درست و اصول برم و بیان سلسلوار دروس اعتناب سؤالات و اشکالات شاگردان و پاسخ شایسته و قانع کننده به آنان این ویژگی های تدریس ایشان سبب شده تا درسشان یکی از پرجمعیت ترین دروس حوزه علمیه قوم باشد حجت الاسلام و المسلمین محمدی پجوهشگر زمان اشارت حدود ده سال پیش بود که به مناسبت ایما خیمتشون رسیدیم اونجا میگرد بیش از 110 تعلیف 10 سال قبل شد بیشتر از 10 سال قبل 110 تعلیف رو انجام داده بودن تعلیف هایی که به زبان های مختلف به حدفش 10 زبان بیشتر از 10 زبان ترجمه شده به زبان های مهم مثل اردو مثل انگلیسی و سایر زبان ها این کار کار کردن انقدر پرکار بودن این واقعا باید لطف خدا باشه بگیرن امر انسان و وقت انسان انقدر حاکفاف نمیده هر کدام از کارهایی که ایشون داشتند کارهای برجسته یعنی خیلی برجسته ای که ایشون داشتند اگه یه عالمی 50 سال 60 سال سرمایی گذاری بکنه و محصولش تفسیر نموه باشه یا تفسیر موضوعی باشه که از ایشون شاب شده تو زمینه تفسیر آن باشه که ایشون ارائه دادن یک عالم موفق است آیت الله مکارم شیرازی در تیه بیش از 70 سال متالعه و تحقیق مستمر حدود 150 جلد کتاب نگاشته که برخی از آنها تا 40 بار تجدید چاب شده و بسیاری از آنها نیز به چندین زبان زنده دنیا ترجمه گشت است اشق ایشان اشق ایشان به ساحت مقدس حضرت امام علی علیه السلام موجب شد تا شرحی روان بر نهج البلاغه به نگارد با نام پیام امام نتیجه سالها تدریس فقه و اصول خیش را به صورت مکتوب در کتابهای انوار الاسول در سه جلد و انوار الفقاهه در چندین جلد در اختیار طلاب و فوزلا قرار داده است همچنین کتابهای القوام در دو جلد و تعلیقات در دو جلد از دیگر آثار فقهی این مرجع بزرگ شیعه است کتابهای اعتقادی آیت الله مکارم شیرازی از دیرباز مورد توجه و علاقه شدید نسل جوان بوده و بارها تجدید چاب شده است آیت الله مکارم شیرازی مشبه شده بودیم به مکتوب یک وقت گفتند یک نفر از تاجیکستان آمده سراغ شما را میگی بود بیاد گفتیم بیاد آمد و با من اهل تاجیکستان هستم یک کتابی از افغانستان آمد پیش ما بنام فیلسف نباها تا اون زمان حجت قاطع بر زد کومونیستا ما نداشتیم چون جزئه شروعه شده بود تاجیکستان اون کتاب خوندم تعبیر خود شد حجت قاطعه پیدا کردم گفتم من این کتاب را با چاب کنم در حالی که در اون حکومت استالین و در اون قوقا کسی جرعت نمی کرد با خود جانش بازی می کرد گفت هزارت را چاب کردم منتشه کردم و نتیجه مهم می گرفتم فیل ازها را خوشوقتی کرد و این جمعه جالبم به من گفت گفت من هر هفته یک روز میرم کنسلگری ایران دارم و مقتقدم باید سر بزنم یک بار در اونجا مثل زیابتگاهی که میرم و دوتا پسر دارم میخوام اونا را بفرستم سنیه بود شیعه نبود میخوام اون دوتا پسر بفرستم قوم پیش شما درس دین بخانی و این مستند رادیوی همچنان ادامه دارد شگده رو بدردیم فلاتای مرمون و نمان fronts هستیم فلاتای مرمون ما هستیم باید بفُلست concentration ما هستیم پ س پایان ما هستیم و شما چوانب هستقذر شما باید