بسم الله الرحمن الرحیم در خدمت شما بزرگواران هستیم تا انشاءالله بنشینیم پای صحبتهای حجت الاسلام و المسلمین استاد محمد حادی فلاح تا با استانت از آیات قرآن کریم و روایت احلیبیت علیه اون سلام مسیری رو در اختیار ما قرار بدن که بتونیم فضیلتهای اخلاقی رو در زندگی خودمون و در محیط خودمون در خانواده خودمون نهادینه بکنیم و اگر رزیلهی رو هم پیدا میکنیم اون رو رفع و برطرفش کنیم اینکه این برنامه هست استاد فلاح در خصوص توازع برای ما صحبت میکنن فضیلت راهواری که قرار انشاءالله به ما کمک بکنه تا در مسیر سلوک اخلاقی که داریم بتونیم پله های ترقی رو زودتر و بهتر و آدی ترتیب کنیم فضیلتی که وجود مبارک امیر المومنین علی علیه السلام اون رو به عنوان اعظم تهای خدای تورک و تعالی برای ما معرفی کردن فضیلتی که اگر میخواییم بهش برسیم اولین مرحله و اولین کارش اینه که علم آگاهی پیدا بکنیم شناخ بیدا بکنیم هم نسبت به خودمون نسبت به خدای خودمون نسبت به محیط خودمون نسبت به برکات و عواقب توازع شناخ پیدا بکنیم شناخ پیدا بکنیم نسبت به عبودیت خودمون معاشرت داشته باشیم با احل توازع دوری بکنیم از احل تکبر و اینکه انشالله تلاش بکنیم یک قلب سرینی به دست بیاریم که مهمترین راه برای رسیدن به یک مقام عالی عبودیت و بندگی خاصه که عبودیت و بندگی یکی از مهمترین هاش توازه حاجه فلسفه سلام و ارزو کنم خدمت شما بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما و همه ازیزان شنوانده سلام و ارزو کنم در خدمت دونست حاجه فلسفه تو برنامه گذشته شما یکی از راه های رسیدن به توازه رو شمولدید علم آگاهی بعد زیل این علم آگاهی فرمودید که یکی از علم آگاهی ها که باید به دست بیاریم شناخت فضائل و برکات و اون ویژگی های توازه حالا من اگه میخوایم آثار توازه و برکاتشو بشناسیم به ما کمک میکنید شما؟ خواهش میکنم باید مشرف بشیم محضر روایات از رات محسوم سلام الله علیه مجمعین و به تناسب مواردی و احساس بفرمیدید آثار و فواید بسیار مبارک و با ورکتی داره از جمعه این که ما پیشتر اگه یادتون باشه گفته بودیم باعث آبادانی قلب و باطن و وجود ما میشه خب احساس میکنیم اناوینی رو به تناسب زیلش روایاتی رو هم یاد میکنیم مورد اول فرمودن جلای زرگوی رو میگیره آقا رسول الله صلوات الله و سلام علیه فرمودن توازه و اتا لایبقیه احده دون الا احد متوازه باشی تا هیچ کس به دیگری زور نگه و به حق و حد دیگری تجاوز نکنه همه متوازه باشیم دیگه دیگه عمره دیگه توازه هون معلومش جنوب اتا بکی با توازه میشه فرهنگ احترام متقابل رو توی جامعه توصیه داد و نهادی نکن و اگر میبینید که مسائلی داریم از جمعه مال اینه که این فرهنگ فرهنگ نیست نیست نهادی نیست توصیه پیدا نکرد جاش چیزی دیگه جور دیگه از جمعه مثل تکبر و فخر فروشی توصیه پیدا کرد و تسفانه چون باطمه زده تو این باطن و ظاهر و روابط ما یاداوری عرض میکنم خب ممکنه سآل بشه که چی جور میشه ما متوازه باشیم این تحصیرش اینه که هیچ کس به دیگری زور نگه عرض میکنم آدم های زورگو میخوان این با قلت تک کبر و تکبرشون از روی بعضی از آدم های دیگه رد بشن بفرمایید با قلت تک فخر فروشیهاشون از روی آدم ها رد بشن اگه ببینن این بند خدا خودش از خودش رد شده دیگه چیزی ندارن که بخوان ازش رد بشن یکی از ویژگی ها و مختصات برجسته احل محرفت جناب اطباقی اینه به شدت خود زنی میکنن نمیگذارن در یه جریان سلوک این نفسشون بهشون باور بیاد که کسی هستن صاحب کرامتن یعنی خودشون رو میذارن به سینه دیوار سلوک خودشون رو با این خودزنی و خودشکنی میبندن به رکبار هر ثبت که توازو مثلا آدم های زورگو تکرار میکنن معمولا با قلت تک فخر فروشیهاشون تکبرشون روی آدم ها میخوان رد بشن خب اگه ببینن توی فضای اجتماعی از