ما باعث شد که درس امام رو هرچند دارای نکات آموزنده اخلاقی آمیخته با مسائل ارفانی و سیاسی بود جلوش رو بگیرن، گاهی و قاد مزاهمت ایجاد می کردن محل تدریس رو از مدرسه فیزیه به مدرسه حاجم الله صادق منتقل کردن در همون شرایط بود که امام رضوان الله علی کتاب ارزندهی رو به نام الاربعین که تقریباً اصاره درس های اخلاقیشون در روزهای پنشنبه و جمعه هست که پس از در گذشت آیت الله هایری تا سال 1358 قمری اتفاق افتاد این درس ادامه پیدا می کنه کتاب الاربعین امام رضوان الله علی به عنوان یک کتاب بسیار ارزشمند اخلاقی است که امروز هم قابل دسترسیست و می تونیم ببینیم استفاده بکنیم و اون نگاه امیغ اخلاقی و عباد ارفانی امام رو در عباراتشون ببینیم ما در بود اخلاقی امام رضوان الله علی من اگر بخوام به یکی دیگر از عباد اشاره بکنم باید به سهر خیزی و عشق امام و توسلات امام اشاره بکنم این شخصیت ارزشمند کسیست که تا روزهای آخر اهل ذکر اهل ذکر اهل ذکر اهل ذکر اهل نماز اهل تحجد و اهل عشق بود مرحوم آج احمد آقا می فرماند که امام یکی از برنامه های سهرگاهیشون این گریه ها و عشق های امام بود که دستمالی رو در سجاده امام گذاشته بودن برای عشق های امام این مرد با عظمت گاهی اوقات وقتی نقل میکنن شخصیت معنوی ارزشمندی که حالات او قابل ستایش هست ارزشمندی که حالات او قابل ستایش هست فکر امام هیچ زمانی قط نمی شد اون اخلاص و عظمت امام سبب شد که وحبری معظم انقلاب وقتی که این خاطره رو تعریف میکنن اون عباد عظیم معنوی امام رو بهش اشاره میکنن که فرموده بودن سیزده همه خرداد سال شست و هشت برای ما خیلی روز سختی بود در سیزده همه خرداد سال شست و هشت وقتی که خبر به آقا میدن که از طریق حاج احمد آقا حالشون مناسب نیست میفرماهند وقتی به جماران رفتم به بیمارستان رفتم گفتن که امام صبح سکتی رو کردن ولی احیاش شدن اما به زشکان نظرشونی هست که دیگه امام برای مدت زیادی شاید عمرشون طول نکشه اما مرحوم حاج احمد آقا برای حضرت آقا تعریف کردن که از وقتی که امام به حوش آمدن مشغول نماز هستن زهر و عصر رو با نافله ها نماز دارن و آقا میفرماهند که مرحوم حاج احمد آقا گفته بودن تا لحظه ای که امام از دنیا رفت زبانشون به ذکر مشغول بود سبحان الله والحمد لله ولا اله انلا الله والله اکبر این حالتهای معنوی امام امت برای همه ما در سالگوست روح و شاد و قرین رحمت الهی باد و انشاءالله قیامتونی بودن قیامتونی بودن قیامتونی بودن قیامتونی بودن قیامتونی بودن ما پیروب این راهیم پولباری پرز مهر انبیا دارد شهید سینهی چون صبح صادق با صفا دارد شهید این نخون است ای برادر برلب خشکیدش برلب خون رنگ خود آب بقا دارد شهید گرچه در گرداب خون خابید آرام و خمود با نوای بی نوایی بس نوا دارد شهید پیکر اوریان او در خاک و خون افتاده است از شرف بر جسم خود خونین قوا دارد شهید و اما در بخش کبوتران محاجر امروز برنامه ارمغان به اتفاق هم میشنویم صحبت های حجت الاسلام والمسلمین امیر رسول پوریمیر که راوی رشادت های رزمندگان دوران دفاع مقدس هستند و همینطور راوی