شب جنه چه قوقایی در کربو بلاب در پاس و چه کتانی در اونجا حاضر میشنند یه دوتا فلسفه زیارت امام حسین هم اشاره بکنم تا از نزدیک خیلی سؤال بکنم که اصلا چرا ما باید قبور ایندر از نزدیک زیارت بکنیم و چرا باید بریم بگرد حالا اونهایی که در دلیل رو آیتی اشاره میکنم که توان ندارن ولی اصمی که از نزدیک امام حسین علیه السلام رو زیارت میده اولا فلسفه زیارت امام حسین اینه که اون نقطه ای که امام حسین به شهادت رسید به عنوان پایگاهی علیه ظلم علیه جهادت علیه ستانی که واقعا کشیدن مردم در جهادت به سعاده برن و نگذارن مردم اون دیداری لازم رو داشته باشن و به سعادت عوضی برسن این نقطه نقطه اصطنام کربو بلاه که از قدیم از زمان آدم مطرح بوده همه انبیاء از این ناسی رو گور کردن و جبراهیل برای انبیاء در کربلا روضه امام حسین رو خوانده و آنها گریه کردن به هر حال این یک مطلب مطلب بزرگونی که وقتی که انسان از دار دنیا میره بشه شهیدی که هم خونش مقدسه هم بزنش مقدسه هم اعضای بزنش مقدس میشه که در معرق شهیدی دنیا تقصی نداره این شهید علاقه ای داره به این بزنی که با اون جهاد کرده با اون حلبی که با خدا ارتباط برقرار کرده با اون پیشانی که بر سجده گذاشته که از امام حسین در اون لحظات آخر بر سجده میفته و میتعرض میکنه برزم برزاک تقلیمم برزاک لا معبود سواک به این مذهبه میرسه که معصبه عبودیت و این که برزاک تقلیمم برزاک لا معبود سواک ما مقایق نهایی جهان به خاطر اینه که همه بلسم به این نقطه که معبودیت به جز خدای میگانه وجود نداره این نقطهی که در کربلا اشاره کردم به خاطر اینه که همه نقطه گه بشن در اونجا تعلقی که امتان به بدنش داره که هر جده دفت میشه تعلق امام حسین علیه السلام به بدن خودش هم نظر شدید پر هست بدنی که با شمشیرش بله إلخ در خدا جنگی دیده بدنی که در آداخت خدا جهاد کرده داره زبانی که برای خدا قطب خواندی در اونια فرزانین washes و اینها همه مشانه تقدسه read کربلا میگن از مزدیک زیادته میگن つیليس به خاطر اینکه responses برا خاطر امبیائه áobی هست بخش اليف ہیں حول این مهدل امام حسین علیه السلام اونجا جمع میشن تا این فریاد رو بزنن که علیه ظلم و ستم و جهر از شاگردان ارستو نقش شده که فلسفه میخوندن شاگردان ارستو بران که معتقد بودن که هنگامه که فلسفه رو بران مباهیتونی کنن در کنار قبر ارستو میرفتن اونجا مباهیتونی کردن مباهیت مشکل فلسفه رو اونجا براشون باز میشد و اعتقادش این بود که تعلق که ارستو رو بزنش داره اینجا میاد به اونها الهام بکنه اینجا الان من روایت را گرس خوشتت بشه اشاره بکنم خوشت بکنم بفرمید بله بله بفرمید این روایت اشاره میکنه که از امام صادق علیه السلام و بعد میگه که محمد بن مسلم میگه که از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفهمود حسین ابن علی علیه السلام ند بر رزدگاهش نگاه میکنه به موضع عفکرش یعنی جایی که به زمین افتاده جایگاه لشکری که داشته و من حل من شهدائم اح این که تانی که جانشون رو در راه خدا تقدیم کردن شهیدان به اون جا نگاه میکنه به اون موضع نگاه میکنه نگاه میکنه به زورواری که اونجا هستن در اون