این برنامه همراه بودید انشالله که استفاده کرده باشید به ساعت اجداریم نزدیک میشیم برای این لحظه شما گلستانه رو در نظر گرفتیم سخنان حجت و لسلام و المسلمی ایران دوست در شرح گلستان سعدی ای که شدی طالب اسرار هم بشنا و بشناس اشارات را جره ای از جام معارف بنوش گوش کنا یا تو روایات را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان در ساعت بارات را گوهری از گنج سعادت ستان گنج سعادت ستان تازه کنان در ساعت بارات را گنج سعادت بسم الله الرحمن الرحیم سلام میکنم خدمت همین شما همراهان عزیز همین شما دوستان و بزرگوار همه از ایزان و بزرگواری که برنامه گنج سعادت رو میشنوید از شبکه سراسری راژیو معارف صدای فضیلت و فطرت الحمدلله رب العالمین در خدمت شما بزرگواران هستیم تا با همدیگه بشین این پایی صفره معارف احلیبیت علیه امسلام و انشالله حجتال اسلام و المسلمین استاد محمد حادی فلاه با استانت از آیات قرآن کلیم و روایت احلیبیت علیه امسلام به ما کمک بکنن در راه رسیدن به فضائل اخلاقی انشالله چند برنامه هست استاد فلاه یک موضوع جدید رو برای ما مطرح میکنن موضوع توازو یک نکتر ارز بکنم سبک برنامه گنج سعادت و سبک بیان اصطاد فلاه به این گونه هست که ابتدا موضوع رو برای ما تعریف میکنن عنوان رو برای ما تعریف میکنن شاهد مثالهای قرآنی و روایی او رو برای ما در مرتبه بعد بیان میکنن نمونه های قرآنی و نمونه های روایی رو برای ما بیان میکنن بعد از اون آسیب ها و ویجگی های اون رو میشونن خصوصیت ها و برکاتش رو برای ما بیان میکنن اگر آسیبی در لاحش باشه اونها رو برای ما بیان میکنن و انشالله در نهایت هم راهکارهای کسب اون و اگر غزیلهی باشه راهکارهای رو هم برای دفعه او در اختیار ما قرار میدن موضوع توازو موضوعی هستش که چند برنامهی هلان در خصوص خود توازو مفهوم توازو و حقیقت توازو استادالله درن نکاتی رو برای ما بیان میکنه مهمتنی نکاتی که در دو برنامهی گذشته در خصوص توازو بیان شد این بود که یک مفهوم قلبی و باطنیست توازو که نشانی قدرت و معرفت انسانه از مفاهم تشکیکیه که در رفتار انسان بروز پیدا میکنه وقتی در رفتار انسان بروز پیدا کرد میشه باید فروتنی لغات مختلف و معانی مختلفی مثل خشوع مثل سجده مثل خضوع در قرآن کریم رو برایش بیان کرده از آو جواره ما چشم ما کلام ما حرکت ما دسته های ما گوش ما همه این ها هم باید احل توازو باشین و جلوه اصلی توازو اونجایی که من دارائی دارم یا بعضی اقتی که تصور میکنم صاحب یک دارائی هستم حاجه فلا سلامت میکنم خدا بخشون بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما و همه از ایزان شنونده سلام عرض میکنم در خدمت دونست حاجه در خصوص حقیقت توازو ظاهرن چند نکتهی مونده بود هر ثبت که به نظر من توازو و افتادگی یه چشمندازیه که آدم ها ذاتن تاله بشن حتی اونایی که در یک اشتباهی سراغ تکبر میرن و دنبال یک جای بلند دین و دنبال برتریجوی و خودبرتربینی هستن باز از همون جایی که هستن دنبال این هستن که به توازو نگاه کن درسته اصلا اینجوری ارز کنم توازو