سالمن بعضی ها سلامت نیستن مریضن نشستن نق میزنن نشستن گوشکناهی میزنن به افراد افراد رو تحقیر میکنن کچک میکنن زبانشون زبان تحقیره زبانشون بده حرف که میزنن دیگران ناراحت میکنند یده تو دل برو هن به تعبیر عوامنش یده نه همه رو فراری میزن این کسانی هستن که مریضن در مقابلش سلامت نفس که روز قیامت وفای به اهد روح وفا من مخصوصا عمل به وفای مظهره اوست روح وفا که انسان حالت وفاداری داشته بشه به خودش به دوستانش به اهدی که کرده با خدا با مردم وفا داشته بشه کسی صادق از که وقتی اهدی میکنه باید به اون باشه من گاهی میگم که هل انتم علاما آهدت مونا علی وقتی مرده رو میذارن تو قبر بشه میگن هل انت علاما آهدت مونا علی اون اهدی که با خدا بستی به اون حال باقی موندی و مردی حالا من میگم هل انتم علاما آهدت مونا علی آیا با اون اهدی کردید باقی هستید یا نیستید وفای به اهد خیرخواهی برابر این پس این مسائل بازم زیاده این ها همه فضائل نفسانیست که ما باید اینها رو تحصیل کنیم استعداد تحصیل اینها هست ولی باید اینها رو به فعلیت رسوند اینها جنبه بلقوه است باید یا باشه باشه به وسیله اعمال اینها رو درست کرد اینهایی که علمای اخلاق نوشتن که جنبه های عملی داره که من هم اینجا یه قسمت شد از اونا یاد گرفتم نوشتم اینها مقدمات برای رسیدن این فضائل این که ما میگیم مقامات و منازل اخلاقی چیه نقاط من اسمش بگیرم نقاط آغاز نقاط آغاز و اخلاق عملی مناش همینه یعنی ما یک اعمالی رو باید به تدریج انجام بدیم تا این فضائل رو تقویت کنیم برای اینه خب من این نقاط رو که بیشتر علمای بزرگان از صد و هزار بالا بردن که نوشتن بزرگان ولی من بیستشو اینجا نوشتم اولین چیزی که من نوشتم معرفت و نفس یعنی خودشناسی خودشناسی و خداشناسی که اینا با هم ملازمه دوم یغذه یعنی خداگاهی احساس مسئولیت این هم یغذه است این که من باز میگم یغذه چون در این کتاب های دعا حتی هست که فی یغذتی مثلا نوشتن فی یغذتی و منام یغذه در برابر خوابه خوابه منام این یغذه غلطه یغذه یغذه یعنی بیداری احساس مسئولیت اناس نیامون و ازاماتو انتبهو مردم خوابن وقتی میمیرن بیدار میشن این هم دوم تذکر یعنی خدااغاهی اول خدااغاهی بود بعد در غذه خدااغاهیست که آدم خودشو بشنسه متوجه به خودش بشه یه چیزی آخر خیلی مهمه که ما بدون چیه چی هستیم بخیر بخیر از اوقات نمیدونیم خودمون چی هستیم نمیتونیم راه افتادیم نمیدونیم چی کاره ایم یغذه خدااغاهیست تذکر بعدش خدااغاهیست بعد از این که خودمون شناختیم احساس مسئولیت کردیم حالا به یاد خدا میفتیم ما خالقی داریم ما را آفریده و از ما چیزهایی خواسته این هم میشه خدااغاهی بعد تفکر و تدبر سیده در آفاغ و انفس که در قرآن میگه سنوریهم آیاتنا فی انفسهم بعد پنجم حب و بغض در راه خداست که آدم دوست داشته باشد خوبان را و دشمن بدارد بدان را که همینی که ما میگیم تولی و تبری باید نمیگه که از چیزهایی که قلط میگن تولا و تبرا میگن که اونم قلطه تولی و تبری تبری هم باز قلطه در لغت تبرو هست تبرو یعنی براعت جستن بیزاری جستن از بدان و بدها و ششم علم به احکام شریعته