لا تعلمون بر چراغی نور بالبینات والزبر و انزلنا الی کرده و هدت بین لناس ما نزده ایلیهم و لعلهم يتفكرون از قال الله یا عیسی ابن مریم ادخل تی علیک و علا والدتک ادعیدتک بروح القدسه تکلم ناصف المهد و کهلا و ادعلمتک لکتاب و الحکمت و تورات و انجیل و اد تخلق من قینه که ای اتید قیله بإذنی فتنفخ فیها فتكون قیران بإذنی و توبره اول اکمه بر ابرسه بإذنی و اد تخرج و الموتا بإذنی و اد کففتو بنی اسلائیل عنکر جهتام البینات فقال الذین کفر منهم انهاده لا سحرم ببین دیشی دو مطلب در آیه غرم مونده از که بعضی دایون سآل کردن سآل اول این از که اگر منظور این بود که ذات اغد سلاح برای حفظ حیثیت مردم بعضی از کارهای امتها را به انبیا ارائه نکنن و اونها ندانن مناسب بود که در پایان آیه بفرماید انکنت ستار الویوب نه علام الویوب این سخن شاید ناتمان باشد برای این که اگر کسی در اثر مستور بودن بعضی از اسرار را ندانن و ذات اغدس اله بی پرده همه اشرا را بداند صادق است که بگوین علام الویوب تویی برای این که بین ما و اسرار مردم پرده بیختی و اون از ما غائب شد ما هم که غائب را نمیدانیم مطلب دومان است که اون استنباطی که بعضی از اهل معرفت کردن گرچه لطیف است لیکن قلب تفه از او هم راه دارد و اونان است که ما برای حفظ اسرار مردم و حفظ آوروی مردم باید راهی تیه کنیم که به حیثیت علم غیب به انسان کامل آسیبی نرسد در این که ذات اغدس اله ستار الویوب است و در این که خداوند آوروها را اونچنان حفظ میکند که حتی پیش خود انسان آوروی اون نمیریزد و انسان تبخکار را ترزی مورد لطف قرار میدهد که او یادش نیست معصیت شرط تا خجارت بکشد چنین خدایی ممکن است در باری بندگانی که مورد لطف او هستند چنون کار بکنند که اصلا اونها ندانند که انبیا میدانند اونها ندانند که شهده میدانند تا خجارت بکشند چرا جلو علم غیب انبیاهیمه و اولیا را بگیرید جلو اطلاع افراد تبخکاران گرفته میشود اونها نمیدانند که انبیا میبینند بعضی ها جاهل بودند ولی الان عالم شدند بعضی ها در این حال که عالمند الان یادشون نیست در دنیا خیلی ها جاهل بودند که انبیا و اعمال امسلم اونها را میبینند در آخرت میفهمند که این حال که آلمند همین که انبیا و اعمال امسلم اونها را میدیدند ولی برای حفظ حیثیت اونها و آبروی اونها خدا از یاد اونها میبرد اونها نمیدانند که انبیا میبینند ایمه میبینند ازا خجارت نمیگشند برای حفظ اسرار مردم و حیثیت مردم لطیفترین راه آنست که بگویم خدا انسا میکند از یاد اینها میبرد همون کاری که در باره تائبین میکند چرا بگویم جلوی انبیا را میگیرد میماند دعای کمیل و مانند اون از عدلهی که ظاهرش این است ذات اغدس اله به فرشتگان اطلاع نمیدد اجازه نمیدد که اونها همه اسرار بندگان را بداند این سخن حق است ولی دعای کمیل که در باره انبیا و مرسل نایمه نیست در باره فرشتگانه خب ممکنه از چیزی از فرشتها مستور باشد و از معلم فرشتها که انسان کاملا مستور نباشد اون چه که در دعا کمیل حمده است این دلیل اخصی از مدعا است اگر کسی ادعا کند که بعضی از اسرار انسانها را احدی جز خدا نمیداند این را باید با برهان اثبات کنند البته امکان دارد که خداوند برای این اصرار برای حفظ حیثیت بندگان بعضی از مطالب و گناه ها را نه چون مطلب امیغ پیچید است بلکه فقط برای حفظ آورو نگذارد که غیر خدا کسی بفهمد این امکان دارد اما این را باید باید دلیل مصلق و عام می ثابت شد و اون چه که از دعا کمیل برای میاید خصوص فرشتها است یعنی بعضی از گناه هم را ذات اقدسه لا از فرشتگانی که موکل زخی اعمالا هفظ می کند و می پوشند در مناجات شعبانی هم معناش این نیست که نگذاشتی اونا بفهمند فموت خدایا تو در دنیا آبورو مرا بیشه بندگان صالح نبوردی خب در آخرت که همه هستن صالح و طالح هستن خواه آبورو من را حفظ بکن این که نمی تواند جلو اصلاق آیه سوره نسا را بگیرد که وگینا به یه علاها اولا شهیدا یا جلو اصلاق آیات دو تا آیه که در سوره توبه است اگر بگیرد این روایت ایست که مخالف قرآن هست روایتی که مخالف قرآن باشد حلجت نیست خود قرآن کریم به صورت روشند در سوره توبه دو جا دارد که هر کاری که می کنید انبیاء می بینند وجود موارک پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم می بیند و یکون الرسول علیكم شهیدا اون گذشت منظور شهادت اونها یعنی وجود موارک پیغمبر شاهد اعمال است و اعمال علیه وسلم شاهد دیگران اما اونجا یه معنای دیگری هم بود و اون این است که امت وسط یعنی شما بین انبیاء و افراد دیگر قرار دارید و وسط بودنش هم این است که شما نسبت به دیگران بردارید و وجود موارک پیغمبر نسبت به شما بردار است این در سوره بغره اما مهم اون آیه سوره نزه است که فهموند فکر ایده ازا جعنا من کل امتن به شهیدن و جعنا بکه علی ها اولای شهیدا خب این ها شاهدند در قیامت یعنی ادا میکنند و اگر در دنیا ندانند و شهادت را تهمن نکنند چگونه در قیامت ادا میکنند و این دعایه سوره مبارک تاریخیه که توبه دلارت موجود برای یک پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم همه اعمال عباد را میبیند قُلِ اَقْمَلُوا فَاسِيَّرَ اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ حدیث عرض اعمال جزء سنت های قطعی است پس خط اصلی قرآن کریب این است که معصوم به انسان کامل مثلا رسول خدا صلی اللہ علیه و سلم یا کسی که منزله او است اعمال بعدگان را میبیند این یک خط حاکم بر سنت قطعی هم این است که مسئله عرض اعمال است همه اعمال را به حضور احمد رسول اللہ علیه و سلم عرضه میکنند دو اگر روایتی با قرآن یا سنت مخالف بود این حجیت نیست در مسئله سنت یعنی اون خط حاکم و اصلی که مقتوع به است و مسلمان سنت او را امضام بکند اون معیار است در مناجات شعبانی هم معناش این نیست که نگذاشتی اونا بفهمند عرض کرد خدای تو آبروی مرا جلو اونا نبردی خب نبردی؟ اونا در این حالی که میدانند اما آبرو همچنان محفوظ است اونا که برای کسی نگفتند خدایا تو آبروی مرا پیش بندگان صالح نبردی چرا رسد به این که در قیامت که اولین و آخرین صالح و طالح همه حاضرند چگونه آبروی مرا میبری؟ میگوید همون طولی که اونجا ظاهر نکردی آبروی مرا پیش کسی اهمی از صالح و طالح نمار فلا تفزهن یوبال قیامت علا رؤوس الاشهاد اونجا اظهار نکردی برای خیزی من اونجا که فقط صالحین بودند برای خیزی و رسوائی من ظاهر نکردی اما اینجا که غیر از صالحین طالحین هم هستند منو مفتزه نکن خب این دلالت نمی کند برای اینکه اونها نمیدانند اونا که با شهادت بدند دیگر اگه معناش این است که اونها نمیدانند این با آیه سوره نسا مخالف است با دو تا آیه سوره توبو مخالف است از اینجا حتی که مخالف قرآن است حجت نیست با خط اصلی سنت قطعی هم مخالف است و با اینکه از اصل اعراض اعمار یک روایت و دو روایت نیست این نداره امکان ثبوتی دارست ثبوتا ممکن است که ذات اقدس اله بعضی از گناهان را برای حفظ حیثیت بپوشاند که هیچ کس متره نشده برد اما اثبات میخواهد آیات سوره نسا، آیات سوره توبه اون خط اصلی حاکمه در روایات عنوان عرض اعمال همه اینها شهادت میدن به اینکه ملائکه میدانند دعای کمید همه این شهادت میدن که انبیاء مرسلین میدانند دعای کمید بیش از جریان ملائکه را ثابت نمیکند یعنی آبروی مرا پیش اینها نبرده اینه نه اونها نمیدانند یک وقت است که سخن در این است که اونها نمیدانند یک وقت است نه پیش اونها تو ظاهر نکردی که آبروی مرا ببری پا این حق است الان مدعا این نیست نباید باشد که اونها نمیدانند و یه درباره فرشته ها می شود گفت می شود گفت که بعضی از کارهای ما را ذات اقدس اله ممکن است به فرشته بوکل اجازه ندهد که برسه این کارهای ما را فهمت تا به نگارت در نام اعمال این ممکن است و با آیات هم مخالف نیست حالا اون آیه 161 بخواست خدا بحث خواهد شد قبلنم اشاره شده که این تعیید می کند او را ولی این که پاسخم داده شد و اون این که دستور مبارک نسا دارد که فکیفه ازا جعنا من کل امتن به شهید و جعنا بکه علاها اولا شهیدا معناش این است که هر پیغمبری تا زنده است شاهد اعمال امت هست در حالی که اون امت سالیان متمادی بعد از ذهنت اون پیغمبر زنده بودن پس شهادت اونها ماله یه چند نفر مخصوص است که در بین اونها است این که نیست لیکن حق در مسئله این است که این ها می دانند و اگر برای حفظ آب و رو باشد از یاد بندگان تاله می رود اونها نمی دانند و نمی فهمند که انبیا و عیمه می بینند چون وقتی نمی دانند آبروشون نمی رود اون که می داند ازهار نمی کند اون که تبهگار است که نمی داند بنابراین آبرو محفوظ است اما این که آیه لاتس الوان اصحاب الجهیم دلالت بکند بر این که پیغمبر سلالله وسلم انبیا مستثناست اون می داند این هم بعید از شد در باره خصوص اصحاب جهیم است اصحاب جهیم که گرفتار خزی آخرت هست حالا چرا اصحار اونها را پیغمبر نداند خلاصه این که اگر برای حفظ آبرو مطرح است نمی شود گفت به این که چیزی که انسان کامل در مسیر اوست در مجراست وسیله او به دیگران برستد اون انسان کامل نمی داند باید گفت به این که این ها نمی دانند یعنی تبهکار ها نمی دانند که انبیا علیه مسلم می فهمند حتی روزی که کشف قطعا می شود برای اونها این پرده کشف نمی شود که خیلی ها یعنی انبیا و عبای می دیدند اون چه می کند باید آبروش محفوظ می مانند مطلع بعدیان است که این و از قال الله یا عیسی ابن مریم به قرینه این سرفستی که گذشت به عنوان یومی اجمعالله رسول و به قرینه آیه سد و شونزده همین بخش که بعدا خواهد آمد و سد و هفته که ایسای مسیح عرض میکند من نگفتم به اینها چیزی را مگر اون که تو به من عمر کرده باشی و کن تو علیه از این که باشید و کن تو علیه از این که