ارتبطه اینجا قرار داده میگیم نه یه وچه دیگری ممکن داشته باشه اونو بعدم بگیم پس نمیتونیم ما وحدت الموضوع را احراز بکنیم همونطوری که تنزیلا احراز نمیشد اینجا هم احراز نمیشه به یه باعتن اخرى سب کنین کلامتون یادتون نره من اول از اغلای شروع کنم بین الاغلا هم چطوریه؟ الان حضرت حالی دیگری دیگری وقتی یک مطلبی را بیان میکنه بعدن میاد ویرایش میکنه در جا به جا میکنه حالا حتما به وحدت موضوع لحاظ میکنه یا ارتباط ارتباط یه مقبولی اهمیه اما که موضوع حتما باید یکی باشه نه به یک دلیلی به یک انگیزه میره اینجا که یک نکته را بفهمانه بله یه هدف یه قایت عقلانی داره ولی اون قایت عقلانی وحدت الموضوع ممکنه نباشه اقلا هم اینجور هستن خب بنابراین نمیتونیم احراز بکنیم پس این که نمیتونیم احراز بکنیم حالا خواهشم هم دقت کنید حرف نابی از علامه میخوام براتم بگم دو مفسر ببینید هر کدام یه حرفی زد ما در جای خودش استفاده کردیم کلام علامه تبرسی را اونجا استفاده کردیم کجا؟ که بگوییم آه این فرض بگیریم سیاق تنظیلی و نزولیه اگر فرض بگیریم که این نازل شده حرفیشان اونجا میاد که احراز موضوع نمیشود اما علامه توا توایی چه میگه؟ ایشان میگوید که آه ما به روایات شن نزول که رجوع میکنیم که خیلی زیادند روایات که رجوع میکنیم هیچ اشاره ای ولو در یک روایت یک روایت حتی برای محض رضای خدا یک روایت پیدا کنیم ولو مرسله ایشاره ای که یک اشاره ای هم به بحث همسران کرده باشه هیچ ندار تمام روایاتی که فراوانم است اینا در باره این آیه این نمایورید الله این نمایورید الله را که روایات میخواد شعن نزولش را بیان بکنه فقط علی کسارا میگه که بله پیغمبر اینجور بود و خانه امه است فقط بله زنان را اگه میگه چون که اونجا قضیه هینیه است نمیدونیم نه وصفیه نه شرطیه خب بله در منزل اون مسئله ما بوده دیگه در منزل فاطمی زهران مثلا شده این دخالت نداره منزل آیشم ممکنه مثلا شده باشه الا این دیگه سخنی از همسران بگوید نیست فقط همه اش این از کسا پیغمبر دعا کرد کسا را جمع کرد اونا داخل کسا قرار داد این همه روایت اگر واقعا این نزولش اگر نزولش مربوط به همسران بود حالا اقل تو این روایت اشاره هم به اون می شد می فهمند ما از اینجا می فهمیم که ال آیه نزلت مستقلتن و الاهدتن پس قطعا سیاق تنزلی دیگه نداریم این فقط بعدا اینجا قرار گرفته خب بعدا هم که اینجا قرار گرفته لنکتتن اون نکتش بعد بعد بگیم چیه برای این نکته پیدا کنیم پس این که ما فرض را بر این بگذاریم که آیه شریفه سیاقش تدوینیست لا تنزیلی قریه ندارید بر این ادعا می گیم بله این همی متره به اللامت ها و تاوید بله اوناش کار نداریم آیه نازل شده باشه جران کسا بد بوده باشه قب بوده باشه اوناش کار نداریم ولی رفتی به آیات مربوط به همسران نداره قبل از داستان کسا یا بعد از داستان کسا حق کدوم بگیریم چون تو روایات آقا نگاه کنید کلمه بگم اینجا روایات دو دسته میشن حالا یک آماری من نگرفتم ازش ها ولی اگر آمار کسی بگیره دو دستن اجمالا دو دستن بعضیاش بیانگر این است که آیه نازل شد و بعد پیغمبر اکرم آمد این کار را کرد این یه دسته روایت اینجوری میگه یه دسته روایت میگوید نه اگر یادتون باشه این که همین احساس کرد فهمید که رحیم خواد نازل بشه این کار را انجام داد جم کرد و زیر کسا و دعا هم کرد اون وقت آیه نازل شد پس یه دسته روایت میگوید که این جرائیان کسا قبل نزول اله آیه آیه تحریر بعضش میگه بعد از اون