رشادت ها و دلاور مردی های شهد کبوتران محاجر پیمبران امید شکوه خلقت آدم زنوبران شهید شما ز غربت و وحشت امان من دادید حریم امن خدا را نشان من دادید بسم الله الرحمن الرحیم سلام عدب و احترام خدمت همه شما عزیزای خوب و مهربون امروز میخوایم مهمون شهیدی باشیم که آشق و شیفته احلبیت علیه و مستلام خصوصا حضرت زهرا سلاموندو علیها و امام زمان اجلالله تعالی فرجاش شریف بود شهیدی که تونست تحولی در جبه ایجاد کنه شهیدی که حضرت زهرا سلاموندو علیها به مراسم عروسیش اومد شهید حجتالستان و المسلمین مصطفى رددانیپور آقا مصطفى از اون جوانایی بود که از همون اول انقلاب در پاستاری از انقلاب احساس تکلیف کرد و وارده سپاه پاستاران انقلاب استان میشد شهیدت دانیپور بعد از مدتی که فرمانده سپاه یاسوچ بود احساس کرد که دیگه تونسته کار رو به سر انجامی برسونه حالا میتونه به حوزه برگرده و درستشو ادامه بده اما هنوز چند وقتی از برگشتنش به حوزه نگذشته بود که زمزمه قائله کردستان شروع شد شهید رددانیپور بین موندن در حوزه و رفتن به میدون جبه و جهاد لحظه ای تردید نکرد سریع خودشو به کردستان رسوند بعد از مدتی که تونست توی کردستان همراه رزمنده ها فعالیت کنه بعضی از دوستاش بهش گفتن که تو با این استداد و هممتی که داری بهتره به حوزه برگردی و درست تو ادامه بدی چون با این هممت و توانمندی ها یقینن یکی از بزرگان آینده حوزه خواهی شد توی اون ایام ایشون تونست همراه با امام جمعه اسفحان خدمت حضرت امام قدست سر روح برسه از ایشون کسی تکلیف کرده بود امام ایشون فرموده بودن که شما باید به کردستان برید و اونجا کار کنید بعد از جریان کردستان شهید ردانیپور همراه شیرمردان مبارزه و جهاد تو خط شیر آبادان حضور فعالی داشت شهید ردانیپور که از بچگی با قول مادرش پای روزه بزرگ شده بود میدونست اون چیزی که میتونه رزمنده ها رو متحول کنه و با وجود همه سختی ها اونا رو محکم پای آرمان های امام و انقلاب حفظ کنه و حضر شدنش اون به احل بیت علیه مستلام خصوصا آقا امام زمانه به خطر همینم سعی کرد اول سیم دل خودش رو حضر کنه طوری که اشق به احل بیت علیه مستلام تمام تار و پود وجودش رو فرا بگیره و تونست موفق بشه طوری که آخرین خواستش تو وسیعت نمش این بود که در هنگام دفنم زیارت آشورا و روزه حضرت زهرا سلاموند علیه ها بخانید آقا مصطفى با این ایمان و اعتقاد بر بچه ها صحبت میکرد و همیشه تو صحبت ها و مدده هیش به رزمنده ها و فرمانده ها میگفت که مبازب باشید امام زمان رو فراموش نکنید توجه به امام زمان تو زندگی تو کارها تو سختی ها گره گشه هست شادی روح امام و شهده و این شهید عزیز سلامات محمد صلی علی محمد از این که تا پایان برنامه ی عرمقان امروز همراه و همدل بودید سمیمانه سپاس گذاریم زیر سایه مرتزا علی باشید خدا نگهدار التماس دعا محر ولایت بعد تو ما و محر ولایت راه من راه سرخ شهادت که گذاریم ماما که افتد دست نامه رمان انقلاب ارقستان مرز سلام مرز سلام سدای رمپوری اسلامی که تقریبا به بسیاری از کشورها میرسد این سدا باید ایک سدایی باشد که مردم را