یا فاسد شدن یا فاسد بودن خودشون رو علمی نشون میدن شمشیر کشیدن همه جا دنبال فتنه و شرن سوار و پیاده همه نیروها امکانات استعداداشون رو فرا خوندن هنن با افتخار فساد میکنن، گناه میکنن ظلم میکنن، خیانت میکنن دینشون تباه، آلوده گناه چشمشون به دنبال نواله یا به دستاوردن گله دنبال یک نوالهی، گلهی باکی هم ندارن دسته سوام کسانی هن که از موضع اخلاقی و معنوی با مردم حرف میزنن دقیقا کنون حضرت عمیت اتی چه کسا و چیزای رنج میبرده میگم تو دههی سوام میگم من با یک کسایی هم باز یک بروی دیگرم که ما باش مشکل داریم با اینا چکار کنم اینا خود را خطیب و واعظ مردم میدانند و چه بد صداییست که دنیا را به های خود بدانی و پاداشی را که نزد خدا داری به حساب نیاریم میگم ما یک تیپای هم داریم یک دسته هم که من با اینا بودم موجود موانع توحید و عدالتن و حکومت اسلامی و دینی هن کسانی هن که از موضع وعظ و واعظ اینا با مردم حرف میزنن در زمان خلفای غب بودن همیز هستن اینا همه را نشیحت میفرماین همه را موعظه میفرماین به نام آخرت به دنبال دنیا خودشون هستند من هم من یطلب دنیا به عمل آخره به اسم آخرت با شعرهای دینی مجهبی آخرتی دنبال دنیا و منافع خودش یا پوله یا آقای ریاسته یا مریدبازیه یا شهرته یا ریاسته یه چیزی دنبالشن منطقه ابزارش دینه ابزارش مذهبه اینا تابیر همینو موضوعیه اینا تابیر همینو مومنینه اقا حرفای روشنفکری و روشنفکری دینی نه اقا حرفای امیر المومنینه میگه کسانی که اد دنیا لنفسکه ثمنن و من مولک اند الله ادادا یه کسانی هستند دیگه هستند به خدا و پاداش الهی و آخرت مثل که عقیده ندنن عده های مذهبی در میرن ولی دنبال حرج و قدرت و سروت و ریاست و شعرته اونجا هستند منطقه اسم مذهبی روش میزنند توجه مذهبی میکنند و منهم من یتلو با دنیا به عمل الاخره و لا یتلو با الاخره به عمل الدنیا آخرت رو کردن وسیله برای دنیا در حالی که باید دنیا را وسیله میکردن برای آخرت و قارب من خطوه قدماشونم کتا کتا آرام برمیدارن که اینی در عوج ارفانم خیلی معنیم و شمر من ثوبه اما دامن به کمر زدن که تا میتونن دروه کنن نه در اینجا اینال خیلی آرام رامرن و زخرفه من نفسهی للامانه خودشون رو جوری آرایش میکنن و نمایش میدن که یعنی ما صندوق امانت امانت در بیت المال امانت در اسرار شما امانت دار امانت مهز اصلا این تعبیر زخرفه یعنی به دروغ زینت میکنن گریم میکنن زخرفه یعنی گریم خودشون رو گریم میکنن که یعنی مجدات خیلی امانت دار پاک صالح و اتخذ ستر الله ذریعتن الالمعسیه خداوند پرد پوشی کرده تا حالا آبروتونو نبرده اینا از این ستر الهی و پرد پوشی خدا پل میسازند برای گناه و سو استفاده و خیانت یعنی همین که آبروتون حفظ شده مردم نمیدونن که کی تو چی کار میکنی اندرونیت چی خبره دنبال چی هستی مردم به ظاهرت نگاه میکنه حضرت تعمیر میفرماد اینا از این ظاهر و پرد پوشی الهی یک ذریعه پل میسازند وسیلهی برای این که به گناه و خیانت برسند مردم هم نمیفهمند و من هم من ابعده ان تلب الملک و اولت نفسه یه دی از اینا هم هستن کاملا قدرت تلب تاویل حضرت تعمیر بوش کنین تا بفهمین قدیر چرا به نتیجه نرسید چرا با قدیر مخالفت شد چون اگه قدیر محقق