دین جنگ و جهاد و بعد دوره های یک تفکرهای لیبرال منش و غرب زده و واداده باز کسی جراد نکنه بگه اسلام دین جنگه بگین اخیر آقا اسلام فقط دین سلح آقا اسلام دین جنگ هست یا سلح اسلام دین جنگ هست و سلح سلح با کی جنگ با کی سلح با کل بشریت حتی اگر مشرک و کافرند با شما سر جنگ ندارن به اسلام توحید نمی کنن به مسلمین ستم نمی کنن تجاوز نمی کنن ما جنگ نداریم باشون دین سلح با همه بشریت همه دولت ها و ملت ها ایسا اصلا تنش ما نداریم با کسی خدای متعال در قرآن می فرمد اجازه به شما دادیم که حتی با مشرکین مشرکینی که با شما قرارداد دست دارن با شما سر جنگ ندارن مثل اکثر کشور دنیا کالوی یا کافر کتابی اهل کتابن یا غیر کتاب یا مشرک یا بدین هر چه هست خداوند می فرمد نهی که به اینا جنگ شما ندارید حمله نکنید ظلم نکنید تجاوز نکنید فقط دعوت و تبلیغ چرا اگر جنگیدن حمله کردن خشونت کردن دفع کنید بله شما سلاح بردارید الا نه بعد خداوند می فرمد که اصلا با حتی با این مشرکینی که با شما سر جنگ ندارن هم تبروهم بهشون نیکی کنید و تقصتو الیهم آدلانه رفتار کنید به حقوقشون احترام بگذارید تقصتو الیهم یعنی به حقوقشون احترام بگذارید قصد آدل باشید ظلم نباشید تجاوز نکنید آقا اینا کافرن ما باید تجاوز کنید نخیر با تو سر جنگ ندارن ما به کسی حمله نمی کنید تبروهم یعنی بر یعنی با شون نیکی مهربانی کنید یعنی حتی یه کشور غیر مسلمان زلزل سیلامت شما نگو آقا اینا که کافرن کمکشون کن جنگ با متجاوزان و مستکبران و جنگ افروزان جنگ با کسانی که به سرزمین های اسلامی حمله میکنند به مسلمین احانت و ظلم میکنند به اسلام احانت میکنند پس اسلام دین هم جنگ هست هم سل آقا خشونت دین خشونت یا دین رحمت دین رحمت هست با همه بشریت حتی با کسایی که با ما موافق نیستن مخالف ما هست اما دین خشونت هست با جبهه خشونت کسانی که خشونت میکنند با بشر با اونا خشونت جهاد برای جلوگیری از جنگ جهاد جنگ با جنگ افروزانه جهاد جنگ در دفاع از سلو و عدالته بلای کسی سلاح بر نداشته ما حق نداریم سلاح برداریم در برابرش حتی اگه مسلمان نباشه بله حق و وظیفه داریم دعوت کنیم به توحید به عدالت گفتگو کفارن مشرکینن دعوت شون کنید خدای متعال روش دعوت هم گفته دعوت با شمشیر نیست میفرماد با کتاب حکمت استدلال و برهان بعضی ها که مشکل نظری ندارن مشکل روحی لجبازی سو اتفاهم موئزه حسنه بعد از حکمت و موئزه حسنه یعنی هم استدلال نظری کردی هم با وجه اخلاقی و محبت و موئزه رفتی جلو بازم اثر نکرد به جنگیم نخیر جادله هم بحث کن بایشون ببارده مناظره و بحث بشید چجوری به هر روشی با تحدید توهین تحریف نخیر به لطیه احسن به بهترین روش ممکن با مخالفان بحث کنید دعوت کن تبلیغ کن اگه تو تمام دنیا یک جایی هم اسلامی هم نیست دارن ظلم میکنند برو کنار مظلومش بیست کنار مظلوم بیست علیه ظالم حرف بزن یعنی بست عمره به معروف رو نهی از من پس ما وظیفه داریم همه جای آلم در برابر ظلم و کفت مبارزه کنید اگر او شمشیر کشید و جنگید وقت دفاع میکنید ما هم شمشیر برمیدیم سلاح برمیدیم ولی سلاح بر نمیداریم آدم های بیگناه رو تو کوچه و خیابون بکشیم آقا قتل نفس جان انسان اینقدر مهم محترمه همون مکتبی که میگه جهاد قتل نفس رو کنار شرک میگذارن و میفرمان کسی که یک انسان بیگناه رو بکشه خداوند