دید و فروش و چیزی از این قبیل مال زندگی اجتماعی است که در دنیا است اونجای حرف ها وجود نداره چون کسانی تو بهشتن اون چی که بخوان براشون فراهمه تا اراده کردن ایجاد میشه دیگه نیاز بین که بخوان به کسی مراجعه کنن از کسی بخرن چون نیازی نیست کسانی که تو جهنم هم مجبورشون میکنن که اون غذاهای جهنمی رو بخورن و نیاز به خیلی فروش این حرف ها نیست امید روحی صدا بردار و سید مشتبه هاشمی همه هنگی پخش با شما عزیزان خداحافظی میکنیم تا نوبتی دیگر که در خدمتتون باشیم ایام رو بار دیگر تبریک عرض میکنم ملتم صداهای خیرتون هستیم زمن خداحافظی بر کرانه نور رسی دقیقه بشنفید موسیقی بر کرانه نور موسیقی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم یا ایوهالذین آمنو شهادت بینکم اذا حضر احدكم الموتو حین الوسیت اثنان دواعدل منکم و آخران من عیدکم این انتم ضربتم پر ارد فازقابتكم مسقیبت الموت تحبسونهما من بعد اسقراه فی اغسمان بالله ارتبتون لا نشتری بهی ثمنه ولو کانده غربه ولا نکتم شهادت الله انا اذل من الاثمین فی انعثره على انهم استحق اثمان فآخران یهومان مغامهما من الذین استحق عليهم الاولیان فی اغسمان بالله لشهادتنا حق من شهادتهما و معتدینا انا اذل من الظالمین و آلکه ادنان یعتو به شهادت على وجهها او یخاف و انترد ایمان و بعد ایمانه و اتقون لا ها واسمعو والله لا یهدن قوم الحاصقی این سآیه مربوط به وسیعت و استشهاد حال وسیعت است شهر نزودی که سیوتیه در اسباب نزود نقل کرد با اون که مرحوم امین الاسلام در مجموع بیان نقل کردن مختصر تفاوتی دارند ولی خط اصلی شهر نزود یکی است و این است که دو نفر مسیحی به اتفاق یک مسلمان مسافرتی را از مکه به طرف شام شروع کرد این مسلمان یک جام گرنبهایی داشت جام نقرئی داشت و تلا تقریبا حکم شده بود این جام قیمتی بود و کاله های دیگر از قبیل لباس و مانندان هم داشت و این مسلمان مریض شد و نشانه مرگ را یاد و وسیعت کرد و انوال را در اون وسیعت نامه نوشت که اون که از من منده است صورت گرفت که این انوال است و این وسیعت نامه را و صورت انوال را در لابلای مالش پنهان کرد بعد این دو همراه مسیحی را وسیع خود قرار داد به این معنا که اینها را شما وسیع منید امانت پیش را باشد به احلم درست این مسلمان در همون بیماری میمیرد اون دو مسیحی انوال او را جستجون میکنند این جام گرنبها را از اون مالی میگرند بقیه را به بازموندگان این مسلمان میرسانند اونها در اموال جستجون میکنند دست نوشته وسیعت نامه پدر خود را اون مورس خود را میابند از این دو مسیحی همراه و همسفر سآل میکنند اون جام گرنبها چه شد اون جام چه شد اونا گفتند اموال که او به ما تحویل داد همین مقدار بود جام در اونم آوردن به محضر پیغمبر یعنی ورسه به بازموندگان جریان را به پیغمبر عرض کردن پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم اون دو مسیحی را احزار کرده است بعد از نماز اصر اونها هم سوگن یاد کردن که ما تخلف نکردیم به پیغمبر صلی الله علیه و سلم همونها را احزار کرده است اونها هم سوگن یاد کردن و آزاد گذاشت و رحاکم بعدها اون جام را در دست اینها دیدن ورسه دوباره آمدن خدمت پیغمبر صلی الله علیه و سلم عرض کردن این جام گرامبه ها در دست