برای دکتاتورها، صاحبان قدرت، برای دنیا یا از ترس، یا تمع، یا تأثب، نجات پرسی، چه چه، هر چیزی که هست حالا اگر یه مرتبه گفتیم آقا، این جزیره مجنون و من امدام هروله و ویزه و عروند و فکه و دشت و کوها اینهای خاصیتی داشتن که اینجوری شده این نباید به چشمی هست، باید روشن بشه انسانهایی که اینجا فداکاری کردن به این زمین و زمان روح و عرضش دادن اگر کسی خاک، برای تبرک خاک برمیداره نمیدونم دیدم جوانها دانشبی هایی برابر برمیدارن این عرضش اصلی رو به ماده ندیم به زمان، مکان، عرضش اصلی ها همه چیز عرضش پیدا میکنه در سایی او روح روح غذیه هر چی که بوده کار کرده اینا او زمان یه چیز بود مثلا او زمان که بچه ها می جنگیدن که خب شما هم فکر میکنم اکثران بودید منطقه دیگه عملیات او اینا او زمان که مثلا خود ما ها که تو منطقه بودیم مثلا نگاه ما به چفیه نگاه مقدس نبود که چفیه یک وسیله بود چفیه برای که روش بشینی نماز بخونی خوش کنی خودتو تمیز کنی آفتاب نخوری یک وسیله بود فقط امروز همون وسیله عادی یه مفهوم مقدسی پیدا کرده برای کسی هایی که او زمان نبودن و اینا برای خود ما هم پیام داره یه وقتی میره تو منطقه هایی که اونجا خونه بچه ها ریخته پابرهنه میشن وزو میگیرن گریه میکنن و بچه هایی ما که میرفتن که به او خاکا به ایچش میگانه میکردن به او آب و خاک اونا رو قتلگاه خودشون میدیدن چه چیزی باعث میشه یه مرتبه زمان هفته مثلا دفاع مقدس یا هفته بسیر مقدس میشه مکان مقدس میشه نوع خاصی از لباس و پوشش مقدس میشه همه چیز برمیگرده به اون روح و معنایه که پشت این زواهر و پشت این اجسام و اجساده من حتی با این که استخان و پلاک رو سمبول شهید تو فیلم ها و بحث رو اعلام میکنم با این هم من خیلی موافق نیستم برای که تبدیل میکنه شهادت و جهاد رو به یک نستالوژی استخان که پوسیده پلاکی که از این خواد پیدا شده مگر غیر مستقیم و با واسطه آیات و روایات وقتی راجعه به جهاد و شهادت حرف میزنن تمام پیام حیات و حی و نشات و شادی و ابتحان حتی خدای متعال در قرآن تصریح میکنه یه وقت به شهید نگید مرده راجعه به اموات که شما اشیایشون رو پیدا میکنید هی استخانی چیزی پیدا میکنید میگید که آی مثلا این فلان راجعه به احیایی حرف رو میزنید شهیدو از ما زنده ترند اصلا حیات واقعی اونو دارن ما حیات ما حیات نباتیه ما حیات ما حیات نباتیه و حیوانیه اونو حیات انسانی و الهی دارن نگذاریم جنگ و جهاد و شهادت اینا تبدیل بشه به یک مسئله زمانی مکانی مادی که سمبولش نمیدونم پلاک و استخان و دهی شست و جزیری مجنون و عروند و شلمچه و زمان خاص مکان خاص ماده خاص جسم خاص اصلا همچیزهایی نیست اگه یه حرف رو زدی بچه من و شما خواهد گفت که آقا خب دیگه تا کهی تو دهی شست تموم شد دیگه مایه از گذشته نباید دفاع مقدس یه بحث مرتوف به گذشته است داری تاریخ میگی قصه میگی اشاره به زمان و مکان خاصه اینا نیست واقعا همه چیز باید باشه استفاده از عرضش های رسانه ای و معنوی زمان مکان از چفیه تا پلاک این همه استفاده بشه من نمیگم نشه زمان مکان رفتن به