موضع جمع شدن و از خودشون آشناتر به اینها و به اسماع اینها رو میدونه و اسماع پدرانشون رو میدونه در جا به اینها رو میدونه منظلت اینها رو نظر خدا میدونه عزوجل و از خود اینها و پدرشون آگاهتر به اینها و اینهون لیرا منتکه لیران فیستق فی الله که پایی که اینجا فاکر شدن در کربنا آمدن به زیارت امام حسین موجوده پرپاره از درد قرار میگیرن و از پدرانش امام حسین درخواست میکنی که برای جزار خودش اتفاق کنن اینا خیلی اهمیت داره برای کسی که زائر امام حسین میشه در شب جمعی ها پیامی که هست زیره مهیم حاجه آقای بدریخ سپاس کنم اگر اینجا زیره بیدیم ما چند دقیقه دیگه دوباره در یک بخش دیگری در خدمت شما باشیم ادامی صحبت ها و در اقل استفاده بردم و از ذکر نام حسین حسین علیه السلام گرود بر شما خداحافظ شما آقای محمدی جاد کریم از شهده این نکتر رو بگم که معمولا در روز عرفه روز زیارتی حسین علیه السلام و بسیار از ایام مردمی که شاید نتونن به سمت کربلا برن در آستان حسین حسین علیه السلام حاضر باشن به صورت فیزیکی به نقاط مرزی میان ما اینجا در گزرگاه شلمچه مردم جنب میشن و زیارت امام حسین علیه السلام رو به آستانش میخونن در هی سال دفاع مقدس خیلی از رزمندگان ما بیتاب بودن برای که بتونن خودش رو به کربلا برسنن اما در روزهای پر از خادسه پر از هماسه حضور داشتن و تو دل سنگرهاشون رو به کربلا از همین شلمچه از همین آبادان از همین خورمشه رو میکردن به آستان حضرت امام حسین علیه السلام و از همه هاق جانشون سلام میدادن بله بسیار عالی میدونید چرا وقتی میریم زیارت امام حسین علیه السلام ناخداگاه یاد شاهده میفتیم چون شاهده قبل از این که به جنگن آشق بودن آشق حسین علیه السلام در virtually تقیم و مسبقㅎㅎ میجولدیم بستار قوانست تدامل غراوی من العام روصل سیامندها میفتیم بودchéن گو ريشنا بنی الشال ست رنگو بگن سفر شاهدین امران بین آمدو خدا چه خدا ش 한�ا شهای بدن شما واست ش شيط آمن درخشان السلام مشتاد پدد خشان sudra جها درا سفر جها دروش حربلا حربلا مداری زیرایی خبوتی هاشمی خبوتی هاشمی کلادیوز ها دادیم عربی بطن را رهان آرادادیم نام جوپکوری اللهی سرنی ها دادیم ویرود شریعت اقباس دنگان برادیم نزدیک دتل ای حربلا ما جبون ها دادیم تیروبان علی ما حسن رو جبون ها دادیم اردشی همصفا و سیدی ها دادیم کربلا کربلا ها داریم اونا یعنی شاهده های عزیزمون کربلا رو فقط توی کربلا نمیدیدن کربلا رو توی خاک خوزستان دیدن توی خاک ریست توی آتش توی قمغمه آب که با لبای پشت رسمت میکردن شاهده های دفاع مقدس مخصوصا اونایی که از جنوب رفتن از همین راه شلمچه و تلایه و هوویزه رد شدن راهی که از دل خاک میگذره اما به آسمون میرسه براشون زیارت ماموسین فقط یه سفر نبود یه پیمان بود یه قول آشقانه که پای جونشون امزا شد زنده بود خانمه مریم نظری افشار از تهران نمیشتن که سلام خداقوبت چقدر دل بونو بردیم کربلا خیلی ممنون امیدوارم حالا که دلتون روونه این کربلا شده ما رو هم یاد بکنین و توی سلامهاتون و حضرت سیدوشهده علیه السلام ما رو شریک بکنید انشاءالله شنوانده ازیزی با شماله 3935 و چهاره ماخب 5588 