در خدمت شما عزیزان هستم دوستان خوبم با اعلام ساعت شش صبح از رادیو معارف اولین برنامه ی این نوبت برنامه ی مبناه هست درس کلام و جتولستان و المسلمین برینج کار رو می شنفیم موسیقی اگر خدا فعلش قایت نداشته باشه غرز نداشته باشه عبثه و عبث و از دقا بگیم افقال خوب و بد دارن عدل بگیم خدا هم کار بد دارن نمیون متازله یک طرف اشایره و عله حدیثیه تنبیه موسیقی مبناه تبین قواعد بنیادین علم کلام موسیقی ندعو که اذا ما دبرنا الهیمنا خیرت تدبیر فالامر بیدیک و سبحانك فالامر بیدیک و سبحانك موسیقی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رحمه العالمين صلو اللہ علی محمد و علیه تاهرین اللهم شهر لحاله و حمد و علی محمد خوب استفاده استدلالهای اشایره و به طور کلی اهل سنت رو بر اجماع میخواستیم البته از باب نمونه مهمترین استدلالاتشون رو بحث بکنیم خوب در بین آیات قرآن مهمترین آیهی که بهش استدلال شده این آیه هست که خیلی هم پیرامونش بحث شد اعوذ بالله من شیطان رجیم من اشاقه و رسول من بعد ما تبین لهالخدا و یه طب غیر سبیر المنه نوالهی ما تولا و نسلهی جهنم و ساعت مسیران یعنی دشمنی پیانبر و او رو به جهنم می فرستن و چه جای بدیست چه مسیر بدیست خب اینجا در واقع به این آیه می گن آیه سبیل المومنین یا آیه مشاقق که عرض کردن بعضی ها مثل جوگینی غرساوی آمدی دیگران گفتن این آیه بهترین دلیل هست برای حجیت اجماع وچه استناد به آیه هم اینه که مخالفت کردن با پیانبر به معنای مخالفت با وحی الهیست و پیروی از غیر راه مؤمنان یعنی پیروی نکردن از گفتار و کردار و اعتقاد مؤمنان در واقع اینجا این دوتا مطلب یعنی پیروی نکردن از مؤمنان در کنار مخالفت با پیانبر اومده یعنی اینه این دوتا مطلب از یه مقوله شمورده شده دشمنی کردن با پیانبر در کنار پیروی از غیر راه مؤمنان و لذا به هر دو وعده عذاب داده شده خب پس همونطوری که دشمنی با پیانبر حرامه و موجب عذابه مخالفت با سبیل مؤمنانه و پیروی نکردن از سبیل مؤمنین هم حرامه و وعده عذاب داده شده بنابراین ما هر چیزی روی که مؤمنان اون رو گفتن یعنی اجماع کردن باید بپذیریم و این چیزی جز حجیت اجماع نیست خب من چند تا عبارت از بین عبارت ها میخونم که این مطلب رو بیان کردم مثلا فخر رازی میگه جمع الله تعالی بین مشاقت رسول و اتباع غیر رسول هسته و اتباع غیر سبیل مؤمنین خدا جمع کرده بین دشمنی با پیانبر یک و دوم طبعیت غیر سبیل مؤمنین در چه چیزی جمع کرده؟ فلوئید خب فلوکان اتباع غیر سبیل مؤمنین مباحاً اگر اتباع غیر سبیل مؤمنین به اصطلاح اشکال نداشت مباح بود لما جمعه بینه و بین المحضور نباید این رو بین این و اون که در دشمنی با پیانبر جمع میکرد کمالای عزوز ان یوغاد ان زنیتا و شربتل ما آغبتو کرد اگر زنا بکنی و آب بخوری من اقابت میکنم این معنا نداره که آب خوردن که اشکالی نداره این عبارت عبارت درستی نیست فَصَبَتَ اَنَّ مُتَابَعَتَ غیر سبیل مؤمنین محضورتون پس معلومه که متابعت غیر سبیل مؤمنین هم حرامه حرامه Hugur و متابعت غیر سبیل مؤمنین عبارتون متابعت از غیر سبیل مؤمنین یعنی چی؟ عبارت اون متابعت قوله او فتوا غیر قوله و فتوهوم نانا قولشون و فتوه ہاشون و از آ!.. کرود تلک مهزورتون وختی این مخالفته با به یعنی مخالفته با سبیل مؤمنین اشکال داره حرامه وızد الندارد رجب انتکنه متابعت و قوله و فتواه واجبتن ضرورت اندگولا خروج منال قسمه چون نمیشه که وقتی که این به اسطلاح حرام شد به اسطلاح پیروی از سبیل غیر مومنین پس واجب است قبول کردن سبیل مومنین چون بلاخره مقابل همان دیگه راه مومنین یا پیروی از راه مومنین پیروی از راه غیر مومنین وقتی پیروی از غیر راه مومنین حرام شد پس پیروی از راه مومنین واجب است و این چیزی جز اجماع نیست یعنی مومنین اگر چیزی را اجماع کردن ما باید بپذیریم اون رو دیگران هم مشابه این گفتن مثلا آمدی میگه و اگر احتج اهل الحق پی زالک به کتاب و سنن تب المعنی و امد کتاب فخمس آیال ال آیت ال اولا و هی اقواها و به ها تمست که شافعی رضی الله عن و هی قولو تالا و من یوشارق رسول الاخر و وچول احتجاج به ال آیه انهو تالا تواعد الامتابعت غیر سبیل مومنین گفته جهنم داره اگر تواییت بکنه غیر سبیل مومنین ولولم یکون زالک محرمن اگر حرام نبود متابعت غیر سبیل مومنین لما تو عدو علی نواد وعده بر علیه دادی میشود نواد یعنی عذاب وعده به عذاب دادی میشود نواد بین این و بین اون دشمنی با پیانبر جمع میشود کما لای حسن و تواعد علال جمع بین الکفر و اکل خبز المباخ بگیم اگر کافر بشی یا نوم بخوری مثلا عذاب جهنم هست معنا ندادی دیگران هم گفتن من الان عبارتهایی نوشتم که دیگه نیازی به این عبارتها نیست همه یه حرف میزنن خب اما نقد و بررسی این دلیل قرآنی که مهمترین دلیل به سهل سنت هم هست اینه که عرض بخید ما الان یه اشکالی میکنیم بعد اشکالات شیخ توسی رو هم هشتا اشکالیشون کرده میگیم اما اشکال به نظر من اشکال اصلی همه اشکالی که خود حل سنت هم بعضی این اشکالی کردن و اون اینه که در این استدلال فرض شده که منظور از سبیل مومنین یعنی اجماع مومنین اما این قابل اثبات نیست که منظور از سبیل مومنین یعنی اجماع مومنین به این مناه که سلمونا هرچی همه با هم گفتن این به استلال اجماعه و اجماع حجت چون در اینه این آیه احتمالات دیگری هم هست بلکه اون احتمالات از هر هم هست ظهورش بیشتر هم هست احتمالی که بیشتر از احتمالات به ذهن میاد و میشه گفت حتی ظهور آیه همینه اینه که اقا اصلا سبیل مومنین یعنی چی؟ اینو ما تحلیل بکنیم آیا منظور اینه که اگه مومنان اومدن مثلا گفتن که باید فرض بکنیم که فلانکار بکنیم این منظور اینه اتباع سبیل مومنین اصلا منظور چی؟ اصلا ایمان یعنی چی؟ ایمان مومنین یعنی کسانی که ایمان دارن ایمان یعنی چی؟ یعنی این که ما تعالیم پیانبر رو قبول داشته باشیم ایمان بیاریم به تحویل روایات ایمانو معرفتون بالغل به اقرارون باللسان و عملون بالرگون ایمان یعنی که ما اون تعالیم که پیانبر آورده قبول بکنیم بکنیم املاً بکنیم ایمان یعنی بنابرای سبیل مومنین یعنی همون سبیلی که پیانبر میگه نمیگه مومنی میگه سبیل مومنین سبیل مومنین یعنی همون سبیل کسانیست که تعالیم پیانبر رو قبول کردن و به اونم عمل میکنن بنابراین منظور اینه منظور اینیست که جامعه اسلامی این هنمیان با هم بشینن یه قراری بذارن نه محضور از سبیل مومنین یعنی سبیل طبعیت از پیانبر سبیل پیروی از پیانبر سبیل مومنین همینه ولی از این کسی که با پیانبر دشمنی بکنه و سبیل غیر مومنین رو بره یعنی در واقع دشمنی میکنه یعنی چی؟ یعنی طبعیت نمی کنه از پیانبر یعنی سبیل مومنین نمی شه این این احتمال که اصلا از ما باشیم و آیه این گزهه می عند کسی که دشمنی بکنهвет با پیانبر و سبیل غیر مومنین رو برد سبیل مومنین چیه؟ تبعید کردن از clicking سبیل غیر مومنین چیه؟ تبعید نکنه از پیانبر یعنیدشمنی بکنه و پیانبر و تبعید نکنه از پیانبر سبیل مومنین یعنی سبیل پیروی از پیانبر بنابراین تبعید نکنه سبیل مومنین رو یعنیodia یعنی مخالفت بکنه با پیان بر این ظاهر آیاینه مثلا معنای ایمان هم همیده و مؤمن که ما میگیم یعنی این مؤمن یعنی اون کسانی که ایمان آوردن یعنی اون معنای ایمان که تصمیم در مقابل برکه عمل تبعیت هم اعتقادی هم عمالی این ظاهر آیاینه ایچ ربط به اجماع نداره و احتمال بعدی اینه که احتمال دوم اینه که منظور کسانی که حمایت نکرده باشن یعنی کسانی که دشمنی بکنن با پیان بر و در واقع سبیر غیر مؤمنین رو بیرن سبیر مؤمنین چیه؟ حمایت از پیان بر سبیر غیر مؤمنین یعنی حمایت نکردن از پیان بر یعنی با پیان بر دشمنی میکنن و از پیان بر حمایت نمیکنن البته این احتمال و اون احتمال قبلی با هم قابله جمعه و اصلا لازم ملزوم همه. یعنی سبیل مومنی یعنی سبیل کسانی که از پیامبر رو قبول میکنن تصدیق میکنن وقتی تصدیق کرن طبیعت هم حمایت هم میکنند. وقتی پیروی کرن حمایت هم میکنند. اصلا لازمه پیروی از پیامبر حمایت هم از پیامبر. چون پیامبر میگه بیاید از من بریم به جنگیم. لازمه ایمان به خدا و پیغمبر اینه که حمایت هم از پیانبر بکن یعنی برم به جنگم بنابراین این دوتا معنایی که گفتین لازم ملزوم همه هر دو هم مراده هر دو هم میتونیم بگیم جز سبیل مومنینه سبیل غیر مومنین یعنی کسانی که پیانبر را تصدیق نمی کنن و در نتیجه از پیانبر حمایت نمی کنن محضور اینه چرا رفته به اجماع داره این معنا این آیه هیچ رفته به اجماع نداره اصلا بس این نیست که سلمونا برن روی مطلبی اتفاق نظر بکنن ولو پیانبر اونو نگفته یا حتی عکسشو گفته چنان که این اجماع را درست کردن برای درست کردن سقیفه پیانبر گفته بود بعد از من جانشین من حمیر المومنینه یه اده رفتن اونجا با هم جمع شدن خلاف این گفتن حالا ما بگیم که از این آیه برمیاد که اون کارشون درسته نه منظوره از پیانبر حمایت میکنن