اینها است و اینها کتمان کردن و دوباره که به محکمه آمدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم از ناس سال کرد که چطور جریان جام را نگفتید گفتن این جام را ما در زمان سلامت قبل از این که اون بیمار بشود از اون خریدیم و یادمون رفت که گذارش بدیم که ما این جام را از اون خریدیم بازموندگان که مدعی بودن این جام مال اونها است و به عرص سیده است و پدرشون نفرو بیینه نداشتن وقتی بیینه نداشتن سوگند یاد کردن راه را اینچنین نشندم که سوگند یاد کردن یا باید باید بیان دارن باید سوگند یاد کنید در این زمینه اونگاه می فرماید به این که این راه برای حفظ حقوق و حفظ شعوم و حدود وسیعت بهتر از راه های دیگر است فروع فرامانی را این دعایه در مزیر مجموعه خود دارند ایه اجمالی از شعر نزول باید خود آیه با سائر آیات بررسی می شود حکم فقهی اینم مشخص می شود تا تطابق مزمون آیه باشه نزول هم روشن می شود این آیه از در تجزیه و ترکیب عدبی جزئی مشکل تا این آیات است آیا مزاه محضوف است آیا خبر محضوف است آیا فیر محضوف است تا بالاخره روشن می شود حالا بار دیگر به این آیه مراجعه فرمید فمود یا ایوهل دین آمنو شهادتو بینکم که گفتن این مبتداست و خبرش محضوف است یعنی علیکم شهادتو بینکم بعضی ها خواستن بگوین این شهادت مبتداست خبرش اثنان است ولی شاد این چه این نباشد علیکم خبریست محضوف و شهادت مبتداییست مذکور علیکم شهادتو بینکم معلوم نیست که این شهادت مربوط به محکمه است یا مربوط به غیر محکمه اون گفت فمود ازا هزر احدکم الموتو هین الوسیه این نشون میداد که استشهاد هین وسیه است این که فمود ازا هزر احدکم الموت برقمود هین الوسیه که این هین الوسیه بدل است برای حضور موت کنایی از آن است که اگر نشانه های مرد در شما پیش آمد نه این که واقعا محتضر شدید و این قید همونیست هم قید قالبی است چون قالبن انسان در اواخر عمر وسیعت میکند وگرنم وسیعت نافذ است چه اند حضور موت باشد چه اند عدم حضور موت منطقه حرق این است که اگر کسی نشانه های مرد را در خود دید وسیعت بر او واجب میشود البته در جایی که وسیعت واجب است چون وسیعت ذاتا مستحب است اگر حق اللهی حق ناسی بر احده کسی نباشد وسیعت شرعن بر او واجب نیست خود وسیعت ذاتا مستحب است اگر حق الله یا حق ناس بر احده کسی باشد واجب میشود اند ظهور امارات موت وسیعت کند و اگر کسی حق الله یا حق ناس بر احده او نبود یا اگر بود ادا کرده است مثلا نماز ها خود را قضایی فکرده یا کفارات و بدل حد یا قضای رمزان را ادا کرده حق ناسی اگر بر احده داشت ادا کرده چنین کسی وسیعت شرعن بر او واجب نیست البته مستحب است خب چون غالبا وسیعت هنگام ظهور موت است و هنگام ظهور امارات موت وسیعت بر بعضی افراد واجب میشود کلمه ازا هزر احدکم الموت قید شده است وگرنه اون چه مهم است هین الوسیعه است پس شهادتو بینکم هین الوسیعه خواه ازا هزر احدکم الموت باشد خواه در حال سلامت باشد امده هین الوسیعه است که بدل است برای ازا هزر احدکم الموت چون اون چه که نقش مهوری دارد هین وسیعه است مطلب دیگران است که استشهاد در بعضی از امور برای آن است که بعدها مشکلی پیش نیاید وگرنه شرط صحت اون امر نیست مثلا استشهاد در گریان نکاه استشهاد در گریان بی اوشرا و