یاد آوری می کنه انسان در زندگیش یه ایام اللهی داره هر کسی شما یه ایام اللهی دارید ما یه ایام اللهی دیگه داشتیم بید ایام الله اون ایام ایست که یک حرکت انقلابی در جامعه پیدا می کنید که مردم رو به سوی حقیقت دعوت میکنه برای همه ملت ها هست ما این ایام الله رو باید یادمون نره میگیم آه روزی که ما مثلا انقلاب شد در این مملکت بیستو بهمن یه ایام الله پیدا شدید چرا ایام الله است برای که واقعا هیچ کس باور نمی کنید که این انقلاب واقعی بشه حتی خود امام نمی دونست که در بیستو بهمن امام امیدوار بودن که انقلاب می شه اما الان بیستو بهمن انقلاب می شه که روزی خبر نداشت میکنید ولی خب این ایام الله از روزی که خدا را و حکم خدا را و حکومت الهئی را بیدار کرده و تلالوی بهش داده این ایام اومد یادتون نردی شما هم خودتون ایام اللهی دارید هر در این بیستوه بحمد باز در این ایام سی و سه سالهی که ما داریم ایام الله زیاده ممکنه یه انتخاباتی هم واقع بشه اونم میشه ایام الله چه خوبش چه بدش هر دوم ایام الله اگه بد باشه باید عبرت گرفت اگه خوب باشه باید ایام الله باید عبرت گرفت اینا تمام چیزهاییست که برای مؤمن لازم همیشه به یادش باشه خوب اینا رو دیگه من برای یغذه زیاد حدیث نمیشتم نرد خودتون انشاءالله وقتی دارید متعالیه کنید یه نکته دیگه هم عرض بکنم بعد از یاداوری دل و بیداری دل نوبت میرسه به تذکر تذکر برای اینی که ما در زندگانی دنیاییمون دوچار قدره غفلت میشیم در اثر برخورد با حوادث شما درس هم میخونید در وسط درس یا غافل میشینید حتی از درس خوندن هم گاهی غافل میشینید اینجا استاد داره درس بگیر شما عالم دیگه هستید آدم درس بخونه در حال غفلت درس استاد نماز بخونه در حال غفلت بزن این برخوردید تمام کارهایی که داشت تو نماز انجام داد و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته چشاش باز میکنه میگه نماز تمام شد چکار کردی؟ خب این نمازه بنابراین تذکر و ذکر مهم از کنون الله قیامن و قعودن و علا دنوبهم به تفکرون فی خلق سماوات والعرض ربنا ما خلقت حالا باطلا کسانی که در حال قیام و رکوع و سجود و نشستن و خابیده و بیداره همیشه یاد خدا باشن این بیاد خدا بودن مهمه گاهی از محرومه آی بحجمه میپرسیدن که خب تو وسط نماز یه دفعه یادمون میره هم که حالا یادت اومد که یاد رفته یاد رفته یاد رفته اقلا این رکوعی که اعلان داری یادت اومدی که قافل بودی اینو دیگه برای خدا انجام بده بگو سبحان عربی العظمه اینو اقلا سبقش در نمازت که یه اللهش برای خدا گفتی یاد خدا بودی دیگه نه این که از اول تا آخر هیچ یادت نیست هم که یادت میافته بازم بیاد باشید این تذکر دائمی به معنای دائم نه به معنای حلسفیش و ریاضیش همینقدر که آدم همیشه حواسش چند باشه گایی فراموش بکنه دوباره چیزی کنه ذکر لا اله الا الله رو داشته بشید ذکر استغفار رو داشته بشید نه برای تظاهر منده نمیگم که شما یه تصویر بگیری کنی و بگی من مثلا زاکرم مثلا مندم خیلی آدم خوبی است نه این کار بدیه ما این وقت تصویر داشته نمیگیرم جورو مردم گیری گیری کنم بازی کنم بعضی ها تصویر بازی میکنن ذکرم نمیگه نه دلت باید با خدا باشه مقید باشید که استغفار رو در روز داشته بشید و حالا هر جا نشستید یه دو تفعیل پندفعه بیستفعه یواشی استغفار کنید نه اینکه تظاهر نکنید ریا بدترین صفت برای مؤمنه ریاکاری و حقبازی و فریبکاری بسیار چیز بدیست قلب آدم رو قسیم میکنید ذکر بگیرده که مردم بگن آدم خوبیه حتی اونکنه اولش برای خدا بگیرد وسطش شیطان بیاد حواستو پرت میکنه من یادم بگیرد یه حاج مقدس داشتیم تیران