این هست. آب در ست درجه در سطح مثلا دریا به جوش میاید. خیلی قانون شد دیگه اعتماد نه نداره. بله زمانی که یه فرضیه هست و هنوز کاملا تسبیت نشده این شاید این چینیم باشد راه ثبوت راه دله راه فطرته در راه فطرت یه انسان عالم و معلوم اینها پیش همه بلکه از این بالاتر آقل و معقول یکیست شک و تعدیب معنا نداره که وقتی که انسان خدا رو میبینه باید بگیر شاید خدا باشه ما این برهانه داریم احتمال میدیم خدا وجود داشته باشه معنا نداره که افراد انسان خدا رو میبینه خودش پیش خدا هست. منطقه تو این راه دل شرس کردم مشکل اینه که اون چی که انسان درک میکنه اون چی که انسان ادراک میکنه اون قابل انتقال نیست اون رو باید تبدیل کنه به علم حسولی تا بشه به دیگر رو منتقل کنه تو این تبدیل ممکنه که اتفاقاتی بیفته که آن چی که در متن شهود دیده با اون چی که میگه فرق داشته باشه که این اتفاق میفته تو همین مثلا زندگی پسر زندگی یا مواردی عظیم قبیل انسان پراوان میبینه که آن چی که اینا در متن شهود دیدن قیل از اون چیزی که آدم دارن گزارش میکنن ولی خب اینجا دیگه شک نداره در علم حضوری این انسان شک و تعدید نداره احتمالا من بجود دارم احتمال نداره که احتمالا من گروس نمهرم مثلا گروسی دیگه احتمال میدین اینجا هم احتمال بجود نداره اونجای که انسان با علم شهودی متلب و درک کنه دیگه احتمال معنا نداره شاید مثلا من باشم احتمالا من بجود دهیانی شه یقین داره که بجود داره بدهیه وجودش راه چهارم راه وحیه راه وحیه وقت ما میگیم حدیثه میگیم خب سندش چی میگیم سند معتبره خب خبر واحد زن معتبر ایجاد میکنه شما نیتونید بر اساس زن معتبر مطلبی رو ثابت کنید برای اگه خبر متواتر باشه و نصب باشه تو کلام عرض میکنن تو فقه اینجوری نیست تو فقه خبر واحد که زن معتبر ایجاد میکنه اونجا ممزاست و قابل اجراهش تردید درش نیست اما در کلام اینجوری نیست در اقاعد ما علم میخواییم نه زن خب خبر واحد انسان علم نمیده زن معتبر ایجاد میکنه ظاهر قرآن هم همه طوره اما اگر خبر متواتر بود و محتوى هم نصب بود دیگه قطعه دیگه اینجا یقینه دیگه احتمال نیست که اگر مطلب از قرآن بود و نصب بود احتمال منو نداره بگم قل هو والله احد احتمالا معناش اینی که خدا یکیست احتمال نداره اینجا که قل هو والله احد کجاش احتماله از دوتا چارتا هم سریحتره حالا اگر ما در قرآن راجب جهنم صدها بیش از صدها آیه داریم بگم شاید احتمالا جهنمی وجود دارد یعنی چه در قرآن نصب داریم که جهنم هست برنامه حالا ما احتمال میدیم جهنمی وجود داشته باشد احتمال میدیم بهشتی وجود داشته باشد یعنی چه این راه راه چارمه دیگه در بهشت و جهنم ما از اون راه عقل فقط اصلشو میفهمیم عقل اصلشو قبول داره که آلم دیگری هست حس اصلا راه نداره علم اونجا اصلا راه نداره دل راه داره هم اصلشو میفهمه هم جزویاتشو میفهمه منطقه برای برپیچه خمیست و از قدم قابل انتقال نیست کار همه کس هم نیست تنها راهی باقی میمونه که سرات مستقیمه روشنه تردید ناپذیره همین راه وحیه پس اگر ما میگیم یه وقت هم قاطع میگیم