یعنی اگر انسان بخواد در مسیر اخلاق وارد بشه باید احکام دینی را اون که مهمه شریعت هست بعد طریقت هست آدم باید مسائل شریعته بدونه علم های اخلاق مهمونه محروم آیت الله باید جد که مسیر اخلاق را تیه کردن همشه میپرسنن ازش که چکا کنید بودن گناه نکنید گودن به شریعت عمل کنید درویشی لازم نیست که بدونم چله بشینید اون که خدا گفته عمل کنید اگر مردی عمل کن بالترین چله هست هیچ گناه نکنید حرام نخورید نگاه حرام نکنید علم به شریعت که آدم بدونه وظیفه شریعت چیه اینم یکی از مقدمات اخلاق و خودسازیست که آدم از راه شریعت باید وارد فضیلت و طریقت بشه و هفتم انتقاب رفیق خوبه تیه این مرحله بی همراهیه خیز مکن ظلمات هست بترس هست خطر تنهایی خلاصه رفیق خوب مهمه ار رفیق سمت ترید شما باید یه رفیق خوب بیده کنید که صداقت داشته بشه به درد شما بخوره هم از در اخلاقی هم از در علمی هم از در زندگی اینو نگه دارید و رفیق خوب در زندگی لازمه این هم مهمه برای پیش بر تنهایی آدم نمیتونه خیلی کارا رو بکنید و هم هشتم پرهیز از گناهان هست نهم توبه و استقفار حالا اگر گناه کردید توبه کنید دهم اداع فراعز و واجبات اینه که من بیان کردم بگم یه و دو محصول این ترتب زمانی حتما نداره که آدم چند سال مثلا گناه ها رو ترک کنه بعد از اون و بیاد واجبات انجام بده این ترتب ترتب ترتب شرفیست کدام مهمتره این رو ما مقدم زیر کردیم اهمیتش باشه حرام رو باید ترک کرد واجبات هم باید انجام دهد ولی کسی که بخواد برسه به اداع فراعز باید بیشتر دقت کنه گناه انجام ندید اداع فراعز هم ده هم یازده هم التزام عملی به نوافل و مستحبات و ترک مکروهات ما خیلی از دوستان میدیدیم که مقیدن مرحوم آقای برهان ما برای طلبهای مبتدی میگو باید نوافل یومیه رو بخونید شما خیلی مقید بود که نوافل روز و نوافل شب و به خصوص نماز شد بعدم ترک مکروهات حالا یکی از مکروهات که ایشون خیلی مقید بود و بعض دوستان هم مقید بودن خندیدن و صدای بلند قهقه کردن ما قوم که رفته بودیم شاگده آقای برهان بودیم این که از نشانه هاون بود که میگویدن طلبهای آقای برهان قهقه نمیزند سنگین حرکت میکنند راه میرند مشاره به بنان بودیم بودن اینا شاگده آقای برهان حرف های بیخود نمیزدیم حرف بیخود اگه غیبت نباشه زیادیش مکروهه غیبت باشه که حرامه برای خیلی ترک مکروهات توالت که میرید سر برهن نرید الان هم از نظر طبی هم برهن بودن سر خوب نیست در توالت سر برهن موقع نماز هم سر برهن خوب نیست موقع نماز این لباس های تنگی که شما میپوشید خوب نیست عبا خوب با آدم داشته باشه آدم یه جوان بیاد لباس های اینجور تنگ میپوشه اینا یه جوره یه دیگه بلاخره آدم نمیدونه حالا خوب است که جوان سنگی باشه زن هم همیتون زن هم هجاب داشتن مردم بود هجاب سوکی که به این شکل پوشیده میشه این لباس لباس هجاب مرد نیست قدیم جوری بوده لباسهای تنگ یقدر نمی پوشیدن از اولاد که این شلوارهای خارجی اومد های روز روز تنگتر شد قدیم این شکل نبود شلوارهای ایرانی ها که لباس دیگه میپوشیدن خوب لباس متعدد شکل پعلوی علیه ما علیه اینا رو بر ما سوقات آورد در