اون منطقه اینا همه آثار داره برکاتش داریم میبینیم اما خطرناکترین چیز ایه که شما ها تبدیل بشین به کسایی که به زور مثل که چسبیدن به یک مردریگی مربوط به گذشته یه عرسی منده رو دست من میخواییم این رو حفظ کنیم نه اصلا اینه بوده خود ما و شما که جبهه میرفتیم اصلا واقعا برای چی میره برای این چیزانه بود یعنی همون لحظه ای که مجروح میشودیم میفتادیم کنارمون برادرهای ما شهید میشودن نمیدونستیم بر میگردیم بر نمیگردیم از این عملیات اینا اقلا به بچه ها که ما میدیدیم تو وسیع ناماش هست اصلا او آب و خاک فکر نمیگردن جزیره رو با بلم و با لباس غواسی رد میشودیم یه لحظه من تو زهنم نمیامد که قرار ما به خاطر هورو الهویزه شهید بشیم مثلا یا تو والفجره هشت وارد عروند شدیم با لباس غواسی رد میشیم یه لحظه تو زهنم نمیامد که ما داریم برای عروند میجنگیم عروندم که میگن دفاع از وطن و خاک و اینا مبارزه با ظالمه و الا اگه این انوان معنوی نباشه کی میگه یک رودخانه عرضش ای رو داره یا یک تپه عرضش ای رو داره که صدها نفر بخاطرش کشته بشن لذا میگن که به لحاظ عقلی و فقهی شما اگر یک کسی آمد چاقو گذاشت زیر گلوت گفت که ماشین تو میدی ببرم یا خودتو بکشم شرعن ما با چه کار کنیم باید واجب بگیم اقا ماشین بردار جان ما از ماشین عرضشش بیشتره در این حال که تو شرع ما همینه در این حال روایت هم داریم که من غتل دون مالهی یا دون حقهی فشهید اینجا یک مخصول معنی دیگه اگر کسی در دفاع از حقش و مالش کشته بشه شهیده خب یک کسی دیگه آقای دوتا با هم تعارض داره که نه تعارض نداره اگر صرفا مسئله مادی مطرحه اینجا جان انسان عرضشش کجا هزاران کلومتر خاکم عرضش جان یک نفر رو نداره چون قرآن می فهمد جان یک نفر مسابیس با جان همه بشریت اصلا جان عرضش مادی نداره تمام عالم مسابیس با جان یکی هم نیست ولی وقتی که شد دون حقهی صحبت حق شد صحبت دفاع از حق و حقوق شد مسئله حق و باطل مسئله عدل و ظلم شد حالا دیگه مهم نیست مستاقش چیه مستاقش ماشینت مستاقش یه تپه مستاقش یه رودخانه است مهم نیست شهیدی نبه داری که بری او و الا صرف دفاع از خود این یک عرضش هست اما یک عرضش عام هیوانات هم از خودشون دفاع میکنن یه عرضش خاص انسانی نیست که دفاع از خود و منافع خود یک عمر مقدسی نیست یک عمر قریضی و طبیعی است شما به یک سگی به یک لانه یک سگی هم حمله کنی بخوایی طولش و برداری خونهش خراب کنی باید از خودش دفاع میکنه به جوجه حمله کنی مادرش مرد ازش دفاع میکنه یک عرضش خاص انسانی نیست انسان هم مثل همه جانوران از خودش دفاع میکنه گل به بوته دست میزنی خاری هست به رید دفاع از کهی به بعد عرضش الهی پیدا میکنه مقدس میشه از او لحظه ای که دیگه صحبت ماده و دفاع از منافع فقط خودم و دفاع قریزی و اینا نیست این جواب و کسایی هم هست در زمین که میگن آقا واقعا حالا عرضش چی داره مثلا برای هزار زمین این همه آدم شهید بشن مثلا کل زمینی که ما تو جنگ دشمن از ما گرفت بعد پس گرفتیم مثلا یازده هزار کلومت چرن خب حالا تعداد شهدار یک کسی حساب کنه مثلا دویس هزار شهید دویس هزار رو تقسیم کن به یازده هزار ببین برای هر کلومت برای هر مت چند تا شهید دیدیم این محاسب غلطه برای اصلا برای او زمین ها نبود بعد مادی اونا نبود یه بعد الهی بود و اوی که خداوند اجازه نمیده که ما در برابر ظلم کتاب یاییم و سکوت کنیم ما وظیفه داریم برای اقامه قسط دفاع از عزت اسلام و مسلمین مبارزه با ظلم اینا وظیفه منه ایناست که حوییت و عرضش میده میشه واقعا تو همین خضیه تاریخ جنگ و خاطرات جنگ یک دوره فشرده عرضش های انسانی الهی عرضش های جهادی حتی یک دوره فشرده سبک زندگی میشه گفت که آقا مسئله این بود یعنی ظاهرش جنگه جنگ چیز بسیار بدیه زمینن توی قضای تاریخ جنگ حواسون باشه که جنگ دو بود داره جنگ از یک بود لعنتیست بدترین حادثه ی تاریخ بشه ده جنگ از یک طرف زیباترین سحنه هاییم تو جنگ اتفاق میفته امام تو وسیعت نامش یه جا میگه جنگ لعنتی این عبارت امامه یعنی جنگ لعنتی تحمیلی خب همین امام میگه این جنگ ت بود رحمت فلان خب بالاخره لعنتیه یا رحمتیه ت یا لعنت هر دوشه جنگ یک بود داره که از طرف متجاوز از طرف متجاوز که نگاه کنی به سحنه ی جنگ جنگ لعنتیه متلاشی کردن نابود کردن خانواده ها کسایی رلتوپار میکنه چل سال رو تخت میخوابن نمتونه نفس بکشه نمتونه درست تکون بخوره بچه هایی که یتیم شده هم میشن زنانی که بیوه میشن خانه هایی که خراب میشه کارخانه ها و مزاره و زندگی هایی که نابود میشه اینا کجاش خوبه در این حال زیبا ترین سحنه هم جنگه از طرف مظلوم وقتی نگاه کنی از این طرف جبهه آشورا زشترین روز تاریخ و زیبا ترین روز تاریخه زشترین روز تاریخه از طرف جنایتهایی که او طرف کردن در این حال زیبا ترین روز تاریخه که حضرت زینب ازش مپرسن ای همه سحنه های سخت تلخ بدترین سحنه ها که هنوز بعد هزار و اندی سال وقتی یکیشون میگه همه گریه میکنن چجوریه که از زینب میگن ما رای تو الا جمیله این جنایت و خشونت نیست که جمیله این طرف قضیه است سبر و مقاومت و فداکاری و عدالت خواهی و ایسار اخلاص عشق تا لحظه شهادت ایناست که زیباست پس سلطلب ترین کتاب قرآنه سلطلب ترین مکتب اسلامه هیچ دینی به این اندازه زده جنگ و زده خشونت نیست میگه آقا اگه اشتباهی با رفیق ترین شوخی میکنی نشکونش کندی قرمز شد باید دیه بدی کبود بشه اینقدر سیاه بشه اینقدر اشتباهی تو شوخی اگر راضی نشه میگه حیوان را جلوی حیوان زب نکنید اینا تو روایات ماست اهل بیت این دینی که نسبت به گیاه و حیوان و مکان و تا چه برسد به انسان اینقدر حساس راجب سلامت پس ما روشن بشه زده جنگ ترین مکتبیم ما اولا پس ساته یک جنگ کونه یه تاریخ گذشته یه تاریخ مصرف گذشته نمی کنیم قداست یک افراد خاص زمان خاص مکان خاص نیست اینا تجلی اون عرضشن خودش نیستن خود اون عرضش جیه توحید و عدالت هر کس هر جا هر وقت برای توحید و عدالت فداکاری کنه اون جا و اون وقت و اون کس حالا میخواد شلمچه باشه حالا اگه فرش کنیم این جنگ به جای اون مرز این مرز شرقی شده بود حالا باید مرفتن همه اونجا زیارت دیگه به الان خاک شلمچه و نخلستان نخلا و اینا که یک چیز خاصی