وارد به ساختار حرکت نباشند به انگیزه ها و دوائی حرکت اطلاعی نداشته باشند این حرکت روی ایک حرکت نزولی صرف تلقی میکنند و میگن این طرف سقوط کرد به طور کلی از اون رایی که میرفت برگشت تصور مایی میشه نگاه میکنیم میگیم این آقا مثلا انقلابی بود یه دفعه انقلابش راها کرد این آقا هزباللهی بود رها شد مثلا اخلاقش اون هزباللهی که برگرده به سوی شیطان به طور کلی هواهای نفسانی بروی قلبه بکنه و اصلا پرهنگش عوض بشه فکرش عوض بشه ایدهش عوض بشه یه آدمی که حتی جبه رفته بعد برگرده پشیمان بشه از جبه رفتن پشیمان بشه از جنگتن پشیمان بشه از اینکه برادرش شهید شده پشیمان بشه از اینکه پدرش شهید شده پشیمان بشه از اینکه زندگی فحسب ظاهر همخورده زندگانی دنیا بهش و این معلومه که سقود کرده اما اون کس که نه میگه خب حالا ما الان ممکنه جبه نرین در این مقتر به مسلحتی الان نباید جنگید مثل امام رحمت اللهیم حضرت الله علیه روزی میگم که ما تعبیری که بچه ها میکردن بگویدن جنگ جنگ تا پیروزی امام فرمود ما تا آخرین نفس تا آخرین قصه خون تسلیم نخواهیم شد این بیانی بود که امام روز داشتند قبل از اون بحث سلح و سازشی که به قول خودشون کاسه ظهری که به ایشون نوشاندند ولی این کاسه ظهر رو امام برای مسلحت اقوایی نه برای تسلیم بود درکه تسلیم بشه در برابر دشمنش بگی دیگه ما اشتباه کردیم مثلا خوب بود که با صدام نمی جنگیدیم مثلا اشتباه کردیم این کار رو کردیم یه چنین برخوردی اگر بود خب این سقوط است و اما اگه برای این باشه که خب حالا الان نمی توانیم بعد دوباره ادامه میدیم به راه ما چون که در صلح هدیبیه شما ببینید که پیغمبر اکرم صلی اللہ علیه و سلم خب پیغمبر اکرم صل کردند با مشتکین حتی نگذاشتند که پیامبر به مکه خانه خدا وارد بشه برگشتند از هدیبیه چار پرسخی مکه حتی در اون نامه مسالههی که نوشتند امیر المؤمنین علیه سلط و سلام نوشتند حاضا ما صالح بهی محمد رسول الله اللهم صلی اللہ و بخمد و بعد اون مشرک که یادم نیست اسمش رو اون گفت که اگر ما محمد رو به رسالت قبول داشتیم که دیگه بحث مسالههی جمع فرم نداشتیم ما معلوم میشه که یه حقی بر خودمون قائلیم و آمدیم جلوه شما روی محلوم نداشتیم نمیذاریم با آرد مکه بشید اگر شما رسول الله قبول داشتیم که امیر محمد رو بفرمید برید مکه دید ما قبول نداریم رسول الله ما محمد رو قبول داریم یه فردی به عنوان یه فرد شما محمدی اما مثلا در مقابل شما هستیم و بعد پیانبر علیه سلوات الله علیه فرمودن به امیر المؤمنین یا علی اینو پاکش کنین اینجایی که نمیشتی رسول الله رو حضرت فرمود من دست هم پیش نمیره رسول الله رو پاک کنم میگن خود حضرت به حسب ظاهر میگویدن من ثواد ندارم دیگه خوندن رو نویشتیم میگویدن کجاست اون رسول الله رسول الله رو پاک کرد برای بعضی از مسلمان هم ناگوار بودین این کار که هم سل هم اسم رسول الله حض بشه این یک حرکتیست برای آینده خب این سل انجام شد سالهای بعدش پیانبر حرکت کنن اومدن با پیروزی وارد مکه شدند و در اون پیروزی مسلمان ها شعارای بعضیشون شعارای خیلی تند دادن گفتن امروز روز انتقام گیریه ما انتقام میگیریم