تعبیری هم بود که گاهی کسی مبتلا به گناه میشه همون گناه رو بهش نگشانه چون بعد از ارتکاب گناه خائف میشه از این که معذب بشه و دائما نگران هست و این حالت خوف و اشفاقش باعث این میشه که به توبه و انابه بپردازه و به هر حال گناهش آمرزیده بشه و بهشتی بشه از اینها ممکنه کسی سوه برداشت بکنه فکر کنه که هر رجایی حتی آدم امید داشته بشه که خدا میبخش شدهش و خائف هست این دیگه کافیه و اگر گناهی هم مرتکب شد اگر بعدش میگه خوف پیدا میکنم و باعث این میشه که باعث نجاتم میشه و توبه کنم این یک لغزشگاهیست که ممکنه انسان بهش مبتلا بشه و شیطان فرید بده به آدم این از که توجه میدن به این که آدم حوشیار آدم زرعنگ باید دائمان فکر این باشه که عمل صالح بیشتر انجام بده و از عمرش بیشتر استفاده کنه و پا روی خواستهای نفسانش بگذاره این که آدم به دلخواه خودش عمل کنه و خیال کنه که با امید و آرزو میتونه کار خودش رو اصلاح کنه و بارش رو به منزل بگذاره به رسون این غفلت است این اجزه این ناتوانی است آدم توانا آدم کیز آدم زرعنگ باید هیچ لحظه از عمرش رو از دست نده مگر این که در مقابلش نتیجه برای آخرتش بگیره یا عبادر الكیز این عبارت در نصحه های روایت مختلفه در این نصحه بیهار منداده دان نفسو هست معناش اینجور میتونه باشه که انسان یه وقت خواهش های نفسانی برایش خیلی مهمه نفس غالبه بر انسانه قویه یه وقت نفس ضعیف میشه یعنی خواسته های نفس در مقابل انسان غلبه و سیطره ای ندارند چنین نفسی میگیم نفسی است ضعیف دانه یعنی ضعفه در بعضی از نسخه ها هسته در بعضی از نسخه ها هسته من عده به نفسه ها هست شاید اون بهتر باشه کئیست کسی است که در مقام تعبیب خودش بر بیاد یعنی خودسازی کنه همین تعبیدی که امروز شایع هست میان خودسازی خودش معده به خودش باشد خودش مربیه خودش باشه خودش رو تربیت کنید و عمل لما بعد الموت توجهش به عالم آخرت باشه که در اونجا چه خواهد شده باشه؟ اینجا کار کنه برای اونجا نه برای همینجا یعنی تلاشی که می کنه در جهت سعادت اخروی باشه هدف اونجا باشه کاری بکنه که برای سرمنزلش مفید است این مسیر به هر حال زود یا دیر خواهد بزشت این عرضش اینکه آدم روش حساب بکنه و این رو هدف قرار بده نداره هدف رو باید معابرهای این جهان قرار داد که عالمیست عبدی و پایان ناپذیر کسی که زرنگه این فکرارو می کنه که ما این زندگی دنیامون در حرکتیم، سیریم، مسافریم مقصد کجاست؟ باید کاری بکنیم که برای مقصدمون مفید باشه اما این خواسته های نفسانی که مربوط به این عالم هست به اینا به هایی نمیده این خواسته های نفس شکست خورده، لح شده، زعیف شده کارایی نداره، برای انسان تسلطی نداره برعکس، کسی که ناتوانه نمیتونه جلوه هوای نفسانیش رو بگیره در مقابل شهراتش نمیتونه مقاومت کنه این آدم زعیفیست، آجزه والآجز من اتبع نفسه و هواها اون کسانی که دنبال هوای نفسه هستن، این آدم های آجزی هستن خیلی زعیف هستن این ها من اتبع نفسه و هواها و تمنا علالله الامانی دنبال هوای نفسه و آرزوهایی داره از خدا میخواد که در بهش با اولیا خدا باشه زعیف آرزوی خام اگر دلت میخواد با اولیا خدا باشی اینجا باید فکر کار باشی تا اونطورا لائق کنه که در اونجا با اولیا باشه آدم هم اینجا بیشینه و حوث داشته باشه و آرزو کنه که ما اشاله با اولیا خدا خواهیم بود این مال غفلت و عجزه انسانه اگر مرده باید آسینه رو برا بزنه و کار بکنه به مناسبت اینکه در خوف و حض صحبت شده بود و حض به دنبالش خشوع میامد درباره خشوع هم قسمت هایی داشتیم به