نی نه رفع گرفتاری گاهی با وامو این طرف و اون طرف زدن و قرض و آبر و ریزی و اما گاهی رفع گرفتاری به واسطه یه نماز قرآن روایت می فرماید می شی تو نماز مقبول داشته باش اگه نماز مقبول داشتی رفع گرفتاری تم می شی انسان متوجه می تواند درکت نماز بخونه بعد نماز رفع گرفتاری در روایات می خوانیم اگر کسی نماز خوب بخونه یه دعای مستجاب داره اگه نماز مقبول باشه اما قسم سیده سه بوم که مهم است نماز مبرور یعنی خدا بگید باریکلا نماز ما صحیح باشه علاوه بر این که صحیح هست خدا قبولش کنه علاوه بر این که خدا قبول کنه خدا بگید باریکلا آفری کهی می شه وقتی که از اول نماز تا آخر نماز با خدا داشته باشی این نمازه که همه کار ازش می آند هم برای دنیا هم برای آخره این نمازه که دم مرگ به آسانی با یه نشاتی انسان از این دنیا می روید این نمازه که کمکار انسانی هم در دنیا هم در آخره مونس انسانی هم در دنیا هم در آخره مکالمه با خدا یعنی وقتی که انسان حمد و سوره می خونه راسی توجه به این داشته باشه خدا داره با این حرف می زنن وقتی که ذکر رکو ذکر سجده مابقی نماز و جخ داشته باشد این داره با خدا حرف می زنه از اول نماز تا آخر نماز یه مکالمه با خدا اگر فرمودن افضل اعمال نمازه خب برای خاطر همینه یه مکالمه با خدا انسان در وقتی که می گهد الله اکبر این که دست رو بلند بکن الله اکبر بگو معناش اینه که همه چی پشت سر پس چی جلو خدا بیابد خود را در محصر خدا همه چی پراموش بشه جز خدا در اون موقع جدن بیابد خدا را نه بداند و بیابد بالاتر از دانستن مثل آدمی که تشنه از آب بخوره سیر بشه چجور میابد سیرابی را انسان میتواند به اونجا برسه که بیابد خدا را ببیند خدا را این حرفا از اعمه تاهرین خب برا ما گفته شده امیر المومنی میفرماید کور باد اون چشمی که خدا نبینه امیر المومنی میفرماید کور باد اون چشمی که خدا نبینه امیر المومنی میفرماید کور باد اون چشمی که خدا نبینه امید اینون ما ترها این جمعه را ایمه تاهرین دارن من جمعه امیر المومنین در نهج البلاقه دارد امام حسین در دعای عرفه داره معناش این است که انسان وقتی نماز میخونه باید ببینه خدا را بیابد خدا را نبای این چیه به یابد یابیدنی دیگه حمد سوره بخونه میابد خدا داره با این حرف میزنه ایاکن عبدو و ایاکن استعین میابد خدا داره با این حرف میزنه سبحان ربی العویمه و به حمده میابد ای داره با خدا حرف میزنه خدا هم تبایید و جخ داره بش میگد آفرین بش میگن نماز مبرور آفرین بالاترین لذت برای بزرگان نمازه شما اگر بپرسید از من بالاترین لذت برو پیغمبر اکرم چی نماز خودشم فرقونده قررتاییم اینی فسلاه بالاترین لذت برا امیر المؤمنین چیه تو دل شب الله اکبر و اون نماز شبای امیر المؤمنین با اون گریه های شوق با اون حالت شوق با اون حالتی که حالت مدهوشی براش دست میدهیم اینها بعض اوقات در نماز در غیر نماز مدهوش میشدن بیهوش نه بیهوشی مال ماست اونا با حوشن مدهوش میشدن معنای مدهوش یعنی چه یعنی میرسید به اون جاکی دیگه هیچ چیزی نمیدیدن تصور نمیکردن هیچیزیدن هیچ کسی نمیدیدن تصور نمیکردن جز خدا یعنی هیچ چیزی هیچ کسی در نظر اونها نبود جز خدا دیگه این معلوم بالاترین لذت برای یک انسان یه روایتی براتون بخونم این روایت خیلی تکندهنده است اما برای اینکه اهمیت به نماز بدیم برای اینکه بیش از اینها اهمیت به نماز بدیم ما نماز نمیخونیم اما حالا به این اندازه هم باید خیلی شکر کنیم الحمدلله نماز میکنیم نماز صحیح میکنیم اون نماز که راسی باید خیلی شکرشه و کنیم نماز