و انسان در خودش حس می کنه که از اول تا آخر هست اون روح انسان هست اون جام معنوی انسان هست اون هامونه که هنه ارزش های انسان اونده اش وابسته به اون هست انبیاء و پیغمبران هم در تربیت و پرورش انسان ها بیشتر کار به همینجا دارن کار به بدن دارن کار به جسم دارن اما اونده پرورش مکتب انبیاء برای روح انسان هست برای جان انسان هست امیر المؤمنین علی ابن عبی طالب سلامت الله و سلامه علیه در نهج البلاغه هست می فرمان می فرمان برای شما برای جان شما و جانهای شما قیمت نیست یعنی اگر تمام دنیا بگذارن یک طرف یک نفر مرد یه نفر زنم بگذارن طرف دیگه بخوان قیمت بکنن تمام دنیا هم بخوان بدم به شما هر چی هست شما قیمتت بالاتره شما عرضشت بالاتره امیر المؤمنین علیه السلام به چه جنبه انسان نگاه می کنه که اینطور قیمت انسانها را بالا می بری جنبه روح جنبه جان اون هست که این همه شرف داره و قیمت داره حالا مرگ مرگ عبارت از جدائی بین حاله همون روح و بدن هست حالا روح و بدن ارتباط با هم دارن وقتی که پیوند این دوتا از هم جدا بشود این می شه موت در حدیث شریف داریم می فرماید که فعزا فرق الله بین هما سارت تلک الفرقه الموت وقتی که جدائی بین روح و بدن پیش بیاد این می شه موت و ذالک انهو یفرقه بین الارواه والجسد بین ارواه با بدن جدائی می افته این می شه موت پس مرگ یه چیزی نیست که انسان را از بین ببره نابود بکنه فقط یه جدائی بیاد وقتی که جدائی بین روح و بدن پیش بیاد این می شه موت جدائی بین روح و بدن هست این مسئله موت و مسئله احتضار که در اسلام بسیار مهم به حساب آمده برای خاطر اینه که انسان اولا روح داره جان داره و می خواد منزل عوض بکنه همین که می خواد منزل عوض بکنه در یه نشعه دیگری قراریده و دیگره اسلام این همه حساب براش باز کرده مکتب دین برای انسان یه حسابی باز کرده که تازه برای وقت جان دادنش چقدر احکام چقدر تشریفات چقدر احترامات چه مسائل بسیار پر آنج برای اون وقتش ذکر کرده برای خاطر این که انسان را موجودی می دونه بسیار عرضشمند دعای ابو حمزه اون جمله ای که حضرت سجاد علیه السلام عرض می کنه خدایا ورحمنی سریعن علال فراش تقلبنی عیدی اهبتی یعنی خدای اون وقتی که دیگه من خودم دست به دست نمی تونم بشم بیماری فشار از این که من خودم آورده سکرات موت جلو آمده من تو بستر افتاده هم دیگران باید بیان دست به دستم بکنم خودم دیگه توانایی ندارم خدای اون وقت برمن رحم بکن خدای اون وقت رحمتت را شامل خال من بکن این جمله دعای ابو حمزه هست که طبق نقلیکه شده هر شب حضرت سجاد علیه السلام اون دعا را میخوندن حالا حال احتضار در این حال روح انسان آزادتر میشه برای خاطر این که چیزهایی را تماشا میکنه که تا وقتی که اسیر بدن بود مشاهده نمیکرد تماشا نمیکرد جز بعض انسانهایی که خیلی وارسته باشن اما دیگه هر انسانی ولی او کافر باشه اون هنگام جان دادن چیزهایی را تماشا میکنه شیطان را تماشا میکنه که آمده میخواد دینش را ببرن مال را اهل را عمل را عمل هر کاری کرده مجسم میشه برابرش اینا را میبینه بهشت برزخی که جایش میخواد بشه میبینه جایش میخواد بشه میبینه یهنم برزخی که جایش ممکنه به خواد بشه میبینه علاوه بر اینها خاندان محمد و آل محمد امیدواریم سمرا کلال علیه اجمعین سمرا کلال علیه اجمعین اونها را هم تماشا میکنه اونهاه را هم تماشا میکنه روایاتی درای خاطر این بحث رسیده از جمله روایتی