ندارن که میخواد بگم مرزیست بین نمادین نمادین شدن نماد که خوبه و لازمه و حقیقت نماد وقتی که علامت حقیقته عرضش داره خودش مستقل از حقیقت نیست اینا باعث میشه که این مفایین وقتی منتقل میشه یک مکتب منتقل شد به نسل بعد نه یک فقط تاریخ یک حقیقته که زنده است مال دو سه دهه پیش نیست مال همیالانه بعد به خصوص که اگه این جنگ هایی که الان تو منطقه هست اینا همون ادامه همون جنگ ماست بهترین دلیلش اینه که کسانه که تو اون جنگ در برابر ما میجنگیدن الان همه باز همون طرف جبهه جمعه کیا دارن یمن و بومباران میکنن تو ایراغ سوریه تو لبنان قزه افغان ها کیاین همین رژیمایی فاسد منطقه هن اسرائیل امریکاس انگلیس فرانسیس و و و همین هایین دیگه ما هم به اندازه همون موقع باز غریبیم متقاق غریب تو حکومت ها ولی تو ملت ها نه این همون جنگیه که صدام جلوش بود با ما میجنگیدن این همون جنگه الان جبههش گسترده شد کل جهان عرب و جهان اسلام رو گرفته سرنوش دنیا رو داره عوض میکنه این هم منتقل شد به نسل بعد که آقا ما وقتی از جنگ میگیم مرا وجبه سه دهه پیش حرف نمیزنیم راجبه الان داریم حرف میزنیم این ادامه همون مبارزه است همین ها زمان صدام پشت صدام بودن منتقل ما پیروز شدیم به لطف خدا جبهه از داخل ایران رفت به امقه کشورهای دیگه یعنی خود این رژیما یا سقوط کردن یا دارن سقوط میکنن از شمال افریقا تا یمن کل منطقه ای نبرد همون نبرده جبهه زد امریکا و زد سیونی در برابر جبههی که دانسته بجشون هم ندانسته دارن به نفع اونا مبارزه میکنن زمان جنگ هشت سالم همینطور بود توی اشهل کچکتری ما در غالب این مبه هست که بگیم این جنگ ما تداوم انقلاب بود ما چون انقلاب کردیم جنگ به ما تحمیل شد اگه شاه بود هرگز جنگ به وجود نمیامد اگر شاه بود این تحریم ها رو نمیکردن برای که یک رژیم نوکر خودشون بود این تحریم ها مال هستئی نیست فقط این از قبل از غذایه هستئی شروع شده جنگ دفاع مقدس تداوم انقلاب بود این جنگ ها و درگیری های الان هم تدا توی سه چار دهه قوی تر شدیم پیش روی کردیم اون موقع خطر مرگ و زندگی خود ما بود اینجا امالیات پشت سر هم شکست خود از ما هم شکست خود چونم میگن اگه این تب این بشه وقت بچه ها احساس نمیکن از یک چیز تاریخ مصرف گذشته یه محدود داره دفاع انفعالی میشه که آقا به خدا ما تو جنگ ما متجاوز نبودیم آقا ببخشین ما بعد از خورم شرم جنگ و اعلام دادیم آقا به خدا ببخشین فنان اینجوری نیست آقا اصلا قضیه این نیست یه مرتبه تلبکار بشه بدهکار بعد اونا که جبهه نمیامدن بدهکارن بشن تلبکار قهرمان بشه زده قهرمان زده قهرمان بشه قهرمان جای شهید و جلد آوز شه اونا که جنگ افروزی کردن هنوز هم تو دنیا جنگ افروزن و جنگ تلبن اونا بشن طرفتاران و سلوه و دمکراسی ما که انقلاب ما که همش قربانی ترور و جنگ بوده همیشه از خود اشتفاه کرده به هیچ جا حمله نکرده انقلاب اسلامی اسلام بشه جنگ تلب و متجاوز خشونت تروریزم تروریزم خودتون درست کردید توی منطقه برای که خودتون مستقیم دیگه شکست خوردید از انقلاب اسلامی و اردوگاه اسلام و انقلاب