مربوط به این قسمت خب باز هم تشکر میکنیم شنواندگان گرامی شنوانده برنامه پرسمان تاریخی هستید 329 10 551 329 10 552 با پیشماری 025 پرسمان تاریخی پرسمان تاریخی بفهمید پنج سآل دارم از استاد محسرم اگر جواب بفرماید ممنونم مکانی در کربلا وجود دارد به نام شیر و فزه منظور از این شیر و فزه چیست؟ هر کسی تاریخی برای خودش نقم میخونه انایت بفرماید ممنونم مقدس هستم از مشهد التماس ادام خب تشکر میکنیم آقای مقدم از مشهد جنوب استاد پیشماری این مکانی که فرمودن شیر و فزه این در کربلا چیه؟ هست منظور چیه؟ من احتمال میدم این محلی را که ظاهرا برمان نماد مثلا بشون ظاهره میدن به نام شیر و فزه احتمال میدم این اشاره به یک قضیه باشه به یک نقلی باشه که اون نقل ضعیفه یعنی از اصل درست نیست ولی کسانی که این را معرفی میکنن گوید اون اصل را قبول دارن اون روایت ضعیف را قبول دارن گوید اون روایت ضعیف را قبول دارن اینه که طبق این روایت طبق این نقل بعد از شهادت امام حسین علیه السلام چه بدن مبارک حضرت و اصحابش در اون قتلگاه منده بود و دشمن میخواست روی اینا عصب تازونه اینا را زیر پای عصبا لح کنن اینا و در این موقع فزه که خدمتکار اهل ویت بوده میگن اینم اونجا بوده در کربالا بوده فزه گفت که اینجاهای شیر من سراغ دارم میخواید من برم به اون شیر بگم بیاد کنار جسد حضرت و چسی از ترس اون متحرز جسد حضرت نشه میگن رف اون شیر را خبر کرد شیر آمد کنار جسد خوابید و اینا از ترس اون شیر نتونستن متحرز جنازه زد بشن علیه از بله علیه از بله معلوم شد اون شیر پدرش علی علیه السلامه تا به صورت شیر مجسم شده من چون نقل شده بود چیزی خیلی محناوره چیزی سستیه چون اصل قضیه باعث نقل میکردیم این را قبول نمی کنن روایتش را روایت زعیف و نقل زعیف میتونن ظاهرن کسانی که این محرانشو میدن شاره با اون قضیه شیروفیزه می کنن و این اگر درست هم بخواد باشه باید در نزدیک خود محل قتلگاه باشه جای دیگه این مثلا که همتون که فهم دید رو باید زعیف هست اتباع این در کافیه منتها محققین کافیه متحرز شدن که این سعاد نداره ولی مرحوم الله مرسی این را باور کرده ولی ازا اصف تازندان را قبول نمی کنه الله مرسی منابع معتبر داریم که ده نفر آمدن اصف تازندن روی جنازه ها بله خیلی خوب این هم پاسخه به سؤال این شنونده گرامی خب و اما سؤال بعد از آقای خانم مقدسی از تهران پرسیدن با سلام با توجه به اهمیت واقعی قدیر آیا در تاریخ داریم که امیر مومنین علیه السلام به این موضوع برای اثبات حقانیت خودشون استناد کنید کرده باشن به ظاهر در نهجال بلاغه به این موضوع اشاره نشد البته این برداشت این عزیز شنونده هست بله بله نه تنها علیه السلام بلکه حضرت اهراء امام حسن مجتبا بعضی از یاران امیر مومنین علیه السلام استناد کردن و مرهم علام امینی در جلد اول الغدیر این استراجهای علیه السلام و استنادهای علیه السلام به حادث قدیر را تحت عنوان مناشدات دخل میکنه مناشدات و امیر المومنین مناشده عرب به این میگن که طرف را قسم میده میگه تو رو خدا اینجوری نبوده ازش اقرار میگیره اونشدو که اگر اونشدو کن پلان های اینجوری نبوده اینجوری نبوده اینجوری مناشده و چندین مورد مرحوم علامه امینی رحمت الله تعالی در جلد اول