و دو موجزه باشه که بتونه این نقشه راه تزمین شده بری و راه گشایی داشته باشه برای همه اصرها و همه نسلها و همه مصرها به صلاح بنابراین علت اصلی این که موجزه پیانبر اعظم از جنس سخن بود جابدانگی شریعت اسلام بود که وقتی که بنابراین جابدانه باشه دیگه نمیتونه یه موجزه مثلا فرض کن تصفیح سنگریزه باشه اون که دیگه نیست که شقل غمر که نمیشه هر روز شقل غمر بشه یه لحظه میشه تموم میشه اما این سخن باقیست و بعد هم تحدی میکنه این سخن رو پیانبر از طرف خدا آورد و اگر شما هم حساب دارید بید وسط و این کن تنفیرهی به ممنون نزل نعلا عبدنا فقط و به صورت من مثله یکی یه سر و سواران بیده بنابراین اون فلسفه اصلیه که موجزه پیانبر از جنس سخن و از جنس کلامه بسیار ممنون و متشکر از درسته علیه امیدواریم این شنونده ی عزیز هم پاسخ سآلشون روشنگیده باشند شنونده ی برنامه پرسمان اعتقادی از راژیو معارف هستید با ما همراه باشید و از سامانه شماره پیامکی 3553 که از همین طریق شنونده ی عزیز ما جناب آی زاره از قوم این سال رو از برنامه پرسیدند اگر حقی رو از کسی زاییه کرده باشیم و شرایط برای طلب حلالیت فراهم نیست و شرایط رد مظالم هم فیلن نداریم استقفار برای آن شخص زنده اون بار حق و ناس رو از روی دوش ما بر میداره جناب استاد در خباز شما اولا اینکه باید دید که این حق و ناس از چه جنسیه حق و ناس چهار نوع هست هر نوعی برای خودش یک راهی برای جبران و برای عدا داره یه وقت حق و ناس مالیه خب باید پرداخت بشه پرداخت نشده باید ارش کنم که هر زمانی که تونست پرداخت بکنه به صاحبان حق باید برسونه حالا به هر شکلی که شده یه وقت جانیه خب بازی یه جور دیه است باید براجه کنه و یا قصاص بشه یا دیه به پرداخت کنه یا حلالیت بگیره یه وقت ممکنه ارزی باشه اونم باز برای خودش جور دیه است یه وقت ممکنه گمراک شردن و ازلالی باشه خلاص این که حق و ناس ها یه جور نیست که بیم که همین این راه رو برو تمامه مطلب دوم این که حالا اگه انسان دستش کتا باشه هر کدام از این حق و ناس ها راهی برای پرداختش نداشته باشه اولا باید کار خیل برای اونها انقدر انجام بده که وقتی روز قیامت که میشه این کارهای خیل رو که میبینن بینن خیلی خوب به اندازه یکی شما ببین به ما بده کار بودیش کار کردی؟ کار خوب برای ما انجام دادی؟ یه استقفار که چند ثانیه طول میکشه؟ سرف از کن کسی آوروی اینها رو برده حالا خودتون این حق رو ببخشه بیخون من از طرف شما گفتم استقفرالله رو بیارد داریم چه تناسبی بین این دوتا هست؟ مثلا فرض کنین میلیون ها بلکه بیشتر میلیون ها حالا میلیارد ها به طرف زرر زده وقت میگی خیل خوب من از طرف شما گفتم استقفرالله میگه نه من با این پول میتونستم این مقدار سال بگم نماز بخونم برام روزه بگیرم قرآن بخونم چه کار کنم چه کار کنم باید تناسبی بین این دوتا باشه اگر نه صرف این کار من از طرف شما گفتم استقفرالله کار تمومه حتما باید این تناسب باشم به مقدار حق خیلات براش انجام بدیم که اینها در واقع اونجا مثلا انقدر من به یادنش ما حق داشتم انقدر من کار خیل انجام دادیم ببخشی قصد اگر شخصی توان مالی