امام اوامل حیات انسان امروز میذاره امور مادی در امور مادی اونهایی که انسانها و تورسیانها و تراحان چپاولن میگن که هر کس زورش بیش پولش بیشتر مکتب سرمایه گذاری درست میکنه اونهایی که این نوع اندیشه ندارن میگن شما هر کس باید به حریم دیگری تجاوز نکنه اما اون مکتب اصالات الانسان اومانیزم و لیبرالیزم میگن که نه هر که زورش بیش پولش بیشتر که الان امریکا سردمدارش رژیم اشغالگر قدس این نوع اندیشه داره میگن نه این که درست نیست مکتبی ما درست میکنیم به این انوان هر کس در فضای زندگی خودش آزاد است به حریم دیگران تجاوز نکنه هر چی دلش میخواد انجام بده به حریم دیگری تجاوز نکنه آزادی هم سر جای خودش باشه تمام زندگیش معتوف کنه و امیال آرزوهای مادیش بس این دو تا مکتب مادیگیرهایی میتونیم بدون اونو ببینیم اونو امده بیان بکنیم هست ریز مکاتب دیگر نگاه اینا اینه که انسان یک موجودیست مادی پایان تاریخ حیات بشریت پایان دنیاست بعد از اون دیگه هیچ خبری نیست تمام حیات انسان هم باید بدونبال کسب لذات مادی بشه و بس اما مکاتب دیگر هستن که مادیگران نیستن اون مکاتبی که مادیگران نیستن یه مکتبش این هست که تمام زندگی شما باید معنویت و رهبانیت باشه مثل بودیزمه هندیا مکتبی دارن دور از آبادی میرن و توی کوه و ریاضت و این چیز امثال این هم زیاده مثل این ارفانهای کاذب اما یک مکتبی که مادیگران نیستن یک گروه هم هستند که میگن نه هم باید زندگی مادی داشت هم زندگی اخلاقی و معنوی حالا نگاه انسان باید خودش نگاه بکنه تو مکتب مادی داره زندگی میکنه ولو مسلمانه ولو میگه من مسلمانم ولو وقتی نگاه میکنه میگه ای چوی اردوگاه مادیگرایی سرمایداریه میخواد این پولو به دست بیاره ولو به هر قیمت میگه من مسلمانم ولو وقتی نگاه میکنه عجب اسمش مسلمانه اما تمام این قواری و وجودش وقتی میخوانی مهر روش بزنن مهر مادیگرایی سرمایداری بهش میزنن پولو مردم میخواده ده میدونم کلاه سر مردم میگذاره یا نگاه میکنه این عجب یک مادیگرایی دیگرها آزادی خواه است میگه من مسلمانم میگه امر معنوی وجود داره میگه آخرت وجود داره ولو وقتی نگاه میکنه میبینه تمام زندگیش اینه من آزاد باشم به تمام آمال و آرزوان برسم تجاوز به اقلیگرانم نمی کنم اما کار دین و دیانت من ندارم امر معنوی یعنی چی؟ اینم شما زیاد میبینی این میگه مسلمانم بله دیگرها آزادی خواه است مادیگرایی است یک گروه میگن ما طرف داره امر معنوی هستیم شبان روزش که نگاه میکنید مرتب ازلت هست میگه من کار به هیچ چیز دنیا ندارم فقط امر معنوی خوشا اونون که دائم در نمازن زندگی یک تیپ این طرفه که دائم نماز بکنیم یا اون مکتب بودیزم بودائی ها اما مکتب اسلام اسلام یک چیز دیگری میگه میگه انسان تو در دنیا مادی زندگی میکنی چون هر چی نگاه تو اطرافتون بکنه مادی هست پدر بچه چشم بازش میکنه مادر میبینه ماده پدر برادر خوهر خانه اسباب اساسیه دوستان پول دریا هوا آب هر چی نگاه میکنه مادی انسان موجودیست که در بستر دنیا زندگی میکنه اما این انسان که در بستر دنیا زندگی میکنه در متن این زندگی مادی یک انسان نیست الهی زیر پاش ماده هست اما افق دید الهی است به همین خاطر یکی از عباد روش تربیتی اسلامی معادگرائی است یعنی فکر خودش ره از دنیا عبور بده نگاه آخرت کنه هدف اونجاست مقصد اونجاست حرکت نهای ما اونجا