آدم شیطان بسیار خوب منبری بود خیلی خوب بود صدای بسیار زیبایی هم داشتیم خیلی هم ممنبری خوبی بود گاهی وسط منبرش مثلا با روزه شهر یه درم ویل میکن میگفتیم حاج آه چرا ویلش کردی حالی داده بودی اول میگفتیم یه درم که برای خدا دیگه نیست درم خودم خوشم میاد که درم خوب میخونم خوب روزه میخونم ویل میکردیم میگفتیم منبرم خراب شد خراب بشه من که منبر برای این نمیخونم که مردم بگن خوبه من میخونم منبر برم که مردم تأثیر واقعی قرار بگن بگن حاج مقدس خوب میخونه خوب روزه خونه بخود خود پول روزه هم که بهش میدادن خیلی چون مورد اعتماد مردم بود مثلا فرض بکنیم ست تا هم بهش میدادن ایشون پنجات پنجات بر میگن چون ازدواج هم نکرد بود اونم به خاطر مادرش چون میگو من برای خاطر این که مواد خانوم من به مادرم بی احترامی بکنه یا من نرسم به مادرم ازدواج نکرد تا آخر عمرش رفتن مکه و اونده هم در کربلا در نجب مرخوم شدن اینو یه آدم هایی بودن دیگه چیز دیگه بودن غیر از من و شما بودن موجودات دیگری بودن حالا یه حال ما باید یه مقدار حواسون جمع باشیم برای ایناست مسئله معنوی و هیچ مرافقات هم نداره با مسئله مادی مهم اینه که آدم معنویی که بتوانه دنیا را داشته باشه و معنوی باشه مثل امام امام ریاست رو قبول کرد اما برای چی؟ برای ریاست نبود کم پیدا میشه آدم که ریاست حواسش رو پرد نکنه خلاصه ذکر خدا باید همیشه داشته باشید به یاد خدا باشید لا اله الا الله را داشته باشید لا حول ولا قبطه الا والله همین ذکرهایی که میگم خیلی سرسدا نداره لام و به و اینا مثل غین و اینا نیست که خیلی چیز باشه و ساد و زاد و سد صدا نداره خودسه فقط یه استغفرالله و اونم غینشی یواش میشه گفت استغفرالله این ذکرهایی داشته باشید و در اینها درس بخونید سر کلاس درس چه اشکال داره که شما میشینید حالا یه ذکرش هم بگید گاهی حرف استادم گوش کنید حواسون نره به بیرون چون اگه یه ذکری بگید حواسون به درس بیشتر باقی مونه تا این که حواسون بره به یه جایی دیگه وقتی این درس تمام شد شما تا از خواب قفلت بیدار شدید اینم خوب نیست اون وقت میدونید که اگه در کلاس درس نشستید با قفلت اون کلاس هم موجب خسرانه میدونید اگه سر کلاس درس رفتید یواشی کتاب دیگه متعالیه کردید بی احترامی کردید به درس استادتون اینم موجب خسرانه نور نداشته بشید خود معطلید انشتن بشید مثلا در علوم مادی ریاضی مراجعه تقلید بشید در علوم دینی همه اینا اگر که نور نداشته بشید اون نور یه چیز دیگه است اون نور به اینه که دلتو از هوای نفس و اون که دلم میخواد خالی کنید دل این دل چاقوی میخواد با مورد درست باقی ببونه دلم میخواد دلم میخواد من اینها دیگه اصاره تجربه من از اسادید حتی سر کلاسی که میرید واقعا احترام کنید به استادتون ننشین اون نقب کتاب بگید متاری کنید میدونید چقدر توحینه به استادی که سالها زحمت کشیده آره داره میاد در شما درشت میگه شما اینجوری به کتاب دیگه نگاه میکنید چقدر بده اینا قصوات قلب میره اینا قلب و تاریک شما اگر به احترام استاد کار کنید من به شما قول میدم یه نورانیت بیدونید چیزایی میفهمید کسی دیگه نمیفهمید اونم میشید آدم های خوب اونم میشید آدم های مفید مفید برای مردم مفید باشید کاری کنید که در جامعه وجودتون مثل چراق باشد حتی مثل شم ام نباشد مثل خرشید باشید چون شم میسود و خواهش تمام میشه کاری کنید مثل خرشید باشید که تموم نشید هم دیگران در سایه پرتوب نور شما استفاده کنند و هم خودتون باقی ببونید انشاءالله که آقابت بخیر باشید الان یه حال مملکت مال همه است اداره مملکت مال همه است ما اوناییم که حد