این مناسبت حشداری میده که بدانید انسان در معرض این است که بله و الان هم خشوعیه باشه و خشوعی دارد و حال خوشی براش دست میده ولی این ممکنه دوام نداشته باشه چون معمولا اون کسانی که امثال ابو زروس سلمان بودند و دست پروده به امبرکشم صلی الله علیه و سلم بودند صلی اللہ علیه و سلم باشه مثلاق اون آیه شریفه بودند که ادعایطلا علیهم یخرونه للادقان سجدن ادعایطلا علیهم یخرونه للادقان سجدن و عقبانه رب نانکانه و علو رب نالمفقوله و یخرونه للادقانه یبکون و یزیدهم خشوعا و یخرونه للادقانه یبکون و یزیدهم خشوعا که قبلا بیانش شده بود حشدار میده به اینکه این حالت برای همیشه باقی نمیمونه در امت من بعضی از کمالات هست که الان موجوده و اینها برداشته خواهد شد میفرماد اول چیزی که از امت من برداشته میشه در امور اجتماعیشون امانتداری و امین بودن درستکاری در امور شخصیشون خشوع قلمیست روزی بیاد که آدم باید بگرده به زهنتی کسی پیدا کنه که قلب خاشعی داشته باشه یا عبادر این اول شیعه یرفع منهاده الامه الامانه والخشوع در روابط اجتماعی مهمترین چیزها راستی و درستی است این برداشته خواهد شد مردم به فکر این میفتند که خیانت کنند و همدیگه سوه استفاده کنند حقوق همدیگه را رعایت میکنند این برداشته خواهد شد این برداشته خواهد شد در زمینه مسائل فردی و اخلاق معنوی هم اول چیزی که برداشته میشه خشوعه انسان مبتلا میشه به حالت قصابت قلب و دیگه اون خشوع راستی من یادم میاد که یه وقت در باره یک شخصی صحبت میکردند یک کسی مزمت میکرد از اون شخص از یه آلم متهم میکرد که مثلا اون آلم فرض کنید از طریقه حقق منحرف شده دلیلش این است که در حضور اون قرآن میخونند اون گریه میکنه به خیالش گریه کردن فقط مال مسیبت ازانداری و اینا است از اویو به اون رای زک میکرد که آدم احل بدعته چه بدعتی شما دیده داشت گفت در حضورش تو جلسه شون قرآن میخونند گریه میکنه این شده بود از علامات این که شخص منحرفه از بس دیده نشده و این عمل ترک شده و ما نامعنوس هستیم یه نفری هم که پیدا شده که حالا قلب خاشعی داشته و مصداق اون آیه هست که ادایت اطلاع علیهم آیاتنا یخرون علی لطقان سجدا لاقل یک بوی از اون برده این را احل بدعت حضور میکنه حتی لا تکاد و ترا خاشع اونقد خشو کم میشه که هچ بگردی آدم خاشعی به زحمت پیدا میگه انشالله زمان ما اینجور نیست خب منشه این که این کمالات از انسانها برداشته میشه و امت پیغمبر اکرم مبتلا میشن به این محرومیت ها اولش امانتداری و درستکاری نسبت به دیگران و در قلب خودشون هم از خشو محروم میشن منشه چیه چطور میشه که آدمی ذات اینجوری میشه با اون همه درسته که اینجوری میشه مثل فارشات و تربیت های بیغمبر اکرم و رفتاری که خودشون و اصحاب نزدیکشون داشتن چطور میشه که این حالتشون تغییر میکنیم مخصوصا اون کسانی که داشتن و بعد از دست میدن منشه همه اینها چه در امور اجتماعی مفاصلی که پیش میاد و چه در حالات فردی منشه اش یک چیز چیه اون علاقه به درسته درسته دنیا علاقه به دنیاست که آدم رو به هر گناهی وادار میکنه حالات خوش و حالات خشو و بوکا از انسان میگیره از خدای متعال درخواست میکنیم که به همه ما توفیق بده که دنیا را اون چنان که هست با پستی و دناعتش بشناسیم و آخرت و اون چه اندالله و در مسیر الالله هست با کرامت و شرافتش بشناسیم و دل خودمون را از زخارف پست دنیا بکنیم و به خدا و اولیاء خدا ببندیم و السلام علیکم و رحمت الله ای دل ای دل قبول من ای دل قبول من ای دل قبول من ای دل قبول من فل