ختم میشه آخرت نگاه کنه که در متن زندگی مادی باید چیکار بکنه که سر انجامش یک سر انجام نورانی و رستگار آمیز و سعادت آفرین باره لذا اگر کسی در دنیا تمام ذکر و فکرش دنیا بود این قدمی که برداشته افق و دیدش همین زیر پاشه در جا میزنه اما انسانی که افق و دیدش از دنیا عبور میده بعد از دنیا مرگ رو میبینه آخرت رو میبینه جاودوانی آخرت رو میبینه میدونه اونجا چی به درد میخوره و اینجا مزرعه اونجاست از الان بفکر اونجاست لذا زندگی مادی مثل برفه تا که دستت میرسد شوکارگر چون فتی از پاه خواهی زد به سر لذا انسان مسلمان میگه من یک انسان مادی هستم در فضای دنیا زندگی میکنم اما اینجا تو رهم دوم هم هستم رهم مادر یک رهم دنیا دو من باید در فضای دنیا مادی خودم رو طوری تربیت کنم و طوری اعمال انجام بدم و چنان شخصیت الهی پیدا کنم و معنوی چه در معاد یعنی آخرت و بعد از حیات مرگ دارای یک مقام و متعالی و مورد انایت خدا بشه این معماری انسان اسلام است حالا اگر کسی میخواد رواه بده میگه دنیا هم آباد میشه بعد نگاه میکنه ایه ایه زیر پاش آباد میشه جلوش که داره میره خراب میکنه فرزن که رواه زیر پا رو آباد کنه دنیا انسان رو آباد کنه کدام آدم عاقله که قدم های بعدی شرچکار بکنه؟ خراب بکنه؟ که سقوط کنه در باطلاق متعفن گناه و عذاب؟ اصلا گناه کار اخلاقی نیست دیوانه گناه میکنه انسانی که دیوانه هست صفیهه دو قدم جلوتر نمیبینه عقلش نمیرسه لذا خداوند میفرد یا ایوهالدین آمنو اول ایمان اتقوا الله گناه نکنید ولتنظر نفسون ما قدمد لغد نگاهتون بفرد فردا باشه این همون روش تربیتیه میگه خودتون اینطور تربیت بکنید نگاهتون به کجا باشه؟ فردا باشه بعد نمیگه معاد و آخرت چند میلیون سال اون طرف داره میگه فرداست ولتنظر نفسون ما قدمد لغد اتقوا الله تقوی رو مراعات کنید زندگی بی گناه زندگی بدون گناه قراری سوالی این که خودتون رو کشیده با شدت آگاه است به همون جایی که میکنید انسان اگر آمد و روش تربیت خودش رو اسلامی کرد که یکی از ابعادش معادگرائی است دیگه اینجا که هست لگاهش با آخرته است چه کاره اینجا من بکنم آخرتم آباد میشه؟ چه کار بکنم بگاه مرگم مشکلی ندارم؟ در این این که در ماده هست در این این که در فضای دنیا هست به دنیاش میرسه، قضاش درسته ولی حلال ذره ای به معادش لطف می بزنه نزدیک قضای حرام نمیشه نزدیک شوپه هم نمیشه، میترسه اونجا یک ریالش هم حساب میشه یک ریالش هم حساب میشه انسان برای شکمش جهنم رو بخره جهنم رو بخره، صفاحت هست لذا وقتی انسان ایمان آورده ایمان آورده، به معاد نگاه تربیتی و روش تربیتش معادگرایی شد در اینه که در دنیا به نحو صحیح زندگی میکنه غذای خوب، خانواده خوب، وسیله خوب، خانه خوب هم ولی همه اینا رو در چهاره که کدام قاب میبینه و قاب عکس میبینه؟ معاد اونی که حلاله اونی که اونجا رو آباد میکنه، میخواد زن بگیره خانمی رو انتخاب میکنه که به درد آخرتش بخره خانه ای میخواد بخره، ببینه چه خانه ای به درد آخرتش میکنه نکنه بخاطر ای که یه خانه وسیعی بگیره هزار یک برنامه پیاده کنه، پول مردم رو بخره که یلا یه خانه آباد ای من تو دنیا داشته باشه میخواد به کسی رعی بده نگاه میکنه آخرتش این رعی که میدهم به درد آخرت هم می خوره یا نه به کسی که می خورم برای به درد میخوره درد میکنه، قوم شبم داره نمیده همه چیز