ارشاد کند و اسلام را معرقی کند نشاط و معنیگرد ایمان و معنیگرد دین و حکمت سدای فضیلت و فطرت رادیو معارف را جرعی از جامع معارف نوشت گوش کنایات و روایات را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان در سوه بارات را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان در سوه بارات را گنج سعادت بسم الله الرحمن الرحیم سلام میکنم خدمت همه شما همراهان عزیز همه شما بزرگ عبارانی که برنامه گنج سعادت را میشنوید از شبکه سراسری رادیو معارف سدای فضیلت و فطرت الحمدلله رب العالمی یک بار دیگه در خدمت شما بزرگ عباران هستیم تا با همدیگه بنشینیم پای صفره معارف احل بیت علیه مسلم و حجت رسطان و المسلمین استاد محمد حادی فلاح با استانت از آیات قرآن کریم و روایات احل بیت علیه مسلم ما رو برای رسیدن به این معارف کمک باشن انشاءالله شما که همراه ما هستید استحضار دارید چند برنامه هست استاد فلاح در خصوص موضوع توازو این فضیلت الهی و این عمل صالحی که به فرمایش امیر المومدین علی علیه السلام اعظم عبادتهای خدای تورگ و تالا هست برای ما صحبت میکنن توازویی که ما خیلی وقتا میتونیم براحتی تمرین بکنیم و براحتی به دست بیاریم تو برنامه گذشته استاد فلاح به مسادیری از توازو اشاره کردن مثلا نقطی بارده یک مجلسی میشیم بالای مجلس رو دنبال نکنیم همون جایی که جادات بنشینیم یک نکته ای رو بیان کردن استاد فلاح به خودم عرض میکنم که هر جایی که انسان برای خدا بنشینه اونجا میشه بالای مجلس میکنید یه از مسادیری نمکنیم به فردی رسیدیم زودتر به سلام بکنیم از ریا منزجر باشیم و به دور باشیم و سعی کنیم کارها من رو خدای نکرده آقشته ی ریا نکنیم از ستایش دیگران فراری باشیم و از مجادله هم بپرهیزیم و دنبال مجادله با دیگران اصفاد کردن خودمون نباشیم حاجه فلاح سلام عرض میکنم خدمت شما بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما و همه ی عزیزان شنونده سلام عرض میکنم در خدمت روستم حاجه فلاح توی مواردی که در خصوص توازاتون حقیقت توازا که شما میفهمدید بحث توازا یا همون کرونش و خشوع انسان در مقابل پدر مادرش بود در مقابل استادش بود در مقابل اون کسی که بهش یاد داده بزرگتر بود اما الان متاسفانه تو عرف ما خیلی ما با استاد مخصوصا با معلم خیلی احد توازا نیستیم و معلمان عزیز ما خیلی ناراحتن از این قضیه و کلگزاری هم دارن نسبت به اون برخورت هایی که بچه ها دارن اگر بخواییم خوشداری داشته باشیم برای این دانش آموزا برای این دانش شوها چی باید بگیم از ثبت که راجب پدر مادر یه وقتی باید مستقل ورود کنیم نه زیر عنوان توازو حالت اون اول که تعریف توازو رو داشتیم خفص جناح رو اونجا مطرح کرد سر مبارکه اسرارو دیگه باید میدونم الان کسی ندونه در دوره ما کسی ندونه حرمت پدر مادر حفظه حفظه و حرمت پدر مادر چقدر ضرورت داره و چقدر برکات داره برای اهل خانه و خانواده هرچند ممکنه بعضی ها کچ برن لچ کنن و راست و درست این وظیفه و تکلیف رو ادان نکنن از جمعه که بهش زیر پای مادر هاییست ببینید دیگه باید خم بشه و بهش رو که