برایㅠㅠ مالک ها های تو صورتتر زیاد را بیشتر قربت و نمادگور ملابس میتذابب که مشایی fou به هشتاOLL از سرنگوشته از سرنگشت هدایتهای تو صبح شرحی از دلابتهای تو باغ لبریز از روایتهای تو صبح شرحی از دلابتهای تو باغ لبریز از روایتهای تو لحظه لحظه میترابت آفتاد از سرنگشت هدایتهای تو از سرنگشت هدایتهای تو از سرنگشت هدایتهای تو از سرنگشت هدایتهای تو از سرنگشت هدایتهای تو از سرنگشت هدایتهای تو صبح شرحی از تلاوتهایتون باغ لبریز از روایتهایتون لحظه لحظه می ترابت آفتا از سرنگشت هدایتهایتون از سرنگشت هدایتهایتون از سرنگشت هدایتهایتون از سرنگشت هدایتهایتون راه نمای ما باشید تا براتون برنامه های بهتری بسازید ما به شوق شما اینجاییم شماره تلفون روابط امومی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ای زبان فارسی نامت بلند آهین سخن به جای کلمه بیگانه ایجنت بگوییم کارگزار ایجنت واجه بیگانه و دارای معانی متعدد است که در علوم مختلف کار بردارد به جای آن در هر موضوع و در جای مناسب خود معنی آن را به زبان فارسی بکار بریم در این صورت بگوییم کارگزار آمل واسطه مأمور مخفی و یا مدیر برنامه هر ایرانی نگهبان زبان فارسی شوراک پاسداشت زبان فارسی معاونت صدا تلفون همراه شما رادیوی شما دریافت پانزده شبکه رادیوی با کلیفیت بالا دسترسی به آرشیب برنامه های پخش شده دسترسی به محتوی سکتیه درخواستی متنبه و جزا قابلیت زخیره صدا و کار در حالت آفلاین ویژه سفر دریافت اپلیکیشن رادیو از ایران صدا ایران صدا همراه رادیوی شما جسمتان گرچه دربند زنجیر جان دشمن مسیر شما بود در شب قربت سرد زندان یارتان ذکر و یاد خدا بوده دو هفت پندرانون در منطقه قصر شیبی به اصارت نیروهای برسی در اون هیچیک از موارد قانونی که برای اصرا وزشده در مورد اصرای ایران با چوبای درب مهمات میزدن نه پتو خاصی بود نه آب خاصی بود که بخوان بچه ها خیلی غصم شد نه از شهادت شهادت واقعیت برای خودم امامون لذه افتخار بود اصلا از شهادت باکی نداشت از مذروبیت براشد بسم الله الرحمن الرحیم شب آخر هنوز یادم هست خیمه زد ات رسید در سنگر خیمه تاریک شد و این یعنی روزخان گفت از شب آخر گفت این راه و این سیاهی شب عشق چشمان خیش را بسته است ما سهر قصد آسمان داریم از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است از زمین راه کربلا بسته است و حدیث ج libre почемуacement wonogau و از همین را بسته است و هو Zen اشرفتن حوالی ساعت دو بعد از زور صدای عراقی ها رو شنیدم چون لای میون بچه های شهید بودم یک کل پشتی روی صورت هم کشیدم که پلکام که به هم میخوره اونها متوجه نشن که من زندم چون میدونستم که به نام صوره مبارکه قرآن والفجر و این رو هم فرمانده ها اعلام کرده بودن که طبق آیه بعدی والفجر و لایالن اشرفت انشالله در این شبهای دهگانه ما ده مرحله عملیات داریم با خودم میگفتم اگر من بتونم خودم رو حفظ کنم توی این موقعیت بچه ها این شب عملیات دارن برکیفیت خودم رو نیون