با این نگاه میبینه مسجد می آم نماز بخونم، وظیفه امه آیا به درد آخرت هم میخوره cine همه کارو با این نگاه میبینown با این اینک مبینه نظر این انسان در یک مسیری خودشو تربیت کرده که سرانجامش موفقیت وای به حال انسانی که خودشو فدای دنیا کنه یعنی فدای چیزی کرده که خدا اونو از بین میبره ایزا زلزلت الارض و زلزاله هاست ببینید تمام عالم وجود هر کس کسافتی میکنه همینجور میوفته رو همین زمین همون میفته چون پرندتون هوا کسافت میکنه میفته اینجور این نشانه از که بابا دل به این نبندید این زبالدان هست عالم براش میجنگن تمامی جنگ هایی که شما ملاحظه میکنید این عبرقدرت ها درست کردن برید چپاول و این ها این ها دایی صفا هست یه وقت دفاع مقدسه برید حفظ سرزمین هم اونا میخوان ظلم کنن یه وقت برای دفع کفار و منافقین و مشرکین اونا جنگ های مقدسه اونام آخرتیه اینی که انسان به میار فکر اسلامی یکی از عباد شاخص تربیتیش اینه که نگاه کنه به آخرت اصلا کلمه معاد یعنی کلمه معاد برگشتن به جای خود و السلام علیکم و رحمت الله و سلالله علی محمد و آل محمد ای دل قبول محفظه امان به ناشری ای دل قبول محفظه امان به ناشری یرهم نبای خست دلی بی نبا شری از خرمان مکاره به خوبا بری نزدیکه گر بهر ورز خونق خوش مصطفا شبیت گر بهن از ج europانهای چیز تا بزرگ بش somos فرق ب لی سو יه جبلی ندید نیکنه علarial mess etc گر بهر ورز خونق خوش مصطفا شبیت نیک نیاز دکیجه ای کلcore حد موسیقی خوب دوستان رزیزم مکارا خوبان تقدیمتون شد در سخلاق آیت الله صفای بوشهری تا دقیقی دیگر فقه آل محمد رو تقدیمتون میکنیم پس از اون میتونید شرعنده ی تنفس صبح باشید و در هوای قرآن نفس بکشید و آخرین برامه ی مخش روایت امام روح الله هست که تقدیمتون خواهد شد از ساعت شش صبح هم همکاران عزیزم با بخش اول برامه های روز پنشنبه پانزده خورداد ما در خدمتتون خواهند بود بندرزا حبیبی به اتفاق دوستانم آقایان سعید احمد محمودی تیعیه کننده علیه میرزایان صدا بردار و سعید مشتبه هاشمی کم کم با شما خداحافظی میکنیم و دعوت میکنم شرعنده ی فقه آل محمد باشید درس خارج فقه مفسر ارجمند دانشمند گرامی حضرت آیت الله جوادی آمالی یک بار دیگه یاد و خاطره ی امام عزیزمون و شهده پانزده هم خورداد رو گرامی میداریم و به روی پاکشون درود میفرستیم از همه شما مؤمنان خدا جو در روز عرفه التماس دعا داریم و شهادت حضرت مسلم ابن عقیب رو هم خدمتون تصلیت عرض میکنم و انشالله که احتمالی ها براتون رقم بخوره و زیارت سرزمین وی و سفر حج انشالله قسمت روزی همه آشغان بشه در ثواب دعای عرفات و حاجیان که در اون سرزمین هستن انشالله ما هم شریح باشیم از همه شما التماس دعا داریم در سایسار امن ایمان در پناه مولا صاحب از زمان پایدار باشد جاویدان صوبتون به خیر التماس دعا و خدا نگهدار متط pasti ریخ رگه داسته باز do سrandj داهی آيه موسیقی قول محمد بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم نقض حکم حاکم هم برای طرف این دعوه حرام است هم برای خود حاکم مگر کشف خلاف بشود که اون مطلب دیگر است و این اختصاصی به معصوم یا غیر معصوم ندارد و دور باریک حضرت یعنی رسول خدا علیه و علیه آله و تعالیه و سلام من در بین بشر معمورم به این که به بین و یمین حکم بکنم انما اغذی بین هم ملتیم ایمان و بیناد و اگر کسی شاهد دروع آبود یا سوگند دروع یاد کرد در محکمه من از دست من ماری رو گرفتی داری بیرون میبرد انما یه قطعه تو منن نارد در چنین محکمم تا کشف خلاف ظاهری نشود نکشف خلاف علم غیبی تا کشف خلاف ظاهری نشود نمیشه من این حکم رو نرمید به یکی ما کنید یه همراهی رو بتنیا میدونید یه ش coupeChap بنابراین حکم از این جامی هست اما این اصل است ولی جاهره حکم حاکم همون اماره مهز است و نقض این حکم حرام است حتی برای خود او حالا چون میخوام از مسئله اقرار و ادعا از انکار و اقرار از دعواب و انکار که بین طرف این اصفاره بشیم وارد بحثی بشیم حسوسیات هم بازدهک بشیم اگر در امان دولت اسلامی نیستن که حساب دیگری دارد اگر مستعمنن در امان دولت اسلامی هستن مسئله بیینه و مسئله اقرار و امسار زانه که مشترک بیدن کل است میمونه مسئله سوگن اونم هست که اینها محترم میشمارن اگر کافری مستعمن بود یعنی امنیت خواست در پناه دولت اسلام بود و دولت اسلام را به رسمیت از دولتی شنافت ولو اقیده ندارد و دولت اسلام برابر این علامه یره الحاکم حکم میکنند چنین که اگر اونو جز اقلیت های دینی باشند برابر با همون کتاب شریعتی دین خودشون رو حکم میکنند در باره اقلیت های دینی در قرآن کریم آیاتی بود که قبلنم خونده شد که ذات اقدس اله و حضرت میفهمد به این که یا فحکم بینهم و عرزنهم یا اونا رو با محکمه خود شنی ارجابده یا این که خودت حکم بکن ولی به اونا بکن فقط و به تورات فتلوهای اون کتنوم صادقی اون حرفی که من میزنم حکمی که من میکنم متابقه با تورایتونه میگه نه اون توراتی تو خوناتون قایم کردید در بیریک ببین همین حرفی که من بگم از یانه خول با اونا بگو فعتو به تورات فتلوهای اون کندم صادقی توی حضرت مختاری یا حکم کنی او عرزنهم بخشی از سوره و مبارکه معایده مربوطی به همین اهلی کتاب بود رد نسل ای کافر مستعمن باشد یعنی دولت اسلامی رو به رسومت بشناسد امن بخواهد در پناه دولت اسلامی باشد احکام خاصی خودش دو قضا دارد پردقلیر هر کدام از اینا احکامی دارن یعنی چه مدهی چه ممکن احکام اینها رو محکم قضا مبازق است به اینا بفرماند اقرار بعد حکم ابتال حکمه دیگه بعد من کشف خلاف بشه دیگه این حکمه به هم نزد یه حکم جدیدی شد مثل کشف خلاف شد دیگه بعد کشف خلاف شد حکمه جدیدی میشه دیگه نه این که او بخواد حکمه به هم بزنه یه وقت از که مدهی باید حکمه به هم بزنه یا خود منکل باید حکمه بزنه این خلاف شرع است یه وقت اینا توبه میکند و حق و رو ظاهر میشود و آخرت را از دست نمیدهد اقرار میکند این حکمه جدیدی باشد اون حکم باطل میشود یه حکمه جدیدی ساده میشود این است یه حکم صحیحی آدم بخواد بشکنند اما کشف خلاف معلومشون حکمه که واقع شده است لم یقع به معلی این حکم باطل بود پس بنابراین مدهی گاهی نمیدوند که غیر از بیینه حلف هم میتواند مشکل رو رو حل کند یا خیال بکند همه جای بیینه به شاهد کافی است و حلف لازم نیست حاکم شر باید به مدهی بفهماند که در بعض از موارد این شاهدی که تو آوردی گاهی زمین شاهدیگری لازم است یا گاهی دوز شاهد لازم است گاهی سوگن لازم است اونجای که دعوای برمید یه شاهد کافی نیست زمین های دیگر لازم است حاکم میگوید شاهد اون مید در زمان حیات خودش دین رو ادای کرده باشد در این گونه از موارد زمین کردن سوگن به شهادت شاهد لازم است اینم که