داره میتونه حق و ناس مالی رو پرداخت بکنه بعد میتونه بگه من به تناسب اون حق و ناس مالی مثلا براش قرآن میخونم یا کار خیل انجام میدم بعد اینا با هم دیگه تاوتر بشم نه پرز این بود که اصلا توان نداره توان داشته باشه فقط باید اون مال رو پرداخت کنم اگر صاحبشو میشنست به صاحبش نمیشنست باید دردن و ظالم بده کنه یعنی حتی اگر بیشتر از اون اندازه حق و ناسی هم که هست کار خیل براش انجام بده خواهیده ای نداره نه خیل چون اون بگی من قرآن نمیخواستم پس قبول نمیشن نه اون باید به خودش برسه اون صدقه جاییست که دیگه صاحبشو پیدا نمی کنه تازه اون هم اگر صاحبش پیدا شد راضی به صدقه نشد باید خودش دوباره حق اون صاحب رو بده وقت صدقه میشه مال خودش نکته بعدی این بود که در این گونه موارد بله اگر واقعا دستش از هر جهت گتا باشه و مومن باشه و اعمال خوب زیاد داشته باشه مثلا فرقان شهید شده باشه حال حق قرنس هم بگیردنش هست که عدال نشد و اینها اینجا خدای متعال خودش متولیه گرفتن رضایت از اون صاحب حق میشه دعای روز دوشنبر رو دوستان با دقیقت متعاله بکنن اونجا داره که خدای اگر از قرآن بندهید بگردن من حق وجود داره حالا مارش ازایی کردم آبروش بردم نمشین کردم خودش فرزندانش و بستگانش و دستم کتا شده از این که حلالیت به طلبم تو خودت هر جوری میدونی رازش کنید این دیگه اون آخر خطه که اینسان هیچ راهی برای هیچ کاری نداشته باشه یعنی باید امیدوار باشه به خاطر اون دعای روز دوشنبر بسیار ممنون از ازدتالی امیدواریم این شنوانده پسخ سالشون رو شنیده باشند از همین طریق سامانه پنیامکی شنوانده عزیزی با شماره صرف 937 سال نسبتا فولانی رو از برنامه پرسیدن سال شنوانده این هست که با توجه به این فراز از دعای ابو حمزه سومالی که میفرمایید اللهم اینی کلما قلتو قد تهیعتو و تعبتو و قمتو لسلات بین یدهی که و ناجیتوک الغیت علیه ناسن ازا انسلیتو و سلبتنی مناجاته که ازا انناجیتو خدایا هرگاه گفتم محیا و آماده شدم و در پیشگاهت به نماز استادم و با تو راز گفتم چورتی بر من افکندی آنگاه که وارد نماز شدم و حال راز گفتن رو از من گرفتی آنگاه که با تو راز و نیاز کردم و همچنین آیه پنج و چار سوره توبه که میفرمایید هیچ چیز مانگ قبول انفاقهای آنها نشد جز این که آنها به خدا و پیانبرش کافر شدند و نماز به جا نمی آوردند جز با کسالت و انفاق نمی کنند مگر با کراهت آیا کسالت و سستی که در دعا و آیه مطلقه نتره شده یکی هست آیا میتوان گفت کسالت در نماز و سایر عبادت همیشه ریشه در کفر و نفاق ندارد و مومنین هم دوچار کسالت در نماز و سایر عبادت میشوند تیامه که نسبتاً طولانی بود این سال رو خدمتون قرارت کردم بفرمایید نه در واقع کسالت باعث سستی میشه یه رابطه تقریباً علیتی با هم داره وقتی کسالت کسله نتیجهشی میشه در کار سست میشه قدر کسالت هم باید معلوله چیزهای دیگری هست از جمعه این که ممکنه سنه در تاز جسمانی مشکل داشته باشه اصلا فرشکن خوابش میاد خب نماز با کسالت میخونه یا این که نفاق داره نفاق باعث میشه که انسان نمازش با کسالت و با چیزی از این قبل با هر حال اینا رابطه شون