قسمت و نسبه و حازل اعتبار بینه و بین ماهیت جوهر منافعات نداره که شیعی حق وجود خارجی شن یکون لافی موضوع و هنان خودش فی موضوع باشد با هم تنافی نداریم و کذا بینه و بین ماهیت بواقل اعراس کیف باشه کم من باشد کم یقبر القسمه اما کیف الان که هست الان لا یقبر القسمه من حق وجود خارجی هن یقبر القسمه اما الان که در ذهنه هست لا یقبر القسمه منافعات نداره من فلا ینزیلزم اندراج و سوار العقلیه تحت مقولت این پس باز هم لازمه اش این نیست که این صورت تحت دو مقوله باشه برای این که اگر عنوان عرز هم به این معنوان صادقه هست این به عنوان مقوله دیگه برایش صادق نیست یه عمر عرزی یه هست که برای این صدق میکنه پس به هر حال مندرجه تحت مقوله جوهر هست اما صدقی کیف از باب مسامه هست این بیان این بود که چرا مسامه هست حاضر تقریر و کلام هم علامه یوناس به اسلوب هم و مرام هم ولحق و ماسنه از گلالک انشاءالله و تالا بعد ایشون اشاره میکنم به کلامی که من درست نمیدونم این گوینده این کلام یعنی منشه این توهم کی بوده متاسفانه نه نه کتاب های زیادی ما در اختیارمون هست نه فرصت زیادی برای متعالیه داریم که برخود کرده باشیم اینجایی یاد داشت کردیم مثلا این کلام مالکی هست ولی این را برخود نکردم نمیدونم اصل این کلام مالکی در این که گفتن وقتی جوهر خارجی را ما تأقل میکنیم ماهیت این جوهر باید در ذهن محفوظ باشد طبعا وقتی که ما میگیم جوهر را در ذهن تصور کردیم کلی این جوهر تأقل میشه یعنی جوهر عقلی جوهر به وصف معقول وقتی معقول شد و در ذهن هست کلیست در این که حالا این جوهر کلی که در ذهن هست این هم جوهران قوله ایست به جوهران خب مقتضا این که بگیم ماهیت شیع باید محفوظ داشته در ذهن باید بگیم این هم جوهران در اینجا یک اشتباه فهمی پیدا شده کسانی فکر کردن که این که میگیم ماهیت شیع محفوظ است و در خارج مثلا وقتی جوهر است در ذهن میاد چنین میشه اینجور فکر کردن که جوهر ماهیت جوهر یه وقت در خارج صور جوهری تحقق پیدا میپند و وجودشون لافی موضوع است همین صور جوهری می آیند و اینجا در ذهن و وجود پیدا می کنند وجودشون میشه فی موضوع و این برایشون مشکل شده که چطور میشه همون شیع در خارج موجود باشد و دارای بسفه جوهری یعنی موجود لافی موضوع باشه اما همین ماهیت وقتی در ذهن میاد وجود فی موضوع پیدا بکنه این خیال کردن که وقتی میگیم این جوهر معقول وقتی در ذهن تحقق پیدا می کنه جوهر است این مثل همون جوهر خارجی است که یعنی موجود لافی موضوع است یعنی نباید قائم به ذهن باشد اون وقت برایشون این اشکال پیشوند مثالی زدن گفتن مثل این میبونه که یعنی این مثال اصلشم مال بعضی از حکم ها هست که باز جا داره که از این تحقیق بگنم این اولین کسی که این مثال را زده کی بوده و به چه مناسبت کنه گفتن که ماهیت خارجی که ماهیت مثلا انسان یا هر ماهیت دیگری مثل مغناطیس میبونه مغناطیس یک خاصیتی داره با اون این است که جزب حدید بکنه اما این معناش این نیست که مغناطیس هر جا باشه حتما باید حدید جزب کنه اگر شما مغناطیس رو باید در کف دستتون بگیرید این حدیدی را جزب نمی کنه بله وقتی رها کنید و نزدیک آهنی باشه و شرایطی باشه اون وقت آهن را جزب میکنه این ماهیت جوهر اقلانی هم که میگیم موجود لافی موضوع هست مثل این مغناطیس میبونه که وقتی در ذهن هست این خاصیت را نداره وقتی در خارج از اون خاصیت را پیدا میکنه اخیال کردن که واقعا یه چیزی منتقل میشه از جایی به جایی