و اما سخنرانی اجتیات الاسلام بر مسلمی دکتر رفیعی در برنامه یه بر بال سخن آیا نرسید اون وقتی که این دلهای ما خشو و تیدا کند قرآن گفته ما اندکن ینفت و ما اند الله باق اسلام خیمش روی این پنج رکم استواره باید بها به کدی که خدا از اون نظرش رو برگرد استواره بر بال سخن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوه الا بالله الالی الازیم الهمد لله رب العالمين والسلام على سيدنا و نبینا عبالغاسم المصطفى محمد وعلى آله تیبین التاهرین سیما بقیت الله فی الارزین ولعنو علا اعدائهم اعدائ الله اجمعین شهادت امام باقر علیه السلام است فردا معروف است به یوم ترویه یوم ترویه چون در گزشته حاجیان از مکه آب بر می داشتن برای رفتن به عرفات و مشعر و منا به خاطر همین به روز هشتم زیحجه می گن یوم ترویه یعنی روز آب برداشتن همراه داشتن آب سیراب شدن این کلمه معناش اینه ترویه به این معناش روزه فردا سواب یک سال روزه داره قصل فردا سفارش شده یوم ترویه از نظر تاریخی یعنی هشتم زیحجه روزیست که حضرت عبا عبدالله علیه السلام بعد از چند ماه توقف در مکه با خانواده و اصحابش از مکه بیرون آمدن با این که شما می دانید دیگه همه کسایی که می خوانه حج برن سعی می کنن تا هشتم خودشونو برسونن و حیعتها و گروهاتا و گروه های مختلفی که وارد مکه می شدن خیلی تعجب کردن چرا پسر پیانبر حضرت عبا عبدالله درست در آغاز ایام حج با ایام حج شروعش از هشتم زیحجه است تقریبا شروعش نهومه ولی دیگه یواش یواش از هشتم دیگه هر که می خواد باید اونجا باشه خیلی تعجب کردن چرا امام حسین روز هشتم زیحجه است زیحجه که حالا همه اعمال حج چند روز بیشتر نیست داره از مکه خارج می شه خب سبر می کرد اعمال حج منا مشهر عرفات تمام می شد اما امام در میان چشم همه حاجیانی که به مکه آمده بودن از مکه خارج شد یک دلیلش این بود که امام متوجه شد گروه های رو برا ترور امام به مکه فرستادن که امام رو در مکه ترور کنند و امام نمی خواست این طوری خونش در واقع هدر بره و همچنین نمی خواست سرزمین مکه خون درش ریخته بشه اونم خون امام حجت خدا اونم در ایام حج و یه دلیل امده شم این بود که امام سبر کردن گروه های مختلف بیان ایشونو ببینن که امام داره میره به سمت کوفه و امام بیعت با یزید نکرده چون اون زمان وسائل ارتباط جمعی مثل الان نبود زود میشد دروغ درست کرد بگن امام حسین بیعت کرده الان که وسائل ارتباط جمعی هست کلی دروغ نسبت میدن به افراد اون موقع که راحت بود لذا عمدن سبر کردن مکه پر از حاجی بشه و جلو چشم همه بیاد بیرون و بگه ببینید من حتی حج انجام ندادم برای این که اعلام کند با حکومت یزید موافق نیست و رسمنم کسانی که ازشون سؤال کردن آقا کجا میرید فرمودن جددم رسول خدا فرموده هر کسی سلطان ستمگری رو ببینه من رعا سلطانن جائره حاکمی که حلال رو حرام میکنه حرام رو حلال میکنه ظلم میکنه احکام الهی رو زیر پا میذاره و سکوت کنه این سکوت جایز نیست ولذا من برای اعلام