حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله جوادی آمودی حفظه الله حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله جوادی آمودی حفظه الله جوادی آمودی حفظه الله J حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله جوادی آمودی حفظه الله Q حضرت آیت الله جوادی آمودی حفظه الله J حضرت آیت الله reapprope butcher حضرت آیت الله rip حضرت آیت الله they حضرت آیت الله خواهد حضرت آیت الله آمودی حفظه حضرت آیت الله Dale حضرت آیت الله Фرزند حضرت آیت الله و drop حضرت آیت الله اسمایه اسم او مسیح هست و ایسا هست و ماننده بنابراین خود قرآن دلالت دارد برای این که بعضی از اولیاء می فهمند که در ارهامشون چیست پسر هست یا دختر به تعلیم الهی ممکن است بعد فرمود به این که این فرزند هم در گهوار سخن می گوید و هم عمری می کند تا به کهولت می رسد که بین جوانی و پیری است که فرمود به یکلم ناصف المهده و کهلا خب اینم یه علم غیبی دیگر است که وسیلی پرشتگان ذات اقدس اله به مریم سلام الله ریها اطاع کرده است مطلب دیگران است که این که فرمود به ادعال لمت و کل کتاب و هکمت و تورات و انجید این تورات و انجید می تواند از باب ذکر خاص بعد از آم باشد نظیر حافظ و علی سلوات و سلات روست اما اون ت حایی را که مربوط به معجزات فعیلیست می شمارد عبارت از این است اصل تکلم معجزه بود که تعیید روح رودس بود و فراگیری کتاب و هکمت و تورات و انجید به وسیلی ذات اقدس اله معجزات علمیست به مانند آن که اینها تعییدات غیبیست اما تعییدات دیگر فرمود به از تخلق و منتینه که حیعت تیره به ازدید یعنی شما شما از گل به صورت یک پرنده در می آورید بعد در اون حیعت می دمی و اون هم پرنده می شود همه اینها به ازن خداست ستا کار هست یکی این که از گل به صورت پرنده در می آورید به از تخلق و منتینه که حیعت تیره یعنی حیعتی به این گل می دهی شبیه حیعت پرنده ها بعد در این حیعت ساختت نه حیعت تیر می دمی به ازن خدا اونگاه این تیر روح پیدا مکند و تائر می شود و می پرد به ازن خدا استخلق و منتینه که حیعت تیر یعنی مثل حیعت تیر فتنف و فیها این زمین فیها به حیعت تیر ورنه می گردد به اون کاف ورنه می گردد یعنی به اون کافی که به معنای مثل است استخلق و منتینه حیعتن مثل حیعت تیر وید فتنف و فیها یعنی در اون حیعت اولا که مثل است نه حیعت ثانی که ممثل است فتنف و فیها و این زمین فیها به اون کاف برمی گردد برای این که کاف در اینجا معنای اسف را دارد استخلق و حیعتن مشابهتن به حیعت تیر که این زمین فیها به اون حیعت اول برمی گردد نه حیعت دوبون شما حیعت دوبون که ساخته ایسای مسیح نبود و مخلوق اون بود و ایسای مسیح هم در اون حیعت نمی دمید خب فتنف و فیها یعنی در اون حیعت اول که مماثر است نه حیعت دوبون که مماثر است فتنف و فیها فتکونو اون حیعت اول یعنی گلی که به صورت حیعتی تیر در بودی فتکونو یعنی فتسیرو تیرن به ازنی خب مطلب مهمین است که بعضی از حکم ها مثل مهرمه آلی حکیم رزبیان در حال دیگران این ها با توجه به آیه سور امبارک آل امران این چنین فرمودن که کار ایسای مسیح سلام علیه تا اون بخش نفخ روحش کار عادی بود ولی از اون به بعد که این نفخ شده است و این حیوان پرید زنده شد این به ازن الله است ولی این که در سور امبارک آل امران آیه چهرنوح این چین دارد و رسولاً رسولاً الانهیه بابنی اسرائیله این آیت هم نزید اون ت جنس مراد است فرد نیست برای اینکه آیات زیاد اینجا ذکر شده است اون آیت ای که پس از دیگری شمورده می شود این آیت ای که پس از دیگری شمورده می شود فیکونو تیرن به ازن الله اینجا یکونو زبیر مذکر است اونجا که محل بحث بود زبیر معنیست خوب فانفخو فیه ملازم فرموید که این زبیر زبیر مذکر است این فیه به همون کاف برمی گردد و اگر به حیعت برمی گشت گذشته از این که حیعت ممثل است و وجود امبارک ایسا که در حیعت تیرن برمی گردد و اگر به حیعت برمی گشت در حیعت تیر نمی دمید در حیعت کبوتر یا در حیعت مرخ که نمی دمید در اون گلی که به صورت حیعت تیر در آورد در اون گل می دمید لذا این زبیر ها به اون حیعت تیر برمی گردد به اون کاف برمی گردد گاهی مذکر برمی شد مثل آیه سوره آل امران که دارد فانفخو فیه یعنی در اون مثل و حیعت تیر در اون مست و حیعت تهر می دهد و هم می دهد گایی هم از اون جهت که منظور از اون کاف حیعت است زمین معنیسته که می شود مهم این است که این بزرگوار و امثالشون این چیزی برداشت کردن که از گل به صورت حیعت تهر در آوردن و دمیدن حتی شاید دمیدن اینها کار عادی است اما فیکونو تیرن دیگه غیر عادی است لذا به ازن الله اینجا قذیق شده است در حالی که به قرینه آیات محل بحث سوره ماعده معلوم می شود که اینها از باب تنازه است این به ازن الله هم می تواند محلوسته باشد برای اخلقو هم می تواند برای انفخو هم برای یکونو یعنی اینجایی خواهد شد که انی اخلقو لکم انی اخلقو لکم به ازن الله اخلقو لکم منقینه که حیعت تهر به ازن الله فانفخو فیه به ازن الله فیکونو تهرن به ازن الله خب اگر دیگری خواهد کند یعنی از گریه حیعتی به صورت پرند در بیاورد و ببینید ادامت که زنده نمی شود با دست ایسای مسیح سلام مولا علیه باید به صورت حیعت تهر در بیاید و با دهن متحر ایسای مسیح باید دمیده بشود تا این که این به ازن الله پرواز کند پس این از باب تنازو در حقیقت متعلق به هر سست چه این که در جریان هست ابراهیم هم سلام مولا علیه و هم همطور است ابراهیم خلید سلام مولا علیه که این چهار حیوان را گرفت و کشت و اجزا اینها را به هم مخلوط کرد و روکوها گذاشت اگر دیگری این کار را می کرد و بعد به اسم اونها می خوند که زنده نمی شدن یا اگر ابراهیم خلید سلام مولا علیه این کار را می کرد و دیگری می خوند باید زنده نمی شدن باید ابراهیم خلید بخاند سمد اوهنه یعتی نکسعیه با خوندن ابراهیم خلید اینها زنده می شوند چون ازم به خصوص ابراهیم خلید سلام مولا علیه داده شد در آیه محل بحث دارد که و از تخلق و منتینه که حیعت خیره به ازنی فتنفق و فیها فتکور و تیرن به ازنی این نشون می داد که تمام مقاطع به ازن خداست این چیه نیست که یه دونه ازن باشد برای همه یا یه ازن باشد برای اون خصوص اخیری این طور نیست فرمود دمیدن هم به ازن خداست پرکشیدن اون پرنده هم به ازن خداست اگر خدا ازن بدهد نفختو مظهر و نفختو فیه من روحی می شود اگر خدا ازن بدهد او هم زنده می شود مانند سائر پرنده ها که زنده شدن خب پس ازن به هر دو می خورد چون که در آقای محل بحث سوره ماعده یعنی آیه 110 سوره ماعده اینجایی فرمود مطلب دیگر اونست که اگر بخواهی اکمه و ابرس را درمان کنی یعنی کول مادرزاد را در غبال اعمام اعمام مطلق است ولی اکمه مال کسیست که ولد اعمام کسی که نابینا به دنیا می آید فرمود اگر بخواهی اکمه و ابرس را درمان کنی این به ازن خدا است تو درمان می کنی به ازن خدا خب دارو را کی معسر قرار داد؟ با ازن خدا دارو اثر می کند دیگر هیچ موجودی در هیچ شیعه اثر نمی کند بگر به انایت الهی اوست که مسبب اسباب استیدید یا با نظم کار را انجام می داد به طبر اول اکمه و ابرس به ازنی به از تخر جل موتا به ازنی اخراج موتا یعنی مرده ها را از قبر بیرون آوردن که کنایی از احیای موتا است گاهی را تقدس ایراد در باره خودش دارد که خداوند یهی و یومیت و ادهی را از قبر زنده می کند گاهی هم نظیر اون چی که دستوره باره که تاها امده است در باره کار خودش هم تعبیر به اخراج می کند آیه ۵۵ سوره تاها این است که منها خلقناکم به فیها نقیدکم به منها نخرجکم تا اردن اخراج منها نخرجکم تا اردن اخراج یعنی بار دیگر ما شما را زنده می کنیم بس اینکه فرمود ما شما را از خاک خارج می کنیم یعنی زنده می کنیم مشابه همین تعبیر داد به ایسای مسیح سلام الله ریامو امد به استقر جل موتا به ازنی و این هم نشانه آن است که این ها از یه حد والای از اعجاز برخوردار بودن که دیگر سخن از مفرد نیست سخن از جمع محلال فلام است یعنی خلاصه خیلی از مرده ها را می توانی به ازن خدا زنده کنیم این چیه این است به استقر جل الموتا به ازنی در تاریخ البته هست قصه روایات هست که وجود بارکه مسیح سلام الله این قدرت را اعمال کرده است بعضی از مرده ها را زنده کرد اونا تا بیس سال هم زنده بودند و بعد رهل مردند خب این که فرمود به استقر جل موتا به ازنی نشون می دهد که احیا خلق ابتدائی یا خلق مجدد به انایت الهی به ایسای مسیح سلام الله را داده شد در این گونه از آیات برای این که موادها کسی خیال نکند برای این که موادها کسی خیال نکند ولو یه لحظه به تعبیر سیدنر استاد رزمون لالی که این کار به دست خود مسیح هست ولی پشت سرهم کلمه به ازنی رزق می کند تا کسی خیال نکند ولو یه لحظه که مثلا ایسای مسیح سلام الله را داده شد و بود نه تو همه این کارها را به ازن من انجام می دهی خب همون طوری که ملائکه به ازن خدا این کارها را انجام می دهند انسان کامل هم می تواند به ازن خدا این کارها را انجام می دهد بعضی از انایتهای الهی که اخبار غیب باشد در سوره مبارکه آل امران آمده و در معده نیامده در سوره آل امران آیه چهل و نه آل امران وجود بارکه ایسا از خود یاد می کند که ایسای مسیح به دستور خدا به مردم می گوید انی قدیت کن به آیت من رب کن و ایسای مسیح هن آیه این است ببینید در اونجا جمع بندی کرده در آیه محل بحث سوره ماهده کل و آهد را از دیگری جدا شده در سوره آل امران آیه چهل و نه بعضی که فهمود ببینید از با Channel SECRET از ocor .com بخشot اون آعاد است بفسم از آره با ترین من جدید از Columbus اخیر از 학교 اون دخلی است از اکر six ای بی اند ❛ من شامل من در مورن این کایم ниکام من بسازی موم