عمد بلا شریف ای دل قبول من فل عمد بلا شریف یرهم نبای خست دلی دی نبا شریف از فرمد مکاره خوبا بلده بری نسیم گر بهر برز خلق خوش مصطفى شریف از فرمد مکاره خوبا بری نسیم گر بهر برز خلق خوش مصطفى شریف از فرمد مکاره خوبا بری نسیم سفید و مِرسو از ازش thì dans les légères a chaqueند or hierуйте لکم ب کنید ان است خواهد انتخابای ا陽اد أنت ظهر از Dude مخواهم گار negócio آسان نیم یه دل ازن تصدیق تنظیم ، این است خوب ، این است سمین ، این است ، این است سرسبز و بیخزان ای خاک چافدان تصویر نابه عشق بر تاروک زمان وقتی به دست شد هر لحظه در کمین صدرنگ می شود من شعور خائنی فریاد کن بخواد می خواهمت آزاد آزاد پیران من ای خاک آزاد می خواهمت آزاد آزاد پیران من ای خاک آزاد می خواهمت آزاد آزاد پیران من ای خاک آزاد می خواهمت آزاد آزاد وقتی به دست شد هر لحظه در کمین صدرنگ می شود من شعور خائنی فریاد کن بخواد می خواهمت آزاد آزاد میں شد من خواهمت آزاد آزاد می خواهمت آزاد آزاد arian man ei skate azad می خواهمت آزاد آزاد ای رون من ای خاک آزاد می خواهمت آزاد آزاد ای خاک آزاد ایران من ای خاک آباد آره عزیزان حضرت امام رضوان الله تعالی همیشه تراششون در جهت احیای اسلام بود تراششون در جهت سربلندی اسلام و ایران بود و همه ایرانیان عزیز در ادامه رهنمودهای پیر جماران همیشه به سربلندی ایران عزیز فکر میکنند و امیدواریم که هر جا هستید سربلند باشید ممنونم که با بخش سه بوم برنامه های رادی موارف تا این لحظه همراه بودید فقه آل محمد درس خارج فقه حضرت آیت الله مکارم شیرازی رو تقریم کنید و شما راقب مندان به درست حوض زبه میکنیم و انشاءالله به شرط توفیق باست هم در کنار شما بزرگ باران خواهیم بود شما بزرگ باران رو به خدایی مندان میستپالیم خداباند یارو نگهتارتون فقه آل محمد شما با بخش سه بوم برنامه های رادی موارد موارد میکنید و الحمد لله رب العالمین و السلام و السلام على خیر خلقه محمد وعلى آله طیمین الطاهرین المعصومین لا سیما وقیت الله المنتظر ارواهنا فداه ولا حول ولا قوة الا بالله العلي العظیم و اما حدیث اخلاقی امروز و اما حدیثی که از امام حسن عسکری داریم سلام الله علیه در ادامه برسهای گذشته حدیث کتاهیست پرمعناه فرمود اقل ناسه اقل ناسه راحتن الحقود اقل ناسه راحتن الحقود این در طرف نقود صفحه چار سد و هشتاد و هشت مطابق این حدیث امام می فرماید شخص حقود دارای حقد از همه درسته دارید از همه درسته دارید از همه درسته دارید از همه درسته دارید از همه درسته دارید از همه درسته دارید از همه درسته دارید از همه درسته دارید اما افراد بی ایمان کینه ها و در سینه ها مربوطه به پنجا سال پیش فرموش نمی کنید و آیا می گن اگر بینیمون به پل لحدم بخوره فرموش نخواهیم کرد اینا آدم هایی هستن که بیش از همه به خودشون ضربه می زنند کینه سرچشمه هایی داره یکی از سرچشمه هاش حسد دیگاهی حقد و حسد و با هم می گن حسد سبب کینه می شه من نگاه می کنم این شخص صرفت بیشتری داره مقام بیشتری داره علم بیشتری داره به جایی که خودم را آلیت کنم نیرومو سرد کنم از او هم بالاتر برم نیرومو سرد می کنم در ضربه زدن به او حسد سببی کینه می شه و کینه او را به دل می گیرم گاهی کینه به واسطه سوء زن من یه بدبینی به فرانکست دارم خیال می کنم او دشمنه منه من هم عداوتشو در سینه می گیرم یعنی سوء زن منشعه کینه توزی می شه گاهیم بدرفتاری های ممکن کن چکم باشه در فرانکست مقابل من بلند نشد منو تحمیل نگرف بیمار بودم