انزجار و اعلام براعت و اعلام عدم بیعت دارم خارج میشم که خب تقریبا حدود بیست و دو سه روز امام تو راه بود مثل فردایی که از مکه خارج شد هشتم زیهجه تا دوم محرم خود بیست و چهار روز تقریبا تو راه بود که رسیدن به سرزمین کربلا و در همون جا توقف کردند و اون حادثه کربلا اتفاق افتاد این مناسبت فرداست خروج امام حسین از سرزمین مکه به سمت کوفه که بعد منجرده به این شد که در کربلا بمانند و همونطور که ارز کردم اسم فردا یوم ترویه است ترویه به معنای همراه داشتن آب چون اون روز حاجیا آب از مکه بی بردن عرفات آب نداشت منا آب نداشت بعدها آب کشیدن این روز رو میگن یوم ترویه بعدشم که خب روز عرفه است و بعد ایده قربان و این دههی که درش قرار داریم که در قرآن ازش به لیالن عشر و همچنین اتممناها به عشر دوبار در قرآن تحکید شده انشاءالله خداوند هممون رو بهرمند از فیوزات این ایام بگرداند در روایات بریم اگر کسی در ماه رمزان آمرزیده نشد مخصوصا کسایی که گناهان سخت و بزرگی دارن امید به عرفه داشته باشه چون عرفه روز آمرزش و اما شهادت امام باغر یه حدیثی از امام باغر خدمت شما بخانم در رابطه با ویژگی های شیعه شیعه یعنی پیرو کلمه شیعه تو قرآنم اومده و انمن شیعتهی لعبراهیم البته اون شیعهی که تو قرآن اومده مربوطه به ما نیست راجعه به حضرت ابراهیم که میفرماید و انمن شیعتهی از شیعتهی شیعه در اینجا در این آیه به معنای پیروه حضرت ابراهیم چون پیروه حضرت نوح بوده و نوح شیخ الانبیاست قرآن میفرماید و انمن شیعتهی یکی از شیعهیان و مسادیق پیروه حضرت نوح حضرت ابراهیم البته روایات ما در باطن این آیه دارد که مربوط به امیر المؤمنینه اشکالی هم نیست باطن آیه است اما این آیه مربوط به حضرت ابراهیم و حضرت نوحه لذا کلمه شیعه برای نخستین بار در کلام پیغمبر خدا به کار رفت راجب پیروان امیر المؤمنین هنوزم پیغمبر از دنیا نرفته بود زنده بود بارها میفرمود علی و شیعتهو همال فائزون علی و پیروانش رستگارند لذا یواشیوانی یواشیوانی یک استلاح شد مخصوصا در زمان امام صادق و امام باقر کلمه شیعه به کسانی گفته شد که بعد از رسول خدا به امامت امیر المؤمنین و به محتوای قدیر اعتقاد دارن به اینا میگن شیعه حالا البته یواشیوانی انشقاقای تو شیعه پیدا شد مثلا یه جایی شیعه تبدیل شد به زیدیه اسمایلیه شیعه زیدیه خب زید رو امام میدانن دیگه بقیه ایمه رو بعد از امام حسین امام نمیدانن سه تا امام غائلن شیعه اسمایلیه شش امام رو غائلن که اینا الان هم هستن هم الان اسمایلی داریم هم زیدی اینها تا امام صادق رو قبول دارن دیگه بعدش سراغ اسمایل پسر امام صادق رفتن اون زمان شیعه در واقع فتحیه بودن البته الان فتحی نداریم کسانی که عبدالله افتح پسر امام صادق رو امام میدونستن دیگه امام کازم رو قبول نداشتن واقفیه داشتیم که الان دیگه واقفیه باز نداریم کسانی که میگفتن هفتا امام بیشتر نیست مصبن جعفر آخرین امام توقف میکردن در بین راه در واقع دویست و پنجاه