آشفتگان موید از خود خبر ندارد پار سایان بر درگه تو بهریست از آب چشم اوشان خلق جهان از آن رو در ره گذر ندارد حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلامه محمد و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پار سایان خدا به هممون توفیق بده آنگونه که هزارات معصومین علیهم سلبات الله میپسند زندگی کنیم یکی از نکات مورد توجه و مهمی که باید تو زندگیمون همیشه باشه توسل به هزارات معصومین علیهم سلبات الله مخصوصا گریه بر عبا عبدالله الحسین علیه السلام راوی نقل میکنه یه روزی خدمت امام صادق علیه السلام بودم امام حسین علیه السلام رو یاد کردم امام صادق خیلی گریه کردن ما هم گریه کردیم بعد هزارت سرشون رو بلند کردند و فرمودند جددم امام حسین علیه السلام میفرمود که من کشته گریه هستم من کشته عشق هستم هیچ مؤمنی من رو یاد نمیکنه مگر انکه گریان میشه روایت دیگری نقل بکنم هزارت فرمودند اگر کسی شعری در مرسیه امام حسین علیه السلام بخاند و پنجاه نفرنایی پنجاه نفرنایی رو بگریاند بهشت بر او واجب میشه هر کسی نفر رو بگریاند بهشت بر او واجب میشه همینطور حضرت کم کردن تعداد رو تا این که فرمودن هر کسی که یک نفر رو بگریاند خدا بر او بهشت رو واجب میکنه باز بالاتر از این هر کسی مرسیه بر امام حسین علیه السلام بخاند و خودش گریه بکند بهشت بر او واجب میشه هر که گریهش نگیره خودش رو به گریه بندازه شبیه آدمهای محزون رو در بیاره باز هم بهشت برش واجب میشه گریه بر ابا عبدالله الحسین علیه السلام اکسیریه که ما رو بالا میبره گناهان گذشتمون رو پاک میکنه و زمینه رشد در آینده و تعالی و همراه شدن با امام حسین علیه السلام رو برامون فراهم میکنه خدا به هممون توفیق بده اهل گریه بر امام حسین علیه السلام باشین انشاءالله در زمان تاقوت مخصوصا پهلوی اول که با ریاکاری بر مسند نشست و حالا بعد از این که قدرت پیدا کرده جلوی روزخانی امام حسین علیه السلام رو میخواد بگیره ممنوع کرده کسی حق روزخانی نداره خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله شاهبادی استاد مرحوم امام رحمت الله علیه با قاطعیت در برابر رزاشاه استادند در اون زمانی که تقریبا همه مساجد و منبرها و روزهای در تهران تأتیل شده بود این آله بزرگوار هیچ وقت مسجد و منبر و سخرانیشون رو تأتیل نکردند فرزند آیت الله شاهبادی شهید آیت الله مهدی شاهبادی اینجوری نغمی کنه وقتی که رزاشاه دستور داد منبر رو از مسجد بردارن ایشون نتونه سخرانی بکنه ایشون فرمودن که مگر منبر موضوعیت داره من استاده سخرانی میکنم بره مردم و حرف میزنم و خب معمولین هم بودن دو مرتبن میومدن تو مسجد و از منبرهای ایشون مطلب مینوشتند و گزارش میدادند وقتی که یه وقتی سخرانیشون تمام شده بود از مسجد داشتن میرفتن بیرون معمولین هم دنبالشون را افتدن که از ایشون تعهد بگیرن که دیگه ایشون سخرانی نکن ایشون فرموده بود که برو به بزرگتر ایت بگو بیاد بالاخره وقتی که اصرار اون معمول ها زیاد میشه مرحوم آیت الله شاهبادی دوتا دستشون رو به هم میچسبونن به سمت این معمول میارن و فریاد میزد میگم بگیرید منو ببرید خب عبوهت ایشون مانع میشد همشون عقب رفتند و دیگه نتونستن جلوی مرحوم آیت الله شاهبادی رو بگیرد اما رویه جلو گیری از روزه عبا عبدالله الحسین علیه السلام در اون زمان بعضی وقتا شدت بیشتری هم پیدا میکنه این خاطره رو نغل بکنم مرحوم آیت الله حادشخ علی پناه اشتهاردی رحمت الله علیه در یکی از درسهای اخلاقشون که در مدرسه فیزیه برگزار میشد ایشون فرموده بود یه بعدزار