زده انقلابن اونام اهلی مملکت هست ما برای اونا طبق قانون حق قائلیم دونیز که بگیم آقاب زده انقلاب خونه مخواه بخواه را ممنون تو اصلا تو زده انقلاب خونه نماده شوشید نون بخواه بخواه نون بشه ندید این زده انقلابه گوشت بخواه بخواه بشه ندید بره توی اداره کار داشته بشه مثلا ارس میخواد چون کنه میخواد چناستانوه بگیره میخواد مسافرت بکنه گزرنامه بگیره این ها مسایل عمومیه دیگه برای همه است اگه یکیسی مسلمان هم نباشه ما میگیم گزرنامه بهش بدیدید این گزرنامه ندیدید قانون حق عمومیست اونوقت این حق عمومی را اداره کردنش سختره از اونجاییست که آدم میخواد دائره رو ببنده به این جهت ما حرفمون اینه که باید اینقدر دقیق کرد در این حال که نباید اداره کشور رو به دست مخالفین داد ولی این که ما هر کسی یه لغزشی داشته بشه یه دفعه بزنیمش کنار هزفش کنیم از دائره به خصوص اداره کشور نیازه به عقل داره نیازه به درایت داره نیازه به برنامه داره بعضی ها هستن خیلی هزبلایی نیستن ولی آدم های برنامه دارن اگر هدایتشون بکنیم میان کار بکنن مردونه که به طوان اینها رو زیر پوشش بگیره و ازشون کار بکشه مردونه نه که آدم بیاد تا یکی زیر اشکال کنه امام اصلا سر پیشرتش این بود که قدرت مدیریت داشت قدرت مدیریت خودش بسه کار هرکسی نیست همه رو جمع کنن آدم باید هدایت کنه آدم زعیب هست آه این یک نقطه زفتر بلیش کنیم بعد یه چشار تا همفکر خود رو جمع کنیم وقت کارها درست نمیشه بعد مجبوری بدتر از این رو بیاری چون یه میری خالیه اونو که نیبردی بعد یکی دیگر میاری که بدتر از این باز این تجربه داشت اون تجربه هم نداره تازه سفت کلومتر ما اول انقلاب ممکنه بعضی سفت کلومتر رو میبردیم خود امام چرا همین نهزت آزادی ها رو چیز کرد امام خودش به بنیستر گو من رعی نداد امام در رعی بنیستر رعی من رعی ملت هست فرمه رعی من رعی ملت ولی معذایق بنیستر رو رد نکردن اول بود به نظرشون میبود که بنیستر به درد نکرد حالا بنده چی کار کرده بوده بنده تو مسجد بود حالا بعدی که امام بودم تو کومیته و تو ازاد کشور موجزه بوده که از موجزات انقلاب بوده مثل ما را آورده از تو محرام و از رئیس اصله دارای کومیته بوده واقعا موجزات من بلد نبودم جهستر چی کار میگیرند چی کار میکنند خب اینا از موجزات بوده ولی قاعدتا خب براخره بخوایی مملکت اداره کنید نیرو لازمه دیگه حتی لحظه دارم باید جهست بکنم وای عقیده بود اینه حالا بعضی دوستان عقیده چون این نیست خوبی دعوا تقریبا در بین دوستان خوبی جوری بوده اما خراب کردن یک دیگر اون بحث دیگر است که اون دیگر مطلوب نیست که آدم زود تا یکیسی که یه اشتباه کرده لجن مالش کنه و از بین ببره این کار خوبی نیست این نباید کار بشه؟ ممکنه حتی بعضی ها به نام بنده از این کارها کرده باشن من نمیدونم ولی من راضی نیستم من مکرره به دوستان خودمون گفتم که اگر کسی به عنوان من مهدوی کنید و خواد دیگران رو خراب بکنه ما نیپسندیم الان اگه حالا برادران میخوام بگم خواهید آمدید حالا یا انتخاب کننده میشید گایی انتخاب شونده میشید گایی ممکنه ستال قرار بگید گایی ممکنه استاد بشید الان حدف این نیه فکر بکنید که در آینده منشه خیر باشید و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته ای دل قبول ما فلانه بلا شریف ای دل قبول ما فلانه بلا شریف یرهم نمای خست دلیدی نباشری یرهم نمای خست دلیدی نباشری از فرمن نکاره خوبا بری نسید گر بهر برز خود خوش مصطفى شدید از فرمن نکاره خوبا بری نسید گر بهر برز خوبا بری نسید گر بهر برز خود خوش مصطفى شدید امیدوارم کنید که در این نیه امیدوارم