سال امامت یازده امام گروه های فرعی ایجاد شد کسانیه زیدیه ارز میکنم جارودیه فتحیه اسمایلیه واقفیه ولی پیروان امیر المؤمنین رو و همه فرزندانش رو تا امام زمان ارواح و نافده شیعه اسناعشری میگن که حالا استلاح امامیه قشنگتر باشه یعنی کسانی که همه امه رو قبول دارن پیروان امه خب در روایات ما برای چنین شیعهی یه صفاتی زهر شده مثلا این شیعه باید این طور باشه و گاهی امه ما قسم خوردن مثلا خود امام باقر قسم خورد روایت تو کافیه فولا ما شیعتونا به خدا قسمتونه هم شیعه ما نیست مگر کسی که پیروه خدا باشه صرف این که ما رو دوست داشته باشه کافیه نیست شیعه نمیشه محب میشه اما شیعه باید پیروه خدا باشه یه وقت یه کسی آمده بود خدمت امام باقر گفت یبنه رسول الله اندنا از شیعه نزده ما شیعه خیلی زیاده الحمدلله ما توی منطقه یه هستیم خیلی شیعهیم شیعه داریم امام باقر دوتا سال ازش کرد دوتا سال اگه نمیگه شیعه اونجا زیاده یک حل یعتفل غنی یا علال فقیر این شیعه هایی که میگه تو منطقه شما زیادن سروتمنداشون به فقراشون میرسن بلاخره تو جامعه همیشه فقیر بوده غنی هم بوده همین امروز آدم داریم مثلا فرض کنید ده تا خانه داره آدم هم داریم مستجره اجاره نمیتونه بده خب آیا اونی که داره به ندار میرسه قال الله نه آقا اینا فقط شیعن از این کارا نمی کنند آقا با من دو حل دوتا سال خیلی هم سخت نه پیچیده نه حل یتجاب از محسن و انلموسی این جامعهی که میگه همه شیعه هستن آیا محسن نیکوکار از خطاکار میگذره اگه یکی اشتباهی کرده نفهمیده یه حرفی زده یه چیزی گفته یه ناسزایی گفته بلاخره انسانه دیگه خطا پیش میاد آیا در این جامعه از خطاکار میگذرن یا کینه به دل میگیرن تا عمر دارن تو سر طرف میزنن قال الله گفت نه آقا این دوتا پیجهی که شما میگید ندارن یعنی داراشون به ندار نمیرسه نیکوکارم از خطاکار نمیگذره جالب امام باقر خیلی نراحت شد فرمود کیفه ی از اموها اولاه انهم شیعه په تو چرا میگی اینا شیعن شیعه ما غنیش به فقیر میرسه محسنش از مصی میگذره حالا خدا رحمت کنه شیخ صدوق ابن بابوی که در شهر ری دفنید نیشون یک کتاب رو این موضوع نوشته صفات و شیعه فضائل شیعه صفات روایاتی که اوصاف شیعه درش اومده اینا رو من مقدمه گفتم تا برسم به این حدیث امام باقر علیه السلام که شهادتشونه فرمودن شیعان امیر المومنین هفت ویژگی دارن من این هفتا رو برای شما بگم و دعاتون کنم انما شیعتو علیه اول عرضم گفتم به ما چرا میگن شیعه چون پیروب امیر المومنین انما شیعتو علیه پیروبان امیر المومنین این هفت ویژگی رو باید داشته باشن انایت کنید این ویژگی هایی که تو روایات اومده با هم منافعت نداره بعضیاش ویژگی های اعتقادیه بعضیاش اخلاقیه بعضیاش اجتماعیه این هایی که میگن بیشتر اجتماعیه اول المتبازلون فی ولایتنا شیعه های ما اولین ویژگیشون این هست که در راه ولایت ما محبت ما حزینه میکنن پول خرج میکنن ویلا امیر المومن دوست داره خب بسمه تعالی و الان قدیر شما برای قدیر چه کار میکنی؟ چه کار میکنی؟ خیلی از این کارهایی که ما تو نوروز انجام میدیم و اشکالی هم نداره من نمیخواهم اونو رد کنم ولی خیلی از اینا تو قدیر سفارش شده لباس نو تو قدیر سفارش شده ایدی دادن تو قدیر سفارش شده سرزدن به هم حالا دیدن سادات میرن خوبه اما دیدار مربوطه به سادات نیست همه دیدن هم برن سر بزنن به سادات غیر سادات احترام کنن ارز میکنم که این رسمی که تو نوروز آوردیم اشما تو روایات ما مرا قدیر آمده اونجا باشه سر جاش بل اصلا با اون کار ندارم یه رسم باستانیست خوبم هست ایدی دادن اتعام به هم سرزدن خوشحال کردن کودکان لباس نو پوشیدن ما تو نوروز چقدر خوشحالیم میدید دیگه حتی تو مارمزون هم که واقع شده بود امسال بلاخره مسافرات ها مردم سر جاش بود خیلی ها شبها خونه هم میرفتن در صورتی که این تعبیر امام رزاست راجب قدیر یوم سرور روز شادیست یوم تبسم روز خندست یوم اتعام روز اتعامه شیعه های ما در راه ولایت ما هزینه میکنن حالا هر کسی به اندازه خودش شهید سلیمانی جانش رو هزینه کرد بله اون یه هزینه است کربلا یاران امام حسین میسم تمامی امار امار یاسر مالک عشتر بزل جان کردن بزل یا بزل مال میکنن خدیجه کبرا برا محبت پیانبر مالش رو داد بزل یا بزل علم میکنن علامه امینی برا قدیر سی سال نشست ده هزار تا کتاب رو دید چارده جرد القدیر نوش ثابت کنه قدیر مال ما نیست اهل سنت هم اعتقاد دارن تمام منابعش از اهل سنت ثابت کنه یکی بزل هنر میکنه مثل مثلا آقای فرشتیان میاد یه تابلو میکشه یکی بزل مال میکنه میگه آقا من قدیر پنی نفر رو غذا میدم یکی بزل آبه یکی یه چراغ داره خونش میزنه یه جوری خلاصه شیعه های ما اولین ویژگیشون هست که در راه ولایت ما هزینه میکنن بزل شما تو زیارت عربعین چی میگید میگید و بزل مهجتهو امام حسین خودش بزل کرد جانشو داد بزل مهجته فرموز شیعه های ما رو با این صفت بشناسیده هزینه کردن برا ولایت این اولیش دو المتحابون فی ولایتنا اینا همه با هم یه وجه مشترک دارن و اون ولایت ما همه من محب به امیر المومنین ایم دیگه اینا با این وجه مشترک همه همدگر رو دوست دارن برا هم نمیزنن همه نمیکوبن تخریب نمیکنن خیلی مهمه خیلی حواسمون باید جمع باشه این دوبامین ویژگی شیعه های ماست هم دیگر دوست دارن چقدر مگه ما عمر میکنیم اینقدر قهر درگیری دعوا اختلاف اینا خوب نیست ویژگی سبوم شیعه های ما فلمود المتظاورون فی احیا امرنا شیعه های ما متظاورون یعنی به زیارت هم میرن منتها میرن چی به زیارت هم بشینن دو کلو تخمه بشکنن یا مثلا فلم ببینن نه احیا امرنا میرن امر ما رو احیا کنن یعنی چی امر ما رو احیا کنن الان محرم نزدیکه خب هر کسی تو فامل یه شب دو شب روزه بگیره فامل دوره هم جمع میشن یه توسلی تو خونشون گفته میشه یه یادی از احل بیت میشه یه چایی میخورن چشم هم چشمی هم نکنیم اون این غذا رو بده اون به این نگاه کنه ساده همین روزه های خانگی یک زیارت جلسات قرآن دو ماه رمزان روزه های ماهیانه شیعه های