برو بیرون برو بیرون این روزا اینجا نه یا شلوخ پلوغه سود برو که سرهنگ سدری اومده برو برو برو گروه بان رستم اینو گفت و به بیرون خیله شد سرهنگ سدری با چهار سرباز از ماشین پیاده شده و توی محوطه پاسکار استاده بود موسان عزیز تا فردا و ایرامی روایت کتاب جامانده از پسر خدا میکنه موسان عزیز تا فردا و ایرامی روایت کتاب جامانده از پسر خدا میکنه شنیدید روایت کتاب بود ساعت دوازده و چهل و پنج دقیقه زمانه باسبخش این وحرام هست همکاران من پارسایان رو آماده پخش دارن و جتولستان وحیدی از سیره و اخلاق علما برامون خواهند گفت موسان عزیز تا فردا و ایرامی روایت کتاب جامانده از پسر خدا میکنه موسان عزیز تا فردا و ایرامی روایت کتاب جامانده از پسر خدا میکنه امام صادق علیه السلام فرمودن که توازع اصل همه خیر هاست اگر میخواهی به خیر دست پیدا بکنی باید اهل توازع باشی توازع ریشه هر کار نیک و با ارزش هست کسی که برای خدا توازع بکنه خدای متعال هم او رو بر بندگانش و بر دیگران شرافت میده بالا میبره روایت دیگری هست که حضرت فرمودن هیچ عبادتی برای خدا مورد قبول و رضای حضرت حق نخواهد بود مگر این که باب آن توازعه میخواهیم پیش خدا جلبه بکنیم باید در مقابل دیگران اهل توازع باشیم خودمون رو کچکتر از دیگران ببینیم مولای ما امام رضا علیه السلام در روایتی از وجود نازنی نشون نقش شده که عقل انسان به کمال و شرف نمیرسد مگر این که ده خصوصیت در او باشد ده همی که از همه اون خصوصیت دیگر مهم تر است اینه که هر کسی رو که میبینه او رو برتر از خودش بداند نکه در مقابل او خدای نکرده تکبر بکنه و خودش رو از دیگران بهتر ببینه خدای متعال همه ما رو اهل توازع در مقابل اهل حق قرار بده که البته توازع در مقابل باطل معنا نداره توازع در مقابل باطل مقابل انسان متکبر معنا نداره به ما دستور دادن اگر دیدید کسی اهل تکبره در مقابل او توازع نکنید خدا رحمت کنه مرحوم آخوند خراسانی رحمت الله علیه اون آله بزرگوار که مرجعیت دینی داره رهبر ملیونها شیعه مسلمانه اونقدر متوازعانه برخورد میکنه با دیگران که میگن کسی نتوانست بر ایشون در سلام پیشی بگیره وقتی که ایشون میخواست وارد مگرسی بشه سب میکرد به احترام دیگرانی برخورد میکنه حتی اگر طلبه های جزئی بودن به اونها تعرف میکرد که اونها اول وارد اون جلسه بشند احترام میکرد اهل توازع بود در رحمت کنه شیخ انصاری رحمت الله علیه هم اهل توازع نرمی کنن که یه وقتی ایشون دیرتر از وقت مقرر برای درس حاضر شدند بنابوده مثلا سر ساعتی بیان با تأخیر برای درس اومدن از ایشون پرسیدن آقا چطور شده؟ که امروز دیرتر اومدید فرموده بود که یکی از سادات به تحصیل علوم دینی میل کرده بود درش میخواست وارد حوضه های علمیه بشه و این رو با چند نفر مطرح کرده بود که بیان درس های مقدماتی رو براش بگن کسی قبول نکرده بود شعن خودشون رو بالاتر از این میدونستن که حالا بیان درس های ابتدایی که یه طلبه تازه میخواد وارد حوضه بشه بهش درس بدن برای همین من خودم تصمیم گرفتم که در خدمت اون سید بزرگوار باشم و درس های ابتدایی رو به اون درس بدم حالا مرجع تقلید استادیه که بالاترین سطو شاگرد اون هستن در حوضه های علمیه اما متوازانه میاد بیه طلبه سادهی درس رو آغاز میکنه و برای اون درس میگه خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله ها چیخ عبدالکریم هائری رحمت الله علیه مؤسس حوضه علمیه ی قوم نقل میکنن یه وقتی ایشون متلع میشن که یه طلبه محترمی در حجره مریض شده بلا فاصله برن داروی جوشندهی از اتاری تیه بکنن ببرن منزل به خانوادشون بگن که این دارو رو درست بکنن بعد نه که دارو رو بدن به خادم که ببره مدرسه خودشون دارو رو بر میدارند و برای اون طلبه محترم میبرن که حالش خوب بشه این یعنی توازو این یعنی خودش رو از دیگران برتر ندیدن رحمت و رضوان خدا بر شهید بزرگوار شهید رئیسی که او هم اهل توازو مثال زدنیه این مستندی که از ایشون در هواپیما در مسیر رفتن به سازمان ملل درست شده مستندساز از ایشون میپرسه که چه حسی دارید که به عنوان نماینده مردم در سازمان ملل میخواید صحبت بکنید شهید رئیسی عزیز بغض میکنند عشقهاشون از گوشه چشماشون جاری میشه یه دستمالی برمیدارند و عشقشون رو پاک میکنند اون مسابقننده میپرسه که حاجه ها چی شد بغضتون برای چیه این شهید بزرگوار اینجور میفرماید به این فکر میکنم که من یه طلبه ساده هم اگه الان به اقتضای موقعیتم تو این جایگاه هستم خلق این قدرت رو شهید سلیمانی کرده خون شهدا کرده حضور و سبر مثال زدنی مردم کرده هدایت های امام و رهبری کرده اون مادر سه شهیدی که توی سفر استانی میاد به من میگه شب و روز دعات میکنم تولید قدرت کرده من که کسی نیستم خودش را کسی نمیبینند یا شما در رسانه ها دیدید اون دختر خانم نوجوان هنرمند وقتی تصویر شهید رئیسی رو کشیده و نقاشی کرده و به اون میخواد هدیه بده شهید رئیسی با تمام وجودش بعد از این که تشکر میکنه از اون خانم میگه من که یه طلبه ساده هستم چرا عکس من رو کشیدید عکس مقام رهبری آقا رو میکشیدید چرا عکس من رو کشیدید این یعنی توازو خدا همه ما رو اهل توازو و دقیقه به این دستورات الهی قرار بده انشاءالله خب دوستان عزیز برامی پارسایان رو تقدیمتون کردیم این برامر رو میتونید ساعت 21 امروز یک شمبه 18 خورداد یک بار دیگه از رادیو معارف بشنوید کم کم به عید بزرگ قدیر داریم نزدیک میشیم و نوای همه ما و صدای همه ما نام مقدس علیست نوای من علی علی صدای من علی علی بدون این علی علی خدا خدا نداشتم سنگ شدم تلا شدم شاخ شدم گدا شدم چه می شدم اگر علی مرتضا نداشتم انشاءالله که همه ما از رهروان واقعی مول الموهدین یعصوب الدین امیر المؤمنین امام علی علیه السلام باشیم و به معنای واقعی قدیری باشیم در ادامه دعوت میکنم از رادیو معارف شنونده برامی اندیشاه باشید مثل مسلم هست که فقه های ازام نواب امام زمان هستن به نسب در نگاه ما اسلام بلخص شیه که ما امامت رو اکمال نابود میدونیم اولین خصیصه ی حوزه تهران جامعیت اساتیده اندیشاه پوشش هماغشاگ علمی فرهنگی اجتماعی و سیاسی بسم الله الرحمن الرحیم شنوندگان عزیز و فرهیخته گانگیرامی سلام برامی امروز اندیشه هارانیز به موضوع عقبه سیاسی ترویج باستانگرایی در ایران اختصاص داده ایم لطفا تا پایان برامه مرا همراهی بفرمایید یکی از عوامل ترویج و تبلیغ باستانگرایی در ایران به متالعات شرخشناسی و گزارش مستشفقان برمی گردد غربی ها از دیرباز به شناخت شرخ توجه داشتند و پجوهش های فراوانی در این باره سامان دادند که آنها را شرخشناسی و در سرزمین های اسلامی متالعات اسلامی و در سرزمین ایران ایرانشناسی میخانند یکی از دلائل علاقمندی غربی ها به ایرانشناسی