روزه آشورا بود تو حجره در مدرسه فیزیه نشسته بودم و کتاب نفس المهمومه مرحوم شیخ عباس قومی که حالا مقتل امام حسین علیه السلام روزه آشورا برای خودم میخندم و گریه میکردم ایچ کسی نبود خودم تنها بودم که داشتم روزه میخندم و گریه میکردم روزه آشورا یه دفعه یکی از معموران شهربانی وارد و حجره شد و با پوتی این زیر کتاب زد و اون کتاب رو به گوشه پرتاب کرد و با فریاد میگفت حالا چه وقت مقتل خاندنه خیلی باید قدردان باشیم که در زمانی زندگی میکنیم که به برکت خون شهدا و همراهی مردم با یک حرکت انقلابی مرجع تقلیدشون مرحوم امام خمینی رحمت الله علیه ما براحتی از آی سید شهدا رو اقامه میکنیم و ازاداریه بر امام حسین علیه السلام میکنیم مرحوم حجت الاسلام عبدالله موسیانی به نقل از آیت الله سید شعاب الدین مرعشی نجفی رحمت الله علیه نقل میکنن که آیت الله مرعشی نجفی فرموده بودن توی یک ماه محرم ایام ممنوعیت روزخانی در زمان پهلوی اول من و مرحوم امام رحمت الله علیه و برخی از رفقا دوره هم جمع بودیم تو این فکر بودیم که چه کنیم کجا بریم یه مجلس روزه پیدا کنیم عشقی بر امام حسین بریزیم بر سید مظلومان گریه کنیم اجازه برگذاری مجلس روزه هم به ما نمیدادند خیلی غصه میخوردیم بلند شدیم از در مدرسه فیضیه بیرون آمدیم یه مقداری راه میرفتیم رسیدیم به یه مسافرخونهی شنیدیم از اونجا صدای گریه میاد ببینیم چه خبره وارد این مسافرخونه شدیم گفتیم چرا گریه میکنید اونا گفتن ما یه عده مسافریم از اسفهان آمدیم اینجا برای زیارت یکی از رفقای ما به نام کربلای حسین فوت شده شما هم بیایید توی این سوگواری ما شرکت کنید برامویت الله مرعشی نجفیم فرماند دیدیم که یه جنازه وسط اتاق گذاشتن بعد به ما اشاره کردن که این سحنه ساختگیه ما یه کسی رو اینجا خوابوندیم به عنوان این که از دنیا رفته که دورش بنشینیم بتونیم بر امام حسین علیه السلام تو محرم کنار قبر متحر فاطمه مأسومه سلام الله علیه در قوم گریه کنیم اجازه گریه بر امام حسین به ما نمیدادن خب اشون میگه ما هم از خدا خاسته نشستیم و مشغول گریه و ازاداری شدیم معمورها خبردار شدن اومدن که مانع بشن مرحوم آیت الله مرعشی نجفیم فرماد من بلند شدم یه پولی بهش دادم و گفتم این بیچاره قریبه اینجا مرده مانعشون نباشدن برای عزیزشون گریه میکنم او هم رفت و ما هم تا آخر شب به بحانه کربلایی حسین که حالا به صورت ساختگی اینجا مرده و خابیده عشق ریختیم و گریه کردیم بر امام حسین علیه السلام سیره گریه بر عبا عبدالله الحسین علیه السلام بین علمای ما برگرفته از روایات حضرات معصومین علیه السلام پررنگه نتونستن جلوش رو بگیرن خدا رحمت کنه میرزا صادق آقای تبریزی مرحوم آیت الله میرزا صادق آقای تبریزی ایشون در تبریز خب برنامه عبادی داشته مسجد داشته روزخانی داشته تبعیدش میکنن به قوم که کاری انجام نده دیگه مگلس اعضای عبا عبدالله الحسین رو برگزار نکنه مردم تبریز وجوهاتی پولهایی که نظر روزه عبا عبدالله الحسین کرده بودن به ایشون میرسوندن در قوم که آقا روزخانی برگزار کنید این آله بزرگوار میده که در قوم که نمیگذارن روزخانی برگزار کنن این پولها رو به عنوان پول چای و قن میفرستدن به روستاهای دورفتاده که کسی دستش به اونجا نرسه که اونجا روزه عبا عبدالله الحسین رو بخونند ذکر مسیبت عبا عبدالله الحسین نوره و زندگیهای ما رو نورانی میکنه خدا به هممون توفیق بده از این راه سریعه به سمت خدای متعال قفلت نکنید انشاءالله و آل محمد و عجل فرج آل محمد اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج پارسایان بود که شنیدیم سیره و اخلاق علما در کلام و جدرسان وحیدی ساعت 21 امشب پارسایان برای شما تکرار خواهد شد رسیدیم به ساعت دوب و دهده دقیقه مشق راه رو تقدیم بتونیم میکنیم اخلاق توحیدی در کلام و جدرسان و المسلمین فقیهی دنیا راهیست پرپیچ و خم که دران از هر سو صدایی به گوش میرسد و آفریدگار اما ترا به راه مستقیم میخاند مستقیم یعنی ره رو را وقت در پراه مستقیم بردن به راه مستقیم میخاند تا مشق کنیم بندگی را مشق راه راه منتگار hacerlo syrev ملاح رحمان الرحیم و بهی نست این عرض سلام و عدب به همه شما شنونده های محترم همراهان خوب برنامه مشق راه خدا به ما توفیق داد که یک بار دیگه خدمتتون برسیم در یک روز زیبای دیگه مثل هر دو شنبه و سه شنبه ساعت 13 و 30 دقیقه تا به مدت حدود 25 دقیقه در کنار شما باشیم و از اخلاق توحیدی بشنویم با حضور عرضشمند مهمان و کارشناس بزرگوار برنامه من عضو محترم حیط علمی معسطسه ی آموزشی و پجوهشی امام خمینی رحمت الله علی و استاد اخلاق جناب استاد خدمت شما سلام ازمی کنم روزتون بخیر به برنامه خودتون خوش اومدیم سلام علیکم و ده هم خدمت شما جناب آقای حسینی همکاران و شنبندگان محترم عرض سلام دارم سلامت باشین انشالله مشرف فهمیدید استاد خب شما شرمده های عزیز هم کنارمون باشید تا ثانی های دیگه برمی گردیم و البته آماده می شیم برای شنیدن نکته های آغازین جناب استاد فقیهی با مهوریت اخلاق توحیدی به برکت سلوات بر پیانبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفى و خاندان گرانقدره ایشون اللهم صلی علی محمد و آل محمد اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صلی علی محمد و آل محمد برمی گردیم و البته آمدیم بسم الله بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمين و صل الله علی سیدنا و نبینا و بالقاسم محمد و علی آله تیبین و تا آخرین لا سیما غلا و قیت الله فی ارضه در اخلاق دیگه برمی گردیم در اخلاق توحیدی ارز شد که ما باید اهل دعا بشیم اهل دعا بشیم منظور اینه که دعا ابزاری باشد وسیلهی باشد که ما را به خدا نزدیکتر کنه ما را به خدا معنوستر کنه معرفت ما را به خدا بیشتر کنه و نتیجه این بشد که این برگرده به اعمال و رفتار و اخلاق من اصلاح بشد حالا در مقامه دیگه بشیم مقام دعا صحبت در این بود که آدم یه آدابی رو قبل از دعا مراعات کنه تا این دعا اون آثار واقعی خودش رو پیدا بکنه ولی دعایی که از روی قفلت و بیتوجهیه گاهی مستجاب نمیشد گاهیم اثر چندانی ندارد در یک روایتی دارد که حضرت دارند که اِنَّ فی کتاب امیر المؤمنین علیه سلام دارد در کتاب امیر المؤمنین علیه سلام این تاری اومده حالا اون کتاب چیه اون یه بحث جدایی اونجا نوشتن که فَعِرَ دَغَاوْتَ وقتی که مقای خدا رو بخونی قبل از دعا این جملات رو به انوان مده و صناعی خداوند بگو حالا ببینید این کلمات چه تأثیری میتوند در روح و روان و رفتار من بگذارد اول چی بگم قبل از این که دعا بکنم به خدا میگم خدایا تو چی هستی این خدایی که من حالا دستم رو براش دراز کردم چیه میگم خدایا تو اون کسی هستی که از این رگ گردن از این شاخ رگ گردن به من نزدیک تری حالا حبل الورید و معانی دیگه هم براش گفتن کاری نداریم یعنی من خدا رو دارم این طوری میخونم که خدایا تو چقدر به من نزدیکی نه این که خدا دوره توی روایت دیگه ای دارد که حضرت موسا به خدا گفت خدایا آیا دوری تا من داد بدنم یا نزدیکی تا آروم مناجات بکنم مناجات خوبه مناجات خوبش نه که آدم خدا رو از نزدیک در جان خودش احساسیم خواست میکنه آروم آروم