اینجوریست که کسالت باعث میشه که انسان سستی بکنه اما این که فقط کفر و نفاق دلیل این چیزها اون هست یعنی این سستی و کسالت ریشه در کفر و نفاق دارن چون هر دوش در باران آیه داره اما صرف این نیست هم تا که الان ارز کردن ممکنه جنبه مثلا پیزیولوژیکی داشته باشن فرشکن مثلا کسی بیخابی کشیده حالا الان خواد نماز شب بخونه خود کسالت آرز میشه چورت میزنه یا مثلا کسی فرشکن شب زیاد خورده قضای چرب و شور بعدم روش آب خورده مزاجش بلغمی شده و این مزاج خود کسالت میاره دیگه هر کس هم که باشه این کسالت داراش میاد نمیشه گفت که پس این دیگه ایمان نداره ابلیس مد خدمت حضرت یحیی پیانبر زاهد الهی بحث هایی داشتن با هم گفتگو می کردن گفتگوهای با هم داشتن از جمعه بهش گفت که چی چیز آدم ها برای شما خوبه دوست داری میگفت مثلا فرس کنین که اینا عشق علاقه به مال دارن چیز های از این قبیل ابلیس و حضرت یحیی مگفت من این چیزها دوست دارم بهش گفت که از من چی چیزی برای تو خیلی پسندیدهه خیلی دوست داری گفت گاهی شما سر شب قضا زیاد میخوری مزاج سنگین میشه نماز شبتون خیلی با نشات نیست من اینو خیلی دوست دارم اون زمانی که شما بخاطر قضایی که سر شب قردی کسالت داری حضرت یحیی گفت که من با خدا عهد میبندم اون عهد شریع کامل که از این به بعد اجازه ندم که هرگز شکمم از قضا سیر بشه اولیس هم گفت منم با خدا عهد میبندم که از این به بعد هرگز آدمی رو نصیحتش نکنم حقیقت به هیچ آدمی نگرم چون گفت حضرت یحیی این عهدو کرد حضرت یحیی هم ببینید که با قطعه اون که دیگه بس ایمان و نفاق هرگز نبودی بس همون قضاست همون قضا باید سنگینی میشه سنگینی هم باید کسالت میشه بس نه اینجوری نیست که ببینید فقط ریشه در کفر و نفاق داره مطلب بر این که خود کفر و نفاق هم درجاتی داره خب هر ریایی نفاقه چنان که شرکه هر مستاقی از ریا که باشه وقت ریا هم از حرکت مرچه سیاه در دل شب تاریک برون سخره سیاه لطیفتر و ذریفتره که این مرچه رد نداره که رد پا نداره چون اصلا مرچه خودش اینش که بخواد رد پاش باشه اونها مرچه سیاه شب تاریک سنگ سیاه بعد انسان بخواد از اینجوری رد پا پیدا بکنه امکان نداره ریا اینجوری وارده امال ما میشه خب طبعا اینو دیگه نمیشه گفت که انسان بفهمه جلوشو بگیره پس خود ریا مراتبی داره خود نفاق مراتبی داره از اون ارش کنم که مسادقه خیلی پاینترش که خیلی لطیف و ذریف از شروع میشه تا میاد بالا که دیگه به کفر و نفاقه که انسان از دین خارج میکنه تا یه حدی اون کفر و نفاق به همون معنای لغویشو داره معنای استلاحی رو نداره که در نشه و حق داریم که مثلا غیرتال معرق کفرون و غیرتال رجول ایمان این کفر به معنای کفر مستله نیست به معنای همون معنای لغویشه حق رو داره روشو میکشونه رو حق رو داره پرده میکشه کفر و نفاق روی گاهی به همون معنای لغویش تو آیات و رواده اومده مثلا به کشاورز گفتیم کافره در قرآن کافره معنیش اینه که دانه رو میپوشونه دانه رو زیر خاک میپوشونه اینجا هم بحث کفر و نفاق لزومن کفر و نفاق استلاحی نیست که انسان رو از دایر دین خالش کنه و انسان مثلا احکام و کفرش مترتب بشه نجست باشه