موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمين و صلی اللہ علی محمد و آله تبایی سلام و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان خدا به هممون توفیق بده انگونه که هزارات معصومین میپسندند زندگی کنیم یکی از دستورات مهمی که به همه ما دادن اینه که آبروی مؤمنی رو نبریم آبروداری کنیم اگر خبری شنیدیم اگر اطلاعی پیدا کردیم مثل خدای متعال خطا پوش باشیم که اون روایت معروف هست هزارات فرمودند که مؤمن باید یک نشانه از خدا داشته باشد و نشانه از رسول خدا و نشانه از ولی خدا نشانه ای که از خدا باید داشته باشه مؤمن اینه که خطا پوش باشه سر مردم رو افشا نکنه پیانبر گرامی اسلام صلی اللہ علیه و آله و سلم در روایت از وجود نازنینشون نقل شده هزارات فرمودند لغزش های مؤمنین رو جستجو نکنید نرید دنبال کارهای خطایی که مؤمنین کردن و بعد اونها رو در بوغ و کرنا کنید و آب روی اونها رو ببرید برای این که هر کسی که لغزش های برادرش رو جستجو کنه خدای متعال لغزش های او رو جستجو میکنه و هر که خدا دنبال لغزش های او باشه رسواش میشه اگرچه اون لغزش مخفیانه در خانه خودش باشه چه کار داریم آب روی مردم رو ببریم باز روایت دیگری از وجود نازنین نبی اکرم نقل بکنم خیلی این روایت عجیب است هزارات فرمودند که ربا خدای نکرده کسی مبتلای به ربا بشود گناه فراوانی دارد به این مضمون که هفتا دو سه قسم است هفتا دو سه قسم و هفتا دو سه نوع دارد ربا و این گناه ربا بدتر از این است که خدای نکرده کسی با محارم خودش عمل منافی با افتت انجام بده بعد حالا بعد از این نکته ایشون میفرمایید بالاتر از ربا و بدتر از همه رباها تجاوز به آبروی مسلمان این که خدای نکرده آبروی مؤمنی رو ببریم خدا به هممون توفیق بده اهل مراقبت از آبروی مؤمنین و دوستان اهل بیت باشیم انشاءالله زنگار قفلت را باید ستون خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله الازمان سلطانی تبا تبایی که خب اون آله بزرگبار بغیر از چند مرجعی که همعصر ایشون بودن شاید اکثر علما همعصر ما مدتی شاگرد مرحوم آیت الله سلطانی بودن یکی از آزادهای ایشون میگه یک روزی من کنار پدرم نشسته بودم و با خودم گفتم یه سؤالی بپرسم از ذره اخلاقی استفاده بکنم بعد گفتم آباجون اگه بنابش شما از میون همه پندها و اندرزها و حرفهای خوبی که میزنید یه نصیحت الان به من بکنید چی میگید مرحوم آیت الله الازمان سلطانی تبا تبایی سرشون رو پایین انداختند و مدتی تعمل کردند و بعد سرشون رو بلند کردند فرمودند آبرو یک کسی رو مبر آبرو یک کسی رو مبر پس تو در اندر زندگی آزاده باش آبرو دارو رحیم و بنده باش آبرو داری بکنیم خدا حفظ کنه حضرت رجعت الاسلام و المسلمین حاجه های قراعتی نقل میفرماید که اصناد مهرمانه یه بنده خدای دست من بود که اگر اون اصناد افشا میشد آبرو براش نمیموند و هیچ کس غیر از من هم از این قضیه اطلاع نداشت یه شب با خودم فکر کردم حاجه های قراعتی میفرمایند یه شب با خودم فکر کردم اگه من بمیرم این اصناد بعد از من طبیعتا دست افراد دیگری خواهد افتاد آبروی این مؤمن پیش اونها میره حالا اگر اونا سو استفاده بکنن که چه بدتر برای همین اصناد رو محف کردم و از بین بردم خدا رحمت کنه مرحوم حاجه خسن علی نخودکی اسفهانی رحمت الله علیه ایشون خودشون نغم میکنن در ایام جوانی