و لا اجمع له امنین فا اذا امننی فد دنیا اخفتو یوم القیامه و اذا خافنی فد دنیا آمنتو یوم القیامه این قسمت های این روایت بیشتر ناظر به حالات قلبی است در بحث های گذشته به ایمان و عمل توجه بود مخصوصا به نماز و اهمیت نماز این قسمت ها پرداخته به حالات معنوی به حالات قلبی از قبیل خوف، حوض و خشوع می فرماید خدای متعال یعنی پیانفر اکرم از قول خدای متعال نقم می فرماید خدای متعال می فرماید من در دل مؤمن دو خوف جمع نمی کنم اگه در دنیا از من بترسد در آخرت او را ایمن می کنم ترس ازش برده دارم اما اگه در دنیا از من نترسه و خیالش راحت باشه در آخرت مبتلا خواهد شد اون خوفیست که دیگه نجاتم نداره اونهایی که در دنیا خدا ترسند اما من خواف مقام ربه و نهن نفس عن الهواء فانه الجنته یلده هم من فضعین یوم ایدن آمین در روز قیامت هم در امنند نگرانی ندارید لا خوفن علیهن و لا هم یحسنون اما اگه کسی در این دنیا خوف خدا نداشت خشیت الهی نداشت وقتی خوف و خشیت نداشت به هر کاری هم دست می زنید خیالش راحت امن من مکر الله چنین کسی از این آلم که می ره مطلب نگرانی هاست و دائمان باید منتظر ازابهای بیشتر و سختری باشه یا ابادر این العبد لا یعرض علیه ظنوبه یوم القیامه فيقول اما اینی کنت مشفقه فيغفره در این دو بخش روایت اهمیت حالت قلبی را رشده که می فرمید می فرماد اگر کسی حتی مبتلا به گناه هم بشه در این آلم اما حالت خوفش محفوظ بشه اطلاعش به گناه موجبه نشه که این حالت خوف از وین بری این در روز قیامت امید این هست که این گناهش آمرزیده بشه روز قیامت گناهش را بهش عرضه می کنند می گن تو این گناه ها را کردی می گن درسته انجام دار دارم اما کنتو مشفقه با ترس و لرز گناه کرده اگر اینجور باشه فی اغفر رو برم این مشمول مغفرت الهی واقعی می شید اما اگر بی خیال بود گفت کردیم که کردیم چنین گناهی ولو کوچک هم باشه ازش نمی گذره یا عبادر ام الرجل یعمل الحسنه فیتکل عنیه ازش نمی گذره کارش به اونجا می رسه که مورد غضب الهی قرار کنید با همون گناهان کچکی چرا؟ برای این که دلش خائف نبود عظمت خدا را یاد نمی کرد خودش را به غفلت و بی خیالی زده بود برعکس این رجل یعمل سیعه این رجل یعمل سیعه که حتی مبتلا به گناه می شید ولی از گناهش خائفه هر وقت یادش میاد به خودش می لرزد فیفرق منه فیعت الله عزوجل آمنا نیوهرقه به باسطه هنین خوفی که داره در روز قیامت از عذاب الهی نجان می داند منظور از ذکر این دو مثال البته این را کلیت نداره گاهی ممکن است چنین کسی مبتلا به گناه می شه و آموزیده بشه به خاطر اون که اون حالت اشفاق و خوفش محفوظ و گاهی ممکن است آدم گناهان کوچکی هم انجام بده و روز قیامت مورد غذاب الهی قرار بگیر به خاطر این که گناهان خدا را کوچک شمرده برای چی این آرزه ایک می فرماید پیغمبر اکرم و ابو زر برای این که اهمیت حالات قلبی را تقجبش پیدا کنید ترس قلبی چقدر مؤثره که حتی اگر مبتلا به گناه هم شد اون اشفاق قلبی اون ازتراب اون نگرانی این که داره اون موجب آموزشیش می شه ولی اگر بیخیال بود هزار عبادت هم مرکنه به باسته همون گناهان کوچکیش معذب می شه چون گناه را سبک شمرده فکر نکرده من دارم در مقابل کی گناه کی می کنم مخالفت با کی می کنم اینا زک می شه برای این که ما توجه پیدا کنیم هیچ گناهی را کوچک نش باریم و سعی کنیم حالت خوف و خشیت را همیشه در دل خودمون زنده نگه داریم و شیطان ما را فلیب نده و مغرور نکنه که قلب ما از خوف و خشیت خالی بشه براترش برای این که تشویق بکنند به این که این حالت خوف را شما حفظ کنید و به اعمال سالحتون به عبالاتتون مغرور نشید می فرمد گاهی ممکنه یک کسی معصیت بکنه و همون معصیت را به بهش بکشاند این عجیبته اون به خاضر اینه که وقتی یک بار این معصیت را کرد اونقدر نگهده این عجیبته را بکشاند این عجیبته را درگران این معصیت هست و دائمان