گنج سعادت گنج سعادت هر روز ساعت هفت و چهل دقیقه گنج تو سینه ده اما باید که پیداشو کنی یا عمل بشه زندگی زیباست زندگی شیرین هست زندگی تک تک این ساعت ها زندگی زیباست شمبه تا پنج شمبه ساعت نه و پنجا پنجا تا جمعه زهور من شک ندارم میرسدان فرصت ما تا جمعه زهور هر جمعه ساعت نه و پنجا دقیقه از برکت ما عصر جوانی مسابقه عصرگاهی رادیو معارفی سرعت دقیق حیجان عصر جوانی شمبه تا پنج شمبه ساعت هفته عصر جوانی رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت سرگشتگان کمویت پروای سر ندامند سرگشتگان کمویت پروای سر ندامند آشفتگان مویت از خود خبر ندارند آشفتگان مویت از خود خبر ندارند پار سایان بر درگه تو بحریست از آب چشم او شام خلق جهان از آب چشم او شام خلق جهان رو در ره گذر ندارند حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علی محمد و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان خدا به هممون توفیق بده اهل توسل به هزارات معصومین علیهم سلامت الله باشیم بی بی دو آلم حضرت صدیقی تاهره سلام الله علیها اینجور می فرمویند نحن و وسیلتهو فی خلقه و نحن خاصتهو و محل قدسه ما واسطه الهی در میان مخلوقاتش هستیم ما برگذیدگان خدا و جایگاه مقدسی هستیم که خدای متعال معین فرموده اگه کسی کاری داره باید بره در خانه هزارات معصومین علیهم سلامت الله در روایت زیبایی از مولامون امام باقر علیه السلام نقش شده حضرت فرمودن من دعالله بنا افلحه هر کسی خدا رو به واسطه ما بخانه و ما رو واسطه دعاش قرار بده رستگار میشه موفق میشه و من دعاهو به غیرنا حلکه و استهلکه هر کسی به غیر ما اهل بیت توسل بکنه و از راه دیگری بخانه به خدای متعال برسه ناامید میشه حلاک میشه به نتیجه نمیرسه ما باید بریم در خانه هزارات معصومین علیهم سلامت الله روایتی از وجود نازنین مولامون علی ابن مسررزا علیه السلام نقش شده حضرت فرمودن اگه بر شما یه گرفتاری سختی پیش اومد از ما کمک بخوایید توسل به ما پیدا کنید که ما راه رو برسیدیم به اون برکتی که خدای متعال در اختیار ما قرار داده براتون باز میکنیم خدای متعال همه ما رو اهل دعا و توسل و ارتباط با هزارات معصومین علیهم سلامت الله قرار بده انشاءالله زنگار غفلت را باید ستون مسیمه ها خدا رحمت کنه مرحوم امام خمینی رحمت الله علیه نغل میکنند درباره استادشون مرحوم آیت الله محمد رضای مسجد شاهی میگن این آله بزرگوار مرد با فضیلت و آلمی بود سرعت بیانش مانع فهمیدن کامل و مرد با فضیلت و آلمی بود مطالب بلندی بود که ایشون میداد خب آیت الله هاری یزدی از ایشون خیلی تقدیر میکردن اما چون تون تون صحبت میکردن و سرعت بیان داشتن درسشون پرونق نبود یه وقتی ایشون در مسجد نو داشتن درس میدادن یکی از شاگردها موقع درس به این آله بزرگوار اشکالی میگیره بلا فاصله ایشون با یه بیان فسیح با استناد به اشعار عربی بسیار زیبا جواب میدند همه شاگردها از حافظه و قدرت استدلال استاد تعجب میکنن عجب چه حافظهی چه قدرت علمی این استاد بزرگوار اینگونه جواب داده بعد از این که درس تمام میشه یکی از شاگردها خدمت برمون آیت الله شیخ محمد بزای مسجد شاهی میرسه و عرض میکنه آقا شما این ذهن عجیب و قریب و استعداد و حاضرگوار جوابی بی نظیر رو از کجا به دستو وردید که ما هم همین راه رو بریم و بتونیم به دست بیاریم اینجور از نظر علمی قوی