یک چشمندازه برای همه انسان ها به حساب میرن توازو و افتادگی ذاتن برای آدم ها جنبایت ها وکی جذابه بله جذابیت داره و باعث آرامششونه آدم هایی که میرن کو و جنگل بالا منشینن معمولا همیشه دنبال این هستن که یه جایی بشینن که چشمندازی داشته باشه بیشتر کیف کنن آره یه چشمندازی داشته باشه اینا معمولا بالای زمین های افتاده خونه میسازن و زمین های افتاده رو به عنوان چشمنداز خودشون انتخاب میکنن و دوست دارن از این مقدمه استفاده میکنم و حرز میکنم حقیقتن توازو و آدم های متوازه چشمنداز آدم های متکبر به حساب میان با این که دفتن سراغ تکبر جذابیتی که توازو و فروتنی براشون داره ناخاسته اینا رو به کنش میندن دعواشون به آدم های متکبر نیست آدم های متکبر اگرم بخوان دعوه بیفتن باز میان سراغ آدم های متوازه بس که این توجهشون اینور بیشتره تا به خودشون چیزی ندارن که بخوان با خودشون دهگیرشن میچرز میکنم درمی استفاده میکنم انقدر اینور ذهنشون رو جرب کرده بحانه میکنن میخوان دعوه بیفتن به آدم های متوازه و خصوصیت توازن میخوانم تعریف کنن چشم انداز داشته باشه حقیقت مال اینه مال اینه که ذاتن ذاتن فطرتن مشتاق توازن آره دیگه انسان ذاتن طالب فضائله دیگه تو مرتبه نفسه که مبتلاست و تمایولات به رضایل اخلاقی و رضالتهای اخلاقی داره و الا اگر سراغ فطرتش بری میلش به فضائله از جمعه همین توازن توازن تکران میکنم حقیقتن توازن و آدم های متوازه چشم انداز آدم های متکبر به حساب میان اگه توازن نباشه اگه آدم های متوازه نباشن آدم های متکبر برای عداهاشون اصلا ویو ندارن به کی بگن به کی پوز بفروشن از بالا عدا در بیارن اینو از دیدن آدم های معمولی متوازه که دارن طبیعی زندگی میکنن خوششون میاد چون خودشون طبیعی زندگی نمیکنن حقیقتن طبیعی زندگی نمیکنن و خلاف طبیعت گای اوقات با افراد دارن خلاف طبیعت زندگی میکنن زندگی مردم پایین دست رو ارگانیک میدونن تحبیر خودشونه با این که خودشون اعلان بالا نشستن میله به پایین دارن آره یه حسرت خاصی دارن انسان فرنجا کیف تو بی تکلفیه تکلف بماند مستقل جدا که این ساده زیستی چی داره که از چه خطراتی و زررهایی انسان رو نجات میده این که اینا توازو و آدم های متوازه رو برای چشمندازشون انتخاب میکنن مال اینه که فطرتشون اگر خاطره خوشی برای خودشون سراغ داره مال اخلاق و زندگی اخلاقیه مال توازوه جذابیتی که ارز کردم توازو داره ایناست که برای اینا به تحبیر خودشون نستلجیکه دقیقا بفهمید خاطراتش از بالا نشسته بهترین جارو مثلا رفته حزینه کرده زمین خریده خونه ساخته از اون بالا میخواد پایین رو نگاه کنه انقدر پایین برایش جذابه خوشخاطره ترین زندگی انسانی جناب اطابکی خاطراتیه که انسان با توازو ساخته درسته درسته خوشخاطره ترین خاطره انگیست ترین جذاب ترین دلاویست ترین خاطره های زندگی انسانی خاطراتی هستش که اونا رو با توازو درست کرده و با نگاه باطنی و حرفانی حرس کنم جناب اطابکی آدم های متوازه مورد توجه خدای متحال به حساب میان نماز با همه نماز بودنش که مورد نظر خداست و جز واجباتیه