در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم یهشون یه کتابی رو از یه کسی به امانت گرفته بودم که ازش استفاده بکنم کتاب گم شد هرچی گشتم کتاب رو پیدا نکردم کتاب امانت مردمه خدایا چه کنم رفتم خدمت استادم گفتم آقا کتابی دست من امانت بوده گم شده حالا من میرم به صاحبش بگم گم شده ولی ممکنه او ادعای من رو قبول نکنه و خیال کنه که من نمیخوام کتاب رو پس بدم برام خیلی سخته که خبر گم شدن کتاب رو برم به صاحبش بدم چه کنم مرحوم نخودکی اسفهانی رحمت الله علیه میفرمایند که استادم به من گفت من دستوری به تو میدم و به واسطه اون دستور تو جای کتاب رو پیدا میکنی خب من هم عمل کردم و فهمیدم که کتاب در زیر کتابهای یه بنده خدایی در یک هجره اونجا قرار دادن ای کسی آمده کتاب رو بدون اجازه من برداشتن و زیر اون کتابها هم مخفی کرده به استادم عرض کردم گفتم آقا من جای کتاب رو فهمیدم فلان جا تو فلان هجره کنار کتابهای فلان آقاست کتاب من همین که گفتم استادم به من فرمود مراقب باش هر وقت که اون طلبه از اتاق خودش خارج شد برو و کتاب رو بردار اما به کسی نگو نکنه آبروی یه مؤمنی رو ببری همین که همین که آبروی یه مؤمنی رو ببری نکنه آبروی یه کسی رو ببری من هم همین کار رو کردم یه قضیه دیگری نقل کنم بسیار عجیبه در احوالات مرحوم ابو ترابی رحمت الله علیه سید علی اکبر ابو ترابی رحمت الله علیه نقل میکنن در زمانی که ایشون در نجف مشغول تحصیل بوده قبل از انقلاب یه وقتی میبینن که یه دوزدی یه قالیچه ای از خانه مرحوم ابو ترابی اول صبح زیر بغل گرفته و داره میدوه خب همسایه ها متلع میشن رهگذر ها متلع میشن میگن آی دوز آی دوز بگیری تش این بنده خدا رو میگیرن همین که مرحوم ابو ترابی صدای آی دوز آی دوز رو میشنود و میفهمه که این قالیچه رو از خانه ایشون اردن سراسیمه از خانه میاد دیرون دست این دوز رو میگیره و میگه آقا جان چرا بدون خوردن صبحانه رفتی بعد هم به افرادی که حالا او رو گرفته بودن میگه ایشون مهمان من هستن چی میگید؟ من این قالیچه رو خودم به ایشون دادم رهاش کنید دست این بنده خدا رو میگیره و میاره منزل حالا سارق شرمنده اونجا نشسته که شاید آقا دوز آی دوز آی دوز او رو تحویل پولیس بده یا یه بلایی سر او بیاره صبحانه ای آماده میکنند سرشیر معروفه که در نجف هست رو تیه میکنند و میارند و صبحانه میخونه مرحوم عبوترابی با اون دوزد و بعد هم قالیچه رو بهش میده میگه بردارو ببر اون دوزد میگه نه آقا من دیگه شرمندم بیش از این من رو شرمنده نکن من این قالیچه رو نمیبرم مرحوم عبوترابی اصرار میکنند میگن اگر الان قالیچه رو نبری همسایه ها متوجه میشن که اون موقع که دشتی میبردی دوزدی دشتی میکردی ببر و سرت رو بالا بگیر که متوجه نشن که شما دوزدی کردی ایشون هم همین کار رو میکنه قالیچه رو میبره صبح روز بعد با گریه و شرمندگی بر میگرده در خانه مرحوم عبوترابی رحمت الله علیه و میگه شما من رو هدایت کردید دستم رو بگیرید کمکم کنید که در مسیر رشد و تعالی قرار بگیرم خدا به همون توفیق بده خطا پوش باشیم نه آبرو بر که خدایی نکرده بعضی وقتا تو همین جامعه دینیمون میبینیم که بعضی ها دنبال آبرو بردن از دیگران هستن خطا پوش باشیم و دنبال اصلاح انشاءالله موسیقی موسیقی سدای رمبوری اسلامی که تقریبا به بسیاری از کشورها میرسد این صدا باید