و درود می فرستیم به روی متحر امام راه رزوان الله تعالی و گرائی می داریم سال روز قیام خونین پانزده همه خورداد رو و درود می فرستیم به همه شهده بزرگوارمون محسوسا شهده اینچنین روزی تا ساعت چهارده انشالله با شما گرامیان همراه خواهیم بود اولین برنامه مبناه هست درس کلام با توضیح توجهت الاسلام و مسلمین برنچگار که تقدیمیتون میکنه و انشالله فهرست و زمن پخش موابقی برنامه ها رو در فرصت آیاتی ارز خواهم کرد یا من یعلم ما بی غمیری یا مالک امری و مصیری اگر خدا فعلش قایت نداشته باشه غرز نداشته باشه عبثه و عبث کنه و از دقا میگیم افقال خوب و بد دارن افقال خوب و بد دارن ادل بگیم خدا هم کار بردن و سبحانه که راجب این اجماع صحبت بکنیم ادل مهمترین دلالشون رو برسی کنیم اولین آیه به اصطلاح آیه سبیل المؤمنین بود که خب اونجا میگفت که مثلا کسانی که با در اون آیه با پیانبر دشمنین میکنند و از غیر سبیل مؤمنین تبعیت میکنند به اونها وعده جهنم و مجازات و اینا داره شده بود خب ما گفتیم بحث کردیم که این آیه اصلا دلالت بر اجماع نداره و عرض خدمت شما که احتمالات دیگری در آیه هست که مهمترین احتمال اینه که سبیل مؤمنین همون سبیل یعنی بلا فاصله بعد از پیانبر اومده یعنی سبیل پیروی از پیانبر و حمایت از پیانبر این مهمترین اشکال بود که اصلا آیه محضور این نیست که مثلا همه مسلمان درست میگن یا مثلا منظور از سبیل مؤمنین یعنی نه منظور اون به وصف ایمان یعنی سبیل مؤمنین نه یعنی مسلمان یعنی مؤمنین به وصف ایمان یعنی اونهایی که پیانبر تبعیت میکنن حالا بعضی هم گفتن یا حمایت میکنن یا هر دو مهمترین اشکال بود و چند تا اشکال دیگر مطرح کردیم بعد گفتیم که شیخ توسید هشتا اشکال گرفته از اون هشتا فکر میکنم آره پنشتاشو گفتیم حالا اصل اشکال همون اشکال اول بود نیازی به این اشکالات نیست ولی خب حالا دیگه گفتیم اینم بگیم پنشتاشو گفتیم به این ستای باقی مانده هم یه اشاره بکنیم بعد برسیم به آیه دوم شیشوم این اشکال که ایشون فرماید اینه که منظور از المؤمنین یا اونایی هن که پیانبر رو فقط تصدیق کردن یا اونایی که نه مستحق ثواب هن به اصطلاح از این جهت داره معطی میکنه و میگه مخالفت با این سبیل این ها نشه خب اون شقه اول که درست نیست چون صرف تصدیق که مخالفت با اونها که به اصطلاح وعده عذاب داده نمیشه بنابراین باید بگیم که نه اونایی که هم تصدیق کردن هم کارایی کردن که مستحق مدح و سنا و ثواب و این ها هستن نه مثلا منافقین چون توی امت کسانی هم هستن که گناه میکنن مثلا منافقن بنابراین اون معناک نیست که اونا میگن همه مسلمون ها اگر اجماع کردن اینایی هم که مستحق ثواب هن اگر این منظور باشه خب اینا کی ها هستن ؟ اگر ما میتونیم دقیق بگیم که اینا کی ها هستن که باید بگیم مثلا اینا اگر اجماع کردن قبوله و عرض به خدمت شما اینا در سر تا سر آرم پخشن اینا رو ما اصلا از کجا بشناسیم کی ها هستن که مورد تاییدن اگرم بگیم نه اینا نیستن یه افراد خاصی هن خب اون افراد خاصی کی هن ما اتفاقا همینو میگیم ما میگیم افراد خاصی منظور هن که اونا محسومان هن که با اونا نباید مخالفت کرد نه با مجموع یا بلد همشون یا تک تکشون نه اینا هستن پس اگر همه مسلمان رو بگیم حتی اونایی که منافق هن گناهکار هن خب این که معنا نداره که بگیم خدا میگه که با اینا مخالفت نکنید پس باید بگیم که نه اونایی که