مانند اون برای آن است که اگر بعدها مشکلی پیش آمد انت هم بتواند ثابت بکنه این چه این است که استشهاد هین ال بی یا هین ال نکاه شرط صحت اون امر نیست در حالی که در آخر اواخر سوره مبارکی بغره جریان استشهاد هین ال بی آمده است این برای آن است که بعد مشکلی پیش نیاید جامعی منظم جامعی است که بتواند اگر اختلاف پیدا کرده است اون را اثبات کند ولی برخلاف استشهاد هین اتلاق وستشد و زبعی عدل من کم که در باب تلاق آمده است اون شرط سه حد تلاق است اون البته برابر نصف خاصی که دارید بنابراین اصل استشهاد یک حکم ارشادی است شاید رجحان تبادی هم او را همراهی بکنند برای آن است که مشکلی در مناظعات پیش نیاید شرط سه حد این اقدها نیست نه اقد نکاه مشروط به استشهاد است نه اقد بی و حالی که برای بی و مانند آن آیه آن نازر شده است که هنگام خرید و فروش استشهاد کنید وستش دو شهیدین من رجالکم فین لمبی کنن رجلینه فرجرون و امراتانه برای این که انتووله احداهم و فتوزکره احداهم و اخراب و مانند و این در مسئلی تلاق گفتن شرط سه حد تلاق حضور عدن این است بنابراین در جریان وسیعت نزیر جریان نکاه و اقد بی است در نزیر جریان تلاق که شرط سه حد وسیعت باشد منتها اگر کسی شاهد نگرفت نمیتواند اثبات کنه نه این که وسیعت او شرعن باطل است خب این که فرمود یا ایوهاللزین آمنو شهادتو بینکم ازا حضر احداکم الموتوهین الوسیعه معلوم میشه بحث مهبرهین وسیعت است خواه اندو ظهور امارات موت باشد یا نباشد و تبقه شواهد دیگر این استشهاد برای امتحان است که در هنگام مناظعه مشکلی پیش نیاید بگنه شرعن وسیعت صحیح است ولو عدل این حضور نداشته باشد مطلب دیگران است که فرمود اثنان یعنی ولیه شهاد اثنان یا ولیه حضور اثنان زباعدل منکم دوتا عادل از شما که ظاهران است که دوتا عادل از شما امت اسلامی نه دوتا عادل از بستگان شما زباعدل منکم این زباعدل منکم معلوم می شود که هر کسی در دین خود بالاخره یا عادل است یا فاسق ممکن است کسی مسیحی باشد در همون مسیحیت فاسق باشد ممکن است یه مسیحی باشد در مسیحیت عادل و ها کذا صاحبان ملل دیگر که اهل کتابه فرمود اثنان زباعدل منکم یعنی دوتا مسلمان عادل باید شهاده رسیعت باشد او آخران من غیر کم یا دوتا عادل از غیر شما یعنی غیر مسلمان این منکم این چی نیست که به بستگان برگردد من غیر کم یعنی به اجانب برگردد و هر دو مسلمان باشند بلکه منظور آن است که دوتا مسلمان عادل یا دوتا عادل غیر مسلمان این کلمه او گرچه برای تخییر است نه برای ترتیب و برای تفصیل بلکه برای تخییر است اما این که او آخران من غیر کم را مقید کرده است به این انتم زرب تنفر عرض معلوم می شود که اینها در طول همه نه در عرض هم ظاهر ابتدائی این آیه آن است که دوتا عادل خواه مسلمان خواه غیر مسلمان اگر شاهد وسیعت باشند به این آیه عمل شده است چون فهمود اصنان زبا عبلیم من کم او آخران من غیر کم چون با او عدف کرده است ولی از این که مقید کرده این آخران من غیر کم را به این که اگر در حال سفر بودید نشون می دهد که چون در حال سفر ممکن است دوتا مسلمان عادل انسان را همراهی نکند و انسان در یک شهری سفر کند که مسلمان وجود نداشته باشد اهل کتاب وجود داشته باشد از این جبت فهمود او آخران من غیر کم