اگر این که او جلو یه چشم ماست و به او فکر میکنیم به این دلیل ارز میکنم این نظام قایداری نخواهد بود شاهد افول تدریجی رژیم قاسب هستیم بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و اجل فرجهم درود بر رهبر عظیم و شعن کشور منفرماندی کل قواه حضرت امام خامنهی مددزل هلالی درود و رزان الهی بر شهدای تجاوز اخیر رژم سحیونستی به کشور عزیزمون و با آرزوی سلامت و موفقیت برای رزمندگان غیور اسلام پیروزی جبهه مقاومت و نابودی رژم منحوس سحیونستی سلام ازمی کنم به همه شما مردم شریف ایران مقتدر و سرفراست با اعلام آغاز نوبتکاری اول براموهای امروز رادیو معارف دوت می کنم شنونده برکرانه نور باشید امروز شنونده بخشی از نکته های تفسیری آیه شریفی 109 سوری مبارکه ماعده هستیم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آیت الله جبادی آمولی حفظه الله موسیقی موسیقی برکرانه موسیقی نور بسم الله الرشمن الرشیم یوم یجمع الله الرسول بیقولو ماذا اجبتون غارو لا علم لنا انک انتع اللام الغیوب یکی از محتملات این آیه مبارکان هست که سات اغبس اله برای حفظ آوروها و اسرار ممنونه مردم برخی از آثار درونی افراد را بین خود و بین مردم مکتوم نگه میدارد و حتی اجازه نمیدهد که غیر خودش کسی بداند این یکی از محتملات این آیه است این احتمال چون دور از ذهنه است یک مقدار مبادی و مقدماتی لازم دارد که اون مبادی و مقدمات از خطوط کلی قرآن کریم به خوبی بردید مطلب اول این است که انبیاء علیه مصطلح و علیه مصطلح گرشه درجاتشون یک سان نیست چه این که مرسلین درجاتشون هم تای هم نیست طبق این آیه که فرمود تلکر رسول فضل و بعضهم علا بعض یا لغت فضل نابعض نبیییم این علا بعض داکن در اصل نبوت و رسالت و خطوط کلی رسالت و نبوت این ها صحیبند یعنی همه این ها معصومند و همه این ها از طرف خدا هستند و ماننده ها چون همه این ها معصومند و در مسائل دینی و اون چه که بین اونها و خدا برگرار می شود جز حق نمی گویند این آیه مبارکه و ما ینتقوان الهوانه و این ها و این لا بحیون یوها گرچه در باری پیغمبر اسلام صلی اللہ علیه و سلم هست ولی مخصوص اون حضرت نیست بلکه همه انبیاء مشمولین قانونند هیچ پیغمبری در مسائل دینی و اعتقادی هرگز روی مده خود حرف نمی زند بر اساس وحی الهی است البته در مسائل عادی هم انسان کامل این چنین است ولی فعلا اون خارج از بحث است پس انبیاء گرچه در درجات نبوبت و رسالت با هم تفاوت دارن در خطوط کلی اکسانان این مطلب اول مطلب دوم آن است که این آیه ما ینتقوان الهوانه گرچه در باری پیغمبر اسلام صلی اللہ علیه و سلم نادشده است ولی مخصوص اون حضرت نیست در حقیقت این حکم رسالت و نبوبت آمه است که هیچ پیغمبر و رسولی در مسائل و معارف و اخلاق و اعتقادها دینی بدون وحی سخن نمیگوید روی میل و هوا خود حرف نمیزد مطلب سه بومان است که این فضیلت اختصاصی به دنیا ندارد در آخرت هم این طور است بلکه به طریق اولا این طور است همون طوری که در دنیا اینها روی هوا سخن نمیگویند بلکه برمعیار وحی سخن میگویند در قیامت هم به شرحی زن روی هوا سخن نمیگویند روی وحی و حق سخن میگویند از این سه مطلب برمی آید که همه انبیاء در قیامت هم جزوحی و حق چیز نمیگویند اونگاه وقتی خداوند انبیاء رو حاضر کرده است و از اینها سآل میکند مازا اجبتوم قالو لا علم لنا این هم حق است و صد و هم طبق وحی الهی است این یک نتیجه مطلب دیگران است که که این بحث ها مربوط به خود انبیاء برمی گردند چون اناثر