باشید و کن تو علیه از این که باشید و کن تو علیه از این که باشید برای این که دارد این ترسیم سحنه قیامت است اونجا هم دیگه یقولو نیست دارد قالو بنابراین اگر فعل ماضی تعبیر شده در اونجایی که در باره مسن قیامت است و اونجایی دیگه تردید نیست اونجا هم به فعل ماضی تعبیر شده است ظاهر این که در باره مسن قیامت است و این که در باره بحدت سیاق اختزام بکند که مربوط به سحنه قیامت است مثله بعدیان است که در بین انبیاء ایسای مسیح را مخاطب قرار میدهد ذات اغلسی الاب برای این که در باره انبیاء تبهکاران فقط تفریتی بودن در باره ایسای مسیح سلامو لاله تبهکاران هم تفریتی بودن هم افراتی هم یه ادهی گفتن این سهر مبین است هم ادهی گفتن سالس و سراسه هم ادهی در اثر جهل دوستانه فتوا به الوحیت یا ابن الوحیت دادن هم ادهی در اثر اداوت سخنگ گفتن که او سهر مبین است یا او ساهر است یا خدای ناکرده از دامن نافاک به دنیا آمده و ماننده اونگاه خدا در همون سحنه میفرماد به اینکه تمام این که تو داشتی دشمنان این را سهر پنداشتن و دوستان این را ربوبیت انگاشتن هم توهم دوستان افراتی باطل است کار تو خالقیت و ربوبیت نبود بلکه تو مظهر خالق بودی نخالق و هم سخن دشمنان تو تهمت نارواست برای اینکه تو به ازن خدا این کارها را کردی این سهر نبود و موجزه بود و از قال الله یا عیسی ابن مریم معمولا در قرآن کریم هر جا سخن از ایساس گنوان ابن مریم است برای کسی خدای ناکردی در باری ایساس تبهم بنووست نکند و نگوید ابن الله است یا عیسی ابن مریم از کور تی علیکه و علاقار دتک هم ت خدا شامل مریم سلام الله علیه هاشده است که توانست مادر پیغمبر بشود بدون همسر و هم شامل خود ایسای مسیح سلام الله علیه هاشده است که توانست پرزند مادری بشود که همسر نداشت رزاگای تعبیر قرآن کریم این است که این دوتایی روی هم یه معجزه جهانی هست و جعل نها و ابنها آیتند العالمین دیگه در جهان چیزی نبود و نخواهد آمد این بشه معجزه جهانی گرچه رسالتش در حد اولو العزمی بود منقطع هست اما معجزهش جهانی است نه در گذشته و نه در اون اص و در آینده کسی مثل مسیح نخواهد بود یعنی کسی مثل مسیح بدون داشتن پدر از یک مادر به تنهایی به دنیا بیاید این معجزه معجزه جهانی است چنگی در باره سفینه نو هم فبود و جعل نها آیتند العالمین فبود اینم معجزه معجزه جهانی است که حالا از زمین آب بجوشد از بالا باران فراوان بیاید و توفانی در جای خوش ظهور کند و یک کشتی ساخته بشود و همه گان قرق بشود یک گروه کمی نجات پیدا کنند این نه قبل از نو سلام الله بود نه در عصر نو در غیر نو شد نه بعد از نو از این گونه معجزات قرآن به عنوان معجزه جهانی یاد میکند که فبود و جعل نها آیتند العالمین فر تقریه در باره ایسا سلام الله علیه در باره مریم سلام الله علیها این دوتا مجموعا یه معجزه جهانی هست فبود و جعل نها و ابنها آیتند العالمین لذا در همین آیات سوره انباره که ماهده که محل بحث است میفرماید از قال الله یا قیسا و نمالیم از کن تی علیه که قالا واردت که که از ایت توکه به روح القدس در حقیقت این تعیید هر دوست اید یعنی قدرت و کمک ایت توکه یعنی کمک کردیم به تو قدرت دادیم به وسیل روح القدس که تو با قدرت