قوار می کردیم با هم می نشستیم قیبت می کردیم و بلاخره زندگی ما توعم با گناه بود و کننا نخوز و معل خائزی دسته چارم می فرماید قرآن می گید که و کننا نکلده با به یوم دین ما معاد را فراموش کرده بودیم به یاد معاد اصلا نبودیم به یاد مرگ و قیامت که برام مرگ و قیامت و عالم برزخ و روز قیامت کاری انجام بدیم ندادیم که به این می گویند تکذیب عملی یعنی معاد را قبول داشته آرزوی شفاعت احل و بیت داشته خدا پیغمبر قرآن قبول داشته اما عملا معاد را فراموش کرده و کننا نکلده با به یوم دین بعد قرآن می فرماید اینا یه شفاعت احل و بیت شامل این گونه افراد نمی شود این آیه آیه تکندهندهی سنصافه از نظر اخلاق این آیه خیلی بالاست ما باید نماز بخونیم و الا باید بدانیم مورد شفاعت احل و بیت واقع نمی شویم ما باید اهمیت به نماز بدیم و الا باید بدانیم مورد شفاعت احل و بیت واقع نمی شویم مرحوم صدوق در خسال یه روایتی نغمی کند بیشت ده تا اقاب برای کسی که تساموح در نماز می کنن نه این که نماز نمی خونه اون که نشسته پاک است گفتم کافرم نه تساموح در نماز و یکی از اون اقاب ها همین است که در روز قیامت مورد شفاعت احل و بیت واقع نمی شویم یکی از اون اقاب ها همین است خدا دیگرمه در نماز می کنه اگه دست ای را در دنیا نمی گیره پرت می شود سقوط می کنه یکی از اون اقاب ها اینه که کسی که نماز و سبک به شمارد خدا هم ای را سبک می شمارد دیگر عجر و قربی شخصیتی پیش خدا ندارد یکی از اون اقاب ها اینه کسی که نماز سبک به شمارد نماز بخونه اما نماز تو زندگی زنده نباشد نماز را سبک به شمارد در این دنیا یه زندگی ناخوشی یه زندگی توعم با پدپختی یه زندگی توعم با قم و غصه و دلحوره و استراب خاطر اینا روایته امی تاهرین به این گونه روایتا امی تاهرین به این گونه روایتا خیلی اهمیت می دادن جوان ها آقا امام صادق در مرگشونه فرمودن خیشان اما جمع کنی خب همه خیال کردن امام صادق میخوان یه وسیعت خاصی بکنن راجع مثلا به دنیا شون وقتی که خیشان جمع شدن آقا یه جمله مودن لا تنال و شفاعتونان من استقفه به صلاح اون کسی که نماز و سبک بشمارد به شفاعت ما احل و بیت نمیرسد معلومه کسی که به شفاعت احل و بیت نرسد مسلم جهنمی در روز قیامت همه همه باید با مخر ولایت به هشتی بشه اون مخر ولایت دست امیر المؤمنین به پیشانی هر که بخورد او باید به هشت بره و امام صادق در این روایت میفرماید که لا تنال و شفاعتونان من استقفه به صلاح اون که نماز و سبک بشمارد این مورد شفاعت ما نمیشه و اصلا نمیشه مورد شفاعت احل و بیت نرسد احل و بیت واقع بشه این یه معنای تکوینی داره این یه معنای خاصی داره الان مورد بحث هم نیست اما همین مقدار این که ما باید به نماز اهمیت بدیم ما باید نماز همون با جماعت باشه ما باید نماز همون در مسجد باشه این روایت رو زنهای پیغمبر نقل میشه هم آیشه نقل میکند هم امه سلمه نقل میکند هم دیگران که در دل شب موقع راز نیاز موقع نماز شب پیغمبر اکرم سر روی خاک میگذاشتن گریه گریه به اندازه ای که خاک تر میشود چی میگفتن اللهم لا تکلیم الا نفسی ترفت عینه ابدا یعنی خدا یا یه آن مرا به خودم با نگذاشت که اگه یه آن مرا به خودم با گذاشتی دیگه معلوم سقوده یک کسی رو دستشو گرفته باشند در یه راه سنگلاخی در یه راه باری که ناگهان دستشو رها کنند ساقت میشه دیگه و این جمله اللهم لا تکلیم الا نفسی ترفت عینه ابدا ذکر پیغمبره اونم در