میشد و افکار عمومی نمیذاش اینا بیان ولی او زمان دیگه آمدن حضرت تعمیر بگه من باید کمچی وزیر گروه شدم یه دست هم اینا هستن من ابعده ان تلب الملک ریاست تلب در اوج قدرت پرست در اوج اما چی باعث شده الان از قدرت دورن ذعولت و نفسه کمهمتیش نقشه هاشون درست از آب در نیومد شکرش خوردن تو پروژه قدرت بیورزن همون کمهمتی و بیورزگی دیدید بعضی ها با تمام وجود دنبال قدرت هستن ما چون تو قدرت نیستن هی به قدرت فوش میدن در حاله که اگه خودش دستش برسه به قدرت هزار برابر هر کار رو میکنه و انقطاع سببه اینا چون منقطع السبب یعنی فاقد ابزارند ابزار ریاست ندارن سرنخ قدرت دستش برنیش خیلی حرفای اخلاقی میزنن از تقوای سیاسی حرف میزنن فقسرت هلحال الهاله این که توی وضعیت مونده هنوز همه کار نشدن برای این نیست که نخواستن برای اینه که نتولستن ولی وانمود میکنن ما نمیخونیم ما که دنبال قدرت ما دنبال اصلاحی اصلاحاتی فتحلا بسم القناعه میگه تحلای منی همی گریم کردن تظاهر میکنن به قناعه تظاهر میکنن که قانعه نه آقا تو قانعه نشید دستت نرسید به بیت المال دستت برسه تو رو میشنسید دستت نرسیده الان قانعه نیستی میگه اینا تظاهر میکنن که قانعه هم در حالی که دستشون نرسیده و تزدینه به لباس اهل زهاده لباس اهل زهد رو میپوشن لباس های ساده و وانمود میکنن تظاهر میکنن که ما اشان چیزی نمیخواییم نه آقا میخواییم نداری نتونستی ما با یک همش تیپایی همشی رو برویم برس قدرت و ریاست و همه اینا رو زدی مطبع چون دستت نرسید اینجوری قیافه میگرفتی این حرف هایی از این عدبیات استفاده کردی اما بعد دسته دیگه دسته چهارم اونایی که تا آخر انقلابی و پاک موندن اونا رو ببین هستن اونهایی که اینجوری توصیف میکنن میگه توی دهه سه ون بعد از این که یه عده فاسد شدن یه عده هم اگه نشدن دستشون نرسید یه عده هم قشنگ حرف میزنند یه عده هم فلان یه عده هم معنویت و اخلاق اینا رو ابزار کردن برای قدرت بعد حضرت همین فهمان اما دسته چهارم اونا کین بقیه رجالون میمونه اون مردانی که مردان و زنانی که قذ ابسارهم ذکر المرجع قیامت رو باور کردن آخرت رو باور کردن و اینا بارها میبینی چشماشون رو بستن و دارن به معاد فکر میکنن چشم ها فروخابنده در فکر معاد ذکر المرجع او جایی که باید برگردیم او جایی که داریم میریم محضر خدا کسانی از دمیر فهمدن اما خوشبختانه هستن کسانی که هنوز هستن کسانی که حواستشون تمام توجهشون به آخرته و اراغ دموعهم خوف المحشر مدام عشق از چشماشون جاری میشه از خوف محشر هنوز هستن کسانی که از ترس قیامت عشق میریزن باور دارن یه حرفشون فهم بین شرید ناددن اما اولا چه وضعیتی دارن یک یه ادهیشون گریان و یک اده گریزانن از جمعی گریزن یا شاید به این معناه بوده که تحت تحقیبن شرید تحت تحقیب بودن فراری بودن ایماروهر مخفی بودن یا شرید به معناهی که از جمع و سرسدا و اینا گریزانن از جلوی دربین فرار میکنن و خائف مقموع یه ادهیم مدام تحدید میشن در تحدیدن در حالت خوف و مراقبتن و ساکت مکعوم یه ادهیم دهانشون بسته است دهانشون دختن نمیتونن حرف بزنن و داع مخلص رفتن با اخلاس مشغول عبادت و خلت از اینا فاصله گرفتن رفتن به خلوت میگن این چند سال باقی موندن رو