بر باشد و عرض که اینجا مطهش شد و کلی باشد و جزئی و علم باشد و معلوم هر ستا این اشکال را یک جام ذکر کرده و جوابی داده که هر ستا را حل بکنه ایشون در مقام دفع این اشکال اینجور گفته انا ازا تصورنن اشیا یحصل و اندنا امران وقتی ما تصور چیزی را میکنیم در واقع دو چیز در برای ما حاصل میشه احده ما موجودن فزه چیزی در ذهن ما تحقق ایدامی کنه بعد خواهند گفت که و هو و غیر حالن فزه نه این که حال باشد و ذهن بشود موضوع برای او بله بله صورت معقولم را مجرد بینم اما اینش چطور چطور در ذهن هست امیدواریم خب دیگه میگم ما اینجور فرض میکنیم یعنی برای اینکه خلاص بسیار از اینشکال اینجور میگیم میگم چیزیست موجوده در ذهن اما موجوده مجردیست میگیم از اینکه آب تردیلیوان هست لزومی نداره مکان میگم شبیه مکان هست میگم اونچنان که چیزی میگه در مکان هست یا در زمان هست از اون جهتی که حال درش نیست مثل شما نمیگید مثلا اگل در آلم ملکوت موجود هست این در آلم ملکوت موجود هست برای این نیست که اون آلم ملکوت یه زرف یک محلیست که حلول دارد درم یک زرفگونه یفرض میشه این هم یه همچین چیز در نفس ما هم که موجوده شبیه این هست که میگیم در فران swampی موجود هست این هم در نفس موجوده این یه چیزیست که در نفس ما موجوده ولی این حاله حال در نفس نیست و نائت نمیشه وجود نعتی در صورتیست که حال در ماده هست یا عرضیست که حال در موضوع هست این دوتا نائت هستند ولی وقتی حلول نداشته باشه نائت هم نیست بل حاصلانفی حصول شیف زمان و مکان اونچنان که میگیم چیزی در جایی هست یا در زمانی هست معناش نیست که حال در روح هست اینجا همینطوره حاصلانفی نفس لا حالانفی نفس این یک چیزه نائت هم میشه به صورت حال خون حلول نمی کند به عنوان یک عمر نائت در حالی که نائت هست برد این یک چیز ثانیه ما موجودن فی الخارج این موجودن فی ذهن بود دومی نمیگیم در ذهن موجود هست و ذهن ظرفیتی داره نسبت به اون بلکه از ذهن یک عمر خارجی هست یک وجود خارجی هست اینم میگه عمر خارجی هست درش ترخ با پیدا کنیم یعنی به لحاظ وجود خارجی بهش نگاه میکنیم میگیم یک عمر خارجی هست پس جز ایست پس عرض هست چون حال در این محلی هست محل خارجی هست نفسی که عمر خارجی هست اینم حلول درش کرده پس این میشه عرضیست از عرض خارجی و هاوه علمون و جز ایون و عرضون این شی این صفات رو داره هم علم هست هم جز ایست چون یه عمر خارجی هست هر عمر خارجی توام با تشخص و جزیت هست و عرضون قایمون به ذهن میند کفیات نفسانیه فاینه از لا اشکال فی پس اشکال مرتفع میشه و از اشکال مرتفع میشه و از اشکال مرتفع میشه این نمل اشکال در این بود که یه چیز هم جوهر و عرض و علم باشد هم جوهر باشد هم عرض هم علم و معلوم هم کلی و جزی علم یه چیز هست معلوم یه چیز دیگه جوهر یه چیز هست عرض یه چیز دیگه یعنی واسه لحاظ خارجیگت میفنیم این که ذهن یک موجودیست یعنی نفس یک موجود خارجیست خود ما هم میگیم دیگه میگیم صوره ذهنیت دو لحاظ دارن یه لحاظ وجود خارجیشون هست از این لحاظ شخصیست جزیست یه لحاظ این هست که مفهومیست وجود ذهنی شیعه دیگریست به این لحاظ مفهوم هست و کلیست ما بینا به دو اعتبار میکنیم دیگران هم اینا میگن منطقه اینا ایشون تفکیک میکنن میگه اصلا دو چیز هست فنقول یه وقته که ایشون همون حرف و حکمه رو میخواد بگه دو اعتبار را منطقه گفته دو امر مسامه در تعبیر کرده مثلا این اراد انه هنوکه امرین متقایلنین بل اعتبار که میگه دو چیز منظور اینست که تعدد و تقایلشون اعتباریست موافقا لطفا ماذهبه الهیل حکمه و المحققون همونطور که حکمه هم گفتند که موجودات زهنی دو اعتبار دارن یک اعتبار اینست که امرون