مائد آیات صد و نهوم و صد و دهوم بعد از اون هم با دوستان خوبمون در برنامه مهربان باشیم همراه خواهیم بود که این برنامه مجلس صبحی مهربان باشیم رو به صورت زنده خواهید شنید هفت و چهل دقیقه گنج سعادت تقدیمتون میشه و رأس ساعت هشت خبر سراسری رو خواهیم شنید و بعد از اون هم خدمتتون خواهیم رسید و بقیه برنامه ها رو برای شما عزیزان اعلام میکنیم اما در این لحظه برکرانه نور آماده بخش هست که تفسیر سوره مبارکه مائده رو خواهیم شنید آیات صد و نهوم و صد و دهوم برکرانه نور برکرانه نور آماده بخش هست که تفسیر سوره مائده رو خواهیم شنید برکرانه نور آماده بخش هست که تفسیر سوره مائده رو خواهیم شنید برکرانه نور آماده بخش هست که تفسیر سوره مائده رو خواهیم شنید این از که اگر منظور این بود که ذات اغد سلاح برای حفظ حیثیت مردم بعضی از کارهای امتها را به انبیا ارائه نکند و اونها ندانند مناسب بود که در پایان آیه بفرماید انکنت ستار الوعیوب نه علام الوعیوب این سخن شاید ناتوان باشد برای این که اگر کسی در اینکه از سر مستور بودن بعضی از اصرار را نداند و ذات اغد سلاح بی پرده همه اشیارا بداند صادق است که بگوین علام الوعیوب تویی برای این که بین ما و اصرار مردم پرده آبیختی و اون از ما قائب شد ما هم که قائب را نمیدانیم مطلب دومان است که اون استنباطی که بعضی از اهل معرفت کردن گرچه گرچه لطیف است لیکن علم تفعه از او هم راه دارد و اونان است که ما برای حفظ اصرار مردم و حفظ آوروی مردم باید راهی تیه کنیم که به حیثیت علم غیب به انسان کامل آسیبی نرسد در این که ذات اغدس اله ستار الوعیوب است و در این که خداوند آوروها را اون چنون حفظ میکند که حتی پیش خود انسان آوروی اون نمیریزد و انسان تبخکار را ترزی مورد لطف قرار میدهد که او یادش نیست مأسیت شد تا خجارت بکشد چنین خدایی ممکن است در باری بندگانی که مورد لطف او هستن چنون کار بکنن که اصلا اونها ندانن که انبیا میدانن اونها ندانن که انبیا میدانن تا خجارت بکشند چرا جلو علم غیب انبیا و اولیا را بگیرید جلو اطلاع من افراد تبخکاران گرفته میشود اونها نمیدانند که انبیا میبینند بعضیها جاهل بودند ولی الان عالم شدند بعضیها در این حال که عالمند الان یادشون نیست و این حال که آلمند در دنیا خیلی ها جاهل بودند که انبیا و ایما اونها را میبینند ولی برای حفظ حیثیت اونها و عبروی اونها خدا از یاد اونها میبرد اونها نمیدانند که انبیا میبینند ایما میبینند چرا خجارت بکشند برای حفظ اصرار مردم و حیثیت قیسیت مردم لطیفترین راه آنست که بگویم خدا انسا می کند از یاد اینها می برد همون کاری که درباره تائبین می کند شرا بگویم جلوی انبیاء را می گیرد می ماند دعای کمیل و مانند اون از عدلهی که ظاهرش این است ذات اقدس اله به فرشتگان اطلاع نمی دد اجازه نمی دد که اونها همه اصرار بندگان را بداند این سخن حق است ولی دعای کمیل که درباره انبیاء و مرسل نایمه علیه و سلام نیست درباره فرشتگان است خب ممکنه از چیزی از فرشتها مستور باشد و از معلم فرشتها که انسان کاملا مستور نباشد اون چه که در دعا کمیل حمده است این دلیل اخصی از مدعا است اگر کسی ادعا کند که بعضی از اصرار انسانها را احدی جز خدا نمی داند این را باید با برهان اثبات کنید البته امکان دارد که خداوند برای حفظ حیثیت بندگان بعضی از مطالب و گناه ها را نه چون مطلب امیغ پیچید است بلکه فقط برای حفظ آورو نگذارد که غیر خدا کسی بفهمد این امکان دارد اما این را باید باید دلیل مصلق و عام می ثابت شد و اون چه که از دعای کمیل برای می آید خصوص فرشته هاست یعنی بعضی از گناه ها را ذات اقدسه لا از فرشتگانی که موکل زرخ اعمالا هفظ می کند و می پوشند