شناخت قوت ها و زعف های ایران و مسلمانان و دلیل مهم دیگر یادگیری علوم و فنون و آداب و رسوم و سنن شرق و به ویژه ایران است تا در سلطه و قارت منابع از آن استفاده کنند مراکز متعددی در امریکا، انگلستان آلمان، فرانسه ایتالیا، کانادا و اسرائیل در باره شرخشناسی اسلامشناسی شیعشناسی و ایرانشناسی وجود دارد علاوه بر این، سالانه در کشورهای مختلف قربی کنفرانس های بسیاری در محافل علمی و امنیتی در باره کشورهای شرقی و شرخشناسی برگزار می شود یکی دیگر از انگیزه های ایرانشناسی مستشرقان تحریف اسلام و گزارش وارونه از معارف اسلامی و تاریخ ایران است تا به دین وسیله بتوانند با زمین سازی اختلاف و دو قطبی سازی بین اقوام ایرانی و تضعیف فرهنگ ایرانی اسلامی به اهداف استعماری خود برسند حجت الاسلام دکتر رسول رزوی از وحیت علمی دانشگاه قرآن و حدیث در ایران که رزا شاه و دولت پهلوی روی کار آورده بودن خب می خواستن این ملت از سایر امم عربی و اسلامی جدا بشن پس شروع کردن از باستانگرایی سو استفاده کردن برای تفکیت و جدا نگه داشتن ملت ایران از سایر ملت های اسلامی پس در دوره پهلوی در واقع از باستانگرایی دو سو استفاده شد یکیش برای شکستن دین دومیش برای ایجاد فاصله بین دولت ها و ملت ها در این دوره به خصوص محمد علی فروغی و اقرانش و دوستانش خیلی فعالیت کردن تقزاده کسروی دیگرانی بودن که سر کردن که باستانگرایی رو در مقابل دین قرار بدن و بگن که علت زعف و سستی و اقبوندگی ما دینه و نسخه و داروی این درد و زعف بازگشت به گذشته و احیای باستان هست یک آمل مهم دیگه ای الان وجود داره که معمولا از اون قفلت میشه اون هم آمل تاریخسازی بوده که در دو سده اخیل اتفاق افتاده ببینید مستشرقین از فعالیت های زیادی برای نوشتن تاریخ شرق انجام دادن و الان هم شما اگر با تاریخ سر و کار داشته باشید یکی از مهم کریم تحصیل گذارده منابع نوشته های مستشرقین مستشرقین در این تاریخ نویسی صادق نبودن حتی به تاریخسازی پرداختن و تاریخ رو آنگونه که اتفاق افتاده بازگونه کردن مثلا در مورد حقامنشیان یک اموری رو گفتن که واقعیت نداره یا اموری رو مخفی کردن که اون هم باید گفته میشد این باعث شده که یه فضای دروگین در مورد باستان ایجاد بشه مثلا میان میگن که حقامنشیان زرتشتی بودن در حالی که شما برید همه منابع رو بگردید میبینید که اثری از زرتشت و زرتشتگری در دوره اونها نیست حتی بعد از حقامنشان در دوره اشکانیان هم اثری از زرتشتگری نیست حادشاهان حقامنشان همشون مقبره دارن ما قبرستانها و گورها و تابوتهای زیادی از دوره اشکانیان که بعد از حقامنشیان هستن داریم اینا نشون میده که مردهاییون رو دفت میگردن در رای که زرتشتی ها این کار رو نمی کنن یا در کتیبهای که خودشون ادامی کنید اثری از زرتشت نیست خب بنابراین اینها که ادامی کنن ما دین آریائی داریم و اون دین آریائی مایی قدرت ما بوده میبینید در دوره حقامنشان که ادامی کنن قوی تنی دوره شون بوده اصلا از این دین خبری نبوده بنابراین نباید با دروب بخواییم زرتشتیگری رو در مقابل اسلام قرار بدیم و آمل قدرت حقامنشان رو زرتشتیگری قلم داد کنیم به گفته ادوارد سعید نویسنده و متفکر فلسطینی تبار استعمار کشورهای مسلمان تنها به وسیله ارتشهای قربی نبود بلکه تهاجم فرهنگی به وسیله ارتش فرهنگی قرب خیلی مخربتر و معصرتر