ها هم از پشت سر فاطمه فرزندان زهرا امام حسن و امام حسین علیهم السلام از پشت سر فاطمه میادن و الله تعالی یک لوها خداوند متعال هم فاطمه را مورد انایت خود قرار داده است و یحفظها او را حفظ می کنه فعزن انده دا من قبل الله جل جلاله کناگه انده دایی از ساحت قدس پروردگار متعال به گوش تمام حاضران محشر می رسه چه روزی چه جمعیتی که حضرت امیر در اون کلام می فرمان و ذالک یومون یجمالله الولین و الاخرین لنقاش الهساب و جزاء العمال حاصل این است که بله خداوند متعال هم فاطمه را در پرتوب انایت خود قرار داده و بعد ندا الهی ندا من قبل الله است از ناهی از ذات اقدس الهی جل جلاله ماشر الخلائق غزو ابسارکم و نکسو رؤوسکم ای تمام گروهیم ای که در محشر حاضرید ای ماشر خلائق اولین آخرین امتهای پیشین امتهای بعدی همه مورد خطاب استن تمام انسانها تمام افراد بشر که استن برای ما قابل تصور نیستی قد جمعیتهای که آمدن رفتن همه مخاطب باشن خطاب می شه چشمانتون را ببندید و سرتون را پردیدید پایین بیارید برای چی چه خبر هست برای خاطر این که و نکسو رؤوسکم حاضری فاطمه تو بنت محمد صلی اللہ علیه و آلیه و سلم نبی کم این فاطمه است که آمده است به سهراغ محشر و در صفوف عرصات تجلی پیدا کرده دختر پیامبر شماست و زوجت و علی امام کم همسر علی علیه السلام امام شما مادر ام حسن و حسین مادر حسن و حسین هست یه خانم معمولی نیست یه زن معمولی نمی باشد متعارف نیست این دختر پیغمبر اسلام هست زوجه امیر المومن هست مادر حسن و حسین ریحانتان رسول الله صلی اللہ علیه و سلم رسول الله می باشد الحاصل اینم آکه سرتون پایین بیندازید کشمانتون ببندید خیلی حرف هست گویا اشاره به این است که تمام خلائق باید مقابل عظمت فاطمه سر به زیر بیارن همه باید سر به پایین بیابرن مقابل عظمت صدیقه تاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها فیجوز و سرات و علیها ریتتان بیزاوان میان تا میرسن به سرات در حال که دوتا جامعه سفید بر اندامشون از ناهی ذات و عقدس الهی افتادست و پوشندست فاطمه را فعزا دخلت الجنب و نظرت الاما اعد الله لها من الکرامه زمان که داخل میشن در بهشت و نظر میاندازن الاما اعد الله لها من الکرامه میبینن که خداقای متعال چه در دستگاهی چه وسائلی چه تشریفات عالی عالم آخرت در برابر ایشون قرار داده است خداوند متعال برای حضرت زهرا چه تشریفاتی قائل شده است و نظرت الاما اعد الله لها من الکرامه چه بزرگ داشتی بزرگ داشت های اینجا که هرف است و یک روزی دو روزی روشم کار میشه یه پولی هم خرج میشه تمام میشد میرده اما کرامت الله اکرام الهی در جهان ابدیت در انظار تمام خلاق خدا میدوند که مردم اونجا چه احساسی پیدا میکنند؟ بعد تا فاطمه زهرا اون مراتب و مقامات کریمانه رو از خدا میبینه قرات قرات میکنه این آیه کریمه را بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الازی اذهب ان الحزن ان ربنا لغفور شکور الازی احلنا دار المقامه من فضله ولی مستنا فیها نشبون ولی مستنا فیها لغوب حمد خدا این فاطمه زهرا است که انیش قرآنه حلیف قرآنه اونجا هم آیه قرآن دعایه کریمه است حمد برای اون خدایی که اذهب ان الحزن دیگه حوزنها را از دل ما برد این عالم است که دائمان انسان دوچاری مشکلی است فکر انسان ناراحت می کنه روح و جان انسان را آزرده می کنه اما وقتی وارد بهش شد اونجا هست که اذهب ان الحزن حوزن و اندوح را از انسان می برد حالا فاطمه زهرا که نمونه اونها هستند نمونه اجلا و اتم هستند میگن حمد خدا را که از ما غصه را برد و حزن و اندوحی برای ما برده است موسیقی این اگر در دنیا مشکلات دیدید اگر در دنیا گرفتاری ها بود درد دل ها بود درد های که انسان نمیتونست برای احدی بگه اما الان خداوند متعال شکور شکرگزاری میکنه سپاسگزاری میکنه پاداش خیر به انسان خواهد داد این را واقعا برای ما درس ها که یک مقدار متحمل باشیم تحمل مشکلات بکنیم بدانیم این را تمام میشه نه اون شادی ها باقی میمانه اون رقص و امثال ظالک باقی میمانه و نه اون غصه ها و اندوح ها همش در معرض زوال از کل وجود ما داره باشه ولی اونجا خیلی مهم است این را بنال غفور و شکور بعد اَلَّذی اُنْ خُدَاءِ کَهِ اَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَظْلِهِ از فضل و کرم و احسانش ما را وارد کرده است در دار المقام اونجای که محل اقامت همیشهی خواهد بود و البته از این مقامت نهیشهی خواهد بود بله ایمان بخواهد بود و من فضله این از فضل او است لا يَمَعْ اَنَا فِیَهَا نَشَبُن و لا يَمَعْ اَنَا فِیهَا لُهُوم نه در اینجا بله تعب و ناراهتی هست و نه اینکه برای انسان ملالی اندوحی فکری اندویشی در کار باش ابدا اونجا نه حراسیست نه ترسیست بله که سرتا سرنشاط و خوشی و شادمانی هست لاغم استنافیها نسبن ولاغم استنافیها لغوب در سوره فاطر هست خدا وحی میکنه به فاطمه وحی میکنه دا وحی که به رسول خدا میکرد به فاطمه وحی میکنه یا فاطمه سلینی اعتک ای فاطمه از من بخواه چی میخواهی تا من به تو عطا بکنم ای تعمیم دارین هرچی بخواهی برای تو فراهم هست از من بخواه تا عطا کنم و تمني علی ارزیک ای فاطمه از من درخواست بکن تمنا بکن من تو رازی میکنم قلب تو را شاد من میکنم حالا جواب را بشنویم برای ما در این دنیا درس بزرگی هست فتقول فاطمه تاهره در جواب در جواب الله تبارک و تعالی میگن الهی انتل منا و فوق المنا خدایا من چه بخم تو تمام آرزو منی همه آرزوها در تو جم میشه ای خدا تمام فکر و اندیشه من تو میباشی انتل منا و فوق المنا تو آرزو من و فوق آرزو من میباشی من درخواستی از تو ندارم تو را دارم بسم هستی گر تو دارم همه دارم وگرم هیچ نباشد تو دنیاشم همینطور بودا ولذا اینقدر مسائب دیدی اینقدر مشکلات دیدی اینقدر ناراهتی ها دید که صبت علی مسائب و لو انها صبت علی ایام سرن الایالیا که را برای خاطری که میدونست همش در راه خدا هست دیگه خدا را داشت الهاصل بعد از اوکه بعد میگن خدایا یه سؤال و درخواستی از تو دارم و آن عبارت از اینه عزیزان درست بین مطالب برسیم اللا تو از به محبی و محبی اترتی به نار خدایا من این را فقط میخوام که محبان مرا دوستان مرا عذاب نکنی و همینطور محب محبان مرا چه مقامیه که فاطمه زهرا اکتفا نمیکن به محبین خودش را حتی محبان محبان خودش را هم از یاد نمیبره ولو با صد واسطه باشه اینها را خدای متعال از آتش دوزخ معمون بداری اللا تو از به محبی و محبی اترتی به نار محبان اترت مرا محبان خود من محبان حسن و حسین محبان امه تیبین محبان حضرت ولی اص امام زمان ارواه فیوه الله الیها یا فاطمه خدا جواب میده وحی میکند به فاطمه ای فاطمه و ازتی و جلالی و ارتفاع مکانی لقد آلیتو علا نفسی من قبل ان اخلق از سماوات و ارز به الفیام ای فاطمه به ازت و جلال من و بلندی و بلندای مکان من و مکانت من من سوگند یاد کردم بر خودم که من قبل ان اخلق از سماوات و ارز به الفیام دو هزار سال سال های آخرت لابود باید باشه بره به الفیام دو هزار سال قبل قسم یاد کردم به ازت و جلال و خودم که چی قسم برکی الله او ازب محبیک و محبی اترت که به نار سوگند یاد کردم که ازاب نکنم محبان ترا و محبان اترت اترت که به نار ترا به آتش دوزخ سوگند یاد کردم به ازت و جلال خودم خالا ما از این مطالب که نتیجه میگیریم فاطمه زهره اولا با قرآن کریم عجین شده اونجا هم لذتش آنست که آیه قرآن بخانه وفقنا الله و ایاکم لمراضیه و جنبنا و ایاکم ام مخالفته و مناهیه و صل الله و سیدنا محمدیه و آله تاهرین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عدی درجه درس اخلاق آیت الله کریمی جهرومی رو در برنامه مکارم خوبان شنیدیم و دوت میکنم در این لحظه درس خارج اصول فقه آیت الله مکارم شیرازی رو در برنامه مبانی فقاحت به مدت حدودا سی دقیقه بشنویم گر جلوه حضرا گر جلوه حضرا هدف را فید برگوهر اشرا برگوهر اشرا برگوهر اشرا برگوهر اشرا بتعداد کنم دهان ف sans فایلت ها مردم مردم وَلَا حُولَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ عَلْعَلِيِّ الْعَظِيمِ قال صلی الله علیه و آلیه وسلم اِنَّ اَكْمَلَ الْمُؤْمِنِينَ اِيمَانًا اَحْسَنُهُمْ اَخْلَاقًا معنی حدیث اجمالا معلوم است کامل ترین مؤمنان از نظر ایمان کسانی هستن که اخلاقشون از همه بهتر باشن رابطه یه حسن خلق با مسائل اجتماعی معلومه کسی که دارای حسن خلق باشد نفوز در نفوس و قلوب و دلها دارد کسی که اخلاقش خوب باشد مردم از دورش متفرق نمیشه وَلَا كُنْتَ فَضًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَنْفَضُوا مِنْ حَوْلِكَ بسیاری از موفقیت های اجتماعی مربوطه به حسن خلق است اینها معلوم اما چه رابطه یه میان ایمان و حسن خلقه این مهمه است در این حدیث رابطه یه میان حسن خلق و موفقیت در مبلغ و اصلاح نفوس و جذب قلوب و این رابطه معلومه این کسی که حسن خلق ندارد مردم به صورت از اطرافش فراکنده میشود اما چه رابطه بین ایمان و حسن خلق است میپرماید کاملترین انسانها از نظر ایمان کسانی هستند که اخلاقشون از همه بهتر بشند یه رابطه یه باید پیدا کنیم بین حسن خلق و بین مسئله ایمان ظاهر این است که یه ارتباطی از دو طرف است هم حسن خلق در ایمان مؤثر است هم ایمان در حسن خلق مؤثر است اما تاثیری که ایمان در حسن خلق دارد آدم مومن متوکد علی الله تسلیم خدا است راضی به رضای خدا است مقام توکل و حسنیم و رضا باعث میشود به اینکه انسان یه مقدار حسن خلق داشته باشه بعضی ها اصلا یک کم و زیادی در زندگیشون میشه عصبانی میشن اما اگر بگه خب توکل میکنیم بر خدا و مشکلات حل میشه یا راضی هستیم به رضای خدا ما تلاش خودمون کردیم کوشش خودمون کردیم اون چه در توانده های خدای خودمون کردیم که این درخواهی را داشتیم انجام دادیم بقیه ها راضی هستیم به رضای خدا یه همچه آدمی بد اخلاق و کج اخلاق نمیشه چون مقام رضا و تسلیمه مقام توکل بر خدا است بنابراین میبینیم ایمان به خدا نتیجه هست حسن اخلاقش کسی که مؤمنه به خدا است از طرف دیگر از طرف دیگر از طرف دیگر آدمی هست خوشبین به آلم هستی این آلم فیلالله فیلالله حساب و کتاب داره بنابراین چون حساب و کتاب هست خوشبین میشود آدمی که خوشبین به آلم هستی میشود آدمیست که حسن خلق پیدا میکنه چون مقدار زیادی کشخلقی بر اثر بدبینی و سوء زن میده وقتی بدبینی و سوء زن نباشه کشخلقی هم نیست باز از طرف دیگر آدمی که مؤمنه به خدا است ایمان به صفت رحمانیت و رحمیت خدا داره و کسی که ایمان به رحمانیت و رحمیت خدا دارد آدم مهربانیست خودش هم سعی میکند مظهر این صفت باشد مظهر رحمانیت این باشد یه شعله کنید یه کوچکی از آن دریای عظیم رحمت در وجود او باشد از آن خرشید عظیم رحمت شمعی در وجود او باشد آدمی که دارای مقام رحمانیت و رحمیت بود و مقام مهربانی داشت آدم خشخلقی بیشه بنابراین ایمان از جهات مختلف تاثیر در حسن خلق میزن کما اینکه حسن خلق هم از جهات مختلف تاثیر در ایمان میزن آدمی که حسن خلق دارد مسائل رو بدون عصبانیت بدون پرخوش در حال اعتدال فکر مطالعه میکنه کسی که مسائل رو با اعتدال فکر و دور از عصبانیت مطالعه بکند یه همچین انسانی ایمانش رو بهتر میتوانه قوی کنه و خدا رو بهتر میتوانه قوی کنه چیزی که سبب میشود ایمان انسان منحرف بشه از جاده سواب ادم استقامت فکر است و ادم استقامت فکر هم از کچخلقی در خیلی جاها سرچشمه میدیده خوب دقت کنین ما میخواییم رابطه ای در میان ایمان کامل عصن خلق پیدا کنیم اینها همه در صورت این ایمانی از این ایمانی کامل خوب دقت ایست که ما عصن خلق رو به معنی همین خوش اخلاقی معنی کنیم اما اگر عصن خلق رو به معنی مجموعه صفات انسانی در نظر بیدیم آدمی که صفات نفسانیش بهتر است ایمانش کامل تر و آدمی که ایمانش کامل تر است صفات نفسانیش بهتر نه تنها خوش اخلاقی مصطلح ما تمام صفات این هم با ضراوطهش معلومه این انسان وقتی تحضیب نفس کند اخلاق خود رو اخلاق الهی کند این حواجب و موانع معرفت از قلبه او کنار میرود وقتی حواجب موانع کنار رفت انسان خدا و معرفت الله رو بهتر پیدا میرود اینه هجاب هاست که اینه میذارد انسان چهره ای موانعه کنند این های حق رو ببینند لولا ان شیاطین یهوتون یا یهومون قلوب بنی آدم لنظرو الى ملکوت سمارات اگر شیاطین هجاب بر دلهای بنی آدم نمیانداختند این ها به ملکوت آسمان ها نگاه می کردند همون نگاهی که ابراهیم کرد و همون نگاهی که منشه یقین شد و کذراده شد وحیدی که نوری ابراهیم ملکوت سمارات والعرض ولی یکون من الموقنین ملکوت آسمان ها رو دید و احل یقین شد خب این هجاب ها نمیذارد من نگاه کنند مانع میشم وقتی مانع شد سبب میشود که من معرفت الله نداشته باشم اکمل المؤمنین ایمانن نباشم اما این هجاب ها که کنار رفت شیاطین کنار رفتند ابزار شیاطین چیه؟ خلق و خوی بده صفات زمیمه از ابزار شیاطین صفات زمیمه کنار رفت انسان درک و دید دیگری پیدا میکنند یایی هلوین آمنو انتتق الله یجعلكم فرقانا اگر تقوی رو پیش کنید خدا فرقان به شما میده یعنی حس تشخیص حق از باطل عذابت صحیم نورانیت علم وقتی تتق الله نباشه فرقانم نیست وقتی فرقانم نباشه ایمان ایمان زعیف و سستی هست خیلی خوب میگه اون شاعر معروف میگه جمال یار ندارد هجاب و پرده ولی غبار رهب به نشان تا نظر توازن کرده شما آمدی اینجا غبار راه انداختی فعزار ممنوع و از دود و غبار کردی چشم تو جمال یارو نمیبینند او هجاب و پرده ندارد تو غبار و دود که ایجاد کردی غبار رهب به نشان تا نظر توازن کرده به هر صورت حدیثی معنی خیلی لطیفی رو داره بیان میکنی گراوه تیس در میان اخلاق و ایمان هر وقت رابطه ای بین دو چیز ذکر شد ظاهرش رابطه علیته باید بگردید رابطه علت و معلول بین اینا پیدا کنید ظرف و مذروخ فایده نداره اینکه میگه این اکملن مؤمنین ایمانم احسنهم خلقن یه رابطه علت و معلولی بین اینا هست آن کس که ایمانش کامل اثر میذار اخلاقش کامل میشه آن کس که اخلاقش کامل اثر میذارد ایمانش کامل میشه این جمله رو عرض کنم این بحث رو تمام کنیم میدانید برای رسیدن به معرفت الله دو طریق معروفه که شاید حدیث اشاره به اونو هم داشته باشه یکی طریق عقل است و دیگری طریق دل یکی طریق منطق و استدلال است و دیگر طریق شعود و احساس مشاهده باشه ده طریق استدلال همانست که برهان علت و معلول و برهان غنا و فقر و برهان امکان و وجوب و برهان معلول به علت پی بردن و استدلال نظم و بینا استدلالات متعددی هست که عمده اش پنج استدلال مهم هست که انسان میتواند به وسیله این استدلالات منطقی معرفت الله بده اما یه طریق غیر از این طریق هم هست و اون طریق صفای دل و باطنه تحذیب نفس و روح هست آدم وقتی روح و نفسشو تحذیب کنه به مقامی میرسد که احل استدلال هم به اون مقام نمیرسد اینوال یقین میشه نه علموال یقین علموال یقین استدلال هست اینوال یقین شهوده این دو طریق شکلی هست نیست که طریق دوم مشکل تر نتیجه شن عالی تر و چه خوب انسان اون مرحله برسه دیگه وسوسها و شبهات و شکوک و ایناهایی که همیشه انسان آزار میده در کنار هر استدلال منطقی بلاخره یه مشوسهایی هست ولی وقتی انسان برسه به مرحله این و یقین دیگه اون شبهات آزارش نمیده اون وسوسها آزارش نمیده میرسه به جایی یقین آرامش میده در بعضی از تعبیرات داریم خداوند برد یقین خونکی یقین رو که قلب انسان رو خونک میکنه آرامش امیدواریم انشاءالله در سایه تحصیل نفس و اخلاق سهی خداوند همه ما رو موفق به رسیدن به مقام ایمان کامل بکند به شرک اینکه انشاءالله اخلاقمون احسن الاخلاق کنیم تو ایمانم اکمل ایمان بشه قال صلی اللہ علیه و سلم این اکمل المؤمنین ایمانن احسنهم اخلاقا برگردیم به بحث اصول در بحث اصولمون بحث در مصفتات امارات آیا مصفتات امارات حجت است یا مصفتات امارات حجت نیست گفتیم مشهور و معروف این است که میگن مصفتات امارات حجت چهار بیان یا چهار دلیل برای این معناد دارن که مصفتات امارات چرا حجته چرا آثار شرعیه معلوسته بار میشود معلوسته لعقلیت و لعادیت چرا چهار بیان گفتیم تا رسیدیم به بیان آخر حاصل بیان چارم این بود که امارات عموما در میان اقلا هستند و شارع امزا کرده شارع تحسیس امارهی نکرد بلکه شارع امزا کرده امارات موجوده بین اقلا حالا که این چی نیست باید نگاه کنیم به برنامه اقلا میبینیم اقلا مصفتات رو حجت میداند لوازم عقلیه آدیه اون چه از آثار شرعیه برانها مترتب میشود خلاصه مقلا لوازم و ملزومات و ایناها را حکامش برمی کنند پس شارع مقدس امزا کرده مصفتات امارات حجته ما از کردیم از دو جهت این بیان قابل ایراده از دو جهت اما از جهت این که تمام امارات تمام امارات شرعیه برگرده به امارات اقلاییه گفتیم این مسلم نیست ممکن است در میان امارات شرعیه اماراتی باشد که در میان اقلا نباشد دو تا مثال اینجا داریم دیگه قاعده قرعه است و دیگری قاعده سوق مسلمین سوق مسلم اما قاعده قرعه گفتیم قرعه در میان اقلا هست ولی معامله اصل بهش می کنند اماره نیست