موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی سرگشتگان کویت پروای سر نداند سرگشتگان کویت پروای سر نداند آشفتگان مویت از خود خبر ندارد آشفتگان مویت از خود خبر ندارد پار سایان بر درگه تو بهریست از آب چشم اوشان خلق جهان از آن رو در ره گذر ندارد حجت الاسلام وحیدی در ره گذر ندارد بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمين و سلامتاً بسم الله علیه و سلامتاً بسم الله علیه و سلامتاً توازع بکنه جز بزرگی برای آدم چیزی نداره توازع کنید تا خدای متعال مقام شما رو بلند کنه خدا هممون رو جز متوازعین قرار بده انشاءالله به ورکت سلوات بر محمد و آل محمد محمد و آل محمد و عجل فرجهم خدا رحمت کنه ارهوم آیت الله سید محمد حسن الهی اخوی علامه تبا تبایی رحمت الله علی خب یک آلم متشخص رد بالا در موضوعات مختلف استاده اما با کمال توازع با دیگران معاشرت میکنه و برداره و برخورد میکنه برخی از شاگردان ایشون نقل میکنن ما میرفتیم منزل ایشون برای این که سؤالی بپرسیم از محضرشون استفاده بکنیم ایشون اجازه مندن دمدر رو به ما نمیدادن بلا فاصله ما رو قبول میکردند و در منزل پذیرای ما میشدن و اشکالات که به ذهنمون میرسید در محضر ایشون مطرح میکردیم بعض ایشون میفهمد که انگار استاد ما دریای توازع بود هر وقت که خدمت ایشون رسیدیم اونقدر متوازعانه با ما برخورد میکرد که با خودمو میگفتیم ای کاش نمیرفتیم ای کاش مزاهم نمیشدیم که این آله بزرگوار با این همه سن و سال و عظمت هی جلوی پای ما بیسته برای ما پذیرای بیاره و بعد بدرقه بکنه ما رو تا دمدر خجالت میکشیدیم یه وقتی یکی از دوستان ما میخواست کفش ایشون رو جلوی پاشون جفت بکنه احترام بکنه بلا فاصله بازوی اون دوست ما رو گرفتند و او رو بلند کردن و با گریه اینجور میفرمود آخر مگر من که هستم تا شما کفش های من رو جفت کنید چرا شما باید کفش های من رو جلوی پایم بگذارید اینجور متوازعانه با شاگردهای خودشون رفتار میکردن خدا رحمت کنه مرحوم امام رحمت الله علیه توازو فوق العاده ای داشتن با اون عظمتی که داره علمی که داره مقامی که داره همه جهان رو خیره کرده خودش رو یک طلبه میدونه و میگه من یک طلبه ای هستم که حرکت کردم در خطاب جوانان رزمنده مرحوم امام رحمت الله علیه اینجور میفرمود من دست و بازوی شما رو که دست خدا بالای آن هست میبوسم و بر این بوسه افراده افتخار میکنم چقدر متوازانه رفتار میکنه ایکی از شاگردان مرحوم امام رحمت الله علیه نقل میکند در زمان مرحوم آیت الله الوزما بروجردی خب یکی از استوانه های حوضه مرحوم امام بودند رسم بر اینه که یه مرجعی کمتر در جلسه مراجع دیگر شرکت میکنه اما مرحوم امام با مقام علمی که دارن خودشون رو به جلسه روزه مینشانند همون پایین جلسه آخر جلسه دوزانو در این جلسه روزه شرکت میکنن هرچی به اشون اصرار میکنن که آقا بیایید بالا بنشیند اشون نیپذیرند همون جا مینشینند و منبر رو گوش میدند و استفاده میکنند و از جلسه خارج میشند خدا رحمت کنه مرحوم مقدس اردبیلی رحمت الله علیه این قضیه رو یادم میاد در یکی از برنامه های پارسایان خدمت شما به مناسبت دیگری نقل کردن یه وقتی اشون داشتن عبور میکردن خب چهره ایشون چهره سادهی بوده یکی از زائلینی که آمده نجف برای زیارت میبینه یه پیره مردی با لباسهای سادهی داره عبور میکنه فکر میکنه حالا او مستحقه اگه یه کاری بهش بدیم و یه پولی بهش بدیم کمکی هم به او کردیم صدا میزنه میگه آقای پیره