از استعمار فیزیکی بودست یعنی تسخیر و استثمار افکار و ازهان خیلی مهمتر و معصرتر از سلطه مکانی و استثمار فیزیکی و نظامیست بازنماعی تاریخ و تمدن ایران یکی از کارهایی بود که باید خود ایرانیان و دانشمندان مسلمان انجام میدادند اما متاسفانه این توفیق نصیب مستشرقان شد و آنها این بار برزمین مانده را برداشتند و با اهداف و اقراز خود تاریخ نگاری کردند و متناسب با منافع استماری خود تاریخ شرق به ویژه تاریخ ایران را نگارش کردند شوربختانه به این اکتفا نکردند و به وسیله تحصیل کردگان قربی داخلی و قربزده های وطنی به نگارش ها و گزارش های مستشرقان عرضش و اعتبار بخشیدند و به قول آقای ادوارد سعید اصناد شرق شناسی وقتی معتبر شناخته می شد که از زیر آتش پالایش قربی ها عبور کرده باشد استمارگران قربی نفقط به وسیله ارتش بلکه با کمک عدبیات مردم شناسی باستانگرائی و توجیحات روانی شرق را استمار و استثمار کردند باستانگرائان امروزی نیز با استناد به منابع مستشرقان و با هدف الگوگیری از دوران باستان و چهرهای ملی در صددند تا نظام و ساختاری بر اساس تمدن صرفا ملی بنا کنند در حالی که باستانگرائی بیشتر در قالب توجب نمادها استورها و نیز آثار تاریخی بر جای منده از دوران باستان همچون تخت جمشید و کروش صورت می گیرد که فاقد هر گونه اندیشه یه الگو سازیست دکتر رزوی در مورد خود حقام انشیان الان مهمترین نمادی که از حقام انشیان معرفی می کنند تخت جمشید بعد یه داستان سر آیه هایی می کنند که در اینجا زرشن های فلان برگذار می سد فلان می سد در حالی که شما وقتی رو زمون کنید می بینید که اصلا این تخت جمشید که ساخته شده هیچ وقت به بهر ورداری نرسیده در اون همون مرحله ساخت نیمه کار رهار شده اصلا هیچ وقت کنتگاه به منایه واقعی نبوده بین خب باستان شناسان غربی وقتی که اینجا رو می خواستن احیا کنند بعضی چیزها رو اضافه کردن بعضی چیزها رو کم کردن حتی بعضی کتیبه ها افصودن یعنی این سو استفاده از باستان برای زلی دادن خوب باستان باید شده که تصورات قلطی بین مردم و کسان که گیراش به باستان دارن پیدا کنن اسم ها رو عوض کردن مکان ها رو عوض کردن چه هایی رو به عنوان مثلا قبر فلانی کادشاه معرض می کردن که اصلا اینجا نبوده پس ببینید یکی از اوامل باستانگرای امروز اون جل و تاریخ سازی بوده که مستشرین یکی از اواملش هست دومین اوامل هم خب اینه که نقطه قوت انقلاب ما همین دین اسلام هست طبعیه که مخالفان به اون نقطه قوت حمله می کنن یکی از قواملی که می تونین نقطه قوت ما رو مورد حدف قرار بده بحث های نجادی و با تره بحث های نجادی و این که این دین دین اسلام مال عرب هاست و دین آریای ها دین زرتوشتیه بخوان که بین باستان و حال تفرقه ایجاد کنند در حال که ما می دونیم بهترین و شکوه منترین دوره تاریخی امروز بعد از ورود اسلام بوده از نظر تمدنی ما هیچگاه به اندازی که در دوره اسلام دارای تمدن بودین نیستیم اونهای فراوانی هم می شه شمورد نه این که بخوام مثلا دوره قبل از اسلام رو نفع کنم ولی خب در مقایسه شما نمی تونید مثلا دوره شکوه مندی که بعد از اسلام رو داشتیم دانشمندان بزرگی که در این دوره داشتیم رو با دوره ساسانیان مقایسه کنیم در دوره ساسانیان ما چند تا دانشمند معروف داریم یا در دوره حقامنشیان چند دانشمند معروف داریم امین آثاری رو هم که به