مورد تایید هن کارشون درست خب اون کارشون درسته کی هستن ابهام داره پس باید بگیم یه گروه خاصی هم ما اتفاقا همینو میگیم اونا اهل بهترن محسوم هن با اونا نباید مخالفت کرد چرا رفته به اجماع داره اشکال هفته ما همه این اشکالات رو هم بذاریم کنار میگیم آیه میگه که در واقع از مسیر مومنین به اصطلاح تبعیت بکنیم ما دلیل خاص داریم که منظور از این مومنین اهل بهترن چهاتش همینه که اینا محسوم هن دلیل خاص داریم که اشکال آخری هشتم که شیخ توسی مطرح میکنه اینگه احتمال همینه که این دوتا با هم باشه یعنی دشمنی با پیانبر و پیروی از غیر سویل مومنین این دو با هم مستحق از آبه که مثلا یعنی در واقع این دو با هم ارتباط دارن حالت این احتمال به همون اشکال اول میتونه به یه صورتی نزدیک باشه چون اونجا ما گفتیم سبیل مومنین یعنی سبیل مومنین یعنی مومنین واقعا یعنی به وصف ایمان اونا هم کسانی هنگه پیروی پیانبر پس در واقع به یه معنا بر میگرده به همون پیانبر نه مستقل از پیانبر به هر حال اگر این اشکال ها رو هم در نظر نگیریم حد دقل اشکالی که بگیم آیه مناش معلوم نیست مجمله که این احتماله یا اون احتماله و در مسئله که حالا در یه فتوای معمولی هم نمیمیشه به یه آیه یا روایت استنادگرد که چند تا احتماله و مثلا هیچ کدوم متعین نیست حالا ما که به نظر ما متعین همون احتمالی که خودمون دادیم گفتیم اون ظاهر آیه است حالا به فرضم بگیم نه اون ظاهر نیست همه این احتمالات وجود داره خب پس آیه مجمله و نمیشه بهش استنادگرد برای یه فتوای چرا سد به این که بخواییم یه منبعی رو اثبات کنیم در کنار قرآن و اهل بیت و عقل که اون بشه منبعی برای صدها فتوایی این اشکال البته به همه استدلال ها قابل تر هست که حالا ما میگیم اینه به این دریل به این دریل شما میگید اونه ما حرف خودمون رو اثبات میکنیم حالا به فرضم نتونیم اثبات کنیم لاقل دوتا احتمال هست و برای اثبات یا همچین مسئله مهم باید یه دریل قاطعی داشته باشیم و این در واقع آیه آیه قاطعی نیست خب حالا این تتمه بحث جلسه قبل بود که وقت نرسید که بگیم اما بحث امروز آیه دومون آیه دومون معروف هست به آیه امت وسط که حالا خیلی هم بینی مفهص دارین بحث هست در مورد این آیه این آیه به این صورت هست گعوض به الله من شیطان رجیم و کذالک جعلناکم امتن وسطا لتکون شهدا علناس و یکون رسول علیکم شهیدا خب اهل سند یکی از مهمترین آیاتی که بهش استعمال میکنن برای اثبات حجیت اجماعی این آیه است و البته تقریرهایی برای این مطلب بیان شده که حالا دوتا تقریر مهمش اینه تقریر اول اینه که معنای وسط یعنی عدل وسط بودن یعنی فلانی وسطه یعنی عادله یعنی در راقع بین افراد و تفرید وسطه بینه چون وسط اصل معناش که وسط یعنی بین دو چیز قرار گرفته حالا به این مناسبت که مثلا بین افراد و تفرید اون اعتدال وسط مثلا به عدلم اطلاع میشه بنابراین امت پیانبر اینا عادل هستن وقتی عادل شدن حرفشون حجته و بنابراین اگر در یک مسئله همه با هم اتفاق نظر بکنن حرفشون حجیت داره چون آیه میگه اینا شما امت وسطید امت وسطید یعنی امت عادلید امت عادل هستن حرفشون اتباده حالا عبارتشونو میخونم مثلا عرض به خدمت شما آمدی آمدی اینجوری میگه میگه وصف الامه به کونه هم وسط هم و الوسط و و العدل و یدل علیه نصف اللغت چرا وسط منه عدل هم نصف داریم هم لغت اما نصف فغلو تالا قال اوسطهم علم اغل لکم