ای جونم علی ای جونم علی ریز خوار توه همه ی کبریا ای وون تلات پره برو بیا ای جونم علی ای جونم علی بسیار خوب بعد از این رو شما به خیل باشه دوستان خوب شنونده همراهان محترم تشکر از همکارنمون در برنامه اصر جوانی در این مساعت 18 شش بعد از زور میرسیم زمان پخش برنامه گنج سعادت به مدت 20 دقیقه بعد از اونم 18 و 20 دقیقه گلستانه رو خواهید شنید در واقع شرح گلستان سعدی هست با حجتالستان ایران دوست و برنامه دیگهی که انشالله به وقتش تقدیمتون خواهد شد ساعت حالا دقیقا شش بعد از زور ای که شدی طالب اصرار هم بشنا و بشناس اشارات را جر ای از جام معارف نوش گوش کنا یا تو روایات را گوهری از جام معارف نوش گنج سعادت ستان تازه کنان در سوه بارات را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان در سوه بارات را گنج سعادت بسم الله الرحمن الرحیم سلام میکنم خدمت همین شما و همراهان عزیز و همین شما بزرگوارانی که برنامه گنج سعادت را میشنوید از شبکه سراسری راژیو معارف صدای پذیلت و فطره در خدمت شما هستیم تا انشالله با همدیگه بشینیم یک بار دیگه پای سفره محارف احلویت علیه مصطلام و حجت دستام المسلمین استاد محمد حادی فلاح با استانت از آیات قرآن کریم و روایات احلویت علیه مصطلام ما را برای رسیدن به معرفت واقعی احلویت علیه مصطلام و ساختن یک زندگی اخلاق مدار با استانت از آیات قرآن کریم و روایات احلویت علیه مصطلام کمک بکنن دوستانی که همراه ما هستید چند برنامه هست استاد فلاح در خصوص یک رزیله بسیار خطرناک برای ما صحبت میکنن رزیله که وجه مشترک یا خصوصیت مشترک تمام شرور آلم و تمام احل جهنم هست خصوصیت بسیار تلخی که اگر کسی گرفتار اون بشه باعث میشه که در مقابل کس و فضائل یک سطح بزرگ برای خودش ایجاد بکنه و رزیله این هست که اگر کسی مرتکب اون بشه به نوعی داره فراخانه امومی میده استاد فلاح برای ما در خصوص رزیله کبر دارن صحبت میکنن کبری که معانی خود بزرگ بینی داره خود بینی داره تبختور داره جبر و جباری و غرور و تفاخر و نخوت و استثمار رو هم تو معانی خودش داره کبری که در قرآن در آیات متعددی به اون اشاره شده مثل سور مبارکه فرغان آیه 21 سور مبارکه نهر آیه 22 و قصد الهازه که در قرآن آمده تقریبا 161 بار هم در قرآن تکرار شده حضوری فرق سلام کنم خدمت بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما و همه ازیزان شناونده سلام عرض میکنم در خدمت دونست خواهش میکنم حضور کبر رو برای ما تعریف کردید جایگاهش در قرآن رو بیان کردید در روایات هم ایکی دوتر دوید برای ما بیان کردید در خصوص کبر حالا این کبر چی باعث میشه که کبر به وجود میاد چه دلائلی داره چه عواملی داره از کجا شروع میشه از صبت شروعشو که گفتیم از درون شروع میشه اون مرتبه یک نفس و از کیفیات نفسانی دونستیمش که یک رزیلت به حساب میاد و اگر از اون حالت حال بودنش خارج بشه و بد پرورش پیدا کنه حادت بشه و ملکه بشه مزمت شده اینجا خودسازی شروع میشه مجاهده شروع میشه که باید از اول دفت میشد و اگر نشد باید رفت بشه خب علال و عوامل زیادی رو براش ذکر کردن یعنی علمای اخلاق جدا مترف هم رودن ولی من از دل آیات و روایات که درو بردم چون دلم میخواد بیشتر تشرف محضر قرآن و روایات اتفاق بیفته و ما از دل روایات اون علال و عوامل و آثار و عواقب و اناوین از این