این حرف من بود، لیکن محقق این اهل سند، اینجور گفتم، این حرف اینو باز بد نیست الابرت و به عموم لفظ، لاب خصوصه چه؟ سبب یا مورد داخل اون بشارت ها هازهی جمیع اهل به و کاند دعاهو علیه السلام نظرن الى خصوص سبب دوباره این چیز دیگرست اگر سبب ازواج بود، این چطور میشه و ناظر به سبب باشه اینجا شما ملاحظه کنید، این کلام باز با هم نمیسازه ها و کاند دعاهو علیه السلام فی حق ها اولای الاربعه نظرن الى خصوص سبب سبب که شما ازواج میگید که خب من خودت نگفتید الان، گفتید محققین گفتن سبب ازواج است اما لفظ اهل بیت عام است الابرت و به عموم لفظ لا به خصوص سبب که ازواج باشه حالا در اعدامه میگوید که و کاند دعاهو علیه السلام فی حق ها اولای الاربعه نظرن الى خصوص سبب یعنی چه؟ یعنی اهل بیت سبب این نزول بودن شما گفتید ازواج سبب این نزول بودن که این باز عبارت اینشون اینجاش تحافظ داره خیلی خب، کفایت میکنه مختصر تحفه الاسنای اشریه تحفه اسنای اشریه رو مختصر کردن، تعریف کردن سید محمود آلوسی صفحه 152 اینو اقوال این آیان بود من نقض کردم که کم نگذشته باشیم، عبارتشون در اختیار دوستان باشه خب، حالا باید به یه بحث ایشان رو انجام بدهیم این سیاغ رو ببینیم که داستان چیست از این قصه سیاغ رو، پرونده اش رو براش بگو شاییم یک پرونده جدایی، سیاغ رو بحث کنیم بحث به بردخوری هم هست یکی از قرینه هایی که معمولا در مورد تفسیر آیات شریفی قرآن استفاده میشود قرینه سیاغ هست به خصوص در المیزان، علماء توا توایی خیلی از این قرینه استفاده کرده یک سالی همین فیضیه که ما بحث میکردیم نمیدونم حالا چه سالی بود، خیلی سالهایی قبل شاید، یا 15 سال قبل باشه راجع به هرمانوتیک بحث میکردیم، بحث های هرمانوتیک داشتیم اونجا به مناسبتی دیدگاه علماء توا توایی را در این بحث آوردیم و تو این کتاب هرمانوتیک و منطق فهم دین که همون بحث ها مقداری از اون بحث ها شاب کرده این انتشارات همین مرکز مدیری هست، اونجا آمده علماء خیلی از سیاغ استفاده کرده اجمعالا سیاغ چیست؟ میشه باید یک تعریف شست رفته ای ما از سیاغ داشته باشیم سیاغ به این مطلبه هست، این معناست که متکلم یا نویسنده ای صاحب یک متنی متن گفتاری یا متن نوشتاری در مقام احداث و ایجاد و مقام اولی که کلامش رو دارد چه می کند؟ الگاه می کند، الگاه الکلام، نگارش، گویش، بیان می کند یک ساعت صحبت می کند، نیم ساعت صحبت می کند، ده دقیقه صحبت می کند، یک جلسه صحبتی دارد در باره موضوعی سخن می گوید جملاتی به کار می برد، عبارتهای گناگون به کار می برد گاهی در لا به لا این جملات و کلماتو او الفاظی به کار می روید که مثلا حقیقت و مجاز دارد، مشترک دارد، آم و خاص دارد، متلق و مقید دارد، الفاظی که به کار میبره همه سریح نیستن در یک موضوع خاص درد بحث میکنه در لابدای گفتارش یا نوشتارش واجگانی به کار میبرد که اون واجگان اختصاص به این موضوع نداره یه ام و این و یه چیز دیگه مثلا مشترک هست یا حقیقت و مجاز هست خب و همون مردد میشدیم شنونده یعنی یا خاننده که اون لفظ آمی و مطلقی و