در قرآن میفرمان جهنم عبدی داره قانون اینه فرمود یک انسان رو بیگناه رو بکشید بکشی خداوند فرمود جهنم عبد پس این دین نمیتونه دین جنگ باشه میفرمان که خشونت خشونت خشونت خشونت خشونت خشونت خشونت آخر اوم بیفته اسیر شه جنازه شن بر نگرده خانواده ش بی سر پرست بشن خودش درد بکشه کشته شه زندگی شو سر همه را از دست بده اینا را می دونه و می ره پیانبر فرمود اگر می خوایید دنبال دوستان خاص خداوند بگردید اینا را پیدا کنید کسانی که اهل جهاده میرن به استقبال شهادت این در ویجه به مجاهد امیر و مؤمنین شبیه این تعبیر را دارن که سپر قوی الهی و در همش هم ببینید کلمات دفاعی خیلی جالبه ها هم در در یعنی زره زره برای دفاع لباس همینطور جنه جنه یعنی سپر سپر زره لباس می فرماد جهاد حتی اگر ظاهرش هجوم باشه حقیقتش دفاعه دفاع از چی؟ لباس و تقوی دفاع از تقوی این مثل یک لباسیه که روح تقوی و خدا مهوری رو روح اخلاق و برادری و عدالت رو حفظ میکنه لباس و تقوی است جهاد درالله الحسینه این زره محکم الهی است زره برای دفاع دفاع از چی؟ دفاع از ارزش ها دفاع از انسان و جنته الوثیغه سپر قوی است برای دفاع یه جای دیگه میفرماد که سوغهو خدای متعال جهاد رو اجازه داد اولا تسویق یعنی چی؟ یعنی اصل جنگیدن حرام است جنگیدن حرام است خشونت حرام است مگر جایی که به طور خواست خداوند اجازه میده خدا کجا اجازه میده؟ دفاع از حق و مظلوم لذا امیر المومنی میفرماد که خداوند این در ریجه بهشت را باز کرد فقط برای کسانی که جانشون را در خطر انداختن برای دفاع از حق فقط حرف نزدن فداکاری کردن این در مخصوص اوناست تو بهشت این مقام مخصوص اوناست اینا میرن کنار انبیاء شهداء و علما علما صالح اهل عمل این دو گروه کنار انبیاء هن حق شفاعت دارن اینها در یک ردیف برده میشن که انبیاء و علما و شهداء در کنار هم قرار میگیرن برای که اونا های معرفت الهی را گسترش دادن شهید پروری کردن شهید ساختن مجاهد ساختن و اونا هم عمل کردن زمین که اونا هم خودشون هم عمل کردن میفرماد سوغه و خداوند اجازه داد در مورد خاصی برای جهاد جنگیدن فقط اینجا را اجازه داده کرامتن منه لهم از باب کرامت یعنی این اجازه الهی کرامته این کرامته که با متجاوز و زدهق به جنگید خداوند اجازه داد جنگیدن و سلاح برداشتن رو فقط در یک جا بقیه همه جا حرامه یعنی سلاح برداری برای دنیا برای پول مال ریاست شهره تأثب قبیلی نجادی سلاح برداری حرامه فقط یه جا خداوند اجازه داده سلاح برداشتن رو این در دفاع از توحید و عدالت و حق دفاع از مردم دفاع از انسان مظلوم اینم کرامته خدا کرامت گذاشت برای شما کرامت خواهل شد و تون ذخرها یک تیست که خداوند زخیره کرده برای شما یعنی اما که امام میگه جنگ ت بود برای ما یه اصلا تحبیل در روایت حضرت عمیره میگه جهاد یک تیست که خدا زخیره کرده برای شما برای روز مبادا برای اون لحظه ای که لازم شد شما خل اصلاح نباشید حق در برابر باطل نباید زلیل بشه نباید باطل بتونه تو سر حق بزنه ولی جهاد لباس و تقوا لباس نگهدارنده میگه میخوای تقوا تو جامعه بمانه تقوا فقط با حرف و شعار و سخمرانی بخشنامه با آرزو با شعر نمیمونه فقط یعنی اگر جهاد نباشه تقوا برهنه و بیدفا میمونه جهاد لباس تقواست یعنی برای حفظ تقوا و اخلاق در جامعه و اتجهاد کرده و السلام علیکم و