ما خودمون پاک بمانیم و تلاش کنیم از پاکی ها دفاع کنیم تا از این عالم بریم و ثکلان موجع یه ادهیشونم هز تعمیر فرمودن گریان و دل شکسته قلبهاشون شکسته قد اخملت هم و تقیه در خلوت و گمنامی خزیدن چرا به خاطر تقیی تقییه ممکنه ای سیاسی باشه که نمیتونن همه حرف ها رو بزنن فضا سنگینه مجبور میشن حرفشون رو بخورن قرد بدن همه چیز رو نمیتونن بگن نمیپذیر فضا یا امتقیه به مفهوم آمش یعنی پرهیز به خاطر پرهیز از بعضی مسائل اینا گمنامن و شملت همو ذله بعضی از این نیروهای پاک انقلابی زلیل شدن تو جامعه فهم فی بهر اجاج توی دریای نمکن دریای شور افواه هم زامره دهانهاشون بسته چون دهان بخواست کنی آب شور بخوری آب نمک تشنتر میشید و بیمیدی تو دریای نمک دارن شنامه کنن و دهانهاشون بسته و قلوب هم قرهه قلبهاشون جریه دار مجروح قد وعدو خیلی حرف مزنن میگن حتی ملو اما دیگه خسته شدن از بس گفتن و شنیده نزد میگن شنیده نمیشه خسته شدن و قوه رو حتی غلو تحت ستم قرار گرفتن زربه خوردن و قتلو حتی قلو یکی یکی شکار شدن یا ترورشون کردن یا تو جنگا شهید شدن یا این ورور یکی یکی رو زدن حتی قلو کم موندن از اینا بره من فلتکونه دنیا بد رو کردن به مردم فرمودن که من یه اصل یه پیشنهاد بیشتر به شما ندارم تو دهی سبون چهارم هم به انقلابیون سابق هم به انقلابیون لاهق و نسل جدید فرمودن ما یک راه حل بیشتر نداریم سر انقلابیون بندن فقط یه چیزه فلتکونه دنیا فی اعیون کم از قرم حثالت القرض فقط یه چیزه تکریفتونو با دنیا باید روشنگ کنید تو منطقه جهاد دنیا باید در چشم شما از پر که بیچیزتر ناچیزتر باشد و از علف پوسیده و قراضت جلم گیاه خشکیده از علف پوسیده و از پر کاه باید پیش شما عرضش پول و قدرت و ریاست و شعبت باید کمتر باشد اگه این رو تونستید برای خودتون حل کنید میتونید به توحید و عدالت تو این مسیر مجاهد بمانید اگر نه باقی همش حرفه این هم یک تک جمله امیرانو اون خطاب به اینا بعد فهمیدم که اینا حرفایی نیست که برای اولین بار شنیده باشید یه لحظه برگردید به پشت سرتون نگاه کنید این سنت الهی بوده همیشه همیتور بوده زمان پیانبر در صدر اسلام سه دهه پیشم همین بود زمان انبیاء قبلم همین بود و تعذو به من کان قبل کم قبل ایت تعذب کم من بعد کم شما از اشتباهات گذشت قبلیات درس عبرت بگیرید قبل از این که آیندگان نسل بعد بچه هاتون از شما درس عبرت بگیرن سقوط شما رو ببینن درس عبرت بگیرن و رفضوها و میمه دنیا رو نه این که بهش عشق داشته باشید و کنار بگذارید با تنفر بذاریدش کنار ازش بدتون بیاد و بذارید کنار دنیا نکوهیده رو بذارید کنار نه دنیا پسندیده رو یه تحویل دارن که ایرو امام سجادم بعد از کربلا که همه میترسن و یه دیگه هم دیگه میرن ورم میکنن میترسن یه دیگه هم میرن دنبال دنیا و حکومت سازش میکنن حضرت سجاد صلی اللہ علیه به نظر من از امام حسین مظلومتره ایشون امام حسین ترتیب کل تاریخ ستم و دکتاتوری رو داد تا عبد امام سجاد مظلومه که هنوز هم نمیدونن کیه چه کرد ایشون یه تعبیری ایشون دارن پرمیدن که اما فیکم بین شما ها یک آدم پیدا نمیشه که حاضه لماده ای تعمنده قضای سگ رو ای آشقالای علای دندون سگ افتده بیرون اینا رو پرت کنه جلو