ما این کارها را کرده ای نه تو دعا کرده ای ما اجابت کرده ای این راهی را مرحوم شیخ توسیر از بماندلی در تبیان تیه کرده است همون راه را مرحوم امینور اسلام در مجمع پی بود است که این هر دو را هر دو نفر راه ناسوابی را تیه کرده چون ظاهرای اینست که ما این قدرت را به تو دادیم تو به ازدمان کارا کردی قدوسش و بقاشش به قدرت ما بود نه تو دعا کردی ما مرد را زنده کردی نه تو دعا کردی ما تیه را زنده کردی نه تو دعا کردی ما کور ما در ميزاد نجات دادی نه تو دعا کردی ما کسانی که به بیباری برست مبتارا هستن به برکت دعایتو درمون کردی نه از اید توکه یعنی قوی تو که قدرت و قوت به تو دادیم تو این کارها رو به اسلام ها کردی اینشه معجزه ولای تکوینی پس اینی که در قالب این جمله ها مرهم شیخ توسی تو تبیان دارد از دعاو تنی فعجب تو که به ابراهیل اکمه ور ابرست این چنین نیست این برای شاگردان مسیح سلام الله رو هم هست خب یه عبد صالحی ممکن است دعا کند به برکت دعای اون خداوندی کسی که اعماست معالجه کند این کار ایسای مسیح نیست این استجابت دعا است صدر این بحث این است که از ایت تو کرد به روح القدس اونگاه با تأییدات ما با قدرت و قوتی که ما دادیم تو این کارها رو کردیم لذا دیگه کلمه یه واف ذکر نشد نفرمود از ایت تو کرد به روح القدس و تو کلمه اون مدن است این بقیه شرح او اون اجمال است بقیه تفصیل او از ایت تو که به روح القدس خب چی تأیید کردیم تو چی کار میکنی؟ تو کلمه ناس تنفخو تبرعو تخرجو اینا کار توست تو کلمه ناس تنفخو تر تبرعو الاکمه تخرجو الموتا همه این چهار کار بدون این که اولشونه با واف ذکر میشود مصداق تأیید الهی است از ایت تو که به روح القدس خب نه علم تو که معلوم میشود این روحی که مقدس و منظه از هر نقصه است این تنها کارش تعلیم نیست این کارهای اجرایی هم دارد به اذن خدا سخن از قدرت است نه سخن از علم ممکن است تعلیمات را هم داشته باشد اما بحث های اساسی روح قدرت است و با تعلیم میتواند اقتدار را میجاد کند از ایت تو که به روح القدسه تو کلم و ناصف المهده و کهلا تأیید شدن تو کمک شدن و تقبیت شدن تو ببسیر روح القدس این است که در بزرگ سالی و کودکی یک سان حرف میزنی همه همه همه همه حرف میزنی همه یک سان حرف میزنی وقتی کاهلی کاهل بین شاب و بین شیخ است یعنی بین جوانی و بین پیری مسئله کهولت است مثلا سن سیبه بعد بعد از دوران و شیخوقیت دوران حرم شدن و فرطوتی است خب و در گهوارم که استی تنها سخنت این نیست که مادرم پاک است سخنه سخنه تو در گهواره همون طوری که در سوره مبارکه آل امران قبلن گذشت یا در سوره مبارکه مریم خواهد آمد خیلی مفسر و مبسوط است بعضی از مفسرین فکر میشنن که سخن ایسا سلام الله در گهواره فقط برای تبره مادر بود در حالی که سخنان او در گهواره مطالب بالاتری رو هم دربر دارد آیه 28 و 28 سوره مبارکه مریم اینست که فَأَشَارَتْ یعنی مریم ایلیه به این کوده گهواره که شما جواب را از این بچه بخواهید اونها گفتن کیفن و کل و منکان فی المهده سبیعا اونگاه وجود مبارکه مسیح سلام الله علیه گفت اینی عبدالله آتانر کتاب و جعن نبیان و جعن ببارکه نعین ما کنتو و او سانی به سلاط و زکات ما دومت و حیا و برن به باردتی