بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم خب اگه این باشه تا زالو اونا خطا نمی کنن یه بحث دیگه بود آدلن و بهترینن خب ما قطعا می دونیم که این امت همشون خوب نیستن خوبم هست بدم هست این هم در واقعیت این روشنه هم آیات قرآن می گه بعضی از این مردم ظالمن و مزمت می کنه از گروه هایی از مسلمون ها این اشکال اول بود اشکال دومیم بود که اصلا ما باید ببینیم وسط منظور چیه برای اینکه این وسط رو معنا بکنیم باید ببینیم غایت این وسط چیه غایت بودن این وسط برای اینه که شهادت بده بر همه انسان ها و پیانبرم بر اینها شهادت بده و این شهادت هم به غرین آیات دیگه شهادت در قیامته و لازمه شهادت آگاهیه شهادت دوتا معنا داره یکی این که همه وقایه رو می دونیم می دونه و دومه همینه که میاد بگه که اینه قضیه اینه در دادگاه میاد شهادت بده برای این البته عدالت شرط لازمه ولی شرط کافی نیست شرط کافی اینه که معصوم باشه اشتباه نکنه و بالتر از اون علم داشته باشه به حقائق اونم نفقط حقائق ظاهر ولی که به باطل افراد که بتونی شهادت بده برای همه انسان ها و بعد پیانبرم بر اینها شهادت بده و خب اینجا این شرایط فقط و فقط در معصومان جمعه نه در همه ای امت فقط و فقط این شرایط که علم داشته باشه چه در مورد ظاهر چه در مورد بواتن و معصوم هم باشه اشتباه نکنه البته آدلم باشه ولی ازا روایات ما هم این آیه رو به همین صورت تفسیر کرده البته ما بدون روایت هم به این نتیجه میرسیم که چنین امت وسطی که نتیجه شهادت بر همه ای انسان هاست این به اسطلاح فقط بحث عدالت نیست بلکه اسمت و علم و آگاهی و حتی از باطن افراد هم شرط این امت وسطه و حالا مصداق این چیه؟ مصداقش روایات گفتن چهارده معصومه که پیامبر راجع به اینا شهادت میده که اینا معصومن خطار نکردن اینا هم راجع به همه ای انسان ها همه ای انسان هایی یعنی همه ای انسان هایی چه در اون زمان چه قبلش چه بعدش و خب روایات سریح هستن در این مسئله خب مفسرین هم این رو گفتن و خوندیم بعضی بارت هاشونند همه بارت اشکال سب و اینه که بعضی مفسرین مثل علامه تبا تبایی بعضی از این مفسرین معاصر این احتمال رو مطرح کردن ولی تالا این رو به امان احتمال نگفتن مناه آیه اینه ولی ما حد دقل به امان یه احتمال که گفتن اصلا منظور از امت وسط اصلا آدل بودن و این حرفا نیست حالا ما گفتیم آدل بودن شرط لازمه کافی نیست آگاه معصوم و البته آدل ایشون دیگه اصلا وسط این نیست منظور وسط وسط اون چیزیه که بین دو چیز وسط میشه اینجا در این آیه منظوریه اینه که این گروه که اینا امت وسط هرن که مشخص نگرده آیه اینا چی هن ولی وسط بین این چی به قرینه این که اینا بر عمور مردم شهادت میدن پیانبر هم بر اینا شهادت میده پس اینا وسط هم بین مردم و پیانبر این گروه معذور از وسط یعنی بین این دو است لعزاس پیانبر بر اینا شهادت میده اینا اون بر عمور مردم شهادت میده میدن. مذور از وسط اینه. نه وسط بین مثلا افرات و تفرید که بگیم عدل یا وسط بین مثلا چیزایی دیگه که گفتن وسط بین قرینه ادامه آیه وسط بین خدا یعنی رابطه در واقع بین خدا و خلقه که میدونه. یعنی وسط هم. وسط هم. ولیزا شهادت میدن بر