نمیدونم در قبرستان مسلمان نشتفت نشکر چیز از این قبیل خود این هم باز مراتبی داره هم قبل از اون مرحله خروج از دین مراتبی داره هم بعد از مراتبی خروج از دین خودش باز مراتبی داره کفر هم مساوی نبودن یک کافر ابلیس مثلا با اون همه نفاق و کفری که او ورزیده یک کافر هم یه آدم جاهله از کنم که بی ثباتیست که فقط خودش از دین خالش شده دیگران رو از دین خالش نکرده اینا خیلی با هم فرق میکنن بنابراین در هر دو مرحله هم مرحله اولش که همونوز از دین خالش نمیشه مراتبی داره هم بعدش که از دین خالش میشه باز مراتبش خیلی زیاده بر این اساس ملازمی فرمایید که هر کدام از این مراتب یکی از نتایجش کسالت در عبادت میشه به همون میزانی که این کفر و نفاق که ارز کردم وجود داشته باشه به همون میزان کسالت بر انسان آرز میشه و هر چی که نشات در عبادت از این هس بیشتر باشه این دلیل بر اینه که اون میزان کفر و نفاقش ولی اون کفر و نفاق لغبی که انسان از دین خالج نمی کنه کم تره اگر انسان نشات بیشتری داره خودش دلیل بر اینه که ایمان قبی تری داره ایمان خالستری داره بله خب جنب استفاده از اون بر برنیم که در عبادات کسالت برامون آرز نشه و بتونیم با نشات عبادت ها رو انجام بدیم یه نکته کلیدی بگید که این رو اگر شنواندگان عمل بکنن باید میشه که نشات در عبادت داشته باشن و این کسالت براشون آرز نشه یه مطلب همین نفاقی بود که فرمودید یه چیز کلی که هم میتونم خدمت رو عرض بکنم مثلا بگیم آقا این که اخلاص رو سر لوحه مورمون قرار بدیم و در عمول و رفتارمون اخلاص رو داشته باشیم میتونیم با امان یه شاکلید بگیم که این میتونه ما رو به نشات برسونه؟ خود مشکلی نیست که اخلاص از کجا خودمون اخلاص خودش نیاز به علت داره علت به نظر منده مهمترین علتی که میشه شاکلید باشه همون معرفته اگه معرفت حاصل شد اگه انسان خدا رو شناخت وقت خشیت میاد اخلاص میاد همه چی میاد نمایخشالله من عباده العلمان مهم اینه که انسان معرفتش زیاد بشه هرکه معرفت زیاد تر بشه نفاق میره کفر میره اخلاص میاد و در واقع اون شاهره اون شاکلیدی که همه اینها رو باز میکنه همون معرفته بسیار ممنون و مشکل از ازادتالی انشالله که با سالهای خوب دوستان شناندگان عزیز شنانده ما این معرفت رو بتونیم کسب بکنیم از مذرع ازادتالی و از معرف دین آگاه بشیم و انشالله بتونیم عباداتمون رو با نشات بیشتری انجام بدیم و به کمال مطلوب برسیم ممنون از این که مثل همیشه با سبر و حسله به سالات شناندگان عزیز پاسخت رو دید و وقت عزیز و شریفتون رو در اختیار این برنامه و شناندگان گرامی ما قرار دادید شما شناندگان عزیز میتونید نظر انتقاد و یا رضایت خودتون از برنامه پرسوان اعتقادی رو به سامانه پیامکی 30162 اعلام کنید و یا این که با شما تلفون 162 تماس بگیرید تا ما هم از نظر انتقاد و پیشنهاد شما عزیزان استفاده کنیم و برمند بشیم از لطف و همراهی شما گرامیان تشکر میکنم همه شما عزیزان رو تو برنامه بعد به خدای بزرگ میسپارم خدا نگهدار اتماس دان اتماس دان احساس هایی از متفاوت میان ماستا آباد از تو هم من و ویران من تویی صبح شما به خیل شنونده