خبر دادن به پیغمبر هم که بعضی از مسلمان ها دارن شعار میدن خد صداش کردن اومدن فرمود نه یا یکی از اصحاب فرمودن برو تو شعار زد برو بگو الیوم یامول مرحمه امروز رحمته روز گذشته این مثال های براتون زدم که خلاص شما و همه ماها در حرکت دینی و اخلاقی و معنوی اگر همیشه روب تعالی باشیم ولی در وسط راقایی توقف میکنیم و که میگن زیگزالی اینطوری دیگه میاد بالا دور میاد پایین در این نمایه هایی که میکشن برای مثلا قلب برای کارای پیشرفت اینا با لا میاد پایین میاد اگر همیشه به اون حرکت ادامه بده خوبه اما اگر همش سقوط باشه اون شکسته بنابراین ما باید همیشه در مقام بالا رو ببینیم در مسائل معنوی گفتن همیشه نقطه تعالی رو ببینیم در مسائل مادی و دنیاوی خیلی به صرف بالا ندید که بخواید حرص داشته بشید که هر روز مالتون بیشتر بشه سروتتون بالا بشه قدرتتون بالا بشه مسائل مادی نه اینطور نباشه اون منشه لح ولعه با غفلت میشه اگر هی بخواید مال جمع کنید بگید ما امسال ده تومن سال دیگه ست تومن سال دیگه همونطور بگید ما ضرر نباید بکنیم همیشه باید داشته بشیم بیا بیشتر و بیشتر در مسائل مادی خیلی نگاه نکنید به بالایی ها نگاه کنید به پایین دست بگید همسایتون از شما ضعیف تره بگید همدوله که ما و از اون بده که نیست از خودمون پایین ترم هست همسایهی که حقوقش من دیویستو منه و مثلا ایشون ست تومن او زندگیش ساده است یه فرش داره من دوتو فرش دارم خانه ایشون اونطوری خانه ما اینطوری همیشه پایین دست نگاه کنید که ناراحت نباشید و و خلاصه به لح ولعه و غفلت مشغول نشید و اما نسبت به مسائل معنوی همیشه بگید او فلانی درس خونده من بهتر بخونم او نمره دهه ورده من یازده بگیرم او دوازده ورده من سیزده بگیرم او همطوری برید بالا و به قلوم وقلتون مایی چل بگیرید مثلا اله های عالم برید بالا همیشه ولی خب این برید بالا اینجور دارم برای شما عرض بکنم در این بالا رفتن گاهی ممکنه شما مسلحت افضا کنه که در یه ترم یک کمی زیفتر درس بخونید ممکنه مریض بشید حالا این نقطه سقوط شما نیست که شما یه دفعه از زندگی سیر بشید افصول دیگه بیدا کنید بگید آقا من چند مریض شدم او همکلاسی من رفت جلو من یه ترم اقعا بخددم اگر شما بنابر ترک تحصیل ندارید موانه گاهی پدر شما خودنکده ممکنه مریض بشید و شما ناگذید یه ترم مرخصی بگیرید برای پرستاری از پدرتون نمیتونی بگید که آقا من بخوام درس بخونم بابا مرد که مرد بسه سمم مازم بسه چی میشی بسه اگر این طوری فکر کنید متدهیه نیستید متخلقه به اخلاق اسلامی نیستید که بگید من بخوام درس بخونم فقط نه خب بحث به ظاهر وظیفه اینه دیگه شما باید پدرتون پرستاری کنید مادرون پرستاری کنید ببرید طبیب حتی گایی برید یه کار کنید یه پول در بیاریم مریض خانش ببرید گایی همون کنه لازم بشه این طوری بکنید اینها رو برای این ذکر بکنم که یه دفعه یه بعدی به آلم اخلاق نگاه نکنید که آقا ما میخوام خوب باشیم همطور گاز بده برو جلو هرکی اومد جلو دیگه بزن و بکشو هرکی جلو پاتونم آمد مانه سر راه اصلا مادر از بین برد تو خیابون هرکی میاد بزن نسن چون میخوام بریم جلو دیگه