اینا بخاطر دنیا بخاطر چار روز زندگی پستی نکنه الافیکم من ترک حاضه لماده لأهلها این لماده رو بندازه پیش اهلش آشقال دهن سگ رو برمیدونه باید شما میخواید آشقال دهن تعمنده ای غذای سیستم فاسد یزید و بنیومه میخواید در سر او دارید دعوان میکنید باهم بین شما مردی نیست کسانی نیستن انسان که از ای آشقال دهن سگ از ای زباله ها بگذرن اینجا هم از تعمیل فرمود که اینا ارفضوها و میمتن در حال که مزمتشو میگید پول و سروت و ریاست و اینا رو بلزموه ای دنیا کسانی رو انداخوه که خیلی بیشتر از شما آشق ای دنیا بودن اونایی که دنیا رو میپرستیدند اوج عشق اونا رو ای دنیا کرد تو غبر راهاشون کرد شما رو راهانه میکنه آشقای سد آتیشش رو راهانه کرد شما رو راهانه میکنه که شما بعد از این مدت حالا تازه برگشتی میخوایی جبران کنی بعد فهم بودم که دنیا زدگی ظاهربینی قشریگری عرستی و عوام فریدی جوری حاکم شده که لبسل اسلام لبسل فروه مقلبا اسلام رو مثل پوستی نمعکس پوشیدن اسلام زیبا شده زشت پوستی نمعکس پوشیدن هم زشته هم گرمت نمکنه هستم اینها فرمود با اسلام یک کاری کردن اسلام هست اما اولا خیلی زشته این اسلام کجاش خاستنیه ظلم و فساد و تبعیز و خیانت و بیرهنی و همه چی هست به اسم اسلام بعد فرمودن هم زشته هم فایده نداره چون اصلا فایده پوستی نیبود که گرم کنه گرمت نمکنه مشکلاتی تو رو علم میکنه فرمود با اسلام چون این کاری کردن اینا هم هست هم نیست چون فتوحات زیاد شده بود هیچ برنامه هی هم نبود که او جوامعی که آزاد میشن بلاز فرهنگی اشباع و تعمیق بشن ظاهر دین هی گسترش پیدا میکرد فرهنگ دین باطن دین آدم هایی که نماز بیروح میخوندن بیشتر میزوندن اینا تو روایت همه نقشون من دارم میگن اینه ببینید این تربیل رو بعد جا فکر میکنه صدر اسلام حالا ولاویت اهل بیت زیر سؤال رفع الا احکام اسلام که خب همهش بود نه نه بود مالک ابن انسب که رهبر جریان مالکیست ایشون از شادردان امام صادق هم است محضر امام صادق هم درکه روز امام صادق هم توروی خیلی بالایی داره حتی یه جایم میگه اگر جعفر ابن محمد نبود امام صادق علیه السلام اگر نبود حتی حج رو مسلمین فراموش کرده بودن چیزی برگذار کنن خیلی چیزاش تغییر یفتر بود توی اون مدت میگه که اموم نقمی کرد از پدرش که ما عرفو شیعن مما ادرکتو علیه الناس الا نداع به سلاط اسلام اسمش بود ولی کم کم به جایی رسید که دیگه هیچ کس نه تو حکومت نه مردم خیلی از اسلام چیزی نمیدونستن فقط اسم اسلام بود فقط میدونستن نماز باید بخونن اینقدر فاصله گرفتن توی مدت کتا از فرنگ دینی ترمدی نقمی کنه از انس که خادم پیانبر بود و صحابی پیانبر بود میگه که ما عرفو شیعن مما کننا علیه الا اهد نبی من زمانی که دیگه علی داشت آمدی چگه کار جوری شده بود دیگه اصلا تقریبا اقلا به اون چیزهایی که زمان پیانبر بود دیگه تو جامعه مرسوم نبود یعنی همه چیز عوض شده بود بعد شما میدونین بعد شهادت امیرمونی با فاصله چند سال مکه و مدینه جز مراکز فحشا بودن یه وقت کاروان رقاسا و خاننده ها سلیبریتی های اون موقع بودن کاروان اینا میخواد بره هج از مدینه بره مکه نقش شده جمعیت میامدن به استقبال اینا که از اینا امزا بگیرن مثلا با اینا سلفی