هست که حضرت امیر علیه السلام به حارس حمدانی فرموده دو جمله شما نقل میکنیم جمله اول اینه که فرمود قبشه رو که یا حارس در صفحه 179 جز اششم دهار نقل شده فرمود بشارت به ات میدم حارس لطعرفونی امد المنات و امد سرات و امد الهوز و امد المقاسمه فرمود چهار جامعه را میبینی و نرامیش نسید یکی هنگام جامدادن نرامیبینی و میشناسید دویان اون گاهی که از روی سرات و راه این گاهی که از روی جهنم هست و باید از اونجا عبور کرد اونجا هم نرامیبینی و میشناسید و امد الهوز نزده هوز کوسر که آب گوارا داره در سهرای محشر اونجا هم نرامیبینی و امد المقاسمه هنگام تقسیم کردن هم نرامیبینی ارز کرد و نرامیبینی ارز کرد اونا فهمیدم یمیچه اما مقاسمه یمیچه که تقسیم میکنی فرمود که مقاسمه تن نار اون وقتی که آتش را تقسیم میکنم و سهم بعضی ها قرار میدم اقول و حاضا ولیگی فتروکیه و حاضا ادوی فخوزیه صدا میزنم به آتش جهنم میگم این دوست منه رها کن او را این دشمن منه است بگیر او را اونجا مقاسمه است و مرا خواهی شنه حالا خدا کنه که همون طوری که از نظر اسم و خیلی از اقائد و کار هامون شیعه علی علیه السلام هستیم انشاءالله یک طوری باشه که سراطا خالص شیعه علی علیه السلام باشیم از اقامه جان دادن و جاهای دیگه که حضرت را میبینیم خجالت زده نباشیم یه طوری باشه انشاءالله که حضرت به شایستگی انایت به ما داشته باشن جمله دنیا در آخر فرمایشش فرموده یهارست خوزها الیک یهارست قصیرتم منتویله فرموده کتاه است خنم خوزها الیک یهارست قصیرتم منتویله فرموده کتاه است خنم مطلب خیلی طولا نیست ولی کتاه است خن این را داشته باشیم فرمود تو با هر کس دوست بداریم مهشور میشیم با هر کس که دوست بده با عدی آل پیغمبر با تاغوتی ها با ستمگرا با اونا علاقمند باشیم با اونا مهشور میشیم با آن پیغمبر و سلحا و نیکان ارتباط داشته باشی با اونا محشور میشی انت معمن احبابت ولکه مکتسبت هر کاریم کردی نتیجهش به خودت میرسه ولکه مکتسبت ببین کارت چیه و ببین با چه کسانی ارتباط داری جریان دیگری داری مربوط به حضرت عدو الحسن رزا سلوات الله و سلامه علیه در جریان حضرت رزا علیه السلام راوندی نقل خرمونده همین مرد محترمی که در سحن حضرت معصومه هست قطب راوندی نقل کرده از حضرت جواب مرز رجلون من اصحاب رزا علیه السلام مرز رجلون من اصحاب رزا شخصی از اصحاب حضرت رزا بیمار شد فقادهو حضرت رزا به ایادت او آمد فقال کیفه تجدد حالت چطوره خودت را چطور میبینی خال لقیت الموت بعدک از کرد که بعد از شما مرگ را به چشمم بیدم معلوم میشه یه مرتبه بیگم حضرت به ایادتش آمده بوده حالت دوباره که آمده میفرماد حالت چطوره خودت را چطور میابی عرض کرده وقتی شما رفتی مرگ را دیدم یعنی خیلی حالم سخت شد حضرت فرمود که کیفه لقیته چطور بود حال شدیدن علیما خیلی سخت خیلی درد آورد حال ما لقیتهو انما لقیت ما یبد اک خلاصه فرمایش حضرت اینه که این حالا اولشه که دیدیم این اول مشکل موت بود که دیده این اِنَّمَا النَّاس رَجُلَان اشخاصه که جان میدن دو دسته هستن مُستَرِیحُم بِالْمَوت بعضی ها هستن وقتی جان میدن در راهتی قرار میگیرن خودشون میرن در راهتی و مستریحم بِالْموت مستراه و مِنه ولی بعضی ها هستن مردم از دست او راهت میشن بعضی ها هستن خودش راهت میشه بعضی ها هستن مردم و جامعه از دست او راهت میشن فَجَدِّ دِلْاِیمَانَ بِاللَّهِ وَبِالْوَلاَيَهِ تَكُنْ مُستَرِیحا فرمو که لا اله الا الله بگو ایمان به خدا را تجدید بگو ایمان به ولایت و دوستی ما را در خود تجدید بگو تا جزء اون گروهی باشی که وقت از دنیا میرون خودش داره راهت میشه فَفَعْلَ الرَّجُلُ اونم گفت سُنَّ قَالَ يَبْنَ رَسُولِ اللهِ بعد از کم یبن رسول الله ملائکه را میبینن که آمدن با طهف و تهییات آمدن با طهف و تهییات آمدن ولی همه به شما سلام میکنن يُسَلِّمُونَ الَيْكَ وَهُمْ قِيَامٌ بَيْنَ يَدَيْكَ همه برابر شما استادن فَعْزَنْ لَهُمْ فِي الْجُلُوسِ اجازه بده اونها بلشینن همه استادن در برابر شما حضرت فرمود که اجلسو ملائکه تربی ملائکه تلّاه بلشینید بعد چشمش گذاش روی هم اون کسی که بیمار بود و قال اصطلام علیک یابن رسول الله به خود حضرت رضا سلام کرد بعد فرمود شما را با رسول خدا و تمام اعمی که بعد از رسول خدا تا شما هست همه را میبینن که کنار من هستید و کنار بستر من قرار دارید و قذر و جل اون وقت جان دارید انشاءالله ساعت احتضار همه ما بارو شنائی چشم لقاء امم علیهم السلام نصیب همه ما باشد و صل الله علی محمد و آله الطاهرین و برای خست دلیلی نگاه شدید از فرمنه نکارم خوبان بری نسید گر بهر برز خود خوش مصطفی شدید دوستان عزیز شنونده همراه بودیم با سخنان اخلاق من مرحوم آیتالاه شب زنده دار در برنامه مکارم خوبان اینجا رادیو معرف موسیقی از بدن دیشان نیندیشم نیندیشم که یار من تویی فارقم از دشمنان فارقم از دشمنان تا دوست دار من تویی بهر یاب از دولتم تا با توم خلوت نشین بر کنار از مهنتم تا در کنار من تویی خوب دوستان و عزیزان شنونده از همراهیتون با بخش سه بام برنامه رادیو معرف بسیار سپاس گذارم انشاله که برنامه ها رو شنیدید و پسندیدید حتما با ما در ارتباط باشید دیدگاه خودتون رو به ما منتقل کنید تا انشاله بتونیم هر چیز بیشتر و بهتر خدمت گذار شما باشیم با درست در اینجا خرائزی امتحان با درسته شما باید از اینجا برنامه کنید با پیش شماری 025 25 و همچنین سامانه پیامکی 30553 در اختیار شما هست فقه آل محمد درس خارج فقه حضرت آیتالله نوری حمدانی همینک آماده پخشه که دعوت میکنم از شما راقبان دارم به درست حوضبی بشنوید و تنفس صبح هم انشاله پایان این برنامه که بشنوید سه صبح هم انشاءالله پایان این بحش از برنامه ها خواهد بود تشکر از همراهی سمیمانتون به خدای بزرگ می سپرم اتون فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد فقه اولی محمد حد به جبل کوهی فروریخت نامورده انکسار شجرت شاخه درخش گسته شده و قوه بیت شعر خانه داشت دارن اما خانه چون خانه ها معمولن از خشت و گله این خانه دارن که از مود و روز خیمت دارن بیت شعر و خیمت و نوه ها خلاصه اشتام میدید اگر ایچ مایی رو داشته باشیم ما فقط پاک مخصص میدنیم با این که حد مقرق اونم قرق در آب اگر در غیر آب قرق باشن این رو کمی نیست پس ادهه به این ترتیب این قرق مسئله زیغ برفتن ادهه آمدن گفتن نخیل موته به سبب میزانه خب گاهی فرق سببه گاهی حد سببه گاهی تصادف سببه گاهی جنس سببه اینطور بردن ادهه آمدن گفتن مسئله رو برنین حد فعنف را خود به خود مردنش آوندن میشه وزیفتان نخیل بلا که از این دو نفر مردن باشن بینشون تمرس هست اونطور تقدم و تأخیل اونو نمیدونیم اون که ملاک ارز بردنه تقدم و تأخیل اونو نمیدونیم حالا اهم وضع این که حد و قرق باشه یا به سبب باشه یا حد فعنف باشه خود به خود مردن باشه