عنوان مثلا نماد تمدن دوره حقامنشیان معرفی می کنه شما می بینید که برگرفته و تحت تحصیل تمدن یونانیست و احتمالا از این توسط یونانی ها زاخته شده باشه نه مثل دوره اسلام دانشمندان بزرگی در اون دوره داشتیم در مقایسه ازم کنم نه میماریش گوهمندی داشتیم نه فیلان نه رفاه ولی خب این چالش رو ایجاد می کنن بر اساس گزارش های قلط و اشتباهی که مستشدین دادیم شنوندگان عزیز همچنان با برامه اندیشه ها از رادیو معرف در خدمت شما هستیم برامه امروز را به موضوع اقبه سیاسی ترویج باستانگرایی در ایران اختصاص داده ایم در اندیشه های کوهن دوران اشکالات عقلی و فرهنگی متعددی وجود داشت که دست برغذا همین اشکالات باعث سقوط سریع آن در برابر سپاه اسلام و اقبال عمومی به دین اسلام شد برخی از این فرهنگ ها و رسوم و تفکرات امروزه و در دوره متمدن ایرانی قابل دفاع و استفاده نیستند یکی از مهمترین تفکرات قلط این دوران تفکر طبقاتی است که نظام بسته ای را ایجاد کرده بود و مانه از رشد و ترقی عموم مردم برای رسیدن به کمالات بالاتر می شد. نمونه ای از این نظام طبقاتی قلط در رفتار شاه ساسانی با کفاش است که اتفاقا در شاهنامه فردوسی منعکس شده است کفاشی که حاضر بود در ازای اجازه دادن شاه برای درس خاندن فرزندش کل حزینه نظامی لشگر را تأمین کند که او را سپارم به فرهنگیان که دارد سر مایه و هنگ آن. اما شاه ساسانی به دلیل مقایرت این خواسته با قانون تبعیز طبقاتی با این درخواست مخالفت کرد و گفت اگر روا باشد که پسر کفاش دبیری و وزیری کند پس پسر دبیر و وزیر هم باید به کفش دوزی بپردازد چو بازارگان بچه گردد دبیر هنرمند و با دانش و یادیه یادگیر به دست خردمند مرد نجاد نماند جز از حسرت و سر باب. حجت الاسلام دکتر رسول رزوی از بهیت علمی دانشگاه قرآن و حدیث به نمونه دیگری از احکام اقل ستیز و خرافی ایران باستان اشاره می کند. همه انسان ها شاخص و وسیلهی برای سنزش حق و باطل و راست و غلط دارید. اونم اقله. خب از نگاه اقل فرقی نمی کند حق مربوط به گذشته باشد یا مربوط به آینده باشد. حق بر اساس دلائل اقلی و بر اساس شناخت اقل حق است چه امروز بیان شود چه ست سال پیش یا هزار سال پیش. بنابراین باید با میار اقل سراغ فرهنگ گذشتمون بریم. هر چیزی که با اقل سازگار است اون رو بپذیریم. هر چیزی که با اقل سازگار نیست اون رو کنار بذاریم. به عنوان مثال خب همین باستانگراهیان که ادعا می کنند ما خودمون دین باستانی داریم. خب کتابی که معرفی می کنم برای دین باستانشون وندیداد عوستا است. یکی از بخش های عملیش وندیداد است. از پنز بخش عوستا بخش وندیدادش رو من به عنوان مثال عرض می کنم. در بخش همین وندیداد احکام زن دشتان یعنی زنی که حائز شده رو بیام می کنه. یکی زنی که حائز شده جن شیطان در اون مفوض کرده باید از مردمان دور باشه در یه اتاقه چی دورش دیوار بکشن اونجا بمونه دور از خاشتوز از آتش دور از آب کمترین غذا رو باید بهش بدید که شیطان درش قوت نگیره و یعنی در سرماه در جای دور افتاده در سرماه و بدترین و کمترین غذا رو بدید و بعد هم بعد از مدتی باید بهش گمیز بدن گمیز ببخشید به اصطلاح بول گاو نر هست با خاکستر اینو باید بخوره تا شیطان ازش بیرون برو و فلان و فلان خب یعنی یک زن رو به اصطلاح که مریض به حساب میاره و شیطان در اون سیز کرده برده بوده بدترین غذا