بشیم و آله بزرگوار فرموده بود همه اینها رو من مدیون مداومت بر زیارت آشورا هستم توسل به امام حسین علیه السلام راه رشد توسل به حضرات معصومین علیهم سلامت الله خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله یوسف باغری بنابی رحمت الله علیه ارادت عجیب و قریبی به حضرات معصومین علیهم سلامت الله داشت نقم کنن ایشون شبه های طولانی زمستان که میرسید خانواده خودش رو دور خودش جم می کرد و شروع می کرد تاریخ حضرات معصومین پیانبران رو براشون تعریف می کرد ایام ولادت و شادی اهل بیت که می شد خیلی شوخی می کرد اهل مزاه بود برای واده خودش وسایلی تهیه می کرد که اونها شاد بشند تمام ماه محرم و سفر رو ازادار و سیاه پوش بود روز آشورا پای برهنه و با صورت گلی و بدون عبا می آمد وارد دستهای ازاداری می شد و شروع می کرد گریه کردن نزدیک های زهر می رفت پشت بام منزل زیارت آشورایی می خاند که هر کسی او رو می دید به گریه می افتاد توسل به هزارات معصومین است که راه رو باز می کنه خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله مرعشی نجفی رحمت الله علیه یکی از بارزترین خصوصیات اخلاقی ایشون همین علاقه و اظهار ارادت به هزارات معصومین علیه سلوات الله بود ایشون خودشون فرمودن از روزی که خودم روی پای خودم ایستادم هرگاه لباس نوی می دوختم نخستیم این بار می بردم در حرمهای اعمه علیه مصطلام و با متبرک کردن به زریه بعد استفاده می کردم ساختمان کتابخانه مدرسه حسینیه یا هر ساختمان دیگهی که زیر نظر این آله وزورگوال می خواست ساخته بشه وقتی گود برداری می کردن بلا فاصله ایشون می گفتن من باید بیام یه مقداری از طربت سید و شهده علیه سلوات و سلام رو در پیه این ساختمان ها می ریختن به عنوان تبرک بعد می فرمودن من با این طربت اینجا رو بیمه می کنم اینقدر توجه داشتن توسل می کردن خیلی عجیبه این آله وزورگوال نقل می کنن که خودشون رو خادم هزارات معصونین علیه سلوات و سلام می دونستن برای همین می رفتن توی همه حرمها و اونجا می گفتن منسب خادمی رو به من بدید خیلی جالبه ایشون حکم افتخاری خادمی حرم فاطمه معصومه سلام الله علیها حرم آقا جانمون علی ابن موسر رزا علیه سلوات و سلام حرم سید و شهدا حرم حضرت عباس منسب افتخاری در حرم احمد ابن موسب نجعفر که در شیراز هست و معروف به شاه شراغ هست همه اینها رو مکتوب کرده بودن حکم خادمی افتخاری داشتن برای این حرمها حرم حضرت عبدالعزیز حضیم حسنی حرم جلال الدین اشرف در آستانه اشرفیه این آله بزرگوار رفته بودن از متولی این حرمها گفته بودن به من حکم خادمی بدید من میخوام خادم اهل بیت اسمت و تهارت باشم در همه نوشته هاشون وقتی که میخواستن امضا بکنن مرحوم آیت الله مرعشی نجفی رحمت الله علی اینجور مینوشتند خادم علوم آل محمد صلی اللہ علیه و آلهی و سلم خادم اهل بیت اسمت و تهارت خدا به هممون توفیق بده اهل خدمتگذاری به حضرات معصومین علیه سلوات الله و اهل توسل به اون زواد باشیم انشاءالله وزیشان تو راگر و دایت خبر کمش نوز بد بوی و اندو مخه رسانه دینی صدا رسانه دینی صدا سلامی فضیلت و فطرت مسئله مسلم هست که فقه های ازام نواب امام زمان هستن به نسب دموقراسی با عقایت و بابرهای مردم استقاق ندارد در نگاه ما اسلام بلخص شیه که ما امامت رو اکمال نابود میدونیم اولین خصیصه ی حوزه تهران جامعیت اساتیده اندیشه ها