امتحان اول که این بود که رها بکنه بره امتحان دوم شروع شد امتحان دوم این که حضرت ابراهیم برای که ثابت بکند که هیچ القه و تعلق و وابستگی نداره این دومی شروع میشه دومی از این جهت هست که باید فرزندش رو بیاره زب کند خواب دید یه شب خوابشه دید اون وقت دوباره در خواب چند بار چند شب این رو تو خواب دید و در نتیجه مهمور شد که فرمید که از طرف خدا هست خدا میتونست در ایان این رو بیان بکند خواست بگد که خواب یه پیغمبر مثل ایان پیغمبر هیچ تفاوتی نداره اون حسابشون جدا هست با ما حسابشون جدا هست در این صورت برزده ابراهیم گفت که من میخوام فرزند رو ببرم به مهمانی به فرزند رو رسیدگی کن تا من ببرم به مهمانی اون وقت حضرت حاجر هم آمده کرد و حضرت ابراهیم برگشت گفت که یه چاو هم به من بده ده کلومت فاصله داره مناب و مکه در جلوی چشمان مادر نمیشه این کاره کرد این کار فقط محسوسه سیده شوند میگن عبدالله حسن سینه سیده شدا بود که وقتی شمشورو آوردن پایین تف بود دیگه دستش آورد بالا در سینه سیده شدا دستش دهد شد اون تیری که هر مره زد تیر نب و شمشیر بود چون در حالت از خلط هلوزونه بلوزون بود یه آقای بود میگفت من روزه علی از خیل نمیخونم چون این مو از ما خانستان خدشانت میگی گفت که یه چابه هم به آمده ده گفت میری مهمانی مهمانی وصله چابه ازم بخوایی این فصله چه برناداره اومد حضرت ابراهیم شیش تالشه تاره بیشترست حدا فرزندشتو میخواد ببرد بر بانگاه اهل فن میدونن که حضرت ابراهیم شاید ارتعاش داشت اهل فن میدونن که حضرت ابراهیم شاید ارتعاش داشت باید از عظمت خدا بالاست یعنی شهده هایی که جهان خودشون را از دست دادن بالاتن ارتعاششون بود که خدا یا راضی شدی دیگه بالاتن جهان ظرف تمام تصرفات است جهانم رو دادم تمام تصرفاتم رو دادم حضرت ابراهیم در آج توحید خدا میداند که چه ارتعاشی داشت که برای خدا داره قربانی اون برای در هر صورت حضرت اسماییل که خلقن و خلقن یک شخصیت بسیار استثنائی بود خدا انایات خاصی کرده به حضرت اسماییل همچنین شخصیت که آسمانی حالا میخواد ببرد زب خیلی نگران شد حضرت حاجر این موفقیت سه زل داره یکی فرزنده یکی همسره یکی هم ابراهیم شیطان هم سراغ فرزند رفت هم سراغ حاجر رفت هم سراغ ابراهیم رفت ببینی چه خانواده ای داشته نه همسر مردود شد نه فرزند مردود شد سه بار سه تا سنگ میزنند یک بار برنه که رفت سراغ اسماییل گناه تو چی؟ سر تو چرا میبره؟ هی داده میداد که حضرت اسماییل با سنگ تردش کرد شیطان رو اونوقت رفت سراغ حضرت حاجر که حاجر رو گفت که این فرزند دلمند تو علت این که داخل مطاف است اسماییل و حاجر داخل مطاف چون رکن اصلی موفقیت حضرت ابراهیم است دیدون نفر باید داخل مطاف باشند اونوقت سه تا سنگ اینجا میزنند که قصه ش باز دوست یک بار به نیت پدر میزنند حاجر یک بار به نیت پسر میزنند یک بار به نیت مادر هر دو ابراهیم رو کمکش کردند طبیعی است که اگه همکاری نمی کردند معمولیت به جایی نبیرسید سنگ زدن جز مناسق ماست جز اعتقادات ماست یعنی نشان از این است که توی ما در زندگی با شیطنت کار ندارید شیطنت نزدیک شما