شهده زدم به حالت مردن این ها آمدن یک سری هفت هشت نفری رد شدن دومغداری توحیم و رد شدن گروه اول متوجه نشدن قریب دو ساعتی طول کشید گروه بعدی اومدن اونها گوی انگوشدری از زینتالات این بچه های شهید نظر این عرقی ها رو جلب کرده بود این ها اصدادن بالای سر این جنازه ها ور رفتن با جنازه ها من این که نفسم رو حفظ کرده بودم دیگه به قدر معروف نفسم تمام شد و نفس بلندی کشیدن این بندگان خدا همه ترسیدن رفتن اقل یه چند تا تیر هوایی شلی کردن که مثلا من حرکتی نکنم با توجه اون که اصل هم دور افتاده بود از من اومدن جلو یه مقداری خب تازه اون موقع محاصنم سبت شده بود یه مقداری اینا رو کشیدن این چند نفر که رفتن یه نفر مون بالای سر من ایشون فرق داشت با بقیه از شیعان بود از اهل نجف اوورکوتش رو باز کرد یک آینهی در رو برد پشت آینه اکس از رفت ایمان بود بعد گفت حاضر تصویر قاعدنا این تصویر رحبر منه و ایشون شروع کرد برو نوازش کردن انسانی بود واقعا واقعا محبت داشت بهتر از من میدونید دو سه بوم مردم عراق شیعه اصناعشری هستن شیعه جعفری هستن ایشون خیلی محبت کرد پای من که خب بدجوری بود رفت یک چوبی رو تیه کرد از جبه ارپیچی به عنوان آتل گذاشت دیرو پای من من که دیگه بیخوش شدم اما با چفیه بچه شهید بسته بود تو همین اوضا احبال من صدای بچه ایرانی رو شنیدم حالا ساعت نزدیک دو و نیمه بعد از دوره صدای بچه ایرانی رو شنیدم تو دشت بچه ها گم شده بودن میومدن اقب اینطوری که نیم خواب بودم نیم دراز بودم نگاه کردم برادر شهید یاری نسب فرمانده گردان هنزلر رو دیدم عراقی ها به محضی که این سحنه رو دیدن دستباچه شدن بچه ها فاصله شون با اینها حدودن پندیاه متر یکونشون فاصله چار متری بنده استاد گلنگده را اصلاه کشید منم چشمام رو هم گذاشتم و به رسن مسلمان ها شهادت اینم رو گفتم اون لحظه ای که این عمل رو تکشار کردم موسیقی اینجا رادیو معارف و این برنامه یه حکایت آزادگیه که تقدیم شما شنونده های عزیز رادیو معارف میشه در این بخش میخواییم کتابی دیگه در حوزه دفاع مقدس و آزادگی به شما عزیزان معرفی کنیم کتاب گل کاشتی عباس گل کاشتی عباس روایت عباس حسین زاده خالدی آزاده تهرانیه اصالت این آزاده ریشه در خالد آباد نتنز از شهرهای استان اسفهان داره عباس حسین زاده خالدی سال 1365 برای خدمت مقدس سربازی به جبهه رفت و سرانجام ساعت پسیده ساعت پنج صبح چهارم تیرماه 1387 در حالی که فقط 45 روز با پایان خدمت فاصله داشت و به سختی مجروح شده بود در منطقه شهابیه به اصارت در میاد این آزاده سالهای اصارت خودش رو در بندهای دو و سه اردوگاه اصرای مفقود الاسر تکریت 11 در بیخبری خانواده سپری میکنه کتاب گل کاشتی عباس دارای چهار فرقیه فصل که در فصل اول به دوران کودکی و نوجوانی فصل دوم به دوران جنگ فصل ثبوم به دوران اصارت و فصل چهارم به نحوه و زمان آزادی عباس حسین زاده خالدی میپردازه گذیده ی از محتوای کتاب رو برای شما عزیزان میخونم گفتم عباس وقت داره میگذره من نمیتونم برم