بسم الله الرحمن الرحیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم یا ایها الذین آمنو شهادت بینكم اذا حضر حدكم الموتوحین الوسیت اثنان دو عدل منكم او آخران من عیدكم این انتم ذرفتم فرآبون فا از قابتكم مسقیبتوش موت تحبسونهما من بعد ازقراه فی اغسمان به الله ارتفتون لا نشتری بهی ثمنه ولو کانده غربه ولا نکتمو شهادت الله انا اذل من الاثمین فی الاثر على انهما استحقا اثمان فا آخران یهومان مغامهما نهامهما من الذین استحق عليهم الاولیان فی اغسمان به الله لشهادتنا احق من شهادتهما و معت هدینا انا اذل من الظالمین ذالکه ادنان یاتو به شهادت على وجهها او یخاف ان ترد ایمان بعد ایمانه واتقون لها واسمعو والله لا يهدن قوم الحاصقين این سعای مربوط به وسیعت و استشهاد حال وسیعت است شهر نزولی که سیوتی در اسباب نزول نقل کرد با اونجی که مرحوم امیر اسلام در مجموع بیان نقل کردن مختصر تفاوتی دارن ولی خط اصلی شهر نزول یکیست و این از که دو نفر مسیحی به اتفاق یک مسلمان مسافرهیده دارن و در این اتفاق نزول نقل کردن و این اتفاق نفرهی را از مکه به طرف شام شروع کردن این مسلمان یک جام گرنبه هایی داشت جام نقرهی داشت که با تلا تقریبا حق شده بود این جام قیمتی بود و کاله های دیگر از قبیل لباس و مانندان هم داشت و این مسلمان مریض شد و نشانه مرگ را یادد و وسیعت کرد و انوال را در اون وسیعت نامه نوشت که اون که از من منده است صورت گرفت که این انوال است و این وسیعت نامه را و صورت انوال را در لابلای مالش پنهان کرد بعد این دو همراه مسیحی را وسیع خود قرار داد به این معنا که اینها را شما وسیع منید امانت پیش را باشد به احلم درست این مسلمان در همون بیماری میمیرند اون دو مسیحی انوال او را جستجون میکنند این جام گرانبهارا از اون مال میگرند بقیه را به بازموندگان این مسلمان میرسانند اونها در انوال جستجون میکنند دست نوشته وسیعت نامه پدر خود را و مورس خود را میابند از این دو مسیحی همراه و همسفر سوال میکنند اون جام گرانبهارا چی شد اون جام چی شد اونا گفتند اموالی که او به ما تحویل داد همین مقدار بود جام در اونم آوردند به محضر پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم یعنی ورثه به بازموندگان جریان را به پیغمبر عرض کردند پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم هم اون دو مسیحی را احضار کرده است بعد از نماز عصر اونا هم سوگند یاد کردند که ما تخلیف نکردیم به پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم هم اونها را آزاد کنشد و رها کرده است بعدها اون جام را در دست اینها دیدند ورثه دوباره آمدند خدمت پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم عرض کردند این جام گرانبهار در دست اینها است و اینها کتمان کردند بعد دوباره که به محکمه آمده است پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم از اونها سال کرد که چطور گریان جام را نگفتید گفتند این جام را ما در زمان سلامت او قبل از اینکه او بیمار بشود از او خریدیم و یادمون رفت که گزارش بدیم که ما این جام را از او خریدیم بازموندگان که مدعی بودند این جام مال اونها است و به عرصه سیده است و پدرشون نفرو بیین نداشتند و پدرشون نفرو بیین نداشتند وقتی بیین نداشتند سوگند یاد کردند راه را این چنین نشونده است که سوگند یاد کردند یا باید سوگند یاد کنید در این زمینه اونگاه میفرماید به اینکه این راه برای حفظ حقوق