یک صدایی باشد که مردم را ارشاد کند و اسلام را معرفی کند نشاط و معنویت ایمان و معرفت دین و حکمت صدای وزیرت و فطرت راوی ماعارف موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دیموکرستی و آبایی و بابایی مردم استقاد ندارد در نگاه ما اسلام بلخص شیئه که ما امامت رو اکمال نابود میدونیم اولین خصوصی حزه تهران جامعیت اصاتیده ترویج و انتقال شبهات در این دینی است حسرگرای روش چناختی بر خرد گذینشی و بر جستسازی پیروان گمراه البته استفاده از واجهگان کلیدی و حساب شده و با اقبه روان چناختی به این ذریب تأثیر اضافه می شود حجت الاسلام دکتور سید حسن حاشمی جزی از وحیت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب یه وقتی در یه فرسیش پاسخی در نماشگاه کتاب ترتیب داده بودن ندیزان بعضی از پاسخان اونجا بودن بنده هم بودن برای پاسخ یه دختر خانم ایمد سرابعض حجاب رست و درمونی نداشت و چروک کردم صحبت کردم رفتم یه آیه به بحث به تناسب کشی دستوری که یاد دادم دیدم اون آیه رو از حفظ خوند بعد گفتم خب خیلی خوبه حتما درست بینشه دینیش رو خیلی خوب خونده که این آیه رو حفظ ازش به تناسب یه آیه دیگری بحث بشم من لحظاتی بعد دیدم اون رو هم از حفظ خوند گفتم نه اینگاه خیلی بیشت درست خوب خوندنه برای بار سه موم گفتم مثل اینکه خوهرم شما رو قرآن مسلط هستید گفت من حافظ کل قرآن هستم یه لحظه خودش متوجه شد که این شمایل و این عیبت به حافظ قرآن نمیخوره اون درست گفت آج خوشنما توی تهران زندگی نکردید خوهرم و مادتون اینجا زندگی نکردن اینجا تهرانه اینجا بایستی اینجوری باشی اینجا اینجوری میپسنده و حالا شروع کردم صحبت باشم کردن که ببینید دینداری یه نمادهایی داره یه علمانهایی داره و هجاب اون علمان هست مثل منی که اومدم لباس روحانیت رو میبوشم یه علمانی داره مثل دینداری میگی رفتار دینی یه علمانی داره برای مرد برای زن و حالا از اون بگذر میخواستم خدمتون بگم که وقتی گفتمان تجددد و چجددد آیا نو بودن و بروز بودن انتخاب میشه مبارزه با جهل خرافات نو بودن بروز بودن ببینید این گفتمانها چقدر اونها گفتمانهاشون رو خیلی جذاب انتخاب میکنند و خیلی کتا برعکس آنچه که ماها گفتمانها همون حتما با یه سیه سخنرانی باشه تو کلیدواجه استخدام کردن اونا از چند کلیدواجه میتونن یک تفکر یعنی اینا نماینده یک تفکر میشن بلی ما تو کلیدواجه انتخاب کردن توی گفتمان سازی این زعف من هستش که نمیتونه در حقیقت اون جغرافی های خودمون رو خواسته هاشون رو پوشش بده و این تورزات پیش میاد همینطور که خودمون تو ازگردم خب شخصیت های هم در این گفتمان ها در این کشور ها اینا حاکمان اون جریان ها هستن شما وارده هر جریانی بشید به لحظه شما یه شخصیت های جدید و مدرنی رو داری که اونها اومدن دنیا یه اون تفکر رو به دست گرفتن حالا وقتی شما وارده باستان گرایی میشید میبینید یه شخصیت های کتاب های رو مینویسن و سعی میکنن که اون کتاب ها و نوشته هاشون به عنوان منفست فکری توی جامعه تذریر میشه سعی میکنن هر طور نماد و سمبول بسادن شما سعی میکنه فردوسی رو بگیره و شاهنامه بشه منفست فکری ایران باستان و اون رو در تقابل و تزاد قرار بده با اقاید شما یعنی شما دوچار چالش میشه یک ایرانی که الان من ایرانی باشم یا مسلمان باشم و یک دوییت و یک دوقطبی سازی ایجاد میشه و اون شخص