موجودون فضه و زهن زرف هست برای وجود اینا یا محل هست برای وجود اینا این به این لحاظ خارجیت هست به این لحاظ میگیم جزیست و یک لحاظ اینست که مفهومیست که حکایت از خارجیت میکنه اون لحاظ وجود زهنی اشیای خارجیست به اون لحاظ ما میگیم کلیه اگه اینجور میخوان بگن اون دوتا اشکالشو حل میکنه یعنی این که بگیم هم علم هست هم معلوم بگیم یک لحاظ علم هست به یک لحاظ معلوم مثل علم به نفس هم خود نفس هست و خود نفس هم این علم هست پس به یک لحاظ علم هست به یک لحاظ معلوم یا کلی و جزی بودنش هم به این به این تعداد حیثیت حل میشه اما اون اشکال اصلی ما که جوهر و عرض بودن باشه این حل نمیشه فلا یفی این جواب وافی نیست برای دفع اشکال الا به دفع فقط وافی هست برای این دو چیزش یعنی اشکال این که شیعه واحد علم و معلوم باشه این را حل میکنند و همینطور این که شیعه واحد کلی و جزی باشند اما اشکال کنی جوهرن و عرضن به مجرد مازده کرهو لایخ رو جان هل جواب جواب از این جواب دست نمیاد احتیاج به بیان دیگری داره این در صورتی که همون حرف و کمه رو بزنه و منظورش از تعدد تعدد اعتبار یک شیعه باشه اما اگر واقعا میخواد بگه نه دو چیزند حقیقتن این عراد انهما اصنان متغایران به ذات حقیقتن دو چیزند دو ذاتند فیردو علی اولا کونهو مخالفن لزوق و الوجدان یه عمر خلاف و وجدان است اشکال دوگم احداث و مذهب سالسند من غیر دلیل و برهان این نقول به شبه شد نقول وجود ذهنی شد حالا غیر از اینها سوا این دوتا اشکال اشکال اصلی رو که ایشون مرسلن میکنن قد تقرر اندهم و سنت رو علیک انشاءالله ان کل صورت مجردت قائمت به ذاتها فانها علم و آلمت به ذاتها و معلومت نمیدونه یه قاعده معروف است که مشاین اینا ذکر کردن دیگران هم ازشون اخذ کردن و بر اساس این قاعده علم ذات واجب به وجود خودش و همینطور علم همه مجردات به وجود خودشون رو اثبات میکنن یعنی هر موجود جوهری مجرد هم علم است همه آلم هم معلوم ان کل صورت مجردت قائمت به ذاتها یعنی جوهری فانها علمون و آلمون و معلوم و بناو علازالک اثبات علم الله به ذاته و علم الملائکت روحانیین به ذاته این قاعده معروف است و این نتایج هم رزش میکردن حالا طبق نظر ایشون که میگه یک صورت مجرددی در نفس پیدا میکنند که حاله به نفس نیست و سیق قائمه به ذات میشه میشه یک جوهر عقلانی مجرددی که خودش هم علم است و همه آلم هم معلوم این عبارت خود پیچ داره از اول شبین تکیه میکردن که لازمش این بود که یک موجود مجردد عقلانی را نفس ایجاد کنند با این مقدمات اینا خود عبارت پیچیده شد لازمش این است که خب این صورت که در نفس پیداشتون شد که این را ایجاد کرده نفس این را ایجاد کرده لازمش این است که نفس وقتی معقولات را تصور میکند تحصیل کند و تکوین کند به اختیار خودش ذاتهای مجردد عقلانی را که هم علم به خودشون دارند و هم فعال هست ذات مجردد عقلانی خب علت میشه برای پیدایش آثار بنا ان الاترافی بانهو یه سلو انده تصور الان اشیاعه امرون معقولون غیر قائمون به ذهن اشون تصریح میکنه به این که این صورت عقلانی قائمه به ذهن نیست پس مستقل در ذهن هست قائم به چیز دیگری هم که پیداست نیست در ذهن که چیز دیگه پیدا نمیشه که قائمه به اون بشه بلا به امرون آخر غیر ذهن کما هم از ظاهر خب پس لازمه یه حرفیشونه که این را بپذیرند که نفس یک جوهر عقلانی را ایجاد میکند وقتی یک صورت معقول را تصور میکند اما کونون نفس فعالتن للجوهر العقلی المستقل للوجود هرچند منظور از فعالیت و فائلیتش فعالیت اعدادی هم باشد من المستبین فسادهو وستحالتو نفس نمیتواند چه این کاری را انجام بده جوهر عقلانی را نمیتونه ایجاد کنه کیفه و نفسو قابلتون