پوشش هماغش هاگه علمی فرهنگیه اجتماعی و سیاسی بسم الله الرحمن الرحیم شنواندگان عزیز و فرهیختگان گرامی سلام برنامه امروز اندیشه ها را نیز به موضوع چگونگی حل تزاد دین و اخلاق در مجره زبه اسمایل علیه السلام اختصاص دادیم لطفا تا پایان برنامه ما را همراهی بفرمایید رابطه دین و اخلاق یکی از موضوعات مهم و بحث برنگیزیست که جایگاه آن خوزه کلام، اخلاق و فرصفه است به طور کلی رابطه دین و اخلاق در سه حالت تبایون، اتحاد و تعامل قابل تصور است برخی مانند ملحدان و سکولاریست ها متقدند که قلم رو به دین و اخلاق کاملا از یک دیگر جداست و هیچ نسبتی میان آنها وجود ندارد گروهی دیگر قلم رو به دین و اخلاق را بر یک دیگر منتبه میدانند متابقه دیدگاه ثبوت درست است که دین و اخلاق هر یک از قلم رو به مستقلی برخوردارند اما روابط و فعل و انفعالاتی نسبت به احتیگردارند یعنی هر یک از دین و اخلاق دارایی حووییتی مستقلند اما در این حال با هم در تعاملند و نوعی رابطه منطقی میان آنها از قبیل رابطه علیت و معلولیت تأثیر و تأثیر یا فعل و انفعال وجود دارد یعنی اخلاق و دین از جهاتی نیازمند احتیگرند پذیرش برخی از گزاره های دینی متوقف بر پذیرش برخی از مفاهم و قضایای اخلاقی است و تعریف برخی از مفاهم اخلاقی و تصدیق پاره از گزاره های اخلاقی و علم به بسیاری از جزیات احکام اخلاقی همگی متوقف بر دین و گزاره های دینی هستند همه ای کسانی که بر نیازمندی های دین به اخلاق و تمام افرادی که بروابستگی های اخلاق به دین تحکید می کنند به گونه ای غائل به نظریه تعامل دین و اخلاق هستند کسانی که به تبایان دین و اخلاق متقدند به داستان قربانی شدن حضرت اسمایل تبسط حضرت ابراهیم علیه ما سلوات الله استناد می کند و متقدند که برای دیندار بودن باید غیر اخلاقی رفتار کرد کجترسام دکتر حادی صادقی از وحیت علمی دانشگاه قرآن و حدیث پاسخ این شبهره توضیح می دهد سنت این جهان این چون این است این سنت جهانی همیشه بوده اون چیزی که در این داستان یه قدری غیر متعارف هست این که خدا دستور بده فرد بیگنایی کشته بشه این یه خورده عجیبی و نامتعارفه و آزمایشی که برای اسمایل بود چون خدای متعارف می فرمده هر دو تسلیم شدن فرمان سنگینیست هر دو هم تسلیم این فرمان شدن این که خطاب به ابراهیمه ولی واقعا در حقیقت هر دو کار بزرگی انجام دادن اسمایل هم ایسار جان داره می کنه به خاطر فرمان خداوند اون چطور حاضر شد تسلیم بشود چون اون هم همین حققانیت الهی رو قبول داره در این که اون مالک و رقابه هر وقت صلاح بدانه کسی زنده می شه هر کس صلاح بدانه کسی می میرد و اون به دست خداست جانها به دست خداست این حق خداونده ما مالک خودمون هم نیستیم لذا تسلیم شدن اسمایل هم کار اخلاقی است اگر تسلیم نمی شد کار غیر اخلاقی کرده بود چنان که اگر ابراهیم تسلیم فرمان خدا نمی شد کار غیر اخلاقی کرده بودن بعضی ها آمدن و خب تراش کردن با روش های دیگری در واقع این رو پاسخ بدهن که این مثلا آیا این یک عمر فرض کنیم غیر واقعی است یکی از نظریه ها اینه دیگه میگن عمر ظاهری بوده واقعی نبوده و به همین دلیل مشکل اخلاقی نداره و فقط برای آزمایش بوده به نظر اونها تو علم اصول هم خیلی این رو بحث کردن به عنوان مثال می آورن جاهایی که عمر ظاهری است و واقعی نیست چرا این رو میگن چون میخوان از غیر اخلاقی بودنش فرار کنن فکر میکنن