های عزیز و گرامی خیلی متشکرم بابته همراهیتون با رادیو معارف برامی پرسامان اعتقادی بود که شنیدید اما دوستانیم دوستان عزیز در این اوضا و احوال جنگی که رژیم منحوس سهیونی به ما تحمیل کرده سروازان جان برکف کشورمون در سپاه و ارتش و نهاتای اطلاعاتی سخت در تلاشن تا امنیت جامعه همچنان برقرار باشه اما توی این وضعیت مردم هم میتونن با رعایت نکاتی ساده به حفظ امنیت بیشتر خودشون و عزیزانشون کمک بکنن مثلا به حفظ اطلاعات حساس توجه داشته باشن اخبار رو از رسانه های رسمی دنبال بکنن و به شایعات دامن نزنن همچنین هر نوع مورد مشکوک رو اهم از تردددها و حرکاتی که به نظر غیرادیه به دستگاه های امنیتی اطلاع بدن وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دو نهاد امنیتی بسیار مهم در کشورن که برای آسایش و امنیت کشور فعالیت گستردهی دارن شما عزیزان میتونین برای تماس با وزارت اطلاعات از شماری 113 و برای تماس با اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از شماری 114 استفاده کنین و هر نوع فعالیت مشکوکی رو که به امنیت جامعه صدمه میزنه به این دو نهاد اطلاع بدین خب دوستان عزیز همچنان در خدمت شما هستین و ازتون دوت میکنم در ادامه هم با ما بمونید دعوت میکنم که ادامه برنامه های رادیو معارف رو بشنوید به نام خدا سلام شاید شما هم در بین اقوام و دوستانتون کسایی رو بشناسید که دامدار هستن و رزق و روزیشون رو از این طریق به دست میارن علی اکبر پسرخاله من هم دامداره دیشب زنگ زد و پرسید پسرخاله میدونی که گوستبند از جمعه حیواناییه که بهش زکا تعلق میگیره خواستم بپرسم که چه نوع گوستبندی مد نظره؟ آیا سن خاصی هم در این گوستبند ها مد نظر هست؟ من مقلد رحبری هستم و حالا میخوام فتواییشون رو بدونم گفتم علی اکبر جان پاسخ حضرت آقا در مورد سوال شما اینه که در فرض سوال شما گوستبند اعمه از میش و بز هست و اگه برای زکاة بخوایید گوستبند بدید باید اقلا داخل سال دوسته و اگه بخوایید حیوان بز رو به عنوان زکاة بدید باید داخل سال سوم شده باشه ولی در تعلق زکاة سن خاصی ملاک نیست بعدش گفت یعنی چی در تعلق زکاة سن خاصی ملاک نیست؟ گفتم یعنی درسته که در تعلق گرفتن زکاة به گوستبند یکی از شرایط رسیدن به یه تعداد معینه اما این که حتما گوستبند ها به یه سن خاصی برسن تا زکاة بهشون تعلق بگیره شرط نیست ارادت مند دختر و پسر توی هر رسته ست ها دختر و پسر متولد میشن دختر و پسر هایی که هرچی بزرگتر میشن امیدها و آرزوهاشون بزرگتر میشه اما وقتی تمی محرومیت رو میچشن و خودشون رو از بسیاری از امکانات بیبهره میبینن یا باید دست از آرزوها و رویاهاشون بشورن و یا باید محاجرت کنن دختر قصه ما از همین دست آدم هاییه که امید دوباره پیدا کرده برای موندن و زندگی کردن در رستای آب و اجدادیش دختری که احل رستای خیراباد در سی کلومتری استان زنجانه یه هفت سال پیش بود که رستای ما آب نداشت یا در طول روز دو سه ساعت آب داشتیم بعدش دیگه نمی اومد یا چیکه چیکه می اومد یا خیلی کم همین جوری تابستان بود روزای گرم بود نشسته بودیم بدون آب که باباون از بیرون اومد