرفتند وقراچة و غایرخان را ~~قتل کرهند # ~~وشهزاه گان و امراء دیگر ممالک را فتح کرده بچنگیز خان پیوستند و بخارا ~~را قتل # ~~عام وغارت وتاراج کردند . # پوشیدن شیخ سعد الدین حمویه خرقهآ مشایخ هر مسجد اقصی در قبه صعره از # ~~دست پسر عم خود شیخ صدر الدین ودرزی اهل تصوف در آمدن. # عقد مواخاة بستن ms555 شیخ سعد الدین الحمویه وشیخ سیف الدین الباخرزی # ~~بحضور شیخ ولی تراش شیخ نجم الدین الکبری قدس اللهسرهم بجر جانیه ~~خوارزم # اجتماع مشایخ در مکه مبارک وحرم محترم وهم شیخ شهاب الملة والدین # ~~ابوحفص عمرالسهروردی البکری وشیخ سعد الملة والدین الحموی وشیخ اوحد # ~~الدین الکرمانی وشیخ مجدالدین الابهری قدس سرهم. # بر کرفتن ناسر خلیفه تمقا ازمردم وحکم فرموهن که دیگر تمقا نگیرند و ~~PageV02P290 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0291.jpg) # ~~تمقا را از ابواب المال بیرون کردند وواسطه آن بوه که جهت عزای دختر ~~خلیفه # ~~کاوی چند خریدند واز آن تمقا طلب میکرهند حکم فرموه که تمقا از هیچ # ~~کس نگیرند # نوشتن شیخ ولی تراش شیخ نجم الدین الکبری اجازتجهت شیخ سعدالدین # ~~الحموی وآن اجازت مشهور است. # وفات الشیخ الامام محیی السنه ابومحمد حسین بن مسعود الفرا البغوی صاحب # ~~کتاب المصابیح وشرح السنه والتهذیب فی الفقه ومعالم التنزیل وغیرها فی ~~الثانی # ~~من شوال. # سنه سبع قشره وستمائه # فرستادن چنگیزخان یمهوسبتای وطغاجار رابر عقب سلطان علاءالدین محمد # ~~خوارزم شاه با سی هزار سوار واقعه سمرقند بر دست چنگیزخان درتابستان # ~~این سال وقتل ونهب وغارت اهالی سمرقند وقتل سمای خان وطغای خان والاغ ~~خان # ~~با بیست امیر از امراء سلطان محمد خوارزمشاه . # فرستادن جوجی وجغتای واکتای را بجانب خوارزم و در راه میان ایشان # ~~مغالفت افتاه واز لشکر مغول بسیار کشته شدبعد از آن تولی خان را بفر ~~ستاه # ~~و گفت که شیخ نجم الدین ابو الجناب احمدبن عمربن محمد بن عبدالله ~~الخیوقی # ~~الخوارزمی الععروف بنجم الدین الکبری راپیغام رسان که بیرون آید که من ~~اهالی # ~~خوارزم را قتل ونهب خواهم کره وشیخ را چهن پیغام رسانیدند بدان ملتفت ~~نشد # ~~وهم درآن واقعه شهادت یافت. # واقعه نخشب وترمد بر دست چنگیزخان وقتل وغارت آنجا . # وفات سلطان علاء الهین محمدبن تکشفان بن ایل ارسلان بن اتسزین ~~PageV02P291 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0292.jpg) # ~~محمد بن نوشتکین خوارزمشاه بجریره آیسکوندر شوال ، # جلوس سلطان رکن الدین اوزلاق بن (1) سلطان محمد خوارزمشاه در # ~~عراق (2) # رفتن سلطان ms556 جلال الدین منکبرنی بن سلطان محمد خوارزم شاه بخوارزم # حرب سلطان جلال الدین منکبرنی با لشکر چنگیز خان درین سال هفت # ~~کرت و بآخر در کنار آب سند با چنگیزخان حرب کرهه چون از حرب او مراجعت # ~~نمود اسب در آب سند جهانید و بی کشتی از آب بگذشت بر عزیمت هند چون از # ~~آن سوی آب بیرون آمد چتگیزخان با فرزندان بر کنار آب آمدند و چنگیزخان # ~~او را پپسران خود نمود و گفت که پسر باید همچنین از مادر بزاید و بدو ~~پیغام فرستاه # ~~که بر خیز وبرو که ماقد و بالای توبه بینیم بعد از آن که بر خاست و ~~برفت باز # ~~پیغام فرستاد که مقصود من آن بود که حکم من بشنوی اکنون در آن طرف آب # ~~سند مادام که مقام کنی مرا با توکاری نیست وقیل سنه ثمان عشره وستمائه. # جلوس براق حاجب بکرمان بعد از آن که کس پیش چنگیزخان فرستاده # ~~بود ورخصت یافته. # دار المغیف ساختن ناصر خلیفه برد وجانب بغداد و فرمود تا منادی کردند # ~~ونان رقاق (2) و حلوای معقوه هاهندی وبر کنارفرمات خانقاهی مرزبانیه ~~نام عمارت # ~~کرده ووفف بسیار بر آنجا کره . # سنه ثمان عشره و ستمائه18 # وفات خداوند جلال الدین حسن بن محمدبن حسن من محمدبن بزرک امید ~~PageV02P292 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0293.jpg) # ~~که او ترک الحاه کرده بود ومسلمان شده ودر مسلمانی عظیم صلب بوه ومدد # ~~باد شاهی او نوزده سال بود رحمة الله علیه. # جلوس خداوند علاءالدین محمد بن جلال الدین حسن بن محمد بن حسن # ~~ین محمد بن بز ک امید که نه ساله بوه واو ترک مذهب پدر خوه کرد و ~~بالحاه رفت # ~~العنه الله. جلانهودن غیاث الدین امیر حاجیبن امیررهضان جداعلی لعیر ~~مبارزالدین # ~~محمدبن مظفربن منصور بن حاجی المذکور ازولایت خواف بیزد فی هذه السنه ~~او # ~~قریبا من هذه السنه وغیاث الدین حاجی مذکوررا سه پسر بود منصور و محمود ~~و # ~~ابوبکر وابی بکررا عقب نبوه امامردی شجاع ms557 دلاور بود اتابک علاء الدوله ~~ازملوک # ~~یزد او را باسیصد سوار پیش هلا کوخان فرستاد هلا کو او رابا لشکری که ~~سر # ~~ایشان تولاج بوه در سرحد مصر باز داشت ودر حرب خفاجه ابوبکر مذکور بقتل # ~~آمد و منصور در فیروز آباد میبد یزه مقام ساخت واو را سه پسر بوه امیر ~~مبارزالدین # ~~محمد وامیرزین الدین علیو امیر شرف الدین مظفر که پدر امیر مبارز الدین ~~محمد # ~~بن مظفر مذکور است. # رسیدن تولی خان بن چنگیزخان بهرات و فتح هرات نموده بعضی از مردم # ~~هرات را کشت و بعضی را امان داد و داروغه خود گذاشته مراجعة نمود . # واقعه بلمخ وبا میان بر دست چنگیز خان وقتل عام وغارت و تاراج که در آنجا # ~~واقع شد بتخمیص بامیان که سک و گربه را در آنجا کشتند وشهر را هامون ~~کرده # ~~جو کشتند # آمدن چنگیز خان بغزنی بوقت مراجعت از حرب سلطان جلال الدین منکبرنی # ~~از کنار آب سند وقتل مردم غزنی بردست چنگیزخان ولشکر او. # واقعهآ خوارزم بردست ایناو ولشکر چنگیزخان که صد وسی تومان مرهم و ~~PageV02P293 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0294.jpg) # ~~کسری کشته شدند و شهادت شیخ بزر گوار شیخ نجم الدین الکبری و او درین # ~~واقعه گفته # # ای رازق مارو مورو زاغ و بلبل %~% ین %~% کشتند هلاک بندکان تو بکل # # مشتی سک را بهانه بر ساختهآ %~% از تست تو میکتی چه تاتار ومغل # وهو نجم الدین ابوالجناب احمد بن عمربن محمد بن عبد الله الخیوقی. # سنه تسع عشره وستمائه19 # رسیدن الجکدای نویان بحکم چنگیزخان بروه خانه هرات و محاصره کردن # ~~شهر هرات بواسطه انک یکسال پیش از این تاریخ تولی خانین چنکیزخان بهرات # ~~رسیده بود و بیشتری از اهالی هرات را امان داده بود وداروغه خود گذاشته ~~مردم هرات # ~~آن داروغه راقتل کردند و چون این خبر بچنگیزخان آنها کرهند الجکدای ~~نویان # ~~را فرستاده وصیت کرد که برود و هرات را گرفته تمامی اهالی شهر و مضافات ~~آنرا # ~~بقتل آورند وهرات ms558 را خراب کرده و کوفته جاندار در آنجا نگذارند . # سنه عشرین وستمائه . # قتل سلطان رکن الدین اوزلاق بن سلطان علاه لدین محمد خوارزمشاه بر # ~~دست لشکر مغول که چندانچه اورا کفتند که زانوزن نزه بدین بهانه اورا ~~بافرزندان # ~~و اتباع و هر کس که باز بسته او بود بقنل رسانیدند # گرفتن الجکدای نویان شهر هرات را بعد از محاصره و حرب بسیار که # ~~اورا بکرات مدد رسید و مدت محاصره متمادی شد آخر الامر هرات را بقهر ~~بستدند # ~~و قتل عام کردند و قلعه و برج و باروی شهر را کوفتند و هیچ متنفس و ~~جاندار PageV02P294 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0295.jpg) # ~~در هرات زنده نگذاشتند بغیر هفت کس که «رچاهها مانده بودند و یازده کس # ~~رکله کوه که تمام ایشان مجدهتن بودند مقدم ایشان شرف ألدین خطیب # سنه احدی ووشرین وستهاة # ابتدای دولت نصرة الدین ابو الفوارس قتلغ سلطان براق حاجب یکرمان واو # ~~از امرای گورخان بود و برسالت پیش سلطان محمد خوارزمشاه آمده بود و بعد ~~از # ~~واقعه چنگیزخان از کرمان می کذشت شجاع الدین ابوالقاسم که از قبل سلطان # ~~غیاث الدین پیرشاه والی کرمان بود راه برو گرفت بطمع اسیران قراخطای و ~~او # ~~چندانک مبالغه نمود که من راه گذری ام ازو مسلم نداشتند بالضروره بحرب ~~مشغول # ~~شد و شجاع الدین ابوالقاسم را بگریزانید و شهر کرمان مستخلص کرهه وشجاع ~~- # ~~الدین ابوالقاسم بقلعه کواشیر متحصن شد وامرای قراخطای نه تنند مدت ~~حکومت # ~~ایشان هشتاه و شش سال بود. # دادن براق حاجب حکومت کرمان برسم وزارت بخواجه مکین الدین ضیاء # ~~الملک الطالبی که او از جمله معتبران سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه ~~بود و # ~~جهت ضبط اموال ملک عز الدین بن ملک قوام الدین مویدالملک ابوبکر بن علی ~~الزوزنی # ~~بکرمان أمده بود. # دادن متصب قضاء کرمان بمولاناء اعظم مولانا فخرالدین ابی المفثیر النحتنی # ~~بحکم قتلغ سلطان براق حاجب. # مراجعت سلطان جلال الدین منکبرنی بن سلطان علاءالدین محمد خرارزمشاه # ~~از هندوستان وآمدن بکرمان. # آوردن ms559 شجاع الدین ابوالقاسم کلید قلعه کواشیر را پیش سلطان جالال الدین # ~~منکبرنی و سپردن قلعه کواشیر. PageV02P295 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0296.jpg) ### | (ان # واستن سلطان جملال الدین منکبرنی دختر براق حاجب را # مراجعت چنگیز خان از ایران زمین بتوران بمقر سر یرسلطت خوه # قتل شجاع الدین ابوالقاسم که پیشتر حاکم کرمان بود وبراق حاجب کرمان # ~~ازو کرفته بود و قلعه کواشیر او بسلطان جلالالدین سپره و او کرمان اول ~~از # ~~قبل ملک زوزن داشت و یعد از آن از قبل ملک هزالدین پسر او و بعد از آن ~~از # ~~قبل سلطان غیاث الدین پیر شاء بن محمد خوارزمشاه. # غدر کرهن براق حاجب باسلطان جلال الدین منکبرنی وه رفرصتی که سلطان # ~~برسم شکار چندروزه بیرون آمد تمام مردم اورا از کرمان بیرون کرده ~~دروازههای # ~~کرمان را مستحکم کرده و بسلطان پینام فرستاه که من یکی از نوکران آن # ~~حضرتم و کرمان لایق سلطان نیست سلطانرا طلب ملک میباید کرد من بنده # ~~کرمانرا جهت سلطان نگاه میدارم سلطان چون برمکنون ضمیر براق واقف شد # ~~بضرورت متوجه فارس شد و اتابک سعدبن زنگی بخدمت پیوست و سلطان دختر # ~~اتابک سعد را بخواست و از آنجا مراجعت کرده باری آمد و در ری ساکن شد. # عزیمت سلطان جلالالدین منکبرنی ببغداد و چون ناصر خلیفه را معلوم # ~~شد بواسطه نزاعی که باپدر او داشت منع او کرد و قوشتمور را فرستاد که ~~با او # ~~حرب کند چندانچه سلطان استغاثه نمود و کفت که من باستظهار خلیفه آمده ~~ام هیچ # ~~چاره نبود بضرورت حرب واقع شد وقو شتمور بقتل آمد ولشکراو با بغداد ~~مراجعت # ~~نمودند و بوقتی که خلیفه قو شتموررا میفرستاد پیش مظفر الدین کو کبری ~~فرستاهه # ~~بوه که باقوشتمور ملحق شود از جانب اربیل11) و او نزهیک رسیده بود ~~سلطانرا # ~~معلوم شد برسر او عطفه کره و مظفرالدین کو کبری حاکم اربیل کرفتار شد و # ~~تضرع و تشفع بسیار نمود سلطان برو ترحم فرموده اورا اجازت انصراف فرمود ms560 ~~PageV02P296 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0297.jpg) # ~~اجمل فصیضی # ~~وتعرض او نکرد . وفات شیخ الایمه والسدیقین القاضی الامام العالم سراج ~~الدین مکرم # ~~بن العلاء و کان افضل زمانه و دفن فی جوار مصلی بشیراز # سنهآ النتین وهشرین وستمائ # ولادت سلطان ولد فرزند سلطان المشایخ مولانا جلال الدین البلعی المعروف # ~~به مولاناء روم قدس سرهما ببلخ. # وفات الناصر لدین الله ابوالعباس احمدبن المستضی در بغباد و او خلیفه سی # ~~و چهارم بود از آل عباس و او هفتاد و چهار سال و چهار ماه عمر یافت مدت ~~خلافت # ~~او چهل و هفت سال بود و بسنت غسل او ابن جوزی قیام نمود و قیل سنه سبع ~~و # ~~عشرین و ستمائه مدفونا برصافه. # جلوس الظاهر بالله ابونصر محمد بن الناصر لدین الله و او خلیفه سی وینجم # ~~است از آل عباس ندا فرمودن الظاهر بالله که هر کس که برپدرم الناصر ~~لدین الله # ~~حقی دارد بیاید و طلب دارد ورد مظالم پدر خود کرد و خود با کسی ظلم ~~نکرد # ~~و در هیچ زمان عادلتر ازو نبود و در زمان او قبههای موسی والجواد سوخته ~~شد و # ~~جسرالحدید در بغداد او عمارت کرد و اول حکمی که کرد تمام باژها ببخشید # ~~چنانچه یکدرم سیم از هیچ آفریده از بازرگان وغیره نستد و علما و قضاة و ~~اهیان # ~~بغداه اتفاق کردهاند که در هیچ وقت عادلتر از ظاهر نبوده اما ایام او ~~چون ایام # ~~کل کوتاه بود و زمان خلافت او شش ماه بود. # عزیمت سلطان جلال الدین منکبرنیمن سلطان محمد خوارزمشاه باصفهان # آمدن اتابک علاءالدوله پسر اتابک سام یزد که پسر دختر علاءالدوله # ~~گرشفاسف (کذا) بن علی بن فرامرزبن علاء الدوله ماضی ازآل ویه بود و در ~~محروسه # ~~مپبد یزد مقیم پیش سلطان جلال الدین منکبرنی وسلطان اورا پدر کفت و در ~~پهلوی PageV02P297 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0298.jpg) # 298)....،،.مه %~% 5،،821،1،8،2،25،،8،،22........سال 123 # ~~خوه نشاند و او را بایالت اصفهان موسوم گردانید # رسیدن سلطان جلالالدین منکبرنی بتبریز و گریختن !تابک اوزبک بن ms561 # ~~اتا بک جهان پهلوان محمدبن اتا بک شمس الدین ایلد گزورفتن بقلعه النجق ~~وخاتون # ~~خود دختر سلطان طغرل سلجوقی را در تبریز بگذاشت و سلطان جلال الدین ~~تبریز # ~~را محاصره کرده ملکه خاتون اتابک از بک بربارو آمد و باسلطان ملاقات ~~کرده # ~~برسلطان عاشق شد و گفت که مرا اتابک گذاشته (1) و زن سلطان جلال الدین # ~~شد و تبریز بدو سپد و شوهر او اتابک اوزبک چون این خبر بشنید فی الفور # ~~وفات کرد # رفتن سلطان جلال الدین منکبرنی ببلاد کرج وحرب نمودن با ملک الملوک # ~~ابخاز و گرجیان و دست بردی تمام بگرجیان نمود و کلانتران گرجیان شلوه # ~~و ایوانی را که برعیمنه ومیسره ملکالملوک ابخاز بودند در سلاسل و اغلال ~~کشیده # ~~و شلوه مردی صاحب قوت بود سلطان اورا گفت که تو گفتهآ که صاحب ذوالفةار # ~~کجات تازخم شمشیر آبدار ببیند شلوه گف این کار دولت سلطان کرد و «ر حال # ~~مسلمان شدند و سلطان شلوه و ایوانی را رعایت بسیار فرموه و خلع ~~گرانمایه داده # ~~بگذاشت بدان شرط که بجار و بلجار حاضر شوند و در لشکرها کوچ دهند و صد # ~~هزار مسلمانرا از قید اسروذل بند گی خلاص فرمود و سلطان عزیمت گرج کرد ~~و # ~~شلوه و ایوانی قسد سلطان کرده گرجیانرا در کمین نشاندند سلطان ازین ~~معنی # ~~آگاه شد شلوه و ایروانی را یقتل رسانید و گرجیانرا درهی کرده بسیاری ~~ازیشان # ~~بقتل رسانید . # سنه ثلث وهشرین وستمائة4 # وفات الظامر باله ابو نصر محمدبن الناصر لدین اله دررجبه PageV02P298 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0299.jpg) # حلوس المستنصر بالله ابوجعفر منصوربن الظاهر بالله خلیفه سی و ششم که # ~~بره مبارک حضرت نبی (ع) طراز بازوی خود ساخت و از مردم برخلافت خود ~~بیعت # ~~ستانید که برسنت رسول و اجماع امت معاش کند و نکرد. # وفات جوجی خان بن چنگیزخان که بحکم پدر تمامت ولایات والوس که در # ~~حدوه اردیش و کوههای التای بود بدو مفوض بوه و بعد از او برفرزندان او. ms562 # جلوس باتو خان بن جوجی خان بن چنگیز خان بقایم مقامی پدر خود. # ولإدت الا مام خاتمة المجتهدین سیف الحق والدین الخوارزمی المعروف # ~~بالعصبه واسمه محمد بن محمد بن شیخ الاسحاقی فی ربیع الاول. # وفات الامام رافعی وهو ابوالقاسم امام الدین عبدالکریم بن محمد وکان ~~اماما # ~~فی الفقه الشافعی والتفسیو والحدیث والاصول وغیر هاطاهر اللسان فی ~~تصنیفه # ~~کثیرالادب شدید الاحترازفی المنقولات فی الاخر السنة المذکوره او اول ~~سنه اربع # ~~و عشرین و ستمائه. # رفتن شیخ سعد العلة والدین الحموبی بامل وطبرستان واز آ نجارفتن بعراق # ~~و دیار بکر وحجاز و شام و معر و درین سفر هفده سال بماند . # سنهآ اربع وعشرین وستمائه # وفات چنگیز خان در منتصف رمضان و بوصیت او مقرر شد که بعد از # ~~مرک او خاتون او سور قوقتای بیکی که ما در او کتای خان است حاکم باشد و # ~~بحکم او تمام الوس کار کنند تا زمانی که قرلتای کرده کار خانی مقرر ~~گرده اما # ~~چنگیز خان وصیت خانی باو کتای قا آن پسر خود کرده بوه بدان و اسطه ~~مقررفرمود # ~~که ما در او حکم کند تا زمان قرلتای که دو سال بود و عمر چنگیز خان ~~هفتاد # ~~و چهار سال و نه ماه و کسری بود و وزیر او صاحب محمود یلواج بود واو از ~~PageV02P299 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0300.jpg) # ~~خوارزم بود و در عهد سلطنت سلطان علاء الدین محمد خوارزمشاه ملازم ~~چنگیز # ~~خان شد و بعد از چند گاهی برسم ایلچی و سفارت پیش سلطان محمد خوارزمشاه # ~~آمد و یک کرت دیگر پیش مادر سلطان بسفارت رفت و بمکر وتزویر ولطایف # ~~حیل میان ایشان مخالفت انداخت و چون ملک روی زمین در تصرف چنگیز خان # ~~در آمد او وزیر باستقلال شدبل امیری کام کار وایالت و امارت ترکستان و ~~بلاد # ~~ماوراء النهر به پسرش برهان الدین مسعود بیک تفویض فرمودندو صاحب محمود # ~~یلواج تا زمان کیوک خان وزارت باستقلال داشت ود. زمان منکوقا آن بر ms563 # ~~مجموع معلکت ختای حکم کرد و چنگیز خان مدت بیست و پنج سال پادشاهی # ~~کرد ومردن او در موضع لیونشان بود که میان جورجه و ننکیاس و تنکقوت است # ~~و اوامرا را وصیت کرد که واقعه او را پنهان دارند و چون پادشاه و اهل ~~تنگقوت # ~~بیایند جمله را بکشند و بوصیت او کار کردند و هر کسرا که در راه دیدند ~~بقتل # ~~آوردند تا بارد وها رسیدند چنگیز خانرا صد و بیست هزار مرد بود آنچه ~~بقول # ~~وبرانقار وجوانقار او بودند و او روزی درشکار گاه درختی تنها دیده و ~~گفته بود که # ~~این مدفن او باشد اورا آنجا دفن کردند و آن موضع را قروق ساختند و ~~قروقچیان # ~~آنجا امرای او ر یانکقت می باشند الالعنة الله علی الظالمین. # حرب لشکر مغول با ملطان جلال الدین منکبرنی بر درصین از مضافات # ~~اصفهان و در آن حرب با سلطان صد هزار پیاده و سوار بود میمنه ببر ادر ~~خود # ~~غیاث الدین سپرد و میسره باوز خان و خود در قلب بایستاد و از آن جانب ~~ناجی # ~~نویان وناقونویان و اسان طوغان وبایماس و تا ینال بالشکر مغولدرمقابله ~~آمدند سلطان # ~~غیاث الدین پیرشاه برادر سلطان جلال الدین علی رغم برادر عنان بر تافته ~~بگریخت # ~~و بهزیمة بلرستان رفت و دست چپ سلطان را لشکر مغول برداشت و تالرستان # ~~بدوانید و دست راست سلطان دست چپ مغول را برد اشت و تا خوارری بدوانید ~~و سلطان # ~~در قلب مانده علم او از جای برفت وسلطانرا درمیان کرفتند و اوحربهاء ~~سفت کره PageV02P300 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0301.jpg) # ~~تا از میان بیرون رفت و بلرستان افتاد وچون منهزمان بهم آمدند سلطان ~~باصفهان # ~~دراجعت کرده و اوزخانرا مقنعه بر سر کره بواسطه آنک گریخته بود. # فل اتابک علاءالدوله بن سام ازمیبدیزه که سلطان جلال الدین منکبرنی او # ~~واپدر خوانده بود وایالت اصفهان داده بوه در مقدمه حربی که میان لشکر ~~مغول # ~~و سلطان جلالالدین مذکور واقع شد ms564 و او هشتاه و چهار سال عمر داشت. # رفتر سلطسان جلال الدین منکبرنی بجانب تبریز که استعداه لشکر # ~~گرجستان نماید. # رفتن سلطان غیاث الدین پیرشاه بکرمان که از حرب مغول گریخته بود. # سنة خمس عشرین و ستمائه # عرب سلطان جلال الدین منکبرنی باحکام گرجستان و سلاطین روم وشام # ~~و ار من وقبچاق که باهم اتقاق کرده بودند و هزیمت ایشان . # اتفاق نمودن سلطان غیاث الدین پیر شاه در کرمان بابرادر قتلغ سلطان # ~~براق حاجب که او را اغور ملک گفتندی بر قصد قتلغ سلطان براق حاجب و خبر # ~~یافتن براق حاجب و قتل اغور ملک بر دست غلام قتلغ سلطان براق طرمطای ~~نام. # قتل سلطان غیاث الدین پیرشاه بن سلطان علاء الدین محمد بن تکشخان # ~~ین ایل ارسلان بن اتسز بن محمد بن نوشتکین که گریخته بکرمان رفت و براق # ~~حاجب مادر او را در عقد آوره و بآخر غدر کرهه او را ومادر اورا و کریم ~~الشرق # ~~وزیر او و امرا و حجاب ونواب وغلامان وکارداران اوتا بفراش و شاکرد ~~پیشه # ~~را شربت فنا چشانید و بر یک کودک از ذکور لشکر او ابقانکره و سرسلطان # ~~عیاث السدین پیرشاء را پیش اوکتای خان فرستاه و او را در قلعه کواشیر ~~PageV02P301 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0302.jpg) # بنیاه عمارت مستنصزیه در بغداد که المستنص بالله ساخت . # فتح قلعه بکر (1) بر دست نظام الملک ابوسعید وزیر سلطان شمس الدین # ~~التتمش (2) در هندوستان . # ~~وفات اتا بک سعد بن زنگی بن مودود بن زنگی بن آقسنغر بفارس دربیضا وچون ~~اووفات # ~~یافت خواجه غیاث الدین که وزیر ومدبر ملک بود واقعه او را پنهان داشته ~~انگشتری # ~~او را بقلعه سفید فرستاد و پسر او اتابک ابی بکر بن سعد را که پدر در ~~بند کرده # ~~پود از بند بیرون آورده حاضر گردانید و در خرگاه برانداخت و گفت اتابک # ~~میفرماید که ابوبکر ولی عهد منست و ولی عهد شد مسجد جامع جدید شیراز # ~~ورباط کرک او ساخت . # جلوس ms565 اتابک ابی بکر بن سعد بن زنگی بن مودود بن زنگی بن آقسنغر # ~~بفارس. # ولاهت امام العلامه رضی الحق والدین