گوی comparable اونی bat because انسان ط petit انSw ا parental wall here inت این است که اونجا به همی سب گست ولی در سوریه آل امران یعنی آیه چهر و نوحی آل امران یه معجزه دیگه یک را از مسیح سلامون را نغل کرد اون است که فرمود به اونبه کم به ما تأکلون به ما تدخرون پی بیوت کم فرمود اون چه قضاهای که شما خوردید اون چه که در خونه ها دخار کردید زخیره کردید همه را من به شما گذارش میدن خب ارمی غیب است دیگر اینجا دیگه کلمه به اذن الله نیامده برای اینکه مکرر کلمه به اذن الله زکشد معنوم شد اینم که به اذن الله است اما در مسئله یه اونبه کم به ما تأکلون به ما تدخرون اینجا دیگه به اذن الله زکش نفر بود برای اینکه همه این کلمه به اذن الله که قبلا گفتن قری نست من مطلب اولا و ثانیا در صدر قضیه خداوند به ایسای مسیح فرمود به اونها بگو که انی قدیه به آیت منرب بگو از همون اول فرمود این نشانه ایست از طرف ذات اقدسه خب اگر نشانه از طرف خداست به انایت الهی است در هیچ جاگر کلمه به اذنم نگفته بود معلوم بود به اذن خداست اما برای اینکه مبادر به ذهن کسی بیاید برای اهمیت مطلب این کلمه به اذن الله بازگو شده است در صدر قضیه گفت من پیام آور خدایم و آیات الهی رو دارم برای شما میگم نایت خدا یعنی اون چیزی که از من میبینید این آیت الله است نایت من این خدا رو نشون میده اگر گفت این آیت و علامت او است معلوم بشه که به اذن او است دیگر اگر به اذن او نبود که به آیت من بود نایت او انی قد جهت کن به آیت منرب بکن یعنی همه اینها نشانه خداست هیچ کدوم نشانه غیر خدا نیست من تو برای اهمیت مطلب کلمه به اذن الله ذکر شده پس اگر در زیل آیه 49 در جریان اعلام قیبی که فرمود به اونن بکن و متعقلون و متدخرون اینجا اگر کلمه به اذن الله ذکر نشد ضرر ندارد بعد هم فرمود این فی ذالک لآیتن لکم این کتبونی خب این فی ذالک لآیتن لکم این کنتم مومنین خب اگر در این جمعه پایانی کلمه اذن الله را ذکر نکد باز کلمه آیت را ذکر فرمود خب آیت حق باشد یعنی به اذن اوست دیگر اگر او اذن نده و دیگری انجام بدد که این آیت اون را خواهد شد که خب این ها معجزاتی بود که بعد ان وجود اون بارک ایسای مسیح سلامون لالی آوردن و اما این آیت های دیگری که به عنوان تأیید روح القدس شامل حال ایسای مسیح شد اینست که فرمود به این که بیاد این سحنه باش که وقتی تو آیات الهی را و معجزات را آوردی اده از همین یهودی ها نه تنها نپذیرفتن و گفتن سهر مبین است بلکه قصد توطعه داشتن چون وی از کففتو بنی اسرائیل وی از کففتو بنی اسرائیل وی از کففتو بنی اسرائیل یعنی من اینها را باز داشتم از این که به تو آسیب برسانن معلوم می شود که اونا غیر از تکذیب توطعه هم داشتن یه وقت از که می گویم اونا نپذیرفتن اناد ورزیدن گفتن حاضر سهر مبین خب قصد رسوندنش هر که نداشته باشن اونگاه چگونه می توان گفت از کففتو بنی اسرائیل من اینها را از تو باز داشتم و شما را از گزنه اونها محفوظ نگه داشتم معلوم می شود که اونها گذشت نظر مسایل اعتقادی که نپذیرفتن گفتن این سهر مبین است در صدر توطعه بودن به توطعه اینها در سوره امبارکه آل امران قبلن گذشت از آیه پنجاه و یک به بعد سوره آل امران این بود که