این غیر واقعی است مشکل غیر اخلاقی بودن حل میشود در حالی که این چونه نیست ببینید اولا تلقی حضرت ابراهیم که این نبوده حضرت ابراهیم علیه السلام این رو یک عمر واقعی تلقی کرده و بر همین اساس پاشده اقدام کرده است اگه اون فکر میکرد این صرفا برای این است که تا قبل از بریدن گلو بره وجه رو این که کار رو ارزش نمیداش خب میرفت یه نمایش اجرام میکرد تا حدی که کار رو به گلو بچسبنه بگرد انجام دادن در حالی که این مقصود نبوده و نیست این که خداوند یک دستوری داده باید ذاتا این دستور اخلاقی باشد حتی دستورات آزمایشی خداوند هم باید اخلاقی باشند اونا نمیتونن غیر اخلاقی باشند شما حتی اگر بگید آزمایشی هست اون وقت باید مشکل غیر اخلاقی بودن پاسخ بدید باز هم بنابراین با آزمایشی شدن مشکل غیر اخلاقی بودن حل نمیشه پس بیانه که اول اشاره کردیم درسته که بگیم اصل این چه واقعی بوده چه آزمایشی بوده چه باید تا آخر میرفته جلو چه نباید میرفته در هر حال امر اخلاقیست و جزو حقوق الهیست و در اختیار خداوند بوده در هر دو حالتش چه واقعی باشد چه ظاهری باشد از این جهت فرق نمی کند حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی که میخواد معمور بشه به ایک کاری او هم عقل دارد و عقل اخلاقیش میفهماند به او که نباید دستور غیر اخلاقی رو اطاعت کنه او هم ظواهر دینی رو اگر خلاف چارچوبه های اخلاقی میبودن میباید تعویل کنه و چون تعویل نکرده معلوم میشه او فهمشه این نیست که این غیر اخلاقیست کاملا اون رو اخلاقی میدونستی مسئله بعدی در باره حضرت اسمایل او هم دقیقا همین تلقی رو داشته و اون رو اخلاقی میپنداشته که عمل کرده و الا میتوانستن تعویل کنن میتوانستن بگوین که حتما مراده از این خواب و رویاه چیز دیگریست لذا این هست سخم که بگویند این یک تکلیف آزمایشیست و نباید تا انتهایش میرفته است مشکل رو حل نمیکنه برخی ایمانگیرایان مننده کرکگاد و اشاعره با نظریه ی امر الهی تعارض دین و اخلاق در داستان زبه اسمایل را توجیح میکنند دکتور صادقی نظریه بعدی نظریه امر الهیست خب اونها میگویند اصلا اخلاق پیش از دین وجود نداره هرچی خدا دستور بده خود به خود اخلاقیست خب ما این نظریه را قبول نداریم این همون نظریه های اشعری مسلک آنست که ما این رو به طور کلی کنار میگذاریم چون عدلیه مخالف اینن استدلال هم براش دارن تو بحث های کلامی و در اصول فقه این رو خیلی بحث کردن نیازی نیست وارد این بحث بشیم برحال هم نظریه اشعری هم نظریه امر الهی رو ما نمیپذیریم زیرا در چارشوبه های اخلاقی قرار نمیگیرن و معتقدیم که احکام شرعی و احکام فرعی اخلاقی میبایست در چارشوبه اون احکام اصلی اقلانی اخلاق قرار بگیرن برخی دیگر آمدن ساحت ایمان رو از ساحت اخلاق جدا دانستن کرکبور سورن کرکبور اندیشمند و الهیدان دانمارکی آمده است گفته است که اصلا ساحت دین جدای از ساحت اخلاقی انگار دو حوضه زندگی متفاوت هستن میگوید احکام اخلاقی سر جای خودش وقتی که ما در چارشوبه اخل میخوایم عمل کنیم با اقل اخلاقی من یه دستوراتی داریم ولی وقتی میخواییم به ساحت دینی پا بگذاریم اومدیم ارتقا یافته این به نظر او و میگوید حتی به تناقضات هم در اونجا دیگه تندر میدهیم و تا به تناقضات تندر ندهیم دینی نشده ایم اون معتقد است دینی شدن یعنی پذیرفتن این تناقضات خب این حرف هم حرف پذیرفته ای نیست در مواهز