دل شب هممون مخصوصا جوانها باید این ذکر را فراموش نکنند ورتب بگیم خداییم خدا یا ما را یه آن به خودمون با نگذارد ولی اگه بخوایم خدا ما را به خودمون با نگذارد باید تو زندگی ما نماز باشد در متن زندگی ما نماز باشد مهمترین چیزها برا ما نماز باشد این مهمتر چه مربوطه به آخرت و کارهای آخرت چه مربوطه به کارهای دولتره دنیا مهمتر از همه چی نماز این نماز عادی که انسان نماز صحیح بخانه اما علاوه بر نماز صحیح ما باید یک کاری بکنیم نماز مقبول داشته باشیم گاهی نماز صحیح هست مثل نمازهای معمولی اما گاهی نماز صحیح هست گاهی علاوه بر این که صحیح هست مقبول هست یعنی خدا او را میپذیره گاهی علاوه بر این که مقبوله مبروره خدا آفرین روی او میگویه و ما اگر بخیم نمازها من مقبول باشه باید دل داشته باشیم یعنی در وقتی که میگیم الله اکبر تا وقتی که میگیم السلام علیکم و رحمت الله و برکاته تو نماز باشیم از نماز بیرون نریم فکر ما همه جا نباشد جز در نماز نه باید ما لاقل تو نماز باشیم فکر من بیرون نره این اول مرتبه حضور قلبه و این مرتبه اگه نباشد نمازهای ما صحیحه مقبوله درگاه خدا نیست امام صادق میفرماید این نمازها گاهی همش قبوله در وقتی که از نماز بیرون نره گاهی نصفش قبوله اونجا که نصفش با خدا باشه نصفشم با مردم و فکرهای خارجی و فکرهای دنیاوی میفرماید گاهی یه الله اکبرش قبوله دیگه ما بقیی نامقبوله صحیحه قضا نداره باطل نیست اما جن نداره نمازی حضور قلب نداشته باشد مثل مرده از جن نداره باید به نمازها من جن بدیم حیات بدیم و نماز جندار اون نمازیست که ما از نماز بیرون نریم مبارزه میخواهد جدیت میخواهد عشق میخواهد محبت به نماز میخواهد انسان بیتونه نماز مقبول مرتبه سه وم که دیگه اون جاش خالیه مربوطه به آلیه و الله اینه که نماز براش یه مکالمه نماز براش یه معاشقه یعنی راسی وقتی که حمد سوره میخواند توجه داشته باشه که خدا داره با زبان این حرف میزنه کلام الله حمد سوره یعنی کلام الله کلام الله یعنی خدا داره با این حرف میزنه ما بقیه نماز این مکالمه با خداست ذکره ورده با خداسته توجه داشته باشه داره با خدا حرف میزنه گاهی تو نماز خدا با این حرف میزند گاهی این با خدا حرف میزند و بالاترین لذت هم برای بنده خدا برای آلیه الله همینه به این میگن نماز مبرور یعنی علاوه بر این که صحیح هست مقبوله علاوه بر این که مقبوله هست خدا روی اون یه آلیه الله همینه و فرین هم میگه باریکلا با من مکالمه کردی باریکلا با من معاشقه کردی و این نماز خیلی اگه بتونه به این جاها برسه خیلی عرضش داره آقا امام صادق سلام الله علیه میفرماید ارکعتان فی جوف لیل احب و علی من الدنیا و ما فیها درک از نماز اینجوری نماز شب تو دل شب درک از نماز اینجوری پیش من از دنیا و اون چه در دنیاست عرضشش بیشتره دنیا چقدر عرضش داره امام صادق میگن تمام دنیا رو به من بده بگو درک از نماز شب نخون قبول نداره آقا امام صادق میفرماید تمام دنیا و اون چه در دنیا یک طرف درک از نماز یک طرف اون درک از نماز اشرف از نظر قیمت از دنیا و اون چه در دنیا و ما باید مبارزه کنیم ما باید کوشا با تلاش این که برسنیم خودمون رو به این جام که علاوه بر این که نماز اول وقت داریم علاوه بر این که نماز با خجوع و عدب داریم علاوه بر این که نماز همون تو مدچد با جماعته نماز همون علاوه بر این نمازمون روح داشته باشه که این روح گاهی اینه که