اینه همشه تو خنه که چرا باقی لذه باقی دلیل پیش کنه که چرا باقی لذه باقی دلیل پیش کنه بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین والحمد لله رب العالمين و سلاط و سلام علی مولانا و مقتدانا ابلغاس محمد و علی آله تیدین الطاهرین المعصومین سیگما قررت این رسول از زهراء البتول و مولانا صاحب لعسره و الزمان در مسیر معنوی مولانا یه راه هایی هست انسان ها اگر اول کارشون باشه شاید مسیر رو به اشتباه دارن امریده در یک مسیر سر کنن آخر کار به بمبه هست برخورد کنن اما بعضید راه ها رو بزرگانی رفتن راه رو پیدا کردن و عمل کردن به مقاماتی هم دست پیدنه این راه ها تجربه شد به تجربه کردن ما نیازی نداره بنوان مثال اگه تو لاهل ازما آقای بهادینیم یه گاهر نادری بود در این قوم از نظر علمیت به حد مرجعیت بود از نظر بصیرت اونقدر بالا بود نگاه به افراد میکرده بود برد باطن ها رو میخوند آینده افراد رو میدید از او سآل کردن اقا شما چیکار کردید این درها براتون باز شد وقتی نگاه به افراد میکنید باطن ها رو میبینید فرمودن در تمام عمرم بدخواه کسی نبودم برای همه یه حالت خیرخواهی داشتم این باعث چون این در بر آن باز شده باطن نورانیگت پیدا کرد نور باطن به دیده ها آمد از دیده ها پرده های هجاب کنار رفت میدید آن چه مردم نمیدیدن و میشنید آن چه مردم نمیشنیدن این کار آیت الله از ما به او دینی به تجربه بعدی نیاز نداره که ما بخواییم تجربه کنیم اشون این کار انجام دادن و جوابم گرفتن اگر ما هم به همین مسیر بریم در حد لیاغت هامون به یک اهدافی دست پیدا می کنیم جناب سلمان را عزیزان همه می شناسند در کنار علی ابن عبی طالب چند نفر بودن که نامشون در تاریخ مونده که جناب سلمانه جناب عبیزره جناب نقداد امار یاسر میسم تمار اینا نامشون در تاریخ موند هرکی با امیر المؤمنین آشناس با این اسامی هم آشناس در باره مقامات سلمان من چند تا نکته ارد کنم بعد ببینیم سلمان چی کار کرد این درها براش باز شد سلمان یه فرد عادی نبود اعجوبه آنم اسلام نبوده اعجوبه دهر بوده ما در ایام روزگار در دهر نداریم کسی را که اد نداره خانوادگی مشکل داشت گبر زاده بود به یه مقامات دست پیدا کرد جدن این مقامات مقامات عجیبیه بنوان مثال که بر عزیزم مطلب بهتر جا بیفته به سلمان اسم اعظم انایت کرده بودن خداوند عالم هفتاد و سه تا اسم داره بنوان اسامی اعظم یک اسم در ذات خدا مخفیست و کسی اعظم از این یه دونه اسم اطلاعی نداره ظاهر امر برمیاد این اسم آنچنان عظمت و جلالت داره انسانی راک ممکنل وجوده تا به تحمل این اسمو نداره و رضا این یه دونه اسم در ذات خدا مخفی شده هفتاد و دو تا اسم دیگه میمونه جناب ایسا برای اثباته پیامبری خود و اعجاز چند تا کار انجام میداد اولا مرده را زنده میکرد کور مادرزاد را شفا میداد بیماده برس را درمان میکرد از گل یه پرنده گلی میساخت در این پرنده فوت میکرد پرنده گلی پرنده واقعی میشد اینا چهار تا اعجاز بود و این پرنده را از جناب ایسا در روایت داره این اعجاز حضرت ایسا با دو تا اسم از اسمای اعظم الهی انجام میشد و جالب اینه به چهار ده محسوم هر هفتاد و دو تا اسما داده بودن به ایسا دو تا به امیر المؤمنین هفتاد و دو تا به این دیگر اسم اعظم اگر انسانی اسم اعظم داشته باشه در آنم وجود تصرف میتونه بکنه کنفگکون میتونه