در مناجات شعبانی هم معناش این نیست که نگذاشتی او نبه فهمند فمود خدای تو در دنیا آبورو مرا بیشه بندگان صالح نبوردی خب در آخرت که همه هستن صالح و طالح هستن خب آبورو من را حفظ بکن این که نمی تراند جلوی اصلاق آیه سوره نسا را بگیرد که یا جلوی اصلاق آیات دوتا آیه که در سوره توبه هست اگر بگیرد این روایت ایست که مخالف قرآن هست روایتی که مخالف قرآن باشد حجت نیست خود قرآن کریم به صورت روشن در سوره توبه دو جا دارد که هر کاری که می کنید انبیا می بینند وجود مبارک پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم می بیند و یکون الرسول علیکم شهیده اون گذشت که منظور شهادت اونها یعنی وجود مبارک پیغمبر شاهد اعمال هست و اعمال علیه و سلام شاهد دیگران اما اونجا یه معنی دیگری هم بود وان این از که امت وسط یعنی شما بین انبیاده یا به افراد دیگر قرار دارید و وسط بودنش هم این است که شما نسبت به دیگران بردارید و وجود مبارک پیغمبر نسبت به شما بردارست این از سوره بغره اما مهم اون آیه سوره نزه است که فهموند خب اینها شاهدند در قیامت یعنی عدا می کنند و اگر در دنبالیمه کنیان ندانند و شهادت را تهمون نکنند چگونه در قیامت عدا می کنند و این دعایه سوره مبارک توبه دلارت میکنند برای یه پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم همه اعمال عباد را می بیندند قول اقملو فسیرالله و عملکم و رسوله حدیث عرض اعمال جز سنت های قطعی است پس خط اصلی قرآن کریب این است که معصوم به انسان کامل مثلا رسول خدا صلی اللہ علیه وسلم یا کسی که منزل او است اعمال بعدگان را می بیند این یک و خط حاکم بر سنت قطعی هم این است که مسئله عرض اعمال است همه اعمال را به حضور احمره مسلم عرضه میکنند دو اگر روایتی با قرآن یا سنت مخالف بود این حجت نیست در مسئله سنت یعنی اون خط حاکم و اصلی که مقتوع به است مسلمن سنت او را امزام بکند اون معیار است در مناجات شعبانیه معناش این نیست که نگذاشتی اونا به فهمند عرض کرد خدای تو آبروی مرا جلو اونا نبردی خب نبردی اونا در این حالی که میدانند اما آبرو همچنان محفوظ هست اونا که برای کسی نگفتند خدای تو آبروی مرا پیش بندگان صالح نبردی چه رسد به این که در قیامت که اولین و آخرین تاله و تاله محاضرند چگونه آبروی مرا میبری میگوید همون طولی که اونجا ظاهر نکردی آبروی مرا پیش کسی اهمی از صالح و تاله نبردی لا تفزهن یو بالقیامت الار اوسل اشهاد اونجا اظهار نکردی برای خیزی من اونجا که فقط صالحین بودن برای خیزی رسوائی من ظاهر نکردی اما اینجا که غیر از صالحین تالهینم هستن منو مفتزه نکن خب این دلالت نمی کنه برای اینکه اونها نمی دانن اونا که با شهادت بدن دیگه اگه معناش این از که اونها نمی دانن این با آیه سوره نسا مخالف هست با دوتا آیه سوره توبو مخالف هست از این جهت که مخالف قرآن هست حجت نیست با خط اصلی سنت قطعی هم مخالف هست با برگره از ارز اعمال یک روایت و دو روایت نیست ایب نداره امکان ثبوتی داره ثبوتن ممکن است که ذات اقدس اله بعضی از گناهان را برای حفظ حیثیت بپوشاند که هیچ کس متره نشده اما اثبات میخواهد آیات سوره نسا آیات سوره توبه اون خط اصلی حاکمه در روایات عنوان ارز اعمال همه اینها شهادت میدن به این که ملائکه میدارن دعای کومل همه این شهادت میدن که انبیامر سلیم میدانن دعای کومل بیش از جریان ملائکه را ثابت نمیکنه یعنی آبروی مرا پیش اینها نبردی نه اونها نمیدانن یه وقت است که سخند در این است که اونها نمیدانن یه وقت است نه پیش اونها تو ظاهر نکردی که آبروی منو ببری و این حق است الان مدعا این نیست نباید باشد که اونها نمیدانن و این در باره فرشته ها میشود گفت میشود گفت که بعضی