و حفظ شعون و حدود وسیعت بهتر از راه های دیگر است فروع فراوانی را این دعایه در مزیر مجموع خود دارد این اجمالی از شعر نزول بود باید خود آیه با سائر آیات بررسی میشود حکم فقهی این هم مشخص بشود تا تطابق مضمون آیه با شعر نزول هم روشن میشود این آیه از در تجزیه و ترکیب عدوی جزئی مشکل تا این آیات است آیا مزاح محضوف است، آیا خبر محضوف است، آیا فعل محضوف است تا بالاخره روشن بشود حالا بار دیگر به این آیه مراجعه فرمید قَمُدْ يَا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَتُ بَيْنِكُمْ که گفتن این مبتداس و خبرش محضوف است یعنی علیکم شهادت بینکم بعضی ها خواستن بگوین این شهادت مبتداس، خبرش اثنان است ولی شاد این چه این نباشد علیکم خبر است محضوف و شهادت مبتدای است مذکور علیکم شهادت مبتدای است مذکور معلوم نیست که این شهادت مربوط به محکمه است یا مربوط به غیر محکمه است اون گفت قَمُدْ اِزَا هَذَرَ اَهَدَكُمُ الْمَوْتُ هِينَ الْوَسِیَةِ این نشان می داد که استشهاد هین وسیعت است این که قَمُدْ اِزَا هَذَرَ اَهَدَكُمُ الْمَوْتُ بَرْتَمُدْ هِيْنَ الْوَسِیَةِ که این هین الوسیعه بدل است برای حضور موت کنایی از آن از که اگر نشانه های مرد در شما پیش آمد نه این که واقعا محتضر شدید و این قید هم قید قالبی است چون قالبن انسان در اواخر عمر وسیعت می کند وگرنم وسیعت نافذ است چه انده حضور موکس باشد چه انده عدم حضور موکس منطق حرق این است که اگر کسی نشانه های مرد را در خود دید وسیعت بر او واجب می شود البته در جایی که وسیعت واجب است چون وسیعت ذاتا مستحب است اگر حق اللهی حق ناسی در احده کسی نباشد وسیعت شرعن بر او واجب نیست خود وسیعت ذاتا مستحب است اگر حق الله یا حق ناس بر احده کسی باشد واجب می شود انده ظهور امارات الموت وسیعت کند و اگر کسی حق الله یا حق ناس بر احده او نبود یا اگر بود ادا کرده است مثلا نمازهای خود را قضایی کرده یا کفارات و بدل حد یا قضای رمضان را ادا کرده حق ناسی اگر بر احده داشت ادا کرده چنین کسی وسیعت شرعن بر او واجب نیست البته مستحبه خوب چون غالبا وسیعت هنگام ظهور موت است و هنگام ظهور امارات موت وسیعت بر بعضی افراد واجب می شود کلمه ازا هزر احده کم الموت قید شده است وگرنه اون چه مهم است هین الوسیعه است پس شهادتو بین کم هین الوسیعه خواه ازا هزر احده کم الموت باشد خواه در حال سرکاره سلامت باشد امده هین الوسیعه است که بدل است برای ازا هزر احده کم الموت چون اون چه که نقش مهوری دارد هین وسیعه است مطلب دیگر اون است که استشهاد در بعضی از امور برای آن است که بعدها مشکلی پیش نیاید وگرنه شرط صحت اون عمر نیست مثلا استشهاد در گریان نکاه استشهادیه استشهاد در گریان بی و شراوه ماننده اون برای آن است که اگر بعدها مشکلی پیش آمد انت هم بتواند ثابت بکنه این چه اینیست که استشهاد هین ال بی یا هین النکاه شرط صحت بی یا نکاه باشه در حالی که در آخر اواخر سوره مبارکیه وقره گریان استشهاد هین ال بی آمده است این برای آن است که بعد مشکلی پیش نیاد جامعی منظم جامعی است که بتواند اگر اختراق پیدا کرده است او را اثبات کند ولی برخلاف استشهاد هین ال تلاق وستشد و زرعی عدل من کم که در باب تلاق آمده است اون شرط سه حد تلاق است اون البته برابر نصف خاصی که دادیم بنابراین اصل استشهاد یک حکم ارشادی است شاید رجحان تعبودی هم او را همراهی بکند برای آن است که مشکلی در مناظرات پیش نگاهید شرط سه حد