پس معلوم بشود گرچه ظاهر بدعی او برای تخهیر است و ثابت میکند که دو طرف او ادل همه ولی از این جا که مقید کرده فهمود ان انتوم زربتوم فرعرز معلوم بشود که این در طول همه ندار عرضه مطلع بعدیان است که این طولیت و نفی عرضیت که از این کلمه ان انتوم زربتوم فرعرز استفاده می شود نه برای آن است که سفر دخیب است این غید بارد مورد قالب است چون قالبا انسان در سفر دوتا آدل مسلمان ممکن است نصیبش نشوند وقتی سفر کرده به دیار اهل کتاب دوتا مسلمان آدل ممکنه او را همراهی نکنند پس این غید بارد مورد قالب است اون چه که اساس کار است این است که اگر دوتا مسلمان نداشتی خواست سفر باشد خواه ازر حالا اگر کسی امارات مرگ ظهور کرد در مدینه بود مثلا وره همون سرده اسلام همسایه های او اهل کتاب بودند و مسلمان اونجا حضور نداشت که اونها را شهادت طلب بکند دوتا مسیحی یا دوتا کلیمی یا یک مسیحی و یک کلیمی فرق نمی کند اینا اگر شهادت حضور داشته باشند کافی است پس سفر خصوصیت ندارد بلکه امده طولی بودن مسئله است یعنی اگر دوتا مسلمان عادل نبودن دوتا عادل غیر مسلمان مطلب مهمان است که در این کنه از امور که مسائل مالی است امده همون عدالت و حفظ امانت است لذا دوتا آدم امین گرچه مسیحی باشند بر دوتا مسلمان غیر امین شرعن مقدمه نفرمود دوتا مسلمان عادل اگر دوتا مسلمان عادل نداشتید دوتا مسلمان پاسق فمود دوتا مسلمان عادل اگر دوتا مسلمان عادل نداشتید دوتا امین غیر مسلمان چقدر مسئله امانت مهم است یک کسی که امین نیست ولو مسلمان Gary باشهد نمی شود ایناlaughing شهدهِ وسیعه'' قرار داشته را اینجا یک مسئله مالی امده اون کارای اساسی که امانت به امریکی م closes LilyRoyce Joe Bollinger و اون سری برست همون امانت هست و اگر کسی آدل و امین بود برو مسلمانم نباشد شهادت اون آفزه است خب این دین میتواند دین جهانی باشد هیچ تحصیل در اون نیست میفرماید اگر کنون چه دوتا آدل مسلمان پیدا نکردید دوتا آدل از غیر مسلمان ها رو میتوانید منوان و سیب بیارید اساس کار در این جا اینه که این دوتا مسیحی یا دوتا کلمی یا یک کلمی و یک مسیحی در دین خودشون آدلند رعایت امانت جز احکام بین المدلی دین الهی هیچ دین نیامده که مثلا خیانت را تجویز کرده باشد و امانت را واجب ندانسته باشد هیچ دین نیامده اینها جز خطوط کلی اسلام هست که این ندینه این در لاهل اسلام در اون شرعه و منحاج اختلافی راه پیدا میکرد حالا مثلا نماز اونها به سمت بیت المغبس میخوندن و میخانن ما به سمت کبر رکعات نماز ما و کیفیت نماز ما با اونها فرق میکند اینها شرعه و منحاج است اما اصل عبادت فرقی نمیکند جز دین است مسئله رعایت امانت رعایت عدالت اینها جز اسلام است جز خطوط کلی دین است که همه انبیاء حافظ این کار بودند بنابراین دین چون حامی قسمت و عدله است و حامی امانت است میفرماید اگر دوتو مسلمان آدل بودن مقدم اگر دوتو مسلمان آدل نبودن دوتو یهودی یا دوتو مسیحی یا یک یهودی و یک مسیحی امین بودن اونا رو شما استشارت کنید حالا چه شهر چه روستا چه هزر چه سفر حالا این چه این نیست که اگر یک کسی در یه محله زندگی میکند که بعضی از همسایه های او مسلمانه بعضی از همسایه ها غیر مسلمانه چنین شخصی اگر اتفاق افتاد حالتی به او