موسیقی موسیقی اندیشه ها پوشش هماغش هاگه علمی فرهنگی اجتماعی و سیاسی بسم الله الرحمن الرحیم شنواندگان عزیز و فرهیختگان گرامی سلام برامه امروز اندیشه ها را نیز به موضوع اقبه سیاسی ترویج باستانگرائی در ایران اختصاص داده ایم لطفاً تا پایان برامه مارا همراهی بفرموید یکی از اوامل ترویج و تبلیغ باستانگرائی در ایران به متالعات شرخشناسی و گزارش مستشرقان برمی گردد قربی ها از دیرباز به شناخت شرخ توجه داشتند و پجوهش های فراوانی در این باره سامان دادند که آنها را شرخشناسی و در سرزمین های اسلامی متالعات اسلامی و در سرزمین ایران ایرانشناسی می خانند یکی از دلائل علاقمندی قربی ها به ایرانشناسی شناخت قوت ها و زعف های ایران و مسلمانان و دلیل مهم دیگر یادگیری علوم و فنون و آداب و رسوم و سنن شرق و به ویژه ایران است تا در سلطه و قارت منابع از آن استفاده کنند مراکز متعددی در امریکا انگلستان آلمان فرانسه ایتالیا کانادا و اسرائیل در باره شرخشناسی اسلامشناسی شیعهشناسی و ایرانشناسی وجود دارد علاوه بر این سالانه در کشورهای مدرسه مختلف قربی کنفرانس های بسیاری در محافل علمی و امنیتی در باره کشورهای شرقی و شرخشناسی برگزار می شود یکی دیگر از انگیزه های ایرانشناسی مستشرقان تحریف اسلام و گزارش وارونه از معارف اسلامی و تاریخ ایران است تا به دین وسیله بتوانند با زمین سازی اختلاف و دو قطبی سازی بین اقوام ایرانی و تضعیف فرهنگ ایرانی اسلامی به اهداف استعماری خود برسند هنجتال اسلام دکتر رسول رزوی از بهیت علمی دانشگاه قرآن و حدیث در ایران که رزا شاه و دولت پهلوی روی کار آورده بودن خب می خواستن این ملت از سایر امم عربی و اسلامی جدا بشن پس شروع کردن از باستانگرایی سو استفاده کردن برای تفتیک و جدا نگه داشتن ملت ایران از سایر ملت های اسلامی پس در دوره پهلوی در واقع از باستانگرایی دو سو استفاده شد یکیش برای شکستن دین دومیش برای ایجاد فاصله بین دولت ها و ملت ها در این دوره به خصوص محمد علی فروغی و اقرانش و دوستانش خیلی فعالیت کردن تقزاده کسروی دیگرانی بودن که سعی کردن که باستانگرایی رو در مقابل دین قرار بدن و بگن که علت زعف و سستی و اقبوندگی ما دینه و نسخه و داروی این درد و زعف بازگشت به گذشته و احیای باستان هست یک آمل مهم دیگه ای الان وجود داره که معمولا از اون قفلت میشه اون هم آمل تاریخ سازی بوده که در دو سده اخیر اتفاق افتاده ببینید مستشرقین فعالیت های زیادی برای نوشتن تاریخ شرق انجام دادن و الان هم شما اگر با تاریخ سر و کار داشته باشید یکی از مهم کریم تحصیل گذارتی منابع نوشته های مستشرقینه مستشرقین در این تاریخ نویسی صادق نبودن حتی به تاریخ نویسی نبودن حتی به تاریخ نویسی نبودن حتی به تاریخ سازی پرداختن و تاریخ رو آنگونه که اتفاق افتاده بازگونه کردن مثلا در مورد حقامنشیان یک اموری رو گفتن که واقعیت نداره یا اموری رو مخفی کردن که اون هم باید گفته میشد این باعث شده که یه فضای دروقین در مورد باستان ایجاد بشه مثلا میان میگن که میگن که حقامنشیان زرتشتی