اخره لباس مرد باید لباس مردانه باشه مرد باید مردونه را بره الان چیزای مکروه خوب نیست در موقع نماز حتی اقل لباس هایی که مستحبه انجام بدید و چیزای مکروه رو نداشته باشید اگر وضوع گرفتید مکروه که خشک بکنید دستتون را این را که خوندید در کتاب های فقه هم مرازه کنید وقتی میخواید قضاها بخورید دستتون را بشورید من یادم هست که یک طبیبی بود به نام گیلانی مرحوم شد گفتید بر یک کنفرانس بهداشتی در پرانسه بود در کجا بود؟ گفتید ما رفتیم اونجا بحث کنیم با پزشکانی که از سراسر دنیا جمع شده بودن خب ما از ایران رفتیم اونجا بخواستیم بریم بگیم حالا ایرانی هم یک مسائل بهداشتی دارن یک نظرات بهداشتی نظریه های جدید مثلا گفتیم من که دیدم ایران چیز نظریه جدید نیست رفتم کتاب هلیت المتقین گفتیم من عرایی بلد نبودم پیدا کردم مسائل مستحباتی که توی همین کتاب هلیت المتقین هست این را جمع کردم گفتیم یکی از چیزاش که خیلی جالب اونجا واقع شد من گفتم که هر کسی میخواد قضا بخوره باید دستاشو در اسلام که بشود دستاشو و بعد از قضا دستشو بشود دانشم اسفاق کنه بشود نمک بذارید قبل از قضا یه ریز نمک تو دهنتون بذارید شستشو کنید نمک زده میکروب دیگه بعد از قضا هم یه ریز نمک بذارید دهنتون شستشو کنید گفتیم این را من گفتم بعد گفتم که هر کسی دستشو میشوره برای قضا امام صادق امام شیش امام فرموده دستشو خوش نکنید با حوله چون خود حوله مکنه آلوده باشه وقتی میخواد قضا بخورید دستشو شستید دیگه خوش نکنید با چیزی با همون حال برید سر قضا بخورید این که گفتم کف زدن همه تمام اعتبار بخوردن این چیزی تازهی ما از کسی که 1400 سال قبل بوده یه چنین بحثی کرده که یه حولهی که شما دارید ممکنه آلوده باشه دستشو با حوله قبل از قضا خوش نکنید حولتون مشترک نباشه سه چیزی که نباید مشترک باشه یکی شانه این دستشو شرعه شانه یکی میزنه به سرش آلوده ممکنه باشه موه شبار ممکنه خراب بکنه المشت موت یعنی شانه مندیل یعنی حوله و سواک و مسباک از اون زمان گفتم از اون زمان گفتم که میکروب اومد درک نشده بود در اون زمان میکروب بعدا آقای کذاف حوله مشترک خوب نیست حوله اختصاصی باید باشه حالایال این رعایت این مستحبات خیلی مهمه من در اون تفصیل نوشتم شاید نرسیم موجود من نوشتم که اگر این مسائل مستحبات و مکروهات که جز فرهنگ دینی ماست از ما بگیرند ما دیگه مسلمون نیستیم چون فرهنگ هر جامعه ی حبیت اون جامعه رو می نشانه ولیزا مرحوم ملیسی پدر مرحوم ملیسی مولا محمد تقیه ملیسی میگه اگه ترک همه مستحبات گناهه گناه بزرگه ترک مستحبات این که مستحبه این که مستحبه همه این مستحب مستحب بگیر پس تقیشی چی نمیبونه از فرهنگی دینی اگه کسی بگه نماز جماعت مستحبه همیشه تارک باشه واجب نیست کسی که همیشه تارک و سلاته این مسلمون نیست کسی که همیشه نماز جماعت نمیخونه مسلمون نیست کسی که سه بعد نماز جمعه ترک بکنه میفهم داعش مستحبه بشه میراتن دنبالش بکنن آقا کجایی سه بعد نماز جماعت نیست کجایی پیغمبر میرسه دنبالش بکنه آقایی مثل این که شاید یهودی شده نیمده دیگه به نماز با این که مستحبه باید ترکش