رحمت الله اللهم صل على محمد و اتجهاد کرده آل محمد آل محمد آل محمد آل محمد آل محمد آل محمد آل محمد بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل على محمد و آل محمد و اجل فرجهم سلام و درود به شما شنوندگان محترم راژیوم آرف صدای فضیلت و فطرت با برنامه دیگه از مجموعه پرسمان تاریخی در خدمت شما عزیزان هستیم و امیدواریم که این هفته هم فرصت همراهی ما رو تا پایان برنامه داشته باشید استاد پیشفایی خدمت حضرت آلی ارز سلام و عدب دارم بسم الله الرحمن الرحیم بنده متقابل اختماد جنبالی سلام عرض میکنم همچنه محضر همه شنوندگان عزیز و گرامی برنامه هر جا که هستن سلام و عرض عدب و ارادت دارم سپاس کذارم خب عزیزان همچنان که عرض کردم با پرسمان تاریخی در خدمت شما عزیزان هستیم با ما همراه باشید و سوال اول رو با هم میشنویم پرسمان تاریخی بفرمید؟ سلام خواست نباشید یه سوال از کارشونست و برنامه تون داشتم در خدمتتون نکنید بفرمید؟ میخواستم برسم که زیارت اهل بیت علیه سلام از راه دور از چه زمانی مرسوم شد و آیا خود اهل بیت برای اهمی قبل از خودشون چنین زیارتی داشتن یا خیلی؟ ممنون است خب تشکر میکنم سوال شما رو شنیدیم استاد پیشوایی پاسخ شما رو میفرمید بله زیارت از دور زیارت اهمی علیه مسلات و سلام از دور از زمان اهمی علیه مسلات و سلام مونده اگر این شهرمنده گرامی سوال کننده گرامی و امثالشون به کتابای عدیه و زیارت مراجع کنند میبینند که بعضی از زیارت های که مستحب به ما زیارت کنیم اهمی را بونها از اهمی رسیده اینا زیارت های از راه دوره مثلا بانوان نمونه میتونند نگاه کنند در مورد زیارت آشورا زیارت آشورا لازمش این نیست که آدم بره در کربلا اونجای که نار زریه متحر امام حسن سلام دلیل زیارت کنه این زیارت نامه را امام صادق علیه صلاة و سلام یادیشی ایم داده و از راه دور هم میشه زیارت کرد و در آداب زیارت هست که مثلا برو پشت بام مثلا در یه جای خلوت اونجا این زیارت نامه را بخون این نشان میده که این زیارت نامه لازم نبوده که در کربلا باشه از راه دور هم میشه امام حسن را با زیارت آشورا زیارت کرد بنابراین سابقه زیارت از راه دور برمیگرده به زمان خود ایمه علیه مصطلح و سلام سی سد و بیست و نو ده پانسد و پنجا و یک سی سد و بیست و نو ده پانسد و پنجا و دو با پیشماری سفر بیست و پنج پرسمان تاریخی پرسمان تاریخی برمون توضیح بفرمید با عرض سلام و خست نباشید از قابل شناس محترمه برنامه سوالی داشتم در رابطه با هجرت تاریخی حضرت امام رزا علیه السلام به خوراستان برامون توضیح بفرمید که علتش چی بوده با تشکر از برنامه خوبتون سلام به شما خوهر گرامی و منتظر باشید که استاد پیشفایی پاسخ بفرمید در مورد هجرت امام رزا علیه السلام اجمال قضیه اینه که مهمون اون زمان در مرب و خوراستان مستقر شده بود در حال که امام رزا علیه السلام در مدینه بود مهمون از تحرکای سیاسی امام رزا نگرام بود و تدویری اندیشید در واقع یک نقشه شیطانی کشید که امام رزا علیه السلام را بر حسب ظاهر محترمانه منتقیل کنه به مرب به عنوان مهمانی که امام تشوره اونجا در پایتخ باشه علماء و دانشمندان از محضر او استفاده کنن ولی باطن قضیه این بود که میخواست حضرت را منتقیل کنه به مرب با اونجا از نزده حضرت را زیر نظر داشته باشه ولی زا با