کنید که در این نیه امیدوارم کنید که در این نیه امیدوارم کنید که در این نیه امیدوارم کنید که در این نیه امیدوارم کنید که در این نیه امیدوارم کنید که در این نیه امیدوارم کنید که در این نیه امیدوارم کنید که در این نیه امیدوارم کنید که در این نیه امیدوارم کنید که در این نیه او خدا تا و شما برنامه ای نویسید شم 그럴ندی بخش میدوارد uting مشروع از اوراف قائمت بفرمایی المcarc مشروع از اوراف قیمت بفرمایی المcarc مشروع از اوراف قیمت بفرمایی المcarc اگر این دختر این زن اعتراضی به نام داشته باشن نمیتونی شما بگی این نام برای تو خودجت نبود خوندنش حرام بود برای اینکه محرمانه بود اما اون چه از نام فهمیده نمیشه گفت که این برای تو خودجت نبود بلکه همینجور که پسر از نام چیز میفهمد که مخاطب بود هر که هم این نام به دستش برسد از نام چیز میفهمد پس این که صاحب قوانین گفتن که کلام مختص به من خوته و بهه این معنی نداره الا این که کلام مرحوم میرزا را جور دیگری درست کردن بعضی از بزرگان گفتن مرادشون اینه که اگر استلاحات مختص به شخص خاص باشه این نام رمزی باشه استلاحی باشه و معلومه این رمز بین دو نفره بین مخاطب و متکلمه معلومه این استلاح مال احل استلاحه و برای احل غیر احل استلاح این خود جدنید خب این توجیهی که در کلام مرحوم میرزا شده کلام خوبید مثلا این مقطعاتی که در قرآن شریفه و امثال اینا قاف نون یاسین خب این استلاحات یه رموزی رموزاتی است بین پیغمبر و خدا از همین جهت هم غیر از احل و بی هر کسی بخواد این رموزات رو معناه کنه غلط معناه میکنه یعنی احتمالی بیش نیست و رمزی است بین عاشق و معشوق رمزی است بین پیغمبر و خدا و این رموزات را احدی نمیداند جد مخاطب این مختصیه در رسد فاقیت نمیدونه از این پرازا ای ms f bal возможاى رنامه راه من که پیغمبر را کنィ رمزات complicado مختص ای نموزflower الان اگه با حمله نه متاخت داریم و پاک العالمی خود گواهيه مختص کني svak مختاص هستند ق الطربيت مختاص به م Ginsafbe احل اصول در اصول مختص به فقیه اصلافه حمله هوهو و حمله شایع سناعی چی میفهمه ایران؟ یعنی از حمله هوهو یه معنای ظاهرم بفهمن این معنای ظاهر حجت نیست حمله شایع سناعی برفرزم از نظر لغت یکسی بفهمه بالاخره معنا نمیفهمه حالا یه معنای ظاهریم بفهمه این معنا براش حجت نیست و این استلاحاته که اصلا جن میده به فلسفه به منطق به علم فقه به علم کلام و به ما بقیه علوم علم هندسه هم از این استلاحات یاد داریم یادم نمیره که در خدمت استاد بزرگوارمون مرحوم علامه تبا تبایی شفا میخوندیم رسیده بودیم همینجا حمله هوهو و حمله شایع سناعی مرحوم شایع شیخ و رئیس نداشت استلاح این استلاح حمله هوهو شایع سناعی در زمان صدر المتعلقین درست شده مدتها چند روزی دو سه صفحه از اون شفایه که عباراتش خریب و عجیبه ما معتل شده بودیم اینجا مرادمه علامه تبا تبایی رضوان الله تعالی علیه که خود خسته شده بودن ما خسته شده بودیم میفرمودن که ببین همین با یه جمله استلاح حمله هوهو حمله شایع سناعی مطلب تمام شد دیگه دو سه روز وقت ما را شیخ و رئیس گرف اون که میخواست بفهمونه نتابانه اما یه استلاح اومد به حمله هوهو به حمله شایع سناعی این استلاح ما اول فهمیدیم بعد دیگه مطلب برامون خیلی حلیه از این که شیخ و رئیس بخواد با این قرد قرد و با توشیح مطلب با توضیح مطلب مطلب را درست بکنن خب همین حمله هوهو حمله شایع سناعی را اگه زمان شیخ و رئیس میدادن به دست طلبه ها ازش هیچی نمیفهمیدن اما الان میدن به دست شما شما ازش دو سه صفحه شفای شیخ و رئیس میفهمید ولی این