بودن در حالی که شما برید همه منابع رو بگردید میبینید که اثری از زرتشت و زرتشتیگری در دوره اونها نیست حتی بعد از حقامنشان در دوره اشکانیان هم اثری از زرتشتیگری نیست حادشاهان حقامنشان همشون مقبره دارن ما قبرستانها و گورها و تابورهای زیادی از دوره اشکانیان که بعد از حقامنشیان هستن داریم اینا نشون میده که مرده هاشون رو دفت میکردن در حالی که زرتشتی ها این کار رو نمی کنن یا در کتیب های که خودشون ادامی کنید اثری از زرتشت نیست خب بنابراین این ها که ادامی کنن ما دین آریائی داریم و اون دین آریائی مایی قدرت ما بوده میبینید در دوره حقامنشان که ادامی کنن قوی ترین دوره شون بوده اصلا از این دین خبری نبوده بنابراین نباید با دروب بخواییم زرتشتی گری رو در مقابل اسلام قرار بدین و آمل قدرت حقامنشان رو زرتشتی گری قلم داد کنید به گفته ی ادوارد سعید نویسنده و متفکر فلسطینی تبار استعمار کشورهای مسلمان تنها به وسیله ارتشهای قربی نبود بلکه تهاجم فرهنگی به وسیله ارتش فرهنگی قرب خیلی مخربتر و معسرتر از استعمار فیزیکی بود است یعنی تسخیر و استثمار افکار و ازهان خیلی مهمتر و معسرتر از سلطه مکانی و استثمار فیزیکی و نظامی است بازنمایی تاریخ و تمدن ایران یکی از کارهای بود که باید خود ایرانیان و دانشمندان مسلمان انجام می دادند اما متاسفانه این توفیق نصیب مستشرقان شد و آنها این باره برزمین مانده را برداشتند و با اهداف و اقراز خود تاریخ نگاری کردند و متناسب با منافع استعماری خود تاریخ شرق به ویژه تاریخ ایران را نگارش کردند شوربختانه به این اکتفا نکردند و به وسیله تحصیل کردگان قربی داخلی و قربزده های وطنی به نگارش ها و گزارش های مستشرقان عرضش و اعتبار بخشیدند و به قول آقای ادوارد سعید اصناد شرق شناسی وقتی معتبر شناخته می شد که از زیر آتش پالایش قربی ها عبور کرده باشد استعمارگران قربی نفقط به وسیله ی ارتش بلکه با کمک عدبیات مردم شناسی باستانگرائی و توجیحات روانی شرق را استعمار و استثمار کردند باستانگرائیان امروزی نیز با استناد به منابع مستشرقان و با هدف الگوگیری از دوران باستان و چهرهای ملی در سددند تا نظام و ساختاری بر اساس تمدن صرفا ملی ونا کنند. در حالی که باستانگرائی بیشتر در قالب توجب به نمادها استورها و نیز آثار تاریخی بر جای منده از دوران باستان همچون تخت جمشید و کروش صورت می گیرد که فاقد هر گوزه اون اندیشه الگو سازی است دکتر رزوی منایب واقعی نبوده باستانشناسان غربی وقتی که اینجا رو می خواستن احیا کنن بعضی چیزها رو اضافه کردن بعضی چیزها رو کم کردن حتی بعضی کتیبه ها افصودن یعنی این سو استفاده از باستان برای زلی دادن خوب باستان باید شده که تصورات قلطی بین مردم و اون کسان که گیراش به باستان دارن پیدا کنن. اسمها رو عوض کردن مکانها رو عوض کردن جاهایی رو به عنوان مثلا قبر فلانی قادشاه معرفی کردن که اصلا اینطوری نبوده. پس ببینید یکی از اوامل باستانگرای امروز اون جل و تاریخ سازی بوده که مستشقین یکی از اواملش هست دومین اوامل هم خوب اینه که نقطه قوت