للمعقولات بالقوه نفس نسبت به معقولات بالقوه است و صورت عقلیه را میپذیرد در این که ایجاد میکند و این نمایو خرجه ها من القوه تلالفل نفس ذاتاً عقل بالقوه است چیزی که موجب بالفل شدن عقلیت نفس است عقل بالفلی است باید عقل بالفلی باشد تا نفس را از حالت بالقوه بودن خارج کنه اما اگر گفتیم ازا افادت نفس الاغله اگر فرض کنیم که نفس خودش عقل را ایجاد میکند یا باید دیگیم علت مفیزه هست فکان ما بالقوه به حسب ذات مخرجن و محسلن لما بالفعل به ذات پس باید یک امری که بالقوه است امر بالفعلی را ایجاد کند هازا محالون فاهش ذات نایفته از هستی بخش میشه یا باید بگید علت قابلی است علت فاعلی نشد عقل نمیگید علت قابلی است علت قابلی اگر شد پس باید صورت را بپذیرد یعنی اون صورت درش حلول کند و اگر بگیم علت قابلی است فخوبه یونافی ما زهبه اله لان قابلشه یجب ان یکونه محلن لهو و ان لم یکون شیئن منهما و ليس به غایت نیزن و هو و ظاهر ولاهی صورتن لها فلا علاقت لها معقلات خب علت فاعلی که نشد علت مادی هم که نشد پیدا از غایت و علت سوری هم که نیست چون علت سوری هم باشه باز حال در این ماده هست غایی هم که خودش انتازه میخواد یعنی ایجاد کند غایت باید نتیجه این کار باشه هیچ کدوم از اینا نمیشه خب پس چه ارتباطی داره با این نفس فکیفه یکونه من شنل وجوده ها بسال الله علیه و بخیم و دنباله لبیک یا الله لبیک یا الله لبیک یا الله لبیک یا الله لبیک یا الله آنچه تقدیمی تون شد آین حکمت بود درس فلسفه مرمویت الله مصباح یزدی و در دقیقه پایانی مجموع برموهای این بخش با شما همراه هستیم و بهترین ها براتون آرزو میکنم براتون آرزو میکنم در خصوص برموهای که تقدیمی تون شد اگر نظر پیشنهاد یا انتقاد دارید حتما با همکاران عزیزم در میون بگذارید و تلفون سرغمیه راهی ارتباطی رواتومیه سازبان صدا و سیما هست یک بار دیگه فرارسیدن ایده بزرگ قربان رو خدمتتون تبریک و تحنیت و شاد باش ارز میکنم و به اتفاق همکاران عزیزم بنده رزا حبیبی آقایان امیر ابباسخ آقانی تیعیه کننده سید عبدالله مصوی صدا بردار و شاه روخ نظری همانگی پخش کم کم از حضور شما مرخص بشیم باسم براتون بهترینها رو در این روز فرخونده آرزو میکنم و در این دقایق در هوای قرآن تنفس میکنیم و از خداوند میخواییم که در پناه قرآن و حضرات آلالله بتونیم در مسیر قرآن و احلی بیت حرکت بکنیم التماس دعا یا علی مدد خدا نگهدون در دنیا با قرآن باشیم با قرآن زندگی کنیم با قرآن تنفس کنیم سوره مبارکی محمد سلالله علیه بالهی و سلم آیات برسید بیست و پنج تا سی و هشت از اینکرهو ما نزل الله سنطيع کم فی بعض الامر والله یعلم اسرارهم بعد از روشن شدن حقایق کسانی که به گذشتهای خود برگردند در باقی شیطان است که این کار را برایشان رنگل آب داده و به آرزوهای دور و دراز گرفتارشان کرده است این برای آن است که آنها به یهودیهای که از قرآن بدشان می آید و از این کار را برایشان رنگل آب داده و از این کار را برایشان رنگل آب داده و از این کار را برایشان رنگل آب داده و از این کار را برایشان رنگل آب داده و لتعرفنهم في لحن القول والله يعلم اعمالكم اگر صلاح می دانستیم طوری آنها را به تو می شناسندیم که چهره واقعیشان را بشناسی هرچند اکنون هم می توانی از طرز حرف زدنشان آنها را بشناسی به هر حال خدا کارهایتان را می داند و لنبلوننكم حتی نعلم المجاهده منكم والصابرین و نبلو اخباركم هتمن امتحانتان می کنیم تا مجاهدان و صابرانتان را معلوم کنیم همچنین کارهایتان را ارزیابی می کنیم این الذین کفر و صد عن سبیل الله و شاق رسول من بعد مردم ما تبین لهم الهده لن یضر الله شیئن و سیحبط