مهوری طبیعین این احتمال آن است که وضع انبیاء روشن بشود وضع ملائکه روشن بشود وضع انبیاء با مردم روشن بشود وضع سخنگوی رسمی قیامت کیست باید روشن بشود همه اینا که روشن شد اونگاه حساب مردم با خدای اونها باید روشن بشود که این آیه اون مطلبه اخیر را به همراه دارد در جریان قیامت سحن توریست که هیچ که حق حرف زدن ندارد ولو حرف صحیح بخواهد بزند تا از نیاید کسی حرف نمی زند اون روز هم که روز تشریع نیست روز تکمین است ولو افراد بخواهد حرف صحیح هم بزنند مقدورشون نیست مگر این که ازن تکمینی بیاید که یوم یقوم روح و الملائکت و سفن لایت کلبون اقلامن عدلالله رحمان و بغال سواب ملائکه که حرف باطل ندارد ولی اون روز اگر بخواهد حرف بزنند بلاخره باید ازن الهی سادر می شد یه همچه روزیه این هم دو مطلب مطلب سیبومان است که بلاخره در اون روزی سخنگو لازم است مشکلاتی برای مردم پیش میاد سآلاتی برای مردم پیش میاد که باید اون مشکلات قیامت را حل کنند یه عدی روزات اقدس اله بنوان سخنگو معرفی کرده است که این ها در فرصتهای مناسب به سآلات اهل قیامت جواب میدن اهل قیامت که از برزخ بارد قیامت شدن برای این ها روشن نیست که چه مقدار در برزخ موندن خیال میکنن یه مدت کتاه موندن نقد نبثنو فی کتاب الله الى یوم البعث هادا یوم البعث که مصداق کامل این اوتل علم اهل بیت علیه من سرات و علیه من سلام انبیاه ازام انور ازمن و بانندن خب این ها سخنگویان حق یا این که وقتی قیامت قصادش به پاشد یه ده سخنگوی حقا میگوین امروز آبروی کفار و منافقین ریخته میشود آبروی این ها محفوظ نیست از این ها به عنوان علمای قیامت به عنوان اللذین اوتل علم یاد میشود در سوره امبارکه در سوره امبارکه روم هست در سوره امبارکه نهل آیه بیس و هفت این ها مجازم که حرف بزنند خب روزی که اهدی حق حرف ندارد حتی فرشته گرچه حرف ندارد حرفشون صحیح و ثواب باشد این ها که اوتل علمن مجازن از طرف خدا سخن بگویند در سوره امبارکه اعراف این چنین پرموند این معلوم میشود که این اوتل علم ناظره و ملائکه نیست در آیه چهلو پنج به بعد سوره امبارکه اعراف این هسته اینه وعلى الاعراف رجالون یعرفون کلن بسیماهون ونادو اصحاب الجنفین سلام علیکم لم یدفروحا به هم یدمعون این ها سخنگویان الهیه معلومش این ها فرشته نیستن وعلى الاعراف رجالون که هر کسی رو با علامت ها میشناسن به ادی دستور میدن به ازن خدا بارده بهش بشجید فماننده که این ها قرزی متقنش اهد بهد علیه امو سلام و علیه امو سلام این سیماه قیامت که اون روز کسی حتی حرف ندارد حتی فرشته ولی قرآن یه ادی رو بانوان سخنگوی رسیم معروفی کرده هر جا مشکلی هست اللذین اوتو الهیم حرف بیزنن اون ها میگوین اینل خزیل یوم بسو علال کافر مطلع بعدیان هست که یه ادی که وضعشون بیین القی است این ها آبروریختن چنگی در سوره اهل که قال اللذین اوتو الهیم اینل خزیل یوم بسو علال کافر خب این ها رسوان این ها وضعشون مشخص پس انبیا احکامشون چیز روشن فرشتگان وضعشون چیز روشن انبیا سخنگویان رسمی قیامتن روشن مطلب چهارم این هست که یه ادی آبرورشون کاملا ریخته هست اینل خزیل یوم بسو علال کافر مطلب دیگر اون هست که اینا که هیچ حرمتی برای دین نگذاشتن بنایی هیچ حرمتی برای متدیگنی نگذاشتن این ها جز خیز سرنوشتی دیگر ندارن و مسئله شهادت و امثال زالک دو قسم هست که اعضا و جواره شهادت میدن یه وقت هست که اعضا و جواره به زبان قال شهادت میدهن که اون مال اوساط از تبهکاران هست یه وقت هست اعضا و جواره