این عقد ها نیست نعقد نکاه مشروط استشهاد است نعقد بی و حالی که برای بی و مانند آن آیه آن نازه شده است که هنگام خرید و فروش استشهاد کند وستشد و شهیده نمین رجال کمی فین لمبی کنه رجولینه فرجرون و امرعتانه برای اینکه انتبل احداهم و افتزکر احداهم و اخراب مانند و این در مسئله و افتزکر احداهم و اخراب مانند و افتزکر احداهم و اخراب مانند و افتزکر احداهم و اخراب مانند و افتزکر احداهم و اخراب مانند و افتزکر احداهم و اخراب مانند و افتزکر احداهم و اخراب مانند و افتزکر احداهم و اخراب مانند و افتزکر احداهم و اخراب مانند ارز معلوم می شود که این در طول همه ندار ارزه مطلع بعدیان از که این طولیت و نفع ارزیت که از این کلمه انتوم زربتوم فل ارز استفاده می شود نه برای آن از که سفر دخیب است این غیب بارد مورد قالب است چون قالبا انسان در سفر دوتا عادل مسلمان ممکن است نصیبش نشود وقتی سفر کرده به دیار اهل کتاب دوتا مسلمان عادل ممکنه او را همراهی نکنن پس این غیب بارد مورد قالب است اون که که اساس کار است این است که اگر دوتا مسلمان نداشتی تا سفر باشد راه از افت حالا اگر کسی امارات مرگ ظهور کرد در مدینه بود مثلا بر همون سرد اسلام همسایه های او اهل کتاب بودن و مسلمان اونجا حضور نداشتن که اونها را شهادت طلب بکنن دوتا مسیحی یا دوتا کلیمی یا یک مسیحی و یک کلیمی فرق نمی کنن اینا اگر شهادت حضور داشته باشن کافی است پس سفر خصوصیت ندارد بلکه امده طولی بودن مسئله است یعنی اگر دوتا مسلمان عادل نبودن دوتا عادل غیر مسلمان مطلب مهمان است که در این کنه از امور که مسائل مالی است امده حالی همون ادالت و حفظ امانت است لذا دوتا آدم امین گر که مسیحی باشند بر دوتا مسلمان غیر امین شرعن مقدمه نفرمود دوتا مسلمان عادل اگر دوتا مسلمان عادل نداشتید دوتا مسلمان فاسق فرمود دوتا مسلمان عادل اگر دوتا مسلمان عادل نداشتید دوتاella این غیر مسلمان چقدر مسئله امانت مهم است یک کسی که امین نیست برو مسلمانم باشد نمی شود او را شاهده وسیعت قرار دارد اینجا یه مسئله مالی امده اون کارهای اساسی و انصری به رست همون امانت است و اگر کسی آدل و امین بود برو مسلمانم نباشد شهادت اون آفز است خب این دین می تواند دین جهانی باشد هیچ تصمیم در اون نیست می فرماید اگر چنون چه دوتا آدل مسلمان پیدا نکردید دوتا آدل از غیر مسلمان ها را می توانید منوان و وسیع بیارید اساس کار در این جا اینه که این دوتا مسیحی یا دوتا کلمی یا یک کلمی و یک مسیحی در دین خودشون آدلند رعایت امانت جز احکام بین المدلی دین الهی است هیچ دین نیامده که مثلا خیانت را تجویز کرده باشد و امانت را واجب ندارسته باشد هیچ دین نیامده اینها جز خطوط کلی اسلام است که این ندینه این دلاله های اسلام در اون شرعه و منحاج اختلافی راه پیدا میکرد حالا مثلا نماز اونها به سمت بیت المقدس میخوندن و میخانن ما به سمت کهبه رکعات نماز ما کیفیت نماز ما با اونها فرق میکرد اینها شرعه و منحاج است اما اصل عبادت فرقی نمیکنه جز دین است مسئله رایت امانت رایت عدالت اینها جز اسلام است جز خطوط کلی دین است که همه انبیاء حافظ این کار بودن بنابراین دین چون حامی قسط و عدل است و حامی امانت است میفرماید اگر دوتا مسلمان آدل بودن مقدم اگر دوتا مسلمان آدل نبودن دوتا یهودی یا دوتا مسیحی یا یه یهودی و یه مسیحی امین بودن اونا را شما استشار کنید حالا چه شهر چه رستا چه هزر چه سفر حالا این چه نیست اگر یک کسی