و برای انسان رقم خورده با این حال توی نماز که شما میرید رکنی که بتواند همه نماز رو یک جا در خودش مندمج داشته باشه و کل نماز رو در خودش خلاصه اصاره سلاله داشته باشه سجده به قوت تمام نماز سجده توی روایت هست اگر میخوایید با آقا رسول الله شروع نش پیدا کنید پس از مرگ و در قیامت فعتل سجود سجدهاتو دولانی کن کد رو ببینید تمام آنچه این عبرمرد الهی در گذار خلقت خدای متحال دریافت کرد از قبل سجده و توازو و فروتنیست شبیه آقا رسول الله بشید بشکنید این بط رو فعتل سجود سجده ها رو دولانی کنید یعنی توازو بیشتری داشته بله دیگه شما خودتون ما هم گفتیم کلیدواجه هایی که در قرآن هست مترادف و مرتبط با توازو به حساب میاد از جمعه سعیده هست فقط حواسمون باشه که سجده به همان مفهومی که داره و منتقل میشیم الان در باره خدای متحال برای غیر خدای متحال حرامه و روانیست هرچند از بعضی از شخصیت ها دیده باشید اشکال شهری داره که خلاف شهر به حساب میاد و فقه ها نظرات فقهیشون رو هم اعلام کردن عزیزان مستحضره سجده فقط برای خدای متحال اختصاصا سجده مال خدا از همین میتونیم استفاده کنیم بهترین فضیلتی که خدا هم دوست داره توازو میشه دیگه در خون خدا رفتن در خون خدا رفتن بله مستحضره دیگه سجده به خاک افتادنه دیگه برگشت ما که خاکیم به خاکه دیگه تماما یعنی هیچ ادعای این وسط در سجده نیست در سجده تمام ادعای سجده ماست درسته که اگر بنشینه در جان ما این ادعای ما در سجده که تمام ادعای ما در سجده ما سجده ما باشه چقدر برامو کار میرسه اصلا تمام اوجه و تمام اوج گرفتن ما و بال گرفتن ما و پرزدن ما در اون ساحت های ملکوتی بی نهایت مرهون و مدیون همین سجده راست و درست و صادقانه ما برای خدا و میتونه باشه ارز کردم آدم های متوازه مورد توجه خدا اصلا توازو و آدم های متوازه مد نظر خدای متعال به حساب میان مد نظر خدای متعال هستن سآلی که توی همین برنامه یه برنامه قبلی که فرموده بودین میخوام به تناسب با ذکر این نقل بیشتر به اون اشاره شما بپردازم نقل که خدای متعال اراده کرد روی زمین بر خودش خونه ای بسازه قسمت های مختلف زمین خبردار شده بوده اون قسمت از زمین که معدنداش گفت خدا جان بیا اینجا بساز من خیلی قیمتی هم یه قسمت دیگه زمین گفت که بیا اینجا آبشارش مثلا خوبه اون یکی اینجا آفتابش خوبه یکی دیگه گفت اینجا شباش پرست تاره هست اون یکی آب و هباش هر کدوم اومده بودن مختصات و ویژگی های خودشون رو به رخ کشیدن که خدای متعال رو جلب نظر کرده باشن خدا اونجا خونه خودش رو بسازه نقل که سرزمین حجاز که قسمت های زمین رو صداهاشون رو میشنید سرزمین حجاز با خودش گفت من چه چیز جذابی دارم که به خدا بگم بیاد اینجا خونه شو بسازه جز این که وادی غیرزی زر به حساب میاد من هیچی ندارم جنوب اعتباکی اینو گفت و توی خودش افتاد توازو رو ببینید بردم در درونه اینو گفت و با همه آرزوهای که داشت که خدا خونه شو توی حجاز بسازه ولی میگفت من هیچی ندارم که بخوام به خدای متعال عرضه کنم و بگم اینجا جای خوبیه که تو خونت رو بسازی با این