گفت یه شخصی اومده همراه خانومش توی مسجد محل جمع شدن و دارن میگن که بیاید علول کشی آب رو از اول انجام بدیم خب ما یه سری موافق بودن یه سری مخالف بودن حالا اونایی که موافق بودن به خاطر این بود که در طول روز واقعا آب نداشتن و در مزیغه بودن و میرفتن از چاه هایی که واسه کشاورزی استفاده میشد آب می اومدن اونایی هم که مخالف بودن خب بالاخره دستشون و دهنشون میرسید شاید خودشون چاهی داشتن بعد از ما کشاگوز های فراوان بعد از مخالفت ها و موافقت ها ریستفید ها و بزرگ ها تصمیم میرفتن که با کمک همین آقا یه کاری کنن که همه آب داشته باشن بعد از حدود یک سال با کمک احالی با کمک همین آقا بیشتر احالی روستا کنتور داشتن آبشون آبی بود که از طریق لکشی براشون می اومد و در طول روز همه آب داشتن افرادی که در روستاها بزرگ شدن با همت و تلاش سختی ها رو به جون خریدن به شهر رفتن و تحصیلات دانشگاهی دارن و تخصص هایی در زمین های مختلف کسب گردن به خصوص معلم هایی خوب میدونن که روستاها چه کمبود هایی دارن و برای رفع مشکلات همولایتی هاشون باید چه کارهایی انجام بشه مرادی هستم دبیر آموزش بربرش شهرستان سلطانیه اگر اشتباه نکنم سال 95 بود و بنده هم در شهرستان اجرود مشکول تدریس بودم و تقریبا به علت دوری محل کار کمتر در خیلاباد حضور داشتم و دورا دور میشنیدم که یک امام جماعتی در خیلاباد هستم و نسبت به امورات روستا هم خیلی حساسن و این که از تعریف های احالی میشنیدم که خیلی آدم فعالی بودن تا این که شورای فرهنگی تشکیل دادن و از هر ایل و طایفه یک ریشتفید رو دعوت کردن و تقریبا در حدود سی نفر در شورای فرهنگی روستا حضور داشتن و یک رفتم مسجد و دور دیدم مراد زیارتشون کردم و اولین مشکلی که در اون شورای فرهنگی مطرح شد بحث خود همون مسجد بود که تقریبا سال 50 ساخته شده بود و خالفت های شد که اگر مسجد خراب بشه دیگه حالا از نوع به سازیم نمیشه حالا حزینه زیاد میخواد ولی بلاخره با جلسات متحدد محاجبا با چند نفر از اون اعضایی که در شورای فرهنگی بودن تشکیل بردن تهران و تقریبا با 270 ملیون پول یا همون قرار داد استارت کار زده شد دفاع مقدس دوران تلایی بعد از انقلاب بود جنگ با همه مسائب و مشکلاتش و از دست دادن جوانها این حس رو داشت که جوانان متحد مؤمن و انقلابی رو برای دفاع از آرمانها پای کار بیاره یکی از اونها آقای اسحاق اسمایلیه که جهادگره در روستای گرجق از تبابه میانه آزربایجان شرقی در یک خانواده کاملا مذهبی متولد شدم ابتدایی تحصیلات راهنمایی اون زمان که ارنان متوسطه شده شهرستان زنجان تک کردیم من تا ثومه راهنمایی یعنی پای نهوم اینجا مشکل تحصیل بودم بعدش شونده سالگی من آزم جبه شدم زوغ و اشتیاغ داشتم نسبت به این که تو جبه ها حضور داشته باشم چندین بار اقدام کردم هر بار به یه بحانه هایی رد کردم برحال توفیق شد که در شونده سالگی به سختی البته تطورستم نظر سپا پاستاران دوستانی که اونجا بودن اونها رو جلب کنم و آزم جبه ها جنج شدم گامه های جهادگران بسیجی در مسیر محرومی از ادایی محکم و استوار است در کنار مردم بودن لذت بخش برای انسان و ماندگاره