اسلامی که کل منطقه رو گرفت دیدید نمیتونه دو جوری بیاد ارتشاتون علی جنگیدن نیستن آمادید بیداری اسلامی رو تبدیل کردید به جنگ مذهبی و جوونهای مسلمان ناغاه که بعضشون هم به قصد خدمت به خدا و اینا میان مثل جنگ نهروان بعض جنگ های دیگه که در سطح اسلام هم بود یه اده اونان یه اده هم که مزدور رو برای پول و جنایت و اینا میان پس گفتن تاریخ جنگ و مسائل یک بخش مهمش اینه اصلش به نظر من ای باشه که چه با خاطرات چه با تاریخ نشون بینیم ارزش هایی که در سطح زندگی جهادی دوباره متولد شد پرونسانس یعنی تولد مجدد مفهوم زهد رو ما نمیدونیم چیه مفهوم سادزیستی ایسار شجاعت اینا رو واقعا نمیدونیم تو جنگ دیدیم از بچه هایی رو دیدیم که نمیترسیدن از هیچی ما وقتی دیدیم بعضی بچه ها از هیچی نمیترسن فهمیدیم شجاعت شهادت تلویه نیچه خلاقیت شجاعت ایسار زهد وحدت اخلاق در این حال شجاعت در این حال اقلانیت تابتیک هایی که بچه ها به کار میبستن تو جنگ بدونی که دانشگاه دیده باشن دانشگاه جنگ دیده باشن تکنیک هایی که به کار میبردن ابزاری که ساختن نکته بعدی هم شباهاتیست که در باب این مسئله مطرح میشه که این شباهات رو باید کاملا با چشم باز و آگاهانه جواب دادی شباهات هم دو دست هست یک بخش مربوط به مسئله سیاسی و نظامی و تاریخ جنگ خود ماست مثل که آقا واقعا جنگ رو که شروع کرد چرا شروع کرد چجوری شروع شد نمیدونم آیا ما تو جنگ درست عمل کردیم قلط عمل کردیم به چه دلیل آیا بعد از خورمشرف جنگ باید تمام میشد نباید میشد چون اونها که تو مطن بودن اصلا میدونستن هیچ وقت صدام واقعا حاضر نشد بپذیره که جنگ رو شروع کرده در دنیا همه هیچ کس نپذیره و فیار فراموشد گاهی ایک مسابقی حرفی میگفتن کسی تا آخر حاضر نشدن اعلام کنن حتی سازمان ملل و حتی عربای صدام و هیچ کس تا آخر حاضر نشدن اعلام کنن که اینا جنگ رو شروع کردن ما دفاع کردیم خب باید همچنین دنیا زالیم آمده وسط مملکت زده کشته و نابود کرده حالا میگه سل مثل که یک کسی بیاد تو خونه شما بزنه خونه رو نابود کنه و بکشه و بسوزنه و تجاوز و اینا بعد بگه سل دیگه حالا بیان سل کنی تو خونه من میخوایی با من سل کنی و اتفاقات بعدی اینا یک بخششه این مهمه اما منظور من مسئله اصلی نیست مسئله دیگه مسئله تهوری که راجعه به مسئله جنگه که همی به مفهوم جهاد در اسلام و یرفا مربوط میشه آقا اسلام دین جنگ هست یا سل یک زمانی عدبیات های چریکی و جنگی و چپ و انقلابی و اینا مثلا همه جا حاکم بود همه گفتن نخید دین جنگ و جهاد بعد دوره هایی یک تفکره هایی لیبرال منش و غرب زده و واداده باز کسی جرات نکنه بگه اسلام دین جنگه بگین اخیر آقا اسلام فقط دین سل آقا اسلام دین جنگ هست یا سل اسلام دین جنگ هست و سل سل با کی جنگ با کی سل با کل بشریت حتی اگر مشرک و کافرند با شما سر جنگ ندارن به اسلام توحید نمی کنن به مسلمین ستم نمی کنن تجاوز نمی کنن ما جنگ نداریم باشیم دین سل با همه بشریت همه دولت ها و ملت ها ایسا اصلا تنش ما نداریم با کسی خدای متعال در قرآن می فرمد اجازه به شما دادیم که حتی