الغطیب محمد بن ابراهیم الزینی # ~~الوارزمی فی التاسع عشر من شهر رمضان. # سنه ست وهشرین وستمائه2 # قرلتای بزرگ که در منول واقع شد و او کتای قآن را بغانی برداشتند # ~~بعد از دو سال که تخت خانی خالی بود در موضع کلوران قرلتای کردند ~~وجغتای # ~~خان دست راست او کرفت و تولی خان دست چپ و عمش او تجکین کمرو او کتای # ~~قا آن را بر تخت پادشاهی نتاندند و او پاهشاه عاهل جوانمره بود و مغنی ~~او کتای # ~~عروج باشد بربالا . # آمدن شیخ سعدالدین الحموی بمکه و مدینه مبار اوسه سال مجاورت نموهن. PageV02P302 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0303.jpg) # وفات عزالدین کیکاوس بن کیخسرو بن قلیج ارسلان در روم بمرض سل # ~~پسر او طفل بوا # حلوس برادر او علاء الدین کیقباد که در قلعه محبوس بود بیرون آورهه # ~~بادشاهی نشاندند. # وفات علامة النحریر الشیخ الامام الکبیر سراج الملة والدین ابویعقوب # ~~یوسف بن ابی بکر هحهد بن علی السکاکی صاحب کتاب مفتاح العلوم فی اوایل # ~~رجب بقریة من قری المالیغ. # قتل کمال الدین اسمعیل بن جمال الدین محمد بن عبدالرزاق الاصفهانی # ~~الشاعر صاحب الدیوان المشهور در فتنه جرماغون نویان واورا مال بسیار ~~بود و در # ~~قتل او دوقول گفته اند اول آنکه درفتنه جرماعون نویان رنوه واوباش ~~اصفهان مردم # ~~بسیار بقتل آوردند کمال الدین اسمعیل دران میان ضایع شد دوم قول اصح ~~آنست # ~~که جرماغون نویان آوازه او شنوده بود و دانسته کس بطلب او فرستاه در ~~حین # ~~فتنه جهت محافظت او کس فرستاد که او را بیاورند و او مال بسیار در ~~خانهخود # ~~داشت و قبری در خانه خود ساخته (1) و زر ونقره و جواهر و آنچه داشت در # ~~آنجا نهاده کس پیش جرماغون نویان فرستاه بالتماس آنک کسی بفرستد که او # ~~را وخانه اورا از غارت نگاه دارد تا چون فتنه تسکین ms566 یابد او پیش ~~جرماغوننویان # ~~روه و او امیری از امرای لشکر خود فرستاد که او و خانه او را محافظت ~~نماید # ~~چون بخانه او آمد سئوال کره که این قبر در سرای بدین خوبی چرانهاههاند # ~~کمال الدین اسمعیل گفت بزرکی از قرابتان من فوت شده بود او را درین ~~خانه # ~~دفن کردهایم امیر با خود گفت باید که درین جا «فینه باشد آن قبر را ~~بشکافت # ~~و مالی که در آنجا بوه برداشت و وهم کره که مبادا که این شخص باجرماغون # ~~بگوید وحکم باستر داد مال شود و بدین واسطه کمال را قتل کره. # و او این رباعی از خون خود بر دیوار نوشت. PageV02P303 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0304.jpg) ### | *سال 18) ### | و الرباعیة هذا) # # دل خون شدو شرط جان گدازی اینست %~% در حضرت او کمینه بازی اینست # # با این همه هم هیچ نمی یارم گفت %~% شاید که مگر بنده نوازی اینست # سئه صبع وعشرین وستمائه47 # ~~عزیمت او کتای قآن بن چنگیزخان بعملکت خطای و تسخیر آن مملکت # ~~وفات تولی خان بن چنگیزخان # ~~جلوس پسر او منکوخان بن تولی خان بر جای پدر خوده امانه بغانی و # ~~بعد ازین جلوس او بخانی خواعد آمد . # ~~وفات الملک الکامل شرف الدین ابوالفتح عیسی بمصر . # ~~جلوس ملک نجم الدین ایوب بن ملک الکامل شرف الدین ابوالفتح # ~~اعیسی بعصر . # سنه ثمان وفشرین وستمائه # ~~ققل سلطان جلال الدین منکبرنی که با مفول حرب کره ازلشکر بوقت # ~~هزیمت جدا افتاده بود وعزیمت اربیل کرده و بعضی گوینه که درین سال خبر # ~~رسید بارمیهآ واشنه 15» که سلطان جلال الدین قشلاق کرهه بود که جرماغون # ~~نویان از آمویه عبره فرموه امیر بایماس را بالشکرهای کران بر عقب سلطان ~~جلال # ~~الدین فرستاده وسلطان بی خبر ومست خسبیده یوه که ناکاه لشکر مغول بر سر # ~~ایشان افتادند سلطان یکسواره بیرون رفت ورجوع بملک مظفر الدین کو کبری ~~PageV02P304 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0305.jpg) # ~~میکرد درراه بردست کردان در منتصف شوال بقتل آمد و بعضی گویند که درحرب # ~~گم ms567 شد و هبچ کس از و نشانی نیافت و بعضی گویند که درزی اهل تصوف در آمد ~~و از # ~~شیخ رکن الملة والدین علاء الدوله احمد البیا بانکی قدس سره نقل میکنند ~~که # ~~میگوید که من در بغدان بودم و هر نیمروز پیش شیخ نورالحق # ~~والملمه والدین عبدالرحمن اسفراینی قدس سره میرفتم یکروز بهمان وقت ~~رفتم # ~~شیخ در وثاق نبود روز دیگر بخدمت شیخ رفتم موجب آنک دیروز دروثاق ~~نبودند # ~~پرسیدم فرمودند که سلطان جلال الدین منگبرنی وفات کرده بود سو ال کردم ~~که # ~~اوزنده بوه فرمودند که فلان پیربود(1) که خالی بر بینی داشت وفلان جای ~~مینشست # ~~و من اورا بسیاردیده بودم و وزیر سلطان جلال الدین منکبرنی شرف الملک ~~مجیر- # ~~الدین علی الجندی پود وچون سلطان جلال الدین والی آذربایجان شد اودرمال ~~اسراف # ~~بسیار کرد سلطان برو متغیر شد او از سلطان گریخته بقلعه چاربرت متحصن ~~شد # ~~سلطان اورا بمواعید خوب مستظهر گردانیده بدست آورد و هلاک کرد. # حکومت امیر جینتمور در ایران بحکم او کتای قاآن . # عمارت کرهن المستنصر بالله قبهاء موسی والجواد را واو مردی صاحب خیر # ~~و سخی بود. # سنه تسع وعشرین وستمائه # قرلتای بزرگ که تمامی اولاد و احفاد چنگیزخان و امرا و آقایان جمع # ~~شدند و لشکرهاء اطراف با امرا صده و دهه نیز آمدند و او کتای قاآن تمام ~~اولاد # ~~و احفاد چنگیزخان و امر او آقایان و مردم الوس وعداه لشکریان را انواع # ~~انعامات و سیور غامیشی فرمود که در هیچ زمان هیچ آفریده مثل آن ندیده ~~ونشنیده PageV02P305 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0306.jpg) # ~~و نشان نداده. # ~~آمدن شیخ سعدالدین الحموی از مکه و مدینه مبارک ببغداه # سئله ثلثین وستمائه # ~~ولادت سلطان ناصرالدین محمود بن سلطان شمس الدین التتمش درد علی # ~~وفات حکیم الکامل ابوبکر محمد بن ز کریاء الرازی الطبیب(1) # ~~وفات ترکان خاتون والده سلطان جلال الدین منکبرنی در قراقوروم که # ~~چنگیزخان بوقتی که در کنار آب سند باسلطان جلال الدین مذکور حرب کره او ms568 # ~~أسیر افتاده بود و او را بقراقوروم فرستاده بودند . # سنة احدی وثلاثین وستمائه2 # ~~وفات قاضی جلال الدین شاه بن قاضی فخر الدین بیاری المعروف بقاضی هرات # ~~در ساهس عشر رمضان بکرمان. # ~~بنیاد عمارت مدرسه مستنصریه که در یغداد مستنصر خلیفه ساخت. # سنه اثنتین وثلیین وستمائله32 # ~~وقات قتلغ سلطان براق حاجب صاحب کرمان بکرمان فی عشرین # ~~ذی حجه. # ~~جلوس سلطان قطب الدین ابوالفتح جینتمورتاینکوبر اهرزاهه و ربیب وداماه ~~PageV02P306 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0307.jpg) # ~~راق حاجب. # ترویج سلطان قطب الدین ابوالفتح مذکور با قتلغ ترکان بعد از چهار ماه # ~~جلوس خود. # وزیر براق حاجب وسلطان قطب الدین ابوالفتح خواجه مکین الدین ضیاء الملک ~~بود # اتمام مدرسهآ مستنصریه در بغداه که مستنصر خلیفه بنیاد نهاده بود . # ~~وفات سلطان المشایخ شیخ شهاب الملة والدین ابوحفص عمر السهر وردی ~~الصدیقی البکری # ~~قدس سره مدفونا ببغداد و هو ابوحفص عمرین محمدبن عبدالله بن محمدبن ~~عبدالله بن # ~~سعدبن حسین بن قاسم بن محمدبن عبدالله بن عبدالرحمن بن قاسم بن محمدبن ~~ابی بکر # ~~الصدیق رضی الله عنهم روز چهارشنبه غره محرم ولادت او در سنه تسع و ~~ثلاثین و # ~~خمسمائه بوده و رفتن ببغداد در سنه خمس و خمسین و خمسمائه (و در عزلت و # ~~طریقة ومعامله باحق عز شانه درآمدن در سنه ست و ستین وخمسمائه) (1) و # ~~بروایت شیخ رضی الدین علی بن یحیی بن محمدبن عمرالسهروردی صد و بیست # ~~سال عمر یافت . # مجوم کرهن جماعت امر او ملول که بوفتی که لشکر مغول بخوارزم رسید # ~~از آنجا گریخته بشیر از پیش سلغر سلطان ابوبکربن سعد آمده بودند و آمدن # ~~بجیرفت کرمان و نام ایشان اورخسان و سونج خان و تیمور ملک که رستم # ~~ثانی و اسفندیار رویین تسن روزگار بود و از جیرفت مغافصه بر سر # ~~سلطان قطب الدین ابوالفتح جینتمورتا نیگوه وانیدند و سلطان قطب الدین ~~مذکور # ~~با ایشان حرب کره و ایشانرابگریزانید بعضی بتیغ فنا شدند و بعضی در ~~قیداسر # ~~گرفتار گشتند و بعضی رایت فرار بر ms569 افراختند و سلظان قطبالدین بعد ازین ~~فتح # ~~اسیر انرا تربیت فرمود و خلع پوشانیده بشیراز فرستاد اتابک ابوبکر بن ~~سعد # ~~اعتذار فرستاد که من ازین حرکت ایشان خبر ندارم و سلطان قطب الدین ~~عذراو PageV02P307 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0308.jpg) # ~~حبون فرموده مر بک عذر خواست. # ف وثلهن وستمافه # ~~رفتن سلطان قطب الدین ابوالفتح جینتمور تاینکو از کرمان باردوی او گتای # ~~قا آن که تجدید حکم حکومت کرمان نماید و از قاآن حکم شد که اوهرخطای # ~~ملازم وزیر صاحب محمودیلواج باشد . # ~~جلوس سلطان رکن الدین مبار کخواجه بن براق بحکومت کرمان روز # ~~«وشنبه بیست وهشتم شعبان المعظم . # ~~تمکین داهن سلطان رکن الدین خواجه جوق مبار کخواجه بن براق خواجه # ~~مکین الدین ضیاء الملکرا برقرار بوزارت. # ~~وفات امیر جینتمور که بحکم او کتای قا آن حاکم ایران زمین بوه. # ~~جلوس اوسال یحکم او کتای قا آن بر جای0 امیر جینتموره ر ایران بحکومت # سنه اربع وثلیین وستعائه4 # ~~وفات سلطان شمس الدین التتمش بدهلی مدفونا بجامع کهنه دهلی. # ~~جلوس سلطان ناصر الدین محمود بن سلطان شمس الدین التتمش برجای # ~~پدر خود بدهلی در بیست و یکم شعبان . # ~~رفتن شیخ سعدالدین الحمویی بدمشق. # ~~پیغام فرستادن اتابک مظفر الدین سلغر سلطان ابوبکر بن سعد بن زنگی # ~~از شیراز پیش سلطان رکن الدین خواجه جوق و باز نمودن که خواجه # ~~مکین الدین ضیاء الملک وزیر و تیمور ملک که از امرای قتلغ سلطان براق ~~بوه و # ~~بعد از او اختیار سلطان قطب الدین داشتند هر کز باتویکدل وصافی نخواهند ~~بود # ~~و سلطان رکن الدین خواجه جوق مبار کخواجه بفرموه که هر دو را قطعه قطعه ~~PageV02P308 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0309.jpg) # ~~«مجمل صیحی # ~~کردند وچند روز در دروازه هاء کرمان انداختند وخان ومان ایشان و اتباع ~~لیشان # ~~بغات بردند و وزارت کرمان بغواجه ظافر الدین ظهیر الملک بحکم خواجه جوق # ~~مبار کغواجه بن براق دادند. # سنة خمس وثلثین وستمائه # التفات فرمودن او کتایقا آن بانکه هراترا آباهان سازد که پیشتر. * وجبی # ~~که در ms570 محل خود آمده کوفته بودندباز حال عمارت آورد و جمعی را که تولی ~~خان # ~~از هرات کوچ کرده بود و جهت خامه بافی بتر کستان برده حکم شد که پهرات # ~~آورند برین موجب که اسامی کلانتران ایشان مثبت میکردد امیر عزالدین ~~مقدم # ~~هروی عبدالملک یزدویی جمال الدین مالانی . محمودحسن فراش . محمد دانه . ~~پهلوان # ~~شاه ورهآ فخرالدین عمادالدین مبارک نفاط خنبه . سعید باهغیسی . محموه ~~بیک # ~~فوشنجی . و چون این جماعت بنزدیک هرات رسیدند جمعی که در هرات و کله ~~کوه # ~~مانده بودند استقبال ایشان کردند و پیشترذکر این جماعة رفته مقدمهم شرف ~~الدین # ~~خطیب که درین مدت بعیاری روز گذرانیده بودند ایشانرا بهرات در آوردند و # ~~بعمارت و کارسازی شهر هرات مشغول شد . # وفات العاضد بالله خلیفه اسمعیلیان بمصر. # وفات شیخ اوحد الدین الکرمانی صاحب ترجیع المشهور ببغاد در سیم # ~~شعبان المعظم سنة المذکوره # سنه ست وثلییین وستمائه # درین سال خواجه عزالدین مقدم جامه باف جهت نسق مهمات هرات متوجه # ~~اردوی او کتای قاآن شد والتماس نموه که کوچ او که در تر کستان بوه ~~بپاوره PageV02P309 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0310.jpg) # ~~ودویست خانه وار که از هرات کوچ کرده بودند حکم دهند که بهرات باز آیند # ~~و حکم شد که کوچ او و صد خانه وار از آن مردم بدو دهند که بهرات آورد # ~~و او رفت و کوچ خود و صدخانه وار مردم را گرفته مراجعت نمود چون ~~بفاریاب # ~~رسید وفات کره و پسر اومحمد بن عزالدین مقدم کوچ پدرخود ومردم کوچ کره، # ~~را بهرات رسانید و خود متوجه اردوی او کتای قا آن شد. # خروج تارابی هربخار او نواحی آن وفتنه که بدان واسطه واقع شد وآن # ~~شهرتی داره . # سنه سبع وثلثین وستمائه37 # آمدن امیر شمس الدین محمد بن امیر عزالدین مقدم جامه باف بارهوی # ~~او کتای قاآن والتماس نمودن که جهت هرات شحنهمقرر کردانند و قرلغ را ~~بشحنکی # ~~هرات مقرر کردند که برج قرلق را در هرات بدو باز میخوانند و ms571 حکومت و ~~ملکی # ~~هرات بامیر شمس الدین محمد بن امیر عزالدین مقدم مد کور داهند و باتفاق # ~~بهرات آمدند. # باز کردن جوی انجیل و آب آورهن بهرات # وفات عزالدین کیکاووس در روم. # جلوس کیخسروبن عزالدین کیکاووس بروم. # جلوس سلطان معزالدین بهرامشاه بر تخت دهلی در سابع عشرین رمضان # وفات امیر یساول از امرای چنگیز خان. # وفات صاین الدین ابورشید محمد بن ابی بکر بن ابی القاسم الاصفهانی # ~~المعروف بابن الغزال ببخارا. # عزل خواج ظافر الدین ظهیر الملک وزبر کرمان بحکم سلطان رکن الدین ~~PageV02P310 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0311.jpg) # ~~خواجه جوق مبار کخواجه بن براق از وزارت کرمان و داهن وزارت کرمان ~~بخواجه # ~~شرف الملک معین الدین الزوزنی الخوافی وهم هرین سال عزل او ودادن وزارت # ~~کرمان بخواجه نظام الملک احمد بن تاج الدوله وهم درین سال عزل او واین ~~هر # ~~سه خواجه را بمطالبات و مصادرات معذب میداشتند و خواجه رضی الملک تاج ~~الدین # ~~عثمان رسولدار را بوزارت کرمان مقرر کردند و او را نیز عزل کرده داخل # ~~ایشان گردانیدند و بمطالبه معذب داشت. # سنه ثیانوثلثین وستمائه # وفات شیخ محیی الدین ابن الاعرای وهو ابوعبدالله محمدبن علی بن المغربی # ~~الطایی الحاتمی الاندلسی صاحب الفصوص والفتوحات المکیه وغیره فی التصوف # ~~فی الثامن والعشرین من ربیع آلاخر. # دادن مبار کخواجه بن براق بار دوم وزارت بخواجه ظافرالدین ظهیر الملک # ~~و اورا در کرمان مطلق العنان کرده وخواجه شمس الدین محمد شاه را که # ~~بحقیقت خاتم ملک کرمان و مدبرو کریم و نیکو سیرت زمان بوه و در ~~صددعظایم # ~~مناصب همواره درموقف عتاب واهانت خطاب میداشت. # وفات او سال که بحکم او کتای قا آن حاکم ایران زمین بود. # حکومت ملک مجد الدین کالوینی از قبل باتوخان در هرات # عزل امیر محمد بن عزالدین مقدم در هرات از حکومت وملکی هرات . # باز کردن ملک مجد الدین کالوینی جوی النجان را باتفاق قرلغ . # آبادان کردن قریه شمعان و بنیاه آبادانی کردن بلو کات هرات بتخصیص # ~~النجان. # مردن ms572 جنتای پسردوم چنگیزخان درالوس خود و چهة اوعزایی سنکپنه اشتند ~~PageV02P311 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0312.jpg) # ~~جلوس قرا هلا کوی بن خانکان ین جغتای در الوس خودبموجب وصیت چنگیز # ~~خان که گفته بود که بعد از جفتای قراهلا کو سر کسرده الوس او باشد . # ~~حکومت کور کوز نویان یحکم او کمای قاآن در ایران زمن بجای اوسال # ~~وفات ابن خبازالموصلی وصل فی ساع رجب الاصم وقیل سنه تسع وثلثین ~~وستمائه # سنه تسع وثلثین وستمائهه # وفات اکتای خان بن چنگیز خان بمفاجا درمستی ومدت پاهشاهی اوسیزده # ~~سال بود و طبهبی که با او بود وفات او مرموز بدویتی بنظم نوشته ### | فیت # ~~درخلطا1) خلطفزون کردزمر سالفلدن روز وشب داهز مستی خبراز یخبران # ~~اندر ابطال مزاجش مددی کرد تمام مشتری باد بران ومدد باده بر آن # او را در غروق بزر گ دفن کردندو او میلی تمام بمسلمایان داشته و پادشاهی # ~~بخشنده بوده بموجبی که خواجه علاءالدین عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشای # ~~صادرات افعال او بیان کرده و توراکخاتون که مادر پسران مهین او بود ~~بلطایف # ~~الحیل ی کنکاج آقاواینی ملک را درتصرف آورد و سه سال حکومت کره ~~تاقرلتای شد . # قتل سلطان منزالدین به امشاه در هند فی ثامن ذی قعده . # جلوس سلطار علاء الدین مسعود شاه بن سلطن فیروز شاه در هند # دادن حکومت اربیل بسید تاج الدین محمد صلابه ، # سنهآ اربعین و ستمائه # ~~قعل ملک مجدالسین کالوینی (2 ا ملک مرات بحکم امیر کور کوز و بعضی ~~کفتهاند # ~~1- خلط مراد تاریخ است که بحسابپ جمل 139 میباشد # ~~باد عایس ورات بین الجبال PageV02P312 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0313.jpg) # ~~*مجمل فصیحی* # ~~بحکم امیر ارغون که جمعی را فرستاد که بنا گاه درسر پل ریگینه در بیرون # ~~شهر هرات او را بقتل رسایندند و سر او را بطوس پیش امیر کور کوز بردند. # وفات المستنصر بالله ابوجعفر المنصور بن الظاهر در عاشرجمادی الاخر مدت # ~~خلافت او دوازده سال و دو ماه بود و او خلیفه سی و ششم بود # جاوس ms573 المستعصم بالله ابواحمد عبدالله بن المستنصر خلیفه سی وهفتم از بنی # ~~العباس چون خلافت برو قرار گرفت فرمود تا جمله خیرات که ظاهر و ~~مستنصردر # ~~ایام خود کرده بودند آن جملهرا مضاعف کرده مقرر دارند. # وفات قراجارنویان که از جمله پدران امیر صاحب قرانست و امیرالامراء # ~~جفتای خان وهر زمان قراه ولاکو وفات کره وفرزندان او در قبة الخضرای کش # ~~متوطن و مقیم شدند # سنهآ احدی واربعین وستمائه # تعیین ملک شمس الدین محمد بن ملک مجدالدین کالوینی بحکومت هرات # ~~بحکم شاعزاده باتوخان. # وفات شیخ نجم الدین دایه وهو نجم الدین ابوبکر عبدالله بن محمد الاسدی # ~~الرازی صاحب مرصاه العباه وغیره و قیل سنه اربع وخمسین وستمائه. # بنیاه رباط و پلبند امیر کهدر فارس اتا بک ابوبکر بن سعد بن زنگی ساخته # ~~در پیش بند امیر که پیشتر عضدالدوله بسته بروه خانه کلبار # براجعت شیخ سعد الدین الحموی از آمل به بحراباه . # سنه اثنتین واربعین وستمائه # وفا یح وی لیلن علی لالا بن شیخ سعد الجوینی فی ثالث ربیع الاول ~~PageV02P313 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0314.jpg) # ~~314 # ~~در اسفراین. # ~~وفات ملک شمس الدین محمد بن ملک مجدالدین الکالویئی درهرات بزهر # ~~آمدن لشکر مغول و دیار بکر و حران ورها بگرفتندو ناردین بصلح بستدند # ~~و شهاب الدین غازی که والی آنجا بوه به صر بگریخن و آنجا بتمکین تمام ~~بنشست # ~~ومستظهر شد. # سنه ثلث واربعین و ستمائه143 # ~~وفات تورا کته خاتون ماهر کیوکخان بن او کنای خان بن چنگیزخان # ~~جلوس کیوک خان بن او کتایخان بن چنکیز خان برسریر خانی و او # ~~همچو پدر بخشنده و جوانمره و باذل بود # ~~وفات ملک رکن الدین ابی بکر کرت بخیسار. # ~~جلوس ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین ابی بکر کرت بر # ~~جای پدر خود. # ~~وفات الا مام ابوعمر وعثمان بن عبدالرحمن الکرهی الشهرزوری ثم - # ~~الدء شقی المعروف با بن الصلاح کان امامافی الفةه و الحدیث عارفا ~~بالتفسیر والاصول # ~~والنحوورعا زاعدا ملازمأ لطریقة السلف الصالح ولد سنه ms574 سبع وسبعین ~~وخمسمائه # ~~توفی فی صبح یوم الاربعا الخامس والعشربن من شهر ربیع الاخر # سنه اربع واربعین وستمائه44 # ~~وفات کیخسرو بن عزالدین کیکاووس در روم. # ~~جلوس رکن الدین سلیمان بن کیخسرو بن عزالدین کیکاووس در روم # ~~رفتن ملک شمر الدین محمد بن ملک رکن الدین ابی بکر کرت باسالی ~~PageV02P314 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0315.jpg) # ~~نویان بهند و در مولتان برسالت شیخ المشایخ بهاء الدین زکریاءملتانی ~~بصلح رض # ~~دادند و چنگیز خان نام غلام ملک شمس الدین مذکور در ملتان حاکم بودصد # ~~هزار دینار بدل صلح بداد و ایشانرا باز گردانید. # رفتن سالی نویان باتفاق ملک شمس الدین محمد کرت بلهاوور و آنجاحا کم # ~~کرتخوان بود و با او نیز صلح کرده بدل صلح سی هزار دینار و سی خروار # ~~ترمینه وصد نفر برده بداد. # قصد کرهن نواب سالی نویان ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین # ~~ابی بکر کرت را و آگاهی ملک مذکور و مراجعت او از هند و در راه غور بر # ~~دست ملک عمادالدین غوری گرفتار شد و کس پیش طایر بها در فرستاد که پیش # ~~تومی آمدم طایر بها در ملک شمس الدین را خلاص کرهه و باپیش خود برد. # الإدت سلطان المشایخ استاد المحققین والمحدثین شیخ صدرالمله والدین # ~~ابو المجامع ابراهیم بن محمد الحمویه بمدینه آمل بطبرستان. # وفات سلطان علاءالدین مسعوه شاه بن سلطان فیروز شاه بدهلی در حبس . # جلوس سلطان ناصر الدین محمود بن سلطان المعظم شفس الدین التتمش # ~~بدهلی در ثالث عشرین محرم. # وفات الشیخ العارف الامام محمد بن حسین بن فضل المعروف بمولان # ~~جمال الدین النباجی (1) قدتوفی ببخارا . # سنة خمس واربعین وستمائأ # ~~حکومت امیرارغونهرایران بحکم کیوک خان بعد از قتل کورکز که «رین سال ~~PageV02P315 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0316.jpg) # 1 ### | # ~~بقتل آمد و گویند که پیش از جلوس کیوک خان تورا کته خاتون ماهر کیوک # ~~خان کور کز را عزل کرده و ارمیر ارغون را نصب کره # عزیمت ملک شمس الدین محمدبن ملک رکن الدین ابی بکر ms575 کرت باردوی # ~~پادشاه زاده جهان منکوقا آن و عنایت و تربیت تسام یافته حکومت خراسان ~~بدو # ~~تفویض کردند . # سنه ست واربعین وستعائه 46 # وفات شیخ العالم شیخ سیف المله والدین الباخرزی قدس سره ببخارا فی # ~~ذیقعده وقیل سنه تسع و خمسین و ستمائه و اسم موضعی که شیخ انجا در ~~باخرز # ~~متوطن بود طوی بود شیخ آئر انورنام نهادو با خواجه سنجان و استاه مردان ~~صحبت # ~~داشته وشیخ راسه پسر بوه بزرکتر جلال الدین محمد وفاته ببغارا و میانه ~~برهان # ~~الدین احمد و او حج کرهه در مراجعت د. کرمان ساکن شد وسیم مظهر الدین # ~~مطهر وشیخ سیف الدین خرقه تبر ک از دت شیخ تاج الدین محموه بن حداد # ~~الاشنهی پوشیده درهرات وفقه ولغة و تفسیر بهرات و نیشاپور خواند و حدیث ~~بر # ~~شیخ شهاب المله والدین ابوحفص عمر السهروردی البکری قدس سره خوانده # قتل شرف الدین بتکچی که او از اشرار بود وبا مردم هرات. # ~~زند گانی نیکو نکرد، و از معاش بدا و مردم هرات تظلم نمودند ملک شمس ~~الدین # ~~محمد بن ملک رکن الدین ابی بکر کرت حکم بقتل او فرمود . # قتل ملک علی ملک نیمروز بر دست ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن # ~~الدین ابی بکر کرت که چون پیش پادشاه رسید سئوال کمرد که چرا ملک علی ~~را # ~~کشتی در جواب گفت که جهت آن کشتم که سلطان از من سئوال کند که چرا # ~~کشتی نه ازو PageV02P316 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0317.jpg) ### | لاللیوی # تل ملک طیبشاه بن محمد بن محمد بن محمد ملک شبانگاره در پای گوه # ~~وموبد # جلوس ملک مظفر الدین بن ملک طیبشاه مذگور بحکومت شبانگاره . # قتل ملک سیف الدین حاکم غرجستان در هرات بر دست ملک هرات شمس # ~~الدین محمد بن ملک رکن الدین ابی بکرکرت. # سنه ثعان واربعین وستمائه # وفات کیوله خان بن او کتای خان بن چنگیزخان و فیل سنه خمس و # ~~ربعین و ستمائه و مدت پادشاهی او سه سال ms576 یا یکسال بود. # جلوس منکوخان بن تولی خان بن چنگیزخان هر ذوالقعده «ر حدوه قرا # ~~قوروم که تختگاه چنگیزخان بوهو او برادران خویش قبلای خانرا بجانب ~~ننکیاس # ~~فرستاه و هلا کوخان را بایران زمین روانه کرده یرلیغ درین باب بامضاء ~~رسید # گذاشتن اریق وکارا بر سراردوها . # دادن سیور قوقتای بیکی که او تابع ملت عیسوی بود امابا مسلمانان اعتقاد # ~~صافی داشت مبلغ یگهزار بالش زر تا در بخارا بر سر تربت شیخ عالم سیف ~~المله # ~~والدین البا خرزی خانقاهی ساختند و بفرمود تا دیهها خریدند و بر آنجا ~~وقف # ~~کردند و سیور قوقتای بیکی مذکور مادر منکوخان بن تولی خانست. # ذکر غدری که جماعة اسیر زاه گان با منکوخان بخاطر آوردند واین معنی # ~~ظاهر شد و ازاسیر زاه گان و امرا هفتاد کس را بیاسا رسانیدند بحکم ~~منکوخان # ~~و ازین وقت اختلاف درمیان مغول باز دید آمد وشیر امون پسر کوجو پسر او ~~کتای PageV02P317 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0318.jpg) ### | سا 4646 # ~~قا آن وناقو پسر کیوک خان وقتق پسر قرا جاربن قا آن را فرموه که همراه ~~قبلای # ~~خان بجانب ختای روند وقدان نویان این غدر را دانسته بود اما با ایشان ~~همراه # ~~نبود او را نیز بیاسا رسانیدند # وفات شیخ برهان المله والدین الکوبنانی والکوبنان قصبة من اعمال # ~~الکرمان و عمر او نود وسه سال بوه و او شیخ طریقة بود ومردی عالم ربانی ~~بود # ~~وعلم پیش امام العالم الصمدانی نور الدین الصندوقی بنیشابور خوانده بود ~~وفات # ~~الملک الصالح نجم الدین ایوب بن الملک الکامل شرف الدین ابوالفتح عیسی ~~حاکم مسر. # جلوس پسر او الملک المعظم تورانشاه بن الملک الصالح نجم الدین ایوب # ~~بمصر که پیشتر ملک حصن کیفا بود وچون او پادشاه شد با لشکر فرنک که بر # ~~دمیاط و حوالی مصر مستولی شده بودند مصافداد وقرب سی هزار ازیشان بقتل ~~آوره # ~~وافریدس ملک ایشان اسیر گشت ودمیاط مستخلص شد. اتفاق کردن ترکان بر قتل # ~~سلطان تورانشاه مذکور و ایبک تر ms577 کمانی که مقدم امرا بوه برخوان بخدمت ~~سلطان # ~~حاضرشد ودر اثناء سخن شمشیری برسلطان زه سلطان درخانهآ چوبین گریخت ~~ترکان # ~~آتش در خانه زدند سلطان بربام خانه رفت ایبک تبری بروی زه سلطان خوه را ~~در # ~~دریا انداخت وازعهد شیر کوه تا انقراض دولت ایشان هشتاه و هشت سال بود. # خبر یافتن امیران فرنک از قتل ملک تورانشاه و بندها شکسته دست بقتل # ~~مسلمانان بر آوردند تر کمان در آمدند و فرنکانرا در حلقه گرفتند و ~~سیزهه هزار # ~~فرنک را بیک لحظه بکشتند وبر آفریدس که حاکم فرنک بوه دویست هزار دینار # ~~مقررکردند. # رفتن قبلای قا آن بجانب خطای. # وفات سیدی نجم الدین احمدبن علی الرفاعی و پسر خواهرش سیدی شمس # ~~الدین احمد بن محسد بن عبه الرحیم فایهغام اوقد PageV02P318 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0319.jpg) # عنه تسع واربعین وس # عزیمت هلا کوخان بن تولی خان بن چنگیزخان بحکم منکوقا ان بر # ~~صوب خراسان وعراق # وفات شیخ العلامه شیخ سعد المله والدین محمد الحمویی وهو شیخ سعد # ~~الدین محمد بن الشیخ معین الدین موید بن الشیخ معین الدین ابی بکر ~~عبدالله بن # ~~الشیخ المکرم نجم الدین ابوالحسن علی بن الشیخ الاسلام جمال السنه معین ~~المله # ~~والدین محمد بن حمویه بن معین الدین محمد بن حمویه الجویئی وشیخ ~~سعدالدین # ~~مذکور تلقین ذکراز شیخ نجم الدین الکبری وشیخ شهاب الدین السهروردی ~~گرفته # ~~و ایشان از شیخ نجیب الدین عبدالقاهر السهروردی واو از شیخ احمد ~~الغزالی واو # ~~از شیخ الغزالی واو از شیخ ابوبکر النساج الطوسی واو ازشیخ ابوالقاسم ~~الگرگانی # واو از شیخ ابی عثمان المغربی واو از ابی علی الکاتب : واو از ابی علی # ~~الرودباری . و او از شیخ جنید البغدادی . وقیل سنه خمس و ستین و ستمائه ~~وقیل # ~~سنه خمسین ویقول الشیخ فی حالة النزع . الرباعیه # # اول سخنی که دلبرم با جان گفت %~% در بردن جان گفت وزجان پنهان گفت # # باجان گفتم قسد تو داره جان گفت %~% یا او بهزارجان سخن نتوان گفت # درین سال ms578 باززلزله در نیشابور بعد از وفات شیخ سعد الدین واقعشد ودرین # ~~زلزله شاه یاخ بکلی خراب شد . # وفات سیور قوفتای بیکی مادر منکوقا آن که بردین عیسی علیه السلم بود # ~~وبا مسلمانان عظیم نیک بود وعطایا و صدقات بمسلمانان دادی وخانقاه شیخ ~~سیف # ~~الدین باخرزی هر بخارا او فرموه که ساختند ودیهها خرید و برانجا وقف ~~کره # سمنه خمسینو ستمائه # عزلت یافتن رکن الدین خواجه جوق مبار کخواجه بن براق از حکومت # ~~کرمان بحکم پادشاه جهان منکوقا آن وامرای درکاه او پرین موجب ~~بودندوایشان PageV02P319 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0320.jpg) # ~~نیز عزلت یافتند والتفصیل هذا عادل ملک الغ ملک مومن ملک شاه ملک ~~ایلمنکو # ~~ملک . سیف الدین سنقورکا . سیف الدین شادی. # جلوس سلطان قطب الدین محمد جینتمور تاینکور بیب وهاماد و براد رزاده # ~~براق حاجب بحکومت کرمان هم بحکم منکوقا آن و او پیشتر بعد از فوت براق # ~~حاجب یکسال حاکم بود و چون باردوی او کتای قا آن رسید که تجدید حکم کند # ~~او کتای قاآن فرمود که در خطای ملازم وزیر محمود یلواج باشد حالا باز ~~حا کم # ~~کرمان شد و مبار کخواجه براق که بحکم او کتای حاکم بود عزلتیافت. # رسیدن ملک قطب الدین محمد مذکور از ارد وی همایون بکرمان درمنتصف شوال # داهن وزارت سلطان قطب الدین محمد مذکور بخواجه فخرالدین شمس # ~~الملک محمد شاه بن حاحی الزوزنی الخوافی بشرکت خواجه ظافر الدین ظهیر # ~~الملک وخواجه منتجب الدین عمدة الملک. # دادن دیوان انشاء کرمان بمفخر الافاضل والاماثل خواجه شرف الدین مقبل # عزل فرمودن سلطان قطب الدین محمد مذکور مولانا فخر الدین ختنی را # ~~از مسند قضاء کرمان و بخطابات عنیف و مصادرات گرفتار شد و در حبس سپری # ~~کشت واموال و متروکات او بدیوان گرفتند . # دادن قضاء کرمان بمرتضی مرحوم سید صدرالدین ابوهاشم سلیمان الحسینی # وفات باتوخان بن جوجی خان بن چنگیزخان که اورا صاین خان میگفتند # ~~بکنار آب ایتل(1) مدت عمر او چهل و هشت سال بود. # جلوس سرتاق ms579 بن باتوخان بر جای پدر خود که چون قایم مقام پدر شد # ~~وبیورت خود میرفت در راه هلاک شد # وحکم یرلیغ منکوقا آن برادر اوالاقچی بن باتوخان بن جوجی خان بن # ~~چنگیز خان قایم مقام شد # ~~2- ایال همانست که امروز برود ولکا معروف است PageV02P320 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0321.jpg) # سنه احدی و خمسین وستعائه # ~~قتل سلطان رکن الدین خواجه جوق مبار کخواجه بن براق حاجب در # ~~کرمان بر دست سلطان قطب الدین محمد و استقلال سلطان قطب الدین محمد # ~~مذکور در کرمان . # ~~وفات شیخ جمال الدین کیلی از خلفاء شیخ نجم الدین الکبری بقزوین. # ~~وفات سنتای بن تولی خان بن چنگیز خان برأدر هلا کو خان از پدر # ~~در سمرقند. # ~~کذشتن کتبوقانویان بحکم هلا کو خان در محرم از آب آمویه برعزیعت # ~~فهر وقمع ملاحده خذلهم الله که ایران زمین مع عراق و آذربایجان تا ~~بکنار # ~~دریای مصن بحکم خان در تحت فرمان هلا کو خان کرده بودند . # ~~وفات الشیخ الامام العلامه معین الدین ابو ذر الکتلی عاش سبعا وتسعین # ~~سنه وافتی للناس بالفتاوی ستین سنه ودفن فی بیته بشیراز بجنب شیخ کبیر ~~فی # ~~یوم الاحد الخامس والعشرین من ذی حجه. # ~~وفات الاغچی بن باتوخان بن جوجی خان بن چنگیزخان که مملکة جوجی # ~~خان در تحت تصرف او بود # سنهاثنثین وخعسین و ستمائه # ~~وفات مولانا سیف الدین الاسفرنگی الشاعر واو از سمرقند استو قیل # ~~سنه ستین وستمائه فی محرم. # ~~درین سال زازله عظیم در آذربایجان واقع شد. # ~~درین سال آتشی در تهامه پیدا شد که احجار را میسوخت و چوب رانمیسوخت # ~~خروج غلامان جلال الدین بن ایلتتمش بود در دهای و گریختن جلال الدین ~~PageV02P321 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0322.jpg) # ~~مذکور و رفتن پیش منکو خان بن تولی خان بن چنگیز خان و منکو خان اورا # ~~رعایت و سیور غامیشی تمام فرمود یرلیغ داد که سالی بهادر بالشکری کهدر ~~آن # ~~حدوداند او را مده کنند جلال الدین مراجعت نموده حدود لها و ورو کوچه و ~~سودره # ~~در ms580 تصرف آورده بدان قناعت کرد. # جلوس رضیه بنت ایلتتمش بن جلال الدین بن ایلتتمش در دهلی برجای # ~~برادر خود جلال الدین. # خروج الغ خان بررضیه مذکور وقتل رضیه بردست الغ خان و بر تخت نشستن # ~~الغ خان وملقب بغیاث الدین شد جلوس ایبک الترکمانی در مصر وقتل و نهب # ~~فرنگان بردست ایبک مذکور وسپری شدن «ولت آل ایوب هم بر دست ایبک ~~الترکمانی. # جلوس بر که بن جوجی خان بن چنگیزخان بر ایل ومملکت جوجی. # منة ثلث وخمشین وستمائة2 # قتل خداوند علاء الدین محمد بن جلال الدین حسن بن محمد بن حسن بن # ~~محمد بن بزرگ امید ملحد بر دست حسین مازندرانی که صاحب او بود بتبرزین # ~~هر سلخ شوال و مدت ملک او سی ویکسال بود. # ~~جلوس رکن الدین خور شاه بن علاءالدین محمد بن حسن بن محمد بن حسن بن ~~محمدبن # ~~بزرگ امید ملحد و چون حاکم شد او را بر حسین مازندرانی اعتمادی نبود او # ~~را بقتل آورد و گفت که بخون پدر خود کشتم و پسران او را فرموه که ~~سوختند # نزول هلا کو خان در بیرون سمرقند بمرغزار کان کل در شعبان و چهل # ~~روز آنجا بوه. # عبره فرموهن هلا کو خان در شوال از آب آمویه و در آمدن در ایران زمین # ~~و استیلاء او در ایران وسعی واجتهاه که هر دفع ملاحده فرموه. PageV02P322 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0323.jpg) # ~~جسل فصیحی # قتل سلطان ناصر الدین محموه بن سلطان شمس الدین التتمش دره هلی استیلاء # ~~آب دجله و غرق شدن بغداه و مسجد جامع وتخریب آن. # درین سال در تهامه زلزله واقع شد. # آمدن ملک شمس الدین «حمد بن ملک رکن الدین ابی بکر کرت پیشتر # ~~از سایر ملوک ایران بشرف استقبال هلا کوخان و بعنایت و سیورغامیشی ~~مخصوص شد # و گویند در غره ذی حجه هلا کو خان از جیحون عبور کرد و بخراسان # ~~درآمد . # وفات قاضی القضاة شیراز جمال الدین المصری واسمه ابوبکر بن یوسف # ~~بن ms581 ابی نعیم العصری نشر العلم و صنف فیها الکتب و تغلق باخلاق الاولیاء ~~والاصفیاء # ~~توفی فی الثانی عشر من شوال ودفن بشیراز. # سنه اربع وخمسین وستمائه # رسیدن هلا کوخان بخرقان و بسطام در دهم شعبان. # فرستادن هلا کو خان شحنه هرات مر کتای نام را برسالت پیش خورشاه # ~~که او را از قلعه میمون دز فرود آورده پیش هلا کو خان آوردند بعضی ~~گویند که # ~~روز یکشتبه غره ذوالقعده او را بقتل آوردند و گویند او را باردوی ~~منکوقا آن # ~~فرستادند در راه هلاک شدیا دراردوی منکو خان و دولت ملاحده اسمعیلیه ~~خذلهم الله # ~~سپریشد و برعلاء الدین خور شاه بآخر رسید و خواجه نصیر الدین محمدطوسی ~~درین # ~~واقعه گفته : # # سال عرب چوششصد و پنجاه وچارشد %~% یت %~% یکقنیه اول مه ذوالقعده ~~بامهاد # # خور شاه پادشاء سما عیلیان زتخت %~% برخاست پیش تخحت هلا کو بایستاه ~~PageV02P323 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0324.jpg) # وفات باتوخان بن توشی خان بن چنگیز خان # جلوس سریان بن باتوخان مذکور برجای پدر خود و اودین نصاری اختیار # ~~کره وهم درین سال در گذشت . # جلوس برکاخان بن جوجی خان بن چنگیز خان. # عزیمت منکوقا آن باشصت تومان لشکر در محرم بطرف ختای و بسیاری از # ~~فلاع ایشان بگرفت . # سنه خمس وخمسین وستمائه # وفات سلطان قطب الدین محمد جینتهورتاینکور بیب و برادر زاهه و داماه # ~~براق حاجب والی کرمان بکرمان. # جلوس سلطان حجاج بن سلطان قطب الدین محمود مذکور # ~~بحکم هلا کو خان و چون اوخرد بود اختیار منکوحه پدر اوقتاغ ترکان داشت # ~~و در اول کار لشکر امیر عضدالدین مذکور و قتلغ ترکان نزاع بود و ترکان # ~~خاتون باردوی هلا کو خان رفت و بانواع سیور غامیشی اختصاص یافت و حکومت # ~~کرمان و لشکر بنام سلطان مظفر الدین حجاج سلطان بن سلطان قطب الدین ~~محمد # ~~مقررشد و آل تمقاسمت نفاذ یافت وامیر عضدالدین جاجی از امارت لشکر عزل ~~شد # ~~و اختیار تمام بدست قتلع ترکان آمد. # قتل شاهنشاه و بهر امشاه کره ms582 برد ست ملک شمس الدین محمد بن ملکر کنالدین # ~~بی بکر کرت. # فرستاهن هلا کو خان در رهضان ایلچی پیش مستعصم خلیفه که باید که بیاید # ~~و الا نواب خود بفرستد تاباایشان سخن گوئیم. # ابتدای مدرسه ترکانی بکرمان هراند رون شهر هرین سال و بنیاد بقاع خیر ~~PageV02P324 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0325.jpg) # ~~به # ~~از رباطات ومساجد ودار الشفا وقهاطیر و خانقاهات و سایر ابواب البر که ~~در شهر # ~~و نواحی انشاواحداث فرمود و اوقاف بسیار برانجا کرد و تا این غایت ~~هنوزخلایق # ~~کرمان از آن آسوده اند و در مدرسه اوپنج مدرس حالا موظف اند که تمام ~~ایشانرا و # ~~طلاب ایشان را وظایف تمام میرسد و ثواب آن بروح مانیه اتصال می یابد. # سنهآست وخمسین وستو # قتل المستعصم بالله باچهار پسر خود بعد از حرب بسیار بر دست ملا کوخان # ~~در ششم صفر و مدت خلافت او پانزده سال و هشت ماه و چهل روز بود نسبه ~~عبدالله # ~~بن منصور بن محمد بن احمد بن حسن بن یوسف بن محمد بن احمد بن عبدالله ~~بن # ~~محمد بن عبداله بن احمد بن اسحق بن جعفر بن احمدبن محمدبن جعفربن ~~محمدبن # ~~هرون بن محمد بن عبد لله بن محمدبن علی بن عبدالله ن العباس رضوان الله ~~علیهم اجمعین # لخواجه نصیرالدین محمد الطوسی. ### | الیت # # سال هجرت ششصد و پنجاه وشش %~% روز یکشنبه چهارم از صفر # # شد خلیفه پیش هولا کووزان %~% دولت عباسیان آمد بسر # و اسم خلفای عباسی بتمام بر توتیب درین قطعه ثبت است . # (والقطعه هذه) # ~~از بنی عباس سی و هفت بودندی اما م کز سنان و تیغشان شد سینهآ اعدا ~~فکار # ~~بوه سفاح آنگهی منصور ومهدی برعقب هادی و هارون امین مامون امام ~~کامکار # ~~معتصم آنگاه واثق بعد ازو متوکلست منتصر پس مستعین بودست و معتزپیش ~~کار # ~~مهتدی و معتمد پس معتضد پس مکتفی مقتدر پس قا هر و راضی امام روز گار # ~~متقی مستکفی و آنگه مطیع وطایع اس قادر و قایم ms583 پس از وی مقتدی شد ~~آشکار # ~~بعد از او مستظهر و مستر شدست و را شدست مقتفی مستنجد آنکش شیر ~~گردون شد شکار # ~~مستضی وناصر و ظاهرد گر مستنصر است اخرین قوم مستعسم بحکم کردکار # ومدت خلافت أل عباس پانصد و بپست و سه سال و پازده ماه و پکروز بوه. PageV02P325 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0326.jpg) # قتل عام که در بغداه بحکم هلا کوخان کردند و هشتسد هزار آدمی در # ~~بغداه بقتل آمدند . # ایلچی فرستادن مجدالدین محمد بن الحسن بن طاووس الحلی وسدید الدین # ~~یوسف بن المطهر که مامطیع و منقاه وایل پادشاه جهان هلا کوخانیم چه از ~~اخبار # ~~اجداد امجاد خویش سیما امیرالمومنین اسدالله الغالب علی بن ابی طالب ~~علیه السلام # ~~و کرم الله وجهه چنینیافتهایم که شما مالک این بلاه شوید و بدین واسطه ~~اهل حله # ~~حله سلامت پوشیدند و تعرض ایشان نکره . # بناء رصدمراغه که پنجاه و هفتسال از جلوس چنگیز خان گذشته هلا کو # ~~خان فرمود تا خواجه نصیر الدین محمد طوسی باتفاق حکماء اربعه وهم ~~مویدالدین # ~~عرضی وفخرالدین مراغی وفحر الدین خلاطی ونجم الدین دبیران قزوینی رصد ~~ایلخانی # ~~را در مراغه بنا نهادند. # فتح مملکت سیستان بر دست ملکشمس الدین محمد بنملک رکن الدین # ~~ابی بکر کرت. # اتمام مدرسه ترکانی بکرمان و نقل کردن سلطان قطب الدین محمد جینتمور # ~~تا ینکورا بمدفن آنجا . # طلب داشتن قتلغ ترکان شیخ المحدثین شهاب الملة والدین فضل الله التوران # ~~پشتی جهت تدریس مدرسه ترکانی از شیراز بکرمان. # سنه سبغ و خمسین وستمائه # فرار نموهن ملک مظقر الدین بن طیبشاه بن ملک محمد بن محمد بن محمد از # ~~شبانکاره بواسطه آنک او را عزل کرهه بودند و خبر عزل او رسید. # ار فعن هلا کو خان شهر حلب را وبکتبوقا نویان سپردن و مراجعت هلا کو ~~PageV02P326 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0327.jpg) # ~~خان از حلب در شوال # آمدن مر کتای بشحنگی هرات و عزل قرلغ که پیشتر شحنه هرات بود # ~~بواسطه نزاعی که میان ملک شمس الدین ms584 کرت و قرلغ واقع شد و ملک شمس ~~الدین # ~~مذکور از وشکایت کرد و او را پحکم منکو قا آن عزل کردند . # وفتن ملک شمس الدین بهندوستان ومحاصره قلعه بکرنمودن وبصلح از آنجا # ~~مراجعت کرده دههزار دینار و پنج خروار ترمینه و پنجاه نفر برده بدل صلح ~~بستد. # ~~آورهن مولاناء اعظم افضل عمده وا کمل عصر مولاناتاج المله والدین ~~السدیدی الزوزنی # ~~را بکرمان جهت تدریس مدرسه قطبیه و توایتقضاء مظالم کرمان بحکم قتلغ ~~ترکان # ~~حا کمه کرمان و بعد از وفات مولانا تاج الدین مناصب او بپسرش ~~مولاناشهاب الدین # ~~تفویض فرمود و او در حق فتلغ ترکان تهمتی گفت واورا حکم بقتل کردند و ~~مدتیدر # ~~چاه قلعه کرمان باز داشتند و بآخر بروببخشوه و باز باسر منصب او ~~فرستاه. # وفات شهزاده بلغا بمفاجا که نبیره شیبان بن جوجی خان بن چنگیز # ~~خان بود وتوتا را غولرا بعلت آنک شهزاده بلغاراسحر کرده و این معنی ~~روشن شد # ~~بخدهت بر کاخان فرستادند و در سابع صفر او را بیاسا رسانیدند . # وفات منکو خان بن تولی خان بن چنگیز خان در نزدیک خطای درپای # ~~قلعه بزرگ که آنرا دولی شانک گویند و اسوتای اغول صندوق پدر را برداشت # ~~و بارهوها آوره و در موضع بولفان لدون که آنرایکه قروق کویند و مدفن # ~~چنگیزخاناست دفن کردند و مدت پادثماهی او شش سال ودو ماه بود. # جلوس برادرش قبلای قاآن بن تولی خان بن چنگیز خان. # حرب هلاکو خان بابند قدار در عین جالوت و گرفتن بند قدار وقتل او- # سنه ثمان وخمسین وستمائه # وفات اتابک ابوبکر بن سعد بن زنگی بفارس فی خامس جمادی الاولی ~~PageV02P327 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0328.jpg) # ~~مدت حکومت او سی و چهار سال و شش ماه بود و مدت عمر او شمت و دو سال # ~~مارالشفاء مظفری و رباط سربند او ساخته و او را در رباطابش خاتلون ~~بتزدیک پدر # ~~او دفن کردند. # جلوس اتابک سعد بن ابی بکربن سعدین زنگی بفارس و وفات ms585 اتا بک سعد مذکور # ~~بعد از دوازهه روز جلوس او در تبرتواز ناحیت فراهان عمرش سی و هفت سال ~~واو # ~~را در مدرسه عضدیه دفن کردند . # جلوس اتابک محمد بن سعد بن ابوبکربن سعدبن زنگی بفارس و او دوازهه # ~~ساله بود وبسلطان عضدالدین ملقب شد. # گرفتاری ملک کابل بعد از آن که قریب دو سال حرب کرده بود با ایلکا # ~~نویان و شهزاهه پوشموت و او را پیش هلا کو خان آوردند فرموه تا گوشت او # ~~بریده در دهان او می نهادند و میخورد تاهلاک شد. # آمدن شیخ الاسلام برهان المله والدین بن الشیخ العالم سیف الملة والدین # ~~الباخرزی بعد از مراجعت از کعبه معظم