ما دیدن هم میرن احیا امرنا یه وقت هم دیدن هم میره قیبت توشه توحمت توشه اما نه یه دوهای توسلی خونده میشه یه دو تا مسئله گفته میشه بعدش یه چایی نوشیده میشه با هم همدیگر رو میبینن تو همین جلسات دادن میفهمه که اجاره شقب افتاده خب کمکش کنن که مریض داره برایش دعا کنن که دختر داره که پسر داره دختر و پسرها خانواده ها همدیگر رو بشناسن حضور با هم دیدن با هم بودن یکی از فرشتگان الهی از خدا اجازه گرف اومد رو کره زمین به چهره یک انسان فرشتگان میتونن به چهره یک انسان در بیان دید یه آقای در یه خونه ی واسه داره در میزنه گفت حالا بذار با همین صحبت کنیم دیگه حالا اولین معمولیت ما آمد و سلام کنم که نمیدونست این فرشته هست گفت شما اینجا چه کار داری؟ گفت دلم تنگ شده اومدم به این رفیقم سر بزنم گفت یعنی چیزی نمیخوای ازش قرضی مرزی پولی زمانتی فقط اومدی به این سر بگو آره بابا اومدم ببینمش گفت عجب پس بذار بهت بگم من فرشته الهیم به چهره ی انسان اومدم خدا میفرماید منظار اخاه المؤمن کسی به زیارت برادر مؤمنش بره به قصد این که آقا فقط اومدیم ببینیم نه برای دعوت اومدیم نه برای وام اومدیم نه برای قرض اشکاری هم نداره به اون عنوان باشه آقا اومدیم شما رو ببینیم میفرماید کسی به زیارت برادر خانواده مؤمنی بره کمنزارنی مثل این که من خدا رو زیارت کرد آقا یا یه نمره به خودتون بدید ما همه شیعه ایم یعنی معتقد به امامت امیر المؤمنین بعد از رسول خدا معتقد به غدیر و پیروه امیر المؤمنین و فرزندانش به نصف قرآن خب حالا این شیعه چه ویژگی هایی داره انما شیعتون و علیین شیعه امیر المؤمنین المتبازلون فی ولایتنا در راه ولایت ما خرج میکنه ولو یه لامشه به قدیر بزنه یه چراغ روشن کنه دو المتحابون فی وبدتنا به هم عشق میبرزن براهم نمیزنن سه المتزاورون فی احیاه امرنا میرن به هم سر میزنن به خاطر که یاد ما اهل بیت رو زنده کنن چهارم احلایتنا احلایتنا احلایتنا احلایتنا احلایتنا احلایتنا احلایتنا احلایتنا احلایتنا از من از من چرا خانه رو میگن مسکن یعنی محل آقایینا عشق آرامش چرا شب رو میگن سکن یعنی محل آرامش شب چقدر آرامه رضا اکثر دوزی ها تو شب صورت میگیره چون روز نمیدونه همی بینن بی سراسداست بره دوزی میکنه قرآن میگه و جعلن لیل ما شب رو سکن قرار دادیم خانه رو مسکن زنم دقیق کنید زنم تو خونه باید محل سکینه و آرامش باشه همونطور که شب آرامشه خانه آرامشه ذکر آرامشه همسرم تو خونه باید باعث آرامش باشه آیه قرآنه سوره روم آیه 21 و من آیاتهی ان خلق لکم من انفسکم ازواجن لتسکنو زنی که تو خونه آمله بدخلقی باشه لتسکنو نباشه پیش خدا مسئوله مردی که تو خونه سکونت آرامشو به هم بزنه پیش خدا مسئوله چرا در جایی که مسکنه و زن لتسکنوست داد و دعوا و درگیری این شیعه های ما احل درگیری نیستن من بحثم رو تمام کنم وقتم گذشت ویژگی بعدی فرمود و ازا رزو لم یسرفو شیعه های ما در حال خشنودی احل اسراف نیستن داره اسراف نمی کنه یک وقت نداره