دست رو استخراج کنیم بعدن اگر شد میریم سراغ مواهد سولمای اخلاق اما علال و عواملی رو که بنده از دل روایات درو بردم خدمتون الان عرض میدونیم اون تا مقدمتن باید بگم که برای ترک تکبر شناسایی علال و عوامل خیلی لازمه یعنی شناسایی علال و عوامل تکبر تا ما بتونیم با آگاهی و نخشه بیماری و این بیماری بدخیم و وخیم رو درمونیم شان به حواس من باشه که اگر زمینه برای تکبر هست خیلی باید مراقب باشیم و حواسمون جمع باشه زمینه تکبر یعنی چی؟ مئیل به خودبرتربینی حالا شاید بگید این از کجا پیدا میشی خب این تو آدم ها به تناسب با شدت و زفت ممکنه باشه آره هست و از درون پیدا میشه و از مرتبه نفس هماره و اصلا سر در آبشغر و آخر نفس هماره داره اگر هیچ بدی هم آدم نداشته باشه چون باید تو بکیم تکبر خودش نشانه بدی دیگه همین رو که نمیشه رد کرد ما الباقی رو بگیم کسی مدعیه که من هیچ بدی ندارم ولی همین تکبر رو که داره خودش نشانه بدی و وجود زمینه بدی ها در او هست شاید در باره بعضی از مفایم اخلاقی ما باز این کلمه ها رو استفاده کنیم ولی اینجا برای این که بهتر تبین کرده باشیم ازم کنم که تکبر اگر به تنهایی هم باشه مادر خیلی از بدی هاست حالا به آثار میرسیم میبینیم ما شانله چقدر این بدی تولید میکنه چقدر رزیلت تولید میکنه توی برنامه گفتید وچه مشترک تمام شروره دارید کمک بفرمد که کجا چی گفتم که حتی گفتید اهل جهنم رو اگر بخوایید نقطه مشترک بگیرید جانسوزند و یکسانند و همرنگ ارسابت که خب پس تکبر نشانه بدیه چه در مد باشه چه زن آدم های معمولی باشن یا شخصیت های علمی و سیاسی یا هرکی خب قبلن هم گفتیم دیگه یک مفهوم تشکیکیه پس در همه با شدت و زفت ممکنه وجود داشته باشه خب تکبر مزمت شده بده از همه ولی از بعضی ها زشتره در باره بعضی ها بیشتر مزمت شده و ناپسندتره از علم ها گرفته از مسئولین در جامعه اسلامی آقا امام صدق سلام الله علیه فرمودن الکبرو دارن که فی شرار ناس من کل جنسن در آدم های بد از هر جنسی مرد یا زن شما میبینید که این تکبر وجود داره خودش مساهده که استفاده کنیم که واقعا این مفهوم مفهوم تشکیکی به حساب میاد صرف نظر از این که ما وجود زمینه برای تکبر خودش یه آمل نستیم حالا رسمن حالا شروع میکنیم و اناوین دیگه رو هم خدمت نه ازم کنم جهل و ناغاهی خب یعنی چی؟ یعنی عدم اشتناخت از مبدع و معاد خودش مثلا فکر نمی کنه که از نطفه گندیده اومده و نه چندان دور یه لاشه متعفن میشه خبر از این میده که معرفت نفس نداره راجب خودش شناخت نداره زیل همین عنوان جهل دارم ارز میکنم عنوان جهل و ناغاهی که عدم شناخت از مبدع و معاد خودش عدم شناخت از انسان بودن خودش و هر ثبت که نداشتن معرفت نفس نداشتن خودش نسی نمیدونم که من دارم با تکبر برای عبد چی جوری بد ساخته میشم اگر فکر کنم دارم میفهمم دیگه این خلق رو دارم خودم خلق میکنم این خلق از منه با منه در خودمه از من جدا نیست با من اتحاد داره اتحاد آمل و عمل درست میفرمایید؟ اگه کسی بدونه که این ازش جدا نمیشه و مواد سوور برزخی و ملکوتی او به حساب میاد همین خلقیات خوبه توسط شم باشه که از این ملات برای بنای برزخی خودش استفاده نکنه آقا امان باغر سلام الله علیه فرمودن در شگفتم از متکبری که خود ستائی میکنه در صورتی که از نطفه آفریده شده و به لاشه تبدیل میشه من در تحجبم که توی این فاصله نمیدونه تکبر داره باش چی کار میکنه یا خودش با تکبر داره چی کار میکنه چرا سریرم تکبره که هیچی به دردش نمیخوره به کارش نمیاد نه اینجا در خودسازی اصلا به کارش نمیاد و چرا فکر نمی کنه که چه بلایی داره سرش میاره خب با زیله عنوان جهد و ناغاهی عرض میکنم عدم شناخت از دیگران نسبت به دیگران هم شناخت نداره یعنی فکر نمی کنه که دیگران برای این نیستن که خرج تکبر و فیس و افاده ایو بشن اونا انسانهایی هستن که به زندگی خودشون باید برسن زندگی کنن من نباید چشم اونها رو خدمت بگیرم برای تکبر خودم ذهنشون رو قلبشون رو روانشون رو عدم شناخت و عدم اطلاع از نظر خدای متعال در قرآن گفتیم که جهل و ناغاهی یکی از عوامل تکبر هم جهل نسبت به چی؟ خبر ندارم که خدا نظرش در مورد تکبر چی؟ چه اون مزمت هایی که تو گذاره های روایی اومده تو بیان خدای متعال در آیات چی هن؟ اصلا به قرآن سر نمیزنم و آیات رو نمیخونم و متمرکز مثلا همین ماده که رو نمیرم جستجو نمی کنم که عرض کردیم سد و شست و سد و شست و یک بار مثلا با مشتقاتش اومده اصلا خدا چی میخواسته بگه تو این سد و شست و یک بار تکرار؟ درسته اطلاع ندارم از نظر خدا این باعث میشه که من متکبر میشه عدم درکت و حضور در محضر خدای متعال ببینید ما گفتیم که کبریایی اختصاصا مال خداست این میدان رو خالی از خدا میبینه که میاد خودش تکبر به خرج میده دیگه اگر میدونست که در محضر خدای متعال و برد نگاه خدای متعال به این رفتارش به این خسلتش به این خصوصیتش میرسه هرگز نباید قایدتاً باید مراقبت میکرد موازبت میکرد خیشتندان میشون باز بیان کنم جهل و ناغاهی رو عدم اطلاع از نظرات حضرات محسوم سلام الله علیه مجمعی آقا رسول الله نظرش در مورد تکبرچیه آقا امیر المومنین باقی حضرات محسوم عدم شناخت و عقیده به محاد خب اونجا تحبیر این بود که یهتا فکر نمی کنه که هرچن از نطفه هست باز فکر نمی کنه که چند وقت دیگه به یک لاشه تبدیل میشه خب بعد از لاشه چی؟ اون حقیقت من کجا میره؟ من با این تکبر با اون حقیقت چه سنخیتی داره؟ اونجا قراره چقدر بر من کار برسه؟ درست بفرمایی؟ معلومه که ضعیفم در داستان عقیده به محاد که راحت سراغ تکبر رفتم فرعون و لشکریانش در زمین سراغ تکبر به خرش دادن اونم به باطل خیال کردن که به طرف ما مراجعت نمی کنن و بر نمی گردن سوره غساس آیه سیونو و قال موسا اینی از جمله پیانبران غدر علو الازم می ترس از آدم متکبر آدم متکبری که به قیامت عقیده نداره و میگه که تنها راهی که بشود از دست آدم متکبر که به قیامت عقیده نداره در امان باشینه که به خدای متعال پناه ببری و قال موسا اینی از تو به ربی و رب بکن من کل متکبرن لا یومن و بیامل حساب قافر بیست و هفت معلومه که جناب اعتباکی ما دست کم گرفتیم به شدت تکبر ترس داره که اگر در جان یک آدم مستعد لانه کنه اون آدم به شدت ترسناکه رو خودت حساب نکن که بتونی حریفش بشی به خدا پناه ببر که بلکه بشود کاری کرد آدم متکبر همه چی رو برا خودش میخواد باز هم تبین کنم زیل همون عنوان جهل و ناغاهی عدم شناخت از اخلاق و رزیلت ها و فزیلت ها توضع رو نمیشنسته برک زدشه ازش اطلاعی نداره که اگر میداش سراغ بهترش میدفت که توضع مثلا به چیستی رزیلت بودن تکبر آگاهی نداره خیال میکنه اخلاق خوبیه خوشش میاد دنبالش میکنند دروبرش موریدهای پیدا میشن نمیدونه چه آثار و عواقب بد دنیایی و آخرتی داره که زیل همین عنوان عواقب و آثار انشاءالله مستقل خدمتون عدم شناخت از این که نمیدانه تکبر از الغاات شیطان و نفس اماره است برحال این تکبر که الان در درون من یکی داره به من میگی برو سراغ تکبر این کیه؟ خداست؟ فرشتاها هستن؟ اجنه شیعه هستن که میتونن مثلا الغا کنن؟ یا شیطان و نفس اماره است یا به فهمت شیاطین هستن شیاطین جنی و انسی کدوم هستن؟ مگه میشه خدا منو دعوت و رزیلت کنه و به طرف رزیلت حل بده مگه ملائکه میتونن این کار رو بکنن دقیقا بفهم مگه اجنه شیعه در اون سلوک دینی خودشون و مذهبی خودشون اصلا سراغ رزیلت میرن که بخون مثلا به من الغا کنن که این کار رو بکنن حتما کار شیطان حتما کار شیاطین حتما کار نفس اماره است که اگر میدونستم عمله و عکره شیاطین و نفس اماره نمیشدن پس این یکی از دلائل اصلی در ابتلاب تکبر جهل و ناغاهی از جمله این مواردی که ارز کردم اوه امیر المومنی سلام الله علی فرمودن فلاحفال لاحفی آجل البقیه و آجل در ادامه فرمودن و سوء آقبت الكبر خدا رو در نظر بگیرید خدا رو در نظر بگیرید در آقبت وخیم زورگوی در دنیا و بعد فرمودن که در آقبت بدخیم و ناغوار تکبر فکر کنید فعنها مسیدت و ابلیس الوزما و مکیدت و هلکبرا میگه این یکی از تله های بزرگ شیطان به حساب میده نگید تکبر بگید تور شیطان تله شیطان و هر کس متکبر شد حتما در این تله شیطان گرفتار شده شیطان میخواد همه رو با منغل و احتیاد تکبر مبتلا کنه و به پای این نشست و بست بکشونه و اونا رو شبیه خودش بار بیاره که آقا امیر المومنین میفرماد که مثل زهرهای کشنده در دل آدم ها فرو میره این تکبر و این الغاه شیطان و ازشون شیطان از این طریق شکار میگیره نستجی رو بلا خیلی متشکرم این روایت که از حضرت امیر علیه السلام برای ما قراعت کردن مبنی بر این که تکبر یک تله شیطان هست اون عوامل رو هم کنارش بگذاریم که اولین دلیل تکبر داشتن زمینه یه لازمه آدم های متکبر اگه یه مدار فکر بکنند با توجه به این که این زمینه در خودشون وجود داشته به این معنی است که این زمینه رو در وجود خودشون ایجاد کردن که شیطان در اونها تمع بکنه و اونها رو با شکار تکبر گرفتار بکنه حواسون باشه دو تا از عوامل گرفتاری تکبر داشتن زمینه یه لازم و جهن و ناغاهی بود ادم شناخت بود ادم شناخت خود بود ادم خودشناسی بود ادم شناخت مبدع وجودی بود ادم شناخت خدای تورگت ادم شناخت عواقب تکبر همه اینها دست به دست هم میده که انسان گرفتار این تله بزرگ شیطان بشه از این که همراه ما بودید از همه شما سفاس گذارم صدق و صفا خلوص و یقین عشق و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن یا عبر حسن مصحفی در سرای زندیقان شهد و شکر عدب فارسی در گلستانی به حالا نکات اخلاقی و تربیتی این حکمت جذاب و شنیدنی از زبان حجت الاسلام دکتر ایراندوست بسم الله الرحمن الرحیم سلام و درود به شما شنوندگان خوب سپاس به شکرانه داشتن نفسی دوباره برای صحبت در گلستانه روزهای بحاریتون به خیر و نشاد با هم حکمت کتاهی رو از باب هشتم گلستان شنیدیم سعدی تو این حکمت کتاه گفته مشک واقعی اونه که بوی خوشش به مشام برسه ننکه اتار و اتر فروش از بوی خوش اون تعریف کنن آدم دانا مثل صندوقیه که اتر رو درون آن میگذارن سر و صدایی نداره اما هنرش که همان بوی اتر هست کاملا استشمام