در یه محله زندگی میکند که بعضی از همسایه های او مسلمان هست بعضی از همسایه ها غیر مسلمان هست چنین شخصی اگر اتفاق افتاد حالتی به او دست داد حالا تصادف یا غیر تصادف که دیگه مسلمان ها نیستن اونجا همین همسایه های مسیحی او هستن و مسلمان های فاسق هستن ولی دوتا همسایه دارد که هر دو عادلند و امینند در دین خودشون عمیند و عادلند امانت که امریک اومیست در دین خودشون عادلند و دستورات دین خودشون عادل میکنند خب اینا مقدمن با مسلمان فاسق این نشانه آنست که هیچ تحصیبی در اسلام نیست چنین مکتبی میتواند جهانی باشه خب تحصیل که در حال استرار اگر ام دار بشود میلین که مسلمان خائن شاهد بشود یا یک مسیحی امین یا یهودی امین یهودی امین یا مسیحی امین مقدم این یک و این استشهاد هم ترتیبی استن تخیری برای این که بود این انتم زربتم فرعر که نشانه استرار است بر فرض هم صحبت نداشته باشد یا اقتصادی من غیركم من غیركم خطاب شهادتو بینکم یعنی بین المسلمین اذا هزر احدکم یعنی مسلمین زبا عبد من کم یعنی من مسلمین او آخران من غیرکم چون صدر آیه که خطاب مؤمنی است بینکم احدکم زبا عبد من کم سه تا زمیر جمع مذاکره سالم است که خطاب است که مخاطمه اش مسلمین است او آخران من غیرکم من غیر مسلمین دیگر هین الوسیعت منظور هین الوسیعت است که بدن است برای حضور موت یعنی برنگ ثابت بکنند که هزا هزر احدکم موت میار نیست میار وسیعت است یه وقت از انگام بیماری منتحیه به مرگ انسان وسیعت میکند اندزاره بیماری منتحیه به مرگ انسان وسیعت میکند اندزاره بیماری منتحیه به مرگ انسان وسیعت میکند اون میشه هزا هزر احدکم موت چون غالبا اون جوستید میشه یه وقت نه میار هین الوسیعت بلو قبل ظهور امارات موت باشه امده هین وسیعت است او آخران من غیرکم این انتم زربتم فی الارض این هم برابر شعن و زور بود و بر اساس این قید وارد مارد قول غالب است وگر نه سفر و هزر هزر ماه نیست نه سفر شر بلکه میار این است که اگر دوتا مسلمان آدل حضور نداشتن شخص میتواند از غیر مسلمان ها به عنوان استشاد دعوت کنید خب این که فرمود این انتم زربتم فی الارض فعصابت کن مسیبت الموت یعنی نه این که حالا مسیبت موت رسیده است این مستقبل محقق رو بقو که از او به ماضی تعبیر شده است معنیش این است که حالا نشانه های مرگ که ظهور کرد که در آینده نزدیک میمیرید مسحه این تعبیر شد که فعصابت کن مسیبت الموت نه این که واقعا مسیبت موت به شما عصابت کرده شما مردید مرده که دیگه وسیعت نمی کند خب پس دوتا شاهد اگر چون چه محل ریبه نبود خب این ها وسیعن وسیع در مانن البته این مال را از این متوفا میگیرن به بازموندگان میرسانن این ها وسیعن و کار اون هم نافذ اگر بازمونده اتمینان پیدا کرد یا لعقل شک نداشت امان خلاف نبود خب به همین وسیعت عمل میشه یعنی این دوتا مسیحی یا دوتا یهودی یا یک مسیحی و یک یهودی وسیع این شخصنان این مال را از اونجا میگیرن به طبق وسیعت او دستورو عمل میکنن میدن اما وسیع میتوانه باشن نه ولی یعنی نمیتوان شرعن یک کسی که سغیر دارد یک مسیحی یا یک یهودی را وسیع خود قرار بدهد که بعد از مرگ او سرپرستی اولاد مسلم را داشته باشن چون این جعل ولایت است در حقیقت چون لیج اولا لکافه نعل المؤمین سبیلا این کار مشروع نیست وسیعت به غیر مشروع مشروع نیست هرگز دیگر مسلمان نمیتواند غیر مسلمان را سرپرست و قیم بچه های خود قرار بدهد که اونو در حکم مسلمان هست جعل ولایت مشروع نیست ولی جعل وسیعت در حدی که