مشترکی و حقیقت و مجازی که به کار برد تردید میکنیم کدوم معناش مرادشه شک میکنیم از سیاق استفاده میکنیم اون معنایی باید در جملات قبل و بعد در اون موضوع خاص به کار برده قرینه قرار میدین میگین این مراده یک چنین چیزی اگه باشن میگن سیاق قرینه سیاق مثلا یک مثال ساده همجور در دستی من ارز بکنم فرض کنید که یک نفر دارد در رابطه با شیر مواد قضایی شیر لبنیات شیر یعنی اون ریشه لبنیات لبن در درباره این صحبت میکنه که خواست تغذیهش چیه هست مثلا تواهدش چیه که در درباره صحبت میکنه موضوع بازش شیره شیره خوردنی نوشیدنی بعد در یک جملهی مثلا وسط اونجا که در صحبت میکنه میگه شیر یک مادهی هست یک چیزی هست یک پدیدهی هست کمیاب و گران قیمت مثلا چیه دستی به کار میبره دوباره برمیگرده میگه که همون مواد قضایی که در صحبت میکرد یکی دیگه از خاصیت های همونو مثلا به کار میبره بچه ها شیر بخورن یعنی پوکی استقان بعد میارن چه میشه کلا میشه اون وسط یک جملهی به کار برد که شیر لفظ شیر به فارسی این هم کمیابه و هم خیلی مثلا گران قیمت هست ما تعدیر میکنیم که آیا مفصولش از این شیری که اینجا به کار برد همون شیری نوشیدنی هست که میگه کمیابه است و گران هست یا مثلا شیری سو در باغ وحش هست کم پیدا میشه همه جا که شیری پیدا نمیشه باید باید باغ وحش پیدا کنی شیر ببینی و گران هم از ارزان هم نیست آیا همون شیری باغ وحش رایشون گفت کمیابه است و گران قیمت یا همین شیری نوشیدنی را دارد میگه به قرینه سیاه وحدت سیاه که قبل و بعدش راجعه بینه میگیم اگه تردید کرده میگیم نه مرادش همین این شیر بود یا باید مثلا یک زمیریه دوتا مرجع داره تو کلام تبقیه یک مرجع یک مرنام بیده ما با سیاه کلام که قبل و بعدش هست بگیم این مرجعش این هست حالا یک دو سن نمونه من یاد داشت کردم از مرحوم علامه از همین قرآن که یک کمی روشندتر بشه از سیاه را ببینیم چیه مثلا ایشانی فهمد این آیه شریفه اِنَّ لِانسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودُ وَاِنَّهُ عَلَى ذَالِكَ لَشَهِيد وَاِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيد سه تا جمعه هست این اِنَّ لِانسان که معلوم هست با جبه انسانه نوع انسان فرد انسان افراد آخری هم که اِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيد اِنَّهُ به انسان برمی گرده اون مشخصه اِنَّهُ یعنی انسان خیلی خیل را دوست می دارد اون وسطه وَاِنَّهُ عَلَى ذَالِكَ لَشَهِيد به کی برمی گرده زمینهش دو تا احتماله یک به خدا برمی گرده یعنی اِنَّهُ یعنی اِنَّ اللَّهَ auch عَلَى ذَالِكَ لَشَهِيد اِنَّ الْاِنسَان لِرَبِّهِ لَکَنُود اِنَّ الْرَبِّ عَلَى ذَالِكَ لَشَهِيد یا نه این اِنَّ الْاِنسانَ عَلَى ذَالِكَ لَشَهِيد دو تا احتمال دارد این انهوی انسان خودش شاهده بر این کنود بودن خودش هست یا خدا شاهده است که این موجود موجود کنودیه بر اون معلومه می فرمان که سیاق احتمال رجوع زمیر به انسان را تقریت می کنه چرا چون که اون جمله بعدی که انهو لحب بلخیر باشه به انسان برمی گرده قبلش