یاد خودش میگن میدونه که هم مانه میشه دیدگه گناه بکنه و هم همیشه خایف هست و حالت خوف و اضطراب را داره همین برای میکشنه به بهشت پس اگر این حالت خوف و اضطراب در دل ما باشه ایمن نشین خیالمون راحت نشه که ما دیگه بهشتی از این این امید نجاتی هست اما اگر غافل شدی ما دیگه اگر ما بهشتنیم پس کی بره همین ما را مغرور میبنه و خدای نکرده به جهنم میشه به واسه همون گناهش به بهش میده فقل تو به کیفه دالک به امی انتوامی یا رسول الله عبوزه تعجب میگنیم چطور آدم گناه بکنه گناه را به بهش بکشونه قال یکون دالکدن به نصب عینه یک گناهی کرد این گناه همیشه جلوی چیش میشه و نگران از این که آیا این گناه بخشیده میشه یا نمیشه تا ابن منح دائمان هی توبه میکنه حالا بیس سال پیشتر گناه کرده اما یادش نمیشه من بیس سال پیشتر این گناهی که کردم آیا آمرزیده شده یا نمیشه هی دائمان در جلوی چیش میشه و توبه میبینم فارن الالله عزیزم جلی مثل کسی که از یک درندهی پناه میبره به یک جای امنی از این گناهی که کرده مثل درندهی در مقابل خودش میبینه و پناه میبره به سوی خدا به رحمت خدا فارن الالله ففر رو الالله فرار میکنه از اون گناهش به سوی خدا باعث این همون گناه موجبه میشه که دائمان توجه به خدا داشته باشید و از اون گناه مثل یک درندهی فرار کند به پناه ببره به خدا اینه که همون گناه باعث این میشه که بهشتی بشه یا عباغر الکیسو من عدب نفسه و عمل لما بعد الموت و العاجزو من اتبع نفسه و هراه و تمناه علالله عزوجل الامانی آدم زرنگ کسیست که دائمان یاد مرد باشه و برای آلم بعد از مرگش کار بکن کارش برای امروز و فردای خودش نباشه برای آلم آخرت کار بکن برای آلم آخرت کار بکن برای آلم آخرت کار بکن برای آلم آخرت کار بکن و عاجز و ناتوان و بدبخت و بیچاره بی ارزه بی ارزه کسیست که تابه هوای نفسش هوای نفس اسیرش کرده این نمیتونه اصلا فکر فردارو بکنه نمیتونه کاری برای آلم آخرتش بکنه اسیر این هوای نفس شده چنین کسی بی ارزه ترین افراده عاجز ترین افراده العاجز من تبع نفسه و مهما اما زرنگ باهوش زیره کسیه که از چنگار این هوای نفسانی نجات پیدو کرده و میدونه که سرانجامش به کجا منتقیم میشه و او برای آلم عبدی خلق شده اینه که برای همیشه برای اونجا کار میبره دنیا اونقدر عرضشی قایل نیست که برای اینجا تلاش بود هم مشراییم هم مشراییم قایل نیست که برای اینجا تلاش بود هم امیدید که برای سعادت آخرتش کار بکنیم کسی که به نماز میایسته از فرق سرش تا عرش از طرف خدا رحمت برو ریزش میکنیم تنافره علیه تنافره در موقعی گفته میشه که برگ درخت میریزه یا چیز را پخش کنن میریزه پایین این حالت را میگن حالت تنافر پخش شدن این که از بالا به پایین باشه از عرش خدا تا برگ درخت میریزه پایین از عرش خدا تا برگ درخت میریزه پایین از عرش خدا تا برگ درخت میریزه پایین اگر میدونستی با چه کسی داری راز میگی هیچ وقت از این نماز دست برنمیشتی و خسته نمیشه فکر کن با کی داری حرف میدی در مقابل کی هستی با کی ارتباط برقرار کردی به اندازه اهمیت و عظمت او به این نماز احتمام داشته باش وکله بهی ملکون ملکی موکل میشود میشه و اتبرو یونادی که فریاد میزنی یبن آدم ای آدمی زادی که تایی نماز بخونی لو تعلمو مالک فی السلاط اگر میدانستی که در نماز چه چیز برای تو هست یعنی چه منافعی چه مسالهی چه ثوابهایی چه فضیلتهایی از نماز آئده تو میشه و من تناجی اگر میدونستی که با کی داری راز و نیاز میکنی من فتلته هرگز از نماز خسته نمیشدی و دست برنمیداشتی انشالله که خدای متعال به همه ما شیرینی مناجات با خودش و لذت از نماز را بششاند پروردگارا ترا به عزت و جلالت خسن حق اولیاء و انبیاء حق اولیاء و انبیاء انهرافات مسون بدار آقابت امر ما ختم بخیل بفرما و السلام علیکم و رحمت الله موسیقی سدای مندگاه جلوی از جامعه دینی رادیو معارف