مقبوله نماز مبروره این نمازهایی که گفته و اگه نماز نباشه کفره ما سه قسمت کفر داریم یکی کفر اعتقادی مثل کسی که خدا را اصلا قبول نداره معاد را قبول نداره به این میگن کفر اعتقادی یکی کفر لفظی خدا را قبول داره اقرار نمو کنه جهوده یکی هم کفر عملی خدا را قبول داره نمازم میخونه خدا خدا هم میکنه اما از نظر عمل لنگه به این میگن کفر عملی و بیش از صد جا در قرآن این کفر عملی آمده یعنی اطلاق کفر شده بر کسی که مثلا نماز نمو کنه اطلاق کفر شده بر کسی که متوقله در گناهه روایت اینه مرحوم کلینی روایت را در کافی نقل میکنه روایت خیلی سیو سنده خیلی آلیه اومد خدمت امام صادق و یفتن رسول الله گناهان کبیره رو بشمارید چند تا فرمود فی کتاب علیه سبعه گناهان کبیره که اکبره همه گناهان این هفته قو اول کفر دو قتل نفس آدم کشید سه آدم کشید آقه پدر و ماده چار روا خوری پنج مال بچه یتیم خورده شش فرار از جنگ در وسط جبهه فرار بکنه هفت تعروم و عدل هجره یه جاهایی بره نتونه دینشو حفظ بکنه سه آدم کشید ب?!? د 물ک تقدم به س عنید این و taxpayers میتونید که خود فکر of پس توی هفته چرا نشمردی؟ فرمودن اول چیزی که شمردم چی بود؟ گفت فرمودید فرمودن خوب کسی که نمات نخونه کافره ای کفر اعتقادی نیست ای کفر لفظی نیست ای کفر عملیست لذا در روایات فرابانی هست من ترکت سلام متحمدن فقط کفر معناش اینه در روز قیامت این تو صفحه مسلمان ها نمیتونه باشه آدم بی نماس زیر لوای حمد نمیتونه باشه آدم بی نماس تو یهودی ها تو نسرانی ها تو غیر شیعه برای این که شیعه جا داره جای شیعه زیر لوای حمد خدمت مولا امیر المومنه و آدمی که نماز نخونه نماز خوب نخونه به نماز اهمیت نده این نمیتونه زیر لوای حمد باشه و خدا نکند انسان در روز قیامت در بدر باشه بیچاره باشه فریاد رسی مثل مولا امیر المومنین نداره باشه مولا امیر المومنین نداشته باشه خدا یا توفیق عبادت و بندگی و ترک معصیت توفیق اهمیت دادن به نماز به هممون مخصوصا به نسل جوانمون انایت بپرماهید دردهای بیدرمان ما دردهای اجتماع ما دردهای ظاهر و باطن ما مریضهای اسلام مخصوصا منظورین شفایی ما یا عاجل انایت بپرماهید دست ما را در دنیا و آخرت ادامان قرآن و احل و بید کوتاه ما فرماهید و عجل الله ما فی فرج مولانا ای دل قبول ما فل اهل بلا شبید یر هم نهای خست دلیلیم من ادیدیت دفنی mov them دهدきانا عاشقA همه خوخانی ادید من noon فرامون معاوست خرید م hac بلا شبیه سفرمان Polish ени Hahaha مرد آورید すごい محمود P immigration موسیقی اللهم صل على محمد و آل محمد و اجل فرجهم مکارم خوبان رو شنیدید در سخلاق آیت الله مظاهری امیدوارم که این برامه مورد توجهتون قرار گرفته باشید ای در میان جانم و جان از تو بی خبر بستو جهان پرست و جهان از تو بی خبر چون ای بردل تو دل و جانم که جاه دار در جان و در دلیل دل و جان از تو بی خبر چون ای بردل تو دل و جانم که جاه دار ای در میان جانم و جان از تو بی خبر در جال و در نمیده و جان از تو بی خبر نقشه تو در خیال و خیال از تو بی نسیم نام تو بر زبان و زبان از تو بی خبر از تو خبر به نام و نشان است هر رو من گردنه به نام و نشان است تو بی خبر جویندگان گوهر دریای کنه تو دنبادی یقی و گمان است و بی خبر چره و بیان تو چه کنم زن که تا عبر چره است و آجز است و بیان است و بی خبر چره است و آجز است و بیان است و بی خبر دوستاران و علاقمندان به دروس حوزوی طلاب و فوزلای ارجمند در این ساعت که پنج و پانزده دقیقه هست فقه آل محمد رو بشنوی درس خارج فقه