که مثلا اینجا منظور از اون اوسط مثلا معادل بوده ای عدل هم و قال علیه السلام خیر الامور اوساطها خیر الامور اوساطها یعنی اون عدالتی که افراد تفرید نماشی و امن لغه فغلو شاعر هم وسط هم یرزل انام به حکمه ازا نزلت اهدل لیالی به مازمه این منظور وسط هم یعنی ای عدل هم هم وسط هم یعنی هم عدل هم تو شهر اومده پس بگیم وسط یعنی عدل تو لغت هم اومده و مثلا تو روایت تو این آیه هم بگیم حالا این رو کار نداریم فرض میگیریم این رو و وچول احتجاج بالآیه حالا اگه این وسط به من عدالت بشه چه ربطی داره به اجمع اناهو عدله هم و جعله هم حجتن انناس فی قبول اقواله اینا رو در باب خدا عدل حساب کرده چون اومد وسط وسط هم یعنی این رو و اینا رو حجت قرار داده در این که حرفاشون رو قبول بکنیم چنان که جعله رسول حجتن علینا چنان که پیانبر خدا حجت قرار داده فی قبول قولهی علینا که ما باید قولش عمل بکنیم انجام بدیم قبول بکنیم حجت بودن اجماع اومد یعنی هرچی گفتن ما باید بپذیریم خب این یه تقریر که وسط رو به معنایی عدل گرفته تقریر دوم اینه که وسط رو به معنایی خوب بودن و بهترین بودن و ممتاز بودن و اینا میگیره نه عدالت که حالا عدالت هم بخشی از اون میشه که اینا گفتن که خب وقتی این اومد ممتاز شد بهترین اومد شد اینا معنا نداره که اجماع بکنن همشون همشون اجماع بکنن برای یه حرف غلط این که ممتاز نشون این چه اومد و ممتازیه پس پناه برنی هر وقت اجماع کردن همشون یه حرف سدن حرفشون معتوره ابا روسین بسیاری اینجوری میگه ول وسط من کل شه این خیارمون وسط شه یعنی بهترینشه ول حکیم لایخ برا به خیلیت قومن لیشهدو و هووه آلمون به انده هم کلهم یقدمون علا کبیرتن فی تلک الهال معنا نداره که خدایی که حکیمه بگه اینا بهترینن در حالی که اینا گناهانی کبیره بکنن فی تلک الهال فی ما یشدون بهی بلای جوز و ظالک ازا علم انه هم یقدمون فی ما یشدون بهی علا قبیر معنا نداره که خدایی که اینا گناهکارن و سقیر کبیره و اینا سقیره انجام میدن بگه این وسط بهترین و حرفشون معتبره مثلا فسحه انما شهرو بهی انهو مندین فقهوهی و ثواب پس اینا رو تحریف کرد میدونسته که چون اینا حرف بی خود نویزنن حل وقت نباته به شرط که هر راه با هم بگن یه حرفی نه اینکه این یه چیزی بگه اون یه چیزی بگه نه اجما یعنی فرض ما الان اینه که اجمای همه اجما شما خطا نمیده اگه میرفت خدا نمیگفت که اینا امت وسط هستن در حالی که میدونه که اینا خطا میخوان بکنن پس خدا علم داشته نسبت به آینده که اینا خطا نمی کنن اتفاق بر خطا نمی کنن گفته اینا بهترین امت هستن پس ببین خلاصه اون شخص هسته استدلال که اینا میگن خداوند امت رو به حالا آدل بودن تبای تقریر اول یا بهترین بودن تبای تقریر دوم توصیف کرده لازمش اینه چون خدا علم داره نسبت به آینده پس خدا میدونسته که اینا اجتماع بر و اجتماع نمی کنن لازم گفته که اینا یعنی ببینیم در واقع یه جور اسمت رو میخوان برای اجماع اثبات بکنن یه جور اسمت رو یعنی در واقع ما اون چیزی که برای اهل وید میگیم اصرومان اونو همونو برای امت برای اجماع میخوان بگن و علاش خب آدل هست آدل مگه اجتماع نمی کنن استدلالشون تمام نیست دیگه ظاهرش روشنده اصلا آدم های خوبی هستن خب اونو اجتماع نمی کنن شروع رفته داره آدم خوب بودن یا آدل بودن که دلیل نمیشه که اجتماع نمی کنن آدل هم هستن آدم خوبی یعنی میخوان بگن که چون