این که ظاهر این برنامه دعوت بود و دعوت نامه بود ولی باطنش احزار بود سفر اجباری بود و امام رزا سلام علیه چاره نداشت شوز این که بپذیره ولی زا حضرت پیشبینی کرد و فرمود که مزم مسافرات برنی میکردن به همین جهت هیچی اک از اعضای خانوادش رو حضرت امروز نبود با این که مهمون تصریح کرده بود که خدمتکارا و فرزنده اعضای خانواده و از طالبیگین و بستگان و اینا هر تعداد که خواستید همراه خودتون بیارید و چون سفر سفر اجباری بود حضرت هیچی اک از اعضای خانواده رو همراه نبود خب استاد یه سوال کتبی دستمون رسیدی که اگه اجازه بفرمید من براتون قراعت کنم ایکی از شنواندگان محترم برنامه سوال کردن که دهول عرض به چه معنی است و چه زمانی اتفاق افتاده بعد در ادامه سوال پرسیدن که آیا این روز دعای خاصی داره فضیلتی داره کلن در این مورد توضیح بفرمید دهول عرض مطابق روایات ما مربوط میشه به گسترش زمین یعنی زمانی که همه زمین فعیلی را آب گرفته بود کم کم آب فرونش است و بعضی از قسمتهای زمین از زیر آب بیرون آمد و زمین دهو یعنی گسترش زمین گسترش پیدا کرد و آماده سکونت شد طبق روایات ما این در بیست و پنجم زیقعده اتفاق افتاده دهول عرض یعنی گسترش زمین که برمی گرده به پیش از خلقت انسان و آمدن انسان ها روی زمین ولیزا اون روز یعنی روز بیست و پنجم زیقعده طبق روایات ما از روزای فرخونده است و یکی از چار روز مهمیه که روزداری در اون مستحبه یکی شمین بیست و پنجم زیقعده است ستای دیگه هیوده ربیعال اوله روز تولد فرخونده رسول خدا سلوات رسول مبعث حضرت رسول سلوات رسول و روز غدیر یعنی هیچده همی زیحجه که امیر و ممنین علیه علیه السلام به وسیل رسول خدا در بازیش از حجات البدا در سرزمین به نام جخفه بونمان وسیع جانش نظرت معرفی شد و بیست و پنجم زیقعده جز این چهار روز معرفی شده همچنین اعمالی داره اینچنین روزی و شبش هم نماز داره هم دعا داره و این شنونده گرامی و سایر علاقمندان برای اطلاع از تفصیل این اعمال میتونن به کتاب مفاتیح الجنان و امثال اون مراجعه کنن در اعمال زیقعده مفاتیح الجنان چند بخش در یه بخشش اعمال ماها رو آورده در هر ماه چه اعمال مستحبه بنابراین مراجعه فرمایین این اعمال ماه زیقعده اونجا محروم ها چه قباس قومی این محدث بزرگوار اعمال و ازکار و آداب روز دهبالعرض و شب دهبالعرض رو اونجا آورده نشانی سایت رادیو معارف www.radiomarif.ia نشانی سایت رادیو معارف www.radiomarif.ia با سلام و خستن و شده از ایران برنامه برنامه که سلمان فارسی که از یاران خوب پیغمبر و حضرت علی علیه السلام بوده ایشون اصلیتش کجایی بوده مال کدوم شهرهای ایران بوده و چی شده که سر از اونجا در آورده و بعد خیلمت پیغمبر و حضرت علی رسیده و از یاران بابا فای حضرت علی شده خواستم کامل در بار زندگی ایشون بدونم ممنون میشم خدا نگهده آف خب استاد سوال رو به اتفاق شنیدیم در مورد حضرت سلمان و شخصیت این بزرگوار سوال کردن البته من یادمه که چند دو برنامه قبل هم حضرت علی مفصل توضیح دادید در این زمین عیبی نداره بعد از شنواندهای ما تازه به جمعه شنواندهای رادیو معروف پیوستن بیان شما هم همیشه شیرین و دلنشین هست استفاده بودم اجمالش اینه که سلمان حتما ایرانی بوده در بعضی از نقل ها آمده اهل جی بوده که جی میگن جوز اسفهان بوده ولی نقلی