اسراف نمی کنه خب نداره میخواد چی کار کنه نداره چه اسراف اما داره و اسراف نمی کنه اسراف تو کشور ما زیاده تو تالارهای ما تو عروسیهای ما تو اعضاهای ما انقدر اسراف بده که خدا در قرآن اینایی که چیز رو دور میریزن میگه داداش شیطان دقیق کنی ای بابا دیگه از این بدتر نمیشه برادر آدم بشه شیطان وای مبذر یعنی کسی که کالا رو دود جنس رو دود برنج و غذا رو دور میریزه کسی که دور میریزه برادر شیطانه خب این پنجتا دوتا صفت دیگم فرمود شیعه های ما برکتن برا همسایه همسایه آزاده برکتن همسایه لذت میبره اگه میخواد از این محل بره همسایه عشق میریزه نمیگه الحمدلله که این رفت برکتن و سلمون لمن خالتو اگه با کسی رفیق باشن سلمن یعنی عذیت نمی کنن آسان مسلم کسیه که دیگران از دستش در امان باشن اینا ویژگی های اجتماعی یک شیعه هست بله ما روایاتی داریم مثلا شیعه کسیه که از نظر اعتقادی این طور باشه از نظر اختصاص این راجب ویژگی های اجتماعیه انشاءالله خداوند به هممون این صفات رو انایت بفرماید امروز بدن امام باقر که توسط هشام مسموم شده بود در پنجام و هفتش سالگی امام مسموم شد توسط امام صادق قصل داده شد توسط امام صادق کفن شد چون آقا وسیعت کرد به امام صادق خودت کارمو انجام بده توسط امام صادق تجهیز شد پیراهنی که امام درش نماس خانده بودن شبها روزها اون پیراهنم فرمود منو تو همین کفن کنید اونم علاوه بر کفن بر بدن امامه امام قرار داده شد امام باقر علیه السلام اعلام رسمی شد که ایشون کنار بدن پدرش امام سجاد خاک میشه لذا مردم اومدن تعتیل شد مدینه شاگرده اومدن همسایه ها آمدن بدن امام باقر رو وردن قبرستان بقی کنار بدن جدش امام مجتبا کنار بدن پدرش امام سجاد آقایی که کربلا دیده آقایی که شام دیده آقایی که چهل منزل در چهار سالگی اصارت کشیده آقا امام صادق بدن بابا رومیان غبر گذاشتن آقا جانم مدینه امروز یه تششیه با شکوهی به خودش دید هفتم زیهجه برا امام باقر علیه السلام مردم در مدینه حاضر شدن اما مدینه چندین تششیه به خودش دیده این یک تششیه با شکوه بود در روز در جلوی چشم مردم اما همین مدینه یه بدنی هم توش تو دل شب قوسل داده شد و اون بدن زهرای جوان بود امیر المومنین شبانه بدن رو قوسل داد شبانه بدن رو کفن کرد غریبانه بدن رو برداشت هفت نفر در این تششیه شرکت کرده فدای مظلومیتت بشم آقا اومد کنار قبریه نگاهی کرد چجور بدن رو تو قبر بگذاره بدن رو از کی بگیره به کی بده به ناگه از لحد دستی بر آمد نمایان دستی از پیغمبر آمد گل خود را گرفت از دست حیدر کشیدی همچنان جان پیش در بر بعضی ها گفتن دست های شبیه دست پیغمبر هی صدا میزده علیه علیه فاطمه ما به خودم برگردون سلام کرد اصلاه علیک یا رسول الله بعد یه جمله گفت گفت یا رسول الله یادت شب عروسی دست فاطمه و تو دستم گذاشتی گفتی هازهی ودیعتی این امانته حالا من این امانتو برگردندم وقد استرجعت الودیعه و اخذت رهینه صلی اللہ علیک یا فاطمه تو زهرا یا بنت رسول الله الله