به لسان حال شهادت میدهن اون مال اون تقات و اون کافران و منافقان امثال زالک هست که اونها اعضا و جواره شون به زبان حال شهادت میدهد نه به زبان مقاد افراد عادی که تبهکاران دست شهادت میدهد پا شهادت میدهد انسان های تبهکار از این اعضا و جواره سال میکنن این مال متبسیقین از تبهکاران هست اما تبقی این آیه فتحت سوافکانت عبابا یا فتعتون افواجا در زیل این جمعه مبارکه فتعتون افواجا فریقین از پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم نرم کردن که ادهی به صورتهای گناهون به صورت حیوانات در میاد خب اون که درند خوی بود به صورت سد محشول میشد یا به صورت گرگ محشول میشد این اگر به صورت سد محشول شد یا اون کسی که محشول شدید که موزی بود و سمومی رو در جامعه منتشر کرد افکاری رو مسموم کرد ادهی رو گمراه کرد به صورت مار و اغرب در میاد خب اگر کسی به صورت مار در آمد یا به صورت اغرب در آمد یا به صورت گرگ یا سک در آمد این اعزاو جوارهو به زبان حال شهادت میدن که او درنده و گزنده بود دیگر دیگر حال لازم نیست که حرف بزنن که خب حالا اگر کسی معازلا به صورت کلب در آمده است حالا حتما با دستش حرف بزند که صاحبش بد بود خب مگه دست کلب شهادت حالی نمیدهد به این که صاحبش درنده است سراسر این اعزاو جواره شهادت میدهد که این درنده است یا اگر کسی به صورت مار و اغرب در آمد سراسر این شه شهادت میدهد که او گزنده است این دیگر لازم نیست که زبانی شهادت بدهد تا صاحبش تعجب بکند قال و انتقن الله لزی انتقن کل شهید پس اون گروهی که این ها که به این صورت در آمدن مثل کفار و منافقان و کسانی که با انبیاء درفتادن بیگناهان را کشتن امثال ظالم این ها بایدشون روشند افراد دیگر هم انبیاء علیه مصطلح و علیه مصطلح هم شاهدان اونها استن یعنی افراد عادی که فکیفه ازاجه اینا من کل امت این به شهید دیگر اینا بکه علیه اولای شهیده این ها بایدشون روشند اما اینی که ذات اقدس اله وعد داد فمود که قیامت روزی است چه خدا آوروی پیغمبر و همراهان پیغمبر رو حفظ میکنه یوم لایخز الله النبیه و لدین آمانو مغه هر کسی را که خدا به جهنم ببرد و عذاب بکند آورو رو ببرد ربنا این نکه من توت قلال نار فقط اخزیته اما یه ادراق ذات اقدس اله وعد داد که آبروها آبروی این ها محفوظه یوم لایخز الله نبیه و لدین آمانو مغه این و لدین آمانو مغه مخصوص معصومین ها این چنین نیست مخصوص انسان های آدر هایی که هیچ گناه نکردن این چنین نیست مخصوص انسان هایی هستن که آدر نبودن گناه کردن ولی حتما توبه نسوح کردن دو محفق شدن بعیده است خب این اطلاق این آیه چرا نگیرد افراد دیگر را خب خدا ممکنه عذاب بکنه اما آبروی این ها نیبرد خدا وقتی وعده داد که آبروی ادیه که همراه پیغمبرم و همونهای که همونهای که با پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم دهند اینا بالاخره نقط زهف داشتن اشتباهات داشتن گناه داشتن ممکن بود کسی تو میدان جنگ برود اما یه گناهی هم داشته باشه ولی خدا وعده داد تمود آبروی همراهان پیغمبر را ما اون روز نمی ریزیم یوم لا یخز الله نبیه و لذین آمر و مهد خب حساب و کتاب هم که علنیم اگر همه اصرار درونی آدم را بخواهن علن کنن خب آمروی برای کسی نیمانه فقط یه عده مستثنه هستن آیا میشود همه اصرار درونی افراد را در همه شراعت خدا علن بکنن در محکمه انبیا و اولیا و همه اینا شهادت بدن که این شخص درونش این است یه قدری که ما بررسی میکنیم در اون محور اصلی باز که مربوط به بیان