همه نجات و رحاییه زیر پای مادر جستجو کنه این امملا شما اینجا یک کرنش و توازو رو میتونی تصویر کنید و پدر هم همینطور دیگه نماینده یه تام و تمام خدای متعال صاحب ولایت در گروه خانه و خانواده که ولایتش اصیله درسته یک نظریه بیرونی علمی نیست یک حقیقتیه که در شریعت مطرح شده که باید مستقل در خصوص این حرمت پدر و مادر به جا به وقتش انشاءالله بیشتر صحبت کنیم اما راجعه به توازو شاگرت ها که فرمودید یا دانشجوها یا طلبه ها نسبت به معلم و استادشون این حقیقتن یک آسیبی شده هم میشنوید و هم میبینید و بعضی جاها اصلا نمیدونم رو چه حسابیه که یه توهمی اومده نشسته که از جمعه مثلا برای نمره میتونه به استاد بی حرمتی کنه و استاد رو در یک شرایط تلخی قرار بده و ازش مثلا نمره بگیری که اگر استاد نمره نده میتونه راحت باعث تخریب استاد در فضای مدرسه دانشگاه و فضای مجازی بشه بعضی از دانش آموز ها هستن به اعتبار پولی که دادن برای مدرسه اصلا یه حقی برای شن قائلن که اگر معلم به حرفشون گوش نکنه آقا ما انقدر پول دادیم باید خب درک درستی نسبت به علم اتفاق نیفتده اگر علم فهمیده بشه مشتقات علم هم انتظار میره که درست فهمیده بشه علم مستره دیگه حالم کیه استاد معلم کسی که از موتن علم اومده و دستش و چندتش پره علم و آگاهیه ما هنوز که هنوز درک درستی نسبت به توصیه یه حضرات محسوم سلام الله علیه مجمعین در خصوص علم نداریم بدون تعرف مربوط به مدرسه نیست مربوط به اختصاصا به دانشگاه مربوط نیست که در حوزه هم همین داستان رو میبینیم تشرف محضر علم مقدماتی میخواد آدابی داره علم با ما حرف میزنه اگر لایق نباشیم به خاطر این که مقدماتش رو رایت نکرده باشیم و هر صورت آدابش رو شرایطش رو البته که ما مخاطب علم نمیشیم دریافت نداریم دقیقا بفرمایید بدون تعرف لیاقت نیست قابلیت نیست شایستگی نیست باید به علم بگیم حضرت علم سبر کن تا قابلی پیدا شد آره بعضی واقعا قابلیت این وسط نیست وقتی جهل باشه همه شرور پیشتر گفتیم که سر بر میاره و خودش رو نشون میده همه رزیلت توقعات بیجا خودش رو نشون میده حرمت ها میشکنه حرمت ها شکسته میشه مگه میشه علم باشه و حرمت ها شکسته بشه شکسته شدن حرمت ها زیر سر جهله هدمال علمه مال این که اسم اعظم الهی اونجا حضور نداره من نزاشتم پس زدم راه ندادم در درون من یک بحرانی درست شده بحران موبیت این رو بیرون کشوندم اومدم با اساتیت خودم فضای کلاس با همشاگردی های خودم و اونایی که با ما مثلا همدوره هستند و همترم هستند و دوزه و دانشگاه مثلا ببینید چه آسیبی رو دامن میزنید شما یک دفعه میبینید که ناگهان بانگی بر آمد که چهار سال تمام شد و ترم گذشت و هیچی گیرش نیومدی خب از یک طرف ممکنه بخواد به پدر مادرش بگه دانشگاه بوده درس میخونده و حوضه بوده مدرسه و تنها چیزی که بتواند این رو به پدر مادرش از اون را به پدر مادرش اثبات کنه نمره هست ناچار حاویزون استاد بشه اول با اون تملق بعد دوباره میبینه چقدر رزائل این وسط میاد تا اون خواسته رو محقق کنه در صورتی که اگر محضر حیل مشرف میشود و به معنای حقیقی کلم شاگد