از خودمون که نیست حرف خودم فیلیست بگم من اینجوری احتمالم فهمیدم وقتی خدا گفته نستم هست دیگه احتمال یعنی چه ابی نداره مازی میبن اینشالله مراد میکنیم که خیلی بعضی ها تو همین برنامه ها میگفتن که ایشون گویی که کاروان داره مرتب جمعیت میبره اون طرف تو آلم برزخ آلم قیامت اونجا بر میگردنه نه ما نه کاروان داریم نه رفتیم اونجا رو دیدیم اونچه که در باره اون طرف ما صحبت میکنیم برگرفته از آیات و روایات و از خودمون هیچی نداریم حضرت علی زحمت کشیدید مراجعه کردید به این آیات و روایات و قوره در این موارد داشتید و داریدیم مطالب رو به ما انتقال میدید و ما از مذرتون استفاده میکنیم یا باید خودمون این زحمت رو میکشیدیم میرفتیم آیات رو میدیدیم و روایات رو میدیم که این کار رو نکردیم و از مذر شما داریم استفاده میکنیم و همینطور هم که میفرمایید اینها قطعیت داره و نمیشه بهش اعتمال گفت همینطور خلاص این که برای این که انسان از جایی گزارش کنه لازم نیست که اتنایی کاروان داشت بشه و مراتب به رونجه برگرد این راه حسه این راه حس زیفترین راه های معرفت انسان هست اعتمال خطاش هم زیاده اعتمال خطاش هم زیاده راه های دیگری هم وجود داره شما اون راه ها رو روش فکر کنید بله بنده نرفتم اون طرف کاروان هم نبوردم کارم همین بردن افراد اونجا برگردن دن باشه ولی تنها راه این نیست که انسان بخواد مشاهده بکنه و از راه حس بارد بشه بسیار ممنون و سفاس کنن امیدواریم این شنونده ازیز هم پاسخه اصحالشون روش نگیده باشن چنین گفت پیمبر راستگوی زگهواره تا گور دانش بجور به منظور پاسخگوی به سآلات اعتبادی دانش آموزان عزیز مشتمع آموزشی تربیتی هدایت واقع در شهر قوم به این مدرسه اومدیم تا با هم سآلات دانش آموزان عزیز رو بشنویم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی خانم عویدوار شما پاسخه سآلتونو شنیدید اگر سآل دیگه ای دارید بله یه سآل دیگه هم داشتم این که وقتی همه چیز از قبل مقدر شده مثل قضا و قدر تلاشای ما چه معنی داره قضا و قدر دونو هست قضا و قدر حتمی و قضا و قدر غیر حتمی چون الان بر ما حاکمه قضا و قدر غیر حتمیه پس از قبل چیزی مقدر نشده ما ایم که مقدرات رو رقم میزنیم امینالله الله یقیر ما به قومه حتی یقیر ما به انفسه خدا من سرنوش قومی را تغییر نمیدون من که خودشون تغییر کنم پس نه اینجوری نیست که از قبل مقدرات رقم پرده باشه و ما جبرن تابعی همون مقدرات باشیم خب اگه اینجوری میشد خدا دیگه پیغمبر نمیفرستد دین نمیفرستد جزا و پاداش اینا دیگه مهم نداشت نه رقم نخورده ما هستیم که رقم میزنیم دو دست عوامل سرنوشت انسان رو رقم میزنه دست عوامل معنویست مثل دعا صدقه احسان گناه از کنم که توسل تبکل سله رنجده از این قبیل پیغمبر فرمودن که اد دعایی رد دل قضا وقت عبرم ابراما دعا سرنوشتو عوض میکنه هرچند محکم محکم شده باشه صدقه سرنوشتو تغییر میده حضرت ایسا سلام الله علیه ولی نبینا و اهل بیته ایشون یه زمانی گفت این عروستاماتی که امشب شب عروسیشونه فردا جنازهاشون از توی اتاقشون بیرون