مهدی مهدوی راد محسن محبادی صدابردار و روح الله محسنی در بخش همه هنگی پشت خدمت گذار شما عزیزان هستیم امیدوارم برنامه امروز مورد توجهتون قرار بگیره مبنا رو بشنویم یا من یعلم ما بی غمیریه یا مالک امری و مصیریه اگر خدا فعلش قایت نداشته باشه غرز نداشته باشه عبثه و عبثه روز نقاب بگیم افقال خوب و بد دارن عدل بگیم خدا هم کار بد دارن نامی و متظلمه یک طرف اشایره و عله حدیثیه تنبیر مبنا تبین قواعد بنیادین علم کلام ندعو که اذا ما دبرنا الهیمنا خیرت تدبیر فالامرو بیدیک و سبحانک و از اینجوری دفع زرار محتمل بحث کردیم از تاریخچه و جایگاه قاعده و مفاهم یعنی اون کلیدواجه ها حالا رسیدیم به دیدگاه ها در مورد قاعده خب اصل این قاعده قبلا گفتیم که مورد اتفاق هست کسی اصلش رو به طور کلی رد نکرده حتی اشاعری که استفاده رو قبول نداره منطقه در جزئیات قاعده اختلاف نظر هست و در واقع کلیات رو ما بحث کردیم تمام شد الان رسیدیم به همون جزئیاتی که به اصطلاح مورد بحث هست یکی از اون جزئیات خب مستند قاعده هست یعنی این که این قاعده رو ما به چه دلیل قبول میکنیم دیدگاه اول اینه که این مستند این قاعده نقلیه یعنی اونایی که حسن اخوه به عقلی قبول میکنیم که اونایی که اونایی که قبول ندارن مستند این قاعده رو نقلی میدونن خب فقر رازی که از اشاعر است این هم به همه اشاعر نسبت میده این نظریه رو لی میگه ما اشاعر هم این قاعده رو قبول داریم مثل مته‌زل‌ها امامیه منتها آنها میگن حسن اخوه مستند این قاعده هست عقل مستند این قاعده هست ما میگستجما اجما رو هم به این صورت میگه میگه اجماع انبیاء و رسول و اتفاق همه امتها و عدیان یعنی اجماعی که میگه هم اجماعیه که نقل توش هست یعنی انبیاء هم مردم هر دو این تعبیرشه قبلا فکر کنم اینو خوندیم انا نسب الامام قبلش جمعی داری کلمه همون رو نیاوردیم یتزمن و اندفاع و زرارن لا یندفع یعنی اندفاع الا به نسب این نسب امام متزمن از به این رفتن زراریه که دفع نمیشه اون زراره مگر با نسب امام بس تا مورد امامت که امامت واجب یا واجب نیست بعضی ها واجب نمیدونن مثل بعضی خوارج هم地方scene که واجب میدونن بعضی ها عقلی میدونن بعضی ها با اجماع میدونن بعضی ها بر مردم واجب میدونن و از اینها بر خدا واجب میده این اختلافات رو میگه و نظر خودشو میگه و دفع و زرر ان نفس واجبون دفع و زرر از نفس واجب هست به قدر علیم کنن به من اندازه که ممکن و هزا یخت از این انهو یجبو علل اغلا ان ینسبو اماما لانفوسه دفع و زرر حالا اینجا نمیگه دفع و زرر محتمل نمیده دفع و زرر واجب و بنابراین برای این زرری که ناشی از نبود امام در جامعه هست ما دوچار اون نشیم پس باید امام رو ما نسبش کنیم اغلا باید نسبش کنیم ان ینسبو انهو یجبو علل اغلا ان ینسبو اماما اغلا نسبو کنن اماما لانفوسه و اما ان ندفع از زرر ارن نفس واجبون به قدر الامکان فهازا متفقون علیه بین الاغلا اما اند من یه حولو بالحسن فهنهو یه حولو وجوب و حازا