هم که انسانه بعدش هم که ما رو گوییم به انسانه خونی واسط هم بگیم به انسان برمی گرده اینو میگن قرینی سیاق سایی یک نمونه یا مثلا و نفس و ما سواها فعلهمها فجورها و تقواها این نفس چی مراده و نفس و ما سواها فعلهمها فجورها یه احتمال اینست که نفس هر انسانی یه احتمال اینست که حضرت آدم نفسن یعنی حضرت آدم در سوره نسا هم دارد که نفسی را آفرید و برمیده و انسانها را از او آفرید مراد از این نفس حضرت آدم باشه کدوم احتمال را برگذیم و نفسن و ما سواها یعنی داستان خلقت حضرت آدم هست سواها ازا سویت و وفقن فقفتی من روحی فقعوله و ساجدین آیا این مراد است آدمه یا نهر انسانیه ایشون میفهمه این سیاق آیات شاهر است برای این که مراد از این نفسن حضرت آدم نیست انسان ها هستن اون کلیه جملهی هست که معید اینه قد افلح من زکاها و قد خواب من دستاها موصول آم هست پس این که قد خواب دستاها این معید میشه که مراد از اون نفسن چه باشه اون نفسن هر انسانی نه حضرت آدم این را میگن سیاق که ما تردید میکنیم در یه مورد مثل ما نهنوفی ما نهنوفی از این قسم هستا که اهل البيت آم هست حالا آیا این اهل البيت که آم هست آم اهل البيت مراد هست یا نه اختصاص به ازواج دارد یا اصلا هیچ کدوم نه آم هست و نه اختصاص به ازواج دارد بلکه به اهل کسا در این مورد بحث ما از این بابا میخوام نوشن بشه و از این قبل مثلا این آیه شریفه یه امیت سائلون انن نبه و عظیم این نبه عظیم چیست یک احتمال این هست که مراد قیامت هست امیت سائلون انن نبه العظیم یعنی قیامت یا نبه العظیم یعنی قرآن هست قرآن هم کداش نیست یک نازل شوری خبری بود کدوم احتماله میفهمند که سیاق معید هست که مراد از این نبه عظیم چیه قیامت هست به چه دلیل ادامه که میریم جلوتر میبینیم که درباره یوم الفصل مفصل و احکام و حالات یوم الفصل یعنی روز قیامت بحث کرده پس از اون ادامه آیات راجع به یوم الفصل قیامته این نبه عظیم را میگیم مراد چیه؟ مراد قیامته امثال این ها این رو روش تعملی بفرمایید خیلی بحث قشنگی و مفید و راهکشایست انشاءالله روش تکمیلش میکنیم سلام راها محمد و آله تاهیم امیدوارم از این درسته همراهی بفرمایید برنامه تبیان رو تفسیر روایی قرآن کریم رو از زبان آیت الله سیفی مازندرانی به مدت حدودا 19 دقیقه تبیان و نزلنا علیکر کتاب تبیان لكل شیء و هده و رحمت و بشران المسلمین بسم الله الرحمن الرحیم رسول الله علی محمد و آله بیته طیبین افتاره روش تکمیلش میکنیم این حسر که یعنی تقدیم ما حق تأخیر در عدویات چه خوندیم اقا؟ یفیدو الحسر ایاکن عبدو و ایاکن استعین اهده بره لغت و اهده تفسیرم همینجور گفتن و علتشینم این حکم عقلم هست که اقا عبادت رو عقل حکم کنید غیر خدا هیچ کس شایستیگه عبادتی اقا نداره چون ملاک عبادت رو عقل عقل سه چیز میبیند یا شکر منعیم یا دفع اقاو محتمل اقاو خالد دائم محتمل که من به یدهی از سباب و اقاو دائم او رو مستحق چی میدوند؟ تاعت میدوند؟ یا من به یدهی ان الاسدیه او رو ملاک تاعت و شکر میدوند؟ و یا این که مالک حقیقی که خالقیت باشد توجه برمونید هریک از این ستا باشد فقط منحسه در کی است اقاو؟ ذات باید فلذا این ایا کن عبد و ایا کن استعین این به مختضای حکم اقلم چی اقاو؟ هست به مختضای حکم اقلم چی اقاو؟ هست در واقع این آیه شریفه و لذا ولایتی برای هیچ کس نمیبیند اقل ولایت ذاتی فقط داره که این اقاو خدای تعالی رسول و امام ولایت دارن اما در طول ولایت الله چون طاعت رسول طاعت کیه؟ ذات مقدس حق فلذا ولایت رو برای رسول اقل قائل هست چون طاعت او رو کی میدونه اقا؟ طاعت الله میدونه بله مصداق طاعت الله میدونه حکم اق توصیه میدان میکند به توصیه موضوعش یعنی طاعت الله طارتن به نفس طاعت مباشری آیات شریفه قرآن هست و اخره به طاعت عمر رسول که خدا تعالی فرمود اتی الله و اتی الرسول بله خب این روشنگه روایاتی که در این جا هست میخونیم خدمت شما ان محمد ابن مسلم سهلتو ابو عبدالله علیه السلام این اگر از ایاشی باشد بگد ان محمد المطمئن که مرسله این قدر دیگه زیر آدرست رسنن تفسیر ایاشیه میشه مرسل آقا توجه فرمودی؟ بله لذا شما ان رو تبدیل دو کنید مرسل محمد ابن مسلم توجه فرمودی؟ بله سهلتو ابو عبدالله علیه السلام ان قول الله عزیز وجد الى آخر اییاک نستعین دارد که افزل ما تلب بهی العبادو هواه جهوم یعنی نزدیکترین وسیله بهترین وسیلهی که انسان بندگان تاد از خلاب بخونید حاجتی رو این عبارته که با دل و جان این رو انشا بکنن یعنی اییاک نستعین همین اییاک نستعین و این لفظ اییاک نستعین این بهترین دعاییست برای اینکه انسان به حاجت خودش جاگا برسه این مرسل ای رو میگرد وقت روایتید از احتجاج داریم مرسل من مرسلاتو کمی مقداری میخونم خیلی نمیخوام که طولش بدیم من فقط سراغ معتدرها میرم توجه فرمودید بعد دارد که ای نعبد و واحدن لا نقولو کما قالت دهریه اینن اشیا لا بد ولها وحیه دائمه که بگد که دهریه بگن که بعد اشیا خودشون بد ندارن یعنی به قول معروف که ازلی هستن از قبل نه ما اینو نمیگیم ما میگیم چی ما میگیم که فقط یک ازلی داریم با اون یک ازلی کیه ذات مقدس حق ذات مقدس حق ذات مقدس حق ازل فرمود که مرسلن ان رسول الله صدل و علی و علی و سلم انهو قال لأصحابهی قولو ایا که نعبدو ای نعبد و واحدن لا نقولو کما قالت دهریه اینن اشیا لا بد ولها وحیه دائمه دهریه میگن که اشیا بد ندارد یعنی ازلیست نه ما اون حرف رو نمیزنیم ما میگیم ازلی فقط کیست اقا ذات مقدس حق یعنی واحد رو ما میپرستیم چون ازلی فقط اوست بله و لا کما قالت ثنبیه اینن نور و ظلمه همه المدبران نه ما یک مدیر در عالم سراغ داریم و او رو فقط میپرستیم ایا که نعبدو و لا کما قالت مشرکو الارق این اوثاننا آله که این هم ما نمیگیم هرگز ما یک اله میشنسیم و اونم ذات مقدس حق هست ادعا کرد در مرسل حسن ابن محمد جمال انبعض اصحابنا قال اله آخد این رو متاله بفرمایید چون مرسل هست ما حالا میدهیم سریق معتبره مرویه از امام اسکری علیه السلام برای ما چون حجت هست توجه فرمونید اقا اینه قال الامام قال الله تعالی قولو ایوه الخرق الم علیهم ای خلاقی که تهای خدای تعالی بر شما سرشار هست و فیضش بر شما