یکرمان و تربیت و رعایت فرمودن ~~قتلغ # ~~ترکان حا کمه کرمان او را . # سنه تسع وخمسین و ستمائه # وفات ارسلانشاء بن مسعوه بن مودودبن زنگی بن آقسنفر بدیاربکر. # جلوس ملک صالح بن ارسلان شاه بن مسعودبن مودودبن زنگی بن آفسنغر # ~~بدیار بکر و قثل ملک صالح مذکورهم در این سال بردست لشکر مغول # فرار نمودن ملک تاج الدین کرد از ملک شمس الدین محمدبن ملک رکن # ~~الدین ابی بکر کرت بوقتی که ملازم ملک مذکور بود. # وفات بدرالدین لولوپادشاء موصل که سن او بنود وشش رسیده بوه وپنجاء ~~PageV02P328 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0329.jpg) # ~~مال پادشاه هوصل بوه # جلوس ملک صالح بن بدرالدین لولو بموصل. # سنه سئین و ستعائه # ابتدای مدرسه عغدیه در شیراز که انابک زاهه عضدالدین محمد بن سعد # ~~نا نهاد، # وفات اتا بکزاده عضد الدین محمد بن سعد بن ابی بکربن سعدبن زنگی بفارس # ~~و در زمان حیات او چون او طفل بود ماهرش ترکان خاتون دو سال و هفت ماه ~~بنیابت # ~~او حکم کرد و او از نردبان بیفتاد و بمرد در سادس محرم و او چهارده ~~ساله بود. # جلوس اتابک محمد شاه بن سلغر شاه بن سعد بن زنگی بفارس. # وفات شیخ جلال الدین محمد بن الشیخ العالم سیف الدین الباخرزی و او # ~~پسر ms586 بزر گتر شیخ بود و ببخارا فوت شد. # حرب هلا کو خان بن تولی خان بن چنگیزخان با برکاخان ن جوجی خان بن # ~~چنگیز خان وانهزام شهزاده برکا در شوال و قیل محرم سنه احدی وستین و ~~ستمائه. # فتل سیف الدین بتکچی که وزیر خاص هلاکو خان بود و قتل خواجه # ~~عزیز وزیر که از گرجستان بود و خواجه مجد الدین تبریزی بقصد جمعی که # ~~بریشان تقریر کردند و در شابران ایشانرا بیارغو(1) در آوره. پرسیدند و ~~ایشانرا # ~~بیاسا رسانیدند. # عرب شاه زاده تبشین اغول براهر ابقاخان باتکودار که از ابقا روی # ~~گردان شده بود و ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین ابی بکر کرتهرین # ~~حرب باشاه زاده تبشین اغول معاونت و امداد و اجتهاد تمام بجای آورد و ~~تکودار # ~~هزیمت نموده بکرمسیر در آمد و از آن وقت تکوداریان در کر مسیر ماندند . # عشادن هلا کو خان موصل را بقهر در رمضان و قتل عام کرد در موصل ~~PageV02P329 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0330.jpg) # ~~220. # ~~و ملک صالح بن بدر الدین اولو را که پادشاه موصل بود بفرمود تا دره نبه # ~~کرفته در نمد دوختند و در آفتاب کرم انداختند تا آن دنبهها کرم شد و # ~~او را بخوردن گرفتند تا درین عذاب یکماه را سپری شد و پسر سه ساله او ~~را # ~~فرمود که دو نیم زدند و از دو جانبموصل بیا وبختند تا بیوسید و از هم ~~فروریخت # وفات الشیخ عزالدین عبدالعز یزبن عبدالسلام الدمشقی السلمی ثم المصری # ~~الملقب بسلطان العلماکان رحمة الله شیخ الاسلام علما وعملاو ورعأ ~~وزهدأولد بدمشق # ~~سنه سبع و سبعین و خمسمائه وتوفی فی عاشر جمادی الاولی. # سنه احدی وصتین وستمائله # قل اتابک محمد شاه بن سلغر شاء بن سعدبن زنگی بفارس و او هشت ماه # ~~حکم کره # جلوس اتابک سلجوقشاه بن سلغر0اه بن سعد بن زنگی یفارس # اظهارعداوت میان ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین ابی بکر کرت # ~~و مر کتای که بتجدید ms587 شحنه هرات شده بود بعد از قرلغ بالتماس ملک مذکور # وفات شیخ الحفاظ افتخار المحدثین شیخ شهاب المله والدین فضل الله # ~~الثوران پشتی شارح کتاب المصابیح و مصنف المعتمد فی المعتقد و غیرذلک ~~بکرمان # ~~و شیخ را سه پسربود. # ~~اول تاج الدین عبدالله دوم صد الدین عبدالعزیز . سیم مجد الدین ~~عبدالرحمن # وتاج الدین عبدالله را پسری بود کمال الدین نام . واو را پسری بود نظام # ~~الدین محمد نام . و او را پسری بود تاج الدین عبدالله نام وصدر الدین ~~عبدالعزیز # ~~را فرزند نبود اما شیخ مجد الدین عبدالرحمن رادو پسر بود در عقب یگدیگر # ~~یکی شهاب الدین فضل الله ودیگری برهان الدین عبدالمومن وشهاب الدین ~~PageV02P330 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0331.jpg) # ~~فضل الله را پسری بوداو را رکن الدین سلیمان نام نهاد و اورا پسری بود ~~صدرالدین # ~~عبدالعزیز و پسر دوم شهاب الدین فضل الله مذکور عماد الدین عبد السلام ~~بود و او # ~~قصیر القامه بود و شیخ رباط پادشاه خاتون بود بکرمان و عبدالسلام مذکور ~~عم شیخ # ~~زاده صدر الدین عبدالعزیز بود که او مقرب وندیم وحریف شراب امیر مبارز ~~الدین # ~~محمد پن مظفر بود . # قتل ترکان خاتون ماهراتا بک عضد الدین محمدبن سعدبن زلگی بردست اتابل # ~~سلجوقشاه بن سلغرشاه بن سعد بن زنگی بفارس. # سنه اثنثین وستین وستمائه # اسرو قتل اتابک سلجوقشاه بن سلغرشاه بن سعدبن زنگی بکرمسیر فارس # ~~در کازرون و نوبند جان بر دست لشکر مغول. # قتل رکن الدین علاهء الدوله حاکم یزد هم بردست لشکر مغول # حکومت ایش خاتون بنت سعد بنابی بکربن سعد بن زنگی بفارس # جلوس ملک غیاث بلبن بدهلی بخانی. # قتل ملاک تاج الدین خار بوقتی که با ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن # ~~الدین ابی بکر کرت یاغی شده بود و پیش شاهزاهمتبشین اغول تهمتی «رحق ~~ملک شمس # ~~الدین مذکور گفته بود و بوقت مواجهه روشن نتوانست کردشاه زاده مذکور او # ~~را بعلک شمس الدین مذکور سپردو ملک شمس الدین او را بپسر خود ms588 رکن الدین # ~~سپرد که بهمراه آورد و خود ازاردوی پادشاه زاده مراجعت نموده پیش رفت ~~ملک # ~~رکن الدین محمد مذ کور بی اجازت پدر او را بقتل آورد در رباط حمزه هم ~~درراه اردوی # ~~پادشاه زاده و ملک شمس الدین محمد کرت ازین معنی بغایت ملول و متالم ~~شدچه # ~~معلحت خود در آن نمیدید که او حاضر نباشد چون تهمتی کمته بود یحتمل که ~~PageV02P331 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0332.jpg) # ~~22ه د ما نا ا6 # ~~بعد از این تفحص نمایند و او را طلب دارند . # تزویج سلقم خاتون بنت اتابک سعد بن ای بکربن سعد با اتابک یوسفشاه # ~~بزد که پسر خال او بود # سنةآ قلث وستین وستمائه3 # وفات هلا کوخان بن ت ولی خان بن چنگیزخان هر نوشهر آذربایجان # ~~در شب نوزدهم ربیع الاخرو درین واقعه گفتهاند. # # چون هلا کوز مراغه بزمستان کهشد %~% بیت %~% کرد تقدیر ازل نوبت او را ~~آخر # # سال برششصد و شصت وسه شب یکشنبه %~% که شب نوزدهم بدزربیع الاخر # ~~عمر او چهل و هشت سال بوه ورصد مراغه بفرموده او بستند و نه سال و سه ~~ماه # ~~در ایران زمین پادشاهی کره و در کوه شاهو که هر برابر ه هخوارقانست او ~~را # ~~دفن کردند. # وزیر او صاحب مرحوم الوزیر الفاضل الکریم خواجه شمس الدین صاحب # ~~دیوان بوه که جدش خواجه شمس الدین بزرک المعروف بخواجه شمس الدین موی # ~~دراز مستوفی دیوان سلطان محمد خوارزمشاه و سلطان جلال الدین منکبرنی ~~بود # ~~و در نیکو نامی وفات یافت انتما وانتساب ایشان بامام الحرمین حجة ~~الاسلام # ~~عبد الملک جوینی است و پدر بزر گوارش خواجه بهاء الدین مستوفی ممالک ~~بود # ~~بر جای پدر خود ودر زمان دولت سلاطین مغول بر قرار مستوفی بود و خواجه ~~شمس # ~~الدین ده سال وزارت هلا کوخان و هفده سال قهرمانی دولت ابقاخان و سه ~~سال # ~~نیابت احمد خان نمود و پسر بزرک او خواجه بهاء الدین متعهد و متصرف ~~ومالک # ~~زمام حکم عراق عجم بوه ms589 و برار او خواجه عالاه الدهن عطاملک که ازجمله ~~نضاله PageV02P332 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0333.jpg) # ~~زمان وه وصاحب تاریخ جهانگشای در بغداه و عرأق عرب وزیر وحاکم و صاحب # ~~اختیار آن ممالک بود و اورادر بغداد تعذیب بسیار کرهند و آن بجای خود ~~خواهد # ~~آمد وخواجه شمس الدین سی سال صاحب اختیار ممالک روی زمین بود و بداد و # ~~عدل آراسته . # ~~جلوس ابقاخان بن هلا کوخان بن تولی خان بن چنگیزخان در جغاتو # ~~ناوور فراهان در ثالث رمضان بطالع سنبله و او در ابتدای سلطنت خود هر ~~کس را # ~~بمهمات تعیین کرد برادر خود یشموت را بدربند وشروان فرستاه. # ~~تبشین اغول را نامزه خراسان کره . # ~~طوقون بخشی پسر ایلکانویان وتودان برادر سونجاق را که جد امیر # ~~چوپان بود بروم فرستاد. # ~~دوبای نویان را بدیار بکر فرستاه # ~~شیرامونآ پسر جر ماغون رابکرج فرستاه. # ~~اینجوها را بالتا جونویان حوالت کره ، # ~~سونجاق را ممالک بغداه و فارس داد . # ~~ارغون آقا که مقاطع ایران بوه بر قرار یگذاشت. # ~~منسب وزارت بر خواجه شمس الدین هحمد بن خواجه بهاء الدین صاحب # ~~دیوان جوینی مقرر داشت. # ~~دارالملک تبریزرا مقر سریر سلطنت ساخت . # ~~خواجه علاء الدین عطاملک جوینی برادر خواجه شمس الدین صاحب دیوانرا # ~~بنیابت سونجاق نصب کره. # اوزارت خراسان بخواجه عز الدین طاهر فریومدی داه # مقاطع فارس شمس الدین تازیکوداه کرمان بترکان خاتون داه. # تبریز بملک صدر الدین هاد. PageV02P333 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0334.jpg) # دیار بکر بجلال الدین طره ورضی الدین بابا داد # اصفهان بخواجه بهاءالدین محمد بن خواجه شمس الدین محمد جوینی داد # قزوین وبعضی از عراق بملک افتخار الدین قروینی داد # دیار ربیعه بملک مظفر الدین قرا ارسلان داد . # مملکت نیمروز بملک شمس الدین محمد کرت داد # کرجستان بداود ملک پسر صادون داد . # قشلاق کردن ابقاخان درحدودمازندران # تزوبج ابش خاتون بنت سعد بن ابی بکربن. # ~~سعدبن زنگی حا کمه فارس بامنکو تیمورخان بن هلا کوخان و حکومت فارس # ~~بیست سال تعلق بابش خاتون مذکور داشت و بعد از آن با ms590 دیوان مغول افتاد # ~~و دولت سلغریان سپری شد درین سال بحکم ابقاخان کارخانه و بازاری در ~~بیرون # ~~درب فیروز آباد هراة ساختند و چون با تمام رسید ابقا خان بهرات آمد و ~~بدان # ~~عمارت نزول فرمود وملک شمس الدین من ملک رکن الدین ابی بکر کرت پیشکشها # ~~سنگین کرد و ابقاخان از هراة بسرخس رفت. # ~~ولادت شیخ شمس الدین موویدبن شیخ منوربن شیخ مؤیدالابوسعیدی در غره ~~محرم، # روان شدن شهزاده یوشموت بدفع نوقای خان که از طرف در بند بالشکری # ~~تمام آمده بود و از آب کر گذشته نزدیک آقسو مصاف دادند و از طرفین ~~بسیار # ~~بقتل آمدند و قوتو یقا پدر طغاجار در جنک بقتل آمد ونوقای را تیری بر ~~چشم # ~~آمد ولشکر او منهزم شدند در شوال، # گذشتن ابقاخان از آب کر و از آن جانب برکاخان بن جوجی خان بن # ~~چنگیزخان با سیصد هزار سوار برسید اباقاخان بالشکر مراجعت کرد ازین ~~جانب # ~~آب کر آمد و فرمود تاجسر را ببریدند و از طرفین بردوجانب کریر که ~~کشیدند # ~~و چهارده روز حرب بوه و باخربر کاخان در گذشت و لشکر او مراجعت کردند و ~~PageV02P334 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0335.jpg) # ~~صندوق او را بسرای با تو بردند و دفن کردند و لشکرهاء او پرا کنده شد ~~واول # ~~کسی که از الوس چنگیزخان مسلمان شد او بودوبر کاخان راولی سلطان ~~خواندند # ~~و بانی شهر سرای او بود # سنه اربع وستین وستعائه # ~~مراجعت ابقاخان بن هلا کوخان ین تولی حان بن چنگیزخان از قشلاق ~~مازندران # ~~بدار الملک تبریز. # قتل رکن الدین سلیمان بن کیخسرو السلجوقی در روم بشهر قرم # جلوس کیخسرو بن رکن الدین سلیمان بن کیخسرو السلجوقی در روم # ~~وفتن ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین ابی بکر کرت ملازم پادشاه # ~~جهان ابقاخان بسرخس و آنجا او را بیارغودر آورده تهمتی که مر کتای شحنه # ~~هرات با تفاق ملک تاج الدین خار کفته بودندهر حق ملک مذکور و شهزاده ~~تبشین # ~~اغول ms591 بغور رسیده بود و بواسطه همین تهمت که روشن نتوانست کرد ملک ~~تاجالدین # ~~خار بقتل آمده بود باز پرسیدند وچون مرکتای نیز روشن نتوانست کرد او را # ~~در معرض کناه کاری در آورده چوب یساق زهند و از شحنکی هرات عزل کرد # وفات شیخ ربانی امام بهاء الدین زکریاء مولتانی وهو زکریاء بن محمدبن # ~~زکریاء بن ابو بکر بن القاضی علی کان مرید الشیخ الکامل المکمل الواصل ~~شیخ # ~~شهاب الدین ا وحفص عمرالسهرورهی وابس الخرقه من یدالشیخ نجم الدین ~~الکبری # ~~فکان شیخ صحبته وعمره مائه سنه لاازیدو لاانقص و کان له سبعة ابناءبهذا ~~الترتیب الاول # ~~صدرالدین محمدالثانی قدوة الدین احمد الثالث برهان الدین ابوبکر الرابع ~~. شمس الدین # ~~محبوب الغامس علاه الدین علی السادس شهاب الدین عمر السابع ضیاءآ الدین ~~PageV02P335 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0336.jpg) # وفات اریق بوکاء بن تولی خان بن چنگیز خان و قوت کار قبلای قاآن # ~~درقا آنی # فرمودن ابقا خان تاازان جانب کر متصل برودخانه کرسیبه بستندو # ~~خندقی ژرف فرو بردند و جمعی را جهت محافظت آن یتشاندند و شهزاده منکو # ~~تیمور را باسما غارنویان والجای خاتون آنجا بگذاشت. # ولادت مولی العلامه خاتمة المجتهدینو الحکماء المتاخرین مولانا فضل لله # ~~الرضوی الخوارزمی فی عشر الاوسط من رجب. # سنه خمس وستین و ستمائه65 # حرب ابقاخان بابر کاخان در حدود شروان در محرم سنه مذکور و فرار # ~~بر کا خان # تربیت فرمودن ابقا خان ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین ابی بکر # ~~کرت را بواسطه آنک بزمانی که ابقا خان را بابرکا خان بن جوجی خان اتفاق # ~~حرب افتاده بود او در روز حرب باردوی ابقاخان رسید و هنوز با او ملاقات ~~نا کرهه # ~~بحضور او حربی سخت بکرد وجلادت بسیار نمود چنانچه در آن حرب ابقا خان # ~~سئوال کره که این شخص کیست که بدین نوع جنگ میکند گفتند ملک شمس الدین # ~~کرت امروز باردوء اعظم رسیده است و اسطه تربیت و عنایت او شد در در بند ~~با کویه ms592 # وفاث برکا خان بن جوجی بن چنگیز خان. # جلوس منکو تیمور بن باتوخان بر جای برکاخان بن جوجی. # وفات نجم الدین عبدالغفاربن عبد الکریم بن نجم ألدین عبد الغفار القزوینی # ~~بقزوین صاحب الحاوی فی محرم. # # آفتاب فضل ومهتاب شریعت نجم دین هشتم ماه محرم سوی جنت بقل کرد %~% # در سنهآ «خ، س، هه از هجرت پیغمبری %~% آنک خاک بای او شد تاج فرق مشتری # هزیمت نمودن ابقا خان بجانب خراسان و در مازندران قیشلامیشی فرمودن ~~PageV02P336 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0337.jpg) # گذشتن جغتای و براق اغول از آب آمویه بالشکر وسپاه بی حد و قیاس که # ~~شرح آن متعذر است و ضبط خراسان نمودن. # ازازله که درین سال باز در نیشابور واقع شد چنانچه درین کرت بتمام خراب # ~~شد که از نیشابور بغیر از اطلال نشان نماند و درین واقعه پوربهاء جامی ~~قصیده # ~~گفته و اینجا چند بیت از آن آورده شد والابیات هذه # # ز زخم زلزله زیروزبر شدست چنانک %~% سماک زیر سمک شد سمک فراز سما # # بجور و قهر برانداختش زبن بنیاد %~% بکل وچز و فرو ریختش زهم اجزا # # نهاده سر بزمین بی سجود مقصوره %~% مناره قامت خود بیر کوع کرده دوتا # # کتابخانه نگون رسم مدرسه مدروس %~% خراب مسجد آدینه منبراند روا # # کمان مبر که زنقصان او بداین نکبت %~% ز من بپرس اگر نیست باورت که چرا # # چو حق عنایت بسیار داشت در حق او %~% نظر فکند بر احوال اوبچشم رضا # # چو هیبت نظر و پر تو تجلی او %~% بدو فتاد ز هیبت در اوفتاد ز پا # # نه از تجلی او کوه طور پاره شدست %~% کلیم چون بدعا خواست از خدای لقا # قتل مولانا جلال الدین غزنوی مفتی که عورت شخصی را بشنص دیگر # ~~داده بود. # مراجعت ملک شمس الدین محمدبن ملک رکن الدین ابوبکر کرت ازارهوی # ~~ابقاخان و تجدید حکم حکومت هرات. # وفات امام ربانی تاج المله والدین الزوزنی وهو ابوالمفاخر محمد بن ابی # ~~القاسم محموه بن ابی عبدالله محمد بن علی ms593 الزوزنی جد مولانا عماه ~~الاسلام # ~~الکرمانی بکرمان. PageV02P337 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0338.jpg) # ~~328................. # رسیدن اوقروق هلا کوخان و مادر ابقا خان بقشلاق مازندران در نوزدهم # ~~جمادی الاولی واستقبال اباقاخان ایشانرا. # اتمام عمارت و خانقاه که شیخ الاسلام خواجه عمادالمقیه در کرمان ساخته. # سنه سبع وستین وستمائه # اسیر شدن تکود اربن جغتای بردست لشکر ابقاخان. # گذشتن شهزاده براق باصد و پنجاه هزار سوار از آب آمویه و بخراسان # ~~در آمدن و قشلاق در بادغیس نمودن.« # رفتن ملک شمس الدین محمدبن ملک رکن الدین ابی بکر کرت پیش شهزاده # ~~براق و تربیت یافته اجازت انصراف یافت که بهرات رو دوساوری ترتیب نماید ~~و # ~~بگریخت و پناه باقلعه خیسار برد و هرات را مضبوط کرد. # وفات شیخ الاسلام قطب الدین محمد بن شیخ الاسلام شمس الدین مطهربن # ~~شیخ الاسلام ابونعر احمد بن ابی الحسن النامقی ثم الجامی قدس الله سر ~~هم فی حادی # ~~عشر ربیع الاول. # سنه ثمان و سئین و ستعائه8 # حرب پادشاه جهان ابقاخان پادشاه زاده براق و فرار نمودن شهزاده براق # ~~و قضایا که دران حرب واقع شد و گویند که گذشتن براق از جیحون هم درین # ~~سال بود و سنتای نام از امراء ابقا خان در میان جنگ گاه بوقتی که ~~لشکررا # ~~متزلزل دید کرسی بنهاه و بران کرسی بنشست . و مردم را بر حرب تحریص کرد # ~~و بدین و اسطه هزیمت بر لشکر براق افتاد. ### | یت # ~~لشکر عشق تو رایای من آورهم و بس همچوه رجنگ براق از همه میر ان سنتای ~~(1 # ~~مرریخ ون تمبی بهدر و امیر سوسی را انقتم دونفر دانسته PageV02P338 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0339.jpg) # ~~و شه زاده براق را زخم گران رسیده در میان کشتگان افتاده بود سالی نام ~~از # ~~نو کران نزدیک او اورا بشناخت و سوار کرده بیرون برد و حرب مذکور در ~~غره ذی # ~~حجه واقع شدو بعضی گویند که در ماه رجب. ### | بیت # ~~غره ذی الحجه سال خ وح وس فتاد جنگ لشکرهاهفت اقلیم و نصرت ms594 یافتند # %~% بر در شهر هرات از حکم یزه ان اتفاق %~% لشکر شهزاد گان ابقا وتبشین بر ~~براق # زخم خوردن حجاج سلطان بن سلطان قطب الدین محمد حاکم کرهان # ~~در حریپ مذکور و در میان کشتگان افتاده بود توده شال بن بیلکاتکین اورا ~~از میان # ~~کشتگان برداشت وانواع عنایت از ابقاخان یافته متوجه کرمان شد و چون ~~حجاج # ~~سلطان بکرمان رسید هر اثناء جشنی که واقع شد مادر خود قتلغ تر کانرا ~~الثماس # ~~کره که رقسی کند و او از جهت خاطر فرزند از چهار بالش عصمت برخاسته # ~~آستینی برافشاند و قوالان بدین بیت مترنم شدند # # پیرند چرخ واختروبخت تونوجوان %~% بیت %~% آن به که یرنوبت خود باجواز ~~دهد(1) # قتلغ ترکان ازین معنی برنجید و دیگرمواد با آن جمع شد و اومتوجه اردوی # ~~ابقاخان شد و از آنجا بااحکام وامثله مراجعت نمود. # وفات شهزاده براق در ماوراءالنهرهم «این سال مدت پادشاهی او شش # ~~سال بوه . جلوس شهزاده دواخان در ماوراء النهر بر جای براق. # خایف شدن ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین ابی بکر کرت که # ~~چون پیش براق رفت با وجود که ازو بگریخت از ابقاخان هراسان شد که مبادا ~~که # ~~در رفتن پیش براق با او خطابی نمایند و از خیسار بیرون نیامد. # حکم شدن از ابقاخان که ملکی هرات را بملک بلبان دهند. PageV02P339 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0340.jpg) # فرار نمودن حجاج سلطان بن سلطان قطب الدین محمد از زن پدر خودقتلغ # ~~ترکان از کرمان و رفتن بدهلی و استقلال قتلغ ترکان مذکور در سلطنت ~~کرمان. # قتل امیر انشاه کره و سالار پسر او و دوازهه کس از خویشان او بر دست # ~~پهلوان محمد نهی بحکم ملک شمس الدین محمد کرت. # ولادت شیخ ربانی قطب الحق و الدین ابونصر یحیی بن مولی العلامه تاج # ~~المله والدین ابی الفضل محمود بن الاوحد حاکم بن ابی القاسم بن ابی بکر ~~البوزجانی # ~~الجامی ظهر یوم الخمیس رابع عشرصفر. # حکم فرمودن ابقاخان که خواجه وجیه ms595 الدین زنگی بن خواجه عز الدین # ~~طاهر فریومدی نیشابور را که از زلزله خراب شده بوه آباهان سازه و شهری ~~از نو # ~~بنا سازه و پوربهاء جامی از قصیده که در زلزله نیشابور گفته چند بیت که ~~مناسب # # این مقام است ثبت افتاد %~% نظم # # چو کهنه بودو قدیمی بناء نیشابور %~% نهاه روی سوی او خرابی از هرجا # # خدای خواست که بازش زنو بناسازند %~% بعهد دولت نو شیروان عهد ابقا # # خدایگان جهان پادشاه روی زمین %~% جهانگشای عدو بند شاه شهر گشا # # بسال ششصدوشصت و نه اتفاق افتاد %~% بنا نهاهن این شهر شهرهآ زیبا # # اواخر رمضان آفتاب و زهره بثور %~% قمر بحوت و عطارد نشسته در جوزا # # بنا نهادن شهر نوت مبارک باه %~% بعهد دولت تو شهر باد هر صحرا # # بدولت تونشابور کهنه نو شد باز %~% بسان پیر خرف گشته کوشوه برنا # # سه چیز باد و بماناه هر سه تا بابد %~% بقاء خواجه دگر شهر و شعر ~~پوربها # وفات شهزاده یشموت در هشتم ذی حجه # رفتن سلطان جلال الدین سیور غتمش بن سلمطان قطب الدین محمد چینتمور ~~PageV02P340 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0341.jpg) # ~~تا ینکو باجازه قتلغ ترکان پاردوی ابقاخان و تربیت