معلوم انفی به داحت الاغول و اما اند من یون که رزالک فهن یعنی ما یه شایره فهنهو یه حولو وجوب و حازا ثابتون به اجماع الانبیا و رسول این یه طرف و به اتفاق جمیع الامام و الادیان مثلا یه ادیان پتا غیره مثلا توهیدی الهی امم همه امت ها یعنی همه مردم یعنی همه پیانبران و همه مردم خب اشایری دیگه هم اینو گفتن ولی اجماعی رو توضیح ندادن فقط گفتن اجماع حالا این مقداری که ما دیدیم مثلا افرادی مثل مثلا غزالی نمیدونم دیگران مواقف مقاسد اینا عرض میخوای گفتن اجماع توضیح اما اینشون اجماع رو اینجوری میگه هر دوتا نمیدونه که که رو میاره خب اجماع میدونید که در میان اهل سنت به طور کلی جایگاه مهم میداره اصل اهمیت این بحث همینه که اصلا مشروعیت اهل سنت به این معنی در مقابل شیعه که یعنی خلافت ابو بک در مقابل خلافت امیر المومنین خب اجماعه اینا با این به صلاح میگن خلیفه از ابو بک اینو میخوان درستش کنن میگن اجماع اممه لذا شیخه که انساری تو رسائل میگو الامه الازین همه الاسلله و هوول و هوول اسلله امه کسانی هستن که اجماع اصل هست برای اونا یعنی اجماع اگه نبود اون امه اصلا شکل نمیگرفت اساسه یعنی اجماع رو ورداری امه به هم میخوره از اون برای امه و هوول اسلله و اجماع برای اونا خیلی مهمه چون اجماع پایه اوناست چون اجماع اونا رو درست کرده لذا تو همه جا هم باید اجماع رو یه جوری حفظش کنن و تهوریزش کنن و به امان یکی از منابع اربعه اون رو ذکر کنن حتی ما هم میگیم به طبع اونها اجماع رو منتها ما توضیح میدیم یکی منظور ما از اجماع اجماعی که کاشف از قول معصوم باشه مستقل نیست البته خود اهل سنت که خواستن اینو درست کنن اختلاف کردن اختلافشون هم به خاطر اون واقعیت هست به خاطر میدانه خیلی اهل سنت کلن ما تو کتاب فرق و مزارن کفتیم کفتیم همه این فرقای اهل سنت همشون انفعالی درست شدن نه ایمدن بشینن مثلا اولیه بحثی بکنن به یه نتیجه برسن همش انفعالی بوده اصل اهل سنت یه اتفاقی یه گروهی خواستن یکی خلیفه بکنن بعد نشستن برای مبناه تهوریت روز کردن که اجماع باشین اومدن با امیر المومنین جنگ کردن بعد اومدن اومدن بس ایمان رو مطرح کردن بعد مرجعه هم یه جوره دیگه عرض به خدمت شما معتزله در بس ایمان و کفر یه چیزی گفتن حالا خب اینو چجوری درستش کنیم مبناش چیه فلانه انفعالی و در مواجهه با یه مسئلهی که اتفاق افتاد خواستن اونو درستش کنن این همه فرقه درست شد بلا فرقه تشیع اونم شیعه اسنا عشقی که ما میگم آقا پیغمبر بعد از اون امیر المومنین دوازد تا امامه هیچ نه به خاطر یه مسئلهی بوده نه به خاطر یه واقعیتی بوده بله نه سه برادری بوده که باعث بشه عشقی درست بشن اصلا سه برادر بود که باعث شد عشقی ابو علی نتونست جواب بده این رفت اعلام استقلاقی نه پیغمبر جانشونشو مشخص کرد در اولین تبلیغ امومیر انزار بعدش فلانجا آخریش هم که مثلا قدیر بعدش هم آخر آخریش هم که میخواستن بنیستن که نزداشتن خب این اصل اسلام مسئله اتفاق نیفتاده