نمیشتن که انشاءالله به یاری مولا امیر المومنین علیه علیه السلام هم اطعام میدیم هم جشن میگیریم و اگر بتونیم گره از کار گرفتاران باز بکنیم و نیت داریم که آقا هم کمکمون میکنه اگر لیاقت داشته باشیم حتما همینطور است و انشاءالله که شما هم موفق باشید عرض کنم که شنوانده ازیزی با شماله 0919 و چهاره ماخب 3665 سلام کردن و گفتن که ممنون میشم ویژه برای پسرم دعا بکنید و زوارن حالا مشکل سلامتی دارن و انشاءالله که آفیت و سلامتی نصیب پسر شما باشد و همه بیمارانی که این شب در بالین بیماری هستن و آرزو دارن و التماس دعا دارن نخصوصا کسانی که در آستان حضرت حسین نلی علیه السلام هستن و در کربلا هستن و برای همه بیماران دعا کنید میدونی چیه رفیق؟ وقتی راه میافتی سمت کربلا دل آدم یه جوری میشه نه فقط واسه حرم واسه اونایی که قبل از ما رفتن شاهدا اونا آشق حسین بودن دیوونش بودن جونشونو گذاشتن کف دستشونو گفتن یا حسین ما هم با توییم والله جبه براشون کربلا بود آب نداشتن خواب نداشتن ولی دلشون روشن بود تو گرمای جنوب تو خاکای سوزان آبادان و شلمچه یه جوری اسم حسینو میبردن که انگار حرم همین بقل بود رفیق شاهدا از همین راهی که ما پیاده میریم کربلا با پای دن رفتن با گریه با دعا با عشق میرسی دم زری دلت میدرزه نه فقط واسه حسین علیه السلام واسه اونایی که با یه دل آشق رفتن و بر نگشتن شاهدا قبل از ما بهش سلام دادم رفیق حالا نوبت ماست که سلاممونو دوتا کنیم یکی واسه خودمون یکی واسه اونا اونها رفتن انا اما هنوز رد نگاهشون روی خاک هست هنوز پنین قدمهاشون در شبهایی که مخابودین بیدارمون میکنه بیدار شد یک شهید هنوز منتظر سلامتوست عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک عشق یعنی یه شهید بالا با یه تشنه سینه چاک عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک عشق یعنی یه شهید بالا با یه تشنه سینه چاک عشق یعنی یه پلاک همنشین رادیو معارف از مرکز آبادان تقدیم شما شنوندگان عزیز و عرجمند میشه انشالله که همه شما ظاهر امام حسین علیه السلام باشید مثل ما که در همین نزدیکی عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک عشق یعنی یه شهید بالا با یه تشنه سینه چاک عشق یعنی یه پلاک سلام بر شما که دل های بیقراری دارید در شکایل تنگیر در همنشینی رادیو آبادان و رادیو معارف در شب جمعه عشق یعنی یه جوون یه جوون بی نام و نشون عشق یعنی یه نماز با بوزی گرفتن توی خون عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک یاد و نام شهدای عزیزمون گره خورده با نام حضرت عبا عبدالله علیه السلام انشالله که همه ما از پیروبان راستین شهدای عزیزمون باشیم و زیارت واقعی بریم با یاد و اونها با نام و اونها به کربلای ما حلا مشرف رفتیم عشق یعنی یه پلاک عشق یعنی یه پلاک که در که شبا بیداره تا سهر عشق یعنی یه خبر خبره یه مفهود و لسهر عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک شبه و این شب رنگ و بوی حرم ده سلام بر تو که اومدی تا دل بدی که اومدی تا لحظه ای هم نشین باشی با دل هایی که هنوز در پی حسین اند اینجا جادهی به سوی حرم باز شده