پس چرا ترماز داره ماشین تو ماشین ترماز داره ماشین فرمان داره برای همینه که شما گایی باید فرمان بدید به طرف راست گایی به طرف چر گایی باید توقف کنید گایی باید تنتر برید گایی باید کنتر برید زندگی این طوره زندگی هدفتار و هدفمند حساب و کتاب داره ولی به شرط این که هدف اصلی فراموش نشه اگر ما هدف اصلی فراموش نکنیم بود موفقیم همیشه این راهه شما نشنیدید که مرحوم آیت الله بحجد رزوان الله علی وقتی رفتن نجف خب شنیده بودن خیلیشون از زمان جوانیم اهل ارفان و اینا بودن دیگه توجه به معنویات زیادش خب گفتن آقای قاضی تو نجف هست و استاد اخلاق هست اخلاقی که در نجف مرحوم آیت الله حسد علی قاضی بود یه مشتهدی بود درست خارج فقه میگو نه که فقط درست اخلاق میگو معتقد بود مرحوم آقای قاضی که هر مشتهدی باید درست اخلاق بگه هر کسی حق نداره درست اخلاقی چون اخلاق ام اخلاق اسلامی رو باید اجتهاد کرد باید از منابع دینی در آورد خوبش و بدش و صحیحش و سقیمش اینجور نیست که یه حدیث شما یه جایی ببینی باید بری بگه آقا اینه دیگه بعضی ها اخلاقشون جوری یه حدیث دیده شاید میکنه همه ای اخلاق همون حدیثش یه ایشون دیده گاه از اوقات همون چیزی که مستحب خونده بشه گاهی برای یه آقای حروم میشه اینجوری نیست که اخلاق اسلامی باید تمام عباد جرایانات رو در نظر گرفت اینه که حرکت یه حرکت مستقیمه به سوی بالا به حسد ظاهر نیست گاهی البته اگه اینجوری فکر کنید اونی که من بگم بازم ظاهرش توقفه ظاهرش اینست که شما نماز اول وقت نخوندی ولی ثواب اول وقت رو بیشترم بردی رفتی کمک کردی به کسی کمک پشکردی این کار رو کردی دیگه گاهی هم زیارت امام حسین بخواد داری واقعا اگر گاهی آقای این پول زیارت امام حسین رو که زیارت واجب که نیست که برفرز واجب باشه یه دفعه شرح روایات داره که زیارت امام حسین هم واجبه داری یک روایاتی خب حالا رفتید هر سال هر ماه هر وحی میخواد برید گفتن مرحوم آیتالله بحثت اومدن اونجا همه بحث هایی بود که باید مجدهد بود در اخلاق هم نه باید همطوری و هبا و هبست ایچی دیدی ما میپسندیم میگیم خوبه بعد ایشون میخواستن برن درس آقای قاضی خب آقای قاضی آرف بودن و ذکر داشتن و نماز هایی و بیداری شب ها و خلوت ها اینا هم داشتن دیگه اولتا میگفتن درس هم واجب باید بخونید نهی که باید مقدسی کنید درس خوندن با این زحمت های اینجوری اضاوه میشد بر زحمت طلبه ها شب زندداری بکنید ختم هایی داشتن مسجد سحله برید هنجا برید این حرف ها پدرش میشنبه فومن رشد که پسرش مثلا مخابره آرف بشه تحبیل میکردن مرحوم قاضی را خیلی مکنن صوفی دیگه همون در همون نجف هم مکنن بازی ها صوفی هست خب پدرش روحانی نبوده گفت که پدر پسرش میخواد صوفی شید و ایشون نامه میبینه من از شما غیر از درس خوندن و واجبات چیز دیگر اجازه نمیدن درست بخون واجبات هم نماز و روزه و حالا داشته باشید اما بخوایی مستحبات انجام بدی و نوافل انجام بدی و خط بگیری و ذکر سلوات بگیری و ذکر نمیدن منم سوره یاسین صد دفعه بخونی و از این ذکرها که دارن بعضی اهل خط محاض و ایشون میره و آقای قاضی سؤال میکنه که خب پدرم یه رو نمیشه چکنم من من