دست داد حالا تصادف یا غیر تصادف که دیگه مسلمان ها نیستن اونجا همین همسایه های مسیحی او هستن و مسلمان های فاسق هستن ولی دوتو همسایه دارد که هر دو عادلند و امینند در دین خودشون امینند و عادلند امانت که امرقومی است در دین خودشون عادلند به دستورات دین خودشون عادلند خب اینا مقدمن بر مسلمان فاسق این نشانه آنست که هیچ تحصیبی در اسلام نیست چنین مکتبی میتواند جهانی باشه و تحصره که در حال استرار اگر ام دائر بشود میلین که مسلمان خائن شاهد بشود یا یک مسیحی امین یا یهودی امین یهودی امین یا مسیحی امین مقدم این یک و این استشهادان ترتیبی است نترکتون و این که امود انتم زردتون فرعرز که نشانه استرار است برفرزم سهد نداشته باشد یا اختصاص بود نداشته باشد من غیرکم که مطلق است دیگر من غیرکم یعنی غیر مسلمین خطاب چون یا ایوهاللزین آمنوست دیگر فمود یا ایوهاللزین آمنو شهادتو بین کم یعنی بین المسلمین ازا هزر احد کم یعنی مسلمین زوا عبل من کم یعنی من مسلمین او آخران من غیرکم یعنی من غیر مسلمین دیگر چون صدر آیه که خطاب مؤمنین است بین کم احد کم زوا عبل من کم ستا زمین جمعه مذاکره سالم است که خطاب است که مخاطبه اش مسلمین است او آخران من غیرکم یعنی غیر مسلمین دیگر هین الوسیعه است منظور هین الوسیعه است که بدر است برای حضور موت یعنی برنگ ثابت بکنند که هزار احد کم موت میار نیست میار وسیعه است یه وقت از انگام بیماری منتحیه به مرگ انسان وسیعه می کند اینده ظهور امارات الموت میشه هزار احد کم موت چون غالبا اونجا وسیعه میشه یه وقت نه میار هین الوسیعه است ولو قبل ظهور امارات موت باشه امده هین وسیعه است او آخران من غیرکم این انتم زربتم فیل عرض این هم برابر شع نظور بود و بر اساس این قیدوارد مارد قول غالب است وگر نصف سفر و هزار هزار ماه نیست نصف سفر شع بلکه میار این است که اگر دوتا مسلمان آدل حضور نداشتن شخص میتواند از غیر مسلمان ها به انبان استشاد دعوت خب این که فرمود این انتم زربتم فیل عرض فعصابت کم مسیبت موت یعنی نه این که حالا مسیبت موت رسیده است این مستقبل محقق که از او به ماضی تعبیر شده است معنیش این است که حالا نشانه های مرگ که ظهور کرد که در آینده نزدیک میمیرید مسحه این تعبیر شد که فعصابت کم مسیبت موت نه این که واقعا مسیبت موت به شما عصابت کرد که شما مردید مرده که دیگه وسیعت نمی کنند خب پس دوتا شاهده اگر چون چه محل ریبه نبود خب این ها وسیعن وسیع درمانن البته این مال را از این متبخفا میگیرن به بازموندگان میرسانن اینا وسیعن و کار اونها هم نافذ است اگر بازمونده اتمینان پیدا کرد یا لعقل شک نداشت امان خلاف نبود خب به همین وسیعت عمل میشه یعنی این دوتا مسیحی یا دوتا یهودی یا یک مسیحی و یک یهودی وسیع این شخصنن این مال را از اونجا میگیرن و طبق وسیعت او دستورو عمل میکنن میدن اما وسیع میتوانه باشن نه ولی یعنی نمیتوان شرعن یک کسی که سغیر دارد یک مسیحی یا یک یهودی را وسیع خود قرار بدهد که بعد از مرگ او سرپرستی اولاد مسلم را داشته باشن چون این جعل ولایت است در حقیقت چون لیج اولا لکافه نعل المؤمین سبیلا این کار مشروع نیست وسیعت به غیر مشروع مشروع نیست هرگز یک مسلمان نمیتواند غیر مسلمان را سرپرست و قیم بچه های