میشود و تلمیز میشود دانشجو میشود دانش رو جستجو میکرد و تلوه بود و متالوه میکرد حقیقتن این دققلبابی بود به درب اسم عظم خدای متعال درباز میشود و به اندازه استعدادش بهش داده میشود خب من چند روایت میخونم به تناسب ورود میکنم انشاءالله بتونیم حق مطلب رو در یک جلسته ادا کرده باشیم شاید شاید جناب هشام ابن حکم اومد محضر حضرت امام موسایی کاظم سلامالله علی مشرف شد و حضرت نکاتی رو بهشون فرمودن حدیث خیلی طولانی من گذینشی مواردی رو خدمت شما و عزیزان شنونده قراعت میکنم یا هشام انالله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه هشام خدای تبارک و تعالی اهل العقل و اهل فهم رو تو کتابه شنید توی قرآن بشارت داده مجده داده مجدگانی داده و فرموده فقال فبشر عباد لذین یستمعون الغول فیتبعون احسنه اولایک لذین هداهم الله و اولایک هم قلو الالباب سوره زمر به بندگان من بشارت بده اونایی که گوش میدن دقیقا یستمعون الغول گوش میدن و ارثبت که از اون نکاتی که بهشون گفته میشه بهترینش رو ازش تبعیت میکنن اینا کسایی هستن که مورد لطف خدای متحال قرار میگیرن و از هدایت الهی سحب میبرن اینا هستن که اولالالباب هستن خردمند هستن و دارای خرد هستن دارای لب هستن دقیقا بفهمید چرا که اصلا گوش دادن خبر از این میده که آدم آقلیه حالا اگر آقل نبود که گوش نمیده از این که بهترین ها رو انتخاب میکنه و تبعیت میکنه و پیروی میکنه نشانه اقلشه از این که از هدایت الهی سحب میبره این محصول اقلشه سمره اقلش به حساب میاد و در ادامه فرمودن یا هشام انالله تبارک و تعالی یا غول فی کتابهی خدای متحال مکرر یا بفهمید مستمر در کتاب خودش این ذکر رو هم داره و این یاداوری رو که نفیزاله که لذکر را لمن کانه لهو غرب قرآن تذکریه یاداوریه یاد سپاریه برای کسی که دارای غلبه سوره غاف آیه 37 لهو غلبون یعنی چی امام موسای کازم به هشام ابن حکم میفهم باید که یعنی اقل دارد میفهمید؟ بله یعنی اقل حالا ما با همین لمن کانه لهو غلب توی برنامه های بعدی کار داریم انشاءالله به تناصب خدمتون عرض میکنم و در ادامه فرمودن و قال ولقد آتینا لغمان الهکمه لغمان آیه 12 که فرمودن که این حکمتی که تو این آیه اومده آیه 12 سوره لغمان امام موسای کازم سلام الله فرمودن که قال الفهم والاقل یا هشام انه لغمان قال لابنهی هشام لغمان به پسرش گفت که توازه فروتن باش للحق در مقابل حق مستحضری دیگه یکی از مسادی بسیار برجسته و شاخص حق علمه دیگرد بفرمایی؟ بله توازه للحق تکن اقلن ناز میخوای آقلترین مردم باشی پسرم یا پسرکم جناب لغمان حکیم میفرمایید که توازه کن پسرم مقابل حق مقابل اردن مقابل مشتقات علم عالم دیگرد بفرمایید خروجی هایی که داره یک اثر بسیار فاخر علمی کتاب دیدی مقاله دیدی آکنش کن تعیید کن تعریف کن لکل شیعن متیه تو فراز بعدی و ادامه جایی دیگه حضرت مصطفی جعفر سلام الله علیه میفرماید که لکل شیعن متیه هر چیزی یک مرکب راهوار چابک تیز روی دارد و متیه تو العقل اد توازو این عقلی که صحبتش کردیم این فهمی که گفتیم اگر بخواد زود به مقصد برسه زود به منزل