ممکنه هر دو باشه حالا اینا را فعلا جمع این روایات را نمیخوان بحث کنم هم میگن دو دسته روایت داریم در هر صورت هر کدام بگیرید در هیچ کدام از این دو دسته اشارهی به بحث همسران نشده چه اون روایاتی که میگوید قبل از نزول آیه هست چه اون روایاتی که میگوید بعد از نزول آیه هست همه راجع به علی کساست وقتی این دلالت میکند که این آیه مستقلن نازل شده خدا رحمت کند مرحوم علامه اینجا خیلی این بیان را کسی دیگه غیر ازشون نداره کلام علامه این است فَاِنْ غِيلَ هَازَ مَدْفُوعُن هازا یعنی چه؟ این که آیه مربوطه به اهل کسا هست این باطله بِنَسْتِ الْكِتَابِ اَلَا شُمُولَهَا لَهُنَّ قرآن میگه این اهل البيت شامل لَهُنَّ یعنی زنان است کَوَغُعْ الْآیَ فِی سِيَاغِ خِتَابِهِنَّ این قیل که آیه این را چه میگی؟ همون اشکالیست که تورسیه هم نهل کرده قیله جوابش این است اِنَّمَا شَعْنُ کُلُّ شَعْن فَاتِّصَالِ الْآیَ بِمَا قَبْلَهَا مِنَ الْآیَاتِ اصلا همه حرب همینجاست که آیه این اتصال و ارتباط بناداره فَهَازِهِ الْحَادِیفِ عَلَى كَثْرَتِهَا الْبَالِغَهِ که راستم میگه دیگه کسرته هل بالغه نَاسَتَن فِی نُزُولِ الْآیَ وَحْدَهَا خودش تنهایی نازل شده وَلَمْ يَرِدْ حَتَّى فِی رِوَایَتٍ وَاحِدَهِ حتی در یک روایت برس کنن حتی روایت مرسله شما بگو حالا دیگه فِی روایتٍ واحده نُزُولُ حَازِهِ الْآیَ فِی زِمْنِ آیَاتِ نِسَاءِ النَّبِی نه زاریم هیچ روایت که بگیم زمین اونو نازل شده فَلْآیَ لَمْ تَكُنْ بَحَسَبِ النُّزُولُ جُزْعًا مِنْ آیَاتِ نِسَاءِ النَّبِی وَلَا مُتَّسِلَتًا بِهَا حَسَبَ النُّزُولُ اینجور نبوده وَإِنَّمَا وَزَعَتْ بَيْنَهَا اِمَّا بِأَمْرِ النَّبِی صلی اللہ علیه وآله بنابراون رأیی که از کردیم اَوْ عِندَ التَّعَالیف بَعْدَ الرِّحْلَةِ حالا بنابراون قولی که بعضی ها میگن اون قل دوم باشه برهر صورت حسب النزول نبوده المیزان جلد شونزده صفحه 311-312 ایشان رحمت الله تعالی علی میفرماین که یه آیه دیگری هم میفرماین از همین بابه آیه یه علیه هم یه اصل دزین کفرو اندین کم میفرماین که اون آیه که دنبالش میشه ود علیه هم اکمل تولکم اون هم میگه از همین بابه اون هم مستقلن نازل شده بعد قرار گرفته از اونجا حالا چرا اونجا قرار گرفته است کی قرار داده است دیگه هم درست هم بحث ها میشه به امر منن نبی باشه چرا اگر اشتهاد صحابه هم باشه که به هست آخره پس بنابراین این طور شد ما احراز موضوع هم که نمیشه باید وحدت موضوع که بله بعد یک رابطه ای باشه یعنی به این معنی یک پیام باید داشته باشه یک قراز اقلایی باید تو این کار باشه او قراز اقلایی چیه آیا این نکته ای که باید باشه این وجهی که باید باشد اگر سیاق تنظیلی باشه یا تدوینی فرقی بین این دوتا هست فلجمعه یا نیست از این که نکته اش چه باشه در این که باید یک ارتباطی و نکته ای و حکمتی باشه هر دو میخواد اما آیا هر دو مورد مثل همه یا نم ممکنه در سیاق تنظیلی یه نکته ای باشه اینجا اون نباشه مثلا فرق بکنن من یه چیزی به ذهنم آمده از این که از این که وانی نست که اگر ما حسبن نزول بگیریم یعنی چه یعنی بگوییم که حاکزا نزلت فی خلال آیات نسائق اینجوری بگیریم قیمتش و نکته اقلایش میتواند چه باشه میتواند از صناعت الاتفات و ایجاد تنوع در کلام صرفا برای این که مخاطب از این که از حالت یک نواهدی در بیاد یه مطلب تازهی بگه تنوع در کلام باشه متکلم ها این میتونه باشه اینی حد اقل نشه