از تایت الله سبحانی به مدت سی دقیقه فلو ننفر من کل فرقت منهم طائفت لیتفقه فت دین فقه آل محمد فقه آل محمد رب العالمین و صلاة و سلام على خیر خلقه و آله ظاهری و لعنت الله على اعدائهم اتمعین الى یوم دید اگر بنا شد که این موقف را به فروشن آیا مماثل شرط است و شرط نیست با مسئله بر این اندوان گفتیم اگر از قبیل بخف منفعت است میتواند حتی قیلتون مماثل باشد و اما اگر وقف انتخاب است حتما باید مماثل باشد زمینن آقایون توجه کنید اگر من میگم فرق است بین انتخاب و منفعت در جایی که مجووز بید باشد و الا اگر مجووز بید نباشد ندر انتخاب و ندر منفعت جایز نیست حضرت امام فروعی را در این موقف مماثل باشد در این کتاب تحریر نفر بوده ولی انفرو در متاجر شیخ و کتاب های دیگر هست من دیدم اگر انفرو را نگیم مسئله ما ناقصه ولی ازا با اجازه آقاگر فروع ارازک میکنم که در وسیله و در تحریرم نیست اولین فرقی که ما داریم این است که اگر آمدیم ارز کنم خدمتون که این بی ارازک این موقف را فروختم و سمنگیرم آمد یا درحم و دینار و یا از قلم خدمتون که تو مان و ریاض آیا این فقط مال بخد موجوده یا نخی این مال به تون آینده هم هست الان متولیدی که اصلا این با خشکیده آبم ندارد و الان بدر book نمی خورد و آمد این را فروخت و نهقد کرد آیا این نهف فقط مال بخد موجود است یا ارز کنم خدمتون که ما امه ارز کنم خدمتون که بتون هست شیخ علی‌الله به هواه بیفرمایت نه مال بخد موجود نیست مال آمدیه بتونه اطبعات است این فرمایش درسته عمده دلیل مسئله را باید دید شیخ اعلی مقامه اینجور استدلال بکند از کنده مطلب مسلم است که مال قطعه موجود نیست مال قطعه همه بطوله این نمر کلام دلیل مسئله چیست شیخ اعلی مقامه بفرمه گرد این سمن ملک بطن موجود است بلی فیل و ملک بلقوه بطن دوم و سفرم است که هنوز به دنیا نیامده بنابراین این ملک دو بطن است قایت ما فرقا دسبت به بطن اول به بطن موجود ملک فیلیم و اما دسبت به بطون آینده الى جوم القیامه این ملک بلقوه است خب البته مسئله جبه زوقی دارد اما جبه علمی ندارد چرا لعنن بلکیه ارغتون رابطتون رابطه نمیشه بلد بین موجود و معدود این سمن یه رابطهی باید با مالک داشته باشد اگر مالکش موجوده رابطه درسته و اما اگر مالکش معدومه معنا ندارد که این مالک درسته دارد این سمن موجود رابطه با معدوم داشته باشد ایجاد رابطه بین الموجود و المعدوم امر اقلایی و امر اقلی نیست دینابال این حرف شیخی میفرماید بطن موجود مالکن بلفه بطون آینده مالکن بلقوه این با موازین علمی تطبیر نمی کند اد ملکیتو الوهتون و اعتباراتون و حالگتون و قضایتون و یک دو طرفش موجود باشد یک طرفش موجود است طرف دیگر موجود نیست بنابراین دلیل شیخ کافی نیست اما اونی که من میتونم دگم البته مطلب صحیحه که این سمن متعلق به همه بطونه ولی دلیلش این نیست که یک طرف بل فعله طرف دیگر بل قفله هست دقیقا کیدی دیگر است اون کدومه از بحثهای پیشن به فرمایید مالک و نوانی هست افتتان مقدم دوم است مالک و نوانی هست افتتان از کلم ماخ صادقا خاطرتون باشد گفتیم وقت ملک است برای انوان انوان مالکه انوان ذریعه مالکه انوان علما مالکه انوان فقراء مالکه بنابراین رابطه بین الموجودینه از این طرف سمنه اون طرف هم انوان ادما انوان فقراء و این به صورت قضیه حقیقیه است یشم و جمیع الافراد در طول زمان بنابراین بیان من با بیان شیخ از این طرف سمن است زمن تا آسمان فرق داره شیخ میخواست بگرد این سمن رابطه دارد به اشخاصی که موجود نیست برگفتم این سمن ارتباط دارد