بگیرن عکس بگیرن و یک مشکل مسئله همی مسئله اقتصادی که پیش آمده هزار تعمیر یک سخنانهی کردن فرمودن وضعیت جوری برای من ساختید که قد اصبحتم فی زمن ما تو موقعیتی و زمانهی قرار گرفتیم که هر جا بحث بدی و فساد و شرارت همه میان هزارن هر جا صحبت خیر و عدالت و سلاه همه فرامون کنن باید بگردی دنبال آدم ها تک تک خیلی عجیبه ای ادبار به خیر و اقبال به شر و لش شیطان فی حلاک ناس الا تمعا شیطان هم بادارش خیلی گرم شده همه جا تمع کرده پروژه های شیطانی همه جا داره پیگیری میشه تو موقعیت قرار گرفتیم که نیروهای شیطان خیلی قوی شدن امکاناتش جا شده تور اوام فریبیش دیگه خیلی جا پهن شده خیلی آر گرفته بعد میفرماید حضرت عمیر میگن اطرافتون رو نگاه کنید وضعیت چی شده هر طرف مخوایی نگاه کن ببین وضعیت جامعه چی جدید تبقاتی شده فهل تو بسیر الا فقیرن یکاو بدو فقرا اونایی که میبینی یا فقیری میبینی که صبح تشب میجوه و باز گرسنه و فقیره او غنیین بدل ت الله کفرا یه طرف هم سرمایدارایی میبینی که علنی کافرن ولو زیارت امام روزشون هم میجن سروت تبدیل شده به ابزار کفر در خدمت کفر او بخیلن یه دم دارن هیچی عدتشون نمیچه که اصلا سهم و فقرات مستضعفین هیچ فراموش شده اتخذ البخل به حق الله وفرا حق الله اینجا به منی حق ناسه بخل در حق الله اینه بخل در حق ناسه قدیر فقط نیست که خب الحمدلله ولایت امیرمونی ثابت شد خب حالا که چی هست اما مازا ثابت شد بود و نبود قدیر چه فرق داره جامعه این که قدیر رو قبول داره با اون جامعه این که قبول نداره فرقشون چیه یه فرق رو باید داشته باشن و الا چه حق قانیتی قدیر ایه هل توبسر ادره به طرف که حیث شهر به هر طرف میخوایی نگاه کنید ببینید چی کردن من الناس فهل توبسر الا فقیرن یکاو به دو فقران یا دو فقیر که دارن دست پا میزنن تو فقر امکانات اولیه زندگیشون ندارن او غنیین بدل ت الله کفرا یا سرمایه مشتملیت با غم سرمایه داره که الانم این سروت رو مثل کافران با سروت برخورد میکنن او بخیلن اتخذ البخل به حق الله وفرا یه اده هم دارن اصلا حقوق فقران برشون مترح نیست یه اده سرمایه داری که کافرانه زندگی میکنن یه اده بخیلی که دارن به حقوق فقران رو نمیدن او متمردن یه اده متمردن چه انه به اذنهی انسمع المواعد وقرا انگار تو گوشش پنبه تو پوندن گوشاشو محکم بستن که اصلا گوش نکنه به حرف ایست هرچی حرف میدهن یه چیز ترش تکون میده ولی عمل در کار نیست این تعبیر کزه زالم شکنبارگی ستمگر و سغب مظلوم گرسنگی ستمدید هست تعمیر فرمودن که از یاد بردید که پیانبر فرمودند ایناد دینا روید درهم احلقا من کان غبلکم و هما محلقا کم یادتون رفت که ممکنه شما از مرگ و شهادت نترسید توی دوره ای اما توی دوره ای همین تلاوه نغره ترتیبتون رو میده همینطور که امتهای غبل رو پول پرستی سرمایه پرستی نابود کرد شما هم همین گرفتن بعد فرمود که و هما محلقا کم شما هم همینطوری فاسد میشید هست تعمیر فرمودن بعضی اصحاب و یاران و انقلابی یادتون نیست رسول الله فرمودن شما هم همینطوری فاسد میشید قبشدید بعضیاتون حضرت حمی فرمودن رسول الله یادتون نیست گفت این سلاح اول هاوه الامت به زهد و یقین آغاز پرشکوه تکوین این امت با دو چیز بود یک