عرضانی ایا کن عبدو بله ای بندگان خدا این رو بگید ایا کن عبدو به کی بگید ایا کن عبدو خطاب به کی بکنید ایوه الم علینا ای کسی که تمام تها رو تو به ما عرضانی داشتید تمام تها از هر گونه حرکت میکنیم به برکت روح هست که در ماستیم اگر ما سخن میگیم اگر میخوریم اگر غذاب داره ما فراموش همه این رو تو آفریدیم نه این که کسی به ما مالی ببخشد اون کسی که به ما مالی ببخشد از کجا مال درست شمده در اصد ببینید تا آخر ببینید که اینا چیزی جز آفریده های پروردگار چی آقا نیست خود ما استفاده ای که میکنیم از عقل شرق اگر حواس پنجانه ما مختلف بشد کاملا محروم میشیم از هر گونه استمتای از لذات دنیا بینید توجه فرمودیم اگر عقل از ما گرفته بشد تمام سروت های آلم بهترین غذا ها همچی بم سخنه ها عقل نداشته باشد هیچی دیگه این آقا دیگه توجه فرمودید دیوانه باشد این هست که بخوام ارد بکنم که هر تی فلزا ایوه الم علینا و نطیع که مخلصین معتدلل و الخضوع بلا ریاعین بلا ریاعین یعنی سر همون ایاکه است دیگه چون از حضرت سآل کردن از امام صادقه السلام که الامل الخالص چیه فرمود الامل الخالص ان لا ترید ان یحمدک علیه احدن امدلا در صبح جان خودت بختی که بختی که بختی که منشینی وقتی که امدی رو میخوای انجام بدی برای خدا اون امدی خالص هست که در صبح جان خودت اصلا دوست نداشته باشی مائل نباشی اتا اتا اراده نداشته باشی ان لا ترید ان یحمدک علیه احدن کسی غیر از خدا به تو بهبه بگد یا تو تشبیق بکند یا به یک نهبی بعده معتدللل و الخضوع بلا ریاعین یعنی تزلل و خضوعم معریاه چی آقا میشه ولکن اینجا ای خدا یاک نعبد یعنی عبادت اصلا در لغت اومده غایت و تزلل و خضوع معنای لغبی عبادت اینه غایت و تزلل و خضوع یعنی من غایت حضرت فرمود در واقع معنای لغبی همین عبادت رو گفته یاک نعبد و یعنی غایت تزلل و خضوع رو من برای تو قرار میدم یعنی هیچ ریای در کار من چی آقا؟ نیست فقط برای توست دیگه ریا شرکه این فقط برای تو هست بله و لا سمعه و هیچ سمعه من در من نیست که مثلا حالا یه کسی بشنه من چی کار دارم بکنم گوشه زرقی در جان من این خدجان بکنن چین چیزی نیست توجه فرمودید؟ همونجا او رو با استقفار و با تو دهش می کنم قلب و غمش می کنم توجه فرمودید؟ بله خب بله؟ تاعت یکی از مسادیق عبادت هست ارتفاط فرمودید؟ بله تاعت خودش یکی از مسادیق چی هست آقا؟ عبادت تاعت که کرد یعنی او رو عبادت کرده صادق هست بر انسان متی مذ که او داره اون متاع خودش رو چی کار میکنه آقا؟ عبادت میکنه اصل معنا در لغت عبادت یعنی غایت و تزللل معنای لغبیش اینه توجه فرمودید؟ بله بله؟ هر جای عبادت بیاد معناش اینه بله فرق نداره هر جای بیاد معناش اینه و حضرتم تر واقع اشاره به همون معنای لغبیش کرده عرض کنم خدرت شما که و ایاکن استعین یعنی من که نسالو کلمعونه از تمیخم حاجت رو ادا طاعتک یعنی من رو یاری بکنی که طاعتت رو بکنم طاعت و خدا کردن پهلوان میخواد هرکس که نمیتونه که و عهد قدرت میخواد هبه های نفسانی اونچنون حجوم میارد به انسان که اصلا انسان خودش فکر میکنند مال