نه این که میرن یه تصمیم میگیرن که اصلا پیانبر نگفته یا زدشو گفته برعکسشو گفته بنابراین بگیم اجماع حجته و این عمل اونها در مثلا تعین خلیفه اول بگیم که درسته چون آیه میگه اجماع معتبره پس اون کارم معتبره آیه میگه سبیل مومنین یعنی سبیل تعیید پیانبر ایمان به پیانبر و حمایت پیانبر نه این که مومنین هر کاری کردن هر تصمیمی گرفتن هر فتوایی دادن اصلا این آیه بیان نمی کنه خود همین شکانی که اون استدلال رو بیان کرده یکی از احل سنته اشکال میکنه هم غزالی اشکال میکنه هم هر دو ایبارات هم نوشته بودن یه فقه غزالی رو اینا اشکال میکنن همین اشکال رو بیان میکنن مثلا این شکانی اینجوری میگه مذر سبیل مومنین یعنی سبیل تبعیت غیر مومنین یعنی تبعیت نکردن از پیانبر این احتمال اول او فی مناسرتهی در حمایت از اون او فی الاختداه بهی اختداه به پیانبر او فی ما بهی سارو مومنین یا به اون چیزی که به خاطر اون مومن شدن و حقا ایمان بهی به پیانبر ایمان آوردن پس این احتمالات هست گرچه ما گفتیم این احتمالات به یه جا برمیگرده یعنی تبعیت هست پیانبر و حمایت هم جز تبعیت حساب میشه مناسرت هم جز تبعیت اختداه هم جز تبعیت حساب میشه ایمان هم اصلا به همینه و مال احتمال لایت ملستد لا وقتی این احتمال داره منای آیه این باشه الان ما که بالاترشو گفتیم ظاهر آیه اینه اینشون میگه حد دقل این احتمال هم هست این احتمال هم هست ازا جال احتمال بطلل استدلال شما میخوایید یک چیزی به نام اجماعی که از عدله اربعه رو اثبات بکنید اعتبارشو مسئله فرعی ساده نیست که بر اساس این اجماع میخوایید ست تا فتوه بدید اینو باید دلیل قاطعی داشته باشید نه یه آیه ای که دوتا احتمال داره معناش و بلکه اون احتمالی که ما گفتیم از هر از اون احتمالی که این آقایون بگرد قضالی همین مشابه همه اشکار رو کرده تعبیرش اینه ول از این نراهو اندل آیه لیست نستن فی الغرز آیه نست در غرز نیست ول ظاهر اندل مراد به ها اندمن یو قاتل و رسول و یو شاقی و یه طبق غیر سبیر مومنی فی مشایعتی و نصرتی همه احتمال دوم و نصرتی و دفع الادا انهو ای کسی با پیانبر دشمنی بکنه و نیاد که از پیانبر حمایت بکنه و دشمنان رو دفع بکنه نواله ای ما تولف که اندهو لم یک تفه به ترک المشاق که اندهو میگه که فقط هم دشمنی اشکال نداره این مثل این میمونه میگیم که تو مثلا زیارت هاش شورا میگیم که شاید و باید و تا بعد ملاقتله یا مثلا جایی داریم که اونای که راضی شدن به این یعنی فقط دشمنی اشکال نداره دشمنی اشکال داره تباییت نکردن از پیانبر و کمک نکردن پیانبرم بعد از این که معلوم شد که پیغمبر حقه یعنی وقتی ما فهمیدیم که پیغمبر از توی خدا آمده هم دشمنی و پیانبر اشکال داره و هم کمک نکردن و پیروی نکردن از پیانبر و کمک نکردن از پیانبر اینم اشکال داره فقط دشمنی اشکال نداره پیروی نکردن یعنی دروقع آیا میخواد بگه که هر کسی که با پیانبر دشمنی بکنه بلکه حمایت نکنه از پیانبر و پیروی نکنه که سبیل مومنین پیروی از پیانبر و حمایت از پیانبره اینا در جهنم خواهند آیه این چرا رفته به اجما داره؟ که این مومنین برن بشینن یه حرفی بزنن که اصلا رفته به دین نداره رفته به پیانبر نگفته یا خلافش گفته اتفاقا ظاهر آیه که اونی که سریم یاد بزه سابقه به فهم اینه نه این که دوتا احتمال هست که ازا جهال احتمال و بترار استدام اصلا آیه اینه اصلا اون معنایی که شما میگید در استداله برای اجما اصلا ظاهر آیه نیست فا این لب یکون ظاهران فا هوه محتملون حالا اگه این معنایی که ما میگیم ظاهر نماشید لاغل احتمال داره و ازا جهال احتمال و بترار استدام جناب محمد تقیی حکیم اشکال غزاری رو اینجوری توضیح میده که تعداد شرط با وحدت جزا ظهور داره در این که اون دوتا شرط در علت و حرمت مشترکند پس وقتی که این دوتا اومد یعنی پیروی از غیر طریق مومنین به استلاح اومد این بدون مخالفت با رسول در حالت و حرمت نمی کند بلکه در واقع این سبیل مومنین توش اشاره هست که در واقع اون مخالفت هم هست یعنی در واقع این دوتا با هم در واقع هر دو در حرمت مشترکند و در واقع هر دو با هم هستند خب پس این جزا جهنمه میفرما این نظور تعداد شرط ما وحدت الجزا اشتراک او ما فی علت تحریم پس این نشون میده که هر دو حرامه که به جهنم منتقی میشه و لازم او ان اتباع غیر سبیل مومنین بدون مشاقتن لرسول لاید و لالل حرمه فلایت ملمت روی یعنی دوتا با هم وقد استزهرال غزالی ما یقره و منحازل منه نمیگه غلط همونه میگه یه چیز نزدیکه به این گفته غزالی به مساقل آیه و عدل زالکه دلالتها علال اجما و عدل زالکه دلالت دلالت داشته بشه اجما حالا دوتاش هم نگیم که دوتاش با هم و اینا بیشتر غزالی و شکانی و خود ما بحثمون رو مفهومه به اصطلاح با اصطلاح سبیل مومنین بود سبیل مومنین منظوری نیست که مومنین بیان یک در یک مسئله با هم اشتراکی نظر داشته باشن نه سبیل مومنین یعنی سبیل تبعیت از پیانبر نظرم اون تحویل غزالی بهتر بود که یعنی ما بگیم که آیه میخواد بگه که نه فقط دشمنیه با پیانبر بلکه حتی پیروی نکردن از پیانبر و نصرت نکردن پیانبر هم اینم مثل اونه یعنی جهنمه نتیجه شون یعنی یه نکته بیشتر این داره یعنی میخواد در آقاUD میخواد بگه که فکر نکنید فقط دشمنیه اشکال داره حمایت نکردن هم اشکال داره سبیل غیر مومنین یعنی سبیل مومنین حمایته سبیل غیر مومنین عدمه حمایته سبیل مومنین تصدیقه سبیل غیر مومنین عدمه تصدیقه فقط دشمنی چون دشمنی یه چیز والاتر یه دید ممکنه چیز دشمنی هم نکنه تصدیق هم نکنه حمایت هم نکنه خب ببینین اشکال اصلی پس ببینین ما اشکال اصلی همون به آیه اینه که اصلا آیه دلالتی برای اجماع نداره چون سبیل مومنی یعنی سبیل ایمان سبیل ایمان یعنی سبیل تبعیت از پیانبر تبعیتاً تبعیت از پیانبر بیاد نصرت هم میاد دوتا شما هم و در واقع آیه میخواد بگه که چی ها جهندن میرن اونایی که دشمنی میکنن بلکه حتی اونایی که تبعیت