دریفهی به جهان روشنایی و معرفت رادیو معارف سدای فضیلت و فطرت موسیقی موسیقی فقه اولی محمد موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدللله رب العالمين و السلام و السلام على خیر خلقه محمد وعلى علیه قیرین الطاهرین المعصومین لا سیما بقیه الله المنتظر ارواه نافده ولا قوة الا بالله ارواه نافده ولا قوة الا بالله یا سیدم حرامه منهای این که در حرمه و سید حرم بر محرم و غیر محرم حرامه نه به عنوان احرام داریم صحبت میکنیم در اینجا مرحوم علامه ادعا کرده که علما اینا قاعدن به این که سید هم همچنان حرامه با اون دوتا سومی میشود بعد رفتیم سراغ این مطلب که آیا اصلا مبتلابه هست یا نیست و ثابت کردیم که مبتلابه میتواند باشه و اما بریم سراغ قرآن مجید ببینیم چه میگه بعضی ها به آیه شریفه ولا تقتل سیده و انتم حرام تمسای جستن که در اینجا هنوز حلال نشده چون این محرم هنوز این هنوز محرمه بنابراین لا تقتل سیده و انتم حرام شامل حال این شخص میشود البته این قابل گفتگوست به علت این که این از احرام در آمده جز در دو چیز یعنی اگر محرمات احرامون بیس پنج تا بدانیم بیس و دو سه تا شد حالا سیده بگذاریم کنار بیس و دو سه تا شد در آمده این انتم حرام منسرم از اینجاست محرم هست و نیست در اکثر مسائل محرم نیست لباس میپوشد و و تمام محرمات احرامو میتونه انجام بده مگر اون دو سه تا شده بیشتر نیست اینو نمیگنش محرم و انتو محرام زهرش این است کسی که محرمه تمام اعیار باشه این اکثریت احرامشو از دست داده یه مختصری باقی مونده یه مختصر ما بگیم آیه شریف شامل میشه ولا اقل لمنه شک فی الاطلاق بارها خدمتون عرض کردم اطلاق اگر شامل شامل شده باشه شک درشم بکنیم منتفی میشه اطلاق باید ثابت باشه اگر احتمال بدیم که عرف این اطلاق رو قبول نداره باید ثابت بشه که اطلاق مشکلی نداره شک در اطلاق مساوی عدم اطلاقه بعد بگیم به استصحاب بچسبیم که سابقا این شخص برش حرام بوده سید بعد از عمال منا شک داریم که آیا حلال شد یا نه استصحاب عرمت کنیم این استصحاب از نظر ما دیروز اشاره کردیم قابل قبول نیست ما استصحاب رو در شبهات موضوعیه حجت میدانیم نه در شبهات حکمیه اینجا شبهه حکمیه نمیدونم حکم الهی اجازه میده یا نه ما در موضوع سید شک نکردیم خیلی خوب شبه حکمیه است دیگه این شخص یعنی در خروجش از نظر حکم الهی شک داریم و اله ایکلشه که شک نداریم این آدم همون آدمه منا همون مناهه اعمال همون اعماله سید همون سیده در موضوعات خارجیه اینجا شک نداریم شک داریم داریم خدا اجازه سید به این میده یا نه این میشه شبهات حکمیه و استصحاب کسی که در شبهات حکمیه حجت نمیدانه و فقط منحصر به شبهات موضوعیه میکنه اینجا استصحاب فایدهی نداره تمام روایات استصحاب این نکتر ریخت کنید تمام روایات استصحاب مال شبهات موضوعیه از همش حالا ما دلیل داریم نمیخوام بگم مورد مخصصیه میخوام بگم تمام روایات استصحاب هم در شبهات موضوعیه از اطلاقم نداره ما ثابت کردیم که شامل شبهات حکمیه نمیشه بعد اینجا جشنیست در انوار الاسول مفصل نوشتهیم متالعه انشاءالله میفرمایید و اما در اینجا یک دلیل محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم محکمه بر جوابیهیم اِلَّا النِّسَابَتِّيبِ فِعِظَ زَارَ الْبَیْتِ وقتی بره تواف خانه خدا رو به جا بیاره و تافع تافع و زار البیت یه چیز میگه وَسَابَيْنَ السَّفَا وَالْمَرَّةِ نماز تواف و بیان نفرموده چون معلومه وابسته به توافه فَقَدْ اَحَلَّ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مِنْهُ مرحله دومه هلیت هلیت تیب پیش میاد اِلَّا النِّسَاء نِسَاء باقی میمونه وَاِذَا تَافَ تَوَافًا نِسَاء وقتی تواف نِسَاء به جا بیاره فَقَدْ اَحَلَّ مِنْ کُلِّ شَيْءٍ وَاِئِنْ اَحْرَمَ مِنْهُ اِلَّا سَیْدٍ همه چیز حلال میشه مگه سید این سید سید حرمه نه سید احرام