اگر هیچ وجه دیگری پیام اخلاقی پیام عقیدتی پیام فقهی نکته تاریخی هیچ نداشته باشه فقط فقط همون باشه این عب نداره یعنی این برخلاف قوانین فساد بلاغت نیست اما در سیاق تدوینی دیگه این معنی نداره اینجوری که نازل نشده که توجه میفهم مگر این که یک کسی دفعه کنه بگه آه درست است که این در اون وقتی که این داره تدوین میکنه نیست اما برای خانمدگان بعدی مثلا از یک حد مثلا برای خانمدگان بعدی یعنی حالا این کار انجام میده تا بعدها که میان قراعت میکنن این آیات را مثلا این براشون یه تنوعی یاد کنه اگه این را بگیم این تفاوتم از بمیره چون اونجور کلام از اول داره اینجوری ساختار ریزی میشه اینجوری داره در واقع تقدیر میشه حالا به اصطلاحات قرآنی تقدیر میشه اندازگیری میشه این اندازگیری سانویه پس اون اندازگیری اولون ساختار و ساختمان اولیه الان میخواد به مخاطب الغابشه پس میتواند قراز این باشد که تنوعی جاد کنه اما این دومیه حالا مخاطب درکار نیست که داره انجام میده مگر برای مخاطبان بعدی قانندگان بعدی بله اگر بگیم دوباره اینم داره این کارو میکنه که بعدها که میخوان بخانن این تنوع براشون حاصل بشه این میتواند نکته مشترک باشه نکته حکمی و بلاغی مشترک باشد بین هر دومقام خب اگر اینا گفتیم که مشترک هست با این توضیحی که ارز کردم میریم سراغ بقیه نکته ها اون بقیه نکته ها رو یکیشا شرف و دین داره رحمت الله در همین کتابه یه نکته ایشان داره یه نکته این مرحوم مزفر شیخ محمد حسن و شیخ محمد حسن مزفر صاحب دلائل و صدق یک نکته ای هم حضرت آیت الله سبحانی دارد در مفاهم الغرآن که چرا حالا نزولن یا تدوینن به دستور پیغمبر چرا اینجا قرار کنید چه نکته ای چه پیامی داره غیر از این بحث تنوع که از لفظ استان چه نکته ای داره ای را روش تحملی بفرمایید کلمه قرار را متعالیه کنید و صلی اللہ علی محمد را باید اللهم صلی علی سیدینا محمدی نبی الهمی وعلا آلیهی و عجل فراجمون اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فراجمون از رادی مارف با شما همراه استیم خب همطور که متعلی شدید در پای جنابت سهرگاه امروز رژیم سهینویستی رحبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی خطاب به ملت بزرگی ایران فهمودن که دست پلید و خونالده را رژیم به جنایتی در کشور عظیمون گشود و ذات خبیص خودش را بازدن مراکز مسکونی بیش از گذشته آشکار کرد رژیم باید منتظر مجازاتی سخت باشد دست قدرتمند نیروی مسلح جمهوری اسلامی را رها نخواهد کرد به ازن الله در حملت دشمن تنی چند از فرماندهان و دانشمندان به شهادت رسیدن جانشینان و همکاران آنان بیدرنگ وظایف خود را پی خواهند گرفت انشالله رژیم سحیونی با این جنایت برای خود سرنوشت تلخ و درناکی تداروک دید و آن را قطعا دریافت خواهد کرد باز تحکید بکنم خبرهای تکمیلی را از رسانه ملی از شبکه خبر از روژی و معرف انشالله پیگیری بفرمایید الان برامی تبیان را تقدیم میتونیم تفسیر روای قرآن کریم توسط آیت الله سیفی مازندرانی نزلنا علیکر کتاب تبیانا لکل شیع و هدو و رحمتا و بشران المسلمین رحمتا و بشران المسلمین سلامتا و برامیتا سلامتا و برامیتا سلامتا و برامیتا المعصومین المكرمین لاسیما بقیت الله فی الاراضین ارمو کنن که در این نصوصی که بودیم خوب اهدنا سراط المستقیم سراط بیان شد المستقیم در لغت معنای اون راهی که بر این خط راست در مفیده ایمانیه بودیم این مفردات دارد الاستقامه یغال فی التریغ لذی یکون علا خط