نمی کنن و حمایت نمی کنن اینا هر دو گروه میرن جهندن این تمام منطقه خیلی راجع به این آیه بحث شده اشکال جواب اینا ما الان اشکالات هشت دانه شیخ توسی را هم سری مروری بحث میکنیم بعدی نیست گرچه بعضی از این به نظرم میرسه که این اشکال اصلی همینه و بر اساس این اشکال اصلا نوبت به این اشکالات میرسه ولی خب الان اشکالاتی اشون هم بیده اشکال اولی که اشون میگه یه عبارتاش نمیخونم میگن که اولا الافلان در المؤمنین گفتن مختزی استغراق و شمول نیست بلکه هر دو احتمال هست یعنی ما میتونیم المؤمنین منظور همه مؤمنین باشه میتونیم هم بگیم نه برخی از مؤمنین مراده احتمال حد دقل به عنوان مح احتمال وجود داری این احتمال بنابراین آیه مجمله چون اجماع وقتی که همه مؤمنین حالا گرچه بعضی ها اومدن گفتن همه مؤمنین نه ولی همه مؤمنین این مدینه همه مؤمنین بسره بلاخره یه جوری همه مؤمنین گفتن ولی معلوم نیست این المؤمنین شاد الافلام اشاره به الافلام احق باشه اشاره به بعض مؤمنین داشته باشه بنابراین آیه مجمله و نمیشه استناد کرد و بلکه ما دلیل خاص داریم که مراد در اینجا از مؤمنین معصومان هستن که میخوان میدونید در روایت متعدد هست که مزور از مؤمنین مثلا معصومان هستن حالا اینو میشه اینجوری گفت که معصومان اون فرد برجسته مؤمنین هست ایمان به مناهی صد در صد اقید در از جهت پایین تری از ایمان اون ایمان رتبه بالا و اول خب این اشکال اول البته به اسطلاح ممکنه به این چیز اشکال بکنیم که الافلام جمع محلاب الافلام ظاهر در اموم اینو خب بعضی و سلیون گفتن اما بعضی گفتن نه مثل مرحوم کمپانی گفته که اینجوری نیست باید مقدمات حکمت احراز بشه تا مفید اموم بشه هر چند محلاب الافلامی مفید اموم نیست برحال اختلاف نظر هست در این باب و برحال باید یک دلیل قاطعی ما داشته باشیم این یک چیز معمولی نیست یعنی باید یک دلیل قطعی داشته باشیم و میدونید وجیت اجمال را اصمد بکنیم ولی خب برصورت اگر قرینه عقلی یا نقلی داشته باشیم که همه مؤمنیم ببینید اون معنایی که ما اشکال اول که اشکالی که ما گفتیم اصلا میخواد بگه که اصلا معنای سبیل مؤمنی یه چیز دیگه هست این اشکالات فرض را گرفته یعنی همه مؤمنی هرچی گفتن داره اشکال میکنه خب این اشکال اول اشکال دوم اینه که لفظ سبیل کلن در واقع اشون داره بر اساس احتمالات میده میگه لفظ سبیل احتمال داره که سبیل یعنی هر نوع سبیلی یا سبیل خاص یعنی سبیل مؤمنین یعنی هر سبیلی که مؤمنین رفتن یا سبیل مؤمنین یعنی سبیل ایمان مؤمنین سبیل دین مؤمنین و اتفاقا این دومی احتمالش بیشتره این تقریبا میشه همه شبیه اشکال همه اشکال دومیش پس حتی دقیقا میکه هر دوتا احتمال هست افتیاد از اجازه های احتمال باید همه رستیم اشکال سه وامینه که وعده اعذابی که بر پیروی از غیر راه مؤمنین داده شده این دلالت نمی کنه که پیروی از راه مؤمنین واجبه میگه غیر مؤمنین حرامه حالا سبیل مؤمنین واجبه چون ممکنه مباه باشه