زهد ساده زیستی دو یقین یقین ای دوتا این نهزت رو پیروز کرد یقین داشتیم به هرفامون و دنبال اشرافیگری و نام نبودیم و حلاق و آخره ها به شخه و الامل اما آخرش این امت سقوط میکنه فاسد میشه با دو چیز یک از شخ هرس هرس قدرت سروت ریاست دنیا ول عمل آرزو آرزوهای مادی درودراز بعد تو جنگ به بعض از یاران به شک افتده بودن گفتن آقا همش داریم همه هم بیان میکشم حضرت حمی فرمودن به خدا سوگند اینان که با ما میجنگند برای این نیست که بخواهند دینی را به پا دارند که گمان کنند ما تباهش کردیم شبانک نکن اینها شعار دینی میدن عدای مذهبی در میارن درد اینا این نیست که آقا ما دین را عربه بردیم حالا اینا بخواهند دین را اجرا کنند یا بخواهند عدالتی را احیا کنند که بپندارند ما منسوخش کردیم درد اینا نه درد دینه نه درد عدالت و مستضعفینه بلکه اینا فقط به یک دلیل دارن با ما میجنگند به شعارهای دینیشون نگاه نکن به یک دلیل فقط حکومت و سلطنت اینا فقط قدرت میخواهند اگر بر شما پیروز شوند که خدا چون این روزی را نیاورد افراد فاسد و احمق فاسد و سفیح رو بر شما حاکم خواهند کرد مسلط میکنند میگمارند و شما مجبور میشید جامعتون از چون این حکامی اطاعت کنید که یکی از اونها که بیتلمان را بالا کشید وقتی بهش اعتراض کردن که چیکار داری میکنی با انوال عمومی جواب داد مال من است در اختیار من است پس مال من است این را تعبیر از دمیرند گویه همچه حیوانتی میان مسلط میشند بر امت هر چی میخواهند برمیدن میگیم چرا درش میگیم مال من نمیگیم درش میگیم اختیارش دست منه میگیم مگه ندیدید یکی از اینها این حرفات را سریع گویی عرص پدرش را میبخشد در حالی که مال مال خدا است و خداوند این اموال را در ازای شمشیر مجاهدان داده است به عنوان غنیمت جنگی و بقیهشم به عنوان بیتلمان دیگه عربیش من نمیخونم ترجمه شد بخواهد از من ای بندگان خدا با این ستمکاران که برخلاف آنچه خداوند حکم فرمود حکم میکنند و حکومت میکنند نبرد کنید از این تبلیغات و سرزنش ها نترسید تحت تأثیرش شباهات قرار نگیرید اگر آنها بر شما چیره کنند هم دین و هم دنیای شما را تباه میکنند اینان همان کسانی هستند که شما را خوب میشناسند و شما آنان را خوب میشناسید ندارید دوباره کلاتون را بردارند به خدا سوگند قصدی جز آشوب و تخریب ندارند و حدفی جز شر نمیجویند اینا دنبال خیر و اینا چعار اسلام و مذهب و عدالت میدن این حرفا نیست بعدم که بیان دنیا و آخرت مردم را نابود میکنند این که حضرت امیر فهمیدن اینا آمدن به تلمان را که همه میگفتن خب مال همه مردمه مال الناس آمدن گفتن مال اللهه اینا مال خداست هموال امیر مال خداست مال مردم نیست حضرت امیر میگه ای هم یه کلابردری بود مال خدا یعنی مال مردم مگه خدا مصرف میکنه اینا را همه چی مال خداست دوی عالم منتظر سهمه کیه کی میخوره حضرت امیر فهمید اینا این حرفه عبوزرم داره یه وقت عبوزر میگه که چرا اموال بیت المال اموال امیری اینجوری بین آشناها و فامیل و رفیقا و باند و اینا و قبیله اینا دارن تقسیم میکنه گفت اینا مال الله هن اموال الهی هن اموال خدا هن هر طور من تشکیل شده همون کاره عبوزر گفت مال الله به این معناست که اینا مال ناز هن مال مردم هن