از کلمات از عشق از اندوهی که به شب آقشت دل سوای کربلار ریاوه ببین به روی نیسترار آتیش گره دامن خیمهار منم عصیر یادگار عشق عشق یعنی یه پلاک تا بقیه تلاقیان عشق یعنی یه کلاب پا به پای فرزند اماه عشق یعنی یه پلاک سپاس گذارم از همراهیتون متشکرم از دوستانی که از جای جای ایران عزیز صدای ما رو دارن میشنن و هنچه بسا فراتر از این محرس ها همراه رادیو معارف هستن توفیق است که از شهر آبادان در خدمت شما باشیم امشب و به میزبانی رادیو آبادان برنامه همنشین رو از اینجا در خیلی برنامه باشیم از اینجا برنامه همنشین رو از اینجا تقدیم شما شنواندگان گرامی کنیم برنامه ای که همنشینی با اهل بیتر ایمون سلام حرف اولشه و در شبهای جمعه همنشین هستیم با حضرت عبا عبدالله نسیم یعنی رئیس سلام و یهران با وفاشون و خیلی خورسندیم که خیلی نزدیک شدیم به عتابات آریات نسبت به کسانی که شاید در شمالی ترین نقطه کشور صدا مورو میشنن در مرکز ایران صدا مورو میشنن در شرق ایران صدا مورو میشنن الان دیگه ما تقریبا نزدیکترین هستیم دیگه بله و خانم نظری افشار هم یه سوالی پرسیدن از طریق پیامه که شما جوابشون رو دادین دیگه گفتن که آیا هر شب جمعه تو این ساعت برنامه زیارتی رو داریم؟ برنامه همنشین؟ بله برنامه همنشین هر هفته پنج شنبه شبها با همین موضوع زیارت از عزت هواپیلا تقدم شنویم و حوالی همین ساعت بی ساله با شنویم؟ آره همین خدود ساعت هست زنده باد خیلی ممنونم از آبادان قهرمان و از دیار شهیدان ایران و از مشهد شهدای گمنام با شما هستیم همچنان برنامه همنشین رو تقدم کنیم حاج آقای بدری در بخش دیگری این لحظه در کنار ما هستند از طریق قطعه ارتباطی سلام و جدد به حاج آقای بدری و شد و خیر سلام و رحمت الله برنامه همنشین با شما هستیم؟ برنامه همنشین برنامه همنشین حاج آقای بریم به سمت اصوه مساهمت کردن در برای آبادان و اتفاقات که در دفاع مقدس میافتاده و شهدائی عزیزی که اینجا هستند و گلزار شهدائی که آقای نبی زاده به خوبی اول برنامه بهشون اشاره کردند و شما برنامه بیشتر بفرمایید بله از اینکه خود همون عرضی تجریبی که مردم شریف ایران از قیام امام حسین علیه السلام داشتند و راه رو شناختند و وارد این سفینه مجاد شدند و از گمراهی های نجات پیدا کردند و هر حال اون مسیری که شاهان ملت ایران را می بردند این مسیری بود که اینا کجا آباد می رسید و هر حال اون تحولی که بر ایران اتفاق افتاد و شهرهای ایران دو چهار تحول شد اول گوها تفاوت پیدا کرد سمت اصوهی رفت که امثال امام حسین علیه السلام بشه اول گوها و بلا我不知道 به این سفینه هیه amphibians انجامات درش حرج هنگامی می کنیم زمان که 3 هر جان همخی sa cream ن بیشتر ایداد kissed تعریف starts اینها رو در بهشت نشون میدن و اول قطعه ای که شهید روی زمین نیرده تمام گناهان گذشتهش فاوردیده میشه نا اشارت هایی که نصف شهید داره شما شنیده ای بر مورد شهده کربلا این یک اتفاق افتاد که در شبه آشورا محمود فیلن علیه السلام جایده های شهده رو در بهشت نشوند و دوزار روز آشورا اینها تبقیت میگرفتند به یک دیگر برای این که به میدان برند در یک جنگ تحمیدی