بشه دائمی میشه این کار حرام خلاصه این حوییتی جامعه همین مستحباته فرهنگی جامعه هست این مسلمان رو به این چیزا میشنسن دیگه سلام بکنی جاقاب نیست این همچنین بکنی اگر شاید که انگوشترشی دست چپش بکنه باید انگوشتر دست راست باید باشید دست چپت بکنی علامتی که شیعه نیستی شیعه شدی باید انگوشتر دست راست باشید اینی که من نوشتم اینجا التزام عملی میخوام بگم التزام روحی نیست به این که این واجبه اما عملن باید ملتزم باشید التزام عملی به نوافل و مستحبات و ترک مکروحات و دوازده هم مرابطه دیگه تفسیر نمی کنم دید شد مراقبه و محاسبه که اینا تفسیر داره و معاتبه و سیزده هم اخلاص و پرهیز از شرک و ریا و نفاق چارده هم ریازت و مجاهدت با نفس پونزده هم نظم و انزباد و تقسیم اوقات و شونزده هم قنیمت شمردن فرصتها و هفته هم خدمت به بندگان خدا یکی از مسائل مهم خدمت به بندگان خداست که آدم به فکر دیگران باشه و هیچده هم توکل و اعتماد بر خداوند و نوزده هم حسن سلوک و خوشرفتاری با مردم که این خوشرفتاری به معنای این که آدم اخلاقه همی که مردم میگن اخلاقش خوبه خوب برخورد با مردم داشته باشه تندی نداشته باشه و بیستوم زهد و بیستویکم قناعت بعد دیگه بقیه ایچده هم مونده الان این ها که ما ذکر کردیم به عنوان نقاط آغاز اینا برای رسیدن به فضائل روحیست همه اینا برای این که ما یک روح بزرگ داشته باشیم که وقتی که به پیشگاه خدا می رویم چون حرکات فیزیک تمام میشه دیگه حتی نماز فیزیکی که سجده و رکوع اینا انجام میدهید تمام میشه دیگه اونجا این حرکات فیزیکی که در این دنیا هست اینا تمام میشه چی باقی میمونه؟ اونایی که شما تحصیل کردید میپرسن از شما چی آوردی آی حسن آقا بعد از این همه که درس خوندی و داد و فریاد و ریاست و وکالت و مقام و همه عرفا پول و سروت و همه اینا چی آوردی اینجا؟ اون که آوردی اینجا چیه؟ اون که رفت به تعبیر قرآن لقد جتمونا فرادا کما خلقناکم اول مره میفرماید همه تو که تنا به دنیا آمدید لخت از دنیا میاد لخت دیگه ایچی همراهش نیست حالا که مردید همونطورید همه چی رو گذاشتید یک کفن هم که تو اون عالم برزخم به درد نبخوره اون کفن مالی اون عالم مادرست ترکتو ما خبلناکم اونایی که ما به شما آریه داده بودیم اونایی که همه گذاشتی ها اومدیدیگه سروت و مال و خانه و زن و بچه و مقام و همه اینو گذاشتید اینا که نیست چی اینجا آوردی؟ همه ماها باید بدونیم که اینا ترکتو ما خبلناکم برای از ظهور کن فضیلت باید به دست آورد مهم اینه انشاءالله میداریم که همه ما طالب فضیلت باشیم خدا من به همه توفیق بده و آقابت همه ما رو ختم به خیلی بگرد داده سلالله علی سیدنا محمد و عجل فرجهم اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم مکارم خوبان با سخنان اخلاق مرحوم آیت الله محتوی کنی تقدیم شما شد انشاءالله که بهره بردید سپاس گذارم از همراهیتون با بخش ثوه برنامه تا این لحظه امیدوارم که برنامه ها رو پسندیده باشید مبانی فقاحت با درس خارجه و سفره رسول فقه هزارت هایت الله مظاهری تقدیمتون میشه و شما رو به خدای بزرگ میسپنیم خدا نیهدار مبانی