خودشه یعنی اون آمدی که به انسان حجوم میارد دست وقع نفس انسان انسان فکر نمیکنه که شیطانه که خودم خودم میخوام اینو خودم دوست دارم خودم همش خودش این انانیت با خود شیطان دائمان در حال اشتباه است و انسان انانیت خود را در واقع خودش میدونه نفس خودش میدونه اصلا فکر نمیکنه که این انانیت شیطان هست نه به لحظه مخفی است بخاطر همین قدرت میخواد تشخیص مهمه انسان اگه تشخیص نده که این دشمن کجا هست خب اولین نقطه لنگش همینجاست توجه برمونید که ندوند که دشمن از کدوم طرف دارد میان خب کسی که دشمن را با دوست اشتباه میگی میدونه با قدش اینجوری دیگه بله اولین نقطه از اخیمان اینست که شیطان را نمیتونید تشخیص بدیم اشتباه میکنیم با خودمون با نفس خودمون فردازا دائمان در آگوشش هستیم اما خیال نمیکنیم که این شیطانه فکر میکنیم خودمونیم بله فرمود که و من سائر مردت الجن و انس من المدلین که در وجود ما نفوز میکنن جن را که ما نمیبینیم که از اجنه قدرتشون بر ما اینست که اینا ما اینا را نمیبینیم و اینا در مخ ما حمله میکنن در ذهن ما در وجود ما بس بس میکنن بله و من المعضین از ظالمین اون از یدکننده های که به داخله ظالمین هستن از انسانها چون هر انسان ظالمی کالش نست که مظلومین چی کار بکنه ازید بکند معتبره مرویه از تفسیر اسکری معتبره دیگر قال امیر المومنین قال رسول الله صلی اللہ علیه و سلم قولو ایاکن استعین علا طاعتک و عبادتک و علا دفع شرور ادائک و رد مکائد هم والمقام علا ما امرت بهی یا المقام یعنی استقامت پابرجائی مندن بر طاعت تو و روایات دیگر در مجهود آقا این روایاتی که هست افاده بکند کل این روایات ما اولا این که ایاکن عبود و ایاکن استعین بهترین ذکریست که انسان میتوند که به خدا نزدیک بشد و دیگر تمام این روایات برمیاد تمحوز انسان در عبادت الله که هیچ گونه شعبه تاعت حیبت وحشت ترس امید رجا و و و به غیر خدا در ذات شیعه نباشه اون لحظه که میگه ایاکن عبود ایاکن استعینم همینجور در دنیا خیلی اشخاص کارش را بندازن رسته اما همه اینها رو با اندانه فقط وسیلهی که به اراده پرودگار تهیه شدن همه اینها به اراده پرودگار زهن کسی که انسان را یاری میکند به اون منصوب میشه از مراجعه که میکند انسان اینا بندگان مخلوق خدا هستن و خود اینا مسخر به اراده پرودگار هستن و این میشه تمحوز در استعانه به الله و السلام عليكم و رحمت الله و برکاته خدا عطا Techniva برای شخص داره ن separate xi اینا زیرا خوب این الانسان لفی شغل و بدمه منیته تجری این الانسان لفی شغل و بدمه منیته تجری نسیت بانک مرتهنون یعبد بویلات القبر نسیت بانک مرتهنون یعبد بویلات القبر فبنیت بدنیا کسروحا و غرقت بلا ذات دهری فبنیت بدنیا کسروحا و غرقت بلا ذات دهری و حسبت بانک فی خلدی بل انت بفانیت العمری و حسبت بانک فی خلدی بل انت بفانیت العمری این الانسان لفی شغل این الانسان لفی شغل و بدمه منیته تجری این الانسان لفی شغل و بدمه منیته تجری اره یونقرف ناکور ترال اجداف تبعثر لا تدری اره یونقرف ناکور ترال اجداف تبعثر لا تدری موسیقی درسته