کلامی و فلسفه دین این رو پاسخ دادیم این رو معمولا نمیپذیرن این سر از خیلی چیز خواهد هر میابرد اولین و مهمترین اشکالش اینست که خب بر این اساس هر بابر خرافی هم میتواند خود را دین بنابراد و بگوید که روزات ما تن بدهید و این دین رو بپذیرید وقت دیگه میاری برای پذیرش دین ندارید مشکلات زیادی دارید نمیخوایم بارد اون بشیم برخی دیگر گفتن این تلقی استوریی از این داستان داریم این داستان واقعی نیست اصلا ولی خب این اشکال رو باز حل نمی کنه چرا یک داستانی که ظاهر غیر اخلاقی داره در قرآن آمده اون وقت و خدا هم باز لسان تعییدان و آورده است حتی اگر اصطوری باشد باز هم مشکل حل نمیشه کسانی دیگر گفتن اینجا ترقی تاریخی جامعه شناسانه باید داشته باشیم به این معنا که خدای متعال میخواسته که در این داستان یک جریانی که سابقه درازی داشته در تاریخ بستراب پیش از حضرت ابراهیم و مرسوم بوده از که افراد فرزندان خود رو برای خداوند قربانی کنند خواسته با این کار یک حرکت اجتماعی انجام بده تحولی در رسوم اجتماعی ایجاد کنه و بگوید ببینید من تا اینجا آمدم تا به دستور خدا تا بریدن سر فرزند پیش رفتن ولی خدا دیگه این رو نسخش کرد یا این بستراب رسم رو برنداخت به جای اون قوچ رو بیاید قربانی کنید ولی این سخن هم باز اون مشکل دستور رو حل نمی کنه اگر اون دستور غیر اخلاقی بوده است باز هم با این حرکت حضرت ابراهیم غیر اخلاقی خواهد بود و اگر اخلاقیست دیگه نیازی نیست این رو بگوییم استوره ایست یا بگوییم جامعه شناسانه است یا بگوییم برای تغییر رسوم است نه اینا نیازی نیست با فعل غیر اخلاقی نمی شود دنبال اصلاح جامعه بود با پذیرش یک فعل غیر اخلاقی اگر ذاتن غیر اخلاقی باشد نمی توان پذیره که سنت رو بخواییم با این روش عوض کنیم شنواندگان عزیز همچنان با برنامه اندیشه ها از رادیو معارف در خدمت شما هستیم برنامه امروز را به موضوع چگونگی حل تضاد دین و اخلاق در ماجره گذبه اسمایل علیه السلام اختصاص داده ایم برخی دیگر نیز با تعویر ارفانی قربانی شدن حضرت اسمایل را نماد قربانی کردن نفس تلقی کردند و خواستند با روش تعویر ارفانی تعاروز اخلاقی دستور به قتل اسمایل و فرزند کشی و قتل بیگناه را توجیح کنند کجتر اسلام دکتر حادی صادقی از وحیت علمی دانشگاه قرآن و حدیث ایم باید در راه خود خدا قربانی شد تا شما اروج کنید و به مثلا فناف الله برسید و میبایست نفس خود را قربانی میکردی آقای ابراهیم اشتباه کردی شما خب به ابن عربی پاسخ میدهیم یعنی شما بهتر از ابراهیم میفهمیدید این رو این عجیب تعبیلیست و این به هیچش قابل قبول نیست که ما این چونین تعبیل کنیم ثانیم اون وقت مشکل رو دوچندان کرده اید خب خداوند متعال چرا با یک امری که زواهر غیر عرض میکنم غیر اخلاقی داره داره همچین کاری رو میکنه خب میتونست خیلی ساده تر بگوید بیاید نفس خود رو قربانی کنید مگر جاهای دیگر نفر موده است این رو نفس لبامه رو اشاره کرده در آیات دیگری از قرآن بیانات دیگری داشته و عرض ما این است که هم در عوامر امتحانی هم در عوامر تعویلی باید زواهر اخلاقی را آیت بشه مگر این که بگوید این ظاهر غیر اخلاقی تعویل روشن و قرینه داره و هر کسی این رو میفهمد چنان که اشاره کردم اگر دستوری آمد غیر اخلاقی بود ما وظیفه داریم که اون رو تعویل کنیم به امری که اخلاقی باشد اما اقدام حضرت ابراهیم علیه السلام نشان میدهد که برداشته ایشون به هر حال این نبوده که این میباید تعویل شده همیتونم برداشته حضرت اسمایل خب آیا فعل اون دو پیانبر بزرگ خدا نمیباید اخلاقی باشد اقدام اونها نمیباید اخلاقی باشد ما فقط دستور خدا رو که ملاحظه نمی کنیم اقدام اونها میباید اخلاقی باشد ما اونها رو معصوم میدونیم کار غیر اخلاقی نمی کنم بنابراین نمیتونیم بپذیریم این تعویلات رو بعضی دیگه گفتن این نسخ شد خب بحث نسخ هم حرف درستی نیست یعنی بگوین قبل از این جایز بوده تا زمان حضرت ابراهیم وقتی اون دستور خدا اومد از اون لحظه ای که خدا گفت قد صدق در رؤیا و فدعیناهو به زبه عظیم دیگه از اون جا ببرد وقتی که بدله برای زبه اسمایل آمد یعنی قوچ بگه از اون به بعد حکم کشتن فرزن نسخ شد به جاش میگن گسرن قربانی کنید این هم سخن درستی نیست اولا نسخ قبائدی داره که اینجا جاش نیست چیزی حکمی که تا اجرا نشه نسخ نمیشه سانیم به فرض امکان نسخ اینجا بوده باشه یعنی شما با این سخن پذیرفته اید که قبل از اون خدا دستور غیر اخلاقی داده است در حالی که ما قول نداریم فرم نمی کنه چه قبل از حضرت ابراهیم چه پس از حضرت ابراهیم وقتی عقل نمی پذیرت این رو بر قبلش هم نمی پذیره اشکال که برطرف نشد با این سخن آقای صادقی با نشان دادن زعف تبیین های غیر اقلی و ظاهرگرایی دینی تبیین درست و نمونه های اینی جانستانی خداوند را در توجیه قتل اسمایل بیان می کند این تبیلات این توجیهات هیچ کدوم درست نیست دلیلش هم این هست که چرا این تبیلات رو کردن چرا این توجیهات رو کردن به نظر من این هست که زعف تبیین اقلانی وجود داره نتوانستن خوب این رو تبیین کنن روشن کنن و واقعیت امر این هست که همطور که اشاره کردم ماجره زب حضرت اسمایل به دست پدرش حضرت ابراهیم چون به دستور صاحب حق بوده است کاملا اخلاقی محسوب می شود مثل انجا که فرض کنیم بر اساس شواهد ظاهری خداوند متعال دستور داده است یک کسی که شواهد علیهش اقامه شده او می باعث قصاص شود و شما حاکم شرعی می باعث برابید این حکم قصاص رو دستور بدید حکمش رو بدید بعدا باید اجراح بشه ممکن است در واقع اون فردن بیگناه باشه ولی چون بر اساس همین اقامه ظاهری خدا دستور تبقی این زباهر شاهد آدل آمده شهادت داده یا مثلا قسامه آمده پنجاه قسم دادن خوردن که فلانی ما می دانیم او قاتل است و آمدن و اثبات شده دیگه در محکمه ولو این که در واقع حقش نباشد اما این دستور ظاهر شریف باید اجراح بشه تبقی قبانین الهی این کاملا اخلاقی محسوب می شه در تمام فرهنگ هم این جور موارد رو پذیرفتن که جایی ممکن هست خطایی هم حتی اگر رخت بدهد اما بر اساس مسیر دادرسی آدلانه حرکت کنن این ظاهر این شواهد جمابری شده قاضی به هرچی رسید همه حکم رو باید اشراح کنن خب قاضی دستور می دهید یک فرد بیگناه کشته شود یه نفر هم مهمور اجراس و اون رو اعدام می کنه اینجا چه می گویی؟ این دستور آیا به حق هست یا نه؟ پاسخش این است که بله به حق طبق قواعد ظاهری و قوانین اینها باید اجرا بشه اونی هم که اعدام کرده نه کار غیر اخلاقی کرده نه گناهی مرتکب شده حتی اگر اون فرد بیگناه باشه پس می شود یک وقتی هم یک فرد بیگناهی به دست یک فرد بیگناه دیگر به خاطر زوابطی زوابط قانونی کشته شده چنان که گاهی در جنگ ها کسی که سپر بلا قرار داده بیگناه رو ناچار هستید اون بیگناه رو بکشید تا بتوانید دفع ظلم بیشتر کنید