مردم که این مردم رو به چه صورت پیامبرم شهادت میده. چون اینا واسطن دیگه. طبیعتا اون بالاتر میتونه شهادت بده. پایین تل که پیامبر بالتر از ایناست. اینا هم بالاتر از مردم هست. و حد وسط اینا این گروه هست که اینا البته طبقه این تفسیر هم باز میشه عمی. باز میشه چار دنم مرسون. منتا بیان بیان متفاوتیست نتیجه همون اشکال قبلیه که چار دنم مرسون میشه و علماغایی باید داشته باشه که آیت الله ملکی تو تفسیرش من نگاه میکردم ایشون گفته بود نیازی نیست که ما بگیم وسط منظور وسط بین پیغمبر و مردم تا این درست بشه. با همه عدالتی که اونا گفتن به شرط آباهی و اسمت هم همین نتیجه گرفته میشه. ولی خب ایشون به قرینه این که اینا بر مردم شاده ایدن هم پیامبرم منظور از وسط بودن رو در واقع وسط بین پیغمبر و مردم تا این درست بشه. ارز کردم این بیان با اون بیان قبلی نتیجه تن اینی اساسش یکیه ولی با دو بیان یکی میگیم یعنی به قرینه این وسط بین این دوه نه اون ربط به اجماع نداره. چهار درم اصول من. یکی میگیم نه اینا چون شهادت میخوام بدن پس منظور امت وسط یعنی کسانی که علم آگاهی و اسمت و عدالت هم دارن. منظور اینه. و نتیجه یکیه چرا اینا وسط شدن میفرمایید چون اینا از مردم بالاترن از پیغمبر پایینترن برای همه وسط شدن. چند تا اینا میخوام بدن. میگیم معنی شهادت که به اسطلاح هایتون متفرعتون فیل آیه علا جل امت وسطن میگیم معنی شهادتی که غایت متفرعه در آیه بر جل امت وسط هست چون وسط ل لیکن برای این شهادت فلا محاله تکون الوسطیه معنی بله یستت به او شهاده و شهده. میگه معنی وسط بودن باید یه چیزی باشه که در واقع شهادت رو اختضاه بکنه. اینو اول میفرماییم بعد در ادامه اینجوری میفرماییم داره توضیح میدن و بعد نتیجه میگیرن فقط تبینا به ما قدمناه و اولا انا کون الامت وسطن مستت به اون للغایتن جمعین این که این امت وسط بین پیغمبر و مردمه اون دوتا غایت رو که ادامه آیه متفرق کرده این دوتا آیه رو بر وسط بودن نتیجه میده اونا چی بود؟ یعنی این دوتا اینا بر مردم پیغمبرم بر اینها. این دوتا غایت اینا جمعین لازم و کون هم وسطن لازمه وسط بودن اینه که پیغمبر بر اینا شهادت میده اینا هم بر مردم شهادت میدن پس در وسطه و ثانیه این نموهوه به تخلولها بین رسول و بین الناس اولا وسط بودن این دوتا شهادت رو نتیجه میده. ثانیه وسط بودن به این مناسی تخلول شده واسطه شده بین پیغمبر و مردم لا به تخلولها بین طرف ایر افراد و تفرید که اونا میگفتم که عدله مزور وسط مناسی که همون وسط یعنی بین دوتیزه چرا به عدالت میگن وسط چون در عدالت بین افراد و تفریده و جانبه تقوییت رو و تقوییت جسد فرنس. آره این اقوالیه که بودتش این مزور این نیست مزور همون وسط بین پیغمبر و مردمه چرا چون نتیجه وسط دوتا شهادته ایک پیغمبر بر اینا ایک اینا بر مردم پس این مناسی یعنی که بین این دوتاست دیگه اینا بین این دوتاست که اون مثلا فرض کنین میگم که من این پولو به شما میدم شما هم بده به اون آقا خب این نتیجهش چیه؟ نتیجهش اونی که این آقای مخاطب وسطه چون از من پول میگیره به اون پول میده مثلا این وسطه اینجا هم پیغمبر بر اینا شهادت میده اینا هم بر مردم شهادت میدن پس این وسط باقی شده منطقه این وسط بودن اختزای شهادت رو یعنی یه ارتباطی بین اینا هست یعنی یک نوع وسطیتی که وسطیت مکانی منظور نیست یه نوع وسطیتی که توانایی بر شهادت رو نتیجه میده اون چه نوع تواناییه؟ حایدتا همونی که تو تفسیر قبلی گفته شد علم و اسمت و هر زمین خب این سه تا اشکال اصلی علامه هلی یازده تا اشکال گرفته بر این به استداد ما به بعضی از اینا که اشاره نکردیم در این سه تا اشکال یا کمتر اشاره کردیم به چند تا از این اشکالات اشاره میکنیم عدود پنجت من اینجا اشکال انتخاب گردم از یا شخصی گردم بعضی اشکال رو اشکال اول بر فرض قبول کنیم که آیه در صدد توصیف همه امت به عدالتی یعنی این سه تا اشکالی که گفتیم بذاریم کنار بازم مدعای شما اثبات نمیشیم چون فرض کنیم همه مردم آدل هم آدل بودن منافعتی با ارتکاب گناه سغیره یا اشتباه نمی کنه آدل یعنی گناه کبیره مثلا نمی کنه یا حتی گناه سغیره هم نکنه اشتباه که می کنه آدل وقتی اشتباه میکنن ممکنه اینا اجماع بکنن اشتباه هم بکنن روی چیزی اجماع بکنن که دین نگفته بنابراین شما میخواید اسمت رو نکنن یعنی وقتی این اجماع معتبره که نتیجه یعنی اسمت باشه اسمت غیر از ادالته بله اسمت باشه اشتباه نمی کنه بنابراین همونو اجماع میکنه که دین گفته واقعا اما آدل هم آدل هم به فرض ستا اشکال رو بذاریم کنار که اصلا آدل بودن چه ربطی به شهادت داره آدل که نمیتونه همه اعمال انسانها رو باطلشون و ظاهرشون رو روز قیامت شهادت بده که آگاهی میخواد اسمت میخواد حالا این رو بذاریم کنار خب آدل هم امت همه شون آدل هم برخلاف وجدانه بل وجدانه آدل نیستن اون اشکال رو بذاریم کنار خب بله آدل هم از اعتبار اجماع به دست نمیاد که بله اعتبار میشه که مثلا اینا مثلا گناه کبیره نمی کنن اثبات نمیشه که اشتباه نمی کنن بنابراین اصلا اعتباری از این آیه به اصطلاح اثبات نمیشه به قلب بعضی مفاسدرین این سننی یه هدف اکثر چیزی که از این آیه به دست میاد که تعریف میکنه امت رو حالا همه امت هم منظور باشه بهتر از امت های دیگه هست اما نه اینکه حرفشون حجته و هرچی گفتن همون حرف دینه اثبات نمی کنه دوم دوم همون ادامه بحث قبلیه ما اگر بگیم اینا همه آدلند نتیجه اینه که قول اونو حجته یعنی چه قول اونو حجته یعنی به این مناکه اونا وقتی خبر میدن از یه واقعیتی حرفشونو باید قبول کرد اما این که اینا یه حرفی بزنن این اثبات بکنه که این حرف داخل دینه اثبات نمیشه این این عدالت اختصار میکنه که اگه اینا خبر دادن از یه واقعیتی ما میگیم دروغ نمیگن دروغ نمیگن میپذیریم آدلا اما این نیست که آدل اگر یه چیزی رو خودش بگه اخبار از واقع نکنه یه وقتی که اخبار میکنن از واقع مثلا میان همه مردم میگن ما از پیغمبریم رو شنیدیم خب میگیم ما شنیدیم همه مردم بیان بگن پیغمبریم رو قبول میکنه اما الان تو اجماع اینی که اینجوری نیست خودش اعتبار داره یعنی خود اینا یه چیزی رو بگن خبر ندن از این که پیغمبر گفته یا مثلا خب قرار از آیم قرار از آیم پر شهاده خب شهاده پس یعنی اگر همه امت گفتن پیغمبر یه چیزی رو این که حجت نیست اجماع نیست که این خب اینه اجماع رو اثبات نیست