ایران یکی اتفاقی در جوانان ما بود اتفاق افتاد جوانانی که با دست دارن در شناطمانه خودشون و صرف ها نمیشناختند و وارد میدان میشدند و جوانانی که در اون تفاقید قضای معنوی قرار گرفتند که دیگر دنیا رو رها کرده بودند و فقط یه فکر این بودند که چگونه اون وضیفه ای که بر بوششون هست انجام بودند و رفعالتی که از امام خودت این یاد گرفته بودند و از شهده کربلا چگونه اون رفعالتی به انجام بودند شهر آبادان و حجود چهار ازار و سی ست شعید تقریبا که یک تعدادشون در این شهر مدخون شدند و چراق و چشم و چراق این ملت هستند مردم آبادانی که رنگهای زیادی کشیدند ولی در کنار شهردهشون به خودشون میبانند و افتخار میکنند که دشمن نفرانه این ترزنین رو درش پالی خود روی در بیاره و با جان پشانی که شهرده کردند و مردم محاوم آبادان این ترزنین آزاد شد و امیدوارم که زیاد به این آبادتر بشه شهرده ای که در هشت دلده پای مقدس در این ترزنین بروی زمین افتادند اینها خونشون و جانشون و نفتشون مبارک شد آینکه این ترزنین در تنقل برکت جایی برسه که این روز هر طرحی گفتند پیش رفتند که ما در زمینه ایلی داریم در زمینه ای فنناوری داریم در زمینه ای به نظامی داریم پیش رفت های ایلی دادشگاه های ما و همه اینهایی که میمبرونه این خونهای شریدان عزیل هستند برگره بسیار عالی خیلی برامدون و متشکر از شما و جکل اسنا و رمزانین و عدوی که امشب مهمان ما بودید در برنامه همنشین و از این همنشینی ما هم بحره بردیم هم لذت و راضی توفیقات رو زرسون دارم برای سما محسن خداحافظی کنیم ها جاقای بدری خداحافظ شما باشه انشالله یه چیزی در وجود شاهدا بود که همیشه منو تکوم میده نه فقط شجاعتشون نه فقط این که جون دادن اون چشم گفتناشون اون گوش به فراموش فرمانی بی حرف و بی شرطشون خیلیاشون حتی نمیدونستن دقیقا قرار کجا برن ولی فرمانده که میگفت باید بری فقط یه لبخن میزدن و میگفتن چشم به روی چشم نه دنبال بحونه بودن نه دنبال دیده شدن فقط دلشون با خدا و امام حسین یکی شده بود هرچی فرمان بود برایشون حجت بود فکر کن جنگ گلوده میاد خنپاره میباره یکی از بچه ها میشنه باید خطو بشنی همینجوری پا میشه سینه جلو دل محکم نه دنبال قهرمانی فقط میگه باش آجی تو بگو برو من رفتم اینا گوش به فرمان بودن نه از ترس نه از اجبار که از ایمان دلشون یه جوری با آسمون همه هنگ بود که وقتی فرمان میرسید نه تعمل نه تردید نه حتی ترس نه پلمه چشم حالا نوبت ماست تو این شلوخی دنیا اگه یه صلاح حق شنیدیم ما هم بگیم چشم شهید چشم آقا ما هم هستیم داید هر روزم آشورا باشه مثل آبش دلم دریا باشه روز رجعر میاد انشاءالله پیش اربا سرم بالا باشه تا غیرت علم دا تو ربا خونمونه ما اهل کوپرستی مولا تنها بمونه یه روز میاد که تو مدینه غلا شبیه اربا اینو مثل اینو روی تموم پرچمان بشه سپاه حضرت بدیتا یه روز میاد که تو مدینه غلا شبیه اربا اینو مثل اینو مثل اینو روی تموم پرچمان بشه سپاه حضرت بدیتا یه روز میاد که تو مدینه غلا شبیه اربا اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مثل اینو مث موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته