پسان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب جامعه دست بسر خدا نگهدار خدا نگهدار خدا نگهدار خدا نگهدار خدا نگهدار خدا نگهدار خدا نگهدار خدا نگهدار خدا نگهدار برای شما بهتره از گناه های شما کم میکنه نازم نیست دیگران ببینن خدا به کارهای ما آگاهه خدا هممون رو اهل انفاق قرار بده روایتی نخ شده که حضرت فرمودن که هفت نفر هستن که پروردگار اونها رو در سایه لطف خودش قرار میده که اون روزی که سایهی جز سایه پروردگار نیست روز قیامت اولین نفر اون رهبریست که ادالت داشته باشه پیشوای دادگر دومی جوانیه که در بندگی پرورش پیدا کنه تو جوانی حرف خدا رو گوش بده سوامی اون کسیه که قلبش با مسجد گره خورده باشه درش بخواد اهل مسجد باشه چهارمی کسانی که یک دیگر رو برای خدا دوست دارن برای خدا از دیگران بدشون میاد محبت و دشمنیشون به خاطر خدا دیگری اون کسیست که خدایی نکرده به گناه دعوت بشه ولی از خدا بترسه و اهل گناه نشه یه کس دیگری که جز این هفتن هست اونی که انفاق پنهانی بکنه تو روایت دارد طوری که اگر دست راست او انفاق کرد دست چپش از انفاق دست راستش خبردار نشه خدا ما رو اهل انفاق پنهانی قرار بده انشاءالله برای خدا خدا رحمت کنه من هم آیت الله شیخ مهدی قاضی خورابادی رحمت الله علی خیلی اهل سخاوت بودن میگن یکی از خصوصیات بارز این آله بزرگوار همین سخاوتمندیشونه بزل و بخشش فراوانی که به مستمندان میکردن حالا این برخی از کارهاشون علنی بود خانه های فراوانی که برای فقرها بسازند و بعد یه فراهم بکنن که اونها آهست آهسته بتونن پول رو بپردازن یا اگر نمیتونن بپردازن از اونها دیگه پول نگیرن یا اگر کسی حزینه برغدار کردن خانه خودشتو در زمان تاقوت نداشته ایشون بره فراهم بکنه که این خانواده های زیادی برغدار بشن وسائل زندگی پیدا بکنن اینها کارهای علنی بوده که ایشون انجام میداده اما بعضی وقتا یه کارهای مخفیانهی انجام میده که روز مجلس ختم ایشون معلوم میشه در مسجد نور تهران یا آقای دکتر محترمی که از پزشکان و جراحان به نام و مجرب و قدیمی خورنواباد هست میاد اونجا صحبت میکنه میگه اون سالهای قبل از انقلاب آیت الله قاضی خورنوابادی رحمت الله لی به من گفتن که این بیمارهایی که به شما مراجعه میکنند و شما میبینی که توانه مالی ندارند حتما درمانشون بکنید اگر جراحی نیاز دارند جراحی هم انجام بدید ویزیت و پول دارو و پول جراحی رو بید از من بگیرید هیچ پول از اونها نگیرید و لازم هم نیست این رو به کسی بگید خودتون این کار رو بکنید آقای دکتر نقل میکنه که تو طول این سالها بسیاری از بیماران رو من درمان کردم و پولش رو از مرحوم آقای قاضی رحمت الله علیه گرفتم و بچه های ایشون هم خبر نداشته که ایشون یه همچی برنامهی داره مخفیانه با یه دکتری اماهنگ کرده که اگر دیدی بیماری هست و آمده و مریض احوال هست و پول ندارد اینجور بهش کمک بکن انفاق مخفیانه خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله شیخ محمد رضای حدائق رحمت الله علیه نقل میکند که پدر من توصیه کرده بود که برید رستاها تبلیغ بکنید خب بله اگر شیراز ببینید پیش من اصای دست منید اما نه رستاها نیاز دارن برید تبلیغ بکنید برای مردم حرف دین رو بزنید و برید ایشون میگن ما هم میرفتیم اونجا برای نیازمندان اون منطقه مثلا هممام درست میکردیم مشکلات حل میکردیم کارهای انجام میدادیم و من هم به توصیه پدرم اگر کسی به من پولی هدیه میداد یا سحم امامی میداد سحم ساداتی میداد تو همون منطقه برای سادات و فقراب و مسائل عمومیه همون منطقه خرج میکردم با خودم نمیوردم برای زندگی خودم خرج بکنم اونجا های چی بود میامدن دست خالی برمیگشتم برای همین به عنوان حق تبلیغ معمولا چیزی از مردم نمیگرفتم یک آله بزرگوار فرموده بود یکی از اون سالها من یه خونهی خریده بودم نو هزار تومن پنی هزار تومنش رو داده بودم چار هزار تومن به دهکار بودم صاحب خونه هم خونه رو تحویل نداده بود که حالا ما پولو بدیم و بعد بریم وارد خونهش بشیم حالا اینکه همون پنی هزار تومن هم پولش از کجا رسیده بود خودش قصهی داره ولی بالاخره ما چار هزار تومن به دهکار بودیم من بودم و خانوادم و پنش تا فرزند توی یه اتاق سه در چار زندگی میکردیم برامون سخت بود بهتر بود که زود این پول رو جور بکنیم و جا به جا بشیم چون میگه من رفتم تبلیغ ماه رمزان در یک رستای یک ماه تبلیغ اونجا بودم حالا چار هزار تومن هم به دهکارم روز آخری که میخواستم برگردم یکی از بزرگه های رستا اومد بدرقه ای من و یه پاکتی از تو جیبش در رو برد و به من داد گفت آقای هدایخ این پولی که اینجا هست نه سهم امامه نه رد مظالمه این پول شخصی خودمه خمسش رو هم پرداختم دلم میخواد شما خرج خودت بکنی برا خودت هدیه است خیلی اصرار کرد من هم پاکت رو گرفتم پاکت رو گرفتم و اومدم و نگاه کردم داخل پاکت دیدم که صد تومنه حالا گذاشتیم تو جیب و بنداریم میگیم هنوز به منزل خودمون نرسیدم تو کوچه پس کوچه های شیراز یکی از دوستانمو دیدم که خیلی اهل معنا بود و اهل معنویت بود و زیارت آشورای روزانش با صد لعن و صد سلامش رد نمیشد نجار بود این بنده خدای نجار به من گفت یکی از علمای شیراز بیماره و تو بستر افتاده تو این ماه رمزون یه چند بار سراغ شما رو گرفته میخواید بریم ایادتش اشون میگه منم گفتم بریم همین جوری رفتیم خدمت اون آله بزرگوار نشستیم و احوال پرسی کردیم و گفتم چطوری گفتش که هیچی دست کرد گوشه بالشت و یک دست نسخه های دکتر رو نشون داد که این دکتر میاد اینجا و نسخه مینویسه منم میذارم زیر بالشتم خب منظورش این بود که پولی ندارم که دارو بخرم و اینا همین نسخه ها رو میذارم زیر بالشتم میدن آجاهای هدائق رحمت الله میگن من همون جا که نشسته بودم قصد کردم خدایا تو قادری من یک ماه تبلیغ کردم ست تومن به من هدیه دادن در صورتی که چهل برابرش رو به دهکارم اما قدرت تو موافق همه قدرت هاست میرم اصری این ست تومن رو میارم به این بنده خدا میدم خدا هم برای من میرسونه گفتم من از خدمت شما میرسم و بلند شدم از منزل اومدم بیرون شیطون شروع کرد وسبسه کردن گفت تو چه کاره شهری شیراز بزرگتر داره علما داره بذار اونا کمکش کنن دیدم اگه بخوام تو عصب بکنم شیطون میاد من رو وسبسه میکنه نمیذاره این کار رو انجام بدم بلا فاصله برگشتم دست کردم تو جیبم اون پاکت رو گذاشتم زیر متکای این آله و بزرگبار خداحافظی کردم رفتم وقتی آمدم منزل شب نیمه شب مشغول نافله شب بودم دیدم نیمه شب دارن در خانه من رو میزنن در اتاق من رو میزنن در رو باز کردم دیدم پدر من یه دستمالی تو دستشونه سلام کردم پدرم گفتن بابا اینو بگیر تو بده کاری برو بدیهاتو بده شو میگه من تا الان در باره بدهی با پدرم صحبت نکردیدم که چهار هزار تومن بده کارم دستمال رو باز کردم دیدم چهار هزار تومن پول تو دستمال رفتم بدهی رو دادم خدای متعال جبران می کنه باید اهل انفاق باشیم انشاءالله اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجه آل محمد اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجه آل محمد و عجل فرجه آل محمد پارسایان رو شنیدیم سیره و اخلاق علما در کلام حجت الاسلام وحیدی شما علاقمندان میتونید ساعت 21 امشب تکرار پارسایان رو بشنوید مشق راه حجت الاسلام و المسلمین فقهی و موضوع اخلاق توحیدی برای مستقیم بردن به راهی مستقیم میخاند و آفریدگار اما تو را به راهی مستقیم میخاند. تا مشق کنید بندگی را مشق راه مستقیم بردن و به لطف خدای متعال توی این برنامه هم افتخار میزبانیه جناب استاد سید احمد فقیهی از به محترم حیط علمی مؤسسه آموزشی و پجوهشی امام خمینی رحمت الله علیه نصیبه بنده شده. جناب استاد خدمت شما سلام عرض میکنم. روزتون به خیر باشه خیلی خوش اومدین. بفرمید سلام علیکم. بنده هم خدمت شما جناب آقای حسینی همکاران و شنوندگان محترم عرض سلام و عدب و احترام دارن سلامت باشین انشاءالله مشرف فرمودید. شما شرمدگی محترم هم لطفا کنارمون باشید تلفون بزنید پایمک بفرستید و هم نظراتتون رو در مورد برنامه مشروع راه بگید و هم سؤالاتتون در حوضی اخلاق توحیدی که محور این برنامه هست رو مطرح بکنید. سی سد و بیست و نه ده پانسد و پنجاه و یک و سی سد و بیست و نه ده پانسد و پنجاه و دو با پیش شماره سفت بیست و پنج شماره های تلفون و سی ازار پانسد و پنجاه و سه شماره سامانه پیامکی من به صورت بیست و چهار ساعته در اختیار شماست که لطفا ابتدای تلفون یا پیامکتون حتما نام برنامه مشروع راه رو قید بکنید. محور برنامه مشروع راه اخلاق توحیدیست و جناب اصطفاقیهی عزیز شما چند جلسه یه هست که دارید در مورد دعا برای ما نکته هایی رو مطرح می فرمایید ما همچنان استفاده می کنیم. بفرمایید بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صل الله و سیدنا و نبینا و القاسم محمد و غلاله تیبین و تاهرین لا سیما غلا بقیت الله فی ارضه این نکته رو تذکر بدم که اون چه که راجب دعا و آداب دعا گفته می شد اینو همش باید منجر بشد به یه عمر تربیتی و اخلاقی خود دعا و استجابت دعا اون یه فصل جداییه. ما بیشتر مدد نظرمون اینست که این دعا و این آداب دعا اون سمارا با خدا پیشتر کنن و در اخلاق و رفتار ما اثر ایجاد کنن پس این جمعیه سازندگیش بیشتر مرمون اهمیه یعنی ما دعا رو به عنوان یه آمل تربیتی اصلاح اخلاق به این دیدوش نگامه کنن حالا ما رسیدیم به اینجا که در دعا ما نیازه به یک واسطه داریم خود این واسطه یه عمر تربیتی و اخلاقی یعنی ما در دعا وقتی میخواییم دعامون بالا در قرآن آیه رو خوندیم خدا برن فرمات برید قدمت پیانبر خب کسی خدمت پیانبر برسه به خاطر اون جهات تربیتی معنوی اخلاقی تحت تأثیر پیغمبر قرار بگیره نه که حالا بیا در خون پیغمبر دعا کنه یه چیزی هم بگیرد و برد همین اتفاقا خود ام علیه مصطلام همیشه کسی چیزی ازشون درخواهید بهشم میدادند اما جهات تربیتی رو لابلای این لحاظ میکردند حالا گفتیم در دعا کردن واسطه میخواییم تا این دعای ما زور نداره بالا برد این دعای ما که جون ندارد باید بیام خدمت پیغمبر یا حتی عرض شد که فرزندان حضرت یعقوب اومدن خدمت حضرت یعقوب گفتن یا ابانا استقراره فرلنا حضرت یعقوب هم رد نکردن فرمودن صوفه استقفر لکن خب حالا بیخترین ابزاری که برای این واسطه و برای این توسل برای استجابت دعا برای جهات تربیتی در اختیار ما قرار دادن این ذکر شریف سلواته اللهم سلواته اللهم سلواته این خودش حالا باز یه فصله جداییه که سلوات اولا آثار تربیتی دارن و دومی که باعثه استجابت دعا میشن حالا من یکی دوتا از روایات رو این جلسه بخونم معنا کنیم تا انشالله در ادامه خدا توفیق بدهد بتونیم بیشترین بحث رو باز بکنم انشالله استفاده بکنیم روایت دارد که لا یزال دائم از دعا محجوبن پیش دعا هجاب دارد حتی یسلی علیه حتی یسلی علیه پیغمبر فرمودن تا برمن درود نفرستد دعا هجاب دارد خب حالا برمن درود بفرستد که چی؟ یعنی خدای نکرده نعوذ به الله مثلا پیغمبر حواسه اینه دارن که نامشون برده بشد همه جا نه این توجهاتیه که بعد از خدا باید به معصومین بشد تا از طریق معصومین اون آثار تربیتی و اخلاقی در من ایجاد بشد در یه وقت دارد که حتی یسلی علیه و قلا احل بیتی کامل و سلواتم سلوات کامل یعنی بر پیغمبر و احل بیت پیغمبر با در یه روایت دیگه دارد که حضرت فرمودن کل دعا یدقالله بهی محجوبن انفسما هر دعایی که میکنید از بلارفتن به آسمان مانه دارد مگر این که سلواتی فرستده بشن توی روایتی یه عبارت قشنگی دارد امام پیغمبر فرمودن که سلاتو کمقلیه حضرت فرمودن که این سلوات شما برمند میدونید چیه اگه به زبان امروز بخواییم گذرنامه است چنزی از این مرز میخواد گذر بکنه نیازه به گذرنامه دارد فرمودن سلاتو کمقلیه مجووزتون لدقائکم مجووز الانم میگن مجووز گذرنامه رو توی چیزای عربی تابلوها مینویزن مجووزتون فرمودن سلوات و دعای شما برمند مجووز و گذرنامه اینه که دعای شما به آسمون برند این گذرنامه مجووز نباشد دعا بالا نمیرد و مرزاتن لرب بکن این باعث خوشنودی خداوندن میشد همون اخلاق توحیدی و عجیبه و فرمودن زکاتون لعبدان کن یعنی باید آدم برای سلامتی بدنش برای این که دل و قلب و جانشم پاک بشد سلوات میفرستن این سلوات زکاتیه تذکیه هست همون اخلاقه همون تربیته حالا این که تو این ذکر شریف سلوات چی قرار دادند چه توجهاتی حاصل میشد که باعث تذکیه و تربیت من میشد حالا انشالله اینا میموند برای برنامه های آینده انشالله خیلی متشکرم جناب استاد چندین بار ذکر شریف سلوات رو شما به نام گفتید به نظرم بهترین ذکر در این دقائق و لحظات همین ذکر شریف باشی که همی ما به جماعت در کنار همین شرمنده خوبمون به زبان بیاریم انشالله که به برکت این سلوات همین شما شرمنده های محترم حاجت روا بشید فاصله بگیریم و برگردیم به پردازیم به سؤالات شما امسان در این دنیا یه راهی رو بخواد یا نخواد تیم کنه یا ایوهل امسان این راهه شنونده که توصیح های اخلاقی افانی استاد سید احمد فقیهیمی امسان در این دنیا لنیبنی گشبورو ذلیک عصرات امه خوب رسیدیم به بخش پاسخگوی جناب استاد فقیهی عزیز به سؤالات شما شنوندگان محترم سؤالاتی که با شماره های سی سد و بیست و نه ده پانسد و پنجه و یک یا سی سد و بیست و نه ده پانسد و پنجه و دو با پیشتوماری سفر بیست و پنج به صورت تلفونی یا این که با سی ازار پانسد و پنجه و سه وقت پیامکی در میان گذاشتید جناب استاد شنوندگان محترم می نوشتن که یک معلم دبستان تازه کار می خواهد مقتدر و مهربان باشد نه عصبانی و بد اخلاق ولی با تجربه ها در عمل برای مدیریت کلاس بد اخلاقی می کنن به نظر شما آیا بد اخلاقی صحیح است؟ چطور هم سخت گیری کنیم و هم بد اخلاق نباشیم؟ به سامانیت خواهش میکنم این اولا که نیازه به برنامه ریزی دارد و نیازه به تمرین دارد محمود اصفانه یاد گرفتیم که اگر بخواییم یه عمری رو قاطعانه بیان بکنیم حتما اخمامونو تو هم بکنیم حتما صدامونو بلند بکنیم حتما کلمات رکیک و رشد به کار ببریم تا یه چیز رو قاطعانه بیان بکنیم نه من یه وقتی توی جلسهی نشسته بودم ناخاسته صحبت دیگران پیش اومد و مثلا نزدیک بود که قیبت بشه از روحانیون محترم اونجا نشسته بود اشون خیلی بخنده با شیرینی با نشان گفت آقا ببینید حرف خودمونو بزنیم حرف دیگران رها کنیم خیلی قاطع اما بخنده با عبارات زیبا کسی کسی ناراحت نشد بدون همه میشه حل آدم میتوند به این دانش