رو میده و بدترین موشیدنی رو میده و در بدترین حالت نگه میده در حق اقل واقعا میگه که اگر این مریضه اگر این به اصطلاح ضعف داره مریض به منع زعیف شدن هست اتفاقا باید بهترین غذا رو بدید در بهترین مکان باشه بهترین موشیدنی رو بدید در اسلام نه تنها گفتاری که در وندی داد اومده رو نمیگه بلکه میگه که اصلا لازم نیست روزه بگیره از تکالیف شریعه معاف میشه نمازم نمیخواد بخونه بعد در نهایت هم میگه که با آب پاک غسل کنه و حتی خیلی از کارها رو معاف میکنه یعنی همین الان ما اقل و میار قرار بدیم بین دو تا حدوث میکنه که این بهتر از اونه شما برید احکام دیگری هست در وندی داد که انسان از گفتنش استن مشمعیز میشه اونقدر احکام خردستیزی داره که با هیچ اقلی جور در نمیاد یا مثلا شعار معمولا به این استناد میکنن میگن که ما شعار کردار نیک، پندار نیک، گفتار نیک داریم میگن باشه ما همین بر اساس اقلمون میگیم که آقا اون گفته شما خوبه الان کردار نیک رو به من بگو من به اون عمل کنم بر اساس گفته شما در ایران و آستان کردار نیک، پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک بفرمایید میگه که اگر شخصی بمیرد و شخص دیگه بیاد اونو بلند کنه فرض کنه یه بچه یه نفهمیده پدرش وفات یافته و چهارده پوندرسال داره اینو بلند کرد به جرم این اینو باید ببرن حبس کنن در دور افتاده ترین جال کمترین و بدترین قضا رو برده کنه تا این بس نپیری برسه وقتی بس نپیری رسید میبرن بالای یک بلندی گردن اینو میشکنن میمیره یعنی بعد از ۶۷ سال زندانی کردن این گردنشو میشکنن که این بمیره به جرم این که پدرش رو اون مرده رو بلند کرده خب میگم کردار نیکی که میفرمادید اینه؟ ببینید صرف اینکه کردار نیک انجام بدید باید نسخه کردار نیک هم داشته باشید گفتار نیکی که میگید گفتار نیکتون همونهایی که در مورد خدایان میگید هشت خدایی که انگره می نو میسازید دوستار شرک میشید بعد طرحاتی که در مورد زهنشناسی دارید در مورد انسانشناسی دارید اینها گفتار نیک شماست پندار نیک شماست وجود افکار غلط، انحرافی و خرافی مانند آتش پرستی و سنویت یا آین دوخدایی در آین های ایران باستان باعث شده است که حتی اگر اندیشه ای برای نظامسازی وجود داشته باشد در برابر اناسر تمدنساز اسلامی که هم با عقل و فطرت متابقت دارد و هم با مختزیات زمان و مکان همراه است چندان نتواند عرض اندام کند آقای رزوی تو ببینید بهترین راه برای اینکه با کسانی که جرایش به باستان دارند اینو که بگیم باستان به ماه و با آستان هیچ مشکلی ندارد به شرط اینکه خیرت ستیز نباشد و کمک کند به پیشرفت ماه خب اگر موردی هست در این باستان که میتونه به کمک ماه بیاد چرا باید از قبول کردنش عبادهاش داشتیم؟ مهمترین امتیازی که برای دولت احکامن شیان قائلند جهانگیری این هست که اینها حمله کردند بابل رو تصرف کردند و بعد تا مینه نصر و یونان هم رفتند زنگهای بزرگی راهن ناختند ده زیادی رو کشتند چه از این طرف چه از اون طرف خب آیا کشت و کشتار وقتی از طرف ما باشه خوبه از طرف دیگران باشه بده؟ چرا حمله اسکندر رو که اومد بعد از احکامن شیانگیری همون کارهایی که احکامن شیانگیری انجام داده بودند رو اون تکرار کرد ما نفیش میکنیم و میدیم که انسان قاتل و آدم کش و غارکگری بود ولی به خودمون میرسه به اون افتخار میکنیم چرا وقتی مغل و چنگیز هم