مال تجارهش مثلا در دریا بیفته غیر خوبش الان یه هال خوف و حضران متوجه امور دنیا میشه مال اینه که دلبستگی به دنیا است اگه دلبستگی به دنیا نباشه هدف آخرت باشه انسانی که آخرت طلب هست از حالات مختلف میتونه برای آخرتش استفاده کنه اگه پول داره از پولش اگه پول دار نیست از سبرش از رضاش از تسلیمش همه این ها میشه عبادت پول داره انفاق میکنه نمیتونه کمک های دیگری میکنه اینجور نیست که عبادت خدا فقط منحصر باشه به اون وقتی که آدم در رفاه و آسایش هست شاید اون کسانی که آسایششون کم تره از اینکه عبادتشون بیشتر باشه برحال اونایی که تعلق به دنیا زیاد دارند و این تعلق به دنیا اونا رو به گناه میکشانه ابتدا این آدم از مباهات زیاد استفاده میفونه وقتی کم آمد مشتبهات هم زمینه میشه این شاید اشکالی نداشته باشه طبق فتوه بعضی از آهنگ اشکال نداره این نوع از رباهات مشتبهات کم کم میرسه به محرمات یقینی یک بار این گناهیه مرتبه است طبق میبونیم بعدیش کم کم میشه ملکه کم کم میرسه به کبایر موبقه دیگه از این چیزی باقی پیدانی میکنه در حالات شخصی هم که پیدا است وقتی دلی به دنیا بند هست که دیگه حالات خشو پیدانی میکنه روز بروز من قصاوت دل افتوده میشم منشه قصاوت تعلق به دنیا و گناه است اینه که برای این که انسان متوجه بشه که چه موجب این بلاها میشه و این محرومیتها را برای انسان به بار میاره از اینجا در باره مزمت دنیا و دنیا خواهی و دنیا طلبی بیاناتی را میفرمایند یا عبادر و الهی نفس محمدن به یده لو اند دنیا اینها را خوبه با دقیقه بیشتری گوش کنیم چون این بلاییست که همه اما کم یا زیاد بهش مبتلا هستیم اگه حالا هم نباشیم در معرض این هستیم که فردا مبتلا بشین خوبه اینها را با دقیقه بیشتری گوش کنیم اینها را با دقیقه بشین خوبه اینها را با دقیقه بیشتری گوش کنیم و بعد روش فکر کنیم و بعد تحتیب اثر بدیم لو اند دنیا کاند تعدل و اند الله جناح بعودتن او ذبابن ما سقل کافرن اینها شربتن من ما ای عبادر میخوایی بدونی دنیا پیش خدا چقدر عرضش داری؟ ما میعاره عرضش هامون دلخواهیمونه لذتهای هیوانیمونه هرچی بیشتر خوشمون میاد برایش بیشتر عرضش قائل استیم برای چی بیشتر حاضریم پول بدیم وقت صرف کنیم لذت بیشتری داشته باشیم اما اسلام اومده یه میعار دیگری برای ما معرفی کنه عرضش مال چیزهاییست که خدا برای منها عرضش قائله ما خیلی جاها اشتباه میکنیم اگر بفهمیم که پیش خدا عرضش داره ما هم باید برای همون عرضش قائل باشیم حالا میخوایی ببینی که عرضش دنیا پیش خدا چه اندازه است این دنیا با همه عظمتش با همه عرض و طولش میفرماد اگر تمام این دنیا قسم میخورد پیغمبر اکرم برای عبوزر قسم میخورد ولدی نفره نفس محمد به یده سلام قسم به اون کسی که جان من به دست او هست اگر همه این دنیا به اندازه بال یک پشه یا بال یک مگست پیش خدا عرضش میداشت یک جرعه آبش را به کافر نمیچشند اگر همه این دنیا این اقیانوس هاش به اندازه یه بال مگست پیش خدا عرضش میداشت این را در اختیار کافر قرار نمیداد که حتی یک استکان آبش را بخورد چیزی که عرضش داره خدا در اختیار کافر قرار نمیدید اختصاص به عوضی های خودش داره این که میبینید کافر و مومن یک سان میدونن از این ت های دنیا استفاده کنند با اینکه این وسیله آزمایشه این نشانه عرضش نیست آدمی زاد خیال میکنه هر کس در دنیا تش بیشتر باشه این عرضش بیشتری داره یک قول رای شریفه که وقتی تی بهش میدیم امال انسان اضامب تلاه ربهو فاکرمهو و ه فایقول ربی اکرمن و اما اضامب تلاهو فقدر و ه ربهو