حرف با اون آرزوی که داشت توی خودش افتاد یک توازوی در درونش اتفاق افتاد و در درون خودش افتاد و گفت من هیچ ندارم آخدا گلهای جهان زندز رخصار تو هستند از بوی تو مستند بر دامن دیبای دمن دامنه داری من هیچ ندارم من هیچی ندارم بگم کجا دوتت کنم که بیای خونت رو بسازی آدم های متوازه و جاهای متوازه و هر چیز متوازه مورد توجه خدای متعال هستن میگن همین که گفت من هیچ ندارم خدا دست گذاشت روی توازه خاک و زمین حجاز فرمود خونه من باید همینجا ساخته بشه این اول بیتن وزه لناس لالذی به بکت مبارکن و هدن لالمین حال امران نوود و شیش خانه مبارک مایه ادایت همه اوالم به چه داستانی به چه زمینه ای اتفاق افتاد توازه و خودشکنی و اعلان هیچ نداری خاک حجاز توازه چیه که آدم اگر در پیشگاه خدای متعال بگه من هیچی ندارم همه چی گیرش میاد باقی چیه حجاز از بس که فکر واقعی و نداری و کاسه خالی وجود رو آدم میبره و کاسه خالی سلوک رو میبره در اون ارتباط با خدای متعال نداری خودش رو اعلام میکنه اراده خدای متعال تعلق میگیره اگر ظرف خالی ببینه پرش کنه تو بیش از همه ای آدم تو بیش از همه روی زمین هستی و ارتباطت با خاکه چرا از این خاک توازه یاد نمیگیری ببینید از بس که توازه داره و خوش رو داره وقتی باران معارف بر زمین و زمینه مستعد بریزه البته که رویش اتفاق میفته البته که شکوفه میزن معارف و کسف معرفت جوری که یوجب و زرا تو که خود زاره و مزرعه خودت هستی اونجا با شکوفه های معرفت خودت به تحجب میفتی و شگف زده میشی انقدر زمین متوازه است لو انزل نهازل قرآن علا جبله را رعیته و خاشن متصده ان من خشیت الله هنوز که هنوز این استداد در کوهای روی زمین هست که اگر قرآن بهشون برسه و دریافت کنن از بس که احل توازه و خوشو هستن یه واکنش درخوری از خودشون در مقابل آیات الهی و اون قرآن خدای متحال از خودشون نشون میدن ای آدم تو چه ته روی زمین که انقدر تکبر داری چرا از خود توازه نشون نمیدی که اگر قرآن به تو رسید در مقابل قرآن انقدر شاخ نشیه ای خورد توازه کوه عقل تو اگر قرآن برش نازل شد بپذیره قبولش کنه انشاءالله و از آخرم خدا توی آدم های متوازه برای خودش خونه داره جناباتا باید که آب زمزم اختصاصا توی زمین هجاز مالا همان اعلان نداری و من هیچ ندارم به اینجا رسید که خدای متحال خونش اونجا ساخت آب زمزم اونجا به فرماید آب زمزم چرسه و آب معرفت آب معرف حقی ای الهی از اونجا شروع شد اونم مال دلهاییه که مثل زمین افتاده باشن معرف قرآن اختصاصا در خاکی نازل میشه در خاکی نازل میشه که از توازو و فروتنی سم برده باشه افتادگی آموز اگر طالب فیزی هرگز نخورد آب زمینی که بلنده خیلی متشکرم کل آنچه که توی این معلمه ساتفالله بهش اشاره کردن به نظر من توی همین یک جمعه مله خلاصه میشه اگر میخواییم به چشم خدا بیاییم اگر میخواییم اعتبار آبروی در نظر خدای توریه تالا پیدا بکنیم توازو سلوک راه من باشه از این که همراه ما بودید از همه شما سفاس گذارم صدق و صفا خلوص و یقین عشق و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا اللهم سل علی ابن موسر رزا المرتبای الامان السبیر النبی و حجتک علامه خوره و من تهدد برای السدید شهید سلافا کثیرتا سامتا داکیتا متواسلتا متواسلتا سکین هستر واقعیتا سیرف مدرین شهرتول و آی upp واقعیتی و LA و ملید است که یکی میboards از نه از الفایل یانن قرار آمدید زر ج الس الکامی ندهد که شما ب proclaim تعیم فیلنمinst برونهو را honest مدرستي 4 لباس ماهديی ارجو برراوس 403 434 دره بالزامه form 100ージره презид برکرانه نور درس تفسیر حضرت آیت الله جوادی آمولی برکرانه نور شمبه تا چهار شمبه ساعت شش بام داد مهربان باشید مجله صبحگاهی رادیو معارف مهربان باشید شمبه تا پنج شمبه ساعت شش و سی دقیقه گنج سعادت گنج سعادت هر روز ساعت هفت و چهر دقیقه گنج تو سینه ده اما باید که پیدایشو بکنید زندگی زیباست زندگی شیرینه زندگی تک تک این ساعت ها زندگی زیباست شمبه تا پنج شمبه ساعت نه و پنجا دقیقه تا جمعه زهور من شک ندارم میرسدان فرصت ما تا جمعه زهور هر جمعه ساعت نه و پنجا دقیقه پنجا دقیقه از برکت ما اصر جوانی مساوغه اصرگاهی رادیو معارف سرعت دقیقه حیجم اصر جوانی شمبه تا پنج شمبه ساعت هفته اصر جوانی رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت اصر جوانی سعدی بزرگ است نفقت به سبب هنرمندی و هنروریش که به سبب حرف های امیق، دردمندانه و برامده از حکمت انسانی و الهی او. یکی از آثار پرمغز و عرضشمند سعدی گلستان است. گلستان سعدی حاصل شناخت او از انسان است. آنچه سعدی در کتابهای خود جمع وری کرده است، حاصل سی سال دنیا دیدن، تجربه زندگی همراه با تعمل، شناخت از ماهیت انسان و بهرگیری از حکیمان و عارفان است. دکتر سعید حمیدیان، استاد زبان و عدویات فارسی، سعدی را به حق مظهر و نهایت اعتدال دانسته و میگوید سعدی شاعری جهانی است. شاعری که ورای مرزها طبقات و مرامها می اندیشد. روی سخن او با تمامی انسان هاست. لذا معرفی آثار و افکارش اهمیت بسیاری دارد. و اما حکمتی پندا موز از باب هشتم گلستان در آداب صحبت با اجرای حجت الاسلام دکتر ایران دوست. بشنوید. هر که بدی را بکشد، خر را از بلای او برهاند و او را از عذاب خدای اززواجل پسندیده است بخشایش. ولیکن منه بر ریش خلقازار. مرهنگ. آدم ندانست آن که رحمت کرد بر مار که آن ظلم است بر فرزند آدم. شهد و شکر عدب فارسی در گلستانی. و حالا نکات اخلاقی و تربیتی این حکمت از زبان حجت الاسلام دکتر ایران دوست. بسم الله الرحمن الرحیم. به نام آن که جان را زندگی داد. سلام و درود به حضور شما شنوندگان خوب برنامه گلستانه. حکمت کتاهی را از باب هشتم گلستان از جناب سعدی شنیدیم. سعدی در این حکمت کتاه گفته اگر کسی یک ظالمی را به حق و طبق قانون را بردارد. و شر بکشه هم مردم را از بلای این انسان ناسالم و ظالم نجاب داده و هم خود این انسان را که مثلا قتل کرده یا دیگر جرایه می رو مرتکب شده که حکم قانون و شر کشتنه اعدامه در این صورت او را هم از عذاب و گناه بیشتر رها کرده بدی یعنی یک شخص بد و شرمیده گره است. ا хотел Dennis cm لایتchange �� هست