مستقیم و بهی شبهه تریغ الحق نهو اهدنا سراط المستقیم خوب این بر کلام امیر المؤمنین علیه السلام هم آمده الیمین و الشمال مذله و الجادتو هی الوسطا یعنی اون راه وسط که همیشه مستقیم هست این سراط مستقیمه که راه حق و عدل است بدون انحراف به چپ و راست و به جای در دین و مصدق روایات این رو که داشتیم میخوندیم خوب روایات مختلف بود من جمله همین سیحه حفظ ابن غیاس بود که عرف سنت سعود و عرف سنت حبود و عرف سنت حدال از هر جهت میخواد بگرد وسط زیاری دارد که ازگردیم که مقصود این است که این سراط یک حقیقت معنوی است اسمانی نیست راه نیست طریق نیست جده نیست یک حقیقت معنوی است که بدور از هر گونه بطلان تساد انحراف اعبجاج زلالت گمراهی و حق محض است و منطبق بر دین خالص پروردگار که به نحل کامل این میشه سراط از منوار این این باید جامعه همه پذائل باشد و جامعه همه احکام الهی باشد خب شما تصورش بکنید که یکینین حق محضی که همه حق رو دارد همه استفاده پذائل رو در خودش دارد و همه احکام و حدود قوانین الهی رو در خودش دارد یکینین حقیقت معنوی رو چه کسی میتوند واقعا کسب کند در اعتقادش اون منحاک و اون روش اعتقادی و عملی که همه اینها رو در خودش داشته باشد چه انسانی میتوند در این تیع بکنند این رو این واقعا دقیق هست ممکنه از ما همه این حقائق رو صد قرض بکنیم ممکنه که اشخاص هشتاد تا شو هفتاد تا شو شست تا شو پنجاه شو نوهت تا شو و اینکه همه این صد بیشگیه ها رو مثلا بخواد کنیم این کار هرکس نیست کار هرکس نیست و مصداق کاملی کسی که معفق شد و علمالله تعالی در عالم زرد که بندگانی هستند از میان بندگان او که همه این حضاره رو در تصویرش در انجامش در اعتقابش در معرفتش در عملش از همه خلائق جرو میزنند اعمی معصومینند نبی مکرم و انبیای گذشته که جعلنا منو اعلمتن یهدون با امرنا لما سبرو یعنی استقامو فی صلوک از سرات هاز از سرات هرکدوم در اصل خودشون و اکمل اونها نبی مکرم با تمام فضائلی که چون دین اکمل عدیانه پس سرات اسلام هم بالاترین وسیعترین واضحترین جامعه ترین سرات متصبره نسبه به همه سرات هایی که دین های دیگه اراده هستند توجه فرمودیم فلذا صالح که این سرات همکه به نحوه کامل بخواد در اون طریق بکند یعنی چجوری طریق بکند یعنی متصرف بشد عمل بکند به همه فضائل این سرات این راه معنوی این راه نور معرفت کامل نسبه به تمام فضائل و حقائق اعتقادی داشته باشد و عمل کامل بکند اون وجود مقدس امام معصوم هست فلذا این است که سرات به قیمه تفسیر شده و لذا گفته شده ادق من الشهر و حد من صفیه ها زید دنیا حتی همینه با اغانم همینه همینه هر کس نمیتونه بهش برسید خیلی خیلی مشکل اول شنابت و معرفت همه این فضائل و احکام و قبانین الهی به دقائق ها کار هر کس نیست اصلا و ثانیا تیین کردن همه این ها باز هم کار هر کس شیخ ها نیست نیست خب اینجا معلوم شد که در آخرت هم اون پل سرات که ادق من الشهر میشه حد من صفیه میشه در روایات دارد که امیر المومنین و رسول خدا در این سرات نشستن در اونجا حالا چجوری نشستن اونو دیگه خدای تعالی میدوند ما که نمیفهم این چیه ولی انقدر هست که امیر المومنین و وجود مقدس رسول خدا بر اون سرات آخرت نشستن و هر کسی که معتقد به ولایت امیر المومنین باشد رسول خدا اجازه میداد از این سراتی آقا برد و الا خلا خب این سعه را میخواستم عرض بکنم این سعه در این حال که سعه دارد به ما الله من الفضال و فلان این منافعات ندارد باید ادق من الشهر