اعمالهم کسانی که بیدینی می کنند و مانه اسلام آوردن مردم می شوند و با آن که حقیقت برایشان معلوم شده است از در مخالفت با پیامبردر می آیند نه تنها هیچ زرری به خدا نخواهد رساند بلکه او کارشکنی هایشان را بی اثر خواهد کرد ایوها الذین آمنو اطيعوا الله و اطيعوا الرسول ولا تبطلوا اعمالكم مسلمانان در باره جنگ و جهاد از خدا و پیامبر اطاعت کنید و با کتاهی در این باره کارهای خوبتان را برباد ندهید این الذین کفر و صد عن سبیل الله و از این باره جنگ و صد عن سبیل الله و از این باره جنگ و صد عن سبیل الله در برابر دشمن سستی نکنید و سازش زلتبار نخواهید حالان که پیروز میدان شمایید آخر خدا با شماست و از مزد زحمتهایتان کم و کسری نخواهد گذاشت اینما الحیات الدنیا لعب ولهو و این تؤمنو و تتقو و یؤتیکم اجورکم و لا يسرکمون و نسالکم اموالکم این یسالکموها فيحفیکم تبخلو و یخرج اضغانکم زندگی دنیا فقط بازی چست و سرگرمی اگر واقعا ایمان بیاورید و مراقب رفتارتان باشید خدا پاداشتان را میدهد در عوضش هم همه اموالتان را از شما نمیخواهد اگر همه اموالتان را بخواهد و به شما اصرار کنند بخل میبرزید و این کینه های درونیتان را برملا می کند فقراء و این تتولو یستبدل قومن غیرکم ثم لا یکونو امثالکم هان شما همونهایی هستید که برای حزین کردن در راه خدا دعوت می شوید ولی بعضیهایتان بخل میبرزید کسی که بخل ببرزد در حق خودش بخل برزیده است وگر نه خدا بینیاز از شماست و شمایید که در همه حال نیازمند اوید اگر از دستورهای خدا سرپیچی کنید گروه دیگری را به جایتان می آورد که مثل شما نباشند اللهم اشرح بالقرآن صدری و استعمل بالقرآن و اطلق بالقرآن لسانی و اعني عليه ما بقیت فإنه لا حول ولا قوة الا بك اللهم صل على محمد و آل محمد و عدج الفرج آل محمد جلوی از جامعه دینی صدای فضیلت و فطرت سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر سدای فضیلت و فطرت سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر رادیو معارف موج افعی ردیف 96 آیت الله خمینی در حالی می رود که به نوشته یک روزنامه انگلیسی زبان چاپ توکیو جاپون تایمز آیت الله خمینی در حالی می رود ایران را به قدرتی مهم در خواهر میانه تبدیل کرده در تاریخ 14 خرداد 1368 مجلس خبرگان رهبری آیت الله سید علی خامنه ای را به عنوان رهبر جدید معرفی می کند و به دین ترتیب فصلی جدید از حیات سیاسی کشور گشوده می شود ایران با امام خمینی از سالهای تحقیر توسط روس و انگلیس و امریکا عبور کرد و به مرحله ای بازگشت ناپذیر رسید و اینک خود را در مرحله زهور یافته ملتی که بنا دارد این شب آخری را در کنار او بماند و با گریه و ندوه به صبح برساند هوا گرم است درست به همان گرما و التحاب نیمه خرداد سال 1342 ماه بی بی برای ودا سمت تابوت شیشه ای می رود هوا حالا تاریک شده کسانی روی خاکها نشستند و میان سیاهی شب مویه می کنند شمها همچنان بر سر گور شهدای گمنام می سوزد خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار خدایی سایهی برداریم موسیقی جمعه ها در طلیعه صبح با سینه شرح شرح از فراق زمزمه می کنید شرح اشتیاغ من را و ندبخان موعود آخری می شویم در شرح اشتیاغ موسیقی موسیقی جمعه ها در طلیعه شرح شرح از فراق زمزمه می کنید شرح اشتیاغ من را و ندبخان موعود آخری می کنید شرح اشتیاغ من را و ندبخان موعود آخری می کنید شرح اشتیاغ من را و ندبخان موعود آخری می کنید شرح اشتیاغ من را و ندبخان موعود آخری می کنید شرح اشتیاغ من را و ندبخان موعود آخری می کنید شرح اشتیاغ من را و ندبخان موعود آخری می کنید شرح اشتیاغ من را و ندبخان موعود آخری می کنید