به اناوین کل ده که اقلاق آهی اناوین را مالک میدانند مسجد مالکه هلال احمر مالکه از قرم خدمتون که اناوین دیگر مالک بنابراین رابطه بین سمن و بین انوان فقراء انوان علما مهمه امکن که پیدا شد تطبیق میکند آیان قضایی حقیقیه را کاملا خونده اید یه قضیه خارجیه دارید فقط محدوده مثال بزنید دیدور ادامه او تنمنفی الاسکر نوهبه با فداد این محسوسه اما افرام خدمتون که اینن انسانه نفیخوست این قضیه حقیقیه است همه انسانها را میگیرند دینا بر این رابطه بین این سمن و بین انوان علما است انوان علما هر که پیدا شد برمصادقش منطقه خواهد شد این یک دلیل فقرم کنه وقف خواستم انوان زرعه انوان زرعه نه شخص زرعه انوان زرعه مکتب دومم اقرب بغر از واقف این نیست که فقط موجود از اون بحره بگیرند اقرب بغر از واقف اینست که همه در طول زمان ازش بحره بگیرند دینا بر این مدعا صحیحه از زمن و دایخت است و بالبدل بوجود این نمر کلام در نحوه استدار دهبه قرحانه شیخ از اون راه میاد مالکیت به قوه زربه یه یا علما شخص بنده آمدن گفتن مالکیت انوان و این یک امر اقلاعیست مادامی که تطبیق میکند کافیه بحث اول رد بشیم انوان را ببینید ادم اختصاص سمنه بالبطن الموجود پیدا کرده انوان مسئله را ادم اختصاص سمنه بالبطن الموجود یقول الشیخ ان المبیع ازا کان ملکن الموجود بالفید ولی مادامی بالقوه لما کان المبیع یعنی این ملکن بالموجودین بالفید و بالمعدومین بالقوه کان السمنه که فرخدیم کذالک فکما ان الموجود مالکن لهو فئدن نه برگده به مبیع مادام موجودن بتملیک الواقف فکذالک المعدوم مالکن لهو شعنن به مختضا تملیک الواقف و ادم تعقل تملیک المعدوم اینما هوفه تملیک الفعلی لشعنی ارش کنم که این مسئله خادق از اشکال نیست رابطه به این موجود معدوم معنا نداره مگر اینکه مدوم را برگرد دانیم به انوان نه به شخص انوان ادوان شد جمله و قلائی از این سر رد بشید از سالی ادم و نهاجه الى اجراع سیغت وقف فی البدب این فرع دوامه فرع دوامه نسیه حالا کنار متولی آمده باق را فروخت و رفت افرام زمین دیگر خرید حالا یا مماثل یا غیر مماثل آیا مجددن باید سیغه بخانه یا اجراع سیغه جدید لازم نیش مسئله اینه اطبعه این مثل اولی نیست اولی مسلم بود که بدن مختصر به موجود نیست ماده همه است اختلاف در طریق استداد بود اما این نه مسئله جای بحث است اگر آمده متولی فروخت رفت زمین دیگر خرید مماثل غیر مماثل همین خریدش او را وقت میکنن یادخی انا بعد از خریدن باید دیگر رقفت خود فلان فلان از کلم خدمتون که اگر ما مدنای صاحب چماهر را بگیریم مشرمن تجدید سیمه لازمه مدنای صاحب جماهر چیه؟ صاحب جماهر رحمت و لاحده یه مدنایی دارد که خیله برای ما مفهوم نیست میگن ده همین که وقت چای زلو بگه شد وقیتش باطل شد همین که آب قنات قد شد و خوش شد شرعه من تجویز بیعه این باق صادر شد برو یه سال بعد بفروشم همین که جاز بیعه اون بطلت وقفیت اون اگر اینی بگیم حتما بعد از آنی که رفتیم باق دیگر خریدیم خانه دیگر خریدیم حتما باید سیغه بخوانم چرا؟ چون بطلت وقفیت المدن مسلمان بدن باید از نو سیغه بخوانیم این معنای شانه ولی این معنا ببنای عجیب و غریب است که مکرده که بازوز بی سرم بطلان رخ بشود رخ بشود باطل حتما سرم اگر متبدی مبفقن به فروش نشود این دیگه مسلم اگر این رو بگیم مسلمان باید سیغه بخوانیم این دمرکران غیر معنای چواهر بگیم مادامی که نفروخته ایم در وقفیت باقیه موقع فروش وقفیت مدن باطل میشود چون باطل نشود که مشتری مالک نمیشه اگر این رو گفتیم در دیگه اجراع سیغه جدید