بکنه در به جناب سلمان اسم اعظم را انایت کرده بودن سلمان اونقدر اومد بالا که خودش میفرمود شبهایی بودن من بودن علی ابن عبی طالم و پیغمبر اکرم یه درهایی از اسرار برای من سلمان باز کردن سلمان اونقدر اومد بالا تمام ایمان ده درجه جناب مقدار تا هشت درجه اومد بالا جناب عبیدن تا نه درجه اومد بالا و جناب سلمان هر ده درجه ایمان را کست شد رفت بالای قلق ایمان واساده و همه چیز را به اون نشون دادن برای این که درجات ایمان میاد بالا چه برکاتی دارم به یه جریان نقض کنید جناب میصب تمار از درجه ایمانی از مقدار پایینتره مقدار هشت درجه میصب تمار پایینتر بوده توی خیابان کوفه داره حرکت میکنه از مقابل جناب حدیثه حبیب میاد دوتایی مقابل همدیگه وامیستن جناب حدیثه یه نگاه به میسم کرد فرمود کسی را میبینم به خاطر ولاین او را بردار میزنن و ظالمی میاد با یه خنجل به پهلوی او او را شهید میکنه آینده میسم رو به میسم گفت میسم یه نگاه به حبیب کرد گو منم کسی را میبینم سر او را میبینم او را در بازار کوفه دست به دست میگرگونن میسم هم آینده حبیب را بیان کرد اینا آینده را یه طور میدیدن که ما داریم الان را میبینیم وقتی میسم را بردار زدند الان دخان کسی را بردار بزنن تناب به گردن میدازن او را بالا میبرن این دو نقیه بعد تمام می کنه سابقا تناب را به کمر میداختن او را بالا می کشیدن این دلاشده بالای دار بود حالا یه روز بعد در روز بعد بمیرم تناب به کمر میداختن وقتی میسم را بالای دار بردن خلقالناد دور دار جمع شدن میسم را دار زدن آمدن کنار دار به میسم نگاه میکردن میسم دو تا جمله خیلی عجیف هستن فرمودن مردم تا جون به دهانم نرسید از من سآل کنید از آینده ایت به شما خبر بدم از گذشته هاتون به ایتون خبر بدم این یه جمله بسیار مهم جمله دومان فرمودن چهار سال علی رو آنطور که باید خدمت کردن علی علم ماکان علم مایکون علم ماهوبکان علم رایدن دن علم ماکان علم گذشته علم مایکون علم آینده علم ماهوبکان علم الان مردم ازم سآل کنید از حال و قبل و بعدتون به ایتون خبر بدم اما این مقامه که آسون به دست نگه بردم چهار سال علی رو آنطور که باید خدمت کردن این در رو برام باز کردن تازه این مقامش از مقداد پایینتره مقداد از عبیدر پایینتره عبیدر از سلمان پایینتره وقتی اینا این مقاماتو دارن حالا سلمان چه مقامات عجیبی رو دارا بوده این مقامات آسان به دست نگه بردم شب تا صبح نخواهیدن به این مقامات دست پیدا کردن کار کردن نابرده رنج گنج ماید بردم این ها آسان به دست نگه بردم با زحمات دلشب با مراعات تقوی با مراعات در محضر خدا بودن به این مقامات دست پیدا کردن حالا این جناب سلمانی را که این همه مقامات براش هست یه سالی از او کردن گفتن این مقامات دست بردم این همه سلمان چی کار کردی؟ خدا این همه در براد باز کرد این همه مقامات و برای تو قرار داد چی کار کردی؟ گفتن من ستا کار را مراعات کردم به برکت این ستا کار این درها برای من باز شد حالا من در یک درسته نمی رسم هر ستا کار را بگم حالا یک برنامه را عرض می کنم اما از عزیزانم تغاظان می کنم اونه که از ازیزانم تغاظان می کنم اونه که الان در جنسه تشیف دارن اونه که بعدا عرض بندر را می شتون از اینا تغاظان می کنم وحدی کار سلمان را داریم بیان می کنیم هرکی به خودش یه مراجعه کنه این کار را دارم یا ندارم اگر این کار را نداره عمر مفت از کف رفت بره دنبالش تا دارا بشه اونه که به همدلان دارا را شدن اینو دارن اینا دوتا کار باید بکنن کار اول اینه این داشته را تقویت کنن امتحاناتی میاد جلو اگر بستر آماده نباشه انسان زمین می خوره کار موجود را تقویت کنن و کار دوم اینه بدانیم همه ما آنچه خدا به ما داد نفرم بود ازتون نمی گیرم خدا با ملاک میده اگر ملاک بره داده ها را پس می گیرن شیطان از سنخ جن بود بنا چیزها داده شد او را بردن بالا در کنار ملاک او را قرار دادن درکن نماز خون شش هزار سال طول کشید او را بالا بردن دادن به او مقاماتی را اما وقتی ابا وستک بره از سجده ابا کرد به تکبرجو تمام داده ها را پس گرفتن با فرمان اخراج اد درگاه بیرونش کردن با خفت او را بیرون کردن تا در مسیر بود دادن مسیر عوض شد داده ها را پس گرفتن خیال نکنیم اگر مقاماتی داریم از ما نمی گیرن این مقامات به ملاک تقواست تقوا بره همه را عدنمیم از درگاه بیرونش کردن گفتن سلمان چی کار کردی خدا این همه در برایت باز کرد فرمان من سه تا کار را مراعات می کردم به برکت این سه تا کار این درها برای من باز شد باز از عزیزانم تقاضان می کنم دونه دونه اگر فرصت برام بود کارها را عرض کردم هر اینکی به خودش یه قیاس کنه داره یا نداره؟ داره یا نداره؟ اولین کار چی بود؟ دنبال علم و عالم بودم تا بصیرتم بالا بیاد هرکجا عالم بود دنبالش بودم هرکجا صفره علمی بود کنارش بودم تا بصیرتم بیاد بالا در اقدام به کارها با بصیرت عمل کنم در روایت دارم که بسیار روایت جالبیه تا که به قنینی آخرانی به معنیهای بود explores نبود و اعطارت ما با اعطار اندوار در این حدوب از منراحب را هر روش بهدخان چیانگ تیفران زمین lod job لعب track وت leveling از سربازان امیر المؤمنین بود رفته کنار کعبه سینه رو به کعبه چسبوند به خدای کعبه قسم یاد کرد برا نجات قرآن تا علی رو نکشم آرام نگیرم انقدر بی بسیرتی اومد بالا نجات قرآن رو در کشتن علی میدین اگه بسیرت در کار نباشه آدم جدن ظلمت رو نوره و نور را ظلمت بگینه ایه روایت به نقل بعدی نقل کنین لنسل اعما من یعما بسر و کور به کسی نمیگن که چشم نداشته باشه اننل اعما من تعم و بسیرت و کور به کسی میگن بسیرت نداشته باشه بسیرت نبود مشکلاتی ایجاد میکنه خدا شمر را لعنت کنه از سربازان اهل بیت بود جانباز جنگی هم بوده اما کار به یه جان رسید جنایتی کن که این جناگرد در تاریخ اسلام بی نظیره یازدهت امام ما شهید شدن یکی از این اعما سر از بدن جدا شد اینم به دست شمری بود از سربازان اهل بیت بود از جانبازان جنگی بوده ولذا کور به کسی میگن بسیرت نداشته باشه به نقل ثوم نگاه کنید فرمودن الالم به زمانه اون که آگا به زمانش باشه لا تحت ما علیه لوابس بر او شبهات حجوم نمی کنه نداره الالم خیلی ها با سوادن اهل متعالی هستن الالم هستن اما عالم به زمانه نیستن زمان دستشون نیست با سواده از اوزا بیخبره از اوزا اطلاعی نداره راحت در شبهات زمین میخوره و دشمنم با همینا کار دارن شما نگاه کنید به جریانات در جنگ صفین بود امیر المومن یه طرف بود ماوی یه طرف دیگه بود موقع زور لشکر عزد امیر ازان بیشتره گفتن لشکر ماوی ازان میگفتن در لشکر ماوی هم نماز جماعت بود یه دونه نماز جماعت وره افرادی را به بصیرت نداشتن کارم و کمکشتره گفتن یا علی