با مشرکین مشرکینی که با شما قرارداد دست دارن با شما سر جنگ ندارن مثل اکثر کشوری دنیا کالو یا کافر کتابی اهل کتاب هستن یا غیر کتاب یا مشرک یا بدینت چه هستن خداوند می فرمد نهی که به اینا جنگ شما ندارید حمله نکنید ظلم نکنید تجاوز نکنید فقط دعوت و تبلیغ چرا اگر جنگیدن حمله کردن خشونت کردن دفع کنید بله شما سلاح بردارید الا نه بعد خداوند می فرمد که اصلا با حتی با این مشرکینی که با شما سر جنگ ندارن هم تبروهم بهشون نیکی کنید و تقصتو الیهم آدلانه رفتار کنید به حقوقشون احترام بگذارید تقصتو الیهم یعنی به حقوقشون احترام بگذارید قسط آدل باشید ظالم نباشید تجاوز نکنید آقا اینا کافرن ما باید تجاوز کنید نخیر با تو سر جنگ ندارن ما به کسی حمله نمی کنید تبروهم یعنی بر یعنی با شون نیکی مهربانی کنید یعنی حتی یک کشور غیر مسلمان زلزل سیلامت شما نگو آقا اینا که کافرن کمکشون کن برو کمکشون جنگ با متجاوزان و مستکبران و جنگ افروزان جنگ با کسانی که به سرزمین های اسلامی حمله میکنند به مسلمین احانت و ظلم میکنند به اسلام احانت میکنند پس اسلام دین هم جنگ هست هم سل آقا خشونت دین خشونت یا دین رحمت دین رحمت هست با همه بشریت حتی با کسایی که با ما موافق نیستن مخالف ما هست اما دین خشونت هست با جبهه خشونت کسانی که خشونت میکنند با بشر با اونا خشونت جهاد برای جلوگیری از جنگ جهات جنگ با جنگ افروزانه جهات جنگ در دفاع از سلو و عدالته ولی های کسی سلاح بر نداشته ما حق نداریم سلاح برداریم در برابرش حتی اگه مسلمان نباشه بله حق و وظیفه داریم دعوت کنیم به توحید به عدالت گفتگو کفارن مشرکینن دعوت شون کنید خدای متعال روش دعوت رو گفته دعوت با شمشیر نیست میفرماد با کتاب حکمت استدلال و برهان بعضی ها که مشکل نظری ندارن مشکل روحی لجبازی سو اتفاهم موئزه حسنه بعد از حکمت و موئزه حسنه یعنی هم استدلال نظری کردی هم با وجه اخلاقی و محبت و موئزه رفته جلو بازم اثر نکرد به جنگیم نخیر جادل هم بحث کن بایشون مقارد مناظره و بحث بشید چجوری به هر روشی با تحدید توحین تحریف نخیر به لطیح احسن به بهترین روش ممکن با مخالفان بحث کنید دعوت کن تبلیغ کن اگه او تو تمام دنیا یک جایی هم اسلامی هم نیست دراند ظلم میکنند برو کنار مظلومش بیست کنار مظلوم بیست علیه ظالم حرف بزن یعنی بست عمره به معروف به نهای از من پس ما وظیفه داریم همه جای آلم در برابر ظلم و کف مبارزه کنید اگر او شمشیر کشید و جنگید و اختفا میکنید ما هم شمشیر برمیدیم سلاح برمیدیم ولی سلاح برمیدیم آدم های بیگناه رو تو کوچه و خیابون بکشیم آقا قتل نفس جهان انسان اینقدر مهم محترمه همون مکتبی که میگه جهاد همون مکتب میگه اولا قتل نفس رو کنار شرک میگذرن و میفرمان کسی که یک انسان بیگناه رو بکشه خداوند در قرآن میفرمان جهنم عبدی داره قانون اینه فرمود یک انسان رو بیگناه رو بکشید بکشی خداوند فرمود جهنم عبد پس این دین نمیتونه دین جنگ باشه میفرمان که الانف علا عباد الله فی حد شرک بالله خشونت خشونت علیه بندگان خدا مثل شرک به خداست در حد شرک به