خدا اینا رو اینجوری تعریف کرده به عداله یعنی اینا بدل ما رو میزنن دیگه مثلا ما میگیم حیخمبر امیرالومی رو تعریف کرده خب اگه میدونست امیرالومی نیم در آینده خطاب میکنه اینقدر تعریف تبجید نمی کرد یعنی این داشته پیغمبر نصات آینده اینا میاد بدل اینا برای اجتماع درست میکنن اجتماع امت یه نوع اسمت درمو بودن برای صحابه همینجوریه دیگه برای صحابه هم که گفتم یه جور اسمت دیگه میخوان برای صحابه بگن وقتی ما میگیم اسمت قبول نمی کنم و برای صحابه که تا دیروز مشرک بودن حالا مسلمان شدن همون اسمت رو اثبات میکنن بدون هیچ دریلی یعنی فقط مثلا با اینجور استدلال خب ارز به خدمت شما که استدلال به این آیه خب متوقفه بر این که خیلی چیزا چندین چیز باید اثبات بشه اینجا اولا که باید اثبات بشه که آیه در صدد توصیف همه امت نه مثلا چند نفر به قول آقا فرمود که به حضرت ابراهیم هم امت گفتن شاید مذرون یه نفره یه گروهه نه همه نکته دومی که مراد از وسط این باشه که اینا آدل هن یا بهترین هن نکته ثومی که لازمه آدل و بهترین بودن اینه که اینا اشتباه نکنن اینا هیچوقت اشتباه نکنن ناقل اونجایی که با همه اجمان بودن نکته چارومی که این آیه در مقام بیان پذیریشی شهادت اونا در دنیاست نه در آخرت نکته پنجوم اینه که لازمه توصیف به این امور که اینا آدلند و اینا اینه که شهادت اونا را تو همه افعال و اقوال اونا را بپذیریم در همه همه مقام خب این حالا چند تا نکته نقده ای که شده تقریبا به این استدلال هر کدوم در واقع ناظره به یکی از این نکاته در واقع میخوام بگن که این استدلال تمام نیست مثلا یه اشکال مثلا به اون نکته اشاره داره استدلال به این به این مقدماتی که باید اینا تمام بشه تا استدلال اونا تمام بشه این مقدمات این فلاسفه تحریری وقتی استدلال یه کسی یه حرفی میزنه در میارن میگن این حرف پنج تا توش ادعا هست این پنج تا باید درست باشه تا این استدلال این سغرا کبرا که ما میگیم نتیجه اینا در میارن که از این سغرا کبرا توش چند تا پیش فرس هست مثلا پنج تا باید میگن هر پنج تا رو جدا جدا بررسی بکنیم اینجا هم در واقع به همین صورت اشکال اول اینه که اصلا فرض کنیم مراد از وسط آدل بودن یا من چند تا اشکال مهم رو میگم بعد یه فهرستی از اشکالات رو هم که دیگران گفتن عرض میکنن فعلا اون چند تایی مهم تر رو عرض میکنن خب فرض کنیم که مراد از وسط آدل بودنه یا بهترین بودنه اگه ما این فرض رو بکنیم بر اساس این تفسیر که این نظریه رو ما بگیم که وسط یعنی آدل و بهترین خب ما نمیتونیم بگیم منظور همه امت هم چرا؟ چون خود این تفسیر اگر درست باشه قرینه از که منظور همه امت نیست چرا؟ چون که هم این نتیجه که همه امت آدل و بهترینن هم با واقعیت نمیسازه هم با آیات و قرآن با واقعیت نمیسازه که ما میبینیم در بین این امت چقدر انسانهای جنایتکار، گناهکار، منافقین بلاخره منافقین هم جز این امت بیانبر اصاب میشدن تو جنگ ها میومدن گاهی خیانت میگرن گاهی بودن، گاهی نبودن و افراد مختلف آیات و قرآن رو هم نگاه بکنیم که اینقدر انتقاد میکنه از مسلمان ها چرا اینجوری میکنن مثلا این آیه سمع و رسن کتاب اللذین استفعی نامن عبادنا فمنهم ظالمون لنفسه ومنهم مختصدون ومنهم سابقون بلخیران به ازن الله ظالمون لنفسه یعنی داره به اینجاد تصریح میکنه که گروهی از این امت ظالم هست یا آیات دیگه تعابیری مثلا داره