مثل این که آهن رو با رو ما از دستمون در میاریم میذاریم بیرون وقتی از دیگه آهن جزب میکنه اما وقتی بیاریمش تو دست دیگه جزب نمیبنیم اخیال کردن این جوهر اقلانی هم که ما تصور میکنیم یه همچی چیزیه خود این هست که از خارج میاد به ذهن در ذهن این خاصیت را نداره وقتی میره تو خارج مخاصیت را پیدا میکنیم در صورت که اینجور نیست اون چه در ذهن هست یک مفهومیست که معروض کلیت واقعی میشه اونی که در خارج هست اون امریست که کلی نیست و اصلا کلیت در خارج را راه نداره این که میگیم اینه همانه هست به لحاظ اون جامعهشون هست که مایت لاب شرده هست جامعه بین ذهن و خارج اعتبار لاب شردهی ما بکنیم مخصوم لاب شرد مقسمی به این اعتبار هست که میگیم این با اون متحد هست و این اعتباری است در موقع اعتبار اصلا می کنیم و الا تحقق این مایت در خارج و تحقق این در زین اصلا ربطی به هم نداریم این موجود دیگری سنیه موجود دیگری است از این که مفهوم واحدی بر حد اینها صادقه است یا قالب مفهوم واحدی دارد ما یک اعتبار جامعی بین اینها می کنیم می گه مایت وقتی ما لا به شرط عقص کنیم قابل این است که جمع شد با به شرط شی که مایت خارجی است با به شرط لا که مایت زهنی است پس اونی که متصف می شود به این ها که هم در خارج از هم در زین است اون اعتبار لا به شرطی است اون اعتبار مقسمی است اون کلیه طبیعی است و آزمی شد اما این کلیه عقلی را شما که در زهن میگید مؤقوله از جوهر یعنی کلیه عقلی این هم این است که میاد در خارج چیزی که کلیه است کشورت در خارج نمی جهد چیزی که خارج از جزئی هست هیچوقت کلی نمیشه باید بفهمیم معناش چیه این که میگیم این همانه هست این همانه هست به اعتبار اون مقسمی که جامعه اونها هست و اون یک اعتباریست که ما بین دوتا حیثیت ماهیت در نظر میگیریم و میگیم اتحاد دارد با هر دوی اینا یک نوع وحدت مفهومیست یک نوع وحدت ماهویست در مقسم فقط ولی معناش این نیست که واقعا دوتا وجود این دوتا با هم یک اتحادی دارن یک چیزی از یک وعای وجودی در میره میره در یه جایی دیگری از این لباس ها میکنه میره یه لباس دیگری میپوشه یه حقیقتن اینجوری نیست همون اعتبار علاوه شدیست یه از کدم اعتبار برای همین بود اونچه ما در خارج داریم دوتا وعای کده بیشتر نداریم یکی ذهن هستی کم خارج جامعه بین این دوتا چیه اون مقسم بین این دوتا اون همون اعتبار لابشتی بین این دوتاست حالا یا به همون لابشت قسمی را از هر قسم سه وامی خواهل نشیم یا بگیم نه ما سه تا اعتبار داریم لابشت و بشرت شهی و بشرت لا یه مقسمی هم داره که لابشت مقسمی هست و اون کلیه طبیعی این که کلیه طبیعی لابشت قسمی هست یا لابشت مقسمی هست یک اختلافی بین مکمل هست برحال حالا تکیه به خصوص روی لابشت مقسمی ما قرار بدیم یک اعتباریست که ما بین این دوتا ماهیت می کنیم بلالا این در ظرف واقع و نفس سلعم ما چیز به این مره نداریم وحدتش به همون وحدت اعتباریست که ما برای مقسم می کنیم و سلامتا موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی که در آین حکمت تقدیمتون کردیم دقایق و لحظه هامون متبرک میشه به تنفس صبح که در این برنامه تلاوت صبحی قرآن کریم رو تقدیم شما عزیزان خواهیم کرد آرزو میکنیم که انشالله هر جایی که هستید جمعه رو در پناه قرآن کریم با ساعاتی خوب سفری کنید با خبرهای خوش، تن سالم و رحمت و برکات خداوندید از این که همراه بخش سوه برنامه ها بودید بسیار سپاس گذارم به اتفاق شما تنفس