شما و ماوی کدوم به حقیب شما ازان میگید ماوی ازان میگه شما نماز جماعت ماوی نماز جماعت کدوم به حقیب به حقیق آنقدر بسیرت پایین بود آنقدر تفکر غلط بود یه نماد جماعت اینها رو کلپا کرد به شک افتادند دشمن ها با اینا کار دارند این یه جرایان شما در جنگ صفین نگاه کنید کن ماه این جنگ به درازا کشید از دو طرف کشته ها مجروع ها زیاد شد الان کار به اونجا رسید ماله ده قدمی خیمه معاویه بود خدا لعنت کنه امراس رو دستور داره هرکی قرآن در بالا نیزه ها بگذاره قرآن ها رفت بالا نیزه افراد نادان افراد بی بسیرت در لشکر امیر المومنین گفتن یا علی اینا به قرآن پناه بردن دیگه جنگ با اینا ها جایز نیست همچه امیر المومنین فرموده ابن عباس گفت امار یاسر گفت جناب مالک بابا اینا چند ماه با شما جنگیدن از شما کشتن اسیر گرفتن مزروی گرفتن الان کار به آخر افتاد دنبه تل افتاد الان به قرآن پناه بردن هرچی فرمودن این افراد نادان افراد ایرا که به اوضاع کاملا جاهل بودن گفتن یا علی اینا حرفا حالیمون نیست به قرآن پناه بردن دیگه جنگ با اینا ها نمیشه گفتن دگید مالک برگرده به مالک خبر دادن برگرد مالک فرمود که بگید من ده دقیقه وقت میخوام با سر ما وگه میام کارا تمام میکنم گفتن مالک اگه بخواد ده دقیقه بعد بگید علی رو زنده نمیبینیم جنگی را که چند قدمی پیروزی بود جنگ را تحویل دادن جنگ را باختن حالا این طبعات از ایزان من به طبعات نگاه کنه چون یه نتیجه سنگیم میخوام بگیرم به طبعات نگاه کنین به هماغت این افراد نادان جنگ همینجا تمام شد ماوی سالم در رفت با وجود ماوی جنگ نهروان اومد جلو در جنگ نهروان ابن مرجم درست شد در جنگ در بودن ابن مرجم فرق علی دونیم شد این طبعات اون هماغته با وجود وجود ماوی جعده درست شد اماتن مشتبه را زهر داده با وجود ماوی یزید ولیعت شد جریان کربلا را اوور جلو و سن حسین به نیزه ها را یک نفهمی باعث شد ستا حجت خدا به شهادت درسند ایزان بدانید در تمام این جدایت ها اونایی که در جنگ صفین کار را بر علی بستند دستان علی را بستند نزداشتن کار جنگ تمام بشه در تمام این جنایت ها اونا شریکند اگر اینا چشماشون باز می کردن به فرمان علی عمل می کردن کار به اینجا منجر نمی شد ماوی به درخ واصل می شد همینجا کار جنگ تمام می شد ما جنگ نهروان نمی داشتیم ابن مرجم نمی داشتیم جعده هم نمی داشتیم کربلا هم نمی داشتیم تمام جنایت ها از اون هماغت ها اومد جلو و بدانیم که در تمام این جنایت ها اونا شریکند باز شما نگاه کنین اگر بسیره درکار نباشه بعد از جریان ماویه تواوین درست شده چند کار زیبا انجام دادن گفتن حسین در کربلا کشته شد باید انتقام بگیریم شمشیر از روی غلاف ها در وردن غلاف ها رو شکوندن گفتن تا انتقام نگیریم این شمشیر ها به غلاف نمیره آمدن همشون غسل شهادت کردن همشون کفن بتن کردن همشون گفتن حسین تشنلب در کربلا کشته شد ما هم آب نمی نوشیم یا دشمن را نابود کنیم یا خود ما بالابان تشنل شهید بشیم کار خیلی آلی بوده غلاف ها رو شکوندن شمشیر ها رو به دست گرفتن کفن بتن کردن غسل شهادت کردن آم ننوشیدن تمام کارها درود یه خطای عظیم بود اون خطای عظیم چو بوده حسین رو در کربلا کشتند بعدن از خواب غفلت در آمدید بعدن بیدار شدید چون تا حال کجا بودید اگه همین جمعیت تنبابین به کربلا می آمدن کنار حسین و می ستدن شاید