اجماع یعنی اینا اگه اتفاق گردن بر یه منابع دینه مثل این که قرآن یکی از منابع دینه اجماع هم یکی از منابع دینه و این اجماع نباید به اون عقل یا قرآن و روایت برگرده ها خبر میده در آن خبر این دیگه پیغمبر این رو گفته این دیگه مستقل نیست اخباره سوام اشکال سوام فرض بکنیم اصلا آیه میگه که امت اسمت داره اسمت داره باز اثبات نمیشه چون ما به غرین آیاتی دیگه شهادت در قیامت منظوره کجا در این عالم امت پیغمبر بر غیر مسلمان شهادت دادن کجا کجا پیغمبر بر اینا شهادت داده منظوره از این آیات به غرین آیاتی دیگه قیامته بنابراین ربطی به اجماع نداره اجماع محلوت به حالانه که اینا یه چیزی رو میگن این اعتبار داشته باشه و این در واقع این منظور یعنی میخواد بگه فرض بکنه نمیگه ها فرضی همه اینا اینا اسمت بگونه ای دارن که در روز قیامت درست شهادت میدن یعنی از اون حیث اونجا اشتباه نمی کنن اما این چه ربطه داره به این که یه چیز رو اتفاق کنن بگیم این دین داخل دینه شهادت یعنی از یه واقعیتی خبر بدن اصلا اینا معصومن اصلا اینا معصومن سر روز قیامت سر روز قیامت میگن این اتفاقات افتاده فرض کنی اینا مثل معصومین هن اینا هم مثل معصومین هن و میگن واقعیت ها در روز قیامت خبر میدن میگن اینجوری انجوری شد خب سر روز قیامت به اجماع داری فرض کنی مثلا شهادت در دنیا هم میدن خب این اثبات میکنی که اینا واقعیت ها میگن اسمت به این معنا که میتونن واقعیت ها بگن اما واقعیت رو خبر دادن یه بحث جعل تشریح یه بحث دیگه است ما اصلا ببینیم ما اصلا راجب اعمام غایل نیستیم به اینکه اعمام شریعت جعل میکنن حتی راجب پیانبرانم فقط بر اساس روایت پیانبر ما اثبات میشه اونم در یه موارد خاص که خدا گفته مثل نماز که نمازها رو درکت قرار داد صبح زور اصر مغرب شام به پیانبر اجازه داد که اضافه بکنه پیانبر به نماز صبح چیزی اضافه نکرد به زور درکت اضافه کرد در اصول کافی یه بابی داریم همش راجب پیانبره حتی یه دونه روایت راجب اعمام نیست که تشریح بکنه اعمام گفتن ما تشریح نمی کنیم شریعتی که خدا به پیغمبر گفته ما همونو بیان میکنیم از خودمون چیزی اضافه نمی کنیم به دین اعمام گفتن ما اخبار میکنیم از واقع واقعی که شما نمی دونید ما می دونیم به خاطر یه محسونیم اون شریعت رو اون دین رو صد درصد ما می دونیم لذا این روایت ها هم بیان اون صد درصدی که ما می دونیم خودشون چیزی اضافه نمی کنن بر دین دقیق می فرمید؟ خودشون چیزی بر دین اضافه نمی کنن بنابراین حالا بگیم اینا شهادت می دن یعنی اون چیزی که دیدن و شهادت می دن خوب خوب ابن هم شهادت می دن اما این که یه چیزی اضافه کنن به دین این که نیست بعدش هم هیچ کسی هم تو مسلمان نگفته که من دین رو می دونم صد درصد علم غیب دارم و دین رو می دونم و من دارم می گم در واقع چون می دونم اسمت دارم اینو کسی نگفته کسی مثلا معتقد نیست چنین مقامی داره بله باید بگیم اون چیزهایی که اینا دیدن رو می تونن بگن باشه بگن این شراکت به اجما داره اجما می خواد بگیر که اگه اینا اتفاق ببین اینا می خواد چی کار کنن با اجما بخواد خدافت عبا وکر اثبات کنن مثلا خوب این چجوری اثبات می گه بله از این آیه به