خود قرار بدهد که اونه در حکم مسلمانن جعل ولایت مشروع نیست ولی جعل وسیعت در حدی که مستلزم ولایت نباشد مشروعه چون وسیعت که مشرعه نیست خب فرمود اگر چنون چه مورد تهمت نبودن خب با وسیعت در امور مالی عمل میکنن ولایت نیست یک سرف وسیعت است و اونم در محور مال عمل میکنن ولی اگر مورد اتحام شدن یعنی بازموندگان اینها را متهم دانستن اونگاه در اون حال تهبسونهما من بعد سلاته فیقسمان بله انرتبتون پس چون همه اینا مشروع دست اگر چنون که بازموندگان این اهل کتاب را دو مسیحی یا دو یهودی یا یک مسیحی یهودی را متهم ندانستن خب برابر وسیعت عمل میشن مال را تحویل میگرند و مرهم میرند اگر اون را متهم شدن اینها باید سوگند یاد کنن که ما خلاف نکردیم تهبسونهما اینها را نگه میدادید من بعد سلات چون حالا سلات عصر است یا نه اون تو جریان شعنزول بود چون وقتی نماز خونده شد همه حضور دارن بعد از نماز هم مهمتر از قبل از نماز است چون دعاها و عدئیه بعد از نماز اثر بیشتری دارد به انسانی که نماز خونده است یا حالت تنبهی هم در او پدید می آید بذار گفتن سجادهاتون ترک نکنید چیزی از خدا بخواهید و برخیزید دلاخره قدر بعد از نماز را بدانید اون دعا بعد از نماز مستجاب است بعد از نماز همه حضور دارن یک و یا حالت بیداری برای همه پدید آمد این دو اونگاه این دو نفر را نگه می دارید بعد از نماز حالا بعد از نماز خودشون نمازی که خوندن یا بعد از نمازی خودتون چه همه حضور دارن تهبسونهما این دو نفر را من بعد صلاة فیقسمان بالله اینا به الله سوجند یاد میکنن این ارتبطون شرطیست که به اون اصل حبه حبس برمی گردد حبس دوتو شاهد و سوجند این دوتو شاهد شاهد وسیعت سوجند این دو وسیع و حبس این دو شاهد وسیعت در صورت ایست که محل رعیبه شما باشن اگر شک نداشتید که خب اینها آزادن اگر دربار اینا شک کردید اینها را بعد از نماز نگه می دارن بازداشت میکنن متوقفشون میکنن تا سوگند یاد کنن چی سوگند یاد کنن فیقسمانه به الله به خدا قسم بخورن که چی که لا نشتری بهی سمنه این سمنه یعنی زا سمن چون انسان سمن نمی خرد در بعض موارد دیگر هم بشتر و بهی سمن هم قریلا آمده است انسان سمن نمی خرد به وسیده کارش به این میکند به سمن میگرد نه که سمن بخرد بلکه مسمن میخرد هم این آیه که داره لا نشتری بهی سمنه هم آیه دیگر دارد که یعنی یا معنای بی است که اشتراع معنی بی است مثل یعنی یا اشتراع معنی بی است یا سمن به معنی مسمن به زا سمن یعنی زا سمن زا سمن نشتری بهی مسمنا یا نشتری به معنای نبی اوست لا نبی او بهی سمنا ما جزب نمی کنیم به وسیده این کارمون پولی را اینا به خدا سوگند یاد کنن که ما با این کارمون نمی خواهیم خلافی بکنیم کمی رو زیاد بکنیم زیادی رو کمی بکنیم هرچی که وسیب ما گفته است عمل میکنیم همین مقدار هست لا نشتری بهی سمنا ولو کانزا غربا یعنی ولو اون شخص از بستگان نزدیک ما باشد ما خلاف نمیگیم به سود کسی از بستگان من دروغ نمیگوییم چین که به زیان کسی از دشمنان ما هم دروغ نمیگوییم لا نشتری بهی سمنا ولو کانزا غربا ولا نکتومو شهادت اللا نه اون چی را که ما دیدیم کتمان میکنیم نه برخلاف هر چی را که شاهد بودیم همون را بلاق میکنیم یعنی بگوین این وسیعت کننده ما را شاهد وسیعت خود قبل کنیم