اشق دارم بیم درس شما اشق همه حالا پدرم میگه نه چکنم من ایشون میفهم از کی تقلیب میکنه چون ایشون جوان مودا پونده ایشون از کی تقلیب میکنه او تا از مرحوم آقای تلها اسفانی اصدابولسان اسفانی وقت مرجع تقلیب میگه برو از مرجع تقلیبت بپرس اون چی میگه ایشون هرچی ایشون گفت عمل کن بیره از ایشون میپرس ایشون هم میگه حرف پدرتو گوش کن میاد با آقای قاضی میگه همینه دیگه تقلیب میکنه مشتاید که نشدی حالا مرجعت میگه حرف باباتو گوش کن اون گوش کن دیگه ایشون هم گوش میکنه میگن مدرسه و فقط درس و حرم و زیارت تا تموم شده دیگه کارهای دیگه انجام نمیدن خلاصه ایشون میگن از همین کار از همین ترک مستحبات به خاطر رعایتی یک امر واجب خدا بهش چیزایی داد چون گاهی هواهوسه هم که آدم میگه من حتما باید مستحب انجام بدم حرف بابا هم گوش نمی کنم نمیگه هواست هواه نفس خیلی زیاده دیگه بنابراین برادران جوانها شما باید خیلی دقت کنید برای خودتون اولا در ترتیب زندگی مسائل اخلاقی اینا یه مقدار اجتهاد میخواد بعدش باید نشست و فهم کرد و تشخیص داد کدام کار درسته کدام کار درست نیست کجا باید داد زد کجا باید سکوت کرد همه اینا خوبه گاهی سکوت گاهیم داد گاهی خموشی گاهیم سخن همه اینا باید باشن کسی موفق است که با راه درست حرکت بکنه گاهی تن باشه گاهی تن باشه گاهی به طرف بالا گاهی به حسب ظاهر به طرف پایین ولی به طرف پایینی که نه برای سکوت باشد که بمانیم دیگه بریم تای چاخ اگر به طرف سکوت آمدیم همون لحو لعب میشه لحو لعب همینی که آدم رو باز بداره از راه خدا اینی که این آیه که من برای شما تلاوت کردم میفرماد یا ایوها لذین آمنو این آیه در سوره منافقون آیه نه یا ایوها لذین آمنو لا تلحکم اموالکم ولا اولادکم ان ذکر الله مال چیز خوبیه چون قرآن تعبیر میکنه نسبت به مال قبل نم ارش کرده نهو لحب الخیر لشدید مال رو قرآن خیر میدونه چیزه شر نیست بنابراین مال بد نیست اما مالی که منشه قفلت بشه اون بده لا تلحکم اموالکم ولا اولادکم ولد پرزند چیز خوبیه پرزند صالح اصلا یکی از باقیات و صالحات دیگه لا تلحکم اموالکم ولا اولادکم ان ذکر الله موجب قفلت نشد اگه موجب قفلت نشد این کار خوبیه مالی خوبیست که همون خیر است ولد صالح میشه و من یفعال ذالک تعبیر قرآن میدونه میگه من یفعال ذالک یعنی کسی که مال رو اینجوری فراهم کنه نمیگه و مالی که این کارو بکنه میگه شما این کارو بکنید من یفعال ذالک یعنی کسی که مالش منشه قفلت بشه نه اصل مال منشه قفلته شما اگه جوری باشد رفتار کنید منشه قفلت میشه و من یفعال ذالک کسی که مالش رو این طوری به دست بیاره که فعل خودش باشه نه ذات مال و من یفعل ذالک فالایک همون خاسرون ولی علایه ها حدف این نیه فکر بکنید که در آینده منشه خیر باشید و السلام علیکم و رحمت الله و برام اللهم صلی على محمد و آن محمد و عجیب رجعه اللهم صلی على محمد و آن محمد و عجیب رجعه آنچه تقدیمیتون شد مکارم خوبان بود درس اخلاق محروم ایتولا مهدوی کنی همچنان با بخش سه با برام در خدمتون استیم و دو برام دیگر تقدیمیتون میکنیم ابتدا شنونده مبانی فقاحت خواهید بود درس خارج اصول