هردا امشب شب آخر عمرشونه صبح شد دنش کدامشونه ایش ترشون نشده بعد شما گفتید که فراموند دیدید توی اتاقشون جسوری کنفتند یک مار خیلی سمیه خطرناک اونجا افتاده مرده فراموند این مار معمور بود هردو رو نش بزنه و هردو بمیرن بپرسید چیکار کردن عروس گفت من صدقه داده بودم صدقه اومد اون مار رو کشت و اینها سنده ماندن سرنوش این بود که اگر اون صدقه نبود هردو میمردن صدقه اومد سرنوش رو عوض کرد این دسته عوامل معنی نبیش که خیلی زیاد هست تغییر میده سرنوش نبود دوم عوامل مادیه کسی بیشتر کار کنه طبعا درآمد بیشتری داره وعظه بهتری داره کسی درس بیشتر بخونه نمره بهتری میگیره درس نخونه نمره بدتری میگیره کسی که بههداشت مرآد میکنه سلامت بیشتری داره کسی که دهداش مراهد نمی کنه مریض می شه اگه مریض شد دارو مصرف کرد خوب می شه نکرد می میره این علال و عوامل مادی هم خیلی زیادن پس یک سرنوشت ما جبری نیست خودمون رقم می زنیم دو دست عوامل سرنوشت ما رو عوض می کنه عوامل مادی که خیلی زیادن عوامل معنی هم که من ششفتاش رو برای شما اسم بردم یعنی هر دو به اختیار خود ماست ما با اختیار خودمون عامل رو انتخاب می کنیم که سرنوشت بهتری برای ما رقم بخوره یه سلابات خط بفرماییم بس شما در نکنه شنوندگان عزیزیم بخش زنگ معارف رو به اتفاق شما عزیزان شنیدیم این بخش در مشتمه آموزشی و تربیتی هدایت در شهر قوم زبط و تحییه شده که جناب استاد محمدی حفظ الله در اونجا حضور پیدا کردن و به سالات اعتقادی دانش آموزان مدرسه پاسخ دادن که به اتفاق شما عزیزان این بخش رو شنیدیم با ادامه یه برنامه در خدمت شما عزیزان هستیم از لطف و همراهی شما عزیزان سپاسگذاریم شما گرامیان میتونید نظر انتقاد و یا رضایت خودتون از برنامه پرسومان انتقادی رو به سامانه پیامکی سی هزار سد و شست و دو و یا سی هزار پانستد و پنج و سه اعلام کنید تلفون یکی از عزیزان شنونده آماده پخش هست سآل این عزیز شنونده رو به اتفاق میشنه ما بارها بر سر قبر اهمه رفتیم ولی متاسفانه اون حضور قلبو در اون مکان پیدا نکردیم و نتونستیم واقعا با چشمان عشقبار به اون مکانها بریم با توجه به اون گفته اون آقایی که اینطور میگفت میگفت کسی که با چشمان عشقبار به اون مکان نرفته مثل اینست که امام اون رو نتلبیده پس با این حساب امام ما رو قبول نمی کند وقتی که به اون مکانها میدیم آیا این مطلب درسته یا نه ممنون از شما شنونده یه عزیز که سآل خودتون رو از برنامه پرسیدید جنوب استاد سآل رو شنیدیم در خیلی با تو هستیم بفرماییم چند نکتر رو عرض میکنم نکتر ولی این که چرا حضور قلب نیست و چرا اون حالی که باید انسان پیدا کنه پیدا نکرده چون ماحیت زیارت بهش توجه نشده حقیقت زیارت حضوره در حضور هم معرفته شما چه علم حسوری چه علم حضوری هر دارو بگید که حضور رو صورت تشهی اندر عقل حضور رو معلوم اندر آقل ماحیت معرفت حضوره اگر معرفت حاصل شد انسان حاضر خواهد بود اگر حاضر شد زائر خواهد بود چه کار کنیم که به حضور قلب برسیم معرفت مورد زیارت کنیم این که این همه داره آرفن به حقه آرفن