راجب اینا چرا فکر نمی کنن، اینا چرا سپاسگزار نیستن اینا چرا از حق کراحت دارن و انتقاد هایی که میکنه از امت پیانبر و ناخرسندیشون نسات بعضی مسلمان ها ابراز گرده، بعضی ها رو فاسق گونسته آیات قرآن که هست برخور بنابراین بنابراین قطعا اگر منظوره از وسط یعنی آدل و بهترین همه مردم آدل و بهترین نیستن حقیقه دارده خود پیانبر دیگه فرق ناجیه و فلان و اینکه ارتدن ناس بعد چی به سلان ستون نمیدون هم ستون چی تعابیر زیادی از آیات روایات که مزمت میکنه یعنی این نیست که همه مسلمان مومنین مثلا امت مومنی امت به همین معنایی که میگیم آدم های خوبیند و کارشون درست و اینا اگه این منظور باشه خود این قرینه هست خود این قرینه چون ما بلوجده میابیم که همه مسلمان آدل نیستن بلوجده میابیم که این همه مسلمان عرض به خدمت بهترین نیستن ممتاز نیستن بلوجده اینو میابیم تازه اون رؤس هاشون که خلفای بنی امیو و بنی امیو و بنی عباس بودن این وضع شوند جنایتکارانی بودن که چقدر آدم میکشتن چقدر چی میکردن اینا بهترین هستن شیخ توسیح همین اشکار رو مطرح کرده به این صورت که یا مراد از امتی که شما میگید اینجا تفسیر میکنید همه امت در این آیه حالا که مورد بحثه یا منظور همه امت یا بعضی امت رسم اول که بلوجدان باطل که همه چون شکی نیست که توی این جایی دادل هم، یه فاسق هم یه ظالم هم، همه جور هست در این امتی که ما امت فعلا به این مناه اومی گرفتیم همه موسلم اگه بگید بعض خود اینم دو جوره یا این بعض اونایی هن که مستحق سواب هن یا نه بعضی از اونایی که مستحق سواب هن یعنی یا اونایی که خیلی خوب هن و کار خوب میکنن یا بعضی از اینا، باز خواستر از این قسم اول یعنی قسم اول از قسم دوم اون قسم اول که همه که فیل وجدان درست دارید قسم دوم این که بعض اون بعض هم یعنی خوب ها خب این عرض به خدمت شما که اگه این باشه آیه هیچ دلالتی نداره بر این مسئله که این مثلا همه اون کسان که هیچ سراحت عملتی نداره حالا یه چیز عملتی میشه اینجا اضافه گرد حالا اونا کیا هستن حالا اینو ظاهران اینجا نگفته شد مثلا حبارت شدن و اگر بگید که نه این نه بعضی از اون خوبان ما میگیم اتفاق همین درسته و منظور آیه هم همون بعضی از اون خوبان هم که هیچ فرختم اشتباه نمی کنن لذا حرفشون حجته و اونا همون معصومون دسته عبارتشو ببینید این که گفتیم همینه مخالفین همینو قبول دارن که بین مردم همه جور هست ظالم هم هست آدلم هست بس این قطعا منظور نیست به این کانه اراد بعضها بعض را اراده کرده برلم یخلو ظالک الباز ان یکونه جمیل مومنین المستقیل سواب و یکونه بعضون منهم غیر معین فا این کانه الول که جمیل مومنین مستقیل سواب و مثلا مطهوین ها فلا دلاله تو جبه امومها فلکل دلالت ما اینجا سراحتی نداریم که منظور همه این خوبا منظور باشه از کجا معلوم که همه خوبا را میگه یا بعض خوبا را میگه دلیلی ما نداریم لانهو لا لفظها هونا من الالفاز لطی تدلی یا تدلاله الاموم کما هوه فل آیت المتقدمه به این کانه المراد بعضا معینه اگه شما بگید منظور بعض معینه خرجت ال آیه من انتکونه فیها دلالتون لخصومنا علال خلاف بیننا و بینهم دیگه این آیه دلالتی بر اون اجماعی که اونا میگن که ما با هم اختلاف داریم روش نداره ولم یکون بعض المومنین و ان یخت از این تناوله ها لهو اولا من بعض حالا اون بعض اینان اونا هن ترجیهشون چیه چرا اونا هن چرا اینان نیستن