الغدیر مناشدات علیه السلام را نقل میکنه یعنی استنادات ازرد به حادث قدیر را نقل میکنه حد جمعه یه مورد بوده در زمان خلافتش در کوفه ازرد داشت در رحبه مقصود از رحبه اون فضای باز و وسیع جلوی مسجد کوفه بوده حضرت جمعیتی از یارانش را اونجا جمع کرده یا جمع بودن اون وقت حضرت اونجا مناشده کرد فرمود که سخنرانی کرد صحبتهای کرد بعد فرمود که هر کدوم از شماها در غدیر حضور داشتید و شنیدید که رسول الله فرمود من کنت و مولا فعلی و مولا هر که بوده و شنده بلند شهر شهادت بوده من حدود ده دوازده نفر عرب میگه بزهد وحشتر بزهبه چند میگن عرب بزه یعنی دوازده نفر خورده یا بیشتر خورده ها را میگن بزهد ده دوازده نفر صحابه پیغمبر بودن این کسان که اونجا بودن این ها یکی یکی بلند شدن شهادت دادن من خدمت این سوال کننده عزیز گرامه ارز میکنم که خوشبختانه القدیر مرحوم اللهم امینی به فارسی هم ترجمه شده میتونن از ترجمه فارسی القدیر استفاده کنن ظاهرن هر جلد القدیر ترجمهش دو جلد شده طبعا اگر که از ترجمهش استفاده کنن این مناشدات ازد در جلد دوبوم ترجمه باید باشه بنابراین استناد علیه الاسلام به خاطر قدیر جز مسلماته بله بله همینطور حضرت استناد کرده همطور که فرمودید یاران اون حضرت استناد کردن تکنیم در احتجاج تبرسی هم در باید اون مناظرهای که کردن اشاره به این قسمت شده باشه خب باز هم تشکر میکنیم سآل بعد از عزیزی هست با شماره 0913 ایشون فرمودن که من پنج کتاب در باره سلح امام حسن علیه السلام خوندم اما حکمت این سلح رو نفهمیدم مخصوصا این که بیمهری اصحاب هم بوده و بعد از سلح امام حضرت هم یه جورایی مثلا صحبت هایی که هم وضعی از اصحاب نشانه بیمهری ایشون نسبت به آقا امام حسن علیه السلام بوده اگر در این مورد توضیح بدید ممنون میشم جمع می کنم اون پنج کتابی که خوندن کتاب علمی نبوده من پیشناد می کنم این عزیز و گرامی کتاب ما به نام سیره پیشبایان زندگی نامه امام حسن مصطفی علیه السلام رو در این کتاب بخونن حتما قانه میشن سستی و بیوفایی یاران امام حسن سلام علیه بعد از پیشناهاد سل نبود اون دیگه آخری بود جلوترش اواملی پیش آمد حوادثی پیش آمد که بسیار معیوز کننده بود مثلا روزی معاویه نامه ایده از شیوخ ایراغ را فرستاد برای امام حسن سلام گفت که اینا به من نامه نوشتن این هم نامه هاشون که به من از این که پای شما به ایراغ برسه یعنی بای ما ما حسن ام نعلی را بازداشت می کنیم زندگی تحویل شما بدیم معاویه پیان فرستاد گفت با اینا میخوایی با من به جنگی؟ این اراغی ها این سرانه و از این گذشته بیوفایی هایی دیده شد از اون جمله امام حسن سلام را پیش روی می کرد به طرف شام دوازده ازاس سپا بنوان تلایه و مقدمه سپا در اختیار اوبیدی لابن عباس گذاشت که به سر اموی حضرت اسامی شد و قرار شد اینا به طرف شام حرکت کنند هر جا به ماویه و ارتشور استیم متوقف کنند که تا حضرتم با قوی اصلی از را برسه و رفتند یه شب در را خابیدند و سپا صبح بلند شدند که اوبید لابن عباس فرمانده این گروه با هشت هزار نفر شبانه پیوسته به ماویه یه میلیون پول گرفته و پیوسته به ماویه و این در حال اتواق افتاد که قبلن به وسیله ماویه و بسریب نرداد دوتا پسر بچه این اوبید لابن عباس به وسیله بسریب نرداد