وسیور غامیشی یافته ~~رجوع # ~~مهمات کرمان هرچه بعهده حجاج سلطان برادر اوبوه بعهده او کردند و اوباء ~~وام # ~~مراجعت نموده بکرمان آمد وبی آنک با قتلغ ترکان مشورة نماید نام خود در ~~خطبه # ~~داخل کرد و جمعی از اهراء و نو کران قتلغ ترکان را با پیش خود برد اول ~~معز # ~~الدین ملکشاه دوم خداوند زاده ملک سیم شال ملک چهارم قوروج ملک پنجم ~~بغرس # ~~ملک ششم توکال ملک. # آزرده شدن حلق ابقاخان در شکار بجغاتو ناوور بشاخ گاو کوهی وشریانی # ~~گشاده شد و از معالجه آن عاجز شدند باخر خواجه نمیر الدین محمد الطوسی # ~~آنرا معالجه کرد و این واقعه «ر بیست و سیم صفر سنه مذگوره بوه. # سنةآ سبغین وستمائه # ولادت شاه زاهه غازان خان بن ارغون خان بن ابقاخان بن هلا ms596 کوخان بن تولی # ~~خان بن چنگیزخان. # جلوس ملک ترک بن ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین ابوبکر # ~~کرت بحکم شه زاده تبشین اغول بملکی هرات وعزل، ملک بلبان. # ولادت قاضی مجد الدین اسمعیل بن یحیی بن اسمعیل بن نیکروز الفالی # ~~القاضی بشیراز. # وفات مولانا برهان الدین النسفی از ماوراء النهر . # فرستاهن ترکان خاتون حا کمه کرمان امیر تولاک بسر پولاد ملک رایرسالة # ~~باردوی ابقا خان وشکایت کردن از جلال الدین سیور غتمش بن سلطان قظب ~~الدین # ~~محمد پیش پادشاه خاتون ویرلیغ بنفاذ پیوست که جلال الدین سیور غتمش ~~درهیچ # ~~امر از امور کرمان مدخل نسازه و جمعی که از پیش قتلغ ترکان با پیش او ~~آمده PageV02P341 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0342.jpg) # ~~اندایشانرا گرفته بسپاره که بیساق رسانند. # فرار نمودن جلال الدین سیورغتمش و جمعی که از ترکان خاتون گریخته # ~~بودند و با پیش او آمده و رفتن باردوی ابقاخان # سنه احدی وصبعین وستمائه # ~~فرستادن شهزاده تبشین اغول بن هلا کوخان بن تولی خان بن چنگیز خان ملک # ~~یهاء الدین مزینانی را بملکی هرات و آقبوقاو نجیب نعال را بشماره هرات ~~و نواحی # ~~و چون شماره با تمام رسانیدند ملک بهاء الدین و آقبوقا و نجیب نعال ~~باردوی # ~~شهزاده تبشین اغول رفتند وملک بهاءالدین رزه(1) را از قبل خوههر هرات ~~بکذاشت # شهادت ملک صدر الدین ری درذی حجه . # زلزله درین سال درتبریز واقع شدو بسیاری از خانها خراب شد وسرمنارها # ~~بیفتاد. آمدن امام برهان الملة و الدین النسقی از بخارا بخراسان و از ~~آنجا رفتن # ~~بتبریز پیش خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان و از آنجا ببغدادرفت پیش # ~~خواجه علاء الدین غطا ملک جوینی و آنجا مقام کرد و هم آنجا وفات یافت. # سنهآ اثنتین وسبعین وستمائه 73 # وفات ملک الحکما خواجه نصیر الدین محمد الطوسی در بغداد فی ثامن # ~~عشر ذیحجه مدفونا بمشهد امام موسی الکاظم . # نصیردولت وملة محمد طوسی %~% ابیت %~% یگانهآ که چو اوماهرزمانه نزاد # بسال ششصد و هفتاد و ms597 دوزذو الحجه %~% بروزهژدهم اندر گذشت در بغداد ~~PageV02P342 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0343.jpg) # ~~«مجمل فصیحی4 # ~~وفات شیخ شمس الدین تبریزی مدفونا بخوی که مولانا جلال الدین بلخی # ~~المعروف بمولاناء روم اشعار خود بنام او گفته و دیوان اشعار و مثنوی ~~باستد عای # ~~شیخ حسام الحو والدین حسن من محمدبن الحسن المعروف بابن اخی ترک ~~ابویزید # ~~الوقت جنید الزمان الصدیق بن الصدیق بن الصدیق رضی الله عنه گفته وجمع ~~کرده. # وفات الکامل المکمل الواصل مولانا جلال الملة والدین محمد بن مولانا # ~~بهاء الدین محمد بن حسین البلخی المعروف بمولاناء روم مدفونا بقونیه فی ~~یوم # ~~الاح، خاس جمادی الاخره. # آمدن امیر سونجاق واحمد و خواجه وجیه الدین زنگی و مولانا جلال # ~~الدین سمنانی بحکم شهزاده تبشین اغول بشماره هرات. # وفات مولانارفیع الدین الابهری فی ذیقعده # وفات شیخ تاج الدیرا والفضل محمد بن محمدبن هاود البناکتی صاحب کتاب # ~~المیسورد رشرح مصابیح و کتاب مصباح الضمیر من صحاح التفسیر ~~بتستروالدصاحب تاریخ # ~~فناکتی. # وفات سیدی قطب الدین ابو بکربن الحسن الزاهد الترکدزی . # رفتن شیخ صلاح الدین حسن البلغاری بکرمان و آنجا مدتی مقام کره. # سنه ثلاث وسبعین وستمائه # وفات امیر ارغون آقا از اویرات که حاکم ایران زمین بوه هر مرغزار # ~~طوس درعشرین ذیحجه وهم آنجا بفضاء راد کان مدفونست. # آمدن امیر نوروز بن امیر ارغون بجای پدر خوه بحکومت خراسان. # وساکن شدن بطوس. # ~~آمدن مولان اعظم مولاناتاج الشریعه وبرادر اومولانا برهان الشریعه ~~البخاری بکرمان PageV02P343 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0344.jpg) # ~~و مدرس مدرسه قطبیه شدند وقتلغ ترکان انعام و اشفاق در باره ایشان ~~تقدیم قرمود # دادن منصب قضاء کرمان بحکم قتلغ ترکان حا کمه کرمان بمولاباء اعظم # ~~امام الملة والدین و او تا زمان محمد شاه سلطان با وجود خصوم معتبر ~~قاضی # ~~کرمان بود واز رشوة ستاندن محترز و مجتتب بود و مولاناء اعظم اشرف ~~الدین # ~~الصدیقی با او دز امر قضا شریک بود. # سنهآ اربع وسبعین وستمائه # اتفاق نموهن ملاحده خذلهم الله با پسر خورشاه ملحد وبقلعه الموت متحصن # ~~شدن و ms598 ابقاخان لشکری فرستاه تا ایشانر امحاصره کرده مقهور کرهانیدند . # وقوع زلزله در اخلاط وارجیش آذربایجان. # تربیت فرمودن ابقاخان ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین ابی # ~~بکر کرت رادر غیبت او وایلچی فرستادن با پایزه و خلعت خاص وحکم ملکی ~~هرات # ~~وتوابع ولواحق وولایات که بدان مضاف بوده باسرها و ملک شمس الدین مذکور # ~~ایلچی را چیز بسیار داد و تحف وهدایاء بی شمار پیش ابقاخان فرستاه. # وفات امام العلامه تاج الدین بن شرف بن سیف الاسفراینی صاحب لباب # ~~النحووکان والده امام شرف الدین وجده امام سیف الدین ایضامن افاضل ~~الکبار. # وفات مولانا برهان الدین النسفی در بغداد صاحب النکات الاربعین وقیل سنه # ~~خمس و سبعین وستمائه. # سنة خمس وسبعین وستمائهه # ~~رفتن ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین ابو بکر کرت باردوی ابقاخان # ~~و منع مراجعت او کرده او را هم آنجا باز داشتند و ملک رکن الدین محمد ~~بن PageV02P344 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0345.jpg) # ~~«مجمل فصیحی # ~~ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن الدین ابو بکر کرت از قبل پدر در هرات # ~~حاکم شد. # حرب سلطان معزالدین محمد بن سام بارای نهروالهدر هند وشکست یافتن # ~~سلطان معز الدین محمد مذکور . # جلوس رکن الدین بندقدار بحکومت روم و در آن شب که روز بحکومت # ~~نشست در واقعه دید که حضرت نبی علیه السلام شمشیری بوی داد. # عزیمت رکن الدین بندقدار از شام بروم بالتماس ضیاء الدین پسر خطیر و # ~~پسر پروانه که از شام بروم رفتند و در آبلستان باامراء مغول طوغو و ~~ارغتو پسران # ~~ایلکا نویان و توران پسر سود و نویان برادر سونجاق که هر کدام با یک ~~تومان # ~~مره بودند حرب کردند و تمام مغولان را بتیخ فنا بگذرانیدند و اند کی از # ~~ایشان خلاص یافتند. # سنه ست و سبعین و ستمائه # ~~«اهن ابقاخان روم را بشهزاهه قنقراتای و فرمود تا قلعه توقات و حصن ~~کوغانیه که # ~~خانه پروانه بوه خراب کنند. # قتل معین الدین پروانه حاکم ms599 روم که او تهییج بند قدار کرده بوه واورا # ~~بروم بر سر مغولان آورده در الاطاغ بحکم ابقاخان. # رفتن ابقاخان بروم وچون با بلستان رسید و کشتکان مغولان را دیدبرنجید # ~~واز سرغفب جمعی ازتر کمانان را کهفتنه انگیخته بودند با اعیان روم بقتل ~~آورد و # ~~مراجعت نموده بالاطاغ رفت. # وفات ملک شمس الدین محمدبن ملک رکن الدین ابی بکر کرت درتبریز # ~~و بعضی گویند که در حبس بزهر در گذشت. PageV02P345 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0346.jpg) # # 346 %~% « سال 4477 # ولاهت خواجه سعدالدین یوسف بن ابراهیم ین محمدبن مویدالجوینی فی # ~~حادی عشرربیع الثانی . # وفات بند قدار بدعشق و اورا در مدرسه که آنجا ساخته دفن کردند ومدت # ~~پادشاهی او در شام و روم هجده سال بود وباز بخواب دید که حضرت رسالة ~~(6) # ~~شمشیری که بوی داده بود باز طلبید و بملک قلاوون الفی داد او دانست که ~~وفات # ~~او نزدیک رسیده قلاوون را طلب داشت و سفارش فرزندان خود کرده و بعد از # ~~آن نماند. # جلوس قلاوون الفی بدمشق. # وفات امام حافظ تقی الدین ابوموسی محمدبن ابی بکربن ابی عیسی المدنی # ~~الاصفهانی فی ثالث عشر محرم. # وفات امام نواوی و لقبه محیی الدین من کبار ایمة الحدیث من حوالی - # ~~الدمشق. # سنة سبع وسبعین وستمائه # آمدن ابقاخان و شهزاده تبشین اغول بن هلا کوخان بهرات. # جلوس ملکزاده رکن الدین محمدبن ملک شمس الدین محمدبن ملک # ~~رکن الدین ابیبکر بن کرت بملکی هرات بحکم ابقاخان و ملک زاده رکن الدبن # ~~محمد مذ کور را از ابقاخان حکم شد که من بعد بملک شمس الدین محمد ملقب # ~~و موسوم باشد و دیگر اورا ملک رکن الدین نخوانند و ملک شمس الدین خطاب # ~~کنند # تاخت کردن دههزار از تکودریان فارس را و مراجعت کردن و محمد بیک که # ~~بمحمود یلواج نسبتداشت و طوبناق درین واقعه بقتل آمدند. PageV02P346 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0347.jpg) # سنه ثمان وسبعین وستمائه # وفات خواجه هاء الدین هحمدبن حواجه شمس الدین محمد الجوینی صاحب # ~~دیوان باصفهان فی سابع عشر ms600 شعبان المعظم و خواجه شمس الدین اضطراب ~~بسیار # ~~نموده و درین واقعه خواجه شمس الدین مذکور گفته . ### | یت # # فرزند محمد ای فلک هندویت %~% بازار زمانه را بها یک مویت # # تو پشت پدر بدی از آن پشت پدر %~% خم گشت چوابروی بتان بی رویت # لهند و شاه فی تاریخه . # ~~حون شب شنبه که بود ازماه شعبان هفدم شصد و هفتاه و هشت از هجرت اندر ~~اصفهان # ~~صاحباعظم بهاء الدین که مثلش روزگار رجهانبانی نه بیند رفت بیرون ~~ازجهان # طلب داشتن ملک شمس الدین محمد بن ملک شمس الدین محمدبن ملک رکن # ~~الدین ابی بکر کرت امر او کلانتران و اعیان ممالک را که در تحت حکم او # ~~بود بهرات . # وفات ملک افتخارالدین قزوینی . # وفات الشیخالربانی نجیب الدین علی بن بزغش بن عبدالله بشیراز یوم الجمعه # ~~من شعبان . # سنه قسم وسبعین وستمائله # مراجعة سلطان حجاج بن سلطان قطبالدین محمد که از زن پدر خود قتلغ # ~~ترکان گریخته بود و بدهلی رفته حالا بالشکر متوجه کرمان بود و چون ~~نزدیک # ~~رسید وفات کرد و موجب قوت کار قتلغ ترکان شد بکرمان . PageV02P347 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0348.jpg) # وفات ابقانویان از امراء ابقاخان . # رفتن ملک شمس الدین محمدبن ملک شمس الدین محمد کرت بغور و خیسار # ~~و چند ماه در قلعه خیسار بودن. # ولادت صاحب مرحوم خواجه علاءالدین محمد ن محمدالفریومدی # مشرف شدن مجدالملک یزدی برتمام ممالک ابقاخان و او در اول ملازم # ~~خواجه شمس الدین صاحب دیوان بود وخواجه شمس الدین بحال او التفاتی ~~نمیکرد # ~~او کرتی عرضه داشتی بخواجه شمس الدین نوشت و عرض احوالی نمود و در آخر # ~~این رباعی نوشت. ### | الرباعیه # گفتم که بخدمت تو جاوید شوم %~% نی آنک چو سرو آیم و بید شوم # نومید دلیر باشد و چیره زبان %~% ای دوست چنان مکن که نومیدشوم # خواجه جوابهای بد فرستاد و غضب بسیار نمود او شبی پیش ابقاخان در آمد # ~~و در باب خواجه شمس الدین و برادر او خواجه علاءالدین عطاملک که ms601 حاکم ~~عراق # ~~عرب بود سخنان گفت و باخواجه شمس الدین شریک شد و بامداد که این خبر به # ~~خواجه شمس الدین رسید پیش مجدالملک کسان فرستاد و گفت که درین کار نزاع # ~~کردن عاقبت وخیم داره باید که دوستی نماید چه اگر مقصود منصب بوه ~~میسرشد # ~~او از دوستی ابانموده این رباعی گفت هذه # # در بحر غم تو غوطه خواهم خوردن %~% الرباعیه %~% یا غرقه شدن یا کهری ~~آورهن # # خصمی تو بس قویست خواهم کردن %~% یاروی بدان سرخ کنم یا گردن # و چون خواجه شمس الدین شنید در جواب کفت. # # یرغو برشاه چون نشاید بردن %~% بس غصه روزگار با ید خوردن # # این کار که پای در میانش داری %~% هم روی بدان سرخ کنی هم گردن ~~PageV02P348 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0349.jpg) # ولادت الجایتوسلطان خدابنده محمد بن ارغون خان بن ابقاخان بن هلا کوخان # ~~بن تولی خان بن چنگیزخان در روز سه شنبه دوازدهم ذی حجه در میان مروو # ~~سرخس در بیابان بی آب و از آنجا رفتن میسر نمیشد در حال باران بسیار # ~~بارید چنانکه یکهفته مقام کردند از آب باز ماند کی نبود او را ~~الجایتونام # ~~کردند که قدم او مبارک بود و چون عادت مغول آنست که فرزندان عزیز را ~~نام # ~~بگرهانند تا چشم زخمی نرسد او را تمودر نام کردند و بعد از مدتی خربنده ~~نام # ~~نهادند و چون بزرگشد و مسلمان شد او را خدا بنده گفتند. # وفات تبشین اغول بن هلا کو ضان بن تولی خان بن چنگیز خان در # ~~چهارم صفر # غارت کردن تکوهریان کرمسیرات فارس را . # کرفتن ملک شمس الدین هحمد بن محمد کرت قلعه قندهار را و از آنجا # ~~مراجعت نموده بقلعه خیسار رفت . # کرفتار شدن خواجه علاءالدین عطا ملک جوینی براهر خواجه شمسالدین # ~~صاحب دیوان بقصد وسعی خواجه مجدالملک یزدی و مبلغی سنگین تحمیل کرد # ~~و او را بند ودو شاخه کرده در بغداد بکردانیدند و بانواع تعذیب و شکنجه ~~معذب # ~~داشتند تا هر چه داشت ms602 بداد و فرزندان نیز بفروخت و کاراو بکلی خراب شدو ~~مرتبه # ~~مجدالملک رفیع کشت # وفات ابقاخان بن علا کو خان بن تولی خان بن چنگیز خان «ر چهارشنبه # ~~عشرین ذی حجه بر در همدان از افراطشراب که نیم شب بقضاء حاجت بیرون آمد # ~~خیال مرغی سیاه در نظر او آمد فریاد بر آورد که آن مرغ سیاه چیست ~~قورچیان را # ~~فرمود که آنرا بتیر بزنید چندانک احتیاط کردند چیزی نبود نا گاه دیده ~~برهم PageV02P349 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0350.jpg) # ~~نهاه و بر سر کرسی زرین جان بداه مدت پادشاهی او هفده سال و سه ماه و ~~هفده # ~~روز بودودر تاریخ وفات او گفته اند. ### | بیت # # اباقا خان که از انصاف و عدلش %~% جهان شد چون بهشت عدن خرم # # ز هجرت ششصد و هشتاد و عشر ی %~% ز ذوالججه نه افزون بودونی کم # # که بادارالبقا شد وقت اسفار %~% ازین 5ار الفنا والله اعلم # ولادت شهریار معظم شهروشن شول فی خامس رجب الاصم # سنهاحدی وثمانین وستمائة11 # جلوس سلطان احمد تکودار بن هلاکو خان بن تولی خان بن چنگیزخان # ~~در سادس عشرین محرم . # وفات شهزاده منکو تیمور بن باتوخان بن تولی خان بن چنگیزخاندربقعه # ~~از اعمال موصل در یکشنبه شانزدهم محرم واو را پیش ایلخان بزرگدفن ~~کردند. # قتل مجدالملک یزدی بحکم سلطان احمد تکودار در شب چهار شنبه هشتم # ~~جمادی الاولی بنوشهر وهومجد الملک بن صفی الملک بن ابوالعکارم هو شاده ~~اصفهانی # ~~و در تاریخ وفات او کفتهاند. ### | اییت # ~~سالهجرت ششصد و هشتاد ویک میخواست گشت ### | در شب هشت جمادی اول از حکم قضا # ~~آخری شد عمر مجدالملک واز دنیا برفت ### | ماند در نوشهر ازین عالم بنا کامی جدا # و او را هفت عضو کردند و هر عضوی باقلیمی فرستادند وخواجه علاء الدین # ~~عطاملک ه رین واقعه در حقاو گفت. PageV02P350 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0351.jpg) # # اوزی «و سه سرمایهٔ‌ تزویر شدی %~% باعیه %~% جوینده مال وجاه و توفیر ~~شدی # # اعضاء تو هر یکی گرفت اقلیمی %~% فی الجمله بیک هفته جهانگیرشدی ms603 # درین سال آقبیک که مستحفظ قلعه آمویه بود وپیشتر پیش ابقاخان آمده # ~~بود و عرضه داشته که لشکر پیگانه که از آن جانب آب می آیند از بخارا ~~قوت # ~~میگیرند صلاح در آنست که بخارار اخراب کنند ابقاخان نیکپی بهادرراو ~~الادووجاردو # ~~را با یک تومان لشکر بفرستاد در صحبت آقبیک مذکور ثابخارا را قتل و نهب # ~~کردند و اسیران و اموال بسیار گرفتند و بخارا را بکلی خراب کردند آقبیک # ~~پسززن هند و نویان بود ومال بسیار کرفته بود خواست تا بگریزد و پیش ~~قایدو # ~~رود آقبیک را گرفته پیش سلطان احمد تکودار خان آوردند فرمود تا او را ~~بیاسا # ~~رسانیدند و جزای عمل او که در خون و خرابی مسلمانان شده بود یدو رسید # ~~و ابقاخان دران حین که قتل و نهب بخارا میکردند بمفاجابمرد # وفات صاحب مرحوم خواجه علاءالدین عطاملک بن خواجه بهاء الدین محمد # ~~الجوینی صاحب تاریخ جهانگشای شب شنبه چهارم ذی حجه در اران مدفونا ~~بتبریز # ~~و برادر او خواجه شمس الدین صاحب دیوان در عزای او اضطراب بسیار نموده ~~کفت # # گویی من و او دو شمع بودیم بهم %~% ایت %~% یک شمع بمرد و دیگری میسوزد # و خواجه صدر الدین علی بن خواجه نصیر الطوسی در تاریخ او گفته . # # آصف عهد علاء حق و دین زبده. کون %~% ایت %~% کرد بدروه جهانرا چو سر ~~آمدش زمان # # درشب شنبه چارم زمه ذی ججه %~% سال بر ششصدو هشتاد و یکی دراران # سنه اثنتین وثمائین وستمائه # وفات کیخسرو بن رکن الدین سلیمان سلجوقی درروم. PageV02P351 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0352.jpg) # جلوس غیاث الدین مسعود بن کیکاووس بروم. # وفات قتلغ ترکان حاکمه کرمان در چرنداب تبریز بوقتی که جهت تنازع # ~~کار سلطنت کرمان رفته بود و او حاکمه عادله بود بکرمان و او را خیرهاء ~~بسیار # ~~است از مدارس و خوانق وابواب البرمد فونا بمدرسه که در کرمان ساخته ~~وزراء # ~~او خواجه فحرالدین شمس الملک محمد شاه دویم عمدة الملک منتجب الدین سیم # ~~قوام الملک ms604 فخر الدین یحیی چهارم بهاء الملک ابوالکفات بودند بشرکت. # آمدن بیبی تر کان بکرمان و آوردن استخوان مادرخود قتلغ تر کان بکرمان # ~~با احکام مشتمل براشراف کرمان و تفویض دیگر اشغال و پادشاه خاتون حکومت # ~~سیر جان که بدو تعلق داشتو تصرف املاک خاصه خود بر ومقرر فرمود. # رفتن سلطان جلال الدین سیورغتمش باردوی ارغون خان و اعیان مملکت # ~~کرمان را باخود بردن وشرف ملازمت ارغون خان در یافتن. # جلوس سلطان جلال الدین سیورغتمش بن سلطان قطبالدین محمد # ~~بایالت کرمان. # وزیر سلطان جلال الدین سیور غتمش پیشتر نظام الدین «بیر بوه چون # ~~حکومت بدو رسید بیست و پنج روز وزیر بود بعد از آن عزل شد و وزارت ~~بخواجه # ~~یمین الملک قوام الدین بن ضیاء الدین که از عتفوان شباب الی یومنا هذا ~~ملازم # ~~او بودهاد. # فرستادن ملک شمس الدین محمد بن ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن # ~~الدین ابی بکر کرت ملک علاء الدین محمد پسر خود را از قلعه خیسار ~~بحکومت # ~~هرات # وفات شیخ صدر الدین محمد بن شیخ بهاء الدین زکریاء مولتانی و اوقایم # ~~مقام پدر بود و عمر او شصت وسه سال بوه واو را سه پسر بوه اول شمس ~~الدین # ~~فضل الله دوم عماه الدین اسمعیل سیم رکن الدین ابوالفتح PageV02P352 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0353.jpg) # قتل شهزاده قنقر یرتای فی سادس عشرین شوال بقراباغ اران و قتل کو # ~~کوچ انقوچن وشاهی اقتاچی بحکم سلطان احمد تکودار. # قصد کردن جمعی از امرای حجاج سلطانی وترکانی جلال الدین سیورغتنش # ~~را در کرمان که در روزی معین او را بشمشیر فرو گیرند و سیو کشاه را ~~بسلطانی # ~~بر دارند وچون باسیو کشاه این صورت در میان نهادند فی الفور سلطان جلال ~~الدین # ~~سیور غتمش را بیا گاها نیدوهم در زمان آن جماعت را گرفتند و بقتل ~~رسانید و هم # ~~امیر علی سا تلمش . امیر محمد قتاغ باش . امیر محمد اید کون . امیر ~~محمد علمدار # ~~وباز بستکان ایشانرا نیز بیا سا ms605 رسانیدند. # و بعضی گویند که این صورت پیش از وفات قتلغ ترکان بوده. # سفه ثلث وثمانین وسیمائه # فرستادن سلطان احمد خان تکودار علیناق را بالشکری گران بحرب # ~~ارغون خان بن ابقاخان بن هلا کوخان ین تولی خان بن چنگیز خان. # ~~و درروز پنجشنبه شانزدهم صفر در حدود آقخواجه از حوالی قزوین میان هر ~~دو # ~~الشکر ملاقات افتاد و چون مصاف دادند علیناق منهزم شد وارغون خان # ~~مراجعت نمود # قصد کردن جمعی ساطان جلال الدین سیورغتمش را که در جامع شهر # ~~کرمان او را بتیغ فرو کیرند و سلطان نصرةالدین یولکشاه را قایم مقام او ~~دارند # ~~و یولکشاه مذ کور سلطان را بیا گاهانید و تمامت را درقید ضبط آورده ~~بقتل ایشان # ~~حکم کرد و ایشانرا دستها از شانه بیرون آورده قتل کردند اول سیف الدین # ~~ملک دوم پسر ملک تاج الدین سیم یعقوب ملک چهارم سیف الدین نهی پنجم ~~امیر # ~~محمد قتلغ ملک ششم کوند وغدی. PageV02P353 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0354.jpg) # رفتن سلطان احمد خان تکودار بنفس خود بخراسان و ارغون خان ازپیش # ~~برخاسته بکلاترفت علیناقرا فرستادند و ارغون خان را از قلعه فروه آورد ~~و # ~~بخدمت سلطان احمد خان تکودار آورد. # تکودارارغون را در کنار گرفت و رویشر ببوسید و بعلیناق سپره که اورا # ~~نگاه دار تا سخن او بپرسیم و مراجعت نمودند جماعت خویشان ارغون خان و # ~~جمغی که با ایشان یار بودند بشب رفتند و ارغون را بیرون آوردند و بر # ~~سر علیناق رفتند و سر او ببریدنددر شب سه شنبه هژدهم ربیع الاخر و چون ~~سلطان # ~~احمد تکودار را خبر شد در1 نوزدهم ربیع الاخر از حوالی اسقراین روی ~~بکریز نهاد # ~~وشب پنجشنبه بیست وششم جمادی الاولی ساطان احمدراهلاک کردند وهو ~~تکودارین # ~~هلا کوخان بن تولی خان بن چنگیزخان مدت پادشاهی اودوسال و دو ماه وسه ~~روزبوه # جلوس ارغون خان بن ابقا خان بن هلا کو خان بن تولی خان بن چنگیز # ~~خان در بیست و هفتم جمادی الاولی ms606 . # گریختن صاحب مرحوم خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان الجوینی # ~~و از راه بیابان اصفهان بقم رسید و آنجا ایلچی ارغون خان بدو رسید و ~~نشان # ~~ارغون خان رسانید مشتمل بر عنایت و مرحمت و او امیدوار گشته عود نمود و # ~~بغنایت ارغون مستظهر شد بعد از آن بوقاجینکسانک که صاحب اختیار ارغون # ~~خان بود مزاج او را بر خواجه مشارالیه بسعی فخرالدین مستوفی و حسام ~~الدین # ~~مستوفی قزوینی متغیر گره انیدند . # آمدن ارغون خان بهرات و تربیت فرموهن ملک علاءالدین محمد بن ملک # ~~شمس الدین محمد بن ملک شمس الدین محمد بن رکن الدین ابوبکر کرت را و # ~~مراجعت نمودن. # شهادت صاحب مرحوم خواجه شمس الدین محمدبن خواجه بهاءالدین محمد # ~~الجوینی صاحب دیوان بحکم ارغون خان در روهخانه اهر بر درشهر امیر روز ~~دو PageV02P354 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0355.jpg) # ~~شنبه چهارم شعبان بعداز نماز دیگر و بعد از مدتی پسرش یحیی را نیزقتل ~~کرد # ~~د. میدان تبربز و باپدر وعم در چرنداب دفن کردند و خواجه شمس الدین ~~بوقتی که # ~~او را بدرجه شهادت میرسانیدند بدین موجب وصیت نامه نوشت و هذه جماعة ~~اعزه و # ~~فرزندان حفظهم الله تعالی سلام و تحیت بخوانند و بدانند که ایشانرا بوه ~~یعت بخدای # ~~عزوجل سپرده آمداناللهلایضیع و دایعه در خاطر چنان بود که مگر ملاقات ~~باشد # ~~و وصیتی کرده آیدچون روزی نبود با آن جهان افتاد باید که در محافظت ~~فرزندان # ~~تقصیر نکنند و ایشانرا بر تحصیل ترغیب دهند و البته نگذارند که گرد عمل # ~~کردندو با آنچه خدای تعالی روزی کرده باشد بسازند اگر فرزند اتابک ~~ووالدهاش # ~~بولایت روند اجازتست نوروز و مسعود و والده ملازم بلقان خاتون باشند ~~اگر از # ~~املاک چیزی مرحمت قرمایند بستانندو بدان قناعت نمایند حرم بزرگ از ~~تبریز # ~~کجا تواند رفت هم آنجا باشد بر سر تربت ما دو برادران اگر عمارتی در ~~خانقاه # ~~شیخ فخرالدین توانند بکنندوایشان نیز آنجاروند دیگر مومنه هر کز ازما ~~آسایشی # ~~نیافت اگر خواهد ms607 شوهر کند فرخ و والده با اتایک بهم باشند زکریارا با ~~املاک # ~~تومان شهنشاهی و دیگر مواضع که بامیر بوقا داده ام باز گذارند دیگر ~~عرضه # ~~دارند اگر از املاک چیزی مرحمة فرمایند فبهاوالا قناعت نمایند باری ~~تعالی بر # ~~ما رحمت ک:اد و بریشان بر کت درین وقت خاطر باحضرت ایزدی بود همین قدر ~~بیش # ~~نتوانستم نوشت بنده و آزاد را نیکو دارند و پشبها غریب ما را فراموش ~~نکنند. ### | و من کلامه # # ای دست اجل کرفته پای دل من %~% حکم تو بکشتنم رضای دل من # # جان پیشکشت میکنم از دیده ودل %~% این بود همه عمر هوای دل من. # چون فال قرآن گرفتم بر آمدان الذبن قالوار بنا الله ثم استقامواتتنزل # ~~علیهم الملائکة الانخافوا ولاتحزنوا وابشروا بالجنة التی کنتم ~~توعدون(1) # باری تعالی چون بنده خویش را درین جهان فانی نیک داشت وهیچ مرادی # 1- سوره مبار نه فصلت ایه : PageV02P355 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0356.jpg) # ~~از وی دریغ نداشت خواست که درین جهان فانی بشارت آن جهان باقی یوی ~~رساند # ~~چون چنین بوه واجب نمود مولانا محیی الملة والدین و مولانا فخر الملة ~~والدین # ~~و برادران دینی افضل الدین و مولانا شمس الدین ومولانا همام الدین و ~~مشایخ کبار # ~~را که ذکر هر یک بتطویل می انجامد و موضع و وقت احتمال نمیکرد ازین # ~~بشارت نصیبی رسانیدن تا دانند که قطع علایق کرهه روانه شدهایم ایشان ~~نیز # ~~بدعاء خیرمده کنند. # # در نگرای چراغ جان کشته %~% الرباعیه %~% تا بیینی دو صد جهان کشته # کشتگان زند گان جاویدند %~% خاصه در دست کافران کشته # لواحد من الفضلا # # رسید الحق بتشریف شهادة %~% وزیری کوسر از گردون را فراشت # # محمد صاحب دیوان که سی سال %~% جهانرا از بسی آفت نگهداشت # و یکی ازفضلادر تاریخ وفات او گفته . ### | قطعه # # در دو شنبه چارم شعبان نماز دیگری %~% سال ه جری ششعد وهشتاه و سه بی ~~اشتباء # # صاحب دیوان عالم شمس دین دستورملک %~% ز بده آل جوینی آن وزیر دین پناه # # در حدود ms608 اهرنا گه شدشهید از حکم حق %~% وز جهان بی وفا باملک پاقی ~~برهراء # قتل عماد علوی . # دادن وزارت ارغون خان بجلال الدین مخلص الملک سمنانی . # سنه اریع وثمافین وستمائه14 # قتل خان مسلتان که پسر بزرک سلطان غیاث الدین بلبن بوه بر دست # ~~لشکر مغول. PageV02P356 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0357.jpg) # اسر امیر خسرو الدهلوی الشاعرهم بر دست لشکر مغول که بعد ازین دیگر # ~~از و نشانی نیافتند. # قتل کرهن هند ونویان امیر اتیمور راهر باه غیس. # رفتن سلطان جلال الدین سیور غتمش از کرمان باردوی ارغون خان که او را سه # ~~کرت ایلچی بطلب آمد وبشرف بساط بوس ارغونخان رسیده کرمانرا اجارة کره # ~~ومراجعت نمودبا کرمان. # سنه خمس و ثمافین وستمائه # قل خواجه هارون بن خواجه شمس الدین محمدصاحب یوان جوینی بحکم # ~~ارغون خان. # قتل خواجه وجیه الدین زنگی بن خواجه عزالدین طاهر فریومدی هم # ~~بحکم ارغون خان. # کرفتن ملک شمس الدین محمد بن ملک شمس الدین محمد بن ملک رکن # ~~الدین ابی بکر کرت هند ونویان را و فرستاهن پیش ارغون خان. # وفات ابش خاتون بنت اتابک سعد بن ابی بکربن سعد بن زنگی حاکمه # ~~فارس در تبریزواو را بشیراز برده در مدرسه عضدیه که مادرش بنام برادرش ~~ساخته # ~~بود دفن کردند و مدت حکومت او بیست ودو سال ود وشه زاده کرد و چین بنت # ~~منکوتیمور اغول بن هلا کوخان وارث او شد. # تزویج سلطان جلال الدین سیور فتمش بن سلطان قطب الدین محمد جینتمور # ~~تاینکووالی کرمان با شهزاده کره وچین بنت منکوتیمور اغول بن هلا کوخان # ~~بن تولی خان بن چنگیزخان و مادر اوابش بنت اتابک سعد بن ابی بکرین سعد # ~~بن زنگی بود که حاکمه فارس بوه. PageV02P357 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0358.jpg) # 258).................................سال 6،86 3 # درین سال امیر فولاد جینکسانک وعیسی کلچی وارد وقیا از بندگی قا آن # ~~آمدند ویرلیغ آوردند که ارغون برجای پدر خان باشد وبوقار اجینکسانک لقب # ~~شد و درین تاربخ ارغون یکبار دیگر بر تخت نشست. # مراجعت شیخ رکن ms609 المله و الدین علاء الدوله احمد البیابانکی السمنانی # ~~از ارهوی سلطان محمد خدابنده بسمنان و ترک خدمت کرده بطاهت مشغول شد فی # ~~منتصف شعبان . # سنه ست و ثمافین وستمائه 86 # وفات الشیخ العارف شیخ فخر الملة والدین عراقی الشاعر # ~~الهمدانی الفراهانی بدمشق مدفونا فی جبل الصالحیه فی محرم و اومرید شیخ ~~المشایخ # ~~بهاء الدین زکریا مولتانی است وبدو دخترنیز داماد اوست و او را از ~~دخترشیخ یک # ~~پسر اعور بوه کبیر الدین نام وشیخ فخرالدین عراقی بعد ازوفات شیخ خود ~~ببغداد # ~~رفت و چندوقت آنجابود و از آنجا بشام رفت و بعد از یکسال کبیرالدین از ~~عقب او بشام # ~~رفت و در دمشق وفات یافت و پهلوی پدر مدفونست و شیخ فخرالدین عراقی را ~~در # ~~مدح شیخ خود قصاید است اینجا یک بیت ثبت شد ### | بیت # ~~پرسی اگر از جهان کیست امام الانام نشنوی از آسمان جز زکریا جواب # وفات سلطان غیاث الدین بلبن بدهلی . # جلوس سلطان معزالدین کیقباه بن سلطان بغراخان بن سلطان غیاث الدین # ~~بلبن بدهلی. # خلعت فرستادن ارغون خان جهت ملک شمس الدین محمد کرت بهرات که # ~~او هند و نویانرا کرفته فرستاده بود PageV02P358 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0359.jpg) # قتل سلطان معزالدین کیقباد بن بغراخان ن غیاث الدین بلبن بدهلی # ~~اورا مرضی طاری شده بود پسر خود سلطان شمس الدین را برجای خود نعب کرد ~~و # ~~هم درین خستگی اورا قنل کردند و پسر اورا نیز بکشتند هر دهلی . # داهن امارت بغداه بحکم ارغون خان بارد وقیا و شحنگی بغداد بباید و سکرچی # ~~و ملکی بشرف الدین سمنانی و مشرفی بسعدالدوله یهود. # فتل بوقاجینکسانگ در بیست و یکم ذیحجه و پوست سرش را کام # ~~آگنده برسر بازار بیاویختند و واسطه آن بوه که او جمعی امراء جلایر را ~~و هم # ~~اروق و قرو میشی پسر هند ووفورنویان و امیر اوجان وقدان ایلچی و زنگی ~~پسر # ~~نایانویان . و بایجو . و قازان برادر اشک تغلی . و توقلوق قراوند را با ~~خودمتفق # ~~گردانید ms610 وازیشان بدست خط خوه خط گرفته پیش شهزاده جوشکاب بن جومعربن # ~~هلا کوخان فرستاد جوشکاب ببند گی ارغون خان آمد و عرضه داشت و خط ~~بوقابنمود # ~~ارغون خان بفرمود تا بوقاو امرای اورا بگرفتند و جوشکاب بدست خوه تسمه ~~از # ~~پشت بوقا بکشید و سرش ببرید و دیگر روز آغاز یارغو کردند و هر کس که # ~~با او متفق بودند بقتل رسانیدند مگر اندکی که امرا درخواست کردند و # ~~بدیشان بخشیدند # رفتن ملک شمسالدین محمدبن ملک شمس الدین محمد کرت و پر لوملک # ~~علاء الدین محمد بقلعه خیسار بواسطه شکایتی که ازو بارغون خان کرهه ~~بودند. # آمدن تکودریان بهرات و قتل بعضی از مرهم هرات و غارت و اسرایشان. # وفات قتلغ خاتون دختر تنگیز کورکان در سابع صفر. # آورهن شاریل که دیسابع ربیع الاول ایاچیان از پیش توقای رسیدند وشاریل ~~PageV02P359 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0360.jpg) # وو اوسا 2 # ~~ش ارغون خان آوردند و شاریل نزدیک بت پرستان استخوان پاره ایست که # ~~بعضی گویند که چونشا کمونی برخان را بسوختند پیش دل او مانند مهره ~~استخوان # ~~شفاف نسوخت آنرا شاریل گفتند و بعضی کویند دندان شا کمونی است چه او را # ~~نسوختند. # عزیمت شیخ رکن الدین علاءالدوله احمد السمنانی که ببغداه پیش شیخ # ~~نورالدین عبدالرحمن اسفراینی رود و سلطان محمد خدابنده بعمارت شهر یازک # ~~مشغول بود چون شیخ رکن الدین علاء الدوله بسلطانیه رسید او را مانع شد ~~و # ~~نگذاشت که ببغداد پیش شیخ خود رود و او بی اجازت سلطان از سلطانیه ~~مراجعت # ~~نمود و پاسمنان رفت و بطاعت مشغول شد و از سلطانیه اخی شرف الدین نامی ~~را # ~~پیش شیخ نورالدین عبدالرحمن فرستاد و شیخ جهت او خرقه ملمع بدست اخی # ~~شرفالدین فرستاه . # سنهآ ثعان و ثمانین وستمأه88 # جنگ امیر تغاجارو امیر چوپان بالشکری که ازدشت خزر آمده بودند بحرب # ~~ایران و گریختن آن اشکر بسعی امیر چوپان و تربیت یافتن امیر چوپان از ~~ارغون خان. # جلوس سلطان جلال لدین فیروز خلجی ms611 برجای سلطان معزالدین کیقباه # ~~که در سال پیشتر او و پسرش را قتل کرده بودند در دعلی. # آمدن اباچی تکودری بهرات و غارت و قتل واسر مردم هرات کرت دوم. # حرب منکو تیمورین توقان بن با توخان بن جوجی خان بن چنگیز خان با ارغون # ~~خان من ابقاخان وقتل بورلتای با بسیاری از لشکر منکو تیمور و فرار ~~منکوتیمور # ~~مذکور # تربیع کرهن ارغون خان درسفر جوشکاب بن جومغربن هلا کوخان را وسیور ~~PageV02P360 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0361(1).jpg) # ~~غامیشی فرموده اجازت انصراف داد و بعد از آن معلوم شد که او دل دیگر ~~کرده جمعی # ~~امرا را در عقب او فرستادند او باایشان مصاف داد و گرفتار شد اورا پیش ~~ارغون # ~~خان آوردند و در یازههم جمادی الاولی اورا بیاسا رسانیدند # فتل شهزاه گان هلاجو و قراتوقای که از نسل هلا کوخان بودند بواسطه # ~~آنک باامیر نوروز متهم بودند و او یاغی شده بود بسخن مقبل برادر ~~اردوقیا که # ~~متعلق قراتوقای بود د. هشتم شهر جمادی الاولی ایشانرا گرفته بقلعه کره ~~کوه # ~~فرستادند و در بیستم رمضان در دامغان ایشانرا هلاک کردند. # فرستاهن طوغان قهستانی را بحکم ارغون خان با لشکری جهت مده شاهزاده # ~~غازان خان بخراسان. # آمدان اره وقیا و سعدالدوله از بغداه دریا یلاق غنغرالنک که حالا سلطانیه # ~~است و مال بغداد آوردن و آن خزانه تمام بود ارغون را خوش آمد سعد ~~الدوله عرضه # ~~داشت که اگر بتکچیان مانع نمیشدند اضعاف آن مال حاصل میشد حکم شد که # ~~آنجماعت بتکچیان را بیاسا رسانیدند در بیت اوشی و قتلقشاه صاحبیرا ~~بکشتند و # ~~سرهاء ایشان ببغداد فرستادند. # آورهن مجدالدین کتبی و منصور پسر خواجه علاءالدین عطاملک جوینی # ~~را ازحله و بکشتند و برسرجسر بیاویختند. # قتل ملک جلالالدین سمنانی بحکم ارغون خان و درتاریخ اوقطعه گفته اند # ~~و ملک جلال الدین مذکور عم شیخ رکن الدین علاء الدوله بود ### | والقطعة هذه # # خدایگان وزیران ملک جلال الدین %~% که آستانه او بود قبله که ومه # # وزیر ms612 عالم عادل که بود همواره %~% ز کلک لاغر او پهلوی جهان فربه # # بسال ششصد وهشتادوهشت ازهجرة %~% فتاد در همه کاری هزار پیچ و گره # ~~بوقت چاشت کذشته دوته زماه رجب # آمدن بیبی ترکان «غتر قیلغ ترکان از کرمان باستخراج سلطان جلال الدین ~~PageV02P001 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0361.jpg) # ~~غامیشی فرموده اجازت انصراف داد و بعد از آن معلوم شد که او دل دیگر ~~کرده جمعی # ~~امرا را در عقب او فرستادند او باایشان مصاف داد و گرفتار شد اورا پیش ~~ارغون # ~~خان آوردند و در یازههم جمادی الاولی اورا بیاسا رسانیدند # فتل شهزاه گان هلاجو و قراتوقای که از نسل هلا کوخان بودند بواسطه # ~~آنک باامیر نوروز متهم بودند و او یاغی شده بود بسخن مقبل برادر ~~اردوقیا که # ~~متعلق قراتوقای بود د. هشتم شهر جمادی الاولی ایشانرا گرفته بقلعه کره ~~کوه # ~~فرستادند و در بیستم رمضان در دامغان ایشانرا هلاک کردند. # فرستاهن طوغان قهستانی را بحکم ارغون خان با لشکری جهت مده شاهزاده # ~~غازان خان بخراسان. # آمدان اره وقیا و سعدالدوله از بغداه دریا یلاق غنغرالنک که حالا سلطانیه # ~~است و مال بغداد آوردن و آن خزانه تمام بود ارغون را خوش آمد سعد ~~الدوله عرضه # ~~داشت که اگر بتکچیان مانع نمیشدند اضعاف آن مال حاصل میشد حکم شد که # ~~آنجماعت بتکچیان را بیاسا رسانیدند در بیت اوشی و قتلقشاه صاحبیرا ~~بکشتند و # ~~سرهاء ایشان ببغداد فرستادند. # آورهن مجدالدین کتبی و منصور پسر خواجه علاءالدین عطاملک جوینی # ~~را ازحله و بکشتند و برسرجسر بیاویختند. # قتل ملک جلالالدین سمنانی بحکم ارغون خان و درتاریخ اوقطعه گفته اند # ~~و ملک جلال الدین مذکور عم شیخ رکن الدین علاء الدوله بود ### | والقطعة هذه # # خدایگان وزیران ملک جلال الدین %~% که آستانه او بود قبله که ومه # # وزیر عالم عادل که بود همواره %~% ز کلک لاغر او پهلوی جهان فربه # # بسال ششصد وهشتادوهشت ازهجرة %~% فتاد در همه کاری هزار پیچ و گره # ~~بوقت چاشت کذشته دوته زماه رجب ms613 # آمدن بیبی ترکان «غتر قیلغ ترکان از کرمان باستخراج سلطان جلال الدین ~~PageV02P361 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0362(1).jpg) # ~~سیور غتمش و احکام وایلچیان و محصلان در باب استخراج اوحاصل کره که ~~نواب # ~~اورا بگیره ومبلغ صدتومان تقریر کرده بود و رفتن سلطان جلال الدین ~~سیورغتمش # ~~مذکور باردوی ارغون خان. # وزارت دادن ارغون خاردراوایل جمادی الاخر دریایلاق سقور لوق بسعد الدوله # ~~بن صفی الدوله بن هبته الله بن مهذب الدوله ابهری و او از معارف بنی ~~اسرائیلیان # ~~ابهز بود و او عرق اصلی خوه را کار فرمود و انتقام تمام از اهل اسلام ~~بکشید و # ~~بسیاری از اشراف اهل اسلام و شرذمه از صنادید محمدیان بقصد او فرو شدند ~~و # ~~اوبرا کابر ملک و ملت ابقا نکرد وانتقام ملت مصطفوی ومسلمانانرا شمشیری ~~بوه # ~~تیز زهر آلود. # عزیمت فرمودن شیخ رکن الدین علاه الدوله ببغداه و بشرف صحبت شیخ # ~~نورالدین عبدالرحمن الاسفراینی که شیخ او بود رسیدن. # مراجعت سلطان جلال الدین سیورغتمش از اردوی ارغون خان واحکام مطاعه # ~~در باره او شرف نفاذ یافته بود که صد تومان که بیبی ترکان برو سخن گفته ~~بود # ~~او دربار گاه اعلی قبول کرد و جواب گفت و فرمان صادر شد که من بعد ازین # ~~ابواب سخن نگویند و سلطان جلال الدین سیورغتمش باز باسر مملکت خود شد # ~~و حکومت او باز از سرطراوت پذیرفت. # رفتن شیخ رکن الدین علاءالدوله از بغداد برعزرهت حج بیت الله وزیارت # ~~حضرت نبی (ع) باجازت شیخ نورالدین عبدالرحمن الاسفراینی که شیخ او بود # سنه تسع وثمانین و ستمائه9 # ~~وفات امام العلامه فخرالدین المایمرغی(1) و هو محمدبن محمد بن الیاس ~~المایمرغی PageV02P001 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0362.jpg) # ~~سیور غتمش و احکام وایلچیان و محصلان در باب استخراج اوحاصل کره که ~~نواب # ~~اورا بگیره ومبلغ صدتومان تقریر کرده بود و رفتن سلطان جلال الدین ~~سیورغتمش # ~~مذکور باردوی ارغون خان. # وزارت دادن ارغون خاردراوایل جمادی الاخر دریایلاق سقور لوق بسعد الدوله # ~~بن صفی الدوله بن هبته الله بن مهذب الدوله ms614 ابهری و او از معارف بنی ~~اسرائیلیان # ~~ابهز بود و او عرق اصلی خوه را کار فرمود و انتقام تمام از اهل اسلام ~~بکشید و # ~~بسیاری از اشراف اهل اسلام و شرذمه از صنادید محمدیان بقصد او فرو شدند ~~و # ~~اوبرا کابر ملک و ملت ابقا نکرد وانتقام ملت مصطفوی ومسلمانانرا شمشیری ~~بوه # ~~تیز زهر آلود. # عزیمت فرمودن شیخ رکن الدین علاه الدوله ببغداه و بشرف صحبت شیخ # ~~نورالدین عبدالرحمن الاسفراینی که شیخ او بود رسیدن. # مراجعت سلطان جلال الدین سیورغتمش از اردوی ارغون خان واحکام مطاعه # ~~در باره او شرف نفاذ یافته بود که صد تومان که بیبی ترکان برو سخن گفته ~~بود # ~~او دربار گاه اعلی قبول کرد و جواب گفت و فرمان صادر شد که من بعد ازین # ~~ابواب سخن نگویند و سلطان جلال الدین سیورغتمش باز باسر مملکت خود شد # ~~و حکومت او باز از سرطراوت پذیرفت. # رفتن شیخ رکن الدین علاءالدوله از بغداد برعزرهت حج بیت الله وزیارت # ~~حضرت نبی (ع) باجازت شیخ نورالدین عبدالرحمن الاسفراینی که شیخ او بود # سنه تسع وثمانین و ستمائه9 # ~~وفات امام العلامه فخرالدین المایمرغی(1) و هو محمدبن محمد بن الیاس ~~المایمرغی PageV02P362 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0363(1).jpg) # ~~وسرخس فی صفر # ~~وفات خان خانان بن سلطان جلالالدین خلجی بدهلی. # ~~وفات بیی ترکان در تبریز بمفاجا و علت سکته و او دختر قتلغ ترکان # ~~کرمان بود و او نیز جهت تنازع کار سلطنت کرهان رفته بود و کار جلال ~~الدین # ~~سیورغتمش یکرویه گشت و پسران بی بی ترکان نصرةالدین یولکشاه و غیاث ~~الدین # ~~سیو کشاه با او از در صلح در آمدند. # ~~درین سال خرابی هرات بواسطه آنک دو کرت تکودریان اسر و غارت # ~~هرات کرده بودند و بعضی را بقتل آورده بمرتبه رسیده بود که در تمام ~~هرات قرب # ~~صد مردم نبودند. # ~~قتل مسعوه وفرجالله پسران خواجه شمس الدین صاحب دیوان جوینی در # ~~میدان تبریز بحکم ارغونخان . # ~~قتل علی پسر خواجه بهاءالدین محمد بن ms615 خواجه شمس الدین محمد صاحب # ~~دیوان جوینی در اصفهان بحکم ارغون خان در سیم رجب # ~~بالاگرفتن کار سعدالدوله یهود و اختیار تام او در معلکت . # ~~تعبین فخر الدوله برادر سعدالدوله یهود و جمال الدین دسجرهانی را که دن # ~~غداد حاکم باشند . # ~~فرستاهن شمس الدوله بن منتجب الدوله منجم را بحکومت مملکت فارس. # ~~دادن دیار بکر بامین الدوله برادر سعدالدوله یهود. # داهن اشراف تبریز بعهذب الدوله ابومنصور الطبیب که عمزاده سعدالدوله بود # امراجعت شیخ رکن الدین علاء الدوله سمنانی از حج بیت الله ببغداه وتار # ~~سلخ محرم الحرام بعحبت شیخ نور الدین عبدالرحمن الاسفر اینی رسیدن. PageV02P001 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0363.jpg) # ~~وسرخس فی صفر # ~~وفات خان خانان بن سلطان جلالالدین خلجی بدهلی. # ~~وفات بیی ترکان در تبریز بمفاجا و علت سکته و او دختر قتلغ ترکان # ~~کرمان بود و او نیز جهت تنازع کار سلطنت کرهان رفته بود و کار جلال ~~الدین # ~~سیورغتمش یکرویه گشت و پسران بی بی ترکان نصرةالدین یولکشاه و غیاث ~~الدین # ~~سیو کشاه با او از در صلح در آمدند. # ~~درین سال خرابی هرات بواسطه آنک دو کرت تکودریان اسر و غارت # ~~هرات کرده بودند و بعضی را بقتل آورده بمرتبه رسیده بود که در تمام ~~هرات قرب # ~~صد مردم نبودند. # ~~قتل مسعوه وفرجالله پسران خواجه شمس الدین صاحب دیوان جوینی در # ~~میدان تبریز بحکم ارغونخان . # ~~قتل علی پسر خواجه بهاءالدین محمد بن خواجه شمس الدین محمد صاحب # ~~دیوان جوینی در اصفهان بحکم ارغون خان در سیم رجب # ~~بالاگرفتن کار سعدالدوله یهود و اختیار تام او در معلکت . # ~~تعبین فخر الدوله برادر سعدالدوله یهود و جمال الدین دسجرهانی را که دن # ~~غداد حاکم باشند . # ~~فرستاهن شمس الدوله بن منتجب الدوله منجم را بحکومت مملکت فارس. # ~~دادن دیار بکر بامین الدوله برادر سعدالدوله یهود. # داهن اشراف تبریز بعهذب الدوله ابومنصور الطبیب که عمزاده سعدالدوله بود # امراجعت شیخ رکن الدین علاء الدوله سمنانی از حج بیت الله ببغداه وتار # ~~سلخ محرم الحرام ms616 بعحبت شیخ نور الدین عبدالرحمن الاسفر اینی رسیدن. PageV02P363 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0364(1).jpg) # سنه قشعین وستمائه # وفات ارغون خان بن ابقاخان بن هلا کوخان بن تولی خان بن چنگیزخان # ~~در سابع ربیع الاول و در تاریخ او گفتهاند. ### | بیت # # سر سران جهان پادشاه روی زمین %~% یگانه همه آفاق شاه ارغون خان # # بروز صفر که هفتم بد ازربیع نخست %~% بششصد ونوهاندر بنزد بول جغان # # فرو گذشت در یغا چنان شهنشاهی %~% که شد زد ار فنا کل من علیهافان # ~~واز آب کر گذشته در باغچه اران نماندو صندوق اورا بکوه سجاص بره ندو ~~دفن # ~~کردند ومدت پادشاهی او هفت سال ونه ماه و بیست روز بوه. # جلوس گیخاتوخان بن ابقاخان بن هلا کوخان بن تولی خان بن چنگیزخان # ~~روز چهارشنبه بیست وچهارم رجب بحدود اخلاط . # آمدن امی نو روز بن امیر ارغون جهت عمارت هرات # قتل جوشی وارد وقیا و سلطان اتراچی وسعد الدوله یهوه بزمان مرض # ~~ارغون خان باتفاق امرا طغاجار قجقبال وطوغان قهستانی . # دادن وزارت گیخا توخان بخواجه صدر الدین احمد خالدی در ششم ذی # ~~حجه و او را صدر جهان لقب دادند و برادرش را قطب جهان وعم زاده او را ~~قوام # ~~الملک در قشلاقاران . # وفات امیر عبدالله شیرازی از فرزندان امام محمد حنفیه مدفونا بشیر از # وفات امام العلامه رضی الحق والدین الخطیب وهو محمدبن ابراهیم الزینبی # ~~الخوارزمی فی لیلة الاحدمن محرم مدفونا بجرجانیه خوارزم فی جوار ~~جارالله لعلامه PageV02P001 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0364.jpg) # سنه قشعین وستمائه # وفات ارغون خان بن ابقاخان بن هلا کوخان بن تولی خان بن چنگیزخان # ~~در سابع ربیع الاول و در تاریخ او گفتهاند. ### | بیت # # سر سران جهان پادشاه روی زمین %~% یگانه همه آفاق شاه ارغون خان # # بروز صفر که هفتم بد ازربیع نخست %~% بششصد ونوهاندر بنزد بول جغان # # فرو گذشت در یغا چنان شهنشاهی %~% که شد زد ار فنا کل من علیهافان # ~~واز آب کر گذشته در باغچه اران نماندو صندوق اورا بکوه سجاص بره ندو ~~دفن # ~~کردند ms617 ومدت پادشاهی او هفت سال ونه ماه و بیست روز بوه. # جلوس گیخاتوخان بن ابقاخان بن هلا کوخان بن تولی خان بن چنگیزخان # ~~روز چهارشنبه بیست وچهارم رجب بحدود اخلاط . # آمدن امی نو روز بن امیر ارغون جهت عمارت هرات # قتل جوشی وارد وقیا و سلطان اتراچی وسعد الدوله یهوه بزمان مرض # ~~ارغون خان باتفاق امرا طغاجار قجقبال وطوغان قهستانی . # دادن وزارت گیخا توخان بخواجه صدر الدین احمد خالدی در ششم ذی # ~~حجه و او را صدر جهان لقب دادند و برادرش را قطب جهان وعم زاده او را ~~قوام # ~~الملک در قشلاقاران . # وفات امیر عبدالله شیرازی از فرزندان امام محمد حنفیه مدفونا بشیر از # وفات امام العلامه رضی الحق والدین الخطیب وهو محمدبن ابراهیم الزینبی # ~~الخوارزمی فی لیلة الاحدمن محرم مدفونا بجرجانیه خوارزم فی جوار ~~جارالله لعلامه PageV02P364 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0365(1).jpg) # فات ملک الکلام شیخ مشرف الدین مصلح الشیرازی المعروف بسعدی # ~~نسبت بسعد بن اتا یک ابی بکربن سعد بن زنگی در سایع عشرین ذی حجه ~~بشیراز # ~~مدفونا بظاهر شیرازبکت # زل سلطان جلال الدین سیور فتمش از حکومت کرمان. # بلوس پاهشاء خاتون بنت سلطان قطب الدین محمد جینتمورتا ینکوخواهر # ~~سلطان جلال الدین سیور غتمش مذکور بحکومت کرمان. # شتل طوغان قهستانی بحکم گیخاتوخان بن ابقاخان بن هلا کوخان در # ~~قصاص جمعی از امرا که در مزض ارغون خان قتل کرده بودند واز طغاجار ~~وقنجقبال # ~~که ایشان نیز با طوغان قهستانی شریک بودند عفو کرده ایشان را ببخشیدند. # یل ملک سیف الدین نصرت ملک هرهوز بردست برادر خود ملک مسعودین # ~~ملک رکن الدین قلاتویی وچون خبر قتل ملک سیف الدین بکرمان بسلطان جلال # ~~نمود و ایشان بدل صلح پانصد هزار دینار و مبلغی جواهر بدادند. # وفات قاضی امام العلامه ناصر الدین الشیر ازی البیضاوی صاحب منهاج و # ~~مصباح الارواح وطوالع وغیره بتبریزمد فونا بچر نداب. # مکتوب فرستادن امیر نوروز بن امیر ارغون بملک شمس الدین محمد بن # ~~محمدبن ملک رکن الدین ابوبکر کرت ms618 و استدعاء حضور او کرهن بهرات. # وفات منکوتیمور خان بن توقای بن با توخان بن جوجیخان بن چنگیزخان # جلوس تودامنکا برادر منکوتیمور خان بعد از آن پسران منکوتیمورخان # ~~وجمعی از امیر زاه گان اتفاق کرده او را بواسطه انکه گفتند او دیوانه ~~است از # ~~خانی عزل کردند و خوه باتفاق پادشاه شدندو پنج سال حکومت کردند # 1- جرون نام جزیره دیگری نزدیک هرمز PageV02P001 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0365.jpg) # فات ملک الکلام شیخ مشرف الدین مصلح الشیرازی المعروف بسعدی # ~~نسبت بسعد بن اتا یک ابی بکربن سعد بن زنگی در سایع عشرین ذی حجه ~~بشیراز # ~~مدفونا بظاهر شیرازبکت # زل سلطان جلال الدین سیور فتمش از حکومت کرمان. # بلوس پاهشاء خاتون بنت سلطان قطب الدین محمد جینتمورتا ینکوخواهر # ~~سلطان جلال الدین سیور غتمش مذکور بحکومت کرمان. # شتل طوغان قهستانی بحکم گیخاتوخان بن ابقاخان بن هلا کوخان در # ~~قصاص جمعی از امرا که در مزض ارغون خان قتل کرده بودند واز طغاجار ~~وقنجقبال # ~~که ایشان نیز با طوغان قهستانی شریک بودند عفو کرده ایشان را ببخشیدند. # یل ملک سیف الدین نصرت ملک هرهوز بردست برادر خود ملک مسعودین # ~~ملک رکن الدین قلاتویی وچون خبر قتل ملک سیف الدین بکرمان بسلطان جلال # ~~نمود و ایشان بدل صلح پانصد هزار دینار و مبلغی جواهر بدادند. # وفات قاضی امام العلامه ناصر الدین الشیر ازی البیضاوی صاحب منهاج و # ~~مصباح الارواح وطوالع وغیره بتبریزمد فونا بچر نداب. # مکتوب فرستادن امیر نوروز بن امیر ارغون بملک شمس الدین محمد بن # ~~محمدبن ملک رکن الدین ابوبکر کرت و استدعاء حضور او کرهن بهرات. # وفات منکوتیمور خان بن توقای بن با توخان بن جوجیخان بن چنگیزخان # جلوس تودامنکا برادر منکوتیمور خان بعد از آن پسران منکوتیمورخان # ~~وجمعی از امیر زاه گان اتفاق کرده او را بواسطه انکه گفتند او دیوانه ~~است از # ~~خانی عزل کردند و خوه باتفاق پادشاه شدندو پنج سال حکومت کردند # 1- جرون نام جزیره دیگری نزدیک هرمز PageV02P365 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0366(1).jpg) # ~~وفات دوقون ms619 خاتون بنت آیقوین اونکخان از کرایت و اوخاتون هلا کوخان ~~بوده # ~~محاصره کردن ملک اشرف قلعة الرومرا وچون خبر بگیخاتوخان رسید طغاجار # ~~وطایجو پسر منکوتیمور و تو غدای اختاچی و تماجی ایناق را با لشکری # ~~تمام بفرستاد بدفع او و در آخر رجب ملک اشرف قلعة الروم را گرفته ~~کوتوال خود # ~~نشانده بود و بعضی ازمردمقلعه را قتله کرده رفته بوه ایشان نیز مراجعت ~~نمودند. # سنه اثنتین وتسعین و ستمائة92. # خواستن کیخاتوخان پادشاه خاتون بنت سلطان قطب الدین محمد جینتمور # ~~تا ینکوقراخطای را . # جواب مکتوب امیر نوروز از ملک شمس الدین محمد کرت واعتذار او از # ~~حکومت هرات. # وفات دکنه تتاول دراران در سیم جمادی الاولی . # قتل قتلقبوقا پسر صادون گرجی. # وقات کرای پسر منکو تیمور در سابع رجب. # وفات مولاء اعظم عزالمله و الدین الکیشی الحکیم واوهر کرمان # ~~سا کن بود. # ~~عزیمت پادشاه خاتون بنت سلطان قطب الدین محمد ازاره و بحکومت کرمان # ~~و رسیدن شیر امون امیراردوی پادشاه خاتون پیشتر از رسیدن پادشاه خاتون ~~بکرمان. # ~~بیرون رفتن سلطان جلاالدین سیورغتمش از کرمان که نخواست که باپاهشاه # ~~خاتون ملاقات نماید و شیرامون گفت از راه شیر از نمی آیند او براه ~~شیراز روانه # ~~شد وشهزاده کره وجین با اوبود و پاهشاه خاتون از راه شیرازمی آمد در ~~راه ملاقات # ~~دست داه و سلطان جلال الدین انواع تضرع و ابتهال و شفاعت بتقدیم رسانید ~~وفایده PageV02P001 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0366.jpg) # ~~وفات دوقون خاتون بنت آیقوین اونکخان از کرایت و اوخاتون هلا کوخان ~~بوده # ~~محاصره کردن ملک اشرف قلعة الرومرا وچون خبر بگیخاتوخان رسید طغاجار # ~~وطایجو پسر منکوتیمور و تو غدای اختاچی و تماجی ایناق را با لشکری # ~~تمام بفرستاد بدفع او و در آخر رجب ملک اشرف قلعة الروم را گرفته ~~کوتوال خود # ~~نشانده بود و بعضی ازمردمقلعه را قتله کرده رفته بوه ایشان نیز مراجعت ~~نمودند. # سنه اثنتین وتسعین و ستمائة92. # خواستن کیخاتوخان پادشاه خاتون بنت سلطان قطب الدین محمد جینتمور # ~~تا ms620 ینکوقراخطای را . # جواب مکتوب امیر نوروز از ملک شمس الدین محمد کرت واعتذار او از # ~~حکومت هرات. # وفات دکنه تتاول دراران در سیم جمادی الاولی . # قتل قتلقبوقا پسر صادون گرجی. # وقات کرای پسر منکو تیمور در سابع رجب. # وفات مولاء اعظم عزالمله و الدین الکیشی الحکیم واوهر کرمان # ~~سا کن بود. # ~~عزیمت پادشاه خاتون بنت سلطان قطب الدین محمد ازاره و بحکومت کرمان # ~~و رسیدن شیر امون امیراردوی پادشاه خاتون پیشتر از رسیدن پادشاه خاتون ~~بکرمان. # ~~بیرون رفتن سلطان جلاالدین سیورغتمش از کرمان که نخواست که باپاهشاه # ~~خاتون ملاقات نماید و شیرامون گفت از راه شیر از نمی آیند او براه ~~شیراز روانه # ~~شد وشهزاده کره وجین با اوبود و پاهشاه خاتون از راه شیرازمی آمد در ~~راه ملاقات # ~~دست داه و سلطان جلال الدین انواع تضرع و ابتهال و شفاعت بتقدیم رسانید ~~وفایده PageV02P366 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0367.jpg) # ~~ندادو تمامی اموالی که باخود داشت قبض کردند و جلال الدین سیورغتمش ~~وشهزاده # ~~کرد و جین یک سواره شدند و چون بکرمان رسیدند جلال الدین سیورغتمش را # ~~بحبس فرستاه بقلعه شهر کرمان و حقوق برادر خواهری بر کنار نهاده انواع # ~~(1) جلافت وایذا با او بتقدیم رسانیده جلال الدین سیورفتمش ازقلعه ~~بگریخت وروانه # ~~اردوی کیخاتوخان شد و چون آنجا رسید پادشاه خاتون کسان فرستاد و مالهاء ~~کرمان # ~~بذل کردو اورا باز پیش او فرستادند و باز اورا حبس فرمود وهم در نزه یک ~~حقوق برادر # ~~خواهری اورابران داشت که برادر را اطلاق کرد و شهزاده کرد و نجین و ~~سلطان جلال # ~~الدین سیورغتمش صفوة الدنیا والدین پادشاه خاتون راطویها کردند و ~~پیشکشها کشیدند # ~~ووفاق تمام میان ایشان پیداشد وباز جمعی بانگیز و افساده شغول گشتند و ~~نمودند که # ~~سلطان جلال الدین جمعی را برخود راست کرده و سر خروج دارد هر کس که از # ~~ایشان خوفی داشت بتمام بافساه مشفول گشتند و انواع انگیزها کرهند و ~~هیان # ~~ایشان کدورت ظاهر شد. # سنه ثلث وتسعین وستمائه ms621 # حبس فرمودن پادشاه خاتون بارسیوم جلال الدین سیور غتمش را بعد از # ~~آن که میان ایشان کدورت واقع شده بوه # قتل سلطان جلال الدین سیور غتمش بن سلطان قطب الدین محمد قراخطاء # ~~بر دست خواهر خوه پادشاه خاتون بحکم گیخاتوخان در شب بیست و هفتم رمضان # وزیر او خواجه فخر الملک نظام الدین محمود بود مشرف خواجه یمین # ~~الملک قوام الدین مسعود بن ضیاء الدین ناظر خواجه شهاب الدین بن خواجه ~~فغر الدین # ~~یحیی وزیر منشی شرف الملک تاج الدینالمنشی الکرمانی # 1- در اصل خلاقت و جلافت بمعنی بی مغزی و سبکی کردن %~% فرهنگ نفیسی) ~~PageV02P367 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0368.jpg) # چاو بیرون آوردن در شهر تبزیز و خلق تحمل آن نکردند و استغاثه # ~~نمودند و باز باطل کردند # فرستادن پادشاه خاتون بنت سلطان قطبالدین محمد قراخطای مولاناء # ~~اعظام تاج الملة والدین الخوافی را باردوی کیخاتوخان و التماس کرهن ~~حکومت یزد # ~~و شبانکاره و بموجب التماس او یرلیغ بنفاذ پیوست # مقرر کرهن پاهشاه خاتون شیرامون که امیر اردوی او بوه و معزالدین # ~~علی ملک و نصیرالدین را بحکومت نبانکاره و فرستاهن بدانجا # مقرر فرمودن پادشاه خاتون نصرت ملک را بایالت یزد. # فرستاهن پادشاه خاتون از کرمان ایلچیان بهر موز و جرون که ملک # ~~مسعود بن ملک رکن الدین قلاتویی را از حکومت جزایر اخراج کرده پیش او ~~آورهند # ~~و علک عاهل نیکوکار عاقل بهاء الدین ایازرا ایالت جزایر داد. # طلب داشتن امیر نوروزبن امیر ارغون از ملک شمس الدین محمد کرت پسر # ~~او ملک فخرالدین را که چون خود اختیار حکومت هرات نکرد اورا بفرستد و # ~~ملک فخرالدین را دران وقت گرفته بود و در قلعه خیسار در بند داشت و او # ~~نگاهبانان خود را کشته بود . # و در قلعه بالاء خیسار با پدر خود یاغی بود ملک شمس الدین در جواب امیر # ~~نوروز فرستاد که او شخصی بدست ومن برو اعتماد ندارم بدان و اسطه اورا ~~محبوس # ~~داشتهام اگر البته اورا طلب میفرمایند مرا ms622 از دست خط امیر کتابتی باشد ~~که هر # ~~گناه که ازو صادر شود من بدان مخاطب نباشم راه او بازدادهاید که ~~بملازمت # ~~پیونده امیر نوروز برین جمله خط نوشته اورا طلب فرمود بالتماس امیر ~~نوروز او # ~~را راه باز دادند که از قلعه بالابزیر آمد و هرچند التماس نمودند پدر ~~با او ملاقات # ~~نکرد و او بهرات آمد و امیرنوروز ملک فصرالدین محمدهن ملک شمس الدین ~~PageV02P368 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0369.jpg) # ~~محمدبن ملک شمس الدین محمدبن ملک رکن الدین ابی بکر کرت را بملکی # ~~هرات تعیبن کرد # بعد از آنکه خواجه قطبالدین چشتی و خواجه شهابالدین چاچی او ر # ~~عهد و سو گند داده بودند که باامیر نوروز متفق شده و با او غدر نیندیشد ~~. # وفات شهزاده انبارجی بن منکو تیموربن هلا کوخان بن تولی خان بن چنگیز # ~~خان در حدود نخجوان در روز آدینه دوم ذوالقعده. # وفات قبلای قا آنین تولی خان بن چنگیزخان مدت قاآنی او سی و پنج # ~~سال بود و عمر او هشتاد وسه سال و او بنزهیک شهرخان بالیغ شهری بنانهاد # ~~نام آن داید و دور آن هفده فرسنگ. # وفات مولی العلامه الزاهد العابد قدوة الحاج حانظ المله والدین البخاری ~~محمد # ~~ابن محمد بن نصر البخاری توفی ظهیرة(11 یوم الاربعا الثامن عشر من ~~شعبان ببخار # سنه اربع وقسعین وستمائه # قعل کیخاتوخان بن ابقاخان من هلا کوخان بن تولی خان بن چنگیزخان روز # ~~پنجشنبه ششم جمادی الاولی مدت پادشاهی او سه سال و نه ماه و دوازده روز ~~بوه و # ~~او بحکم بایدوخان بقتل آمد . # جلوس بایدوخان بن طرقای خان ین ملا کوخان بن تولی خان بن جنگیزحان # عرب غازانین ارغون خان با بایدوخان و چون حرب خواست شد صلح در # ~~میان آورهند و در میان هردولشکر غازان خان و بایدوخان بایکدیگر ملاقات # ~~کردند و صلح کرده از یکدیگر جدا شدند و غازان خان مراجعت نموده در سیاه # ~~کوه باوروغ خود پیوست و امیر نوروز و تغتمور پسر توقای ms623 یرغوچی را ~~بگذاشت # ~~تایرلیغ فارس و عراق که بران صلح کرده بودند. # 1- ظهیرة کرمگاه ونیمروز کرما «فرهنک نفیسی» PageV02P369 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0370(1).jpg) # ~~بستانند واردوهای خواتین عم و پدر و سپاه خاصه ارغون خان و پدر او ~~ابقاخان را # ~~کوچ کنند و براحوال ایشان وقوف یافته مراجعت نمایند و در عقب غازان ~~بروند # ~~با یدوخان فرمود که نوروز و توقتمور را گرفتند و بیک هفته در عقوبت و ~~تو کیل # ~~کشیدند و معذب داشتند و بآخر بایدوخان نوروز را حاضر کرد و بخلوت گفت # ~~اکر خلاص میخواهی عهد کن که غازانرا بمن سپاری نوروز و تغتمور ~~بچهارشبانه # ~~روزاز حدود مراغه بفیروز کوه رفتند و در بیست و هفتم رجب بغازان خان ~~پیوستند # ~~و احوال باز نمودند و نوروز تصدیق سو گند خودرا غازانی مسین وابسته پیش # ~~بایدوخان فرستاه امرا ازین حر کت تغجب نمودند و نوروز و تغتمور خلاص ~~شدند # ~~و امرا باباید و گفتند . # هزبری که آورده بودی بدام %~% ابیت %~% رها کرهی ازهام و شد کار خام # قتل کردن پادشاه خاتون بحکم باید وخان بقصاص برادر او سیور غتمش سلطان # ~~که قتل کرده بود بسعی شاه عالم بنت سیورغتمش سلطان که قتل کرده بود از # ~~سلطان قطب الدین بقریه مشک از توابع قصر زرد که کارد اران پادشاه خاتون ~~امیر # ~~نصرة الدین یولکشاه خواهرزاده پادشاه خاتون وزیر الوزیربن الوزیر خواجه ~~فخر - # ~~الملک نظام الدین محمود مستوفی خواجه یمین ظهیر الدین وزیر مشرف خواجه # ~~ظهیر الملک فخرالدین خواجه ناظرضیاء الملک خواجه نصیر الدین یوسف بن ~~خواجه # ~~ظافرالدین وزیر کرمان منشی پسر عمدة الملک منتجبالدین وزیر صاحب تاریخ # ~~کرمان و مدفن او بقریه مشک در ظاهر قریه مذکور و چون سلطان محمد شاه # ~~حاکم کرمان شد فرمود که اورا نقل کرده در مدرسه ترکانی نزدیک مادرش ~~قتلغ # ~~ترکان دفن کردند و بعد اژ قتل یادشاه خاتون چند روزی اختیار فرمان پیش ~~شهزاده # ~~کرد و جین یود و چون او رفت نصزت ملک در کرمان ms624 حاکم نافذ امرو نهی شد # ~~باتفاق سراغای باورجی که از حکم یرلیخ بایک براء باسقاقی بکرمان آمده ~~بوه PageV02P001 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0370.jpg) # ~~بستانند واردوهای خواتین عم و پدر و سپاه خاصه ارغون خان و پدر او ~~ابقاخان را # ~~کوچ کنند و براحوال ایشان وقوف یافته مراجعت نمایند و در عقب غازان ~~بروند # ~~با یدوخان فرمود که نوروز و توقتمور را گرفتند و بیک هفته در عقوبت و ~~تو کیل # ~~کشیدند و معذب داشتند و بآخر بایدوخان نوروز را حاضر کرد و بخلوت گفت # ~~اکر خلاص میخواهی عهد کن که غازانرا بمن سپاری نوروز و تغتمور ~~بچهارشبانه # ~~روزاز حدود مراغه بفیروز کوه رفتند و در بیست و هفتم رجب بغازان خان ~~پیوستند # ~~و احوال باز نمودند و نوروز تصدیق سو گند خودرا غازانی مسین وابسته پیش # ~~بایدوخان فرستاه امرا ازین حر کت تغجب نمودند و نوروز و تغتمور خلاص ~~شدند # ~~و امرا باباید و گفتند . # هزبری که آورده بودی بدام %~% ابیت %~% رها کرهی ازهام و شد کار خام # قتل کردن پادشاه خاتون بحکم باید وخان بقصاص برادر او سیور غتمش سلطان # ~~که قتل کرده بود بسعی شاه عالم بنت سیورغتمش سلطان که قتل کرده بود از # ~~سلطان قطب الدین بقریه مشک از توابع قصر زرد که کارد اران پادشاه خاتون ~~امیر # ~~نصرة الدین یولکشاه خواهرزاده پادشاه خاتون وزیر الوزیربن الوزیر خواجه ~~فخر - # ~~الملک نظام الدین محمود مستوفی خواجه یمین ظهیر الدین وزیر مشرف خواجه # ~~ظهیر الملک فخرالدین خواجه ناظرضیاء الملک خواجه نصیر الدین یوسف بن ~~خواجه # ~~ظافرالدین وزیر کرمان منشی پسر عمدة الملک منتجبالدین وزیر صاحب تاریخ # ~~کرمان و مدفن او بقریه مشک در ظاهر قریه مذکور و چون سلطان محمد شاه # ~~حاکم کرمان شد فرمود که اورا نقل کرده در مدرسه ترکانی نزدیک مادرش ~~قتلغ # ~~ترکان دفن کردند و بعد اژ قتل یادشاه خاتون چند روزی اختیار فرمان پیش ~~شهزاده # ~~کرد و جین یود و چون او رفت نصزت ملک در کرمان ms625 حاکم نافذ امرو نهی شد # ~~باتفاق سراغای باورجی که از حکم یرلیخ بایک براء باسقاقی بکرمان آمده ~~بوه PageV02P370 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0371.jpg) # ~~و خواجه یمین الملک قوام الدین وزیر شد واینها از قبل بایدوخان در ~~کرمان # ~~حاکم بودند. # آمدن ابراهیم شکورجی و یوسف بوکا و آینه غازی بتحصیل مال چریک # ~~خراسان از قبل غازانخان. # آمدن سلطان قطب الدین شاء جهان بموجب یرلیغ بایدوخان بعزم سلطنت # ~~کرمان و چون بهمدان رسید غلامان سلطان برعزیمت حرب بایدوخان بدانجا # ~~رسید وقطب الدین شاه جهان بااو ملحق شد . # آمدن شیرامون از امرای پادشاه خاتون و کجوک شکورچی بضبط کرمان # ~~وقید باید و بیان بموجب یرلیغ غازانخان . # جلوس تیمور قاآن بن جیمکیم کو کجین خاتون بود و تازمان قورولتای # ~~بزرگ بعدت یکسال که تخت خانی خالی بوه کو کجین خاتون بزرگ جیمکیم # ~~کار ملک میساخت . # اسلام پاهشاه فازان سلطان من ارغون خان بن ابقا خان بن هلا کو خان # ~~بن تولی خان بن چنگیز خان بر دست شیخ الاسلام الا عظم مرشد طوایف الامم # ~~شیخ ابراهیم الجوینی بنصیحت و تدیر و صوابدید امیر نوروز و تمامی لشکر ~~او # ~~مسلمان شدند وهر کس درین امر تهنیتها گفتند از جمله بزرگی از مسلمانان ~~گفته ### | یت # ~~مال وحال وسال وقال واصل ونسل وتحت وبخت ### | برمرادت باد هر هشت ای خدیو کامکار # ~~مال و افر حال نیکو سال فرخ فال سعد ### | اصل راضی نسل باقی تخت عالی بغت یار (1) # 1_ دو بیت از یک قصیده معزی است که درحدود صد و بنجاه سال پیش ~~PageV02P371 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0372.jpg) # # حرب غازان خان با باید و خان و قتل بایدو خان بر دست لشکر غازان # ~~خان در روز چهار شنبه سیم ذی حجه. # قتل قبچاق اغول پسر بایدو در نیمه ذوالحجه # حرکت فرمودن غازان خان در منتصف شوال بجانب ری و آمدن امرای # ~~بایدو خان چوپان و قرومیشی و بغازان خان پیوستند. # آمدن طناجار باساروان پسرسونجاق و توغدای اختاچی و بامیر نوروز که # ~~منقلاء لشکر ms626 غازان خان بود ملحق شدند در دهم ذی قعده و هزیمة بایدو خان ~~و # ~~رفتن بجانب باغچه بیکش (1) # رسیدن امیر نوروز در غره ذی حجه بدار الملک تبریز و به تخریب بتخانها # ~~و کلیساها که در تبریز بود مشغول شد. # فرستادن امیر نوروز قرومیشی و شادی بن طوغورا بر عقب بایدو خان و # ~~بحکم حدیث نبوی علیه السلام که فرمود خیرالاصحاب اربعة وخیر السرایا ~~اربعمائه # ~~و خیر الجیوش اربع آلاف چهار هزار سوار با ایشان داهوایشان اورا ~~گرفتندوه رسیم # ~~ذی حجه بر دست سوتای اختاچی در باغچه بیکش بقتل آمد. # جلوس غازان خان محمود بن ارغون خان بن ابقاخان بن هلاکو خان بن # ~~تولی خان بن چنگیز خان. # رسیدن خبر جلوس غازان خان بکرمان و نصرت ملک سراغای ونواب بایدو # ~~و ابراهیم و یوسف بکاو آیینهغاری را گرفته مقید کرد و اموال و خزاین و ~~علایق # ~~ونفایس سلاطین را گرفته متوجه سیستان شد و مولاناء اعظم تاج الملة ~~والدین # ~~الخوافی وپسر او مولانا صدرالملة و الدین بدر گاه یادشاه خاتون آمدند و ~~شعار # ~~فازان سلطانی ظاهر کرهندو غریو طبل و طنطنه کوس بعیوق رسانیدند ~~وایشانرا PageV02P372 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0373.jpg) # ~~با غازان سلطان حقوق خدمت قدیمی بود. # کرفتن نصرت ملک قلعه بم را و آنجا رایت خلاف برافراشت و بدان قلعه # ~~متحصن شد # رفتن سلطان محمد شاه بحرب نصرت ملک بیم و قریب «و ماهلشکر کرمان و # ~~کبچ و مکران جمع شده حرب کرهند و بآخر نصرت ملک مذکور بصلح بیرون آمد. # رفتن ملک فخرالدین محمد کرت بخواف و چهارماه حصارجیزد رامحاصره # ~~کرد و محمد محموه جیزهی را که خلاف کرده بود و بدان قلعه متحصن شده # ~~بدست آوردند. # دادن امیر نوروز برادر زاده خود دختر امیر حاجی را بملک فخرالدین # ~~محمد کرت # رفتن ملک فخر الدین محمد کرت بفراه وبیرون آمدن ملک ینالتکین # ~~بزرگ پیش او. # وفات مولانا اعظم صدرالدین محمد بن مولانا رکن الدین ابی سعید بن # ~~مولانا او حدالدین ابی ms627 بکر بن محمد بن حسین الصوفی الا بیورهی بابیوره. # سنه خمس وتسعینو ستمائه # جلوس سلطان مظفر الدین محمد شاء بن سلطان حجاج بن سلطان قطب # ~~لدین محمد قراخطای بکرمان بایالت بحکم غازان خان. # فرستادن سوکای بن یشموت بحکم غازان خان بخراسان و آغاز عصیان # ~~سوکای مذکور. # قتل شهزاده ارسلان بر دست امیر چویان در بیلغان بحکم غازان خان. # ~~رفتن امیر نوروز بحکم غازان خان بحرب شهزاده سوکای پسر یوشموت در ری و # ~~گریختن شهزاده مذکور از امیر نوروز بن امیر ارغون. # فرستاهن غازان خان هورقداق را بالشکری گران براثر امیر نوروزبرسم مده ~~PageV02P373 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0374.jpg) # ~~{اام 9ل # ~~فتل سلطان جلال الدین خلجی بدهلی # ~~جلوس سلطان علاء الدین بدهلی . # ~~وقات شیخ عثمان الساوجی خلیفه شیخ الاسلام خواجه یحیی ابدال بساوه # ~~در سادس عشر رجب الاصم المعروف بقطب عراق # ~~در آمدن شهزاده دواء بن براق ها صد هزار مرد پخراسان و هشت ماه در ~~مازندران # ~~مقام ساختن و نهب و تاراج مازندران. # ~~فرستادن شهزاده دواایاچی جوکت نام بهرات و گرفتن ملک فغرالدین # ~~کرت ایلچی مذکور را و پیش غازان خان بردن و تربیت تمام یافته امثله ~~واحکام # ~~در باره او مبنی بر عنایت و سیور غامیشی و حکومت هرات و ولایات سمت # ~~ظهوریافت. # گرفتن امیر سوتای ملک فخر الدین را و فرار نمومن ملک مذکور ازو و # ~~رفتن پیش امیر نوروزبن امیر ارغون # ~~قتل امیر صدر الدین احمد الخالدی الزنجانی الوزیر بحکم غازان خان. # ~~داهن وزارت بخواجه جمال الدین دستجردانی. # ~~گرفتن امیر نوروز و هرقداق شهزاده سوکای را در حدود خرقان وقتل او . # ~~قتل خواجه شرف الدین سمنانی وزیر. # ~~قتل ایسنتمور وچریک پسران قنقراتای و قتل قرومیشی بحکم غازان خان. # ~~گرفتار شدن ارسلان گون و در پنجشنبه بیست و سیم جمادی الاولی او # ~~وا بانو کران بیاسا رسانیدند. # ~~گرفتن توکال در گرجستان و باغازان پسر تایجو بقتل رسانیدند. # ~~بیاسارسانیدن آییته بیک در میدان تبریز # ~~فرستادن امیر طغاجار بحکم غازان خان بروم در پقجشنبه ms628 غره محرم. # ~~فرستادن امیر مولای بدیار بکر بحکم غازان خان : PageV02P374 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0375.jpg) # ~~الا فصر ی # ~~وفات اروک خاتون در پنجشنبه سیزدهم صفر در قراباع ارآن. # ~~قتل ایلد اربعد از مصاف در حدود ارزن الروم در آخر ربیع الثانی # ~~قتل بورالغی قیاتی سکرجی پسر مبارکشاه در ششم ربیع الاخر . # ~~وفات فخر الدین ایداجی در آخر روز چهارشنبه بیست وسیم ربیع الاخر # ~~فرستاهن خرمئچی را بروم تاطغاجاررا بقتل آوره در جمادی الاخره . # ~~قتل حسام الدین لر کوچک به یوزآ غاج # ~~در مدت یکماه پنج پادشاه زاهه و سی و هشت امیر بیاسا رسیدند فرستاهن # ~~غازان خان قاضی فخر الدین هرات را بوزارت کرمان . # ~~دادن حکومت سیرجان بموجب برلیغ غازان خان بمولانا تاج الدین الزوزنی # ~~الخوافی ومولاصدرالدین در سیر جان قایم مقام پدر شد و هم درین سال ~~وزارت # ~~کرمان برایشان مقرر شد و باخربحکومت کرمان منجر گشت. # قتل نصرت ملک و برادر او محموه و اتباع ایشان که محمد شاه سلطان # ~~والی کرمان ایشانرا بصلح از بم و قلعه آن بیرون آورده بود هم بر دست ~~محمد # ~~شاه مذ کور. # ~~حبس فرموهن محمد شاه سلطان نصرت الدین یولکشاه را در قلعه سیرجان # سنه ست و تسعین و سثمائه # ~~وفات شیخ المشایخ زین الدین الکامویی در نطغز (1) # ~~حرب پادشاه زاده دواخان با مردم کوسویه و نا گرفته بفوشنج رفت و بعداز # ~~ده روز که حرب کردند فوشنج را بگرفت و قتل و اسرونهب و غارت کرد # ~~فرستادن دواخان ایلچی از قوشنج پیش ملک فخر الدین کرت و او را بایلی # ~~خواندن و او جوابهاء موحش پیش دواخان فرستاه و دواخان بن براق نومید ~~شده # ~~بمحاصره هرات قیام ننمود و مراجعت کرد . # ~~1- کامو یکی از روستاهای کاشان است PageV02P375 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0376.jpg) # قتل امیر نوروز بن امیر ارغون وآنچنان ود که صدر جهان وزیر از و # ~~خایف بود خطی مزور فرمود که نوشتند و در کیسه قبای برادر او حاجی ~~نهادند # ~~و غازان خان را از ms629 آنک امیر نوروز یاغی میشود خبر کرد و چون ایشانرا ~~بیارغو # ~~در آوردند خط مزوراز قبترغاء (کذا) قبای برادرنوروز حاجی نام بیرون ~~آوردند # قتل اردو بغا پسر امیر نوروز و نایب او ستلمش و پسرش قتلقتمور و # ~~متعلقان و باز بستکان و نزدیکان ایشان در غره جمادی الاخره و کمال کوچک ~~را # ~~از بغداه گرفته آوردند و علی ساکن را در بغداه بکشتند و پنجشنبه پنجم ~~جمادی # ~~الاخره حاجی یرغوچی برادر امیر نوروز و کمال کوچک را بیارغودر آوردند ~~بغیر # ~~خط مزور د. وغ که از کیسهقبای او بیرون آورد5 بودند هیچ کناء برو ثابت ~~نشدهم # ~~بدان کاغذ هردو را بقتل آوردند ودر هفتم جمادی الاخره برادر نوروز و ~~حاجی # ~~لکزی کرکازرادر میدان تبریز بباسا رسانیدند و بالتو و پسرش راهم در ~~میدان تبریز # ~~بیاسا رسانیدند در روز شنبه بیست و پنجم ذی قعده # فرستاهن فولاد قیا وجماعتی از لشکریان با امیر قتلقشاه نویان بگرفتن # ~~امیر نوروز بن امیرارغون و او متوهم شده بقلعه هرات در آمد چون امیر ~~قتلقشاه # ~~نویان قلعه هرات را محاصره کره مردم ونواب نوروز گفتند که ملک فغرالدین ~~کرت را # ~~می باید گرفت نوروز برین معنی رضا نداد ملک فخر االدین این صورت معلوم ~~کرد # ~~و نا امید شده مدد لشکر غازان خان شد و امیر نوروز بن امیر ارغون را ~~گرفتهدر # ~~حادی عشرین شوال در هرات بقتل آوردندو سر او رابدست فولاد قیا پیش ~~غازان # ~~خان فرستادند واز آنجا ببغداد بردند و بیاویختند. # قتل امراء امیر نوروز - توکال فرا - بوراجار - قراوسون - النجاق را در # ~~مرغزار بشوران. # مراجعت امیر قتلة شاء نویان هر مژدهم فیحجه و رفتن پیش غازان مان # ~~و تربیت و سیور غامیشی یافتن PageV02P376 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0377.jpg) # ~~بنیاه عمارت قبه عاه لیه که در باغ عادلیه غازان خان بنیاه نهاد و ~~بشنب- # ~~فازان موسوم است وحالا بدین نام میخوانند. # ~~قتل پسران منکوتیمور و پادشاهزاه کان که پیشتر تو دامنکور اعزل # ~~کرده باتفاق پادشاهی میکردند درالوس ms630 جوجی خان بن چنگیرخان. # ~~جلوس توقتای بن منکوتیمور بن توقای بن با توخان بن جوجی خان بن # ~~چنگیزخان در الوس و معلکت جوجی خان. # ~~وفات شیخ برهان المله والدین احمد بن الشیخ العالم سیف المله والدین # ~~الباخرزی. # سنه سبخ وتسعین وستمایه # ~~غمز کردن مولانا فخر الدین قاضی هرات محمد شاه سلطن والی کرمان # ~~را درار دوی غازان خان و یرلیغ بنفاذ پیوست که استخراج محمد شاه مذ کور ~~نمایند # ~~تربیت فرمودن غازان خان ملک فخر الدین محمد کرت را که در گرفتن # ~~امیر نوروز امداه نموده و سیور غامیشی وآل تمقا وپایزه وحکم ملکی جهت # ~~او آوردن. # ~~وفات غیاث الدین مسعود بن کیکاوس سلجوقی در روم. # ~~جلوس کیقباه بن فرامرزبن کیکاووس بروم. # قتل خواجه جمالالدین دستجردانی وزیر بحکم غازان خان و در تاریخ # ~~وفات او گفتهاند. ### | یت # ~~وزیر عالم عادل جمال دستجردانی که در بخشش چوحاتم بودودر کوشش ~~چوزالزر # ~~بسال ذال بی جیم وبروزنه زعاشور چشید او شربت قهرغزان خان فریدون فر # ~~دادن وزارت بخواجه صدر الدین احمد خالدی . # ~~قتل طانجو اغل و چهارنو کراو بکنار جوی از هالان ناوور در سه شنبه دوم ~~رجب PageV02P377 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0378.jpg) # ~~قتل صدر جهان وزیرروز یکشنبه بیست ویکم رجب الاصم در جوی جاندار # ~~که دستهاء او لعیر سوتای گرفت و پایهاء اوپهلوان ملک غوری وامیر ~~فتلقشاه نویان # ~~میان او بدو نیم زه وقتل قطب جهان برادرصدر جهان. # ~~وقوام الملک عمزاده ایشان برد روازه تبریز در دو شنبه بیست و یکم شعبان # ~~وفات ساربان پسر سونجاق در تبریز در دو شنبه نهم ذی قعده # ~~وفات برلتای اغول ازاروق جوجی فسار در بیست وپنجم ذی قعده # ~~وفاتقاضی محیی الدین قاضی تبریز در چهارشنبه دوم ذی حجة الحرام # ~~قتل امراء روم کرزه وچر کس که باسویلا مش بودهاند در چهار شنبه # ~~بیست و چهارم رمغان . # ~~قتل سویلا مش پسر تا یجونویان که از روم کرفته آوردند وهر میدان تبریز # ~~بصورتی شنیع کشتند وجثه او را بآتش بسوختند ms631 و بر باد دادند در بیست و ~~هشتم # ~~اذی حجه # ~~وفات جمال الدین یاقوت بن عبداله الخطاط المستعصمی فی ربیع الاول # ~~ببغداد. # ~~وفات شهز اده خطای اغول بدالان ناوو رهر نهم ربیع الاول # ~~وفات دوندی خاتون بارانیه در یکشنبه بیست و پنجم ربیع الثانی و دفن # ~~بتبریز بسرخاب. # سنه ثمان و قسعین وستماقآه18 # ~~وزارت خواجه رشید طبیب و خواجه سعد الدین ساوجی بحکم غازان # ~~خان و اتفاق ایشان وقیل سنه سبع و تسعین وستمائه . # ~~آمدن الجایتو سلطان محمدخدابنده بخراسان و رسیدن بهرات و گریختن # ~~ملک فخر الدین کرت ورفتن بقلعه سکلجه ومحاصره فرموهن الجایتو سلطان ~~PageV02P378 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0379.jpg) # ~~بمحاصره هرات رفت شیخ الاسلام شهاب الدین الجامی التماس نمود بموجب ~~التماس # ~~شیخ مذکور ترک محاصره کرده مراجعت نمود ملک فخر الدین باز بهرات آمد # خروج دواحان بن براق برتیمور قاآن و قصد پادشاه زاه گان و امرایی که # ~~در آن سرحد بودند کردند و با کور کوز داداء بن تیمورقا آن مصاف داده او ~~را # ~~گرفت و بقتل رسانید بعد از تیمورقا آن خیشتک قا آن شد پسر ترمه بلا ~~برادر # ~~تیمور قا آن و بعد از وبرادر او قاجوبرمه قا آن شد و تاریخ آن یافت نشد ~~اینجا # ~~ثبت افتاد. # وفات مولی العلامهفخر الدین الاسفندری الخوارزمی صاحب کتاب المقتبس # ~~فی یوم الاربعا تا سع عشر رجب بکات . # اتفاق کرهن تیمور بوقا که یکی از امراء کرمان بود با مولانا فخر الدین # ~~قاضی هرات برانک استخراج سلطان محمد شاه کنند بکرمان و بدین مهم تیمور # ~~بوقا متوجه اردوی غازان خان شد و یرلیغ بنفاذ پیوست که ایشان هر دو ~~محاسبهآ # ~~سلطان محمد شاه کنند و حکم امارت لشکر تیمور بوقا بنام خود گرفته بود ~~پس # ~~سلطان محمد شاه در سابع عشرین رمضان متوجه اردو شد برراه ابرقوه ~~واصفهان # ~~وبراهر خود علاء الدین حسن شاء را بکرمان بگذاشت و قاضی هرات بااو رفت ~~و # ~~بهشتروه تبربز بغازان خان رسیدند وقاضی انواع تقریرات و ms632 تعریفات بنسبت ~~سلطان # ~~محمد شاه گفت ووزارت کرمان بر قاضی مقرر داشتند وقطب الدین شاه جهان را ~~با # ~~او بفرستادند # وفات الامام خاتمة المجتهدین سیف الحق والدین الخوارزمی المعروف # ~~بالعصبه واسمه محمد بن محمدبن شیخ الاسحاقی وهو الذی قبره ملاصق ~~قبرجارالله # ~~العلامه صاحب الکشاف بجرجانیه خوارزم فی السابع والعشرین من ربیع ~~الاول. # رفتن شیخ المشایخ حسن البلغاری از کرمان بتبریز در جمادی الاولی و # ~~گفت بلایی عظیم متوجه کرمانست PageV02P379 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0380.jpg) # ~~289)..صال 2 # ودر این اثنا که اواز کرمان بیرون رفت جمعی از او باش ورنود در کرمان # ~~هجوم کردند ودر شب بخانه پسر التا جو نویان که براه باسقاقی در کرمان # ~~بود و مولانا فخر الدین قاضی هرات که بوزارت آمده بود خانه او را نیز # ~~فرو گرفتند و اورا و پسران او را مقید کردند و خانهاء اورا غارت کردند ~~وادوات # ~~قلغه داری ساخته کردند وهر شهر کرمان وقلاع در بستند و قاضی هرات و ~~اتباع # ~~او را بقتل آوردند. # وفات شیخ المشایخ صلاح الملة والدین حسن البلغاری هم درین سال بتبریز # ~~و او را در سرخاب دفن کردند و گویند در نخجوان و او نخجوانی الاصل است ~~و # ~~باسیری ببلغار انتاد وسی سال در بلغاربود واز آنجا گریخته ببخارا آمد ~~واز آنجا # ~~بتبریز رفت وخرقه از دست شیخ الکامل المکمل الواصل شیخ شمس الدین ~~التبریزی # ~~که بخوی مدفونست و مولاناء روم تخلص اشعار خود بنام او کرده پوشید. # سنه تسع وتسعین وستمائه99 # وقف کردن پادشاه اسلام غازان خان بن ارغون خان بن ابقاخان بن هلا کوخان # ~~بن تولی خان بن چنگیزخان فرهاد جرد وفرهادان و مخالف سرای را بر روضه # ~~منور ومرقد معطر اهام علی بن موسی الرضا . # عمارت برج وباروی هرات بردست ملک فعر الدین محمد بن محمدبن محمد # ~~بن ابی بکر کرت. # ساختن ملک فر الدین کرت مذ کور مسجد تره فروش را در بیرون درب # ~~ملک بهرات. # توجه سلطان غازان خان بدیار شام روز ms633 آدینه غره محرم الحرام از تبریز # ~~عزم سفر شام کره و در پانزدهم صفر از آب زاب کذشته مقابل قلعه کشاف ~~نزول PageV02P380 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0381.jpg) # ~~فرموده و بیست و پنجم صفر بحدوه نمیبین رسیده و سه شنبه دوازد هم ربیع ~~الاول از آب # ~~فرات بگذشت و یکشنبه هفدهم ربیع الاول بشهر حلب رسید و بیست و پنجم ~~ربیع الاول # ~~از شهر حماة بکذشت و آنجا یزک یاغی ظاهر شه و چهار شنبه بیست و هفتم بر ~~سه # ~~فرمنگی حمص بکنار آب باریک رسید و آنجابا مصریان حرب شد و هصریان شکسته # ~~شدند وغازان خان بر عقب رفته بر بالای حمص نزول فرمود واهل شهر و ~~قلعهایل # ~~شدند و یکشنبه دوم ربیع الثانی خزانه پادشاه مصر که در حمص بود بسپردند ~~و # ~~پادشاه ازیشان سئوال کرد که من کیستم گفتند تو ### | بیت # # شاه غازان بن ارغون من ابقاخان بن %~% شه هلا کوخان بن تولوی بن ~~چنگیزخان # ~~فرمود که پدر قلاوون کیست کفتند الفی گفت پدر الفی کیست کفتند نمیدانیم ~~گفت # ~~چون باشد که ما را میگذارید واو را بپادشاهی قبول میکنید ونه ماه در ~~ربوة مشق # ~~بمرج راهط (1) نزول فرموده و براهالیه مشق ببخشوه وروزشنبه سیزدهم ~~جمادی الاولی # ~~ازه مشق مراجعت کرده و امیر چوپان و قتلقشاه نویان را بمحافظت آنجا ~~بگذاشت # ~~و چهار شنبه بیست و چهارم جمادی الاولی از فرات عبور فرموه و باغروق ~~پیوست # ~~و آدینه غره شعبان از دجله بغداه بگذشت و پانزدهم شعبان بمراغه رسید. # وفات شهزاده ایجواغول در سیم ذیحجه. # ~~وفات سید نظام الدین علی بنا کتی براه رصاحب تاریخ بنا کتی که ه رتا ~~ریخ براه ر خوه کفته ### | بیت # # کاماه رجب سال خصط در ثلث شب %~% رفت از دنیی بعةبی جان پاک آنولی # # مفخراهل بناکت قطب ابدال زمان %~% خسر وسلطان نشان سید نظام الدین علی # درین سال بموجبی که صلاح الدین حسن البلغاری گفته بو که فتنه واقع # 1- راهط بکسر ها وطاء مهمله موضع ms634 بغوطه دمشق PageV02P381 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0382.jpg) # ~~شوه واقع شد و یکسال محاصره کرمان شد ولشکریان در درون کرمان را # ~~قاعا صفصفا کرهند ودر بیرون خود خشتی بر خشتی نگذاشتند و از اشجار ~~ایشان # ~~نشان نماند رکن الدین محمد شاه که در درون قلعه کرمان بود معلوم کرد که # ~~غیاثالدین سیو کشاه میخواهد که با اتباع خود گریخته بجانب سیستان روه ~~او # ~~را مقید کرده از شهر بیرون فرستاد وامرا که در بیرون کرمانرا محاصره ~~داشتند # ~~صلاق و جرغود خرمنجی او را ببدرقه پیش پادشاه غازان فرستادند و آنجا او ~~را # ~~حکم بیاسا شد و در تبریز بقتل آمد و شاه علاء الدین حسن شاه که برادر ~~سلطان # ~~محمد شاه بود و اکابر کرمان گریخته در خفیه پیش امرا آمدند و شاه محمود # ~~نیز امان خواسته از شهر بیرون آمد و امیر صاداق و امرا درباره ایشان ~~عنایت کره # ~~کناه ایشان عفو کرهند و حکم شده بود که نظام الدین فخرالملک وزیر و # ~~نصیر الدین بهاء الملک وشرفمه از ملوک و تر کمانان را ییاسارساننه بغیر ~~خواجه # ~~نظام الدین فخر الملک وزیر هیچکس را تعرض نرسانیدند و نصیر الدین بها ~~الملک # ~~برجای او وزیر شد. # سنه سبع مائه # قتل خواجه رکن الدین صاین قاضی بحکم غازان خان # قتل کیقباد بن فرامرز بن کیکاووس در روم وانتهاه دولت طبقه سوم سلاجقه # ~~در روم و مدت ملک ایشان در روم دویست وبیست سال بود. # وفات امیرزاهه ستلمش بن یورالغی خویش التایجونویان هر سلخ ربیع الاخر # ~~بحدود کشاف. # قتل سید قطب الدین بموضع دول دربیست ودوم ذی حجه بوقت قتل رکن ألدین ~~PageV02P382 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0383.jpg) # ~~صاین قاضی # عزیمت غازان خان در محرم بار دیگر برصوب شام ورفتن امیر قتلقشاه # ~~نویان در مقدمه و در راه بارند گی عظیم شد و سرماءی سخت و بعضی از ~~لشکریان # ~~هلاک شدند غازان خان مرأجعت نموه « رجمادی الاولی روان شد و در بیست و ~~جهارم # ~~رمضان باوجان نزول فرمود. # تعیین کردن ms635 ملک فخرالدین کرت شمس الدین قادسی (1) را باحتساب # ~~اهرات # برانداختن بیت اللطف بالتماس شمس الدین قادهسی محتسب بحکم ملک # ~~فخرالدین کرت بهرات . # وفاتشیخ العارف تقی الدین داداء یزدی فی شوال. # وفات مولی العلامه الامام حافظ الملمه والدین النسفی وهو عبد الله بن ~~احمد # ~~بن محمود النسفی صاجب الکافی فی فقه امام الاعظم ابوحنفیه نعمان بن ~~الثابت # ~~الکوفی. # وفات شیخ المشایخ الصوفیه شیخ نوز الملة و الدین فبدالرحمن الاسفراینی # ~~وهوابی محمد عبد الرحمن بن محمد بز محمدالکسرقی الاسفر اینی لیلة الاحد ~~رابع عشرین # ~~جمادی الاولی . # ولادت امیر مبارز الدین محمد بن مظفر بن امیر منصورین حاجی الخوافی # ~~در اواسط جمادی الاخره در مدینه میبد قبة الاسلام یزد . # طویی بزرگ که دراوجان سلطان محمود غازان خان کرده و در آنجا # ~~خرگاهی زرین و بارگاهی زرده وززهند در آخر ذی قعده و اموال بی حدوقیاس # ~~تصدق فرمود. # االن قریة من قری مرو (مراصد) PageV02P383 # ![image filename](./0845FasihKhwafi.MujmalFasihi_V02_0384.jpg) # ~~(384) # ولادت مولانا اعظم وحبر معظم علاءالدین محمد بن ظهیر الدین مسعود # ~~بن شهاب الدین مسعوه بن اوحد بن مسعود بن احمد القاری الابیورهی با ~~بیورد # ~~صاحب تاریخ مجمع الاسامی . # آمدن سلطان محمد شاه بار «وم بحکم غازان خان بحکومت کرمان برهن # ~~شاه محمود شاه که در کرمان محسور بود پیش غازان خان و در حوالی همدان # ~~عسمومشد. PageV02P384 ms636