صبح رو میشنبین و شما رو به خدای قرآن میسپارین خداوند یارو نگهدانیتون و صبحی ذه تنفس در دنیا در دنیا با قرآن باشیم با قرآن زندگی کنیم با قرآن تنفس کنیم سوره مبارکی زخراف آیات پنجاه و هفت تا هفتاد و سه و قالو اعالهتنا خیر امهو ما ضربو لکه ایلا جدل بل هم قوم خصمون بودپرستای مکه به محض این که یادی از ایسابن مریم به میان آمد با حوچیگری به آن اعتراض کردند و گفتند بودهای ما برای پرستش بهترن یا ایسا که میگویند خداست این حرف رای ایسا که میگویند خداست این حرف را با حتی ایسا که میگویند خداست این حرف را زدند فقط برای چون و چرا کردن با تو اصلا آنها مردمی کین توزند این حرف را زدند این حرف را زدند این حرف را زدند و لما جاء عیسا بالبینات قال قد جئتكم بالحكمت ولأبين لكم بعضا الذی تختلفون فيه فاتقوا الله وأطيعون این الله هو ربی و ربكم فعبدوه هذا صراط مستمعون این الله هو ربی و ربكم فعبدوه هذا صراط مستمعون وقتی ایسا معجزه های واضح ها ورد گفت وقتی ایسا معجزه های واضح ها ورد گفت فاختلف الاحزاب من بینهم فویل للذین ظلموا من عذاب یوم علیم هل ینظرون الا الساعت ان تأتیه بغتة وهم لایشعرون با وجود این سراحت کلام ایسا بعدها خیلی از فرقه های مسیحی در بارش اختلاف نظر کردند وای برانها برای عذاب روزی دردناک چون در این باره تحریف و بزرگی نمایی کردند آیا چشم برای چیزی جز قیامتند که در اوج غفلت یک دفعه سراغشان می آیند؟ الاخیل لا اولیه یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین یا عباد لا خوف عليكم اليوم ولا انتم تحزنون الذين آمنوا بآیاتنا و كانوا مسلمین ادخلوا الجنة انتم و ازواجكم تحبرون دوستان هم دران روز دشمن همند مگر خودمراقبان؟ خدا به خودمراقبان خطاب می کند بندگانم امروز نه ترسی بر شما قلبه می کند و نه قصه می خورید همان کسانی که به آیه های ما ایمان آوردند و تسلیم محض دستور های ما بودند شما با همسران امانه تان داخل بهشت شوید در حالی که از خوشی در پوست خود نمی گنجید یطاف عليهم بصحاف من ذهب و اکواب و فيها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین و انتم فيها خالدون و تلک الجنة التي اورستموه بما کنتم تعملون لکم فيها فاکهتون کثیرتون منها تأکلون با ظرفهای زرین و جامهای بلورین دورشان می گردند لبریز از خوردنی و نوشیدنی درانجا هرچه دل بخواهد و دین خوشش بیاید محیاست شما درانجا مندنی هستید این همان که درانجا ماندنی هستید این هم بهشتی است که برای تان یادگار مانده است در عوض کارهایی که می کردید برای تان درانجا میوه های فراوانی است که از آن نوش جان می کنید اللهم زیننا بی زینت القرآن اللهم ادخلنا الجنة بی شفاعت القرآن اللهم اهدنا و وفقنا الى الحق و الى طریق مستقیم ببرکت القرآن العظیم وبحرمة من ارسلته رحمتا للعالمين اللهم احشرنا یا ربنا مع النبی المصطفى صاحب الشفاقی اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عدت الفرج آل محمد شورش بلبلان سهر باشد شورش بلبلان سهر باشد شورش بلبلان سهر باشد شورش بلبلان سهر باشد شورش بلبلان ز الله بسند شورش بلبلان سهر با شهر شورش بلبلان سهر با شهر بيشند شوره را اد لو کہنت imperialis observeom بلاعه vaisk من فمان ره سهر چوافت است Där Why Hebrew kam hours have been lost finished from the night ring شورش بلبلان سهر باشدJO Observe of Brusche rose Såwoo Bol ratherت زلهは زملین شورش بلبلان سهرد باشدJO Abs