حمله هوهو حمله شایع سناعی مختص شما ما بخواییم بگیم که این استلاحات برا همه خود جد نه حالا حرف اینی اگه در یک کلامی شک کردیم که آیا این استلاح خاصه یا نه آیا این رمز خاصه یا نه آیا میتونه در حالی که داده دست عرف مردم بگید رمز بوده یا نه اقلا میگن نه چرا نه یعنی اصالت و عدم اختصاص کلام به مخاطب خواست یه اصل اقلایی اگرم بعد بخواد بگید استلاحم بوده ازش نمیفذیرم یعنی تو باید اول بیان استلاح بکنی تو باید اول بگی من استلاحم دارم بعد کلامتو بگید لذا اصل ده هم که باید جاری بشه تا ما ظهور را بگیم حجته ظهور را منعقدش کنیم و بگیم حجته اصالت و عدم اختصاص الکلام به مخاطب خواست اینم اصل ده هم اصل یازده هم اصالت و کم نهیده نهیده فی مقام البیان گاهی متکلم در مقام بیان احمالگویی اجمالگویی گاهی هم در مقام بیان اینه که مراد خودش رو بفرمانید خب اگه مولا در مقام بیان احمالگویی اجمالگویی باشد و نخواد کسی از حرفاش چیز بفهمه نمیخواد نخواد الان یه کلی بگه بعد شرحشو بده حالا از این کلی ما بخواییم چیز بفهمیم به غیر اون کلیه به غیر اون اجمال مسلم نمیشه مثلا متشابهات قرآن همینه قرآن اول میگویم میگویم میفرماید که در این قرآن منوحو آیات و محکمات خونه اون ملکتات و اقره و متشابهات که متشابهات یعنی مجملات که این متشابهات رو اگر اون کسی که میگه توجه داشته باشد که این مجمله بشه میگن مجمل اگر توجه نداشته باشد بشه میگن مقبل و چون که پروردگار آلم توجه داره محمل در قرآن نیست مجمل در قرآن هست که قرآن اسمی گذاشته متشابه یعنی دو پحلو سه پحلو چار پحلو و اقره و متشابهات بعد نه می کند از کسانی که از متشابهات چیز بفهمه یعنی ظهور نداره فَأَمَّن لَذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْفَ وَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابِهَمْ مِنْهُ ابْتِقَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِقَاءَ تَعْویدِهِ وَلَا يَعْلَمُ تَعْویدَهُ اِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِقُونَ فِي الْعِيمِ متشابه بر اونا مبینه اما ما دنبالش نباید بریم البته افرادم فهم میکنن و مثل شما حتما باید مفسر بشید حتما باید دنبال متشابهات برید حتما باید دنبال روایات برید حتما باید دنبال تدبر در قرآن برید و اما عموم مردم بخانجاجه به متشابهات قرآن صحبت بکنن ظهورش بگیرن پس بنابراین باید اثباتن این اثبات کنیم اگه شک کردین در مقام بیان بوده یا نه بگیم در مقام بیان بوده اگر یادتون باشید که یادتونه در اطلاق گیری شما مقدمات حکمت دارید یعنی اگر گفت جعنی به رجل شما وقتی میتونی از این رجل اطلاق اراده بکنی گردم مولا بیزاری که مقدمات حکمت جاری کنید یعنی مقدمات عقلی که این مقدمات حکمتیه اگر اسمش بذارید اصول اقلائیه اونم داریدید این اصولی که الان من جاری میکنم همش همون تعیین وظیفه در ظرف شکید اینی که در اصول مشهور شده که ما اصول عملی شرعی نعقلی و اقلا اصول عملی ندارن این ظاهرم اشتباهه اقلا خیلی اصول عملی دارن اصول عملی یعنی چه؟ یعنی تعیین وظیفه در ظرف شرع از جمله همین مقدمات حکمتیه گفته جهنمی به رجوع شک دارید آیا اطلاق داره یا نه؟ هر رجوعی رو میگیره یا نه؟ خب مقدمات حکمت جاری میکنید میگه مولا در مقام بیان مراده خصوصیت قید سیخیتیه خصوصیت قید سیخیتیه نگفته جهنی به رجوع حالی جهنی به رجوع شاب پس هر مردی را اراده کرده اگرم آخوندی بشی که مرحوم آخون یه مقدمه دیگم جاری میکنه مولا در مقام بیان مراده قرینه ذکر نکرده قدر متیفقا در مقام تخاطب نیست پس اطلاق رادی کرده اگرم آخوندی نشید