داخل آسایشگاه و سابونم رو بیارم میتونی یکم به هم پودر بدی سرمو بشورم به خودم گفتم ما که سرمونو با تیق زدیم و مو نداریم حالا چه فرقی میکنه با چی بشوریم با سابون یا پودر پودر رو از عباس گرفتم و رفتم داخل هممام و با دو افتابه آب و کمی پودر رخت شویی خودمو شستم وقتی اومدم بیرون تا چشم عباس افتاد به من زد زیر خنده حالا نخند کهی بخند گفتم چی شد عباس چرا علکی میخندی گفت سرت مثل برف سفید شده پودر لباس شویی کار خودش رو کرده بود تمام سرم پوس پوس شده بود پیشنهاد میکنیم که ادامه این کتاب زیبا رو خودتون متعلقه بکنید و لذت ببرید ای وطن خاک تو شده به چشم من توتیان میهنم زمین تو به مهر و عشق براز اقاقیا میدهم در رهت همه هستیم بمانی همیشه سربانیم بلند و همیشه پرست فریاد شادی و آزادی دوستان همراه همچنان با شما هستیم از رادیو معارف با برنامه حکایت آزادگی جنب آقای علی بخشیزاده بسیرجی و آزاده عزیزی هستن که چندین سال در اردوگاه های اراق زندگی کردن و شکنجه های بسیاری رو با ایمانی قوی تحمل کردن و حالا مهمان برنامه امشب ما هستن و داریم از حرف های دلنشین ایشون بحرمند میشیم آقای بخشیزاده شما از اراقی هایی برامون حرف زدین که با ملاتفت و مهربانی رفتار کردن و این برای ما و دوستان عزیز شنوندمون بسیار جالب و خاص بود ولی خب این رفتار ها از کسی که شیعه امیر المؤمنین علی علیه السلامه و ارادتمند مکتب امام حسین علیه السلام خیلی بعید نیست لطفا باز هم از این رفتار ها و گفتار ها برامون صحبت بکنید چند تیر شلی کرد اما ایشون این عده که فرار کردن من چشمه ها باز کردم چیزی مشاهده نکردم فاصله ایشون با من میتونم بگم از سمتر کمتر بود فاصله این فرد بچه های گردان هنزله رسیدن بالای سر ما از جنب بردرون یاری نصر دستوی من رو باز کردن فاصله من حالا با نیروهای خودی حدود 25 کلومتره 25 کلومتر بچه ها از تو تپه های شنید از تو رمت ها رمگای پکه زدن تا رسیدن به خط اول دشمن بهشون گفتن بردر یاری نصر اگه شما بخوایید بچه ها رو اقب ببرید اینجا یه سنگری هست با دوشکا شلیش میکنه بچه هایی که تک و تک برمیگردن اقب اینا بچه ها رو میزنن شما اگه لطفی بفرمایید این بچه ها اینا رو از بین ببرید بعدن گردن رو ببرید اقب خدا نگهدارشون باشه ایشون هم به همراه چند نفر رفتند و اون آقای این عراقی رو زدن که روی نسبتاً حالت بلندی بودن فاصله شون بد نبود و اینا تو کانال رفتند و زدن اون لطف پروردگار گردنشون رو بردن اقب دوباره دم دم های گروب عراقی هایی که آمدند و اون اددهی که قبلن بندر رو به اصارت یرفته بودن اونها گویا تو همین حرکت بچه ها از بین رفته بودن گروه دیگری اومدن بالای سر ما که من خواستم دو مرتبه هم این کار رو بکنم که دو مرتبه هم هر شبت با کم بود نفس مواجه شدم چون اینا استادن به ورنداز کردن بچه ها و ساعت بچه ها احیانا جیبی رو میگشتن چیزی به دردشون میخواد بردن من که روی زمین افتاده بودم چند تا از برادر رو آقایون عراقی گرفته بودن سالم بودن