می کنن چون می دونن قرار این داستان ادامه پیدا بکنه دیگه و قراره توی در واقع این پناهگاه ها باشن حالا حالا ها صدای آجیر رو بشنوند و روزی بیاد که اونها از خدا آرزوی مرگ بکنن که آقا زودتر مثلا یکی از این گلوله ها موشک ها بخوره تو سر ما کارمون تموم بشه و این روز خواهد آمد و دیر نیست انشاءالله به لطف پروردگار در روز جمعه قبل از خدافزی دعا میکنم که انشاءالله ظهور از رتبقیت الله العظم روحی لحالفدا حج زودتر باشه و انشاءالله که خودشون انایت بکنن به مردم ایران اسلامی و از احل بیت اسمت و تهارت هم مدد می جوییم فرمانده هان شهید ما مردم مظلوم و بیگناه ما دانشمندان ما امروز امشب مهمان صفره احل بیت در سرای باقی هستن خوش به سعادتشون که چه خوش سرانجامی داشتند و انشاءالله که سرانجام اونایی که آشق شهادتند این مسیر باشه و البته نابودی رژیم کودکوش و جنایتکار سحیونی من با تون در پایان این ویژه برنامه خدافزی میکنم برنامه یه گنج سعادت رو 20 دقیقه تقدیمتون خواهیم کرد انشاءالله در فواسل بین برنامه ها در خدمت شما عزیزان خواهیم بود اگر اتفاقی باشه خبری هم باشه خدمتون عرض خواهم کرد گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان در ساحبارات را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان در سای بارات را تا انشالله با همدیگی بنچینیم پای صفره معارف احلی بیتر ایم السلام و حجت الاسلام و المسلمین استاد محمد حادی فلاح با استانت از آیات قرآن کریم و روایات احلی بیتر ایم السلام به ما کمک بکنن که از مسیر معارف احلی بیتر ایم السلام بتونیم یک زندگی مبتنی بر فضائل اخلاقی رو برای خودمون بسازیم انشالله همراهان بزرگوار استحضار دارید چند برنامه هست موضوعی که استاد فلاح برای ما مطرح میکنند یکی از رزیله های بسیار بسیار خطرناک هست رزیله هستش که به فرماش حضرت امیر علیه السلام کید شیطان و دام شیطان و یک نوعی تله شیطان برای ما هست رزیلهی که استاد فلاح بر اساس روایات و آیات قرآن دوتا از علل و اوامل پیدایش اون رو برای ما بیان کردن اونی بود که یکی این که فرد در وجود خودش زمینه لازم رو برای کس به این رزیله داشته باشه و دومی جهل و ناغاهی یکی گرفتارش بشه از جمعه جهلی هم که برای ما شمردن جهل به مبدع خودمون جهل به ویژگی های خودمون جهل به مقام کبریائی خدای تبارک و تعالی جهل به این که چه فرجامی در انتظار آدم متکبره و مواردی که انشالله استاد فلاح برای ما تو این برنامه قراره ادامه بدن ادامه بدن ادامه بدن ادامه بدن ادامه بدن ادامه بدن ادامه بدن ادامه بدن ادامه بدن ادامه بدن ادامه بدن ادامه بدن پس دقیان و معصیت باز شده از جمله علال و عوامل تکبر مورد بعدی بی تقویی زیرون یک نکته رو هم بگم آدم متکبر رو اگر در مسیر یک راهی ببینیم باید این تعبیر رو داشته باشیم که این از راه معصیت خدای رحمان داره میاد یه جا معصیت کرده که اومده اگر راه نمی داد به شیطان دقیقا بفرماییم و معصیت رحمان نمی کرد این تکبر در رو نمی نشست دارد بفرماییم پس پیشتر یک جای راه داده و تعبیر به معصیت خدای رحمانه یعنی خدا خیلی داره باش راه میاد و کتاه میاد یه از کتاه اومدن خدای رحمان داره سوی استفاده می کن خیالات برش داشت که تکبر چیز خوبی و ایرادی نداریم در صورتی که یک امحاله یک محلت دادن خدای متعالیه که بلکه اون آدم مبتلا به تکبر برگرده مورد بعدی بی تقویی آقا امیر المامنین سلام الله علی در نحج البلاغه در وصف و توصیف متقین فرمودن که بودهو هم من تباعد انهو زهدون و نزاهه اهل تقوی اگر از کسی دوری می کنن به خاطر دنیا گوریزی و پاکتامنیشونه که این کار می کنن و دنوهو من من دنا منهو لینون و رحمه و اگر به کسی نزدیک می شن از سر خوشخلاقی و مهربونیشونه که نزدیک می شن لیسا تباعدهو به کبرن و عظمه ندوری کردنشون از روی تکبر و نخوته ولا دنوهو به مکرن و خدیه و نه نزدیک شدنشون از سر مکر و فریبکاریه دیگرد می فرمایی؟ بله همش مراقبن متقیهن دیگر تقوا تقوا وقایه حفظ نفس و خیشتنداری خودشون رو نگه می دانن که مبتلا نشن و یکی از علل و عواملی که آدم ها گرفتار تکبر می شن مال اینه که خودشون رو نگه نمی دارن آره دیگه می شن بی تقوای دیگه حفظ نفس نمی کنن خیشتندار نیستن مورد بعدی خودشیفتگی و خودستایی آقا امیر المومنی سلام الله علی فرمودن انمن از خفه حالات الولاد از پرسترین حالات زمامداران پیش مردم درستگار اینه که گمان بشه مسئولین شیفته خودستایی شدن و رفتارشون به تکبر تغییر کرده متاسفانه بعضاً بعضی جاها از بعضی ها تو جامعه اسلامی دیده می شه و چون تو جامعه اسلامی از بعضی از مسئولین دیده می شه معناش این نیست که تکبر نیست معناش این نیست که رزیلت نیست اتفاقاً بدخیمتر از جاهای دیگه ای هست که مسئولیت نیست درست بفرمایید آره بدخیمتر و وخیمتره و آثار بدی داره اجتماعی این تکبر قربتنه در الله اگر اهل تقوا بود نباید اینجور می شود اهل تقوا به مسئولیت نزدیک نمی شه که تا تکبر به خرج بده با گرفتن میز به نیروهاش به کارمنداش به عرباب روجوها به ادارات دیگه در شهر به مسئولین دیگه به مدیران دیگه به شخصیت ها عرض رو باید متفاوت دیگه حساب بفهمه شما و عزیزان شنام از بی تقواییه معلوم می شه که از اول تله گذاشت و مترستد بود که یک میزی رو یک پستی رو یک مقامی رو شکار کنه که بلکه بتواند از دل اون بر خودش تیپ پرستیج یک عرض رو باید که غیافه و قالب خاص درست کنه و بیفته به جان چشم و دل و ذهن و روان مردم و تکبر بخرج بده و باعث عذیت و آزار بشه که واز تعبیر حضرت موسی سلام الله علیک که باید به خدای متعال و پروردگار پناه برد از دست آدم متکبری که عقیده به معاد نداره که اگر عقیده به معاد داشت کار به اینجا نمی کشید مورد بعدی فرمودن کسری و پستی و فرومایگی یا به فرمایید حقارت درونی باعث می شه که طرف سراغ تکبر می ره یه جایی داستانی برایش اتفاق افتاده که اون رو میخواد جبران کنه کجا اتفاق افتاده در درونه یه حقارت نامری داره که این حقارت نامری خودش رو در کبر مری نشون می ده میخواد جبران یعنی اینجوری بگم یک حقارت نامری داره که با کبر مری میخواد اون کسری پنهانی رو جبران کنه آقا امیر المومنی سلام فرمودن کل متکبرن حقیر اصلا هر متکبری یا همه آدم های متکبر حقیرن از حقارتشونه که اومدن دارن تظاهرات کبر دارن آقا امام صادق صلی اللہ علیه فرمودن ما من احدن یتی الا من زلتن یجد و حافی نفسه فرمودن هیچ کس نیست که تکبر ببرزه مگر به خاطر خاری و حقارتیه که در خودش پیدا میکنه من استفاده میکنم آقا امام صادق صلی اللہ علیه فرمودن ما من احدن یتی هم خانواده ی تیهه دوی داستان بنی اسرائیل هست دیگه اونا محکوم شده بودن به سرگردانی در تیه و سهران درسته اگر کسی در بیرون در سهران تکبر سرگردان میشه این خبر از این این خبر از این سامان نداره شرافت حرف زده بودیم گفتیم بعضی ها از بزرگواری و شرافت ذاتی شونه ولی بعضی ها انگار حقارت و زبونی ذاتی شونه هزار تا آمل جستجو میکنه هزار تا شاید دارم مبالغه میکنم ولی اوامل متعددی وجود داره لغمه هست نطفه هست محیط هست دوست هست خیلی اوامل بیرونی و درونی که این درون نشسته از اول درون نشسته و این حقارت درون وجود داره تعبیر حقارت و تحقیر