گروهی بین این دوقطبی شدن و بین این ایرانی بودن یا مسلمان بودن بلاخره یکی رو انتخاب میکنن و این چالش اعتقادی براشون ایجاد میکنه بهش میگه که من ایرانی هستم شخصیت کروش رو براش سعی میکنه که زنده با کنه و ببینید این شخصیت سازی سلبریتی سازی همیشه در طول تاریخ بوده و چگونه تونسته که افراد رو براش یک جمعیتی درست بکنه اطراف اون شخص و بتونه اون تفکر رو به سمتش بره باستانگراها و سلطنت طلبهای امروزی چکیده ی حرفشان چیزی غیر از همان حرف میرزا فتحلی آخونزاده و میرزا آقاخانه کرمانی نیست حرف این دو این بود که ما وضعیت بسیار مطلوبی در دوران باستان داشتیم و علت وضعیت موجود در ایران و اقب مندگی کشور در زمان قاجار آمدن اسلام به ایران بود آنها با سراحت میگفتند که اسلام را باید کنار بگذاریم در حالی که ورود اسلام به ایران موجب رشد و تعالی کشور عزیزمان شد این که گفته میشود آمدن اسلام موجب رخوت و پسرفت تمدن ایران نسبت به دوران باستانی آن شده است فقط در تفکرات ادعایی امثال آخوندزاده و کرمانی و همچنین مستشرقین دیده میشود و این در حالیست که چنین ادعایی از واقعیت فاصله دارد و بیلیاغتی شاهان به حساب دین گذاشته شده است مثلا فروپاشی حکومت دویست و سی ساله ی حقامنشیان به دست جامعه ایرانی و بیکفایتی پادشاهان این سلسله بود و ربطی به حضور اسلام در ایران ندارد ایران بعد از حکومت حقامنشی حدود ست سال زیر یوق حکومتی بیگانه به نام سلوکیه افتاد و پس از آن اشکانیان و سپس ساسانیان روی کار آمدند حکومتهای بعد از حقامنشیان مرزهایشان به مرزهای فت شده در زمان حکومت حقامنشی نرسید پس نمیتوان رخوت جامعه ایرانی را به آمدن اسلام ربط داد دکتر هاشمی جزی دین پجوه اولین باری که ایرانی ها با تفکر باستانگیرایی قومیت و نجات آشنا شدن اصل مشروطه هستش ببینید اونجا ناصر و دینشان میره غرب رو میگرده و بر میگرده اون همه تکنولوژی و پیشرفتی که اونجا وجود داره از اونها چیزی یاد نمیگیره ولی این رو یاد میگیره که اونجا یه فلسفه حکمرانی جاشده و اون اینه که بایستی قومیت و روح نجادی رو در جامعه تضریق بکنی تا اونها همیتشون برای این سرزمین و وطن به جوش بیاد و نماد و تبلور اون حکومتشون رو پادشاه بدونن نماد وطن میشه پادشاه بنابراین یاد میگیره که این همون چیزیه که من میخوام گفته بود که ارمه رو با غاف مینویسن یا با غنگ گفته بود از اکاری اون گوشتای داخلش ازش اون میخواد حکومت بکنه حالا میخواد در حقیقت یک حکومت با نمادهای دیگری باشه یا نمادهای وطنی و نجادی باشه اون میخواد همه برای اون تلاش بکنن وقتی اون دستور میده همه برای این کشورش بجنگن اجازه ندن بیگانگان واردشون ببین حریم اون درست میشه اون وقت میبینی این تفکر میاد وارد ایران میشه و چقدر ایرانیانی که از زمان صفویه کوشانده شدن به هندوستان تلاش میکنن چتاب مینمیسن و حتی روحانیت رو تحت تحصیل قرار میدن و شخصیتی مثل نسرلاه بهشتی که جز سخنبران مشهوره اصر مشروطه هستش میره هندوستان اونجا تحت تحصیل این تفکرات قرار میبینه و چتابی رو در این زمینه مینمیسه و بر میگرده و در تهران سخنرانی های قومیتی نجادی میکنه جناب آقای حققانی چتابی داره در رابطه و تاریخ ماسر ایران سخنرانان قومیتی نجادی رو نام میبره یکیش هم همین شخصیت مینزان نسرلاه بهشتی هستش یکیش هم همون در حقیقت اسلام هم