اینو نظر جسمی اون عراقی بهش عمر کرد که ایشونو کل کن و ببر اقف این عزیزمون از حیکل نسبتاً خوبی برخوردار بود ایشون که من رو بغل کرد و به کلش گرفت من بهوش شدم چیزی دیگه متوجه نشدم اما یان بهوش آمدم که دقیق داشتیم از جایی اوبور می کردیم که جنازه بچه های شهی روی زمین افتاده بود بهترین فرزندان این امت قیورترین فرزندان این ملت و شریفترین انسان های زمانه که این زمین به روی گرده خودش حمل می کنه قدم اینها رو اونها در اون مکان به خاک تفیده بودن این عزیز از اون چند تا عراقی خواست که این عزیز اجازه بدید که من با این شهده خود حافظی بکنم با زبان اشاره بنده هم این رو اینطوری متجدن با فارسی با حالت دستباشه کسته که صحبت می کرد بعضی از کلمات عربی از اون آقایون عراقی ها می خواست که با این شهده خود حافظی بکنه شما این رو تصور بفرمید اشون من رو گذاشت روی زمین من بیهوش شدم یه مدت چشمام که باز کردم می دهدم این عراقی ها گوی رو به این ها خیلی فراقت دادن و این بچه ها رفتن میونه این بچه های شهید جنازه ها رو بغل می کنن تا کمر و گریه می کنن و درد و دل می کنن اونجا گریه گریه یه عجز نیست و این انسان ها روی فطرت و روی حالا اون اطلاعی کمی که شاید داشتن در سیره احلو بیت علیه مسلم اجباین عمل کردن و برادرها به اردوگاه ها انتقال پیدا کردن با توجه به این که عزیز ها مجروح بودن قالبن توفیق باشن در کمپ هشت اردوگاه الانبار که اون موقع حالت ارجانسی داشت در میرن و سرا چون گویا غریب هفت یا هشت همه دکترهای خیلی خوب ما در اول جنگ اسیر شده بودن آی دکتر مجید جلالون آی دکتر حادی بیگدلی از متخصصیم آی دکتر عظیمی آی دکتر پاک نجاد اینها در این اردوگاه بودن و بچه ها رو تبابت می کردن به پایان برنامه ای امشبه حکایت آزادگی رسیدیم با آرزوی سلامتی و ازدتمندی برای همه شما شنونده های عزیز انشاءالله در برنامه بعدی با بخش های دیگه ای از خاطرات آزاده ی عزیزمون آقای علی بخشیزاده در خدمت شما خواهیم بود تا برنامه بعد خدا نگهدار التماس دعا ای وطن خاک تو خاک تو خاک تو شده به چشم من توتیان میهنم زمین تو به مهر و عشق پرست اقاقیان میدهم در در رهت همه هستیم بمانی همیشه سر بلند و همیشه پرست فریاد شادی و آزادی آزادی برای ازویه در کانال رسمی رادیو معارف در پیام رسان بله میتونین عدد 96 رو به سرشماریه ارسال کنید دسترسی به پشت سحنه برنامه ها دسترسی به آباها نباها و میان برنامه ها دریافت برنامه های جدید و پرمخاطب دسترسی به آخرین اخبار و اطلاعات معارفی همه و همه در پیام رسانه بله برای ازویه در کانال راژیو معرف در پیام رسانه بله فقط کافی عدد 96 رو به سرشماریه 1058 82 ارسال کنید تا براحتی ازوی خانوادی بزرگ رادیو معارف بشید اکساین رادیو معارف رادیو معارف سرگشتگان کنید پروای سر نداریم سرگشتگان کنید سرگشتگان کنید سرگشتگان کنید سرگشتگان کنید سرگشتگان کنید سرگشتگان کنید سرگشتگان کویت پروای سر نداریم آشفتگان مویت از خود خبر نداریم آشفتگان مویت