فاکرمهو و ه ربی اکرمن و ه ربی اکرمن این قضاوت های نادرست ماست و الا حقیقتش این است که بود و نبوده امور دنیا هر دوش وسیله است برای آزمایش هیچ کدام ملاک عرضش و کرامت نیست اگر کل این دنیا به اندازه یک بال مگسی عرضش میداشت پیش خدا نمیگذاش شخص کافر یک استکار از این آب این دنیا بخور کمانی که یک بال مگسی عرضش میداشت پیش خدا یک قطره از آب بهشت به کام کافر نخواهد برسید هرچی التماس کنن افیضو علینا من الماؤم ما رزقکم الله میگن الله حرمه ما علی کافرین یک قطره شم به کام کافر نباید برسید اختصاص به اولیاء خدا دارید اگر در این دنیا هم امور دنیا پیش خدا چنین عرضشی میداشت یه استکار آبشم به دنیا کافر نمیرساند این که میبینید کفار بیشتر بهرمند میشن از دنیا در اختیارشون قرار میگیرید خدا برایش بهای عرضشی قاید میست این چون برای ذهن ما دور از پیغمبر قسم میخوریم معلوم میشه باور کردنش آسون نیست ما خیال میکنیم نمیشه اینجوری این همه دنیا و این همه منابع و زخائر و اینا بمزیه بال مگه هست پیش خدا عرضش نداره خیلی مشکل باور کردنش ولی مال اینه که بینش ما زعیفه بصیرت ما زعیفه اون کسی که بینشش الهی هست میدونه که اینا همش ابزار امتحانه ابزار امتحان که عرضش اصلی نداره وسیله هست عرضش اصلی و مطلوب عرضش بالاساله مال هدف هست نماره وسیله وسیله گاهی خوبه گاهی بد و نبلوکم به شر و خیر هم چیزای خوشاین میتونه وسیله امتحان باشه هم چیزای نارایت کنه چون اینا خودش اسالت نداره اینه که در اختیار مومن قرار میگیره هم در اختیار کافر یا عبادر الدنیا ملعونتون ملعون مافیها الا من ابتغا بهی وجه الله یا الا مبتغی بهی وجه الله وما من شیعن ابغضو الى الله تعالی من الدنیا خلقها ثم عرضها یا ثم اعرض عنها فلم ینور الیها ولا ینور الیها حتی تقوم از ساعت یه روایتی امام راهل رضوان الله علیه مکرر اشاره میکردن بهش که ان الله تعالی مندو خلق دنیا لم ینزور الیها یه همچون مزمونی رایشون نرمیگرده اینه این مزمون همینست که در اینجا وارد شده حالا جایی دیگه هم هست یا نمیدونم این مزمون همینست که در اینجا وارد شده این مزمون در این عبارت همه جیب یا عبادر اد دنیا ملعونتون دنیا مورد لعن خداست و اون چه در دنیاست مورد لعن خداست مگر چیزهایی که وسیله باشد برای تقرب به خدا هرچی از امور دنیا وسیلهی به نهوی دخالت را داشته باشه در تقرب الالله مورد لعن الهیست خدا نظر رحمت بهش نداره چون آلم را آفریده برای چی؟ انسانها را آفریده برای چی؟ برای اینکه به اون ازدیک بشه همه چیز را در این دنیا در اختیار انسان قرار داده برای چی؟ برای اینکه از اینا استفاده کند در راه رسیدنه به اون پس نظر رحمتش به اون چیزیست که به طرف او حرکت می کند و متوجه به اوست به چیزی که اونا دور می کند از هدف طبعا نظر رحمت نداره نظرش آدم دنبال چیه؟ دنبال هدفشه چیزی که برخلاف جهت هدف باشه که نگاه بشنه می کند شما در یه مسیری که می خواد برید یه هدفی که دارید به همون سمتی که می خواد برید نگاه می کنید آدم وقتی می خواد برای طرف هدف که بر نمی گرد پشترش را نگاه کنه پشتر نگاه نمی کنه کاری نداره به اون خدا انسان را آفریده برای تقربه به خودش اون چیزی که او را از خدا دور می کنه خب چه توجهی بشه بکنه؟ در جهت هدف اونیست منظور اونیست مما من شیع این اب غضایل الله تعالی من الدنیا هیچ چیز مبغوز تر از دنیا بشه خدا نیست بعد توضیح می دهید خدا دنیا را خلق کرد ولی دیگه روش گردون ازش تا روز قیامت هم دیگه خدا به دنیا نظر نخواهد کرد نظر یعنی نظر رحمت ولی همه چیز در مرآ و منظر خدا است دیگه چیزی که مخفی نیست از اون یعنی نظر رحمت یعنی انایت نداره بهش توجه انایت آمیز نداره بهش در مقابلش چیزی که پیش خدا مطلوب است ایمان و عمل به مقتضای ایمان است و ما من شیع این احبایل الله تعالی من الامان بهی و ترک ما عمرا به ترکه عمل کردن به مقتضای ایمان و ترک چیزایی که با ایمان منافق داره از خدای متعال درخواست می کنیم که به همه ما توفیق بده که دنیا را اون چنان که هست با پستی و دناعتش بشناسیم و آخرت و اون چه اندالله و در مسیر الالله هست با کرامت و شرافتش بشناسیم و دل خودمون را از ذخارف پست دنیا بکنیم و به خدا و اولیاء خدا ببندیم و السلام علیکم و رحمت الله و سلامتی کنیم ایده قدول محفل امن بلا شبیه ایده قدول محفل امن بلا شبیه موسیقی موسیقی رسانه دینی موسیقی موسیقی رسانه دینی موسیقی فقه اولی محمد موسیقی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم موسیقی الحمدللہ و رب العالمين و السلام و السلام موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی همون روز اید باید بیاد عمال انجام بده این یک اعتمال یا نه فردو هم میتوانه انجام بده روز یازده هم بره تواف زیارت و تواف نسا و سعی و این ها رو انجام بده این دو اعتمال یا تا ایام تشریق ادامه داره یعنی تا روز سیزده هم ادامه داره اینم یک اعتمال یا تا آخر زلجه اینم یک اعتمال به نابعین چار تا اعتمال و چار قول داریم و این مسئله خیلی محل ابتلاعی زوار خانه خدا وقتی اعمال میناشون تمام میشهد میخون بیان هجوم میارنگ به مکه شلوق و زحام عجیبی میشه اگر هرچی بتونن تاخیر بیاندازن خلوتتر میشه اگر بتونیم توصیه در این کار قائل بشیم سبب استراحت زوار میشه من مسئله دو عبارت امام میخونم بعد بریم سراغ این اقوال چارگانه عبارت تحریر و وسیله چنینه یجوز و بلیستحب و بعد الفراق من اعمال منا ار رجوع یوم الاید الى مکهه ار رجوع یوم الاید الى مکهه جایزه بلکه مستحبه که همون روز اید بر مکهه للعمال المذکوره برای اون پنج کار زیارت خانه خدا و نماز زیارت و بعدم سعی بعدم تواف نسا و بعدم نماز تواف نسا بله بی توته بر میگرده همون روز برای ادامال انجام بده شب برگرده بی توته ای منا کنیم رجوع الامنا برای باقی منده اعمالو بعدم صحبت میکنیم فیلن صحبت از اون پنج عمله و اینکه وقتش کهی هست این یک البته خواهیم دید بعضی ها قائله به وجوب این هستن میگن روز این هستن ببینید؟ های قدرت داره حتما بره و یجوز تاخیر الیوم الحادی عشر تا فردا جایزه تا فردا ولا یب ات جوازو الی آخر شهر ایشون ثلومی رو بیان نفرمودن که تا آخر ایام تشریق تا روز سیزدهم ایشون سیزدهم رو صحبت نکرد تا آخر ماه فیجوز الاتیان به ها حتی آخر یوم منهو آخر یوم منهو بله؟ منهو یعنی از ماه زیر حجه دیگه روز آخرم میتون به جا بیاری بنابراین ایشون یوم الاید گفتن روز یازدهم و تا آخر شهر ولی مسئله ذات اقوال عربه هست من اقوالو میخوانم تا معلوم بشه ارز کردم مسئله مسئله این محل ابتلاعی در این ایام این که سابقا میگفتن روز اید برید جمعیت کم بود اما روز اید بخوان همه بره روز اید بخوان همه حمله بکنن زیر دستباه میمونن مگر میشه همه برن روز اید عمال به جا بیارن مرموم صاحب هدایق در جلد هیودهم صفحه دویست و افتاد و دو میفرماد قد سرحل اصحاب رضوان الله تعالی علیهم رضوان الله تعالی علیهم بانن الافضل المضی الى مکه لتباف وسائل یومه همه روز اید فان اخرهو تاخیر انلاف همینقدر فان اخرهو تاخیر انلاف همینقدر فردا بنابراین روز اید افضل فردا هم جایز حالا بعدش چی؟ ولیکن ظاهر از مستند مرموم نراقی در مستند جلد سیزده صفحه پنج ظاهرش من تلخیص کردم این از که انجماعتم من القدماء این از که انجماعتم من القدماء که شیخ فی النهایه که شیخ فی النهایه والمفسود شیخ در نهایه و مفسود که دو کتاب از کتابهایشونه و صاحب الوسیله والجامعه اینا همه از خودما هستند اینا اوجبوهو گفتن روز اید فقط روز اید فقط روز اید در حالی که سابعده ها گفت اصحاب ما مستحب می دونند ولی معلومش استثنائم داره بعضی ها روز اید و واجب می دونند همه برن بشن برن اعمال مکر انجام بدن و اما اقوال دیگر در مسئله گفتم چهار قوله گفتم چهار قوله یکی واجب است روز اید یکی تا فردو هم میشه یازده هم یکی تا سیزده هم میشه یکی تا آخر زلحجه فیلن این دوتا قولو خوندم روز اید یه قولو خوندم فقط روز اید جماعتی آنچه ظاهر از مستند همون آدرسی که دادم مستند نراقبی هستند مستند نراقی باز تلخیص کردم ظاهر عبارت ایشون این است جماعتی از قدمان مانند هلی ابن ادریس هلی صاحب غنیه سید عبو المکاربین زهره صاحب غنیه والکافی عبو الصلاح صاحب کافی واکثریل متحقیمه واکثریل متحقیمه قولو به جواز تاخیرها الیوم نفر از ثانی یوم نفر ثانی کهی هست سیزده همه یوم نفر اول دوازه همه دوازه همه معمولا میان میرن بعضی اشخاص هستند که شب سیزده همه میمونند روز سیزده همه عرکت میکنند یوم نفر ثانی یعنی روز سیزده همه یعنی آخر ایام تشریق ایام تشریق کدامه یازده و دوازه و سیزده هست پس نفر ثانی همون آخر ایام تشریقه یعنی روز سیزده همه بعضی ها تا اینجا گفتند نه قرآن افراد با این تفاوت داره ما فیلا هج تمتع داریم بگیم اونا تفاوت داره بعض از کلام مستند استفاده میشه که جماعتی از قدمه یره رو من جماعت من قدمه و اکثر متاخرین من اصحابنا جواز و تاخیرها الی آخر ذلحجه این قرآن چارم شد بنابراین یه عده اقلیتی میگن حتما روز اول عده میگن فمن قدم عب نداره عده هم میگن آخر ایام تشریقه که نفر ثانیه و اکثر بعد به تعبیری که ایشون داشت اکثر متاخرین و جماعتی از قدمه اینا قائلا به جواز تاخیر ما من تلخیص کردم عباره تان طولانیه بله منافقی از این قرآن منافقی از این قرآن منافقی از این قرآن منافقی از این قرآن منافق نداره اکثر متاخرین تا آخر ایام تشریق میگن تا خیلی رجعه از الهجم میگن اگر به شرط لا بگن بله به اون دوبومی نمیسازه اگر بگن جایز تا آخر ایام تشریق باید میگن تا آخر ایام از الهجم خب بالاخره مسئله اختلافیه شهرت مسلم هم در بینه همه اولما نیست منشه این اختلافات چیه؟ اختلاف اخباره ما چهار دست رواد داریم روایت طایفه اولا میگه روز اید فقط طایفه سانیه میگه تا فردا طایفه سادسه میگوید تا آخر ایام تشریق طایفه را به این میگه تا آخر زلحجه یعنی چهار طایفه روایت داریم تمام این روایات در باب اول از ابواب زیارت البیت بعد از اعمال منا مرحوم صابه وسائل میگه اعمال زیارت البیت در اعمال زیارت البیت باب اولش چهار طایفه درش همه این تواعیف درونه یازده تا روایت داری یکیش ارتباط نداره به بست ما ده تاش تقسیم میشه تو چهار طایفه و من یه نظر اجمالی کردم هر ده تا هم سندش معتبره از معدود جاهایی که همه اصناد معتبره این ده تا سنده خلا طایفه اولا را میخانم که میگه یوم و نهر اما روز اید هرون حدیث محمد ابن مسلمه پنجوم باب پنج باب یکه ابواب و زیارت البیت جل ده همه وسائل پنج این باب رو میخونم روایت محمد ابن مسلمه از امام باقر علیه السلام قال سالتو ان المتمتع کسی که عجتمت تو به جا میاره متا یزور البیت