فساقلنا ان نقده پس حالا که معلوم نیست پس ما میتونیم نقصرها علال ایم اینا منحصر بدونیم در اون قدر متعقن وقتی ما معلوم نیست قدر متعقن رو اخص میکنیم علال ایم من آل محمد علیه السلام و یکون قولنا اصبت فلایه من کل قوم قول این قول ما بهتره قول چون اون اموم که نمیتونه باشه خوبا هم در حالتی نداره بعضی از اون خوبا هم کدوم خوبا قدر متعقن اینه و اینا هم هستن که معصومن و اینا هم هستن که هیچا ها اشتباه نمی کنن و اینا هستن که هرچی بگن درسته علامه هلی میگه ال آیه متروکه تو ظاهر لعن وصف الامه بالعداله یقت از ای اتصاف کل واحدم به ها و همه معلوم البطلا ای این ظاهر آیه هست قطعا این ظاهر منظور نیست چون معلوم البطلا نیست فی احملو عل البز و حوال معصوم بز اون بز قدر متعقن هم معصومه غیر معصوم اما دلیل نداریم حالا من عبارت ها اینجا زیاده این صاحب مواهب الرحمن آیت الله مصروی سرزواری هم بازی عبارتی داره که اونو دیگه نمی کنم بعضی ها این اشکاله گرفتن این اشکاله اول که پس منظور از این وسط فرض میکنیم هم ادالت و ایناست منظور از وسط عموم نمیتونه باشه خاصم معلوم نیست دلالتی هم نداریم که بگیم همه اونایی که کار خوب میکنن قدر متعقن احل بیت هست و ما دلیل هم داریم که احل بیت هست چون در مورد احل بیت این درسته یعنی در واقع ما میتونیم بگیم هرچی اونا بگن درسته همونی که شما میخوایید این اشکاله اول اشکاله دوم که مهمتره اینه که اصلا شما به ادامه آیه توجه نمیکنید اینو برای چی گفته خدا وسط که چی بشه ادامه آیه چی میگه میگه که به خاطر این که لتکونو یعنی در واقع دوتا عبارت و کزاله که جعلناکو امتن وسطا یک چرا لام لام برای چی میاد اینجا لام برای علت غایی برای غرز لتکونو شهده الان ناست برای کیا همه امت وسط شهید باشن بر مردم و یکون رسول علیکم شهیده و پیانبرم بر اینا شهید باشه ما باید ببینیم که ارتباط این چیه خب ببینید معنای روغوی وسط یعنی وسط یعنی بین دو چیز این کلی لغت شناسان هم میگم گفتم وسط یعنی وسط بینی اما وسط بینی چی و چی اینو باید بر اساس ادامه های تفسیر کنیم بگیم ببینیم وسط بینی چی و چیه که و چه معنایی از وسط ما باید اعلای بدیم که نتیجه بده این دو شهادت رو شهادت هم دوتا معنا داره یکی این که دیدن یک چیزی شاهده یعنی دیده حقائق رو دیده معنای دوبه میشاهدم یعنی میاد تو مثلا محکم جایی میگه این این کاره کرد هر دو به معنای شهادت داد یعنی همون دیدن و اون واقعیت هم کسی که مثلا میاد تو دادگاه شهادت میده بر علیه کسی یا به نفع کسی این یه مقدمه هم داره که اون واقعیت شاهده یعنی شاهده دیده شهادت میده حالا بر علیهش یا به نفعش در دادگاه هر دو منظور هست و این قطعا راجب همه امت صدخونی میکنه و این قطعا فقط و فقط راجب اهل بهت صدخونی میکنه چون اونا هستن که علماغایی دارن هم به ظاهر هم به باطن اونم نه فقط افراد همعصر خودشون آیندگان هم خود شهادت بده در روز قیام فقط برای همعصرش نمیخواد شهادت بده برای همه امت میخواد شهادت بده برای همه مسلمان پس یه همچه علمی باید داشته باشن اسمت هم اشتباه نباید بکنن خب وقتعایی همه امت نیست و نه بسط به اون معناست نه امت به این معناست این غیر از بر معصوم بر هیچ کسی دیگه تطبیق نمیده که این علماغایی و اسمتی داشته باشه که بتونه روز قیامت شهادت بده و البته پیانبرم بر اونها شهادت بده که بله اینه آدم های