به حقه اینا تاروف یه نیست هرچی که این آرفن بیشتر بشه معرفت بیشتر بشه حضور بیشتر میشه هرچی حضور بیشتر باشه زیارت بیشتر میشه زیارت پر انرژی تر میشه زیارت پر ملات تر میشه راهش اینه که انسان معرفتش نسبت به اون مزور ببره بالا اگر این معرفت سیاد شد و انسان فهمید که من در محضر ولی الله العظم هستم من در معراب و منظر کسی هستم که منو میبینه و جواب سلام منو میده و او منو به اینوان مهمان پذیرفته اشهدان هم یاران مقامی و یاسمان کلامی و یاردون سلامی ولیکن حجاب تنسمی مشکل مشکل گوش منه که جواب سلام رو یادن معصوم که ترکیب واجب نمی کنه جواب سلام واجبه وقتی من میگید از سلام علیک یا عوال حسن به مرزا سلام می کنه دیگه جواب سلام هم چیه؟ واجبه معصوم هم که ترکیب واجب نمی کنه صد درصد جواب سلام شما رو داده نامش ما نمیشنوید این مشکل از این طرفه پس چه کار کنیم که این حضور قلب حاصل بشه چه کار کنیم که زیارت آرفن به حقه باشه معرفت من رو نسبت به اون امام ببریم بالا حالا این معرفت خودش ملاتبی داره از اون معرفت تاریخی و شناسنمایی شروع میشه تا فضائر و مناقب تا کرامات و موجزات و خبارق آداد تا این که انسان اون مزور رو شهید ببینه امام ببینه مختل از اتاقه ببینه قریب ببینه اینا خیلی مهمین چار نقطه کنست کردن بله اگه انسان بره خدمت جامعه کبیره و از منظر جامعه کبیره بخواد نگاه کنه اون وقت این معرفتی که انسان رو به اون اوج زیارت نائل می کنه اگه این معرفت حاصل شد بنابراین چه کار کنیم معرفت رو ببریم بالا آرفن به حق زیارت کنیم نه غیر آرفن به حق نسبت به اون چی که ایشون فرمودن که اون چی که ما در نقلها داریم اینه که خب ما کنار در حرم امام روزا میستیم میمیم عدقلو یا مثلا رسول الله عدقلو یا ملکت الله عدقلو یا ولیولا مثلا اینجوری میمدیه بعد از خدمت روزی پایین میریم تو اجازه میگیریم خواهده نسان اجازه میگیره اجازه میدید وارد بشن باید چطور خواهد بیفته اجازه داده بشن ما بدونیم کسی با ما اجازه بده چیه وارد میشیم خب این اجازه شی فایده داشته ازن دخول چه باید ازن دخول یعنی چه اجازه وارد شدن ما این اجازه وارد شدن رو میگیم و بعد هم بدونیم که با ما اجازه بدن وارد میشیم خب از کجا بخونیم که اجازه دادن یا ندادن در بار داریم که اگر دل شکست عشق جاری شد این نشانه اجازهه بعضی ها اینو بد فهمیدن اینجا رفته کربلا چون گریش نیامده حرم نرفته زیارت نکرده موسینو برگشته مدتی کربلا مونده یه بار پا تو حرم نذاشته این مهم که بد فهمیده برو تو حرم گریه کن زاری کن متوسل بشو از خدا بخوا خدایا به من معرفت بده که این حالت برای من پیش بیاد دم درد بیست انقدر اونجا اصرار و التجاوگ انقدر اصرار کن انقدر گریه کن انقدر توسط پیدا کن که بد اجازه بدن نه اینکه برگردی اینا بد فهمیدن معنای اون حرف امام اینه که شما اگر میخواید ببینید که اجازه هست یا نیست ببینید به اینجا رسیدید ها نرسیدید نرسیدید خب برسید نه اینکه برگردید بله کارو کنید که این اتفاق بیفته اینم باز برمیگرد به معرفت معرفت باشید میگی میشه