برسه زود به هدف برسه حتما از استر چابک توازو استفاده کن عقل میخواد به مقصد برسه باید سواره استر تیز روی به نام توازو بشه ایس هبن مریم سلام الله علیه به هواریون فرمود که من یه حاجتی دارم از دارد میفرمایید یه حاجتی دارم اونو گفتن که حاجت شما یا روح الله برابرده هم بفرمایید تکون نخورید سر جاتون بنشینید من میخوام پااتونو بشورم اجا فقامه فقسل اقدامه حضرت ایسا سلام الله علیه بلند شدن پااشونو شستن فقالو چون قول لاده بودن دیگه گفتن هر کار بخوایید براتون انجام میدیم فقالو حق این بود که ما بیاییم پای شما رو بشوریم فقالو ایسا فقالو این خدمتی که شما میگید بیشتر حق منه که من این کار رو بکنم اینما ترکیل توازه تها کزال لکیما تتوازعو بعدیف ناس من این کار رو کردم و توازعو بخرج دادم تا شما هم یاد بگیدید بعد از من دقیقا فرمایید که احددار تحلیم هستید در میان مردم توازع کنید که توازعی لکم همینجوری که من نسبت به شما توازعو بخرج دادم بعدش فرمودن که به توازع تو امر الحکمه فهم آدم ها آباد میشه که آباد میشه با توازعو جنب اعتباکی آبادانی یک مزرعه به چیه؟ سرسبزی و محصول زیر سر آبه دقیقا فرمایید معلوم میشه توازعو حکم آب رو داره دقیقا فرمایید عقل آبادانیش رو مرهون توازعویه که توازعو آبیه که اگر وارد مزرعه اندیشه انسان بشه بارور میکنه لا به تکبر به توازعو هست تکبر نیست و کذالکه فسحل ینبوت و زر بزر و زراعت توی زمین هموار و مستعد و خاک مناسبه که به وجود میاد لا فل جبل در سنگ که بزر جواب نمیده که دقیقا فرمایید در واقع دارم میفهم من که آدم متکبر سنگه و آدم متوازع یک زمین و مزرعه مستعد برای شکوفا شدن اندیشه و ارم وجوده اوست خیلی مهمه و بیان جنابه و آقا رسول الله صلوات الله و سلامه علیه فرمودن خیلی مهمه و این ایک کاشکی بنهر میشد و ایک کاشکی که تابلوم میشد که فرمودن برکت علم در پاستاشت مقام استاد هست و کان امیر المومنین سلام الله علیه یقول یقول جنابه اتباکی یعنی علد دوا یا طالب علیه علم ای کسی که طالب علمه یقول یعنی علد دوا این الالم زو فضائل کسیره علم دارای فضیلتهای فراوانیز فرعصهو اتبازو رعصهو یعنی همه ی عواست پنجگانت باید جمع باشه یعنی حواستتو جمع کن که در این میری سراغ علم که حواست جمع مستحق رسیدن به همه ی فضائل و اینهو البراءتو من الحسد و چشم ارسود علم بیانیزه این هست که از حسد پرهیز کنه و کناره بگیره انشالله به بختش در باره حسادت هم که مرتبط با همین فضای علم و تعلیم و تعلوم هست نکاتی رو خدمتون عرض میکنه خیلی متشکرم حقا این نکتر توجه تاشته باشیم مهمتر این نکتهی که بهش رسیدیم این بود که اگر میخواییم علممون برکت تاشته باشه اگر میخواییم علماموزیمون به نتیجه برسه اگر میخواییم بهرعی ببریم از علمی که ما مکنیم باید در مقابل عالمی که آموزگار ما هست متوازه باشیم انشالله همه ما متوازه آموزگاران خودمون باشیم به امید خدا از این که همراه ما بودید از همه شما سفاس کذارم صدق و صفا خلوص و یقین عشق و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا و حجتک علیه و ممنون