از کارهای ما را ذات اقدس اله ممکن است به فرشته بوکل اجازه ندهد که بفهمد تا بنگارد در نام اعمال این ممکن است و با آیات هم مخالف نیست حالا اون آیه سد و شونستن به خواست خدا بحث خواهد شد قبلنم اشاره شده که این تعیید میکند او را ولی این که پاسخم داده شد و اون این که دستور امواره که نسا دارد کفی کفی ازا جعنا من کل امتن به شهید به جعنا بکه علا هاولا شهیدا معناش این است که هر پیغمبری تازنده است شاهد اعمال امت هست در حالی که اون امت سالیان متمادی بعد از ذهلت اون پیغمبر زنده بودن پس شهادت اونا ماله یه چند نفر مخصوص است که در بین اون هاست این که نیست لیکن قدر مسئله این است که این ها میدانند و اگر برای حفظ آبرو باشد از یاد بندگان تاله میرود اون ها نمیدانند و نمیفهمند که انبیا و عیمه میبینند چون وقتی نمیدانند آبروشون نمیرود این هم که اظهار نمیدانند اون که میداند اظهار نمی کند اون که تبهگار است که نمیداند بنابراین آبرو محفوظ است اما این که آیه لاتس الوان اصحاب جهیم دلالت بکند برای این که پیغمبر سلالله سلم در بین انبیا مستثناست اون میداند این هم بعید است چون در باره خصوص اصحاب جهیم است اصحاب جهیم که گرفتار خزی آخرت هست حالا چرا اصحار اونها را پیغمبر نداند خلاصه این که اگر برای حفظ آبرو مطرح است نمیشه باید گفت به این که چیزی که انسان کامل در مسیر اوست در مجراست و وسیله او به دیگران بیرسد اون انسان کامل نمیداند باید گفت به این که این ها نمیدانند یعنی تبهگاران نمیدانند که انبیا علیه السلام میفهمند حتی روزی که کشف قطعا میشود برای اونها این پرده کشف نمیشود که خیلی ها یعنی انبیا و علیه السلام میدیدن او چه میکنه و ات آبروش محفوظ میماند مطلع بعدیان است که این و از قال الله یا قیس ابن مریم به قرینه این سرفستی که گذشت به عنوان یومی اکمال الله رسول و به قرینه آیه سد و شونزده همین بخش که بعدن خواهد آمد و سد و هفته که ایسای مسیح میکند من نگفتم به اینها چیزی را مگر اون که تو به من عمر کرده باشی و کنتو علیهم شهیدن مادوم تو فیهم فلما توفیتنی کنتن تردقیب علیهم و به قرینه آیه سد و نوزده که قال الله ها زا یومیان فا اصطادقین سد و هم این نشون میداد که این سحنه در جریان قیامت است نه در دنیا و اگر به صورت فعیل ماضی تعبیر شده است که چنین امر محقق و وقوعی در حکم ماضی است لذا در همین آیه محل بحث که یقینا مال قیامت است اونجا هم با فعیل ماضی است برای این که دارد یوم یجمع الله رسول فیغولو مازا اجبتم قالو نه یغولو قالو لا علم لنام این ترسیم سحنه قیامت است اونجا هم دیگه یغولو نیست دارد قالو بنابراین اگر فعیل ماضی تعبیر شده در اونجای که در باره مصن قیامت است و اونجا دیگه تردید نیست اونجا هم به فعیل ماضی تعبیر شده است ظاهر وحدت سیاق اختزام بکند که مربوط به سحنه قیامت است مطلع بعدیان است که در بین انبیاء ایسای مسیح را مخاطب قرار میدهد ذات اغلس الاب بران که در باری انبیاء تبهکاران فقط تفریتی بودن در باری ایسای مسیح سلام اللہ لطف تبهکاران هم تفریتی بودن هم افراتی هم یه ادهی گفتن این سهر مبین است هم ادهی گفتن سالس و سلاسه هم ادهی در اثر جهل دوستانه فتوا به الوهیت یا ابن الوهیت دادن هم ادهی در اثر اداوت سخن گفتن که او سهر محرفش سهر مبین است یا او ساهر است یا خدای نامیدهد از دامن ناپاک به دنیا آمده و ماننده اونگاه خدا در همون سحنه میفهمد به اینکه تمام این برکاتی که تو داشتی دشمنان این را سهر پنداشتن و دوستان این را روبوبیت انگاشتن هم توهم دوستان افراتی باطل است کار تو خالقیت و روبوبیت نبود بلکه تو مظهر خالق بودی نخالق و هم سخن دشمنان تو توهمت نارواست برای اینکه تو به ازن