فقه حضرت آیتولا مظاهری بعد از اون در هوای قرآن نفس بکشیم و تنفس صبح رو تقدیمیتون کنیم از ساعت شش همکاران عزیزم با بخش اول برام ها در خدمتتون خاخند بود همراهی با شما شرمانده عزیز و عرجوان افتخاری بود که نصیب بنده رزا حبیبی و دوستان عزیزم شد آقایان سید احمد محمودی تقییه کننده مهدی سلیم استدابردار و شاهروخ نظری همه انگه پخش انشاءالله که در بخشهای دیگر به طور خدمت گذار شما شرمانده عزیز و بزرگوار باشیم حتما ما رو از نظرهای عرضشمندتون بخر من به فرمایی و 329 روطومی رادیو معرف و روطوی سازمان رو هم عرض بکنم و تلفون سرقمی 162 زمین خدافزی از محسرتون دعوت میکنم که شرمانده مبانی فقاحت باشید درست خارج اصول فقه حضرت آیتالله مزاری انشاءالله که مورد توجه انایت شما عزیزان قرار بگیره به پایان آمدین دفتر حکایت همچنان باقی به صد دفتر نشاید گفت حسبالحال مشتاقی در سایسات محسوسی در پناه مولا صاحب الزمان پایدار باشد و جاویدان خدا نگهتر مبانی فقاحت مبانی فقاحت نشاید گفت مبانی فقاحت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت نشاید گفت کم می نویسه خب این آقا می شه متحه نامه هاش دیگه خدجت نیه نظیر همون کسی رو سه و اگر کسی کسی رو زیاده و کسی رو نخیصه در نوشته هاش بشه دیگه این آقا نوشته هاش خدجت نیه برای این که متحه ماست پس دو تا اصل دیگه هم باید جاری کنیم یکی هست عدم زیاده یکی هم هست عدم نخیصه تا این که به واسطه این چهار تا اصل زواهر کلامشو بگیم خدجت هست پنجم اصالت و عدم تحریف اگر یه نامه ای به شما رسید باید اصالت و عدم تحریف جاری کنی یعنی اون کسی که نامه رو عبرده کم نکرده جمله شنن دخته و تا این اصالت و عدم تحریف جاری نشه این نامه برای شما وجد نیم همچنین اصالت و عدم تصحیفه فرق بین تحریف و تصحیفه اینه تحریف یعنی اندختن چیزی را از نامه چنون چه اخباری قائده در قرآن شریف که از قرآن آیاتی افتاده شده تصحیف یعنی جا به جا شدن یا زیاد شدن که معمولا تصحیف را اونجا استعمال میکنن که جا به جا بشه خب اگر یه نامه یه ده ساله رو بشه سفه بشه ندونی سفه اولش کدومه قوم این حجت نیم که مشهور در میان اخباریین بلکه غیر اخباریین اینه که قرآن شریف تصحیف شده یعنی جا به جا مثلا آیات مکی یه جا بوده آیات مدنی یه جا دیگه بوده مدنیییم یه جا بوده آیات مدنییم بوده این جمعی که الان شده مشهور اینه که جمع بعد زمان پیغمبره لذا تصحیف شده اونجور که نازل شده جمع نشده که انشاءالله بعد ما در بارش صحبت میکنیم میگیم اینم یکی از خرافت هاست مسلم قرآن شریف نه تحریف شده نه تصحیف شده این قرآنی که الان دست ماست همون قرآنیست که یک کلمه کم یک کلمه زیاد نه و جمعشم به دستور خدا و به امر جبرئیل کار پیغمبر اکرم اینجوری پیغمبر از دنیا رفتن و این قرآن جمع شده در زمان پیغمبر در مرآب و منظر پیغمبر گرامی بودن خب حالا اگه کسی نتونه اصالت عدم تحریف اصالت عدم تصحیف جاری بکنه دیگه نام حجت نیم که بعد میرسیم اخباری همینو میگه میگه قرآن حجت نیم برای اینکه تحریف توشه اصالت عدم تحریف نیمیتونی جاری بکنیم و اگه راسی یک کسی قائل به دستور خدا اگه راسی