مرد این لباسهای کسیف من رو بردار ببر کنار آب بشور و بیار مرمو مقدس اردویلی ملا احمد مقدس اردویلی بلا فاصله لباسها رو بر میدارن میبرن لباسها رو میشورند و بر میگردونند وقتی که اون بنده خدا متوجه میشه که این لباس رو به ملا احمد اردویلی رحمت الله علیه داده بسیار خجالت میکشه مردم دیگر اطرافیان همونو توبیخ میکنن گم خجالت نکشیدی به این آله بزرگوال لباساتو دادی مرمو مقدس اردویلی رحمت الله علیه میفهمد چرا اون رو ملامت میکنید مطلبی نشده حقوق برادر ممن بر یک دیگر بیش از این حرف هست ببینید توازای یک آلم رو هرچه که باغر او بیشتر میشه فروتنی او هم بیشتر میشه اجازه بدید این قضیه رو هم نقل بکنم خدا رحمت کنه مرمو محدس قمی حاشقباس قمی صاحب کتاب مفاتی هل جنان ایشون در کتاب فوائد و رزویه که شرح حال علمای شیعه رو دارن مینویسند از ابتدا شروع کردن تبقی حروف الف با یک به یک برخی از علما رو احوالات اونها رو نقل میکنند وقتی به نام خودش میرسه ایشون این جملات رو مینویسه خیلی عجیبه مرمو حاشقباس قمی همانا چون این کتاب شریف در بیان احوال علماست شایسته ندیدم که احوالات خودم رو که احقر و پستر از آنم که در اداد ایشان باشم رو دران درچ کنم برای همین از ذکر حال خود صرف نظر کرده و اکتفا میکنم به ذکر معلفات خود فقط کتابهای خودشون رو اونجا ذکر میکنند این یعنی توازو خدا همه ما رو احل توازو قرار بده انشاء موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی اولین خصیصه هزه تهران جامعیت اصاتیده اندیشه ها پوشش هماغشاگ علمی فرهنگی اجتماعی و سیاسی اندیشه ها بسم الله الرحمن الرحیم شنواندگان عزیز و فرهیختگان گرامی سلام برامه امروز اندیشه ها را به موضوع اقبه سیاسی ترویج باستانگرائی در ایران اختصاص داده ایم لطفا تا پایان برامه ما را همراهی بفرمایید باستانگرائی هر چند سابقه طولانی دارد به صورت مسنوعی از اواخر دوران قاجار در عرصه فرهنگی اجتماعی و سیاسی جامعه ایرانی پدیدار شد باستانشناسی و جامعه شناسی اقوام ایرانی یک مقوله علمی و یکی از رشته های تاریخ است و در جای خود بسیار پسندیده و لازم است اما امروز رسانه های بیگانه بازدارده باستانگرائی و ملیگرائی را به صورت انحرافی، تبلیغ و اهداف خاصی را دنبال می کنند که آشنایی با این اهداف می تواند ما را از افتادن در دام تشتت و تفرقه و دقوتبی سازی ایمن سازد البته بررسی و واکاوی هر موضوع علمی و غیر علمی به دقت و زرافت نیاز دارد به ویژه در موضوعات تاریخی باید نگاه ما اولا بیترفانه و منصفانه باشد و ثانیان هدف از تاریخ پجوهی را نباید گم کنیم باید تاریخ چراق راه آینده من باشد چگونگی برخورد با موضوع باستانشناسی نیازمند دقت فراوان است تا مبادا با کچ سلیغگی یا رفتارهای نادرست به بحانه مبارز با دیدگاهی انحرافی زمینه برای ایجاد حساسیت در جامعه فراهم شود و به جای دریافت نتیجه مصبت نتیجه معکوس بگیریم یکی از این دقتها و زرافتها تفکیک بین باستانشناسی و باستانگرایی است اولی یک مبحث علمی است و دومی یک مقوله سیاسی و هدفدار است حجت الاسلام دکتر رسول رزوی عضو حیط علمی دانشگاه قرآن و حدیث از این محلیت های باستانشناسی و باستانگرایی است این و آینهای استماع سیاسی فرهنگی گذشته رو بهترین ها میدونه به دلیل قدیمی بودن و باستانی بودن اونها رو حفظ میکنه و هران چه از به این رفته رو دوباره میخواد احیا کنه و بازیابی کنه و دولت و ملت و کشور و تمدن فعیلی رو با عرضش ها و میارهای گذشته مدیریت کنه حالا این اگر افراد کنه در این کارها و به استلاح بیش از اندازه اصرار بر این عمد روشته باشه از باستانگرایی به پرستش باستان و باستان پرستی میرسه ما نمونه های از اینها رو در طول تاریخ خودمون داشتیم خب این عمر یعنی باستانگرایی در بعضی اوقات با دین چالش پیدا میکنه آنجایی که دین آموزه هایی رو ارائه میکنه که در تزاد با آورده ها و داشته های قدیمی انسان هاست خب انسان ها به خاطر همون حب و علاقی که به گذشته خودشون داشتن به نیاکانشون داشتن و به آورده های نیاکانشون داشتن از قبول آموزه های دین سر برمیتابند و پرهیز میکنند همین اولین چالش میشه بین دین و آموزه های بازره و آموزه های دین و آموزه های دین اونگاه ضد دین میشه که آموزه های دین رو قبول نمیکنه به صرف این که ما عرضش های کهان داریم فرض کنید که در بین عرب اده از توایف بچه هاشون رو بختر هاشون رو زنده به گور میکردن خب وقتی اسلام میاد و با این هم مخالفت میکنه اون شخص در مقابل آموزه اسلام صرفا به این خاطر که زنده به گور کردن دختر یکی از سنت های کهان ما و از آموزه های پدران ما مقابل کنه اینجا چالش ایجاد میشه یه بس چالش زمانیه که اصرار کنیم بر باقی ماندن قوانین و باورهای که هیچ مستند عقلی نداره الا این که مرد عمل پدران و نیاکان و گذشتگان بوده و بر باستانی بودن اونها تحکیل کنیم در این صورت که با این چالش پیدا میکنیم متعالیات و تحقیقات حوضه ملیگرائی، باستانگرائی و نیز تبلیغ این مسائل با اهداف مختلفی صورت میگیرد اگر این متعالیات و تبلیغات در واقع متعالیات عمومی تاریخ باستان باشد این مسئله هیچ اشکالی ندارد چنانکه متعالی تاریخ سایر ملت ها هیچ منافعتی با اسلام ندارد به ویژه متعالی تاریخ ایران پیش از اسلام از این جهد اهمیت دارد که نسل جدید میتواند بین دو فصل قبل از ورود اسلام به ایران و ایران بعد از اسلامی شدن مقایسه کند بنابراین پرداختن به تاریخ ایران باستان نه تنها دارای ایراد نیست بلکه امری بسیار در خوره تحسین است چون هر ملتی باید حوییت تاریخی خودش رویده و در نتیجه پرداختن به ریشه های تاریخی جوامه امری ضروری است و ما نباید احساس کنیم پرداختن به تاریخ ایران باستان امری خطا یا مخالفت با اسلام است قبل از ورود اسلام به ایران ما در فلات ایران یک تاریخ کوهن داریم که آگاهی از آن میتواند زمینه رشد سیاسی و فرهنگی ما را فراهم کند هرچه ما از تاریخ تجربیات و تاریخ اداری جامعه و تاریخ زیست متمدنانه پیشینیان ما بیشتر بدانیم در واقع توان بهرگیری و تجربه افضایی و قدرتمندی جامعه ایرانی را افضایش دادیم متفکر شهید استاد متحری کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را بر همین اساس تعلیف کردند در این کتاب شهید متحری را بر همین اساس تعلیف کردند شهید متحری از نسبت اسلام و ایران و خدمات آنها بر یک دیگر می گوید. این کتاب در زمانی نوشته شد که برخی دیدگاه ها ورود عرب ها به ایران را آمل کشدار، قارت، کتاب سوزی و از بینرفتن تمدن ایران می دانستند. شهید متحری در این کتاب اسلام و ایران را موجه به رشد یک دیگر دانست است. اما متاسفانه این گونه تاریخ پجوهی پی گرفته نشد و جریانهای سیاسی خارجی و سلطجو و استعماری باستانشناسی را به باستانگرایی تغییر دادند. دکتور رزوی دکتور رزوی آموزه های اسلامی به خوبی ایجاد می شد شاید ما چالشی به نام باستانگراهی نداشتیم متاسفانه افرادی اسلام رو بارده ایران کردن