تلازم نداره دلالتش سریع نیست اگه کسی بگه که چون خدا وعده اعذاب رو بر پیروی غیر راه مؤمنین معلق کرده گویا اینو تعلیق کرده بر برگشتن از راه مؤمنین و ترک تبایت از ایشان و اختضاع اینه که پیروی از راه مؤمنان حقه و وعده اعذاب برای ترک تبایت و جدایی از اینه یعنی در واقع ما از این که سبیل غیر مؤمنین رو این حرامه سبیل مؤمنین واجبه چون اونجا اعذابم گفته شده این اعذابم دلالت می کنه که سبیل مؤمنین واجبه اما ایشون بگن نه این یه صرف های اداز ممتنه نیست که پیروی غیر راه مؤمنین حرام باشه با اینکه پیروی از راه مؤمنان مباح باشه مباح باشه یا حرام باشه برحال اینکه تبعیت از راه کفار حرامه پس تبعیت از راه مؤمنان مومنین واجبه؟ نه ممکنه مباه باشه احتمالات هست ببینید این خرزه بگیرید که مومنین با هم اجماع بکنن منظورها نه این که مومنین به وصف ایمان اون که واجبه ما میدونیم این که از جای دیگه میدونیم ولی اگه این رو ما بگیم یعنی منظور پیروی تبعیت از راه مومنان و یعنی این که مومنان هرچی گفتن نه ممکنه واجب نماشه غیر مومنان دشمنی که با بیا همایت نمی کنن نمی دونم اون اشکال داره حالا مومنان هم هرچی گفتن واجبه؟ نه درارت نمی کنه حالا ممکنه شما بگید نه آیه دلانت بر نمی دونم اون طرف رو گفته عذاب و فلان و اینا و شق ثومیم مطرح نکرده این ظاهرش اینه که اون ورک عرامه این ورش هم مثلا واجبه ممکنه کسی اینه بگید این مثلا خلاف متفاهم عرفیه ظاهر آیه اینه که به اسطلاح سبیل مومنین واجبه گرچه سریع نیست سبیل غیر مومنین حرامه اما سبیل مومنین ولی خب اگر همین اون اشکالات دیگری که آیه گفتیم و حالا خواهیم این اشکالات هست ممکنه این اشکال رو بگیم خلاف عرف اینجوری نمی فهمه که بله یه شق ثومیم هست که مثلا اینم واجبم نیست مباهه مثلا این احتمال هست نران اشکال چهارم اینه که خداوند کفار رو از مخالفت راه مومنین برحضر داشت و اینجا در واقع حکم به صفت ایمان معلق شده حالا اگه اومدن و مومنین اجماع کردن بر یک مطلبی از کجا احراز میکنیم که این به صفت ایمان بوده یعنی اختزای صفت ایمان این اجماعه باشه چون آیه وقتی میگه سبیل مومنین منظور از مومنین یعنی مومنین به صفت ایمان این اینو باید به روی کردن خب الان اینو اومدن و اجماع کردن در یک مسئله از کجا معلوم نیست شاید گناه کردن اجماع کردن حالا اینم یه بیان دیگری از اون اشکال مهمون نیست برای خود یه بیان دیگری مزدی که اون اشکال پنجون اینه که بر فرض مومنین آن باشه اما این از کجا میشه اثبات کرد که در هر عصر و زمان اینجوریه سبیل مومنین در زمان پیانبره داره میگه حالا مثلا در هزار سال بعد هم همینه همیشه هم در زمانهای مختلف از کجا میگه همون سبیل مومنین در زمان پیانبره داره میگه این نیاز به دلیل میداره نمیشه اینجوری اطلاعه در همه زمانها رو اثبات کرده استیدیم به اشکال ششون بعد شش و هفت و هشت سه تا اشکال بنده بس سلام علیکم و رحمت الله موسیقی