گفت حالا مال هرکی زمامش دسته منه گفت خود باید بین مردم تقسیم کنی خب او جا دستور میده اینقدر میزننش که بله که دیگه از یه حرف ها نزنه که البته اون میگه تا آخر خب یه همچی بساطه حضرت امیر اشاره میکنه که آقا چکار کردین چکار داری میکنی مال ناز هن مال الله هست اما دست تو که هست اموال امانت و نیابت جانشینی باید متی باشی تمام اموال متعلق به تمام مردم هست قدیر تو بود حکومتی اینه برای همه قدیر اجرانش برای این که از اول گفت تمام اموال متعلق به تمام مردم هست و السلام علیکم و رحمتون موسیقی موسیقی صدای لنپوری موسیقی موسیقی سلامی که تقریبا به بسیاری از کشورها میرسد این صدا باید ایک صدایی باشد که مردم را ارشاد کند و اسلام را معرفی کند نشاط و معنویت ایمان و معنفت دین و حکمت صدای فضیلت فتراح Кто عود centre Rádio معارف tourists food شنوان یہاğa olon…? شاندان و شاملی scars پیام ولاگت چگونگی زندگی اجتماعی اسلامی معناش چیست؟ این رو در قرآن و در نحج و بلاغه و در روایات بشه باید پیدا کرد در این الگو لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْتِ وجود دارد یعنی ادالت در این الگو اَشِدَّا عَلَى الْكُفَارِ وجود دارد یعنی مرز بندی با دشمن در این الگو روحما و بینهم وجود دارد یعنی مهربانی مومنین و مردم با یک دیگر اینا خطوط اصلی است هر کدام از این هار که ما ازش غفلت کرده باشیم و غفلت بکنیم و زمین بمانه نقصی در الگو زیست اسلامی به وجود میاد در این الگو اَزِرَانَ عَلَيْهِ مَاْ عَنِتُمْ هست یعنی حاکم جامعه رنج مردم را با وجود خود با همه دل خود درک میکند احساس میکند قرآن میگه عَزِيزُنَ عَلَيْهِ مَا عَنِتُمْ شما سختی میکشید پیغمبر رنج میبرد این از طرف حاکم نسبت به مردم از طرف مردم هم اَتِیَ اللّه وَاَتِیَ الرَّسُولِ وَاَلِ الْأَمْرِ مِنْكُمْ مردم هم همراهی میکنند اطاعت میکنند کمک میکنند دنبال روحی میکنند از این قبیل خطوط روشن برای تبیین زیست اسلامی هزار مورد یا شاید هزاران مورد در قرآن و در نحل و بلاغا و در صحیفه سجادیه و در روایات فرامان میشه باید پیدا کرد و وجود دارد این معنای قدیر قدیر در واقع برای ادامه تاریخی اسلام سوقات زیست اسلامی را ارائه میدهد حالا بعد در قضیه قدیر چه اتباقی افتاد اینا بحثای دیگری است معنای قدیر اینه معنای قدیر استمرار حاکمیت الهی و اسلامی است برای اینکه این حاکمیت بتواند اون الگوی برجسته و پیشرفته زیست اسلامی را استمرار ببخشد به وسیله امامت این معنای قدیر این برای شیع و حسانی دیگه فرقی ندارد همه فرقه اسلامی از این بهره میبرند ما قدیر را با این چشم نگاه کنیم که مایه وحدت است قدیر را باحانه ای برای دعوای شیع و حسانی قرار ندیم این نکته مربوطه به قدیر و اما درباره امیر المومنین علیه السلام چی بگیم ما درباره علی ابن عبی طالب علیه السلام مگر ذهن بشر معمولی و چشم خرد انسان عادی و معمولی میتوانه اون خرشید را ببینه به اون نگاه کنه به اون خیره بشه مگه امکان داره نه جمال معنوی امیر المومنین را نمیشود ما ها نمیفهمیم رتبه عرشی امیر المومنین را ما نمیشناسیم یعنی چلنگ از این امیر المومنین را نمیشناسیم اما این کلماتی گفته میشود