cine در آقایه ning چنان که رحمت کردن و ترهم کردن بر مار و زنده نگه داشتن اون مایه ستم به فرزندان آدمه چون باعث به گزش دیگران خواهد شد کلمه مرحم هم به معنای پمادیه که برزخ میگذارن در کتب لغت بلوان لفظ عربی زبط شده ولی به نظر میرسه که اصل آن یونانی هست این حکایت به یک اندرز اخلاقی هم اشاره کرده که در بخش بعدی در خدمت شما هستم سعدی در این حکمت کتاه به پرهیز از ترهم بر ستمگران تأکید کرده در جای دیگر گلستان هم گفته رحم آوردن بر بدان ستم هست بر نیکان البته این به این معنا نیست که سعدی با مهربانی و ترهم مخالفه نه نه سعدی به ویژه در بوستان به بیان احسان و کمک به دیگران پرداخته و اصلا باب مستقلی رو به نام احسان گشوده و متقده که همه جانداران غیر ستمگر چه انسانهای خدا پرست و دیندار چه کافران و گناهیم حتی حیوانات سزاوار ترهم و همدردی هستن فقط ستمگران و ظالمان و بدان رو استثنام می کنه در باب دوم بوستان حکایتی رو نقم کند که در شبیه سرد و زمستان که بارون از آسمان می بارید و سیل جاری بود یه فرمان روای مهربانی با زیر دستان خودش از بیابانی می گذشت که به مردی برخورد کرد که علاقش در گل پرو رفته بوده و به زمین و زمان دشنام می داد این فرمان روا کمک کرد به او و به این مرد گرفتار لباس گرم داد پول داد، اسفی سالم داد زرش داد و اسف و قبا پوستین چه نیکوب و بدمه در وقت کین ولی سعدی ظالم و ستمگر رو در بحث ترهم و مهربانی جدا می کنه اتفاقا دار آموزهای دین ماهیم یکی از مواردی که ترهم و مهربانی جایز نیست ترهم بر ظالمان هست موارد ادم جواز ترهم و عف در روایات ما این طوره اول سحنه جنگ جبهه جنگ جبهه مبارزه به دشمنه جایی برای ترهم نیست سحنه مبارزه و دفاع هست دومین مورد ظلم کنندگان به حقوق ملت هاست سردمداران کفر و ستم کسانی که خون ملت ها رو به ناحق می ریزن حقوق حقیقی اونها رو زایه می کنند اینها جای ترهم و گذشت و مهربانی ندارند سومین موردی که جایز است ترهم و عف رو کنار بگذاریم در بحث حق و ناس و حقوق اجتماعیست جایی که به حقوق مردم تعدی شده حقیقی از جامعه زایه شده اینجا هم ترهم و عف و گذشت معنا نداره و چهارومین مورد از این موارد جسور شدن ظالمه یعنی چه؟ یعنی گای وقتا بخشش و ترهم سبب می شه که کسی که در حق ما ظلم کرده جسورتر می شه تنبوه پیدا نمی کنه در این صورت نه تنها عف و بخشش و ترهم جایز نیست و معصر نیست بلکه باید نسبت به اون جدیت کرد و تنبیه کرد به قول سعدی ندانست آن که رحمت کرد بر مار که آن ظلم است بر فرزند آدم دکتر اسمایل آزر استاد عدبیات فارسی آموزه های تربیتی در آثار سعدی را از ویرگی های بارز آن می داند و می گوید سعدی نیز همانند دیگر شاعران فارسی زبان در کلام و آراستگی گفتارخیش از مزامین دینی و قرآنی در راستای تعلیم تربیت و پرورش قوای ذهنی و روحی انسانها بهره برده در اندیشه سعدی فرهنگ مدارا با هم نوعان و حتی مخالفان وجود دارد که این عمر در قرآن ریشه دارد و اما حکمتی پندا موز از باب هرمونیه در آداب صحبت با اجرای حجت الاسلام دکتور ایراندوست بشنوید