جمعه یا پا برزی ها مواجه میشن میبینن اینه بند خود خودش از خودش رد شده و با همین توازو از خودش رد شده دیگه کار به کارش نداره اگر ببینن بین لوابط آدم ها با توازو پره و پره توازوه دیگه برای فخر فروشیهاشون و تکبرشون جای خالی پیدا نمیکنن اینه که فرمودن و هم فرمودن اوها رسول الله که توازو کنید پر بشه زندگیتون روابط پر توازو و فروتنی بشه باز روایت شد از اوها رسول الله سلامت الله و سلامت الله که فرمودن این الله تعالی اوها الیان توازو خدا به من وحی کرد که همه متوازه باشید حتی لایفخرم احدون الى احد ولایبقیه احدون الى احد خدا به من وحی کرده که متوازه باشیم تا هیچ کس به دیگری فخ فروشی نکنه و فخ نفروشه و احدی به دیگری زور نگه و به حد و حق دیگری تجاوز نکنه حالا انشالله زیل عنوان فخ و فخ فروشی مستقل یادم باشه به تناسب روایاتی رو عرض کنم و اونجا بگم که با سوگ و عصف علا رقم تعالیم نا به هزارات مسئولیه در این خصوص و پرهیز از رزیلت فخ گایقا در طبقات شما فخ فروشی میبینید که اصلا دور از انتظاره درسته خب اینا وقتی مبتلا هستن مستحضری دیگه رفتارهای اجتماعی عملن یک فراخانه دیگران رو هم در سطوه دیگه مختلف دوت میکنه و فخ فروشی هر سوه توصیه پیدام میکنه و جنباته مطمئن میزنه در روابط جمعی و نهادی نمیشه پس مورد اول جلوی زرگوی دیگران رو میگیره از سر و فایده دیگش میشه محبت آقا امیر المومنین فرمودن سمرت و توازا المحبت سمرت و توازا دوستی و محبت و سمرت و کبر مسببه سمرت و تکبر کبر ورزیدن و ناسزا گفتن و ناسزا شنیدن یادابری ارز میکنم با توازو دوستی و محبت توصیه پیدام میکنه از جمعه جنباته وکی توازو درد محارتهای کلامی افت کلام آدم ها فرهنگ میشه تمیز صحبت فاخر حرف زدن استخدام کلیدواجه ها که پیشتر در برش حرف زدیم توازو رو اگر بیاریم در حوضه زبان و محارتهای زبانی بیاده باشیم کنیم چی جوری باید خودشو نشون بده خیلی باید بلد باشه جذاب حرف بزنه کلیدواجه های با محبت محترمانه با محبت پرمهنا فاخر جذاب میتونیم بهتواریم فرموش از تمیز به جایی این که میگن از محبت خارها گل میشد بگیم از توازو خارها گل میشد حالا دیگه توازو هم خروجیش محبته و ریشه محبت توازوه دیگه و فرمودن که و بی افتی در کلام باب میشه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که اگر جایی بی افتی در کلام زیاده خبر از این میده که اونجا تکبر هست اونجا توازو نیست اونجا فضیلت نیست اونجا رضیلت هست مورد بعدی فرمودن سلامتی اثر و فایده دیگه توازو سلامتی از توازو آقا امیر المومنین فرمودن از توازو یک سبو که از سلامه توازو به تو سلامتی میده چه سلامتی جنوب اتو بکی؟ سلامت دل سلامت دل، روان، جسم حتی در جسم آدم هم حسن میزه سلامتی دینی عقیدتی، اخلاقی، سبک زندگی سلامتی محنوی سلامتی کلامی و افتی کلام که یاد کردی درسته چقدر برکات داره؟ مورد چهارم یعنی اثر و فایده چهارم توازو توازو محابت، عظمت، شکوه آقا امیر المومنین فرمودن میخواید که با محابت باشید و با حد داشته باشید اتوازو فروتن باشید اتوازو یک سو کلمحابه توازو لباس محابت و عظمت و شکوه رو فرمودن روی قامت شما میپوشونه اینجا کسفت توازو برای شخص کسفت توازو برای گروه، خانواده و جامعه دینی خیر و برکتی و یادگار ارزگونم اگه دلمون میخواد در تربیت و خودسازی پیش کسفت باشیم بیاییم پیش از همه و بیش از همه در جای خودش متوازه باشیم بشیم پیش کسفت در فضیلت بشیم پیش کسفت در خودسازی اثر و فایده پنجام پنجام فرمودن نشاد آقا امیر المومنین سلام الله علی فرمودن من توازه قلبهو لله هر کس قلبش برای خدا توازه کنه فرمودن بدنش از طاعت و بندگی خدا خسته نمیشه لا یس ام بدنهو من طاعت الله جنب اعتبای که پاداشی به عنوان نشاد و تراوت در بندگی مال کسیه که سلوک توازه