و رمید و نجب بارن شقیه و سلام علیه و مبالتو و یوم عموتو و یوم عبعاتو حیا اینا همه حرف هاست که دو گهواره زده بعدم مسئله او سانی به سلاط و زکات ما دومت و حیا هم اونجا گفتن پس سخنش در گهواره فقط برای تبره مادر نبود تکلمش برای تبره مادر بود نک محتوی کلام بود مطلب دیگران هست که این که گو از ایت تو که به روح القدس که با این قدرت تو کلم و ناصف المهده و کهلن معلوم میشه و در بزرگی هم که حرف میزند به قدرت الهی حرف میزند مبادر کسی خیال کند به این که خب در بزرگی که دیگه احتیاج به تعیید ندارد بزرگی اگر بخواد حرف قیام غود بزند مثل زید و عم بله این دیگه احتیاج به تعیید غیبی ندارد اما اگر بخواد از وی حرف بزند تو احتیاج به تعیید دارد دیگه یعنی کلام تو اینجور است تنها تکلم نیست هم تکلمت این است هم کلام وگرنه کلام در دوران بزرگ سالی خب احتیاج به تعیید روح القدس ندارد که خدا همه رو بر و فاجر رو قدرت تکلم داد است اما کلام اگر بخواد این چیلین باشد باید به تعیید روح القدس باشد پس هم ناظره به اصل تکلم است گاهی هم ناظره به کلام گاهی تکلم معجز است مثل که کدکی در گهباره سخن بگوید گاهی کلام معجز است مثل پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم کلامش معجز است نه تکلمش تکلمش در سنه چهر سالگی بود به این کلمات متکلم شده است اما گاهی هم تکلم معجز است هم کلام مثل جریان مسیح صلی اللہ علیه کلام او وحی است تکلم و هم به تعیید روح القدس است این اصل حرف زبن کدک و اینجور حرف زدن هر دقیق به تعیید روح القدس است منتها در دوران کهولت کلام به تعیید روح القدس است نه تکلم اصل تکلم در دوران کهولت مقدور همه است به قدرت الهی خب این که فرمود ویز ایت توکه به روح القدس یه بخشش ناظره به این است ویز علم توکه کتاب و حکمته و تورات و انجیل کتاب و حکمت گسته شامل تورات و انجیل میشود اما این تفصیل بعد از ازمان یا زکر خاص بعد از آم برای همون عظمت مسئله است و برخی احتمال دادن که منظور از این کتاب کتابت و خط نویسی باشد این بعید است چون انبیا معلم کتاب و حکمتن نه یعنی معلم خط نویسی هست البته بعضی از شعونون ها در بعضی از شعب ممکنین باشد و اما اساس تعلیم کتاب یعنی همون معارف الهی و استخلق و منطیر اینها جزء تعییدات روح القدس است در سوره مبارکه آل امران با این فرق دارد با اون این است که در اون جا کلمه به ازدی مثل این آیه خیلی تکرار نشده اما در این جا لحظه به لحظه تکرار شده و الحمدلله الله الله یارب عابد یحمل في جنبین اشراق اليقین عابد یحمل في جنبین اشراق اليقین بلد رزق های مرسل چند langē و البس عالم روحی و اشدو فی تواشیحی الله الله الله بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام مرز میکنم محضر یکایک شما عزیزان شنونده مخاطبان عجمنده شبکه رادیوی معارف شبتون به خیل باشه هر کجاستی داریم میکنم همواره سلامت و تندرست باشید دروت میفرستیم به ارواح تیبه شهدای عزیز این سرزمین احل بیتی به خصوص شهدای والامقام حمله اخیر سهیونیستا به خاک میهن عزیزمون من رضا هدایتفر استم امشب در وخش سوام برماه به اتفاق همکاران عجمندم تیه کننده آقای سید محمد علی حسینیان صداوردار آقای علی حسینیان