که به نجات پرستی باور داشتن و مردمان رو به دو دسته شهروند درزه یک و شهروند درزه دو تقسیم کردن خود ایرانیان رو موالی نامیدند یعنی در واقع شهروندان درزه دو و تبعیز از همون اول شروع شد این تبعیز باعث شد که برخی در مقابل اسلام زپگیری کنند البته اسلام واقعی نه اسلامی که خلافت اوموی مبلغ اون بود خب در این زپگیری ها معلومه که دشمن به هر چیزی عمل می کنه و همین بیاداری و حالتی هایی که بنی اومیه مسبب اون بود سبب شد که اده از ایرانیان علاقمند بشند به بازگشت به دوره قبل از اسلام و این شعار مطرح بشه که ما قبل از اینکه مسلمان ها بیان در دوره ساسانیان حکومتی داشتیم و قدرتی داشتیم الان مثلا بنی اومیه اومده اینجا رو گرفته و ما رو موالی می ناده ریشه گرایش به باستان در ایران از همین بیاداریست اما بعدها اوامل دیگه ای هم به این افصوده شد به نظرم اولین گروهی که باستان گرایی رو به صورت سیستماتیک آغاز کرد دولت سامانیان بود سامانیان بعد از تاهریان در ماورانه رو روحور کرده بودند اینها یه قدرت نوپدید بودند از طرفی خب لازم بود که حمایت و به اسطلاح همراهی خیلیه خلافت عباسی رو داشته باشند و زیر نظر اونها باشند از سوی دلشون میخواست که استقلال داشته باشند و اسطلاح از بازگذاری راها بشند برای مقابله با خلافت عباسی اینها در فکر تأسیس دولت ملت افتادند خب دولت ملت نیاز به زبان مشترک آین مشترک فرهنگ مشترک داره اینها بهترین گمانه رو در این دونستن که ما با احیاه فرهنگ قبل از اسلام میتونیم دولت ملت رو بسازیم برای همین بیشتر ورود پیدا کردن به بحث عدویات و ترویج زبان فارسی و گسترش فرهنگ قبل از ایران شاعران متعددی رو ما داریم اولین شاعران در دوره این سامانیان پدیدار شدن اینها وظیفه شون ترویج زبان فارسی و گسترش اون و حفظ و نگهداشون در مقابل زبان عربی به حساب میامد و زمینه ساختن یک ملت در مقابل ملتهای دیگر رو ایجاد میکردن تقریبا بیشتر چتاب هایی که به زبان فارسی اولین بار نوشته شده در دوره سامانیان هست به خصوص از نظر عدوی ترجمه هم در همون زمان شروع شده مثلا تاریخ تبعی رو به فارسی ترجمه کردن حتی تفسیر تبعی رو به زبان فارسی ترجمه کردن از اینجا سعی شد که بعضی از ارزش های دولت ساسانی و فرهنگ زمان ساسانی احیاب شد ولی خب خیلی گسترده نبود شنوندگان عزیز همچنان با برامه اندیشه ها از رادیو معارف در خدمت شما هستیم برامه امروز را به موضوع اقبه سیاسی ترویج باستانگرایی در ایران اختصاص داده ایم برخی از جرایانات سیاسی که امدتاً بیرون از جامعه ایرانی حضور دارند و آبشخوری در اهداف بیگانگان دارند باستانشناسی را به باستانگرایی کشندند و فضای علمی را به قدر ملتحب و افراتی کردند که به هیچ عنوان نمیتوان با نگاه انتقادی گذشته را متعالیه کرد البته از سوی دیگر نیز اندک افرادی هستند که با هر گونه متعالیه باستانی مخالفت دارند و آن را مقابل دین قرار میدهند اما آنچه ما در پردازش تاریخ ایران باستان باید با آن توجه داشته باشیم این از که از نقل تابقا نعلو به نعل و تکرار تاریخ و آنچه برای ما نوشته شده پرهیز کنیم اگر واقعا به تاریخ اعتقاد داریم و اگر متقدیم که تاریخ حوییت سازه است و تحریف تاریخ باعث امکان ایجاد سلطه می شود پس باید زمینه پجوهش محققانه را محیا کنیم و این فضای بسته و افراتی باستانگرائی را تعدیل کنیم متاسفانه در تاریخ نگاری باستانی برخی فضایی را ایجاد کردن که هیچ کس امکان تشکیک و سؤال و درخواست