از نماز بیرون نمیره اما اون قسم سببون بالاتر از اینهاست اون نمازی که نمازش یه مکالمه یه معاشقه با خدا هست خوشحا به حال اینها موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی رسول الله و هر رحمن الرحیم الحمدلله و هر رب العالمين موسیقی سلام و سلام علی خیل خلقه و آله ظاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعید الى یوم الدین المسألة الثالثه و السبعون همه گیم میدارم که اصل در مخ همه تل بیعه دلاول اگر روایاتی که بگد وقت را نباید فروغ گیر نزوم بخواندن آنها نیست مسأله روکنه این نمرکرام باید متوزها را بخواند و الا در اینکه وقت قابل بهتر نیست اصل در وقت حرمت تل بیعه جای بحث نیست حضرت امام در دو مورد میگرد گاهه میشود وقت را فروغ دو مورد کدومه؟ یکی وقت بر اناغین مانند وقت بر فقران وقت بر علما یکی هم وقت بر اولاد در این دو مورد بیفرماید متوز هست اخوان چرا مورد اول را نمیگرد؟ مورد اول که وقت بر شهد باشد اصلا از این باز نمیبونه چرا؟ این قدرش نمکنه بخودت ملکیت نیست اون از قبیل تحریره چون وقف بر شهد از قبیل تحریره آزاد کردن ملکه است و به اصطلاح قادر ملکی کسی نمیشود به این معنا ندارد و ازا در مساطر، در مشاهد، در قناتر، در خانه اصلا مسئله را مطرح نمیکنه کمام بحث را متمکز میکنه و دستورت یکی در جایی که وقف بر اناوین باشد که مساله عاممیه از کنن وقف بر اناوین یا وقف بر زبریه ملازم فرمید از ارواف خاصت که از ارواف ادل اولاد از مسئله تسالسه و ساله و ارواف ارهای لطف مثل هستن وقف بر اناوین از ارواف ادل اولاد و ارواف آنها که از ارواف آنها بر آنها هستند از ارواف فقران نه امان آنها موند داشته به احد لباغل الا لبروز بعض امارز و تروب بعض امترار و احجامورا بنابراین اکنش انسان بگن این قرد کرا حضرت امام فقده صورت را مصدف بکنید بگید که واضعه ندارد الا فی بردر فروز کرا اون وفر بلکهت را نمیدید بگید این لفظ رو کنه در وفر بلکهت ملکیت نیست مالکیت نیست و بیدر جاییست که ملکیتی در کار باشد این که از قبیل تحریره گناب بلد آقایان در کنار این حاشیه حاشیه ما داریم که این نتیجه مخصوص می کند رو مبنای خودشه آره مبنای ما که در همه جا نوعی هم ملکیت هست قایت ماتباب مالک ها فرد می کند ببینید از نظر ما نافرق در وفع علی جهان و وفع علی انامی یا وفع مرعولان خود این اصلا مبناییه که مبنات مبنایی باشد اگر قایت به ملکیتی نیست ما همه در این صورت یک ساده و اگر نهای قائل به تحریری فرد در تو صورت می کناند برس کنیم تمام حالا هن پتر بزرگ اول پتر بزرگ اول پتر بزرگ اول میتون میگن اگر حیوانی را وقت کردن و یه نامردی آمده حیوان را زیب کرد یا سطور مسجد تیر مسجد که اره که نشده اطفالت در درد مسجد نمی کنن اطفالت در درد مسجد نمی کنن یا از دیر مسجد که نشده به همین عادت قابل اطفالیست فرد میگن میشود این را فروف به کار یک چیزی را خرید که مشابه وقتی باشد اون هم وقت بشود در مقد تصریح به وقت نیست اما در عادت بر وقت داره بلا بر این حیوانی بود وقت کردن بودیم نامردی اون را زم کرد اما حلاه یا ستون که کنه تیر کنه و یا این که هستی میشه من اینها را فروخت و تبدیل کرد به چیزی دیگر که مشابه هم نیم باشد انا امن ما از آخری من به هیچ سو لاجم کنه عادتها اینا عادت گونا این هیوانی را که زم کردن زندگیر درده میشه و من انتخابها الان به دیگرها من انتخاب سمنها که هیوان مذبون شرطی که هیوان در عاد حیات وقت بوده و جز اول باری تیر کنه و عزیر خریق خریق کنه امکانم قدرت به خیوباب و جفتراب سمنها ما یک کس اهبه موقوف علیهم این ایبانت جلالت دارد که باید محب بکنه خریده باید محب کنه که موقوف علیهم از اون محبه ببرد من احباب دولت کنه اقراح مراحات اقراح به فن اقراح ایران اینه موقوفه تا اینچا از کنم محب چرا روایاتی که در آلت می کند بر حرمت به وقت را نخونده؟ برا در چیزی که کشتم سفیران افتندهاره اونها را نمی کنند در اینکه وقت را نمی شود فروغ این اصدن افمرین واضح و ازا در مراحص پیش ما عدنده حرمت وقت را از روی روایات نخوندیم چون افرینی هستند حالا این صفقای حضرت ایمان دقیقه چیست؟ سگون بی شود مدعا را گفت یکی را شیخ انصاری در م surely متاجر دارد من اذ متاجر نرم می کند دولوان، مال برنده است س에도 مال مnity lff 30 ضروری کنید اصفهانی رحمت الداغه هره چهارم مال مرغوم داغت الداغ خوبی از داغ مقامه چهار در تغریب برای فترانی حضرت امام هست از تغریب اول مال مرغوم شیخ انسانی در متاجر از متاجر گرفتم فراسه کردم حاصل فرماش مرغوم شیخ ندید مسئله اینه بگرد مختزی مکتوده ماله مفقوده مختزی برای بی هست ماله هم مفقوده اما مختزی مکتوده بیخورد میگرد این ایگان را نامردی سببیده چه کنیم سه صورت دارم یک به همین حالت نگذارمون هر کنم بگرد و از بین بردم دادم این حیوان را به هزیما به نم موقفن علیه بخورم سبم این گوشت را به نم قصد پول بگیریم پجاگه یک اسمت ناغلتر بگیریم و اون را برد کنیم اول اول او قضاییش به همین حالت بماند و بگند از اون سگ و برمه بگیرم این ایگان را بخورم این معنا نداریم دو دومی که بگیم نه از قدم دیگ در دیگ به هزیما موقفن علیه بخورم این سقف بشم اگر به طول آگمده محروم نشه کنابه اگر واقعا خود موقفن علیه میتواند این را از قدم از بهت ببرم اون چرا دفروش فروختن هم از بهت ببرم این بردنه اگر واقعا خود موقفن علیه چنین حقی را دارد بیده هم از همه قدیمه سبب و تهنگنه اینو بیدیم به قسطات میفروشن قایت ما فکر باقی هیدوان تا و کنده نمیدن یه هیدوانی لاغر تر و کلتر مکه ببرمی گیرم و پردرش میدیم موقفن علیه کنی استفاده می کنه این بسانده من امتحان کردم که روکن باشه و اینها در حسیر خریق حسیر کهنه یا کیر کهنه بعید از که این مراهب را انسان بتونم پی کنه مگر این که حسیر خیلی زیاد باشه هم کنم در مقابلان یه حسیر کم ترهی به مقابلان این مختصم و اما مانه مفقوده مانه مانه سه چیزه یا چهارچی یک اولا بگیری اجماع اجماع در اینکه لا جواب و لا جرهن بگیری اجماع در چاییست که انتقال ممکن باشد انتقال ممکن نیست اگر بگیری اجماع است اجماع در این مورد نیست اجماع در چاییست که قابل انتقال باشد و اگر به هر مقید از قلم خدمتون که از حکم و شرقی به مقابلان داریم لا جواب و لا جرهن اون هم در چاییست که انتقال ممکن باشد و اما در چاییست که انتقال ممکن نیست برای موقعون علیه سن نارفاقیده ندارد لا جواب و جار نمیگیری اما اجماع در این نقمیست در در این نقمی اجماع کنند به قبل متیردید و اما مادرکای اگر نبیر منفقت داشته باشد همچنین روایات که میفرماید داگ جوت در حاله که این و همون عادت سود بهی ماشد و اما سلو آدم و حوفا و حسن و با یقفها و اهرها یعنی عمل کنند به کیفیگرد فروختن چون به کیفیگرد نیست حسن و با یقفها و اهرها موسیقی موسیقی موسیقی از آنجا بگید امامتشه موسیقی