مستلزم ولایت نباشد مشروع نیست چون وسیعت که مشرع نیست خب فرمود اگر چنون چه مورد تهمت نبودن خب با وسیعت در امور مالی عمل میکنن ولایت نیست یک صرف وسیعت است و اونم در محور مال عمل میکنن ولی اگر مورد اتحام شدن یعنی بازموندگان اینها را متهم دانستن اونگاه در اونها تهبسونهما من بعد سلاته فیقسمان بله انرتبتون پس چون همه اینا مشروع دست اگر چنون چه بازموندگان این اهل کتاب را دو مسیحی یا دو یهودی یا یک مسیحی یهودی را متهم ندانستن خب برابر وسیعت عمل میشه مال را تحویل میگرند و من هم میرم اگر اون را متهم کردن اینها باید سوگند یاد کنن که ما خلاف نکردیم تهبسونهما اینها را نگه میدادید من بعد سلات چون حالا سلات عصر است یا نه اون تو جریان شعنزور بود چون وقتی نماز خونده شد همه حضور دارن بعد از نماز هم مهمتر از قبل از نماز است چون دعاها و عدئیه بعد از نماز اثر بیشتری دارد به انسانی که نماز خونده است یا حالت تنبهیم در او پدید می آید بذار گفتن سجادهاتون ترک نکنید چیزی از خدا بخواهید و برخیزید بالاخره قدر بعد از نماز را بدانید اون دعا بعد از نماز مستجاب است بعد از نماز همه حضور دارن یک به حالت بیداری برای همه پدید آمد این دو اونگاه این دو نفر را نگه میدارید بعد از نماز حالا بعد از نماز خودشون نمازی که خوندن یا بعد از نمازی خودتون که همه حضور دارن تهبسونهما این دو نفر را من بعد سلاد فیقسمان بالله اینا به الله سوجندیت میکنن این ارتبطون شرطیست که به اون اصل حبس برمیگرده حبس دوتو شاهد و سوجند این دوتو شاهد شاهد وسیعت سوجند این دو وسیع و حبس این دو شاهد وسیع در صورت ایست که محل رعیبه شما باشن اگر شک نداشتید که خب اینها آزادن اگر دربار اینا شک کردید اینها را بعد از نماز نگه میدارن بازداشت میکنن متوقفشون میکنن تا سوجند یاد کنن چی سوجند یاد کنن فیقسمان بالله به خدا قسم بخونن که چی که لا نشتری بهی سمنه این سمنه یعنی زا سمن تو انسان سمن نمیخرد در بعض موارد دیگر هم بشتر و بهی سمن انقریله آمده است انسان سمن نمیخرد به وسیع کارش به این میکند به سمن میگیرد نه که سمن بخرد بلکه موسمن میخرد هم این آیه که دارن لا نشتری بهی سمنه هم آیه دیگر دارد که رشترون بهی سمنه یعنی یا معنای بی است که اشترا منی بی است مثل بی اسم اشتره و بهی انفسه هم یعنی بی اسم اشتره و بهی انفسه هم بی اسمو باؤ و بهی انفسه هم یا اشتراو معنای بی است یا سمن به معنی موسمن به زا سمن لا نشتری بهی سمنه یعنی زا سمن لا نشتری بهی موسمنه یا نشتری به معنای نبی اوست لا نبی او بهی سمنه لا نبی او بهی سمنه لا نبی او بهی سمنه دیگر دیگر دارن نمی کنیم به وسیده این کارمون پولی را اینا به خدا سوگند یاد کنن که ما با این کارمون نمی خواهیم خلافی بکنیم کمی رو زیاد بکنیم زیادی رو کمی بکنیم هر چی که وسید ما گفته است عمل می کنیم همین مقدار هست لا نشتری بهی سمنه ولو کانزا غربه یعنی ولو اون شخص از بستگان نزدیک ما باشد ما خلاف نمی گیم به سود کسی از بستگانمون دروغ نمی گوییم چنکه به زیان کسی از دشمنان ما هم دروغ نمی گوییم لا نشتری بهی سمنه ولو کانزا غربه ولا نکتومو شهادت الله نه اون چی را که ما دیدیم کتمان می کنیم نه برخلاف می گوییم هر چی را که شاهد بودیم همون را بلاق می کنیم یعنی بگوین این وسید کننده ما را شاهده وسید خود قرار داد ما هر چی را که شاهد بودیم می گوییم که او چه وسید کرده است به کی چقدر بدید چقدر مال دارد مال را کجا بشترک بکنید