باش حرف میزنه و این که انسان به این درک برسه که خدا از رگ گردن هم بهش نزدیک تر چقدر به انسان قوت قلب میتوستن حالا فرمودن قبل از این که دعا کنی حرفی بزنی چیزی بخوای اولین رو بگو تا ببین چقدر شیرین حالا از خدا چیز بخوای یا من هبه اقرب و علیه من حبل الورید خدایا تو از رگ گردن به من نزدیک تری یا فعالا لما یورید خدایتو اون خدایی هستی که هر کار که اراده کنی انجام میدی این طور نیست که من خیال کنم حالا حاجتی رو از خدا میخوام حالا آیا خدا میتونه آیا در قدرت خدا ها نه خدا را این طوری توصیف میکنم تا بتونم دعا کنم یا فعالا لما یورید خدایا تو هر چیز رو که بخوای انجام میدی یا من یکی یاحولو بین المرع و قلبه حالا اون اول گفتیم که خدا از رگ گردن به من نزدیک تری اینجا نمیگیم نزدیک تری میگم یار چی به من نزدیک تری من اد خود منم به من نزدیک تری یاحولو بین المرع و قلبه یعنی بین خود من و خود منم خداواسط هست اینقدر به من نزدیک هست یا من یاحولو بین المرع و قلبه یا من خوبه به المرع موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی روز بروز بیشتر باز کند انشاءالله خیلی متشکرم جنوب استفقیهی عزیز خب فاصلهی بگیریم و بعد از اون بپردازیم به ساراتی که شما شهرمده های عزیز چه به صورت تلفونی و چه به صورت پیامکی در اختیار همکار نخوبم در برنامه مشق راه گذاشتید انسان در این دنیا یه راهی رو بخواد یا نخواد تیم کند یا ایوهل انسان انکه کادخون الاربک کدخن فملاقی این راهه شنونده توصیح های اخلاقی ارخانی استاد سید احمد فقیهی هستیم منطقه اینه این راه نیازه به راه نما دارد و همچنین نیازه به یک مشقی دارد که بشد مشق راه زندگی سعادتمندانه انسان در برنامه مشق راه از اینکه شما بخشید شما بخشید پرسید بدونید از چه شماره هایی باید استفاده بکنید خب درخمت شماییمو در محضر جنب استادفقیهی عزیز که انشالله پاسقوی بخشی از سآلات شما هستند جنب استادفقیهی عزیز آقای شیرازی اینطور پرسیدن که گاهی میشه که شوخی میکنم ولی احساس میکنم شاید از خدود الهی تعدیر شده باشه از طرفی اگه شوخی نشه هم سبب زعف در ارتباطگیری و نشاد داشتن شاید باشه راه حل چیه؟ بفرمایید خواهش میکنم در شوخی کردن و حتی در بقیه امور رندگی حالا اونجایی هم که آدم بخواد قید از شوخی حرفای جدی بزنه بخواد رفت آمدی داشته باشه بخواد رانندگی بکنن ما باید اینو تمرین کنیم که در رفتارمون کنترالی رول داشته باشه که از یه حدی تجاوز نکنیم من رانندگی هم که میخوام بکنم یه سرعت مجازی هست از اون دیگه نمیباید تجاوز بکنم در خوردنم هم یه حدی باید داشته باشه از اون تجاوز نکنم این یه قاعده کلیه در همه امور رندگی که خدود و مرزها حالا چه خدود الهی چه خدود اخلاقی چه خدود اقلی چه خدود اجتماعی مراعات بشه بله مجلس هم که گرم نباشد خب همه چی که نمیشد همه اخ متخب کنن دوره هم بشینن مخصوصا تو مسافره اصلا توصیه شده که یه قدری مزاهی باشن اون تا چند تا نکنه رو باید توجه کن اول این که مجلس رو گرم کردن همیشه هم با شخی نیم گاهی با مطالب آموزنده ساده نه حالا بخص علمی مطرح بشن میشه مجلس گرم بشه گاهی آدم میتوند یه حکایت های آموزنده چون خود داستان و قصه مجلس رو گرم میکنن کتاه البته این قدر ما حکایت های آموزنده داریم تو گلستان سعدی کلیله و دمنه سرگذشت بزرگان داستانی از انبیاه از امه این دوتا حالا اگرم آدم میخواد مذاهی داشته باشد شوخی داشته باشد اولا موازه باشد که کسی مورد تبتخور قرار نکره قیبت کسی نشه شخصیت خود منی که میخوام شوخی بکنم از بین نر اینو باید مراعات