اونو البته میخوام برای اینکه جبران بکنن اینا هم میخوام بدلشو بزنن میگن بله شیعه هم مثلا عبدالله بن سبای ندارست به خاطر این مسئله یه چیزهای بچگانی که عبدالله صاحب علامه اسکری میگذن وجود خارجی نداشت مثلا حالا یه ها نداشته هستن روی های وعد داشته هم بعد ها اومدن غالی بوده اصلا کسی بون توجه نداشته شیعه رو درست کن برحال اومدن اونا برای ما به مرمان بستن یه چیزهایی که اصلا واقعیت نداره ولی برحال لیسا اینا اومدن یه درست کنن خب گفتن یه دو گفتن اجماع امت بعد اومدن دیدن خب این که واقعیت اجماع امت نبود بعد گفتن یه دوشون گفتن اجماع احل حل و عقد خب حل و عقدی که امیران اومین توش نبود عرض عبوزر نبود سلمان نبود بازی ها گفتن نست صحابه پیانبر تا به این نه اونا که پیانبر درکه اینا اجماع بکنن باز اینم نبود صحابه پیانبرم اونجا نبود بازی ها گفتن اتفاق مشتهدان باز به همیشه بازی ها گفتن اتفاق احل کوفه یا بسره یا کوفه یا بسره مثل مالک مالک گفته اتفاق احل مدینه دیگه هرکی یه چیزی گفته اختلاف دارن خودشون در مورد همین اجماعی که بالاخره این اجماع چیه ما برمیگردیم به بحث خودمون که مستند قاعده یه وجوب دفع زرر محتمل اجماع اونم اجماعی که اجماع پیانبران و همه امت اجماع به ایمان که شامل در روز ایمان نقلم میشه نقلی اما نقل ها نقل اولی که ما به این مبنا داریم اینه که اگر واقعا یه همچی اجماعی وجود داشته باشه که همه پیانبران و همه مردم حتی کفار حتی دینهای غیر الهی اینو قبول داشته باشن خب پس این معلوم یه منشایی داره چرا اینجوریه چرا هم دینداران هم غیر دینداران هم عدیان الهی غیر عدیان الهی هم پیانبران هم مردم عادی همه اینو قبول داشتن باشن خب اون چیزی غیر از عقلیست اون چیزی که مشترک بین همه انسان هاست اون چیزی غیر از عقل و فطرت اون عقل هم باید بدیهی باشه مثلا همه انسان ها میگن دو دو تا چارت اما مثلا تو خیلی بحث های نظری اختلاف نظر هست عالم حادث یا قدیمه با اختلاف نظر هست بنابراین باید اینی که شما میگی اگه درست باشی اینی که شما میگی که ما فرض میکنیم درسته این حکایت میکنه هست این یه عمره عقلی فطری بدیهیه که همه و الا اگه نقلی بود چرا غیر مومنین غیر مسلمون ها کفار چرا قبول دارن اینو مستندش نقل نیست مستندش عقله این در واقع اشکال اول که شما اینو میگی اجماع پیانبران همه پیانبران و همه امتها و همه عدیان این این رو عقل اونم عقل بدیهی میگی چون تنها چیز مشترک بین اصلا نه اون عقل بدیهی نقل دوم اینه که خب اشایره چجوری میتونن تحقق این اجماع رو اثبات بکنن در اولی فرض میکنیم که همچنین اجماعیه میگیم خب این اجماع کاشفه از اینه که پس این یه مسئله عقل بدیهی عقلی و بدیهی در دوباره میگیم خب چجوری اینو شما خود اصولیون اینجا بحث دارن در دوتا بحث اینجا یکی این که اصلا اجماع امکان وقوعی داره یا نداره یکی همین که اگه امکان وقوعی هم داشته باشه تحصیلش ممکنه یا نه امکان وقوعی یعنی که از وقوعی