در یمن کشته شده بود این مرد به خاطر هیچی هم نبود باید به خاطر دوتا بچهش با ماویه سازش کاری نکنه خیانت یه رشوه گرفت از ماویه و به ماویه پیوست و میدونیم که اینجور چیزا از نظر نظامی رویه بقیه رو خراب میکنه همینطور باید و همچنین حضرت بعد از این که مکررن ماویه پیشنهاد سر مطرح کرد حضرت فرمود که اینها جمع کرد اصحابش را فرمود اینها پیشنهاداتی به ما کردن پیشنهادات شرافتمندانه نیست به ما پیشنهاد سر دادن اگر آماده هستید ما سر را قبول نکنیم با اینها بجنگیم اگر که حال نداره بیرساده این پیشنهاد ندار بپذیریم داره که از چهار گوشه سپا صدا آمد البقیه البقیه ما میخواییم زنده بمانیم حال جنگیدن نداریم خب اینها گوشه از فلسفه این سل بود در سیره پیشبایان به تفصیل آمده مجموع این عوامل باعث شد که امام حسن سلمانه به صورت میلی صورت بپذیریم شاید همطور که فهم دید اینا ریشه در قبل از این صورت داشته حتی به زندگی امام علی علیه السلام و شکایتون حضرت از بیمهری این سپاهیانش و این خودشون به اونجا برمیگه در ریشه حالا فرصت نبود زعف و سسته در ایراقیه از اواخر زمان علی علیه السلام شروع شد و وقتی امام مرسا بخلاف از اصید شیرازه نظامی شیعان و ایراق پاشیده شده بود مثلا حضرت ابتدا دعوت کرد برای جهاد مردم استقبال نشدن حجرم ندی یکندی از شیعان بسیار هماسی و با غیرت تلاش کرد به زحمت چار هزار نفر پنه هزار نفر فراهم کرد و اینجوری بوده درست شارفن مدید از اواخر زمان علی علیه السلام اینا سوستی اختیار کرده بودن یعنی اون سه جنگی که اتفاق افتاده بود نرا خسته کرده بود و آمادگی برای جای نداشتن بسیار خوب تشکر میکنیم باز هم در خدمتون هستیم شنواندگان گرامی پرسمان تاریخی بفرمید الان یه سوال داشتم خدامیدیم حضرت عبدالعظیم حسنی که بودن و چرا حضرت عبدالعظیم ما امامان برای ممزاده های بسیاری داریم خدافز خب جنوب استاد پیشبایی سوال رو شنیدیم حضرت عبدالعظیم حسنی رو خواستن که کی بوده و چرا تعداد امامزاده ها زیاده حضرت عبدالعظیم حسنی از نسل امام حسن مجتبا علیه السلام بوده و جمعی هن حسنی یعنی از نسل حسن مجتبا علیه السلام بوده ولی در زمان امام حادی امام اسکری زندگی می شرده و تهدی تقیب بوده مخفیانه رفت به شهر ری و در محلی شیعان ساکن شد و مهمان یکی از شیعان شد و در سرداب خانه اون شخص شیعه زندگی می کرد کم کم شیعان با او آشنا شدن یکی یکی و ارتباط مخفی داشتن و تا اون که حضرت عبدالعظیم حسنی در همونجا فوت کرد و وقت سراغ جنازش رفتن در نسبش را در یه کاغذ نوشته و رو سینهش بذاشته عبدالعظیم حسنی از محدیسین بوده عالم بزرگی بوده شایرد امام بوده و جنگیده قدر بوده عبدالعظیم حسنی و از افتخاراتش این بوده که دینش را به امام عرضه کرد و امام معتقدات هورا و دین هورا تحیید کرد امام حادی علیه السلام و اما این که چرا امام زاده ها زیاده خارج از بحث حضرت عبدالعظیم بله امام زاده خوشبختان زیاده ولی تصور نکنیم که همه این امام زاده ها اولاد سلبی عیمه هست اولاد مستقیم بر اساس اون که یکی از متخصصین این کار برای ما تعریف کرد مجموعا در ایران 22 نفر امام زاده داریم که فرزند سلبی امام هستن بقیه با واسطه هستن وقتی میگن مثلا این امام زاده ها فرزند امام کازم سلام نهی