فقاحت این جمله زفر تو به فقاحت داریم این جمله زفر تو به فقاحت داریم که از مکتب بالی نجف یافته این که از مکتب بالی نجف یافته این که از مکتب بالی نجف یافته این اعوذو بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلول عقدتم ملبسانی یفقه قولی حرف اینجا بود که شیخ بزرگوار فرموده بودن الاصل و خرمه تو العمل به زن الا ما اخرج خود دلیل مذنب نرا حرام است کسی بر طبقه اون عمل کنت دلیل داشته باشیم برای خود جهیت او جواز عمله به اون تمسک کرده بودن به عدله اربعه ارز کردم که حر خیلی متینه اما ایرادی که داره اینه که بحث اصولینی بحث فقهی و اینی که حرام است عمل کردم غیر از این است که بگیم مزنه خودتست یا نه و بحث ما بحث اصولی است بحث اینه که مزنه در مقابل قد که گفتیم القد و خدجل لا تنال و ید و جل اثباتن و لا نفیم مزنه هم چنین است یا نه و اینی که بگیم الاسلو حرمت و عمل و از زن میشه یه مسئله فقی گفتم که مرحوم نهید الاسلو حرمت و عمل بیشتر به زن الا ما اخرجه و دلیل پس شد مسئله اصولی ما دوتا ایراد به مرحوم نهید داریم یه ایرادش رو در جلسه قبل گفتیم و اون این که این قاعده کل ما حکم به هلعمل حکم به شرق قبول نداریم این مربوطه به مناطات و بالاخره باید یه قیدیبایی بخوره اون اندازه که میتونیم بگیم کل ما حکم به شرق حکم به هلعمل اجمالم اون طرفشم کل ما حکم به هلعمل حکم به شرق به ضروریه گفتیم پس بنابراین این قانون ملازمه که مرحوم نهیدی میگن این سیال نیست در فقه ما در اصول ما که بتوانیم بشتم از سکرمه کنیم ایراد اول بود در باره صحبت کردیم ایراد دوم این که حرف مرحوم نهیدی رو میپذیریم از نظر کبره الا این که ما نحن و فید دردی رو دوانه میکنم حالا بگن مرحوم نهیدی بگیم که مرحوم شیخ فرمودن به عدله یه هر دعا عمل کردن به مزن نه حرامه قانون ملازمه میگید که عقلنم عمل کردن به مزن نه حرامه خب این که مسئله وصولی نمیشه باز بر میگرده به این که یه حکم عقلی داریم چنون که حکم شرقی داریم عمل کردن به مزن نه حرامه از حجت است یا نه ما باید اثبات خدیت و عدم خدیت بکنیم و اگر حرف مرغوم نینی باشه اتیع الله و اتیع الرسول و علی الامر من کما باید بگن مسئله اصولی ان الله یعم رو بالعدل و الاحسان رو باید بگن این آیه مسئله اصولی میگه هر چه عقلی شد میشه مسئله اصولی عقلی که از احکام الله نباشه عقلی که مربوط به خودیت و عدم خودیت باشه اگر مرغوم نینی میخوان مسئله رو اصولیش کنن باید بگن اینجور بگن که عقل ما چون شارع میگوید حرامه عقل ما میگوید خودت نیست یا همچیکاری باید بکنن نه اینی که چون شرع میگوید حرامه عقل میگوید حرامه مسئله عقلیست پس اصولیست این هم درست میده هر مسئله عقلی را که نباید بگیم مسئله اصولی نمیشه گفت مسئله اصولی احکام الله دو قسمه یکی احکام تعبدیه مثل نماز روزه خوم زکات حج و امثال این ها به ازش هم احکام عقلیه مثل معاملات همه همه این ها احکام اقلائیه هستن شارع مقدس اونها رو امضا کرده که بهش میگیم احکام اقلائیه احکام عرفیه یه قسمت هم احکام اقلائیه صرف اونجا که فلسفه هستن browsafه کار میکنی اونجا که