که این جهت مختار امام استاد دلخوی و ظاهران همه طور باشه اینجه علقا خصوصیت ملاک هست حالا ما روایت ها را یک مقدار بخانیم بیشتر برای ما مطلب روشن میشه امده روایاته دیگه ما از این روایات استفاده میکنیم منتا در روایات دقیق نازره هم از نازر رجال هم از نازر مطن حالا باب اول فیلن بخانیم اولفه افباب میراس قرها و مهدوم علیهم باب انده های یرسو کلواد منه منه آخر خب این خدمت به استر بزرگیست محمد ابن حسن هر آغانی که روایات که در کتب بوده آمده باب های ما نقید کرده با توجه به افباب فقهی برای هر مسئله از مسئله فقهی یک باب ما نقید کرده اون اخبار راورده در این باب زیر کرده که یک نفر که فقیه به خواد استنباط کنه خب سابقا این نوید مشکل بود دیگه افبا این یک خدمت بزرگ بسیار که ما بیاییم افباب فقه در نظر بگیریم برای هر مسئله از مسئله فقهی یک باب بناقض کنیم خبر مربوط به اون باب را بیاریم در اونجا زیه کنیم و این کارکار را با هم بسیار جمعات صاحب مسائل خب حالا اینجا در افباب میراس قرقا و محدوم علیهم باب اندها یرس کل واحد منهم من الاخر محل اشتباه و اناوینی برای باب ها درست کردن که این اناوین و مسئله فقهی تطبیق میکنه و ارتماد داره باب اندها یرس کل واحد منهم من الاخر معنی اشتباه چند تا شرط داره اول اشتباه اشتباه در طرف دوم و تأخر موردن دوم و قرابه و نعبه این دو نفر با همدیگه باید مربوط داشتن قرار نسبن یا سببن و نبایی و عدم بارس اقرب و این دو تجارس هم ارس برن بارس اقربی در بین نیست اینو با هم هم طبقه هستن هم طبقه هستن خب وارثی که اقرب باشه میراست منتقل بشه با اون این طور نباشه حالا خبر اول حالا بینید روایات ها رو بینید ترکیل میخواندن که بحمد و قدن یعقوب خب خبر مال کلینیه کلینی رو باید دشناسیم این در بیس سال کافیه نوشته در هشت اصولان و فروان خب کار کار بزرگیه طبقه نوح محمد ابن یعقوب ان ادت من اصابه نام برسه به اون اده یه افتن در باید جا که اصاتیت متعدد بوده اده تحبیل کرده چون یکی که اونها رو نام نبارده در عرض هم هستن سیرشش استاد داره کلینی خب گاهی از چند تا از اونهای یک کدسی نام میکنه در عرض همه خب و قادم اده هم ستای پرم اده این سحر ابن زیاد تعدادی بودن که اینا همشان میرسندن به سحر ابن زیاد دوم اده ای از احمد ابن محمد این خالد برقی اینا هم چند نفرن میرسندن به اون سو اده ای از احمد ابن محمد ابن ایسا ارس کردن در آخر جلد دوی جامعه رواد این اده ها و اشخاصی که این اده ها را اشکل میدهند وجود داره مراحظه میفرمایید این سحر ابن زیاد محمد ابن یعقوب ادهت من اصحابنا خود کلینی که طبقه نوه باشه اصادیت همه طبقه هشتن طبقه هشتن سحر ابن زیاد که اون طبقه هفت نشدید سهل هم بست داره ولی بالاخره بساقاتی ثابت شده خب این تا اینجا کلینی زید میکنه خب ولی چون برن که از خیلی را شنیده و اصادیت زیاد داره اینجا عوض میکنه میلیس رای کسی دیگه بس همه این محمد ابن یعقوب ان محمد ابن یعقوب خب اونه ابو یعقوب محمد ابن یعقوب ابو جفر اد تارقومی از اصادیت بزرگ کلینیه ان احمد ابن محمد احمد ایت محمد مطلق احمد ایت محمد ابن ایسا و غیر حفظی بخش جمیعا این دوتا سند در حقیقت دوتا نصف سند جمیعا هر درابا هم پیون میده جمیعا ان ابن محمد یعنی همون سهل ابن زیاد برسه ابن محمد همین دوباره میرونه حسین محمد بسیار عالی مقامه از طبقه ششه خیلی مقامش برست ان عبدالرحمن حجاج