بشه لازم است قلب سنگ بشه یک سنگ ریزه کچیکم باشه اینجوری اینجوری به اندازه کافستون سمبول است یعنی نمادی است از اینکه شما میخواد تبری از شیطنت از شیطان داشته باشه در زندگی خودتون شیاطنی دارید اینکه شیاطنی کار با تو کاری نیست من از جنهه بندان شیاطین ای که از جنهه بندان اونوقت حضرت ابراهیم در اینجای کار بسیار بسیار بزرگی انجام داد به صورت یک پیرمردی اومد سراغ حضرت ابراهیم گفت سبحانالله میخوای فرزندت دذب کنی؟ به اندازه یک چشم زدن نافرمانی خدا را نکرده یک محسن کامله حضرت گفت خدا با نه دستور داده است گفت این طور نیست این فرمان شیطانه حضرت ابراهیم حسبانی شد گفت وای بر تو کسی که منه به مقام نبو وقت رسنده ای کارد معمولیت به من داده است اونوقت اون پیرمرد که شیطان بود باز تکرد را کرد حضرت ابراهیم فرن شناخت و پاز تردش کرد اونوقت تمام موانعه که برطرف شد خنجر رو روزاشت بکرد و به حضرت اسمایل یه بار کشید کار نکرد دو بار کشید کار نکرد زه بار ناراض شد شمشیر رو خنجر رو پرد کرد داخل سنگ رفت تحجب کرد سنگه میبره گوشته نمیبره این بار خود خنجر حرف زد گفت ال خلیلو یعمرونی ول جلیلو ی انهانی ببینی همش تویید است خلیل میگه ببر ولی جلیل میگه نبر اگر تیر عالم به جنبت زجای نبر رد بگی تا نخواهد خدای تا نباشد امر حق حاجی زمانی حاجی است که این اعتقاد تویید رو بگیره برگرده آتشی که برای ابراهیم برد و سلام میشه و نمیسوزونه و کار دیگه نمیبره چون او نمیخواهد در اون سندش برزد بچه دار میشه امام رزا وقتی برمیگشت از هج گفت اینی انقلبو الا اله الا اله من برمیگردم اما با تویید برمیگردم اونوقت حالا دیگه توفرست نشد که خدای متعال برمیگردم از این اما بعد از اون گفت که اینی جایر کلنه است اماما حالا دیگه حایز شراحت شدی میخواستم یه قضیه رو براتون بگم که دیگه فرصت نشد پلاهر حاجر با نگرانی نگاه میکرد که چی میشه بچه من رو برد برنم با خنجر برد هفتار و دو قربانی رو بردید یکی برمیگرد حضرت لیلا هم نگاه میکرد که اکبر همچین میشه یک وقت چه اهلی اکبری چه قربانی چه قربانی هشتم زده حج جنید دیدوست حج رو گذاشت همه رو گفت تبدیل به عمره کرد گفت حج شما امروز در کربلا هست ما باید بریم کربلا ای خدا ای خدا چه مقامی داشت حضرت سیدو شدا چه امتحانی داد از سیدو شدا اگه با یه امتحان حضرت ابراهیم ابراهیم بشه با هفته و دو گربانی عزیزترین دربندهای خودش رو فدا بکنه اون وقت چه مقامی پیش خدا داره قدر زیانت سیدو شدا ارزدم رو سیدو شدا رو گفت یه من مرنجه شیخ چرا که بعد تو کردی او به جا آورد آه خیلی ممنونم و تشکرم خدا انشالله خیلیتون بده خوشبال حاجی ها خوشبال ظاهرین سیدو شدا اله هایی که هم زیارت حضرت نصیبتون بشه انشالله که شما ظاهر بیتالله هرام بشید چه عمره چه تمتو و بریم اونجا و از نزدیک با این مناسق یاد نکتای حاجای عاملی بیافتیم و انشالله دعاشون بکنیم نکتای خوبی رو شنیدیم خدا انشالله حفظتون بکنیم آداب فرمایید وقت نداریم باید خداحافظیم اسماللها رحمه را رخیم آمینی آعوذ بکن من انقضا المده قبل التعهب والعوده از بهترین دعاه هست مقصد امروز که روز استجابه دعاه هست این هتمن از خدا بگیرن عزیزان با اصرار با ارحاخ دره که کم بار بزنی باز میشه یعنی خدای به تو پناه میبرن قبل از اینکه عده داشته باشم تعهد داشته باشم آمادگی داشته باشم که سوالت تو را جواب بدن من از دنیا برم چه دعای خوبیه؟ این دعا در راه که هزاران خرابی درست کردن و درست هم نکردن بهترین دعاست که نتنا در روز عرفه همیشه بهش مدابمت داشته باشیم انشاله در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید و با دل و جان کبوتر دل مور راهی کربلا میکنیم السلام غلیقه یا عبا عبدالله وعلى الارواح التي حددت بفناه عليك منی سلام الله سلام الله سلام رART سلام حسین همه را قدر شده سلام رвар سلام علان ها قرار دهنده سلام حسین 위نا سلام. وعلا الحسین وعلا علی ابن الحسین وعلا اولاد الحسین وعلا اصحاب الحسین حسین حسین حسین حسین غریبا حسین حسین حسین حسین شهیدا بسم الله الرحمن الرحیم سلام علی یاسی السلام علیک یادای الله یادای الله ربانی آیات السلام علیک یا باب الله و دیان دین السلام علیک یا خلیفت الله و ناصر حق السلام علیک یا حجت الله و دلیل ارادت السلام علیک یا تالیه کتاب الله و ترجمان السلام علیک یادای الله نیمانا الیک و اطراف نهاره السلام علیک یا بقیت الله في ارده السلام علیک یا بقیت الله في ارده السلام علیکم یا میتاق الله الذي أخذه و بكده السلام علیکم یا بعد الله الذي زمنا السلام علیکم یا ایوالعلم المنسو والعلم المسبوب والغوث والرحمت الواسع وعدان غیر مکذوب السلام علیکم یا حین تقوم السلام علیکم یا حین تقوم السلام علیکم حین تقرع و تبید السلام علیکم حین تسلیم و تغنو السلام علیکم حین ترکع و تسجو سلام بر تو آقا انگامی که نماز میخانی سلام بر تو آقا در حال رکوع و سجده السلام علیکم حین تو حلل و تو کبیر السلام علیکم حین ترکع و ترکع و سجده سلام علیکم حین ترکع و ترکع و سجده سلام علیکم حین ترکع و ترکع و سجده سلام علیکم حین نور سفر حین ترکع و ترکع و سجده سلام علیکم حین ترکع و ترکع و سجده سلام علیکم حین ترکع و ترکع و سجده سلام علیکم مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من مولای من درست دارم بجز این قلب سیاه دل من است و حسین قدری دوا می خواهد روزه ی آب و اتش گرچه ملوله است ولی دل بشکسته و سد شور و نوا می خواهد شب جمعه شد و مادر به حرم آمده است وا که این سحن عجب حال و هوا می خواهد آخرین قرغ گنه را چه به این حال و هوا دل من جرعی از آب شفا می خواهد کهی شود قسمت من هم بشود کرب و بلا دل مطر حرم شاه ولا می خواهد شرمندگان عزیز رادیو معرف برامه هم نشانیده شب جمعه شد و مادر به حرم آمده است شب جمعه شد و مادر به حرم شفا می خواهد شب جمعه شد و مادر به حرم شفا می خواهد شب جمعه شد و مادر به حرم شفا می خواهد شب جمعه شد و مادر به حرم شفا می خواهد شب جمعه شد و مادر به حرم شفا می خواهد شب جمعه شد و مادر به حرم شفا می خواهد شب جمعه شد و مادر به حرم شفا می خواهد شب جمعه شد و مادر به حرم شفا می خواهد شب جمعه شد و مادر به حرم شفا می خواهد