عقلمون کار میکنی مثل مناطق مثل حسن وب Ona ta'ad عدالت عقل ما مستقل لن میگوید که خوب ظلم را مستقل لن میگوید رد اطاعت از مولا وقتیکه مولا اثبات شد اطاعت خدا اطاعت پیغمبر اطاعت این عقل ما مستقل دنبیگه و اگه شارعن بگه ارشاده اصلا حکم عقلیست اگه شارعن بگه ارشاد کرده از همون حکم عقل و ما را ارشاد کرده به سوی حکم عقل اینا احکام الله و اینا هیچ کدام مسئله اصولی نیست نه نماز مسئله اصولیست و وجوبش نه بی عوض جوازش یا وجوب عقدش آفوگ العقودش مسئله اصولیه و نه حسن قدر و قبح زود اینا احکام اللهه مدرک این احکام الله گاهی عقله و گاهی هم شرعه گاهی تعبده گاهی غیر تعبده غیر تعبد هم گاهی حرفه یعنی عقله مردم گاهی هم عقله دقیق فلسفی پس ایراد دوم ما هم به مرحوم آخون اینه بر فرضم ما قانون ملازمه را قبول بکنیم این فرمایش شما حرف مرحوم شیخ را درست نمی کنه که ما بگیم مسئله اصولی بله یه حرف دیگر هست و اون اینه که شیخ بزرگوانه در باب استسحاب اونجا در احکام وزقیه صحبت میکنه لذا رسمم شده که این احکام وزقیه که خیلی هم مهمه تردن للباب در باب استسحاب آمده چون شیخ چرین کردن دیگران هم پس از شیخ چرین کردن اونجا شیخ بزرگوانه خیلی هم مهمه در باب استسحاب آمده مفصل صحبت میکنم در این که احکام وزقیه آیا جعل مستقل داره یا این که نه جعل جعل تبعیست اونجا بالاخره شیخ پتفاشون این میشه که احکام وزقیه هیچ کدام جعل مستقل نداره مثل ملکیت سببه و عقبیت و از جمعه خودیه اونجا میفرمایید که نه همه اینها باید یه حکم شرعی باشد از اون حکم شرعی ما انتظار بکنیم حکم عقلی را حکم وزعی را مثلا میگن در باب نماز یه وجوب نماز داریم سنگه خب این که حکم نمازیه بعدش دلیل داریم که کبه اون حکم جزییست یعنی بیان جزییت اقرا فاتحت الکتاب ارکه اصجو تشهد سنده یعنی این عوامر که بیان اجزا میکنه ما از این عوامر انتظار میکنیم جزییت را شارع گفته ارکه من میگم که اد تکبیرو جز اند سلا شارع مقدس گفته ازاقمتون الاسلا فقسل و وجوهکم و ایدیهکم الالمرافق ما انتظار میکنیم این که الوزو شربتون دستلا شارع گفته لا توسل فیوه برمالا یوکلو لحمو ما انتظار میکنیم این که لباس ارکه مسلی باید از محکول الله باشه غیر محکول الله نباشه پس شرط در لباس مسلی محکول الله بودنهی فتحای شیطانی اگر یادتون باشه که خوب در میان شما حتما هستم خیلی ها که یادشونهی این که مرحوم آخون در کفایه احکام وضعیه را منقسم کردن به سه قسم و کلیت مرحومه شیخ را نپذیرفتن میرسیم اونجا ما از افرادی هستیم که میگیم همه احکام وضعیه قابل جعله احتیاط نداره به تکلیف مستقیل احکام وضعیه مثل احکام تکلیفیه همه قابل جعله شارع مقدس به خوبی میتوانه بگه که الوزو شرطون به سلام لباس محکول الله شرطون به سلام قبله شرطون به سلام تکبیر جزون به سلام تشخوت جز اینم است آقایی شارع مقدس به مستقل دنب میتوانه بگه خبر الباهد حجتون یا زواهر حجتون چنونچه میتوانه بگه که مجسهد جامع شراعت وکیله وکیله از طرف بهمبرکرم نائب از طرف امام زمان خب این اختلاف اونجا هست روی فرمایش مرحوم شیخ اینجا آلی شیخ آمدن کاری نبوده جلسه