انقلاب ما همین دین اسلام هست طبعیه که مخالفان به اون نقطه قوت حمله می کنن یکی از قواملی که می تونین نقطه قوت ما رو مورد حدف قرار بده بحث های نجادیست و با تره بحث های نجادی و این که این دین دین اسلام مال عرب هاست و دین آریای ها دین زرتشتیه بخوان که بین باستان و حال تفرقی ایجاد کنن. در حال که ما می دونیم بهترین و شکوهمندترین دوره تاریخی امروز بعد از امورد اسلام بوده از نظر تمدنی ما هیچگاه به اندازه که در دوره اسلام دارای تمدن بودین نیستیم نمونه های فراوانی هم می شه شمورد. نه این که بخوام مثلا دوره قبل از اسلام رو نفت کنم. ولی خب در مقایسه شما نمی توانید مثلا دوره شکوهمندی که بعد از اسلام رو داشتیم دانشمندان بزرگی که در این دوره داشتیم رو با دوره ساسانیان بقایسه کنیم. در دوره ساسانیان ما چند تا دانشمند معروف داریم یا در دوره حقامنشیان چند دانشمند معروف داریم. همین آساری رو هم که به عنوان مثلا نماد تمدن دوره حقامنشیان معرفی می کنه شما می بینید که برگرفته و تحت تحصیل تمدن یونانیست و احتمالا اصلا توسط یونانی ها زاخته شده باشه. نه مثل دوره اسلام دانشمندان و بزرگی در اون دوره داشتیم. در مقایسه ارز میکنم. نه میماری شکوهمندی داشتیم. نه فیلان نه رفاه. ولی خب این چالش رو ایجاد میکنن بر اساس گزارش های غلط و اشتباهی که مستشقین داد. شنوندگان عزیز همچنان با برامه اندیشه ها از رادیو معرف در خدمت شما هستیم. برامه امروز را به موضوع اقبه سیاسی ترویج باستانگرایی در ایران اختصاص داده ایم. در اندیشه های کوهن دوران باستان اشکالات عقلی و فرهنگی متعددی وجود داشت که دست برغذا همین اشکالات باعث سقوط سریع آن در برابر سپاه اسلام و اقبال عمومی به دین اسلام شد. برخی از این فرهنگ ها و رسوم و تفکرات امروزه و در دوره متمدن ایرانی قابل دفاع و استفاده نیستند. یکی از مهمترین تفکرات غلط این دوران تفکر طبقاتی است که نظام بستهی را ایجاد کرده بود و مانع از رشد و ترقی عموم مردم برای رسیدن به کمالات بالاتر می شد. نمونه ای از این نظام طبقاتی غلط در رفتار شاه ساسانی با کفاش است که اتفاقا در شاهنامه فردوسی منعکس شده است. کفاشی که حاضر بود در ازای اجازه دادن شاه برای درسخاندن فرزندش کل حزینه نظامی لشگر را تأمین کند. که او را سپارم به فرهنگیان که دارد سر مایه و هنگ آن. اما شاه ساسانی به دلیل مقایرت این خواسته با قانون تبعیز طبقاتی با این درخواست مخالفت کرد و گفت اگر روا باشد که پسر کفاش دبیری و وزیری کند پس پسر دبیر و وزیر هم باید به کفش دوزی بپردازد چو بازارگان بچه گردد دبیر هنرمند و با دانش و یادگیر به دست خردمند مرد نجاد نماند جز از حسرت و سرباب حجت الاسلام دکتر رسول رزوی از وحیت علمی دانشگاه قرآن و حدیث به نمونه ی دیگری از احکام اقل ستیز و خرافی ایران باستان اشاره می کند. همه انسانها شاخص و وسیلهی برای سنزش حق و باطل و لاست و غلط داریم اونم اقله خب از نگاه اقل فرقی نمی کند حق مربوط به گذشته باشد یا مربوط به آینده باشد حق بر اساس دلائل اقلی و بر اساس