دست میاد که ما هر چیز رو اجما بکنیم خدا همونو می خواد از کجا نهایت شما شهادت بدید اجم منظور از این امت هم همه امت باشن شهادت هم بدید حتی اونقدر معصوم باشید که واقعیت رو بدونید و درستم شهادت بدید خوب اینا اومدن بحث کردن یکی گفت فلانیر خلیفه باشه یکی گفت او یکی خلیفه باشه یکی گفت این یکی خلیفه باشه با هم اختلاف کردن و توافق کردن اونا گفتن اگه از اوست بیاد شما رو عذیت میکنه خزرزیان رو از خزرزیان بذاریم ما بیاییم ما هوای شما رو داریم اینا گفت ایمان شما بیایید و جالبه که محاجرین هم نبودن دیگه تونجلسته الا سه نفر ظاهرن ابو بکی رومر و یه نفر دیگه همه شروع انسار بودن با هم دعوی بحث میکردن داشتن هم توافق کرده بودن با یکی از نمیدونم از محاجر بود یا انسار و اونوی این هم اومدن این دو سه نفر از قبل برنامه ریزی شده بودی گفتن اینا از اون خلیفه یادتون قبلا با هم جنگ میکردی اینا بیان و پدر شما رو در میارن خب بذاریم ما باشیم ما هوای هر دور رو داریم به هر دور مساوی نگاه میکنیم حالا به هر حال این بحث هاوالو بحث ها رو کردن اینا این نظر به ذهنشون روست از کجای استکشاف میکنید که خدا هم اینا میخواد اینا نهایت چیزی رو که دیدن اینا میتونن خبر بدن نهایت اسمتشونم به این معنا اثبات بکنیم چیزی رو مثلا پیغمبر گفته خب پیغمبر چی گفته بود گفته بود امیر المومینی علیه علیه السلام خلیفه منه اینا باید گزارش میدادن اینا که گزارش نمیدادن اینا با هم بحث میکنن که چی رو بذاریم من تو اینا میخواد این رو درست کنن این استداله رو کردن که خب میبینیم که همه جاش اشکال داره دازه این سلمه هایی که میگیم قطعا اشکال داره داریم فرضی داریم بحث میکنیم یه اشکال دیگری هم که بعضی هایی کردن گفتم یا منظور از امت تمام امت پیامبره تا روز قیامت چون امت که میگیم بالاخره اگه بخواییم به عمومیتش بگیریم که در این صورت وقتی این اجماح حجته که همه مومنین از زمان پیامبر تا روز قیامت اجماح بکنن خب چنین اجماحی که محقق میشه بعد یا بگید مثلا فرض بکنید که فلان گروه اون گروه هم دلیل میخواد اگه بخوایید آم بگیرید که باید بگید همه خب همه که این اصلا وجود پیدا نکردن که تا ببینیم چی میشه خب در مورد این اشکال ها بعضی اشکال ها رو حال سننت جواب دادن به اون جواب ها مولمای ما جواب دادن اما با توجه به این مقدار حالا اون سه تا اشکال اصلی و این پنجت اشکال نیازی نیست اینها رو بحث بکنیم و این لکتر رو هم در آخر باید بگیم که اونا وقتی به اصلا میتونن بر اساس آیه یا روایتی یه حکمی بکنن که اون آیه و روایت دلالت واضح داشته باشه در حالی که با این اشکالاتی که کردیم قطعا نه تنها این دلالت واضح نداره به اون منظور اونا بلکه دلالت واضح برعکس اونا داره و با چنین چیزی حالا فرض بکنیم همه این احتمالات باشه هیچ کدوم هم متعین نباشه با این که یه فتوه کچولوه شریع هم نمیشه داری چرا سد این که شما یه منبعی که بر اساس اون منبع هزار تنها خواهید فتوه بدید اثبات بشه اینم یه مثل دارم لذا آلوسی که خودش سنیه از مفسرین معروف اهل سنته این اشکالات رو که همه رو جواب میده آخری نتیجه رو میگیره انما نظر به این الانصاف کسی که