فرزند امام صادق سلام نهی یعنی با چند واسطه یعنی از نواها هستن از نتهای بعد هستن فرزند چیز با مصامه میگن همه اینا فرزندان سلبی عیمه علیه مصرات و سلام نبودن خب تشکر میکنیم اینجا با این عزیز شنوانده هم پاسخ خودشون رو شنیده باشند دوست داریم دستان گرامی به پایان برنامه پرسومان تاریخی این هفته رسیدیم خدا یارو نگه دارد محمد رسانه دینی رادیو معرف صدای فزیلت و فطرت جرعه بیان احادیث کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تا شده لبریز از تراوت گل آشیانه ها بسم الله الرحمن الرحیم سلام ارزم کنم خدمت شما شنوندگان بسم الله الرحمن الرحیم امیدوارم که در هر کجا که هستید سلامت و تندرست باشین اگه خاطر شریف شما عزیزان باشه ما ده حدیث از باب توازو رو خاندیم باب توازو در کتاب ایمان و کفر کافی هست و همین جلده هشت باب نسبتا مفصلیه امروز حدیث یازده هم رو از امام صادق علیه السلام میخانیم قاله یعنی امام صادق علیه السلام امیما اوهالله از دبجل الى دابود علیه السلام در میان مطالبی که خداوند به حضرت دابود وح کرد این جمله هم هست یا دابودو کما انه اقربن ناس من الله المتوازعون کذالکه ابعدن ناس من الله المتکبرون ای دابود همون طوری که نزدیکترین مردم به خداوند انسانهای فروتن و متوازه هستند دورترین مردم هم به خداوند متکبرانند اونایی که خودشون رو میگیرند اونایی که توازو و فروتنی ندارند اگر یاد شریفتون باشه اینه که همین مطلب در باره توازو کلیت توازو رو خداوند به حضرت موسا هم وحی فرمود خداوند به حضرت رسول اکرم هم وحی فرمود پس بلوم میشه که یک مطلب مهم میه به چندین پیانبر بزرگ الهی وحی شده که توازو بسیار ارزنده و ارجمند هست حدیث رو دوباره کوتاه میخونم کما انه اقربن ناس من الله المتوازعون همونطوری که نزدیکترین مردم به خدا متوازه هستند کذالک عباد الناس من الله المتکبرون دورترینه مردم هم از خدا متکبرانن اونایی که خودشونو میگیرن و توازو ندارن حدیث دوازده هم کمی مفصل هست ایکی از رابیان به نام ابو بسیر که از رابیان بزرگ ما هست میگه دخل تو علا عبل حسن موسا علیه السلام فسنت لطی قبضه زفیها ابو عبدالله علیه السلام در سالی که امام صادق علیه السلام از دنیا رفتند من خدمت فرزند بزرگوارشون امام کازم علیه السلام رسیدم حالا یا عرض تحضیت تسلیت یا به خاطر سؤالهایی که داریم و قل تو جنل تو فداک مالک زبحت کبشن و نهر فلانون بدنه خوب پدر از دنیا رفتن مردم برای تسلیت و سرسلامتی میان خونه حضرت کازم علیه السلام خوب باید غذا درست بکنن به اونها بدن اطعامی بکنن و از این قبیلی ها غذا رو به صورتی که هر جور خودشون سلاح میدونن بدن جایی درست کنن به فقرها بدن به هر حال یک تقریبا قوچ یک گوستفنده خوب بزرگی قربانی کرده بودند ابو بصیر میگه قربان شما بشم فلانی شطر کشته شما مثلا خوب بود شطر بکشین دیدید الان هم توی جامعه ما متاسفانه این به شکل چشم همچشمی خیلی اثرات مخربی داره میگه تو عروسی فلانی طرف شیبیت باغالا با ماهی چه داده ما باید یه درجه بریم بالاتر بابا همون شیبیت باغالا با ماهی جمع گیره خیلی ها نمیاد از اون ساده ترم بدی قضای عروسی رو میشه برگذار کرد نه فلانی اینجوری داده آقا یه خونه شس متری برای اول ازدواجت کافیه