شناخت اقل حق است چه امروز بیان شود چه ست سال پیش یا هزار سال پیش بنابراین باید با میار اقل سراغ فرهنگ گذشتمون بریم. هر چیزی که با اقل سازگار است اون رو بپذیریم هر چیزی که با اقل سازگار نیست اون رو کنار بذاریم. به معنی مثال خب همین باستان جرایان که ادامه کنند ما خودمون دین باستانی داریم. خب کتابی که معرفی کنند برای دین باستانشون بندیداد یکی از بخشهای عملیش بندیداده از پنج بخش هاوستا بخش وندیدادش رو من به عنوان مثال ارز میکنم. در بخش همین وندیداد احکام زن دشتان یعنی زنی که حائز شده رو بیام میکنه یکی زنی که حائز شده جن و شیطان در اون مفوض کرده. باید از مردمان دور باشه. در یه اتاقه که دورش دیوار بکشن اونجا بمونه دور از خاش دور از آتش دور از آب. کمترین غذا رو باید بهش بدید که شیطان درش قوت نگیره و یعنی در سرماه. در جای دور افتاده در سرماه و بدترین و کمترین غذا رو بدید و بعد هم بعد از مدتی باید بهش گمیز بدن. گمیز ببخشید به استلاح بول قاوه نره هست با خاکستر. اینو باید بخوره تا شیطان ازش بیرون بره و فلان و فلان خب. یعنی یک زن رو به استلاح که مریض به حساب میاره و شیطان درون بزیز کرده. بدترین غذا رو میده و بدترین نوشیدنی رو میده و در بدترین حالت نگه میده. در حق اقل واقعا میگه که اگر این مریضه یعنی به استلاح زعف داره. مریض به منوی زعیف شدن هست اتفاقا باید بهترین غذا رو بدید. در بهترین مکان باشه بهترین نوشیدنی رو بدید. در اسلام نه تنها گفتاری که در وندی داد اومده رو نمیگه بلکه میگه که اصلا لازم نیست روزه بگید. از تکاریب شریعه معاف میشه. نمازم نمیخواد بخونه. بعد در نهایت هم میگه که با آب پاک غسل کنه. و حتی خیلی از کارها رو معاف میکنه. یعنی همین الان ما عقل و میار قرار بدیم بین دوتا خود خود میکنه که این بهتر از من. شما بدید احکام دیگری هست در وندی داد که انسان از گفتنش اصلا مشمعیز میشه. اونقدر احکام خردستیزی داره که با هیچ عقلی جور در نمیاد. یا مثلا شعار معمولا به این استناد میکنن. میگن که ما شعار کردار نیک پندار نیک گفتار نیک داریم. میگن باشه ما همین بر اساس عقلمون میادیم میگیم که آقا اون گفته شما خوبه الان کردار نیک رو به من بگو من به اون عمل کنم. بر اساس گفته شما در ایران و آستان کردار نیک پندار نیک گفتار کردار نیک بفرمایید. میگه که اگر شخصی بمیرد و چست دیگه بیاد اونو بلند کنه فرض کنه یه بچه یه نفهمیده پدرش وفات یافته و چهارده پنوده سال داره اینو بلند کرد. به جرم این اینو باید ببرن حبس کنن. در دور افتاده تر اینجا کمترین و بدترین قضا رو به این بدن تا این به سن نفیری برسه. وقتی به سن نفیری رسید میبرن بالای یک بلندی گردن اینو میشکنن میمیره. یعنی بعد از شست دفتر سال زندانی کردن این گردنشو میشکنن که این بمیره. به جرم این که پدرش یا اون مرده رو بلند کرد. خب میگم چردار نیکی میفرمادید اینه. ببینید صرف این که چردار نیک انجام بدید باید نسخه چردار نیک هم داشته باشید. گفتار نیکی که میگید گفتار نیکی که همونهایی که در مورد خدایان