با از روح عشق انجام میدیم کارا جهادی رو خدمت صادقانه و بیمنت برای مردم از ویژگی های جهادگران بسیجی است توانستیم امسال و حدود بیستا از روسته هایی که در بحث آبرستانی مشکل داشتن مخصوصا روسته های گوهستانیمون توانستیم برای بحث لول کشی آب کمکشون بدیم و هنوزم ادامه داریم بخص ایجاد گروه های جهادی بسیجیان از جمعه دستاورده های موفق تشکیل بسیج مستعزفان است انا آب خوب شده دار ارشمنوورده خدا هست جاکونه خدا دستشین بگیره سال شست و چهار آزم کردستان شدیم عدود پنگ ماه اونجا بودیم بعد اون که برگشتیم یه مرخصیه کتاه مدت بعد اونم در جبه های جنوب حضور داشتم تا سال شست و هشت از جمعه دستاورده های جمعه دستاورده هست و اتمام جنگ من به زنجام برگشتم بلا فاصله با یه خانواده یه آشنا شدم که این خانواده هم در حد متوسط و مذهبی با این خانواده وصلت کردم و اون ایامی که برای خاستگاری از خانومم رفتیم به این خونه من اونجا یه چیز شرایطم این بود که اون که جنگ تموم شده اگه توفیق داشته باشم میخوام برم تلبه بشم میخوام برم حوضه و خب اینم به طبع اون مشتلاتی داره ممکنه در آمد آنچنانی نداشته باشم ممکنه سختی هایی داشته باشه همه این موارد و مسائل رو که اون زمان به ذهنم میرسید البته با این خانواده و با خانوم خودم مطرح کردم اونا هم پذیرفتن و رحمدالله این اتفاق مبارک افتاد و این وستت انجام شد زندگی یه مسیر پر پیچ و خمه پر از فراز و نشیب اگه توی این مسیر یه همراه خوب داشته باشه با دلگرمی میتونی راهت رو پیش بگیری و به هدفت برسی خانوم اسمت نوری همراه و همسر آقای اسحاق اسمایلی من اسمت نوری هستم در سال 1353 در شهر زنجان به دنیا اومدم تحصیلاتم رو در زنجان تا مخته دیپلوم به پایان رسوندم و در سال 69 حاجه ها با خانواده شون اومدن خاستگاری من یه سری شرایط مطرح کردن که من در اومد خاستی ندارم و خودم هم قصد دارم برم موضوع علمیه و انشالله طلبه بشم طلبه شدن سختی داره مشقت داره زحمت داره بعدش هم به ما گفتن اگه این شهر شرایط قبول میکنی با هم ازدواج کنی منم با پدرم مادرم و برادرم مشورت کردم شرایط حاجه ها رو پذیرفتم و قبول کردم با ایشون ازدواج کردم حاصل این ازدواج دوتا بچه هست یه پسر و یه دختر دخترم ماما هست و پسرمم دانشجوی پزشکیه مشکوله سال 70 به اتفاق همسرم به گم رفتیم و تا سال 87 گم بودیم و بعد از تفایلی تحصیلات همسرم به زنجام برگشتیم کسی خودش متولد رستا باشه مشکلات درتا و قمها و شادیهای احالی رو بهتر درک میکنه و برای رفع مشکلات و موانع میتونه قدمهایی رو برداره و راهکار بده حجت الاسلام اسحاق اسمایلی کسیه که از جنس زلال مردم رستاست سال 96 به خاطر فعالیتهای زیادی که حاجه ها در مورد حلیه و در مورد حلیه مشکلات رستاییان داشتن حاجه ها رو به عنوان مسئول فرهنگی قرارگاه پیشرفت آبادانی سپاه انسار المهدی رستان زنجام انتخاب کردن حوضه کاری حاجه ها در قرارگاه پیشرفت سرکشی به 89 رستا در رستان زنجام بود که 20 نفر از طلاب جوان با خانواده هاشون در این رستاها مستقر بودن که حاجه ها مرتب به اتفاق بنده رستایی رستایی که به این ها سرکشی میکردن