میگفتن مریقال متکلمین مینزان نسرال بهشتی رو جمال الواعزین کسی جمال الدین واعز اسباهانی هستش بعضی هم میگفتن جمال الواعزین سخنران قدری هستش اونجا نام میبره که چقدر سخنرانی های نجادی قومیتی و تقابل های میخوام بگم خود روحانیت هم در این چالش آفرینی شرکت میکنه کتاب خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی رو بخونین اونجا میبینی تفکرات نجادی درش وجود داره و از این گفتمان استفاده میکنه و میگه سادات وقتی که وارد ایران شدن اونها اون جن اصیل ایرانی رو باهش شدن که از بین بره و در حقیقت نسل ما ممزوج بشه اصالت آریایی خودش رو از دست شده ببینید این گفتمان ها میخوام بگم که فقط فکر نکنیم که افراد سطح پایین جامعه یا دانشگاهیان رو تحت تحصیل قرار میده امدن سه شخصیت روحانی رو اسم بردم که شما همین جمال دینباه از اسفحانی پسرش در حقیقت محمد علی جمالزاده هستش شما بینید کتاب هایی که مینویسه یه تیم و یه در حقیقت زمینه نجاتگرائی درش وجود داره صادق هدایت میاد اونجا رومان مینویسه و این رومان ها این نوشته ها میبینید که در حقیقت در تفکر جامعه تأثیر خودش رو داره حالا هر کشوری به تناسب خودش شما این سمبول و نماز داده شما اگر بریم مغالستان یقینا چنگیز مغال برای اونها بسیار عزیز و مقدس و حتی روزی رو برای این گرامی داشتش دارن شما اگر ازبکستان برید میبینید که در حقیقت تیمور لنگ برایشون نماد و سمبول چرا اون فتوحات انجام داده خب ما برامون اون کسی که تونست کشور گشایی بکنه یه حالت غروری برای ایرانی داره برنامه امروز را به موضوع روش های تراهی و گسترش شبهات دینی در جامعه اختصاص داده ایم یکی از شبهات پرتکراری که این روزها از سوی باستانگرایان افراتی بیان میشود این شبه هست که ایران خودش دین و پیامبری به نام زرتشت داشته و عرب ها به زور شمشیر اسلام را بر ما تحمیل کردند بنابراین شبه دوگانه اسلام و زرتشت یا دوگانه ایرانیت و عربیت را ترویج میکنند در حالی که اولا از حمله عرب ها به ایران چهارده قرن میگذرد و در تیه این مدت ده ها حمله دیگر مثل حمله مغل ها به ایران صورت گرفت پس چرا در هر حملهی مردم به دین محاجمان غالب نگه رویدند و همچنان مسلمان باقی ماندند حتی برعکس برخی از سلاتین مغل تحت تأثیرات مغلی هستند و این مردم به ایرانیت و اسلامی به اسلام گرویدند سانیان رسالت جناب زرتشت مربوط به زمان خودش بوده و مطابق آموزهای دینی پیروان هر پیانبری باید از آین پیانبر جدید پیروی کنند آیا گفته ای از جناب زرتشت خطاب به پیروانش در اصناد تاریخی موجود است که ای مردم من پیانبر ایرانی ها هستم و ایرانی ها تا آخر باید به همین درخواهیده دین باقی بمانند؟ بدیهیست که از جناب زرتشت چنین نقلی وجود ندارد حجت الاسلام دکتر سید حسن حاشمی جزی ازوهیت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب اما اون ذرنگی و اون در حقیقت تفکر پشت برده این هستش که سمی کنه این قرور رو روبروی دینداری شما قرار بده دقیقا دوگانه عربیت و عرب اینگار از اسلام ایرانیت زرتشت این دوگانه گیر رو درست می کنه این می شه گفتمان سازی یعنی از قومیت و نجات کلیدواجه هاشو استفاده می کنی الهاد از جحل و خرافه و علم و علمیت و عقل استفاده کرد فمینیسم از آزادی و رحایی و جنس دوبام نبودن استفاده کرد شما می بینی باستانگیرایی میاد از قومیت و