خداست این روایت پیغمبر اکره این دین اینه همین پیغمبر میفرمان که علا و این الجهاد بابون من ابواه الجنه فتحه الله لعولیائه یا لخاصت اولیائه همین دین میگه جنگ برای دفاع از حق دفاع از توحید و عدالت دفاع از مظلومین عالم دفاع از اسلام دفاع از انسان حزینه گذاشتن برای دفاع از عرضش ها یک در ویجه بهشت است که خداون این در رو مخصوص اولیاء خاص خودش قرار داد یعنی آقا بهشت یک دری داره فقط مجاهدین حق دارن وارد شد کسانی که تو دنیا جهاد کردن یعنی جانشونو برای دفاع از حق به خطر انداختن فقط حرف نزدن حرف که همه بلدن بزنن پیانبر فرمودن فقط کسانی که حزینه میگذارن برای دفاع از عرضش ها میرن جهاد میکنن میدونه ممکنه فلت شه کور شه تا آخر اوم بیفته اسیر شه جنازه شن بر نگرده خانواده ش بی سرپرست بشن خودش درد بکشه کشته شه زندگی شد همه را از دست بده اینا را میدونه و میره پیانبر فرمود اگر میخوایید دنبال دوستان خاص خداوند بگردید اینا را پیدا کنید کسانی که اهل جهاده میرن به استقبال شهادت این در ویجه به مجاهد امیر المؤمنین شبیه این تعبیر را دارن که سپر قوی الهی و در همش هم ببینید کلمات دفاعی خیلی جالبه هم در در یعنی زره زره برای دفاع لباس همینطور جنه جنه یعنی سپر سپر زره لباس میفرماد جهاد حتی اگر ظاهرش حجوم باشه حقیقتش دفاعه دفاع از چی؟ لباس و تقوی دفاع از تقوی این مثل یک لباسیه که روح تقوی و خدا محوری رو روح اخلاق و برادری و عدالت رو حفظ میکنه لباس و تقوی است شهاد درالله الحسینه این زره محکم الهی است زره برای دفاع دفاع از چی؟ دفاع از ارزش ها دفاع از انسان و جنته الوثیقه سپر قوی است برای دفاع یه جای دیگه میفرماد که سوغه خدای متعال جهاد رو اجازه داد اولا تسویق یعنی چی؟ یعنی اصل جنگیدن حرام است جنگیدن حرام است خشونت حرام است مگر جایی که به طور خواست خداوند اجازه میده خدا کجا اجازه میده؟ دفاع از حق و مظلوم لذا امیر المومنی میفرماد که خداوند این در ویجه بهشت را باز کرد فقط برای کسانی که جانشون رو در خطر انداختن برای دفاع از حق فقط حرف نزدن فداکاری کردن این در مخصوص اوناست تو بهشت این مقام مخصوص اوناست اینا میرن کنار انبیاه شهده و علما علما صالح اهل عمل این دو گروه کنار انبیاه هن حق شفاعت دارن ولی اینا در یک ردیف برده میشن که انبیاه و علما و شهده در کنار هم قرار میگیدن برای که اونا این معرفت الهی رو گسترش دادن شهید پروری کردن شهید ساختن مجاهد ساختن و اونا هم عمل کردن زمین که اونا هم خودشون هم عمل کردن میفرماد سبقه و خداوند اجازه داد در مورد خاصی برای جهاد جنگیدن فقط اینجا رو اجازه داده کرامتن منه لهم از باب کرامت یعنی این اجازه الهی کرامته این کرامته که با متجاوز و زده حق به جنگی خداوند اجازه داد جنگیدن و سلاح برداشتن رو فقط در یک جا بقیه همه جا حرامه یعنی سلاح برداری برای دنیا برای پول مال ریاست شهرت تأثب قبیلی نجادی سلاح برداری حرامه فقط یه جا خداوند اجازه داده سلاح برداشتن رو این در دفاع از توحید و عدالت و حق دفاع از مردم دفاع از انسان مظلوم