مستندات نداشته باشد باید این امکان فراهم شود که از مورخانی که در این زمین کتابه کتاب نوشتند سؤال شود که شما بر اساس چه مستنداتی این گونه تاریخ را روایت کرده اید مجدت الاسلام دکتر رسول رزوی قضوه حیط علمی دانشگاه قرآن و حدیث دومین دولتی که این راه را ادامه داد غزنویان بودن چون محمود غزنوی که بزرگترین پادشاه غزنویان هست در واقع همون راهی را ادامه داد که سامانیان داشتن علت شما این بود که پدر محمود غزنوی از کارگزاران دولت سامانی بود با سیاست های اونها آشنا بود و محمود هم با اون سیاست ها آشنا بود وقتی که قدرت را به دست گرفت همون شاعران را در دربار خودش جذب کرد شاعران جدیدی را جذب کرد همون سیاست را ادامه داد وظیفه این شاعران احیاع فرهنگ باستان ایرانی بود تا بتونن ملت جدیدی در مقابل ملت اسلامی ایجاد کنن حالا بنابرای بعضی از نقلها سی ست شاعر پارسیگو در دربار محمود غزنوی روداش این عجیبه محمود غزنوی خودش و تمام ارکان دولتش ترک بودن یک شخص ترک چه ترکی صحبت میکنه فامیلش خاندانش حکومتش همش ترکن چرا میاد احیاع میکنه فرهنگ ساسانی را چون برای اون مهم ایجاده یک صد در مقابل خلافت عباسیست که بتونه حکومت اینو پایدار و مندگار کنه و همین خاطر میبینیم که شاعران مختلفی شروع به سرودن اشعار در مورد دوره قبل از اسلام میکنن نمودش هم شاهنامه فردوسیه شاهنامه فردوسی که سی سال براش زحمت کشیده هدفش هم این احیاع اصر باستان بود خود فردوسی میگه بسیار رنز بردم در این سال سی عجم زنده کردن بدین پارسی زنده کردن عجم به خودی خودش هیچ منافعاتی نداره و فردوسی در این مورد هیچ تقصیری نداره به خصوص که در متنش هم ما میبینیم که فردوسی هیچوقت سعی نمیکنه بین گذشته و حال فاصله بیندازه اما هدف محمود غزنوی این نبود یعنی کاری که فردوسی کرده با اون هدفی که محمود غزنوی و دیگر شاهان غزنوی داشتن تفاوت داشت محمود غزنوی میخواست یک ملتی مستقل و جدا از ملت اسلامی درست کنه تا پایه های حکومتش رو برون بذاره یعنی از باستانگرائی به نفع قدرت و سیاست خودش استفاده میکرد بعد از غزنویان دولت های بعدی هم همین راه رو ادامه دادن مثلا منوان نمونه آل زیار یک نقطه عطفیه که نشون میده که چطوری از باستانگرائی استفاده کردن آل زیار مهمترین حاکمش مرداویجه که وقتی که ظهور پیدا میکنه خودش رو متی و فرمانبر خلیفه عباسی اعلام میکنه ولی وقتی که خلیفه عباسی از فرزندان بویه حمایت میکنه ناگهان مرداویج تغییر رویه میده و دستور میده که زشنهای دوره باستان رو احیا کنن خودش تازه خسروی بر سرش میذاره و مانند خسروان زشن میگیره و اعلام میکنه که مثلا شان ساسانی رفتار خواهد کرد این نشون میده که این هیچ علاقی به باستان به ماهو و باستان نداره بلکه باستان رو وسیلهی برای مقابله با خلافت عباسی قرار داده یعنی سو استفاده از باستان همونطور که محمود غزنوی که مام بود میخواست از همین باستان و احیای باستان همین سو استفاده رو بکنه متاسفانه باستانگرائی ابزار و پوششی شده تا با آن بی ارزگی شاهان ساسانی و غزنوی و قاجار و پهلوی پوشیده بماند آقای رزوی بعدها هم پادشاهان دیگری همین کار رو انجام دادن منطقه این باستانگرائی در دوره صفاویه دیگه تقریبا به پایان میرسه علتش اینه در دوره صفاویه دیگه یه دولت ملت قوی در ایران شکل میگیره و ما مرزهای فرهنگی مشخص امون رو تعییم میکنیم تعییم شده همین مرزها و همین فرهنگ باید میشه که دیگه نیازی نداشته باشین که به احیای