اینسان بخواد خدمت امام روزا برسه و عشقش جالی نشه پس این دوتا رو با هم قاطی نکنیم این که بگیم اینکه زیارت هایی که مایی کردیم همش باطل بوده نه باطل نبوده شما زیارت کردید باز اینجا من این روکته ارز بکنم چند مطلب رو باید از هم جدا کنیم یکی اون اعمال زیارته که خیلی از ما خبر نداریم که زیارت چه اعمالی داره یکی آداب زیارته آداب زیارت خیلی زیاده مثلا یکیش همینه که انسان ازن دخول بخونه یکیش همینه که انسان قدم ها رو اصلا آهسته برداره مشغول زکت باشه مضاهمت ایجاد میکنه چیز از این قبل این آدابه یکی اعمال زیارته این که انسان عرض ارادت رو سلام کنه حالا این زیارت نامه که ما میخونیم توش این عرض ارادت و سلام هست دو برای هر معصومی داره که هر نماز زیارت بخونه این جز اعمال زیارته و سه دعا کنه که غالبا تو خود زیارت نامه ها دعا هست حتی برای هر امامی هم دعاهای خاصی هست برای همه امام دعاهای مشهوری هست مثلا حقیقا شما همین زیارت امیل ها رو نگاه کنیم بخش اعظمش دعا هست یا زیارت آرشوره همیتون بخشش دعا هست همه زیارت ها خود مطمئن زیارت دعا داره بعضی هم مثلا زیارت امام نظر اعمال زیارت دعای مپسلی هم دعای بسیار عالی هم هست دعای سطح بالاییست یا دعای آلیت المزامین که مزامین خیلی عالی داره و دعاهای دیگه سکار جز اعماله پس اعمال زیارت اینها بود آدابش خیلی زیاده یکی از آداب زیارت همین از این دخول هست حالا اگه انسان از این دخول نخوند رفت زیارت نکرده چرا؟ نه این که حالا بگیم که من چون عشقم جاری نشد پس من تلویده نشده بودم پس نباید برم داخل پس زیارت نکردم نه شما زیارت کردید اعمال زیارت انجام دادید هرچین آداب رو بیشتر مراعات میکردید انرژی زیارتون چی میشد؟ تحصیل زیارت بیشتر میشد براتر میره و شما در آینده بیشتر مراعات بکنید این آداب زیارت رو بسیار سپاس کازانم از نظرت عالی انشالله که این شنونده عزیز پاسخه سالشون رو شنیده باشن ممنون از این که مثل همیشه با سمر و خوصله به سالات شنوندهان عزیز پاسخ فرمودید انشالله که توفیق باشه باشیم در برنامه های بعد هم در خدمت حضرت عالی باشیم از شما شنونده ها عزیز هم که تا پایان برنامه با ما همراه بودید تشکر و قدرانی میکنم شما عزیزان میتونید از طریق شماره تلفون 162 نظر انتقاد و یا پیشنهاد خودتون رو به ما انتقال بدید و یا این که با سامانه پیامکی 30162 پیامک بفرستی تا ما از نظرات شما عزیزان برمند بشیم همه شما گرامیان رو به خدای بزرگ میسپاریم التماس دعا خدا نگهدار حتی عجیب نیست که در آج شک و شد زیبا ترین بحانه ایمان من تویی زیبا ترین بحانه ایمان من تویی زیبا ترین بحانه ایمان من تویی زیبا ترین بحانه ایمان من تویی احساس هایی از متفاوت میان ما احساس هایی از متفاوت میان ما آباد از تو هم من آباد از تو هم من آباد از تو هم من ویران من تویی ویران من تویی نوای معرفت سدای ایمان رادیو معرف سدای فضیلت و فطرت به نام خدا سلام محمد رزا از دوستای دوران دانشجوی من چند روز پیش توی فضای مجازی یه پیام مفصل فرستاده بود و بعد از حال احوال نوشته بود توی روستای ما یه مسجد وجود داره که چند سال پیش یه بند خدای اون رو ساخته اما حالا دیوانه بارای مسجد ترک برداشته و در برخی ایام سال مثل ماه محرم یا مناسبت های دیگه مناسب برگزاری مراسم نیست و نیاز به توسعه داره حالا با توجه به این شرایط آیا میتونیم مسجد رو تخریب کنیم و از اول بسازیم؟ اگه بانی مسجد برای انجام دادن این کار رضایت نداشته باشه چطور؟ بعدم نمشته بود همیچان میدونی فتوه و نظر رحبر معظم انقلاب اشتم آقا محمد رزا ارادتمندم اما پاسخ حضرت آقا به سوال شما اینه که مسجد رو میتونید به خاطر نیاز و احتیاج مردم خراب کرده و بزرگتر بسازید و رضایت بانی اون در فرض مذکور شرط نیست یعنی با توجه به این که مسجدی که در رستای شما ساخته شده دیواره اون خراب شده نیاز به توسعه داره میتونید اون رو به خاطر احتیاج و نیاز مردم خراب کنید و بزرگتر بسازید و رضایت بانی مسجد هم در این صورت شرط نیست ارادتمند صبح شما به خیلی شنوندهای عزیز همچنان با شما این مزفخش شبکه یه رادیوی معارف بر روی مجایف ام ردیفه 96 مگا هیلز امروز تشنبهست بیستوم خوردادماه 1404 شمسی برابر با چهارده همه زلحجه 1446 هجری غمری که ایکی از روزهای زیبا در دههی امامت و ولایت امامت و ولایت کسی که ریسمان محکم الهی و پرچم هدایت نقل شده که امام حسن مشتبه علیه السلام فرمودند روزی در منظر عموم پیانبر به پدرم فرمودند ای علی سرات مستقیم تویی ای علی حق همیشه با توست بر زبان توست در قلب توست و بین دیدگان توست الان که همیشه پیروب واقعی حضرت امیر المؤمنین مولا علی علیه السلام باشیم خب دوستان عزیز و عجمند تا ثانیه های دیگه برنامه مستند پنجره تقدمتون میشه و بعد از اون هم ساعت نهو چهل دقیقه در قالب برنامه تشرف ارزدبی خواهیم داشت به محضر یکی از معصومین علیه مستلام به لطف خدا بعد از این برنامه هم ساعت نهو پنجاه دقیقه برنامه زندگی زندگی زیباس به مدت هفتاد دقیقه تقریم شما خواهد شد دعوت میکنم مستند پنجره را بشنوید آیت فقاقت قسمت سبون فعالیت های سیاسی و انقلابی موسیقی حضرت آیت الله الازمان مکارم شیرازی در دوران خفقان پهلوی با از خودگزشتگی صاحب امتیازی مجله مکتب اسلام را پذیرفت و گاه میشد که سواک او را احزار و بازجوی میکرد آیت الله الازمان مکارم شیرازی رسیدیم به دوران امتیازی و از این احانت به امام جرقی بشه برای حرکت عظیم و شد از اونجا آمدن سراغ ما و من گفتم خانمون جایش نده این جمعیت و بیاد مدرسه امام امیر المومین همین مدرسه امام امیر المومین آمدن دو در اونجا مفصل براشون صحبت کرده ما از اونجا گفتم آیون اگر به نحس بمیریم باید همه باهم بمیریم اگر باید زنده باشیم همه باهم باید زنده باشیم این که برن ادهی رو بخوان از بین ببرن اعدام کنن یا به امام بدگوی کنن این درست نیست و اون قضیه که گذشت اون وقت ادهی حرکت کردند و اصر اون روز همده به جمعیت شد و جمعی کشته یا مجروح شدند و بنا شد بیس و دو نفر رو مثل این که بگیرند و تبید کنند خم آرام بشه از اون کسانه که گرفتن من بود بگیرید و تبید کنند