اینم کرامته خدا کرامت گذاشت برای شما کرامت قائل شد و تون ذخرها یک تیست که خداوند زخیره کرده برای شما یعنی اما که امام میگه جنگ ت بود برای ما این اصلا تحبیل در روایت حضرت امیره میگه جهاد یک تیست که خدا زخیره کرده برای شما برای روز مبادا برای اون لحظه ای که لازم شد شما خل اصلاح نباشید حق در برابر باطل نباید زلیل بشه نباید باطل بتونه تو سر حق بزنه ول جهاد لباس و تقوا لباس نگهدارنده یه میگه میخوای تقوا تو جامعه بمانه تقوا فقط با حرف و شعار و سخنرانی بخشنامه با آرزو با شعر نمیمونه فقط یعنی اگر جهاد نباشه تقوا برهنه و بیدفا میمونه جهاد لباس تقواست یعنی برای حفظ تقوا و اخلاق در جامعه و اتجاد کرد و السلام علیکم و رحمت الله نبای محرفت سدای ایمان رای محرف سدای فضیلت و فطرت پیام ولایت ممنون و حلی روح خدا نور دل اون خامنه ای رهبر ما نور دل اون خامنه ای رهبر ما اون چه به نظر بنده مهمه اینست که ما بتوانیم جامعه رو جامعه خودمون رو در درجه اول از سرچشمه تمام نشودنی قرآن سیراب کنیم ما به این احتیاج داریم به شدت هم محتاجیم هم در زندگی فردیمون زندگی شخصیمون اخلاقمون رفتارمون سلوکمون اشکالاتی وجود داره که با قرآن برطرف میشه هم در زندگی جمعیمون که زندگی جمعی هم یک بخش ارتباطات درون جامعه ارتباطاتون با هم همکاری همون تعامل همون محبت های طرف اینیمون یک بخشی هم مربوطه به مباجعه با بیرون از جامعه هست در همه این ها هم در مسائل شخصی هم در مسائل اجتماعی درون جامعی و هم در مسائل اجتماعی مربوطه به بیرون جامعه در همه این ها ما ابتلاعاتی داریم که این ابتلاعات با قرآن برطرف میشه قرآن میتوانه ما رو در این زمینه راه نمایی کنه و دست ما رو بگیره امروز در زمینه حالا ارتباط با بیرون جامعه امروز ملت ایران مباجع هست با یک جبهه وسیعی از قدرت مداران کافر یا منافق اینه با ملت ها مشکلی نداریم ملت ها هم با ملت ها هم با هم دیگه یا برادر هم یا اگر هم بیگان هستن کاری به هم ندارن اونی که کار به کار کشورها و ملت ها داره قدرت مدارانه ما امروز جزب اون کشورهایی هستیم که با یک جبهه وسیعی از این قدرت مداران مباجعیم چگونه با این رفتار رو کنیم قرآن متزمنه چگونگی رفتار با این هاست در چه مرحله با این ها حرف بزنیم در چه مرحله دست همکاری بدیم در چه مرحله مشت به دهان این ها بکوبیم در چه مرحله شمشیر بکشیم همه این ها مشخصه در قرآن در زمینه مساحل اجتماعی درون جامعه ای مساحل ارتباطات ما خب میدونید از نظر اسلام در تشکیل جامعه اسلامی بعد از توحید و معارف و ارتباط با خدا مهم در این مسئله ادالته ادالت اجتماعیست پیغمبران به هیچ چیز به قدر ادالت دهوت نکرده بعد از توحید ما در زمینه ادالت اجتماعی مشکلاتی داریم راه حلش در قرآن در زمینه شخصی قدمون احوال شخصی قدمون دوچار امراض اخلاقی و روحی هستیم همه نه فقط ما همه بشریت دوچار امراض روحانی و اخلاقی و معنوی هستن دوچار حسدن دوچار بخلن دوچار سوه زنن دوچار تمولین دوچار هواپرستین دوچار قدخایین دوچار ترجیه منافع خود و منافع جمعن اینا در