هم داریم که مال رام هرموز بوده رام هرموز خوز استاد ولی شخصیت های بزرگ دنیا به نقطه خاص تعلق ندارن سلمان حالا جوز اهل اسفهان بوده شیراز بوده جوز افتحارات ایرانی هست جوز افتحارات رام هرموز بله ما مسلمان هست ما مسلمان ها ایرانی هست و دلائل اینه که اسلام فراتر از نجاد و نسبه اسلام فراتر از زبانه اسلام دین انسانیته دین انسان هست با هر زبانی که صحبت کنن از هر نجادی که باشن متعلق به هر جغرافی هایی که باشن شخصیتشون رو سوال کردن بله اجمالا ایرانی بوده سوالشون اینه که چطور شده که به هجاز رفته اجمال قضیه اینه که سلمان متعلق به جوز افتحارات یک خانواده مرفه بوده و سروتمند بودن صاحب دارایی بودن ولی در این حال سلمان حقیقت جو بوده اون زمان دنبال دین حق میگشته و دین زردشتی که در این ها رایج بوده و دین رسمی بوده او را قانه نکرد تمایلو پیدا کرد به مسیحیت و را مسیحی شد رسما خیلی مسیحی جدی هم شد از خودش نقض شده که پیش هر کشیشی میرفته نزدیک میشده به اون کشیش و جز خواست او در میامده به اون کشیش خدمت میکرده ولی خودش نقض میکنه که من کارایی میدیدم از کشیش ها که متابقه تعلیمات از ایسا نبود میدیدم اینا جاه طلوی میکنن مال دوستی میکنن به گفته خودشون عمل نمیکنن این به ذوق من میزد میدیدم به خودشون عالم بیعمل هستن نزدیک چند دن کشیش من خدمت کردم تا اون که عمرو نتمام شد یکی از دنیا رفت گفتم بعد از شما کجا برم یک کشیش بزرگ دیگه ای را به من آدرستات پیش او رفتم و این تکرار شد تا اون که آخرین کشیشی که پیش او بودم اونم مرگش فران رسید از او پرسیدم من بعد از شما چیکار کنم پیش کدام کشیش برم گفت گفت هیچ الان نزدیک شده پیغمبر معودی که حضرت عیسی وعده داده آمدن او را به عصت او نزدیک شده و بعد از مرگ من منتظر باش ببین او کجا مقص میشه برو به او ایمان بیاور نزد او برو حالا یه زمان زمان اون پیغمبره گفتم خب نشانی چیزی گفت که او به شهری حیجت خواهد کرد که اطراف که او کهش کوهستانه و اون شهر نخلستان زیاد داره از علایمش اینه که بین دو کتف او یه خال درشت هست که چند تار مو از او سبز شده و از علامتهای دیش اینه که صدقه قبول نمیکنه ولی حدیه و بخشش را قبول میکنه سلمان میگه این علامتها را به من داد و او از دنیا رفت و من همراه کاروانی که اون زمان تکیه میدونه دیگه بخشانه بندگارم میدونن که اون زمان منفرد نمیدونستن سفار کنن همیشه با قافله سفر میکردن و یه قافله که به سمت حجاز میره من همراه اونا حرکت کردم تصمیم گرفتم برم به حجاز و این نشانها با حجاز نخلستانه اینا با حجاز منطبق بود و با قافله که میرفتیم دوزای سره راه دوزای گردنی که اون زمان یاد بودن و جاده ها امن نبود میگه ریختن سر ما کاروان را قارت گردن و افراد را هم اسیر گرفتن و مرا هم اسیر گرفتن به عنوان اسیر و برده مرا فروختن سلمان مالیخزاده سروتمانزاده مرفع اشرافی در جستجوی دین حق در بازار برده فروشا به فروش رفت میگه دست به دست مرا فروختن به یهودی ساکن مدینه این از تفضلات خدا بوده میگه وقتی من منتقل شدم مدینه تازه متوجه شدم یه مقدار از علایم که علایم جغرافی هایی که کشیش به من گفته بود با این شهر منتبیقه میگه من همچنان در این شهر بودم که خبر بیست حضرت رسول را در مکه شنیدم رسید اون زمانی که گفتن پیغمبر میخواد هجرت