کیفیت ارتباط بنده با مولا است اونجا که حساب میکنیم میبینیم خدا اونقدر بزرگوار به مهربانه است که نمیگذارد آبروی آدم پیش خود آدم بریزد چنین خدایی که نمیگذارد آبروی آدم پیش خود آدم بریزد و اجازه میدد آبروی او پیش دیگری بریزد بیان و ذالک این است نسبت به کسانی که کار زش کردن بد کردن امروز را به تباهی گذروندن بعد برگشتن تو توب کردن اینایی که توب کردن نسبت به کسانی که نسبت به انسانها حساب بکنید اگر کسی نسبت به دیگری بد کرد حق او رضایی کرد نسبت به او حد که حرمت که به ممانندان اون شخصی که مورد احانت شد اگر بخواهد از جرم این تباه کار بگذرد چه میکند عف میکند صف میکند او رو می نوازد از او به نیکی نام میبرد هیچ نام از اون ذشتی های او نمیبرد و او رو مورد نوازش قرار میداد همین بیش از این که از او بر نمی آید که هر اندازه که اون طرف احانت به این انسان مجدم تباه کار لطف و کرم بکند این شخص شرمنده تر می شود چرا بلین که یادش از که نسبت به اون بزرگوار بدرفتالی کرد و الان همچنان مورد لطف اون بزرگوار است اون شخص بخواهد این شرم و انفعال این مجدم را از بهم ببرد مقدورش نیست از او بر نمی آید ولی انسان انسانی که نسبت به ذات اقدس اله بدرفتالی کرده است دین او را را آید نکد و دینشو به او نداد خدا کاری که می کند گذشته از این که نسبت او محبت می کند و او را کیفر نمی کند از یاد او می برد که او گناه کرده است و این از غیر خدا ساخته نیست لذا انسان در قیامت شرمنده نیست تا ابینی که بد کردند و زشتی های فرابان داشتند عمری را با بطپرده و سرسی گذرونده شرک برزدند با انبیاء مبارزه کردند بعد فهمیدند و بالاخره توبه کردند چون ادیه بالاخره توبه کردند بعد از فتح مکه آدم خوب شدند و این ها احل بهشتند و اگر این ها در بهشت یادشون باشد که یک مدتی در برابر بط سجد می کردند که خب هر روز شرمندند ولی هیچ یادشون نیست چون هیچ یادشون نیست با سائر بهشتی ها مطرح امن این مال طائبین غیر طائبین هم همین طور است ذات اقدس احلات در سوره انبارک نسایی دو جا وعده داد فرمود به این که نه تنها خدا گناه طائبین را میامرزد که در سوره زمره هست ایننالله یقف رو زنو و جمعا اما و انیب و ارارب بکن و اصل مکن نازر به توبه هست دو جای سوره انبارک نسا فرمود به این که ایننالله لایقف را انگوشتک به و یک فرمادون زارکه لمن یشد فرمود خدا شرک نمیامرزد ولی مادون شرک را هرچه باشد میامرزد ولی به نحوه موجبه جزئیه و قضیه محمل وعده دادست میامرزد یعنی بی توبه با توبه که خب شرکم میامرزد کدام مشکه هست که اگه توبه بکنه توبه او قبول نیست حالا ارتداد بحث دیگری دارد بحث فقهی دیگری دارد ولی بحث کلامش همین هست همه مشکه این ترتر از اسلام توبه کردند و مسلم مطلما شدند دیگر الان هم هر مشکه که بخواد توبه بکند توبه او مسموع و مقبول هست میشود مؤمن اینی که فرمود این نالله لا یقف را این یوشتک به و یقف روما دون زارکه یعنی از شرک پایین بیاید خدا میبخشد اما لمن یشاد وعده موجبه کلیه نداد که قرور بیا برد لذا هر انسانی بین خوف و رجا به سر ببرد شاد مقفول خدا نباشه ولی خدا وعده داد یه ادیرم بی توبه بی آمرزه خب حالا اونا که بی توبه آمرزید شدن در قیامت باید خیلی شربنده باشن فرمی که این همه تهای الهی را در دنیا کفران کردن گناهان زیادی هم مرتکب شدن و خدا از همه اینه تنها شکر ت نخاص از کفران اینها هم سرفنزر کرد الان این رمبه بهشت بود خب اینها توبه هم که نگردن اگر اینها یادشون باشد که