نه با جناق من از همون اولی خونه صد و بیس متری داشته منم باید این گونه داشته باشم خدای نکرده به حلال و حرام میزنن تو مثلا چشم همچشمی اینجا هم ابو بسیر یه همچین حالتی مثلا تصور کردی یا مثلا سؤال کرده فلانی مثلا برا پدرش برا مادرش یه شطر قربانی کرده خب شما هم خوبود به جای گستون مثلا شطر ای امام کازم علیه السلام زبخ قربانی بکنی امام کازم علیه السلام فرمود یا ابا محمد ابا محمد همین ابو بسیره کنیه یه اصلش ابا محمد بوده نابینا که میشه بهش میگن ابو بسیر خب مثل مثلا یه زمانی ما به نابینا ها میگفتیم روشندل خب یا ابا محمد انا نوهن علیه السلام کانف سفینه خب قضیه حضرت نوهو که میدونی کشتی بود و توفان بود و حضرت نوه هم تو کشتی نشسته بود و کانف ایها ماشاء الله حالا مثلا سه روز دو آب بودن یه هفته رو آب بودن یه ماه رو آب بودن کشتی بوده به هر حال و کانت سفینت و معموره خدا این کشتی رو به وسیله بادها به وسیله موجها جوری فرستاد که به خانه کهبه یا جای خانه کهبه تواف کرد که بعدن تواف نسا برای خداحافظی انجام میگیره این رو در حج واجب و عمره مفرده گذاشتن اینو تواف تقریبا خداحافظی هست تقریبا خب این کشتی مثلا تواف کرد که به مدل اونم تواف نسا باجب شد و حضرت نوح میدانست که این کشتی خودش به فرمان اله به وسیله بادها موجها در جای خودش خواهد اصلاد خود حضرت نوح هدایتش نمیکرد و خلا سبیله نوحان علیه السلام خب از اون طرف فا اوهالله از زوجل علال جبال انی واز اون سفینت نوحن عبدی علا جبلن من کنن خدافند به کوها گفت خب حالا هر کدوم از این کوها که از آب بیرون باشه این کشتی از تو اونجا میاد در کنار اون پهلو میگیره مردم هم بیان پایین حضرت نوح هم از کشتی بیاد بیرون همه کوها سر کشیدن فتطا ولد و شمخد خب اومدن سرشونو بیرون قللهاشونو از آب بیرون که هی بالاتر نشون بدن بزرگتر نشون بدن کشتی بیاد اونجا ولی ما طوا زر جودی کوه جودی اتفاقا فروتنی کرد خودشو پایین اوورد و هوه جبلون اندکم بعضی ها میگن در همین شمال ایران یا ترکیه هست یعنی حضرت میفرماد مثلا در مدینه نیست در ایران جبلون اندکم فزره به تسفینت و به جوجه و حل جبل کشتی اومد به فرمان الهی سینه خودش سینه خودش رو زد به این کوه جودی در اونجا پهلو گرف فقالن نوه اندزالک یا ماری اتقن این زبان سوریانه هست و هوه به سوریانیه یا رب به اصله بعد اونجا دعا کرد خداوند کار و سامان بده همونجا هم دیگه بایستاد همه اومدن و بعد از اونجا دوباره زندگی شروع شد خب راوی میگه من فهمیدم مقصود حضرت خودشونن فازانم توان نبل حسن علیه السلام ارزه به نفسه یعنی ابو بسیر منم میتونستم شطور قربانی کنم برای نظر پدرم برای به صلاح مراسم پدرم ولی من توازو کردم در این جور جاها باید انسان توازو بکنه منم باید یه تاجر اینجور بکنه باید یه تاجر بکنه یه جوری به خودش بگه منم میتونم برای پسرم یه عروسی صد میلیونی بگیرم ولی توازو میکنم یه خورده از تالارش یه خورده از خرج شامش یه خورده از حدیهاش یه خورده از مهموناش کم میکنم که توازو صورت بگیره همه شما رو به خدای بزرگ میسپرم السلام علیکم و رحمت الله سلام علیکم و رحمت الله راژه فرمایید راژه فرمایید راژه فرمایید راژه فرمایید راژه فرمایید راژه فرمایید راژه فرمایید