میگید. هشت خدایی که انگره می نومی سازید. دوچار شرک میشید. بعد طرحات که در مورد زهانشناسی دارید. در مورد انسانشناسی دارید. اینها گفتار نیکی شماست. پندار نیکی شماست. زمان و مکان همراه است. چندان نتواند ارزندام کند. آقای رزوی ببینید بهترین راه برای این که با کسانی که گرایش به باستان دارند اینه که بگیم باستان به ماه و باستان هیچ مشکلی نداره. به شرط این که خرد ستیز نباشد. و کمک کند به پیشرفت ماه. خب اگر موردی هست در این باستان که میتونه به کمک ماه بیاد چرا باید از قبولیت اون کردنش عباداشته باشیم. مهمترین امتیازی که برای دولت حکامنشیان قائلند جهانگیری این هست. که اینا حمله کردن بابل رو تصرف کردن و بعد تا مصر و یونان هم رفتن. زنگهای بزرگی راه ناختن. دیگه زیادی رو کشتن. چه از این طرف چه از اون طرف. خب آیا کشت و کشتار وقتی از طرف ما باشه خوبه از طرف دیگران باشه بده؟ چرا حمله اسکندر رو که اومد بعد از حکامنشیان و همون کارهای که حکامنشیان انجام داده بودن رو اون تکرار کرد ما نفیش میکنیم و میگیم که انسان قاتل و آدم کش و غارکگری بود ولی به خودمون میرسه به اون افتخار میکنیم. چرا وقتی مغول و چنگیز حمله میکنه اون رو محکوم میکنیم ولی وقتی همین کنش مثلا حمله میکنه با آسیای میانه و در همون جا هم به دست قبائل آسیای میانه کشته میشه اونو روز شجاعتها و افتخارات خودمون میدونیم. پس باستان به ماهو و باستان هیچ منافعاتی با دین و هیچ مخالفتی با دین نداره. زمانی منافعات پیدا میکنه که با آموزه های مورد تعیید عقل دین چالش ایجاد میکنه و عقل حرش میکنه که آورده دین بهتر از اون مطلبیه که در باستان وجود داشته و اگر موردی هم باشه که عقل تعیید کنه مسلمن دین هم و نقل هم اون رو تعیید خواهد. من چند تا سؤال میخوام از باستان گرایان بپرسم ازشون بپرسم اگر باستان خوبه چرا مثل عشقانیان مهرپرست نمیشید اگر آستان خوبه چرا مثل قوم ماد از آین مغان پیروی نمی کنید چرا مانند ایلامی ها بط رو پرستش نمی کنید اگر میگید نه اما چون حقامنشیان نماد قدرت و شجاعت و گستردگی امپراتوری بود به همین خاطر فقط باستان مورد نظرمون دوره حقامنشیان هست و دنبال عظمت سیاسی نظامی هستید خب چرا دولت سلجوگیان رول بکرار نمیدید دولت سلجوگیان چه از حقامنشیان هم گسترده تر بود چه دلیلی داره که نجات خاصی رو در ایران برتر بشماریم و دیگر نجات ها رو در هم بکوبیم در حاله که ست ها سال برادرگونه در کنار هم زندگی کردیم خانواده و امت واحدی با تاریخ و فرهنگ واحد هستیم چرا بومیان باستانی ایران که توسط آریایی ها سرکوب شدن رو فراموش کردیم و آثار تمدنی اونها رو که بزرگت این تمدنها رو به وجود آوردن رو به دنیا معرفی نمی کنیم اگه مردم ایران واقعا در زمان حقامنشان در رفاه سعادت بودن چرا در مقابل اسکندر مقابلت نکردن و بعد از فروغ دیختن دولت حقامنشان بیش از ست سال زیر قومت سلوکیان بودن و از اونها تبعیت میکردن یا اگه دولت ساسانیان باعث افتخاری ایرانیانه چرا در مقابل عرب از آن دفع نکردن مردم ایران و به جای اون آین اسلام