بد کردن و خدا این همه لطف را نسبت بین ها امال کرد خجل میشن شربنده میشن لذا خدا از یاد اینها میبرد همون طوره که از اون طرف خدا یه ادرا میگیرد ف انساهم انفسهم از این طرف هم لطفش طوریست که خاطرات گذشتی تلخ انسان را از یاد انسان میبرد چه این طبع کاری از یادش نیست بد کرده لذا در بهشت م هست خب در باره بهشت یقینا این کاره میکند در باره قیامت وعده داده هست وعده داده هست شاید این کاره بکند الان بحث در این از که حدود این آیه روشن بشود که خدا با چی کار دارد یه ادراستن که اینها آبرویه های اونها باید ریخته بشود که سانی که عمر آبرویه روشن بشود اینها هست یه ادراست که به صورت حیوانات درنده محشور کرده سرابا خزی هست اینا خارج بحثه ولی بحث کم کم نزدیک میشود به جایی که رابطه بین عبد و مولا رو ترسیم میکند خب اون جایی که خدا یه اددهی رو ممکنه هست طوری وارد سحنه قیامت کنه که حتی خود او یادش نباشد معصیت کرده تا پیش خودش آبروش بره و خفجل بشه چنین خدای اجازه میدهد که آبروی او پیش انبیا بره یا باید یوبدیر الله و سیعات همحسنات بشه یا باید که یک پرده رقیقی بکشد که انبیا هم نبینند خب در بیان نورانی هست امید در نهجر البلاغ دارد که مردم از خدایی بترسید که اعذاب جباره شما سربازان او هستن وعلم و عباد الله انه علیکم حفاظ صدق من انفسکم رسدن من انفسکم یحفدو نعدد انفسکم وعلم و عباد الله انه جباره هکم جنودهو و خلواتکم ایونهو فاوند اعذاب جباره شما سربازان او هستن خود شما سرباز او هستی اگر خواست بگیرد شما را با دست شما با زبان شما میگیرد یه حرفی میزنید آبروتون میره یه جایی امزا میکنید آبروتون میره یه جایی میرید آبروتون میره فاوند اگر خواست بگیرد از خارج مایه نمیگذارد خودتون سرباز او هستی وعلم و عباد الله انه جباره هکم جنودهو و خلواتکم ایونهو و حفاظ صدقی که عدد انفاظ شما را میداند خب چه کسی نزدیکتر از اون نهان نهاد ماست وقتی اونجا را او شستشو میکنه و از یادمون رفت که چه کردیم و نمیگذارد پیش خودمون خجل بشیم خب چطور میگذارد پیش دیگرمون خجل بشیم پس میشفد که یه مرحلهی برای بعضیها این چنین است که ذات عقدس ایلاق این رابطه خاص را بین خود به بندگان حفظ کرده که نه تنها اجازه نمیدهد بیرونی ها کسی بفهمد اجازه نمیدهد درونی ها هم کسی بفهمد خود آدمونه میذارد بفهمد تا خجل بشن خب چنین روزی انبیارا دعوت میکنن که میگن مازا عجبتون اینو عرض بکنن که شما بعضی از اسراری که پیش ما مقتوم کردی که شما میخوای با به ظاهر شهادت بدین این که میشه مثل دنیا میخوایید به باطن شهادت بدین باطن خیلی ها که ظاهرشه توبلسترائرست روشنست باطن بعضی ها رو هم که اجازه داریم اما باطن بعضی دیگر که شما راه ندادی به ما این نه برای آن هست که مطلب قامز و پیچید و امیغ و علمیست نه مطلب خیلی ساده است اما تو برای حفظ آبروی دیگران خود اونها رو نداشتی بفهمن چه رسد به ما امروز روز سطر است تو به عنوان سطر ظهور کردی حالا خیلی لازم نیست که بعضی از امور حسمن از ظاهر یه روایت استفاده بشه میبینید اونا که اهل این کنه از مسائلن گاهی میبینید قلبشون آب میشه اینا افسانه نیست از شدت حیا قلبشون آب میشه بعضی ها میان میان میان تا دمدر مسجد تو مسجد نمیان همون بیرون نماز بکنن دیدن؟ اینا که نه دروغ هست نه افسانه از اینا سآل کردن چرا تو نمیانید؟ اخی تو مسجد ثواب داره میگن رومون نمیشه ما با سواب کنه بد کردن حیای چیز دیگه هست این تعبیر لطیف رو شما در بحث حیای کتاب شریف ارشاد غلوب میخونید ببینید ایشون میگد رویه دیدن بیرون مسجد داره نماز میخونه فقال بیرون مسجد که ثواب دارد خب نماز تو مسجد ثواب دارد قال از تحیی منهو ان ادخل بیتهو وقت عسیتهو من روم نمیشه این میشه حیا این خدایی که حتی اجازه نمیدد خود آدم بفهمد چه کرده است تا خجل بشه حالا اجازه میداد که همه انبیاء بفهمد یه همچه سه نیست اینو عرض بکنن ربنا لا علم لنا تو که خیلی از چیزها رو مکتوم کردی نه این که ما علم نداریم برای این که جمله بعد که میگن این نکه انت علام الغیوب مهمترین مطلب علمی رو اونجا اقرار مکنن عرض بکنن که همه غیب را تو میدانی خب خودش علم است دیگر اگر این بونبان نفی جنس باشد عرض کنن که ما علم نداریم پس این دهده با چیست این نکه انت علام الغیوب خب همه اینا همه اینا کسانی هستن که خدا نه تنها عروم ظاهری را بین آموخ و علم کتاب و حکمت بین آموخ عروم غیب را بین آموخ همین در جریان یوسف سلام الله علیه وقتی که خواستن این را به شاه بین دازن تصمیم گرفتن برادران یوسف که وجود مبارکه به شاه بین دازن همونجا وحی آمد فرمود یوسف تو نجات پیدا میکنی همین سحنه را یه روزی برادرانت اعلام نده بعد از این که او به زندان و از زندان هم بلاخره روی تخت اززت نشست برادران آمدن همین گریانه با اونا اعلام کرد میبینید اینجور به صورت سریح و باز اخبار قیوی روزات اقدس ایلابین ها گزارش میده لحظه با لحظه میفهم تو اینا آلم قیب بشید به ازن خدا بد معنیش نیست که ما قیب نمیدونیم آیه پونزده سوره یوسف اینست که فلما زهبو بهی و اجمعو ان یجالو فی قیابت الجوب و اوحینا الیه لتنبه انهم و امرم هازابهم لا اشعرون فا اون وقتی خواستن بندازن تو تایچه ها ما بهش بعه فرست دیدیم که بالاخره این اوزا میگذرد تو روزی به اینها میگویی که اینها به تو چکردن همین سوره اینباره که یوسف آیه هشتاد و نه دارد که حالا که یوسف به اون اوجه ازیت رسید برادره آمدن گفتن به اینکه یا ایوه العزیز نستنا و اهل نظر بجه اینا به بزارت المزجات فا او فرانالکی قلت صدع علینا این الله یجز المصدقین فرموند قاله هل علمتون ما فعلتون به یوسف و اخی یادیتونه با یوسف شکردی خب همین وحی است که خدا در همون سوره اینباره که یوسف آیه پونزده در هنگام چاهندازی یوسف بگو گفت این اوزا میگذرد این سحنه میگذرد بالاخره اونا پیشتو خواهند آمد تو این جریانو بنا خواهی گفت همین اخبار به قیب است دیگر خب چنین افرادی که تازه یوسف جزئه کوچکهای اونها است انبیاه از آنره از من دیگر و یوسف سلام الله که جزئه انبیاه از نیست همه این انبیاه آمدن و گفتن به این که لا علم لالا ولی میشه یه خبر دیگر است حالا در همه این جریان بوجود نبارک پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم مستثناصیانه بعضی از بزرگان احل معرفت گفتن که در این سؤال و جواب عمومی پیغمبر اسلام مستثناصیانه این نه برای آنست که شهادت میدهد که باز نقض غرز بشه برد بلکه میداند و مظهره و ستار خواهد بود این آیه انبارکی سوره بغره را گفتن مخصص آیه محل بحث سوره مایده است آیه سد و نوزده سوره بغره انا ارسل ایم و لا تس اروان اصحاب الجهیم این و لا تس اروان اصحاب الجهیم معنیش اینست که اونا که به جهنم رفتن تو مسئول نیستی خب این که لا تزیر و واضرتون و ازر و اخره هیچ کس مسئول نیست این سؤالی که ما از دیگران میکنیم از ساره انبیان میکنیم از تو دیگر نمیکنیم به هر تقدیر بعضی خواستن بگوین این آیه سد و نوزده مخصص آیه مهده به هستوره مایده است