این با بحث بعدی هم در همین سوره ماهده ارتباط دارد در آیه پنجاه و چهار سوره آل امران این چنین است که و مکرو و مکرالله و الله خیر ما کریم اونا قصد توطعه داشتن نقشه داشتن برای ایزای ایسا سرامو لالی ولی خدا بهترین نقشه کشنده است بهترین کسی است که بین شیع و اسباب اوها الغرام شود ها الغرامی در دمانند اون از این جهت فرمود وی از کففتو بنی اسرائیله عنکه از جه اتحام بالبینات منظور از این بینات یا همین آیاتیست که شمورده شده که عرفتان می شود اهد زکری اهد زهنی و مانند اون یا نه بیناتی دیگر هم هست از جه اتحام البینات اونگاه فقال اللذین کفرون منهم از اون بنی اسرائیل اونا که ایمان آوردن که خب جایست تا اشو تقدیر است اونا که خوف برزیدن گفتن این سهر مبین است از آیه بعدم معلوم می شود که نه تنها گفتن سهر مبین است قصد مبارزه هم داشتن برای این که از حواریین بوجود بارک ایسای مسیح مجددان دارد پیمان می گرد خدا بند به حواریین وعی فرستاد که ظاهرن همون الهام است به حواریین ایسای مسیح که اصحاب خاص و بودن جده سابقین و مقربین در گاه ایسای مسیح بودن به اونها از راه الهام فهموند که شما باید به الله و به ایسای مسیح مجدددان پیمان ببندید که او را یاری کنید به دین مرا یاری کنید ایمان ابتدایی نیست بلکه حواریین جده سابقین و مقربین بودن و امان آورده بودن معلوم شبهدی توتعی در کار بود اده خواستن علیه ایسای مسیح قیام بکنن ذات اقدس الهام و حواریین الهام فرمود که شما وفادار باشید تجدیدی میساق کنید به الله و به رسول الله ایمان بیاورید اونم گفتن آمن نا وشد به اننا مسلمون شاهد این که این مربوط به ایمان ابتدایی نیست بلکه ایمان و اخزه میساقه است آنست که دستور مبارک آل امران آیه پنجاه و دو این چنین فرمود فلم احس ایسا من همالکفر قال من انساری لله قال الحواریون نهنو انسار الله احسه یعنی اون چرا که این دشمنان دین در نهان و نهان دشون داشتند کم کم علنی کردن محسوس شده است که ایسا سلام الله علیه از اونا احساس خطر کرد یعنی کار اونا از توتیه های ذهنی نزدیک عمل خارجی و عین خارجی شد دیگه ها رو محسوس شد مشابه این تعبیر در سوره پایان سوره مبارک صفحه هم هست در پایان سوره صفحه یعنی آیه چهارده خدا به مسلمان ها میفرماید ای مسلمان ها مثل مسیح ها باشید همونطور که اونا در روز خطر ایسای مسیح را یاری کردن به قیام کردن شما همینکنین باشید حالا معلوم میشود که دین مسیح سلام داره مانند ادیان آسمانی دیگر که در حقیقت یک دین بیش نیست این ندین اندلال اسلام اون هم دشمندار بود جنگ و مبارزه آیه چهارده سوره صفحه اینست که این ها ظاهر و پیروز شدن خب فسنار مشود این اصاس مسیحیت این نیست که انسان هر ظلمی را تحمل کنند و گوید به من چه او هم جنگ دارد چه اینکه صلح دارد او هم مبارزه دارد چه اینکه مساله دارد از این قرائن سوره صفحه و سوره آل امران برمی آید اون چه که در این آیه سوره معده محل بحث است که فرمود خدا فرمود من به حواری این از جای الهان فهم موندم که شما به خدا و پیام برش ایمان بیا برید یعنی این اصحاق قبری را مجدد کنید محکم کنید برای اینکه بیگانگان دستیدت برندازی دینه شما باید حامی دین باشید والحمدلله رب العالمين