رو پذیرفتن ببینید ما هم قبول داریم که گذشته ای ما جزو دارائی های ماست اما نباید فقط بریم قسمت هایی رو انتقاب کنیم که زد دین و امروز ماست و تاستفانه باستانگرهایی که با دین چالش داره اون باستانگرهایی که گذید کاره یعنی میره در گذشته ای ما هر چیزی که زد دین و زد درزش های امروز ماست رو برمیداره میاره به عنوان باستان اراعه میکنه و امور بسیار زیادی که با امروز ما همه هنگ هست رو انکار میکنه مخفی میکنه و سعی میکنه که با ابزار باستانگرهایی امروز ما رو متلاشی کنید و اگر پیشنهاد یا انتقادی در باره این برنامه دارید از طریق دو خط ارتباطی و 552 با پیشماره 025 تماس بگیرید یا به سامانه 30553 پیامک ارسال فرمایید تا برنامه آینده شما را به خداونده یک تا میسپاریم خدا نگهدارتان و رهاده دست کنید و در شام را براتونی کذیر خدوم بعد، را استفید کنید تا تیلیفون و заб g با می دانید در یک لطف تیلیفونی و آرشیوی را بھی داریم را به شاملی برنامه در م록ش یه اعkingی этого should be cut off in this video. را به شاملی در یک لطف را به شاملی به شاملی به شاملی به شاملی به شاملی بیگه ایران صدا پیام ولایت ایران صدا برای پیغمبر مسئله روشن بود بعد هم حوادث گنابون این بیست و سه سال اونچنان این حقیقت را اوریان کرد و آشکار کرد که جای تردیدی باقی نمی گذاشت اما اعلان رسمی باید در حساسترین زمان اتفاق می افتاد و اتفاق افتاد به دستور پروردگار بلق ما اونزل الیکم ربک فاللم تفعل فما بلقت رسالتک یعنی این یک رسالت الهیست که باید بگویید بعد هم که در غدیر خوم در نزدیکی جخفه نبی مکرم مردم رو متوقف کردن کاروانهای حجاج را جمع کردن و این مطلب را اعلان کردن آیه شریفه آمد که ت کامل شد دین کامل در سوره مبارکه ماعده قبل از آیه الیوم اکملتو این آیه مبارکه است امروز روز یعس و نومیدی دشمنان است یعنی معیار مشخص شد شاقص معلوم شد امت هر وقت بخواهند هر وقت چشم خود را بر حقیقت باز کنند شاقص را خواهند دیننده دید معیار را مشاهده خواهند کرد تردیدی باقی نقاید مند اهمیت قدیر اینه قضیه امامت و ولایت اونچنانی که در تاریخ اسلام هم مشخص هست معلوم هست یه قضیه الهی است اینجور نیست که پیغمبر اکرم با محاسبه شخصی خود امیر المؤمنین را انتخاب کرده باشد اگرچه همه محاسبات شخصی هم هر کسی را به همین نتیجه میرساند که جانشین پیغمبر علی است اما اقدام پیغمبر یک اقدام الهی بود از اوائل بئست اون وقتی که پیغمبر اکرم خود را در مکه بر قبائل گناگون عرب عرضه کرد اسلام را بر اونها عرضه کرد که این یک ماجرای مفصلیست در تاریخ قبل از هجرت در اوائل بئست پیغمبر اکرم اسلام را بر قبائل گناگون عرضه کرد به این قبیل رفت به اون قبیل رفت یکی از قبائل که در تاریخ مشخص شده است اینا جزو مسلمات تاریخ است مسئله شیع و سننی نقشی ندارد در بیان این وقایه خود برادران اهل سنت نقل کردند این را در یکی از قبائل رئیس قبیله به پیغمبر ارز کرد که ما حاضرین ایمان بیاوریم دست جمعی به اسلام به یک شرط اون شرط این است که دست جمعی به اسلام به یک شرط