آقای ازدی بود یه دیگری بودند آیت الله الازمان مکارم شیرازی در مدت هفته ماه به چابهار محاباد و انارک نائین تبید شد در تمام این مناطق وی لحظه ای از تبلیغ اسلام قافل نمی شد و همین امر سبب می گشت تا امال رژیم ستمشاهی او را از نقطه ای به نقطه ای دیگر تبید کنند آیت الله الازمان مکارم شیرازی و در دوران تبید هم اونجا توانستن فشار برای ما آوردند ولی ما ساکن ننشستیم رفتیم مسجد گفتیم نه جواب میخواییم بخونیم بعد هم نشسته صحبت کردیم گفتن شما حق منبر رفتید گفتن ما منبر نمیریم ما پایین نشستیم پایین هم نشستیم صحبت کردیم و اینا کم کم دور ما را جمع شدند و گرفتند یادم نمیره خانواده امام میگفت من میان خانوهای مسجد بودم یکی از خانوم گفت الهی شد که این آقا را گرفتند اینجا آوردند اگر نمی آوردند ما نمیتونستیم از حرفا اینا استفاده کنیم با دعا به شعابه کنیم که اینها را گرفتند میانند ما استفاده از اونشون بکنیم با دعا به شعابه کنیم آیت الله الازمان جعفر سوری اما خدمتش به انقلاب خیلی روشن سهمیشون در انقلاب در کتابها کمتر بیان شده خوابیشون در انقلاب برای خود سهم عظیمی دارد مدتهایشون تبعید بوده ما هم به زیارتشون در تبعید رفتیم در قسمت جنوب ایران یعنی قسمت جنوب شرقی آیت الله الازمان مکارم شیرازی یکی از نکات جانب در همین زندانها وقتی که میخواستن منو به خون به زندان درخون ببرن من تو خانه بودم یکی از این رئیس آگاهی شهربانی بود ظاهرم آمد در زد کانواده ما گفت کیه؟ گفت بگی هاج علی قلی مثلا هست آمدن مثلا رجوعات حساب کنن که در رو ما باز کنیم در رو باز نکنیم از دیوار بازم پاسبانی بود پولیس بود رفت از دیوار بالا دستور داشتن بارد خانه بشن وقتی رفت اون بالا بچه کوچه من گفت شما به چی آمدید؟ گفتم پدرت میخوام گفت پدرم اینجا هست من وقتی دیدم که معلوم شد ما در خانه هستیم درواز کردم خودم آمدم بیرون اینا نیم تو خانه ما رو دستگیرم آمدم بیرون و من در خانه هستم در رو بازم بردن برای شهبانی اون زمان آقای صبحانی که دوستی خیلی عمیقی ما با هم داشتیم و داریم رسید به من گفت آقا شما نگران نباش من مشکلات خانواد و حواج اینها رو تیم می کنم شما داشت ببند اون مسئول گفت ای آقا رو هم بیارید داره تشجیع می کنه این مدرسه این دارید و من رو برای شهبانی هم مردم ما هر دو با هم رفتیم در زندگی آیت الله الازمان مکارم شیرازی در تدوین قانون اساسی در خبرگان اول نقش بسیار مهم می داشت همچنین وی از مؤسسان جامعه مدرسین حوزه علمیه قوم به شمار می رود که همواره با یاران خیش دران جامعه به مبارزات سیاسی برزد رژیم شاه می پرداخت و امزای وی در زیر بسیاری از بیانیه ها و اعلامیه های آن زمان موجود است آیت الله الازما جعفر صبحانی نسبت به این مده اهده وی ولای خالص دارد من یه خاطره کچکی از ایشون دارم البته خب کچک از نظر زمان اما از نظر اثر بزرگ با هم مشرف شدیم اراق در سال 1345 گفتم اراق خب موقع برگشتن از نظف که بر می گشتیم در ماشین می شسته بودم که بیاییم طرف بسره هنگامی که از نجف بیرون می آمدیم