میشه اما نادان مثل تبل جنگیه که درونش خالیه اما سر و صدایی زیادی داره عبارت مشک آنست که ببوید نه اون که اتار بگوید زرب المثل تبدیل شده و دقل این چند تفسیر رو داره یعنی هر کسی باید با عمل و رفتارش خوبی های خود رو نشان بده نه این که آشنایان او از او تعریف کنند یا این که اتار چون اتر میفروشه طبیعتا از بوی خوش اون خیلی تعریف میکنه اما این تعریف ها تا وقتی که هر کسی خودش شخصا اتر رو بو نکنه تأثیری نداره تبله در عربی به معنی تبله کچکه و در فارسی به معنی جبه یا صندوقیه که در اون مواد معتر یا چیزای دیگه رو نگه میدارد هنر نمای صفت مرکب فائلیه به معنی هنر نماینده و اینجا هنر به معنی کمال و خوبی صدی در پایان این حکمت کتا یک قطع شعر دوبیتی همه هنگ با این حکمت آورده آلمن در میان جاهل را مسلی گفتن صدیقان منظور صدی اینه که جاهلان از دانا بهره نمیبرند چنان که کوران از قیافه و منظر زیبارویان ترفی نمیبندند زندیقان بیدین هم از قرآن مجید فایده نمیبرند شاهد هم مجازن به معنی معشوق و محبوب و محبوب و محبوب و زیباروی هست گرچه به معناه دیگه ای هم در زبان فارسی به کار رفته مصحف هم همان قرآن هست زندیقان جمع زندیق هست زندیق در اصل زندیک بوده منصوب به زند و زند تفسیر پحلوی عوست هست بنابراین زندیقان در واقع پیروان زند بودن اما مسلمان ها این عنوانه رو بر هر نامسلمان مشرک اطلاق کرده و معادل بیدینی شده چه درس اخلاقی از این حکمت کتاه ما میتونیم استفاده کنیم در بخش بعدی در خدمت شما هستم سعدی در این حکمت کتاه یک نکته مهم اخلاقی رو گفته و اون این که تعریف کردن دیگران ملاک خوب بودن افراد نیست تعریف کردن دیگران چند تأثیر بد داره اول تأثیر بد بر ممدوه اولین تأثیرش بر شخص ممدوه یعنی کسی که او رو تعریف میکنیم اگر به حق نباشه او رو ترور کردیم رسول گرامی صلوات الله علیه فرموده او رو زب کردید ایاکم والمده فانهو زب از ستایش دیگران بپرهیزید که سربوریدنه حتی رسول خدا در مواقعی که شخصی ناحق به تعریف کسی میپرداخت همین نکته رو متذکر شد روی انه رجلن مده رجلن اندر نبی فقال صلوات الله علیه وی حک قطعت اونو قصاه بکر روایت شده مردی در حضور پیانبر کسی رو ستایش میکرد حضرت فرمود وای بر تو کردن رفیقت رو بریدی دومین تأثیر و تأثیر سوبر شنونده و مخاطبه وقتی شما به ناحق و به افراد از یک نفر تعریف کردید شنونده به اون فرد اعتماد میکنه یا از یک کالا یا یک نوع لباس یا لوازم خانگی دائمان تعریف کردید مخاطب و شنونده فریب میخوره حرف و ستایشه شما برو اثر میگذاره حضرت علی علیه السلام فرمودد کمن مقرورن به حسن القول فیه کمن مفتونن به صناع علیه چه بسیارن کسانی که از تعریف کردن و ستایش مردم در باره خودشون فریب میخورن گول میخورن چه بسیارن کسانی که از مده و صناع دیگران در باره خودشون فریفته میشن حواسمون رو جمع کنیم با دوتا تعریف و تمجید فریب نخوریم با چهارتا قربون صدق رفتن و گفتن این که تو چقدر جذابی چقدر خوبی یه باره زندگی من رو تو مدتهای متمادی دوچار اختلال نکنیم آدم های خردمند فریب حیاهو یه تعریف و تمجید دیگران رو نمیخورند و همین توصیه سعدی در این حکمت کتاه بود که گفت دانا چو تبله اتار است خاموش و هنرنما و اما حکمتی پنداموز از باب هشتم گلستان در آداب صحبت با اجرای حجت الاسلام دکتوره دور ایران دوست بشنوید