نجات استفاده می کنه ببینید واقعیتش اینه که دنیایی که ما هستیم چرا این چالش ها ایجاد می شه داره یک سری تعاریف جدیدی ظهور می کنه که این تعاریف جدید برای دیندار چالش اعتقادی ایجاد می کنه به عنوان نمونه اجازه بده چند تا مثال برای شما بزنم دین اسلام دینیست که بر اساس خانواده شکل می گیره یعنی تمام احکام رابطه زن و مرد رو محرم و نامحرم رو اقتصادی که بین زن و مرد هستش تمام وضایف تقسیم وضایف اجتماعی و فردی رو شما اگر دقیق بکنین می بینید که بر اساس شکل گیری خانواده هستش امده ای اونا بر این اساس شکل می گیره شما ببینید تعریف خانواده در دنیای کنونی عوض می شه ما خانواده وقتی در ذهنمون میاد ازدواج در ذهنمون میاد ازدواج دو انسان از دو جنس مخالف بر اساس شرعرف ولی شما ببینید که قانون بیسیم میاد و تعریف جدیدی رو میخواد از ازدواج بیان بکنه و اون تعریف انسان با انسان میتونه باشه وقتی میگیم انسان با انسان میتونه هم جنسگرایی هم درش باشه یعنی اینجا دیگه این چالش ها تعارض ها ایجاد میشه و انگار اسلام طرف داری یک نظریهی و الان دنیای افسار گسیختهی که حب شهباد در اون پا داره و در حقیقت گستره داره و داره می نورده همه رو میبینید که خداوانه تبارک و تعالی همه همین نکتر رو بیان میکنه شیطان مقتی میخواد در دلهای شما اون تقیان رو و اون اطاعت ناپذیری رو و اون اصیان در مقابل بندگی رو ایجاد بکنه حب شهباد میبینید مفهوم خانواده عوض میشه میره به طرف همجنسگرایی میره به طرف این که خانواده همباشی آقا ازدواج سفید بنابراین آقا عقد نمیخواد این شرطی که اسلام میخواد رو قبول نمی کنه گرچه که از غرب سوقاتیه که اونجا تقیانی در مقابل مسیحیت بود ولی بلاخره میاد وارد ایران میشه ازدواج سفید میاد همجنسگرایی میاد حتی ازدواج با حیوانات میبینید قانون وضع میکنه میگه ازدواج با حیوانات و برایش قانون سبت میکنه که شما در آنچه که در مجلس انگلستان سبت میشه میگه که شما با حیوانی میتونی ازدواج بکنی ولی به شرطها و شروطها که اون حیوان از 25 کلو کمتر نباشه من نمیدونم اون 25 کلو دقیقا برای چی انتخاب شد فلسفهش مشخص نیستش ولی این تعاریف داره عوض میشه خدا بیان میکنه که ما خلقناکم ازواج هستم ما شما رو زوج ها فریدیم ببین جنس مخالف لتس کنو الهی ها به خاطر این که شما با همدیگه آرامش پیدا بکنین و جعل بینکم مودتن و رحمت بین شما مودت و رحمت رو ایجاد میکنیم سوره مبارک روم آیه 21 شما این تعریف یه دفعه میبینی که ازدواج با اشیا میاد ازدواج شخص با خودش یعنی عروسی گرفته خودش دماد خودش عروس هستش این ها میشه همون چالش هایی که ما با اون درگیر هستیم و این ها همون گفتمان های جدوی خدمتون هست کردم تعریف داره عوض میشه از دیگر روش های شبه سازی ایجاد تغییر در معانی و واجه های بنیانی دینیست آقای حاشمی جزی تعریف از عقل عوض میشه عقل از اون کلمات رهزنیست که شما وقتی که میرفتی در مفاهم دینی در ارآن در روایات یه وقتی خدمت علامه جفری رحمت رو دلعه بودیم میگو به صورت مستقیم و غیر مستقیم با واجه های مختلف مثل یه تفکرون مثل یه تدبرون یه غلون و تعقل نزدیک پانسد بار خدا انسان رو به تعقل دعوت کرده ولی خب اون تعقل چیه اون عقل چیه اون تعریفتون چیه عقلی که تدبیرگر هست که چگونه من تدبیر دینداری تدبیر معیشت تدبیر زندگی در حقیقت عقل مستقل خودبنیان