محالیتی پیش نگه سه تا نظریه اینجا هست یه نظریه که نظریه مشهوره اینه که عرض به خدمت شما خب اجماع امکان وقوعی داره یعنی برحال همه اجماع به این منعه نه اجماع یه گروهی نه پنجش نفر نه اجماع همه اصلا اگه یه همچین اجماعی تحقق پیدا بکنه محالیتی پیش نمیده بعضی ها معتقدن که امکان وقوعی نداره و به اصطلاح ممکن نیست فکر کنم اگه اشتباه نکنم نظامه ممتازه داره امکان وقوعی نداره بعضی ها قایب تفصیل هست میگن در بعضی شرایط مشکل نداره ممکنه در بعضی شرایط نه ممکن نیست ما به نظرمون میرسه که امکان وقوعیش مشکلی نداره یعنی عقلا اگر بخواییم این فرقه مرزا بکنیم در یه مسئلهی همه اجماع داشته باشن این محالیت عقلی پیش نمیاد برخلاف قول نظام هیچ یعنی معنی عقلی نداره درست عادتا تحقق پیدا نمی کنه اما اگه تحقق پیدا بکنه عقلا محالیتی پیش نمیاد اگر که شرایطی درست بشه مثلا یه پوتون اینجوری بایست اونجوری بایست اینجوری بشه فلا بلاخره زنده بمونه عقلا محالیتی که اچه عادتا چنین چیزی ممکن نیست عقلا ممکنه یعنی محالیتی پیش نمیاد بنابراین این حرف نظام که میگه محالیتی درست نیست اون شرط هایی هم که بعضی هایی کردن بعضی ها اینجوری گفتن گفتن تفصیل بین جوغینی میگه در امور کلیه دینی ممکنون وقوعه اما در امور جزئیه مزنونه نه اجماع ممکن نیست خب همینش هم ممکنه ولی به طور عادتن خیلی از امکانه بود امکانه بود که محالیتی پیش بیاد نقیزه این و اجتماعی نقیزه این بشه بس ما در مسئله اول خیلی اشکال نمی کنیم بگیم بله ممکنه اما بحث دوم امکان تحصیل اینجا هم چند تا دیدگاه بین اصولی هست اون دیدگاه ها گفتم نظام نظام بعضی معتزره دیگه هم هستن ولی معروفترینشون نظام بله در مورد اینجا هم بعضی اصولی هم میگن که علم به اجماع ممکنه هم از آمنه هم از خانسه بعضی ها معتقدند که ممکن نیست بعضی ها میگن فقط اجماع صحابه ممکنه اما اجماع همه امت ممکن نیست خب به نظر میریسه که این بس اول راحته یعنی امکان وقوعی شروع میشه قبلی کرده اما علم به اجماع به صورت طبیعی به صورت عادتن علم به اجماع مهان نیست اما ببینید متوقف بر استقرار تامه و استقرار تام از طاقت بشر خارجه یعنی مثلا هشت ملیار اعلان باز ممکنه شاید بشه با این ارتباطات جمعی و اینا ولی شما مثلا در زمان چیز برید تمام انسانهای روی زمین رو پیدا بکنید و نظرشون رو ببینید محال عقلی نیست محال چنان که در بحث قبلی گفتیم امکانه و بوی داره تحصیلش به طور عادتن ممکن نیست چرا چون متوقف بر استقرار تامه و استقرار تام یا اصلا ممکن نیست اگه بگیم ما قدرت محدوده و اون استقرار البته اگه استقرار تام رو که تو علم مطرحه زمانی هم معنون بکنید که محال هست چون استقراری که تو علم مطرحه نسبت آینده و گذشته رو شامل میشه عرضی نیست فقط فقط اینیست که الان رو همه جارا ببینید نه اون بحث علمه مثلا این که آتش میسوسونه ممکنه فردا نسوسونه اونجا محاله اونجا اصلا استقرار تام چون اصلا نیمده آینده نیمده گذشته هم که ما اصلا خبر نداریم اونجا محاله ولی اجماع اگه به این صورت بگیم که در این زمان نه گذشته آینده رو کار نداریم در این زمان همه این عادتا یه عمره واقعا ممکن این نیست اما عقلا ممکنه اما برای شما الان اینو میگید اجماع خب اینو از کجا میگید اصفات کنید میبینیم جناب فخر راج شما رفتی استقرار تام کردی اصلا همه پرسیدی اصلا شما از 50 کلومتری اونوردن رفتی از 100 کلومتری اونوردن چقدر کدیدی چقدر اصلا شما از هند رفتی چین رفتی اصلا از کجا برگردیم چیه اونوردن رفتی اون نه رفتی بنابراین اجماع ها بله مگر اینکه برگردونیم به عقل بگیم بالا عقل 2-4 الان شما میگید 2-4 بله اجماع هست بلی اجماع به عقل برمیگردیم یعنی شما بدون اینکه استقرار بکنیم یه هرکه عقل داشته باشه چون یقینی به صورت یقینی دوتا تا چهارتاست هرکه این عقل را داشته باشه باید قبول هست اگه نداشته باشه عقلش مشکل داره اگه به حق برگرده میشه اینو کن اما اگه نه صرفا به اینکه استقرار بکنی عادتا ممکنه حتی دقیقا برای فخر رازی این اتفاق نیفتاده نقد دوم اما نقد سبون بحث سبون اصلا فرض که شما رفتی استقرار تامم کردی یه اجما را به دست آوردیم مطبع معصوم نگید داخلشی که اون بگیم نقله بعدست در اینجا اعتبار این اجما از کجاست بحث سبون اجما هم به دست آوردید و حالا فرضم بکنیم به عقل هم بره میگرده نگه اونو بردیم اتفاق دارن به اینکه اعتبار از کجاست بره اون که میگن اجما مستقل میگه میدونم به لحظه اون باید دلیل داشته باشه ما باید همون قرآن را هم اثبات بکنیم منابر را اصول اعتبارش را بست نمی کنیم حدیث را باید اثبات بکنیم دلالتش زنی باشه زهور غیر زهور خبر واحد اجما اجما را مستقل میگنه چرا اون که باید منبعش اعتبار پیدر کنیم اون که میگه مستقل میگه ما اشکال مبنیم اون دوتا اشکال اشکال رو بنهایی بود الان اشکال مبنهایی میکنیم فرض کنیم که پیدا کردن اجما راحته فرضم بکنیم که این بر نمیگرده به عقل اون دوتا اشکال را بذاریم کنیم اصلا این مستقل اجما چیه شما این را در نظر داشته باشید که اینا در موایس اعتقادی خیلی به اجما تمسط میکنن لذا خوبه یه جا اینا بحث بکنیم کتاباشون رو نگاه کنید شیخ مفرد نمام اجما ما تا دین ما میگیم این جدلیه یعنی اونا چون اجما را قبول داشتن مثلا بحث خبر واحد دیگه که بسای قوانین و آقای خویی و خیلی ها گفتن که این بحث بحث جدلی بود نمیتونستن مثلا اونا یه فضیلتی میابردن در مورد ابوبک حالا بیاییم بشینیم بحث بکنیم قرار خبر واحد اعتبار نداره اما خبر واحدی که اونا میگفتن اعتبار نداره با خبر واحدی که ما آلام میگیم دوتاست اینجا هم بله اونا میگه اجما اجما ولی اگه ازشون بپرسه اقای اجما میگه خب اجمایی یعنی حل بهぜنده هم قبول دارن قرار هااریا میتونه قبول داره اجما این جوریه مثلا مواردی که اجماع ادعای اجماع شده مواردی که بدیهیه تو قرآن هست روایات هست موتا دیگه برای اینکه نیانه آیه بیانن روایت بیانن بحث بکنن چون سنمی هم قبول دارن یعنی اینکه اجماعه یه سیاست بحثیه خب اینها در واقع میگن که خیلی تلاش کردن اهل سنت یکی از تلاش هاشو اصولی میشوند کلن علم هاشوند در علم اصولی میشن که این اجماع رو درست کنن هم اختلاف کردن در معنای اجماع هم در اینکه برن پیدا کنن طبیعتا اولین جایی که باید برن خیلی تلاش کنن اونجا رو جستجوگو کنن قرآن در درجه اول قرآن و در درجه دوم روایات آیات زیادی استناد کردن حالا بر اساس استقرار ما سیزده تا آیه رو بهش استناد کردن قزاری در کتاب المستصفا هفت تا شما برده بعضی دوتا بعضی ستا بعضی پشت کمتر بیشتر ما هم اینجا مهمترینشو میاریم مثلا این آیه اول که دارن قرآن هم میخونن آیه سبیر المومنی یه آیه مشاقه معروفه دوتا استلاح داره اینو خیلی ها گفتن مهمترین آیه است آیه رو بخونن و بحثش به اونجا نسیبن این آیه که گفتن خیلی ها تصریح کردن مثل جووینی مثل غزالی مثل آمدی و بعض دیگران گفتن این سریحترین و بهترین آیه است برای دلارتش اصلا بهترین بهترین دلیل و روشندترین و قویترین دلارت رو باریم این آیه است که معروفه به آیه سبیر المومنین یا آیه مشاقه میگه و من یوشاقه رسول من بعد ما تبایین لحو الهدا و یک تبایی غیر سبیر المومنین نوولهی ما تبله و نسلهی جهنمه و ساعت مسیره خب حالا این آیه رو جلسه باید بحث میکنیم اجمالا از این تعبیر سبیر المومنین میخواییم استفاده بکنن که سبیر المومنین یعنی اجماع مومنین از اجماع مومنین حجته حالا نحوه استدلال به آیه و اشکالاتی که محترم شده رو جلسه باید بحث میکنیم همه آیات رو بحث نمیکنیم آیات مهم رو و حالا بحث مهمه یه جایی بحث رو انجام میده یعنی اعراض بشه که مثلا مقدمات حکمت بوده در آقای بیان یعنی اون از مثلا چیز شخصیش نیست نه ما هم این رو قبول داریم مثلا فرض رو کنید امام میگه که مثلا من از این مثلا از این میبه خوشم میاد یعنی مثلا خوشم میاد یعنی مثلا نمیخواد واقعا یه تشریعی بکنه نه ایل خودشون میخواد مثلا این باید اعراض بشه یعنی این تقریر باید اعراض بشه که اون جنبه شرعی داره جنبه شخصی نداره جنبه فردی و شخصی نداره ما اونو جواب دادیم کفتیم اگه همچین اجماعی باشه این معلومه این اقل برمیگرم اینو ما جواب دادیم توی اشکال اول اشکال اول و دوم جواب دادیم حالا در اشکال سه و اجماع اهم داریم بسیار اجماعی که پیانبرم توش نباشه عجت باشه پیانبر باشه که ما هم قبول داریم این عبازی ها توی امان ما رفته بودیم امان با اینو بحث میکردیم گفتیم شما در مخابله چون اینو میگفتم ما نه شیعه نسونیم توی سازمان ملنم سبت کردیم که اسلام سه تا مصحب داره شیعه سونی عبازی حالا ما اونا توی کتاب های فرقه اهل سنت و شیعه اونا رو کشوم فرقه از خوارج می آییم ولی اونا خوششون نمی آن ناراحت می شن از این رو خوارج ها اهل سنت می دونن؟ آه ببینید خوارج ها اهل سنت نه معتزل ها جز اهل سنت می دونن نه خوارج ها نه مرجعه رو نه جهنیه رو اهل سنت فقط اهل الحدیث و استلاحشون اشایر و ماتوریدیه اینا رو اهل سنت آره یعنی اینا می گنن المعتزلت ان الحق ان الاحل سنت چنان که به شیعه می گن رافزی هست احل سنت اینا در واقع می گن ما نه شیعه نسونیم گفتیم شما می گویدن ما نه سیزده محصول شما رو قبول داریم نه صحابه نه صحابه و تابعین احل سنت رو قبول داریم مگر این که از این سیزده محصول یا از این صحابه یا از این تابعین احراز بشه که پیانبر گفته اینا که ما هم گفتیم خب ایمه گفتن ما هرچی میگیم از پیانبر میگیم گفتن خب برای ما باید اثبات بشه یعنی میگو اگه اثبات بشه بله ولی صحابه گفتی برای خودش گفت سودردیم اندزامی گفتن ما هم مخالف احل سنتیم هم مخالف شیعهیم ما فقط پیغمبر فقط قرآن و پیغمبر و بقیه اگه کاشب باشه که ما میگیم بله ما احل سنت میگن هرچی داریم هرچی ما میگیم از پیانبر میگیم ما میگم برای ما اثبات نشدیم ولی صحابه که قطعا اینا نمیگن که هرچی میگیم صحابه هم اشتهاد که میکنن ولی منبع اشتهادش آره دیگه آره صحابه آره فکر کردن عباسیزی ولی اونا میگن نه اگه ما باید بررسی میکنیم اگه این حرف که صحابه گفته اشتهادی باشه ما قبول نمیکنیم اما اگه داره از پیغمبر نقل میکنه قبول نمیکنیم ببینی اینا قاعدتا ما دیگه اینقدر بحث نکردیم قاعدتا اینا بحثشونو بحث میبرن رو سند و اینا دیگه میگن خب توصیق نشده دیگه کتاب های ما الان ببینید آقای برو جلدی بحث داشت میگن با حدثون من بحث کنیم بگیم که به هر حال شما که قبول دارید پیغمبر ما هم که نقل میکنن از پیغمبر یا نقل میکنن یا اگر هم نقل میکنن یه جای دیگه گفتن هر چی میگیم از اونجاست اونا محرفی ندارن در این بحث منتها میگن این سندهایی که شما دارید تو کتاب های ما توصیق نشده اگه زراره و محمد ابن مسلم و نمیدونم بزنتی و اینا در کتاب های رجابی ما توصیق شده بود خب بله اینا نرم کنن از پیغمبر ما قبول میکنیم اما چون نیست ما قبول میکنیم یعنی این بحث بحث صبرویه ریلا و اهل سنت هم اگر یه چیزی از پیغمبر نقل اونو حتی از صحابه هم قبول دارن تابعین هم بعضی قبول دارن از پیغمبر که به طریق اولا ولی اونو میگن که آقا ما تو کتاب همون توصیق نرم نمیشناسیم اینا رو اونو قبول ندارن میگن فقط از پیغمبر اون برای ابو بکرون حالا من نمیدونم دقیقا راجعه ولی شیخه نه قبول دارن حالا به چه استنادی قبول دارن من اینو الان یادم نیست اعتبار اقلا درستش کردن این اعتبار اقلا این اعتبار اقلا از کجا میاد بله خب امام اصنقه ما هم گفتیم دیگه همینو گفتیم هر حرف اعتبار نه اونا چی این محروم مزفر یادتونه که چون این اعتبار اقلایی که خدا هم رئیس اقلا بلخال اقلا از خدا هم قبول داره اونم تقصیب دارن همون اعتباریه اونا رو میخواد اینجوری درست کنن ولی خب این درست نمیشه اینجوری منم به ما میتونم پلسیتای باید دونم دوری متبقیه داره اجمال رو شما چی میدین من میخوام اقلا هر جاییه جویه چیزی میگن الان این اقلایی که در مجالس غربی ها میشینن همجنس گرایی تصدیب میکنن اونا اقلا نیستن کدومش اقلاست چجوری تمیز میده