هم باشد سلوک در این سرات این دو دو هم دیگه قابل جمعه ارز بنده این بود و سعه سعدان را ارز کردیم که دارد که همون ادق من الشهر و احد من صفت بعد دارد که فمن همه یمر را مثل برق الى آخر که در اجازه دارد که اینا در همین دنیا هم همین طور آقا الان اون فضایی دی که ما تجسسم کردیم تصور کردیم تصویر کردیم از مختلف مکارم از همه مکارم اخلاق و فضا علم و همه انچراک غانون الهی است برای زندگی بشر که فقه اسمشون بذاریم و همه اقاعد حق عقل ما است که معارف و معالم دین اسمشون بذاریم و خود هم انسانی همه اینها را كما هو المطابق للحق الواقع فی علم الله معرفت داشته باشد به اون و اون را تی بکند عمل بکند همه اونها را خوب این درجه عالی است که مثلا اخوه کاملش امامه از اون درجه بگیرید بیاد پایین پایین تر پایین تر تا مامن های معمولی این دیگه هزاران هزار درجه در اینجا چیه اخوه؟ متصبره هر کسی که درجهش پایین تر باشد مشجش در سرات جهنم اونجا کنتره شلتره هرچی اینجا بیشتر تزلزل داشته باشد در رفتار و کردارش نسبت به انطباق و تطویق عملش بر احکام الهی تزلزل داشته باشد اونجا هم تزلزل داشته چیه از اخوه؟ بیشتر زلزل دارد و این هست مفاد این روایات و تا اینکه میرسیم ارمو کنم که به روایات معتبر این باب من اشاره بکنم خدمت شما که روایات سیحه باشد معتبر فضل هست انر رضا علیه السلام دارد که احده از سرات المستقیم استرشادون لدینه پس سرات مستقیم همون دینه ارتفاع فرمودی و اعتصامون به حبل الله که حبل الله اعتصمون به حبل الله جمیعا و لا تفرقون که این حبل الله را اعراض کردیم قرآن است و دین است و وجود مقدس نبی خدا و اعمای تاهرین علیه السلام و استزادتون استزادتون فی المعروفه دربه از از دبجل هم طلب زیادی معرفت معرفت دیگه حد یقف چی آقا ندارد هر چند انسان معرفت پیدا بکنند در این دنیا باز جا دارد که بخواد از خدا که معرفت منو چی آقا بیشتر کنند رب زدنی علمن و عملن و الهقنی به سنان زدنی علمن و عملن خب اینم استزاده میشه در معرفت دیگه روایت مبسطقه ادی ابن ابراهیم هست اهدن از سرات المستقیم اد تریغو و معرفت الامام بعد یا هبق معرفت الامام اگر بود شاید انسب بود یعنی مقصود از این تریغ همون معرفت چی است آقا امامه یا تریغ رو عمل گرفته به انزمام معرفت امام امامه امامه امامه روایت بعدی که معتبره مربی تفسیر اسکری علیه السلام هست اند حسن ابن علی ابن محمد ابن علی ابن موسی ابن جعفر یعنی تا آخر فرمود که امام اسکری علیه السلام مقصوده این حسن ابن علی هاد النقیه هست که یعنی مقصود امام اسکری علیه السلام قال و قال الله عز و جل اهدن از سرات المستقیم ای ادم لنا توفیقک توفیق ما رو ادامه بده خدای اطاعنا مر توفیق دادی به راه خودت از این بعد دیگه لا تزه قلبی بعد از هدیتنی ادامه بده این توفیق مرا الازی بهی اتعناک که با این توفیق در راه اطاعتتو تا الان بوده ام بوده ایم و ما مزا من ایامنا در ایامی که از ابتدای جبانی که مکذب شدیم تا الان اطاعتت میکردیم حتی نطیقه که کذالک فی مستقبل اعمارنا در بعدم همینطور و سرات المستقیم سراتان سراتهو فی الدنیا و سراتهو فی آخره فعمد طریق المستقیم فی الدنیا فاوبه ما قصره عن الغلوب و ارتفعه عن تقصیر که نه در اعتقاد منتقب غلوب بشد در معرفت عذرات معصوم در ایمنا و نه اینکه در حد معرفتشون کتابی یاد حق معرفتشونو پیدا نکنه نشناسید و استقام فلم یعدل الى شیء من الباطل استقام هم در مقام عمل دیگه الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثَمَّ استقامُوا تَتَنَزِّرُوا عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَ استقامت بکنن تا آخر عم و از اون راه حق عدول نکنن و طریق الاخر که طریق دیگر باشد که یعنی طریق آخر یعنی آخره طریق المؤمنین الى جنه که همون سرات باشد که راه سرات بود عبور بکنه تا چون سرات بر روی جهنم نصره در روایات تصریح دارد که اگر از این سرات عبور نکنه لناکبون ساقط میشه در جهنم عبور بکند به اونور به هشته دیگه بله معتبره سعد ابن طریف ان ابی جعفرین السلام قال قال رسوله یا علی اذا کان یام القیامه اقعدو ان اقعدو انا و انت و جبرئیل الاس سرات فلم یجوز احدون الا من کان معهو کتابون فیه براعتون به ولایته که ارد کردن و انا شروع و این ظاهران اهل ایمان نقصود هست یعنی امت محمد صلی اللہ علیه و آلیه و سلم صلی اللہ علیه و آلیه و سلم صلی اللہ علیه و سلم فردای قیامت بخون از سرات عبور بکنن این شرطش همینست که در این روایته باید که قبلا بودن که اونها باید به انبیاء خودشون خوب اطاعت میکردن توجه فرما دید این به مناسبت مربوط به امت این پیامبر آخر الزمان هست یعنی پیامبر خاتم قرد میکنم که باز سیحه فزیل ابن یسار قال بقل تو الا ابی عبدالله علیه و سلم فی مردتن مرده ها مرده تا تا وحدته یعنی یک مرزی توجه فرما دید مرده ها که این مرزی رو یه مرزی رو یه مرزی رو یه مرزی رو از رد مختلا شدن مرده ها فقال یا فضیل اننی کثیرم ما اقول خیلی از اوقات من با خودم صحبت میکنم حکم میکنم اینطور میگم ما الا رجلن عرفه الله هاز الامر لو کان فی رأس جبلن حتی یتیه الموت یعنی چه میشه که انسانی که ادالت امامت رو و بلایت رو شناخته با هیچ کسی ارتباطی هم نداشته باشه در رأس جبلی هم باشد تنها تنها زندگی بکند تا اینکه مرد به سراغش بیاد یعنی که امن اگر هیچ کس رو چون این قدر اینکه در رأس جبله دیگه هیچ کس از انسان ها با او چیه آقا نیستن این کنایی است اگر تنهای تنها اینکه او تک باشد اگر همین دنیا مخالفش باشند اصلا هیچ یاری نداشته باشه در این دنیا فقط بلایت رو داشته باشه خب این دستگاره این ما به سراغ هدایت شدیم یافظه الابن یسار این المؤمن لو اسبه لهو ما بین المشرق و المغرب کان ذالکه خیرن لهو اگر مؤمن همه مشرق و مغرب رو اگر چنانچه بهش بدن خیره بلو اسبه مغتعن اعضاؤهو یعنی اگر در نهایت مکنت بشد مؤمن بخاطر ایمانش خیره براش همچنین کما اینکه در این دنیا از این دنیا باشد همچنین کما اینکه در نهایت شدت و رنگ باشد اعضاؤشو تک تک بکنند قطع قطع بکنند هیچ فرقی براش ندارد چه اون حالت چه این حالت بخاطر اون ایمانی که به ولایت ما دارند این برای چه است اقا خیره این حدیث خیلی زیباست دارد که یافظه الابن یسار اینالله یفعل بالمومنه الا ما هوا خیرن لهو یافظه الابن یسار لو عدلت دنیا اللهم اعظم جد جناح بعوضتن ما سقا عدو بهو منها شربت ما این اون وقت یافظه انهو من کانه همهو هم من واحدا اگر اینسانی یک هم داشته باشد و اون است که در صراط اهل بیت حرکت بکند صراط ما حرکت بکند اصلا و ابدا در بردشوهای سیاسی و اختلافات سیاسی و مسائل این سراط اهل بیت حرکت بکند اعتقادی اختلافات اصلا که امنه او اصلا هیچ اعتناهی به اونو نداره اصلا ذره در ذهن او خلجانی شبهی انرافی شکی تردیدی اعتمال خلافی در وجودش راه پیدا نکند همهو هم من واحد و اون سراط ما است اون کفاه اللهو همه یعنی خدا تعالی او را کفایت میکند و من کانه