با انصاف به این آیه و به این اشکال رو جواب نگاه بکنه لم یره فی ال آیه اکثر من دلالتها علا افزنیت هازه الامه علا سایر الامه حد اکثر چیزی که بشه از این آیه استفاده کرد ما حالا فیلم قبول نداریم میگی محضور اون اهل بیتر محضور اصلا امت یعنی من مسلمان نیست ولی حالا ایشون میگه میگی قبولم بکنیم حد اکثر دلالت میکنه که امت پیامر از بقیه امت ها افزله و ذالکا لا یدل علا حجیت اجماع و لا عدمه ها این نه حالا بهتره بهتر بودن این امت نه دلالت بر اعتبار اجماع میکنه نه دلالت به عدمه ولی منحی سلمجموع امت پیامر نشبت امت حضرت ایسا مسیح حضرت موسا بهتر بودن خب که چی بهتر بودن این پس بنابراین هر چیز هم میگن داخل دینه چه ربطی داره منبع حرف اینا چه ربطی داره بعضی اهل سنت هم تو بحث حجیت اجماع اصلا به این آیه استند نکردن خاطر همه اشکالات مثلا جووینی این آیه رو نیابوده جوزه البورهان فی وصول فقه یا ابن قدامه همبلی در روزتون نازه ایکی دو تنوید هم آخر باز اضافه بکنیم آخری مطلب اینه دوباره باز میگو آخری که اصلا در غیر ضروریات دین مثلا نماز که متواتره در قرآن و روایاتی یعنی به قرآن و روایات برمیگرده یا به عقل ما اصلا چیزی نداریم که اجماعی نداریم که بخواییم صحبت کنیم راجعه بهش که حجت یا حجت نیست مثلا اجماعی تحقق یافته نداریم نه اونکه ادعای اجماع میشه با شلکیه یا به قول وضع اجماع مدرکیه مثلا نماز میگیم اجماع داریم که نماز باشیم بس آیات و روایات هست بر اصلا صور اجماعی هست که همین که ضروریات دین میگیم در غیر اونها اجماع صورت نگرفت در هیچ مسئله که تا ما با اینها بخواییم بحث بکنیم و یه نکته هم در آخری اینه که وقتی حجیت اجماع امت با این آیه استفاده نشید به طریق اولا حجیت اجماع اهل حل و اقل مشتهدین هر عصر اهل مدینه اهل بسره اهل کوفه که گفتن این اقوار به طریق اولا اصفاد نمیشه چرا؟ چون در این آیه کجا گفته مدینه کجا گفته بسره به طریق اولا اینا اصفاد نمیشه چون اینا یه دلیل اضافی داره خب میرسیم به آیه ثوم آیه ثوم اجماعا اشاره بکنم بحثشو بذاریم برم آیه ثوم مشابه تقریبا آیه قبلیه محروض به الله من شیطان رجیم کنتم خیر امتن اونجا گفت امتن وسطن که آقاییم گفتن منظور خیر امتن اینجا میگه خیر امت اخرجد لناس تعمرونه بالمعروف و تنهاون انه المنکر و تومنونه بالله ولو آمن اهلالکتاب لکان خیر منهم المؤمنون و اکثرهم الفاسف خب شاهد مثال اینجاست که میگه شما بهترین امتی اینه نکته دوباره اینه که شما امر میکنید به معروفه نه یزمون کردید پس این امت هر وقت هرچی گفتن یا هم به معروفه یا نه یزمون کرده الان من توضیحش نمیدم چون دارن از آن میخوام بخود اجمالا خلاصه شو میخوام بگم ذهنتون آماده باشه که جلسه بعد بحثش بکنیم چون این بهترین امت و اینا هم به معروفه نه یزمون کردید پس هرچیزی رو که اتفاق کردن اینا اگه امر کردن حتما معروفه چون میگه یه امرونه به معروفه نه یم کردن حتما منکره یعنی حرفشون حجته و این یعنی حجته حالا اینا هم این تقریرشای خود چون چند تقریر هست جلسه بعد بشتر بحث میکنیم هم عرض به خدمت شما که اشخالاتشو جلسه بعدی شما بحث میکنیم و السلام علیکم و رحمت الله موسیقی