رسول را در مکه شنیدم بیاد مدینه که البته اون زمان یسرب میگفتن میگه من خیلی مشتاق بودم برم در مکه حضرت رسول را زیارت کنم ولی عربان من اجازه نمیداد خب من برده بودم اختیار از خودم نداشتم تا اون که رسول خدا هجرت کرد به شهر یسرب و حالا اینم باز لطیفه در برنامه های دیگه هم گفتم حالا حیفه به خاطر این شنونده گرامه تکرار نکنم میگه روزهایی بود که میگفتن امروز میاد فردا میاد اصلا بحث روز در یسری ورود حضرت رسول صلی اللہ علیه و سلام به مدینه بود میگه در نخلصان عرباب یهودی هم بودم من رفته بودم بالای یک نخل خورما بشینم عرباب من و آدماش پای درخ بودن یک کسی دوان دوان آمد به عرباب یهودی من گفت آمد معلوم بود که چی آمد خبر مهم میروند میگو یک کلمه آمد میگه مترسته فرصد بودم که برم حضرت را ببینم و یه روز در یه فرصد یه مقدار خورما جمع کردم بردم محضر حضرت رسول و گفتم آقایین صدقه است حضرت نخورد به همراهانش گفت بخورید گفتم خب سلمان این یه علامه در یه فرصد باز خورما بردم گفته آقایین حدیه است حضرت مقداری خورد و به همراهانش هم فرست و گفتم آقایین صدقه است و گفتم آقایین صدقه است یه بار دیگه رفتم ایشون وارد قبرستان بقی میشد میخواستم اون خالی که اون شخص گفته بود من ببینم کشیش گفته بود و حضرت یه لباس به دوشش انداخته بود اون مانعه میشد مثل اینکه حضرت متوجه شد که مقصود من چیه اون لباس را کنار زد گفت که ببین من اون خال را دیدم خال درشت نبوت یا محر نبوت بود میگه اینجوری شد که من مسلمان شدم و در تاریخ اسلام آمده در زندگی حضرت سلمان آمده که رسول خدا اون را از اون یهودی خرید و آزاد کرد از بردگی آزاد شد تا اینجا نتیجه میگیریم که سلمان دوران مکه را درک نکرد مطلقا در اون سیزده سالی که رسول خدا در مکه تشیف داشت سلمان در مکه حضور نداشت کلن در مدینه حضور داشت و از سال هجرت دیگه محضر حضرت رسول صلوات الله صلی اللہ علیه و سلمان بود چند سالش بود استاد موقع انگام مرگشت سلمان را جزئه مهمری میشمارند میگن مثلا تا سی ست سال هم عمرشون را نوشتند خیلی متشکر و از خلاصه فرماوشت شما این شد که سلمان ایرانی بود از جه اسفهان یا از رام هرمز خوزستان زرتشتی بود بعد مسیحی شد بعد در طلب دین حق به حجاز رفت اسیر شده به بردگی رفت و فروخته شد و در همین ایام بردگی که مدینه بودند پیامبر به مدینه رسیدند و ایشون اسلام رو آوردند خب دوستان همچنان ما رو همراهی بفرمید با ادامه برنامه پرسمان تاریخی از رادیو معارف و در ساموزترین تاریخ تاریخ اسلام تاریخ اسلام تاریخ اسلام تاریخ اسلام پرسمان تاریخی بفرمید پرسمان تاریخی بفرمید من از برنامه پرسمان تاریخی دوتا سوال داشتم یکی راجب قیام زید ابن علی پسر امام سجد علی سلام کاستم یه اطلاعاتی داشته باشم ...که این قیام در کجا بوده برالله هیچه حکومتی بوده تا چه حد پیروز بوده و سرانجامش چی شده خب تشکر میکنم سوال شما رو شنیدیم استاد پیشبایی پاسخ شما رو میفرمه قیام زید امن علی ابن الحسین یعنی پسر امام سجاد علیه السلام و برادر امام باغر سلاملاله در زمان هشام ابن عبد الملک یکی از خلفهای بنی امیه اتفاق افتاد و دقیقا در سال 122 هجری زمان امامت امام صادق علیه السلام حادثه در سال 122 هجری اتفاق افتاد در زمان خلافت هشام ابن عبد الملک که از خلفهای بنی امیه بود