خدا این کارها را کردی این سهر نبود و معجزه بود و از قال الله یا عیسا ابن مریم معمولا در قرآن کریم هر جا سخن از ایساس گنوان ابن مریم است برای اینکه کسی خدای ناکرده در باری ایسا سلام الله لطف بهم بنووست نکند و نگوید ابن الله است یا عیسا ابن مریم از پر تی علیک و علاوه داردتک هم هم ت خدا شامل مریم سلام الله علیها شده است که توانست مادر پیغمبر بشود بدون همسر و هم شامل خود ایسای مسیح سلام الله علیه شده است که توانست فرزند مادری بشود که همسر نداشت رزاگای تعبیر قرآن کریم این است که این دوتایی روی هم یه معجزه جهانی هست و جعل نها و ابنها آیتن دلعالمین دیگه در جهان چیزی نبود و نخواهد آمد این بشه معجزه جهانی گرچه رسالتش در حد اولو العزمی بود منقطع هست اما معجزهش جهانی است ندر گذشته و ندر اون است و در آینده کسی مثل مسیح نخواهد بود یعنی کسی مثل مسیح بدون داشتن پدر از یک مادر به تنهایی به دنیا بیاید این معجزه معجزه جهانی چنگی در باره سفینه نو هم فبود و جعال نهاج آیتن دلعالمین فبود اینم معجزه معجزه جهانی است که حالا از زمین آب بجوشد از بالا باران فراوان بیاید و توفانی در جای خوش ظهور کند و یک کشتی ساخته بشد و همانگان قرار بشد و یک گروه کمی نجات پیدا کنند این نه قبل از نو سلام الله علیه بود نه در عصر نو در غیر نو شد از نو از این گونه معجزات قرآن بنوان معجزه جهانی یاد میکند فبود و جعال نهاج آیتن دلعالمین فهر تقضیه در باره ایسا سلام الله علیه در باره مریم سلام الله علیها این دوتا مجموعا یه معجزه جهانی هست فبود و جعال نهاج و ابنها آیتن دلعالمین لذا در همین آیات سوره انباره که ماعده که محل بحث است میفرماید از قال الله یا ایسا و مریم از کن تی علیه که وعلا واردت که که از ایت تو که به روح القدس در حقیقت این تعیید هر دست ایت یعنی قدرت و کمک ایت تو که یعنی کمک کردیم به تو قدرت دادیم به وسیل روح القدس که تو با قدرت ما این کارها را کرده ای نه تو دعا کرده ای ما اجابت کرده ای این راهی را مرهم شیخ توسیر از بمانداله در تبیان تیه کرده همون راه را مرهم امینر اسلام در مجمع پید بود که این هر دورا هر دو نفر راه ناسوابی رتیه کرده چون ظاهر آگین از که ما این قدرت را به تو دادیم تو به ازلمان کاره کردی حدوسش و بق va de bagas نه تو دعا کردی ما مرده را زنده کردی نه تو دعا کردی ما تیر را زنده کردی نه تو دعا کردی ما کورمان در زاده نجات دادی نه تو دعا کردی ما کسانی که بیباری برست مبتلا هستن به برکت دعایتو درمون کردی نه از ایت تو کرد یعنی قوی تو کرد قدرت و قوت به تو دادیم تو این کارها رو به اسلام ها کردی اینشه معجزه و الهه تکوینی پس اینی که در قالب این جمله ها مرهم شیخ توسی تو تبیان دارد از دعاو تنی فعجب تو که به ابراهیل اکمه و عبرست این چنین نیست این برای شاگردان مسیح سلام الله رویم هست خب یه عبد صالحی ممکن است دعا کند به برکت دعای او خداوندی کسی که اعماست معالجه کند این کار ایسای مسیح نیست این استجابت دعا هست سردر این بحث این هست که از ایت تو کرد به روح القدس اونگاه با تأییدات ما با قدرت و قوتی که ما دادیم تو این کارها روی کردیم لذا دیگه کلمه یه واف ذک نشد نفرمود از ایت تو که به روح القدس و تو کلمون ناس اون مدن است این بقیه شرح او اون اجمال است بقیه تفصیل او از ایت تو که به روح القدس خب چی تأیید کردیم تو چی کار میکنی؟ تو کلمون ناس تنفخو توبرعو توخرجو اینا کار توست تو کلمون ناس تنفخو تیر توبرعو توبرعو تقرجو همه این چار کار بدون این که اولش با واف ذک بشود مصداق تأیید الهی است از ایت تو که به روح القدس خب نه علم تو که معلوم می شود این روحی که مقدس و منظه از هر نقصه است این تنها کارش تعلیم نیست این کارهای اجرایی هم دارد به ازن خدا سوالی کارهایی هم دارد به ازن خدا سخن از قدرت است نه سخن از عل ممکن است تعلیمات را هم داشته باشد اما بحث های اساسی روی قدرت است و با تعلیم میتواند اقتدارم ایجاد کند از ایت تو چه به روح القدوسه تو کلم و ناصف المهده و کهلا تعیید شدن تو کمک شدن و تقویت شدن تو و وسیل روح القدوس این است که در بزرگ سالی و کودکی یک سان حرف میزنی هم حرف میزنی هم یک سان حرف میزنی وقتی کاهلی کاهل بین شاب و بین شیخ است یعنی بین جوانی و بین پیری مسئله کهولت است مثلا سمن سیبه بعد بعد از دوران و شیخوقیت دوران حرم شدن و فرطوتی است خب و در گهوارم که استی تنها سخنت این نیست که مادرم پاک است سخنه تو در گهواره همون طوری که در سوری مبارکه آل امران قبلن گذشت یا در سوری مبارکه مریم خواهد آمد خیلی مفسر و مبسوط است بعضی از مفسرین فکر می کردن که سخن ایسا سلام الله در گهواره فقط برای تبریه مادر بود بر حالی که سخنان او در گهواره مطالب بالاتری رو هم دربر دارد آیه بیست و هشت و بیست و نوه سوری مبارکه مریم این است که فعشارت یعنی مریم علیه به این کودک گهواره که شما جواب را از این بچه بخواهید اونا گفتن کیفه نوکل او من کانه المهده سبیعا اونگاه گفتن که این بچه بخواهید این بچه بخواهید تکلمش برای تبریه مادر بود نک محتوی کلام بود مطلب دیگران است که این که گو از ایت تو که به روح القدس که با این قدرت تو کلم و ناصف المهده و کهلن معلوم میشه و در بزرگی هم که حرف میزند به قدرت الهی حرف میزند مبادر کسی خیال کند به این که خب در بزرگی که دیگه احیاج به تعیید ندارد بزرگی اگر بخواهد حرف قیام قدسی بود بزرد مثل زید و عم بله این دیگه احیاج به تعیید غیبی ندارد اما اگر بخواهد از وی حرف بزرند خب احیاج به تعیید دارد دیگه یعنی کلام تو اینجور است تنها تکلم نیست هم تکلمت این است هم کلام وگرنه کلام در دوران بزرگ سالی خب احیاج به تعیید روح القدس ندارد که خدا همه رو بر و فاجر رو قدرت تکلم دادست اما کلام اگر بخواهد این چنین باشد باید به تعیید روح القدس باشد پس هم ناظره به اصل تکلم است گاهی هم ناظره به کلام گاهی تکلم معجز است مثل اینکه کدکی در گهباره سخند بگوید گاهی کلام معجز است مثل پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم کلامش معجز است نه تکلمش تکلمش در سنی چهر سالگی بود به این کلمات متکلم شده است اما گاهی هم تکلم معجز است هم کلام مثل گریان مسیح صلی اللہ علیه وسلم کلام او وحی است تکلم و هم به تعیید روح القدس است این اصل حرف زدن کدک به اینجور حرف زدن هر دقیق به تعیید روح القدس است منتها در دوران کهولت کلام به تعیید روح القدس است نه تکلم اصل تکلم در دوران کهولت مقدور هم است به قدرت الهی خب این که فرموز ویز ایت توکه به روح القدس یه بخشش ناظر به این است بعد ویز علم توکه کتاب و هکمته و تورات و انجیل کتاب و هکمت گرسه شامل تورات و انجیل میشود اما این تفصیل بعد از ازمال یا ذکر خاص بعد از آم برای همون عظمت مسئله است و برخی احتمال دارن که منظور از این کتاب کتابت و نوی خط نویسی باشد این بعید است چون انبیاء معلم کتاب و هکمتن نه یعنی معلم خط نویسی هست البته بعضی از شعونونا در بعضی از شعب ممکنه این باشد و اما اساس تعلیم کتاب یعنی همون معارف الهی و استخلق و منطیر اینها جزء تعییدات روح القدس است در سور امبارکه آل امران با این فرق دارد با اون این است که در اون جا کلمه به ازدی مثل این آیه خیلی تکرار نشده اما در این جا لحظه به لحظ تکرار شده و الحمدلله اللهم با این اشراق اليقین با اینه آیون و ذكر و طلع لوح الجابید بی انه قرآن ربی و مدر العالمين