آموزا به این نوجوان ها خیلی با نشات با خنده اما قاطع همه باید تکلیفاشون رو فردا نوشته باشند یه لبخندهی هم رو لب آدم باشد هیچشکالی هم لبخند علامت زعف و سستینی اینی تمرین میخواد ماها گای تو زهنمون اینجوری نمود کرده که قدابن راجب وجود مقدس پیانبر اکرم صلی اللہ علیه و آله و سلم فرمود اخلاق خوش همیشه خنده بر لبان پیغمبر بود اما قاطعیت هم بود پیغمبر اونقدر مخربان بودن اما به جای خودش هم قاطع بودن هرگز کسی نمود از دستور پیغمبر تخلف بکن مثال خوبی زید استاد به حال پیامبر ما زوگ معلم بشریتن و ایشون هیچ وقت ازشون بد اخلاقی ما نشنیدیم بله اصلا قرآن سریحن بیان میکنن پیغمبر فرمود اگه بنابود دروش خوب باشی تند خوب باشی بد اخلاق باشی مردم پراکنده میشن اینه که یه معلم یه آموزگار یه استاد اول باید در قلب دانشگاه آموزاش جا کنه یعنی قبل از این که به خود به اونا چیری تدریس بکنه آموزشی بده تعلیمی اول باید تو قلب دانش آموزاش جا کرده باشن وقت اتفاقا دانش آموزا و افراد با اخلاق خوشم زودتر تسلیم میشن بیختر حرف ها میپذیرن تا با بد اخلاقی افراد با ترس ممکنه یه قدری اطاعت بکنن اما خب دیدید ما مدرسته میرفتیم به مجرد این که استاد یه لحظه از کلاس خارج میشد کلاس قوقایی میشه بله برای این که از ترس استاد ساکت نشستن خب ترس که برداشته میشد کار خودشونو میکنن اما محبت این طور نیه اگه از روی محبت و علاقه باشد استاد میتونه بگه اقا منم میخوام برم مثلا پنج دقیقه دفتره بیام ساکت همه ساکت میشن اینه که تمرین میخواد خیلی جدی و دوم این که یاد گرفتن از سیره بزرگان حالا چه انبیا چه از حاتیده دیگه ای که داشتیم خدا رحمت کنن مرخوم شهید متخری که ازن سال روز شهادت ایشان شده روز معلم این کتاب داستان راستان رو نمیشنن ببینید یه فیلسوف آقلی قدر یه مفستر بزرگ به زبان کودکان داستان نبشنن خیلی آدم بتوند با زبان نوجوان با زبان دانش آمود باش رفیق بشه باش هم کلام بشن امیدواریم که خدا توفیقشو به هممون بدهد انشاءالله انشاءالله خیلی متشکرم خوب فاصله بگیریم برگردیم و باز هم با شما همراه بشیم با ادامه سالات شما یه سال میخواستم از پاشنوش رادیو معارس تقدیم میکنن مشق را برنامه ارفانی اخلاقی از گروه فقه و اندیشه رادیو معارف خیلی متشکرم از همراهی شما شنوندگان محترم با برنامه مشق را که هر دو شنبه و سه شنبه ساعت سیزده و سی در نیگه از رادیو معارف به مدت بیست و پنج دقیقه تقدیم میتون میشه توی این برنامه هم در خدمت شمایی مدر محضر جنوب استاد فقیهی عزیز که پاسخوی سوالات شما هستن جنوب استاد آقا یا خانم زاهدی از رشد نوشتن که آیا قیبت کافران جایزه یا جایز نیست به هر شما از قیبت کردن و بدیه های اون زیاد گفتید و بمونی که از گناهان زبانی انسان ها شناخته میشه آیا استثنائی هم داره آیا میشه از کافران قیبت کرد یا نه اول یه قاعده کلی رو ما یاد بگیریم ولی در بعضی جاها میگن قیبتش کالی ندارد اما قبل از اون اینو توجه داشته باشیم که اصلا بیان بدیه ها ذکر گناهان به زبان آوردن زشتی ها این کار بدی حالا هر کس بگید آقا یه کافری یه فاسقی یه فاجری مثلا مشروب خورده این کارف بدیه بله بله بله بله بله قرمت مشروب خاری ریخته میشن به گوشمون آشنا میشه و اون بعدیش دیگه از ذهنمون میگه حالا من نام گناهان رو هم نمیخوام ببرم خود همین هم کار خوبی نیست اما اینو اول بدونیم که اصلا بیان گناهان معاصی زشتی ها حالا چه کبائر چه سقائر اصلا این بده اینو اداشتون رو باید پرهیز بکنم و قرآن هم نهی میکند میگد این لذینه یخبون انتشیع الفاخشت فی الذین