ما یرجو الى المدهی در جریان مده علی اگر اقرار کردی سبت المطلوب و اگر انکار کرد سوگن یاد کرد با سبت المطلوب و اگر انکار کرد این یمین رو برگردون به مدهی مدهی یمین مردود رو حلف کرد با سبت المطلوب ترهیج و تردیل این مدهی مردود با سبت المطلوب که اهمالی در کار نیست اگر حق و ناس بود دارد اقرار میکند حاکم باید کاملا گوش بده تا محدود اقرار او مشخص بشه اما اگر حق و لا باشد در فیق آمده است که حاکم شرع اجازه ندهد که او خیلی عرددری بکند اقرار بکند من فلون کار کردم من فلون کار کردم من فلون کار کردم در حق و ناس هر چه کرد باید بگوید در باره حق و لا شایسته است که حاکم محکم جلو رو بگیرد نگذارد اقرار بکند به معاصی کرده حالا یوم القیامه حساب دیگر دارد از اینه که جلو اقرار مدعاله رو باید بگیرد فیما یرزی و اله حق الله که خیلی پرددری نشد این ها محدودی است که باید کاملا انجام میشه و اگر انجام شد خود اماره است یک نقضش حرام است حتی برخود حاکم شرکته اگر کشف خلاف شد منظورش حکم باطل است و محکمه جدیدی میخواد امثال جالب مطلب دیگران است که در روزهای اخیر گفته شد به این که همونطوری که معاملات مثل اوه و بلغود امثال جالب اینها تحبدی نیست امزاییست در غذا هم همینطور است که البیراتو عل المده ولیمین عل المنکر برای این که هم مسلمان ها اینو دارن هم غیر مسلمان ها اینو دارن قبل از پیغمبر هم بود بز پیغمبر بود ولی طبق روایاتی که در احکایفیت هو که آمده معلوم شد که هیچ کدوم از اینها امزایی نیست همش تحسیسی است زیرا بشری که قبل از اسلام بودن خب مسیحیت دارد به هودیت بود تورات انجیل بود خیلی از حرف ها را بود قبل از اینها که اینا انبیاء ابرازه میان بجور مارک ابرازه خلیل بود و ذات حدث اله همه ما مسلمان را فرزند ابرازه خلیل میدانند که ملت عبیق و ابرازه هستم ما کنم مسلمین میدانم این شرفی سی انسان ابرازه زاده است چه شرفی از این بالاتر که خدای سبحان ماها را بچه های ابرازه خلیل میدانند حالا اون سیادت مطلب نیست و این چیزی را خدایم زاده کند شما آزاده اید شما آزاده اید او با بط پرستی و برستان اونجور مبارزه کرد تو آتش رفت یعنی مثلا نکفت که من میسوزد که هرش او خواست یه باید انسان بدوند که میسوزد بگی من راضیم به سختن یا به خشتش دهد اما اون که موحده مهد از هست بگه هرش او خواست خواست بسوزم میشوزم نخواست نمیدونه بسوزم همون شما آزاده اید این دین شما را آزاده کرد ملت عبیقم ابراهیم و مثل ماکم و مسلمینیم این قهر ما اگر خیلی مثلا شرف یک چیز اشتباهشید ببینیم وقتی یه جایی رفتیم کسی گفت آه آزاده است فرزند فرون سید بزرگوار است خب یه شرفی است اما وقتی همین تأبید را زاده اردسهلاد در باره ما گفت این نهاویت بزرگواری خدا است که شما آزاده اید منلت عبیقم ابراهیم این کتاب دوستیدنی نیست این پیام خدا است صحبت خدا است میرن شما آزاده اید منلت عبیقم ابراهیم هوست Marcus و مسلمین suficiente شما آزاده اید اگر شما آزاده اید حرمتتون رو حفظ بگویید خب در جریان غذا این طور است تا انسان احکام الهی رو که انجام میدهد برامه دستورات اوناست قبل از هسته ابراهیم خب انگاه دیگه بودن ما حکم امزایی نداریم خلاصه که مثلا بگیم ایناد امزای بنای اوغلاست وقتی قرآن رو نگاه میکنیم بگیم قبل از حضور بارج عزت همین احکام هی کم بود پس است