اون مشکل داره دو جا میشه قسم خورد یه وقت مطلب مهمه شما قسم میخورید یه وقت طرف در شپ هست شما قسم میخورید این دوتا خدای مطار اینجا عمدن قسم خورد فلا ورد بکن ممکنه کسی شپه بیده بکند میگه در این قسم شپه بیده نکن من جدیه جدیه رو هم میگم لا یومنون دیگه تعبیر لا یومنون من دیگه اونجا چه بمعذب بکنم یه دردقه پیغمبر اینم ایکی دیگه رو وارد میشیم یه دردقه پیغمبر ما مسئله آخرت بود نصفت به خودش واهمه داشت از آخرت یه وقتی خابیده بود یه توفان بلند شد سریعا پرید پریشان گفتن چی شد یا رسول الله حضرتانو زنن تو اندستاعته قد قامت قیامت شده اصلاس کردن که قیامت شده بوستو عرب و ساعتو که حاتین من و قیامت رسید اینجوری هستیم با این دو انگشتش بعضی هم میگن که معنیش است که فاصله بین بیسته من و بین قیامت یعنی چم هست و بعضی هم میگن که یعنی چنان درکی میکند قیامت رو اگه دست به دست ولی ازا پیغمبر ما صورت مبارکش گاهی یسفر رو گاهی یحمر رو به اون حالت میفتاد از تصور عرصه قیامت باز در اینجا حضرت یه واهمه قدسی داشته یه نگرانی داشته که آخر من چی میشه وقتی خدا بگد گل ما عدری مایف علو بیبلا بکن این از آیات عجیب هست اونقدر این آیت چی میفرمد خدا بگو بگو به زبانت من هم نمیدونم آخر آقابتم چی میشه گل ما عدری مایف علو بیبلا بکن خودم هم نمیدونم خواه وقتی پیغمبر ما آیه نازل شد رحمتن لل آلمین حضرت به جبجل گفت به توی چیزی از این رحمت رسید شد رحمتن لل آلمین لفظ عرش هست لفظ آلمین هست از اینا وسیع تر مفهوم نداریم لفظ شیع هست خدا هم شیع اولا کرد احشیا آلمین گاهی خدا میگد آلمین گاهی میگه آلمین الحمدلله رب العالمین یعنی تمام زبرات آلم سهمی از رحمت پیغمبر دارند و همه احساس میکنن که از پیغمبر به اونا سهمی رسیده است به جبجل گفت توی چیزی رسیده گفت یا رسول الله از آقابتم میترسیدم وقتی که آیه نازل شد زل عرش مکین متاع انسانم امین خدا منه تعریف کرد من آرامش بگیر جدن این دوایتون قد تکانتنده است چون جبجل اعظم ملک از ملک خدا میگه از آقابتم میترسیدم یعنی یه دردره همیشه باید این باشه که کار ما به کجا ختمیشه پرک آمدن مسافه تنبات خود ندانم در کجا آمدن آقابت به خیلی اینجا هم باز حضرت برای امت یه درس است که پیغمبر ما اینجوری واهمه داشته از عبدیت و این ترس و واهمه رو تمام انبیات داشتن یعنی قصه شطورانیست که در برابر اینی که یومدین یه روز ساده اینیست یه روزیست که همه چیز برپا میشه قیامت قیامت میگن همه چیز خیلن و شرن همه چیز پرپا میشه عرصه ی عرصه بسیار خاصیست دردره پیغمبر ما یه دردرهشم بگم تمام بکنم اونم این بود که از حیبت ملاقات مده رسول خدا نگرانی داشت یعنی اون مواجه در واقع این دیگه صحبت محشر و اینجور چیزها نیست آیه نازه شد این دار که مگه تون و این دار اون مگه تون پیغمبر ما فرمود نعی تو الانفسی خبر مردی من اومد خدا میگه تو از دنیا میری و این ها هم همه از دنیا میرن هیچ کس نمیدونه در این دنیا از این تعبیر حضرت فورا تشکیز داد که سال سال آخر من است آخرین سالی بود که آخر سالی بود بله نازل شد بله بله اقبل از اون حضرت حالاتی داشت اما در اون یک سال خیلی تشکیز شد مفاسد گریه می کرد میشست گریه می کرد بلند می شد گریه می کرد آخر سال گفتن که یه رسول ما که خدای مطالق افرال لا حاله که ما تقدمه منزن بگه و ما تاخر همه چیزی تو رو بخشیده است این گریه گریه چیه گریه از خوض جهنم نیست خوض گناه نیست حضرت یه جواب رو گفت که من میخوام که خدا رو بلاخره افرالا اکون عردن شکورا میخوام شکور باشم این دوتا معنا داره یه معنیش اینست که انسان گاهی اونقدر غلق در نیمته میخواد عدابو کنه میبینه جز گریه هیچاره نداره فرق حرف کنید که یکی از خطرناکترین فاجه رو که مضبوطه به بچه های شما بود کسی از اون خلاسی داده است شما زبانتون بندید که من چطور ازش