راجب شکست چندان متابقه با واقع نیست یعنی این آدم های کچیکی هستن که برای مخفی نگهدشتن کچیکی خودشون متوهمه و تکبر شده آدم بزرگ انقدر درونش بزرگه که سراغ فضا علمیره درسته آدم کچیکه که در درون خودش گرفتار زیخ شده گرفتار تاریکی شده و به تناسب سراغ خصوصیت هایی میره که باش جودر میاد درسته با تاریکی درونش سراغ رزائل میره و با اون زیخی که داره گرفتار بعضی از خصوصیتی میشه که خودخواهه از زیخ درونه که فقط خودش رو میبینه اگر آدمی بود که برد نگاهش توسعه میداش و بیشتر بود حتما شما رو هم میدید و برای شما هم حق و قوقی قائل بود درسته این رو عرض میکنم که زبون این رو میگیم حقارت باطنی در درونه او سالا به هر دلیلی ولی بروز که کنه سراغ رزائل میره از جمعه تکبر که حضرات محسوم سلام مولا علیه مجمعین فرمودن آدمی که سراغ تکبر میرن از جمعه زیر سر اون زبونی و حقارت و فرومایگی باطنی اوناست خیلی منتشکنم چه بد رزیلهیه این تکبر رزیلهی که از علالش میشه القاعت قلط والدین رو شمورد این که انسان خدایی نکرده خدایی نکرده عصیر طقیان و معصیت باشه بخواد گرفتار تکبر بشه رفیق متکبر میتونه تأثیر بذاره روی انسان و انسان رو متکبر کنه بی تقوائی موجب گرفتاری انسان به تکبر میشه خودشیفدگی خودستائی عواملی هستن که برای انسان تکبر رو به ارمغان میارن کسری و حقارت درونی هم بعضی وقتا موجب تکبر میشه حواسون باشه این رزیله بد رو فرمودن که وجه مشترک تمام احل جهنم هست رزیلهی که هم امیر ممنونان علی علیه السلام و هم وجود مبارک پیانبر رحمت سلامت الله علیه و آلیه و سلم تأکید داشتن بر ما که باید این رزیله رو از وجود خودمون دور کنیم انشاءالله خدا به همه ما توفیق بده از این رزیله به دور باشیم از این که همراه ما بودید از همه شما سفاس گذارم صدق و صفا خلوص و یقین عشق و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا سفاس گذارم صدق و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت تقدیم شما عزیزم در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت در این قطعه از بهشت روی چلمات رو ستاس جھیب روی چلمات رو از بهشت در این قطعه از بهشت کم کم از دور روی تپه مشرف به جاده روشنایی های پراکندهی پراکندهی دیده شد که هر لحظه بزرگ و بزرگتر می شد لطیف و همراهانش به شیب تند تپه رسیدن و رو جاده مارپیچ منتحیب پایگاه به سمت نک تپه روندن پایگاه ولیاباد نک تپه قد علم کرده بود با دو حسار بلند کنگردار نمای بیرونی پایگاه مثل ورزشکار تنومندی که روسکوی قهرمانی استاده باشه پر حیبت بود از شیب تند تپه که بالا کشیدن نفربر ارتشی نرسیده به اتاقه نگهبانی استاد جلوی دروازه زنجیری بسته شده و جوون لاغرندامی تو اتاقه نگهبانی استاده بود لطیف ترمز کرد و بوخ زد سرباز با سستی جلو اومد و سلام نظامی کمجونی داد سرباز دهنش باز مونده بود و چشم از ستون بر نمی داشت سرباز که انگار تازه به خودش اومده بود گفت شما از کجا اومدین با کی کار دارین دراجه دار جوون از جیب پیاده شده و راه افتاد به سمت سرباز سرباز با دیدن اون احترام نظامی محکمی گذاشت و گفت از کجا اومدین قربان با کی کار دارین دراجه دار به لطیف اشاره کرد که پشت فرمون لندروور نشسته بود بعد گفت ایشون سربان رنجبری هستن فرمانده جدید این پایگاه برو زنگ بزن مسئول شب بیاد زنجی رو هم بنداز بودو سرباز به سمت اتاقه نگهبانی دوید و دوباره وسط راه هل شد برگشت و با ترس به سمت میله زنجیر رفت و زنجیر رو انداخت و دوباره دوید تو اتاقه نگهبانی و تلفون رو برداشت شماره گرهدید و با کسی اون طرف خط حرف زد کمی بعد