جریان کربلا فرم دیگری رقم می خورد اصدادن اصدادن اصدادن کار تمام شد حسین رو کشتند سر به نیزه ها نادند تازه بیدار شدید عزیزان بعضیت فرصت ها یک بار فقط هست بار دوم دیگه نداره فرصت ها بسیار زیاده عزیزان من باز شما نگاه کنید آدم ها باید باید چشماشونو باز کنند بعد جریان کربلا یه فردی آمد که دار امام صادقه سلام الله علیه آقای ابن رسول من در کربلا بودم به خدا قسم جنگی نکردم شمشیری نزدم نیزه پرد نکردم سنگی ننداختم به والا قسم هیچ کار نکردم فقط به جمعیت نگاه می کردم جمعیت هلهله می کردم منم هلهله می کردم خدا ازم می گذره امام یه نگاه به این کردن حال امام منقلب شد امام دو زانو نشستن در چشمان امام حلقه عشقی جاری شده امام با حسن دست به زانو زدن فرمودن خدا انشالله ازت نگذره گو چرا آخو من چی کار کردم بگی اینجوری به من حرف می زدی فرمودن شمر آمد کنال قتلگان وایسان به پشت سرش نگذره امام دو زانو زدن بیسته پنی سال بعد از پیغمبر در خانه علی آمدن یا علی ما جستا کسی را نداریم باید براما تو باید خلیفه بشی حضران قبول نکردن آقا به اجبار بردن مسجد به اجبار برمنبر او را نشوندن به اجبار با علی بیاند کرد ما نداریم غزت و کسی را بعد کار انجام شد آقا استادن یه نگاه به خلقانلا کردن جملات سندگیر گیری فرموتر بودن بعد بیسته پنی سال الان دنبال من آمدید بعد بیسته پنی سال تازه آمدید میدون تازه متوجه شدید آنقدر جمعیت یا بود مسجد پر حیات مسجد پر خیابون ها بود اگه همین ها اون زمان که به علی جسارت میشد میدون میامدن شای اسلام ما یک فرم دیگری در این دنیا بودیم پناه بر خدا این سکود ها باعث شد بشه آنچه که نباید میشد احسان اگر آقل باشه یک بار گول میخوره یک بار گول میخوره بار دوم غلطه هماغته بیبسیرتیه نادانیه ببینید که میتونه حرف رهبری رو مطرح کنه لطفا دستارو بالا بیارید خدا یاد به حرمت حدد معصومه ایران عزیر رو که سر بلندن سر بلندتر قرار بده مشکلات رو به فضل و کرمت حل بفرما غلط محزون امام زمان از ما رازی بفرما افثال سال آخر زمان غیبتش قرار بده عزید رهبر ما در پناه حد افث بفرما یاوران رهبری یاری بفرما مخالفین هدایت بفرما مواندین دین را ریشکن بفرما اسرائیل را نابود بفرما وحادیت را نابود بفرما به حق پیغنمنال هنی که بخواد به اسلام به قرآن به دین به ایران زرده بزنه به جان زهران نابودش بفرما مشکلات را حل بفرما بیمار ما را شفاع ناگد بفرما شهادت را روزیگه ما هم قرار بده و دعاها مستجاب بشه سلوات بلند بفرسید ، فمرا قبل که او افزاد بگرد که اللهم صلی عالى محمد و آل محمد ، و عدل فرجت cluster محمد ، اللهم صلی علی محمد و آل محمد ، و عدل فرجت cluster محمد ، اللهم صلی ، اللهم صلی ، اللهم صلی عالى محمد و آل محمد ، اللهم صلی عالى محمد و آل محمد محمد و آل محمد عجیل فرج آل محمد موج اف ایم ردیف نبد و شش مگاه هرتز موج ایم ردیف هزار و هفتاد و یک کیلو هرتز رادیوم عارف دانش آوان شبان روزی اینجا صدای فطرت و نور و فضیلت هست دنیا راهیست پر پیچ و خم که در آن از دنیا درسته از هر سو صدایی به گوش میرسند و آفریدگار اما تو را به راهی مستقیم میخاند ادایت دو مرحله دارد یکی مرحله راه نمائی و نشوندادن راه و یکی مرحله رهبری یعنی ره رو را با خود در سراس مستقیم بردن به راهی مستقیم میخاند تا مشق کنید بندگی را مشق راه