بشه و خونر اینه یه وقت یه کسی میگن دقا من رانندگی نمی کنم خونر اینه که رانندگی بکنم و مراعات کنم خونر اینه که مجلس رو گرم داشته باشم شوخی و مذاه باشد اما رعایت شخصیت دیگران شخصیت خودم جهات اخلاقی بشم این یه نکته که خیلی قابل توجه نکته دوبام اینه که گاهی متاسفانه ما میبینیم مجالسی که دوره هم میشینیم و میخوای مجلس خیلی خوشک نباشد و شوخی بکنیم اصلا دیگه تبدیل میشد به یه مجلس خلاصه لحو لعب و لغو یه حالتی که اصلا قفلتی برادم ایجاد میکنه قصاوت قلبی میارد اینم باید مراقبات کنیم مجالس باید مجلسی باشد که ذکر خدا درش باشد تربیت درش باشد خب فرزندان ما اونش هستن گاهی شوخی هایی میکنیم که برای یه نوجوانه ده ساله دوازده ساله یه دختر بچه خب مناسب نیم ما باید امور تربیتی رو تو مجالسمون رعایت بکنیم و نکته یه بالاتر از همه یه اینها اینه که من باید یه قدری اراده خودم رو تقویت بکنم که بتونم خیشتنداری داشته باشم که وقتی دهانم رو باز میکنم حالا بلو به شوخی و مذاح بتونم کنترول کنم یه جاییم قطش بکنم و نهایتا از خداوند بخواییم که خداوند مجالس ما رو مجالس با نشات نشات باید باشه حالا یه تفاوتی هم هست و بین نشات و شوخی و مذاح و خنده که ما اینها رو حد و مردش هم خوب نمیدونیم نشات باید باشه همه سرحال باشن حالا شوخی هم در کنارش باشد باید دعای کرد که انشالله خدا همه همون رو حفظ کند انشالله خیلی متشکرم اونجورم که این پاسخ مورد استفاده این شمده عزیزمون قرار گرفته باشه فاصله بگیریم و برگردیم و باز هم از حالات شما از یه نباسد فقیهی میپرسم یه سوال میخواستم از پاشنوست برنامه رادیو معارف تقدیم میکند مشق را برنامه ارفانی اخلاقی از گروه فقه و اندیشه رادیو معارف خب دوستان عزیز در این چند دقیقه پایانی برنامه فرصت میکنم که یکی از حالات شما رو مطرح بکنم امیدوارم که شنونده این پرسش و پاسخ هم باشید چنون بساط فقهی عزیز شنونده محترمی با شماری شماری آخر 622 نوشتن که از سخنان نسنجیده خودم در جمع فامیل و آشنا که باعث میشه حالم بعد از اون بد بشه و حتی به نظر خودم ارزشم کم میشه درمانده شدم بفرمایید که چی کار بکنم تا این حالت ها رفت بشه بفرمایید مهمترین تی را که خداوند به همه ما داده حتی شاید قبل از انبیاه ت عقله دارد اول و ما خلق الله و العقل عقل که آدم دارد حالا زوابط دینی و شرعی و انسانی بموند وقتر روایات آیمه فرمودن لسان و العقله وراعقل قدم هر مطلبی هر سخنی حتی هر رفتاری رو باید یه قدری تعمل کنه یه دقیقه آدم تعمل کنه مشکال نداد من الان یه مطلبی رو میخوام بگم سب کنید یه قدری فکر کنم سب کنید تعمل کنم سب کنید خوب مطالبی آدم بیاد این سبر و بهرگیری از ت عقل گاهی حتی یه مطلبی مطلب حقیه مطلب درستی هم هست اما بیان کردنش اینجا این موقعیت در این مجلس به صلاح نیه اینه که آدم باید یاد بگیرد در همه ی رفتار این ت بزرگیه اون کسانی که ما از نددیک دیدیم مرحوم آیت الله بهجد مرحوم آیت الله مصباح اینو همیشه قبل از سخن گفتن گاهی یه دقیقه دو دقیقه تعمل میکردن که اولا این مطلب رو صلاح هست اگه صلاحه با چه روشی و بعدم با چه روشی آیا برای رضای خدا میگم یا برای خوشنوری دل خودم اینم آدم توجه بکنه که حالا حرف میزنم دلم میخواد بگم یا برای خوشنوری دیگران میگم یا برای رضای خدا میگم این تعمل یه نکته کلیدی در زندگی ماست که در نک گفتن و در رفت و حتی در خرید کردن گاهی دیدی دادن با عجله یه چیزی میخره باید پشیمون میشه یه که اگر مخوان که از این پشیمانی نجات پیدا کنن باید از ت عقل و سبر و تعمل استفاده باشن