تشکر بکنم از شب گریه میکنید یکی از خطابهای اسفان رفته بود محسن علامه امینی بعد از جلد اول القدیر در برابرش استاده بود برای تشکر گفت تشکر من از شما سکوت من است در برابرش من اینجا پیرانبر ما اونقدر نیمت حضور گست دیگه در قالب الفاظ قرار نگه میگه افلاکون ابدنش کنم حتی کهیه بکنم این خیلی دقت مخواد این معنا این خیلی دقت مخواد که خدا یه لطفی به انسان بده که کنه این جمعه رو برسه بعضی هم میگن نه این جمعه اقناعیست برای اقناعشون برای اقناعشون افلاکون ابدنش کنم ماجرا چیز دیگه هست از کنه اقول مردم خارج هست در درددد قالب ذهن مردم جایی نمیگیره اوالمی که برای رسول خدا کشف شده بود آیه هایی با آیویت های جدیدی که پیغمبر ما بهش رسیده بود مخصوصا در میراج بعد میراج کلن پیغمبر ما حالت دیگری داشت اونقدر این هیبایی ربط خدا رسول خدا رو گرفته بود اینی که به محضر خدا به جلسه خصوصی خدا برسد همه جلسه خصوصی با خدا یکی ده که میرن جلسه خصوصی فقط سرشونو پایی میندزن خدا میگه اونها فقط خوش شن ابسارهم اونها فقط خاشعتن ابسارهم تمام بیادری کردند در برابر این صاحب کائنا صاحب صفه صاحب خانه صاحب ت صاحب فض صاحب ربوبیت صاحب رحمت صاحب انایت چه کار کردم من چه اشتباهی زندگی اشتباهی کردم ولی ازاق بارها گران گفته که سرش پایی نه نمیتونه سرش برای بیاره اون قضیه هسابش دیگره اما اینی که پیغمبر ما میخواد محضر خدا برسده این به تعبیر شهابادی اونقدر سمگینه اونقدر سمگینه چاست پیغمبری که بیبالله بفرده اونجاست که پیغمبر ما از حیبت اون گریه میگن که من به اخره با چه مقدماتی اراندارم محضر خدا یه کتابی سالها قبل من خوندم از مرحوم آیت الله احمدی میانجی ایشون یه مباحثی داشتن راجب به هشت و جهنم و بحث آخرتشون و برزخشون خیلی بحث خوبی بود توی اونجا خاطرات این عقلون کردن از علمای بزرگ ما و یا مکاشفاتی که داشتن تنها چیزی که اونجا بیان شده و در خاطرم سبت و زبته که وحشت داشتن لقا الله بوده اون اولین مواجهه با خدای تبارک و تعالی یعنی خیلی هرناکی میدونید که جمال خودش حیبت میاره جمال یا جلال جمال جمال امام حسن میدونید که حیبتش رو داده بود امام حسن جمالش رو داده بود امام حسن اما از همین حیبت اون شاعر میگه از حیبتش دلم پرخونه است یعنی شما تصور نکنید که پیغمبر ما از تخفیر رو رو میخوست به یه موجود تحسنا که پیشش بری تا مثلا بیاد این به این حالت رفته یعنی هر شب که جمال بره بالا قدرت بره بالا علم بره بالا مواجهه زختر میشه یعنی کنه ملاقات رو پیغمبر ما فهمیده که گفته ار رفیق الالا آخر سر گفتن یا سو مخیری اگه میخوایید بمونید یا میخوایید برید گفت ار رفیق الالا ار رفیق الالا این بخشی از درده های رسول خدا بود دوتاشون که بعد همه انشالله آقا خیلی ممنون و چکرم از شما سپاس گذارم صفحه 448 رو امبوز با هم تلاوت میکنیم آیات نورانی سوره مبارکه صفات رو به اتفاق بشنمیم برمیگردیم ببینیم چقدر فرصت داریم در لحظات دقائق پایین در کنار شما هستیم بفهمید خواهیش میکنم محمد اللهم صل على محمد و آل محمد اعوذ بالله من الشیطان الرجیم يقول ائنك لمن المصدقين ائذا متنا و كنا ترابا و عظاما ائنا لمدینون قال هل انتم مطلعون فا اطلع فرآه في سوائن جحيم قالت الله انكت لتردین ولولا ت ربی لكنت من المحضرين افما نحن بميتین الا موتتن الاولى و ما نحن بمعذبین ان هذا لهو الفوز العظيم لمثل هذا فليعمل العاملون اذلك خير نزلا ام شجرة الزقون انا جعلناها فتنه لالظالمين اینها شجرة تخرج في اصل الجحيم طلعها كأنه رؤوس الشياطين فانهم لآكلون منها فمالئون منها البطون ثم ان لهم عليها لشوبا من حمیم ثم ان مرجعهم لالجحيم انهم الفو آباءهم قانون فهم على آثارهم موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته و لو توشت الناس و اتهمت الناس و خزلت الناس و القتام لباس