newborn impresses sublucèle SowwM mandato أحمد فرم Veiderابائين شورش بلبلان تساهم آلم compensation for the destruction of all Oh, please perse autumn face Jesus. موسیقی موسیقی آشقان کشتگان مشروبن موسیقی آشقان کشتگان مشروبن هر که زندست هر که زندست جانم در خطر باشد جونش بلبلان سهر باشد خفته از تو بیخبر باشد خفته از تو بیخبر باشد خفته از تو بیخبر باشد آقلان از بلا به پرهی زند ، آقلان از بلا به پرهی زند esteinch مذهب آشقال دیگر باشد مذهب آشقال دیگر باشد مذهب آشقال دیگر باشد چورش بلبلان سهر باشد خفته از سام بی خبر باشد خفته از سام بی خبر باشد چورش بلبلان سهر باشد خفته از سام بی خبر باشد خفته از سام بی خبر باشد چورش بلبلان سهر باشد چورش بلبلان سهر باشد خفته از سام بی خبر باشد خفته از سام بی خبر باشد چورش بلبلان سهر باشد چورش بلبلان سهر باشد خفته از سام بی خبر باشد موسیقی موسیقی پذیرش سراسری حوزه های علمیه که خوهران برای سال تحتیلیه 1404-1405 در مقاطع تحصیلی عمومی سطح دو آلی سطح سه و تخصصی سطح چهار شیوه حضوری و غیر حضوری آغاز شد علاقه مندان میتوانند جهت کس به اطلاعات بیشتر و نامنویسی به پایگاه اطلاع رسانی پذیرش دات ویو اچزی دات آی آر و یا مدارس علمیه سراسر کشوری و مراجعه نماید مرکز مدیریت حوزه های علمیه خوهران به نام نامی حضرت دوست که هرچه میرود سر ما از ارادت اوست بسم الله الرحمن الرحیم آغاز بخش اول مجبور برمه های رادیو معارف در جمعه دومه خرداد ماه 1404 که مسادف هسته با 25 زیقده اجری قمری صبح همه شما خوبان به خیر و نیکی باشه بهترین سلام ها و درود ها تقدیم همه شما شنوندگان عزیز و فهمه شبکه رادیوی معارف از این که امروز همین افتخار رو به ما دادی در این صبح زیبای جمعه همراهی میفرمایید شبکه رادیوی خودتون صدای فضیلت و فطرت رادیو معارف رو سمیمانه سپاسیمه سید محمد علی حسینیان تحییه کننده این نوبت هستن جلوه های محمد گلغندشتی صدا بردار آی روح الله محسنی همه هنگی پخش ارادتوند شما مهدی مهدویاراد هستم در بخش اجرا در خدمت شما عزیزان هستم امیدوارم مجبور برنامه که در این نوبت تقدیم شما عزیزان میشه بتونه جلب رضایت و نظر شما رو در پی داشته باشه مبنا عنوان اولین برنامه این نوبت هست ما موضوع درس کلام تقدیم شما عزیزان خواهد شد تا لحظاتی دیگر بعد از اون تبیان رو خواهیم داشت تفسیر روایی قرآن کریم موضوعش هست به مدت حدودن 20 دقیقه بر سطح افت صبح در غالبه برنامه شرح اشتیاق زمزمه خواهیم کرد دعای روح بخش ندبر و بانوای برادر عزیز جنب آقای جعفر ملائکه گنج سعادت رو در ساعت 7.40 دقیقه دنبال خواهید کرد نکات درباره اخلاق توحیدی با سخنان ارزشمند استاد محمد حادی فلاح در این برنامه تقدیم شما خوبان خواهد شد رأس ساعت 8.30 به استیدیوی پخش خبر رادی خواهیم رفت و خبرهای سره رو سری رو تقدیمتون خواهیم کرد قند و نمک عنوان برنامه از که در ساعت 8.30 دقیقه پیشکش شما عزیزان خواهد شد یایگاه عدویات و زبان فارسی موضوع این برنامه خواهد بود مدت 45 دقیقه در ساعت 9.20 دقیقه معارف یاران رو خواهید چنید دوستان خوبم و در ادامه در ساعت 9.50 دقیقه همکارن خوبم در برنامه تا جمعی زهور خدمتون خواهند رسید و این برنامه رو به صورت و مستقیم از پخش رادیو معارف تقریم شما عزیزان خواهند کرد با موضوع مهدویت و انتظار به مدت 70 دقیقه رأس ساعت 11 اخبار معارفی به سمی شما عزیزان خواهد رسید 11.15 دقیقه