حق کسیه که متوازه من توازه قلبهو لله ببینید قلب قلب قلبش برای خدا دواره برگردیم اصالت توازه و توازه احسیل برای خدا و همه توازه های ما و فروتنی های ما باید از راه توازه به خدای متعال بیاد و اومده باشیم مورد ششون فرمودن نزمه این کاریه انتظام آقا امیر المومنین فرمودن به خفصل جناه تنتظمال و امور چون آدم متکبر به دیگری راه نمیده استنگه درسته دقیقا بفرمید نظرات دیگران هم باید باشه به اونا همراه بدیم این تضارب هارا با هم اتفاق بیفته و یک انتظامی شکل بگیره و تولید بشه با توازه فرمودن کارها نزم و سامان پیدا میکنه یاداوری از میکنم نزم و انتظام نشانه فروتنی و توازوه آدم های متکبر آدم های پخش و پلای استن شلختن شلختن راه نمیده به نزم راه نمیده به انتظام ببینید آدمی که خودش در باطن نزم نداره نداره که به دیگران نزم بده متکبر چی داره؟ تکبر داره تکبر از سنخ پخش و پلا بودنه نداشتن انتظامه نتیجه اگر هر جا بره به اونجا پخش و پلایی میبخشه ببینید تحبیری میکنیم خب مورد بعدی اتمام ت اگر کسی متوازه باشه از جمعه چیزهایی که حسرشه و فایدشه اینه که اتمام ت اتمام ت در چی؟ ببینید در رزق بیشتر و در رزق بیشتر این توازو تحصیل داره هم رزق مادی و به فرمایید رزق منوی منوی فرداره انصافا به توازو تتم و ه آقا امیر المومنی فرمودن با توازو ت کامل میشه یاداوری عرض میکنم یک فضیلت دیگه توازو دیگه یک کرمه بفرمایید بفرمایید یک بخششه یک اکرامه بل اتمام ال اکرامه بل اتمام بل اتمام مورد هشتم فرمودن با توازو فضیلت تکثیر میشه بله آقا امیر المومنی سلام الله علیه فرمودن ات توازو ینش رو الفضیله توازو فضیلت رو منتشر میکنه و در مقابل تکبر که زده توازو هست یوزه رو رزیله با توازو شما میاد نشر و انتشار فضیلت راه مندازید من میان با تکبر ارثبت که رزیلت رو ظاهر میکنم آشکار میکنم ترویش میکنم و توزه میده جنبایت و بکیه ارزاخه ما اینجا نیامدیم یعنی به دنیا نیامدیم خرق نشدیم که تکثیر رزیلت داشته باشیم ما به دنیا اومدیم که تکثیر فضیلت داشته باشیم فضائل رو منتشر کنیم انشالله نه رزائل رو انشالله خدای متعال به محمد آل محمد مساعدت کنه دل بخواه محمد آل محمد بار بیاییم و ساخته بکمه شده انشالله خیلی متشکرم از آثار و برکات توازو آبادانی قلب بود که تو برنامه قبلش اشاره شده تو این برنامه این ویژگی ها رو برای ما گفتند استاد فلاح جلوی زورگوی رو میگیره توازو توازو باعث محبت سلامتی محابت و عظمت باعث نشات میشه موجب نظم و انتظام در کارها میشه اتمام ت در رزقه و الحمدلله رب العالمین باعث تکثیر فضیلت میشه انشالله همه ما با توازو خودمون هم یک فراخان عمومی برای متوازع شدن جامعه داشته باشیم و همین که کمک بکنیم این ویژگی خوب و این فضیلت خوب در جامعه انسانی ما منتشر بشه از این که همراه ما بودید از همه شما سفاس کذارم صدق و صفا خلوص و یقین عشق و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا رضا المرتضا یا علی ابن موسر رضا المرتضا یا علی ابن موسر رضا المرتضا سآنگ بخشید یا عبر حسن یا عبر حسن در بردن поех بالنست دهدانی نیمENT و فسودید و مستقیب در ثقایه شيطانی میشه شیطانی میشه شیطانی میشه ثقایدمی باران صداه کたیب بدهraph موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی د موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی در موسیقی. موسیقی در موسیقی Tongue T chut каждый رنگ problematic. از ایران صدا دات آیا ایران صدا همراه را دنیا شد از ایران صدا همراه را دنیا شد از ایران صدا همراه را دنیا شد از ایران صدا همراه را دنیا شد از ایران صدا همراه را دنیا شد از ایران صدا همراه را دنیا شد از ایران صدا همراه را دنیا شد هفته از ایران صدا همراه را دنیا شد از ایران صدا همراه را دنیا شد از ایران صدا همراه را دنیا شد نگاه می کنه بعد توفنگشو دوشفنگ می کنه و به سمت اسلاح خونه راه می افته دوستش علی رزا چند قدم دنبالش می دوه و صداش می زنه افشوردی افشوردی قلام حسین سر بر می گردونه علی رزا با تحجب به لوای قلام حسین نگاه می کنه و می گه بسر تو چقدر کل شقی یعنی با این وز که دو ساعت یه بند دویدیم تشنت نیست؟ قلام حسین سرشو می دازه پایین علی رزا دست قلام حسینو می گیره و به سمت خودش می کشه و می گه بیا بریم اول آب می خوریم بعد توفنگمونو تحویل می دیم قلام حسین زول می زنه به چشماگه علی رزا و محکم سر جاش می استه علی رزا می گه و چرا ایستادی؟ بعد در حالی که هر دو دست اونو گرفته لب و لوچشو جم می کنه و می گه بابا تو دیگه کی هستی؟ یعنی می خواهی بگی بی خیال آب؟ قلام حسین به اصله خونه خیره می شه علی رزا دست اونو رها میگه و می گه خیلی خب باشه هر تو راحتی تو عمرم آدمی مثل تو ندیدم قلام حسین برای این که علی رزا از دستش نرنجیده باشه دستشو به طرف اون دراز می کنه و با لبخن می گه این همه ناراحتی برای آب خوردن منه؟ باشه فردا جلوی چشم یه گالون آب می خورم راضی شدی علی رزخان؟ علی رزا که از این حرف قلام حسین راضی به نظر می رسه عبرو بالا می دازه و می گه حالا چرا فردا؟ قلام حسین دست اونو فشار می ده و آروم می گه این یه موضوع خصوصیه ندونی بهتره از هم که خدافزی می کنن علی رزا به حرفای قلام حسین فکر می کنه قلام حسین توفنگشو به اصله خونه می کنه و آروم به طرف آسایشگاه می ره کنار شیر آب قوقایی بپاست سربازا که از خشم گروهبان خلاس شدن حالا دارن با خیال راحت از سر و کول هم بالا می رن تشنه زیر شیر می رن و آب از صورت تا گردنشمو خیس می کنه قلام حسین آب نداشته یه دهنشو گرد می ده و تشنه زیر شیر می رن و به یاد سروزه پیش می افته از خودش خجالت می کشه این حالت رنج تشنگی رو براش راحت در می کنه چند قدم به سمت آسایشگاه بر می داره با دیدن لبهای خیس بچه ها از رنجی که برای تشنگی می کشه بیشتر لذت می بره صدای شرشور آبو می شنوه و کمی دورتر به دیوار تکیه می ده و به آب خیره می شه قلام حسین دوباره به یاد قولی که به خودش داده می افته با این فکر پشت از دیوار بر می داره و خودشو به شیر آب نزدیک می کنه چند نفری که کنار شیر آبیستادن به سر و صورت هم آب می پاشن معلومه که سیر آب شدن گلوی قلام حسین از درسته می دهن گلوی قلام حسین از درسته می دهن از تشنگی به سوزش می افته سه روزه که قطره ای آب از گلوش پایین نرفته دو روز پشت سر هم نماز زهرش قضا شده و داره خودشو تنبیه می کنه پس چرا نشستی و زر زدی به آب؟ قلام حسین بی اون که نگاه کنه صاحب صدا رو می شنسه سرشو بیهاده و از درسته می دهن گلوی قلام حسین از درسته می دهن سه روزه که می دهن یک قطر آب هم نمی خوری بعد از نهار نمی خوری بعد از شام نمی خوری به ذهن تو فکر کردی من پپم؟ گلوی قلام حسین از درسته می دهن زر جایی باید مدتره می کنه قلام حسین دوباره لبخند می زنه و کف دستشو رو لبش می زره. مثل خاک کویر داغه و منتظر آب. علی رزا دستشو دراز می کنه تا شیر آبو ببنده. یه دفعه قلام حسین دستشو می گیره و می گه نه بندش. دلم می خواد آبو ببینم. علی رزا می زنه زیر خنده. اونقد می خنده که عشق از چشمش سرازیر می شه و می گه فکر کنم خل شدی عف شدی. قلام حسین سرشو بین دو دستش پنهون می کنه و شونهاش از هقهق گریه می لرزه. علی رزا مات و مبهوت نگاش می کنه. وقتی قلام حسین سرشو بلند می کنه چشماش مثل کاره. باسهی پر از خونه. علی رزا که نمی دونه چی کار کنه به نقطهی خیره می شه. دیدن لبای ترک خردهی قلام حسین دلشو ریش ریش می کنه. دستشو روشونه اون می زاره و آروم می گه آخه یه چیزی بگو قلام حسین. چرا تو این گرمای کشند خودتو