یادت نیامد از سفر آمدم دیدن از من نکرد بدقه نکرد بلاخره یک آداب جزئی انجامه که اینکه انتقام نشده کینه رو به دل می گیره کجا انتقام کنم اینا همش منشعه هقده کینه از رفتارهای نامناسب حسد سوء زن و این یکی از اوامل بیماری های روانی است بیماری روانی افسردگی اغنامه افصاردگی اربمندگی اینا ناشی از همون کینه هاست به ما فرمودن کینه ها و از سینه ها بشویید پاک کنید سینتونو حتی اگر خلاف مهم میان بوده اینجا زیاد که چیز اینی مهم من بوده فراموش کنید عرف کنید گذشت کنید یکی از صفات عرب جزئی هست جاهلی همین کینه هایی بودی که به عرص میزاشتن عرب اینکه تا آخر عم کینه فران قبیله رو داشت به بچه هاش هم سفارش میکرد بچه جون من از دنیا میرم اما کینه اینها رو داشته باشید و انتقامتونو به موقع بگیرید آدم جاهل اینه کینه رو به دل که میگریش در زندانش هم به عنوان وسیعتنامه منتقل میکنه این خلق خوی جاهلیست سرچشمه بسیاری از اختلاف ها نزاها پرونده ها همینه اگر مردم کینه جون نباشن کینه توز نباشن خیلی از مشکلات حل میشید امیدوارم همه ما و همه کسانی که این سخن ما به گوشونها میرسه انشالله سعی کنن کینه ها رو از سینه هاشون بزداین تا هم خودشون راحت باشن هم دیگران راحت باشن اقل نو ناس راحتن الحقود آدم کینه توز از همه آرامشش کم تره از همه آرامشش کم تره از همه آرامشش کم تره دائما دائما در حال استرابه و از جمله این که گاهی حتی در خوابم میبینه داره پرخوش میکنه داره دعوا میکنه خوابشم که بایه استراحته گاهی خوابم میبینه نراحته همون خواب مایه نراحته برقال این دستورات اسلامی واقعا زامن سعادت دین و دنیا هر دو هست دنیا انسان رو هم آباد میکنه دین انسان رو هم و اما بحث فقه من به این مقداری که وقتمون باقی منده میریم سراغ مسئله یک آنچه گفتیم در باره اعمال بعد از منا که زیارت البیته برای زائران خانه خدا مقدمه بود و اما مسئله یک متابقان چه ما در تحریر وسیله بیان فرمودن دانست این پنج تا عمل باید بگیریم این پنج تا بیارن حاجیان بعد از اعمال منا پنج تا اول تواف خانه خدا به نام تواف و زیارت دوم درکت تواف سوم سعی صفا و مروی چهارم تواف نسا پنجم درکت تواف نسا در مسئله یک اشاره به این نکته هست نکته واضحیست کیفیت تواف و صلاة و سعی کیفیت تواف و صلاة و سعی که تواف الامره و رکعتیه و سعی فیها به اینها تفاوت بحثای ما با جواهر اینه جواهر تواف و اینجا متعرض شده سعی اینجا متعرض شده ما در عمره بحث کردیم در عمره تواف و سعی و شراعتش و واجباتش و مستحباتش و در عمره گفتیم حالا اینجا امام میگن ما بحث دیگه نداریم عطف میکنیم به اونجا کیفیت تواف عج و نسا مثل تواف عمره هست شراعتش موانعش اجزاش همان هست که اونجا گفتیم تفاوتی با اونجا نداره سعی هم همینطور هرش در بایدیگره هستیم همینطور همینطور هستیم تواف سعی در اونجا گفتیم در سعی بعد از اعمال منا هم اینن تکرار میکنیم بعد تنها اجازه بدیم تنها تفاوتی که میگن داره در نیت اون نیتش تواف عمره بود این تواف عج تواف نسا اون نیتش سعی در عمره بود این سعی در عج تفاوتش در نیته نیتش هم مثل اون نیته شراعت نیت هم مثل اون شراعته همه چیز مثله همه بله اون در باره دهران بود شرط تواف احرام شرط تواف نیست احرام خودش یه حکمیست تواف یه حکم دیگری در اینجا دلیل ما بر این مسئله چیه که این مثل اونه اولا ارتقاظ متشرع است همه مسلمین ارتقاظ شنین است که تواف ها با هم فرق نداره سعی ها با هم فرق نداره نمازه ها با هم فرق نداره نمازه تواف ها با هم تفاوت نداره